محمد بن عبد الوهاب معتقد است، چیزی که اهل سنت آن را فقه می‌دانند، از دیدگاه خدا و پیامبر  شرک و کفر است و ائمه اربعه همان بت‌هایی هستند که اهل جاهلیت می‌پرستیدند؛ اما از طرف دیگر خود اعتراف کرده است که در فقه مقلد احمد بن حنبل است!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۱۹ / ۰۵ / ۹۴

مجری :

شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام) را به شما عزیزان تسلیت می گویم و امیدوارم که هر کجای عالم در مجالس عزاداری شرکت می کنید ، خادمین امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در شبکه جهانی ولایت را از دعای خیر فراموش نکنید .

با ما همراه باشید ، با برنامه راه و بی راه ، برنامه ای که در جهت رسوا کردن وهابیت است . طبق معمول هفته های گذشته در خدمت استاد عزیز و سید بزرگوار ، حجت الاسلام والمسلمین یزدانی هستیم .

استاد یزدانی :

سالروز شهادت حضرت صادق جعفر بن محمد (علیه السلام) را خدمت همه شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت ، تسلیت عرض می کنم . امیدوارم که خداوند ما را در زمره شیعیان و محبان واقعی آن حضرت ، ثبت و ضبط بفرماید و در قیامت در زمره شیعیان امام صادق (علیه السلام) قرار دهد .

مجری :

آن دسته از عزیزانی که با ما همراه بودند ، می دانند که برنامه راه و بی راه در جهت رسوا کردن وهابیت با نشان دادن نقاط اختلاف فراوانی است که بین آن ها و سایر مذاهب اسلامی وجود دارد .

در بخش ابتدایی ، از استاد یزدانی تقاضا می کنیم که خلاصه ای از مطالبی که در گذشته مطرح شده را بیان کنند تا به ادامه مباحث بپردازیم .

 

rah01

استاد یزدانی :

گفتیم که بحث تقلید از مباحثی است که تفاوت آشکار بین وهابیت و سایر مسلمان ها را ثابت می کند . چون از دیدگاه وهابیت ، تقلید شرک اکبر است ؛ حتی ابن تیمیه تصریح کرده بود که این زندیق ها بودند که مذاهب را به وجود آوردند و هر کس پیرو یکی از مذاهب اربعه باشد و بر آن تعصب داشته باشد ، کافر و مرتد است و کشتن او ، واجب می باشد .

از طرف دیگر ، نظر علمای اهل سنت را هم خواندیم که آن ها تصریح کرده بودند : تبعیت و تقلید از مذاهب اربعه ، واجب است . یعنی تفاوت از وجوب تا کفر و شرک است .

گفتیم که تقلید دو نوع است : تقلید مطلق و تقلید مقید .

تقلید مطلق به این معنا است که شخص می تواند در هر کدام از احکام الهی که بخواهد ، از هر مجتهدی که بخواهد تقلید کند . مثلا در احکام نماز از احمد بن حنبل و در احکام وضو از ابو حنیفه و در احکام صوم از مالک تقلید کند . وهابیت طرفدار این نوع از تقلید هستند و می گویند : ما در احکام از هر کسی که خواستیم و هر حکمی را که خواستیم و بهتر دیدیم ، تقلید می کنیم .

تقلید مقید یا تقلید شخصی که تمام مذاهب اربعه اهل سنت این نوع تقلید را قبول دارند و می گویند : ما در تمام احکام شرعی از یک مجتهد تقلید می کنیم یا از ابو حنیفه یا از مالک یا از احمد بن حنبل یا از شافعی تقلید می کنیم و نمی توانیم در بعضی از احکام از ابو حنیفه و در دیگر احکام از دیگر ائمه اربعه اهل سنت ، تقلید کنیم . وهابیت این نوع تقلید را شرک می دانند .

ما دیدگاه ابن تیمیه را خواندیم که گفته بود هر کس بگوید مثلا من در فقه ، حنفی هستم و در کلام ماتریدی هستم ، مرتد و کافر است . هم چنین از ابن تیمیه نشان دادیم که پایه گذار مذاهب اربعه ، زندیق ها بودند و این زنادقه بودند که این مذاهب را به وجود آورده .

باز هم گفته بود هر کس تقلید شخصی را قبول کند و بر یک امام تعصب داشته باشد ، کافر و مرتد است و باید کشته شود .

دیدگاه ابن قیم الجوزیه که شاگرد ابن تیمیه بود را خواندیم که ایشان به تفصیل در دو جلد از کتاب اعلام الموقعین خود علیه تقلید و مذمت مقلدین و رد ادله مقلدین و آیاتی از قرآن کریم را آورده بود ، برای مشرک بودن کسی که تقلید کند .

هم چنین دیدگاه آقای صدیق حسن خان را خواندیم که ایشان تصریح کرده بود :

التقلید من المذاهب شرک

دیدگاه بعضی دیگر از علمای وهابی ، از جمله آقای فلانی را خواندیم .

از علمای اهل سنت ، دیدگاه آقای سر بازی را به صورت تفصیل خواندیم که گفته بود : هر کس تقلید نکند ، فاسق و مشرک است و در آینده دست از اسلام بر خواهد داشت . در این زمان تقلید از مذاهب اربعه ، واجب است . برای لزوم و وجوب تقلید دو کتاب نوشته بودند که هر دو کتاب را نشان دادیم .

دیدگاه آقای محمد قاسم قاسمی ، آقای گنگوهی ، آقای ریگی ، آقای مبارکفوری ، آقای محمد مسعود ، آقای گرگیج و ابن عثیمن را خواندیم که گفته بودند : تقلید از مذاهب اربعه ، جایز و بلکه واجب است .

این هفته هم مطالبی را از اهل سنت و وهابیت خواهیم خواند تا این تقابل بسیار واضح و آشکار شود و همه مسلمانان متوجه شوند که وهابیت ، در این مباحث کاملا جدا و در تقابل صد در صد با نظر تمام مسلمانان است . همه مسلمان ها حداقل تقلید را جایز می دانند ؛ اما وهابیت کمترین حکمی که برای تقلید بار کرده ، این است که تقلید ، شرک و کفر است و کسی که تقلید کند ، کافر و مرتد است .

مجری :

در هفته های روال بر این بود که در برنامه راه و بی راه ، ابتدا کلیپی را در خصوص وهابیت از ادعا تا عمل است را با هم می بینیم و سپس مباحث را ادامه خواهیم داد .

کلیپ ۱ ) : وهابیت از ادعا تا عمل

ادعای وهابیت :

کارشناس وهابی :

ما به کسی لعنت نمی کنیم ، آن هایی که به ما لعنت می کنند ، ما می گوییم خدایا آن ها را هدایت کن . خدایا دشمنان ما را هدایت کن تا بدانیم روش و ایده موحدین و اهل سنت و جماعت ، لعنت و نفرین و تکفیر نیست . این یکی از برنامه های جدی ما است ، با دشمنان هم مدارا یعنی کسی که دشمن ما است ، ما برای او دعای خیر می کنیم که خداوند او را هدایت دهد .

عمل وهابیت :

کارشناس وهابی :

افرادی که بنده آن ها را سنی های اثنی عشری می خوانم ؛ اما تعدادی هستند که نام عالم بر خود گذشته اند ، عمامه عالم بر سرشان گذشته اند ، اما لعنت و نفرین خدا بر آن ها باد .

لعنت خدا بر تو باد .

خدا لعنتت کند .

لعنت خدا بر آن دروغگویی که این روایت را ساخته و لعنت خدا بر دروغگویانی که این روایت را روایت کرده . لعنت خدا باد بر کسانی که این روایت را ترویج می دهند !!!!

لعنت بر ایشان و لعنت بر آخوند های صفویی که ایشان را این گونه تربیت کردند و در میان امت این گونه اختلاف می اندازند .

خدا این ها را لعنت کند و آن ها را مایه عبرت قرار دهد .

مجری :

همه می دانند که وهابیت فقط داعیه دار اسلام است و ادعاهایی می کند که دقیقا بر خلاف آن عمل می کنند .

اما سؤالی که بنده از محضر استاد یزدانی در مورد تقلید از مذهب ، داشتم این بود که معمولا یکی از آبشخور های وهابیت تفکرات ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب است . در مورد ابن تیمیه که توضیحاتی را بیان کردید . در مورد محمد بن عبد الوهاب ، آیا ایشان بحثی در مورد تقلید داشتند یا خیر ؟ اگر در این خصوص نظری دارند ، آن را بیان کنید .

استاد یزدانی :

طبیعتا آقای محمد بن عبد الوهاب در بحث تقلید ، مقلد آقای ابن تیمیه است یعنی تقلید را جایز نمی داند و استدلال هایی را که بیان می کند ، همان استدلال های آقای ابن تیمیه است . یعنی دقیقا محمد بن عبد الوهاب در بحث حرمت تقلید ، مقلد آقای ابن تیمیه است .

ایشان مواضع بسیار عجیبی را در بحث تقلید دارند ، گاهی تقلید را قبول می کنند و خودش را مقلد می داند و در بعضی از موارد به شدت علیه تقلید حرف زده و حرف های ابن تیمیه را بیان کرده و توضیح داده که نشان خواهیم داد .

درکتاب مجموع مؤلفات شیخ محمد بن عبد الوهاب ، جلد ۳ ، در کتاب الرسائل الشخصیه ، چاپ دوم سال ۲۰۰۴ م ، نامه ۳۹ می گوید :

وله رساله ارسلها الی عبد الوهاب عبدالله بن عیسی

این نامه ای است که عبد اله بن عیسی به محمد بن عبد الوهاب نوشته . در این نامه ابتدا با ایشان با ملاطفت سخن گفته و بعد تذکراتی در مورد مذاهب اربعه می دهند و این که شما آن ها را قبول ندارید و مشرک می دانید . مکاتیب اهل سنت را برای محمد بن عبد الوهاب ، یادآوری کرده است .

در صفحه بعد ، ایشان در بحث مکاتیب اهل سنت ، مطالب زیادی را بیان می کند .

ومن أدله شیخ الإسلام : (اتخذوا أحبارهم ورهبانهم أربابا من دون الله) الآیه . فقد فسرها رسول الله e والأئمه بعده بهذا الذی تسمونه الفقه وهو الذی سماه الله شرکاً واتخاذهم أرباباً لا أعلم بین المفسرین فی ذلک اختلافاً . والحاصل أن من رزقه الله العلم یعرف أن هذه المکاتیب التی أتتکم وفرحتم بها وقرأتموها على العامه من عند هؤلاء الذین تظنون أنهم علماء کما قال تعالى : (وکذلک جعلنا لکل نبی عدوا شیاطین الإنس والجن یوحی بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا) إلى قوله : (وَلِتَصْغی إلیه أفْئِدَهُ الّذینَ لا یُؤمِنون بالآخِرَهِ ) لکن هذه الآیات ونحوها عندکم من العلوم المهجوره ، بل أعجب من هذا أنکم لا تفهمون شهاده أن لا إله إلا الله ولا تنکرون هذه الأوثان التی تعبد فی الخرج وغیره التی هی الشرک الأکبر بإجماع أهل العلم ، وأنا لا أقول هذا .

از ادله آقای ابن تیمیه حرانی در رد مکاتیب اهل سنت که در اسلام درست شده و هر کس یک مکتب از جمله مکتب شافعی ، احمد بن حنبل … را انتخاب می کند . یکی از دلایل آن هم ، آیه ۳۱ سوره توبه است که می فرماید : اتخذوا احبارهم ورهبانهم اربابا من دون الله ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ائمه معصومین (علیهم السلام) این آیه را تفسیر کردند . مقصود از این آیه همان چیزی است که شما آن را فقه می دانید .

یعنی این چیزی که اهل سنت آن را فقه نامیدند ، همان چیزی است که خداوند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و ائمه معصومین (علیهم السلام ) آن را احبار و رهبانی نامیدند که شما به عنوان خدایی در کنار خداوند پذیرفتید . مثلا شخصی که از ابو حنیفه تقلید می کند به این معنا است که شخص سخن ابو حنیفه را در کنار سخن خدا و پیامبرش قرار داده و برای خداوند ، شریک قائل می شوید .

این فقه شما را خداوند ، شرک نامیده . من در این زمینه میان مفسرین ، اختلافی ندیدم .

البته یکی دو نفر از مفسرین بودند که این سخن را گفته و به این آیه استناد کردند . البته مقصودشان تقلید در فقه نیست ؛ بلکه آن ها تقلید در عقاید را می گویند نه تقلید در فقه . در فقه خود آن ها مقلد بودند . مثلا آقای فخر رازی به این آیه برای تحریم تقلید استدلال کردند ؛ اما مقصودشان تقلید در احکام شرعی نیست ؛ بلکه تقلید در اعتقادات است . که ما هم این را قبول داریم .

نتیجه این که هر کس خداوند به او علم داده ، می داند این مکاتیبی را که شما درست کردید و خیلی هم خوشحال هستید و آن را برای مردم می خوانید که از این ها پیروی کنید ، همان چیز است که خداوند در قرآن فرموده : ما برای هر پیامبری ، از شیطان های انسی و شیطان های جنی دشمنی قرار دادیم …. انعام / ۱۱۲ و ۱۱۳

این مکاتیبی که شما درست کردید ، دوست و پیرو پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیستند ؛ بلکه دشمن پیامبر (صلی الله علیه و آله) هستند . شیطان جنی نیستند ؛ بلکه شیطان انسی هستند . طبق نظر محمد بن عبد الوهاب ، ابو حنیفه شیطان انسی است .

از این دست آیات زیاد است که تقلید را رد می کند . اما در نزد شمایی که طرفدار این مکاتیب  هستید ، این آیات در نزد شما علوم مهجوره و عمل نشده است . خیلی عجیب است بلکه عجیب تر این که شما معنای لا اله الا الله را نفهمیدید و شما این بت ها را انکار نمی کنید .

ابوحنیفه ، مالک و شافعی ، بت هستند . شما این بت ها را رد نمی کنید و در حقیقت آن ها را می پرستید .

این بت ها ، به اجماع همه اهل علم ، شرک اکبر هستند .

محمد بن عبد الوهاب ، مجموع مؤلفات ، ج ۳ ، رسائل الشخصیه ، نامه ۳۹

سخنان محمد بن عبد الوهاب علیه تقلید و مکاتیب اهل سنت ، واقعا سخنان تندی هستند . حتی لفظ مذهب را هم به کار نمی برد و می گوید : این مکاتیبی که شما آورده اید و خوشحال هستید ، مصداق این آیات قرآن کریم هستند .

باز در همین کتاب مؤلفات محمد بن عبد الوهاب ، قسم اول مجموعه رسائل فی التوحید والایمان ، با تحقیق شیخ اسماعیل بن محمد انصاری ، صفحه ۳۳۳ ، رساله ای به نام مسائل الجاهلیه دارد :

الرساله الأولى : مَسَائِل الجَاهِلیه

بسم الله الرحمن الرحیم

قال الشیخ محمد بن عبد الوهاب رحمه الله تعالى : هذه أمور خالف فیها رسول الله e ما علیه أهل الجاهلیه الکتابیین والأمیین ، مما لا غنى للمسلم عن معرفتها .

( الرابعه ) : أن دینهم مبنی على أصول أعظمها التقلید ، فهو القاعده الکبرى لجمیع الکفار أولهم وآخرهم

محمد بن عبد الوهاب می گوید : این اموری را که من نام می برم ، اموری است اهل جاهلیت  آن ها را قبول داشته ؛ اما پیامبر (صلی الله علیه و آله) با آن ها مخالفت کرده ، چه اهل جاهلیتی که یهود و نصارا بودند و چه امی ها و مردم قریش و مکه بودند .

این امور را نام می برد که چهارمین مورد از آن این است :

دین مردم جاهلیت بر اصولی  بنا شده بود که بزرگترین اصل آن ها ، تقلید است . این اصل تقلید ، قاعده بزرگی است که هم کفار آن را قبول می کردند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) در این امور مخالفت کرده و آن ها را مردود و حرام دانسته است .

محمد بن عبد الوهاب ، رسائل فی التوحید و الایمان ، با تحقیق شیخ اسماعیل بن محمد انصاری ، ص ۳۳۳

این هم مستند دیگری از محمد بن عبد الوهاب که دقیقا پیروان مذاهب اربعه اهل سنت را با مردم زمان جاهلیت و یهود و نصارا و مشرکین قریش مقایسه می کند .

در این جا مسئله ای مطرح می شود که شاید اصلا منظور محمد بن عبد الوهاب ، مذاهب اربعه و بحث تقلید نباشد .

یکی از علمای وهابی ، در کتاب دعوه الشیخ محمد بن عبد الوهاب و اثرها فی العالم الاسلامی این کتاب را نوشته و شرح زده است :

ولقد آمن الشیخ محمد بن عبد الوهاب بانه لاسبیل الی الاصلاح الا بتحطیم قیود التقلید والعوده الی النظر فی القرآن والسنه النبویه الصحیح و لیس القرآن ….  و لیست السنه بمستعصیه علی طالبی فهمها وفی کثیر من المناسبات یذم الشیخ محمد بن عبد الوهاب التقلید حتی جعله من الامور التی خالف فیها رسول الله صلی الله  علیه و سلم المشرکین ولذلک یقول فی هذا الصدد : دین المشرکین مبنی علی اصول اعظهما التقلید فهو القاعده الکبری لجمیع الکفار اولهم و آخرهم .

شیخ محمد بن عبد الوهاب ایمان داشت که راهی برای اصلاح جامعه اسلامی نیست مگر این که ما قیود تقلید را کاملا از بین ببریم . در بسیاری از مناسبت ها محمد بن عبد الوهاب ، تقلید را مذمت کرده و سخن گفته و حتی تقلید را از مسائلی قرار داده است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با آن مخالفت کرده است و به همین خاطر محمد بن عبد الوهاب گفته : دین مشرکین بر اصولی که بزرگترین اصل آن تقلید است ، بنا شده است . تقلید ، از اول تا آخر ،  قاعده بزرگی برای کفار است .

دعوه الشیخ محمد بن عبدالوهاب و اثر ها فی العالم الاسلامیه

دقیقا همان سخنی که ما بیان کردیم را شرح داده و تصریح کرده که این سخن ، ضد تقلید از مذاهب اربعه و برگشت به قرآن و سنت است .

در کتاب اصول الایمان از محمد بن عبد الوهاب با تحقیق دکتر باسم فیصل الجوابره ، باب تحریض علی طلب العلم و کیفیه الطلب :

تحریم التقلید :

   ۱۰۳ فیه حدیث الصحیحین فی فتنه القبر أن المنعم یقول جاءنا بالبینات والهدى فآمنا وأجبنا واتبعنا وأن المعذب یقول سمعت الناس یقولون شیئا فقلته

در بحث حرام بودن تقلید ، حدیث صحیحین است . کسی که در بهشت است و نعمت های خدا او را فرا گرفته ، همیشه این سخن را می گوید : خداوند بیناتش را به ما نشان داد و ما را هدایت کرد . ما ایمان آوردیم و اجابت  و پیروی کردیم . و کسی که در جهنم و در عذاب است می گوید : از مردم شنیدیم و هر چه آن ها گفتند ، ما هم گوش کردیم .

ابوحنیفه گفت : ما باید وضو را به این صورت بگیریم ، ما هم حرف او را گوش کردیم . این ها کسانی هستند که در آتش جهنم هستند .

محقق کتاب ، ابتدا آدرس روایت را بیان می کند و در ادامه بحث تقلید را مطرح می نماید :

علوم شرعی دو قسم است : یک قسم علوم اصول است که تقلید در آن حرام است ؛ اما در علم فروع که علم فقه و معرفه احکام دین باشد ، به دو قسم تقسیم می شود . یک قسم فرض عین است و یک فرض کفایه است .

در فرض عین ، مثل علم نماز و علم طهاره و غیره ، حق تقلید نداریم و باید آن را خودمان یاد بگیریم .

واما فرض الکفایه فهو : ان یتعلم ما یبلغ به رتبه الاجتهاد ودرجه الفتیا … علیهم تقلیده فیما یعن لهم من الحوادث قال تعالی : فارسلوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون . نحل / ۴۳ 

در فرض کفایه ، واجب کفایی است که علما به درجه اجتهاد و فتوا برسند و بقیه مردم در این مسائل از آن شخص تقلید کنند .

محمد بن عبد الوهاب ، اصول الایمان ، با تحقیق دکتر باسم فیصل ، باب تحریم التقلید

خلاصه کلام این که  ، یا انسان خودش مجتهد است که حق تقلید ندارد . یا این که عوام است . عوام در اصول یعنی که مسائلی که وجوب آن ها بسیار واضح است مثل نماز ، روزه ، نباید تقلید کند . اما در مسائلی که مشخص نیست ، باید به درجه اجتهاد برسد و گرنه باید تقلید کند .

در صورتی که محمد بن عبد الوهاب می گفت تقلید شرک است .

مجری :

استاد یزدانی ! خود محمد بن عبد الوهاب مقلد بود یا خیر ؟

 

rah03

 

استاد یزدانی :

اما این که مذهب محمد بن عبد الوهاب چه بود ؟ در کتاب مجموع مؤلفات شیخ محمد بن عبد الوهاب در رسائل الشخصیه ، نامه ۱۶ ، صفحه ۶۱  ، (در همین کتاب که سخنان بسیار تندی علیه علما و مقلدین بیان کرده بود ؛ اما با این حال در همین کتاب مذهب خود را این گونه) بیان می کند :

وأما مذهبنا فمذهب الإمام أحمد بن حنبل إمام أهل السنه ، ولا ننکر على أهل المذاهب الأربعه إذا لم یخالف نص الکتاب والسنه وإجماع الأمه وقول جمهورها .

مذهب ما ، مذهب امام احمد بن حنبل هستیم .

محمد بن عبد الوهاب ، رسائل الشخصیه ، نامه ۱۶ ، ص ۶۱

در صورتی که در نامه ۳۹ از همین کتاب این گونه گفته بود :

ومن أدله شیخ الإسلام : (اتخذوا أحبارهم ورهبانهم أربابا من دون الله) الآیه . فقد فسرها رسول الله e والأئمه بعده بهذا الذی تسمونه الفقه وهو الذی سماه الله شرکاً واتخاذهم أرباباً لا أعلم بین المفسرین فی ذلک اختلافاً . والحاصل أن من رزقه الله العلم یعرف أن هذه المکاتیب التی أتتکم وفرحتم بها وقرأتموها على العامه من عند هؤلاء الذین تظنون أنهم علماء کما قال تعالى : (وکذلک جعلنا لکل نبی عدوا شیاطین الإنس والجن یوحی بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا) إلى قوله : (وَلِتَصْغی إلیه أفْئِدَهُ الّذینَ لا یُؤمِنون بالآخِرَهِ ) لکن هذه الآیات ونحوها عندکم من العلوم المهجوره ، بل أعجب من هذا أنکم لا تفهمون شهاده أن لا إله إلا الله ولا تنکرون هذه الأوثان التی تعبد فی الخرج وغیره التی هی الشرک الأکبر بإجماع أهل العلم ، وأنا لا أقول هذا .

از ادله آقای ابن تیمیه حرانی در رد مکاتیب اهل سنت که در اسلام درست شده و هر کس یک مکتب از جمله مکتب شافعی ، احمد بن حنبل … را انتخاب می کند . یکی از دلایل آن هم ، آیه ۳۱ سوره توبه است که می فرماید : اتخذوا احبارهم ورهبانهم اربابا من دون الله ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ائمه معصومین (علیهم السلام) این آیه را تفسیر کردند . مقصود از این آیه همان چیزی است که شما آن را فقه می دانید .

این فقه شما را خداوند ، شرک نامیده . من در این زمینه میان مفسرین ، اختلافی ندیدم .

نتیجه این که هر کس خداوند به او علم داده ، می داند این مکاتیبی را که شما درست کردید و خیلی هم خوشحال هستید و آن را برای مردم می خوانید که از این ها پیروی کنید ، همان چیز است که خداوند در قرآن فرموده : ما برای هر پیامبری ، از شیطان های انسی و شیطان های جنی دشمنی قرار دادیم …. انعام / ۱۱۲ و ۱۱۳

از این دست آیات زیاد است که تقلید را رد می کند . اما در نزد شمایی که طرفدار این مکاتیب  هستید ، این آیات در نزد شما علوم مهجوره و عمل نشده است . خیلی عجیب است بلکه عجیب تر این که شما معنای لا اله الا الله را نفهمیدید و شما این بت ها را انکار نمی کنید . این بت ها به اجماع هم اهل علم ، شرک اکبر است .

محمد بن عبد الوهاب ، رسائل الشخصیه ، نامه ۳۹

اما مطالب دیگری در بحث مذهب محمد بن عبد الوهاب وجود دارد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت .

در کتاب عقیده الشیخ محمد بن عبد الوهاب السلفیه و اثرها فی العالم الاسلامی ، تألیف دکتر صالح بن عبد الله بن عبد الله الرحمن العبود ، چاپ المجلس العلمی در عربستان سعودی ، صفحه ۲۲۱ می گوید :

واما فی الفروع فهو ایضا علی مذهب الامام احمد بن حنبل یقول الشیخ : « واما مذهبنا فمذهب الامام احمد بن حنبل امام اهل السنه »

در فروع محمد بن عبد الوهاب ، پیرو مذهب احمد بن حنبل است همان طور که خودش گفته : مذهب ما ، مذهب امام  احمد بن حنبل ، امام اهل سنت هستم .

صالح بن عبد الله بن عبد الله الرحمن العبود ، عقیده الشیخ محمد بن عبد الوهاب السلفیه و اثرها فی العالم الاسلامیه ، چاپ المجلس العلمی در عربستان سعودی ، ص ۲۲۱

در کتاب المسأله الحجازیه ، تألیف یوسف کمال حنانه (یکی از علمای اهل سنت ) ، چاپ مطبعه العراق در بغداد ، صفحه ۷ می گوید :

وقال امامهم الاکبر السلطان عبد العزیز بن عبد الرحمن آل سعود فی بیان نشره بین مقتنی الدین الوهابی فی جمیع انحاء مملکته (بتاریخ ۱۰ ذی القعده سنه ۱۳۴۳ هـ ….

وقد تقدم لکم باننا فی الاصل علی القرآن و فی الفروع علی مذهب الامام احمد بن حنبل …

امام بزرگ وهابیت ، عبد العزیز بن عبد الرحمن آل سعود ، (مؤسس حکومت سوم آل سعود ) در سخنرانی که از رادیو در تمام کشورهای اسلامی ، در ۱۰ ذی القعده ۱۳۳۲ هـ ، پخش می شد ، می گفت : من قبلا هم به شما گفته بودم که ما در اصول عقاید از قرآن پیروی می کنیم ؛ اما در فروع بر مذهب امام احمد بن حنبل هستیم .

یوسف کمال حنانه ، المسأله الحجازیه ، چاپ مطبعه العراق ، ص ۷

در کتاب الهدیه السنیه و تحفه الوهابیه النجدیه ، تألیف سلیمان بن سحمان النجدی (یکی از بزرگترین مفیتان عربستان ) به دستور عبد العزیز آل سعود چاپ شده ، نشر مطبعه المنار مصر در سال ۱۳۴۲ هـ ، صفحه ۴۴ می گوید :

ونحن ایضا فی الفروع علی مذهب الامام احمد بن حنبل ….

سلیمان بن سحمان النجدی ، الهدیه السنیه و تحفه الوهابیه النجدیه ، چاپ مطبعه المنار مصر ، ص ۴۴

باز هم در کتاب خواطم حول الوهابیه ، تألیف محمد اسماعیل المقدم ، (نویسنده خاطرات خود را از عربستان سعودی نقل می کند ) چاپ دار التوجید اسکندریه ، صفحه ۱۶ می گوید :

وقال الدکتور محمد ضیاء الدین الریس استاذ التاریخ الاسلامی بجامعه فؤاد الاول :

والوهابیون یتبعون فی الفروع الاحکام حیث الفقه ، مذهب الامام احمد بن حنبل و فی العقائد مذهب اهل السنه کما قررها و فسرها الامام السنی العلامه ابن تیمیه .

وهابی ها در فقه از مذهب امام احمد بن حنبل پیروی می کنند و در عقائد ، طرفدار مذهب اهل سنت هستند ، به خصوص مسائلی را که امام سنی ها ، ابن تیمیه نقل کرده است .

جالب این است که می گوید : ابن تیمیه ، استاد مباشر محمد بن عبد الوهاب بوده ، یعنی خود ابن تیمیه به محمد بن عبد الوهاب ، درس می داده با این که چهار قرن بین آن ها فاصله وجود داشته است .

محمد اسماعیل المقدم ، خواطم حول الوهابیه ، چاپ دار التوحید اسکندریه ، ص ۱۶

مراد از این عبارت این است که به حدی محمد بن عبد الوهاب خود را با ابن تیمیه تطبیق داده که می توان گفت استاد مباشر محمد بن عبد الوهاب بوده و هر چه یاد گرفته ، از ابن تیمیه بوده .

پس وهابی ها که خودشان ، تقلید را شرک وکفر می دانستند ، خودشان پیرو امام احمد بن حنبل هستند و باید همان احکامی خودشان گفتند ، بر خودشان اجرا شود .

مجری :

امشب شب شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام) است و ما امشب بخش ویژه ای داریم که به همین مناسبت می باشد . در خدمت آیت الله دکتر حسینی قزوینی ، ریاست شبکه جهانی ولایت ، هستیم که در مشهد الرضا (علیه السلام) نائب الزیاره بینندگان عزیز باشند .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

بنده خالصانه ترین سلامم را همراه آرزوی موفقیت تقدیم همه بینندگان عزیز می کنم . شهادت مظلومانه امام صادق (علیه السلام) را به پیشگاه حضرت بقیه الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء ) و هم علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) تسلیت و تعزیت عرض می کنم . خدا را به آبروی این امام همام سوگند می دهم ، پاداش ما را فرج مفور السرور مولایمان بقیه الله الاعظم (علیه السلام) قرار دهد .

مجری :

بنده از شما استاد عزیز تقاضا دارم در مورد یکی از حساس ترین کار هایی که ایشان انجام دادند یعنی ایجاد الفت بین شیعه و اهل سنت و همچنین رعایت وحدت ، یکی از مهم ترین کارهایی بود که در زندگی حضرت ، دیده می شود ، توضیحاتی را بیان کنید .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

بنده با توجه به این که ویژه برنامه های زیادی در خصوص شهادت امام صادق (علیه السلام) پخش می شود ، دیگر لازم نمی بینم که در مورد زندگینامه ، فرزندان ، دوران امامت و خلفای معاصرشان ، صحبت کنم .

اما در مورد سؤالی که مطرح کردید که حساس ترین مسأله ای که امروز هم مورد توجه مراجع عظام تقلید و بزرگان ما است ، جلوگیری از هرگونه تشطط و اختلاف و درگیری میان شیعه و سنی است . آن هایی که دم از وحدت می زنند ، این را یقین بدانند که نمی خواهند خدای نکرده به خاطر وحدت ، از اصول مسلم شیعه دست بردارند .

شهید مطهری می فرماید : ما پیرو اهل بیت (علیهم السلام) هستیم و به این افتخار می کنیم و حاضر نیستیم به خاطر وحدت از یک مستحب و مکروه کوچکمان هم دست برداریم و وجه المصالحه قرار دهیم . هم چنین انتظار نداریم که عزیزان اهل سنت ، به خاطر وحدت از اصول مسلم شان یا مستحبات یا مکروهاتشان ، دست بردارند .

به نظر ما اسّ اساس وحدت این است که شیعه نسبت به اهل سنت و مقدسات آن ها ، فحاشی و اهانت نکند . سنی ها نسبت به شیعه اهانت و جسارت نکند . بحث های علمی قطعا با عقل و منطق و خرد است و باید همیشه باشد . همان طوری که زمان ائمه معصومین (علیهم السلام) این بحث های علمی میان خود ائمه (علیهم السلام) و اصحاب امام صادق (علیه السلام ) با مخالفین بوده و در این چهارده قرن هم میان علما و مراجع شیعه و سنی جریان داشته . این طور مباحث علمی نه تنها ضرری به وحدت نمی زند ؛ بلکه زمینه ساز وحدت است .

تفرقه و عداوت و بدبینی دو مذهب و پیروان آن ها را به یکدیگر ، کاهش می دهد . لذا یکی از کار هایی که امام صادق (علیه السلام) انجام دادند ، نسبت به شیعیان توصیه داشتند که با اهل سنت ، تعامل خوب و حسنه داشته و برای همگان الگو باشند .

در روایت کافی شریف ، جلد ۲ ، صفحه ۶۳۶ ، حدیث ۵ از زید شهام است که روایت صد در صد صحیح است . امام صادق (علیه السلام) به زید شهام می فرماید :

آن تعداد از شیعیان که از من اطاعت می کنند و گفتار من را قبول می کنند ، (معلوم می شود که در زمان امام (علیه السلام) تندروها و بی ادب هایی بودند که حتی به سخن امام صادق (علیه السلام) احترام نمی گذاشتند ، همان طوری که ما در عصر حاضر هم می بینیم که بعضی از افراطیون و تندرو ها به سخنان مراجع تقلید ، توجهی نمی کنند ) سالم برسان (یعنی این سلام امام صادق (علیه السلام) برای شیعیان عصر امام صادق (علیه السلام) نیست تا الی قیام قیامت هر شیعه ای که مطیع و پیرو امام صادق (علیه السلام) باشد ، به او سلام می رسانند . ) اگر چنانچه از اهل سنت ، کسی مریض شد ، مرضای آن ها را عیادت کنید . از دنیا رفتند ، به تشییع جنازه آن ها بروید . حقوق آن ها را رعایت کنید . زمانی که این گونه باشید ، می گویند : این ها تربیت شده امام صادق (علیه السلام) است . این برخورد حسنه شما با اهل سنت ، مرا خشنود می کند .

کلینی ، کافی ، ج ۲ ، ص ۳۶۳ ، ح ۵

برادر و خواهر بزرگوارم ! من نمی دانم از این فحش ها و لعن های علنی ، چه چیزی عاید شما می شود ؟ پیرو چه کسی هستید ؟ از چه کسی تقلید می کنید ؟ امام صادق (علیه السلام) می فرماید : اگر اخلاق شما با اهل سنت ، حسنه باشد ، من خشنود می شوم .

اخلاق بد شما مورد خشنودی شیطان و ابلیس است . هیچ شکی در آن نیست .

روایت دیگر در کتاب تهذیب ، جلد ۳ ، صفحه ۲۷۷  از امام صادق (علیه السلام) به اسحاق بن عمار فرمودند :

یا اسحاق اتصلی معهم فی المسجد ؟ قال : نعم ، صل معهم فان المصلی معهم فی الصف الاول کشاهر سیفه فی سبیل الله .

آیا در مساجد اهل سنت ، حضور پیدا می کنی و با آن ها نماز می خوانی ، گفت : بله . حضرت فرمود : با آن ها نماز بخوان ، کسی در مساجد اهل سنت و در صف اول آن ها حضور پیدا کند ، مثل کسی است که شمشیر گرفته و در راه خدا جهاد می کند .

تهذیب ، ج ۳ ، ص ۲۷۷

این سخن امام صادق (علیه السلام) است ، سخن من یا فلان مرجع نیست .

یا این که در صحیحه حماد که در کتاب کافی ، جلد ۳ ، صفحه ۳۸۰ آن را آورده :

من صلی معهم فی الصف الاول فمن صف خلف رسول الله فی الصف الاول …

حضرت صادق (علیه السلام) می فرماید : کسی پشت سر اهل سنت ، نماز بخواند ، گویا پشت سر پیامبر (صلی الله علیه و آله) در صف اول نماز خوانده است .

کافی ، ج ۳ ، ص ۳۸۰ (صحیحه حماد )

این پیام امام صادق (علیه السلام) است . نستجیر بالله می خواهد امام صادق (علیه السلام) نماز ما باطل شود یا به گفته این افراطیون ، خدای نکرده ، می خواهند دشمنان حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را تقویت کند .

مجری :

سؤال دومم را این گونه مطرح می کنم ، ممکن است در کتب اهل سنت یا شیعه ، روایاتی در مورد دشنام و سب نسبت به صحابه و یا خلفاء ، آمده باشد . نظر شما در مورد این گونه روایاتی که شاید در کتب شیعه و اهل سنت آمده باشد ، چیست ؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

بنده بار ها گفتم که مرحوم شیخ صدوق (ره ) در عیون اخبار الرضا (علیه السلام) که کل روایات امام هشتم (علیه السلام) را در آن بیان کرده ، به ابن ابی المحمود که از اصحاب امام رضا (علیه السلام) فرمود :

بعضی از مخالفین و دشمنان ما ، آمده اند روایتی به خیال خودشان ، در فضائل ما نقل کرده اند . این فضائل سه دسته است ؛ یک دسته ، غلو است که ائمه معصومین (علیهم السلام) را در حد خدایی برده اند و یا در حد مسائلی که فعلا نمی توانم توضیح دهم .

بعضی ها تغصیر کرده اند ، یعنی ائمه معصومین (علیهم السلام) را در حد یک عالم عادی جلوه داده اند .

 سمعوا مطالب اعدائنا طلبوانا  بأسمائنا ….

دسته سوم ، مخالفان ما روایاتی را در مذمت و سب و لعن دشمنان ما ، جعل کرده اند و در میان مردم منتشر کرده اند . وقتی یک سنی از امام صادق (علیه السلام) می شنود که در مذمت بعضی از صحابه ، مطالبی دارد ، آن ها هم به ما ناسزا می گویند .

امام می فرماید : ناسزا گفتن یا لعن علنی یا بعضی از مسائلی که در مذمت و مطاعن اصحاب است ، نقل شود ، آن ها هم عکس العمل نشان می دهند .

در ادامه آیه ۱۰۰ از سوره انعام را می خواند که : شما حق ندارید به بت پرست ها ، فحش دهید ….

شیخ صدوق ، عیون اخبار الرضا (علیه السلام)

بنده معتقدم که اگر ما همین پیام امام صادق (علیه السلام ) را بگیریم ، برای همگان کفایت خواهد کرد .

مجری :

با توجه به برهه ای که آقا امام صادق (علیه السلام) در آن زندگی می کردند و دوره حضور بعضی از علمای اهل سنت بوده ، امام صادق (علیه السلام) با آن ها چگونه برخورد می کردند ؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

روایتی در توحید مفضل ، صفحه ۴۲ ، مرحوم مجلسی هم در بحار الانوار ، جلد ۳ ، صفحه ۵۸ این روایت مفصل را بیان کرده است .

آقای مفضل که از اصحاب امام صادق (علیه السلام) است با ابن ابی العوجا ، یکی از علمای اهل سنت که منکر توحید بود ، در کنار بیت الله الحرام ، مناظره می کرد . مفضل نقل می کند : زمانی که ابن ابی العوجا ، مقدسات دینی ، خدا ، قرآن را انکار کرد ، دیگر نتوانستم خود را کنترل کنم و به شدت غضبناک شدم و به او گفتم : ای دشمن خدا ، تو در دین خدا ملحد شدی . ابن ابی العوجا گفت : تو اگر اهل کلامی ، با تو با کلام صحبت کنیم . اگر اهل حجت و برهانی ، با برهان سخن بگو و اگر اهل سخن گفتن و احتجاج و برهان نیستی ، خدا حافظ .

جالب است که ابن ابی العوجا که منکر اولوهیت ، به مفضل شاگرد امام صادق (علیه السلام) می گوید :

وان کنت من اصحاب جعفر بن محمد الصادق علیه السلام فما هکذا تخاطبنا ولا بمثل دلیلک تجادلنا لقد سمع من کلامنا اکثر مما سمعت فما افحش فی خطابنا ولاتعدا فی جوابنا و انه الحلیم الوزین؟؟ العاقل …

اگر تو تربیت شده امام صادق (علیه السلام) هستی ، امام صادق (علیه السلام) با ما این گونه برخورد نمی کرد . بیش از آن که با تو امروز سخن گفتم ، با امام صادق (علیه السلام) سخن می گفتم . هرگز از او سخن فحش و ناسزا نشنیدم . در مورد ما هم حق را زیر پا نگذاشت . او انسان حلیم و بردبار و عاقل یافتیم ، اگر تو تربیت شده امام صادق (علیه السلام) هستی ، این اخلاق شما با استادت منافات دارد .

توحید مفضل ، ص ۴۲ ، ج ۳ ، ص ۵۸

علامه مجلسی ، بحار الانوار ،

این روایت برای ما دو پیام دارد :

۱ ) سیره امام صادق (علیه السلام) که برای ما حجت و الگو است ، نه با اهل سنت ؛ بلکه با کسی که منکر توحید است ، برخوردشان با مخالفین حلیما ، وزینا ، عاقلا است و هرگز به آن ها ناسزا نمی گفت.

۲ ) ما که ادعا می کنیم پرورش یافته مکتب امام صادق (علیه السلام) هستیم ، برای ما هم پیامی دارد که اگر چنانچه پیرو امام صادق (علیه السلام) هستی ، بر خورد شما هم باید همانند برخورد امام صادق (علیه السلام ) باشد .

مجری :

آقا امام صادق (علیه السلام) با این رفتار آمیخته با متانتی که با مخالفان داشتند ، نتیجه ای هم در بر داشته است ، با این که عمل امام (علیه السلام) برای ما حجت است .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

نتیجه بحث را در یک جمله شیخ مفید در ارشاد ، جلد ۲ ، صفحه ۱۷۹ بیان کرده است :

این اخلاق زیبای امام صادق (علیه السلام) و الفتی که بین شیعه و سنی ایجاد کرد ، چهار هزار نفر از اندیشمندان شیعه و اهل سنت ، پای درس ایشان حضور می یافتند و از شاگردان آن حضرت بودند .

شیخ مفید ، الارشاد ، ج ۲ ، ص ۱۷۹

این نتیجه الفت و وحدتی است که امام صادق (علیه السلام) داشتند و نشانگر این است که این ، اخلاق حسنه ، برکت داشته . بعضی از عزیزان بارها به ما خرده می گفتند که چرا به اهل سنت ، این همه احترام می گذارید ؟

وقتی ما یک جناب ابوبکر ، می گوییم و ده ها و صدها هزار جوان سنی ، پای صحبت ما می نشینند و قال الصادق (علیه السلام) و قال الباقر (علیه السلام) ما را می شنوند . اما اگر خدای نکرده تعابیر ما ، تعابیری گزنده باشد ، به هیچ وجه پای سخنان ما نمی نشینند .

قبلا هم گفتم که پیامکی دادند که در یک شب ، پانصد نفر از اقوام و هم قبیله ما به خاطر همین اخلاق آقای قزوینی ، شیعه شدند . شماره و آدرس این پیامک را هم هر کس بخواهد ، می توانم بدهم تا حقیقت امر برای شما واضح شود .

اگر با یک برخورد حسنه ، پانصد نفر به مکتب اهل بیت (علیهم السلام) گرویده شوند بهتر است یا این که به آن ها فحش و ناسزا و لعن بگوییم تا آن ها از ما متنفر شوند . اگر به قول مرحوم آیت الله بهجت که می فرمودند : اگر ما در قم و مشهد و اصفهان به صحابه لعن و ناسزا گفتیم و آن طرف دنیا به همین خاطر این کار ، یک شیعه را بکشند ، در قتل او ما هم شریک هستیم .

نکته دیگر این که ، اگر کتاب رجال شیخ طوسی (ره) را مشاهده کنید ، تمام راویان و اصحاب امام صادق (علیه السلام) را جمع کرده . این اخلاق حسنه امام صادق (علیه السلام) و ایجاد الفت ، نشان می دهد که سه هزار و دویست و بیست و سه نفر ، از مکتب امام صادق (علیه السلام ) ، حدیث و علم فراگرفتند .

جالب این است که مرحوم نجاشی در رجال خود ، صفحه ۴۰ ، شماره ۸۰   از حسن بن علی بن وشاع ، نقل می کند :

ادرکت تسعه مائه شیخ کلهم یقول حدثنی جعفر بن محمد (علیه السلام )

در مسجد کوفه نهصد نفر استاد و فقیه از شیعه و سنی ، می گفتند : این روایت را امام صادق (علیه السلام) برای ما بیان کرد .

مرحوم نجاشی ، رجال نجاشی ، ص ۴۰ ، شماره ۸۰

نکته سوم  ، ابن تیمیه حرانی ناصبی زمانی که به امام صادق (علیه السلام) می رسد ، باطن امام صادق (علیه السلام) به کمرش می زند و می گوید :

فان جعفر بن محمد لم یجیء بعد مثله وقد اخذ العلم عنه هؤلاء الائمه

امام صادق (علیه السلام) شخصیتی است که بعد از او مثلش نخواهد آمد و تاریخ به ما مثل او را نشان نخواهد داد . امامان و پیشوایان اهل سنت ، افتخار شاگردی امام صادق (علیه السلام) را داشتند که در ادامه نام می برد ، مثل مالک ، عیینه ، شعبه ، ابن جوریج ، یحیی بن سعید و امثال این ها .

یا به تعبیر ابو حنیفه ، نعمان بن ثابت ، می گفت :

لولا السنتان ، لهلک نعمان

اگر آن دو سال شاگردی من در محضر امام صادق (علیه السلام) نبود ، من نابود شده بودم .

شاه ولی الله دهلوی ، خلاصه تحفه اثنی عشیریه ،ص ۹

از طرف دیگر ، برکت الفتی که امام صادق (علیه السلام) ایجاد کرده بود ، این است که شاگردان امام صادق (علیه السلام ) از این فرصت طلایی استفاده کردند و حداکثر استفاده را از محضر امام داشتند .  در رابطه با محمد بن مسلم که از اصحاب خاص امام صادق (علیه السلام) است . به تعبیر مرحوم کشی ، جلد ۱ ، صفحه ۳۸۶ می گوید :

سی هزار روایت از امام صادق (علیه السلام) شنیدم .

رجال کشی ، ج ۱ ، ص ۳۸۶

اگر چنانچه این الفت نبود و شیعه و سنی به جان هم افتاده بودند و حکومت ها هم از این قضیه سوء استفاده را می کردند ، دیگر برای امثال محمد بن مسلم فرصتی پیدا می شد که سی هزار روایت از امام صادق (علیه السلام) فرا بگیرد ؟

یا روایت دیگری که از اعان بن عثمان است و می گوید :

روی انی ثلاثین الف حدیث

از من سی هزار روایت ، حفظ کرده است .

یا از جابر بن یزید جعفی ، ۵۰ هزار روایت از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است . این ها مرهون آن فضای سالم و زندگی مسالمت آمیز شیعه و اهل سنت بود و درگیری ها به واسطه وجود امام صادق (علیه السلام) رفع شد و شیعه و سنی در کنار هم زندگی خوبی داشتند و این فضای آزاد باعث شد که اصحاب از امام صادق (علیه السلام) علم بیاموزند .

مرحوم شیخ حر عاملی (ره) در کتاب وسائل ، جلد ۳۰ ، صفحه ۱۶۵ می فرماید :

کتاب هایی که از اصحاب ائمه (علیهم السلام) به ما رسیده که شاید ۷۵ تا ۸۰ در صد از آن ها در عصر امام صادق (علیه السلام) و امام باقر (علیه السلام) نوشته شده . آمار این کتاب ها از مرز ۶۶۰۰ کتاب تجاوز می کند .

شیخ حر عاملی ، وسائل ، ج ۳۰ ، ص ۱۶۵

این ها همه نتیجه الفت و زندگی مسالمت آمیز جامعه بوده است . امیداواریم که عزیزان شیعه و عزیزان اهل سنت ما که برای امام صادق (علیه السلام) احترام قائل هستند ، این پیام وحدتی امام صادق (علیه السلام) که مبنی بر احترام به یکدیگر ، اجتناب از هر گونه فحش دادن و توهین کردن است ، رعایت کنند .

نکته آخر این که بحث تبری و تولی ، یک بحث جدا است که ما بارها گفتیم : تبری از دشمنان آل محمد (علیهم السلام) نباشد ، تولی آل محمد (علیهم السلام) فایده ای ندارد ؛ اما تبری این نیست که ما در ماهواره ها و بالای منبر و در فضای اینترنتی ، لعن و سب کنیم تا مخالف پیام آقا امام صادق (علیه السلام) عمل کرده باشیم ، بلکه آن تبری که امروز بعضی از رسانه های آمریکایی و انگلیسی مطرح می کنند ، مخالف با قرآن و سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و سیره امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و سیره و گفتار امام صادق (علیه السلام ) است .

مجری :

حضرت استاد ! ما از بیانات ارزنده شما استفاده کافی و وافی راکردیم و برای ما بسیار ارزشمند است که در چنین شبی ، بر معارفی که داریم ، افزوده شود و با فرمایشات شما قطعا این چنین شد . آرزوی ما و بینندگان این است که نائب الزیاره ما هم در حرم مطهر باشید .

در هفته های گذشته کلیپ هایی پخش کردیم که به صورت مطلق ، بحث تقلید را رد کرده بودند و تعابیر تندی را به کار برده بودند .

اما جالب این است که خود آقایان وهابی که منکر تقلید از مذاهب اربعه می شوند ، در رسانه هایشان هیچ وقت خود را حنبلی یا شافعی یا مالکی یا حنفی معرفی نمی کنند . حال ببینیم خود را در مورد تقلیدی که از علمای خود دارند ، چگونه معرفی می کنند .

کلیپ ۲ ) :

کارشناس وهابی :

حتی ما که خود را پیرو مذهب سلف می دانیم ، در همه چیز که تحقیق نمی کنیم . مثلا البانی گفته این حدیث درست است ، ما از آن استفاده می کنیم . ابن عثیمن که عالم ما است ، به صورت خود به خود یک نفر انتخاب کردیم . چون نمی شود که انسان در همه موارد تحقیق کند .

من خودم که یکی از علمای بزرگ را قبول دارم ، ابن عثیمن است که معمولا فتوای او را در زندگی خود می گیرم . چیزی که بر من مشخص نباشد ، نظر ابن عثیمن را قبول می کنم .

 مجری :

این کارشناس گفت : من مقلد البانی و ابن عثیمن هستم ، این خود تقلید نیست ؟ !!! مگر ابوحنیفه چه مشکلی دارد که این ها پیرو ابن عثیمن می شوند و می گویند : امام ما ، ابن عثیمن است .

استاد یزدانی :

واضح است ، ابو حنیفه که وهابی نیست . این ها باید پیرو کسی باشند که وهابی باشد و خیلی عجیب است که این تناقض گویی بسیار عجیب است . حرف هایی که در کلیپ های جمع آوری شده بود ، بیشتر از نصف آن ها از این کارشناس بود که علیه تقلید حرف زده و توهین های بسیار زیادی کرده بودند . اما باز هم می گوید : من در مسائلی که نمی دانم ، از ابن عثیمن تقلید می کنم .

این خود تناقض آشکاری است که اگر تقلید ، شرک و کفر است و سبب حلال شدن خون کسی می شود ، این کارشناس خودش ، کافر ، مشرک و مرتد است و خونش حلال می شود و حتی تعابیر بسیار زشتی که ما در هفته گذشته از کارشناسان این ها داشتیم .

کلیپ ۳ ) :

کارشناس وهابی :

تقلید ، حکایت قلاده دارد که مثلا حیوانات فاقد عقل ، بر گردن آن ها می اندازند . میمون ، سگ .

تقلید ، واژه ای است که از قلاده گرفته شده .

جالب این جا است که همین تقلید ، نامش نام بدی است . تقلید ، از واژه قلاده گرفته شده . عذر می خواهم که این تعبیر را به کار می برم ، دیدید قلاده در گردن سگ می اندازند و آن را قفل می کنند . طناب دست کسی است که چوپان و صاحبش می باشد و به این طرف و آن طرف می برند ، قلاده و تقلید یک واژه دارد .

یک حیوان بار بری را تصور کنید که دو طرف صورتش را بستند و فقط مسیر جلو را می بینند و علفی که در مقابلش می گذارند و حرکت می کند . اگر انسان در چهار چوب تقلید قرار بگیرد ، در چهار چوب تعصب قرار بگیرد ، در چهار چوب حزب قرار بگیرد ….

مثل گاو و گوسفند عرض کنم ، نارحت می شوند ، بشوند ؛ ولی واقعا گوسفندوار یاد گرفتند . در این مسأله گوسفند وار ، توهین نیست ، تقلید است دیگر !!!!

مجری :

این هم از تعابیری بود که این کارشناس وهابی در مورد مقلدین به کار برده بودند ؛ اما مثل این که این کارشناس وهابی فراموش کردند که گفته بودند همسرشان مقلد هستند .

کلیپ ۳ ) :

کارشناس وهابی :

من یک شیعه هدایت شده هستم ، همسر من یک خانم حنفی است . من هرگز به او نگفته ام که حتما سخن من را قبول کن یا حرف علمای سلف را قبول کن ؛ چون می دانم او نمی تواند تحقیق کند.

باهم به سفر رفتیم ، به او می گویم که چون در مذهب ابو حنیفه ، جمع بین نمازین ، فقط در یک حالت جایز است . آخر ظهر باشد در سفر و اول عصر باشد ؛ ولی در مذاهب دیگر می گوید : شما در سفر هستی و مضطر هستی ، می توانی در ظهر ، نماز عصر را بخوانی . چون مسأله سفر جدا است و پیامبر (صلی الله علیه و آله) خوانده . آن ها می گویند ما این حدیث را قبول داریم ؛ اما به این صورت قبول داریم که آخر ظهر و اول عصر را به هم بچسبانیم .

 

rah9

 

 

استاد یزدانی :

خیلی واضح است ، از یک طرف می گویند : تقلید از قلاده می آید برای حیوانی که نام می برد مثل سگ ، میمون و گاو و گوسفند که هر طرف خواستند بکشند . از طرف دیگر ، این کارشناس وهابی می گوید : من در مواردی از ابن عثیمن تقلید می کنم . یعنی قلاده به گردنم می اندازم و هر جا ابن عثیمن رفت ، من هم می روم . از طرف دیگر ، خانمش هم یک حنفی است که ما ثابت کردیم وهابی گفته بودند : احناف ، یهود اهل سنت هستند . علاوه بر آن ، تقلید می کنند و به تعبیر وهابی ها ، ریسمانی که آقای ابو حنیفه از سال ۱۵۰ به گردن حنفی ها انداخته و آن ها را به دنبال خود می کشاند .

مجری :

اگر بیننده ای با این شبکه های وهابی تماس بگیرد و بپرسد که آیا شما مقلد هستید یا نیستند ، می دانید چه برخوردی می کنند ؟ کلیپ بعدی این برخورد را به شما نشان می دهند .

کلیپ ۴ ) :

بیننده :

شما به هیچ یک از مذاهب مقید نیستید ؟

کارشناس وهابی :

پیامبر ، واجب نکرده که بر یکی مذهب مقید باشیم . حرف من را فهمیدی یا نه ؟ به درستی فهمیدی ؟

بیننده :

بله ، فهمیدم . یعنی شما مقید به یک مذهب نیستید ؟

کارشناس وهابی :

این به شما مربوط نیست . برو پی کارت !!!!

استاد یزدانی :

در مورد تقلید مطالب زیادی است که همین امروز از کتاب آقای محمد تقی عثمانی ، حدود هفتاد صفحه اسکن کردم . مقاله ای از همین کارشناس وهابی ، آقای ملازاده ، وقتی که در ایران بودند ، نوشتند و هم چنین مطالبی از علمای امروزی آن ها را در هفته آینده بیان خواهیم کرد .

تماس بینندگان

بیننده : آقای مولایی از بوشهر ـ شیعه

بنده در مورد تقلید می خواستم بگویم که اگر آقایان وهابی واقعا به تقلید اعتقاد ندارند ؛ پس این مذاهب چهار گانه اهل سنت از کجا نشأت گرفته است ؟ این ها دستورات دینی خود را از چه مکتبی می گیرند ، مگر آن ها مستقیما پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) را درک کردند ؟

نکته دوم ، چندی قبل کارشناس وهابی شبکه وهابی ، مسئله ای را در رابطه با جنگ صفین با زیرکی و به صورت بسیار زشتی به این اشاره کرد که اگر جنگ صفین به راه افتاد و حضرت امیر(علیه السلام) با معاویه جنگید ، این معاویه نبود که شروع کننده جنگ بود ؛ بلکه حضرت امیر (علیه السلام) بود که به سمت سوریه رفت و جنگ را شروع کرد و معاویه مجبور بود که با ایشان بجنگد .

یعنی می خواستند به حضرت امیر (علیه السلام ) تهمتی بزنند و معاویه را مبرا از این تهمت کنند .

نکته سوم ، آقایان وهابی ! شما که معتقد هستید ، تقیه کردن را مردود و شیعیان که به آن اعتقاد دارند را مشرک می دانید ، چرا خودتان که در امارات هستید ، شماره های انگلیس را به بینندگان معرفی می کنید ؟

استاد یزدانی :

در پاسخ به این سؤال که اگر به تقلید اعتقاد ندارند ؛ پس مذاهب اربعه از کجا آمده است ؟ پاسخ این سؤال را ابن تیمیه داده است و گفته : مذاهب اربعه را ، زندیق ها درست کردند . ما در همین برنامه نشان دادیم که ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه النبویه (اما طبق نظر علمای اهل سنت ، منهاج البدعه الامویه است ) در جلد ۶ ، چاپ اول ، صفحه ۳۰۳ می گوید :

وأصل المذهب إنما ابتدعه زنادقه منافقون مرادهم إفساد دین الإسلام …

اصل تشکیل مذاهب مختلف را زندیق های منافق ، ابداع کردند . هدفشان از بین بردن دین اسلام بود .

ابن تیمیه ، منهاج السنه ، ج ۶ ، ص ۳۰۳

مذاهب اربعه را مالک ، ابوحنیفه و شافعی و احمد بن حنبل ، پایه گذاری کرده است .  حال ایشان می گوید : این ها زندیق های منافق بودند .

اما بحث جنگ صفین ، این بسیار عجیب است که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، شروع کننده جنگ بدانیم . علاوه بر این که شروع کننده جنگ صفین معاویه بوده ، در جنگ جمل هم شروع کننده بوده . بسیاری از تحریکاتی که انجام شد و توسط عمرو عاص اجرا می شد ، از طرف معاویه بود . بعد از جنگ جمل ، یک سال پیراهن عثمان را کنار منبر خود ، در مسجد شام آویزان کرده بود و می گفت : تا من انتقام خون عثمان را نگیرم ، آرام نمی گیرم .

خودش هم جنگ صفین را شروع کرد ، لشگری به آن آورد و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، مجبور شد مالک را به جنگ فرستادند و تصریح نمود که ای مالک ! تو شروع کننده جنگ نباش .

وقتی آن ها جنگ را شروع کردند ، مالک شروع کرد . اولین بار آن ها شریعه را گرفتند و نیروهای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را کنار زدند . اولین تیر را آن ها رها کردند و شروع کننده جنگ معاویه بن ابی سفیان بود .

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) طبق دستور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هیچ گاه شروع کننده جنگ نبودند . اما زمانی که معاویه شروع کرد ، طبق دستور نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) با معاویه جنگیدند . ان شاء الله در آینده به صورت مفصل بررسی خواهیم کرد .

بیننده : آقای احمدی از همدان ـ شیعه

این آقایان وهابی که بر علیه تقلید صحبت می کنند ، این واژه اهل سنت برایشان چه معنایی دارد ؟ مگر این نیست که همه مسلمانان از سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) تقلید می کنند . اما این آقایان طوری صحبت می کنند که گویی وحی از جانب خداوند بر این ها نازل می شود و فقط این ها هستند که درست می گویند .

بیننده : آقای تبریزی از تهران ـ شیعه

بنده از  استاد یزدانی چند سؤال داشتم . اول این که ، ناصبی به چه کسی گفته می شود ؟ آیا ناصبی که در آن زمان بوده و سب اهل بیت (علیهم السلام) را می کردند ، در حال حاضر هم وجود دارند ؟ یا این که به صورت دیگری هستند ؟

دوم این که ، دلیل این که می خواهند بحث تقلید را خدشه دار کنند ، چه منظوری دارند ؟

استاد یزدانی :

روایتی از امام صادق (علیه السلام) است که با سند معتبر نقل شده :

  لیس الناصب من نصب لنا اهل البیت لانک لاتجد رجلا یقول : انا ابغض محمدا وآل محمد ولکن الناصب من نصب لکم وهو یعلم انکم توالوننا وانکم من شیعتنا .

ناصبی آن کسی نیست که به ما فحش دهد ( چون کسی را پیدا نمی کنی که بگوید من بعض اهل بیت (علیهم السلام) را دارم ) ؛ بلکه ناصبی کسی است که با دشمنان ما دشمنی می کنند . در حالی که می دانند شیعیان پیرو محمد و آل محمد (علیهم السلام) هستند . این شخص ناصبی محسوب می شود .

تعریف ناصبی هم از دیدگاه علمای ما مشخص و معین است .

در مورد سؤال دوم ، این ها انصافا مخالف تقلید نیستند ؛ بلکه مخالف تقلید از مذاهب اربعه هستند ؛ چون می خواهند مردم از خودشان تقلید کنند که مطالبش را در هفته آینده بیان خواهیم کرد . اگر کسی از مذاهب اربعه تقلید کند ، کسی از وهابیت پیروی نمی کند .

تمام مخالفت های وهابیت این است که از مذاهب اربعه تقلید نشود و از ابن عثیمن و بن باز و از مفتیان امروزی وهابی ، تقلید شود . همان طور که کارشناس وهابی گفت که مقلدین مثل گاو و گوسفند هستند و از طرف دیگر ، خودش می گوید من مقلد ابن عثیمن هستم . یعنی اگر کسی گوسفند ابوحنیفه باشد ، بد است و اگر گوسفند ابن عثیمن باشد ، چیز خوبی است .

این ها مخالف تقلید نیستند ، بلکه مخالف تقلید از مذاهب اربعه هستند .

بیننده : آقای حیدری از قوچان ـ شیعه

ما شیعیان مقلد پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) هستیم و رفتارمان را از کسانی می گیریم که در تمام زندگی خود با دوست و دشمن با محبت برخورد کرده اند . مثل آن بنده خدایی که از راه دور آمد تا به امام حسن مجتبی (علیه السلام) توهین و جسارت کند ؛ اما زمانی که محبت و مهربانی ایشان را دید ، به طرف ایشان کشیده شد . در صورتی که طرف مقابل این بزرگواران حتی با زور شمشیر هم نتوانستند غیر مسلمان ها را به طرف خود بکشند .

نکته دوم این که ، بنده به گردن موجودی قلاده می اندازم که از شدت وحشی گری نتوانم کنترل کنم . اما در حال حاضر مشخص است که وحشی چه کسانی هستند و باید قلاده به گردنشان انداخت .

نکته سوم این که ، این آقایان وهابی آیا تا این حد عاقل و دانا هستند که بتوانند دین و دنیای خود را از چاه تشخیص دهند یا این که از فردی بدتر و وحشی تر از خودشان مثل ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب تقلید می کنند ؟

بیننده : احمد از کردستان ـ اهل سنت

به نظر بنده معتقدم که شبکه جهانی کلمه در مورد دین اهل سنت صحبت می کند ، اما اکثر برنامه های شبکه جهانی ولایت ،  بر علیه اهل سنت است .

مجری :

ما هیچ برنامه ای بر علیه اهل سنت نداریم . اگر شما برنامه ای سراغ دارید ، یک برنامه را نام ببرید.

بیننده :

ما اهل سنت در کردستان ، اصلا چیزی به اسم وهابیت نداریم .

مجری :

برادر عزیز ! داعش اهل سنت است ؟ قبول دارید که داعش خود را اهل سنت می داند .

بیننده :

من اصلا داعش را قبول ندارم .

مجری :

مسأله خیلی ساده است . داعش خود را اهل سنت می داند . شما آن ها را اصلا قبول ندارید ؛ ما هم می گوییم این ها اهل سنت نیستند ؛ بلکه وهابی هستند .

شما ماموستا شیخ الاسلام را چه کسی کشتند ؟

بیننده :

هنوز مشخص نشده که چه کسی ایشان را کشته است ؟

مجری :

کاملا مشخص شده ، ماموستا شیخ الاسلام و ماموستا جنگی زهی ، از بزرگوارانی بودند که به دست وهابیت کشته شدند .

استاد یزدانی :

همین امشب ، موضوع برنامه ما جدایی اهل سنت از وهابیت بود . برادر گرامی ! شما مقلد چه کسی هستید ؟

بیننده :

بنده شافعی هستم .

استاد یزدانی :

پس شما طبق دیدگاه وهابیت ، مرتد و کافر هستی و باید کشته شوید . شما این را می پذیرید ؟

بیننده :

بنده اصلا این را قبول ندارم .

استاد یزدانی :

ما شیعیان با اهل سنت در این زمینه هم عقیده هستیم ؛ اما وهابی ها معتقدند هر کس مقلد باشد ، چه مقلد ابو حنیفه ، چه مقلد احمد بن حنبل ، چه مقلد شافعی و چه مقلد مالک باشد ، مرتد و کافر هستند  و کشتن آن ها واجب است .

ما هم همین را می خواهیم که شما این نظر را رد کنید . این پنجاهمین برنامه راه و بی راه در جدا سازی اهل سنت و وهابیت است . ما راه را نشان می دهیم ، بی راه را هم نشان می دهیم . در مباحث مختلف ما دیدگاه اهل سنت را در مقابل دیدگاه وهابیت قرار دادیم . ما در این جا می خواهیم از عقاید مشترک بین شیعه و اهل سنت ، دفاع می کنیم . البته از اهل سنت دفاع نمی کنیم .

در صورتی که شما می گویید : ما علیه اهل سنت برنامه داریم . این واقعا بی انصافی شما را نشان می دهد . ما امشب کلیپی از شبکه وهابی کلمه نشان دادیم که هر کس تقلید می کند ، میمون ، سگ ، گاو و گوسفند هستند که قلاده بر گردنش انداختند .

بیننده :

بنده این کلیپ را ندیدم .

کلیپ :

تقلید ، حکایت قلاده دارد که مثلا حیوانات فاقد عقل ، بر گردن آن ها می اندازند . میمون ، سگ .

تقلید ، واژه ای است که از قلاده گرفته شده .

جالب این جا است که همین تقلید ، نامش نام بدی است . تقلید ، از واژه قلاده گرفته شده . عذر می خواهم که این تعبیر را به کار می برم ، دیدید قلاده در گردن سگ می اندازند و آن را قفل می کنند . طناب دست کسی است که چوپان و صاحبش می باشد و به این طرف و آن طرف می برند ، قلاده و تقلید یک واژه دارد .

یک حیوان بار بری را تصور کنید که دو طرف صورتش را بستند و فقط مسیر جلو را می بینند و علفی که در مقابلش می گذارند و حرکت می کند . اگر انسان در چهار چوب تقلید قرار بگیرد ، در چهار چوب تعصب قرار بگیرد ، در چهار چوب حزب قرار بگیرد ….

مثل گاو و گوسفند عرض کنم ، نارحت می شوند ، بشوند ؛ ولی واقعا گوسفندوار یاد گرفتند . در این مسأله گوسفند وار ، توهین نیست ، تقلید است دیگر !!!!

مجری :

نظرتان را در این خصوص بیان کنید .

بیننده :

من این سخنان را رد می کنم . ما از امام شافعی تقلید می کنیم .

مجری :

بنده از شما یک سؤال دارم ، انصافا اگر این تعابیر را از شبکه ما در مورد مقلدین ، می شنیدید ، شما نمی گفتید که توهین کردید ؟

بیننده :

بله ، می گفتم شما توهین کردید .

مجری :

پس در نتیجه شبکه کلمه به مقلدین ، توهین کرد . شما مقلد هستید ، در مذهب خود منطق و اصول دارید ؛ اما با این حال به شما توهین می کنند . ما به این ها وهابیت می گوییم .

بیننده :

ما اصلا وهابیت را قبول نداریم ، ما اهل سنت را قبول داریم .

مجری :

از شما استاد یزدانی تشکر و قدردانی می کنم و از شما بینندگان عزیز تقاضا دارم اگر در مجالس عزاداری شرکت کردید ، ما را هم از دعای خود فراموش نکنید .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .