تقابل دیدگاه بزرگانی همچون محیی الدین نووی، بدر الدین عینی، ابن حجر عسقلانی و ابو الفرج ابن جوزی با وهابیت در خصوص تبرک به صالحین.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه (۵۰) ؛ تفاوت دیدگاه وهابیت با اهل سنت در بحث تبرک (۵)

تاریخ : ۰۴ / ۰۳ / ۹۴

مجری :

امیدوارم در هر کجای این عالم هستید ، در این روزهای شادی اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) در ماه شعبان ، زیر سایه بقیه الله الاعظم (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء) زندگی را داشته باشید که مورد رضایت خداوند متعال باشد .

شما بیننده برنامه راه و بی راه هستید ، برنامه ای که رسالتش رسوا کردن وهابیت و نشان دادن ضال و مضل بودن این فرقه است و این که این فرقه ، بی راهه ای است که خود را به عنوان اسلام معرفی می کند .

در خدمت استاد عزیز و ارجمند ، سید بزرگوار ، حجت الاسلام والمسلمین یزدانی هستیم .

بنده از استاد یزدانی تقاضا دارم خلاصه ای از مباحث جلسات قبل را بیان کنند تا وارد بحث این هفته شویم .

خلاصه مطالب گذشته

استاد یزدانی :

ما در جلسات گذشته در بحث تبرک ، ابتدا دیدگاه وهابیت را به صورت مفصل نشان دادیم که بعضی از آن ها گفته بودند : « تبرک ، وسیله ای به سوی شرک است .» بعضی ها هم مثل ابن تیمیه گفته بودند :« تبرک شرک است . » در ادامه ، تبرک پیروان ابن تیمیه به آب غسل ، خاک قبر ابن تیمیه را نشان دادیم که به عنوان فضیلت برای ابن تیمیه ، در کتاب های خود بیان کرده بودند .

هم چنین مطالبی را نشان دادیم که در یک صفحه عالم اهل سنت ، تبرک را جایز دانسته و آن را تصحیح کرده بود . در همان صفحه ، در پاورقی محقق وهابی آن را شرک دانسته بود . البته مطالبی شبیه به این ، بسیار زیاد است که فرصت نشد همه آن ها را نشان دهیم .

هم چنین در جلسه قبل ، تبرکات بسیار عجیب و غریب از کتاب های اهل سنت نشان دادیم ؛ مثل گاوی که در شام حرف می زد و مردم به آن تبرک کرده و بعد از مرگ آن را کفن و دفن نمودند .

تبرک به پشکل شتر عایشه که مستند آن را هم نشان دادیم . تبرک به فرش زیر پای آقای نووی توسط پدر آقای سبکی انجام شده بود .

هم چنین آرزوی یکی از علمای اهل سنت که آرزو می کرد مویی بر بدن حمار یعفور باشد . تبرک احناف به کتاب مختصر القدوری را نشان دادیم . علاوه بر این ها ، تبرک احمد بن حنبل به پیراهن امام شافعی را خواندیم که آن را داخل آب کرده و آب آن را می خورد . هم چنین تبرک امام شافعی به پیراهن احمد بن حنبل که پبراهن را داخل آب کرده و آب آن را به سر و صورت خود می مالید .

تبرکات دیگر احمد بن حنبل به پیراهن بعضی های دیگر ؛ مثل یحیی بن یحیی داشته که آن ها را در جلسات آینده نشان خواهیم داد .

تبرک به بول و غائط پیامبر (صلی الله علیه و آله) که توسط ، صحابه طبق دیدگاه اهل سنت و مستنداتی که در کتاب های آن ها با سند صحیح ، نقل کرده بودند و مطالب دیگری که بیان کردیم و این هفته هم مستنداتی از بزرگان اهل سنت و بزرگ ترین علمای تاریخ اهل سنت نشان می دهیم که گفته اند : تبرک به آثار صالحین ، جایز است ؛ اما وهابی ها می گویند : وسیله ای به سوی شرک یا شرک است.

مجری :

بخش ابتدایی ما در این برنامه ، به وهابیت از ادعا تا عمل اختصاص دارد . بخشی از این کلیپ مربوط می شود به ادعایی است که وهابیت دارد و ایرادی که به شیعیان می گیرند و بعد همان اتفاق را می بینیم که وهابی ها عملا آن را انجام می دهند و فقط کسانی هستند که فقط آن را با زبان خود انکار می کنند .

 

 

rah6

کلیپ ۱ ) : وهابیت از ادعا تا عمل

ادعای وهابیت :

نمونه هایی در این باره متأسفانه جامعه ایران ما را به این روز رساندند و بدون این که هیچ دلیل و مدرکی باشد ، مردم را این گونه سحر و جادو کرده اند . این انسان را ببینید که چگونه خود را مثل سگ کرده است . این انسان مثل سگ و صدای جغد از خود در می آورد . صدای سگ در می آورد .

عمل وهابیت :

رقص و پایکوبی وهابیت و صدا ها و حرکاتی که از خود در می آورند که در شأن یک انسان نیست.

برای دانلود کلیپ به آدرس ذیل بروید

http://smyazdani.com/?p=1916

 

مجری :

ملاحظه فرمودید که یک بخش ادعای وهابیت و بخش دیگر عمل وهابیت بود که برای شفا گرفتن ملک عبد الله ، جشن رسمی گرفتند که از یک شبکه رسمی عربستان سعودی پخش شد و صدای چه موجوداتی را از خود در می آوردند و عباراتی که این وهابی به کار می برد ، لایق کدام گروه است و اگر بخواهند باز هم اهانت و جسارت کنند ، باز هم مطالب دیگری در این خصوص است که صدای موجودات دیگری است که این وهابی ها و سعودی ها در آورده اند . این ها صوفی نسیتند ، این ها آل سعود و وهابی هستند ، همان هایی که شما برای ارتزاق از آن ها التماس می کردید .

استاد یزدانی ! اگر در مورد این کلیپ نظری دارید ، توضیحاتی را بیان کنید .

استاد یزدانی :

در قسمت ادعایی که در این کلیپ نشان داده شد و این کارشناس وهابی ، آن را به مسخره گرفته بود ، واقعا شیعه نیست . این شخص لباس عربی پوشیده و در سیده زینب ، در کشور مصر است که هم این ها سنی مذهب هستند و آن کسی که به قول این کارشناس وهابی ، مثل سگ خوابیده بود ، شیعه نیست و نمی توانند ثابت کنند که شیعه است .

اما در عمل وهابیت دیدیم که وهابی ها در حضور ملک عبد الله ، پادشاه سابق عربستان سعودی ، چه صداهایی از خود در می آوردند .

اما در مورد بحث توسل ، این هفته باز هم یک بار دیگر دیدگاه ابن تیمیه و برخی از وهابی ها را نشان دهیم . با این که قبلا هم نشان داده بودیم ، شاید کسی باشد که دیدگاه وهابیت را ندیده باشد ، به صورت خیلی خلاصه بیان می کنیم تا تفاوت دیدگاه وهابیت و اهل سنت ، خیلی واضح و روشن شود .

دیدگاه وهابیت در خصوص تبرک

ابن تیمیه در کتاب زیاره القبور و الاستنجاد المقبور ، چاپ دار الصحابه ، صفحه ۳۸ بیان می کند :

اما التمسح بالقبر ـ ای قبر کان ـ وتقبیله وتمریغ الخد علیه وأما التمسح بالقبر أی قبر کان وتقبیله وتمریغ الخد علیه فمنهی عنه باتفاق المسلمین ولو کان ذلک من قبور الأنبیاء ولم یفعل هذا أحد من سلف الأمه وأئمتها بل هذا من الشرک

باب دست کشیدن بر قبر و بوسیدن آن

دست کشیدن به قبر و بوسیدن آن و مالیدن صورت برآن ، هر قبری که باشد ، به اتفاق همه مسلمان ها (وهابی ها) این کار نهی شده است ….

بلکه این دست کشیدن بر قبر و گذاشتن صورت بر قبر و بوسیدن آن ، شرک است . در ادامه هم آیه قرآن را بیان می کند که مرتبط به بت ها است و هیچ ارتباطی به مسلمان ها ندارد .

ابن تیمیه ، زیاره القبور والاستنجاد المقبور ، چاپ دار الصحابه ، ص ۳۸

پس دیدگاه ابن تیمیه در مورد تبرک این بود که تبرک شرک است .

هم چنین مطلب دیگری از سلیمان بن عبد الله بن محمد بن عبد الوهاب بخوانم که در کتاب التیسیر العزیز الحمید فی شرح کتاب التوحید که نویسنده کتاب توحید ، محمد بن عبد الوهاب است که نوه ایشان ، علامه سلیمان بن شیخ عبد الله بن محمد بن عبد الوهاب ، متوفای ۱۲۳۳ هـ ، این کتاب را شرح زده ، جلد اول ، چاپ دار الصمیعی للنشر والتوزیع ریاض ، صفحه ۳۵۵ بیان شده :

ذکر بعض المتأخرین أن التبرک بآثار الصالحین مستحب کشرب سؤرهم ، والتمسح بها أو بثیابهم ، وحمل المولود إلى أحد منهم لیحنکه بتمره حتى یکون أول ما یدخل جوفه ریق الصالحین ، والتبرک بعرقهم ونحو ذلک ، وقد أکثر من ذلک أبو زکریا النووی فی ‘ شرح المسلم ‘ فی الأحادیث التی فیها أن الصحابه فعلوا شیئاً من ذلک مع النبی (ص) ، وظن أن بقیه الصالحین فی ذلک کالنبی (ص) . وهذا خطأ صریح لوجوه : منها عدم المقاربه فضلاً عن المساواه للنبی (ص) فی الفضل والبرکه . ومنها عدم تحقیق الصلاح ، فإنه لا یتحقق إلا بصلاح القلب ، وهذا أمر لا یمکن الاطلاع علیه إلا بنص ، کالصحابه الذین أثنى الله علیهم ورسوله ، أو أئمه التابعین ، ومن شهر بصلاح ودین کالأئمه الأربعه ونحوهم من الذین تشهد لهم الأمه بالصلاح وقد عدم أولئک ، أما غیرهم ، فغایه الأمر أن نظن أنهم صالحون فنرجو لهم . ومنها أنا لو ظننا صلاح شخص ، فلا نأمن أن یختم له بخاتمه سوء ، والأعمال بالخواتیم ، فلا یکون أهلاً للتبرک بآثاره

ومنها أن الصحابه لم یکونوا یفعلون ذلک مع غیره لا فی حیاته ، ولا بعد موته ، ولو کان خیراً لسبقونا إلیه ، فهلا فعلوه مع أبی بکر وعمر وعثمان وعلی ونحوهم من الذین شهد لهم النبی (ص) بالجنه ، وکذلک التابعون هلا فعلوه مع سعید بن المسیب وعلی بن الحسین وأویس القرنی ، والحسن البصری ونحوهما ممن یقطع بصلاحهم …

سلیمان بن شیخ عبد الله بن محمد بن عبد الوهاب ، تیسیر العزیز الحمید ، ج ۱ ، چاپ دار الصمیعی ، ص ۳۵۵

بعضی از متأخرین یاد آوری کرده اند که تبرک به آثار صالحین مستحب است مثل خوردن آب دهان ، دست مالیدن به آن ها یا به لباسشان یا این که فرزندی را که به دنیا آمده نزد صالحی ببرد و آن صالح خرمایی را بجود و با آب دهان خود مخلوط کرده و آن را در دهان فرزند ، به عنوان اولین غذا ، قرار می دهند که در اصطلاح ، کام باز کردن می گویند .

تبرک به عرق صالحین و امثال این ها . آقای ابوزکریای نووی در شرح مسلم ، در احادیثی که در خصوص صحابه نقل شده است به صالحین تطبیق داده اند ، بسیار زیاده روی کرده است .

در ادامه هم می گوید : این کار را که آقای نووی انجام داده ، خطا و اشتباه است .

در شیعه هم کام باز کردن مستحب است و ما معمولا این کار را با تربت سید الشهدا (علیه السلام) انجام می دهیم و در مورد آن روایت هم داریم . اما اهل سنت دارند که این کار را با آب دهان یک صالح انجام دهند به این صورت که آن صالح یا آب دهانش را به دهان آن کودک بریزد یا این که آب دهانش را با خرما مخلوط کند و به دهان آن کودک قرار دهد .

این آقای وهابی هم ناراحت است که بعضی از متأخرین این مطلب را نقل کرده اند که این متأخرین را نشان خواهم داد .

یک بچه ، نوه آقای محمد بن عبد الوهاب که اسمی از او در تاریخ نیست و هیچ اثر علمی از او باقی نمانده است غیر از چرندیاتی که در شرح کتاب التوحید پدر بزرگش نوشته ، می گوید : آقای نووی اشتباه کرده . در ادامه شرح حال آقای نووی را هم بیان می کنیم که به چه اندازه در نزد اهل سنت ، چه جایگاهی دارد .

به چند دلیل این مطلب اشتباه است : اول این که بقیه در فضل و برکت به پای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نمی رسند ( مگر ما گفتیم هم باید با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در یک مرتبه باشند )

دلیل دوم این که ، ثابت کردن صالح بودن یک شخص امکان ندارد . مثلا شخصی که ظاهر الصلاح است ، از کجا بدانیم که این شخص واقعا صالح است . چون صلاح باقی ، پنهان است و ما نمی توانیم ببینیم ، مگر کسی مثل صحابه و تابعین و ائمه اربعه باشند .

در این جا این مسأله مطرح می شود که شما صالح بودن این افراد را از کجا متوجه می شوید ؟ در جواب گفته:

از آن جایی که امت بر صلاح این ها شهادت دادند . اما غیر از این افراد ، ما فکر می کنیم که صالح هستند . به همین دلیل که نمی دانیم آن ها صالح هستند یا خیر ، نمی توان به آن ها تبرک کرد . پس این ها به هیچ عنوان صلاحیت برای تبرک را ندارند .

صلاح بودن این ها را از کجا می توانید ثابت کنید ؟ اگر شهادت امت است که همه مردم بر صلاح آن مولوی و شخصی که به او تبرک می کنند نیز اتفاق دارند . این فردی را که مردم به او تبرک می کنند ، یقین به صالح بودن او دارند ، همه هم به او شهادت می دهند و او را می شناسند .

مجری :

استاد یزدانی ! شاید ایشان تبرک به ابن تیمیه را دیدند و فکر می کند که همه کسانی که به آن ها تبرک می شود ، مثل ابن تیمیه هستند . ممکن است که به کسی تبرک شود ؛ اما صالح نباشد .

استاد یزدانی :

جالب است که دلیل سوم را این گونه بیان می کند :

از کجا معلوم این شخصی را که هم می گویند انسان خوبی است ، روزگاری مرتد و کافر نشود . چون این احتمال است که این صالح ، صلاحش را از دست بدهد و فاسق شود .

در صحیح بخاری در باره صحابه از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده : که همه مرتد می شوند الا مثل حمل النعم، تعداد انگشت شماری که باقی می مانند . این نص صریح بخاری است ؛ پس در این جا هم به صحابه نمی توان تبرک کرد ؛ چون صلاح صحابه را هم نمی توان ثابت کرد . هم چنین در مورد تابعین و ائمه اربعه و بقیه را نمی توان ثابت نمود و واقعا بدانیم که این ها ختم به خیر شده باشند ؛ چون فقط خداوند می داند که چه کسی ختم به خیر شده یا نشده .

از این گذشته ، این استدلال ، استدلال قبلی را باطل می کند . استدلال قبلی این بود که توسل فقط به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جایز است . چون بقیه با پیامبر (صلی الله علیه و آله) قابل مقایسه نیستند . حال صحابه که شما می گویید صالح هستند ، با پیامبر (صلی الله علیه و آله) قابل قیاس هستند ؟ تابعین با پیامبر (صلی الله علیه و آله) قابل قیاس هستند ؟ ائمه اربعه ، احمد بن حنبل ، شافعی و مالک و ابوحنیفه با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قابل قیاس هستند ؟

در ادامه می گوید :

صحابه ، ابوبکر و عمر و عثمان ، اویس قرنی و حسن بصری این کار را انجام نداده . این ها تبرک به غیر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نکردند .

در حالی که ما با سند صحیح ثابت کردیم که خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) به صحابه تبرک کرده . ان شاء الله تبرک صحابه به چه کسانی بوده را نشان خواهیم داد .

خلاصه سخن این شخص ، زیر سؤال بردن محیی الدین نووی است که بزرگان اهل سنت در باره ایشان تعریف و تمجید های زیادی دارند .

 شرح حال آقای ابوزکریای نووی

در کتاب تاریخ الاسلام شمس الدین ذهبی ، جلد ۵۰ ، صفحه ۲۴۶ در شرح حال آقای نووی می گوید :

یحیى بن شرف بن مری بن حسن بن حسین . مفتی الأمه ، شیخ الإسلام ، محیی الدین ، أبو زکریا النواوی ، الحافظ ، الفقیه ، الشافعی ، الزاهد ، أحد الأعلام .

ایشان ، مفتی امت ، شیخ الاسلام ، حافظ ، فقیه ، زاهد ، شافعی و یکی از بزرگان است .

ذهبی ، تاریخ الاسلام ، ج ۵۰ ، ص ۲۴۶

این آقای نوه محمد بن عبد الوهاب می گفت : آقای نووی اشتباه کرده و نمی فهمد . ابن تیمیه هم گفته بود : هر کس تبرک را قبول داشته باشد ، مشرک است . حال نشان می دهد که آقای نووی چه گفته است .

آقای نووی با این وضعیت که از ایشان به عنوان مفتی الامه ، حافظ ( که صد هزار روایت را حفظ بوده ) فقیه و زاهد ، یاد شده و تعبیراتی است که ذهبی در مورد نووی به کار برده است . حال ببینیم که آقای نووی در مورد تبرک چه نظری دارند .

 

rah7

 

دیدگاه علمای بزرگ اهل سنت در مورد تبرک

۱ ) محیی الدین ابو زکریای نووی

در کتاب صحیح مسلم با شرح آقای نووی ، جلد اول ، چاپ مؤسسه قرطبه ، در این کتاب موارد متعددی را نقل شده که اولین مورد در صفحه ۳۳۳ بیان شده :

روایتی را نقل می کند که شخصی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تقاضا می کند که شما به منطقه ما بیا و در آن جا نماز بخوان . چون ما نمی توانیم هر روز به مسجد بیاییم . ( در هفته های قبل داستان آن را نقل کردیم ، که یکی از اصحاب نزد رسول خدا آمد ، گفت من نمی توانم هر هفته نزد شما بیاییم . شما به منطقه ما بیا و مسجدی را برای ما معین کن تا ما بتوانیم آن جا نماز بخوانیم . ایشان از این جمله فخطّ لی مسجدا استفاده می کند و می گوید :

ففیه : التبرک بآثار الصالحین وفیه : زیاره العلماء والفضلاء والکبراء واتباعهم وتبریکهم ایاهم …

از این جمله استفاده می شود که تبرک به صالحین مشروع است . هم چنین زیارت علما و فضلاء و بزرگان هم مشروع می باشد .

صحیح مسلم با شرح آقای نووی ، جلد اول ، چاپ مؤسسه قرطبه ، ص ۳۳۳

پس در این آقای نووی تبرک به آثار صالحین را جایز می داند . در صورتی که ابن تیمیه تبرک را شرک می دانست . نوه محمد بن عبد الوهاب هم این کار آقای نووی را اشتباه دانسته بود .

باز هم آقای نووی در شرح صحیح مسلم ، جلد ۴ روایتی را نقل می کند :

صحابه از آب وضوی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به عنوان تبرک استفاده می کردند .

ففیه التبرک بآثار الصالحین واستعمال فضل طهورهم وطعامهم وشرابهم ولباسهم .

از این روایت استفاده می شود که تبرک به آثار صالحین جایز است . کسی اضافه آب وضوی صالحین ، باقیمانده غذا ، آب و لباس آن ها را به عنوان تبرک ، استفاده کند ، جایز است .

صحیح مسلم با شرح آقای نووی ، ج ۴ ، چاپ مؤسسه قرطبه

باز در جلد هفتم از این کتاب ، صفحه ۵ روایتی را نقل می کند :

مردم به لباس پیامبر (صلی الله علیه و آله) متبرک شدند .

ففیه التبرک بالصالحین ولباسهم .

از این روایت استفاده می کند که تبرک به آثار صالحین و لباس آن ها جایز است .

صحیح مسلم با شرح آقای نووی ، ج ۷ ، ص ۵

در جلد ۱۱ از این کتاب ، صفحه ۴۹ روایتی را در بالا نقل می کند :

صحابه به پیامبر (صلی الله علیه و آله) تبرک می کردند .

الثانی عشر : التبرک بآثار الصالحین .

دوازدهمین مطلبی که از این روایت استفاده می شود ، تبرک به صالحین است که صحابه اصلا نمی گذاشتند آب وضوی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر زمین بریزد .

صحیح مسلم با شرح آقای نووی ، ج ۱۱ ، ص ۴۹

باز در همین جلد ، صفحه ۷۸ روایتی را نقل می کند و در پاورقی می گوید :

وفیه التبرک بآثار الصالحین وفضل طعامهم وشرابهم ونحوهما وفضل مؤاکلهم ومشاربهم ونحو ذلک.

از این روایت استفاده می شود که تبرک به آثار صالحین و باقیمانده غذا و آب آن ها جایز است وهم چنین هم غذا شدن با یک صالح به عنوان تبرک ، جایز است .

صحیح مسلم با شرح آقای نووی ، ج ۱۱ ، ص ۷۸

باز در همین کتاب ، جلد ۱۷ ، صفحه ۷۲ :

باب استحباب الدعاء عند صیاح الدیک :

که ما هفته قبل این مورد را از ابن حجر عسقلانی خواندیم .

زمانی که خروس اذان می گوید ، مستحب است که دعا کنیم ؛ چون در آن زمان ملائکه حاضر می شوند و جایی که ملائکه حاضر باشد ، دعا مستجاب می شود . از این روایت استفاده می کند :

وفیه استحباب الدعاء عند حضور الصالحین والتبرک بهم .

اگر در کنار صالحین دعا کند و به آن ها تبرک جوید ، مستحب است .

صحیح مسلم با شرح نووی ، ج ۱۷ ، ص ۷۲

باز هم در شرح صحیح مسلم ، جلد ۱۴ :

قوله : اتخذ رسول الله (ص) خاتما من ورق ، وکان فی یده ، ثم کان بعد فی ید أبی بکر ، ثم کان بعد فی ید عمر ، ثم کان بعد فی ید عثمان حتى وقع بعد فی بئر أریس ، نقشه : محمد رسول الله .

فیه التبرک بآثار الصالحین ولبس لباسهم .

از این روایت استفاده می شود که تبرک به آثار صالحین و پوشیدن لباس آن ها جایز است .

داستان زیبایی است که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله ) انگشتر زیبایی از نقره داشته که بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را می گیرند و از آن استفاده می کنند . این بسیار دردآور است که انگشتر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بعد از ایشان به دست ابوبکر می رسد ، بعد ابوبکر آن را به عمر بن خطاب می دهد ، عمر بن خطاب هم به عثمان می دهد . بعد از عثمان هم داخل چاه می افتد و به دست امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نمی رسد . که در روی آن نقش « محمد رسول الله » نوشته شده بود .

 

در این جا به علت این که مطلب را بیان کرده ، باید به یک سؤال مقدری هم پاسخ دهد . مگر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) از خود وارث نداشت ؟ اگر وارث داشت ، این انگشتر دست ابوبکر و عمر و عثمان چه می کرد ؟

مجری :

می گفتند : پیامبر (صلی الله علیه و آله) از خود ارث به جا نمی گذاشت .

استاد یزدانی :

دقیقا همین مطلب را بیان می کند : از این روایت استفاده می شود که پیامبر (صلی الله علیه و آله) از خود ارثی به جا نمی گذاشت . اگر ارث به جا می گذاشت ، این انگشتر باید به دست ورثه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می رسید . از این که به دست ابوبکر رسیده ، می توان فهمید که پیامبر (صلی الله علیه و آله) ارث به جا نمی گذارد و هر چه از ایشان باقی می ماند ، صدقه برای مسلمانان است .

عجب استدلالی . اگر صدقه برای مسلمان ها است ، دست ابوبکر و عمر و عثمان چه می کند ؟

در ادامه می گوید :

پیامبر (صلی الله علیه و آله) کاسه ای داشت که آن را به انس دادند ؛ چون به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سال ها خدمت کرده بود . (بسیار عجیب است ) این انگشتر هم به علت این که مخصوص رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود ، به خلیفه بعدش داد ، آن هم به خلیفه دوم و بعد به خلیفه سوم دادند .

صحیح مسلم با شرح آقای نووی ، ج ۱۴

در همین جلد از صحیح مسلم با شرح آقای نووی ، صفحه ۱۷۴ :

اتفق العلماء على استحباب تحنیک المولود عندولادته بتمر فان تعذر فما فى معناه وقریب منه

من الحلو فیمضغ المحنک التمر حتى تصیر مائعه بحیث تبتلع ثم یفتح فم المولود ویضعها فیه لیدخل شیء منها جوفه ویستحب أن یکون المحنک من الصالحین وممن یتبرک به رجلا کان أو امرأه فان لم یکن حاضرا عند المولود حمل إلیه

این مطلب در مورد تحنیک است که نوه آقای محمد بن عبد الوهاب آن را تمسخر کرده بود که بعضی از متأخرین از جمله آقای نووی گفته اند : اگر بچه ای به دنیا آمد ، نزد صالحی ببرید که آن شخص صالح خرمایی را با آب دهان مخلوط کند و به دهان آن کودک دهد تا متبرک شود .

آقای نووی هم دقیقا همین مطلب را بیان می کند :

تمام علما اتفاق دارند که تحنیک مولود با یک خرما ، مستحب است .( تحنیک هم اولین چیزی است که نوزاد می خورد . شیعیان هم این قضیه را دارند که اولین چیزی که به دهان نوزاد می گذارند ، مقدار خیلی کمی از تربت سید الشهدا (علیه السلام) است که به اصطلاح آن را کام باز کردن ، می گویند ) و مستحب است کسی که کام نوزاد را باز می کند ، صالح باشد و از کسانی باشد که می توان به آن ها تبرک کرد ، فرقی نمی کند که زن باشد یا مرد . اگر در جایی بود که انسان صالحی در آن جا پیدا نکرد ، فردی را پیدا کند و به او بگوید که کام این کودک را باز کن .

صحیح مسلم با شرح آقای نووی ، ج ۱۴ ، ص ۱۷۴

در صفحه بعد از همین جلد ، روایت دیگری را نقل می کند و می گوید :

ومنها التبرک بآثار الصالحین وریقهم وکل شیء منهم …

تبرک به آثار صالحین و آب دهان آن ها و هر چیز دیگری از آن ها جایز است .

صحیح مسلم با شرح آقای نووی ، ج ۱۴ ، ص ۱۷۵

کسانی که آقای نووی را قبول دارند ، می توانند این مطلب را از او بپذیرند .

باز هم در همین جلد ۱۴ ، در ذیل روایت ۲۰۶۹ بیان می کند :

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ردایی داشت که یکی از پادشاهان ایران به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هدیه داده بود . بعد از ایشان ، این هدیه به عایشه می رسد . بعد از عایشه هم به اسماء خواهرش می رسد . در مورد این ردا توضیحاتی را بیان می کند که کسری صاحب عراق ، یکی از پادشاهان فارس بوده که این ردا را برای پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرستاده بود .

فی هذا الحدیث دلیل علی استحباب التبرک بآثار الصالحین وثیابهم

از این روایت استفاده می شود که تبرک به آثار صالحین و لباس های آن ها ، مستحب است .

صحیح مسلم با شرح آقای نووی ، ج ۱۴ ، ذیل روایت ۲۰۶۹

البته لباس را باید با رضایت بگیرند و اگر آن صالح از دنیا رفته ، با رضایت ورثه آن صالح گرفته شود.

نمونه این مطالب در همین کتاب شرح صحیح مسلم ، بسیار زیاد است که آقای نووی تصریح می کند ، تبرک به آثار صالحین مستحب است . در صورتی که ابن تیمیه گفته بود که تبرک به آثار صالحین ، شرک است . تفاوت از استحباب تا شرک است بین اهل سنت و وهابیت . حتی آقای بن باز تصریح کرده بود که تبرک به آب دهان و عرق، شرک است که در جلسات قبل نشان دادیم .

مجری :

استاد یزدانی ! در استناداتی که داشتید ، فرمودید : پیامبر (صلی الله علیه و آله) جبه و ردایی داشتند که بعد از ایشان به جا مانده . اتفاقا علمای اهل سنت به این موضوع ، برای اثبات جواز تبرک به صالحین ، استناد کردند . در کلیپی که آماده شده ، متوجه می شویم که آقای احمد طاها الریان ، چگونه در تقسیم بندی قائلی به جواز و منکرین ، به همین موضوع استناد می کند .

کلیپ ۲ ) : شیخ احمد طاها الریان : قائلین به جواز تبرک به عمل صحابه استناد کردند .

شیخ احمد :

در مورد جواز تبرک به آثار دو نظر وجود دارد . گروهی می گویند : جایز است و گروهی دیگر قائل به عدم جواز هستند . هر دو گروه هم دلائلی را ارائه می دهند . در مورد رأی به جواز تبرک ، اسماء قبای پیامبر (صلی الله علیه و آله)‌را نگه می داشت و اگر کسی مریض می شد ، از تبرک به آن به مریض می داد.

۲ ) بدر الدین عینی

استاد یزدانی :

باز هم از این علمایی که در بحث تبرک به صورت سلسله وار سخن گفتند و تبرک را مشروع دانسته اند ، بدر الدین عینی است در شرحی که بر صحیح بخاری زده است .

شرح حال بدرالدین عینی :

در کتاب بغیه الوعاه فی طبقات اللغوتین والنحاه ، تألیف جلال الدین سیوطی ، با تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم ، چاپ دار الفکر ، صفحه ۲۷۵ شرح حال ۱۹۶۷ :

محمود بن أحمد بن موسى بن أحمد بن حسین بن یوسف ابن محمود العنتابی الحنفی العلامه قاضی القضاه بدر الدین العینی ….

…. وکان إماما عالما علامه عارفا بالعربیه والتصریف وغیرهما ، حافظا للغه …

محمود بن احمد بن موسی بن احمد بن حسین بن یوسف … بدر الدین عینی در رمضان ۷۶۲ هـ به دنیا آمد …

ایشان امام ، عالم ، علامه ، عارف به زبان عربی و صرف و نحو و حافظ لغت هم بودند .

سیوطی ، بغیه الوعاه ، باتحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم ، چاپ دار الفکر ، ص ۲۷۵

مطالب دیگری هم در معرفی ایشان بیان کردند که تا همین اندازه کفایت می کند .

اما نظر آقای بدر الدین عینی در خصوص تبرک :

در کتاب عمده القاری شرح صحیح ، تألیف بدر الدین عینی ، جلد سوم :

 بیان إستنباط الأحکام : الأول : فیه الدلاله الظاهره على طهاره الماء المستعمل إذا کان المراد أنهم کانوا یأخذون ما سال من أعضائه (ص) ، وإن کان المراد أنهم کانوا یأخذون ما فضل من وضوئه (ص) فی الإناء فیکون المراد منه التبرک بذلک ، والماء طاهر فازداد طهاره ببرکه وضع النبی (ص) ، یده المبارکه فیه . الثانی : فیه الدلاله على جواز التبرک بآثار الصالحین …

روایتی را نقل می کند که صحابه آب وضوی پیامبر (صلی الله علیه و آله) را استفاده می کردند ، از این روایت احکامی استنباط می شود که دومین مورد از آن ، جواز تبرک به آثار صالحین است .

عینی ، بدر الدین عینی ، عمده القاری ، ج ۳

در جلد چهار از این کتاب ، صفحه ۱۴۷ روایتی را نقل می کند :

ذکر استنباط الاحکام منه : …. وفیه التبرک بآثار الصالحین …

صحابه از آب وضوی پیامبر (صلی الله علیه و آله) استفاده می کردند و نمی گذاشتند قطره ای از آن بر زمین بریزد .

از این روایت احکامی استنباط می شود از جمله این که تبرک به آثار صالحین ، جایز است .

عینی ، بدرالدین ، عمده القاری ، ج ۴ ، ص ۱۴۷ و ۱۴۸

در جلد هفتم از این کتاب در صفحه ۳۶۲ روایتی را نقل می کند که بیستمین موردی که از این روایت استفاده می شود :

العشرون : التبرک بآثار الصالحین .

جواز تبرک به آثار صالحین است .

عینی ، بدر الدین ، عمده القاری ، ج ۷ ، ص ۳۶۲

در جلد هشتم در صفحه ۶۰ روایتی را نقل می کند :

وهو اصل فی التبرک بآثار الصالحین .

این روایت دلیل و اصلی برای جواز تبرک به آثار صالحین است .

عینی ، بدرالدین ، عمده القاری ، ج ۸ ، ص ۶۰

باز در همین جلد ، صفحه ۹۱ روایتی را نقل کرده و در شرح آن می گوید :

وفیه التبرک بآثار الصالحین .

از این روایت تبرک به آثار صالحین ، استفاده می شود .

عینی ، بدرالدین ، عمده القاری ، ج ۸ ، ص ۹۱

باز هم در همین کتاب ، جلد ۱۴ ، صفحه ۲۶ روایتی را از صحیح بخاری نقل می کند و می گوید :

وفیه التبرک بآثار الصالحین من الاشیاء الطاهره .

از این روایت ، تبرک به آثار صالحین ، آن هم آثاری که پاک است ، استفاده می شود که جایز می باشد .

عینی ، بدرالدین عینی ، عمده القاری ، ج ۱۴ ، ص ۲۶

از نظر آقای عینی که حنفی مذهب است ، خیلی از چیز ها پاک است که ما نمی خواهیم سخنی از آن بزنیم ، چیز هایی که از نظر ما نجس است و از نظر آن ها پاک است .

باز در جلدهای دیگر این کتاب ، همین مطلب را دارد که تبرک به آثار صالحین ، شرک است . وهابی ها می گویند : شرک است و این شخص می گوید : جایز است .

مجری :

کلیپ بعدی که آماده کردیم از آقای عبد الله بن بیّه ، از علمای اهل سنت است . هر چند که ایشان در یکی از شبکه های وهابی حاضر شده و مجری آن برنامه سعی داشت سؤال را طوری مطرح کند که برای بینندگان و آقای بن بیّن ، حالت چندش آور به خود بگیرد تا ایشان بحث تبرک را تأیید نکنند و آن را رد کنند .

کلیپ ۳ ) :

مجری :

عبد الله از عربستان در مورد حکم تبرک به صالحین پرسید . مانند صالحی که آب خورد . سپس اضافه آن آب یا غذا را دیگری به قصد تبرک بخورد .

عبد الله بن بیه :

تبرک جایز است و تبرک به پیامبر هم در روایات صحیح وارد شده است که به موی پیامبر تبرک می شده است . وعلما بر اساس این روایات تبرک به صالحان را جایز می دانند و تبرک عبادت نیست و باید این فهمیده شود . اگر کس تبرک کرد این به معنای پرستیدن آن شخص نیست و تو آن شخص را به خاطر دوستی خدا می خواهی و محبت به خدا هم در روایات آمده است . در مورد سلف هم آمده است که احمد بن حنبل و شافعی به آب (شستشوی ) پیراهن یکدیگر تبرک کرده اند و این اخبار از سلف ما دلالت بر جواز تبرک دارد .

در روایتی دیگر آمده است که پیامبر به آب وضوی سایر مسلمانان تبرک می کرده است . پس ما نصوص و روایاتی در اثبات این مطلب (تبرک ) داریم .

استاد یزدانی :

یکی دیگر از کسانی که تبرک به آثار صالحین را جایز می داند ، ابن حجر عسقلانی است . هرچند که ما در هفته های گذشته مستنداتی را از ایشان نشان دادیم که در بالای صفحه ابن حجر عسقلانی تبرک را جایز می داند و در پاورقی ، آقای براک و بن باز می گویند : این کار ذریعه من الشرک ، وسیله ای به سوی شرک است .

۳ ) ابن حجر عسقلانی

بنده باز هم از آقای ابن حجر عسقلانی نشان می دهم که صراحتا تبرک را جایز می داند ، در صورتی که وهابی ها ، آن را شرک می دانند .

شرح حال ابن حجر

در کتاب ذیل طبقات الحفاظ ذهبی ، تألیف جلال الدین سیوطی ، متوفای ۹۱۱ هـ ، چاپ مطبعه التوفیق دمشق ، صفحه ۳۸۰ :

شیخ الاسلام وامام الحافظ فی زمانه وحافظ الدیار المصریه بل حافظ الدنیا مطلقا قاضی القضاه شهاب الدین ابوالفضل احمد بن علی بن …. ثم المصری الشافعی ….

ایشان شیخ الاسلام ، امام حفاظ در زمان خود و حافظ دیار مصر بوده ؛ بلکه حافظ علی الاطلاق تمام دنیا ، قاضی القضات شهاب الدین ابو الفضل … بوده . پس هر کجا که حافظ گفته شد ، منظور ابن حجر عسقلانی است . ایشان مصری و شافعی هم بوده است .

در صفحه بعد ادامه می دهد :

ابن حجر آب زمزم را خورد تا به مرتبه آقای ذهبی برسد . نه تنها به ذهبی رسید که از ذهبی هم پیشی گرفت .

اهل سنت دو عالم بزرگ دارند که خدمات زیادی را به اهل سنت کرده اند و اهل سنت به آن ها افتخار می کنند ، آقای ذهبی و ابن حجر عسقلانی است .

در صفحات دیگر مطالب دیگری را بیان می کنند و کرامت هایی را هم برایش نقل می کند :

فقد انتفعت فی الفن بتصانیفه واستفدت منها الکثیر وقد غلق بعده الباب وختم به هذا الشأن وأخبرنی الشهاب المنصوری أنه شهد جنازته فلما وصل إلى المصلى أمطرت السماء على نعشه فأنشد …

وقتی جنازه ایشان را برای نماز ، آوردند ، آسمان هم به حال ابن حجر شروع به گریه کردن کرد . تا این اندازه برای اهل سنت جایگاه بزرگی داشته که آسمان هم برای ایشان گریه شدیدی کرد .

سیوطی ، ذیل طبقات الحفاظ ذهبی ، چاپ مطبعه التوفیق دمشق ، ص ۳۸۰ به بعد

باز در کتاب لحظ الالحاظ بذیل طبقات الحفاظ ، تألیف ابن فحد هاشمی مکی ، صفحه ۳۲۶ می گوید :

أحمد بن علی بن محمد بن محمد بن علی بن محمود بن أحمد بن أحمد بن العسقلانی المصری الشافعی الإمام العلامه الحافظ فرید الوقت مفخر الزمان بقیه الحفاظ علم الأئمه الأعلام عمده المحققین خاتمه الحفاظ المبرزین والقضاه المشهورین

احمد بن علی بن محمد …. بن عسقلانی مصری ، ایشان علامه زمان ، یگانه دوران ، حافظ زمان بودند .

ابن فحد هاشمی ، لحظ الالحاظ ، ص ۳۲۶

حال نظر ابن حجر عسقلانی در مورد تبرک چیست ؟

در کتاب فتح الباری شرح صحیح بخاری ، تألیف ابن حجر عسقلانی ، با شرح آقای بن باز و آقای براک ، جلد ۴ ، چاپ دار الطیبه عربستان سعودی ، صفحه ۱۵ :

باب من استعد الکفن فی زمن النبی (ص) فلم ینکر علیه

عده ای در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بودند که پیش از مرگشان ، کفن تهیه می کردند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم از این نهی نکرد و آن کفن را نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می بردند تا تبرک کنند .

ایشان از این روایت استفاده هایی را می کند از جمله این که :

وفیه التبرک بآثار الصالحین

از این روایت جواز تبرک به آثار صالحین ، استفاده می شود .

آقای بن باز هم عصبانی می شود و در پاورقی می گوید :

هذا خطأ والصواب المنع …. الوجه الثانی : سد ذریعه الشرک لان الجواز التبرک بآثار الصالحین یقضی الی الغلو فیهم وعبادتهم من دون الله فوجب المنع من ذلک …

این اشتباه است و کار درست این است که جایز نیست . به دو دلیل که دلیل اول را قبلا توضیح دادیم که گفته بودند صحابه این کار را انجام نمی دادند . ما باسند صحیح ثابت کردیم که صحابه هم انجام دادند . دلیل دوم این است هر کس به آثار صالحین تبرک کند ، آرام آرام تبدیل به خدا می شود و ما باید مانع این کار شویم . جواز تبرک به صالحین منجر به غلو و عبادت او می شود . ( همان طور که صحابه ، رسول خدا(صلی الله علیه و آله ) را عبادت کردند ، اگر استدلال این ها را بپذیریم . چون صحابه به آب وضو ، لباس ، نعوذ بالله به بول و غائط حضرت تبرک کردند که حتما طبق قاعده این ها ، منجر به پیامبر پرستی شده . اگر به پیامبر پرستی منجر نشده ، به صالح پرستی هم نباید منجر شود . ) پس واجب است که مانع این کار شویم .

عسقلانی ، ابن حجر ، فتح الباری ، با تحقیق بن باز و براک ، چاپ دار الطیبه ریاض ، ج ۴ ، ص ۱۵

باز هم در بالای صفحه نظر ابن حجر عسقلانی ، یک عالم اهل سنت ، است که تبرک به آثار صالحین را جایز دانسته بود و در پایین ، نظر بن باز وهابی ، مفتی سابق عربستان سعودی ، است که تبرک را ذریعه من الشرک ، وسیله ای به سوی شرک می دانست .

ابن حجر عسقلانی کتاب دیگری به نام المطالب العالیه (یکی از کتاب های بسیار مهم اهل سنت می باشد که اهل سنت و حتی وهابیت آن را قبول دارند ) جلد ۱۳ ، چاپ دار العاصمه و دار القیس عربستان سعودی ، صفحه ۳۵۴ یک باب جدا گانه برای این موضوع دارد . اگر بگوییم تبرک به آثار صالحین جایز است یا نیست . آقای ابن حجر عسقلانی در کتاب المطالب العالیه ، این زمینه یک باب دارند. آقای وهابی که این سخن را بیان می کند ، عنوان باب را فورا یک پاورقی می زند و می گوید :

تبرک به آثار صالحین ، اگر از پیامبران نباشد ، جایز نیست . چون دلیل شرعی برای این مطلب نیست و اجماع مسلمانان و صحابه است که نباید این کار انجام شود .

ایشان می گویند : اگر این کار یعنی تبرک انجام شود ، به شرک و بدعت می رسد .

عسقلانی ، ابن حجر ، المطالب العالیه ، چاپ دار العاصمه و دار القیس ، ج ۱۳ ، ص ۳۵۴

مطالب دیگری هم بیان می کند که ارزش خواندن ندارد . این هم نظر آقای عسقلانی که صراحتا تبرک را جایز دانسته بود . اما وهابیت آن را شرک دانسته بودند .

مجری :

در خصوص این مطالب کلیپی آماده کردیم که رسانه های وهابی ، تبرک را شرک می دانند ؛ اما علمای اهل سنت ، معترض هستند به این که چرا شما تبرک را شرک می دانید ؟

کلیپ ۴ ) : اعتراض شیخ حبیب الجفری ، از علمای اهل سنت ، به وهابیت در مورد تبرک

شیخ حبیب الجفری :

(وهابیت ) در مورد آثار پیامبر (صلی الله علیه و آله) می گوید : باید تخریب شود . ممنوع است کسی به آن ها تبرک کند . می گویند : شرک شرک شرک شرک …

جالبه است . ای مردم ! عبد الله بن عمر به دسته منبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) تبرک می کرد . می گویند : نه نه نه نه !!!

مجری :

این هم سخنان حبیب جفری از علمای اهل سنت بود که گاها نقد های شدیدی نسبت به شیعه دارند ؛ اما افکار اهل سنت را دارا هستند و می گویند : چرا سلفی ها تبرک را شرک می دانند . همان طور که در رسانه های وهابی ، مردم را به خاطر تبرک ، مشرک می دانند . فرقی نمی کند شیعه باشد یا اهل سنت .

استاد یزدانی :

۴ ) ابن جوزی

یکی دیگر از کسانی که صراحتا گفته اند که تبرک جایز است ، ابن جوزی می باشد . همان ابن جوزی که وهابی ها به او بسیار علاقه دارند ؛ به دلیل این که فضائل اهل بیت (علیهم السلام) را الموضوعات خود بیان کرده و همه این فضائل را تضعیف کرده ؛ حتی روایت متواتر ، ثقلین را تضعیف کرده است .

شرح حال ابن جوزی

در کتاب سیر اعلام النبلاء ، تألیف شمس الدین ذهبی ، چاپ دار مؤسسه الرساله ، جلد ۲۱ ، صفحه ۳۶۵ :

الشیخ الامام العلامه الحافظ المفسر شیخ الاسلام مفخر العراق جمال الدین ابو الفرج عبد الرحمان بن علی بن محمد ….

ایشان شیخ ، امام ، علامه ، حافظ ، مفسر ، شیخ الاسلام و همچنین افتخار مردم عراق بوده است …

ذهبی ، سیر اعلام النبلاء ، چاپ مؤسسه الرساله ، ج ۲۱ ، ص ۳۶۵

باز هم مطالب دیگری در شرح حال ایشان می آوردند که ضرورتی برای خواندن ندارند . همین مقدار کافی است که ابن جوزی در نزد اهل سنت چه مقام و جایگاهی دارد .

نظر ابن جوزی در مورد تبرک چیست ؟

در کتاب المنتظم فی تاریخ الملوک والامم ، تألیف ابوالفرج ابن الجوزی ، متوفای ۵۹۷ هـ ، جلد ۱۷ ، با تحقیق محمد عبد القادر عطا و مصطفی عبد القادر عطا (وهابی ) ، صفحه ۱۵۶ :

أحمد القزوینی کان ، من الأولیاء المحدثین ، توفی فی رمضان هذه السنه فشهده أمم لا تحصى ، وقبره ظاهر یتبرک به فی الطریق إلى معروف الکرخی .

احمد قزوینی از اولیای محدثین بوده که در رمضان … سال از دنیا رفته و قبر او را همه می شناسند و مردم به قبر او تبرک می کنند .

ابن الجوزی ، ابو الفرج ، المنتظم ، متوفای ۵۹۷ هـ ، با تحقیق محمد عبد القادر عطا و مصطفی عبد القادر عطا ، ج ۱۷ ، ص ۱۵۶

حال این تبرک شرک است ؟ اگر شرک بود که آقای ابن الجوزی در همین قسمت بیان می کرد . پس همین که تبرک را شرک نمی داند ، از دیدگاه او جایز بوده است .

باز در کتاب صفه الصفوه ، تألیف ابوالفرج ابن الجوزی ، جلد دوم ، چاپ دار المعرفه ، صفحه ۴۱۰ در شرح حال ابو اسحاق ابراهیم بن اسحاق الهربی می گوید :

وتوفی ببغداد سنه خمس وثمانین ومائتین وقبره ظاهر بتبرک الناس به .

ایشان در سال ۲۸۵ در بغداد از دنیا رفت و قبر او آشکار است که مردم به قبر ایشان ، تبرک می جویند .

ابن الجوزی ، ابو الفرج ، صفه الصفوه ، ج ۲ ، چاپ دار المعرفه ، ص ۴۱۰

اگر شرک بود در این جا مطرح نمی کرد . بنابراین ایشان تبرک را جایز می دانسته .

در کتاب صید الخاطر ، تألیف ابو الفرج ابن الجوزی ، صفحه ۱۵۱ :

وکثر ضجیجی من مرضی، وعجزت عن طب نفسی، فلجأت إلى قبور الصالحین، وتوسلت فی صلاحی،

بیمار شدم و این بیماری بسیار اذیت کرد و از درمان آن عاجز شدم . نزد هر طبیبی که رفتم ، فایده ای نداشت . تا این که به قبور صالحین پناهنده شدم و توسل کردم و بیماری من درمان شد .

ابن الجوزی ، ابو الفرج ، صید الخاطر ، ص ۱۵۱

این هم توسل و تبرک ابن الجوزی که خودشان تصریح می کند که به قبور صالحین تبرک و توسل کرده است .

پس تا این جا ما جناب نووی که شیخ الاسلام و مفتی الامه بود را معرفی کرده و نظر ایشان را در مورد تبرک خواندیم .

جناب بدر الدین عینی که ایشان هم شیخ الاسلام و علامه و امام و مفسر بودند را معرفی کرده و دیدگاه ایشان را در مورد تبرک نشان دادیم .

ابن حجر عسقلانی که حافظ علی الاطلاق و شیخ الاسلام بود را معرفی کردیم و نظر ایشان در مورد تبرک را خواندیم .

هم چنین مطالب ابو الفرج ابن الجوزی را را خواندیم که تبرک و توسل به قبور صالحین را صراحتا جایز می دانستند .

اما از دیدگاه وهابیت ، این شیخ الاسلام ها ، شیخ المشرکین هستند .

مجری :

کلیپ بعدی را که آماده کردیم در خصوص آقای محمد حسن الددو هست که در بخش اول ، معرفی ایشان در یکی از شبکه های وهابی است . ما کاری نداریم که این شخص ، نگرش سلفی دارد یا این که به نگرش اهل سنت باز گشته . ما فقط می خواهیم بدانیم که شبکه های وهابی در مورد ایشان چه نظری دارند و چه تعبیراتی را در مورد ایشان به کار برده اند . در ادامه هم دیدگاه محمد حسن الددو را در مورد تبرک خواهیم دید .

کلیپ ۵ ) : معرفی شیخ محمد حسن الددو ، در شبکه های وهابی

ایشان یکی از بزرگترین علمای موریتانی است … ایشان حافظ و مؤلف و فقیه و مجاهد هستند .

شیخ محمد حسن الددو :

در مورد نماز در مکان هایی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آن نماز خوانده است یا در مورد تبرک به هر چیزی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن را لمس کرده است یا ظرفی که در آن آب نوشیده باشد یا در مورد عصا و دیواری که ایشان ، لمس کرده است ، در مورد مشروعیت این تبرک ، هیچ اختلافی در بین مسلمانان وجود ندارد .

مجری وهابی :

اجماع در مشروعیت تبرک با لمس یا بوسیدن !!!

شیخ محمد حسن الددو :

اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) به آثار ایشان تبرک می کردند . هر چیزی که با بدن پیامبر (صلی الله علیه و آله) در ارتباط بوده مانند آبی یا خاکی که پیامبر(صلی الله علیه و آله) آن را لمس کرده ، در آن برکت است که از آن برای شفای مریض ها و بر طرف کردن حزن و ناراحتی است و تبرک به آن برای اعلام محبت به پیامبر (صلی الله علیه و آله) است .

استاد یزدانی :

شخصیت بعدی که تبرک به قبور صالحین را جایز دانسته و شیخ الاسلام و مفتی الامه است :

۵ ) ابن قدامه مقدسی

ایشان بزرگترین عالم حنابله است . اگر آقای نووی ، بزرگترین فقیه شافعی ها بود ، آقای ابن قدامه مقدسی ، بزرگترین فقیه تاریخ حنابله است و کتاب المغنی ایشان ، بهترین کتاب فقهی حنابله می باشد . استاد عزیز ما ، آیت الله دکتر حسینی قزوینی ، بارها گفتند : در مکه مکرمه اگر به دار الافتاء ها مراجعه کنید ، همه دار الافتاء ها کتاب ابن قدامه را هم گذاشته‌اند و هر سؤالی که در زمینه فقه داشته باشید ، مثل یک توضیح المسائل ، کتاب ابن قدامه را باز می کنند و پاسخ شما را می دهند ؛ البته اگر پاسخ آن سؤال را ندانند . کتاب المغنی از دید حنابله ، چنین جایگاهی دارد .

شرح حال ابن قدامه

در کتاب سیر اعلام النبلاء ، تألیف شمس الدین ذهبی ، چاپ مؤسسه الرساله ، جلد ۲۲ ،صفحه ۱۶۵ به بعد :

الشیخ الإمام القدوه العلامه المجتهد شیخ الإسلام موفق الدین أبو…

ایشان ، شیخ ، امام ، رهبر ، علامه ، مجتهد و شیخ الاسلام …. است .

در صفحه ۱۶۶ :

وله عشر سنین وحفظ القرآن

در ده سالگی ، حافظ قرآن کریم شد .

در صفحه ۱۶۷ مطالب زیادی را بیان می کنند :

وکان عالم أهل الشام فی زمانه قال ابن النجار کان إمام الحنابله بجامع دمشق وکان ثقه حجه نبیلا غزیر الفضل نزها ورعا عابدا على قانون السلف علیه النور والوقار ینتفع الرجل برؤیته قبل أن یسمع کلامه

وقال عمر بن الحاجب هو إمام الأئمه ومفتی الأمه خصه الله بالفضل الوافر والخاطر الماطر والعلم الکامل طنت بذکره الأمصار وضنت بمثله الأعصار أخذ بمجامع الحقائق النقلیه والعقلیه إلى أن قال وله المؤلفات الغزیره وما أظن الزمان یسمح بمثله متواضع حسن الإعتقاد ذو أناه وحلم ووقار مجلسه معمور بالفقهاء والمحدثین وکان کثیر العباده دائم التهجد لم نر مثله ولم یر مثل نفسه .

عالم اهل شام در زمان خودشان بود . آقای ابن نجار گفته : امام حنابله در مسجد دمشق بوده ….

عمر بن حاجب گفته : امام ائمه و مفتی امت بوده . من مثل ابن قدامه ندیدم و خودش هم مثل خودش ندیده است .

ذهبی ، سیر اعلام النبلاء ، چاپ مؤسسه الرساله ، ج ۲۲ ، ص ۱۶۵ به بعد

این هم از معرفی ابن قدامه مقدسی و تعریف و تمجیدهای عجیب و غریب و غلوی که علمای اهل سنت در مورد ایشان کردند .

نظر ابن قدامه در مورد تبرک چیست ؟

در کتاب المغنی ، تألیف ابن قدامه مقدسی ، با تحقیق دکتر عبد الله بن عبد الحسن الترکی و عبد الفتاح محمد الحلو ، چاپ دار عالم الکتب ، جلد ۳ ، صفحه ۴۴۲ :

ویستحب الدفن فی المقبره التی یکثر فیها الصالحون والشهداء لتناله برکتهم وکذلک فی البقاع الشریفه وقد روى البخاری ومسلم بإسنادهما أن موسى علیه السلام لما حضره الموت سأل الله تعالى أن یدنیه إلى الأرض المقدسه رمیه بحجر

مستحب است که انسان ، جنازه را در قبرستانی که افراد صالح و شهید در آن جا زیاد باشد ؛ برای این که از برکت این صالحین و شهدا ، این جنازه هم استفاده کند . هم چنین مستحب است که جنازه را در بقعه های شریفه دفن کند .

در ادامه هم از حضرت موسی (علیه السلام) نقل می کند که ایشان درخواست می کند ، وقتی از دنیا رفتند ، ایشان را در سرزمین مقدسی دفن کنند .

ابن قدامه مقدسی ، المغنی ، با تحقیق دکتر عبد الله بن عبد الحسن الترکی و عبد الفتاح محمد الحلو ، چاپ دار عالم الکتب ، ج ۳ ، ص ۴۴۲

این هم نظر آقای ابن قدامه مقدسی ، در مورد تبرک به قبور و آثار صالحین که جایز دانسته بود و گفته بود : مستحب است که انسان ، مرده را در جایی که صالحی در آن قبرستان باشد ، به منظور تبرک به آن صالح . در صورتی که وهابی ها ، تبرک را شرک می دانستند .

بنابراین از علمای اهل سنت کسی باقی نمی ماند ، مگر این که توسط وهابی ها ، تکفیر شده باشد . در هفته های آینده از این مفتی الامه ها ، بیشتر بیان می کنیم .

مجری :

اما برای این که چهره شبکه های وهابی فارسی زبان برای شما مشخص تر شود و این که راه ارتزاق آن ها از کجا است و چرا چنین سخنانی را بیان و از چه کسانی حمایت می کنند ، کلیپ بعدی را با هم می بینیم .

کلیپ ۶ ) : جنایات وهابیت در یمن و دفاع رسانه های وهابی ـ سعودی

مجری وهابی :

الان عقیل هاشمی ، مدیر شبکه کلمه فارسی با ما است . خداوند شما را زنده بدارد ، خوش آمدید شیخ عقیل .

مدیر شبکه وهابی :

آفرین بر شما ، خداوند شما را حفظ کند . سلام بر شما و مهمان کریم شما !! خداوند شما را حفظ کند و خیر شما را بیشتر کند . دوست دارم سخنان خود را به نیابت از اهل سنت ایران و عرب ، با تقدیر و تشکر آغاز کنم . از جلالت ملک سلمان و تمام شرکت کنندگان در جنگ با مردم یمن تشکر می کنم که این حرکت مبارک را آغاز کردند . خدا را شکر که با حمله به یمن اسلام و اهل سنت را سرفراز کردند .

کارشناس وهابی :

گروه ششصد ، برادران بزرگوار ( عبد الرحمن النصار الشمری و برادر عبد المانع العجمی ) از خداوند می خواهم که پاداش آن ها را بدهد و درجاتشان را بالا ببرد و الان در روز سه شنبه ، یک جبهه جنگ را آغاز کردیم و شهر صعده را محاصره کردیم .

الان بر صعده نمی گذریم ، نه بنزین و نه گازوئیل و نه مواد غذایی برای کودکان و نه دارویی برای سالخوردگان وارد شود . به خدا قسم از این عذاب دادنشان لذت می بریم .

التماس وهابی های فارسی زبان از دولت های عربی و ادعای نشر تفکرات سنی عربی (وهابی )

مدیر وهابی شبکه وهابی فارسی زبان :

امکانات شبکه های ما (وهابیت ) خیلی ضعیف است . و من التماس می کنم از مسئولان حکومت های عربی که به شبکه های ما کمک کنند . شبکه های ما را از فکر عرب سنی دفاع می کنند و خدا را شکر ما شاهد نتیجه این شبکه ها هستیم .

مجری :

منظور از سنی عربی چیست که این شخص وهابی بیان کرد . مگر سنی کرد و سنی بلوچ و سنی ترکمن ، چه ایرادی دارد که شما به این دولت های عربی التماس می کنید و می گویید ما تفکر سنی عربی داریم .

ما در برنامه های بعدی نشان خواهیم داد که شما سخنان دیگری هم گفتید و تصریح کردید که ما تفکر سلفی داریم و منکر این هستید که تفکر اهل سنت و پیروی از مذاهب اربعه را داشته باشید .

تماس بینندگان

بیننده : آقای جمالی از زاهدان ـ اهل سنت

استاد یزدانی در مورد تبرک از کتب اهل سنت ، استدلال کردند . در مورد تبرک اهل سنت و جماعت اعتقاد دارند که تبرک جستن به آثار صالحین و بزرگان و انبیاء ، جایز است . در مقابل کسانی مثل ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب و کسان دیگری از اهل سنت هستند ، می گویند : تبرک به آثار صالحین و انبیاء ، جایز نیست . پس اختلاف بین جایز بودن و عدم جایز بودن است .

کسانی مثل ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب و ابن قیم که جایز نمی دانند ، این گونه نمی گویند که اگر کسی تبرک کرد ، مشرک است .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! این کتاب زیاره القبور والاستنجاد المقبور ، تألیف ابن تیمیه ، صفحه ۳۸ :

اما التمسح بالقبر ـ ای قبر کان ـ وتقبیله وتمریغ الخد علیه وأما التمسح بالقبر أی قبر کان وتقبیله وتمریغ الخد علیه فمنهی عنه باتفاق المسلمین ولو کان ذلک من قبور الأنبیاء ولم یفعل هذا أحد من سلف الأمه وأئمتها بل هذا من الشرک.

ابن تیمیه ، زیاره القبور والاستنجاد المقبور ، چاپ دار الصحابه ، ص ۳۸

این نظر ابن تیمیه است که در مورد تبرک دارد .

بیننده :

در مورد این که ابن تیمیه این مورد را شرک می داند ، شما می دانید که شرک دو نوع است .

استاد یزدانی :

آیه ای از قرآن هم بیان کرده ، آن را هم بخوانید .

بیننده :

قَالُوا لَا تَذَرُنَّ آَلِهَتَکُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا یَغُوثَ وَیَعُوقَ وَنَسْرًا . وَقَدْ أَضَلُّوا کَثِیرًا وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا ضَلَالًا. نوح /۲۳ و۲۴

استاد یزدانی :

این آیه چه شرکی را می رساند ؟

بیننده :

این آیه شرک اکبر را می رساند .

استاد یزدانی :

آقای ابن تیمیه به این آیه استناد کرده و می گوید : هر کس تبرک کند ، دچار شرک اکبر می شود .

بیننده :

این علت عدم جواز تبرک نیست .

استاد یزدانی :

آقای ابن تیمیه به این آیه استدلال می کند ، بل هذا من الشرک ، به چه علت ؟ به دلیل همین آیه ای که در این جا مطرح کرده است .

بیننده :

شما باید مطلب قبل و بعد و تفسیری که بر این مطلب زده ، را بخوانید .

وقد تقدم ذکر ذلک ، بیان ما فیه من الشرک وبینا الفرق بین الزیاره البدعیه التی تشبه اهلها بالنصاری والزیاره الشرعیه .

استاد یزدانی :

در این جا ابن تیمیه می گوید : بین زیارت بدعتی که شرک است و بین زیارت شرعی ، فرق است . هر کس به قبر تمسح کند یا این که قبری را ببوسد یا این که صورتش را به قبری بمالد ، به اتفاق مسلمان ها جایز نیست ؛ بلکه شرک است . دلیلش هم آیه ای است که خودتان گفتید ، شرک اکبر است .

بیننده :

نه ، شرک اکبر نیست .

استاد یزدانی :

شما همین الان گفتید که شرک اکبر است .

بیننده :

آیه می گوید : شرک اکبر است .

استاد یزدانی :

ابن تیمیه هم به همین آیه استدلال کرده است .

بیننده :

استاد یزدانی ! به آیه استدلال کرده ؛ اما در پایین توضیح داده و گفته زیارت ، زیارت بدعیه است .

استاد یزدانی :

در کجا گفته : شرک اصغر است . ایشان زیارت بدعیه را شرک می داند .

مجری :

شما ابتدا فرمودید اصلا ابن تیمیه ، شرک نمی دانند . بعد گفتید : شرک اصغر است .

استاد یزدانی :

بنده یک مستند دیگر برای شما بیاورم که گفته شرک است .

کتاب مجموع فتاوای محمد بن صالح العثیمن ، متوفای ۱۴۲۱ هـ ، صفحه ۲۴۹ :

سئل فضیله الشیخ : عن حکم التبرک بالقبور والطواف حولها بقصد قضاء حاجه او تقرب وعن حکم الحلف بغیر الله ؟

فاجاب بقوله : التبرک بالقبور حرام ونوع من الشرک وذلک لانه اثبات تأثیر شئ لم ینزل الله به سلطانا ولم یکن من عاده السلف الصالح ان یفعلوا مثل هذا التبرک فیکون من هذه الناحیه بدعه ایضا …

از حکم تبرک به قبور از ابن عثیمن سؤال می شود که پاسخ می دهد : تبرک به قبر ها حرام است و نوعی از شرک است ؛ چون این کار ، ثابت می کند که آن چیزی که به آن تبرک می کنیم ، تأثیر گذار است ، در حالی که خداوند در آن تأثیری قرار نداده است . هیچ یک از سلف صالح ، این کار را انجام نداده اند . چون سلف صالح انجام نداده ، بدعت است .

مجموع فتاوای محمد بن صالح العثیمن ، ص ۲۴۹

بیننده :

درست است ، این نظریه ایشان است ، در این جا که نگفته : شرک اکبر است .

استاد یزدانی :

در کجای این مطلب ، شرک اصغر را بیان کرده است ؟

بیننده :

از ظاهر عبارت فهمیده می شود .

استاد یزدانی :

در این جا چیزی به عنوان شرک اصغر نمی بینیم . ایشان گفته : نوعی از شرک است .

مجری :

برادر عزیز ! از انواع شرک است یا خیر ؟

بیننده :

از انواع شرک هست .

استاد یزدانی :

بنده به ایشان یک مستند دیگر هم نشان دهم که واضح و روشن شود . در کتاب زاد المعاد ، تألیف ابن قیم الجوزیه ، جلد ۳ ، چاپ مؤسسه الرساله ، صفحه ۶۰۱ :

وکان یفعل عندها ما یفعل عند هذه المشاهد سواء من النذور لها والتبرک بها والتمسح بها وتقبیلها واستلامها هذا کان شرک القوم بها ولم یکونوا یعتقدون أنها خلقت السماوات والأرض بل کان شرکهم بها کشرک أهل الشرک من أرباب المشاهد بعینه

در این جا ، شرک اصغر است یا شرک اکبر ؟

بیننده :

این شرک جلی است .

استاد یزدانی :

هر کس به قبور تمسح کند یا ببوسد یا استلام و لمس کند ، این شرک اکبر است . خدا را شکر که شما متوجه شدید که شرک اکبر است .

بیننده :

بنده نپذیرفتم که این شرک ، شرک اکبر باشد .

استاد یزدانی :

برادر من ! این جا گفته : کشرک اهل الشرک من ارباب المشاهد بعینه ، شرک این ها عین شرک زمان جاهلیت است .

بیننده :

بل کان شرکهم بها کشرک أهل الشرک من أرباب المشاهد بعینه

استاد یزدانی :

می گوید : شرک کسانی که قبور را تبرک می کنند ، عین شرک کسانی است که در زمان جاهلیت ، گنبد پرستی و قبر پرستی می کردند .

ایشان زمانی که مطلب را می خواند ، شرک اکبر را می پذیرد . اما فورا آن را انکار می کند .

مجری :

شما از مولوی های بزرگوار اهل سنت هستید ؟

بیننده :

نه خیر ، بنده از مولوی ها نیستم . شما خودتان هم می دانید ، شرک چند نوع است . شرک عملی ، شرک اعتقادی و شرک اکبر و شرک جلی است . وقتی کتب اهل سنت را باز می کنید ، باید ماقبل و مابعد کلام را بخوانید .

استاد یزدانی :

بنده یک مستند دیگر هم به شما نشان می دهم . کتاب مجموع فتاوا عبد العزیز بن باز ، جلد اول ، صفحه ۶۵ بیان شده :

واما قصد الزائر للقبور التبرک بها ، فلیس ذلک من دین الاسلام بل هو من اعمال اهل الجاهلیه ومن اخلاق عباد الاوثان .

به نظر شما این هم ، شرک اصغر است ؟

بیننده :

یعنی این نوع زیارت از اعمال اهل جاهلیت است و از اخلاق بندگان بت ها است .

استاد یزدانی :

عبارت پایین صفحه را هم بخوانید .

بیننده :

واما التبرک بها والبناء علیها والکتابه علیها وقصدها للدعاء عندها ، فلیس ذلک من سنته بل هو من سنه الیهود والنصاری واهل الجاهلیه .

این نوع تبرک از راه و روش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیست ؛ بلکه از سنت های یهود و نصاری و اهل جاهلیت است .

بنده معتقد به این مسائل نیستم .

استاد یزدانی :

ما هم همین مطالب را گفتیم که وهابی ها ، تبرک را شرک می دانند ، حال شرک اصغر یا شرک اکبر ، فرقی نمی کند . می گویند : شرکی که اهل جاهلیت و عباد اوثان دارند . اما اهل سنت تبرک را مستحب می دانند .

بیننده :

بله ، درست است . علمای اهل سنت تبرک را مستحب می دانند . اهل سنت و جماعت که توسل را قبول دارند ، قائل به راه و روش دیگری در توسل هستند و ابن تیمیه ، محمد بن عبد الوهاب و ابن قیم و دیگران ، قائل به هیچ نوع از توسل نیستند . ما در نظریات خود با هم تفاوت داریم ؛ اما در حد کفر نیست که یکدیگر را کافر بدانیم . در حد جواز و عدم جواز و بدعت و سنت است .

استاد یزدانی :

ایشان دوباره سخن اول خود را تکرار کرد و گفت : در حد جواز و عدم جواز است . در صورتی که وهابی ها می گویند : تبرک ، شرک اهل جاهلیت است . یعنی کفر آشکار است ؛ اما اهل سنت ، تبرک را جایز می دانند . بیننده های عزیز در این خصوص قضاوت خواهند کرد .

البته نکته ای را بیان کردند که ما قائل به کفر وهابیت نیستیم و این درست است . اهل سنت ، وهابیت را کافر نمی داند و از نظر آن ها وهابی ها ، مسلمان هستند .

بیننده : آقای نارویی از زاهدان ـ اهل سنت

بنده تا جایی که به خاطر دارم ، از قدیم بعضی از علما توسل را قبول داشتند و بعضی دیگر ، قبول نداشتند و هر کدام دلائل خود را داشتند .

مجری :

شما که می گویید از قدیم الایام ، شما در صدر اسلام از اهل سنت ، کسی را سراغ دارید که توسل را قبول نداشته باشد و منکر آن شده باشد .

بیننده :

منظور بنده آن زمان نیست . حدود بیست سی سال قبل است .

مجری :

یعنی منظور شما این است که این بحث اختلاف پیش آمده . البته شاید قدمت این اختلاف از قرن هشتم باشد .

بیننده :

مطلب دوم بنده در مورد نماز اول وقت است که امام محمد باقر (علیه السلام) می فرماید :

نمازی که در اول وقت خوانده شود ، به صورت درخشان بر می گردد و می گوید : تو مرا خوب حفظ کردی ، خداوند هم تو را حفظ کند .

اصول کافی ، ج ۳ ،ص ۲۶۸

روایت دیگری هم از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است که می فرمایند :

هرکس به نماز های پنجگانه ارزش و اهمیت دهد و آن ها را در وقت خود بخواند ، من قول می دهم در روزی که به ملاقات من می آید ، او را به بهشت ببرم .

بنده متوجه نمی شوم ، شما با این که اهل تشیع هستید و اسلام و دین پیامبر (صلی الله علیه و آله) را قبول دارید ؛ اما به گفته های پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه (علیهم السلام) اهمیت نمی دهید و پنج وعده نماز را در سه وعده می خوانید .

مجری :

شما می خواهید بحث جمع بین صلاتین را از کتب اهل سنت از همان پیامبری که شما در بحث وحی ایشان را معصوم می دانید و ما ایشان را در همه مراتب معصوم می دانیم ، بیان کنیم .

بیننده :

در کتب اهل سنت که این مطالب وجود دارد . پیامبر (صلی الله علیه و آله) در عمر خود فقط یک بار این کار را انجام داد ؛ ولی همیشه انجام نمی داد .

استاد یزدانی :

شما گفتید ، فقط یک بار پیامبر (صلی الله علیه و آله) این کار را انجام دادند ؛ اما من ابتدا روایتی را که از کتاب شریف کافی خواندند ، بخوانم ؛ البته شاید سند روایت صحیح نباشد . جلد ۳ از این کتاب ، صفحه ۲۶۸ :

شما باید نماز را در اول وقت نماز را بخوانید .

اما اول وقت از دیدگاه شیعه برای نماز عصر ، بلافاصله بعد از نماز ظهر شروع می شود و نماز عشاء هم بعد از نماز مغرب ، شروع می شود . اما اول وقت شما کمی دیر تر است .

بحث در خواندن اول وقت است که شما می گویید : اول وقت دیر تر است ؛ اما ما می گوییم اول وقت از همان لحظه است . این عبارت هم صراحتا می گوید : اول وقت نماز بخوانید و ما هم طبق همین روایت در اول وقت نماز می خوانیم .

اما در منابع اهل سنت روایاتی که وجود دارد ، از جمله کتاب صحیح بخاری ، چاپ دار ابن کثیر بیروت ، صفحه ۱۴۲ ، کتاب مواقیت الصلاه :

حدثنا بن مُقَاتِلٍ قال أخبرنا عبد اللَّهِ قال أخبرنا أبو بَکْرِ بن عُثْمَانَ بن سَهْلِ بن حُنَیْفٍ قال سمعت أَبَا أُمَامَهَ یقول صَلَّیْنَا مع عُمَرَ بن عبد الْعَزِیزِ الظُّهْرَ ثُمَّ خَرَجْنَا حتى دَخَلْنَا على أَنَسِ بن مَالِکٍ فَوَجَدْنَاهُ یُصَلِّی الْعَصْرَ فقلت یا عَمِّ ما هذه الصَّلَاهُ التی صَلَّیْتَ قال الْعَصْرُ وَهَذِهِ صَلَاهُ رسول اللَّهِ (ص) التی کنا نُصَلِّی معه

عثمان بن حنیف می گوید : از ابا امامه شنیدم که می گفت : ما با عمر بن عبد العزیز ، نماز ظهر را خواندیم . بعد از نماز بلافاصله نزد انس بن مالک رفتیم ، دیدیم که او نماز عصر را می خواند . به او گفتیم : این چه نمازی بود که خواندی ؟ گفت : نماز عصر است و این نمازی است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بود که همیشه با ایشان می خواندیم .

صحیح بخاری ، چاپ دار ابن کثیر ، ص ۱۴۲

کان بر سر فعل مضارع آمده به معنای استمرار است یعنی همیشه این گونه نماز می خواندند . انس بن مالک ، خادم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود و می گوید : ما همیشه نماز عصر را به همراه نماز ظهر می خواندیم .

شما نسبت به این روایت چه پاسخی دارید ؟

بیننده : آقای بهادری از کرج ـ شیعه

به نظر بنده اولین مشرکی که در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) کار های شرک آلود می کرد ، جناب ام ثابت بود . در کتاب صحیح بخاری ، جلد ۷ بیان شده :

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از کنار خیمه ام ثابت عبور می کردند که مشک آب ام ثابت به طناب چادر آویزان بود . رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دهانه مشک را باز کرد و از مشک ام ثابت ، آب نوشیدند . بعد از آن ام ثابت ،دهانه مشک را به عنوان تبرک برید و آن را نگه داشت .

بنده از آقایان وهابی می پرسم که آیا این کار شرک است ؟

عبد الله بن احمد بن حنبل ، از پدرش پرسید : حکم بوسیدن قبر و منبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) چیست ؟ ایشان گفتند : جایز است .

در کتاب تاریخ ابن کثیر ، جلد ۱۴ ، صفحه ۱۲۸ :

زمانی که ابن تیمیه از دنیا رفت ، قبل از این که بدنش را غسل دهند ، مردم خود را بر جنازه او می انداختند و جنازه او را می بوسیدند و گریه می کردند .

به نظر شما این ها شرک نیست ؟ آن نخی که به آن دارو زده بودند تا شپش ها را به خود جذب کنند و به گردنش آویزان بود را به ۱۵۰ دینار فروختند .

آقایان وهابی ! به نظر شما این ها شرک نیست ؟

استاد یزدانی ! بدانید که وهابی ها واقعا با یهود پیوند خوردند . این ها بدعت هایی را که یهودی ها به وسیله ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب ، تزریق کردند تا وحدت مسلمان ها را از بین ببرند و آن ها را به جان یکدیگر بیاندازند . مگر امکان دارد پیامبرانی را که بهترین بندگان خدا بودند و برای راهنمایی بندگان آمده بودند ، بگوییم این ها مرده و رفته اند و خاکشان مقدس نیست .

مگر می شود انسان بر سر قبر امامان ، بزرگان و علما و صالحین برود و برای آن ها فاتحه نخواند و از خداوند حاجت نخواهد .

استاد یزدانی :

وهابی ها معمولا تبرک به آثار پیامبر (صلی الله علیه و آله) را قبول دارند و مطلب مهم ایشان ، بحث احمد بن حنبل بود که پسرش از او در مورد تبرک به قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پرسیده بود که احمد بن حنبل آن را جایز دانسته بود و ما مدارک آن را نشان دادیم .

مجری :

از شما استاد یزدانی به خاطر مطالبی که بیان فرمودید ، تشکر می کنم . از شما بینندگان عزیز هم تشکر و سپاسگذاری می کنم که تا این ساعت ما را همراهی کردید .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .