برنامه ” راه و بیراه ” قسمت هفدهم ؛ تفاوت دیدگاه وهابیت با سایر مسلمانان در بحث استغاثه به اموات (۴)

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

برنامه ” راه و بیراه ” قسمت هفدهم

تاریخ : ۲۳/۰۴/۱۳۹۳

موضوع: تفاوت دیدگاه وهابیت با سایر مسلمانان در بحث استغاثه به اموات (۴)

دانلود فیلم برنامه راه و بیراه قسمت هفدهم

 

فهرست مطالب

 

پاسخ وهابی‌ها از روایت بلال بن حارث:

پاسخ به ایرادات مضحک کارشناس وهابی

استغاثه عایشه از قبر رسول خدا (ٍص) و دستور به انجام آن به صحابه

طرفداری شبکه وهابی کلمه از گروهک تروریستی داعش

اشکالات وهابیت به روایت استغاثه عایشه به نبی مکرم اسلام (ص) و پاسخ از آن

تماس بینندگان

×××××××××××××

 

مجری :

باز هم طبق روال برنامه های گذشته در خدمت استاد گرامی و بزرگوار ، استاد یزدانی هستیم . از ایشان خواهش می کنم که خلاصه ای از مباحث جلسه قبل را بیان کنند تا این که وارد مباحث جدید شویم .

استاد یزدانی :

ما بعد از این که وارد مباحث اعتقادی شدیم ، بعد از تکفیر ، به بحث استغاثه پرداختیم. استغاثه را از دیدگاه اهل بیت (ع) و امام صادق (ع) توضیح دادیم که آن ها بر استغاثه تأکید کرده بودند .

در ادامه دیدگاه اهل سنت را توضیح دادیم . روایتی از کتاب بخاری خواندیم در مورد استغاثه حضرت هاجر (ع) به جبرائیل که این ها شرک و کفر می دانستند و ما گفتیم که این روایت را رسول خدا (ص ) نقل کرده و در صحیح بخاری بیان شده است و هیچ اشکالی به آن وارد نشده است .

هم چنین استغاثه حضرت زینب (س) به پیامبر بزرگوار اسلام (ص) در روز عاشورا ، را خواندیم و خدمت بینندگان عزیز روایت را تصحیح سندی کردیم . روایت استغاثه احمد بن حنبل را خواندیم که احمد بن حنبل به ملائکه استغاثه کرده بود . هم چنین استغاثه عبد الله بن عباس به ملائکه را بیان کردیم که به مسلمان ها آموزش می دهد که استغاثه کنند . استغاثه عبدالله بن عمر به رسول خدا (ص) را خواندیم زمانی که پای او دچار گرفتگی شد ، شخصی به او یاد آوری کرد که محبوب ترین شخص نزد خود را به فریاد بخوان و او فریاد زد : یا محمدا !

روایت بلال بن حارث ، یکی از صحابه رسول خدا (ص) ، که سراغ قبر رسول خدا (ص) می رود و به قبر ایشان استغاثه کردند و حضرت را در خواب می بیند و استغاثه او مستجاب می شود . پیش خلیفه دوم می رود و خلیفه دوم هم کار او را تأیید می کند . استدلال ما هم در باره این روایت ، عملکرد خلیفه دوم است که با گریه خود کار او را تأیید کرده و استغاثه این فرد را هر کس که باشد ، تأیید کرده و شرک ندانسته است . اگر استغاثه شرک باشد ، باید خلیفه دوم را هم مشرک بدانیم .

هم چنین مطلبی را از ابن تیمیه خواندیم که صراحتا گفته بود که استغاثه به قبر رسول خدا (ص) اشکالی ندارد ، اگر کسی به قبر رسول خدا (ص) استغاثه کند ، رسول خدا (ص) حاجت او را می دهد ؛ زیرا اگر رسول خدا (ص) حاجت مردم را ندهد ، ایمان مردم مضطرب می شود و اگر مردم به اولیاء و صالحین هم استغاثه کنند ، حاجت آن ها را می دهد و هیچ اشکالی هم ندارد .

پاسخ وهابی‌ها از روایت بلال بن حارث:

ظاهرا یکی از کارشناسان شبکه وهابی کلمه ، به یکی از روایت بلال بن حارث که خوانده بودیم ، اشکال گرفته که ما اشکالات این کارشناس وهابی به صورت یک کلیپ آماده کرده ایم که اگر جواب ما را بدهند ، ما هم متعهد می شویم که اشکالات این ها را پخش کنیم .

کلیپ ۱ :

سجودی کارشناس وهابی:

بیننده اشاره کرد که ابن حجر عسقلانی آن را به گفته ای صحیح دانسته . خازن عمر بن خطاب این داستان را تعریف می کند که مردی پیش خلیفه دوم آمد و گفت که نزد قبر رسول خدا (ص) رفتم و گفتم : ای رسول خدا (ص) امت تو نه آب دارند و نه غذا . برای آن ها دعا کن و در خواب رسول خدا (ص) را دیده که فرموده اند : به عمر بگو به زودی باران می آید . آن شخص به عمر این موضوع را گفته و عمر هم گریه کرده است و خوشحال شده و به کار این فرد اقرار کرده است .

این حدیث را ابن حجر از کسی دیگری نقل کرده تصور کرده که صحیح ، منتها خود ابن حجر صحیح ندانسته است .

اگر شما ابن حجر را قبول دارید ، هزار حرف دیگر او را هم قبول کنید . چرا همان یک حرف که مطابق میل شما ست را قبول می کنید . ابن حجر که معصوم نیست ، علمای دیگر گفته این حدیث غلط است ؛ چون در جایی آمده که از رجل ، این روایت را از مردی نقل کرده است و مجهول می شود ، این یک دلیل غلط بودن است . دلیل دوم غلط بودن ، در جایی است که نام حارث آمده ، راویی که گفته نامش حارث است ، نامش سیف تمیمی است . این سیف تمیمی را همه علما می گویند انسان دروغگویی بوده است ؛ پس حدیث مجهول است . دلیل دوم این است که این مرد ، حارث ، این چیز را می فهمیده ؛ ولی بقیه صحابه پیغمبر (ص ) نمی فهمیدند . این همه اصحاب پیغمبر (ص) نفهمیدند که سراغ قبر ایشان بروند و پیش عباس رفتند و بعد صحابه چرا این کار را تکرار نکردند . پس حدیث جعلی را که این ها در کتب ما گذاشتند ، مخالف نص و مخالف عقل است . مخالف عقل است ؛ چون آن جا خانه عایشه بود ، در زمان عمر ، عایشه زنده بوده ، این فرد چطور توانسته خانه عایشه برود و بگوید که من می خواهم از قبر پیغمبر حاجت بخواهم .

پس به هر دلیلی این روایت دروغ است و البانی و دیگران ثابت کرده اند که این روایت غلط است ، تازه این اثری است از عمر بن خطاب . ما برای کار هایی به این عظیمی باید از پیغمبر دلیل داشته باشیم . تازه این هم دروغ است ، اگر این از عمر باشد ، می توانستیم به آن استناد کنیم ؛ اما به حدیث دروغ که ده ها حدیث صحیح در مقابلش است ، نمی توان به آن استناد کرد . این را کسی می تواند استناد کند که به دنبال این است که چهار نعل به سوی جهنم برود ، سوره عنکبوت و سوره یونس و این همه آیات قرآن را نمی بیند . رجلی حرفی را زده که حتی نام او هم معلوم نیست و هیچ کس هم او را تأیید نکرده است و الله به او و ما و شما رحم نمی کند .

پاسخ به ایرادات مضحک کارشناس وهابی

مجری :

ملاحظه فرمودید ایراداتی را که وهابی ها به این روایت وارد کرده بودند و استاد یزدانی هم به تک تک این ایرادات می دهند .

استاد یزدانی اولین اشکال این کار شناس وهابی این بود که گفت : اگر شما این حرف ابن حجر را قبول دارید ، باید سخنان دیگر او را هم قبول داشته باشید . پاسخ شما در این مورد چیست ؟

استاد یزدانی :

ظاهرا این کارشناس وهابی نمی داند که ما از باب قاعده الزام ، بیان کردیم ؛ وگرنه ما اصلا ما سخنان ابن حجر را قبول نداریم . ما می گوییم سخن ابن حجر برای اهل سنت ، حجت است و یکی از ستون های علم رجال و حدیث اهل سنت به شمار می آید ، زمانی که ابن حجر بگوید : این روایت صحیح است ، از دیدگاه اهل سنت صحیح است ، برای ما که حجت نیست . ما به آن استدلال نکردیم ، استدلال کردیم برای تو وهابی که سنگ اهل سنت را به سینه می زنی و ابن حجر عسقلانی را قبول داری . زمانی که عالمی از علمای شما بگوید : این روایت صحیح است ، شما حق این را ندارید که بگویید این روایت صحیح نیست . شما در مقابل ابن حجر مثل ریگ در مقابل کوه هیمالیا هستید ، شاید هم قیاس آن بیشتر این باشد . وقتی ابن حجر می گوید : این روایت صحیح است ؛ پس شما هم بگویید صحیح است .

مجری :

اشکال بعدی این که ابن حجر معصوم نیست و ممکن است که اشتباه کرده باشد .

استاد یزدانی :

اگر بخواهیم این طور بحث کنیم ، تمام سلسه رواتی را که روایات اهل سنت را نقل کرده اند ، باید معصوم باشند . مگر بخاری و مسلم نیشابوری معصوم است ، مگر رواتی که در سلسله سند این روایات است ، معصوم هستند . خود شما معصوم هستید . اگر قرار باشد که فقط سخن معصوم باشد ، روات و علما معصوم باشند ، باید سخن هیچ راویی را قبول نکرد .

مجری :

اشکال سوم این است که در این روایت رجلی آمده که این رجل مجهول است و به همین علت نمی توان به آن رجل استناد کرد .

استاد یزدانی :

البته ایشان در آن برنامه دچار حواس پرتی و خلط مبحث شده بودند و گفت که مقصود از این رجل ، سیف تمیمی است . بنده در جلسه گذشته توضیح دادم و حتی کلیپی از آقای ترشابی پخش کردیم که همین اشتباه را کرده بود . سیف بن عمر تمیمی که از تاریخ نویسان معروف اهل سنت است و طبری در تاریخ خود از ایشان بسیار یاد کرده، گفته:

کسی که به سراغ قبر رسول خدا (ص) رفته ، بلال بن حارث صحابی است .

ایشان این دو مسئله را با هم خلط می کند و می گوید که مراد از رجل سیف بن عمر است. ما اصلا کاری به رجل نداریم ، هر کسی که باشد . برای ما مهم نیست ، صحابی باشد یا نباشد ، برای ما ارزشی ندارد . مسئله مهم برای ما ، تأیید خلیفه دوم است که با گریه خود کار آن شخص را تأیید کرده است . مسئله مهم برای ما عمل رسول خدا (ص) است که حاجت آن شخص را داد ؛ پس رسول خدا (ص) مردم را به شرک و کفر دعوت کرده است ، این استدلال کارشناس وهابی که قابل قبول نیست .

شخصی استغاثه کرده و رسول خدا (ص) هم جواب استغاثه او را داده است . اگر رسول خدا (ص ) از دنیا رفته بود و کاری نمی توانست انجام دهد و به قول محمد بن عبدالوهاب ، به اندازه یک عصا هم ارزش نداشت ، نمی توانست حاجت مردم را بدهد . مهم برای ما این است که خلیفه دوم کار این شخص را تأیید کرده و شرک ندانسته و تقریر خلیفه دوم برای شما کافی است .

مجری :

ایراد بعدی این است که آیا امکان دارد که بقیه اصحاب نفهمیده باشند و آن شخص فقط فهمیده باشد که باید به رسول خدا (ص) استغاثه کند ؟

استاد یزدانی :

خلیفه دوم از این کار بلال بن حارث یا به قول شما سیف بن حارث ، کفر را نفهمیده و شما فهمیدی ؟ یعنی شما از خلیفه دوم بهتر می فهیدید ؟ صحابه ای که آمدند و در نماز استسقاء شرکت کردند و حاضر و زنده بودند ، نفهمیدند که کار بلال بن حارث ، شرک بوده و شما فهمیدی ؟

مجری :

چرا صحابه این کار استغاثه به رسول خدا (ص) را تکرار نکردند ؟

استاد یزدانی :

شما این بار را بپذیرید که صحابه مشرک شده اند و ما برای دفعات بعد هم استغاثه صحابه به قبر رسول خدا (ص) را با سند های صحیح بیان خواهیم کرد و این که همه علمای اهل سنت گفته اند که این روش تمام اصحاب ، تابعین ، تمام اتباع تابعین و تمام مسلمانان تا زمان ابن تیمیه و بعد از آن و حتی در حال حاضر است که وقتی خشکسالی در مدینه می آید ، به سراغ قبر رسول خدا (ص) می روند و از ایشان طلب حاجت می کنند .

علاوه بر این که همان یک دفعه هم برای جواز استغاثه کفایت می کند و همان یک بار هم برای شما سنت می شود و سنت صحابه هم برای شما حجت است . زمانی که یک صحابی کاری را انجام دهد ، اگر شما بگویید که آن کار شرک است ، به این معناست که آن صحابی مشرک است و ستون مذهب شما را همان یک بار ، به هم می ریزد .

مجری :

ایراد دیگری که مطرح کرده اند این است که این استغاثه در زمان خلیفه دوم بود و از آن جایی که قبر رسول خدا (ص) در منزل عایشه بوده ، چگونه امکان دارد که آن فرد وارد خانه عایشه شده باشد و به قبر آن حضرت توسل و استغاثه کند ؟

استاد یزدانی :

اولا قبر رسول خدا (ص) داخل منزل عایشه نیست ، این دروغی است که خودشان ساخته و پرداخته اند و ما مقاله مفصلی در سایت تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج) داریم که رسول خدا (ص) در حجره شخصی خود دفن شده اند .

رسول خدا (ص) برای همسران خود حجره های متعدد داشت و برای شخص خودشان هم یک حجره بزرگ و مجزا داشتند که در آن صحابه و مردم برای دیدار می آمدند و مهمانان خود را به حجره همسرانشان نمی بردند .

ثانیا اگر قبر رسول خدا (ص) در خانه عایشه بود ، کسی را به خانه خود راه نمی داد صحابه چگونه به زیارت رسول خدا (ص) می‌رفتند. اصل زیارت را که همه مسلمان ها ، حتی وهابی ها قبول دارند ؛ گر چه سفر برای زیارت را حرام می دانند .

از این گذشته کارشناسان شما اصرار داشتند که مردها به حجره عایشه که یک اتاق یک در دو بود ، می آمدند و هیچ مشکلی نداشت .

ثالثا اصلا ضرورتی ندارد که خود را به قبر رسول خدا (ص) بچسباند ، همین که از پشت در هم استغاثه کند ، مشکلی ندارد . زمانی که رسول خدا (ص) از داخل قبر صدای انسان را بشنود ، از پشت در هم می شنود .

مجری :

اشکال بعدی که مطرح می کنند این است که برای این روایت باید از خود رسول خدا (ص) ادله داشته باشیم ؛ یعنی به نحویی پیروی از صحابه را زیر سؤال برد . آیا چنین قرینه ای برای این مسئله داریم ؟

استاد یزدانی :

ما برای این مسأله هم از رسول خدا (ص) روایت نقل می کنیم که خود ایشان به صحابه دستور دادند که به من توسل کنید و آداب این توسل کردن و دعا کردن را هم آموزش می دهد . ان شاء الله در این مورد هم به صورت مفصل بحث خواهیم کرد و استدلال های آن را هم بیان می کنیم .

ضمن این که عمل کرد صحابه نیز برای شما حجت است.

مجری :

آخرین اشکالی که وارد کرده اند این بود کسانی که به این روایت استناد می کنند ، به تعبیر خود این کارشناس ، چهار نعل به سوی جهنم می روند . پاسخ شما در این مورد چیست ؟

استاد یزدانی :

اگر این طور باشد که کسانی که به این روایت استدلال می کنند ، علمای اهل سنت هستند . ما در جلسات گذشته از کتاب البدایه و النهایه ، آقای ابن کثیر دمشقی و ابن حجر عسقلانی که از استوانه های رجالی شما است ، از ابن حجر هیثمی در کتاب الجوهر المنظم ، از آقای سمهودی در کتاب خلاصه الوفاء ، از امام نبووی در حاشیه ای ابن حجر هیثمی بر شرح الإیضاح فی مناسک الحج ، از آقای صدیق الحسنی الغماری در الرد المحکم المتین علی کتاب القول البین ، از آقای حصنی شافعی دمشقی در دفع شبه من شبّه وتمرد ، از ابن تیمیه ، امام شما در اقتضاء الصراط المستقیم لمخالفه اصحاب الجحیم که به این روایت استدلال کرده بودند را نشان دادیم و حتی ابن تیمیه گفته بود : اشکالی ندارد کسی سراغ قبر رسول خدا (ص) برود و از او طلب حاجت کند .

ایشان در این کتاب تصریح کرده ، اگر شخصی سراغ قبر پیغمبر یا صالحی برود ، آن پیغمبر و آن صالح قطعا حاجت آن ها را بر آورده می کند :

… وأکثر هؤلاء السائلین الملحین لما هم فیه من الحال ، لو لم یجابوا لاضطرب إیمانهم ، کما أن السائلین به فی الحیاه کانوا کذلک …

… زیرا اگر اجابت نکند ، ایمانشان مضطرب می شود …

ابن تیمیه ، احمد بن عبد الحکیم بن عبد السلام ، اقتضاء الصراط المستقیم لمخالفه الاصحاب الجحیم ، ج ۲ ، چاپ مکتبه الرشد ، ص ۷۳۵

پس کسانی که چهار نعل به سمت جهنم می روند ، علمای شما هستند .

مجری :

استاد یزدانی قبل از این که وارد بحث جدید شوید ، اشکالی هم در مورد تصحیح ابن حجر گرفته بودند ، اگر اجازه دهید این روایت را ببینیم .

کلیپ ۲ :

کارشناس وهابی سجودی.

بیننده :

شما باز هم روایت ابن حجر و ابن کثیر را نادرست گفتید ، باز هم به حدیث پیامبر (ص) بر می گردیم که هر کس به درستی از من چیزی نگوید ، بداند که در آتش جهنم است .

حالا یا ابن حجر و ابن کثیر دروغ گفته اند یا این که به قول شما علامه البانی دروغ گفته است که باید بدانیم کدام یک از این ها در آتش جهنم هستند .

کارشناس وهابی :

نکته دیگری هم گفته اند ؟ گفتی که اگر ابن حجر گفته این حدیث نادرست است ، به پیغمبر (ص) دروغ بسته است . ابن حجر حدیث را که کس دیگری گفته ، به نظرش آمده که درست است نه این که خودش گفته باشد که این حدیث درست است .

مجری :

استاد یزدانی بنده حقیقتا متوجه نشدم که ایشان چه چیزی گفتند .

استاد یزدانی :

بنده کلیپ را دقیقا ندیدم ، می خواهد بگوید ابن حجر روایت را دیده و به نظرش صحیح آمده و گفته صحیح است ؛ ولی خودش نگفته که صحیح است . من این کتاب را نشان می دهم تابینندگان عزیز بیشتر متوجه شوند که منظور ایشان کدام روایت بوده است .

کتاب فتح الباری بشرح صحیح امام ابی عبد الله محمد بن اسماعیل بخاری ، تألیف احمد بن علی بن حجر العسقلانی ، متوفای ۸۵۲ هـ ، که به دستور سلطان عبدالعزیز آل سعود در ریاض چاپ شده است . در جلد دوم و صفحه ۵۷۵ :

وروی ابن أبی شیبه بإسناد صحیح من روایه أبی صالح السمان عن مالک الداری – وکان خازن عمر – قال : أصاب الناس قحط فی زمن عمر فجاء رجل إلی قبر النبی (ص) . فقال یا رسول الله استسق لأمتک فإنهم قد هلکوا ، فأتی الرجل فی المنام فقیل له : ائت عمر » الحدیث . وقد روی سیف فی الفتوح أن الذی رأی المنام المذکور هو بلال بن حارث المزنی أحد الصحابه .

ابن ابی شیبه با سند صحیح از ابو صالح السمان از مالک الدار که خازن عمر بوده ، روایت می کند که در زمان عمر بن خطاب قحطی آمد . شخصی سراغ قبر رسول خدا (ص) رفت و گفت یا رسول الله به فریاد امت خود برس و از خداوند طلب باران کن ؛ زیرا امت تو هلاک می شوند …

و بعد می گوید که سیف در الفتوح روایت کرده که این شخص بلال بن حارث مزنی از صحابه بوده است .

عسقلانی ، احمد بن علی بن حجر ، فتح الباری بشرح صحیح امام ابی عبد الله بن محمد بن اسماعیل بخاری ، ج ۲ ، ص ۵۷۵

کارشناس وهابی می گوید : ابن حجر عسقلانی این روایت را دیده و به نظرش آمده که صحیح است ؛ ولی نگفته که صحیح است . بنده متوجه نمی شوم شاید ایشان همان شربتی را که قبلا می گفت ، میل کردند ؛ وگرنه در یک لحظه این طور متناقض صحبت کردن از انسان عادی بعید است . دو باره این کلیپ را ببینیم تا بیشتر متوجه این سخن شویم .

این کارشناس وهابی می گوید : ابن حجر این روایت را دیده و به نظرش آمده که صحیح است ؛ ولی خودش نگفته که صحیح است . در حالی که مبنای ابن حجر سخن خودش است و گفته :

وروی ابن ابی شیبه بإسناد صحیح …

این سخن خود ابن حجر است ؛ در حالی که سجودی می گوید این روایت به نظرش صحیح است ؛ ولی نگفته که صحیح است .

این روایات چنان بلایی به سر این وهابی ها آورده که کلا هوش و حواس خود را از دست می دهند و از خود بی خود می شوند .

بنده به بینندگان عزیز توصیه می کنم که این روایات را بخوانید . این روایت را همان طور که گفتیم علمای زیادی تصحیح کرده اند .

مجری :

این ها ایراداتی بود که به مباحث مطرح شده در شبکه ، وارد شده بود و پاسخی را که داده بودند . باز هم قضاوت با شما ست که این مباحث مطرح شده ، بی اساس است یا پاسخ هایی که این شبکه وهابی داده است.

استغاثه عایشه از قبر رسول خدا (ٍص) و دستور به انجام آن به صحابه

استاد یزدانی :

اما مبحثی را که امشب قرار است ارائه دهیم ، استغاثه عایشه به قبر رسول خدا (ص) و دستور او به صحابه که به قبر رسول خدا (ص) استغاثه کنند . روایت در کتاب مسند دارمی است :

مسند دارمی معروف به سنن دارمی ، تألیف ابو محمد عبد الله بن عبد الرحمن بن افضل بن بهرام الدارمی ، متوفای ۶۵۵ هـ ، با تحقیق حسین سلیم اسد الدارانی ، جلد اول ، کتاب الطهاره ، چاپ دار المغنی ، صفحه ۲۲۷ ، باب ما اکرم الله تعالی نبیه بعد موته ، حدیث ۹۳ :

حدثنا ابو نعمان ، حدثنا سعید بن زید ، حدثنا عمرو بن مالک النکری حدثنا ابو الجوزاء اوس بن عبد الله قال : قحط اهل المدینه قحطا شدیدا ، فشکوا الی عایشه ، فقالت : انظروا إلی قبرالنبی (ص) ، فاجعلوا منه کوا إلی السماء حتی لایکون بینه و بین السماء سقفا ، قال : ففعلوا ، فمطرنا مطرا حتی نبت العشب وسمنت الإبل حتی تفتقت من الشحم ، فسمی عام الفتق

اوس بن عبد الله نقل می کند که مردم مدینه دچار قحطی شدیدی شده بودند . پیش عایشه آمدند و شکایت کردند که چرا باران نمی آید ؟ عایشه گفت : سراغ قبر رسول خدا (ص) بروید و پنجره ای در بالای بام اتاق رسول خدا (ص ) باز کنید تا بین قبر و آسمان فاصله ای نباشد . مردم این کار را انجام دادند . باران شدیدی بارید ؛ به طوری که همه بیابان ها سرسبز شدند و همه شتر ها پروار شدند . به حدی که از شدت این پرواری و چاقی ترکیدند ( کنایه از این که پوستشان باز شد ) آن سال را سال ترکیدن شترها نامیدند .

به هر حال این روایت به صراحت ثابت می کند که همسر رسول خدا (ص) دستور داده به مردم که به قبر رسول خدا (ص) استغاثه کنید و طلب باران نمایید . اما محقق این کتاب در پاورقی همین صفحه ، در باره سند روایت می گوید :

رجاله ثقات ، هو موقوف علی عایشه ، وما وجدته فی غیر هذا المکان

روات این روایت همه ثقه هستند و این روایت از خود عایشه نقل شده ؛ یعنی از رسول خدا (ص) نقل نشده است و من این روایت ، در غیر این کتاب ، جای دیگری پیدا نکردم .

الدارمی ، ابو محمد عبدالله بن عبد الرحمن بن افضل بن بهرام ، مسند الدارمی معروف به سنن الدارمی ، با تحقبق حسین سلیم اسد الدارانی ، ج ۱ ، کتاب الطهاره ، ص ۲۲۷ ، ح ۹۳

مهم نیست که این روایت در یک جا باشد یا در ده جا ، در یک جا هم که باشد ، کفایت می کند . این نفر اول که روایت را توثیق کرده است .

علمای اهل سنت برای جواز توسل و استغاثه به این روایت استدلال کرده اند . از جمله آقای سید احمد بن سید زینی دحلان ، مفتی اعظم شافعی ها در مکه مکرمه ، در بین دو دولت دوم و سوم ، در کتاب الدرر السنیه فی الرد علی الوهابیه ، به این روایت در صفحه ۵۵ و ۵۶ ، باب الادله جواز التوسل بالنبی (ص) ، به این روایت استدلال کرده است :

ذکر العلامه السید السمهودی فی خلاصه الوفاء أن من أدله الداله علی صحه التوسل بالنبی (ص) بعد وفاته ما رواه الدارمی فی صحیحه عن ابی جوزاء قال :

قحط اهل المدینه قحط شدیدا ، فشکوا إلی عایشه ، فقالت : انظروا إلی قبر رسول الله (ص) فاجعلوا منه کوّه إلی السماء حتی لایکون بینه وبین السماء سقف ، ففعلوا فمطروا حتی نبت العشب وسمت الإبل حتی تفتقت من الشحم ، فتسمی عام الفتق .

قال العلامه المراغی « وفتح الکوه عند الحدب سنه اهل المدینه یفتحون کوه فی أسفل قبو الحجره المطهره وإن کان السقف لیس حائلا بین القبر الشریف والسماء »

 

علامه سمهودی این روایت را نقل می کند ، از روایاتی که بر صحت توسل به رسول خدا (ص) بعد از وفات آن حضرت دلالت می کند . دارمی در روایت صحیح خود از ابی الجوزاء نقل می کند ….

علامه مراغی از علمای بزرگ اهل سنت ، توضیح دادند که باز کردن پنجره در زمان خشکسالی ، سنت مردم اهل سنت مدینه بوده است .

یکی از اشکالات کارشناس وهابی این بود که اگر بلال بن حارث این کار را انجام داده و خلیفه دوم آن را تأیید کرده ، باید همیشه تکرار می شد . این هم یک نمونه که توسل و استغاثه به قبر رسول خدا (ص) تکرار شده و عایشه به این کار دستور داده و هم چنین سنت اهل سنت این بوده که هر زمان در مدینه قحطی رخ می داده ، پنجره ای را که عایشه دستور به باز کردن آن داده بود ، باز می کردند تا فاصله ای بین قبر مطهر و آسمان نباشد و بعد طلب باران می کردند و باران هم می آمد .

باز از سمهودی نقل می کند :

قال السید السمهودی بعد کلام المراغی : وسنتهم الیوم فتح الباب المواجه للوجه الشریف ویجتمعون هناک ولیس القصد إلا التوسل بالنبی (ص) والاستشفاع به إلی ربه لرفعه قدره عند الله وقال ایضاء فی خلاصه الوفاء صلی الله علیه وآله وبجاهه وبرکته من سنن المرسلین وسیره السلف الصالحین …

سمهودی می گوید : سنت مردم همین است که پنجره ای را که در مقابل قبر شریف آن حضرت است را باز می کنند و در آن جا مردم جمع می شوند ، فقط به دلیل این که توسل به رسول خدا (ص) داشته باشند …

و بعد از علما اربعه نقل می کند که به مردم توصیه می کردند که اگر نزد قبر شریف رفتند ، همین کار را انجام دهند .

زینی دحلان ، سید احمد ، الدرر السنیه فی الرد علی الوهابیه ، چاپ مکتبه الاحباب ، ص ۵۵و ۵۶

این که آقای زینی دحلان چه کسی است ، ما قبلا ایشان را معرفی کردیم که باز هم در همین کتاب در صفحه ۵ آمده :

کان شیخا للاسلام فی المسجد الحرام …

مفتی اعظم شافعی ها در مکه و شیخ الاسلام مسلمان ها در مسجد الحرام بوده است.

زینی دحلان ، سید احمد ، الدرر السنیه فی الرد علی الوهابیه ، چاپ مکتبه الاحباب ، ص ۵

شخص بعدی که به این روایت استدلال کرده است ، آقای الحصنی الدمشقی در کتاب دفع شبه من شبّه وتمرد و نسب ذلک إلی السید الجلیل الامام احمد ، با تحقیق عبدالواحد مصطفی و چاپ دارالمصطفی ، صفحه ۴۵۱ :

توسل أهل المدینه به (ص) بعد وفاته فی حیاه صحابه : حدیث الکوه و حدیث مالک الدار

وروی عن أبی الجوزاء قال : قحط أهل المدینه قحطا شدیدا فشکوا إلی عایشه …

و بعد محقق کتاب در پاورقی حدیث را تصحیح می کند :

حدیث صحیح أخرجه الدارمی فی سننه وانظر تخرج الحدیث فی ( رفع المناره بتخریج أحادیث التوسل والزیاره) للشیخ محمود سعید یقول ملا علی قاری : قیل بسبب کشف قبره أنه صلی الله علیه وآله کان یستشفع به عند الجدب فنمطر السماء فأمرت عایشه بکشف قبره مبالغه فی الاستشفاع به فلا یبقی بینه و بین السماء حجاب . یقول السید حسن السقاف : وهذا صریح فی أن السیده عایشه قد استغاثت بالنبی (ص) بعد موته وکذا جمیع الصحابه الذین کانوا هناک واقفوها وفعلوا ما ارشدتهم إلیه .

می گوید : حدیث صحیح است و دارمی در سنن خود و شیخ محمود سعید هم آن را بیان کرده است . ملا علی قاری که از بزرگ ترین علمای احناف هرات ، در دو سه قرن پیش بوده و احناف برای او احترام زیادی قائل بودند ، دلیل بیان کرده که چرا مردم این کار را انجام می دهند ؟

می گوید : به دلیل این که عایشه قصد مبالغه در استشفاع و توسل و استغاثه به قبر رسول خدا (ص) داشته ، دستور داده که بین قبر رسول خدا (ص) و آسمان فاصله ای نباشد و این کار در زمان خشکسالی فایده داشته است .

در ادامه مطلبی از سید حسن السقاف از علمای اهل سنت بیان می کند :

این صریح است در این که عایشه بعد از وفات رسول خدا (ص) به ایشان استغاثه کرده و هم چنین صحابه ای که در آن جا حاضر بودند و به دستور عایشه عمل کردند و سراغ قبر رسول خدا (ص) رفتند و از ایشان طلب استغاثه و باران کردند و این کار در سال های خشکسالی تکرار می شد .

این مطالب همه دلیل بر این است که استغاثه از نظر صحابه جایز بوده و بالطبع در نظر اهل سنت هم جایز است و هیچ اشکالی هم در سند این روایت وجود ندارد ؛ البته البانی اشکالاتی را وارد کرده که ان شاء الله آن ها را بیان خواهیم کرد .

الحصنی الشافعی الدمشقی ، تقی الدین ابی بکر ، دفع شبه من شبّه و تمرد ، متوفای ۸۲۹ ، با تحقیق عبد الواحد مصطفی ، ص ۴۵۱

مجری :

استاد یزدانی فرمودند : این سنت ادامه داشت که پنجره ای بر قبر مطهر رسول خدا (ص) بود و از طریق آن اهل سنت استسقاء می کردند و زمانی هم که گنبد خضراء بر قبر مطهر ساخته شد ، این پنجره به خاطر حدیث عایشه بر گنبد گذاشته شد که اگر در مدینه خشکسالی شد ، برای توسل به قبر رسول خدا (ص) به آن رجوع کنند ؛ ولی متأسفانه در حال حاضر این پنجره را با قفل و زنجیر بسته اند تا برای مردم سؤال ایجاد نشود که این پنجره به چه علت باز می شود .

در هر صورت این استغاثه به قبر رسول خدا (ص) در زمان خشکسالی ، سنت اهل سنت است ؛ ولی از زمانی که وهابیت برای این حرم مطهر سیطره پیدا کرده ، همان گونه که با احادیث و روایات برخورد می کند ، با عمل و سنت اهل سنت هم مقابله می کند .

استاد یزدانی اگر موافق باشید میان برنامه ای را در مورد داعش ببینیم . متأسفانه این گروهک تروریستی که در این روزها در مناطق سنی نشین فقط به علت این که چرا شما یا الله نمی گویید یا بهانه های واهی دیگر ، انسان کشی می کنند ، یک سری بازو های رسانه ا ی دارند از جمله شبکه وهابی کلمه که در ایام اخیر دفاع بیش از حدی از این گروهک کرده اند که در این خصوص کلیپی آماده شده است .

کلیپ ۳ :

طرفداری شبکه وهابی کلمه از گروهک تروریستی داعش

کارشناس وهابی :

اما می رسیم به این که شما فتوای علمای اهل سنت را گفتید . تا جایی که من می دانم همه داد می زنند که داعش بخشی از مردم اهل سنت هستند . شما که دو سال قبل آمدید ، این بیچاره ها رفتند مثل بهار عربی در سامراء و انبار نشستند و تظاهرات مسالمت آمیز کردند ؛ ولی آقای مالکی رفت ، زد ، کشت و در انبار چه کارها کردید . حالا نکته آخر را هم بشنو تا دلت خنک شود ، داعش با همه کارهایی که می کند ، فیلم های آن را می بینید ، به خدا سگش شرف دارد به کارهایی که بشار و طرفدار های بشار که دولت ایران است ، انجام می دهند . اگر هم داعش به عراق بیاید ، سگش به این ها شرف دارد .

مجری شبکه وهابی :

وضعیت امنیتی در شهر موصل بعد از این فتح و انتفاضه که توسط انقلابیون صورت گرفت ، چگونه است ؟ آیا مردم در امنیت هستند یا نه ؟ یا هنوز مردم شاهد کشت و کشتار هستند ؟

بیننده :

در خود شهر موصل قبل از این فتح ، هر روز بمب هایی منفجر می شد و مردم زیادی کشته می شد ؛ ولی الان حتی صدای شلیک هم در شهر شنیده نمی شود و امنیت برقرار است . از کارمندان و معلم ها خواستند که سر کار هایشان بر گردند و گفتند که حقوقتان را هم می دهیم . همه به اداره ها برگردید و کارهای خود را انجام دهید . فقط کمبود بنزین در شهر است و صف های طولانی به خاطر بنزین تشکیل شده است .

مجری :

از این خبر خوبی که دادید ، تشکر می کنیم . الحمد لله پیام دوستی ، صلح ، زندگی مسالمت آمیز در کنار همدیگر به ما رسید . ما دوست داریم نظر شما را در این باره بدانیم که آیا این گروه داعش ، ساخت ایران هست یا نه ؟ یا یک گروه خود جوش مردمی عراق می باشد ؟

کارشناس وهابی :

بدون شک نمی تواند ساخت ایران باشد ؛ زیرا عملکرد این گروه نشان می دهد که هرگز نمی شود ساخت ایران باشد ؛ چون مردم اهل سنت را آزاد می کنند .

مجری :

من احساس می کنم چون شما از داعش می ترسید ، چنین مطالبی را ارائه می دهید .

کارشناس وهابی :

چرا من باید از داعش بترسم ، هرگز چنین چیزی نیست . من حقیقت این را برای شما بیان می کنم . یعنی یک چیزی می گویم که با سند ثابت می کنم ، به نظر من اگر داعش در سوریه حکومت را بگیرد ، خیلی بهتر از این است که بشار بگیرد . اگر داعش حکومت را در عراق بگیرد ، خیلی بهتر از این است که مالکی داشته باشد و حتی ایران برای ایرانی ها ، داعش برای آن ها هم بهتر است ، من با سند برای شما ثابت می کنم .

البته این ها گفتند که صورتش را باز کن که یک سیلی بزنم ، برای این انجام داد که بگوید تونسی در جنگ است ؛ یعنی حداکثر چیزی که از داعش در شکنجه گرفته اند یا این که اسیر خود را کشته است . من که بیشتر از این چیزی از داعش ندیدم . حالا اگر ملت عراق بلند شود ، همین کار را حتما در عراق انجام می دهند . آیا ما باید به آن ها بگوییم که تروریست هستند ، هرگز تروریست نیستند . کرامت انسانی در ایران زیر سؤال می رود ، داعش در مقابل این ها چرا باید بد باشد ؟ اگر آن ها بیایند ، بهتر است .

بیننده :

واقعا می خواهند بین شیعه و سنی در عراق را به هم بزنند و این واقعا ربط ندارد به این که نامش را قیام مردمی بگذاریم و بخواهیم از آن حمایت کنیم . به نظر من گروهک تروریستی مجاهدین و گروهک تروریستی داعش هر دو از یک جا تغذیه می شوند … ( تماس قطع می شود )

کارشناس وهابی :

تحلیل کاملا بی اساس و بی ربط بود ، نه داعش با آن ها می سازد ، منظورم همان اهل سنت که بلند شده اند .

کارشناس وهابی :

ظاهرا ملت عراق به این نتیجه رسیده اند که تنها راه مطالبه حقوق سیاسی و اجتماعی خودمان از طریق دست بردن به اسلحه و قیام عمومی است . گروه های مختلف اسلامی دست به دست هم داده اند و در یک خیزش عمومی و برق آسا توانستند بسیاری از مناطق اهل سنت را تحت سیطره خود در بیاورند .

مراد زهی عالم وهابی :

دولت مرکزی حاضر نیست حقوق شهروندان و برادران اهل سنت را آن گونه که باید و شاید ، این حقوق را به آن ها بدهد و به عنوان شهروند درجه یک بشناسد .

مدیر شبکه وهابی کلمه :

ملت عراق بودند که صدها ارتش مالکی را در کمتر از ۲۴ ساعت از پای در آوردند . ایمان این ها بود در مقابل بی ایمانی آن ها که به خاطر پول بودند و از دست دادند .

بیننده :

آقای خدمتی سؤالی از شما داشتم که ما با دولت اسلام بیعت بکنیم یا نه ؟ چون در خواست بیعت کرده اند . (قطع تماس )

مدیر شبکه وهابی کلمه :

در سوریه شروع کردن به کشتن و این ها هم یاد گرفتند و می خواهند انتقام بگیرند . بدایتش از ایشان شروع کند .

بیننده :

یعنی اهل سنت با این اجازه می توانند آدم بکشند ؟

مدیر وهابی شبکه وهابی کلمه :

شما جواب بنده را نفهمیدید . عرض کردم ؛ چون آقایون صفوی در سوریه ، یمن ، عراق و هر جا که پای آن ها برسد ، فساد کردند ، طبق آیه شریفه :

إن الملوک إذا دخلوا قریه افسدو ها وجعلوا اعزه أهلها أذله

دیگر مردانی که ظلم این ها را دیدند ، عکس العمل نشان می دهند .

حالا گروهی آمدند که انتقام بگیرند . سال هاست که اهل سنت کشته می شوند و گروهی به اسم اهل سنت بلند شدند ، در همین عراق ، در ایام صدام که شما می گویید خونخوار بود ، چند نفر کشته شد ؟ هر چند نفری که کشته شد ، یک صدم آن چه که الان می کشید ، نشده . در یمن چند نفرکشته می شدند ؟ حوثی ها کی با یمنی ها دعوا داشتند ؟ حالا شما وسط آمده اید . سر رشته فساد و ناامنی از شما ست . سبحان الله ، خداوند می خواهد تاریخ را بر گرداند ، کما تدین تدانی ، آن چنانی که مردم را بدهکار می کنی ، بدهکار می شویی . آن چنان که بر سر مردم در می آوری ، بر سرت در می آورند . حالا اگر در دنیا نبود ، در آخرت حتما هست ؛ ولی خداوند می خواهد در دنیا هم نشان دهد .

کارشناس وهابی :

ببین عزیز من در مورد داعش گفتم حداکثر کاری که کرده ، سیلی بوده که به صورت افراد زده است ، هنوز هم روی حرف خود هستم .

بیننده :

بگویید حمایت نمی کنید و برنامه علیه داعش پخش کنید ، داعشی که آمده این قیام مردمی عراق را به قول شما گرفته و حکومت تشکیل داده ؛ پس این قیام مردود است .

کارشناس وهابی :

داعش زمانی که صفویان را می زند ، درست است و بقیه کارهایش نادرست نیست . جنایت هایش درست نیست ؛ اما این که در حال جنگیدن با شما ست ، درست است و حق مردم را می گیرد که کار بدی نیست . داعش که حمله نکرده به بغداد ، تا به حال موشک هایش نرسیده و مردم بی گناه را نکشته ، مقایسه می کنیم و می بینیم که آن ها از این ها بهتر هستند .

بیننده :

همین نکته که می آیید و کل جنایاتی را که انجام شده را کنار می گذارید و می گویید که فقط یک سیلی زده ، همین کافی است در رد حرف شما . شما چطور می توانید جنایاتی را که کل دنیا می بینند را منکر می شوید و می گویید که یک سیلی زده ….

مجری :

ملاحظه فرمودید که دفاع این شبکه های وهابی را دیدید که با چه عنوان هایی از این گروهک تروریستی حمایت می کنند و می گویند که این ها اهل سنت هستند که قیام کرده اند . برای چه کسی قیام کرده اند ، اگر در موصل و نینوا هستند ، چه معنایی دارد که اهل سنت در مناطق خودشان قیام کنند و خودشان را به خاک و خون بکشند . چنین چیزی با عقل مطابقت نمی کند . اگر اهل سنت هستند ، چرا اهل سنت را می کشند . این کشتاری که انجام می دهند بیش از این که تبعات شیعه را در بر بگیرد ، اهل سنت را در بر گرفته است . اگر به قول شما می خواهند از شیعه انتقام بگیرند ، چرا در مناطق شیعه نیستند و در مناطق اهل سنت به سر می برند .

نوجوانی که به علت افطار کردن به صلیب کشیده شد ، سنی بود یا شیعه بود ؟ مقرراتی که در موصل وضع کردید ، شما حتی فروش دامن را برای زن ها ممنوع کرده اید . قبر ها را ویران می کنید ، اگر آن قبر ها در مناطق اهل سنت متعلق به شیعه بوده ؛ پس چرا اهل سنت تا به حال با آن کاری نداشته و به آن ها رسیدگی هم کرده اند . اگر قبرها متعلق به اهل سنت است ، شما به چه حقی آن ها را تخریب می کنید ؟

این ها همان چهره های داعشی هستند که گاهی در رسانه از آن ها تبلیغ می کنند و اگر به دست این افراد سلاح داده شود ، دقیقا همان کاری را انجام می دهند که ابوسقار انجام داد . در ماهیت با هم یکی هستند ؛ ولی با رنگ های گوناگون سعی در ایجاد فتنه بین مسلمان ها دارند .

برخی ایرادانی را که وهابیت به این روایات گرفته اند را مطرح کرده و پاسخ های خود را بیان نمایید تا بینندگان عزیز بیشتر متوجه شوند که کدام مکتب و تفکر به تفکر نبی مکرم اسلام (ص) نزدیک تر است .

اشکالات وهابیت به روایت استغاثه عایشه به نبی مکرم اسلام (ص) و پاسخ از آن

استاد یزدانی :

آقای البانی به این روایت استغاثه عایشه به قبر رسول خدا (ص) چهار اشکال وارد کرده است که سه اشکال از خود او ست و یک اشکال هم از ابن تیمیه که بنده این اشکالات وارده را می خوانم و به صورت خلاصه به آن ها پاسخ می دهم .

کتاب التوسل انواعه و احکامه ، تألیف محمد ناصر الدین البانی ، چاپ مکتبه المعارف ریاض ، صفحه ۱۲۶ :

أثر فتح الکوی فوق قبر الرسول (ص) إلی السماء :

روی الدارمی فی سننه حدثنا ابو نعمان ثنا سعید بن زید ثنا عمرو بن مالک النکری حدثنا ابو الجوزاء اوس بن عبد الله قال : قحط اهل المدینه قحطا شدیدا ، فشکوا إلی عایشه ، فقالت : انظروا قبر النبی (ص) فجعلوا منه کوی إلی السماء حتی لایکون بینه و بین السماء سقف ، قال : ففعلوا ، فمطرنا مطرا حتی نبت العشب وسمنت الابل حتی تفتقت من الشحم ، فسمی عام الفتق .

قلت : وهذا سند ضعیف لاتقوم به حجه لأمور ثلاثه :

اولها : أن سعید بن زید وهو اخو حماد بن زید فیه ضعف . قال فیه الحافظ فی التقریب : صدوق له اوهام وقال الذهبی فی المیزان : قال : یحیی بن سعید: ضعیف ، وقال السعدی : لیس بحجه یضعفون حدیثه وقال النسائی وغیره : لیس بالقوی …

وثانیها :أنه موقوف علی عایشه ولیس بمرفوع النبی (ص) ولو صح لم تکن فیه حجه ،لانه یحتمل أن یکون من قبیل الآراء الاجتهادیه لبعض الصحابه مما یخطئون فیه و یصیبون ولسنا ملزمین بالعمل بها .

وثالثها : أن ابا نعمان هذا هو محمد بن فضل ، یعرف بعارم وهو وإن کان ثقه فقد اختلط فی آخر عمره وقد اورده الحافظ برهان الدین الحلبی حیث اورده فی المختلطین من کتابه المقدمه وقال : والحکم فیهم أنه یقبل حدیث من أخذ عنهم قبل الإختلاط ولایقبل حدیث من أخذ عنهم بعد الإختلاط أو اشکل امره ، فلم یدر هل أخذ عنه قبل الإختلاط أو بعده . قلت : وهذا الاثر لایدری هل سمعه الدارمی منه قبل الإختلاط أو بعده فهو إذن غیر مقبول ، فلا یحتج به . وقد قال شیخ الاسلام ابن تیمیه فی الرد علی البکری : …

باز کردن پنجره بالای قبر رسول خدا (ص) فایده دارد یا ندارد :

روایت دارمی را نقل می کند : که در مدینه قحطی شدیدی پیش آمد ، مردم به عایشه شکایت کردند . به آن ها گفت که سراغ قبر پیامبر (ص) بروید و از قبر ایشان طلب حاجت کنید . مردم به دستور او عمل کردند و حاجت خود را هم گرفتند …

البانی می گوید : سند این روایت ضعیف است و به سه دلیل برای ما حجت نیست :

دلیل اول : سعید بن زید که برادر حماد بن زید است ضعیف می باشد . این مطلب را ابن حجر در کتاب التقریب و ذهبی در المیزان خود بیان کرده ، یحیی بن زید هم گفته : ضعیف است . سعدی هم گفته : ضعیف است و نسائی و دیگران هم گفته اند که ضعیف است .

ما بررسی می کنیم که سعید بن زید ضعیف است یا خیر .

دلیل دوم : روایت از عایشه نقل شده از رسول خدا (ص) نقل نشده ؛ حتی اگر هم صحیح باشد ، برای ما حجت نیست . زیرا ممکن است که عایشه اجتهاد کرده باشد و امکان دارد که در این اجتهاد خود اشتباه هم کرده باشد و حرف و کار عایشه برای ما حجت نیست .

پاسخ ما به این اشکال این است که اولا از نظر تمام اهل سنت ، سنت صحابه حجت است مگر خیلی انسان های نادر . سنت هر صحابی حجت است؛ چه رسد به عایشه .

از این گذشته این فرد ، عایشه است ، شما در باره عایشه روایت دارید که نصف دینتان از عایشه است . اگر روایات عایشه را از سنت شما حذف کنیم ، چند در صد روایت برای شما می ماند . نصف روایات شما از عایشه است و نصف دیگر آن از ابو هریره است که از خودش نقل کرده .

اگر سخن البانی را بپذیریم سنت صحابه دیگر حجت نیست و هر کاری صحابه انجام داده ، برای خودش کرده و برای ما حجت نیست و این برخلاف نظر تمام اهل سنت است .

ایراد بعدی که پیش می آید این است که حرف عایشه برای ما حجت نیست ، صحابی هم که به حرف عایشه عمل کرده اند ، اشتباه کردند . پیامبری که حاجت آن ها را داده ، ایشان هم مشرک شده است .

اشکال سوم : این جا که فقط بحث اجتهاد نیست ، اگر واقعا عایشه این کار را انجام داده باشد ؛ یعنی اعتقاد داشته که استغاثه به قبر رسول خدا (ص) جایز است و از دیدگاه شما کسی که به قبر رسول خدا (ص) استغاثه کند ، مشرک و کافر است و هم خون و هم مالش حلال است .

اگر شما این تبعات را بپذیرید ، ما از این روایت دست می کشیم . بنابراین این سخن البانی چند اثر دارد : سنت صحابه حجت نیست . سخن عایشه برای کسی حجت نیست . پیامبری که حاجت را بر آورده کرده ، سخنش حجت نیست . در نتیجه پیامبر مشرک است ، عایشه هم که به این قضیه دستور داده ، مشرک است .

اشکال سوم : ابو نعمانی که در سند روایت است معروف به عارم ؛ اگر چه ثقه است ولی در آخر عمرش دیوانه شده . آقای برهان الدین حلبی ، نام او را در میان دیوانگان آورده و گفته : اگر ثابت شود روایتی قبل از دیوانگی ، شنیده شده ، حجت است و اگر ثابت شود بعد از دیوانگی بوده ، حجت نیست و ما نمی دانیم که آقای دارمی قبل از اختلاط این روایت را شنیده یا بعد از اختلاط ؛ پس روایت برای ما حجت نیست .

اشکال چهارم را از زبان ابن تیمیه نقل می کند :

اصلا بالای اتاق عایشه پنجره نداشته است . روایت در صحیح بخاری و مسلم داریم که پیامبر (ص) فرموده که نصف خانه سقف داشته و نصف دیگر آن سقف نداشته و اصلا پنجره نداشته است .

البانی ، محمد ناصر الدین ، التوسل انواعه و احکامه ، چاپ مکتبه المعارف ریاض ، ص ۱۲۶

این اشکال برای ما خیلی مضحک است . ما اصلا سخن ابن تیمیه را قبول می‌کنیم که اتاق عایشه پنجره نداشته ؛ اما عایشه دستور داده که سقف را باز کنید تا باران ببارد . پنجره را باز کردند و زمانی که باران آمده ، پنجره را بسته اند . این جا اشکالی به وجود می آید ؟ روایت هم همین مطلب را بیان می کند که پنجره نبود ، سقف بود . صحابه پنجره ای درست کردند و باران آمد .

اما در مورد اشکال اول که گفت : سعید بن زید ضعیف است . عده ای در مورد ایشان گفته اند ضعیف و عده دیگری هم گفته اند موثق است . کسانی که گفته اند ضعیف است ، هیچ جرح مفسری نداشته اند . من از آقای بخاری به شما نشان می دهم ؛ چون این شخص راوی بخاری و مسلم است .

کتاب تاریخ کبیر ، تألیف ابی عبد الله اسماعیل بن ابراهیم الجعفی البخاری ، جلد ۳ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۴۷۲ ، شرح حال ۱۵۷۶ :

سعید بن زید اخو حماد بن زید مولی الازد لآل جریر بن حازم البصری ، سمع علی بن الحکم ، قال ابن محبوب : مات سنه سبع و ستین و مائه قبل حماد بن سلمه وقال مسلم : حدثنا سعید بن زید ابو الحسن صدوق حافظ

سعید بن زید برادر حماد بن زید ، که مسلم در باره او می گوید : هم بسیار راستگو بود و هم حافظ بود .

الجعفی البخاری ، ابی عبد الله اسماعیل بن ابراهیم ، تاریخ کبیر ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ج ۳ ، ص ۴۷۲

در این متن هم نظر بخاری نقل شده و هم نظر مسلم نیشابوری که صاحب دو کتاب صحیح شما هستند . بخاری هم در کتاب رجال خود این مطلب را بیان کرده و ردیه ای بر آن ندارد ؛ پس دلیل بر وثاقت سعید بن زید دارد .

بنابراین بخاری و مسلم که از علمای بزرگ شما هستند ، گفتند که این سعید بن زید صدوق و حافظ است ، این در حالی است که البانی ایشان را رد کرده است . هم چنین آقای ذهبی در کتاب ذکر اسماء من تکلم فیه و هو موثق ، نام سعید بن زید را آورده است . موضوع کتاب در باره این است که بعضی از روات هستند که تضعیف دارند ؛ ولی این تضعیفات اثری ندارد و آن راوی ثقه می شود. ذکر اسماء من تکلم فیه و هو موثق ، تألیف امام شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان الذهبی ، با تحقیق محمد شکور بن محمود الحاجی ، چاپ مکتبه المنار ، صفحه ۸۵ :

سعید بن زید ، اخو حماد بن زید (م علی) وثقه ابن معین وضعفه القطان والدار قطنی

سعید بن زید که از روات بخاری و مسلم است را ابن معین توثیق کرده ؛ ولی قطان و دار قطنی او را تضعیف کرده اند .

الذهبی ، شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان ، ذکر اسماء من تکلم فیه و هو موثق ، با تحقیق محمد شکور بن محمود الحاجی ، چاپ دار المنار ، ص ۸۵

برای ما همین یک توثیق کفایت می کند و از دیدگاه ذهبی ضعف این دو کنار می رود و توثیق ابن معین سر جای خود باقی می ماند .

پس اشکال اول که ضعف سعید بن زید بود ، کاملا رد شد .

ایراد بعدی در مورد اختلاط ابو نعمان است . گفتند که این فرد در آخر عمر خود دچار دیوانگی شده است . ایشان متوفای ۲۲۶ هـ است و سال ۲۲۰ هـ ، دیوانه شده و قطعا بعد از دیوانگی ، مردم از او روایت نقل نکرده اند .

البانی می گوید که زمان شنیدن روایت معلوم نیست که قبل از دیوانگی بوده یا بعد از دیوانگی .

شمس الدین ذهبی به این اشکال جواب می دهد :

کتاب میزان الاعتدال فی نقد الرجال ، تألیف شمس الدین محمد ذهبی ، جلد ۶ ، صفحه ۲۹۸ در شرح حال محمد بن فضل :

محمد بن فضل السدوسی ، ابو نعمان عارم ، شیخ البخاری ، حافظ ، صدوق ، مکثر .روی عن الحمادین وجریر بن حازم و محمدبن راشد وعنه احمد وبخاری وابو زرعه وخلق . وقال ابو حاتم : إذا حدثک عارم فاختم علیه … وقال الدار قطنی : تغیر بآخره ، وما ظهر له بعد اختلاطه حدیث منکر وهو ثقه .

قلت : فهذا قول حافظ العصر الذی لم یأت بعد النسائی مثله ، فأین هذا القول من قول ابن حبان الخساف المتهور فی عارم

محمد بن فضل ، استاد بخاری است . حافظ ، بسیار راستگو و هم بسیار روایت نقل کرده است . از او حماد بن سالم ، جریر بن حازم ، محمد بن راشد ، احمد بن حنبل و بخاری از او روایت نقل کرده .

احمد بن حنبلی که فقط از ثقه روایت نقل می کند ، از محمد بن فضل روایت نقل کرده است .

ابن حاتم گفته : وقتی عارم برای شما روایتی را نقل کرد ، دیگر بس است و مطلب را تمام شده بدان …

در ادامه به اشکال البانی می رسیم :

دار قطنی گفته : که در آخر عمرش دچار اختلاط شده ؛ اما هیچ روایت منکری بعد از اختلاط از او نقل نشده است و او ثقه می باشد . این سخنی که دار قطنی زده است ، سخن حافظ زمانه خودش است که بعد از نسائی مثل او کسی نیامده .

ذهبی ، شمس الدین محمد ، میزان الاعتدال فی نقد الرجال ، ج ۶ ، ص ۲۹۸

این اشکال را ابن حبان هم گرفته ، همان طور که البانی این اشکال را وارد کرده .

انصافا این پاسخ آقای ذهبی ، مشت محکمی بر دهان البانی و تمام وهابی هایی است که این اشکال را می گیرند . پس ما به این چهار اشکال ، پاسخ دادیم .

تماس بینندگان

بیننده : آقای جباری از شهر ری – شیعه

بنده می خواستم دو نکته را بیان کنم : ماهیت این شبکه ها واقعا مشخص شد که مشکل این ها با نظام جمهوری اسلامی است و هر جا شیعه باشد ، می خواهند آن ها را از بین ببرند. متأسفم برای کسانی که فکر کردند این ها اهل سنت هستند و خوشحال شدند که رسانه دار شدند و با این شبکه ها ارتباط دارند . واقعا به چه جرأتی در این شبکه ها به مقدسات نظام ما توهین می کنند ، چطور امکان دارد کسانی که در ایران داعیه دار وحدت هستند ، در این شبکه ها صحبت می کنند و آن ها را به رسمیت می شناسند .

بیننده : آقای امینی از سقز – اهل سنت

انسان با عالم دو گونه ارتباط دارد ، یکی ارتباط با عالم مشاهده است که برای انسان مقدور است . توسل هم در عالم مشاهده مقدور است ؛ یعنی طبق نظام عادی و متعارف ، انجام دادن آن هیچ اشکالی ندارد و در اختیار انسان هم هست ؛ ولی توسل در عالم غیب ، برای انسان مقدور نیست و از اساس باطل است .

استاد یزدانی :

آقای امینی شما بهتر می فهمید یا عایشه ؟ اگر اهل سنت هستی باید سنت صحابه را قبول داشته باشی . شما می گویید که توسل در عالم غیب امکان پذیر نیست ؛ ولی عایشه می گوید امکان پذیر است . شما بهتر می فهمید یا عایشه ؟ یا باید بگوی که عایشه مشرک و کافر بوده یا این که توسل و استغاثه را بپذیری ؟

بیننده :

در قرآن آمده که غیر از خدا از کسی استمداد نکنید .

مجری :

عایشه این آیه را دیده یا ندیده ؟

بیننده :

هزاران روایت داریم که با قرآن مغایرت دارد و روایتی که با قرآن مغایرت دارد را نمی توان پذیرفت .

استاد یزدانی :

مغایرت این روایت با قرآن در چه چیزی است ؟ روایتی که سند آن صحیح است ؛ یعنی عایشه آن را انجام می داده ؛ یعنی عایشه کاری که مغایر قرآن داشته ، انجام داده است؟ .

بیننده :

هر روایتی که با قرآن مغایرت داشته باشد ، نباید به آن عمل کرد .

استاد یزدانی :

یعنی این کار عایشه با قرآن در تضاد بود ؛ یعنی عایشه مشرک بوده ، شما این سخن را بگویید.

بیننده :

عایشه مشرک نبوده

استاد یزدانی :

اگر مشرک نبوده ، چرا استغاثه کرده ؟

بیننده :

ایاک نستعین یعنی چه ؟

استاد یزدانی :

ایاک نعبد و ایاک نستعین را عایشه نمی خوانده ؟ اگر خوانده ، چرا گفته سراغ قبر رسول خدا (ص) بروید ؟

بیننده :

شما باید به قرآن استناد کنید نه به روایت .

استاد یزدانی :

من هم می گویم به قرآن استناد کنید ، مگر عایشه قرآن نخوانده ؟ خیلی واضح و روشن است که وقتی می گویید ما این روایت را قبول نداریم ؛ یعنی عایشه مشرک است .

ما هم می خواهیم بگوییم که شما اهل سنت نیستید . اهل سنت کسانی هستند که این روایات را در کتاب های خود مفصل آورده و تصحیح کرده اند ؛ ولی متأسفانه شما اهل سنت نیستید و حرفشان توهین به عایشه است .

مجری :

اگر یک شیعه این تعبیر را به کار می برد و این اعتقاد شیعه بود ، صبح تا شب نمی گفتند که شیعه به عایشه توهین می کند و مشرک می دانند .

آیت الله قزوینی هم به صورت مفصل به آیات مربوط پرداختند و به آن پاسخ داده بودند . از شما بینندگان عزیز تشکر کرده و شما را به خدای بزرگ می سپاریم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا نگهدار تان .