با این که مودت خاندان رسول خدا (ص) و احترام به آن‌ها، طبق نص صریح قرآن کریم ، مزد رسالت شمرده شده است؛ اما وهابی‌ها زشت‌ترین و وقیحانه‌ترین عبارت‌ها را در باره آن نزدیکان رسول خدا (ص) به کار برده‌اند. ابن تیمیه حرانی، آیات نفاق را به امیرمؤمنان و صدیقه طاهره علیهما السلام تطبیق می‌دهد و ابن عثیمین مدعی است که صدیقه طاهره (س) در مخاصمه با ابوبکر، عقل خود را از دست داده بوده !!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه (۴۲) ؛ توهین‌های وهابیت به حضرت زهرا (س)

تاریخ : ۲۵ /۱۲ / ۹۳

مجری :

شما بیننده برنامه راه و بی راه هستید ، برنامه ای که دوشنبه شب ها تقدیم حضور شما می شود و هدفی که در پیش گرفته ، جدا کردن وهابیت از سایر مذاهب اسلامی و نشان دادن راهی که آن ها در پیش گرفته اند ، تناقض و تضادهایی که آن ها با سایر مذاهب دارند و ریشه یابی تفکرات وهابیت است .

در این برنامه در خدمت سید عزیز و بزرگوار ، حجت الاسلام و المسلمین یزدانی هستیم . می دانید که در هفته های گذشته ، قبل از ویژه برنامه ای که به مناسبت ایام فاطمیه پخش شد ، در برنامه راه و بی راه ، مطالب و مسائلی را استاد یزدانی مطرح کردند و به موضوعات مختلفی پرداختند که اختلافات متعدد وهابیت و مسلمانان را نشان می داد که به صورت مستدل و مستند ، ارائه دادند .

قبل از این که وارد مبحث جدید امشب شویم و طرح سؤال شود ، از استاد یزدانی تقاضا داریم که خلاصه ای از مطالب گفته شده در برنامه های قبل را ، بیان کنند که هم یاد آوری شود و هم مطالب بهتر در ذهن های ما قرار بگیرد .

استاد یزدانی :

ما چند جلسه ای است که در برنامه راه و بی راه ، بخشی را قرار داده ایم با عنوان وهابیت از گفتار تا عمل . در هفته ای که برنامه راه و بی راه ، پخش شد ، بحث توهین و فحاشی شبکه های وهابی را نشان دادیم که از یک طرف می گفتند : ما فحاشی نمی کنیم ، فحاشی خیلی بد است ، مادرمان به ما فحاشی یاد نداده . از طرف دیگر کلیپی پخش کردیم که فحاشی و بی ادبی به بینندگان عزیز کرده بودند .

از خود محمد بن عبد الوهاب فتوا نقل کردیم که گفته بود در جنگ ها با کسی که می جنگید ، به خودش و به خانواده اش ، فحاشی و سب کنید . ان شاء الله در هفته های آینده ، این بخش را ادامه می دهیم .

اما در بخش های دیگر و در هفته های گذشته ، بحث ما ، وساطت در فیض بود . در بحث وساطت در فیض ، به موضوع ابدال ، انسان کامل را به صورت مفصل بیان کردیم . ان شاء الله در هفته های آینده ، بحث حجت ، غوث و قطب را مطرح خواهیم کرد .

این هفته قصد داریم در بحث ادعا تا عمل ، توهین های این ها را به اهل بیت (علیهم السلام) مطرح کنیم ؛ البته ما می خواستیم این بحث را به صورت مفصل ، بیان کنیم ؛ اما چون ایام فاطمیه ( سلام الله علیها ) است ، ادعای این ها مبنی بر این که حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را خیلی دوست دارند ؛ ولی از آن طرف خود وهابی ها ، توهین های بسیار رکیک و زشت را به حضرت زهرا (سلام الله علیها) کرده اند ، مطرح خواهیم ؛ هر چند که در فاطمیه اول ، دوستان عزیز این ها را نشان دادند ؛ اما تکرار این مسائل ، قطعا مفید خواهد بود و این که برای شیعه و سنی ، ثابت شود که ابن تیمیه و پیروانش ، هیچ گونه احترامی برای اهل بیت (علیهم السلام) قائل نیستند و اهل بیت (علیهم السلام ) را در حدی منافق می دانند . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را و بعضی از آن ها حضرت زهرا (سلام الله علیها ) در حدی توهین کردند و گفتند : نعوذ بالله عقلشان را از دست دادند .

مجری :

از وهابیت تا عمل در هفته های گذشته ارائه شد . شاید این سؤال برای شما هم پیش آمده باشد ، گاهی وهابی ها ادعا می کنند ، محبت اهل بیت (علیهم السلام) را دارند . دوست داریم امشب بیشتر به این موضوع بپردازیم که آیا واقعا چنین است ، آنچه که حرف دل وهابیت است و گاها بر کلامشان لغزیده ، آن حرف چیست که واقعیت تفکر این ها را نسبت به حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها ) مشخص کرده ؟ قطعا این موضوع هم برای شیعیان و هم برای اهل سنت ، می تواند راهگشا باشد . حتی برای وهابی ها هم می تواند راهگشا باشد که اگر احیانا فریب خورده اند ، بدانند که بزرگان این ها چه اعتقاداتی داشتند و چه مطالبی را مطرح کرده اند .

ادعا ، محبت به صدیقه طاهره (سلام الله علیها ) از طرف وهابیت است ؛ اما آن چه واقعیت است و با ادعای آن ها فاصله دارد ، چیست ؟

 

rahobirah15

 

 

تضاد دیدگاه وهابیت در باره لزوم محبت به اهل بیت علیهم السلام

استاد یزدانی :

بحث لزوم محبت به اهل بیت (علیهم السلام) از آیات قرآن کریم ، کاملا قابل اثبات است و اجماع تمام مسلمانان این است که محبت به اهل بیت (علیهم السلام) ، اجر رسالت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است ؛ با این که انبیای گذشته هیچ کدام برای زحماتی که کشیده بودند ، اجری از خداوند نخواسته بودند ؛ اما نسبت به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تعبیر فرق می کند . آن حضرت محبت به اهل بیت (علیهم السلام) را اجر و پاداش رسالت خود قرار داد و همه مسلمان ها هم بر این اجماع دارند که اهل بیت (علیهم السلام) و دوستان ایشان را دوست داشته باشیم .

طبیعی است که وهابی ها هم این ادعا را داشته باشند . آن ها هم مدعی هستند که ما امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیها ) ، امام حسن و امام حسین (علیهم السلام)‌ را خیلی دوست داریم ؛ حتی بعضی از این ها در شبکه های وهابی ادعا می کردند که ما آن ها را از فرزندانمان بیشتر دوست داریم .

این ادعای وهابیت است و همیشه آن را در کتاب های خود مطرح می کنند . در همین کتاب منهاج السنه ابن تیمیه است که هر کس به حضرت زهرا (سلام الله علیها ) فحش دهد ، کشتنش واجب است . اما زمانی که به مرحله عمل می رسند ، می بینیم که وهابی ها کاملا این حرف را فراموش کرده و توهین های بسیار رکیکی نسبت به اهل بیت (علهیم السلام ) دارند .

در بحث امیرالمؤمنین (علیه السلام) که فراوان است . توهین های ابن تیمیه ، یکی دو مورد نیست ؛ بلکه صد ها مورد است که یکی از علما گفته بود در هیچ کتابی از ابن تیمیه نیست مگر این که توهینی به اهل بیت (علیهم السلام) شده و در هیچ صفحه ای از صفحات منهاج السنه ، نمی توانید بحث اهل بیت (علیهم السلام) را پیدا کنید ، مگر این که ابن تیمیه به نحویی به اهل بیت (علیهم السلام) توهین کرده است؛ به خصوص به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) .

گاهی می خواهد توهین کند ، جرأت نمی کند حرف را از زبان خودش بزند ، از زبان نواصب می زند . می گوید : اگر نواصب این سخن را بگویند و این سؤال را بپرسند ، شما چه پاسخی می دهید ؟ توهین می کند ؛ اما جرأت نمی کند از زبان خودش بگوید .

گاهی از زبان سپاه معاویه حرف می زند . می گوید : اگر سپاه معاویه با امیرالمؤمنین (علیه السلام) بیعت نکرد ؛ به این علت است که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) از اجرای عدالت عاجز بود .

از این قبیل توهین هایی که در بحث ارتباط وهابیت با اهل بیت (علیهم السلام) که در آینده بحث آن خواهد رسید ، مطرح خواهیم کرد . اما امروز بخشی از توهین های این ها را به حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را مطرح می کنیم .

اهانت علمای وهابی به ساحت مقدس حضرت زهرا (سلام الله علیها )

یکی از علمای وهابیت ، ابن عثیمن است . ایشان متوفای ۱۴۲۱ هـ می باشد یعنی حدود ۱۵ سال قبل از دنیا رفتند . ابن عثیمن در کتاب شرح صحیح مسلم ، جلد ۶کتاب الجهاد و السیر ، صفحه ۷۴در ذیل روایتی که همه شیعیان آن را حفظ هستند :

فَأَبَى أبو بَکْرٍ أَنْ یَدْفَعَ إلى فَاطِمَهَ شیئا فَوَجَدَتْ فَاطِمَهُ على أبی بَکْرٍ فی ذلک قال فَهَجَرَتْهُ فلم تُکَلِّمْهُ حتى تُوُفِّیَتْ وَعَاشَتْ بَعْدَ رسول اللَّهِ (صلی الله علیه وآله﴾ سِتَّهَ أَشْهُرٍ

نسأل الله ان یعفو عنها والا فابوبکر مااستند الی رأی وانما استند الی نص ، وکان علیها ان تقبل قول النبی (صلی الله علیه وآله﴾ : لانورث ما ترکنا صدقه . ولکن کما قلت قبل قلیل : عند المخاصمه لایبقی الانسان عقل یدرک به ما یقول او مایفعل او ما هو الصواب فیه . فنسأل الله ان یعفو عنها وعن هجرها خلیفه رسول الله (صلی الله علیه وآله﴾

حضرت زهرا (سلام الله علیها ) بر ابوبکر غضبناک شد و با او قهر کرد تا این که از این دنیا رفتند . در این دنیا بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شش ماه زندگی کردند .

در شرح این روایت ایشان توهین بسیار زشتی به حضرت می کنند و واقعا انسان نمی داند که در برابر این افراد چه بگوید . ما قضاوت را بر عهده خود وهابی ها می گذاریم .

ما از خدا می خواهیم حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را به خاطر این گناه ، ببخشد . اگر ابوبکر ادعا کرد که فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها ) نمی رسد ، به نظر خودش عمل نکرد ؛ بلکه استدلال ابوبکر به نص روایت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بود . بر حضرت زهرا (سلام الله علیها ) لازم بود که سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) را قبول کند .

یعنی چه ؟ یعنی این که حضرت زهرا (سلام الله علیها ) صراحتا با سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مخالفت کرده است .

ومن لم یحکم مما انزل الله فاولئک هم الکافرون ، هر کس به دستور خداوند و پیامبرش عمل نکند ، کافر است .

این نص صریح قرآن است هر کس به حرف رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گوش نکند ، فاسق است .هر کس به سخنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) گوش نکند ، دچار عذاب الهی می شود .

ایشان در این جا ادعا می کند که نعوذ بالله حضرت زهرا (سلام الله علیها ) با نص صریح سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) مخالفت کرده ، باید حرف پیامبر (صلی الله علیه و آله) را گوش می‌کرد ؛ ولی روایت می گوید : گوش نکرده است .

پس در این جا یا حضرت زهرا (سلام الله علیها ) نعوذ بالله با نص صریح سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مخالفت کرده که مخالفت با او کفر واضح است . یا روایتی که ابوبکر نقل کرده ، صحیح نیست .

در ادامه می‌گوید:

اما همان طور که قبلا گفتم ، در زمان دعوا برای انسان عقلی باقی نمی ماند که درک کند چه می گوید و چه عمل می کند . از خدا می خواهیم که حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را به خاطر این کاری که کرد ، ببخشد و از این که با خلیفه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قهر کرد .

عثیمین ، محمد بن صالح ، شرح صحیح مسلم ، ج ۶ ، ص ۷۴

ببینید در این جا چه توهینی به حضرت می کند !! یعنی نعوذ بالله حضرت زهرا (سلام الله علیها ) زمانی که با ابوبکر بر سر ارثی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای ایشان باقی گذاشته و مالی که در زمان حیات به ایشان هبه کرده ، در حال مخاصمه بود ، نعوذ بالله عقلشان را از دست داده بود که با ابوبکر این گونه برخورد کرده .

این توهین بسیار زشت و رکیکی است که اگر من عین همین حرف را در باره ابوبکر می گفتم ، شیعه و سنی ، دوست و دشمن اعتراض می کردند که چرا چنین حرفی زدی ؟

در این جا برای حضرت زهرا (سلام اللهعلیها ) دو گناه را بیان کرده : یکی گوش نکردن به نص صریح رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و دیگری قهر با انسان مؤمن که طبق نص صریح صحیح بخاری ، حرام است . پس یا حضرت زهرا (سلام الله علیها ) کار حرام انجام دادند یا این که حق با حضرت بوده .

مجری :

اگر در یکی از شبکه های وهابی ، بگوییم هنگام مخاصمه عقل انسان زایل می شود ، قطعا به تماس را قطع می کنند ؛ اما همین نسبت را به حضرت زهرا (سلام الله علیها ) می دهند .

استاد یزدانی :

در ادامه هم توهین هایی به حضرت علی (علیه السلام) کرده است و قصد دارد این را بگوید که حق با حضرت علی (علیه السلام) نبود ؛ بلکه حق با ابوبکر بوده ، با دلائل بسیار سخیف و پیش پا افتاده که اگر به یک بچه ۱۴ یا ۱۵ ساله شیعه بدهی ، می تواند پاسخ این دلائل ابن عثیمن را بدهد .

این کتاب ، با عنوان تعلیق شرح صحیح مسلم هم چاپ شده ، و در جلد ۹ ، صفحه ۷۸ ، همین مطالب را بیان کرده ؛ اما بحث هایی که مربوط به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را کاملا حذف کرده است .

این ها همه توهین های مفتی اعظم عربستان سعودی است . اگر من در باره این مفتی بگویم : ابن عثیمن زمانی که این توهین ها را به حضرت زهرا (سلام الله علیها ) کرده ، عقلش را از دست داده و دیوانه بوده ، همه از این حرف من ناراحت می شوند .

اگر من در مورد ابن تیمیه هم این مطلب را بگویم ، به وهابی ها بر می خورد ؛ اما متأسفانه بحث حضرت زهرا (سلام الله علیها) که پیش می آید ، از این حرف دفاع می کنند و قبول هم دارند .

اما توهین هایی که ابن تیمیه کرده ، در مورد حضرت زهرا (سلام الله علیها ) فراوان است . در کتاب منهاج السنه فی نقض کلام الشیعه القدریه ، تألیف ابن تیمیه ،جلد ۴ ، صفحه ۲۴۴ و ۲۴۵ بحث حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را مطرح می کند که ایشان مال خود را از ابوبکر طلب کرد ، طبق نص صریح روایت صحیح بخاری ؛ اما ابن تیمیه در این جا می گوید :

این مسأله اصلا درست نیست . اگر چنین قضیه ای باشد ، مدح حضرت زهرا (سلام الله علیها ) نیست ؛ بلکه مدح ابو بکر است که مال حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را گرفته و قضیه را در این جا برعکس جلوه می دهد .

او لیس الله قد ذم المنافقین الذین قال فیهم : «ومنهم من یلمزک فی الصدقات فان اعطوا منها رضوا وان لم اعطوا منها رضوا وان لم یعطوا منها اذا هم یسخطون . ولو انهم رضوا ما اتاهم الله ورسوله وقالوا سیؤتینا الله من فضله ورسوله انا الی الله راغبون . توبه / ۵۸ ، ۵۹ فذکر الله قوما رضوا ان اعطوا وغضبوا ان لم یعطوا ، فذمهم فذلک . فمن مدح فاطمه بما فیه شبه من هؤلاء الا یکون قادحا فیها ؟

آیا خداوند منافقین را در کتاب خود مذمت نکرده ، در این آیه که می فرماید : اگر به این منافقین مالی عطا کنی ، از تو راضی می شوند و اگر چیزی از آن اموال به آن ها ندهی ، ناراحت می شوند .

در این جا بحث حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را مطرح کرده و دقیقا این دو آیه که در مورد منافقین را به حضرت تطبیق می دهد .

خداوند در این آیه گروهی را مثال زده که اگر به آن ها مال دنیا داده شود ، راضی می شوند و اگر داده نشود ، غضب می کنند و حضرت زهرا (سلام الله علیها) چون ابوبکر به او مال دنیا نداده ، از او غضبناک شده . (پس این آیه نعوذ بالله شامل حال حضرت زهرا (سلام الله علیها ) می شود .)

خداوند منافقین را به خاطر این که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به آن ها مالی نداده ، ناراضی شدند ، مذمت می کند . حضرت زهرا (سلام الله علیها ) که مالش را از ابوبکر طلب کرده و ابوبکر به ایشان نداده و حضرت زهرا (سلام الله علیها ) بر ابوبکر غضبناک شده ؛ پس این آیه شامل ایشان می شود .

چه کسی حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را مدح کرده ، با این قضیه ای که شبه نفاق در آن است .

ابن تیمیه ، منهاج السنه ، ج ۴ ، ص ۲۴۴ و ۲۴۵

در این جا می گوید : شما با چیزی حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را مدح می کنید که شبهی از نفاق است و طبق تعبیر حسن سقاف ، شعبه ای از نفاق است . یعنی کسی مالش را از حاکم بخواهد و حاکم ندهد و از دست حاکم ناراحت شود ، منافق است . نعوذ بالله هم حضرت زهرا (سلام الله علیها ) شبهی از نفاق داشت .

واضح و روشن است که چه توهین زشتی نسبت به حضرت زهرا (سلام الله علیها ) داشته و جالب است که علمای اهل سنت هم از این مطلب چنین برداشتی کرده اند و به شدت ناراحت شده اند و گفته اند که ابن تیمیه به خاطر همین عبارتی که به حضرت زهرا (سلام الله علیها ) نسبت داده ، ناصبی است .

از جمله این علما آقای صدیق الغماری ، عالم مشهور و معروف اهل سنت در کتاب علی بن ابیطالب امام العارفین ، چاپ سال ۱۳۸۹ ، صفحه ۵۵ به بعد :

فصرح بکل جرأه ووقاهه ولؤم ونذاله ونفاق وجهاله ، انه لم یصح فی فضل علی علیه السلام حدیث اصلا …

بل اضاف ابن تیمیه الی ذلک من قبیح القول فی علی وآله بیته الاطهار وما دل علی انه رأس المنافقین فی عصره …

وکیف لایلزم بالنفاق مع نطقه قبحه الله بما لا ینطق به مؤمن فی حق فاطمه سیده نساء العالمین صلی الله علیها وسلم ، وحق زوجها اخی رسول الله صلی الله علیه وسلم وسید المؤمنین فقد قال فی السیده البتول : ان فیها شبها من المنافقین الذین وصفهم الله تعالی یقوله : « فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَمْ یُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ یَسْخَطُونَ» قال لعنه الله علیه : فکذلک فعلت هم اذ لم یعطوا ابوبکر من میراث والدها صلی الله علیه وسلم

در این جا ابتدا بحث توهین هایی که به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را بیان می کند .

ابن تیمیه با صراحت و با جرأت و جسارت و وقاحت و نفاق و جهالت خود ، تصریح کرده که درباره فضلیت علی بن ابیطالب (علیه السلام) هیچ روایتی وجود ندارد .

این مطلب را بیان می کند که ابن تیمیه با این سخن ، منافق و جاهل ، وقیح و جسارت کننده به امیرالمؤمنین (علیه السلام) است .

بلکه ابن تیمیه به این وقاحت و جسارت و نفاق خود اضافه کرده و سخن بسیار زشتی را در باره امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و اهل بیت پاک آن حضرت که دلالت می کند بر این که ابن تیمیه ، سرکرده منافقین در زمان خودش بوده است .

چرا ؟ به دلیل همان روایتی که مسلم در کتاب خودش بیان کرده : لایحبک الا مؤمن و لایبغضک الا منافق ، جز مؤمن کسی علی بن ابیطالب و اهل بیت آن حضرت (علیهم السلام) را دوست ندارد و جز منافق کسی بغض آن ها را در دل نخواهد داشت . دلیلش را بیان می کند :

چگونه ابن تیمیه منافق نباشد ، با این که سخن بسیار زشتی را در حق حضرت زهرا (سلام الله علیها) ، سیده زنان این دو عالم ، گفته که هیچ مؤمنی جرأت گفتن آن را ندارد و سخن بسیار زشتی که در مورد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، همسر حضرت زهرا (سلام الله علیها) و برادر رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) گفته . ابن تیمیه در مورد حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) گفته است : شبهی از نفاق در وجود حضرت زهرا (سلام الله علیها) بوده ، آن منافقینی که خداوند در قرآنش توصیف کرده : « اگر چیزی از آن اموال را به آن ها بدهی ، راضی می شوند و اگر چیزی ندهی ، از تو ناراحت می شوند » ابن تیمیه این آیه را به حضرت زهرا (سلام الله علیها) تطبیق داده است .

ابن تیمیه که خداوند او را لعنت کند ، گفته است : حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم دقیقا همین کار را کرد . زمانی که ابوبکر میراث پدرش ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را به او نداد ، ناراحت و غضبناک شد ، مثل همان منافقینی که اگر پیامبر (صلی الله علیه و آله) چیزی به آن ها می داد ، خوشحال می شدند و زمانی که به آن ها چیزی نمی داد ، ناراحت می شدند .

صدیق الغماری ، علی بن ابیطالب امام العارفین ، ص ۵۵ به بعد

این برداشت یک عالم بزرگ اهل سنت است . به هر حال قضاوت را به عهده وهابی ها می گذاریم. بنده معتقدم بسیاری از این وهابی ها ، جاهل هستند . ما وقتی در فیسبوک با این ها صحبت می کنیم ، در ابتدا با توپ پر ، می آیند و بحث می کنند . زمانی که وضعیت ابن تیمیه ، محمد بن عبد الوهاب ، اعتقادات و تضاد اعتقادات آن ها را با قرآن و تناقض گویی های آن ها را بیان می کنیم ، از موضع اولیه خود شان برمی گردند . من فکر می کنم اگر یک وهابی این مطالب را ببیند ، انصاف و وجدان داشته باشند ، در این جا حق را به حضرت زهرا (سلام الله علیها ) می دهند و مثل این عالم اهل سنت ابن تیمیه را منافق دانسته ؛ چون نص کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) است که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را کسی دوست ندارد ؛ مگر مؤمن و دشمن نمی دارد ؛ مگر منافق .

ابن تیمیه هم به خاطر این سخنی که گفته ، نفاق خود را آشکار کرده و مثل این عالم سنی ، هر وهابی که این سخنان را ببیند ، ابن تیمیه را لعنت خواهد کرد .

این گوشه ای کوچک و مشتی از خروارها توهینی است که ابن تیمیه به حضرت زهرا (سلام الله علیها ) و اهل بیت (علیهم السلام) ، کرده است . خصوصا توهین هایی که ابن تیمیه به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) کرده ، اصلا در تاریخ سابقه نداشته که هیچ ناصبی ، چنین سخنانی را نگفته که ان شاء الله در زمان خودش بیان خواهیم کرد .

مجری :

برای ما شنیدن این توهین ها و جسارت ها به اهل بیت (علیهم السلام) ، بسیار ناراحت کننده است ؛ اما باید در این خصوص روشنگری شود و فهمید که این ها چه راهی داشته اند . همین راه و بی راهی کهاز این مطالب و سخنان مشخص شد و باید مسلمان ها بدانند که وهابی ها به مسلمانان چه راهی را نشان می دهند و چه اسلامی را برای جهان معرفی می کنند .

در مورد ناصبی بودن ابن تیمیه ، هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد . آقای حسن بن فرحان مالکی که یکی از علمای اهل سنت در عربستان سعودی است که اهل سنت برای ایشان احترام ویژه ای برای ایشان قائل هستند . سخنانی را در این باب گفته اند که با هم می شنویم .

کلیپ ۱:

حسن بن فرحان المالکی ، از علمای اهل سنت عربستان :

نصب و ناصبی بودن یعنی انحراف از اهل بیت (علیهم السلام) . انحراف از اهل بیت (علیهم السلام) از دشنام مستقیم به پیامبر (صلی الله علیه و آله) آغاز می شود تا برسد به ذم و دشنام امام علی (علیه السلام) و (امام ) حسن و (امام ) حسین (علیهم السلام ) و انحراف از آن ها .

شاید کسی بگوید آیا ممکن است ، مسلمانی پیدا شود که پیامبر (صلی الله علیه و آله) را ذم کند .

بله ، بنی مروان پیامبر (صلی الله علیه و آله) را ذم می کردند . به دلیل این که آن ها ، شخصی به نام خالد بن سلمه مخزومی را مأمور کردند ، تا اشعاری که بر علیه پیامبر (صلی الله علیه و آله) را بود را جمع کند .

اما در مورد ابن تیمیه که متولد ۶۶۱ و متوفای ۷۲۱ هجری قمری است . من در سه مورد به او ایراد می گیرم : اول ، انحرافش از اهل بیت (علیهم السلام) ، دوم تشبیه خداوند به خلق که همان تجسیم است و نصب که می خواست به هر وسیله ای فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را تضعیف کند و احادیثی را در فضائل معاویه تصحیح می کرد .

این نوع ناصبی بودن در ابن تیمیه موجود است و بعد از آن ، شما طبقاتی از ناصبی بودن می یابید . همان گونه که در تشیع طبقاتی است . آیا همه شیعیان بر یک مذهب هستند ؟

مجری : آیا ابن تیمیه نسبت به تمام مسلمین ، امام است ؟

حسن بن فرحان :

ابن تیمیه فقط امام سلفی ها است . اشاعره او را ذم می کنند ، صوفیه او را ذم می کنند .

مجری : ما اهانت به هر شخصی را رد می کنیم . آن چه من در مورد ابن تیمیه مطالعه کردم ، این است که ابن تیمیه ناصبی نیست ؛ بلکه فضائل حضرت علی (علیه السلام) را ذکر می کرد . در مورد معاویه اختلاف سیاسی بود ، اختلافی که تا الان در کشورهای اسلامی است که چه کسی احق به امامت و ولایت است . آیا (امام ) علی (علیه السلام) بوده یا ابوبکر یا عمر . این موضوع اختلاف سیاسی است ؛ اما ناصبی بودن از او منتفی است .

حسن بن فرحان :

امام جرح و تعدیل در قرن های متأخر ، ابن حجر زمانی که در مورد ابن تیمیه صحبت می کند ، می نویسد : وقتی کتاب منهاح ابن تیمیه را در رد رافضی این مطهر را خواندم ؛ پس او را این گونه یافتم که روایات صحیح زیادی را که در مورد فضائل علی بن ابیطالب (علیه السلام) بود را رد می کرد و در جاهای زیادی برای رد بر رافضی ، حرف هایی زده است که حضرت علی (علیه السلام) را تنقیص و به او اهانت کرده است .

این ابن حجری است که به او می گویند : شیخ الاسلام . ابن حجر در کتاب لسان المیزان در ترجمه ابن مطهر می نویسد : که ابن تیمیه در جاهای زیادی حضرت علی (علیه السلام) را تنقیص کرده است .

یک لحظه صبر کن ، تو فکر می کنی من کلام ابن حجر را گفتم وبس ؟ نه ! اما چون شما گفتی تمام اهل سنت او را قبول دارند ، من هم دلیل آوردم که فقط سلفی ها او را قبول دارند .

علمای زمان ابن تیمیه او را محاکمه کرده اند ، به خاطر حرف هایی که زده است که حضرت علی (علیه السلام) هر کجا که می رفت ، مخذول و خار بوده است و این را در دادگاه ابن تیمیه ثابت کردند .

آیا اگر الان کسی بگوید معاویه هر کجا می رفت ، مخذول و خار بود . او را دادگاهی نمی کنند ؟ و این که حضرت علی (علیه السلام ) در هنگام اسلام آوردن کودک بود و اسلام کودک قبول نیست ! پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) حضرت علی (علیه السلام) را پذیرفته است ؛ اما ابن تیمیه نمی پذیرد و حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را به منافقین تشبیه کرده است و حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را به منافقین تشبیه کرده است .

مجری :

این هم بخشی از سخنان حسن بن فرحان مالکی بود که در رابطه با ناصبی بودن ابن تیمیه است . به ایرادات دیگری که در آن مجلس بود ، کاری نداریم . بحث نصب ابن تیمیه و نسبتی که ابن تیمیه به حضرت زهرا (سلام الله علیها ) مد نظر ما بود .

استاد یزدانی در خصوص این کلیپ توضیحاتی را بیان کنید .

استاد یزدانی :

حسن بن فرحان مالکی ، یکی از علمای بسیار مشهور و معروف عربستان سعودی است . از نظر فقهی ، مالکی مذهب است ؛ ولی انسان منصفی است که با بسیاری از مطالبی که وهابی ها می گویند ، مخالفت می کند . جالب است ، بنده مناظره ایشان را با یکی از علمای وهابی دیدم که هم دمشقیه بود و هم یکی دیگر از علمای مشهور وهابی حضور داشتند . وقتی در بحث با حسن بن فرحان کم می آورند و نمی توانند جواب او را بدهند ، مجری در همان برنامه زنده ، حسن بن فرحان را از استدیو اخراج می کند .

دمشقیه ، هیچ حرفی برای گفتن در برابر حسن بن فرحان نداشته و کاملا خلع سلاح شده بود . مجری هم کاملا یک طرفه قضاوت می کرد و کسی را که به عنوان مهمان در برنامه دعوت شده بود را اخراج کرد و این یک شکست بزرگ برای وهابیت و پیروزی بزرگ برای حسن بن فرحان مالکی بود .

حسن بن فرحان مالکی یکی از علمایی است که انصاف را در بسیاری از موارد رعایت کرده و خواب را از چشمان وهابی ها ربوده و بارها سنی بودن خود را ، تأکید کرده است و سایت ها ، کلیپ ها و مناظرات مختلف با علمای وهابی دارد .

مجری :

استاد یزدانی ! همان طور که شما فرمودید ، آقای حسن بن فرحان از عزیزان اهل سنت منصف هستند . بنده در مطلبی از ایشان دیدم که در این ایام خیلی منتشر شد ، بحث عباراتی منصفانه ای است که ایشان درباره قضیه هجوم به خانه حضرت صدیقه طاهره ﴿سلام الله علیها﴾ دارند .

اگر امکان دارد در خصوص آن هم مروری داشته باشیم .

روایت هجوم از دیدگاه حسن بن فرحان مالکی

استاد یزدانی :

‌البته در ویژه برنامه ای که در این ایام پخش می شد ، اساتید این ها را نشان دادند ؛ اما باز هم بنده بیان می کنم . آقای حسن بن فرحان مالکی روایت هجوم را صراحتا می پذیرد ؛ گرچه ما نمی خواهیم به این مبحث بپردازیم و فقط نظر این عالم را می خوانیم و ترجمه می کنیم و قضاوتی هم نخواهیم کرد .

این مطلب در کتاب قرآه فی کتب العقائد ، تألیف حسن بن فرحان المالکی ، چاپ مرکز الدارسات التاریخیه در سال ۱۴۳۰ هـ ، صفحه ۴۶ ، بحث این که حزب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) قوی تر است یا حزب بقیه ؟

 ولکن حزب علی کان اقل عند بیعه عمر منه عند بیعه ابی بکر نظرا لتفرقهم الاول من علی بسبب ما رأوه من بوادر الفتنه التی انتهت بمداهمه بیت فاطمه فی اول عهد ابی بکر واکراه بعض الصحابه الذین کانوا مع علی علی بیعه ابی بکر فکانت لهذه الخصومه المداهمه وهی ثابته باسانید صحیحه ذکری مؤلمه لا یحبون تکرارها .

طرفداران علی بن ابیطالب (علیه السلام) در زمان بیعت عمر کمتر از زمان بیعت با ابوبکر بود . فتنه ای که منجر به هجوم به خانه فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) در روز های اول حکومت ابوبکر شد و این که باعث شد بعضی از صحابه ای که با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بودند ، به زور برای ابی بکر بیعت بگیرند . این خصومت و هجوم به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) ، با سند های صحیح ثابت شده است و این خصومت و هجوم ، خاطره درد ناکی را برجای گذاشته که بعضی ها دوست ندارند آن را تکرار کنند .

در پاورقی هم مؤلف می گوید :

کنت اظن المداهمه مکذوبه لاتصح حتی وجدت لها اسانید قویه منها ما اخرجه ابن ابی شیبه فی المصنف بسند صحیح

من بر این باور بودم که حمله به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها ) دروغ است و صحیح نیست تا این که سند های قوی برای آن یافتم ؛ از جمله روایتی که ابن ابی شیبه در مصنف ، با سند صحیح نقل کرده است .

المالکی ، حسن بن فرحان ، القراه فی کتب العقائد ، چاپ مرکز الدراسات التاریخیه ، ص ۴۶

مجری :

استاد یزدانی ! اگر کسی بگوید سند آن روایت صحیح نبوده و این که ایشان آن روایت را تصحیح کرده ، دلالت می کند بر این که ایشان از علم حدیث ، مطلع نبوده و تنها کسی است که این روایت را معتبر کرده ، در این جا باید چه پاسخی داده شود ؟

استاد یزدانی :

یعنی شما می فرماید ، سند صحیح نیست و فقط ایشان این روایت را صحیح می داند ؟

مجری :

بله ، برخی از آقایان در پاسخ به این عبارات ، همین ادعا را دارند .

تصحیح روایت هجوم به بیت حضرت زهرا (سلام الله علیها)

استاد یزدانی :

البته ایشان تنها کسی نیست که این روایت را تصحیح کرده که بنده چند نفر را که این روایت را تصحیح کرده را نشان می دهم .

از جمله کسانی که این روایت را تصحیح کرده اند :

پرفسور سعد بن ناصر بن عبد العزیز ابو حبیب الشثری

ایشان از مفتیان مشهور اهل سنت و از اساتید دانشگاه مدینه منوره است . ایشان در کتاب المصنف لابن ابی شیبه ، با تعلیق ناصر بن عبد العزیز ابوحبیب الشثری ، با تحقیق سعد بن ناصر بن عبد العزیز ابو حبیب الشثری ، ج ۲۱ ، صفحه ۱۴۳ و ۱۴۴ دقیقا همان روایت ابن ابی شیبه که حسن بن فرحان در کتاب خود بیان کرده ، در این کتاب نقل نموده است :

 حدثنا محمد بن بشر نا عبید الله بن عمر حدثنا زید بن أسلم عن أبیه أسلم أنه حین بویع لأبی بکر بعد رسول الله (صلی الله علیه وآله﴾ کان علی والزبیر یدخلان على فاطمه بنت رسول الله (صلی الله علیه وآله﴾ فیشاورونها ویرتجعون فی أمرهم فلما بلغ ذلک عمر بن الخطاب خرج حتى دخل على فاطمه فقال یا بنت رسول الله (صلی الله علیه وآله﴾ والله ما من أحد أحب إلینا من أبیک وما من أحد أحب إلینا بعد أبیک منک وأیم الله ما ذاک بمانعی ان اجتمع هؤلاء النفر عندک إن أمرتهم أن یحرق علیهم البیت قال فلما خرج عمر جاؤوها فقالت تعلمون أن عمر قد جاءنی وقد حلف بالله لئن عدتم لیحرقن علیکم البیت وأیم الله لیمضین لما حلف علیه فانصرفوا راشدین فروا رأیکم ولا ترجعوا إلی فانصرفوا عنها فلم یرجعوا إلیها حتى بایعوا لأبی بکر

روایت را نقل می کند . در ادامه روایت ، عمر قسم می خورد و می گوید : این که من پدرت را دوست دارم و از پدرت نزد من محبوبتر کسی نیست ، باعث نمی شود که دستور ندهم خانه ات را آتش نزنند . بعد از این که خلیفه دوم خارج می شود ، حضرت زهرا (سلام الله علیها ) نزد من آمد و به خداوند قسم خورد که اگر دوباره نزد من جمع شوید ، خانه را آتش می زنم . و قسم به خداوند که او به این قسمش پایبند خواهد بود .

محقق در پاورقی بیان می کند :

صحیح . اخرجه احمد فی فضائل الصحابه . وابن عبد البر فی الاستذکار ، ابن ابی عاصم فی الآحاد

سند روایت صحیح است که احمد در فضائل الصحابه و ابن عبد البر در استذکار و ابن ابی عاصم در الآحاد ، روایت را نقل کرده است .

المصنف لابی شیبه ، با تحقیق پرفسور سعد بن ناصر بن عبد العزیز ابو الحبیب الشثری ، ج ۲۱ ، ص ۱۴۳ و ۱۴۴

پس یک پرفسور حال حاضر وهابی هم این روایت را تصحیح کرده است و حسن بن فرحان المالکی ، اولین نفری نیست که این روایت را تصحیح کرده .

شخص بعدی که این روایت را تصحیح نموده :

ابو یاسر خالد بن قاسم الردادی

در کتاب المذکر و التذکیر والذکر ، تألیف ابی بکر احمد بن عمرو بن ابی عاصم الشیبانی ، با تحقیق ابو یاسر خالد بن قاسم الردادی (ایشان هم از اساتید دانشگاه مدینه منوره است ) ، چاپ دار المنار ، صفحه ۹۱ ، روایت ۱۹ :

… فقد بلغنی أن هؤلاء النفر یجتمعون عندک وایم الله لئن بلغنی ذلک لاحرقن علیهم البیت

فلما جاؤوا فاطمه قالت إن ابن الخطاب قال کذا وکذا فإنه فاعل ذلک …

در این روایت سخن خلیفه دوم را تحریف کرده و به جای آن کذا و کذا می کند و شاید هم مسائل دیگری بوده که در این جا مؤلف کتاب آن را حذف کرده و این نشانه امانت داری بسیار زیاد نویسنده است.

…. حضرت زهرا (سلام الله علیها ) فرمودند : عمر حتما این کار را انجام خواهد داد .

این متن روایت بود و در پاورقی ، محقق می گوید :

اسناده صحیح ، اخرجه ابن ابی شیبه فی المصنف

سند روایت صحیح و انتساب این روایت به عمر بن خطاب و حضرت زهرا (سلام الله علیها ) قطعی است .

الشیبانی ، ابی بکر احمد بن عمرو بن ابی عاصم ، المذکر والتذکیر والذکر ، با تحقیق ابو یاسر خالد بن قاسم الردادی ، چاپ دار المنار ، ص ۹۱ ، روایت ۱۹

عمرو بن عبد المنعم

شخص بعدی که این روایت را تصحیح کرده ، عمرو بن عبد المنعم است :

ایشان هم از بزرگان اهل سنت است . در همان کتاب المذکر والتذکیر والذکر ، با تحقیق عمرو بن عبد المنعم ، چاپ دار الصحابه ، صفحه ۴۱ ، دقیقا همان روایت را بیان می کند :

… فقد بلغنی أن هؤلاء النفر یجتمعون عندک وایم الله لئن بلغنی ذلک لاحرقن علیهم البیت

فلما جاؤوا فاطمه قالت إن ابن الخطاب قال کذا وکذا فإنه فاعل ذلک فتفرقوا حین بویع لأبی بکر رضی الله عنه

در پاورقی محقق می گوید :

اسناده صحیح اخرجه ابن ابی شیبه

سند روایت صحیح است و ابن ابی شیبه در مصنف بیان کرده و مقصود از رجلین که نزد حضرت زهرا (سلام الله علیها ) آمده بود ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) و زبیر بن عوام است .

البته ایشان دو نفر را نام برده ، افراد زیادی بودند که در خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها ) آمده بودند و خلیفه دوم آن ها را تهدید کرد که خانه را بر سر آن ها ، آتش می زنند .

علی بن محمد صلابی

ایشان از مفتیان کشور لیبی است و در مورد همه خلفا کتاب نوشته است . آقای صلابی در کتاب اسمی المطالب فی سیره امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) شخصیته وعصره دراسه شامله ، جلد اول ، چاپ مکتبه الصحابه ، صفحه ۲۰۲ به صحت این روایت اعتراف کرده است.

خیلی جالب است که این شخص ، روایت را به شدت تحریف کرده ، تحریف های بسیار عجیبی از بر روایت وارد نموده و در آخر ادعای مضحک و خنده داری را مطرح نموده است :

عن اسلم العدوی قال : لما بویع لأبی بکر بعد النبی (صلی الله علیه وآله﴾ کان علی والزبیر بن العوام یدخلان على فاطمه فیشاورانها فبلغ عمر فدخل على فاطمه فقال یا بنت رسول الله ما أحد من الخلق أحب إلینا من أبیک وما أحد من الخلق بعد أبیک أحب إلینا منک وکلمها فدخل علی والزبیر على فاطمه فقالت انصرفا راشدین فما رجعا إلیها حتى بایعا وهذا هو الثابت الصحیح والذی مع صحه بسنده ینسجم مع روح ذلک الجیل وتزکیه الله له ، وقد زاد الروافض فی هذه الروایه واختلفوا افکا وبهتانا وزورا وقالوا بان عمر قال : اذا اجتمع عندک هؤلاء النفر فساحترق علیهم هذا البیت .

در این جا به جای اصل روایت ، « کلمها » را آورده ، در اصل روایت :

قسم خورده بود که اگر این ها بار دیگر جمع شوند ، خانه را آتش می زنم . در این جا کذا کذا را برداشته و کلمه « کلمها » را گذاشته و گفته : حرف هایی با هم زدند .

این جا چه حرف هایی زده ، چرا آن حرف ها را بیان نکرده اید ؟ این خیانتی است که مفتی کشور لیبی انجام داده .

ادامه می دهد : این عباراتی را که بیان و قسمتی از آن را تحریف کردم ، ثابت و صحیح است و با روح کسانی که نزد خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) آمده بودند ، سازگاری دارد .

در آخر یک ادعای بسیار مضحک بیان می کند که از یک مفتی بعید است .

می گوید : روافض به این روایت بهتان ها و دروغ هایی اضافه کرده اند و گفته اند : (کلمها را در این جا توضیح می دهد) اگر این ها بار دیگر نزد تو جمع شوند ، خانه تو را آتش خواهم زد .

باز در ادامه ادعا می کند که شیعیان این مطالب را اضافه کردند .

آقای صلابی ! ده‌ها کتاب از کتب اهل سنت است که این روایت را به صورت کامل نقل کرده . شما هم روایت را از کتاب المصنف ابن ابی شیبه ، نقل کردی . ابن ابی شیبه ، استاد بخاری است . شما متن او را نقل و بعد تحریف هم می کنی و می گویی این ها را شیعیان اضافه کرده است!!! . اگر شیعه قدرت این را داشتند که روایات را در کتاب های شما تغییر دهند ، چیزی از کتاب های شما نمی ماند .

این هم ادعای بسیار مضحک و خنده داری که این مفتی می کند .

در پاورقی هم می گوید :

اخرجه ابن ابی شیبه فی المصنف واسناده صحیح .

ابن ابی شیبه روایت را در کتاب المصنف خود بیان کرده و سند روایت صحیح است .

صلابی ، علی بن محمد ، اسمی المطالب فی سیره امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، ج ۱ ، چاپ مکتبه الصحابه ، ص ۲۰۲

آن چه که در این جا برای ما مهم بود ، این است که روایت را تصحیح کرده ؛ پس سند روایت کاملا صحیح است ؛ اما این که آقای ابن ابی شیبه و راویان روایت ، با نقل این روایت رافضی شدند یا نه ، به ما هیچ ارتباطی ندارد .

جالب است که یک وهابی ناصبی هم این روایت را تصحیح کرده است :

حسن الحسینی

ایشان همان کسی است که در شبکه المستقله با استاد قزوینی ، مناظره می کردند و هیچ حرفی برای گفتن نداشتند . بنده آن مناظره را زنده و مستقیم می دیدم که اصلا به استاد قزوینی اجازه صحبت کردن نمی دادند و یک طرفه حرف می زد .

جالب بود که در آن مناظره به هیچ عنوان بحث شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها ) ، بحث هجوم و بحثتهدید را قبول نداشت ، در صورتی که خودش در کتابش گفته این روایت ، صحیح است ؛ اما متأسفانه روایت را تحریف کرده است .

در کتاب موسوعه الحسن و الحسین ، تألیف حسن الحسینی ( ایشان در فیلم حسن و حسین که ساخته شد ، مشاور تاریخی و مذهبی آن بود ) ، صفحه ۱۹۱ :

محبه الفاروق لعلی والزهراء

واما موقف عمر من بضعه النبی (صلی الله علیه وآله﴾ وام الحسنین السبطین اجمعین ، فهو موقف التعظیم والاجلال ، فمما قال لفاطمه الزهراء : یا بنت رسول الله ما احد من الخلق احب الینا من ابیک ، وما احد من الخلق بعد ابیک احب الینا منک . (مصنف ابن ابی شیبه واسناده صحیح )

فهذا هو الثابت الصحیح والذی ینسجم مع روح ذلک الجیل وتزکیه الله له .

موضعگیری عمر بن خطاب در مقابل فاطمه زهرا (سلام الله علیها) ، مادر حسنین ، موقف تعظیم و احترام بود . (این احترام از کجا معلوم می شود ؟ از همین روایت ابن ابی شیبه که گفته بود : ای دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هیچ کس نزد ما محبوب تر از پدر شما نبود ،

این روایت ،(که اول آن را نقل و آخرش را تحریف کردم ) ثابت و صحیح است و با روح خلیفه هم می خواند .

اتفاقا ما هم معتقدیم که تهدید به آتش زدن، با روح کسانی که به درب خانه حضرت هم آمده بودند، هم می سازد.

ایشان تأکید هم می کند که این روایت از کتاب مصنف ابن ابی شیبه هم نقل شده است .

حسن الحسینی . الحسن و الحسین ، ص ۱۹۱

مجری :

از جهت این که این کتاب ، اخیرا نوشته شده ، شاید بتوان این گونه نتیجه گیری کنیم که بعد از آن برنامه ای که در شبکه المستقله داشت و استاد قزوینی هم یکی از روایاتی که در آن جا مطرح نمودند ، روایت المصنف بود . ظاهرا بعد از آن مناظره ، ایشان متوجه شدند که سند روایت صحیح بوده ؛ چون در آن برنامه ، منکر این قضیه بود .

استاد یزدانی :

در آن مناظره کاملا منکر شد . روایت را بررسی سندی می کرد و می گفت : روایت ضعیف است . ضعف روایت در چیست ؟ می گفت : اسلم العدوی در سند روایت ذکر شده ، در صورتی که ایشان در آن داستان نبوده . در همان جا هم استاد ما پاسخ دادند : اسلم العدوی ، از صحابه و از کسانی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را دیده و با ایشان سفر کرده .

مجری :

پس باید به فال نیک گرفت که آقای حسن الحسینی ، بعد از آن مناظره ، این حقیقت را پذیرفت و کتاب چاپ کرد . واقعا چقدر درد آور است که در آن مناظره المستقله ، این قدر تلاش کردند که روایت را زیر سؤال ببرند ؛ اما در کتاب خودشان ، روایت را تصحیح کردند .

استاد یزدانی :

به هر حال بنده به درخواست شما ، شش نفر از علمایی که این روایت را تصحیح کرده بودند را معرفی کردیم که همه از علمای معاصر بودند .

آقای حسن بن فرحان : سند روایت ، صحیح و قطعی است .

آقای الاشثری ، از علمای وهابی و از شاگردان بن باز و آل الشیخ است و دارای ده ها کتاب می باشد و در حال حاضر ، استاد دانشگاه مدینه است : روایت ، صحیح است .

آقای صلابی : روایت ، صحیح است .

آقای ردادی : روایت ، صحیح است .

آقای حسن الحسینی : روایت را تصحیح کرده است .

آقای عمرو بن عبد المنعم مصری : روایت را تصحیح کرده است .

پس سند روایت ، کاملا صحیح است ؛ اما هر چقدر هم که دست و پا بزنند که ما اول روایت را قبول داریم و آخرش را قبول نداریم ، فایده ای ندارد . اگر شیعه چنین قدرتی داشت که در کتب اهل سنت دستکاری کند ، خیلی از مسائل را اضافه و خیلی دیگر را هم حذف می کردیم . البته شیعه اگر قدرت این کار را هم داشت ، چنین کاری نمی کرد ؛ چون تحریف ، فقط کار وهابیت است .

مجری :

الحمد لله ، یکی از ثمرات مناظره المستقله این بود که یکی از طرفین مناظره که وهابی و منکر قضیه هجوم به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود ، در کتابشان اعتراف کردند که سند این روایت ، صحیح است . اما جالب این است که بخواهد از این روایت محبت خلیفه دوم به حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) را اثبات کند !!! این به معنای آن است که بخواهی از گل ماست بگیری .

به هر حال ما این را به فال نیک می گیریم ؛ اما از آن جایی که وهابیت جز کذب و بهتان ، چیزی برای گفتن ندارد ، چند وقتی است که شخصی را به عنوان یک مرجع تقلید شیعه در رسانه ها مطرح کردند که تغییر فکر داده و وهابی شده است . شب گذشته یکی از شبکه های داعشی گفتند با این شخص مصاحبه ای دارند ؛ اما نکته ای که بسیار مهم است و شما باید در جریان آن قرار بگیرد ، شخصیت واقعی حسین المؤید است ، این جاسوسی که به اسم شیعه مدتی فعالیت کرد و بعد ، خود را به عنوان یک تغییر عقیده دهنده و به قول آن ها طلسم شکن و به قول ما طلسم شده ، مطرح کرد .

برنامه طلسم شدگان از این به بعد از طریق شبکه جهانی ولایت ، تقدیم حضور شما می شود . این برنامه ، افرادی را که به عنوان طلسم شده دروغی مطرح کردند ، در این کلیپ ها قطعا رسوا می شوند. آرم این کلیپ هم ، آرم قرن شیطانی است که بالای برج ساعت مکه ، قرار داده اند و گواهی است بر آن پیش بینی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در باره خروج قرن شیطان داشتند . قسمت اول آن امشب با موضوع حسن المؤید تقدیم حضور شما می شود .

کلیپ ۲ : طلسم شدگان (۱)

حسین المؤید ، جاسوس وهابی :

من زمانی که آمریکا عراق را اشغال کرد ، برگشتم . با روشی کاملا متفاوت .

راوی :

در این گزارش به دنبال نشان دادن حقیقت کسی هستیم که شبکه های وهابی ، او را به عنوان یک مرجع تقلید وهابی شده ، معرفی می کنند . در حالی که وی در حقیقت یک جاسوس وهابیت بود .

مجری :

آیا با مسئولی در عربستان سعودی در سطح سیاسی یا دینی ، صحبت کرده اید ؟

حسین المؤید :

ببینید ، دیدار های خصوصی با شخصیت هایی که جنبه سیاسی و دینی دارند یا شخصیتی که ممکن است چیز هایی را که می گویی از او شنیده باشی ، این دیدار ها طبیعی هستند و من در این مدت که خارج از عراق بودم ، دیدار های متعددی در کشورهای متعدد داشتم . چندین و چندین بار به مصر ، امارات ، بحرین ، عربستان سعودی ، عمان و یمن سفر کردم و معمولا هم به هر کشوری رفتم ، این دیدار ها بوده و نیازی نیست که من به جزئیات این دیدار ها در این برنامه بپردازم . این دیدار ها ، امری طبیعی هستند که حرفم را بشنوید .

مجری :

من می دانم که پاسخ دادن به این موضوع برای شما دشوار است . اگر تو مسئول سیاسی در عربستان سعودی بودی ، کدام پروژه ات را در اولویت قرار می دهی ؟

حسین المؤید :

به خدا قسم که من اهمیت و وزن عربستان سعودی را درک می کنم . اساسی که عربستان سعودی را به عنوان یک دولت یا یک ملت و نظام نیرومند می سازد .

راوی :

وی با همکاری با سرویس های اطلاعاتی رژیم بعث عراق و آل سعود ، مأموریت ضد شیعی خود را انجام داده و سرانجام طبق سناریوی از پیش برنامه ریزی شده ، عقیده اصلی خود که وهابیت است را علنی کرد .

افشاگری ترکی بن بندر آل سعود ، از شاهزادگان سعودی ، در مورد جاسوس بودن حسین بن مؤید .

ترکی بن بندر آل سعود در افشاگری خود اعلام می کند : زمانی که در وزارت کشور و سازمان اطلاعات عربستان سعودی مشغول بودم ، شعبه ای به نام روافض وجود داشت که بودجه آن به اندازه سه کشور مصر ، یمن و اردن بود . از جمله وظایف این شعبه ، توطئه علیه شیعه و بدنام کردن آن ها از طریق پخش کتب جعلی در ایام حج بین حجاج و تحریک اهل سنت علیه شیعیان بود .

وی در ادامه چنین می گوید : در زمان اشتغالم در وزارت اطلاعات ، عربستان سعودی تعدادی روحانی نمای شیعی را به خدمت گرفته بود که بعضی از آن ها به واسطه یک افسر رژیم سابق عراق ، نصب شده بودند . یکی از آن ها ، شیخ حسین المؤید بود .

ترکی بن بندر در ادامه چنین می گوید : این افراد کسانی هستند که هزاران دلار از حکومت سعودی دریافت می کنند ؛ اما ثمره ای نخواهند داشت ؛ زیرا این افراد نزد شیعه مهره سوخته هستند و غیر از افراد ساده لوح ، کسی از آن ها پیروی نمی کنند .

یکی از عناصر تکمیل کننده سناریوی سازمان اطلاعات عربستان سعودی در مورد مؤید ، شبکه های وهابی داعشی هستند که مدتی به تبلیغ مرجعیت این جاسوس پرداختند . طبق سناریوی از پیش چیده شده ، حسین مؤید ، یکی از مراجع شیعه که تغییر عقیده داده است در شبکه های وهابی ظاهر شد .

معرفی مؤید به عنوان یک مرجع شیعه در شبکه های وهابی !!!

کارشناس وهابی :

حسین مؤید که ایشان اهل فقه و اهل تحقیق هستند ، ایشان مرجع بودند .

ایشان اولا شخصیتی نیست که به این آسانی آن را ساخت ، وی به عنوان یک مرجع تقلید شناخته شده اند .

شیخ حسین مؤید ، مرجع سابق شیعه و هدایت شده لاحق هستند . بار ها و بارها در جلساتی که با هم در این یک ماه بودیم ، هر جا که می رفتیم ، با هم می رفتیم . تنها مرجعی است که علنا اعلان اهل سنت کرد .

همین آیت الله حسین مؤید ، یکی از مراجع تقلید عراق بود .

انکار مرجعیت مؤید توسط خود وهابیت

راوی :

طبق سناریوی از قبل چیده شده ، حسین مؤید ، به عنوان یکی از مراجع شیعه که تغییر عقیده داده است ، در شبکه های وهابی ظاهر می شود . غافل از این که هماهنگی ها به صورت کامل انجام نشده و در این بین برخی از کارشناسان وهابی کلا منکر مرجعیت مؤید شده و تمام رشته های وهابی ها را پنبه می کند .

کارشناس وهابی :

من بعید می دانم کسی به آقای مؤید ، مرجع تقلید شیعه گفته باشد ، ایشان مرجع شیعه نیستند .

اعتراف طه الدلیمی مبلغ سرشناس وهابی به ساختگی بودن داستان مؤید :

راوی :

این آبرو ریزی وهابیت تا جایی پیش می رود که آقای طه الدلیمی ، مبلغ معروف وهابی ،صراحتا دست سازندگان این سناریو را رو کرده و با لحنی تند به این سناریو سازی و آبرو ریزی اعتراض می کند .

طه الدلیمی ، کارشناس وهابی شبکه وهابی وصال عربی :

بعضی آمده اند گفتند که آقای حسین المؤید ، مرجع شیعیان است که سنی شده است . این یک دروغ است که گفتند مراجع شیعه ، سنی شده و دنبال فرد یا مصداق آن بوده اند که این مصداق را حسین المؤید معرفی کرده اند .

شما چرا دروغ می گویید و بعد شروع به دمیدن در دروغ خود می کنید . خودتان دروغ می گویید و دروغ خود را بزرگ می کنید . مگر حسین المؤید است ؟!! اگر بگویید این آقا آخوندی از شیعیان بوده ، باور می کنیم ! این آقا که مرجع نیست !! شیعیان مرجعی به نام حسین المؤید نمی شناسند !

شما (سرویس های اطلاعاتی مخالف شیعه ) نتوانستید در بین شیعیان مرجع سازی کنید ؛ لذا آمدید مرجع خود خوانده ساختید (در اشاره به حسین المؤید)

رسوا شدن شبکه های وهابی توسط بینندگان در مورد ساختگی بودن داستان مؤید :

راوی :

بعد از این رسوایی که وهابیت ، در مورد جاسوسی مؤید دچار آن شدند ، بینندگان این شبکه ها که به پشت پرده این سناریو پی برده بودند ، در تماس های خود شبکه های وهابی را در این موضوع به چالش کشیدند .

بیننده :

این آقایی را که دعوت کردید و قرار است امشب و شب های آینده ، آقای شیخ حسین مؤید ، بیاید .

خواستم بگوییم یک شاهزاده ای است به اسم ترکی بن بندر . این شاهزاده ، پسر خواهر ملک عبد الله فعلی است که فرار کرده به پاریس . این آقا می گوید : من زمانی که افسر یکی از سرویس های اطلاعاتی بودم و این شیخ حسین مؤید ، جاسوس حکومت بعث عراق در قم بود ، بعد به نجف منتقل شد . بعد از سقوط صدام هم توسط واسطه هایی به استخدام سازمان جاسوسی عربستان درآمد .

عرض بنده این است که آیا درست است که شبکه های وهابی ، جاسوس های عربستان مثل این شیخ حسین مؤید که به اعتراف پسر خواهر پادشاه عربستان ، ترکی بن بندر ، گفته : من با چشم خودم دیدم که این آقای شیخ حسین مؤید شما جاسوس عربستان است و به او پول می دهند و بودجه دارد .

آیا درست است که شبکه های وهابی یک جاسوس و یک انسان خود فروخته را و کسی که به خدمت سرویس اطلاعاتی صدام بود ، الان که سرور هایش مرده اند و به استخدام عربستان سعودی درآمده ، به عنوان مرجع شیعه معرفی کنند ؟

خودتان می دانید که خبر رویترز که یک از رسانه های خبری معروف و مهم است ، این خبر را از ترکی بن بندر منتشر کرده است .

بیننده :

شبکه کلمه ، کارشناسی دارند به نام اسدی نیا که گفته این آقایی که شبکه نور به عنوان مرجع آورده ، مرجع نیست . این شبکه بی خود کرده ، اشتباه کرده . این شخص مرجع نیست و نباید می گفت این آقا مرجع است . الان بنده خودم شک کردم و نمی دانم چه کار کنم . همه مسخره می کنند و می گویند : کلمه یک چیز می گوید و نور چیز دیگر .

کارشناس شبکه :

بیننده عزیز ! موضوعی که در شبکه کلمه و شبکه نور مطرح شده را با همان شبکه ها تماس بگیرید و سؤالتان را از خودشان بپرسید ، نه از بنده . واقعا از شما پوزش می خواهم وبنده نمی توانم در این خصوص چیزی بگویم .

عقب نشینی وهابیت از ادعای خود و اکتفا به وهابی شدن یک جاسوس

راوی :

رسوایی برنامه جاسوسی مؤید تا جایی پیش رفت که شبکه های وهابی که ادعای مرجعیت را برای این شخص را داشتند ، به همین اندازه اکتفا کردند که خب ، مگر ممکن نیست که یک جاسوس ، وهابی شود !!!

بیننده :

من در مورد آقای شیخ حسین مؤید که شما مرجع عالیقدر تشیع در عراق می گفتید ، آن طور که تحقیق کردم اولا آقای اسدی نیا ایشان را مرجع نمی دانند و دوما ترکی بن بندر ، وزیر اطلاعات سابق عربستان سعودی ، را به عنوان جاسوس عربستان معرفی کرده است . در صورتی که شما ایشان را به عنوان یک مرجع تقلید شیعه مطرح کردید .

کارشناس شبکه : یک جاسوس عربستان نمی تواند شیعه باشد و بعد سنی شود ؟!!!

راوی :

این تنها گوشه ای از رسوا شدن وهابی ها در مورد امثال مؤید بود که با هم دیدیم و این داستان در مورد امثال مؤید همچنان ادامه دارد .

مجری :

با دیدن این کلیپ فکر نمی کنم جای شبهه و سؤالی باقی نمی ماند که این آقا در چه وضعیتی بود و به چه صورت می خواستند ایشان را به عنوان یک مرجع شیعه معرفی کنند و بعد چگونه رسوا شدند و از ادعایی که مطرح کرده بودند ، کوتاه آمدند .

ان شاء الله ادامه این سری از کلیپ ها را در برنامه های آینده پخش خواهیم کرد . از عزیزانی که تماس می گیرند ، تقاضا داریم که برای صحبت دو موضوع را در نظر بگیرند ، یکی بحث توهین هایی که وهابیت نسبتبه حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها ) دارند و دوم ، بحث آقای مؤید .

اگر طرفداران وهابیت هم روی خط بیایند ، ما از نظرات مخالفآن ها استفاده می کنیم .

تماس بینندگان

بیننده : آقای ابراهیم نژاد از تهران ـ شیعه

بنده سه در خواست داشتم . اولین درخواستم از شبکه های وهابی است ؛ چون نمی توانیم با آن شبکه ها تماس بگیریم از طریق شبکه شما ، صدای ما را بشنوند . همان طور که شما در شبکه خود از فقه و اصول و رجال شیعه صحبت می کنید ، انتظار داریم که این شبکه های وهابی هم از فقه و اصول و رجال اهل سنت صحبت کنند تا ما هم با آن آشنا شویم ، نه این که فقط به مسائل متفرقه بپردازند ، مسائلی که نه به درد شیعه می خورد و نه به درد اهل سنت .

در خواست دوم هم از علمای اهل سنت است . ما شبکه های وهابی زیادی داریم ؛ ولی بنده متوجه نشدم که شبکه اهل سنت کدام شبکه است .

مجری :

در میان شبکه های ماهواره ای فارسی زبان ، متأسفانه این ها تا کنون شبکه ای ندارند .

بیننده :

بله ، منظور بنده هم همین است . دراین صورت ما از علمای اهل سنت انتظار داریم که به ندای شبکه ولایت ، لبیک بگویند . بیایند در این شبکه و در کنار کارشناسان شما صحبت کنند تا در هم بستگیاهل سنت و اهل تشیع ، مؤثر تر باشد . زمانی که مثلا استاد قزوینی در کنار یک از علمای اهل سنت در برنامه حضور داشته باشند ، چقدر می تواند نزدیکی بین قلوب مسلمانان چه شیعه و چه سنی ، ایجاد کند و این انتقاد را از علمای اهل سنت دارم که تا کنون به این ندا پاسخ نداده اند .

نکته سوم هم به خود برادران اهل سنت است . اهل سنت عزیز ! شبکه ولایت ، یک شبکه شیعی است ؛ اما به جای این که ما از این شبکه از فضائل و کرامات و معجزات ائمه (علیهم السلام) بشنویم ، بیشتر از آن به شما برادران اهل سنت و کتاب های شما اختصاص دارد . یعنی بیشتر از این که ما از این شبکه استفاده کنیم ، اهل سنت از این شبکه استفاده می کنند .

این یک در خواست شخصی است که بنده از شبکه تقاضا دارم که بیشتر به فضائل ائمه (علیهم السلام) و کتب شیعه پرداخته شود .

مجری :

ما همآرزو داریم که اهل سنت شبکه ای داشته باشند ، زیر نظر اهل سنت و نه سلفی ها و در آن جا مطالب مربوط به اهل سنت مطرح شود . این هم طبیعی است که در شبکه های وهابی ، فقه اهل سنت را مطرح نکنند و بخواهند فقه مخالف خود را بیان کنند .

بیننده : آقای صادقی از شازند ـ شیعه

بنده از حضرت استاد دو سؤال داشتم . یکی این که چندی پیش یکی از شبکه های وهابی شنیدم که می گفت : غیر از حضرت علی (علیه السلام) فرد دیگری هم بوده که در خانه خدا به دنیا آمده است . این مطلب درست است یا خیر ؟

دوم این که لقب باب الحوائجی را چه کسی به حضرت عباس (علیه السلام ) داده است ؟

سوم این که در همین شبکه وهابی ، سخنرانی آقای برقعی را پخش می کردند که ایشان گفتند امام حسین (علیه السلام) اصلا فرزندانیبه نام علی اصغر (علیه السلام) و حضرت رقیه (علیها سلام ) نداشتند .

استاد یزدانی :

شما اگر به سایت تحقیقاتی مؤسسه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه ) مراجعه کنید ، در همان صفحه اول ، کلمه ولادت را جستجو کنند ، مقاله مفصلی دربارهولادت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در کعبه ، را از کتب اهل سنت بررسی کرده ایم که روایت ولادت حضرت ، طبق گفته علمای اهل سنت متواتر است .

حاکم نیشابوری در مستدرک علی الصحیحین ، جلد ۳ ، صفحه ۵۵۰ ، تصریح می کند :

فقد تواترت الاخبار ان فاطمه بنت اسد ولدت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب کرم الله وجهه فی جوف الکعبه .

روایات متواتری است که فاطمه بنت اسد ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در داخل کعبه به دنیا آورده است .

حاکم نیشابوری ، المستدرک ، ج ۳ ، ص ۵۵۰

زمانی که شخصیتی مانند حاکم نیشابوری ادعای تواتر کند ، همین برای ما کفایت می کند . قبل از این روایت ، روایت حکیم بن حزام هم بیان شده که به هیچ عنوان آن را تصحیح نمی کند .

            أخبرنا أبو بکر محمد بن أحمد بن بالویه ثنا إبراهیم بن إسحاق الحربی ثنا مصعب بن عبد الله فذکر نسب حکیم بن حزام وزاد فیه وأمه فاخته بنت زهیر بن أسد بن عبد العزى وکانت ولدت حکیما فی الکعبه وهی حامل فضربها المخاض وهی فی جوف الکعبه فولدت فیها فحملت فی نطع وغسل ما کان تحتها من الثیاب عند حوض زمزم ولم یولد قبله ولا بعده فی الکعبه أحد قال الحاکم وهم مصعب فی الحرف الأخیر .

در این روایت مصعب بن عبد الله ، ده ها سال با قضیه ولادت حکیم بن حزام فاصله دارد و اصلا نمی تواند چنین داستانی را نقل کند . سند روایت ، منقطع است و نمی تواند این روایت قابل قبول باشد . اما سند روایت ولادت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در همین جا هم متواتر ، قطعی و یقینیاست . اگر روایت حکیم بن حزام مشکل نداشت ، حاکم نیشابوری آن را تصحیح می کرد .

از دیگر بزرگان اهل سنت از جمله : آقای ابن جوزی ، آقای مسعودی و … روایت حکیم بن حزام را نقل و آن را بررسی سندی کرده ایم .

اگر این مقاله را بتوانند بخوانند ، حتما پاسخ شبهه خود را در این زمینه خواهند گرفت .

در مورد لقب باب الجوائجی که پرسیده بودند ، باید بگویم که به سه شخصیت لقب باب الحوائج را داده اند . امام موسی بن جعفر (علیه السلام) ، علی اصغر و حضرت عباس (علیهم السلام ) داده اند . بنده در این زمینه نتوانستم روایتی پیدا کنم ؛ ولی چیزی که هست این است که بزرگان شیعه در باره این سه بزرگوار ، کلمه باب الحوائج استفاده کرده اند . امکان دارد روایت باشد و امکان هم دارد که روایت نباشد .

اما در هر صورت برای این حضرات ثابت شده که ایشان باب الحوائج هستند و کسی از نزد این عزیزان دست خالی برنگشته است .

در مورد حضرت رقیه و حضرت علی اصغر (علیهم السلام) در ایام محرم به صورت مفصل از کتاب های شیعه و اهل سنت از قرن دوم به بعد ، عکس نشان دادیم که این ها وجود داشته . انکار شخصیت این عزیزان و بزرگواران ، نشانگر جهل کسی است که انکار می کند . ان شاء الله در ایام محرم باز هم این مستندات را نشان خواهیم داد .

اما شخصیت آقای برقعی مشخص است . ایشان در حوزه ، حداکثر کتابی که تدریس کرد ، کتاب معالم بود که در پایه سوم حوزه تدریس می شود . به خاطر اختلافات و توهین هایی که به مراجع شیعه در قم داشت ، از قم اخراج شد . آقا عصبانی و ناراحت و عقده ای شد و عقده خود را در یکی از روستاهای تهران به نام کن ، خالی کرد و کتاب علیه شیعه و علیه اهل سنت نوشت . سخنرانی های بسیار بدی داشت ؛ اما در آخر عمر توبه کرد و وصیت کرد که در امامزاده شعیب دفن کنند .

حرف ایشان برای کسی ارزش ندارد و قابل قبول نیست .

بیننده : عبد الله از کرمان ـ اهل سنت

بنده از استاد یزدانی تقاضا دارم که در مورد صدقه دادن حضرت علی (علیه السلام) در نماز توضیحاتی را بیان کنند . در حالت نماز اگر کسی بخواهد انگشتر از دستش خارج کند ، باید با هر دو دست انگشتر را از دست خارج کند .

استاد یزدانی :

طبق روایت اهل سنت ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) دست مبارک را جلو بردند و آن فقیر انگشت را خارج کردند .

بیننده :

اما آن چه که بنده شیندم و از کتاب های شما خواندم ، این است که خود حضرت علی (علیه السلام) انگشتر از دست خارج کردند و دادند .

مجری :

به نظر بنده مشکل شما این است که می گوید : اگر دست را از روی زانو در حالت رکوع بردارید ، نماز باطل می شود . نه ، این طور نیست . وجوب در رکوع خم شدن است به حدی که دست ها به زانو برسد . اگر هم در هنگام رکوع دست ها را روی زانو قرار ندهیم ، اشکالی ندارد .

در این صورت اگر حضرت علی (علیه السلام) هم انگشتر را با دو دست خارج کند ، اشکالی ندارد .

استاد یزدانی :

روایت در کتاب های شما اهل سنت است که امامه دختر زینب را روی شانه خود قرار می داد یا این که هنگام نماز امام حسن یا امام حسین (علیهم السلام) را روی پشت خود سوار می کرد .

مجری :

اگر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) با هر دو دست هم داده باشند ، حرکت کثیری در نماز انجام ندادند . در هر صورت کاری است که قرآن کریم آن را مدح کرده است . اگر شما ایراد داشته باشید ، باید به قرآن ایراد بگیرید .

 

بیننده : امین از خوزستان ـ شیعه

این بیننده عزیز احتمالا برنامه شبکه کلمه را تماشا می کردند . منتها متوجه شبهه ای که وارد کردند ، نشده . آن ها می گفتند : حضرت علی (علیه السلام) با خضوع و خشوعی که در نماز داشتند ، چطور در بین نماز چنین کاری را انجام دادند .

اما در مورد روایت اعطای صدقه گفتند که این روایت ضعیف است . در این خصوص توضیحاتی را بیان کنید که این روایت صحیح است یا ضعیف .

در جریان غدیر تعداد از صحابه با حضرت علی (علیه السلام) دعوا کردند ، خواستم بدانم در کتب اهل سنت این مورد را مطرح کرده اند یا خیر ؟

استاد قزوینی در جریان سوزاندند خلبان اردنی سخنرانی غرایی کردند ، بنده می خواستم بدانم این سخنرانی را چه زمانی از شبکه پخش می کنید یا این که روی سایت شبکه ولایت قرار می دهید که ما آن را دانلود کنیم .

استاد یزدانی :

اگر در همین سایت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه ) کلمه آیه ولایت را جستجو بزنید ، مقاله ای در آن است که با عنوان بررسی تطبیقی شبهات آیه ولایت . این مقاله یکی از مقالات بسیار خوب سایت تحقیقاتی ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه ) است . تمام شبهاتی که وهابی ها و مخالفان شیعه داشتند را در این جا پاسخ داده اند . یکی از این شبهات همین تضاد زکات دادن با خضوع و خشوع است .

خیلی عجیب است نمازی که خود علمای اهل سنت ، نماز مستحبی می دانند ، حق نداشته باشد با دست خود اشاره کند که فقیر بیاید و از انگشت او انگشتر را بگیرد .

این در صورتی است که برای بعضی ها نمازی را نقل می کنند که از اول تا آخر نماز فقط می ایستادند و فراموش می کردند که حرفی بزنند و زمانی که از آن ها می پرسیدند که شما در نماز چیزی نخواندی ، می گفتند : من فراموش کردم، از اول نماز به شام رفتم و وقتی نماز تمام شد ، به خانه رسیدم .

چنین نماز هایی را برای بعضی ها نقل می کنند ؛ اما به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) که می رسد ، در نماز مستحبی ، انگشت خود را اشاره کرده و آن فقیر از دست مبارکشان برداشتند. این را می گویند مخالف با خضوع و خشوع است .

در صحیح بخاری است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در حال نماز ، از پای عایشه نیشگون می گرفته . یا امامه دختر زینب را روی شانه خود می گذاشته و ده ها مورد دیگر که نقل کرده اند . حتی استاد روستایی روایتی را پیدا کرده بودند که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) هم در جایی در نماز ، انگشتر را به فقیر صدقه داده است .

روایت اعطای زکات ، سندش متواتر است . بیش از ده طریق دارد . آقای سیوطی در کتاب الحاوی فتاوی ، روایت ۳۶۰ می گوید :

 ما أخرجه الطبرانی فی الأوسط عن عمار بن یاسر قال : وقف على علی بن أبی طالب سائل وهو راکع فی تطوع فنزع خاتمه فأعطاه السائل فنزلت (إنما ولیکم الله ورسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه ویؤتون الزکاه وهم راکعون)

 وله شاهد قال عبد الرزاق : حدثنا عبدالوهاب بن مجاهد عن ابیه عن ابن عباس فی قوله : انما ولیکم الله … » الآیه ، قال نزلت فی علی بن ابی طالب وروی ابن مردویه من وجه آخر عن ابنعباس ، مثله . واخرج ایضا عن علی مثله . واخرج ابن جریر عن مجاهد وابن ابی حاتم عن سلمه بن کهیل مثله فهذه شواهد یقوی بعضها بعضا .

طبرانی در اوسط خود نقل می کند (البته می گوید : سند روایت مجهول است ؛ اما در آخر می گوید : روی هم رفته سند روایت ، صحیح می شود ) امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در رکوع نماز مستحبی ، انگشتر خود را از انگشت بیرون آورد و به سائل داد .

در ادامه می گوید : درست است که سند روایت مجهول است ؛ اما شواهدی برای آن است از جمله عبد الرزاق ، ابن مردویه با سندی دیگر از ابن عباس و همچنین از امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، ابن جریر طبری از مجاهد و ابن ابی حاتم از سلمه بن کهیل نقل کرده اند . این ها شاهد هایی هستند که یکدیگر را تقویت می کنند .

سیوطی ، حاوی للفتاوی ، روایت ۳۶۰

در علم حدیث اهل سنت قاعده ای است با عنوان « یقوی بعضها بعضا » یعنی اگر چند سند ضعیف داشتیم ، این چند سند ضعیف در کنار هم سند قوی می شود و برای آن ها حجت می شود . ما قاعده ای داریم با عنوان « استفاضه » که اگر سند روایت از سه گذشت ، آن روایت مستفیض می شود و نیازی به بررسی سندی ندارد به شرط این که مخالفی نداشته باشد .

از آلوسی داریم که می گوید : معظم محدثین یا غالب الاخبارین نقل کرده اندکه آیه ولایت در شأن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نازل شده است .

بیننده : ستار از عراق ـ اهل سنت

سؤال بنده در خصوص صدقه ای است که حضرت علی (علیه السلام) در نماز به فقیر داده اند که أن نماز واجب بوده یا مستحب ؟ اگر واجب بوده ، چرا آن فقیر خودش نماز نمی خوانده ؟

استاد یزدانی :

نماز ، نماز مستحبی بوده است . اگر نماز هم واجب باشد ، در صحیح بخاری دارد که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نماز خواند . یک نفر مکبر بود و صدای الله اکبر آن حضرت را به بقیه مسلمان ها می رساند . نماز نخوانده و فقط مکبر بوده ، این جا چه اشکالی دارد . شاید آن سائل بعدا نماز می خوانده ، این مشکلی ندارد .

بیننده :

حال که نماز مستحب بوده ، اگر کسانی که در همان موقع زکات داده باشد ، حکمش شامل همه آن ها می شود و آن ها هم امام می شوند ؟

استاد یزدانی :

‌اتفاقا بعضی ها دادند ؛ اما آیه نازل نشد . فرقش در این است که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب ﴿علیه السلام ) دادند ، آیه ۵۵ سوره مائده نازل شد . طبق روایات شیعه بعضی ها بعد ازآن آمدند و این کار را انجام دادند ؛ اما آیه ای نازل نشد . فرقش در همین است . اگر شما در نماز به فقیری انگشتر دادی ، آیه نازل شد ، شما هم امامی . ولی اگر آیه ای نازل نشد ، امام نیستی .

در این آیه هم خداوند نفرموده : چون در نماز زکات داده ، امام است ؛ بلکه می فرماید : امام شما کسی است که در فلان زمان مشخص که آیه نازل شده ، در نماز به فقیری ، زکات داده است . شأن نزول آیه به خاطر این کار امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بوده .

بیننده : آقای حیدری از قوچان ـ شیعه

این شبکه های وهابی و این خوارج دوران همه کینه شان از خیبر است و دلیل دیگری ندارند که با شیعه در بیافتند . به خاطر همین امثال شیخ مؤید ها را رو می کنند . به قول استاد قزوینی ، اگر در تاریخ مراجعه کنید کسی را پیدا نمی کنید که برای ابی عبد الله حسین بن علی (علیهم السلام) اشک ریخته باشد و از مذهب تشیع خارج شود ؛ هر چند که از با تحقیق باشد .

من به عنوان یک جوان شیعه می گویم حتی آن بچه ۵ ساله شیعه ، با دل با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بیعت کرده ایم . اگر دنیا خراب شود ، از آسمان سنگ ببارد ، ما دهه فاطمیه را از صمیم دل و جان ، برگزار می کنیم . هر اتفاقی که در دنیا بیافتد ، قیامت شود ، ما با ذکر یا حسین طرف محشر می رویم .

شما وهابی ها می خواهید ما را با سر بریدن بترسانید ، در حالی که ارباب ما امام حسین (علیه السلام) است . خدا می داند که این وهابی ها هر کاری که بکنند ، اربعین بیاید باز هم مردم به جای ۲۰ میلیون صد میلیون به کربلا می روند .

مجری :

از شما استاد عزیز و شما بینندگان عزیز ممنون و سپاسگذاریم .

 

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی

خدایار و نگهدارتان .