از دیدگاه وهابی‌ها، تبرک به غیر پیامبر، شرک و کفر است؛ اما احمد بن حنبل و امام شافعی به پیراهن یکدیگر تبرک کرده‌اند …

بسم الله الرحمن الرحیم

 

برنامه : راه و بی راه (۴۷) ؛ تفاوت دیدگاه وهابیت با اهل سنت در بحث تبرک (۲)

تاریخ : ۱۴ / ۰۲ / ۹۴

مجری :

ممنونیم که نگاه های مهربانتان را به شبکه جهانی ولایت دوخته‌اید تا بیننده برنامه دیگری از سلسله برنامه های راه و بی راه باشید ، برنامه ای که بی راهه وهابیت را به همگان نشان می دهد و تفاوتی که بین این بی راهه با راه های  مذاهب اسلامی است که مسلمان ها برای خودشان دارند ، چه فرقه ناجیه باشد و چه سایر فرق اسلامی .

در این برنامه طبق معمول برنامه های قبل ، در خدمت سید عزیز و بزرگوار ، حجت الاسلام والمسلمین یزدانی هستیم .

امروز سالروز شهادت حضرت زینب (سلام الله علیها) بود . از آن جایی که برنامه راه و بی راه ، بخشی از کینه دوزی های وهابیت نسبت به خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام) و هم چنین فرزندان اهل بیت (علیهم السلام) را نشان می دهد ، قبل از ورود به بحث اصلی ، مقطعی آماده شده از برخورد دوگانه شبکه های وهابی در خصوص دختر خلیفه اول و دختر خلیفه چهارمی که مدعی هستند .

بنده پیشاپیش از شما عذر خواهی می کنم ، اگر این کلیپ باعث تألم خاطر بعضی از بینندگان عزیز می شود .

کلیپ ۱ ) :

یکی از شاخصه های رسانه های وهابی ، عناد آن ها با اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) و نزدیکان خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) است و تا کنون موارد متعددی از این کینه ورزی توسط رسانه های وهابی در شبکه جهانی ولایت ، مطرح شد . مدتی قبل در رسانه های وهابی فارسی زبان سریالی تحت عنوان عمر ، پخش شده که نقد مفصل آن توسط کارشناسان شبکه جهانی ولایت ، انجام پذیرفت ؛ اما یکی از موارد قابل تأمل در این سریال ، سانسور تصویر چهره اسماء ، دختر خلیفه اول بود .

در حالی که در  نسخه عربی این سریال ، چهره ایشان نشان داده شد .

این در حالی است که همین رسانه های وهابی در هنگام پخش سریال حسن و حسین ، چهره حضرت زینب (سلام الله علیها ) را نشان دادند .

حال سؤالی که به ذهن هر انسانی می رسد ، این است که اگر نشان دادن چهره دختر خلیفه اول ، مشکل دارد و باید از سریال حذف شود ، چرا در همان شبکه چهره دختر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) را به صورت کامل نشان داده می شود . آیا این نشان دهنده بغض و کینه رسانه های وهابی با اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نیست ؟

قضاوت با شما !!!!

مجری :

ملاحظه فرمودید زمانی که شبکه های فارسی زبان وهابی که سریالی به نام عمر را که ما به خاطر اهانت ها و جسارت های فراوانی که نسبت به برخی از افراد شده بود ، افسانه عمر می گوییم ، نشان دادند، تصویر اسماء ، دختر خلیفه اول را حذف کردند ؛ در حالی که در شبکه mbc عربی ، زمانی که این سریال پخش شد ، قبل از این که این شبکه وهابی به فارسی دوبله و پخش کند ، تصویر ایشان در سریال بود . اما همین رسانه ها ، سریالی که در خصوص معاویه بود ؛ ولی با اسم حسن و حسین را پخش کردند ، در آن هیچ ابایی نداشته که چهره حضرت زینب (سلام الله علیها) را نشان بدهند و برخورد دوگانه وهابیت را خودتان می توانید قضاوت کنید که برای چه است ؟

اما موضوعی که در برنامه راه و بی راه ، مطرح شد ، بحث تبرک بود که استاد یزدانی ، بحث های مقدماتی و تقریبا می توان گفت در باره یک موضوع مفصلی را تقدیم حضورتان کردند که از ایشان تقاضا دارم ، خلاصه ای از مطالب گذشته را مطرح کنند تا وارد ادامه مطالب شویم .

خلاصه مطالب هفته گذشته:

استاد یزدانی :

در هفته گذشته ابتدا دیدگاه وهابیت را توضیح دادیم که ابن تیمیه و دیگران گفته بودند که هر نوع تبرک به قبر ، در و دیوار ، یا به لباس کسی جایز نیست و شرک و کفر محسوب می شود .

در ادامه از کتاب های وهابیت ، از کتاب های شاگردان ابن تیمیه و کتاب های سلفی ها ، به صورت مفصل نشان دادیم که پیروان ابن تیمیه در تشییع جنازه ابن تیمیه ، خود را را متبرک کردند . جنازه او را بوسیدند و برای دیدنش به عنوان تبرک ، جمع شدند . روی جنازه او، لباس ها و دستمال ها و عمامه های خود را برای تبرک ، انداختند .

عده زیادی متشکل از دویست هزار نفر مرد و پانزده هزار نفر زن ؛ حتی تا پانصد هزار نفر را گفته بودند که در این تشییع جنازه شرکت داشته و در این تشییع جنازه اتفاقات خاصی افتاد؛ از جمله این که ، جماعتی از علما و مردم عوام پیرو ابن تیمیه ، آب غسل ابن تیمیه را خوردند و هم چنین سدری که ابن تیمیه را با آن شسته بودند را بین خود تقسیم کردند . ریسمانی که برای دفع شپش ابن تیمیه به جیوه آغشته شده بود را به مزایده گذاشتند و به صد و پنجاه درهم خریدند ، کلاه ابن تیمیه را به پانصد درهم خریدند . برای ابن تیمیه گریه و ناله زیادی کردند . مردم از چهار طرف خود را به قصد تبرک ، روی ابن تیمیه انداختند .

این اتفاقات در کتاب های شاگردان ابن تیمیه به عنوان فضائل او نقل شده و افتخار می کردند که ما چنین استادی داشتیم . این مطالب کاملا با چیزی که ابن تیمیه در کتاب های خود نقل کرده بود ، در تضاد است و پاسخ هایی را که شبکه های وهابی به این قضیه داده بود را هم پخش کردیم . از جمله این که گفته بودند ، اگر راست هست ، چرا خود ابن تیمیه ، این مطالب را در کتاب های خود بیان نکرده است؟!!!. چون سؤال بسیار مشکلی بود ، ما نتوانستیم پاسخ آن را بدهیم . چطور ابن تیمیه قضایای تشییع جنازه خود را در کتاب هایش ، بیان نکرده است . شبهات و کلیپ های مضحک و خنده آوری را از این ها ، پخش کردیم .

بنده دوباره دیدگاه ابن تیمیه را که در تقابل با دیدگاه پیروان و ائمه اربعه اهل سنت است را بیان می کنیم . ابن تیمیه در کتاب زیاره القبور ، چاپ دار الصحابه ، صفحه ۳۸ می گوید :

اما التمسح بالقبر ـ ای قبر کان ـ  وتقبیله وتمریغ الخد علیه وأما التمسح بالقبر أی قبر کان وتقبیله وتمریغ الخد علیه فمنهی عنه باتفاق المسلمین ولو کان ذلک من قبور الأنبیاء ولم یفعل هذا أحد من سلف الأمه وأئمتها بل هذا من الشرک

باب دست کشیدن بر قبر و بوسیدن آن

تصریح می کند که دست کشیدن به قبر و بوسیدن آن و مالیدن صورت برآن ، هر قبری که باشد ، به اتفاق همه مسلمان ها ( وهابی ها ) این کار نهی شده است .

حتی اگر از قبور انبیاء باشد . هیچ یک از سلف ( یعنی بنی امیه و بنی مروان و مروان بن حکم که مورد لعن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قرار گرفت ) این امت و ائمه آن ، این کار را انجام نداده اند ؛ بلکه این دست کشیدن بر قبر و گذاشتن صورت بر قبر و بوسیدن آن ، شرک است . در ادامه هم آیه قرآن را بیان می کند .

ابن تیمیه ، زیاره القبور ، چاپ دار الصحابه ، ص ۳۸

اما ما با سند صحیح که حتی شمس الدین ذهبی و حاکم نیشابوری و دیگران آن را تصحیح کرده بودند ثابت کردیم که ابو ایوب انصاری این کار را انجام داده بود ؛ اما ابن تیمیه در این جا تصریح می کند که دست کشیدن و گذاشتن صورت و بوسیدن قبر ، شرک و کفر است ؛ چون هیچ یک از سلف آن را انجام نداده اند .

سید محمد حسینی . برنامه راه و بیراه

سید محمد حسینی . برنامه راه و بیراه

 

 

هم چنین ابن باز ، یکی دیگر از علمای وهابی در کتاب مجموع فتاوای بن باز ، چاپ دار القاسم ریاض ، جلد ۷ ، صفحه ۶۵ تصریح می کند :

الجواب : لایجوز التبرک باحد غیر النبی (ص) لابوضوئه ولا بشعره ولا بعرقه ولا بشیء من جسده ، بل هذا کله خاص بالنبی (ص) لما جعل الله فی جسده وما مسه من الخیر والبرکه …

ولان ذلک وسیله الی الشرک وعباده غیر الله سبحانه …

تبرک به احدی غیر از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جایز نیست ، نه به آب وضو و نه به موی و نه با عرق و نه چیزی از جسدش . بلکه این تبرک مختص به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است ؛ چون خداوند در لمس جسد آن حضرت ، خیر و برکت را قرار داده است ….

چون تبرک به غیر پیامبر (صلی الله علیه و آله) وسیله ای به سوی شرک است و عبادت غیر خدا می باشد .

مجموع فتاوای بن باز ، چاپ دار القاسم عربستان سعودی ، ج ۷ ، ص ۶۵

نظر لجنه فتوای عربستان سعودی و نظر ابن عثیمن را هم بیان کردیم که اگر فرصت شد از دیگران هم مستنداتی را در هفته های آینده نشان خواهیم داد .

مجری :

ملاحظه فرمودید که استاد یزدانی مطالب مربوط به حرمت تبرک از دید وهابیت نقل کردند وکلیپی در این خصوص از آقای صالح بن فوزان و هم چنین کارشناسان وهابی شبکه های فارسی زبان را با هم می بینیم .

کلیپ ۲ ) :

سؤال : در مورد حکم تبرک به اماکن و آثار پیامبر (صلی الله علیه و آله) بیشتر توضیح بدهید ؟

صالح بن الفوزان ، مفتی وهابیت :

تبرک به آثار پیامبر (صلی الله علیه و آله) جایز نیست . مانند حجره ، منبر و مکان هایی که در سفر در آن اتراق می کردند یا غار حراء یا ثور جایز نیست … زیرا چنین کاری را هیچ یک از سلف صالح از صحابه و تابعین و قرن های اولیه انجام نداده اند . در حالی که آن ها آگاهترین مردم به شریعت بوده اند .

کارشناس وهابی :

دست کشیدن به عمامه و لباس شما ، تمام این ها تقدیس است . انسان عالم و خداترس ، نهی می کند از این که مردم بیایند و دست و سر او را ببوسند و از او چیزی بخواهند و دست به عبا و قبای او بکشند. می دانند که مردم گمراه می شوند ؛ اما ساکت است . این انسان معصیت کار است و خودش هم راضی است . من راضی هستم که مردم مرا مثل بت بپرستند ، من هم در این گناه شریک هستم ، فرقی نمی کند ؛ پس انسان باید خود از این کار نهی کند .

مجری :

جناب صالح الفوزان گفتند که تبرک به آثار پیامبر (صلی الله علیه و آله) جایز نیست ؛ حتی غار حراء را مطرح  کرده بودند . کارشناس وهابی هم گفت : اگر به لباس کسی بکشی ، تقدیس است و آن شخص اگر نهی نکند ، راضی به این شده که برای او مقام اولوهیت برای او قائل شوند .

استاد یزدانی :

این ها مرحله به مرحله به جلو می آیند . چون آثار قطعی پیامبر (صلی الله علیه و آله) را از وهابی ها کم دیده بودیم که منکر باشند و حتی ابن تیمیه هم تصریح کرده بود که جایز است . بن باز هم گفته بود که تبرک به آثار پیامبر (صلی الله علیه و آله) جایز است ؛ چون از اختصاصات ایشان است .

اما این ها همین طور مذهبشان رو به تکامل است و هر روز یک فتوای جدید را صادر می کنند . آن کارشناس وهابی هم تصریح کرد که تقدیس غیر خدا ، جایز نیست . این که به کسی دست بزنیم و تبرک کنیم ، تقدیس است و فرقی نمی کند ، اگر تقدیس غیر خدا جایز نیست ، تقدیس پیامبر (صلی الله علیه و آله ) هم جایز نیست و به قول این شخص کفر و شرک است .

دیدگاه پیروان ابن تیمیه در باره تبرک

در ادامه بحث به سراغ مستندات پیروان ابن تیمیه و هم چنین ائمه اربعه اهل سنت می رویم که آیا این ها تبرک را جایز می دانند یا جایز نمی دانند ؟ اولین بحث بعد از تبرک به آب غسل ابن تیمیه که هفته گذشته به صورت مفصل بیان کردیم ، تبرک به خاک قبر ابن تیمیه است که در کتاب های پیروان ابن تیمیه به عنوان فضیلتی از فضائل او نقل شده است .

در کتاب القول الجلی که مجموعه ای از کتاب هایی است که فضائل ابن تیمیه در آن نقل شده ، در این مجلد به صورت یک کتاب چاپ شده است . در کتاب الرد الوافر تألیف ابن ناصر الدین محمد بن عبد الله دمشقی ، متوفای ۸۴۲ هـ ، (ایشان از شاگردان ابن تیمیه ) در این کتاب بحث تبرک به خاک قبر ابن تیمیه را در صفحه ۴۷۳ ، مطرح می کند . شاگردان ابن تیمیه را می شمارد و می گوید :

ومنهم الشیخ الإمام العلامه حافظ الشام ومؤرخ الإسلام أقضى القضاه شهاب الدین علم النقاد المتقنین فقیه الحفاظ مفید المحدثین أبو العباس أحمد ابن الشیخ الامام العلامه … السعدی الحسانی الشافعی …

برای این که ابن تیمیه و شاگردانش را بزرگ کنند ، عبارت هایی را به کار می برند که برای انسان سؤال پیش می‌آید که چنین علمایی تا به حال کجا بوده‌اند ؟!!!

در باره آقای سعدی حسانی شافعی مطالبی را بیان می کند :

 

وحکه فی معجم شیوخه المجرد فیما وجدته بخطه المجود قال علی بن عبد الکریم ابن الشیخ سراج الدین البغدادی الاصل البطایحی المزی أخبرنی بشیء غریب قال کنت شابا وکانت لی بنت حصل لها رمد وکان لنا اعتقاد فی ابن تیمیه وکان صاحب والدی ویأتی الینا ویزور والدی فقلت فی نفسی لآخذن من تراب قبر ابن تیمیه فلأکحلها به فانه طال رمدها ولم یفد فیها الکحل فجئت إلى القبر فوجدت بغدادیا قد جمع من التراب صررا فقلت ما تصنع بهذا قال أخذته لوجع الرمد أکحل به أولادا لی فقلت وهل ینفع ذلک فقال نعم وذکر أنه جربه فازددت یقینا فیما کنت قصدته فأخذت منه فکحلتها وهی نائمه فبرأت ، قال وحکیت ذلک لابن قاضی الجبل یعنی الامام شرف الدین أبا العباس أحمد ابن الحسن بن عبد الله بن شیخ الاسلام أبی عمر المقدسی قال وکان یأتی الینا فأعجبه ذلک وکان یسألنی ذلک بحضره الناس فأحکیه ویعجبه ذلک …

آقای حسانی شافعی کتابی به نام معجم شیوخ دارد که در این کتاب که مخصوص استادانش بوده ، مطلبی را بیان کرده که من با خط خودش دیدم . در آن نقل شده بود که شیخ سراج الدین مزی به من از چیز عجیبی خبر داد (هر دوی  این ها از شاگردان ابن تیمیه هستند ) : من جوان بودم که دخترم دچار چشم درد شد . ما به ابن تیمیه اعتقاد داشتیم . ایشان از دوستان پدرم بود و همیشه به دیدار پدرم می آمد . با خودم گفتم : من از خاک قبر ابن تیمیه بردارم و آن را مثل سرمه به چشم بکشم . چشم دردش خیلی طولانی شد ، هر چه سرمه می کشیدیم ، فایده ای نداشت .

رفتم سراغ قبر ابن تیمیه ، دیدم که یک بغدادی در آن جا نشسته است و چند کیسه از خاک قبر ابن تیمیه را جمع کرده . به او گفتم : چه کار می کنی ؟ گفت : من این خاک ابن تیمیه را برای چشم درد جمع می کنم . بچه هایی دارم که این خاک را مثل سرمه ، به چشم آن ها می کشم . پرسیدم : آیا این کار فایده ای هم دارد ؟ گفت : بله ، فایده دارد . من این کار را بار ها تجربه کردم و چشم دردم خوب شده است . من یقین کردم که هدف این کارم درست است  و باید این کار را انجام دهم . رفتم و از خاک قبر ابن تیمیه آوردم و به چشم دخترم مالیدم ؛ در حالی که دخترم خواب بود ، فورا چشمان او خوب شد .

نویسنده می گوید من این داستان را به آقای مقدسی هم نقل کردم که بسیار تعجب کرد و آن شخص را آورد و حکایت را رو در رو بیان کرد و باعث تعجب این شخص شد .

ابن ناصر الدین محمد بن عبد الله دمشقی ، الرد الوافر ، ص ۴۷۳

اگر این ها از خاک قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بردارند ، شاید چنین اتفاقی برایشان رخ دهد . اما از خاک قبر ابن تیمیه آورده و فورا چشم درد دخترش ، خوب شده است . اما این که بن باز و آل الشیخ که چشمانشان هم باطنا هم ظاهرا ، کور است را باید مقداری از خاک ابن تیمیه بگیرند ، شاید این ها هم خوب شوند .

این مسائل در کتاب شاگردان ابن تیمیه ، به عنوان فضائل ابن تیمیه نقل شده است . پس این شاگرد ابن تیمیه هم از مشرکین و کفار محسوب می شود .

دیدگاه علمای اهل سنت در مورد تبرک

۱ ) احمد بن حنبل

ایشان مباحث بسیار خوبی در باره تبرک دارند ، این که تبرک به پیامبر (صلی الله علیه و آله) و منبر و قبر آن حضرت جایز است یا خیر ؟ علمای وهابی هم دقیقا گفته‌اند که سخنی که احمد بن حنبل بیان کرده ، کفر و از اصول شرک است .

کتاب عمده القاری فی شرح صحیح بخاری ، تألیف بدر الدین عینی ، متوفای ۸۵۵ هـ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، جلد ۹ ، صفحه ۳۴۴ . عینی در این جا بحث مفصلی در رابطه با حجر الاسود دارد که آیا دست کشیدن و بوسیدن حجر الاسود جایز است یا خیر ؟ روایت در صحیح مسلم است که از عمر بن الخطاب نقل کرده که به مسجد الحرام می آمد و حجر الاسود را می بوسید و می گفت :

انی اعلم انک حجر لاتضر ولاتنفع

من می دانم که تو سنگی و هیچ سود و ضرری نداری . تو را می بوسم ، فقط به این دلیل که پیامبر (صلی الله علیه و آله) می بوسید و تعبدا تو را می بوسم و هیچ اعتقادی به تو ندارم و تو هیچ کاری نمی توانی انجام دهی .

در این جا داستان دیگری را نقل می کند ، زمانی که عمر بن خطاب  این حرف را زد ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) پاسخش را طبق قرآن کریم داد و ثابت کرد که حجر الاسود هم سود و فایده دارد که آیات مربوط را خواندند که در آینده به صورت مفصل بیان خواهیم کرد . در صفحه بعد :

وأما تقبیل الأماکن الشریفه على قصد التبرک ، وکذلک تقبیل أیدی الصالحین وأرجلهم فهو حسن محمود باعتبار القصد والنیه ، وقد سأل أبو هریره الحسن ، رضی الله تعالى عنه ، أن یکشف له المکان الذی قبله ، رسول الله (ص) ، وهو سرته ، فقبله تبرکا بآثاره وذریته وقد کان ثابت البنانی لا یدع ید أنس ، رضی الله تعالى عنه ، حتى یقبلها ، ویقول : ید مست ید رسول الله ، (ص) ، وقال أیضا : وأخبرنی الحافظ أبو سعید ابن العلائی قال : رأیت فی کلام أحمد بن حنبل فی جزء قدیم علیه خط ابن ناصر وغیره من الحفاظ ، أن الإمام أحمد سئل عن تقبیل قبر النبی ، (ص) ، وتقبیل منبره ، فقال : لا بأس بذلک ، قال : فأریناه للشیخ تقی الدین بن تیمیه فصار یتعجب من ذلک ، ویقول : عجبت أحمد عندی جلیل یقوله ؟ هذا کلامه أو معنى کلامه ؟ وقال : وأی عجب فی ذلک وقد روینا عن الإمام أحمد أنه غسل قمیصا للشافعی وشرب الماء الذی غسله به ….

بوسیدن مکان های شریف به قصد تبرک و همچنین بوسیدن دست و پای صالحین ،  به اعتبار آن قصد و نیت ، کار خوبی است .

بعد روایتی را از ابو هریره نقل می کند که از امام حسن (علیه السلام) تقاضا می کرد که ایشان آن جایی را که پیامبر (صلی الله علیه و آله) بوسیده نشان دهد و بعد که امام حسن (علیه السلام) نشان می داد ، ابو هریره آن جاها را به قصد تبرک به آثار پیامبر (صلی الله علیه و آله) و به قصد تبرک به ذریه آن حضرت ، می بوسید .

در ادامه داستان دیگری را نقل می کند که ثابت البنانی دست انس بن مالک را همیشه می بوسید و می گفت : دستی که دست رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را لمس کرده ، متبرک است .

و در ادامه داستانی از احمد بن حنبل را بیان می کند :

من سخن احمد بن حنبل را در کتابی که ابن ناصر و دیگر از حفاظ با خط خودشان نوشته بودند ، که از احمد بن حنبل سؤال شد که آیا می توان قبر و منبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را بوسید یا خیر ؟ احمد بن حنبل گفت : بله ، اشکالی ندارد ، هم می توانی قبر و هم منبر را به عنوان تبرک ببوسی .

ابن ناصر می گوید : من این داستان را به ابن تیمیه نشان دادم . او خیلی تعجب کرد و گفت : من خیلی تعجب می کنم ، احمد نزد من خیلی مقام داشت ، واقعا احمد بن حنبل این سخن را گفته است؟ . آیا این سخن احمد است یا این که شما نقل به معنا کرده و آن را تحریف نموده اید ؟

در جواب گفتند : این سخن چه تعجبی دارد ؟ !!! ما از احمد بن حنبل روایت کردیم که ایشان ، پیراهن امام شافعی را می گرفت ، داخل آب می کرد و بعد آن آب را نوش جان می کرد .

عینی ، بدر الدین ، عمده القاری ، ج ۹ ، ص ۳۴۴ به بعد

پیروان ابن تیمیه که آب غسل ابن تیمیه را می خوردند و احمد بن حنبل هم آب لباس امام شافعی را می خورد . به هر حال این داستانی است که خودشان نقل کرده اند . این که راست است یا دروغ به ما هیچ ارتباطی ندارد . اما ثابت می کند که احمد بن حنبل ، کاملا دیدگاهی مخالف با دیدگاه آقایان وهابی داشتند.

آقای شمس الدین ذهبی هم بحث بوسیدن و لمس قبر و منبر پیامبر (صلی الله علیه و آله)  را در کتاب های متعدد بیان کرده است . از جمله در کتاب سیر اعلام النبلاء (یکی از مهمترین کتاب های تراجم اهل سنت ) تألیف شمس الدین ذهبی ، متوفای ۷۴۸ هـ (از همدوره های ابن تیمیه ) ، جلد ۱۱ ، با تحقیق شعیب الارنؤوط وهابی ، صفحه ۲۱۲ ، در مورد آداب احمد بن حنبل می گوید :

قال عبد الله بن أحمد رأیت أبی یأخذ شعره من شعر النبی (ص) فیضعها على فیه یقبلها وأحسب أنی رأیته یضعها على عینه ویغمسها فی الماء ویشربه یستشفی به

ورأیته أخذ قصعه النبی (ص) فغسلها فی حب الماء ثم شرب فیها ورأیته یشرب من ماء زمزم یستشفی به ویمسح به یدیه ووجهه

قلت أین المتنطع المنکر على أحمد وقد ثبت أن عبد الله سأل أباه عمن یلمس رمانه منبر النبی (ص) ویمس الحجره النبویه فقال لا أرى بذلک بأسا أعاذنا الله وإیاکم من رأی الخوارج ومن البدع …

من پدرم را دیدم که مویی از موهای پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بر دهان خود می گذاشت و می بوسید و دیدم که آن را بر چشمان خود می گذاشت ، داخل آب می کرد و تکان می داد و آن را به عنوان شفاء ، می خورد .

من دیدم که کاسه پیامبر (صلی الله علیه و آله) را می گرفت و داخل آن آب می ریخت و آن را به عنوان تبرک می خورد . دیدم که آب زمزم را به عنوان شفاء می خورد و به دست و صورت خود می مالید .

( بحث آب زمزم را در جلسات آینده خواهیم داشت )

اما سخن آقای ذهبی : کجا هستند کسانی که سختگیری می کردند و می گفتند : احمد این سخن را نگفته (به ابن تیمیه کنایه می زند ) ثابت شده که عبد الله پسر احمد بن حنبل از پدرش سؤال کرد ، اگر کسی جای دست پیامبر (صلی الله علیه و آله) را که روی منبر گذاشته، لمس کند ، جایز است یا خیر ؟ هم چنین لمس حجره رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جایز است یا خیر ؟

احمد بن حنبل پاسخ می دهد : من اشکالی نمی بینم کسی حجره  و جای دست پیامبر (صلی الله علیه و آله) روی منبر را لمس کند .

آقای ذهبی در ادامه می گوید : خداوند ما و شما را از گرفتار شدن به دیدگاه خوارج و بدعت گذاران حفظ کند .

ذهبی ، سیر اعلام النبلاء ، باتحقیق شعیب الارنؤوط وهابی ، ج ۱۱ ، ص ۲۱۲

بنابر این در این جا احمد بن حنبل یک دیدگاه ، ابن تیمیه و پیروانش هم یک دیدگاه دارند که می گویند : احمد  این کار را نکرده ؛ اما آقای ذهبی می گوید : احمد بن حنبل قطعا نظرش همین بوده که لمس حجره و جای دست رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جایز است ؛ اما این خوارج یعنی همان سلفی هایی که پیرو ابن تیمیه هستند ، قبول نمی‌کنند .

باز در کتاب معجم الشیوخ خود همین داستان را طور دیگری نقل کرده است . معجم الشیوخ ، تألیف شمس الدین ذهبی ، چاپ دار کتب العلمیه بیروت ، صفحه ۵۵ روایتی را نقل می کند :

وقد سئل احمد بن حنبل عن مس القبر النبوی وتقبیله فلم یر بذلک بأسا ، رواه عنه ولده عبد الله بن احمد فان قیل : فهلا فعل ذلک الصحابه قیل : لانهم عایتوه حیا وتملوا به وقبلوا یده وکادوا یقتتلون علی وضوءه واقتسموا شعره المطهر یوم الحج الاکبر …

ونحن فلما لم یصح لنا مثل هذا النصیب الاوفر ترامینا علی قبره بالالتزام والتبجیل والاستلام والتقبیل …

از احمد بن حنبل سؤال شد ، آیا می توان قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را مس کرد و بوسید ؟ پاسخ داد : من اشکالی در این کار نمی بینم . این داستان را عبد الله بن احمد از پدرش نقل کرد . می گوید : مگر صحابه این کار را انجام داده اند ؟ ( در صورتی که ما ثابت کردیم که ابو ایوب انصاری چنین کاری را انجام داده است ) می گوید : صحابه در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) حضور داشتند و آن حضرت را در حیاتشان درک کرده و دست ایشان را بوسیده و برای آب وضوی حضرت جنگیده بودند . موی پیامبر (صلی الله علیه و آله) را بین خود در حجه الوداع تقسیم کردند . آن ها که به این کار نیازی نداشتند .

در صفحه بعد ادامه می دهد : ما که در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نبودیم ؛ پس خودمان را روی قبر آن حضرت می اندازیم و خود را می چسبانیم و آن را بزرگ می شماریم و احترام می کنیم . لمس کرده و آن را می بوسیم . ( دقیقا همان چیزی را که ابن تیمیه گفته بود ، شرک و کفر است ) ، آقای شمس الدین ذهبی می گوید : اشکالی ندارد ؛ چون ما که دستمان به خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) نرسید ، خودمان را روی قبر حضرت می اندازیم ، لمس می کنین و آن را می بوسیم .

ذهبی ، معجم الشیوخ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۵۵

پس شمس الدین ذهبی از دیدگاه ابن تیمیه و پیروانش ، مشرک و کافر است . اگر شمس الدین ذهبی کافر باشد ، شمس الدین ذهبی را از اهل سنت بگیریم ، دیگر چیزی برای گفتن ندارند . چون شمس الدین ذهبی یکی از ستون های علمی و رجالی اهل سنت است .

عبد الله بن احمد بن حنبل ، همین داستان را در کتاب های متعدد خود بیان کرده است . از جمله در کتاب مسائل الامام احمد بن حنبل با روایت پسرش عبد الله بن احمد ، با تحقیق زهیر الشاویش ، چاپ مکتبه الاسلامی بیروت ، صفحه  ۴۴۷ :

ورأیت أبی یأخذ شعره من شعر النبی (ص) فیضعها على فیه یقبلها واحسب أبی قد رأیته یضعها على رأسه أو عینه فغمسها فی الماء ثم شربه یستشفی به ورأیته قد اخذ قصعه النبی (ص) بعث بها الیه أبو یعقوب بن سلیمان بن جعفر فغسلها فی جب ماء ثم شرب فیها ورأیته غیر مره یشرب من ماء زمزم یستشفی به ویمسح به یدیه ووجهه

پدرم را دیدم که مویی از موهای پیامبر (صلی الله علیه و آله) را بر لبانش می گذاشت و آن را می بوسید . بر سر و بر چشمانش می گذاشت و داخل آب می کرد و تکان می داد و آن آب را به عنوان شفاء می خورد . کاسه ای  از پیامبر (صلی الله علیه و آله) داشت که با آن همین کار را انجام می داد . آب زمزم را هم به عنوان شفاء می خورد و بر دست و صورت خود می مالید .

عبد الله بن احمد بن حنبل ، مسائل الامام احمد بن حنبل بروایه عبد الله بن احمد ، با تحقیق زهیر الشاویش ، چاپ مکتبه الاسلامی بیروت ، ص ۴۴۷

جالب است که عنوان باب نوشتن تعویذ احمد بن حنبل است که پسرش می گفت : من دیدم که پدرش تعویذ می نوشت ، برای کسی که دچار چشم زخم شده یا برای زنی که زایمان برایش سخت شده بود .

در کتاب دیگری با عنوان مسائل الامام احمد کتاب العلل ومعرفه الرجال ، با تحقیق وصی الله عباس ، جلد دوم ، چاپ مکتبه الاسلامی بیروت و دار الخانی ریاض ، صفحه ۴۹۲ ، سؤال ۳۲۴۳ بیان می کند :

 سألته عن الرجل یمس منبر النبی (ص) ویتبرک بمسه ویقبله ویفعل بالقبر مثل ذلک أو نحو هذا یرید بذلک التقرب إلى الله جل وعز فقال لا بأس بذلک .

از مردی پرسیدم که منبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) لمس می کرد ، می بوسید و با لمس کردن  آن تبرک می کند و با قبر نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) همین کار را انجام می داد و قصدش هم قربت الی الله است . نظر شما آقای احمد بن حنبل ( کسی که وهابی ها شما را به عنوان امام قبول دارند ) چیست ؟ پاسخ داد : اشکالی ندارد .

آقای وصی الله بن عباس ، محقق کتاب می گوید:

اما مس منبر النبی (ص) فقد اثبت الامام ابن تیمیه فی الجواب الباهر ص ۳۱ فعله عن ابن عمر دون غیر دون من الصحابه

لمس کردن منبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) اشکالی ندارد . چون خود ابن تیمیه در کتاب جواب الباهر ص۳۱ از ابن عمر نقل می کرد که انجام می داده ؛ اما صحابه دیگری این کار را انجام نداده است . در ادامه روایتی را نقل می کند .

اما الان می توانیم این کار را انجام دهیم .

اما الان بعد ما تغیر لایقال بمشروعیه صحه تبرکا به .

اما جواز مس قبر النبی (ص) والتبرک به فهذا القول غریب جدا ثم اجد احدا نقله عن الامام ، وقال ابن تیمیه فی الجواب الباهر لزوار المغابر ص ۳۱ اتفق الائمه علی انه لایمس النبی (ص) ولایقبله وهذا کله محافظه علی التوحید فانه من اصول الشرک بالله اتخاذ القبور مساجد .

اما الان جایز نیست ؛ چون آن منبر ، منبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیست .

اما جواز مس قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) و تبرک به قبر (در این جا بوسیدن قبر را هم بیان نمی کند) این حرف شما احمد بن حنبل ، حرف عجیبی است که شما زده اید . من ندیدم کسی این سخن را جز پسرش نقل کرده باشد . و ابن تیمیه در کتاب الجواب الباهر لزوار المغابر ص ۳۱ این مطلب را گفته : امت اتفاق دارند (خود را جزء امت اسلامی نمی داند) که مس و بوسیدن قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) جایز نیست ، چون ما می خواهیم توحید را حفظ کنیم و مس قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) مخالف توحید است . از اصول شرک به خداوند این است که قبر را به عنوان سجده گاه خود قرار دهد .

احمد بن حنبل ، العلل ومعرفه الرجال ، چاپ مکتبه الاسلامی بیروت ، ج ۲ ، ص ۴۹۲

مجری :

ایشان سخن ابن تیمیه که برای قرن هشتم بوده را پذیرفته ؛ اما سخن پسر احمد بن حنبل را که پدرش را درک کرده ، نمی پذیرد ؟

استاد یزدانی :

در این صفحه از کتاب ، یک تقابل خیلی واضح بین دیدگاه احمد بن حنبل و ابن تیمیه وجود دارد . احمد بن حنبل می گوید : کسی قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را لمس کند یا ببوسد ، اشکالی ندارد . اما ابن تیمیه می گوید : امت اتفاق دارد که جایز نیست .

در این جا این سؤال پیش می آید که منظور از امت چیست ؟ اگر خود ابن تیمیه و پیروانش است ، بله ، شما اتفاق دارید . اما احمد بن حنبل و پیروانش هم جزء امت اسلامی هستند ، این ها کافر نبودند . مگر این که بگویید احمد بن حنبل و همه پیروانش از امت اسلامی خارج هستند .

احمد بن حنبل می گوید : اشکالی ندارد . اما ابن تیمیه می گوید : امت بر عدم جواز اتفاق دارد . از اصول شرک به خداوند این است که قبر ها را به عنوان سجده گاه قرار دهیم .

خیلی واضح و روشن اهل سنت و وهابیت در این جا از یکدیگر جدا می شوند . ما همیشه گفتیم که وهابیت غیر از اهل سنت هستند . راه اهل سنت ، راه ائمه شان است و راه وهابیت ، راه ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب و شیطانی است که ابن تیمیه را همیشه فریب می داد و به جای او حرف می زد .

 

برنامه راه و بیراه . سید محمد یزدانی . سید محمد حسینی

برنامه راه و بیراه . سید محمد یزدانی . سید محمد حسینی

 

مجری :

کلیپ دیگری را از آقای صادق الجیل آماده کردیم . ایشان از علمای اهل سنت هستند که کارهای مثمر ثمری را علیه وهابیت انجام داده و اعتقادات اهل سنت را بر اساس مبانی و کتب اهل سنت در فضای مجازی منتشر می کند .

کلیپ ۳ ) :

صادق الجیل ، از علمای اهل سنت :

بدانید که صحابه به آثار پیامبر (صلی الله علیه و آله) تبرک می جستند . چه در زمان حیات و چه بعد از حیات آن حضرت و مسلمانان تا این زمان بر همان سیره باقی هستند و جایز بودن این کار از افعال پیامبر (صلی الله علیه و آله) دانسته می شود . وقتی در حجه الوداع حلق کرد ، موهای سر خود را در بین اصحابش توزیع کرد . برای این که متبرک شوند . پس پیامبر (صلی الله علیه و آله) امت خودش را به تبرک به آثارش رهنمود کرد . بعضی از صحابه یک تار مو و دیگری دو تار مو از موهای حضرت را برداشت و تبرک کرد . چه در زمان حیات پیامبر (صلی الله علیه و آله) و چه بعد از وفات ایشان تا جایی که صحابه موی ایشان را در آب می گذاشتند و آب را به مریض برای تبرک و به خاطر باقیمانده اثر پیامبر (صلی الله علیه و آله) به او می خورانند .

برای همین نظر متقدمین و متأخرین اهل سنت این است که تبرک جایز است و آن چه این قول را ثابت می کند ، قضیه ای است که ذهبی متوفای ۷۴۸ هـ در کتاب سیر اعلام النبلاء ، جلد ۱۱ ، صفحه ۲۱۲ ، چاپ مؤسسه الرساله نقل کرده است که عبد الله پسر احمد بن حنبل می گوید : که پدرم را دیدم که تار موی پیامبر (صلی الله علیه و آله) را بر می دارد و بر دهانش می گذارد و می بوسید و روی چشمانش قرار می دهد و آن را در آب قرار می دهد و آب را برای شفاء می نوشد .

پدرم احمد بن حنبل را دیدم که ظرف پیامبر (صلی الله علیه و آله) را برداشت و در چاه آب شست ، سپس با  آن کاسه آب نوشید و دیدم که از آب زمزم برای شفاء می نوشد و دست و صورت خود را با آن می شست .

ذهبی می گوید : کجاست کسی که منکر این قضیه از احمد بن حنبل شود و حال این که عبد الله بن احمد بن حنبل سؤال کرد در مورد کسی که به منبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دست می زند و حجره پیامبر (صلی الله علیه و آله) را لمس می کند . احمد بن حنبل جواب داد : این کار اشکالی ندارد . خداوند ما و شما را از نظر خوارج و اهل بدعت محافظت کند .

این کلام ذهبی بود . پس عزیزان!  قول کسانی که منکر تبرک به آثار پیامبر (صلی الله علیه و آله) می شوند ، هیچ ارزشی ندارد .

مجری :

دیدید که این عالم اهل سنت هم به این روایت استناد کردند و به آن معتقد هستند و فرمودند : اجماع متقدمین و متأخرین اهل سنت است که می گویند : تبرک جایز است ؛ اما الان وهابیت است که بحث تبرک را یک از دلائل تکفیر مسلمانان می داند و معتقدین به آن را مشرک و کافر می داند و حتی کسی را که به او تبرک می شود را شبکه های وهابی فارسی زبان ، تکفیر می کردند . اما نمی دانیم که در مورد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چه می خواهند بگویند ؟!!!

تبرک امام شافعی به لباس زیر احمد بن حنبل

استاد یزدانی :

یکی دیگر از مسائلی که خیلی جالب و مهم است ، تبرک امام شافعی به لباس زیر احمد بن حنبل است . این هم داستان جالبی است که در کتاب های علمای اهل سنت و حتی سلفی مذهب بیان شده است . آقای ابن کثیر ، شاگرد ابن تیمیه ، در کتاب البدایه و النهایه این داستان را بیان کرده است .

کتاب البدایه و النهایه ، جلد ۱۱ ، چاپ دار ابن کثیر ، چاپ دوم ، صفحه ۱۷۰ :

وروى البهیقی عن الربیع قال بعثنی الشافعی بکتاب من مصر إلى أحمد بن حنبل فأتیته وقد انفتل من صلاه الفجر فدفعت إلیه الکتاب فقال أقرأته فقلت لا فأخذه فقرأه فدمعت عیناه فقلت یا أبا عبدالله وما فیه فقال یذکر أنه رأى رسول الله (ص) فی المنام فقال اکتب إلى عبد الله أحمد بن حنبل وأقرأ علیه السلام منی وقل له إنک ستمتحن وتدعى إلى القول بخلق القرآن فلا تجبهم ویرفع الله لک علما إلى یوم القیامه قال الربیع فقلت حلاوه البشاره فخلع قمیصه الذی یلی جلده فأعطانیه فلما رجعت إلى لشافعی اخبرته فقال إنی لست أفجعک فیه ولکن بله بالماء وأعطینیه حتى اتبرک به .

بیهقی از ربیع نقل می کند که شافعی نامه ای نوشت تا من آن را به احمد بن حنبل برسانم . نزد احمد بن حنبل رفتم ، دیدم که نافله صبح را می خواند . نامه شافعی را به او دادم . از من سؤال کرد : این نامه را خواندی یا نه ؟ گفتم : نخواندم . نامه را گرفت و خواند و شروع به گریه کرد . به او گفتم : چه نوشته بود که گریه کردی؟ . گفت : در این نامه ، آقای شافعی نوشته پیامبر (صلی الله علیه و آله) را در خواب دیده که به او گفته است : از جانب من نامه ای به احمد بن حنبل بنویس و از جانب من سلام برسان و به او بگو به زودی احمد بن حنبل در قضیه خلق قرآن گرفتار خواهد شد و به او می گویند که باید طرفدار خلق قرآن شوی ؛ اما احمد بن حنبل نباید پاسخ دهد تا خداوند در قیامت پرچمی از تو تا روز قیامت از تو بلند کند . یا این که تو را تا روز قیامت اسوه ای برای اهل سنت قرار دهد .

این ها داستان ها و جعلیاتی است که برای خودشان می سازند و در کتاب های خود نقل می کنند . چرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مستقیما به خواب احمد بن حنبل نیامد ، چرا در این بین واسطه ای قرار داد ؟

ربیع ، فرستاده آقای شافعی ، گفت : من از شما به خاطر این خوابی که برایتان دیده ، مژدگانی می خواهم . آقای احمد بن حنبل ، لباس زیر خود را بیرون آورد و به عنوان هدیه و بشارت به من داد . زمانی که نزد امام شافعی رسیدم ، گفت : من نمی خواهم این مژدگانی را از شما بگیرم . برو این لباس را خیس کن و بیاور تا من تبرک کنم .

ابن کثیر ، البدایه و النهایه ، ج ۱۱ ، چاپ دار ابن کثیر ، ص ۱۷۰

پس شافعی به لباس زیر احمد بن حنبل ، تبرک کرده است . کتاب هم کتاب ساده ای نیست ، کتاب البدایه و النهایه آقای ابن کثیر و شاگرد ابن تیمیه است و هیچ ردیه ای بر آن نمی نویسند . یعنی اگر تبرک ، شرک و کفر بود ، همان طور که امامش گفته بود ، قطعا باید در این جا تذکر می داد که این چه کاری است که احمد بن حنبل انجام می دهد ؟ احمد بن حنبل و کفر !!!! شافعی و کفر !!!

چون احمد بن حنبل هم که لباسش را داده ، به قصد تبرک داده و امام شافعی هم گرفته و در آب خیس کرده و به عنوان تبرک استفاده کرده است .

نقل بعدی در کتاب ابن مفلح مقدسی است که این داستان را نقل می کند . کتاب الآداب الشرعیه ، تألیف عبد الله بن محمد بن مفلح المقدسی ﴿ از حنبلی های بسیار مشهور ﴾ ، چاپ شده در عربستان سعودی و به مناسبت جشن صدمین سالگرد تأسیس عربستان سعودی ، جلد ۲ ، با تحقیق شعیب الارنؤوط وهابی ، صفحه ۱۵ :

 وروی من غیر طریق أن الشافعی رضی الله عنه کتب من مصر کتابا وأعطاه للربیع ابن سلیمان وقال اذهب به إلى أبی عبد الله أحمد بن حنبل وائتنی بالجواب فجاء به إلیه فلما قرأه تغرغرت عیناه بالدموع وکان الشافعی ذکر فیه أنه رأى النبی (ص) فی المنام وقال له اکتب إلى أبی عبد الله أحمد بن حنبل واقرأ علیه منی السلام وقل له إنک ستمتحن وتدعى إلى خلق القرآن ولا تجبهم یرفع الله لک علما إلى یوم القیامه فقال له الربیع البشاره فأعطاه قمیصه الذی یلی جلده وجواب الکتاب فقال له الشافعی أی شیء دفع إلیک قال القمیص الذی یلی جلده قال لیس نفجعک به ولکن بله وادفع إلینا الماء حتى نشرکک فیه وفی بعض الطرق قال الربیع فغسلته وحملت ماءه إلیه فترکه فی قنینه وکنت أراه فی کل یوم یأخذ منه فیمسح على وجهه تبرکا بأحمد بن حنبل رضی الله عنهما .

از چند طریق این داستان نقل شده است که شافعی نامه ای از مصر نوشت و به ربیع بن سلیمان و گفت : برو پیش احمد بن حنبل و جوابش را بیاور . نزد احمد بن حنبل رفت و آن را خواند ، چشم هایش غرق در اشک شد . شافعی در آن نوشته بود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را در خواب دیده و پیامبر (صلی الله علیه و آله) به او  گفته که به احمد بن حنبل نامه ای بنویس و سلام مرا به او برسان . (یعنی پیامبر (صلی الله علیه و آله ) تا مصر می آمده اما تا بغداد نمی آمده و با واسطه کارش را انجام می داده ) به او بگو که در قضیه خلق قرآن ، امتحان می شویی .نظر آن ها را قبول نکن تا خداوند تو را تا روز قیامت به عنوان یک علم ، بلند کند .

ربیع می گوید : من به خاطر این خوابی که امام شافعی دیده بود ، از احمد بن حنبل مژدگانی خواستم و او لباس زیر خود را همراه با جواب نامه به من داد . وقتی پیش شافعی رفتم ، از من سؤال کرد چه چیزی به شما داده ، گفتم همان لباسی را که به پوستش چسبیده بود  . من نمی خواهم تو را ناراحت کنم ؛ ولکن لباس را خیس کن ، به من بده ، تا من هم در این بشارت شریک شوم .

در بعضی از طرق ها آمده که ربیع گفت : من لباس را شستم و آب پیراهن آقای احمد بن حنبل را به آقای شافعی دادم ، آن را گرفت . دیدم که آقای شافعی هر روز از آب پیراهن احمد بن حنبل می گرفت و با آن سر و صورت خود را می شست . هدف آقای شافعی از این کار ، تبرک به احمد بن حنبل بود .

ابن مفلح مقدسی ، الآداب الشرعیه ، با تحقیق شعیب الارنؤوط ، ج ۲ ، ص ۱۵

این دو نفر از ائمه اربعه اهل سنت که هر دو قائل به تبرک بودند . امام شافعی به لباس احمد بن حنبل ، احمد بن حنبل به پیراهن امام شافعی . در عمده القاری نقل شده بود که احمد بن حنبل به امام شافعی تبرک می کرد . پیراهن شافعی را داخل آب می کرد ، بعد از آن آب ، نوش جان می کرد . آقای شافعی هم لباس احمد بن حنبل را داخل آب می کرد و هر روز از آن آب به عنوان تبرک استفاده می کرد .

این ها کافر و مشرک هستند یا نیستند ؟ دیدگاه وهابیت کاملا مشخص است که این قضیه را شکر می دانند .

همین داستان را آقای سبکی هم در کتاب طبقات الشافعیه الکبری ، تألیف تاج الدین ابی نصر عبد الوهاب بن علی بن عبد الکافی السبکی ، متوفای ۷۷۱ هـ ، جلد ۲ ، صفحه ۳۶ نقل می کند :

…. فقلت له البشاره یا أبا عبد الله فخلع أحد قمیصیه الذى یلى جلده فأعطانیه فأخذت الجواب وخرجت إلى مصر وسلمته إلى الشافعى رضى الله عنه فقال أیش الذى أعطاک فقلت قمیصه فقال الشافعى لیس نفجعک به ولکن بله وادفع إلى الماء لأتبرک به.

… شافعی می گوید : لباس را خیس کن و آن را به من بده تا به آن تبرک کنم .

سبکی ، طبقات الشافعیه الکبری ، متوفای ۷۷۱ هـ ، ج ۲ ، ص ۳۶

این هم داستان تبرک امام شافعی به لباس زیرین امام احمد بن حنبل بود . در صورتی که ابن تیمیه و بن باز گفته بودند : هر کس بخواهد به بدن یا عرق (اگر لباس زیرین را داده ، به این علت بوده که عرقگیر احمد بن حنبل بوده ) کسی تبرک کند ، شرک و کفر است .

مجری :

ممکن است برای شما سؤال مطرح شود که علت تبرک به این پیراهن این بوده که برخورد مستقیم با بدن احمد بن حنبل داشته یا خیر یا این که شاید این داستان را علمای اهل سنت ، اصلا قبول ندارند و آن را تکذیب کرده باشند .

کلیپی از آقای جفری ، یکی از علمای اهل سنت آماده شده که این داستان را با توضیحات بیشتری به عنوان فضیلت ، نقل می کند و این که اهل سنت باید این موضوع را اسوه و الگو قرار دهند ، با چشم پوشی ما شیعیان که آیا این کار واقعا درست است یا نیست . فقط صرفا این موضوع را می خواهیم اثبات کنیم که وهابیت ، کاری را شرک و بدعت می دانند که علمای اهل سنت ، قائل به جواز آن هستند .

کلیپ ۴ ) :

مولوی جفری از علمای سرشناس اهل سنت :

این روایت را امام حافظ ابو نعیم درکتاب حلیه الاولیاء ذیل ترجمه احمد بن حنبل آورده است . مرد قد بلندی نزد من آمد ، من او را می دیدم ؛ اما دیگران که با من در زندان بودند ، او را نمی دیدند . به من گفت : ای احمد صبر کن و او را بشارت به بهشت داد . امام شافعی قبل از فتنه از دنیا رفته است و قبل از وفاتش ، پیامبر (صلی الله علیه و آله) را در خواب دید . هر کس پیامبر (صلی الله علیه و آله) را در خواب ببیند ، قطعا پیامبر (صلی الله علیه و آله) را دیده است همان طور که در روایت آمده است . اما در خواب تشریع نمی شود ؛ بلکه لزوم شخصی را می رساند .

پیامبر (صلی الله علیه و آله) را دیدم ،فرمود : سلام من را به احمد بن حنبل برسان و به او بشارت بهشت بده ؛ به خاطر امتحانی که خواهند شد . احمد بن حنبل گفت : ودرود بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) یاری رسان خداست . سپس داخل حجره اش شد و لباسی را که بر تن داشت را در آورد و به آن شخص داد و گفت : این هدیه ای است که به خاطر آن بشارت به تو می دهم .

آن شخص نزد امام شافعی رفت و گفت : این گونه با احمد بن حنبل گفت و گو کردم و سپس لباسش را به من داد . شافعی گفت : این لباسی است که بر بدن داشت و یا از صندوق به تو داد ؟ گفت : همان لباسی است که بر روی بدنش بود . شافعی باز پرسید : این لباسی است که بر بدنش بود ؟ پاسخ داد : بله ، این لباس را بر تن داشت . سپس امام شافعی گفت : لباس را از تو نمی گیریم ، فقط پیراهن را به ما بده و ما پیراهن را می شورم . سپس آن را به تو بر می گردانم . به آب لباس احمد بن حنبل در تبرک می کند . در حالی که احمد بن حنبل ، شاگرد شافعی بوده است .

ببینید استاد به ( آب پیراهن شسته شده ) شاگردش تبرک کرده است . در حالی که احمد بن حنبل و شافعی با هم اختلافات فراوانی داشته اند .

استاد یزدانی :

بحث تبرک ائمه اهل سنت به یکدیگر فراوان است از جمله بحث آقای شافعی به قبر ابو حنیفه بود که قبلا بیان کرده بودیم . اما در این جا مناسبت دارد که این قضیه را باز هم مطرح کنیم تا ثابت شود ائمه اربعه اهل سنت با وهابیت ، کاملا متفاوت است و اصلا وهابیت آن ها را قبول ندارند    و آن ها را مشرک می دانند و آن ها هم وهابیت را قبول ندارند . اگر ائمه اربعه اهل سنت ، بخواهد کافر باشد ، یعنی تمام پیروانشان کافر هستند ؛ چون پیرو کافر ، خودش هم کافر است .

بحث تبرک شافعی به قبر ابو حنیفه در معتبر ترین کتاب های احناف بیان شده و احناف این داستان را به عنوان یک فضیلت برای امام خود بیان کرده اند که شافعی می آمد ، به احترام ابو حنیفه به او تبرک می کرد .

کتاب حاشیه ابن عابدین ( از معتبر ترین کتاب های احناف که در حال حاضر هم در حوزه های علمیه آن ها تدریس می شود ) رد المختار علی الدر المختار شرح تنویر الابصار ، تألیف محمد امین شهید معروف به ابن عابدین ، جلد ۱ ، چاپ دار عالم الکتب عربستان ، صفحه ۱۴۹ می گوید :

                   ومما روی من تأدبه معه أنه قال إنی لأتبرک بأبی حنیفه وأجئ إلى قبره  فإذا أعرضت لی حاجه ، صلیت رکعتین وسألت اللّه تعالى عند قبره فتقضی سریعا .

از چیز هایی که روایت شده از ادب امام شافعی در برابر ابو حنیفه که آقای شافعی گفته است : من به قبر ابو حنیفه ، تبرک می کنم . نزد قبر ابو حنیفه می آیم و هر زمان که حاجتی دارم ، دو رکعت نماز می خوانم و ازخداوند در کنار قبر ابو حنیفه ، حاجتم را درخواست می کنم و حاجتم فورا اجابت می شود .

ابن عابدین ، رد المختار علی الدر المختار ، ج ۱ ، چاپ دار عالم الکتب ، ص ۱۴۹

دقیقا تصریح می کند که من تبرک می کنم . اگر کافر و مشرک هست ، وهابی ها قضاوت کنند .

همین داستان را  آقای ابن حجر هیثمی در کتاب الخیرات الحسان فی مناقب امام الاعظم ابو حنیفه النعمان ، چاپ مکتبه الحقانیه پاکستان ، صفحه ۱۲۹ ، فصل ۳۵ در احترام ائمه در برابر ابو حنیفه و این که برای قضای حوائج خود قبر او را زیارت می کردند :

اعلم انه لم یزل العلماء وذرو الحاجات یزورون قبره ویتوسلون عنده فی قضاء حوائجهم ویرون نجح ذلک منه الامام الشافعی رحمه الله لما کان ببغداد ،أنه قال إنی لأتبرک بأبی حنیفه وأجئ إلى قبره  فإذا أعرضت لی حاجه ، صلیت رکعتین وسألت اللّه تعالى عند قبره فتقضی سریعا .

رجال هذا السند کلهم موثقون عند الخطیب .

ای وهابی ها بدانید که علما و کسانی که حاجت داشتند ، همیشه قبر ابوحنیفه را زیارت می کردند و در کنار قبر او توسل می کردند تا حاجات خود را بگیرند و اعتقاد داشتند که این کارشان درست است . از جمله آن ها ، امام شافعی بود . زمانی که در بغداد بود ، کنار قبر ابو حنیفه می آمد و می گفت : من به قبر ابو حنیفه ، تبرک می کنم . نزد قبر ابو حنیفه می آیم و هر زمان که حاجتی دارم ، دو رکعت نماز می خوانم و از خداوند در کنار قبر ابو حنیفه ، حاجتم را درخواست می کنم و حاجتم فورا اجابت می شود .

در پاورقی کتاب ، محقق می گوید : تمام راویان این سند در نزد خطیب بغدادی ، صاحب تاریخ بغداد موثق است و سند روایت هم معتبر و قطعی می باشد .

هیثمی ، ابن حجر ، الخیرات الحسان ، چاپ مکتبه الحقانیه پاکستان ، ص ۱۲۹ ، فصل ۳۵

در این جا توسل و تبرک آقای شافعی به ابو حنیفه ثابت می شود .

این داستان را خطیب بغدادی در تاریخ بغداد ، آقای سیمری ، محمد زاهد کوثری و محمد عمر سربازی به عنوان معاصرین هم نقل کرده است .

آقای سربازی در کتاب فتاوی منبع العلوم کوه ون ، جلد اول ، صفحه ۱۶۸ ، توسل امام شافعی را بیان می کند :

ابو بکر بن خطیب بن علی از میمون روایت می کند که از امام شافعی شنیدم که فرمود : من تحصیل مرادات و آرزوهای خود به توسل امام ابوحنیفه می خواهم و تکمیل می شوند .

محمد عمر سربازی ، فتاوی منبع العلوم کوه ون ، ج ۱ ، ص ۱۶۸

همان روایت را به زبان خودش ترجمه کرده ؛ اما اصل روایت را دیدیم .

بنابراین بسیار واضح است که دیدگاه وهابیت در بحث تبرک این بود که ابن تیمیه و بن باز گفته بود هر کس قبری را به عنوان تبرک ، لمس کند ، مشرک و کافر است . فتاوای دیگری که از ابن عثیمن و لجنه دائمه داشت که هر نوع تبرک به قبر و اماکن را جایز نمی دانند و شرک و کفر می دانند .

اما از طرف دیگر پیروان ابن تیمیه ، آب غسل ابن تیمیه را نوش جان کرده و سدر باقیمانده از ابن تیمیه را بین خود تقسیم می کنند و ریسمان شپش ابن تیمیه را به مزایده گذاشته و آن را می خرند . بعد می بینیم که امام احمد بن حنبل که یکی از ائمه اربعه اهل سنت است ، لباس امام شافعی را داخل آب می کند و از آن آب نوش جان می کند . همین طور امام شافعی هم به لباس زیرین احمد بن حنبل تبرک می کند و  آب آن را به سر و صورت خود به عنوان تبرک می مالد .

آقای ذهبی ، با آن عظمت و بزرگی خود که اهل سنت ، همگی مدیون او هستند ، تصریح می کند صحابه در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) بودند و به ایشان تبرک می کردند . ما که در حال حاضر دستمان به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نمی رسد ، خود را به قبر ایشان تبرک می کنم و آن را می بوسیم .

ان شاء الله در هفته های بعد تصریح جواز تبرک علمای اهل سنت و هم چنین تبرک های عجیب و غریب که به بعضی از حیوانات داشتند را نشان خواهیم داد . بنابراین تا به حال سه تفاوت اهل سنت با وهابیت را بیان کردیم : ا) توسل . ۲ ) تعویذ . ۳ ) تبرک .

تماس بینندگان

بیننده : آقای نارویی از ایرانشهر ـ اهل سنت

خداوند در آیات قرآن فرموده است که من شما را آفریدم که عبادت مرا انجام دهید . عبادت خداوند هم اکثرا در روایات و احادیث رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بیان شده است . ما انسان ها با هر عمل نیکی که انجام می دهیم ، خداوند نیکی را در نامه اعمال ما ثبت می کند و اگر کار بدی انجام دهیم ، آن را هم در نامه اعمال ثبت می کند و فردای قیامت با نامه ای که در دست داریم ، قضاوت می شویم .

حال سؤال بنده این است که آیا در قرآن و احادیث نبوی آمده که سینه زنی و عزاداری و جشن میلاد گرفتن ، جزء عبادت حساب می شود و در نامه اعمال کسانی که انجام می دهند ، ثبت می شود ؟

در مورد بحث تبرک هم که امشب مطرح شد ، اهل سنت ، تبرک را قبول دارند . مثلا زمانی که از خانه خدا می آیند ، آب زمزم یا چیز های دیگر را به عنوان تبرک می آورند .

استاد یزدانی :

ما بحث تبرک را از قرآن به صورت مفصل مطرح خواهیم کرد . پیراهن حضرت یوسف را حتی خود محمد بن عبد الوهاب آن را پذیرفته است ؛ اما بحث عزاداری در سوره یوسف آیه ۸۳ و ۸۴ صریح و واضح و روشن خداوند می فرماید که حضرت یعقوب به خاطر دوری از فرزند آنقدر گریه کرد که نابینا شد .

قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِیلٌ عَسَى اللَّهُ أَنْ یَأْتِیَنِی بِهِمْ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ (۸۳) وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ یَا أَسَفَى عَلَى یُوسُفَ وَابْیَضَّتْ عَیْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظِیمٌ

از غم دوری فرزندش آن قدر گریه کرد که چشمانش کور داشت ، با این که یقین داشت که زنده است و می دانست که در کجا هست . یوسف / ۸۳ و ۸۴

اتفاقا بزرگان اهل سنت مثل حسن بصری و حتی روایاتی از امام سجاد (علیه السلام) و بقیه نقل شده که به این آیه برای جواز عزاداری و گریه برای میت ، استدلال کرده اند . ما در ایام شهادت امام حسین (علیه السلام) این مستندات را نشان دادیم که بزرگان اهل سنت به این آیه استدلال کردند و واضح است کسی که برای فرزند زنده خود ، به حدی گریه کند که چشمانش کور شود ، برای سید الشهداء (علیه السلام) و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و بقیه اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) با آن وضعیت فجیعی که فرزندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به شهادت رسیدند ، گریه  کردن قطعا ثواب و ارزش دارد و جواز آن ، بیشتر است .

روایات مربوط به سینه زنی را هم که در آن ایام بیان کردیم ، اولین کسی که سینه زنی را به راه انداخت ، همسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عایشه بود .

 

بیننده : حسین از سمنان ـ اهل سنت

سؤال اول بنده این است که اگر یک سلفی یا وهابی بخواهند با شما تماس بگیرند ، با کدام خط تماس بگیرند .

سؤال دوم این که نظر شما در مورد آقای دانشمند چیست ؟ هم چنین در مورد آقای قزوینی به خاطر توهینی که به دختران بلوچ کردند .

مجری :

سلفی ها و وهابی ها در این برنامه از هر خطی که می خواهند تماس بگیرند . در مورد سؤال دوم اولا ما در این برنامه با تفکر کار داریم نه با اشخاص . دوما اگر منظور شما عباراتی است که در گذشته در مورد اهل سنت به کار بردند که اخیرا دیدید که آمدند و به خاطر آن استغفار کردند و از عزیزان اهل سنت ، طلب بخشش کردند و گفتند که آن حرف ها اشتباه بوده . ما هم نظر دوم ایشان را قبول داریم .

در مورد استاد قزوینی هم ، مگر شما ندیدید که کلیپ تقطیع شده بود و استاد ما فقط نقلی را از سایت های خبری کرده بودند . استاد ما بارها تأکید کردند ؛ حتی قبل از تقطیع کلیپ که پاسخ آن را هم در شبکه و هم در فضای مجازی موجود است . اولا اصلا عبارت بلوچ را استفاده نکردند و این عبارت را شما استفاده کردید، دوما فرمودند : عزیزان سیستان و بلوچستان ، بهترین مردم در برهه ای از تاریخ بودند که از ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) دفاع کردند .

برادر عزیز ! ما دوست داریم نظرتان را در مورد موضوع برنامه هم بیان کنید .

بیننده :

در خصوص موضوع برنامه اگر بخواهیم صحبت کنیم که اهل سنت اصلا توسل را قبول ندارند و من که اهل سنت هستم ، این موضوع را قبول ندارم .

مجری :

اولا موضوع برنامه تبرک است . دوم این که ملاک برای مذهب شما ، شخص شما نیستید . شما پیرو اهل سنت هستید نه این که شارع در اهل سنت .

اشکالی ندارد ، شما فرمودید که اهل سنت تبرک را قبول ندارند ، حال شما  استدلال خود را ، برای اثبات این موضوع بیان کنید .

بیننده :

بنده خودم می گویم که من تبرک را قبول ندارم .

استاد یزدانی :

شما کسانی که این موضوع را قبول دارند را کافر و مشرک می دانید یا خیر ؟

بیننده :

بنده در این زمینه هیچ اطلاعاتی ندارم .

استاد یزدانی :

شما گفتید من توسل را قبول نداری ؛ گرچه توسل و تبرک در یک راستا هستند . آیا شما کسانی که این موضوع را قبول دارند ، مشرک و کافر می دانی یا نمی دانی ؟

بیننده :

به نظر بنده کسی که توسل را قبول دارد ، کار حرامی انجام داده است .

استاد یزدانی :

شما یک مذهب جدید دارید . نه مذهب وهابی است و نه مذهب اهل سنت . چون اهل سنت ، روایات صحیح و آیات قرآن کریم بر جواز توسل دارند که در همین برنامه خواندیم . روایات صحیح از عایشه ، از عمر بن خطاب و بقیه صحابه داریم که توسل و تبرک به قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می کردند و از علمای اهل سنت ، از ابو حنیفه ، شافعی ، احمد بن حنبل و امام مالک وتمام بزرگان اهل سنت مطلب نشان دادم که حدود صدو بیست نفر می شد که صراحتا استغاثه و توسل را قبول کردند . طبق نظر وهابی ها آن ها کافر هستند ، این یک دیدگاه است . اما این که شما می گویید : فقط اشتباه کردند و جایز نیست ، یک نظر کاملا جدید است . وهابی ها می گویند : آن ها کافر هستند ، اهل سنت می گویند جایز است . اما شما یک نظر جدید بیان کردید که نه کفر است و نه جواز است .

مجری :

اما این که شما می گویید جایز نیست و حرام است ، گناه کبیره است یا گناه صغیره ؟

بیننده :

شما باید از علما سؤال کنید ، من به عنوان یک جوان ۲۳ ساله نمی توانم نظری دهم .

استاد یزدانی :

شما پیرو کدام یک از ائمه اربعه هستید ؟

بیننده :

من از خود مولوی عبد الحمید شنیدم که توسل جایز نیست .

استاد یزدانی :

بنده از خود مولوی عبد الحمید هم ثابت خواهم کرد که توسل را جایز می داند ، قرار است که در آینده ، کتاب ایشان به دستم برسد و برای شما این مطلب را ثابت می کنم . اما آقای سربازی که که استاد مولوی عبد الحمید است ، ایشان توسل را جایز می دانند . شما ایشان را کافر می دانید یا نمی دانید ؟

بیننده :

ما اصلا آن ها را قبول ندارم .

مجری :

شما گفتید اهل سنت قبول ندارد ، ما می خواستیم فقط این را ثابت کنیم که اهل سنت جایز می دانند ؛ اما این که شخص شما این نظر را دارد ، مسأله دیگری است و ما نمی توانیم بالاجبار به شما بگوییم که این نظر را نداشته باشید .

استاد یزدانی :

ما اگر بخواهیم از علما بپرسیم ، آقای سربازی از علمای اهل سنت است که صراحتا می گوید : جایز است . ما از علمای اهل سنت پرسیدیم گفتند : توسل جایز است . از ابوحنیفه ، امام شما هست ، پرسیدیم . حداقل از عبدالحمید که بالاتر است ، ایشان حتی پرستش کفش را برای رضای خدا ، جایز دانسته است . اگر پیرو شافعی هستید ، که همین امشب نشان دادیم که شافعی به قبر ابو حنیفه تبرک و توسل می کرد .

بیننده :

بنده حنفی مذهب هستم .

استاد یزدانی :

کتاب المعرفه و التاریخ ، تألیف ابی یوسف بن یعقوب بن سفیان بسوی ، جلد ۲ ، صفحه ۷۸۴ :

 حدثنی علی بن عثمان بن نفیل حدثنا أبو مسهر حدثنا یحیى بن حمزه – وسعید یسمع – : أن أبا حنیفه قال: لو أن رجلاً عبد هذه النعل یتقرب بها إلى الله لم أر بذلک بأساً. فقال سعید: هذا الکفر صراحاً.

یحیی بن حمزه روایتی را از ابو حنیفه نقل می کرد : اگر کسی کفش خود را قربه الی الله بپرستد ، من اشکالی در آن نمی بینم . سعید که در آن جا حاضر بود ، گفت : این سخن ابو حنیفه ، کفر آشکار است.

بسوی ، ابو یوسف بن یعقوب بن سفیان ، المعرفه والتاریخ ، ج ۲ ، ص ۷۸۴

همین مطلب در کتاب تاریخ مدینه السلام یا تاریخ بغداد ، تألیف خطیب بغدادی ، جلد ۱۵ ، صفحه ۵۰۹ نقل شده است :

 أن أبا حنیفه قال: لو أن رجلاً عبد هذه النعل یتقرب بها إلى الله لم أر بذلک بأساً. فقال سعید: هذا الکفر صراحاً.

ابو حنیفه گفت : اگر کسی کفش خود را قربه الی الله بپرستد ، من اشکالی در آن نمی بینم . سعید که در آن جا حاضر بود ، گفت : این سخن ابو حنیفه ، کفر آشکار است.

محقق هم می گوید : اسناده صحیح . سند روایت صحیح است .

خطیب بغداد ، تاریخ مدینه السلام ، ج ۱۵ ، ص ۵۰۹

آقای ابو حنیفه با سند صحیح گفته : اگر کسی قربه الی الله کفش خود را پرستش کند ، اشکالی ندارد .

برای محقق این سخن بسیار عجیب بوده و گفته : یک انسان عامی هم چنین سخنی را نمی گوید ، چه رسد به ابو حنیفه .

این بیننده می گوید : من توسل را قبول ندارم . در صورتی که امام شما ، ابو حنیفه کفش پرستی را قربه الی الله آن را قبول دارد و می گوید : اشکالی ندارد . قطعا ثواب هم دارد ؛ چون عبادت است . سند روایت هم کاملا صحیح است .

مجری :

اگر ملاک شما شخصی است که اسم بردید ، ما از ایشان کلیپی را نشان می دهیم که ایشان قائل به این هستند که خلیفه دوم قدرتی داشته که از مدینه صدای خود را به ایران می رسانده و با صحابه صحبت می کرده . اگر واقعا کلام ایشان برای شما حجت است ، ما این کلیپ را برای شما پخش خواهیم کرد که شما این مطلب را تحلیل می کنید .

بیننده : محسن از ملایر ـ شیعه

بنده به این بیننده می گویم ، مگر در قرآن بیان نشده که پیراهن حضرت یوسف (علیه السلام) چشمان حضرت یعقوب را شفاء داد .

سؤال دیگری که داشتم این بود که آیا پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در مورد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) کلمه والی را به کار برده است یا خیر ؟ این ها کلمه  ولی را قبول نمی پذیرند ، می گویند : اگر کلمه والی باشد ، می پذیریم که به معنای خلیفه باشد  .

استاد یزدانی :

ولی با والی ، یک معنا دارند و هر دو از یک ماده می باشند . من کنت ولیه فعلی ولیه ، سند روایت صحیح است که در کتب اهل سنت آمده است .

مجری :

اگر این را برای خلافت ملاک بدانند ، مگر برای خلیفه اول چنین روایتی را با سند صحیح دارند .

استاد یزدانی :

ولی و والی ، یک معنا دارند . هر دو از یک ماده هستند و هیچ تفاوتی با هم ندارند .

بیننده :

آقای ابن تیمیه فکر می کنم در کتاب منهاج السنه گفته است که اگر کلمه والی را پیدا کردند ، ما می پذیریم .

استاد یزدانی :

بنده کلمه والی را در منهاج السنه ، جستجو زدم ، چنین چیزی فقط در جلد ۷ ، صفحه ۳۹۱  است که می گوید :

هو ولی کل مؤمن بعدی کذب على رسول الله صلى الله علیه و سلم بل هو فی حیاته و بعد مماته ولی کل مؤمن و کل مؤمن ولیه فی المحیا و الممات فالولایه التی هی ضد العداوه لا تختص بزمان وأما الولایه التی هی الإماره فیقال فیها والی کل مؤمن بعدی کما یقال فی صلاه الجنازه إذا اجتمع الولی و الوالی قدم الوالی فی قول الأکثر و قیل یقدم الولی

فقول القائل علی ولی کل مؤمن بعدی کلام یمتنع نسبته إلى…

در این جا ابن تیمیه ، ولی و والی را به یک معنا گرفته . می گوید : ولی به معنای دوست است ، اگر بخواهد به معنای ولایت باشد ، باید گفته شود : والی کل مؤمن بعدی ، باشد . ایشان در این جا می گوید .

خودش و همه مسلمانان می دانند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید : ولی کل مؤمن بعدی گفته اند و سند روایت هم کاملا صحیح است . در این جا بهانه ابن تیمیه ، ضعف روایت بوده و این روایت را کذب دانسته نه بحث والی یا ولی .

روایت ولی کل مؤمن بعدی ، در ۶۷ کتاب از کتاب های اهل سنت این قضیه آمده که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود :

فقال رسول الله (ص) ما لهم ولعلی إن علیا منی وأنا منه وهو ولی کل مؤمن بعدی

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند : علی بن ابیطالب (علیه السلام) از من است و من از علی بن ابیطالب (علیه السلام) هستم . ما دو نفر ، یکی هستیم . علی بن ابیطالب (علیه السلام) جان من است و او ولی هر مؤمنی بعد از من است .

مسند ابی شیبه ، ج ۶ ، ص ۳۷۳

فضائل الصحابه احمد بن حنبل ، ج ۲ ، ص ۶۰۵

حتی آقای البانی سند روایت را تصحیح کرده که در صحیح سنن ترمذی بیان شده است . در کتاب های متعددی دیگری از اهل سنت هم بیان شده و سند روایت هم صحیح است . کلمه والی و ولی باهم فرقی ندارد . اگر به معنای محبت باشد ، که بعد از من او محب شماست، معنا ندارد . یعنی تا من زنده هستم امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) با مردم دشمن است ، بعد از من با همه مؤمنین دوست خواهد شد.

ببینید آقای ملاعلی قاری در این مورد چه می گوید :

  وقول عمر لعلی : أصبحت مولى کل مؤمن ، أی والی کل مؤمن

عمر به علی بن ابیطالب ﴿علیه السلام ) می گوید : این که می گوید شما مولای هر مؤمنی هستی یعنی تو والی هر مؤمنی هستی .

ملاعلی قاری هروی ، مرقاه المفاتیح ، ج ۱۱ ، ص ۲۴۷

در این جا معنا هم واضح و روشن است . ابن تیمیه هر کاری انجام دهد ، راه فراری وجود ندارد . مولی کل مؤمن ، ولی کل مؤمن ، والی کل مؤمن ، همه این ها به یک معنا است و این بهانه های بنی اسرائیلی راهی را برای وهابیت و کسانی که ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را قبول ندارند ، باز نمی کند . رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به صورت صریح و روشن ، همه کلمات ولی ، خلیفه ، وارث را به کار برده و روز قیامت قطعا کسانی که ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را نپذیرفته اند ، در آن جا سؤال می شوند و قطعا باید پاسخگو باشند .

جالب است که کلمه والی همان ولی است و یکی از علمای شما ، آقای ملا علی قاری ، یکی از بزرگان احناف این مطلب را بیان کرده است .

بیننده :آقای بلوچی از زاهدان ـ اهل سنت

بنده از کارشناس برنامه چند سؤال داشتم ، اول این که در بحث تبرک به صورت دقیق نمی دانم که آیا اهل سنت تبرک را قبل دارند یا خیر ، فعلا به دنبال تحقیق هستم . اما در مورد تبرک ، در این جا کتاب احمد بن حنبل و امام شافعی بود و تقریبا هر دو زنده بودند ؛ اما بنده جایی ندیدم که از مرده تبرک کنند .

استاد یزدانی :

احمد بن حنبل که به قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تبرک می کردند ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) زنده بودند ؟

بیننده :

نه ، آن زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) زنده نبودند . اما کارشناس شما که در مورد توسل صحابه مطالبی را بیان کردند ، مدارکی هم از کتاب های اهل سنت در این زمینه دارند ؟

استاد یزدانی :

بله ، ما روایت با سند صحیح از عایشه داریم که به قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) توسل و استغاثه کرده است .

در کتاب مسند الدارمی ، تألیف ابو محمد عبد الله بن عبد الرحمن بن الفضل بن بهرام الدارمی ، جلد اول ، صفحه ۲۲۷ :

بَاب ما أَکْرَمَ الله تَعَالَى نَبِیَّهُ (ص) بَعْدَ مَوْتِهِ

 حدثنا أبو النُّعْمَانِ ثنا سَعِیدُ بن زَیْدٍ ثنا عَمْرُو بن مَالِکٍ النُّکْرِیُّ حدثنا أبو الْجَوْزَاءِ أَوْسُ بن عبد اللَّهِ قال قُحِطَ أَهْلُ الْمَدِینَهِ قَحْطًا شَدِیدًا فَشَکَوْا إلى عَائِشَهَ فقالت انْظُرُوا قَبْرَ النبی (ص) فَاجْعَلُوا منه کووا إلى السَّمَاءِ حتى لَا یَکُونَ بَیْنَهُ وَبَیْنَ السَّمَاءِ سَقْفٌ قال فَفَعَلُوا فَمُطِرْنَا مَطَرًا حتى نَبَتَ الْعُشْبُ وَسَمِنَتْ الْإِبِلُ حتى تَفَتَّقَتْ من الشَّحْمِ فَسُمِّیَ عَامَ الْفَتْقِ

باب کرامت هایی که خداوند به پیامبرش بعد از وفات آن حضرت داده است .

مردم مدینه دچار قحطی شدیدی شدند که به عایشه شکایت کردند . عایشه گفت : سراغ قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بروید و از قبر ایشان در خواست باران کنید . پنجره ای روی سقف ایجاد کنید که بین آسمان و قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فاصله ای نباشد . مردم همین کار را انجام دادند که باران شدیدی بارید ، به حدی که بیابان ها، سرسبز شد و شتر ها ، چاق شدند ، به صورتی که از شدت چاقی ترکیدند و آن سال را ، سال ترکیدن شترها نامیدند .

محقق هم می گوید : رجاله ثقات وهو موقوف علی عایشه ، تمام روات ثقه هستند و این روایت از عایشه نقل شده و از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل نشده است .

این هم یک روایت صحیح السند از عایشه ، صحابیه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که دستور استغاثه به مردم را داده است .

بیننده :

بنده معنای انظروا را در این جا متوجه نمی شوم .

استاد یزدانی :

اگر می خواهید بنده معنای انظروا را از کتاب ابن تیمیه بیان کنم .

بیننده :

من عربی نمی دانم ؛ اما شما مطلبی را از خلیفه دوم هم خواندید .

استاد یزدانی :

در کتاب البدایه و النهایه ، تألیف ابن کثیر دمشقی ، جلد ۷ ، صفحه ۲۰۵ نقل می کند :

اصاب الناس قحط فی زمن عمر بن الخطاب فجاء رجل إلى قبر النبی ( ص ) فقال یارسول الله استسق الله لامتک فانهم قد هلکوا فأتاه رسول الله ( ص ) فی المنام فقال ایت عمر فاقره منی السلام واخبرهم انه مسقون وقل له علیک بالکیس الکیس فاتى الرجل فاخبر عمر فقال یارب ما آلوا الا ما عجزت عنه وهذا اسناد صحیح .

مردم در زمان عمر بن الخطاب دچار قحطی شدند . شخصی سراغ قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) رفت و از قبر حضرت ، طلب باران کرد . پیامبر (صلی الله علیه و آله) به خوابش آمد و گفت به عمر سلام برسان و به او بگو که نسبت به مردم سخاوت بیشتری داشته باشد . آن شخص نزد عمر آمد و قضیه را بیان کرد و عمر هم آن را تأیید کرد . سند روایت هم صحیح است .

ابن کثیر ، البدایه و النهایه ، ج ۷ ، ص ۲۰۵

ابن حجر عسقلانی در کتاب فتح الباری شرح صحیح بخاری ، جلد ۲ ، صفحه ۵۷۵ این داستان را نقل کرده است :

وروى بن أبی شیبه بإسناد صحیح من روایه أبی صالح السمان عن مالک الداری وکان خازن عمر قال أصاب الناس قحط فی زمن عمر فجاء رجل إلى قبر النبی (ص) فقال یا رسول الله استسق لامتک فإنهم قد هلکوا فأتى الرجل فی المنام فقیل له ائت عمر الحدیث وقد روى سیف فی الفتوح أن الذی رأى المنام المذکور هو بلال بن الحارث المزنی أحد الصحابه

ابن ابی شیبه از ابی صالح السمان این داستان را نقل کرده که شخصی سراغ قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله ) رفت و آن شخص هم بلال بن حارث مزنی بود . عمر بن خطاب هم با گریه خود این داستان را تأیید کرده است .

عسقلانی ، ابن حجر ، فتح الباری ، ج ۲ ، ص ۵۷۵

خلاصه الوفا هم از کتاب هایی است که این داستان را به صورت مفصل بیان کرده است .

مجری :

ما نمی خواهیم دلیل قطع کردن شما را بیان کنیم ؛ اما برادر عزیز به دنبال حقیقت باشد . خیلی از عزیزانی که با تماس می گیرند ، حتی آقایون سلفی ، مطلبی را که پرسیده اند و با پاسخی که کارشناس به آن ها داده ، بسیار مؤدبانه تشکر کردند . ما از آن ها نخواستیم که تغییر تفکر دهند ، می گویند ما از علمای خود  می پرسیم و طریقی که حق است ، پیروی خواهیم کرد . به نظر بنده هم روش صحیح این بود که این گونه فرمایشان خود را به پایان می رساندید .

از شما استاد یزدانی و شما بینندگان عزیز تشکر می کنیم که تا این ساعت از برنامه ما را همراهی کردید .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .