تبرک صدیقه شهیده سلام الله علیها و بلال بن حارث به قبر رسول خدا صلی الله علیه وآله. تبرک امام شافعی به قبر امام کاظم علیه السلام . تبرک دعبل خزاعی به پیراهن امام رضا علیه السلام و …

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۰۱ / ۰۴ / ۹۴

مجری :

بیننده برنامه راه و بی راه هستید ، برنامه ای در جهت رسوا کردن وهابیت و نشان دادن بی راهه ای که می خواهند به نام اسلام به جهانیان نشان دهند ؛ اما در این برنامه با مطرح کردن اختلاف نظر هایی که بین وهابیت و سایر مذاهب اسلامی وجود دارد ، به صورت مستند و علمی ، با نشان دادن کتب ، تصاویر ، کلیپ ها و سخنرانی هایی که از علمای مختلف جوامع اسلامی مختلف به سمع و نظر شما می رسد ، متوجه خواهید شد که بین نگرش وهابیت با سایر نگرش های اسلامی اختلاف وجود دارد .

برای شیعیان مفید است که این موضوع را بهتر درک کنند و به صورت علمی و مستدل در ذهنشان بماند . همچنین برای اهل سنت ، تا بدانند که تا چه اندازه با وهابیت اختلاف دارند و برای وهابیت ، تا بدانند چقدر از جامعه اسلامی و مسلمان ها ، انحراف دارند .

طبق هفته های گذشته در خدمت استاد عزیز و ارجمند ، سید بزرگوار ، حجت الاسلام و المسلمین یزدانی هستیم .

در جلسات گذشته مطالبی را با موضوع بندی هایی که در خصوص اختلافات وهابیت با سایر مذاهب اسلامی بود ، تقدیم حضور شما شد . در جلسه قبل به بحث تبرک به قبور ائمه اهل بیت (علیهم السلام) توسط اهل سنت و مخالفت هایی که وهابیت داشتند ، رسیدیم .

بنده از استاد یزدانی تقاضا دارم که خلاصه ای مطالب گفته شده را بیان کنند تا این که به طرح سؤال برسیم .

استاد یزدانی :

همان طور که فرمودید یکی از مباحث مهم بین کل مسلمان ها و وهابیت ، بحث تبرک است که از دیدگاه همه مسلمان ها ، تبرک به صالحین؛ چه بر قبورشان باشد و چه به آثارشان ، جایز و بلکه مستحب است که علمای شیعه و سنی بر این مسأله تأکید کرده اند . اما وهابیت این مسأله را قبول ندارد ، به خصوص تبرک به قبور را ، شرک اکبر می داند . هم ابن تیمیه و هم ابن عثیمن و هم بن باز و بقیه تصریح دارند که تبرک به قبور شرک است .

ما فتاوای بزرگان اهل سنت و هم چنین فتاوای وهابیت را در هفته های گذشته به صورت مفصل خواندیم . تا این که به بحث تبرک به قبور اهل بیت (علیهم السلام) رسیدیم ، چه پیامبر (صلی الله علیه و آله) و چه سایر ائمه اهل بیت (علیهم السلام) . مواردی را از تبرک به قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خواندیم که طبق مدارکی که اهل سنت در کتاب های خود نقل کرده اند ، صحابه روی قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) می آمدند و خاک قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به عنوان تبرک می بردند که این مسأله از دیدگاه وهابیت ، شرک اکبر است . آن قدر خاک قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را بردند تا این که طبق نقل اهل سنت ، عایشه ، همسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در اطراف قبر دیواری ساخت . دیوار سوراخی داشت که مردم از آن سوراخ هم خاک قبر را می بردند تا این که آن سوراخ را هم بستند .

بنابراین ثابت کردیم که صحابه به خاک قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) تبرک می کردند .

روایت تبرک به خاک قبر حمزه ، سید الشهداء (علیه السلام) را خواندیم که سلف و خلف اهل سنت از خاک قبر حضرت حمزه (علیه السلام) همیشه برای تبرک می بردند و به خصوص در بیماری هایی مثل سر درد از آن استفاده می کردند .

در مورد قبر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را هم گفتیم که ابن اثیر گفته بود : قبر آن حضرت متبرک است و همه آن را زیارت می کنند .

در ادامه به قبر سید الشهدا ، امام حسین (علیه السلام) رسیدیم و مدارکی را از کتب اهل سنت نشان دادیم که بزرگان اهل سنت همیشه سراغ قبر امام حسین (علیه السلام) می آمدند و از خاک امام حسین (علیه السلام) شفاء می گرفتند و از آن همیشه استفاده می کردند . این نشانگر آن است که اهل بیت (علیهم السلام) نزد همه مسلمان ها بزرگ و متبرک بودند ؛ اما وهابیت این مسأله را قبول ندارند و آن را شرک می دانند .

ان شاء الله اگر خداوند توفیق دهد ، این جلسه و جلسات دیگری که در آینده خواهیم داشت ، باز هم مدارکی را از تبرک مردم به قبور پیامبر (صلی الله علیه و آله ) و سایر ائمه (علیهم السلام) خواهیم گفت .

جالب است که بنده در جستجویی که انجام می دادم ، بیش از یکصد قبر را از بزرگان اهل سنت را پیدا کردم که دیگران از بزرگان اهل سنت ، تأکید کردند که فلان قبر ، متبرک است و مردم زیارت می کنند و از آن جا حاجت می گیرند . ان شاء الله در هفته های بعد ، تعدادی از این ها را معرفی می کنیم .

مجری :

می دانید که وهابیت همیشه ادعاهایی دارند و فتاوایی را صادر می کنند که به آن عمل نمی کنند یا این که نمی توانند به آن عمل کنند . در برخی از بخش های برنامه راه و بی راه ، ما بخشی را به وهابیت ، از ادعا تا عمل اختصاص داده ایم .

یکی از صفات آقا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، ید الله بودن است که ما از کتب اهل سنت با روایات صحیح ، به راحتی می توان این موضوع را اثبات کنیم . در این خصوص وهابیت ادعایی دارد که با هم می بینیم .

کلیپ ۱ ) : وهابیت از ادعا تا عمل

ادعای وهابیت :

کارشناس وهابی :

ببینید که این بدبخت چه می گوید . نگاه کنید آیا ما حق داریم که این ها ، شرک می ورزند و دینی آورده اند که دین پیامبر ما نیست و دین حضرت علی نیست .

مداح اهل بیت (علیهم السلام) :

اگر دست علی ، دست خدا نیست …

کارشناس وهابی :

این چیزی است که می خواهد شما را به شرک دعوت کند ، این دینی نیست که پیامبر خدا آورده باشد . این یعنی شرک . به هر زبانی از هر کسی که بپرسید ، این را برای شما خواهند گفت که شرک است.

عمل وهابیت :

بیننده :

به قولی می توان گفت که شما ید الله هستید .

کارشناس وهابی :

خواهش می کنم ، سلامت باشید . خیلی متشکرم . خوش وقتمان کردید . دل ما را شاد کردید .

استاد یزدانی :

این آقای کارشناس جرأت نقد برنامه های علمی شبکه ولایت را ندارد ؛ چون می داند که حرفی برای گفتن ندارد و هر حرفی که بزند ، به ضررش خواهد بود . اگر این مطالبی را که ما نشان می دهیم ، بگوید : غلط است ، به ضررش است . اگر بگوید : راست است ، باز هم به ضررش است . هیچ راه فراری در مباحث علمی برایشان باقی نگذاشته ایم ؛ به همین دلیل مجبورند میان برنامه ها و کلیپ های شبکه را پخش و نقد می کنند و می گویند : اگر کسی بگوید علی بن ابیطالب (علیه السلام ) ید الله است ، به هر زبانی که بگوید ، کفر و شرک است . اما از طرف دیگر وقتی به عالم جهان وهابیت می گویند : شما ید الله هستید ، خیلی خوشحال می شود .

خیلی واضح و روشن است که وهابیت رفتار تا عملشان با هم متفاوت است .

در ادامه مباحث گذشته که وهابیت هر گونه مسح قبر و مالیدن صورت بر روی قبر به عنوان تبرک ، شرک و کفر است . حتی ابن تیمیه به آیاتی از قرآن برای اثبات شرک بودن تبرک ، استدلال کرده است. بنده مستندی را نشان می دهم که بزرگان اهل سنت گفتند : سند این روایت ، جید است که صحابه ، صورت خود را به خاک قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) می مالیدند .

تبرک صحابه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به خاک قبر آن حضرت

۱ ) تبرک بلال بن رباح ، مؤذن پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاک قبر آن حضرت

در کتاب اسد الغابه فی معرفه الصحابه ، تألیف ابن اثیر جزری ، متوفای ۶۰۳ هـ ، (که بزرگان اهل سنت و وهابیت بر این کتاب تحقیق و مقدمه زدند ) چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، جلد اول ، صفحه ۴۱۷ می گوید :

داستان بلال بن رباح ، همان مؤذن پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، را نقل می کند که در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله ) در سفر و حضر ، همیشه همراه پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود و ایشان اولین مؤذن پیامبر (صلی الله علیه و آله) بودند . جالب است که بلال بن رباح بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای هیچ کس اذان نگفت و با حالت قهر از مدینه به شام رفتند و اصلا مشروعیت خلافت خلفای سه گانه را قبول نداشت و نتوانست آن ها را تحمل کند ، از آن جا رفت و برای آن ها حتی یک بار هم اذان نگفت .

این مطلب را بزرگان اهل سنت هم گفتند . بعضی ها مدعی شدند که اذان گفته ؛ اما هیچ مستندی وجود ندارد که نشان دهند ، بلال بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای خلفا اذان گفته باشد .

ثم إن بلالاً رأى النبی صلى الله علیه وسلّم فی منامه وهو یقول : ( ما هذه الجفوه یا بلال ؟ ما آن لک أن تزورنا ؟ ) فانتبه حزیناً ، فرکب إلى المدینه فأتى قبر النبی صلى الله علیه وسلّم وجعل یبکی عنده ویتمرّغ علیه …

وقتی بلال از مدینه رفت ، (طبق روایاتی که اهل سنت نقل کردند) پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) را در خواب دید که حضرت فرمود : ما هذه الجفوه یا بلال ، این چه جفایی است که در حق ما می کنی ؟ چرا خودت را از ما دور کردی ؟ چرا به شام رفتی و به دیدار ما نمی آیی ؟

این ها نشان دهنده این است که زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) بسیار لازم و ضروری است

و حتی اگر به زیارت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نرود ، موجب ناراحتی آن حضرت می شود .

آیا وقت این نشده که به زیارت ما بیایی ؟ بلال از خواب بیدار شد که بسیار ناراحت شده بود . سوار مرکبش شد و به مدینه سراغ قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد . خود را بر قبر آن حضرت انداخت و صورتش را بر قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) می مالید .

این کار بلال ، مخالف نص صریح فتوای ابن تیمیه بود که هر کس صورت خود را به خاک قبر بمالد ، مشرک است .

مجری :

اگر یک وهابی این صحنه را ببیند ، چه کاری انجام می دهد ؟

استاد یزدانی :

الان اگر کسی این کار را انجام دهد ، به حدی تازیانه می زنند که همان جا ، جان دهد . اما ایشان ، بلال بن رباح است ، از اولین کسانی که به اسلام ، ایمان آورده و تا آخر عمر بر آن پیمانی که با پیامبر (صلی الله علیه و آله) در غدیر خم بسته بود ، باقی ماند و جزء یاران امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بود . جالب است که در ادامه روایت می گوید :

 فأقبل الحسن والحسین ، فجعل یقبّلهما ویضمّهما ، فقالا له : نشتهی أن تؤذن فی السحر ، فعلا سطح المسجد ، فلما قال : (الله أکبر ، الله أکبر) ارتجّت المدینه ، فلما قال : (أشهد أن لا إله إلاّ الله) زادت رَجَّتُها ، فلما قال : (أشهد أن محمداً رسول الله) خرج النسا من خدورهن ، فما رئی یوم أکبر باکیاً وباکیه من ذلک الیوم .

امام حسن و امام حسین (علیهم السلام ) جلو آمدند . بلال آن ها را در آغوش گرفت و آن ها را بوسید . آن دو حضرت از بلال درخواست کردند : ما خیلی دوست داریم که یک بار دیگر برای ما اذان بگویی . بلال بالای مناره رفت تا اذان بگوید ؛ اما نتوانست اذان را به آخر برساند ، وقتی به اشهد ان محمد رسول الله رسید ، زن ها از خانه های خود بیرون آمدند و به حدی گریه کردند که تا آن زمان کسی این اندازه گریه را در مدینه ندیده بودند .

ابن اثیر جزری ، اسد الغابه ، ج ۱ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۶۰۳

این نشانه آن است که بلال در مدتی که حدود ۲ سال ، از مدینه دور بود ، برای ابوبکر اذان نگفته بود . اگر گفته بود که تا این حد مردم تعجب نمی کردند و از خانه های خود بیرون نمی آمدند و خاطرات زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) را برای آن ها زنده کرد . خصوصا طبق نقلی که در منابع شیعه آمده ، حضرت زهرا (سلام الله علیها ) دیگر اجازه نداد ، بیش از آن اذان بگوید . حضرت زهرا (سلام الله علیها ) بسیار گریه کردند و خاطرات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای آن حضرت ، زنده شد .

اگر آن طوری که ابن تیمیه و پیروانشان گفته باشند که مالیدن صورت خاک قبر ، شرک باشد ، بلال بن رباح ، صحابی جلیل القدر پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم باید مشرک باشد . آن هم کاری که در محضر صحابه انجام شده و صحابه هیچ عکس العملی از خود نشان نداده اند .

بقیه بزرگان اهل سنت هم این روایت را نقل کرده اند ، از جمله آقای سمهودی در کتاب خلاصه الوفاء باخبار دار المصطفی ، متوفای ۹۲۲ هـ ، جلد اول ، با تحقیق محمد امین محمد محمود احمد الجکینی (عضو هیئت تدریس در دانشگاه اسلامی مدینه منوره) ، صفحه ۳۵۵ می گوید :

وروى ابن عسکر بسند جید عن أبی الدرداء رضی الله عنه قصه نزول بلال بن رباح بداریا بعد فتح عمر رضی الله عنه البیت المقدس قال ثم أن بلالا رأى النبی (ص) وهو یقول له ما هذه الجفوه یا بلال أما آن لک أن تزورنی فانتبه حزینا خائفا فرکب راحلته وقصد المدینه فأتى قبر رسول الله (ص) فجعل یبکی عنده ویمرخ وجهه علیه …

ابن عساکر با سند جید از ابو درداء ، قصه آمدن بلال بن رباح به مدینه را ، بعد از فتح بیت المقدس توسط خلیفه دوم ، نقل کرده است . بلال پیامبر (صلی الله علیه و آله) را در خواب دید که حضرت فرمود : ای بلال این چه جفایی است که در حق ما می کنی ؟ آیا زمان آن نرسیده که به دیدار ما بیایی ؟ بلال با حالت حزن و خوف از خواب بیدار شد و سوار مرکب به سوی مدینه آمد . نزد قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و خود را روی قبر انداخت ، گریه می کرد و صورت خود را به خاک قبر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) می مالید .

سمهودی ، خلاصه الوفاء باخبار المصطفی ، ج ۱ ، با تحقیق محمد امین محمد محمود احمد الجکینی ، ص ۳۵۵

سند روایت هم به گفته بزرگان اهل سنت ، جید می باشد .

آقای ابن حجر هیثمی در کتاب الجوهر المنظم فی زیاره القبر الشریف النبوی المکرم ، صفحه ۶۵ می گوید :

وجاء بسند جید ان بلالا رضی الله عنه شد رحله من الشام الی زیاره رسول الله (ص) وفی روایه ان ذلک لرؤیته له (ص) قائلا له : ما هذه الجفوه یا بلال ؟ اما آن لک ان تزورنی ! فأتی النبی (ص) وجعل یبکی و یمرغ علیه …

با سند جید نقل شده که بلال از شام به زیارت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و صورت خود را به قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) می مالید .

هیثمی ، ابن حجر ، الجوهر المنظم ، ص ۶۵

علاوه بر این ها ، بزرگان دیگری از اهل سنت این داستان را نقل کرده اند که بلال بن رباح ،صحابی جلیل القدر و مؤذن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، از دیدگاه وهابیت ، مشرک شده است .

۲ ) تبرک حضرت زهرا (سلام الله علیها ) به خاک قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

باز داستان دیگری که ابن جوزی ، سمهودی و دیگران ، از زمان وفات پیامبر (صلی الله علیه و آله) و این که حضرت زهرا (سلام الله علیها ) بر سر قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله ) می آمد و خاک قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به عنوان تبرک ، می بویید :

. ثم لما دُفن قالت فاطمه : یا أنس کیف طابت أنفسکم أن تَحْثُوا على رسول الله (ص) الترابَ عن علی علیه السلام قال : لما مات رسول الله (ص) جاءتْ فاطمه علیها السلام ، فأخذت قبضه من تراب القبر ، فوضعته على عینیها ، فبکت وأنشأت تقول :

ماذا على من شَمَّ تُرْبَه أحمدٍ

 أن لا یَشُمَّ مدى الزمان غَوَالَیَا

صُبَّتْ عَلیَّ مصائبٌ لو أنها

صُبَّت على الأیام عُدْنَ لَیَالِیَا

عن عطاء قال : قال رسولُ الله (ص) : ( إذا أصَابَتْ أحَدَکُم مُصیْبَهٌ فلْیَذْکُرْ مُصَابَه فِیَّ ، فإنَّها مِن أعْظَمِ المَصَائِبِ ) .

زمانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از دنیا رفت و از دفن پیامبر (صلی الله علیه و آله) برگشتند ، حضرت زهرا (سلام الله علیها )‌ به انس گفت : چطور دلتان آمده بر بدن مطهر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بریزید .

در ادامه روایتی از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) بیان می کند : زمانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از دنیا رفت ، صدیقه شهیده (سلام الله علیها ) آمد و مشتی از خاک رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) گرفت و بر چشمان خود می مالید . (در این جا تبرک صریح و واضح است ، چرا خاک قبر بقیه را نمی بردند . همان چیزی که وهابیت آن را شرک می دانند )

حضرت این شعر را می خواندند : هر کس خاک قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را یک بار ببوید ، تا آخر عمر نیازی ندارد که عطر را استشمام کند . بر من امروز مصیبتی وارد شده که اگر این مصیبت بر روز ها وارد می شد ، فورا شب می شد .

ابوالفرج ابن جوزی ، الوفا باحوال المصطفی ، ج ۱ ، ص ۸۱۹

این شعر معروفی است از صدیقه طاهره ، حضرت زهرا (سلام الله علیها ) که به روشنی نشان می دهد که آن حضرت خاک قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را بر چشمان خود می مالیدند .

کتاب های متعدد دیگری این روایت را نقل کرده از جمله کتاب مکه مشرفه مسجد الحرام ، تألیف ابو البقاء حنفی ، متوفای ۷۵۴ هـ ، جلد اول ، صفحه ۳۲۱ بیان می کند .

هم چنین در کتاب سبل الرشاد والهدی ، تألیف صالحی شامی ، جلد ۱۲ ، ص ۳۳۷ بیان شده است .

این هم مستند دوم به خاک قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) توسط صحابه بود . پس اگر حضرت زهرا (سلام الله علیها ) مشرک است ، بنده هم می خواهم مشرک باشم . اصلا بهشتی را که حضرت زهرا (سلام الله علیها ) در آن نباشد ، نمی خواهم به آن وارد شوم . هیچ مسلمانی علاقه ای ندارد ، در بهشتی که صدیقه شهیده (سلام الله علیها ) در آن نباشد ، وارد شوند .

اصلا وهابی ها وارد آن بهشت نمی‌شوند ؛ چون جایی که حضرت زهرا (سلام الله علیها ) در آن باشد ، وهابی در آن جایی ندارد . از دیدگاه وهابی ها ، حضرت زهرا (سلام الله علیها ) مشرک هستند ؛ چون حضرت زهرا (سلام الله علیها ) خاک قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را بر چشمان خود می مالید و این از نگاه وهابیت ، کاملا شرک است .

مجری :

استاد یزدانی ! ما کلیپی را در خصوص زیارت قبر امام موسی بن جعفر (علیه السلام) توسط اهل سنت آماده کرده ایم . اگر شما لازم می دانید ، ابتدا مطلب علمی آن را بیان کند و سپس کلیپ را پخش خواهیم کرد .

تبرک علمای اهل سنت به قبر امام موسی الکاظم (علیه السلام)

استاد یزدانی :

قبر حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) ، باب الحوائج ، یکی از قبوری است که همیشه اهل سنت در طول تاریخ ، به زیارت آن حضرت می آمدند و خودشان را به قبر موسی بن جعفر (علیه السلام) و جواد الائمه (علیه السلام) ، در بغداد ، متبرک می کردند .

ابن سمعون از بزرگان اهل سنت در کتاب امالی خود ، مطلبی را از امام شافعی نقل می کند :

وتوفی موسى الکاظم فی رجب سنه ثلاث وقیل سنه سبع وثمانین ومائه ببغداد مسموماً، وقیل إنه توفی فی الحبس وکان الشافعی یقول قبر موسى الکاظم التریاق المجرب .

امام موسی الکاظم (علیه السلام) در رجب سال ۱۸۷ هـ مسموم شد و در بغداد از دنیا رفت و گفته شده که آن حضرت ، در حبس بوده . شافعی همیشه می گفت : (کان که بر فعل مضارع بیاید ، استمرار را می رساند) قبر موسی الکاظم (علیه السلام) نوشدارویی تجربه شده است . کسی حاجتی داشته باشد و سراغ قبر موسی بن جعفر (علیه السلام) برود ، محال است که پاسخ نگیرد .

ابن سمعون ، امالی ، ج ۱ ، ص ۱۲۶

این مطلب در کتاب های دیگر هم بیان شده که همین یک مورد هم کفایت می کند که علمای اهل سنت ، به خصوص امام شافعی ، سراغ قبر موسی الکاظم (علیه السلام) می رفتند و خود را به آن متبرک می کردند .

کتاب دیگری که این روایت را نقل کرده است ، کتاب الاهابه بمن دفن فی بلاد اللیبیه من الصحابه ، تألیف احمد القطعانی ، چاپ دوم مکتبه النهاد طرابلس لیبی می گوید :

فکان الامام الشافعی یقول : قبر موسی الکاظم التریاق المجرب .

امام شافعی همیشه می گفت : قبر موسی الکاظم (علیه السلام) ، نوشدارویی تجربه شده است .

احمد قطعانی ، الاهابه ، چاپ دوم مکتبه النهاد طرابلس

در کتاب حیات حیوان الکبری ، تألیف آقای کمال الدین محمد بن موسی بن عیسی دمیری ، جلد اول ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، با تحقیق احمد حسن ، صفحه ۱۸۹ بیان شده :

وکان الامام الشافعی یقول : قبر موسی الکاظم التریاق المجرب .

امام شافعی همیشه می گفت : قبر موسی الکاظم (علیه السلام) ، نوشدارویی تجربه شده است .

دمیری ، حیات حیوان الکبری ، ج ۱ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، با تحقیق احمد حسن ، ص ۱۸۹

کسانی دیگری از علمای اهل سنت بودند که تصریح کردند قبر موسی الکاظم (علیه السلام) متبرک است و همیشه زیارت می کردند .

در کتاب التبصیر فی الدین و تمییز الفرقه الناجیه عن الفرق الهالکین ، تألیف ابی المظفر الاسفراینی ، چاپ عالم الکتب ، با تحقیق کمال یوسف الهوت ، صفحه ۳۸ می گوید :

در این جا فرقه ای را به نام موسویه ، به عنوان فرقه ای از فرقه های شیعه نقل می کند که مقصود همان فرقه واقفیه است که تا امام موسی الکاظم (علیه السلام) را قبول داشتند و بعد از ایشان ، امام رضا (علیه السلام) را قبول نکردند .

ایشان می گوید : فرقه هشتم از فرقه های شیعه ، موسویه است که بعد از امام موسی بن جعفر (علیه السلام ) بر آن حضرت ، متوقف شدند و گفتند : او زنده است و هرگز نمرده و برمی گردد .

نویسنده در پاسخ به واقفه ، این مطلب را رد می کند و می گوید :

علی ان هذا القول هوس منهم ، لان مشهد موسی بن جعفر مشهور ببغداد فی الجانب الغربی یزار ویتبرک به …

این سخن از روی هوای نفس است که گفته شد ؛ برای این که حرم موسی بن جعفر (علیه السلام) در غرب بغداد مشهور است و مردم او را زیارت و به ایشان تبرک می شود .

ابی المظفر الاسفراینی ، التبصیر فی الدین ، چاپ عالم الکتب ، با تحقیق کمال یوسف الهوت ، ص ۳۸

این هم مستندی دیگر از اهل سنت که ثابت می کند اهل سنت قبر امام موسی بن جعفر (علیه السلام) را متبرک می دانستند و آن جا را به عنوان تبرک زیارت می کردند و از دیدگاه وهابیت همه آن ها ، مشرک هستند .

مجری :

کلیپی را از آقای عدنان ابراهیم ، یکی از علمای اهل سنت فلسطین ، به نقل از امام شافعی چه می گوید .

کلیپ ۲ ) : دکتر عدنان ابراهیم ، یکی از علمای اهل سنت فلسطین

امام شافعی دائم می گفت ، دقت کنید ، امام شافعی دائم می گفت : قبر امام موسی الکاظم (علیه السلام) از ائمه اهل بیت (علیهم السلام) ، دارویی مجرب است .

این را امام شافعی گفته است ، قبر موسی الکاظم (علیه السلام) دارویی مجرب است .

استاد یزدانی :

یکی از جاهایی که اهل سنت ، همیشه آن را متبرک می دانستند و همیشه به زیارتش می رفتند ، می آیند و خواهند آمد ، قبر امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) است . ما بارها کلیپ های آن را در برنامه پخش کردیم . مردم شیعه که به زیارت امام رضا (علیه السلام) می روند ، با چشم خود دیدند که اهل سنت به زیارت امام رضا (علیه السلام) می آیند و خود را متبرک می کنند .

از قدیم الایام این گونه بوده . داستان ابن حبان و توسل ایشان را بارها در شبکه ولایت و در جاهای دیگر دیده اند که بنده آن را تکرار نمی کنم . ایشان می گفت : من همیشه و هر زمان که مشکلی داشتم ، نزد قبر علی بن موسی الرضا (علیه السلام) می رفتم و همیشه همه حاجت خود را می گرفتم .

ابن حبان بستی شافعی کسی نیست که دروغ بگوید و انگیزه ای برای دروغ گفتن در این زمینه ندارد .

از این گذشته ، داستان جالبی را آقای کمال الدین عمر بن احمد بن ابی جراده نقل می کند . در کتاب بغیه الطلب فی تاریخ الحلب ، تألیف کمال الدین عمر بن احمد بن ابی جراده ، جلد ۷ ، با تحقیق دکتر سهیل زکار ، چاپ دار الفکر بیروت ، داستان تبرک دعبل خزاعی است . روایت طولانی را با سند های متعدد بیان می کند تا این که سند به دعبل خزاعی ، شاعر معروف می رسد و می گوید :

فأحضرنی وسألنی عن خبری ثم قال لی یا دعبل أنشدنی مدارس آیات فقلت لا أعرفها یا امیر المؤمنین فقال یا غلام أحضر أبا الحسن علی بن موسى قال فلم یکن بأسرع من أن أحضر فقال یا أبا الحسن سألت دعبلا عن مدارس آیات فذکر أنه لا یعرفها قال فالتفت إلی أبو الحسن وقال أنشدنا دعبل فأنشدت القصیده …

فقال والله لأهیننها ثم تممتها إلى آخرها فاستحسنها وأمر لی بخمسین ألف درهم وأمر لی علی بن موسى بقریب منها فقلت له یا سیدی أرید أن تهب لی ثوبا یلی بدنک أتبرک به وأجعله کفنا فوهب لی ثوبا ….

من زمانی که شعر معروف مدارس و آیات را خواندم ( که در کتب شیعه هم با سند صحیح نقل شده که شعر بسیار بسیار شور انگیزی از دعبل خزاعی است . به خصوص بخش هایی که مربوط به امام زمان (علیه السلام) است که پیش بینی می کند و روایات را می خواند و امام رضا (علیه السلام) آن را تأیید می کند و صله زیادی به ایشان می دهد ، نه یک بار ؛ بلکه هر بار که این شعر را در مجالس مختلف خوانده ، امام رضا (علیه السلام ) هم صله داده و از او تشکر کرده است . اگر فرصت شد ، این شعر را خواهم خواند . ) مأمون دستور داد که این شعر را یک بار برای من بخوان . دعبل گفت : من اصلا چنین شعری نگفته ام ، چه کسی گفته ، من این شعر را دارم ، قبول نکردم و به او گفتند : اگر می خواهی دعبل آن شعر را بخواند ، امام رضا (علیه السلام) را واسطه کن .

کسی را به دنبال امام رضا (علیه السلام) فرستادند و ایشان در مجلسی حاضر شدند . امام رضا (علیه السلام) به دعبل دستور داد که این شعر را حتما بخوان . دعبل آن شعر را خواند که شعر بسیار زیبایی دارد ….

در ادامه دعبل می گوید : مأمون به من ۵۰ هزار درهم صله داد که امام رضا (علیه السلام) هم چیزی شبیه آن را داد . (البته امام رضا (علیه السلام) در هر بار خواندن دعبل ، به او صله می داد ) . به امام رضا (علیه السلام) گفتم : آقای من ! از شما می خواهم که به من پیراهنی که به بدنت می چسبد ، بدهی تا آن را به عنوان کفن ، خود را به آن متبرک کنم ….

ابی جراده ، کمال الدین ، بغیه الطلب فی تاریخ حلب ، ج ۷ ، با تحقیق دکتر سهیل ذکار ، چاپ دار الفکر بیروت

این داستان را ابی جراده ، نقل کرده از تبرک دعبل خزاعی ، شاعر معروف شیعی ، به حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) که در محضر همه کسانی که در آن جا حضور داشتند ، بوده و این عالم سنی مذهب نقل کرده و اصلا شرک هم از آن نمی فهمد .

اگر وهابی در آن جا بود ، حتما می گفت : ای دعبل این چه شعری بود که تو سرودی ؟ شعری که اهل بیت (علیهم السلام ) را وصف می کند . این شعر سراسر شرک است . از این گذشته ، چرا لباس امام رضا ﴿ علیه السلام ) را به عنوان تبرک گرفتی ، همه این ها ، شرک است .

مجری :

کلیپی آماده شده از مولوی عبد العزیز خالقی ، از علمای اهل سنت ، در مصاحبه اختصاصی با شبکه جهانی ولایت ، در خصوص لزوم زیارت قبر نبی مکرم اسلام ﴿صلی الله علیه و آله ﴾ ، مشهد الرضا ﴿علیه السلام ) و زیارت حضرت معصومه ﴿سلام الله علیها ﴾ در قم مقدسه ، مطالبی را بیان کرده که با هم می بینیم .

کلیپ ۳ ﴾ : تأکید بر زیارت قبور اهل بیت (علیهم السلام ) توسط مولوی عبد العزیز خالقی

مولوی خالقی : الان هر مسلمانی که به حج می رود ، به نسبت کنار قبر رسول الله (صلی الله علیه و آله) می رود ، دعا و نیایش می کند . هر مسلمانی که به مشهد می رود ؛ چون امام رضا (علیه السلام ) از اهل بیت (علیهم السلام) و خاندان رسول الله (صلی الله علیه و آله) است ، نعمت بزرگی است که خداوند بر ما ایرانی ها لطف کرده ، در مشهد امام رضا ( علیه السلام) و در قم خواهرشان (علیها السلام ) را برای ما به ودیعه گذاشته تا اگر کسی به مدینه نرفت و دسترسی نداشته باشد ، در این دو شهر بیاید و در کنار توقفی داشته باشد و برای عالم اسلام ، دعا و نیایش کند و خداوند به برکت اولیاء الله ، دعای همه را قبول می کند . علی ان اولیاء الله لاخوف علیهم و لا هم یحزنون .

مجری :

این ها سخنان یک عالم اهل سنت بود و ما تا این جا دانستیم که نظر اهل سنت در مورد قبور اهل بیت (علیهم السلام) چیست . کلیپ دیگر آماده کردیم ، سخنانی است که از شبکه تروریستی ـ وهابی کلمه به همراه سخنانی که خود دواعش در مورد قبور اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) دارند . اگر دقت کنید ، متوجه می شوید که تا چه حد معتقدات این ها به هم شباهت دارد و قطعا به این نتیجه خواهید رسید که پیاده نظام وهابیت ، دواعش هستند و رسانه های آن ها ، شبکه های وهابی فارسی زبانی که برنامه پخش می کنند .

کلیپ ۴ ) :

کارشناسان وهابی :

فقط الله ، نگو یا علی ! دیگر نگو یا حسین !!! دیگر نگو یا زهرا !!!

نه نزد قبرش برو و نه از او چیزی بخواه !!!

یا ابوالفضل مدد ، یا علی مدد ، این شرک ظاهر و واضح است .

ما می گوییم کربلا را نباید زیارت کنید !!!!

اگر کسی یا ابوالفضل و یا علی را به این نیت می گوید که آن ها صدای ما را می شنوند و می توانند ما را کمک کنند ، غالب مردمی که می گویند ، به این نیت است ، شرک و کفر است   و باعث خروج شخص از دایره اسلام می شود .

استاد یزدانی :

خیلی واضح و روشن است که هیچ تفاوتی بین شبکه های وهابی و داعش ، نیست . یکی اسلحه به دست می گیرد و مردم را می کشد و دیگری هم با دروغ هایی که در شبکه های خود می گویند ، مردم را تهییج می کنند که به این گروه ها بپیوندند . دقیقا همه مطالبی را که داعش می گوید ، این شبکه های وهابی هم می گویند و این ها ، همان داعشی ها هستند و باید به آن ها ، شبکه های داعشی گفته شود .

مجری :

تا این جا دیدگاه اهل سنت و شیعه مشخص شد ، دیدگاه وهابیت هم که معلوم شد . حال سؤالی که ما امشب از شما بینندگان عزیز داریم ، این است که آیا شما با این شبکه های داعشی هم نظر هستید یا با شیعیان و اهل سنت ، موافقید ؟ سؤال ساده ای است و به بحث علمی هم نیازی ندارد .

تماس بینندگان :

بیننده : آقای باقری از شیراز ـ شیعه

در مورد کلیپی که گفته بودند : اگر کسی بگوید ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) دست خدا است ، شرک گفته ، نکاتی را بیان کنم .

هر کدام از بندگان من که مخلص باشند ، دستشان ، دست من و چشمشان ، چشم من و قلبشان هم قلب من است . این وهابی ها فکر می کنند که همه مانند خودشان است که از خداوند دور هستند . اگر این ها می گویند : شرک است ، چرا به یمن حمله کردند و داعش را به عراق فرستادند که سر مسلمان و مسیحی را ببرند و خود را دست خدا می دانند .

استاد یزدانی :

از انسان مؤمن هم پایین تر ، حجر الاسود است که این ها در کتب خود دارند که حجر الاسود ، ید الله است . در کتاب فضائل مکه ، تألیف حسن بن یسار بصری ، متوفای ۱۱۰ هـ ، جلد اول ، صفحه ۳۰ می گوید :

والحجر الأسود ید اللَّهِ تعالى فی أرضه یصافح فیها من یشاء من عباده …

حجر الاسود ، دست خداوند در روی زمین است و با هر کس که بخواهد ، دست می دهد .

حسن بن یسار بصری ، فضائل مکه ، متوفای ۱۱۰ هـ ، ج ۱ ، ص ۳۰

همین روایت سیوطی در جامع الاحادیث ، از ابن عباس نقل می کند :

عن ابن عبَّاسٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ : (الْحَجَرُ الأَسْوَدُ یَدُ اللَّهِ تَعَالى فِی الأَرْضِ ، فَمَنْ مَسَّهُ فَإِنَّمَا یُبَایِعُ اللَّهَ).

حجر الاسود دست خداوند است . هر کس به آن دست بکشد ، با خداوند بیعت کرده است .

سیوطی ، جامع الاحادیث ، ج ۲۰ ، ص ۲۰۰

نص قرآن کریم است که می فرماید : آن هایی که در بیعت شجره ، با پیامبر (صلی الله علیه و آله) بیعت کردند :

إِنَّ الَّذِینَ یُبَایِعُونَکَ إِنَّمَا یُبَایِعُونَ اللَّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّمَا یَنْکُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَیْهُ اللَّهَ فَسَیُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا .فتح / ۱۰

کسانی که در بیعت شجره با پیامبر (صلی الله علیه و آله) دست دادند و بیعت کردند مثل این است که با خود خداوند بیعت کردند .

یعنی در آن جا ، دست پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، دست خداوند است . منظور ما هم از این که می گوییم : امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، ید الله است ، به همین معنا است که امیرالمؤمنین (علیه السلام) واسطه فیض است و خداوند از طریق آن حضرت به بندگان خود ، روزی می رساند .

بیننده : آقای قاسمی از زنجان ـ شیعه

واقعا انسان نمی داند که این وهابی ها با اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) ، چه مشکلی دارند ؟ جالب این است که برای اثبات حرفی که می زنند ، استدلالی ندارند . بنده با این ملازاده ، کارشناس وهابی ، شبکه کلمه تماس گرفتم و جریان جنگ جمل و اتفاقاتی که در آن جنگ افتاد ، صحبت کردم . در آخر تماس به من می گوید : شما چرا به عایشه اشکال می گیرید ، مگر در روز قیامت از شما در مورد عایشه می پرسند ؟

چون نمی توانند پاسخی بدهند ، می گویند : شما به ۱۴۰۰ سال قبل ، ایراد می گیرید . به نظر بنده این وهابی ها ، ضد دین و ضد اسلام هستند .

استاد یزدانی :

در این خصوص که شما به صدر اسلام چه کار دارید ، پاسخ آن خیلی واضح است . طبق نص صریح قرآن ، سوره اسراء ، آیه ۷۱ می فرماید :

 یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولَئِکَ یَقْرَءُونَ کِتَابَهُمْ وَلَا یُظْلَمُونَ فَتِیلًا . اسراء / ۷۱

در قیامت هر کسی به امام خود خوانده می شود …

کسانی که امامشان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است ، بیایند ، قطعا کسانی که امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را بر حق می دانند ، آن ها باید بیایند . کسانی که طلحه و زبیر را ، امام خود می دانند ، آن ها بیایند . چطور امکان دارد که سؤال نشود؟ هم در قبر از ما سؤال می شود ، که ما بار ها آن را با سند صحیح از کتب اهل سنت و شیعه ، ثابت کردیم که از ائمه در قبر سؤال می شود .

خود علمای اهل سنت گفته اند که در قیامت و قبر ، سؤال می شود . قطعا ما باید امامان را بشناسیم و با ویژگی های آن آشنایی پیدا کنیم و از هر کسی هم نمی توانیم پیروی کنیم . از هر کس پیروی کنیم ، در قیامت با همان محشور می شویم .

بیننده : آقای مرادی از تهران ـ شیعه

مدت زیادی است که این شبکه های وهابی علیه توسل و تبرک شیعیان و همچنین علیه حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) سخن می گویند که قلب همه ما را به درد می آورد . یکی از سخنانی که زیاد می گویند : تخریب خانه کعبه توسط امام زمان (علیه السلام) یا کشتاری که در زمان ظهورشان انجام می دهند ؛ البته این ها باید خوشحال باشند ؛ چون همیشه در شبکه های خود می گویند : مسلمانان در مدفن حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) شرک انجام می دهند و باید آن جا را خراب کرد .

برادران مسلمان من !‌ تا چه زمان باید ما طوری کنیم که آقایان مارا فریب دهند . آن ها غافل هستند از این که کل مسلمانان با امید به خداوند ، ائمه (علیهم السلام) را به عنوان شفیع خود قرار داده اند/ چون آن ها ، آبرو دار دو جهان هستند . ما خودمان را کوچکتر از آن می دانیم که به برادرانمان راه و روش بیاموزیم ، از آن ها تقاضا داریم که اگر قرار است فکر و عقیده ای را بپذیرند ، حتما همراه با بررسی و تحقیق باشد .

بیننده : آقای احمدی از سنندج ـ اهل سنت

سؤال بنده در مورد شبکه های وهابی ، سؤالی داشتم . بدون این که قصد حمایت از این شبکه ها را داشته باشم . ما هر چه این شبکه ها را گوش می کنیم ، می بینیم که این ها خداوند ، قرآن ، پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امامان (علیهم السلام) را قبول دارند ، چیزی نمی گویند که بر علیه ما باشد . به نظر بنده این ها هم اهل سنت هستند .

استاد یزدانی :

شما اهل سنت را مشرک می دانند .

بیننده :

من تا به حال نشنیدم که اهل سنت را مشرک بدانند .

استاد یزدانی :

در شبکه ، کلیپ های زیادی را از کارشناسان وهابی پخش کردیم که به صراحت گفته بودند : فرقی نمی کند بین شیعه و سنی ، بین اهل سنت هم ، مشرک وجود دارد .

مجری :

شما کرد هستید . شنیدید که یکی از کارشناسان وهابی گفته بود که در کردستان ، ۴۰۰ فاحشه خانه وجود دارد ؟

بیننده :

نه خیر ، بنده نشنیدم .

مجری :

ما کاری به این شبکه های وهابی نداریم ، اگر چنین سخنی را شبکه ما بگویند ، شما چه عکس العملی از خود نشان می دهید ؟

بیننده :

اصلا این سخن را قبول نمی کنم . من این حرف ها را نشنیدم ؛ اما دیدم که هم قرآن را قبول دارند و هم پیامبر (صلی الله علیه و آله) را .

مجری :

برادر عزیز ! این ها مشترکاتی است بین ما و این ها . مثلا اگر شما شبکه شیعی را ببینید که خیلی واضح و روشن به مقدسات شما اهل سنت ، توهین می کند . وقتی هم قرآن می خواند ، همان قرآن شما است ، پیامبرشان هم همان پیامبر شما است ، آیا شما سخنان این شبکه ها را می پذیرید ؟

استاد یزدانی :

برادر گرامی ! امام شافعی که از ائمه اهل سنت است را شما می شناسید؟ . ایشان هم به قبر ابو حنیفه تبرک و توسل می کرد و از او حاجت می گرفت و هم به قبر موسی بن جعفر (علیهم السلام) که در بغداد است . ایشان گفته بود که قبر موسی الکاظم التریاق المجرب ، قبر موسی بن جعفر (علیهم السلام) ، نوشدارویی تجربه شده است ، همیشه هم به قبر آن حضرت تبرک می کرد .

اما ما بارها در همین برنامه از کارشناسان و شبکه های وهابی پخش کردیم که تبرک را کفر و شرک است . یعنی امام شافعی ، کافر و مشرک است . شما که پیرو امام شافعی هستید ، مشرک می باشید.

حال شما این حرف را می پذیرید یا نمی پذیرید ؟

بیننده : محمد حسین از تهران ـ شیعه

بنده شیعه هستم ؛ اما سؤالی در خصوص توسل ، برایم مطرح شده . این که در قرآن می فرماید : ومن یتوکل علی الله فهو حسبه ، این جا می فرماید : هر کس به خداوند توکل کند ، برایش کفایت می کند.

با وجود این آیه چرا ما باید توسل کنیم ؟

مجری :

شما تفاوت توسل و توکل را می دانید ؟

بیننده :

توکل به این معنا است که به خداوند اعتماد و به او تکیه کنیم . توسل یعنی امام یا پیامبر (صلی الله علیه و آله) را واسطه بین خود و خداوند قرار دهیم .

مجری :

آیه قرآن توسل را رد کرده بود یا توکل به غیر خدا را ؟

بیننده :

توکل به غیر خدا را رد کرده بود .

مجری :

پس ارتباطی به توسل ندارد . شما می گویید : معنای آیه به این صورت است که اگر به خدا توکل کنید ، کافی است . بعد شما می گویید چرا ما باید توسل کنیم . فکر نمی کنید نتیجه گیری شما مقداری اشتباه باشد ؟

استاد یزدانی :

فقط همان آیه که در قرآن کریم نیست ، آیات دیگری هم هست از جمله آیه ۶۴ سوره نساء که امام صادق (علیه السلام) به این آیه برای اثبات جواز توسل و استغاثه به پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) استدلال می کند . آیات قرآن که باهم متضاد نیست .

امام صادق (علیه السلام) طبق روایت شریف کافی ، جلد ۴ ،صفحه ۵۵۱ با سند صد در صد صحیح نقل شده :

روایت سه سند دارد که هر سه آن ها ، کاملا صحیح است . امام صادق (علیه السلام) می فرماید : زمانی که وارد مدینه شدی ، غسل کن و این کار ها را انجام بده . به پیامبر (صلی الله علیه و آله) سلام بده و بگو :

واشهد انک رسول الله واشهد انک محمد بن عبد الله ….

در ادامه روایت امام صادق (علیه السلام ) می فرمایند :

اللهم قلت : وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا . نساء / ۶۴

خدایا خودت در قرآن فرمودی : اگر انسان به خودش ظلمی کرد و گناهی انجام داد ، نزد پیامبر بیاید و در نزد ایشان از خداوند ، طلب استغفار کند . پیامبر هم برای او طلب استغفار کند ، آن زمان است که خداوند توبه او را می پذیرد .

اگر پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای او طلب استغفار نکند ، توبه او قابل قبول نیست . در این آیه خداوند برای قبولی توبه ، شرط گذاشته است . نزد پیامبر بیاید ، طلب استغفار کند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم برای او طلب استغفار کند .

انی اتیت نبیک مستغفرا تائبا من ذنوبی وانی اتوجه بک الی الله ربی وربک لیغفر لی ذنوبی

امام صادق (علیه السلام) در ادامه می گوید : اگر نزد پیامبر رفتی ، این سخن را بگویید : من نزد شما آمده ام ای رسول خدا ، تا از گناهانم طلب استغفار کنم و به وسیله شما به خداوند توجه می کنم ، خدایی که هم پرودگار من است و هم پروردگار تو است ، تا خداوند گناهانم را بپذیرد . اگر حاجتی هم داشتی ، سراغ قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) برو و حاجتت را از خداوند بخواه .

کافی ، ج ۴ ، ص ۵۵۱

این نص صریح قرآن است که با سند صحیح در کتاب های شیعه هم نقل شده که امام صادق (علیه السلام) برای اثبات جواز توسل و استغاثه به قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، به آن استدلال کرده است .

توکل هم تفاوتی با توسل ندارد . وقتی اصل خداوند است و خداوند حاجت می دهد و ائمه (علیهم السلام) به اذن الله به ما توجه می کنند و مستقل این کار را انجام نمی دهند ، اشکالی ندارد . ما توکلمان به خداوند است ؛ اما امکان دارد از برادر ، دوست یا هر کس دیگری ، کمک بگیریم . این با توکل به خداوند ، تناقض ندارد . توکلمان به خداوند است ، در عین حال توسل هم می کنیم .

مجری :

از شما استاد یزدانی تشکر می کنیم . از شما بینندگان عزیز هم که تا این ساعت ، ما را همراهی کردید ، تشکر و سپاسگذاری داریم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدایار و نگهدارتان .