یکی از باورهای اهل سنت، وجود ابدال در روی زمین است که خداوند به واسطه آن‌ها به مردم فیض می‌رساند. در این برنامه دیدگاه بزرگانی همچون امام شافعی، حاکم نیشابوری، شمس الدین ذهبی، بدر الدین عینی، ابونعیم اصفهانی، ابن حبان بستی شافعی، حکم ترمذی، امام قرطبی، ملا علی هروی و … را در اثبات این اعتقاد، آورده شده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

برنامه : راه و بی راه قسمت ۳۸

تاریخ : ۲۰ / ۱۱ / ۹۳

موضوع : اعتقاد به وجود ابدال از دیدگاه اهل سنت

مجری :

شما بیننده برنامه راه و بی راه هستید ، طبق معمول دوشنبه شب های گذشته در خدمت استاد عزیز و دوست داشتنی ، سید بزرگوار استاد یزدانی هستیم .

بعد از اعلام خبر مرگ ملک عبد الله از طرف حکومت سعودی ، اتفاقات جالبی افتاد که بخش هایی از آن در این شبکه نشان داده شد . در برنامه راه و بی راه ، کلیپ ها شامل اعمال و رفتار این ها بعد از مرگ ملک عبد الله می شد ، که ظاهرا برای بسیاری از عزیزان این نکات جذاب و جالب بوده و دوست داشتند که بیشتر به اعمال آن ها که در حال حاضر از سردمداران وهابیت در خاورمیانه هستند و گروه های تکفیری ـ تروریستی از آن جا پشتیبانی می شوند .

بنده از استاد یزدانی خواهشمند هستم که مطالب مربوط به این بحث را برای ما ارائه کنند .

استاد یزدانی :

همان طور که بارها اعلام کردیم ، ما در برنامه راه و بی راه رسالت هایی داریم که یکی از رسالت های ما جدا کردن اهل سنت از وهابیت است که همیشه آن را دنبال کرده و گفته ایم که اهل سنت یک طیف هستند و وهابیت طیف دیگر که کاملا از اهل سنت تافته جدا بافته می باشند و نمی توانند سنی مذهب باشند ؛ چون اعتقادات آن ها صد در صد با اهل سنت در تضاد هستند .

رسالت دیگر که شما هم بارها گفته اید ، پرده برداری از چهره واقعی وهابیت است که ما باید وهابیت را مفتضح کنیم . این دستور ائمه (علیهم السلام) است که به خصوص نواصب که با اهل بیت (علیهم السلام) دشمنی می کنند ، باید رسوا و مفتضح شوند . در همین راستا در هفته های گذشته بخشی را داشتیم با عنوان وهابیت از گفتار تا عمل ، هر چند که چنین عنوانی نداشت ؛ اما موضوع آن همین بود که خیلی از بینندگان عزیز به بنده پیشنهاد دادند که اگر ادامه پیدا کند ، بسیار خوب و جالب است .

بسیار خلاصه وارد این بحث خواهیم شد ؛ چون موضوع در این زمینه بسیار زیاد است و سعی می کنیم مقداری از وقت را به این موضوع اختصاص خواهیم داد .

 

سید محمد یزدانی سید محمد حسینی

سید محمد یزدانی سید محمد حسینی ـ برنامه راه و بیراه ـ شبکه ولایت

 

 

وهابیت از گفتار تا عمل

یک از فتاوایی که وهابیت روی آن بسیار مانور داده اند ، بحث نقاب زدن خانم ها است . آن ها فتوا داده بودند که نقاب برای خانم ها در عربستان یا جاهای دیگر واجب هست و زن اجازه ندارد که با روی باز در جامعه حاضر شود . بن باز ، ابن عثیمن و دیگران این فتوا را داده اند که ان شاء الله در یک برنامه مجزا به این موضوع بیشتر خواهیم پرداخت .

نقاب زدن برای زنان وهابی واجب است؛ اما برای آل الشیخ و آل سعود، ضرورتی ندارد!!!

در حال حاضر فقط فتوای ابن باز را به صورت خلاصه خدمت شما نشان می دهم . سایت رسمی عبد العزیز بن عبد الله بن باز ، عنوان فتوا :

حکم المرأه لاتلبس النقاب

حکم المرأه المسلمه التی تصوم وتصلی ولکنها لاتلبس النقاب بل ترتدی ولبس الطویل الذی یصل الکعبین . وتلبس الطرحه التی تداری بها نصف الوجه . هل یعتبر هذا حجابا کافیا ؟

علیها التوبه الی الله وان تحتجب حجابا کاملا ، تستر الوجه کله علی الاجنبی وهذا هو الواجب . لقوله تعالی : واذا سألتموهنّ متاعا فاسألوهنّ من وراء حجاب یقول الله سبحانه فی سوره الاحزاب واذا سألتموهن متاعا فاسألوهن من وراء حجاب ذلک اطهر لقلوبکم وقلوبهن . احزاب / ۵۳ ویقول سبحانه تعالی فی سوره النور : ولایبدین زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن . نور / ۳۱ . والوجه اعظم الزینه .

حکم زنی که نقاب نمی پوشد .

حکم زن مسلمانی که روزه می گیرد و نماز می خواند ؛ اما نقاب نمی پوشد . لباس هایی را می پوشد که بلند است و تا قوزک پاهایشان می رسد و یا روسری می پوشند که نصف صورت آن ها را می پوشاند . آیا این حجاب کافی است ؟

پاسخ می دهد : باید توبه کند و باید حجاب کامل را بپوشد و کل صورتش از نام محرم بپوشاند . این حجاب حداقل بر همه زن های سعودی واجب است . به خاطر سخن خداوند که می فرماید : اگر چیزی از زن های رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می خواستید ، از پشت پرده باشد و رو در رو با آن ها نباشد .

در ادامه آیه ۵۳ سوره احزاب را بیان می کند . ( این که این آیه چه ارتباطی به سایر خانم ها دارد را ما هم نمی دانیم ) در سوره نور هم خداوند می فرماید : زن ها نباید زینت خود را آشکار کنند الا برای شوهران و پدرانشان .

صورت بزرگ ترین زینت است .

سایت رسمی بن باز

این آقای بن باز که خودش کور و نابینا بود ؛ ولی نمی دانم که این ها را از کجا فهیمد ؟ از چنین آدمی که کور هست و می گوید صورت بزرگترین زینت هست ، انتظار بیشتری هم نمی رود . در نقدش باید بگوییم آیه ای که مخصوص زن های پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود و زن های رسول خدا (صلی الله علیه و آله) باید در حجاب کامل باشند و حق ندارند بدون آن حجاب های که گفته شده از خانه خارج شوند . این آیه ارتباطی به زن های دیگر ندارد و اسلام بیان کرده که کفین و صورت می تواند باز باشد ؛ ولی این شخص آیه ای که مخصوص زن های رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هست را برای این قضیه استفاده می کند .

بر فرض این که ما این فتوا را پذیرفتیم که همه زن ها وهابی از این به بعد با برقع یا با نقاب از منزل خارج شوند . فتوایی است که در خصوص خودتان است . اما آیا به این فتوا در عربستان سعودی هم عمل می شود ؟ آیا خاندان آل الشیخ و آل سعود خودشان به این فتوا عمل می کنند ؟

مجری :

فایل صوتی که آقای بن باز ، مفتی اعظم عربستان سعودی ، این فتوا را داده اند ، می شنویم .

بعد از آن کلیپ دیگری از حضور رسمی نماینده عربستان سعودی در سازمان ملل .

کلیپ ۱ ) :

صدای بن باز ، مفتی اعظم عربستان سعودی :

در مورد زن مسلمانی سؤال کرده است که روزه می گیرد و نماز می خواند ؛ ولی نقاب نمی پوشد ؟

ولی لباس بلندی می پوشد که تمام بدنش را می پوشاند و با روسری نیز نیمی از صورت را می پوشاند . آیا این حجاب کافی به حساب می آید ؟ خدا به شما جزای خیر دهد .

او باید به سوی خدا توبه کند و حجاب کامل بپوشد که صورت را کامل بپوشاند ، این حجاب کامل است !

حضور بدون حجاب نماینده رسمی عربستان سعودی در سازمان ملل !!!

استاد یزدانی :

عملکرد آن ها با فتوایی که می دهند ، کاملا در تضاد هست . ایشان نماینده رسمی عربستان سعودی است . عربستانی که مفتی اعظم آن ها این گونه فتوا می دهد ، در صورتی که نماینده آن کشور بدون حجاب در آن جا حضور دارد و همه مردم دنیا هم می بینند .

مجری :

اگر فتوا به کشتن شیعه بدهند ، تمام حکومت از ریز و درشت به آن عمل می کنند ؛ ولی این گونه موارد را خیلی به مزاقشان خوش نمی آید و آن را رعایت نمی کنند .

استاد یزدانی :

از این ها که بگذریم ، از خود خاندان آل الشیخ زن های معروف و مشهوری هستند که نقاب نمی زنند ؛ البته شاید حجابشان خیلی مشکل دار نباشد ولی به فتوای مفتی اعظم عمل نمی کنند .

مثلا این عکس آسیه آل الشیخ است که در اینترنت بسیار زیاد است که این خانم با حجاب های نامناسب از دیدگاه عربستان سعودی حاضر می شود و این نشانگر آن است که فتوایی را که می دهند ، استثناء هم دارد و همه شامل این فتوا نمی شوند و خاندان آل الشیخ کاملا از این فتوا مستثنی هستند . این فتوا برای مردم عادی و محروم عربستان سعودی است که باید حجابشان را رعایت کنند .

عادله دختر ملک عبد الله است که حجابش بسیار عجیب می باشد . ایشان از شخصیت های معروف عربستان است و این ها شامل این فتوا نمی شوند . از این ها بدتر هم هست که دختران آن با وضعیت نامناسب در جامعه نمایان می شوند . فتوا واجب است که نقاب بزنند ، آیه آن را هم می خواند که البته ارتباطی هم به آن نداشت ؛ اما آل الشیخ و آل سعود از این فتاوی مستثنی هستند .

دزدی حرام است ؛ اما برای این ها جایز است . رقص حرام است ؛ اما برای این خاندان کاملا جایز است . اختلاط مردها با زن ها حرام هست و حتی فتوا داده اند که اگر مردی در مجلسی شرکت کند که هم زن در آن حضور دارد و هم مرد ، باید آن شخص کشته شود و خود همان مفتی که این فتوا را داده در این گونه مجلس شرکت می کند که ان شاء الله در هفته های فتوای این مفتی را با فیلمی که در آن حضور داشته نشان خواهیم داد .

مجری :

به نظر بنده لازم است که در باره فتاوایی که این ها می دهند ، برنامه ای مجزا داشته باشیم . فتاوایی مثل گریه بر اموات حرام است ؛ ولی اگر برای ملک عبد الله باشد ، ایرادی ندارد . «ولی» برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به معنای دوست است ؛ اما برای جانشینان پادشاه عربستان به معنای سرپرست و پادشاه می باشد . این ها نشان دهنده باطن این وهابی هاست و این که با سایر مسلمانان چه تفاوت های فاحشی دارند و همین ها هستند که می خواهند چهره اسلام را تخریب کنند و از اسلام فقط نامی بر جا بگذارند .

استاد یزدانی در هفته های گذشته ، به بحث وساطت فیض به خصوص ابدال پرداختند . ابدالی که توضیح داده شد که چه افرادی هستند و مخالفین شیعه چه اعتقادی در باره آن ها دارند .

بنده از استاد یزدانی خواهش می کنم خلاصه ای از مباحث ارائه شده را بیان کنند .

استاد یزدانی :

ما در ادامه بحث توسل ، به وساطت فیض رسیدیم و این که خداوند مستقیم به بندگانش روزی نمی رساند ؛ بلکه واسطه دارد . دیدگاه شیعه را در این خصوص به صورت مختصر بیان کردیم و دیدگاه اهل سنت را بیشتر مطرح نمودیم و به بحث ابدال رسیدیم که اهل سنت معتقدند هفت نفر یا سی نفر یا چهل نفر یا بیست و چهار نفر همیشه در عالم وجود دارند که این افراد واسطه فیض هستند .

خداوند اگر روزی می دهد ، اگر باران می دهد ، به وسیله آن ها است و چون آن ها در زمین هستند ، خداوند باران می فرستد . دیدگاه ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب را بیان کردیم که گفته بودند هرکس به ابدال معتقد باشد ، از شریعت اسلام خارج است و باید توبه کند و اگر توبه نکرد ، باید کشته شود . این عقیده باطلی و خرافه است . این نظری بود که ابن تیمیه داشت .

در صورتی که در همان کتاب ، به همین مطلب استدلال کرده و به آن افتخار نموده بود که ما اهل سنت ( البته ابن تیمیه ادعا می کرد که از اهل سنت است ، در صورتی که از اهل سنت نیست ) از شما شیعیان بهتر هستیم ؛ چون در بین ما ابدال است . ابدالی که بهم تنصرون و بهم ترزقون … این هم یکی از تناقضاتی است که در کتب ابن تیمیه وجود دارد .

در ادامه تواتر حدیث ابدال را از دیدگاه اهل سنت بررسی کردیم که سیوطی گفته بود متواتر است . تصحیح روایت را از دیدگاه ابن حجر هیثمی و ابوبکر هیثمی و سایرین را بررسی کردیم که گفته بودند روایات ابدال را صحیح می دانند .

افرادی که به ابدال اعتقاد داشتند را نام بردیم از جمله آقای بخاری که طبق دیدگاه ابن تیمیه کافر و مشرک است و باید کشته شود . از علمای معاصر که به ابدال معتقد بودند ، محمد عمر سربازی است . ایشان از امام جمعه چابهار بوده و خود را قطب اهل سنت جنوب می دانسته و خیلی ها معتقد بودند که ایشان هم از ابدال بودند . ایشان تصریح کرده بودند که وهابیت به ابدال اعتقاد ندارند ؛ ولی اهل سنت به ابدال معتقد هستند . امروز هم تعدادی از علمای اهل سنت را معرفی می کنیم که به ابدال معتقدند .

مجری :

بینندگان عزیز می دانید که موضوع ابدال ، موضوع مهمی است از جهت وساطت فیضی که مخالفین اهل سنت هم به آن معتقد هستند . اما برخی از وهابی ها بعضی از مسائل را نمی توانند برای خود حل کنند ؛ حتی اگر از بدیهیات خودشان باشد ولو این که در باره آن مسائل حدیث متواتر داشته باشند و علمای اهل سنت هم در آن خصوص صراحتا تصریح کرده باشند ، با این حال عبارات جالبی را خلق می کنند .

کلیپی در این خصوص داریم که یکی از کارشناسان وهابی است درباره اعتقاد به ابدال صحبت می کنند .

کلیپ ۲ ) :

دیدگاه ملا زاده وهابی در باره ابدال :

معبود راستین در آسمان ها خداوند است و در زمین همچنین . این مطلب در سوره زخرف آیه ۸۴ است . نگفته امام است ، نگفته بزرگ است ، نگفته قطب است و نگفته ابدال است . این ها چرندولوژی ها و شرکولوژی هایی است که دیگران درست کرده اند .

مجری :

ایشان افاضه کردند ابدال از چرندولوژی ها و شرکیاتی است که دیگران درست کرده اند . در این خصوص توضیحاتی را بیان کنید .

استاد یزدانی :

به هر حال از جهت این که دکتر!!! هستند ، می توانند این عبارات جدید را پیدا کنند ؛ اما هر چه این ها بیشتر در این موضوع متمرکز شوند و حرف های تندتر بزنند ، ما استفاده بیشتری از آن می کنیم ؛ چون زمانی که این ها معتقدین ابدال را تکفیر کنند ، در مرحله اول بزرگان خود را تکفیر کرده اند . شیعه را که تکفیر نمی کنند ؛ چون شیعه به ابدال معتقد نیستند . شیعه به واسطه فیض معتقدند که از نظر آن‌ها واسطه فیض، امامان شیعه هستند .

ما از بینندگان عزیز تقاضا داریم که هر چه بیشتر با این شبکه ها تماس بگیرند و از آن ها در باره ابدال بپرسند . اگر ابدال نیست ؛ پس چرا آقای بخاری در این باره سخن گفته ، چرا ابن تیمیه در جایی از کتابش آن را پذیرفته و چرا دیگر علمای اهل سنت گفته اند . اگر هم هست ، چرا استغاثه و توسل جایز نیست ؟ همه این مسائل به خودی خود حل می شود و مشکلی پیش نمی آید .

علمای اهل سنت که ابدال معتقدند

۱ ) امام شافعی

در کتاب فیض القدیر شرح جامع الصغیر ، تألیف عبد الرؤف مناوی (که وهابیت آن را بسیار قبول دارند ) جلد ۵ ، چاپ دار المعرفه بیروت لبنان ، صفحه ۳۰۰ :

لن تخلو الأرض من أربعین رجلا مثل خلیل الرحمن فبهم تسقون وبهم تنصرون ما مات منهم أحد إلا أبدل الله مکانه آخر .

زمین هیچ گاه از چهل نفری که مثل حضرت ابراهیم خلیل الرحمن (علیه السلام) هستند، خالی نخواهد شد. باران به خاطر این ها می بارد و به خاطر این ها شما بر کفار غلبه می کنید . هیچ کدام از این ها نمی میرند ، مگر این که خداوند به جای آن ها کس دیگری را جایگزین می کند .

نعوذ بالله ، نعوذ بالله اگر ما چنین سخنی را در مورد امامان خود بیان کنیم که مقام آن ها با یک پیامبر اولی العزم در یک ردیف است ، گردن ما را می زدند .

ایشان در پاورقی و در شرح این روایت می گوید :

وهؤلاء هم الأبدال کما سبق وفیه رد على من أنکر وجودهم کابن تیمیه ومما یؤید ذلک قول الشافعی فی بعض أصحابه کنا نعده من الأبدال وقول البخاری فی بعضهم کانوا لا یشکون أنه من الأبدال

این روایت ، مقصود از این ها ، همان ابدال هستند . ردی است بر کسانی که ابدال را انکار کرده اند؛ مثل ابن تیمیه . مؤید این روایت ، سخن امام شافعی است که به بعضی از اصحابش می گفت او از ابدال است و سخن آقای بخاری که درباره بعضی از راویان می گفت علما شکی ندارند که او از ابدال است .

علامه مناوی ، فیض القدیر ، ج ۵ ، چاپ دار المعرفه بیروت ، ص ۳۰۰

بنابراین جمله آقای مناوی ثابت می کند ابن تیمیه وجود ابدال انکار می کرده و امام شافعی و بخاری به آن معتقد بودند . شخص بعدی که این سخن را بیان کرده ، آقای سخاوی متوفای ۹۰۲ هـ و از بزرگان اهل سنت که وهابیت سخن ایشان را بسیار قبول دارد .       در کتاب مقاصد الحسنه فی بیان کثیر من الاحادیث المشتهره علی الالسنه ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت :

یدل لانتشاره بین الأئمه قول إمامنا الشافعی رحمه الله فی بعضهم کنا نعده من الأبدال وقول البخاری فی غیره کانوا لا یشکون أنه من الأبدال وکذا وصف غیرهما من النقاد والحفاظ والأئمه غیر واحد بأنهم من الأبدال

این که ثابت می کند که روایت ابدال حتی بین ائمه ما مشهور بوده و سخن امام شافعی بین آن ها منتشر شده . امام ما امام شافعی در باره بعضی از اصحاب خودش می گفت : ما او را از ابدال به شمار می آوریم . قول آقای بخاری که می گوید : علما شک نداشتند فلانی از ابدال است . هم چنین بعضی از نقاد و حفاظ و بعضی از ائمه ، برخی از روایت را از ابدال شمرده اند .

سخاوی ، محمد ، مقاصد الحسنه ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ج ۱ ، ص ۹

این هم ثابت می کند امام شافعی و امام بخاری قائل به ابدال بودند . در صفحه بعد از این کتاب سخن امام احمد بن حنبل را می آورد :

قال : الامام احمد ان لم یکونوا اصحاب الحدیث فمن هم ؟

اگر ابدال ، اصحاب حدیث نباشند ؛ پس چه کسانی هستند ؟

یعنی کسی شأنیت این که از ابدال باشد را ندارد غیر از احمد بن حنبل و پیروانش و کسانی که از اصحاب حدیث هستند . نه معتزله نه اشاعره نه ماتریدیه . پس امام احمد بن حنبل ، امام وهابی ها در فقه و در این که اهل حدیث بوده ، از معتقدین به ابدال بوده است . در ادامه روایت دیگری از خضر نبی (علیه السلام) که آقای قشیری (از بزرگان اهل سنت است ) در کتاب مناقب الشافعی نقل می کند :

وقال بلال الخواص فیمارویناه فی مناقب الشافعی ورساله القشیری کنت فی تیه بنی إسرائیل فإذا رجل یماشینی فتعجبت منه وألهمت أنه الخضر فقلت له بحق الحق من أنت قال أنا أخوک الخضر فقلت له أرید أن أسألک قال سل قلت ما تقول فی الشافعی قال هو من الأبدال

من در منطقه ای بودم ، مردی را دیدم ، به من الهام شد که آن مرد خضر نبی (علیه السلام) است. از او سؤال کردم که به حق خدا قسم بگو چه کسی هستی ؟ گفت : من خضر هستم . به او گفتم از تو سؤالی دارم . گفت : آن سؤال چیست ؟ گفتم : نظرت در باره آقای شافعی چیست ؟ گفت : او از ابدال است.

سخاوی ،محمد ، مقاصد الحسنه ، ج ۱ ، ص ۱۰

پس بر اساس این روایت خضر نبی (علیه السلام) هم معتقد به ابدال بوده . امام شافعی هم از ابدال بوده ؛ اما در این بین فرزندان امام شافعی چه می شود را ما نمی دانیم . چون خود همین ها روایت نقل کرده بودند یکی از نشانه های ابدال این است که آن شخص صاحب فرزند نمی شود . اگر بچه ای به او منتسب است ، برای او نیست .

نفر بعدی که این روایت را نقل کرده ، آقای سیوطی است در کتاب الحاوی للفتاوی ، جلد ۲ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۲۵۳ :

أخرج الشیخ نصر المقدسی فی کتاب الحجه على تارک المحجه بسنده عن أحمد بن حنبل قیل له : هل لله فی الأرض أبدال ؟ قال : نعم قیل : من هم ؟ قال : إن لم یکن أصحاب الحدیث هم الأبدال فما أعرف لله أبدالاً …

آقای مقدسی در کتاب الحجه علی تارک المحجه با سند خودش از احمد بن حنبل نقل کرده که به او گفتند : آیا خداوند روی زمین ابدالی دارد ؟ گفت : بله ، به او گفتند : مقصود از ابدال چه کسانی هستند ؟ ( آیا امام ابو حنیفه از ابدال است ؟ ) گفت : اگر اصحاب حدیث از ابدال نباشد من اصلا ابدالی نمی شناسم.

سیوطی ، جلال الدین ، حاوی الفتاوی ، ج ۲ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۲۵۳

مجری :

یعنی خود احمد بن حنبل از ابدال است ، ابن حجر هم تصریح کرده بود که ابدال فرزند ندارند ، در صورتی که بخش عمده کتاب ایشان را فرزندشان جمع آوری کرده اند ، در این صورت کتاب احمد بن حنبل هم زیر سؤال می رود .

استاد یزدانی :

این مسائل به ما ارتباطی ندارد و باید خودشان پاسخگوی این مسائل باشند . به نظر بنده باید بینندگان عزیز این جمله را به خاطر بسپارند و از این شبکه های وهابی بپرسند که این سخن احمد بن حنبل است که اهل حدیث از ابدال هستند . در صورتی که خودشان حداکثر تعداد ابدال ۴۰ نفر هستند و معلوم نیست که چگونه همه اهل حدیث را شامل ابدال شده است .

مجری :

نکته دیگری که در باره ابدال وجود دارد ، این است که اصل را بر وجود ابدال گذاشته اند و می گوید اگر این ها نباشد ، پس ابدال چه کسانی باشند ؟ یعنی ابدال یک مسئله ثابت و قطعی بوده است .

استاد یزدانی :

طبق این مدارکی که ارائه شد ، آقای بخاری ،صاحب صحیح ترین کتاب اهل سنت بعد از قرآن و کتابی که وهابی ها می گویند این کتاب ما است و ما آن را قبول داریم ، به ابدال معتقد بوده . آقای امام احمد بن حنبل ، امام حنابله ، به ابدال معتقد بوده . امام شافعی هم به ابدال معتقد بوده است . طبق گفته ابن تیمیه هر کس به ابدال معتقد باشد ، او از شریعت اسلام خارج و کافر است و دیدگاهش باطل می باشد و هر کسی چنین اعتقادی داشته باشد ، باید کشته شود . پس باید شافعی ، احمد بن حنبل و امام بخاری کافر هستند و باید کشته شوند .

مجری :

در این چهار جلسه ای که در خصوص ابدال بحث می کردیم ، کلیپ هایی را از بزرگان اهل سنت و حتی اعترافات کسانی که سلفی مذهب بودند پخش کردیم که این ها معتقد به وجود ابدال هستند . واعظی در مسجد الاقصی روایت ابدال را قرائت و به آن استدلال می کند و سند آن را تصحیح کرده است .

کلیپ ۳ ) :

قرائت و تصحیح حدیث ابدال در مسجد الاقصی

ای برادران عزیزی که در مسجد الاقصی جمع شده اید ، آگاه و هوشیار باشید و بدانید ابدال در شام هستند . روایت مرفوع از عباده بن صامت است که گفت ابدال در شام هستند و آن ها چهل نفر هستند . هر کدام از این ابدال از دنیا برود ، خداوند شخص دیگری را جایگزین او می کند . باران به خاطر آن ها می بارد و پیروزی بر دشمنان به واسطه آن ها است و به خاطر آن ها عذاب از اهل شام برده شده می شود. احمد بن حنبل و حاکم نیشابوری و طبرانی این روایت را با سند صحیح نقل کرده اند .

ابدال از بزرگان و عابدان و تقوا پیشه کنند گان و انسان های خاص هستند . برای آن ها دعا کنید یا سعی کنید از آن ها باشید .

مجری :

ملاحظه فرمودید که روایت از سه مصدر اهل سنت نقل شد و توسط واعظی که در مسجد الاقصی بود ، تصحیح می شود . در خصوص این کلیپ دو مطلب است ، یک عبارت مرفوعا از عباده بن صامت و بحث دیگر تصحیحی که وجود داشت . استاد یزدانی ! تقاضا داریم در این باره توضیحاتی را بیان کنید .

استاد یزدانی :

واضح است که این عالم از علمای اهل سنت است که در مسجد الاقصی یکی از سه مسجدی که وهابیت معتقدند سفر برای زیارت آن اشکالی ندارد ، بین مردم بعد از خطبه آن روایت را می خواند . این که هدفش چه بود ، ما نمی دانیم . شاید هم هدفش کمک به برنامه ما بوده ؛ چون این کلیپ جدید است و به تازگی روی اینترنت آمده .

ایشان روایت را خواند و تصحیح کرد با سند مرفوع . از عباده بن صامت مرفوعا ؛ یعنی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنیده ، نه مرفوعی که آن کارشناس وهابی گفت که بالاترین درجه را دارد ؛ بلکه طبق دیدگاه اهل سنت روایتی که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنیده ، مرفوع است .

بر اساس این روایت هم که از پیامبر (صلی الله علیه و آله) شنیده ، ابدال در شام هستند . اگر کل سرزمین های شامات را در نظر بگیریم شامل اردن ، فلسطین و سوریه می شود .

۲ ) حاکم نیشابوری و شمس الدین ذهبی

اما تعدادی دیگر از علمای اهل سنت که به ابدال معتقد هستند ، حاکم نیشابوری و شمس الدین ذهبی است . از آقای ذهبی مستندات زیادی وجود دارد ؛ اما در یک مورد که روایت را تصحیح کرده.

کتاب المستدرک علی الصحیحین ، تألیف حاکم نیشابوری ، با حاشیه و تلخیص شمس الدین ذهبی ، جلد ۴ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۵۹۶ ، روایت ۳۶۶ از این کتاب و ۸۷۵۸ از کل کتاب المستدرک، روایتی را از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل می کند

نعوذ بالله آن حضرت این سخن را بیان کرده باشند و این تهمتی است که از زبان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب ﴿علیه السلام ) نقل کرده اند؛ ولی ما از این مطلب علیه خودشان استفاده می کنیم.

فلا تسبوا أهل الشام وسبوا ظلمتهم فإن فیهم الأبدال …

هذا حدیث صحیح الاسناد ولم یخرجاه .

اهل شام را فحش ندهید ؛ بلکه دشمنانشان را فحش دهید . برای این که در میان آن ها ابدال هستند .

این روایت صحیح الاسناد است ؛ ولی بخاری و مسلم آن را نقل نکرده اند .

اما آقای شمس الدین ذهبی در پاورقی و در تلخیص المستدرک خود سند را تصحیح می کند :

قال فی التلخیص : صحیح .

حاکم نیشابوری ، المستدرک علی الصحیحین ، با تلخیص و حاشیه ذهبی ، ج ۴ ، ص ۵۹۶

تصحیح سند هم نشانگر این است که خودش هم به ابدال معتقد بوده ؛ البته موارد دیگری هم وجود دارد که گفته فلان شخص از ابدال است و غیره . اما این روایت را تصحیح کرده و دلالت بر آن دارد که خودش هم معتقد به این مطلب بوده است و اگر اعتقاد نداشت تصحیح نمی کرد ، حاشیه می زد . همان طور که فتوا داده بودند اگر کسی روایت صحیحی را رد کند ، کافر است .

این عالم اهل سنت هم در مسجد الاقصی همین روایت را با تصحیح آن از کتاب مستدرک نقل می کند .

۳ ) بدر الدین عینی

کتاب عمده القاری شرح صحیح بخاری ، تألیف امام علامه بدر الدین ابی محمد محمود بن احمد عینی ، متوفای ۸۵۵ هـ ، (یکی از بهترین کتاب های شروح صحیح بخاری بعد از شرح ابن حجر عسقلانی است ) چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، جلد ۱۳ ، صفحه ۱۲۳ ، در کتاب العتق باب ۵ ، زمانی که به روایت موسی بن خلف می رسد که ایشان چه کسی بود و چگونه نام ایشان خوانده می شود :

… کان یعد البدلاء

موسی بن خلف هم از ابدال محسوب می شود .

عینی ، بدر الدین ، عمده القاری ، ج ۱۳ ، ص ۱۲۳ ، چاپ دار الکتب العلمیه

در کتاب های احمد بن حنبل هم در باره این شخص مطالب زیادی بود که ایشان از ابدال به شمار می آید .

۴ ﴾ ابو نعیم اصفهانی

یکی دیگر از بزرگان تاریخ اهل سنت است که کتاب های متعددی را تألیف کرده و خدمات زیادی را به مذهب اهل سنت انجام داده است . در کتاب حلیه الاولیاء وطبقات الاصفیاء ، جلد ۱۰ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۳۰۵ ، در شرح حال آقای مغازلی می گوید :

وأما بدر المغازلی فأطبقت الألسنه من الحنبلیه وأصحاب الحدیث أنه کان یعد من البدلاء وعرف له احوال عجیبه .

تمام سخنوران حنبلی مذهب و اصحاب حدیث، همه با هم اجماع داشتند که آقای بدرالمغازلی از بدلاء به حساب می آمد . ایشان به کار های عجیب و غریب معروف بود .

اصفهانی ، ابو نعیم ، حلیه الاولیا وطبقات الاسفیا ، ج ۱۰ ، ص ۳۰۵

پس از دیدگاه آقای ملازاده تمام سخنوران حنبلی و اصحاب حدیث چرندولوژی و شرکولوژی داشتند.

۵ ﴾ ابن حبان

در کتاب صحیح ابن حبان فی ترتیب ابن بلبان ،تألیف امیر علا الدین علی بن بلبان فارسی متوفای ۷۳۹ هـ ، با تحقیق شعیب الارنوؤط وهابی ، ( اصل کتاب برای ابن حبان است و ابن بلبان ابواب صحیح ابن حبان را مرتب کرده است ) جلد ۱ ، چاپ مؤسسه الرساله ، صفحه ۱۵۳ ، در مقدمه خود ابن حبان :

ایشان در این مقدمه به بعضی از علمای اهل سنت اعتراض می کند که احتجاج به بعضی از علما را به خاطر اشکالات جزئی رد کرده اند . ابن حبان می گوید : من این روش را قبول نداریم . تعدادی از علما مانند ابوبکر بن عیاش و تعداد دیگری از دیگران را گفته اند به روایات آن ها نباید استناد کرد ؛ اما من به این روایات استناد می کنم و آن ها را قبول دارم هرچند که تضیعفاتی هم وجود دارد .

یا افرادی مانند حماد بن سلمه که بعضی ها روایت حماد بن سلمه را ترک کرده اند . می گوید : ما چرا باید روایات آن ها را ترک کنیم ؟ چرا حماد بن سلمه استحقاق ترک حدیث را دارد و ما از او روایت نقل نکنیم . در صورتی که او :

رحل وکتب وجمع وصنف وحفظ وذکر ولزم الدین والورع الخفی ءوالعباده … ولم یشک عوام البصره انه کان مستجاب الدعوه ولم یکن بالبصره فی زمانه احد ممن نسب الی العلم یعد من البدلاء غیره .

عوام مردم بصره شک نداشتند که حماد بن سلمه مستجاب الدعوه است . در بین مردم بصره کسی که از اهل علم باشد و از بدلاء باشد ، او حماد بن سلمه است .

آقای ابن حبان استناد می کند کسی که کتاب ثقات خود را نوشته که شمس الدین ذهبی می گوید : ثقاب ابن حبان از سرچشمه های شناخت ثقات است . کتاب بسیار مهمی است و بسیاری از ثقات بخاری هیچ توثیقی غیر از توثیق آقای ابن حبان ندارند . یعنی ده ها نفر از روات بخاری را می توان پیدا کرد که فقط ابن جبان توثیق کرده است . بنابراین ابن حبان هم به بدلاء اعتقاد داشتند و طبق گفته ابن تیمیه کافر است و باید کشته می شد .

۶ ) حکیم الترمذی

ایشان از هم از بزرگان اهل سنت ابی عبد الله محمد بن علی بن الحسن بن بشر معروف به حکیم ترمذی است (ایشان غیر از ترمذی معروف است که یک از صحاح سته اهل سنت را نوشته ) کتابی با عنوان نوادر الاصول فی معرفه احادیث الرسول ، جلد اول ، چاپ مکتبه امام بخاری ، صفحه ۲۰۹ بابی است به نام الاصل الحادی والخمسون که چندین روایت را نقل کرده :

عن عباده بن الصامت رضی الله عنه قال قال رسول الله (ص) الأبدال ثلاثون رجلا قلوبهم على قلب إبراهیم علیه السلام إذا مات الرجل أبدل الله مکانه آخر.

عن أنس بن مالک رضی الله عنه قال البدلاء أربعون رجلا اثنان وعشرون بالشام وثمانیه عشر بالعراق وکلما مات واحد بدل آخر فإذا کان عند القیامه ماتوا کلهم .

(همان روایتی که آن عالم اهل سنت در مسجد الاقصی می خواند )

ولیس فی الحدیثین اختلاف وإنما هم أربعون رجلا فثلاثون منهم قلوبهم على قلب إبراهیم علیه السلام دل علیه ما روی عن أبی الدرداء رضی الله عنه قال ان الأنبیاء علیهم السلام کانوا أوتاد الأرض فلما انقطعت النبوه أبدل الله تعالى مکانهم قوما من أمه أحمد یقال لهم الآبدال .

بهم تدفع المکاره عن أهل الأرض والبلایا عن الناس وبهم یمطرون وبهم یرزقون لا یموت الرجل منهم أبدا حتى یکون الله تعالى قد أنشأ من یخلفه ولا یعلنون شیئا ولا یؤذون من تحتهم….

عن الحسن رضی الله عنه قال قال رسول الله (ص) إن بدلاء امتی لا یدخلون الجنه بکثره صوم ولا صلاه ولکن دخلوها برحمه الله وسلامه الصدور وسخاوه الأنفس والرحمه ولجمیع المسلمین

عن حذیفه بن الیمان رضی الله عنه قال الأبدال بالشام وهم ثلاثون رجلا على منهاج إبراهیم علیه السلام کلما مات رجل أبدل الله مکانه آخر .

وعن وهب بن منبه فی ما یجیء فی مناجاه موسى علیه السلام عن الله تعالى قال هم أربعون صدیقا کلهم بی ولی وإلی .

و روی فی الخبر أن الأرض شکت إلى الله تعالى ذهاب الأنبیاء علیهم السلام و انقطاع النبوه فقال لها سوف أجعل على ظهرک صدیقین أربعین فسکنت .

از عباده بن صامت نقل شده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نعوذ بالله فرمودند : ابدال سی نفر هستند که قلب آن ها همانند قلب حضرت ابراهیم (علیه السلام) است (نعوذ بالله ) هر زمان که یکی از آن ها بمیرد خداوند یک نفر دیگر را جایگزین می کند .

از انس بن مالک نقل می کند که ابدال چهل نفر هستند که بیست و دو نفر از آن ها در شام هستند و هجده نفر از آن ها در عراق می باشند . هر زمان که یک نفر از آن ها بمیرد ، جایگزین می شود . در این جا این اختلاف عددی را توضیح می دهد که سی نفر از این ها قلب ابراهیم (علیه السلام)‌ را دارند و بقیه این گونه نیستند .

این طور می خواهد روایات را توجیه کند .

از ابی درداء نقل می کند که انبیاء میخ های زمین هستند یعنی اگر این ها نباشند ، زمین از هم می پاشد . زمانی که نبوت تمام شد ، خداوند به جای آن ها قومی را از امت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) جایگزین کرده که نامشان ابدال است .

به وسیله آن ها است که خداوند مشکلات را از مردم روی زمین دفع می کند و بلا ها را از مردم دور کرده ، باران می باراند ، روزی می دهد و زمانی که یکی از آن ها مرد ، خداوند جای آن ها کس دیگری را خلق کرده و جایگزین می کند . آن ها هیچ کس را لعن نمی کنند ، زیر دستانشان اذیت نمی شوند …

از امام حسن (علیه السلام) نقل شده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند : بدلای امت من وارد بهشت نمی شوند به خاطر زیاد نماز خواندن و زیاد روزه گرفتن ؛ بلکه به خاطر سعه صدر ، سخاوت و مهربانی با همه مسلمانان وارد بهشت می شوند .

از حذیفه بن یمان نقل می کند : ابدال چهل نفر در شام هستند . همه آن ها پیرو حضرت ابراهیم (علیه السلام) هستند هر زمان که یکی از آن ها بمیرد ، خداوند کس دیگری جایگزین می کند .

از وهب بن موهب روایتی را نقل می کند که ابدال چهل صدیق هستند .

روایت دیگری را نقل می کند که بسیار جالب است . زمین نزد خداوند شکایت می کند که خدایا انبیاء رفتند ، نبوت تمام شد ، من چه کنم ؟ خداوند فرمود من به زودی چهل صدیق را به زمین می فرستم بعد از آن زمین ساکت شد .

زمین به همین راضی شد که چهل صدیق در مقابل یک پیامبر که هر کدام از این چهل نفر قلبشان مانند قلب حضرت ابراهیم (علیه السلام) هستند .

حکیم ترمذی ، نوادر الاصول فی احادیث الرسول ، ج ۱ ، چاپ مکتبه امام بخاری ، ص ۲۰۹ به بعد

۷ ) امام قرطبی

ایشان هم از بزرگان اهل سنت است که یکی از بهتری تفسیرهای اهل سنت را نوشته است . در کتاب الجامع الاحکام القرآن ، تألیف ابی عبدالله محمد بن احمد بن ابی بکر قرطبی ، متوفای ۶۷۱ هـ ، چاپ مؤسسه الرساله بیروت ، جلد ۴ ، صفحه ۲۵۰ ، ذیل آیه ۲۵۱ سوره بقره :

ولولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الأرض ولکن الله ذو فضل على العالمین

واختلف العلماء فی الناس المدفوع بهم الفساد من هم فقیل هم الأبدال وهم أربعون رجلا کلما مات واحد بدل الله آخر

قال سمعت رسول الله (ص) یقول : ان الابدال یکونون بالشام ، وهم اربعون رجلا … یسقی بهم الغیث وینصر بهم علی الاعداء ویصرف بهم عن اهل الارض البلاء …

عن أبی الدرداء رضی الله عنه قال ان الأنبیاء علیهم السلام کانوا أوتاد الأرض فلما انقطعت النبوه أبدل الله تعالى مکانهم قوما من أمه محمد یقال لهم الآبدال .

فهم خلفاء الأنبیاء قوم اصطفاهم الله لنفسه واستخلصهم بعلمه لنفسه وهم اربعون صدیقا منهم ثلاثون رجلا على مثل یقین إبراهیم خلیل الرحمن یدفع الله بهم المکاره عن أهل الأرض والبلایا عن الناس وبهم یمطرون ویرزقون ….

خداوند به وسیله بعضی از مردم بلاها را از بعضی دیگر دفع می کند که اگر این کار را نمی کرد ، زمین فاسد می شد .

در شرح این آیه نکته ای دارد که علما اختلاف دارند بر این که خداوند به وسیله چه کسی بلا را دفع می کند ؟ بعضی ها گفته اند : ابدال هستند که تعداد آن ها چهل نفر می باشد که اگر یکی از آن ها بمیرد ، خداوند به جای آن کس دیگری را جایگزین می کند .

در ادامه روایات دیگری را بیان می کند که : ابدال در شام هستند ، خداوند به وسیله آن ها باران می فرستد و به وسیله آن ها است که مسلمانان را بر دشمنانشان پیروز می کند و بلا هارا از مردم روی زمین دفع می نماید .

روایت ابی درداء را نقل می کند که انبیاء میخ های زمین بودند . زمانی که نبوت قطع شد ، خداوند گروهی از امت رسول خدا (صلی الله علیه و آله)‌را به عنوان ابدال فرستاد تا جایگزین پیامبران در زمین باشند ….

ابدال جانشینان پیامبران هستند . گروهی هستند که خداوند آن ها را برای خودش انتخاب کرده . آن ها چهل صدیق هستند ، سی نفر از آن ها یقینشان به اندازه یقین حضرت ابراهیم (علیه السلام) است . خداوند به خاطر آن ها بلاها و سختی ها را از روی زمین بر می دارد . به خاطر این هاست که خداوند باران می باراند و به بندگانش روزی می دهد .

قرطبی ، جامع الاحکام القرآن ، ج ۴ ، چاپ مؤسسه الرساله بیروت ، ص ۲۵۰ به بعد

واضح و روشن است که امام قرطبی هم به ابدال معتقد بوده است .

۸ ) ملا علی هروی

یکی دیگر از علمای اهل سنت که تعریف و تمجیدات زیادی در باره ایشان نقل شده است . در کتاب مرقاه المفاتیح شرح مشکاه المصابیح ، تألیف علامه شیخ علی بن سلطان محمد القاری ، جلد ۱۱ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۴۰۹ :

( قال : ذکر أهل الشام عند علی رضی الله عنه ) أی بالسوء ( وقیل : العنهم یا أمیر المؤمنین قال : لا ) أی لا یجوز لعنهم ، أولا ألعنهم . ( إنی ) بالکسر على أنه استئناف تعلیل ( سمعت رسول الله (ص) یقول : الأبدال یکونون بالشام وهم أربعون رجلا کلما مات رجل أبدل الله مکانه رجلا یسقى بهم الغیث ) أی المطر ( وینتصر بهم على الأعداء ) أی من الکفار ( ویصرف عن أهل الشام بهم ) أی ببرکتهم أو بسبب وجودهم فیها ( العذاب ) أی الشدید .

عن عبد الله بن مسعود مرفوعا : إن الله تعالى خلق ثلثمائه نفس قلوبهم على قلب آدم ، وله أربعون قلوبهم على قلب موسى ، وله سبعه قلوبهم على قلب إبراهیم ، وله خمسه قلوبهم على قلب جبریل ، وله ثلاثه قلوبهم على قلب میکائیل ، وله واحد قلبه على قلب إسرافیل . کلما مات الواحد أبدل الله مکانه من الثلاثه ، وکلما مات واحد من الثلاثه أبدل الله مکانه من الخمسه ، وکلما مات من الخمسه واحد أبدل الله مکانه من السبعه ، وکلما مات واحد من السبعه أبدل الله مکانه من الأربعین ، وکلما مات واحد من الأربعین أبدل الله مکانه من الثلثمائه ، وکلما مات واحد من الثلمائه أبدل الله مکانه من العامه . بهم یدفع البلاء عن هذه الأمه .

قال بعض العارفین : لم یذکر رسول الله (ص) أن أحدا على قلبه إذ لم یخلق الله فی عالمی الخلق والأمر أعز وأشرف وألطف من قلبه (ص) فلا یساویه ولا یحاذیه قلب أحد من الأولیاء سواء کانوا أبدالا أو أقطابا .

روایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را نقل می کند و آن را شرح می دهد که:

هر وقت یکی از این ابدال بمیرد ، خداوند یک نفر دیگر را جایگزین می کند . باران به واسطه آن ها می بارد و به واسطه آن ها مسلمانان بر دشمنانشان پیروز می شوند و به برکت ابدال عذاب الهی از مردم شام دور می شود .

روایتی را از عبد الله بن مسعود نقل می کند که کمتر دیده شده :

خداوند سیصد نفر را آفریده که قلب حضرت آدم (علیه السلام)‌را دارند ، چهل نفر قلب حضرت موسی (علیه السلام) ، هفت نفر قلب حضرت ابراهیم (علیه السلام) ، پنج نفر قلب حضرت جبرائیل (علیه السلام) سه نفر قلب میکائیل (علیه السلام) ، یک نفر هم قلب اسرافیل (علیه السلام‌) را دارند . هر زمان که یکی از آن ها می میرد ، جایگزین می کند .

در آخر هم آقای قاری می گوید :

خداوند بلا را از این امت به واسطه این ها دفع می کند .

در ادامه سخن بعضی از عارفین را نقل می کند :

که چرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نفرمودند که یک نفر هم قلبش مانند قلب من است ؟ عارفین گفتند : خداوند هیچ کس را نیافریده که به پیامبر ما برسد .

القاری ، علی بن سلطان بن محمد ، مرقاه المفاتیح ، ج ۱۱ ، چاپ دار الکتب العلمیه ، ص۴۰۹

آقای قاری شما از دیدگاه ابن تیمیه کافر و مشرک و تا ابد در جهنم هستید . بنده فکر می کنم یک بار دیگر سخنان ابن تیمیه را در باره ابدال نقل کنیم .

کتاب مجموع فتاوی ، جلد ۱۱ ، به دستور ملک فهد چاپ شده . در این کتاب در صفحه ۴۳۳ علیه ابدال سخن گفته است :

سئل شیخ الاسلام عن الحدیث المروى فی الابدال هل هو صحیح أم مقطوع ؟

ولا هی ایضا مأثوره عن النبى باسناد صحیح ولا ضعیف .

از ایشان سؤال کردند حدیث ابدال صحیح است یا مقطوع ؟ ایشان صراحتا بیان کرده اند که نه با سند صحیح نقل شده و نه با سند ضعیف .

در صفحه ۴۴۱ ایشان بیان کرده :

وکذلک لفظ ( البدل ( جاء فی کلام کثیر منهم فأما الحدیث المرفوع فالأشبه انه لیس من کلام النبى ’ .

این سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیست و نمی تواند سخن ایشان باشد .

در صفحه ۴۲۲ از همین کتاب گفته :

وکذلک من فسر ( الأربعین الابدال ( بأن الناس إنما ینصرون ویرزقون بهم فذلک باطل

همه این سخنان در باره ابدال ، باطل است .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوا ، ج ۱۱

در جلد ۲۷ از کتاب مجموعه فتاوای ابن تیمیه ، صفحه ۹۶ تصریح می کند :

فهذا من جنس قول النصارى فی المسیح علیه السلام والغالیه فی على رضى الله عنه وهذا کفر صریح یستتاب منه صاحبه فإن تاب وإلا قتل …

هر کس به ابدال معتقد باشد ، سخن او مثل سخن نصاری در مورد حضرت مسیح (علیه السلام) و غلات در مورد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است و این کفر صریح است ، باید توبه داده شود و اگر توبه نکرد ، باید کشته شود .

در صفحه بعد :

هذا کله باطل لا أصل له فی کتاب الله ولا سنه رسوله ولا قاله أحد من سلف الأمه ولا أئمتها…

این مطلب اصلی ندارد و باطل است نه در کتاب خدا و نه در سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله). هیچ یک از سلف امت ما هم این سخن را نگفته اند .

در صفحه ۵۷ گفته اند :

وأما إعتقاد بعض الجهال أن به ( الأربعین الأبدال ( فهذا جهل وضلال ما إجتمع به الإبدال الأربعون قط ولا هذا مشروع لهم …

این اعتقاد ، اعتقاد بعضی از جهال و گمراهان است . هر کس این اعتقاد را داشته باشد ، گمراه و از شریعت اسلام خارج است .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوا ، ج ۲۷

اما همین آقای ابن تیمیه در جایی دیگر از همین کتاب به ابدال معتقد است . در جلد ۳ ، صفحه ۱۵۹ :

فیهم الابدال الائمه الذین اجمع المسلمون على هدایتهم ودرایتهم .

افتخار می کند که اهل سنت از شیعیان بهتر هستند به این علت که در بین آن ها ابدال وجود دارد .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج ۳ ، ص ۱۵۹

چون آخرین برنامه ای است که در مورد ابدال صحبت می کنیم ، افرادی از اهل سنت را که به ابدال معتقد بودند :

۱ ) آقای عظیم آبادی در عون المعبود

۲ ) آقای هیثمی در مجمع الزوائد

۳ ) آقای سیوطی در الحاوی الفتاوی

۴ ) آقای جعفر کتانی در الحدیث المتواتر

۵ ) آقای بن باز یکی از علمای وهابی ، در کتاب المسائل الامام بن باز که از ایشان در مورد ابدال پرسیده بودند و ایشان گفته بود : ابن تیمیه ، ابن قیم ، از ابدال هستند .

۶ ) ابن تیمیه در کتاب مجموع فتاوا

۷ ) ابن حبان

۸ ) ابونعیم اصفهانی

۹ ) آقای بخاری

۱۰ ) بدر الدین عینی

۱۱ )حاکم نیشابوری

۱۲ ) شمس الدین ذهبی

۱۳ ) حکیم ترمذی

۱۴ ) محمد عمر سربازی

۱۵ ) امام شافعی

۱۶ ) امام احمد بن حنبل

۱۷ )شاه ولی الله دهلوی ، از علمای بزرگ اهل سنت هستند و چون مطلب ایشان سنگین بودند ، فرصت نشد که آن را بیان کنیم .

۱۸ ) علامه مناویی

۱۹ ) مقاری

۲۰ ) ابن حجر عسقلانی در کتاب لسان المیزان ، جلد ۳ ، صفحه ۵۵۴ تصریح کرده بود به ابدال معتقد است .

این از کسانی بودند که معتقد به ابدال هستند . همه این ها مشرک و کافر شدند . به نظر شما این علمای اهل سنت که کافر و مشرک باشند ، دیگر کسی هم باقی می ماند ؟ امروز هم خواندیم که همه بزرگان حنبلی مذهب ، کسانی که حرفی برای گفتن دارند ، معتقد بودند که بدر المغازلی از ابدال است . این ها هم از دیدگاه وهابیت کفر صریح دارند و باید کشته شوند .

این هم تفاوت دیگری بین اهل سنت که معتقد به ابدال هستند و وهابیتی که می گویند معتقدین به ابدال کافر هستند . البته کسانی هم در بین وهابیت بودند که به ابدال معتقد بودند . بن باز ، ابن تیمیه به ابدال معتقد بودند . از کتاب الدرر السنیه هم خواندیم که وهابیت هم به ابدال معتقد بودند که محمد بن عبد الوهاب وسایرین را از ابدال می دانستند .

مجری :

ملاحظه فرمودید که بحث وساطت در فیض بود و اشخاصی که اهل سنت معتقد بودند که این ها ابدال هستند . در تعداد با هم اختلاف داشتند ؛ اما در این که معتقد بودند ابدال واسطه بارش باران ، واسطه چرخش زمین می باشند . اگر شیعیان چنین اعتقادی داشتند ، وهابیت چه نظری داشتند ؟

همین ها هم مجبورند ابدال را رد کنند ؛ در صورتی که بزرگان آن ها این موضوع را تأیید کرده بود. به نظر بنده همین چهار جلسه برای این مبحث کافی است و تا حد زیادی این موضوع برای همگان روشن شد .

تماس بینندگان

بیننده : عبد الحمید از ایرانشهر ـ اهل سنت

از حضور استاد یزدانی چند سؤال داشتم . شیعیان معتقدند که امامان شیعه معصوم هستند و زمانی که یک امام از دنیا می رود ، باید امام معصوم بر بدن ایشان نماز بخواند . در صورتی که زمانی که امام حسن (علیه السلام) از دنیا رفتند ، با وجود این که امام حسین (علیه السلام) حضور داشتند ، والی مدینه بر بدن آن حضرت نماز خواند . این مطلب در بحار الانوار ، جلد ۱۴۴ ، صفحه ۱۳۷ .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! اولا کتاب بحار الانوار ۱۱۰ جلدی است . مطلب در جلد ۴۴ ، صفحه ۱۳۷ آمده که از کتاب کشف الغمه نقل کرده که او هم از آقای جنابذی نقل می کند و آقای جنابذی از علمای اهل سنت است و انسان هر مطلبی را که خواند نباید به آن استناد کند .

امام حسن (علیه السلام ) زمانی که از دنیا رفتند ، چهل و پنج ساله بودند . ایشان را امام حسین و محمد و ابالفضل العباس (علیهم السلام) غسل داد و سعید بن العاص هم در سال ۴۹ هـ نماز خواند .

آقای جنابذی هم که این مطلب را نقل کرده از علمای اهل سنت است و شیعه نیست . کشف الغمه هم تمام مطالب اهل سنت را جمع آوری کرده . در مقدمه کتاب بیان شده که دیدم اهل سنت احترامشان نسبت به امام کاظم (علیه السلام) و سایر ائمه (علیهم السلام) کم شده بود و ناصبی در حال زیاد شدن است ، این کتاب را از مطالب خودشان نوشتم که برای آن ها ثابت کنم محبت اهل بیت (علیهم السلام) بر شما واجب است .

اولا: مطالب نقل شده در کتاب کشف الغمه همه از کتب اهل سنت است و ارتباطی به مذهب شیعه ندارد .

ثانیا: اگر فرض کنیم که این مطلب درست باشد ، زمانی که کسی از دنیا می رود ، ممکن است صد نفر برای آن شخص نماز بخوانند . در این جا نگفته که امام حسین و حضرت ابالفضل العباس و محمد حنفیه (علیهم السلام) پشت سعید بن عاص نماز خواندند و دیگر نماز نخواندند . همه آمدند و نماز خواندند . ایشان هم از طرف معاویه والی مدینه بود و نمی توانستند بگویند که شما نماز نخوانید . حتی اگر نماز هم خوانده باشد ، مشکلی ندارد و دلیل نمی شود که امام حسین (علیه السلام) نماز نخوانده باشد .

بیننده :

سؤال دوم بنده این است که برادران شیعه معتقدند که امامان و بندگان مؤمن و حتی کفار به این دنیا بر می گردند . در حالی که قرآن بیان شده : الم یروا کم اهلکنا قبلهم من القرون انهم لایرجعون و در نهج البلاغه ، نامه ۳۱ ، حضرت علی (علیه السلام) به فرزندشان امام حسن (علیه السلام) می گویند : برگشت به این دنیا اصلا وجود ندارد .

مجری :

قطعا متوجه موضوع دیگری است که استاد یزدانی هم در خصوص آن توضیح خواهند داد . مثلا در مورد پیامبران داشتیم که جان این بزرگواران گرفته می شد و باز هم بر می گشتند .مشخص است که منظور چیست ؟ منظور این است که همه اعمال را در این دنیا انجام بده و امیدی به این نداشته باش که دوباره به این دنیا برگردد تا اعمال صالح انجام دهد .

استاد یزدانی :

بحث رجعت را که گفتند در خطبه ۳۱ نهج البلاغه هست ، بنده چیزی در این خصوص پیدا نکردم . اما رجعت را خود قرآن ثابت می کند که آیات متعدد هست که کسانی قبل از این رجعت کرده اند . مثل عزیر پیامبر (علیه السلام ) بعد از صدسال رجعت کردند .

خداوند صراحتا می فرماید : او را بعد از صد سال او را به دنیا برگرداندیم . بقره / ۲۵۹ یا این که در بقره / ۲۴۳ بیان می کند هفتاد هزار نفر که از طاعون فرار می کردند را زنده کرد . یا هفتاد نفر از قوم حضرت موسی (علیه السلام) که با آن حضرت برای دیدن خدا رفتن و انکار کردند . خداوند آن ها را میراند و حضرت موسی (علیه السلام) دعا کرد و آن ها دوباره زنده شدند . بقره / ۵۶ یا کشته ای از بنی اسرائیل که بعد از مرگ ، او را زنده کرد .

این ها آیاتی است که در قرآن کریم آمده که کسانی در همین دنیا مرده اند و دو باره زنده شده اند .

حال این موضوع با قرآن در تضاد است ؟ پس اصل امکان رجعت قابل اثبات از قرآن است . اما آیاتی که اصل رجعت و اعتقاد شیعه را ثابت می کند

سوره نمل /۸۳ است که خداوند صراحتا می فرماید : ویوم نحشر من کل امت فوجا ممن یکذب بآیاتنا فهم یوزعون ، روزی را به یاد بیاور که ما از هر امتی گروهی را محشور می کنیم (در صورتی که در مورد قیامت می فرماید همه مردم محشور می شوند ) .

مقصود از این آیه چه زمانی است ؟ امام صادق (علیه السلام) می فرماید : مقصود زمان رجعت است. به نظر شما حشر یک گروهی از هر امتی می تواند قیامت باشد ؟ غیر از دوران رجعت هیچ دوران دیگری نمی تواند باشد . بحث در این رابطه بسیار زیاد است که ما در سایت تحقیقاتی ولی عصر (عج ) مقاله مفصلی درباره آن داریم . هم چنین سوره مبارکه کهف آیه ۴۷ ، سوره مبارکه غافر آیه ۱۱ است که خداوند از زبان کفار می فرماید :

قالوا ربنا امتّنا اثنتین واحییتنا اثنتین فاعترفنا بذنوبنا فهل الی خروج من سبیل . در این آیه دو مرگ و دو بار زنده شدن را یاد آوری شده است در حالی که زنده شدن فقط یک بار است که آن هم در قیامت می باشد . زنده شدن دو فقط می تواند در دوران رجعت باشد . امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: منظور دوران رجعت است ما هم که پیرو امام صادق (علیه السلام) هستیم و نمی توانیم غیر از این سخن دیگری بگوییم .

بیننده :

سؤال سوم بنده این است که برادران اهل تشیع معتقدند که قرآن توسط اهل سنت تحریف شده است . در کتاب مرآت العقول ، تألیف محمد باقر مجلسی (ره ) ، جلد ۱۲ ، صفحه ۵۲۵ آمده که این قرآن را قبول دارد . در کتاب فضل القرآن ، حدیث ۳۵۹۹ ، تألیف شیخ کلینی (ره ) همین قرآن را قبول دارد ، در حالی که می گوید : در قرآن تحریفی نیست .

بعضی ها می گویند : تحریف شده ؛ اما در این دو کتاب آمده که قرآن تحریف نشده است . منظور بنده این است که تشیع می گویند که این قرآن همان قرآنی نیست که بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نازل شده ؛ بلکه کم یا زیاد شده و در حقیقت قرآنی که امام زمان (عج) می آورد ، همان قرآنی است که نازل شده بدون کم و کاست . در حالی که در این دو کتاب که از علمای تشیع است ، می گویند : قرآن تحریف نشده است .

مجری :

هیچ شیعه ای این اعتقاد را ندارد که این قرآن نیست ؛ بلکه ما معتقدیم که قرآنی که حضرت می آورند ، همان قرآنی است که با تفسیر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نوشته شده است . استاد یزدانی در این خصوص توضیح خواهند داد .

استاد یزدانی :

دیدگاه شیعه درباره تحریف قرآن واضح و روشن است . شیعه هرگز قائل به تحریف قرآن نیست و نخواهد بود . نشانه آن هم این است که همان قرآنی که در بین شما است ، همان قرآن در بین ما شیعیان هم وجود دارد . چاپ ما با چاپ شما هیچ فرقی نمی کند . اگر اعتقاد به تحریف قرآن داشته باشیم ، در طول این ۱۴۰۰ سال ، حداقل یک نسخه پیدا می کردید که یک واو آن با قرآن شما فرق داشته باشد .

نمی توانید پیدا کنید و پیدا نشده است . تفاسیری که علمای شیعه در طول تاریخ نوشته اند ، نشان دهنده این است که قرآن را قبول دارد وگرنه برای قرآن محرف هیچ کس حاضر نیست که تفسیری بنویسد. اگر روایاتی در این زمینه وجود دارد یا از لحاظ سندی ضعیف است اگر هم سند آن صحیح است ، همه تفسیر است و اگر تصریح به تحریف هم داشته باشد ، تحریف معنوی است . ما برای تحریف لفظی ، سند صحیح نداریم . پیدا هم بکنند ، پاسخ آن را می دهیم .

از آن گذشته در صحیح بخاری روایت صحیح داریم که خلیفه اول قائل به تحریف قرآن بوده . در صحیح مسلم داریم که عایشه قائل به تحریف قرآن بوده . در سنن ابن ماجه آمده که عایشه بزغاله ای داشته و او برگه هایی از قرآن را خورده به همین دلیل قائل به تحریف قرآن است . این روایت را البانی هم تصحیح کرده است .

بیننده : محمد از بجنورد ـ شیعه

بنده می خواستم در مورد ابدال نظر شخصی خود را بیان کنم که اگر اشتباه بود ، آن را تصحیح کنند . نظر بنده این است که بعد از این که خلفا بر علیه جانشین بر حق رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، که ایشان را هم خدا و هم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دوست داشتند ، کودتا کردند ، برادران اهل سنت جانشینان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را گم کردند . بعد از آن ابدال را به وجود آوردند .

اما این که ابدال چیست و کیست ؟ را نمی توانند هیچ گاه پیدا کنند . آن چه که نزد خدا و رسولش آبرو دارد ، ائمه شیعه هستند که متأسفانه بعد از آن قضیه سقیفه بنی ساعده ، برادران ما جریان حق را گم کرده و به همین دلیل به ابدال روی آوردند .

بیننده : متین از خاش ـ اهل سنت

بنده از حضرت استاد سؤالی داشتم که شیعیان معتقد به این هستند که هیچ پیامبر و وصی ای داخل قبر بیشتر از چهل روز نمی مانند . پس توسل به این قبر چگونه است ؟

استاد یزدانی :

در کجا این مطلب را بیان کرده اند ؟

بیننده :

در کتاب تهذیب الاحکام ، حدیث ۷۱۹۵ ، ۷۱۹۶ ، صفحه ۵۰ ، جلد چند است را نمی دانم .

استاد یزدانی :

این کتاب تهذیب ما چنین دسته بندی ندارند ، جلد کتاب را ندارید ، من به شما چه بگویم . توسل ربطی به این ندارد که امام (علیه السلام) داخل قبر باشد یا نباشد . مگر ما گفتیم که امام (علیه السلام) حتما داخل قبر است ؟ در هر جای این عالم که باشیم و انسان به امام یا پیامبری توسل کند ، قطعا آن ها پاسخ خواهند داد . چون معتقدیم کسی که حاجت انسان ها را می دهد ، خداوند است . خدا که در همه جا حضور دارد . بنده بحث توسل را می گویم که این بیننده پرسید ، بحث استغاثه فرق می کند .

مثلا می گویم خدایا به حق رسول خدا (صلی الله علیه و آله) یا به حق امیرالمؤمنین (علیه السلام) مرا ببخش . فرقی نمی کند که داخل قبر باشد یا نباشد . زنده باشد یا نباشد . خلق شده باشد یا خلق نشده باشد . چون خداوند که صدای ما را می شنود ، ما فقط این عزیزان را واسطه بین خود و خداوند قرار داده ایم . مقام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که بعد از وفات ، کم نمی شود . ما اگر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را واسطه قرار می دهیم به خاطر مقام آن حضرت است . در این صورت فرقی نمی کند که زنده باشد یا نباشد . خداوند همان خدا است و قدرتش هیچ فرقی نکرده است .

بیننده : ابو الفضل از بوکان ـ اهل سنت

از حضور استاد یزدانی دو سؤال داشتم . یکی در خصوص روایتی بود که استاد قزوینی در برنامه شب قبل خواند . از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سؤال شد که چه کسی را جانشین خود قرار می دهید. فرمودند : اگر علی بن ابیطالب (علیه السلام) را قرار دهید که قرار نمی دهید … امکان دارد که این روایت را نشان دهید .

مجری :

لو استخلفت علیکم علیا لوجدوه هادیا مهدیا ، شما می خواهید بگویید در ادامه این روایت فضیلت افراد دیگری آمده . این روایت در کتاب حلیه الاولیاء در مورد آقا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بیان شده و در تتمه این روایت سخن دیگری بیان نشده است .

 

بیننده :

زمانی که شما روایت را برای ما اهل سنت بیان می کنید ، به این معناست که استدلال شما به کتب ما است ؛ اما شما روایت را نشان می دهید و فقط همان جایی که مد نظر شما است را می خوانید .

استاد یزدانی :

قال قالوا یا رسول الله ألا تستخلف علیا قال إن تولوا علیا تجدوه هادیا مهدیا یسلک بکم الطریق المستقیم

از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پرسیدند : یا رسول الله ! آیا نمی خواهید که علی بن ابیطالب (علیه السلام)‌را جانشین خود قرار دهید ؟ فرمودند : اگر علی بن ابیطالب (علیه السلام) ولی شما باشد شما هدایت شده هستند و به راه راست را طی می کنید .

اصفهانی ، ابو نعیم ، حلیه الاولیاء ، ج ۱ ، ص ۶۴

مجری :

استاد قزوینی کجای روایت را قطع کردند ؟

بیننده :

این روایت ، روایتی نیست که استاد قزوینی خواندند .

استاد یزدانی:

فکر می کنم مقصود ایشان روایت مستدرک است که حاکم روایت صحیح است ، بنده برنامه را ندیدم ، احتمال می دهم همین روایت باشد .

بیننده :

این روایت نیست ؛ چون سند روایت ضعیف بود . شما یک مطلب را بیان می کنید و می گویید استاد قزوینی این مطلب نگفته .

استاد یزدانی :

این همان روایت است . شما از این روایت چه استفاده ای می کنید ؟

عن علی رضی الله عنه قال قال رسول الله (ص) إن تولوا أبا بکر تجدوه زاهدا فی الدنیا راغبا فی الآخره وإن تولوا عمر تجدوه قویا أمینا لا تأخذه فی الله تعالى لومه لائم وإن تولوا علیا تجدوه هادیا مهدیا یسلک بکم الطریق هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه .

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند : اگر ابوبکر را جانشین کنم او زاهد در دنیا و راغب به آخرت است (که خلاف آن ثابت شد ) اگر عمر را جانشین کنم ، او قوی و امین است و از هیچ کس نمی ترسد . اگر علی بن ابیطالب (علیه السلام) را انتخاب کنم ، او شما را به راه مستقیم و راهی که حق است هدایت می کند .

حاکم نیشابوری ، المستدرک علی الصحیحین ، ج ۳ ، ص ۷۳

پس کسی که استحقاق جانشینی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را دارد ، امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است که به راه راست هدایت می کند . اگر شخصی قوی باشد ؛ اما شما را به راه راست هدایت نکند ، چه فایده ای به حال شما دارد؟ .

بیننده :

شما روایت را می خوانید و می گویید سند روایت صحیح است و پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموده که ابوبکر زاهد در دنیا بوده .

استاد یزدانی :

زاهد در دنیا بودن چه سودی برای شما دارد ؟ زمانی که به راه راست هدایت نمی کند ، چه فایده ای به حال من یا شما دارد ؟ اگر به راه راست هدایت می کرد که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می گفتند .

بیننده :

اگر به راه راست هدایت نمی کرد که اسم ایشان را نمی برد ؟ مشکل من این است که شما برای بیننده اهل سنت فقط همان قسمتی که علی بن ابیطالب (علیه السلام ) به راه راست هدایت می کند ، را می خوانید . ما امام علی (علیه السلام) مشکلی نداریم ؛ پس چرا ابتدای روایت را که فضیلت خلفای اول و دوم را می گوید را نمی خوانید ؟

استاد یزدانی :

استاد قزوینی متن را کامل نخواندند ، برای این که به ضرر شما است . اگر استاد همین روایت را بخواند و به صورت کامل توضیح دهد ، عدم مشروعیت خلافت خلفا ثابت می شود .

بیننده :

از کجا ثابت می شود که آن ها به راه هدایت نمی کردند .

استاد یزدانی :

از آن جایی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چیزی نفرمودند . در این روایت فرمودند : اگر علی بن ابیطالب (علیه السلام) را ولی قرار دهم ، هادیا مهدیا است و او شما را به راه راست و حق هدایت می کند . ابوبکر زاهد در دنیا و عمر هم قوی در دین خودش است . اگر آن ها مردم را به راه راست هدایت می کردند ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرمودند . اگر ابوبکر واقعا هادیا مهدایا الی طریق الله بود ، قطعا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرمودند . چطور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نفرموده اند ؟

از این می توان نتیجه گرفت که خلافت آن ها نا مشروع است . اگر مشروع بود ، حضرت واضح و صریح بیان می کردند .

مجری :

بحثی که استاد ما مطرح کردند ولا اراکم فاعلین است یعنی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند : من می دانم که شما صحابه، امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را خلیفه نمی کنید .

شما روایت مستدرک حاکم را بیان کردید . حاکم نیشابوری این روایت را در جلد ۳ ، صفحه ۷۰ درباره خلیفه اول بیان کرده ، می گوید : ضعیفا فی جسده . آیا می دانید که آقای قرطبی یکی از مطالب و شروطی را که در ضمن شروط خلافت بیان کرده ، قوت جسمانی است ؟ تفسیر قرطبی ، جلد ۱ ، صفحه ۲۷۰ : آیه قرآن را می آورد و می گوید : فبدأ فی العلم ثم ذکر ما یدل علی القوه وسلامه الاعضاء .

شرط یازدهمی که برای خلیفه بیان می کند ، می گوید از آیه قرآن این برداشت می شود که شرط علم و قوت اعضا نیز آمده است . آقای خلیفه اول طبق همین روایت قوت اعضاء نداشته ؛ پس به ضرر شما است.

استاد یزدانی :

دقیقا همان روایتی را که شما خواندید ، استاد قزوینی هم خواند .

قال ان تُؤَمِّرُوا أَبَا بَکْرٍ رضی الله عنه تَجِدُوهُ أَمِیناً زَاهِداً فی الدُّنْیَا رَاغِباً فی الآخِرَهِ وان تُؤَمِّرُوا عُمَرَ رضی الله عنه تَجِدُوهُ قَوِیًّا أَمِیناً لاَ یَخَافُ فی اللَّهِ لومه لاَئِمٍ وان تُؤَمِّرُوا عَلِیًّا رضی الله عنه وَلاَ أُرَاکُمْ فَاعِلِینَ تَجِدُوهُ هَادِیاً مَهْدِیًّا یَأْخُذُ بِکُمُ الطَّرِیقَ الْمُسْتَقِیمَ

مسند احمد بن حنبل ، ج ۲ ، ص۱۰۸

اگر ابوبکر را قرار دهد که او زاهد در دنیا و راغب به آخرت است ، این که برای ما فایده ای ندارد . اگر عمر را قرار دهد قوی و امین است ، باز هم نمی تواند ما را به راه راست هدایت کند . اما اگر من علی بن ابیطالب (علیه السلام) را ولی قرار دهم که مطمئن هستم شما صحابه با دستور من مخالفت می کنید ، ( این مطلب برای شما خیلی سنگین و گران است ) با این حال علی بن ابیطالب (علیه السلام) شما را به راه راست هدایت می کند ؛ اما اگر دیگران به راه راست هدایت می کردند ، آن حضرت بیان می نمودند .

اگر استاد ما این روایت را به صورت کامل نمی خوانند ، به این علت است که شما ناراحت نشوید .

مجری :

برادر عزیز ! بنده در خصوص این روایت بررسی مفصلی انجام داده ام . این روایت که در کتب متعدد شما بیان شده ، شما به هیچ وجه نمی توانید به این روایت به عنوان فضیلت خلفا نگاه کنید . چرا ؟ چون در تمام کتب شما بخش اول و دوم یا فضیلت ابوبکر حذف شده یا فضیلت عمر . تنها بخش ثابت روایت که در کتاب های شما هست ، فضیلت امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است .

بخش اول روایت ادعا است و بخش دوم اقرار است

بیننده :

اولا بنده گفتم شیخ البانی این روایت را ضعیف اعلام کردند و فضیلتی هم برای امام علی (علیه السلام) نگذاشته اند . یعنی     حدیث را به کل ضعیف دانسته اند . اما گفت که خلیفه اول در دنیا و آخرت هدایت می کند .

استاد یزدانی :

ترجمه ای که شما می کنید ، اشتباه و مضحک هست . می فرماید : اگر من او را خلیفه قرار دهم او زاهد در دنیا و راغب به آخرت است . اما این دردی را برای من دوا نمی کند ، چیزی که می تواند برای من مفید باشد این است که مرا به راه راست هدایت کند که نمی توانسته ؛ چون اگر می توانست ، پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن را بیان می کرد . این ثابت می کند که آن ها اهل هدایت نبودند . پیامبر (صلی الله علیه و آله) در این جا در مقام مقایسه است . اگر این ویژگی را برای آن ها هم به حساب می آورد .

استاد ما برای شما اهل سنت احترام زیادی قائل هستند که این روایت را به صورت کامل نمی خوانند ؛ چون شما ناراحت می شوید . الان هم چون شما پرسیدید ، بنده جواب می دهم .

بیننده :

شما می فرمایید که خلیفه اول و خلیفه دوم هیچ مناقبی نداشتند .

استاد یزدانی :

در این جا بحث مناقب نیست . ما بحث مناقب را در گذشته انجام داده ایم . مناقب ندارند ، اگر داشتند شبکه های شما سند صحیح برای آن بیان می کردند .

این روایت که استاد ما خواندند ، کاملا به ضرر شما است و اگر کامل هم نخواندند ، به همین دلیل است . خیلی جالب است که در این جا پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) وصف هدایت را فقط برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل می کند و این که نص صریح قرآن کریم است : أَفَمَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمْ مَنْ لَا یَهِدِّی إِلَّا أَنْ یُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ .یونس / ۳۵

کسی که به سوی حق هدایت می کند ، او بهتر است یا کسی که خودش نیاز به هدایت دارد .

آن کسی که زاهد در دنیا و راغب به آخرت است ، خودش نیاز به هدایت دارد . کسی هم که طبق روایات شما قوی است ، نیاز دارد کسی در مشکلات به او کمک کند .

اگر بحث عقلی هم داشته باشیم مثلا انتخاباتی باشد ، سه کاندیدا را معرفی می کنند . اولی زاهد است و زیاد اهل دنیا نیست . دومی توانایی و قدرت جسمی زیادی دارد . سومی شما را به هدف اصلی می رساند . در این جا عقل چه کسی را انتخاب می کند؟ عقل می گوید : زهد و توانایی جسمی به کار من نمی آید ، چیزی که مهم است این است که مرا به مقصد نهایی برساند . این به درد ما می خورد .

بیننده : حسین از کرج ـ شیعه

در یکی از شبکه های وهابی گفتند که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) مشاور خلیفه دوم بوده ، این مطلب درست است؟

استاد یزدانی :

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هرگز به خلفا مشورت نداده مگر این که راهکار و روش آن ها طوری بود که اصل دین را به خطر می اندازد . وظیفه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و هر امام دیگری ، حفظ دین است . زمانی که رفتار و کردار آن ها باعث می شد که اصل دین به خطر بیافتد ، امیرالمومنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) پیش قدم می شد و برای حفظ دین مشورت می داد . مشورت دادن هم به هیچ وجه دلیل بر حقانیت شخص مقابل نیست . ما معتقدیم حتی اگر یک یهودی از یک مسلمانی مشورت بگیرد ، وظیفه مسلمان است که به او مشورت درست بدهد و او را درست راهنمایی کند و این ثابت نمی کند که آن یهودی بر حق باشد .

مجری :

از شما استاد یزدانی و همچنین شما بینندگان عزیز تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدایار و نگهدارتان .