بزرگانی همچون ابن حجر عسقلانی، امام قرطبی و … تبرک را مستحب و مشروع اعلام کرده‌اند؛ امام محققان وهابی در پاورقی کتاب، تصریح  کرده‌اند که این دیدگاه باطل و تبرک جایز نیست.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه (۴۸) ؛ تفاوت دیدگاه وهابیت با اهل سنت در بحث تبرک (۳)

تاریخ : ۲۱ / ۰۲ / ۹۴

مجری :

شما بیننده برنامه راه و بی راه هستید . در این برنامه هم طبق روال هفته های گذشته در خدمت استاد عزیز و ارجمند ، سید بزرگوار ، حجت الاسلام یزدانی هستیم .

اگر در هفته های قبل همراه برنامه ما بوده باشید ، استاد یزدانی در بخش ابتدایی بحث ، فتوا یا مطلبی از وهابیت را بیان می کنند که نشان دهنده تفکرات عجیب و غریب آن ها است و بعد از آن هم خلاصه ای از برنامه هفته گذشته و در ادامه ورود به مبحث امشب که ادامه جلسات قبل می باشد .

 خلاصه مطالب هفته گذشته

استاد یزدانی :

ما در جلسات قبل به بحث تبرک پرداختیم که ابتدا دیدگاه وهابیت ؛ از جمله ابن تیمیه ، ابن عثیمن و بن باز ، را خواندیم که هر گونه تبرک را شرک دانسته بودند و گاهی هم آن را وسیله ای به سوی شرک شمرده و آن را حرام دانسته بودند .

در ادامه به رفتار وهابی ها و سلفی ها و پیروان ابن تیمیه ، از کتب علمای سلفی و شاگردان ابن تیمیه مطالبی را نقل کردیم که پیروان ابن تیمیه به آب غسل او و چیزهایی که مربوط به جنازه ابن تیمیه بود ، تبرک جسته بودند .

همچنین در هفته گذشته بحث تبرک پیروان ابن تیمیه به خاک قبر ابن تیمیه و این که خاک قبر او شفا دهنده است را مطرح کردیم و از کتاب های خودشان نشان دادیم که آن را به عنوان فضائل ابن تیمیه ، بیان کرده بودند .

همچنین مطالبی را از دو تن از ائمه بزرگ اهل سنت ، امام احمد بن حنبل و امام شافعی نقل کردیم که امام احمد بن حنبل به پیراهن امام شافعی تبرک کرده بود . آن را داخل آب گذاشته و آب را به عنوان تبرک نوش جان می کرد که این مطلب را از کتاب های اهل سنت نشان دادیم .

هم چنین امام شافعی ، پیراهن امام احمد بن حنبل را داخل آب کرده و به سر و صورت خود به عنوان تبرک می مالید که به صورت متعدد ، هم در کتاب های اهل سنت و هم در کتاب های سلفی ها و حتی شخصیتی مثل ابن کثیر و بقیه در کتاب های حنبلی ها ، به عنوان فضائل احمد بن حنبل نقل کرده بودند.

در ابتدای هر برنامه هم فتاوایی از وهابیت خواندمی و این هفته هم می‌خوانیم ، تا کسانی که برنامه هفته های قبل را ندیدند ، دیدگاه وهابیت را ببینند و بشناسند و بعد هم مطالبی از کتب اهل سنت در جواز تبرک را بیان خواهیم کرد .

نمونه ای از فتاوای وهابیت در باره عدم مشروعیت تبرک

ابن قیم الجوزیه ، یکی از بزرگترین و مشهور ترین علمای سلفی و شاگرد ارشد ابن تیمیه بود که اگر افکار ابن تیمیه به دست پیروان او رسیده ، مدیون ابن قیم است در کتابی به عنوان زاد المعاد فی هدی خیر العباد ، چاپ مؤسسه الرساله بیروت ، با تحقیق شعیب الارنؤوط و عبد القادر الارنؤوط ، دو تن از شخصیت های وهابی مشهور ، جلد ۳ ، صفحه ۶۰۱ بیان می کند که از کارهایی که باید انجام دهیم این است :

هدم مواضع الشرک التی تتخذ بیوتا للطواغیت وهدمها أحب إلى الله ورسوله وأنفع للإسلام والمسلمین من هدم الحانات والمواخیر وهذا حال المشاهد المبنیه على القبور التی تعبد من دون الله ویشرک بأربابها مع الله لا یحل إبقاؤها فی الإسلام ویجب هدمها ولا یصح وقفها ولا الوقف علیها وللإمام أن یقطعها وأوقافها لجند الإسلام ویستعین بها على مصالح المسلمین وکذلک ما فیها من الآلات والمتاع والنذور التی تساق إلیها یضاهى بها الهدایا التی تساق إلى البیت الحرام للامام أخذها کلها وصرفها فی مصالح المسلمین کما أخذ النبی ﴿ص﴾ أموال بیوت هذه الطواغیت وصرفها فی مصالح الإسلام وکان یفعل عندها ما یفعل عند هذه المشاهد سواء من النذور لها والتبرک بها والتمسح بها وتقبیلها واستلامها هذا کان شرک القوم بها ولم یکونوا یعتقدون أنها خلقت السماوات والأرض بل کان شرکهم بها کشرک أهل الشرک من أرباب المشاهد بعینه

ما باید مکان هایی را که خانه برای طاغوت ها درست شده ، از بین ببریم . از جمله مشاهدی که بر قبرها بنا شده و حرم هایی که ساخته شده مثلا حرم پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، حرم ابو حنیفه ،حرم امام مالک و دیگران باید از بین برود ….

در مورد بیت الله الحرام هم باید همین کار ها انجام شود . یعنی آن نذر هایی که برای بیت الله الحرام می شود ، جایز نیست و باید به مصارف عمومی برسد . متأسفانه در کنار بیت الله الحرام ، همان کار هایی انجام می شود که در کنار حرم ها انجام می شود . مردم برای بیت الله الحرام ، نذر می کنند و خود را به بیت الله الحرام یا آن مشاهد ، متبرک می کنند . آن را مسح کرده و می بوسند و آن را لمس می کنند. این کار ها ، کار های نادرستی است . این کار ها که در کنار بیت الله الحرام و در کنار حرم های دیگر انجام می دهند .

نذر می کنند ، می بوسند و استلام می کنند ، این شرکی است که در آن جا ها انجام می دهند و حتی اگر اعتقاد نداشته باشند که این هایی که داخل حرم ها دفن هستند ، زمین و آسمان را خلق کردند . بلکه شرک این ها مثل مشرکینی هست که این کار ها را انجام می دهند .

ابن قیم الجوزیه ، زاد المعاد ، ج ۳ ، چاپ مؤسسه الرساله بیروت ، ص ۶۰۱

مثلا در حرم ابو حنیفه ، مردم می آیند و آن جا را لمس می کنند ، می بوسند ، زیارت نامه می خوانند . همین طور در کنار حرم امام شافعی ، امام مالک ، عبد القادر گیلانی و صدها حرمی که در شهرهای مختلف در کشور های اسلامی میان اهل سنت قرار دارند ، غیر از حرم هایی که شیعیان می روند .

در این جا خیلی صریح و روشن و واضح است که ابن قیم ، نذر و تبرک به قبور را شرک دانسته و شرک آن هم مثل شرک مشرکین در جاهلیت است .

فتوای دوم از مفتی اعظم سابق عربستان سعودی ، بن باز است . ایشان هم یک فتوای جالب دیگه داده اند ، هر چند که در هفته گذشته یک فتوا از ایشان خواندم .

در کتاب مجموع فتاوی و مقالات متنوعه ، تألیف عبد العزیز بن عبد الله بن عبد الرحمن بن باز ، چاپ دار القاسم ، با جمع آوری دکتر سعد الشویعر ، جلد ۱ ، صفحه ۳۹۴ :

واما قصد الزائر للقبور التبرک بها ، فلیس ذلک من دین الاسلام بل هو من اعمال اهل الجاهلیه ومن اخلاق عباد الاوثان …

قال : کان رسول الله ﴿ص﴾ یعلم الصحابه اذا زاروا القبور ان یقولوا : السلام علیکم اهل الدیار من المؤمنین والمسلمین وانا ان شاء الله بکم لاحقون نسأل الله …

واما التبرک بها والبناء علیها والکتابه علیها وقصدها الدعاء عندها فلیس ذلک من سنته بل هو من سنه الیهود والنصاری واهل الجاهلیه …

در ابتدا بحث زیارت را می کند که انسان به زیارت قبور برود ؛ اما با هدف یاد آوری آخرت و زهد در دنیا . در این صورت زیارت کار بسیار خوبی است . اما اگر زائر به قصد تبرک برود ، این کار از دین اسلام نیست ؛ بلکه از اعمال زمان جاهلیت و از کار هایی است که ابوجهل و ابولهب انجام می داد ، است . تبرک به قبور از اخلاق بت پرست ها است .

در ادامه هم روایتی را نقل می کند که وقتی به زیارت قبور می روید : بگویید السلام علیکم بر اهل قبور از مؤمنین و مسلمین …

که در این جا هم این بحث به وجود می آید که اگر مرده ها نمی شنوند ، سلام به آن ها چه معنایی دارد .

این تبرک به قبور ، ساختن بنا بر قبور و نوشتن و دعا خواندن در آن جا ، سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیست ؛ بلکه سنت یهود و نصارا و مردم جاهلیت است .

بن باز ، مجموع فتاوا و مقالات متنوعه ، چاپ دار القاسم ، جلد ۱ ، ص ۳۹۴

از ایشان باید پرسید در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قبر چه کسی گنبد داشته یا این که یهود و نصارا برای کدام یک از پیامبرانشان گنبد ساختند و به آن تبرک کرده‌اند ؟ آن طور که قرآن کریم می گوید و روایات وارد شده ، این است که یهود پیامبرانشان را کشتند ، نصارا هم که غیر از حضرت عیسی (علیه السلام) پیامبر دیگری نداشتند ، آن هم که قبر ندارد که بر آن بنا بسازند . اصلا ساختن بنا بر قبر در ادیان گذشته ، وجود خارجی ندارد . این ها اصلا برای پیامبرانشان احترامی قائل نبودند .

ما که به این فتاوا اشکالی نداریم ، هر چه فتاوای این ها تندتر باشد ، ما آن ها را بیشتر می خوانیم ؛ چون تفاوت بین وهابیت با اهل سنت را بیشتر روشن می کند . صریح و واضح می فهمیم که وهابی چه کسی است و سنی چه کسی است ؟

 

rah2

 

 

مجری :

کلیپی آماده شده که همین مطالب استاد یزدانی را یکی از علمای اهل سنت بیان کرده است . ببینیم که این سخن فقط ، سخن شیعه است یا این که علمای اهل سنت که در قید حیات هم هستند این سخن را می گویند ؟

کلیپ ۱ ) : تفاوت دیدگاه اهل سنت و وهابیت

ماموستا بهمنی ، کارشناس اهل سنت :

اهل سنت شفاعت انبیاء و اولیاء را قبول دارند . اهل سنت زیارت قبور را قبول دارند و رفتن به زیارت انبیاء و اولیاء چه در زمان حیات و چه بعد از ممات را قبول دارند . رفتن به زیارت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را قبول دارند . اهل سنت تبرک و توسل را قبول دارند .

حال هر کس این ها را قبول نداشته باشد ، ما او را از زمره اهل سنت جدا می دانیم . اسمش وهابی است ، سلفی است هر چه که باشد .

مجری :

استاد یزدانی ! شما در بخش ابتدایی گفتید که اختلاف نظر زیادی بین اهل سنت و وهابیت در این زمینه وجود دارد ، اختلاف بین آن ها هم بسیار فاحش است . از شما تقاضا داریم که در این مورد توضیحات مفصل تری را بیان کنید و مانند جلسات گذشته با مدارک و مسانید این مطلب را اثبات کنید .

استاد یزدانی :

همان طور که بارها بیان کردیم ، هدف از برنامه راه و بی راه ، نشان دادن تفاوت های تمام مسلمان ها و وهابی ها است که مسلمان ها یک دیدگاه را دارند و وهابی ها یک دیدگاه دیگر . اگر مطالبی را از اهل سنت بیان می کنیم که وهابی ها می گویند : « ما اهل سنت واقعی هستیم ، بقیه سنی واقعی نیستند ، شافعی ها کافرند ، حنبلی ها و بقیه کافرند . »

در این برنامه مطالبی را از کتاب های اهل سنت نشان خواهیم داد که عالم سنی صراحتا به آثار صالحین و آثار پیامبر (صلی الله علیه و آله) جایز دانسته و آن را مشروع می داند و محقق وهابی کتاب ، در پاورقی گفته : « این کار شرک است » یعنی در این جا تفاوت دیدگاه اهل سنت و وهابیت در یک صفحه کتاب ، صراحتا مشخص و روشن می شود .

ابن حجر عسقلانی ، یکی از علمای نامدار سنی مذهب و یکی از ستون های اصلی و نمادهای اهل سنت و حافظ علی الاطلاق این ها است و هر جا که شما « قال الحافظ … » دیدید یعنی ابن حجر عسقلانی است .

ایشان در کتاب فتح الباری ، شرح صحیح بخاری ، در موارد متعددی به آثار صالحین و قبور آن ها پرداخته و متذکر شده است . این کتاب با تحقیق عبد العزیز بن عبد الله بن باز و ناصر البراک ، چاپ دار الطیبه ، جلد ۷ ، صفحه ۵۸۴ روایتی را از صحیح بخاری نقل می کند :

حدثنا قُتَیْبَهُ حدثنا اللَّیْثُ عن جَعْفَرِ بن رَبِیعَهَ عن الْأَعْرَجِ عن أبی هُرَیْرَهَ رضی الله عنه أَنَّ النبی ﴿ص﴾ قال إذا سَمِعْتُمْ صِیَاحَ الدِّیَکَهِ فَاسْأَلُوا اللَّهَ من فَضْلِهِ فَإِنَّهَا رَأَتْ مَلَکًا وإذا سَمِعْتُمْ نَهِیقَ الْحِمَارِ فَتَعَوَّذُوا بِاللَّهِ من الشَّیْطَانِ فإنه رَأَى شَیْطَانًا.

هر زمان صدای خروس را در صبح شنیدید ، از خداوند درخواست فضل و رحمت کنید ؛ چون آن خروس در آن لحظه ملکی را دیده ( یعنی حضور ملائکه در آن محل باعث شده که خروس اذان بگوید ) که آن زمان ، زمان با فضیلتی است و در آن جا به خاطر وجود آن ملک ، از خداوند طلب فضل و رحمت کنید که خداوند اجابت می کند .

روایت در صحیح بخاری بیان شده که توسل یا تبرک به ملائکه است . چون ملک در آن جا هست ، شما از خداوند فضل بخواهید . آقای ابن حجر عسقلانی در ذیل این روایت می گوید :

قوله فإنها رأت ملکا بفتح اللام قال عیاض کان السبب فیه رجاء تأمین الملائکه على دعائه واستغفارهم له وشهادتهم له بالإخلاص ویؤخذ منه استحباب الدعاء عند حضور الصالحین تبرکا بهم

این که چرا قضیه ملک را در آن جا مطرح کرده ، دلیل بر این است که اگر در آن زمان دعا کند ، ملائکه در آن جا هستند و ملائکه برای آن شخص دعا و استغفار می کنند و در قیامت نزد خداوند ، شهادت می دهند که این شخصی که در آن لحظه دعا کرد ، انسان مخلصی است .

البته از دیدگاه محمد بن عبد الوهاب هر گونه استغاثه و هر گونه توسل به ملائکه ، کفر و شرک است که در بحث توسل مفصل بیان کردیم .

در ادامه ابن حجر عسقلانی می گوید :

از این روایت استفاده می شود که دعا کردن در حضور صالحین از باب تبرک به آن صالح و از بابت وجود او ، مستحب است .

عسقلانی ، ابن حجر ، فتح الباری ، چاپ دار الطیبه ، با تحقیق عبد العزیز بن باز و ناصر البراک ، جلد ۷ ، ص ۳۸۴

این نظر یک عالم اهل سنت است ، کسی که نماد اهل سنت می باشد و اگر او نبود ، اهل سنت در خیلی از مباحث رجالی مشکلات زیادی داشتند و نمی توانستند آن ها را حل کنند ، خصوصا آقای البانی .

اما محقق در پاورقی گفته است :

وقوله : «ویؤخذ کم استحباب الدعاء …. » فی هذا الاستنباط نظر فان مأخذ قیاس الصالحین علی الملائکه ولایخفی ان للملائکه شأنا لیس کشأن الآدمیین …

در این استنباطی که آقای عسقلانی کرده است ، اشکال می باشد ؛ چون این استدلال قیاس صالحین با ملائکه است که اگر کسی در حضور ملائکه توسل و استغاثه کند ، پذیرفته می شود . ملائکه مقاماتی دارند که انسان ها ندارند . (در حالی که کاملا برعکس است . خیلی از انسان های صالح قطعا از ملائکه بالاتر هستند و ملائکه خادم آن ها می باشند ؛ البته غیر از جبرائیل و میکائیل (علیهم السلام) که مقام آن ها از مؤمنین بالاتر است ؛ اما مقام پیامبران و ائمه (علیهم السلام ) از جبرئیل و میکائیل بالاتر است . ) در ادامه هم محقق می گوید : این کار ، کار نادرستی است .

عسقلانی ، ابن حجر ، فتح الباری ، چاپ دار الطیبه ، با تحقیق عبد العزیز بن باز و ناصر البراک ، جلد ۷ ، ص ۳۸۴

در این جا به صورت مؤدبانه نظر خود را بدون اهانت ، بیان کرده است . این شرح را هم آقای براک در پاورقی در خصوص این مطلب بیان کرده .

این یک مورد که عالم سنی مذهب می گوید : « در جایی که یک صالح وجود دارد ، مستحب است که در آن جا با تبرک به آن صالح ، دعا کنیم . » اما این عالم وهابی می گوید :« چنین چیزی درست نیست » .

باز در همین فتح الباری ، جلد دوم ، صفحه ۱۵۶ بحث تبرک آثار صالحین را مطرح و روایتی را از رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) نقل می کند که شخصی نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می رود و می گوید : منطقه ای که من در آن زندگی می کنم با مسجد فاصله دارد و من همیشه نمی توانم در مسجد حاضر شوم و پشت سر شما نماز بخوانم . بعضی از مردم هم به خاطر مشکلاتی مثل سیل یا باران ، امکان ندارد که ما خود را به مدینه برسانیم و نماز را پشت سر شما بخوانیم . این شخص از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درخواست می کند که در روستای ما بیا و در آن جا نماز بخوان و ما از آن به بعد به خاطر تبرک به حضور شما در آن محل نماز بخوانیم .

روایت هم در صحیح بخاری نقل شده که آقای عسقلانی در شرح روایت بیان می کند :

وفی هذا الحدیث من الفوائد : …

 وفیه التبرک بالمواضع التی صلى فیها النبی ﴿ص﴾ أو وطئها ویستفاد منه أن من دعی من الصالحین لیتبرک به أنه یجیب …

در این روایت چند فایده است : … از این روایت استفاده می شود که جایز است تبرک به جاهایی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آن جا نماز خوانده است (مثلا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مسجد قبا فقط نماز خوانده یا مثلا حضرت در مسیر برگشت به مکه در یک مسجدی نماز خوانده است ، جایز است که در آن جا تبرک کنیم و نماز بخوانیم ، در صورتی که ابن تیمیه صراحتا این کار را شرک اعلام کرد . ) یا این که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از آن مسیر عبور کرده ، نماز خواندن و تبرک کردن در آن جا مستحب است ؛ چون آن جا قدمگاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است .

از این روایت استفاده می شود که اگر کسی صالحی را دعوت کرد که شما به منزل ما بیا و ما می خواهیم به شما تبرک بجوییم ، بر این صالح واجب است که به در خواست آن شخص ، پاسخ دهد .

مثلا اهل سنت به یک عالم سنی بگویند : « در مسجد ما نماز بخوان تا از این به بعد مسجد یا خانه ما متبرک به حضور شما شود » . طبق این روایت ، عالم سنی باید در خواست آن ها را بپذیرد . همان طور که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دعوت شد و اجابت هم کردند و در آن جا نماز خواندند .

در ذیل این مطلب آقای بن باز که محقق کتاب است ، در پاورقی می گوید :

هذا فیه نظر ، والصواب مثل هذا خاص بالنبی ﴿ص﴾ لما جعل الله فیه من البرکه وغیره لایقاس علیه ، لما بینهما من الفرق العظیم ، ولان فتح هذا الباب قد یفضی الی الغلو والشرک کما قد وقع من بعض الناس .

در این عبارت اشکال است و کار درستی نیست . این کار مخصوص پیامبر (صلی الله علیه و آله) است و خداوند مخصوص ایشان قرار داده و دیگران با پیامبر (صلی الله علیه و آله) قابل قیاس نیستند . بین رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و دیگران تفاوت زیادی است . اگر ما بخواهیم بگوییم که صالحین متبرک هستند یا این که بگوییم محل ما را متبرک کن ، نتیجه اش ، غلو و شرک می شود ؛ همان طوری که برای بعضی از مردم اتفاق افتاده است .

عسقلانی ، ابن حجر ، فتح الباری ، با تحقیق عبد العزیز بن باز و عبد الرحمن براک ، ج ۲ ، ص ۱۵۶

در یک صفحه نظر یک عالم اهل سنت که تبرک را جایز و مستحب می داند و در همان صفحه نظر عالم وهابی که تبرک را شرک و غلو می داند و می گوید : این کار مخصوص رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود .

ما از این ها یک دلیل یا مستند می خواهیم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده باشند : تبرک به غیر من شرک است و این کار را نکنید . در صورتی که ما از کتاب های وهابی ها ، روایت صحیح نشان می دهیم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به دیگران تبرک کرده است که در ادامه بیان می کنیم .

باز در همین کتاب فتح الباری ، در صفحه بعد ، ابن حجر عسقلانی در ذیل همان روایت ، مطلب دیگری را بیان می کند :

وفیه اجتماع أهل المحله على الإمام أو العالم إذا ورد منزل بعضهم لیستفیدوا منه ویتبرکوا به …

از این روایتی که در صحیح بخاری آمده ، استفاده می شود که مردم محل می توانند در خانه یک امام و پشت سر او نماز بخوانند و از او استفاده نمایند و خود را به او متبرک کنند .

سخن بسیار زیبایی است که آقای عسقلانی ، نماد اهل سنت ، آن را بیان کرده که مردم می توانند در منطقه ای جمع شوند و خود را به صالحی متبرک کنند . البته ما نظر ایشان را قبول نداریم .

آقای بن باز در پاورقی بیان می کند :

هذا غلط الصواب المنع من ذلک کما تقدم فی غیر النبی ﴿ص﴾ سد للذریعه المفضیه الی الشرک .

این سخن ابن حجر غلط است و سخن حق این است که منع کردن این کار ، حق می باشد ؛ چون می خواهیم با این کار راه شرک را ببندیم .

عسقلانی ، ابن حجر ، فتح الباری ، جلد ۲ ، ص ۱۵۷

این هم سخن یک عالم وهابی که مفتی اعظم سابق عربستان سعودی بود و در بالای صفحه نظر یک عالم اهل سنت که نماد اهل سنت می باشد .

جالب است که وهابی ها کتاب فتح الباری را از اول تا به آخر ، جستجو کردند و مخالفت های اعتقادی ابن حجر عسقلانی را با وهابیت دارد ، جمع کرده که ان شاء الله این کتاب را در آینده نشان خواهم داد .

باز در همین کتاب فتح الباری ، جلد ۵ ، صفحه ۱۹۶ روایتی را از صحیح بخاری بیان و آن را شرح می دهد :

قوله : (کما تأرز الحیه الی حجرها ) ای انها کما انتشر من حجرها فی طلب ما تعیش به فاذا راعها شیء رجعت الی حجرها کذلک الایمان انتشر فی المدینه وکل مؤمن له من نفسه سائق … الی المدینه لمحبته فی النبی ﴿ص﴾ فیشمل ذلک جمیع الازمنه . لانه فی زمن النبی ﴿ص﴾ للتعلم منه . وفی زمن الصحابه والتابعین وتابعهم للاقتداء بهدیهم ومن بعد ذلک لزیاره قبره ﴿ص﴾ والصلاه فی مسجده والتبرک بمشاهده آثاره وآثار اصحابه .

روایت این است ، همان گونه که مار به خانه خود بر می گردد … ) بحث در فضائل مدینه است که همان گونه که ایمان از مدینه منتشر شده ، به مدینه هم باز می گردد ….

هر مؤمنی علاقه دارد که به مدینه سفر کند ، چون پیامبر (صلی الله علیه و آله) را دوست دارد و می خواهد ایشان را ببیند . این قضیه شامل همه زمان ها می شود و مختص به زمان خود رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیست . در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مردم نزد حضرت می آمدند تا از او دین را بیاموزند . در زمان صحابه و تابعین و اتباع تابعین هم مردم به مدینه رجوع می کردند تا مثل آن ها هدایت شوند . اما در زمان بعد از آن ها ، مردم برای زیارت پیامبر (صلی الله علیه و آله) می آیند و می خواهند در مسجد ایشان ، نماز بخوانند (تا این جا وهابی ها مشکلی ندارند ، هر چه مشکل است در عبارت بعدی است ) و برای تبرک و مشاهده آثار پیامبر (صلی الله علیه و آله) و آثار اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) می آیند .

اما در این جا آقای بن باز و آقای براک نتوانستند سخنی بگویند و در این زمینه هیچ پاورقی نزده است و اگر می خواست سخنی بگوید ، همان گونه که در صفحه قبل گفته بود : آقای ابن حجر ، غلط کرده در این جا می گفتند : همه مسلمان ها از عصر صحابه تا الان اشتباه می کردند که برای تبرک به آثار پیامبر (صلی الله علیه و آله) و صحابه به مدینه می آمدند .

 

 

rah3

 

 

مجری :

در هفته گذشته کلیپی تقدیم حضورتان شد که اهل سنت در ترکیه پیراهن و تار موهایی که منسوب به پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود را تبرک و زیارت می کردند و ادعا می کردند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن پیراهن را برای اویس قرنی فرستاده بوده و از آن نگهداری می کردند .

در اقصی نقاط دنیا همه مسلمان ها می خواهند بدانند که اگر چنین چیزی حقیقت دارد ، ببینند و آن را تبرک کنند . این هفته کلیپی آماده کردیم که در الجزائر هم چنین اتفاقی افتاد و علمای اهل سنت آثار مربوط به آثار منسوب به پیامبر (صلی الله علیه و آله) را دیدند . برخورد اهل سنت با دیدن چنین آثاری که از پیامبر (صلی الله علیه و آله) به جا مانده ، بسیار جالب است .

 کلیپ ۲ ) : تبرک اهل سنت در الجزائر به آثار پیامبر (صلی الله علیه و آله)

جوانان و سالخوردگان زن و مرد به مؤسسه فرهنگی اسلامی در پایتخت الجزائر آمدند تا موی مبارک پیامبر (صلی الله علیه و آله) و قطعه ای از پیراهن حضرت و پارچه ای که ۵۰ سال بعد از رحلتش بر روی قبر حضرت گذاشته بودند ، ببینند . اشک ریزان و تکبیر گویان در جو معنوی ماه رمضان که با عطر صلوات بر پیامبر و آل پیامبر (صلی الله علیه و آله) عطرآگین می شود .

یکی از باز دیدکنندگان :

پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آخرین حج (حجه الوداع ) هشتاد روز قبل از این که وفات کند ، موهای خود را تراشید . چون که افضل در اعمال حج برای مردان ، حلق کردن و تراشیدن موی سر است . پیامبر (صلی الله علیه و آله) همان گونه که در تعدادی از روایات آمده است ، موهای مبارک خود را به بعضی از صحابه می بخشید . ما بعضی از خاندان های بزرگ در لبنان هستیم که اهمیت زیادی بر حفظ این آثار قائل هستیم و به خاطر این که تعداد بیشتری از مسلمانان از این آثار استفاده کنند ، این آثار را نزد ما قرار دادند .

راوی فیلم :

پیامبر هدایت و خاتم المرسلین وشفیع امت در روز قیامت است . پس دل های الجزائری ها برای دیدن آثارش پر می کشد نه برای ترس ؛ بلکه به خاطر محبت به پیامبر (صلی الله علیه و آله) .

یکی از باز دیدکنندگان :

خدا را شکر ما اول این آثار را در تونس دیدیم . ان شاء الله با پیامبر (صلی الله علیه و آله) در فردوس اعلا محشور شویم . خدایا ما را محروم نکن .

راوی فیلم :

این برخی از آثار بهترین خلق خدا است که از لبنان به الجزائر آورده شده تا دل های صلوات فرستادگان بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را تسکین بخشد .

مجری :

برخورد اهل سنت را دیدید که با دیدن این آثار چه شوق و علاقه ای را از خود نشان دادند . این را در کنار برخورد وهابیت قرار دهید که اگر این ها را می دید ، چه بلایی بر سرش می آورد .

استاد یزدانی :

باز در کتاب های اهل سنت این مسائل را می بینیم که علمای اهل سنت به صورت صریح و روشن بیان کردند که تبرک به آثار صالحین ، جایز است و محقق همان کتاب گفته ، شرک است .

کتاب التذکره فی احوال الموتی و امور الآجره ، تألیف امام قرطبی ، با تحقیق دکتر صادق بن محمد بن ابراهیم ، چاپ مکتبه دار المنهاج در عربستان سعودی ، جلد اول ، صفحه ۳۱۵ می گوید :

قال علماءنا : ویستحب لک رحمک الله ان تقصد بمیتک قبور الصالحین ومدافن اهل الخیر ، فتدفنه معهم ، وتنزله بازائهم وتسکنه فی جوارهم تبرکا بهم .

علمای اهل سنت می گویند : مستحب است برای تو (اهل سنت ) که مرده های خود را در قبرستان هایی که صالحین در آن دفن هستند و در محل هایی که اهل خیر دفن هستند ، با آن ها دفن کنید ، تا با تبرک به آن اهل خیر ، خداوند عذاب را از این مرده هم ان شاء الله دفع کند و به آرامش برسد .

اما محقق وهابی این کتاب در این رابطه در پاورقی بیان کرده :

التبرک بالمخلوقین من ذرائع الشرک ، فالذی یبارک فی الاشیاء هو الله رب العالمین ، فیطلب حصول البرکه منه ﴿ص﴾ وما ورد من تبرک الصحابه بآثار النبی ﴿ص﴾ فهو من خصائصه ﴿ص﴾ بدلیل ان التابعین لم یتبرکوا بآثار الخلفاء الراشدین او باحد من الصحابه رضوان الله علیهم .

تبرک به مخلوقین از ذرائع شرک است و کسی که مبارک است فقط خدای تبارک و تعالی است و غیر از خداوند کسی مبارک نیست . باید برکت از خود خداوند صورت بگیرد . اما تبرک هایی که به پیامبر (صلی الله علیه و آله) از صحابه نقل شده ، از خصائص پیامبر (صلی الله علیه و آله) است ؛ زیرا تابعین به آثار خلفا تبرک نکرده اند .

مگر خدای شما تابعین است ؟ مگر شما پیرو تابعین هستید ؟ بنده با سند صحیح نشان خواهم داد که تابعین به آثار خلفاء تبرک کرده اند . حتی از کتاب های وهابیت هم نشان خواهیم داد که آن ها هم به این کار ، تصریح کرده اند .

پس این محقق وهابی بیان می کند که تبرک به مخلوقین ، شرک است ؛ چون تابعین این کار را انجام نداده اند .

باز هم در یک صفحه تناقض دیدگاه وهابیت و اهل سنت روشن می‌شود. در پاورقی سخن یک محقق وهابی که گفته تبرک شرک است و در بالای صفحه سخن آقای قرطبی ، کسی که تفسیرش ، در کنار تفسیر فخر رازی ، تفسیر آلوسی و تفسیر ابن کثیر ، یکی از بهترین تفاسیر تاریخ اهل سنت است که دیدگاه اهل سنت را در آن بیان کرده است .

در این کتاب آقای قرطبی می گوید : مستحب است و آقایان وهابی می گویند : شرک است . با یک خط پاورقی ، مرز سنی از وهابی جدا می شود .

مجری :

برخی از فتاوایی که استاد یزدانی بیان کردند ، مبنی بر این بود که چون نتوانسته بودند برخی از روایات را جواب بدهند ، گفته بودند : آن آثاری که ارتباط مستقیم با بدن پیامبر (صلی الله علیه و آله) داشته باشند ، تبرک آن ها جایز است . اما از آن جایی که این آثار در این کلیپ که دیدید، این گونه نیست و تبرک به آثاری که با آثار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برخورد داشته باشد را هم علمای اهل سنت جایز دانسته اند ، کلیپ بعدی را ببینید که جناب صادق الجیل ، یکی از علمای اهل سنت ، عباراتی را دارند مبنی بر تبرکی که گفتند : تابعین آن را انجام ندادند .

این تبرکی که الان می بینید ، برخورد مکانی است که با پیراهن و لباس پیامبر (صلی الله علیه و آله) در ارتباط بوده نه با بدن ایشان به صورت مستقیم .

کلیپ ۳ ) : تبرک جستن صحابه به جایی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) نشسته بود

صادق الجیل ، یک از علمای اهل سنت :

بدانید که صحابه در زمان حیات و بعد از وفات پیامبر (صلی الله علیه و آله) به آثار ایشان تبرک می کردند و مسلمانان همواره بعد از ایشان تا الان بر این اعتقاد هستند و دلائل جواز تبرک فراوان است . یکی از آن ها روایتی است که در کتاب شفاء قاضی عیاض آمده است که فرزند عمر دستش را به جایی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) نشسته بود ، روی منبر می گذاشت ، سپس بر چهره اش می کشید و این تبرک به جایی است که با لباس پیامبر (صلی الله علیه و آله) متبرک شده ، بوده است .

پس دقت کنید در مورد منکرین توسل و تبرک به آثار پیامبر (صلی الله علیه و آله) که والله آن ها از عمر و فرزندش و از قاضی عیاض بیشتر نمی دانند و خداوند عالم تر است .

مجری :

این عالم اهل سنت روایتی را از کتاب قاضی عیاض خواند که فرزند خلیفه دوم به جایی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) نشسته بودند ، دست خود را متبرک می کرد که این هم تبرک به آثاری که با آثار رسول خدا صلی الله علیه و آله) در ارتباط بودند نه با خودن بدن آن حضرت.

استاد یزدانی :

مطلب دیگری که به صورت واضح و روشن تفاوت اهل سنت و وهابیت را در یک صفحه نشان می دهد ، مطلبی است که قاضی ابی الحسین محمد بن ابی یعلی حنبلی در کتاب طبقات الحنابله نقل کرده است . کتاب به مناسبت صدمین سال تأسیس حکومت وهابیت چاپ شده است .

کتاب طبقات الحنابله ، تألیف قاضی ابی یعلی حنبلی با تحقیق دکتر عبد الرحمن بن سلیمان العثیمن (از علمای مشهور وهابی و استاد دانشگاه مدینه و ریاض ) جلد ۳ ، صفحه ۴۳۳ در شرح حال آقای ابو الحسن علی بن محمد بن عبد الرحمن البغدادی بیان می کند :

ابو الحسن علی بن محمد بن عبدالرحمن البغدادی . احد الفقهاء الفضلاء والمناظرین والاذکیاء …

آقای ابو الحسن علی بن محمد بن عبد الرحمن بغدادی ، از علما و فاضلین حنبلی مذهب و از کسانی است که بسیار باهوش بوده است .

در صفحه بعد ادامه می دهد :

ومات بآمد سنه سبع او ثمان و ستین واربعمائه وقبره هناک یقصد ویتبرک به …

ایشان در سال ۴۶۷ یا ۴۶۸ هـ از دنیا رفت و مردم به قبر ابو الحسن علی بن محمد عبد الرحمن بغدادی تبرک می کنند . چون ایشان از بزرگان حنابله هستند ، مردم به قصد زیارت او سفر می کردند .

حال این کار مردم ، کار درستی بوده یا نبوده ؟ که محقق در پاورقی بیان می کند :

التبرک بالقبور من البدع ، بل هی ذریعه الی الشرک .

تبرک به قبور از بدعت ها است ؛ بلکه این مسیری است که انسان را به شرک می رساند .

قاضی ابو یعلی حنبلی ، طبقات الحنابله ، جلد ۳ ، ص ۴۳۳ و ۴۳۴

باز هم خط پاورقی فاصله بین اهل سنت و وهابیت است . اهل سنت به زیارت قبر بزرگان خود می آیند و برای زیارت و تبرک آن سفر می کنند ؛ ولی وهابیت این را بدعت و بلکه مسیری به سوی شرک می دانند .

مجری :

یکی از مقاطعی که در برنامه راه و بی راه تقدیم حضور شما می شد ، بخش وهابیت از ادعا تا عمل است . این قسمت در مورد ادعای آقایان وهابی است در مورد ادبشان با دیگران است .

کلیپ ۴ ) : وهابیت از ادعا تا عمل

ادعای وهابیت :

افاضات کارشناسان وهابی :

کسی که اهانت می کند ، بدانید که بار منطقی و علمی ندارد .

این ها شیطان های دو پایی هستند که از ادب و اخلاق و انسانیت هیچ چیزی نمی دانند !!!

این ها از بی ادب ترین افراد ، بی فرهنگ ترین افراد و واقعا از وحشی ترین افرادی هستند که در برخورد وجود دارد .

ممکن است که یک خانواده با مرد و زن و بچه هایش نشسته باشند ، من خواهش می کنم که رعایت ادب را بکنید . اگر برای خود احترام قائل نیستیم ، حداقل برای بینندگان احترام قائل شویم .

ولیکن با این وجود ، ما که فحش نمی دهیم و بی ادبی نمی کنیم .

ما زبانمان را باز می کنیم و با ادب صحبتی می کنیم .

عمل وهابیت :

تو گاوی بیش نیستی ، یعنی اسم شهر را نمی دانی و برای گاو چرانی خوب است !!

الاغ ، آقای الاغ !!! راوی این روایت ، حضرت فاطمه نیست !!!

مرتیکه خر !!! چه کار می کنی ؟!! این که مرده !!

لذا من به شما آقا رضا و امثال شما می گویم که مطالبی را که دیگران با کذب و دروغ نشخوار کرده اند ، نشخوار نفرمایید .

خودت اول ادب را یاد بگیر ، بعد از آن به ما یاد بده . انسان باید با ادب باشد .

ادب را باید اول شما یاد بگیرید .

مجری :

استاد یزدانی ! شما در بخش ابتدایی برنامه مطلبی را بیان فرمودید که شاید برای بینندگان هم مانند بنده ، سؤال شده باشد . شما فرمودید : این ها گفتند ، تابعین به آثار خلفا تبرک نکردند و همین دلیل بر شرک بودن تبرک است ، گذشته از این که این استدلال واقعا یک استدلال مضحک است که به دلیل انجام ندادن تابعین ، این مسأله شرک است . فرمودید : رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم به آثار دیگران تبرک کردند . اگر امکان دارد در این خصوص هم توضیحاتی را بیان کنید .

 

rah1

 

 

تبرک رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به آثار دیگران در کتب اهل سنت

استاد یزدانی :

مستند و مطلب در این باره زیاد است . ادعای اصلی بن باز و ابن تیمیه و بقیه این بود که صحابه به آثار پیامبر (صلی الله علیه و آله) تبرک نکردند و تبرک از ویژگی های رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است یعنی فقط و فقط به آثار قطعی که به جسد پیامبر (صلی الله علیه و آله) متصل است ، مبارک است ؛ مثل آب وضو ، موی بدن و لباس هایی که به بدن حضرت چسبیده است ، آن ها متبرک هستند .

این ها می گویند : صحابه به یکدیگر تبرک نکردند ، کسی آثار خلفا را متبرک ندانسته اند . در صورتی که در این رابطه روایت صحیح السند داریم که حتی وهابی ها این روایت را تصحیح کردند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به صحابه متبرک می شده .

کتاب مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، تألیف نور الدین علی بن ابی بکر بن سلیمان هیثمی مصری ، (از کتاب های معتبر اهل سنت ) جلد اول ، با تحقیق محمد عبد القادر احمد عطا ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۲۹۵ ، باب ۲۰ ، باب وضو من المطاهر :

مطاهر ، تشت یا سطل یا حوض بزرگی بوده که در مقابل مسجد قرار می دادند و مردم همه از آن وضو می گرفتند .

عن ابن عمر قال قلت یا رسول الله أتوضأ من جر حدید مخمر أحب إلیک أم من المطاهر قال لا بل من المطاهر إن دین الله یسر الحنیفیه السمحه قال وکان رسول الله ﴿ص﴾ یبعث إلى المطاهر فیؤتى بالماء فیشربه یرجو برکه أیدی المسلمین رواه الطبرانی فی الأوسط ورجاله موثقون وعبد العزیز بن أبی رواد ثقه ینسب إلى الإرجاء

از ابن عمر نقل شده که به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گفتم : شما دوست دارید از یک کاسه آهنی که لعاب دار است ، وضو بگیرید یا از مطاهر ؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند : من دوست دارم از مطاهر ( همان سطل یا کوزه بزرگی که گذاشته بودند تا مردم از دستشویی که آمدند ، در آن جا وضو بگیرند ) وضو بگیرم . دین خدا آسان است و سخت نگرفته . پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) مردم را می فرستاد یا این که خودش می رفت تا از آن سطل یا حوضچه که صحابه از آن وضو می گرفتند ، آب می گرفت و از آن می خواست .

چون صحابه و مسلمان ها به این آب دست زده بودند و وضو گرفته بودند ، پیامبر (صلی الله علیه و آله) به منظور تبرک از دستان مسلمان ها ، از آب می خورد . روایت بسیار واضح و روشن است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) طبق روایتی که اهل سنت نقل کرده اند ، به آثار صحابه متبرک می شد .

مجری:

آقایان وهابی یا این روایات را ندیده اند یا این که خلیفه دوم جزء وضو گیرندگان در این جا نبوده است .

استاد یزدانی :

همه در این جا وضو گرفتند ؛ البته ما این مسائل را قبول نداریم ؛ اما طبق نقل خود اهل سنت ، پیامبر (صلی الله علیه و آله) به خاطر این که دست این صحابه داخل این آب رفته ، از آن آب می خورد تا متبرک شود .

در ادامه روایت می گوید : این روایت را طبرانی نقل کرده است و همه روات آن ثقه هستند . عبد العزیز بن ابی داود هم ثقه بوده اما به مرجئه نسبت داده شده است .

هیثمی ، مجمع الزوائد ، با تحقیق محمد عبد القادر عطا ، جلد اول ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۲۹۵

در هر صورت همه روات این روایت موثق و روایت در کتب اهل سنت نقل شده است .

آقایان وهابی ! پیامبر (صلی الله علیه و آله) به اندازه شما متوجه نبود و نمی فهمید که تبرک مختص خودش است و نباید به فرد دیگری تبرک کرد و تبرک شرک است ؟ اما طبق عقیده ای که وهابی ها دارند ، مثل این که خدا و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نعوذ بالله نمی فهمیدند ؛ ولی این وهابی ها فهمیدند!!

اما آقای البانی این روایت را در کتاب سلسله الاحادیث الصحیحه ، تألیف محمد ناصر الدین البانی ، ( ایشان از بزرگترین عالم در تاریخ وهابیت در علم حدیث و رجال است ) متوفای ۴۲۰ هـ ، چاپ مکتبه المعارف در ریاض عربستان ، جلد ۵ ، صفحه ۱۵۴ ، روایت ۲۱۱۸ :

کان رسول الله ﴿ص﴾ یبعث إلى المطاهر فیؤتى بالماء فیشربه یرجو برکه أیدی المسلمین …

اخرجه الطبرانی فی الاوسط (ص ۳۵ ) وابو نعیم اصفهانی فی الحلیه (۸ / ۲۰۳ ) عن حسان بن ابراهیم الکرمانی …

قلت یا رسول الله أتوضأ من جر حدید مخمر أحب إلیک أم من المطاهر قال لا بل من المطاهر إن دین الله یسر الحنیفیه السمحه قال : فذکره ، وقال : لم یروه عن عبدالعزیز الا حسان .

قلت : وهو مختلف فیه والاکثرون علی توثیقه والذی یترجح عندی انه وسط حسن الحدیث ولاسیما وقد خرج له البخاری فی صحیحه وقال الحافظ : صدوق بخطیء والحدیث قال الهیثمی (۱/ ۲۱۴ ) :

رواه الطبرانی فی الأوسط ورجاله موثقون وعبد العزیز بن أبی رواد ثقه ینسب إلى الإرجاء

قلت: واحتج به مسلم ، وارجاؤه لایضر حدیثه ، کما هو مقرر فی مصطلح الحدیث .

پیامبر (صلی الله علیه و آله) کسانی را می فرستاد تا از آن محل ها آب بیاورند و آن آب را می خورد برای این که با دست مسلمان ها متبرک شده بود .

در ادامه می گوید : طبرانی روایت را در کتاب اوسط خود نقل کرده و ابو نعیم اصفهانی در حلیه الاولیاء از حسان بن ابراهیم کرمانی …. نقل کرده است .

روایت را نقل می کند و نظر آقای طبرانی را می گوید : که این روایت را فقط عبد العزیز نقل کرده و از عبد العزیز هم فقط حسان نقل کرده است و طریق دیگری هم ندارد . در ادامه نظر خود را بیان می کند : راوی مختلف فیه است ؛ ولی اکثر علمای اهل سنت ، نظرشان این است که آقای حسان ، ثقه است . نظر راجح این است که روایت این شخص ، حسن است به خصوص که بخاری در صحیح خود از این شخص ، روایت نقل کرده است .

درست است که بعضی ها تضعیف کردند ؛ اما اکثریت توثیق کرده اند ، بخاری هم از او روایت نقل کرده .

نظر آقای هیثمی را هم نقل می کند که گفته است : این شخص به مرجئه نسبت داده شده . در این رابطه هم نظر خود را بیان می کند : این که از مرجئه باشد ، ضرری به حدیث نمی زند . همان طوری که در مصطلح الحدیث این قضیه ثابت شده است .

البانی ، سلسله الاحادیث الصحیحه ، متوفای ۴۲۰ هـ ، چاپ مکتبه المعارف ریاض ، ج ۵ ، ص ۱۵۴

بنابر این یک روایت که آقایان اهل سنت نقل کرده و سند آن را تصحیح کرده اند و آقایان وهابی هم سند آن را تصحیح کردند که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) ، صاحب شریعت ، به آثار مؤمنین و مسلمان ها تبرک کرده . مسلمان ها از آبی وضو می گرفتند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گفته بودند که از آن آب بیاورید که من بخورم تا از آن متبرک شوم ؛ البته طبق نقل اهل سنت است .

این روایت هم به صورت واضح و روشن ، تمام استدلال های آقایان وهابی را باطل می کند .

تبرک تابعین به دستان صحابه

کتابی است به نام احکام القبل والمعانقه والمسافحه والقیام ، تألیف عمرو بن عبد المنعم سلیم ، چاپ مؤسسه الریان ، صفحه ۴۳ روایتی را نقل می کند :

حدثنا ثابت : ان انسا دفع الی ابی العالیه تفاحه فجعلها فی کفه وجعل یمسحها ویقبلها ویمسحها بوجهه وقال : تفاحه مست کفا مس کف النبی ﴿ص﴾ . وسنده صحیح .

از ثابت نقل شده که انس بن مالک سیبی را به ابی عالیه داد . ابی عالیه آن را در دستش می گرفت و آن را مسح می کرد ، می بوسید و به سر و صورت خود می مالید . می گفت : (علت تبرک سیب ) به این علت است که این سیب ، دست انس بن مالک را لمس کرده که دست انس بن مالک ، دست رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را لمس کرده است .

سند روایت هم صحیح است .

عمرو بن عبد المنعم سلیم ، احکام القبل والمعانقه و المسافحه والقیام ، چاپ الریان ، ص ۴۳

یعنی با دو واسطه این سیب متبرک است . سیبی که دست انس را لمس کرده و دست انس که دست رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را لمس کرده است . به این دلیل این سیب متبرک شده است .

این روایت مشت محکمی است بر دهان آقای بن باز و ابن تیمیه که می گفتند : صحابه اصلا به آثار خودشان یا تابعین به آثار صحابه تبرک نکردند . سیبی که دست انس را لمس کرده بود ، با سند صحیح ، برای تابعین متبرک بوده است .

 مجری :

این هم نظر اهل سنت و وهابیت در مورد تبرک بود که اختلاف آن ها به چه اندازه فاحش و مشخص است .

تماس بینندگان

بیننده : آقای علوی از سوئد ـ شیعه

مدتی قبل یکی از شبکه های وهابی شبهه ای را مطرح کردند که از شما تقاضا دارم به آن پاسخ دهید . این شبکه های وهابی به استغفار هایی که امام سجاد (علیه السلام) در دعای ابو حمزه ثمالی کرده اند ، اشکال می کنند که امامان شما شیعیان می گویند : ما گنهکاریم و استغفار می کنند . پس یا شیعیان دروغ می گویند یا نعوذ بالله امامتان دروغ می گویند ؟

استاد یزدانی :

استغفار ائمه معصومین (علیهم السلام) دلائل متعدد داشته که روایات ما به صورت مفصل توضیح داده شده که ائمه (علیهم السلام) و حتی پیامبران روزی صد مرتبه یا هفتاد مرتبه ، استغفار می کردند . اولا : خود استغفار موضوعیت دارد و عبادت خداوند محسوب می شود . حتی اگر انسان روزی را بدون هیچ گناهی به پایان برساند ، این موضوعیت دارد که همیشه استغفار کند ؛ چون استغفار و توبه ، کار ثوابی است که مقام انسان را نزد خداوند ، بالاتر می برد .

این ها می گویند : چون ائمه (علیهم السلام) استغفار کردند ، پس معصوم نیستند . این شبهه بسیار مضحک است که در کتاب های خودشان در صحیح بخاری ، صحیح مسلم و مسند احمد و کتاب های متعدد دیگری ، نقل شده که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) روزی هفتاد یا صد مرتبه ، استغفار می کرده . تعداد زیادی از بزرگان اهل سنت گفته اند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در همه گناهان چه کبیره و چه صغیره ، معصوم است . بعضی از وهابی ها هم گفتند ، معصوم نیست . اکثر اهل سنت می گویند : پیامبر (صلی الله علیه و آله) معصوم بوده ، حداقل عصمت پیامبر (صلی الله علیه و آله) را از گناهان کبیره قبول دارند ، ولی در عین حال رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روز هفتاد مرتبه طبق روایت صحیح مسلم استغفار می کردند .

صحیح مسلم ، جلد ۴ ، صفحه ۲۰۷۵ :

 بَاب اسْتِحْبَابِ الِاسْتِغْفَارِ وَالِاسْتِکْثَارِ منه

 حدثنا یحیى بن یحیى وَقُتَیْبَهُ بن سَعِیدٍ وأبو الرَّبِیعِ الْعَتَکِیُّ جمیعا عن حَمَّادٍ قال یحیى أخبرنا حَمَّادُ بن زَیْدٍ عن ثَابِتٍ عن أبی بُرْدَهَ عن الْأَغَرِّ الْمُزَنِیِّ وَکَانَتْ له صُحْبَهٌ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ﴿ص﴾ قال إنه لَیُغَانُ على قَلْبِی وَإِنِّی لَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فی الْیَوْمِ مِائَهَ مَرَّهٍ

باب مستحب بودن استغفار و زیاد استغفار کردن

روایتی را نقل می کند که رسول خدا فرمودند : …. من از خداوند روزی هفتاد مرتبه طلب استغفار می کنم .

صحیح مسلم ، ج ۴ ، ص ۲۰۷۵

این روایت یعنی چه ؟ یعنی این که نعوذ بالله پیامبر (صلی الله علیه و آله) روزی هفتاد مرتبه گناه و بعد استغفار می کردند؟! . اگر استدلال وهابی ها را بپذیریم ، همین قضیه می شود .

این روایت در سنن ابی داود ، جلد ۲ ، صفحه ۸۴ بیان شده :

… عن ابی بکر الصدیق قال قال رسول الله : ما اصر من استغفر وان عاد فی الیوم سبعین مره

سنن ابن داود ، ج ۲ ، ص ۸۴

روایت در سنن ابن ماجه بیان شده ، در مسند احمد بن حنبل چندین بار بیان شده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید :

یا ایها الناس توبوا الی ربکم فانی اتوب الیّ فی الیوم مائه مره

ای مردم به سوی خداوند بر گردید و توبه کنید ؛ چون من روزی صد مرتبه توبه می کنم .

اگر واقعا استدلال وهابی ها را بپذیریم ، این گونه باید باشد که نعوذ بالله رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روزی صد مرتبه گناه انجام می دهد و روزی صد مرتبه هم توبه می کند .

در روایت بعدی می فرماید :

فانی استغفر الله فی یوم مائه مره .

یا ایها الناس توبوا الی ربکم فانی اتوب الیه فی الیوم مائه مره

این روایت در کتاب های متعدد که حدود ۳۷۱ مورد در کتاب های اهل سنت ، جستجو زدم ، پیدا شد که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روزی هفتاد یا صد مرتبه استغفار می کردند .

آیا این دلیل بر این است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نعوذ بالله روزی صد مرتبه یا هفتاد مرتبه گناه می کرده؟ .

این کار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) غرض های متعدد دارد ، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) می خواهد بیاموزد که ای مسلمان ها شما هم مثل من توبه کنید . من که پیامبر خدا هستم ، روزی صد مرتبه استغفار می کنم . شما که مردم عادی هستید و قطعا هم گناه انجام می دهید ، باید بیشتر از این استغفار کنید .

آقای ابوبکر ابن سید محمد شتاء الدمیاطی البکری ، از علمای اهل سنت ، بعد از استغفر الله فی الیوم واللیله سبعین مره ، می گوید :

فان الغرض منه ارشاد الامه لکثره استغفارهم عند غفلتهم

غرض پیامبر (صلی الله علیه و آله ) این است که امت را راهنمایی کند تا در زمان غفلت از خداوند زیاد استغفار کنید تا از خداوند دور نشوند .

شاید گناهی هم انجام نداده باشید . انسان گاهی مشغول دنیا و کار های مباح خود می شود و از خداوند غافل می شود . غفلت از خدا ، انسان را از خداوند دور می کند . همین استغفار باعث ، ثواب برای انسان می شود .

این شبهات از شبهات بسیار قدیمی و مضحک است که امروز مطرح می شود . وهابی ها اگر شهامت داشتند ، از این مطالبی که ما از کتاب های آن ها می خوانیم و تفاوت های آن ها را با اهل سنت ، نشان می دهیم ، دفاع کنند . این شبهات بسیار زنگ زده و پوسیده است .

بیننده : آقای سلطانی از کرج ـ شیعه

استاد یزدانی ! این مطالب و روایاتی را که در مورد توسل و تبرک ، از کتاب های وهابی ها نشان دادید ، خود وهابی ها آن را قبول ندارند . جریان چیست که این مطالبی را که در کتاب های خودشان از علمایشان نقل شده را قبول ندارند ؟ ما زمانی که همین مطالب را برای شبکه های وهابی نقل می کنیم ، فورا تماس ما را قطع می کنند و اجازه صحبت کردن به ما را نمی دهند .

استاد یزدانی :

کبر مقتا عند الله ان تقولوا ما لا تفعلون

وهابی ها همین هستند ، اگر عقل داشتند که وهابی نمی شدند .

بیننده : آقای مختاری از تهران ـ شیعه

بنده دو نکته و دو سؤال داشتم که می خواستم آن را مطرح کنم . اگر این آقایان وهابی بحث توسل و تبرک را رد می کنند ، صرف نظر از این که کتاب های خودشان سرشار از این احادیث و روایات است ، نص آیه قرآن را که پیراهن حضرت یوسف (علیه السلام) را برای حضرت یعقوب (علیه السلام ) آوردند و یعقوب (علیه السلام) پیراهن را به چشمان خود کشید و خداوند به حرمت این که لباس پیامبری را به صورت پیامبر دیگری کشیده شد و شفا گرفت ، را چه می کنند و چه پاسخی برای آن دارند ؟

مجری :

ان شاء الله استاد یزدانی به صورت مفصل به بحث تبرک در قرآن و هم چنین این آیه خواهند پرداخت .

بیننده :

نکته دوم این که اگر بخواهیم این فرقه های ضاله را از جهت ماهوی بررسی کنیم ، می بینیم که این فرقه ها برای پاک کردن صورت مسأله ، تمام اماکن مقدسه را از بین می برند . مثل کاری که داعش در سوریه و عراق انجام داد . این ها برای این که آثار پیامبران و ائمه معصومین (علیهم السلام ) و آثار لطف خداوند که به برکت این بزرگواران ، مردم در آن مکان ها توسل می کردند ، این ها می خواهند بنیادا از بین ببرند تا چیزی از اسلام و چیزی از اهل بیت (علیهم السلام) نمانند .

استاد یزدانی :

ما ان شاء الله به صورت مفصل به آیات مربوط به تبرک خواهیم پرداخت . بنده قصد داشتم در همان برنامه اول به این موضوع بپردازم و از کتاب های محمد بن عبد الوهاب این بحث را ثابت کنیم . اما این ها خیلی به قرآن اهمیت نمی دهند و این قضایا برای آن ها ارزش ندارد . وگرنه طرح بحث تبرک با وجود آیه پیراهن حضرت یوسف (علیه السلام) و صندوق بنی اسرائیل ، مخالفت با قرآن کریم است . ما آیات را کنار گذاشتیم تا سراغ کتاب های خودشان برویم . چون این ها کتاب های خود را بیشتر از قرآن کریم قبول دارند . در آینده هم ان شاء الله به این آیات هم خواهیم پرداخت .

بیننده : آقای انصاری فرد از خمینی شهر ـ شیعه

مدتی است که در فضای مجازی با مقوله ای به نام ملی گرایی روبه روی می شویم و این باعث نگرانی ما است . از آیت الله دکتر حسینی قزوینی تقاضا داریم که به این مسأله رسیدگی کنند و برنامه ای را به این موضوع اختصاص دهند تا روشنگری شود که دشمن از چه راه هایی وارد می شود و خواه نا خواه تأثیرات منفی بر جوان های ما می گذارد .

بیننده : آقای مولوی از شهر کرد ـ شیعه

بنده از کارشناس برنامه چند سؤال داشتم . یکی این که می خواستم بدانم ، اصل « سید » به چه چیزی بر می گردد . چون آقایان اهل سنت هم می گویند : ما هم سید داریم .

سؤال دوم این که فرق آقایان حنفی با آقایان حنبلی و اهل سنت در چه است ؟

سوم این که اساس اهل سنت از کجا و از چه زمانی آغاز شده است ؟

استاد یزدانی :

امکانش هست . ما که نگفتیم همه سادات ، معصوم هستند . امکان دارد که ساداتی به خاطر تقیه ، مانده باشند . به خصوص در کشورهایی که تحت سلطه مخالفین بودند ، به اندازه ای تقیه کردند که مذهب خودشان را در طول این مدت فراموش کردند . آقایان سربازی مدعی هستند که سید هستند و نسل ما به پیامبر (صلی الله علیه و آله) می رسد . ما صحت و سقم آن را نمی دانیم ؛ اما امکانش هست و ما هم نگفتیم که همه سادات ، معصوم هستند . ممکن است کسی راه پدران و اهل بیت (علیهم السلام ) را فراموش کنند و به راه مخالف بروند .

البته در خیلی از جاها رسم است خصوصا در افغانستان و پاکستان ، کسانی که در شب جمعه به دنیا می آیند ، را سید می دانند و به این معنا نیست که واقعا از نسل رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هستند .

در مورد سؤال دوم که فرق بین حنبلی و حنفی چیست ؟ امام حنبلی ها ، احمد بن حنبل است و در کلام اهل حدیث هستند و در فقه هم از احمد بن حنبل پیروی می کنند . فقه آن ها با فقه احناف تفاوت زیادی دارد . احناف ، در فقه پیرو امام ابو حنیفه هستند که در کلام مذاهب متعدد دارند . گاهی ماتریدی و گاهی هم اشعری هستند . این چهار مذهب در فقه با هم تفاوت اساسی دارند ؛ اما وهابیت ، یک مذهب جدید است که می گویند : تقلید شرک است و نباید از کسی تقلید کرد . همه باید مجتهد باشند و از خودشان تقلید می کنند و فتوا می دهند .

در مورد سؤال سوم که مبدأ اهل سنت از کجا شروع می شود ، اهل سنت در قرن اول اصلا قابل تصور نیست ؛ چون خلیفه اول و خلیفه دوم ، نقل سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را حرام اعلام کرده بودند و هیچ کس نه نقل و نه کتابت می کرد . کتابت حدیث هم از زمان عمر بن عبد العزیز شروع شده . شاید بعد از آن آرام آرام ، کلمه اهل سنتی بیان شده باشد . باز هم ما در قرون اولیه چیزی به نام این که مثلا یک راوی خود را اهل سنت دانسته باشد ، نبوده . اما شیعه بوده . ابوذر و سلمان و مقداد … در زمان پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در سقیفه بنی ساعده و بعد از آن هم خود را شیعه می دانستند . بسیاری از صحابه به شیعه بودن معروف بودند ، مثل ابو طفیل ، سلیمان بن صرد خزاعی .

اما سنی ، ریشه ای در تاریخ اسلام که مثلا در بین صحابه کسی خود را سنی معرفی کرده باشد ، وجود ندارد .

بیننده : کامران از خوزستان

در مورد تحدی که در قرآن بیان شده ، سؤال داشتم . در کتب ما تحدی در قرآن به این معنا است که هر کس می تواند ، یک سوره مانند قرآن بیاورد که ثابت شود قرآن باطل است .

سؤال بنده این است که ما چگونه می توانیم ثابت کنیم که در طول تاریخی که قرآن نازل شده ، کسی نبوده که چنین کاری انجام داده ، شاید کسی وجود بوده که توانایی این کار را داشته ؛ اما شرائط آن وجود نداشته ، مثلا کشته شده .

استاد یزدانی :

در این زمینه ، سعی و تلاش زیادی کرده اند ، اما نشده است . به این سؤالات باید استاد رضایی اصفهانی پاسخگو باشد . بنده در این زمینه مسلط نیستک ؛ اما آن چه که ما خواندیم ، افرادی بودند که سعی و تلاش خود را در این زمینه انجام دادند . مثل عبارت الفیل ما الفیل ، له خرطوم طویل ، چنین آیاتی را گفته اند که شباهتی به قرآن کریم ندارد .

مجری :

هر چند این سؤالات مربوط به این برنامه نیست ؛ اما استاد یزدانی پاسخ می دهند . این مباحث بیشتر در برنامه دفاع از ثقلین که سه شنبه شب ها پخش می شود ، پاسخ داده شده .

بیننده : آقای جعفر زاده از کرمان ـ شیعه

چندی قبل یکی از وهابی ها شبهه ای را مطرح کردند که از استاد یزدانی تقاضا دارم آن را پاسخ دهند . شبهه به این صورت است که روایتی را از کتاب بحار الانوار خواندند که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در زمان حضرت زهرا (سلام الله علیها ) ، زنی گرفتند که حضرت زهرا (سلام الله علیها ) غضبناک شدند و دست امام حسن وامام حسین (علیهم السلام) را گرفتند و نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رفتند .

چون حضرت زهرا (سلام الله علیها ) غضبناک شدند ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم وارد آتش می شود . بنده می خواستم بدانم که این روایت صحیح است یا خیر ؟

مسأله دیگر ، بطین بودن است که وهابی ها می گویند : این به معنای آن است که حضرت علی (علیه السلام) شکم بزرگی داشتند ، آیا این نکته درست است یا خیر ؟

شبهه دیگری را یک زرتشتی بیان کرده که گفته در یکی از کتاب های امام خمینی نقل شده ، وقتی مسلمان ها ایران را تصرف کردند ، امام حسین (علیه السلام) فرمودند : هر مرد عربی از هر مرد ایرانی بهتر است و هر زن عربی از هر زن ایرانی بهتر است و باید مردهای ایرانی را کشت و زن هایشان را به کنیزی گرفت .

آیا چنین روایتی صحت دارد یا خیر ؟

استاد یزدانی :

بحث خواستگاری از دختر ابو جهل است که احتمالا سؤال ایشان هم همین بوده که ما مفصل در سایت تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) در قسمت مقالات ، کلمه دختر ابوجهل را جستجو بزنید ، مقاله ای به تفصیل در این زمینه روی سایت با عنوان افسانه خواستگاری امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است که در کتاب های اهل سنت و شیعه به صورت مفصل بیان شده و جواب های قطعی داده شده که چنین چیزی اصلا امکان ندارد و دختر ابو جهل در زمان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هیچ وقت وارد مدینه نشده است که حضرت از ایشان خواستگاری کرده باشد . دختری که به نام جویریه بوده ، هیچ زمانی بدون شوهر نبوده ، چه در زمان جاهلیت و چه در زمان اسلام ، شوهر داشته . و اصلا وارد مدینه نشده که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) از او خواستگاری کند و نعوذ بالله حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را ناراحت کند .

به این مسأله پاسخ های متعددی می دهند از جمله این که یکی از راویان این روایت ، مسور بن مخرمه است که اصلا در زمان حادثه ، سه چهار سال بیشتر نداشت که در همان زمان ، از صحیح مسلم ، بی عقل بودن راوی ثابت می شود . یک پسر چهار پنج ساله آن را نقل کرده که ۱۲۰ هزار صحابی آن را نشنیده اند . این روایت را به صورت مفصل در آن جا بخوانند و به شبهات آن به صورت کامل پاسخ داده شده است . حتی امام صادق (علیه السلام) در امالی شیخ صدوق (ره) ، صفحه ۱۶۵ به این داستان جواب دادند و مرحوم اربلی هم روایتی را از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل می کند :

من تا زمانی که زنده بودم ، حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را خشمگین و ناراحت نکردم . حضرت زهرا (سلام الله علیها ) هم مرا ناراحت نکردند .

شیخ صدوق ، امالی ، ص ۱۶۵

در مورد بطین بودن ، این هم از دروغ هایی است که دشمنان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می خواستند از ایشان بگیرند . به این رسیدند که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) مقداری از موهای جلوی سرشان ، مقداری کم پشت بودند و دو طرف پیشانی ایشان ، مو نداشت . در صورتی که الان مد و زیبایی محسوب می شود . در کتاب بحار الانوار ، مرحوم مجلسی ، جلد ۶۵ و صفحه ۱۰۲ این داستان را بیان کرده است :

وفی النهایه فی صفه علی علیه السلام : البطین الانزع ، کان انزع الشعر وقیل معنا ها الانزع من الشرک المملوء البطن من العلم والایمان

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) یعنی هیچ شرکی در او نیست و از تمام شرک ها جدا است و شکم آن حضرت از علم و ایمان ، پر است .

علامه مجلسی (ره) ، بحار الانوار ، ج ۶۵ ، ص ۱۰۲

نه مثل بعضی افراد دیگر که کاملا بی مو بودند و چشم هایشان لوچ بود که در کتاب های خودشان به صورت دقیق و واضح ، چهره های آن ها شرح داده شده . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هیچ نقص ظاهری و هیچ نقص اخلاقی در ایشان نبود .

مجری :

در کتاب مناقب خوارزمی ، از کتاب های اهل سنت ، روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده :

یا علی ان الله قد غفر لک ولاهلک و لشیعتک ومحبی شیعتک و محبی محبی شیعتک وابشر فانک الانزع البطین …

اگر در این جا به معنای صفت ظاهری باشد ، چه بشارتی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بشارت دهند که نعوذ بالله چون شکم تو برآمده است ، شیعیان و محبان شیعیان تو را و محبان محبان شیعیانت را خواهد بخشید .

استاد یزدانی :

قطعا به معنای علم و ایمان است که شیعیان از علم و ایمان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) استفاده می کنند .

در مورد سؤال بعدی که ایشان داشتند ، روایتی است در کتاب بحارالانوار ، جلد ۶۴ ، صفحه ۱۷۶ آمده که ما قبلا در سایت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) پاسخ داده شده :

سمعت ابا عبدالله علیه السلام : نحن قریش و شیعتنا العرب وعدونا العجم

در این جا زرتشتی ها نمی دانند که منظور از ابا عبد الله در روایات ما ، امام صادق (علیه السلام) است نه امام حسین (علیه السلام) . که نعوذ بالله فرموده باشند : ما از قریش هستیم و شیعیان ما از عرب و دشمنان ما از عجم است .

مجلسی ، بحار الانوار ، ج ۶۴ ، ص ۱۷۶

ما به این روایت به صورت مفصل پاسخ داده ایم که اولا سند روایت ، ضعیف است . دوما علامه مجلسی (ره) به این روایت جواب دادند که می توانید به آن مراجعه کنید .

بیننده : احمد رضا از تنکابن ـ شیعه

سؤالی در مورد ابو عبیده جراح داشتم که آیا ایشان با ابو عبیده ثقفی ، دو نفر هستند و هر کدام چگونه از دنیا رفتند ؟

دوم این که ابو عبیده ثقفی که پدر مختار ثقفی بودند ، زمانی که در جنگ کشته شدند ، از نظر شیعه شهید محسوب می شوند یعنی دخالت ایشان در جنگ قادسیه از نظر شیعه ، درست بوده یا خیر ؟

استاد یزدانی :

ابو عبیده جراح کسی بود که در سقیفه بنی ساعده ، تلاش زیادی کرد که ابوبکر به خلافت برسد و خودش هم از کسانی بود که قرار بود در آینده ، به عنوان خلیفه معرفی شود . اما عمرش به دنیا نبود ؛ همان طور که خلیفه دوم آرزو می کرد ، اگر ابو عبید جراح بود ، من او را بعد از خودم خلیفه قرار می دادم . او از کسانی است که به شدت با اهل بیت (علیهم السلام) مخالف بود .

ابو عبیده ثقفی ، پدر مختار و از فرماندهان خلیفه در جنگ با ایران بود که در همان جنگ کشته شد ؛ اما این که شهید محسوب می شود یا خیر ، شکی نیست که این جنگ بدون اجازه اهل بیت (علیهم السلام) و بدون اذن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بوده و در جنگی که بدون اذن اهل بیت (علیهم السلام) باشد ، قطعا شهید محسوب نمی شود . اگر جنگ با ایران جهاد بود ، خود امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) وظیفه داشت که در این جنگ شرکت کند ؛ چون جهاد بر هر مسلمانی واجب است . اگر این جنگ ها جهاد بود ، باید امیرالمؤمنین (علیه السلام) شرکت می کرد ، در صورتی که ایشان شرکت نکردند ؛ با این که در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در تمام جنگ ها ، پرچمدار بود ، بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در هیچ جنگی شرکت نکرد و خانه نشین شد ؛ چون این جنگ ها را مشروع نمی دانست و قطعا تمام کسانی که در این جنگ ها کشته شدند ، نمی تواند شهید محسوب شوند .

بیننده : آقای خورشید وند از اسلامشهر ـ شیعه

این آقایان وهابی که توسل را انکار می کنند ، در مورد گاو بنی اسرائیل که در سوره بقره آمده ، توضیحاتی را بیان کنید .

مجری :

از شما استاد یزدانی و شما بینندگان عزیز و ارجمند تشکر می کنیم که با شبکه جهانی ولایت همراه بودید .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .