از دیدگاه افرادی همچون ابن حزم اندلسی، مقبل بن هادی الوادعی و… تقلید از مذاهب اربعه ، بر خلاف قرآن و سنت و کفر است؛ اما از دیدگاه بزرگان اهل سنت؛ همچون امان الله یلمه و… تقلید واجب است.

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۲۶ / ۰۵ / ۹۴

مجری :

باز هم بیننده برنامه راه و بی راه هستید ، برنامه ای که در جهت از بین بردن فتنه وهابیت است و خط فاصل بین وهابیت و سایر مذاهب اسلامی را مشخص می کند تا روشنگری برای همگان باشد .

در این برنامه هم در خدمت سید عزیز و بزرگوار ، حجت الاسلام و المسلمین یزدانی هستیم .

بنده از استاد یزدانی تقاضا دارم که خلاصه ای از مطالب بیان شده در خصوص تقلید را که چند هفته ای است ، در برنامه راه و بی راه مطرح شده ، ارائه دهند .

استاد یزدانی :

ما در بحث تقلید ، ابتدا دیدگاه وهابیت و سلفی ها را به تفصیل مطرح کردیم ، خصوصا دیدگاه آقای ابن تیمیه را که صراحتا گفته بود : هر کس به یکی از مذاهب اربعه تعصب داشه باشد ، مثلا بگوید : من شافعی یا حنفی یا مالکی یا حنبلی هستم و در کلام اشعری یا معتزلی یا ماتریدی باشد ، کافر و مرتد است.

باز در کتاب دیگری از کتاب های ابن تیمیه نشان دادیم که صراحتا گفته بود : اگر کسی خود را منتسب به یکی از این مذاهب کند و بگوید فقط من مثلا از ابو حنیفه تقلید می کنم ، کافر است و باید توبه داده شود و گرنه باید کشته شود .

این نص صریح فتوای ابن تیمیه بود.

و شاگردش ، ابن قیم الجوزیه ، کتابی دارد به نام اعلام الموقعین که یک یا دو جلد از این کتاب را به صورت مفصل در ذم تقلید و ذم قیاس و بلکه این کتاب را علیه احناف نوشته است و به صورت مفصل تضاد تقلید را با استناد به آیات زیادی از قرآن کریم بحث کرده است و استدلال کرده که هر کس تقلید کند ، مشرک و کافر است .

هم چنین مطالبی از صدیق حسن خان سلفی نقل کردیم که به صراحت عنوان بابش را این گونه نام گذاری کرده ، التقلید من المذاهب شرک . تقلید از مذاهب اربعه ، شرک است و باید در روز قیامت پاسخگو باشند ؛ چون آن ها در کنار ، قرآن و پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، از ابو حنیفه هم تقلید می کنند و این هم شرک است .

سخنان آقای شاهو زهی از علمای حال حاضر سیستان و بلوچستان را هم نشان دادیم که در یکی از سایت های خود صراحتا گفته بود : مقلدین همه لوطی و اهل لواط و شراب هستند و سخنان تند دیگری که بر علیه مقلدین است و در حال حاضر هم در سایت ایشان ، وجود دارد .

دیدگاه محمد بن عبد الوهاب را در هفته گذشته خواندیم که واقعا تندترین مطالب را علیه مقلدین داشت که این ها مشرک و کافرند و آیات متعددی را بر مذاهب اربعه تطبیق می دهد و از مذاهب اربعه به مکاتیب ، یاد می کند .

یکی دیگر از علمای وهابی پاکستانی که گفته بود : مقلدین به خصوص حنفی ها ، یهود اهل سنت هستند .

این ها برخی از فتاوای وهابی ها بود که امشب هم یکی دو مورد دیگر از فتاوای علمای امروزی آن ها می خوانیم .

البته ما فتاوای علمای اهل سنت را نشان دادیم . از جمله محمد عمر سربازی بود که گفته بود : هر کس تقلید نکند ، فاسق ، است.

و در پاسخ به غیر مقلدین که گفته بودند : مقلدین مشرک هستند ، گفته بود : شما مشرک تر هستید ؛ چون ما از یک نفر تقلید می کنیم ؛ اما شما در هر حکمی از احکام شرعی از یک شخص پیروی می کنید . پس شما مشرک تر می باشید .

ما از بسیاری از علمای امروزی خصوصا از دار العلوم زاهدان ، فتاوایی به نفع تقلید و بر علیه وهابیت ، نشان دادیم که امشب هم از همین بزرگان امروزی اهل سنت ، مطالبی را نشان خواهیم داد .

rah01

 

دیدگاه بعضی از علمای سلفی در باره تقلید

۱ ) ابن حزم اندلسی

یکی دیگر از کسانی که علیه تقلید حرف های زیادی زده است ، ابن حزم اندلسی است . ما نمی توانیم در مورد ایشان بگوییم که وهابی یا سلفی است ؛ اما کسی است که ابن تیمیه بسیاری از حرف های او را تکرار می کند و اولین کسی است که سخنان بسیار تند و رکیکی بر علیه ابو حنیفه زده است و فتاوای بسیار رکیکی را از ابوحنیفه نقل کرده است که در کتاب های احناف کمتر دیده می شود .

ایشان به شدت با تقلید مخالف هستند و شاید دلیل آن این است که هیچ کدام از مذاهب اربعه را قبول ندارد و می خواهد مردم دست از مذاهب اربعه بردارند و به سمت مذهب پنجمی به نام مذهب ظاهری بیایند و سنگ خود را به سینه می زند . وگرنه نمی تواند حرمت تقلید را اثبات کند .

در کتاب رسائل ابن حزم اندلسی که دکتر احسان عباس ، از وهابی های معاصر آن را تحقیق و چاپ کرده است . در رساله پنجم ، رساله التلخیص لوجوه التلخیص ، از این کتاب ، صفحه ۱۶۷ می گوید :

 واعلموا رحمکم الله أنی أقول إعلاناً لا أسره ان تقلید ابرلآراء لم یکن قط فی قرن الصحابه رضی الله عنهم ، ولا فی قرن التابعین ولا فی قرن تابع التابعین ، وهذه هی القرون التی أثنى النبی علیها ، وإنما حدثت هذه البدعه فی القرن الرابع المذموم على لسان النبی صلی الله علیه وسلم وأنه لا سبیل إلى وجود رجل فی القرون الثلاثه المتقدمه قلد صاحباً أو تابعاً أو إماماً أخذ عنه فی جمیع قوله فأخذه کما هو ، وتدین به وأفتى به الناس ، فالله الله فی أنفسکم …

فاجتنبوا هذه [ ۲۴۶ / أ ] الحادثه فی القرن المذموم المخالفه للإجماع المتقدم ، وبعد أزید من مائتین وخمسین عاماً من موت النبی علیه السلام ، فکل بدعه ضلاله …

بدانید که من علنی سخن می گویم و مخفیانه نمی گویم . تقلید از آراء در عصر صحابه ، در عصر تابعین و در عصر تابع تابعین وجود نداشته و این قرون ، قرونی هستند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن را مدح کرده است . اما این بدعت (تقلید بدعت از مذاهب اربعه ) از قرن چهارم شروع شه که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را مذمت کرده است .

اما این که چه روایتی در زمینه مذمت قرن چهارم است ، آن را بیان نمی کند و فقط ادعا می کند و می گوید : این بدعت در سه قرن اول نبوده و فقط در قرن چهارم بوده است .

دلیلی وجود ندارد که در سه قرن اول ، کسی از امام یا تابعی تقلید کرده باشد و فتوایی داده باشد …

مردم ! از این تقلیدی که در قرن مذمت شده توسط پیامبر (صلی الله علیه و آله) اتفاق افتاده و مخالف اجماع سه قرن اول است و بعد از دویست و پنجاه سال بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) به وجود آمده . پس هر بدعتی ، گمراهی است .

یعنی تمام پیروان مذاهب اربعه ، گمراه هستند . این ها سخنان بسیار ساده از ابن حزم است که ابن تیمیه و ابن قیم و به خصوص محمد بن عبد الوهاب ، همین سخنان را به شکل تند تر بیان و صراحتا تکفیر کرده اند که ما در جلسات قبل آن را بیان کردیم .

۲ ) مقبل بن هادی الوادعی ، مفتی وهابی یمن

ایشان اصالتا یمنی است ؛ اما در عربستان تحصیل کرده است و از وهابی های بسیار معروف و مشهور می باشد . در کتاب اجابه السائل علی اهم المسائل ، تألیف عبد الرحمن مقبل بن هادی الوادعی ، چاپ دار الحرمین قاهره ، صفحه ۳۱۷ به بعد :

ج ۱۶۱ : المذاهب الاربعه ما انزل الله بها من سلطان وما ورد فی کتاب الله ولا سنه رسول الله _ صلی الله علیه وآله _ ان ذاک یکون شافعیا وذاک یکون حنبلیا الی آخر ذلکم بل قال الله تعالی سبحانه وتعالی : « ومااختلفتم فیه من شیء فحکمه الی الله » وقال : « فان تنازعتم فی شیء فردوه الی الله ورسوله ان کنتم تؤمنون بالله وبالیوم الآخر » …

فهذه المذاهب فرقت الناس وقد تحدینا غیر واحد من المتعصبین لهذه المذاهب ان یأتوا بدلیل من کتاب الله او من سنه رسول الله _ صلی الله علیه وعلی آله وسلم _ یدل علی ان المسلم ملزم بالتعبد بمذهب من هذه المذاهب بل جاء القرآن علی کراهه هذا فقال سبحانه وتعالی : « ان الذین فرقوا دینهم وکانوا شیعا لست منهم فی شیء » ونبینا محمد _ صلی الله علیه و علی آله وسلم _ یقول : افترقت الیهود علی احدی وسبعین فرقه وافترقت النصاری علی اثنتین وسبعین فرقه وستفترق هذه الامه علی ثلاث و سبعین فرقه کلها فی النار الا واحده » او بهذا المعنی .

خداوند به مذاهب چهار گانه ، حنبلی و شافعی و حنفی و مالکی ، مشروعیت نداده است و در قرآن هم آیه ای نیست که گفته باشد : حنفی یا مالکی باشند . در سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم نیست که فرموده باشد : بعد از من پیرو ابو حنیفه یا مالک باشید . چنین آیه و روایتی وجود ندارد . بلکه خداوند فرموده : اگر دچار اختلاف شدید ، سراغ قرآن بروید .

اگر در چیزی با هم اختلاف کردید ، به خداوند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) مراجعه کنید …

این مذاهب ، مردم را دچار تفرقه کردند و ما ( وهابی ها ) تحدی می کنیم که یک دلیل از کتاب خدا یا سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای من بیاورید که مردم حتما ملزم به این باشند که حنفی باشند یا ملزم هستند که شافعی باشند . (البته علمای حنفی برای تقلید خود دلیل دارند ، از قرآن هم آیه می آورند. بلکه ما در قرآن آیه داریم که این کار یعنی تقلید ، مکروه است .

در ادامه هم آیه از قرآن کریم می خواند و روایتی را از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل می کند که یهود به ۷۱ فرقه و نصاری به ۷۲ فرقه و امت اسلامی به ۷۳ فرقه تقسیم می شود که همه اهل جهنم هستند و فقط یک فرقه می ماند .

وهابیت خود را همان فرقه ناجیه می داند . در صفحه بعد ادامه می دهد :

فهذه المذاهب فرقت الناس وادخلت بینهم البغضاء والعداوه وما تعبدنا الله الا بکتاب الله وبسنه رسول الله _صلی الله علیه وعلی آله وسلم _ وهی مبتدعه ما جاءت فی کتاب الله ولا بسنه رسول الله _صلی الله علیه وعلی آله وسلم _ وما حدثت هذه البدعه الا بعد القرون المفضله ….

فاصبحت التعصب لهذه المذاهب شنیعا تقدم اقوال اصحاب المذاهب علی کتاب الله وعلی سنه رسول الله _صلی الله علیه وعلی آله وسلم _

این مذاهب مردم را گرفتار تفرقه کردند و بین مردم بغض و عداوت را ایجاد نمودند . ما فقط از کتاب خدا و سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) پیروی می کنیم . تقلید از مذاهب اربعه ، بدعتی است که نه در کتاب خدا و نه در سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمده و این بدعت ها بعد از قرون فاضله ( سه قرن اول ) به وجود آمد .

پس اصلا برای ما حجت نیست . در ادامه هم شعری از محمد بن اسماعیل ، امیر صنعانی می آورد که علیه تقلید بود .

تعصب به این مذاهب ، بسیار زشت و شنیع است و اقوال ابو حنیفه و مالک و دیگران را بر کتاب خدا و بر سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مقدم می کنند .

مثلا آیه قرآن می گوید : این گونه وضو بگیرید . اما می گوید : ابو حنیفه ، چیز دیگری گفته ، من به قول ابو حنیفه عمل می کنم . یعنی بر خلاف قرآن عمل می کنم .

مثلا در سنت روایت است که نماز را این گونه بخوانیم ؛ اما ابوحنیفه طور دیگری گفته است و به قول ابوحنیفه عمل می کنیم و بر سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و کتاب خدا ، مقدم می کنیم .

خلاصه سخن این که ، در کتاب خدا آیه ای نیست که حنفی باشیم یا شافعی باشیم . در سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم چنین چیزی وجود ندارد . بلکه همه این ها ، بدعت است و باید از بدعت ها دوری کنیم و اگر دوری نکنیم ، کل بدعه ضلاله و کل ضلاله فی النار .

مجری :

کلیپی را از توهین شبکه های وهابی به مقلدین اهل سنت است که با هم می بینیم .

کلیپ ۱ ) :

کارشناس وهابی :

تقلید ، حکایت قلاده دارد که مثلا حیوانات فاقد عقل ، قلاده بر گردن آن ها قرار می گیرد .

بیننده :

مثل میمون که تقلید کننده است .

کارشناس وهابی :

بله ، میمون ، سگ و هر چیزی …

جالب این جاست که همین تقلید ، نامش نام بدی است . تقلید از واژه قلاده گرفته شده . عذر می خواهم که این تعبیر را به کار می برم . دیدید که در گردن سگ یا حیوانات قلاده می اندازند ، آن را قفل می کنند و طناب به دست چوپان و صاحبش است و آن حیوان را به این طرف و آن طرف می برند . قلاده و تقلید ، یک واژه دارد .

دین ما ، دین تقلید نیست . دین ما ، دین جهالت نیست . دین ما ، دین خرافات و بدعت نیست .

تقلید ، غده سرطانی است که گردا گرد قلب انسان را حصار کشیده است .

تصور کنید که یک حیوان بار بری که دو طرف صورتش را بستند و فقط مسیر جلو را می بیند و علفی را که در مقابلش قرار می دهند و آن حیوان حرکت می کند . اگر انسان در چهار چوب تقلید قرار بگیرد ، در چهار چوب تعصب قرار بگیرد ، در چهار چوب حزب قرار بگیرد ، …

مثل گاو و گوسفند عرض کنم ، ناراحت می شوند ، بشنوند ؛ اما واقعا گوسفند وار یاد گرفته اند . گوسفند وار در این مسأله ، توهین نیست ، تقلید است دیگر .

مجری :

استاد یزدانی ! ممکن است بعضی از بیننده های ما تصورشان این باشد که وقتی این شبکه های وهابی واژه تقلید را به کار می برند ، سر نیزه اشان به سمت شیعیان است و می خواهند بگویند چون شیعیان این گونه هستند ، این گونه حکم می کنند . در حالی که این طور نیست ، یعین خود اهل سنت هم قائل به تقلید هستند و تقلید می کنند .

استاد یزدانی :

ما این کتاب هایی را که نشان دادیم ، صراحتا مذاهب اربعه را نام برده بودند که شامل شیعیان نمی شود . همین کارشناس وهابی که کلیپش را نشان دادیم ، چند برنامه را دارند که موضوعش فقط تقلید اهل سنت است و می خواهد اهل سنت را از این کار منع کند و آن ها را به وهابیت دعوت می کند . کسی که حنفی باشد ، وهابی نمی شود و ممکن نیست کسی که به حرف های ابو حنیفه و فتاوای او و دیگر ائمه اهل سنت را دیده باشد ، وهابی نمی شود .

این ها قصد دارند ابتدا مردم را از تقلید جدا کنند ، بعد از این که مردم را جدا کردند ، بحث های دیگر را راحت تر زیر سؤال می برند . اما علمای اهل سنت در این زمینه هوشیار بودند و کتاب های بسیار خوبی علیه وهابیت ، در خصوص تقلید نوشتند .

دیدگاه علمای اهل سنت در مورد تقلید

۱ ) حافظ امان الله آخوند یلمه

کتاب مسائل مهم اعتقادی و فقهی از دیدگاه اهل سنت ، تألیف حافظ امان الله آخوند یلمه حنفی نقشبندی ، ایشان شاید شخص معروفی نباشد ؛ اما کسانی که بر کتابش تقریظ زده اند ، علمای معروفی هستند . از جمله آن ها ، حضرت شیخ الحدیث مولانا سید محمد یوسف حسین پور است که از علمای حال حاضر اهل سنت و از اساتید مولوی عبد الحمید و مدیر مدرسه علوم دینی گشت در سروان می باشد . ایشان اولین کسی است که ختم صحیح بخاری را در سراوان راه انداخت و بعد به زاهدان منتقل کردند که هر ساله این ختم را می گیرند . تعریف و تمجید های زیادی از آقای حسین پور ، وجود دارد و تمام بلوچستان هم ایشان را می شناسند .

شخص دیگری که بر این کتاب تقریظ زده است ، حضرت مولانا مفتی خالد دهواری ، مفتی دار الافتای عین العلوم گشت سراوان است .

همچنین حضرت مولانا عبید الله صاحب ، جانشین مولانا محمد عمر سربازی است . این سه شخصیت از شخصیت های بسیار مشهور و معروف اهل سنت می باشد که در حال حاضر هم در قید حیات می باشند که بر این کتاب تقریظ زده اند و تعریف و تمجید های زیادی از این کتاب و مؤلف آن کرده اند .

این کتاب به زبان فارسی و در ایران و در سال ۱۳۹۳ در انتشارات خواجه عبد الله انصاری چاپ شده است . این کتاب در پاسخ به تهمت هایی است که بریلوی ها به دیویندی ها زده اند . دیوبندی ها در زاهدان ، سیستان و بلوچستان و پاکستان حضور دارند . اهل سنت در این مناطق دو دسته هستند ، دیوبندی ها و بریلوی ها . که این کتاب در رد بریلوی ها نوشته شده است .

در قسمت تهمت ششم از این کتاب است ، در مورد وجوب اتباع از یک مذهب است .

مورد دیگری که در کتاب های مذکور از آن به علامات وهابیت نام برده اند ، خرده گیری از مذاهب چهارگانه اهل سنت و مجتهدین می باشد .

در ادامه از کتاب المهند علی المفند ، تألیف مولانا خلیل احمد سهارنپوری ، یاد می کند . ایشان از مفتیان بسیار بزرگ اهل سنت و کسی است که دار العلوم کراچی را افتتاح کرد . آقای عبد الرحمن چابهاری هم کتاب ایشان را ترجمه کرده است .

در صفحه ۹۴ کتاب مذکور از علمای دیوبند ، زمانی که به وسیله شیادان بریلوی ( گروهی از اهل بدعت پاکستان ) به آن ها تهمت وهابیت زده شده بود ، سؤال شده است .

بریلوی ها همه اهل سنت هستند و شاید بیشتر از دیوبندی ها باشند .

آیا درست است که کسی در تمام اصول و فروع مقلد یکی از ائمه اربعه باشد یا خیر ؟ در صورت صحت آیا تقلید مستحب است یا واجب ؟

جواب : تقلید یکی از ائمه اربعه ، واجب است و علمای دیوبند مقلد امام ابوحنیفه هستند .

در حالی که آقایان وهابی ، تقلید را شرک و کفر می دانند . در این جا به صورت صریح و واضح تفاوت اهل سنت و وهابیت ، مشخص می شود .

در پاورقی می گوید :

البته با این اعتقاد که همه مذاهب چهار گانه اهل سنت حق و صحیح هستند ؛ ولی مذهب ما در اعتقاد ما ، آن هم بنا به اعتماد و ممارستی که با تألیفات و اصول امامان مذهب احناف داریم ، احق و صحیح تر است .

در این جا می گوید : هر چهار مذهب حق هستند ؛ اما مذهب احناف ، احق است .

در صفحه ۲۰۵ از این کتاب می گوید :

در این زمان بر انسان لازم و بلکه واجب (انتظامی ) است که مقلد یکی از مذاهب اربعه باشد .

در صفحه ۲۰۶ بیان می کند :

مولانا محمد حسین بطالوی ، اهل حدیث و شاگرد مولانا نذیر حسین دهلوی که به مدت ۲۵ سال امام غیر مقلدین بودند ، بعد از توبه کردن از عدم تقلید و مقلد شدن به مذهب حنفی در رساله « اشاعه السنه » می نویسد : « بیست و پنج سال تجربه کردیم ، بعدا برای ما معلوم شد هر کسی که به همراه بی علمی تقلید مجتهد مطلق یا مطلق مقید را ترک داده می نشیند ، سرانجام اسلام را نیز سلام (ترک ) داده می نشیند .

منظور این است که هر کس تقلید نکند ، بالاخره از اسلام هم دست می کشد و کافر می شود .

در صفحه ۲۰۷ می گوید :

مفتی اعظم پاکستان ، مفتی محمد شفیع عثمانی صاحب تفسیر معارف القرآن در فتاوای دار العلوم دیوبند « امداد المفتین » ج ۲ ص ۱۴۵ در این مورد می فرماید : « آن کس که رتبه اجتهاد ندارد ، تقلید عالم و مجتهد کردن بر او واجب است به نص قرآن فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ و احادیث کثیر در این باب وارد شده است .

این فتوای محمد شفیع عثمانی از علمای مشهور و مفتی عام پاکستان بود و بعد از او ، پسرش محمد تقی عثمانی ، مفتی پاکستان شد که کتاب ایشان را که در وجوب تقلید نوشته ، نشان خواهم داد .

صفحه ۲۰۸ مطلبی از شاه ولی الله دهلوی نقل می کند که این مطلب را از کتاب خود شاه ولی الله دهلوی نشان خواهیم داد .

در صفحه ۲۱۰ ادامه می دهد :

ایشان در همین کتاب صفحه ۴۸ می فرماید : « عرّفنی رسول الله (صلی الله علیه و آله) ان فی المذهب الحنفی طریقه هی اوفق الطرق بالسنه المعروفه التی جمعت ونقحت فی زمان البخاری واصحابه »

نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) مرا ( آقای دهلوی ) آگاه کردند که مذهب حنفی منهجی پسندیده و دلپذیر است و به سنت سنیه که در زمان امام بخاری و شاگردانش تدوین و تنقیح گردیده نسبت به سایر مذاهب موافق تر است .

این ادعایی است که بیان می کند . چون شافعی هم در زمان بخاری بوده و اتفاقا به زمان بخاری نزدیک تر است . ابوحنیفه در سال ۱۵۲ هـ ، بخاری در سال ۲۵۶ هـ ، بوده . در صورتی که شافعی در سال ۲۰۳ هـ بوده . پس اگر بخواهیم این ادعا را بکنیم ، شافعی نزدیک تر است به بخاری و مالک از این دو نفر هم نزدیک است .

خلاصه گفته های امام شاه ولی الله دهلوی در اتباع مذاهب اربعه

۱ ) تقلید عمومی در عهد صحابه و تابعین (بدون اختلاف ) مروج بوده است .

۲ ) پیروی از مذاهب اربعه حنفی ، مالکی ، شافعی ، حنبلی اتباع از سواد اعظم است که وجوب آن از حدیث بر می آید و خروج از دایره سواد اعظم است که عاقبتش خوب نیست .

چون عاقبتش جهنم است و روایت است که « فلزموا السواد الاعظم … » هر کس از سواد اعظم پیروی نکند ، از اسلام خارج است .

۳ ) …

۴ ) تقلید یکی از مذاهب اربعه و خصوصا مذهب امام ابو حنیفه از میان مذاهب اربعه رازی الهام شده از سوی خداوند به بندگان نیکوکارش است .

۵ ) بر تقلید مذاهب اربعه اجماع امت شده است .

در صورتی که ابن تیمیه گفته بود : هر کس بر یکی از مذاهب اربعه تعصب داشته باشد و تقلید کند ، مشرک و کافر است و اگر توبه نکرد ، باید کشته شود . اما آقای دهلوی می گوید : تقلید از مذاهب اربعه ، اجماع امت است .

در صفحه بعد ادامه می دهد :

۷ ) حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله) او را به تقلید یکی از مذاهب اربعه سفارش نموده است.

۹ ) برای عوام ( غیر مجتهد ) واجب است که از یکی از مذاهب اربعه تقلید نماید . لذا ترک تقلید بر او حرام است ؛ زیرا ترک تقلید (نعوذ بالله ) برای چنین افراد مقدمه خروج شان از اسلام است .

حافظ امان الله آخوند یلمه ، مسائل مهم اعتقادی و فقهی از دیدگاه اهل سنت ، چاپ انتشارات خواجه عبد الله انصاری ، با تقریظ مولانا دهلوی ، مولانا محمد یوسف حسین پور و مولانا عبیدالله صاحب

این جا تضاد واقعی بین اهل سنت و وهابیت را ثابت می کند . کتاب هم از علمای اهل سنت است که سه تن از علمای بزرگ بر آن تقریظ زده و گفته اند : تقلید واجب است و هر کس تقلید نکند ، در آخر از اسلام خارج می شود . اما آقایان وهابی می گویند : تقلید از مذاهب اربعه ، شرک و کفر است و کسی که تقلید کند ، مثل میمون و سگ و دیگر حیواناتی که کارشناسان وهابی در مورد مقلدین به کار بردند .

مجری :

کلیپ دوم که آماده شده ، تناقض گویی های کارشناسان وهابی در شبکه هایشان است که در یک جا تقلید را قبول کردند و در جای دیگر آن را رد کرده اند .

کلیپ ۲ ) : تقلید ، آری یا خیر !!!

کارشناس وهابی :

تقلید فقهی از علما ، نه این که جایز است ؛ بلکه نزد بسیاری از علما لازم است .

تقلید ، یک سنت بیهوده است .

خدمتی :

عوام الناس موظف هستند که به فقه یکی از علمای باقی مانده ، عمل کنند ؛ زیرا در توان همه نیست که اجتهاد و تحقیق کنند و به دنبال دلیل و نص صریح باشند .

پس بنابر این چیزی که ما امروز به عنوان مرجع داریم و این که می گویند من مقلد فلانی هستم ، این در دین ، اصلی ندارد . خداوند به انسان ، شعور و درک داده که خودش تحقیق کند ، خود بپرسد و خود یاد بگیرد . چطور است که ما در علوم و فنون دنیوی متبحر می شویم و از کسی تقلید نمی کنیم . دقت می کنیم که مبدع و مخترع باشیم . فن آوری داشته و نو آور باشیم .

آیا در امور دینی بهتر نیست که ما خود مطالعه کنیم و اهل قرآن و تلاوت و تحقیق باشیم .

کارشناس وهابی :

شما اگر در شافعی هستید ، خودتان نمی توانید تحقیق کنید ، از یکی از علمای شافعی پیروی کنید . اگر در مذهب ابوحنیفه هستید ، از او پیروی کنید .

عده ای در بین این ها هستند . عده ای خوب هستند ، نمی دانم . مثل گاو و گوسفند . ناراحت می شوند ، بشوند ؛ اما واقعا گوسفند وار یاد گرفتند . در مسأله تقلید ، گوسفند وار توهین نیست .

استاد یزدانی :

بنده در این زمینه توضیحی بدهم که این آقایان در مسأله تقلید گیر کرده اند ؛ حتی محمد بن عبد الوهاب که وقتی بر علیه تقلید سخنان تندی را بیان کرد ، علمای اهل سنت علیه او موضع گرفتند . محمد بن عبد الوهاب هم زمانی که این موضعگیری شدید و سخت را از جانب علمای اهل سنت دید ، معتدل شد و گفت : من خودم هم حنبلی هستم .

ما این مطلب را در جلسه گذشته از کتاب های خود محمد بن عبد الوهاب پخش کردیم . در یک جا از کتابش ، به شدت علیه تقلید سخن گفته است و در جای دیگر گفته بود : من حنبلی هستم . دلیل این عقب نشینی ، فشاری بود که از جانب علمای اهل سنت وارد می شد که شما مذاهب اربعه را کافر و مشرک می دانید ، به همین دلیلی مجبور به ظاهر سازی شد .

برای شبکه های وهابی هم ، این اتفاق افتاده که فشار آمده و نمی توانند همه را یکسره کافر و مشرک بدانند . در بعضی از موارد مجبور می شوند ، بگویند : شما تقلید کنید .

۲ ) شاه ولی الله دهلوی

از علمای مشهور هندوستان است که در عربستان تحصیل کرده است . ایشان کتابی به نام « حجه الله البالغه » دارد ، با تحقیق سید سابق ، چاپ دار الجیل ، جلد اول ، صفحه ۲۶۳ می گوید :

أن هذه المذاهب الأربعه المدونه المحرره قد اجتمعت الأمه – أو من یعتد به منها – على جواز تقلیدها إلى یومنا هذا …

این مذاهب اربعه تدوین و تحقیق شده ، امت یا کسانی که سخنشان ارزش دارد ، اجماع دارند که تقلید از آن مذاهب اربعه ، جایز است .

شاه ولی الله دهلوی ، حجه الله البالغه ، با تحقیق سید سابق ، چاپ دار الجیل ، ج اول ، ص ۲۶۳

این کتاب در ایران توسط مولانا سید محمد یوسف حسین پور ، مدیر و سرپرست حوزه علمیه عین العلوم گشت سراوان ، به فارسی ترجمه شده است .

در مسائلی که فهم ها در آن سر درگم هستند

از آن چه مناسب به این مقام است ، هشداری است بر مسائلی که فهم ها در وادی آن سرگردان ، قدم ها لغزیده ، قلم ها حیران مانده اند .

امت بر جواز تقلید از مذاهب چهار گانه اجماع دارند :

یکی آن که : امت اجماع نموده است که تقلید از مذاهب چهار گانه تدوین شده ، جایز است و این اجماع تا امروز برقرار است . در این تقلید مصالحی وجود دارد که بر کسی مخفی نمانده اند . به ویژه در این روز ها که همت ها کوتاه شده و هوا و هوس در دل ها جای گرفته است و هر یکی به رأی و اندیشه خود خوش بین است .

شاه ولی الله دهلوی ، حجه الله البالغه ، با ترجمه سید محمد یوسف حسین پور ، ج ۱

آقای سید محمد یوسف حسین پور ، از اساتید مولوی عبد الحمید و از کسانی است که در ترویج دیوبندی ها در سیستان و بلوچستان نقش داشته است . ایشان در پاکستان هم درس خواند و در آن جا هم از جایگاه خوبی برخوردار بود ؛ اما دستور دادند که به ایران بیاید و در تشکیل دار العلوم و ختم صحیح بخاری ، نقش اساسی داشته است . قطعا تمام اهل سنت سیستان و بلوچستان ، ایشان را می شناسند . ایشان این کتاب را ترجمه کرده و صراحتا می گوید : امت بر تقلید از مذاهب اربعه ، اجماع دارند و اگر بخواهیم از دیدگاه وهابیت بررسی کنیم ، امت اسلامی بر کفر اجماع دارند .

کتاب دیگری از آقای شاه ولی الله دهلوی است به نام عقد الجید فی احکام الاجتهاد والتقلید ، چاپ دار الفتاح شارقه ، ایشان در این کتاب خیلی به نفع تقلید صحبت کرده .

اولین باب از این کتاب :

 باب تأکید الاخذ بهذه المذاهب الاربعه والتشدید فی ترکها والخروج عنها

اعلم أن فی الأخذ بهذه المذاهب الأربعه مصلحه عظیمه وفی الإعراض عنها کلها مفسده کبیره …

وثانیها قال رسول الله (ص) اتبعوا السواد الأعظم ولما اندرست المذاهب الحقه إلا هذه الأربعه کان اتباعها اتباعا للسواد الأعظم والخروج عنها خروجا عن السواد الأعظم

 

تأکید بر این که ما باید حتما از مذاهب اربعه تقلید کنیم و در ترک و خروج از آن باید سختگیری شود .

بدانید که در تقلید از مذاهب اربعه ، مصلحت زیادی نهفته است و در اعراض از این مذاهب اربعه ، مفاسد بزرگی وجود دارد .

این که چه مصلحت هایی وجود دارد ، خودش نام برده که مصلحت های دهلوی مانند است و مصلحت های واقعی نمی باشند . دومین مصلحتی را که بیان می کند :

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند : از سواد اعظم (یعنی گروهی که بیشتر از بقیه هستند ) پیروی کنید . مذاهب حقه دیگر هم از بین رفتند غیر از این چهار مذهب ؛ پس این چهار مذهب ، سواد اعظم هستند و خروج از این چهار مذهب ، خروج از سواد اعظم می باشد .

شاه ولی الله دهلوی ، عقد الجید ، چاپ دار الفتاح ، ج ۱ ، ص ۱۳

البته آقای البانی این روایت را تضعیف کرده است .

مجری :

استاد یزدانی ! چه قضیه ای بوده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، سواد اعظم را ملاک دانستند. آیا می توان سواد اعظم را به این تطبیق داد که مذاهب اربعه اهل سنت ، بیشتر هستند ؛ پس حق هستند ؟

استاد یزدانی :

قطعا روایت جعلی است و ما آن را قبول نداریم ؛ البته خود وهابی ها هم این روایت را قبول ندارند . خلاف قرآن است ، قرآن می فرماید : اکثرهم لایعقلون ، اکثرهم لایعلمون . این همه آیه بر مذمت اکثریت داریم و این سخن هم قطعا با آیات قرآن در تضاد است . اما علمای اهل سنت به این روایت استدلال کردند . ما در این جا می خواهیم تضاد بین وهابیت و اهل سنت را نشان دهیم ، کاری به این که درست است یا خیر ، نداریم . اهل سنت به این روایت برای جواز تقلید استدلال کردند ؛ ولی وهابیت آن را قبول ندارند و می گویند : تقلید ، کفر و شرک است .

۳ ) آقای محمد تقی عثمانی

یکی دیگر از کسانی که به نفع تقلید صحبت کرده ، محمد تقی عثمانی پسر محمد شفیع عثمانی ، مفتی اعظم پاکستان است . ایشان در سیستان و بلوچستان و پاکستان بسیار معروف و مشهور هستند و علمای اهل سنت سیستان و بلوچستان در شرح حال ایشان کتاب نوشتند و کتاب های ایشان را که به زبان اردو بود ، را ترجمه کرده اند .

یکی از کتاب هایی که در شرح حال محمد تقی عثمانی نوشته شده ، کتاب گذری کوتاه بر زندگی شیخ الاسلام حضرت مفتی محمد تقی عثمانی ، تألیف قاضی لقمان حکیم ، با ترجمه غلام محمد شرافتمند ، با تقریظ محمد قاسم قاسمی ، مفتی دار العلوم زاهدان :

بدون تردید یکی از مصداق های این مردان بزرگ ، اندیشمند معروف و فقیه عالی مرتبه ، علامه مفتی محمد تقی عثمانی فرزند برومند مفتی اعظم پاکستان علامه محمد شفیع می باشد . سخن گفتن از ابعاد گوناگون شخصیت این انسان بزرگ و آرای برجسته و نظرات ابتکار آمیزشان مخصوصا در موضوع اقتصاد نوین اسلامی ، مثنوی هفتاد من کاغذ می خواهد و آن چه در کتاب حاضر می خوانید ، مشتی نمونه خروار است .

محمد قاسم بنی کمال (قاسمی )

خادم دار الافتاء دار العلوم زاهدان

۲۱ رجب ۱۴۳۰ هـ ق

در مورد شخصیت ایشان سخنان زیادی گفته اند از جمله :

شخصیت حضرت مفتی محمد تقی بر هیچ کس پوشیده نیست و بیشتر اهل علم و عرفان ایشان را می شناسد …

در مجلس وی هیچ پرسشی بی پاسخ نمی ماند …

علمای بزرگ معاصر بر وی اعتماد دارند و سخنش را حجت می دانند …

واقعا اگر بگوییم که وی نمونه صحابه کرام در عصر حاضر است اغراق نکرده ایم …

محمد تقی عثمانی فرزند محمد شفیع … مشهور است که نسب این خاندان به خلیفه راشد حضرت عثمان ذی النوریین منتهی می گردد .

قاضی لقمان حکیم ، گذری کوتاه بر زندگی شیخ الاسلام مفتی محمد تقی عثمانی ، با ترجمه غلام محمد شرافتمند ، با تقریظ محمد قاسم قاسمی

البته در ادامه مطلبی را از محمد شفیع عثمانی نقل می کند که می گوید : این مطلب درست نیست و ما از نسل عثمان بن عفان نیستیم و این که همه ما از فرزندان صحابه هستیم .

ایشان کتاب بسیار خوبی در مورد تقلید نوشته اند ، به نام شناخت تقلید و اجتهاد در پرتو قرآن و سنت است . این کتاب در مقایسه با کتاب آقای سربازی ، بسیار قوی تر هستند که آیات و روایات زیادی را از کتب علمای اهل سنت ، در جواز تقلید نقل کردند .

این کتاب با ترجمه مولوی یارمحمد امراء ، مدرس مدرسه دینی اشاعت التوحید سراوان است و در همان صفحه اول آیه فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون ، آورده و اکثر استدلالاتی را که می کند به این آیه از قرآن می باشد .

در صفحه ۳ از این کتاب می گوید :

از آن جایی که دشمنان اسلام یارای تحمل توانمندی های مسلمین در عرصه های مختلف زندگی مادی و معنوی را ندارند ، به همین خاطر مدام سعیشان بر این است که در فرصت های مناسب و حساس ، نقشه های شوم خویش را پیاده سازند . یکی از همین ترفند های مرموزانه شان راجع به مسأله تقلید مسلمین در مسائل فروعی از ائمه مجتهدین می باشد .

در حقیقت می خواهد این را بگوید که وهابیت ، مزدور استکبار است و می خواهند نقشه استکبار را عملی کنند و تقلید را از بین مسلمین از بین ببرند .

و با حملات ناجوانمردانه آنان بسا اوقات ساحه عقیده توحید میلیون ها مقلد ائمه اربعه ، زیر سؤال می رود .

مخاطب ایشان دقیقا کارشناسان وهابی شبکه های وهابی است که به اهل سنت و علمای آن ها ، رکیک ترین توهین ها را کردند و حملات آن ها را ناجوانمردانه می داند .

… اگر این پژوهش و تحقیق این دانشمند بزرگ و توانای جهان اسلام و با در نظر گرفتن کلیه شؤون اخلاقی و با پذیرش حق و واقعیت مورد توجه قرار گیرد ، یقینا بسیاری از شکوک و اعتراضات مطرح شده علیه تقلید بر طرف خواهد گردید .

در صفحه ۸ می گوید :

ضمن بیانگر نظریه اکثریت مسلمین می باشد که هر یک از آنان از امام مجتهد به خصوصی پیروی می کنند .

در صفحات بعد هم مطالب زیادی را در مورد تقلید بیان می کند ، از جمله تعریف تقلید :

تقلید عبارت از عمل نمودن به قول شخصی ، بدون مطالبه دلیل و بدون این که گفتارش منبع شرعی قرار گیرد .

می گوید : از کسی تقلید می کنیم ؛ اما از او نمی پرسیم که به چه دلیل شما این فتوا را داده اید . جالب است که برای اثبات تقلید ، مثالی می زند . قانون اساسی کشور .

هر کشوری قانون اساسی دارد . قرآن هم قانون اساسی ما است ؛ اما ما برای قانون اساسی خود وکیل داریم یا خیر ؟ ضرورتی ندارد که ما برای قانون اساسی ، وکیل بگیریم ؛ چون روشن و واضح نوشته شده است .

پس چرا مردم وکیل می گیرند ؟ برای این که قانون اساسی به صورت کلی است و توضیح و تفسیر دارد و همه نمی توانند آن را درک کنند ، همه مردم هم از قانون اساسی خبر ندارند . این شخص وکیل است که همه این مسائل را خوانده و مسلط است .

به همین دلیل است که ما باید در دین مجتهد داشته باشیم ، با وجود این که قرآن و حدیث هم هست ؛ اما شناخت صحیح و ضعیف این ها ، احتیاج به مفتی دارد و مفتی هم باید باشد و صراحتا بحث تقلید را بیان می کند :

این نوع تقلید نه این که جایز می باشد ؛ بلکه بسیار مستحسن و وجوب آن از دلائل متعددی از قرآن و سنت باثبات رسیده است .

وجوب تقلید شخصی را از قرآن و سنت ثابت شده است .

قرآن و تقلید

ریشه اساسی مباحث پیرامون شناخت حقیقت تقلید ، مستقیما از قرآن و سنت سرچشمه می گیرد .

دلیل اول :

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْنساء / ۵۹

استدلال ایشان به این آیه درست نیست ؛ اما استدلالی است که یک عالم سنی کرده است و ما از این استدلال بر علیه وهابیت استفاده می کنیم .

دلیل سوم :

وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّهً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طَائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَلِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ . توبه / ۱۲۲

نظر شیعه هم همین است و ما می توانیم برای تقلید به این آیه استدلال کنیم ؛ البته ما برای تقلید خود ، ادله عقلی داریم ؛ اما این آیه هم می تواند دلیلی برای جواز تقلید باشد . در ادامه نظر علمای خود را بیان می کند :

ابوبکر رازی در ضمن همین آیه می فرماید :

فاوجب الحذر بانذارهم والزم المنذرین قبول قولهم .

کسانی را که برای تحقیق و تعلیم علوم فقهی می فرستیم ، واجب است که وقتی برگشتند ، به سخنان آن ها گوش دهند .

دلیل چهارم

فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ . نحل / ۴۳

این آیه را بیان کرده و علمای اهل سنتی که به این آیه برای جواز تقلید ، استدلال کردند . مثل آقای آلوسی و سیوطی و دیگران .

اصحاب و تقلید مطلق .

در عهد اصحاب تقلید به طور عموم رایج بود .

این هم استدلالی است که اگر تقلید ، شرک است یعنی صحابه هم ، مشرک هستند . چندین نمونه را بیان می کند .

در ادامه هم برای تقلید شخصی ، نمونه هایی را نقل می کند .

ما در هفته های گذشته گفتیم : تقلید دو نوع است ، تقلید مطلق و تقلید شخصی .

تقلید مطلق به این معنا است که هر کس در هر حکمی بخواهد از یک مجتهد تقلید کند . مثلا در نماز از ابوحنیفه ، در وضو از امام شافعی ، در خمس از امام مالک و … مراجعه کند . این تقلید را وهابی ها می پذیرند ؛ اما اهل سنت می گویند : تقلید باید ، به صورت شخصی و از یک نفر باشد . این طور نمی شود که امروز حنفی باشم ، فردا شافعی باشم .

استدلال قوی را بیان می کند و اصلا این قابل قبول نیست که مثلا چون ابوحنیفه در وضو ، آسان گرفته ، من حنفی شوم . در غسل ، شافعی آسان گرفته . اگر به این صورت باشد ، انسان راحت طلب می شود و کم کم از دین خارج و لاابالی می شود . در ادامه هم استدلال کرده است .

ضرورت تقلید شخصی

بعد از این فقط بر تقلید شخصی باید عمل گردد و به جای تقلید از ائمه متعدد ، فقط امام مجتهد به خصوصی منتخب و از او پیروی گردد .

در صفحه ۷۷         مطالب دیگری بیان می کند :

ائمه مجتهدین و فقهای عظام با مشاهده کردن ضعف دیانت و امانت و مفقود گشتن احتیاط و پرهیزگاری به این نتیجه رسیدند که اگر باب تقلید مطلق همین طور باز بماند ، یقینا بسیاری از مردم قصدا و برخی ناخواسته مبتلا به پیروی نمودن از خواهشات نفس خواهند گردید .

مطالب زیادی دیگری هم باقی مانده که فرصت خواندن آن در برنامه وجود ندارد . دوستان عزیز می توانند این کتاب را از زاهدان و در کتاب فروشی های سراسر ایران که متعلق به اهل سنت است ، تهیه کنند و بخوانند و آن را با کتب علمای وهابی مقایسه کنند .

جالب است که در برنامه های گذشته یک بیننده اهل سنت ، به ما اعتراض کرد و از شبکه های وهابی ، تعریفات زیادی می کرد که شبکه وصال حق ، کلمه … شبکه های اهل سنت هستند و همیشه سخنان ما را بیان می کنند و ما آن ها را دوست داریم . بنده از ایشان سؤال کردم که شما مقلد چه کسی هستید ؟ گفتند : مقلد شافعی هستم . ما هم کلیپ آقای هاشمی را پخش کردیم و در آخر بیننده تفاوت دیدگاه اهل سنت و وهابیت را فهمید و گفت : من از این وهابی ها خوشم نمی آید و من وهابی نیستم و اصلا آن ها را قبول ندارم .

این تفاوت واضح و آشکار بین اهل سنت و وهابیت در بحث تقلید است و ان شاء الله در هفته آینده این مبحث را جمع بندی می کنیم . در عین حالی که کتاب های زیادی از فارسی زبان و عربی زبان در زمینه تقلید باقی مانده که اگر زمان اجازه داد ، آن ها را می خوانیم .

مجری :

دوستان عزیز من کلیپی را از آقای مایکل فلین ، مدیر سابق اطلاعات دفاعی آمریکا است که افشاگری بی سابقه ای را در خصوص حمایت های آمریکا از داعش ، انجام داده است . ببینیم داعشی که در منطقه آتش به پا کرده ، ساخته و پرداخته چه کسانی است ؟

کلیپ ۳ ) : افشاگری بی سابقه مایکل فلین (مدیر سابق اطلاعات دفاعی آمریکا ) درباره حمایت آمریکا از داعش

مجری :

شما در غرب به خصوص در ایالات متحده ، حرف های زیادی در مورد مذهب ، اسلام ، داعش و مسئولیت مربوط به آن می شنوید . یا این که گفته می شود مقصر دولت تحت رهبری شیعیان در بغداد است که در سال های اخیر اشتباهاتی کرده است . می شنوید که می گویند تقصیر (بشار ) اسد و سرکوب گری در سوریه است . می شنوید که کشورهای خلیج (فارس ) به این دلیل حمایت ادعایی از برخی گروه ها متهم می شوند . اما در مورد مسئولیت خود آمریکا در این بحران بسیار اندک شنیده ایم .

ژنرال ! آیا این درست نیست که اگر ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۰۳ به عراق حماه و آن را اشغال نکرده بود ، امروز داعشی هم در عراق وجود نداشت ؟!!!

مایکل فلین :

بله ، من تصور می کنم زمانی که به گذشته نگاه می کنیم ، می بینیم که اشتباهات راهبردی ای انجام گرفته است . می دانید ، باید به ۵۰ ، ۶۰ یا ۷۰ سال گذشته بنگرید یا حتی قبل از آن ما روی آتشی که وجود داشت ، بنزین ریختیم .

مجری :

با تجاوز به عراق ؟!!!

مایکل فلین :

بله ، کاملا ، هیچ تردیدی وجود ندارد ، هیچ شکی نیست ! منظورم این است که تاریخ با تصمیماتی که در سال ۲۰۰۳ گرفته شد ، مهربان نخواهد بود . اگر وارد عراق نمی شدیم ، قطعا این طور نمی شد .

مجری :

نه فقط در عراق ؛ بلکه در سوریه نیز . شما در گذشته گفته اید که این دولت (آمریکا ) مرتکب اشتباه شده است . اما بسیاری می توانند بگویند که ایالات متحده ظهور داعش را مشاهده کرد ؛ اما چشم خود را بر آن بست . یا حتی بگویند که آن را به عنوان یک نقطه مقابل اسد تشویق کرد . آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا هم که شما مدیر آن بودید ، در گزارش محرمانه در آگوست ۲۰۱۲ این طور گفته است .

مایکل فلین :

خیلی هم محرمانه نیست ….

مجری :

نه دیگر محرمانه نیست ؛ چون بر اساس قانون آزادی منتشر شده . این احتمال وجود دارد که هسته های اعلام شده و اعلام نشده سلفی در شرق سوریه شکل بگیرند ، این دقیقا چیزی است که قدرت های خامی اپوزیسیون برای منزوی کردن رژیم سوریه می خواهند . ایالات متحده دید که خلافت داعش در حال ظهور است ؛ اما هیچ کاری انجام نداد !!

مایکل فلین :

منظورم این است که اشتباه بزرگی کردیم . خب در مرحله بسیار ابتدایی بود و ما داریم در مورد ۴ سال تلاش ، صحبت می کنیم . اغلب افراد یادشان نخواهد بود که چند سال قبل ارتش آزاد بود و این که آن ها الان کجا هستند ؟ این که الان النصره کجاست و چه تغییراتی کرده است ؟ خب وقتی شما وارد نشوید و به آن افراد کمک نکنید ، آن ها راه های دیگری برای رسیدن به اهدافشان می یابند . تصور می کنم آن چه ما به آن ها اجازه دادیم ، این بود که اجازه دادیم که وارد شوند .

مجری :

خب چرا اجازه دادید ؟ شما آن زمان سمت داشتید ، شما در آژانس دفاعی بودید !!! من از روی این سند نقل کردم . آیا شما این سند را در سال ۲۰۱۲ دیدید ؟ آیا این سند روی میز شما نیامد ؟

مایکل فلین :

خب این به موضوعات سیاستگذاری بر می گردد . بله من توجه بسیاری هم به آن کردم .

مجری :

خب زمانی که شما این را دیدید ، آیا تلفن را بر نداشتید و به مقامات ارشد بگویید که دارید چه کار می کنید ؟ شما چه کار کردید ؟ آیا نگفتید که ما نباید از این ها حمایت کنیم ؟

مایکل فلین :

مطمئنا ، خوب این اطلاعاتی است که ارائه می شود … من در مورد آن بحث کردم . ما در مورد گروه هایی که آن جا بودند ، بحث کردم . گفتیم که افرادی دخیل هستند ، چه کسانی هستند ؟ و من به شما می گویم که معتقدم که اطلاعات بسیار روشن بود . بحث این بود که آیا سیاستمان هم به همان اندازه ای که لازم بود ، روشن و مشخص و دقیق بود یا نه . من معتقدم که این طور نبود .

مجری :

فقط ، برای شفاف شدن مسأله در مورد چیزی که گفتید که ما باید از شورشی ها حمایت می کردیم و در دولت هم گفتید که ما باید زودتر اقدامات بیشتری در مقایسه با آن چه انجام دادیم .

مایکل فلین :

انجام می دادیم ، اما ما مدام مسأله را به تعویق انداختیم .

مجری :

خب ،فقط برای شفاف شدن مسأله برای بینندگان ، آژانس تحت مدیریت شما ، سه سال قبل ، در سال ۲۰۱۲ گفت : سلفی ها ، اخوان المسلمین و القاعده در عراق ، نیروی های اصلی پیش برنده رخدادها در سوریه هستند . در سال ۲۰۱۲ ، آمریکا در حال هماهنگی کمک به انتقال تسلیحات به همین گروه ها بود . چرا شما اگر نگران ظهور آن ها بودید ، آن را متوقف نکردید ؟

مایکل فلین :

از این که بگویم وظیفه من نبود ، نفرت دارم ؛ اما کار من این بود که از دقت اطلاعاتی که ارائه می شود ، اطمینان حاصل کنیم . من می گویم که این به پیش از سال ۲۰۱۲ بر می گردد ، زمانی که عراق باید در سال ۲۰۱۱ ، در مورد خروج نیروها تصمیم گیری می کردیم . منظورم این است که کاملا مشخص بود که قرار است با چه چیزی مواجه شویم .

مجری :

من صراحت شما را می ستایم . اما پیش از آن که جلوتر برویم ، برای شفاف شدن مسأله می پرسم. یعنی دولت همان زمان می دانست که چنین گروه هایی هستند و این تحلیل را هم دیده بود و شما هم علیه آن استدلال کرده بودید ، خب چه کسی به آن گوش نداد ؟

مایکل فلین :

خب دولت .

مجری :

یعنی دولت چشم خود را بست ؟

مایکل فلین :

نمی دانم چشم بستن باشد یا نه . به نظرم یک تصمیم بود ، یک تصمیم از روی اراده بود .

مجری :

تصمیمی از روی اراده برای حمایت از شورشی که عناصر سلفی ، القاعده و اخوان المسلمین در آن حضور داشتند ؟

مایکل فلین :

این تصمیمی از روی اراده برای انجام آن چیزی بود که آن ها دارند انجام می دهند و شما واقعا باید از رئیس جمهور سؤال کنید که واقعا او دارد چه کار می کند و چه سیاستی در دستور کار است ؟

 مجری :

این بخشی از افشاگری مایکل فلین بود که در همین هفته از شبکه الجزیره پخش شد .

استاد یزدانی ! چقدر به صراحت اعلام می کنند که حمایت آمریکا باعث شد ، امروز داعش به وجود بیاید و این فکر از زمانی که به عراق حمله و آن جا را اشغال کردند یعنی از سال ۲۰۰۳ بوده .

استاد یزدانی :

بله ، گفتند که این ها تصمیماتی بودند که از سال ۲۰۰۳ گرفته بودند . ما در همین برنامه کلیپ های زیادی از داعش پخش کردیم که در ساختن آن ها ، آمریکا نقش داشته و از آن ها حمایت می کند . این افشاگری بود که این شخص کرد و به صراحت هم می گوید : آمریکا بود که داعش را ساخت . از قبل پیش بینی کرده بودیم و با اراده خودمان آن را ساختیم و این سیاست دولت آمریکا بود که گروه النصره ، القاعده و داعش را بسازیم و از آن ها حمایت کردیم .

البته خودش هم می گوید که این سیاست ، اشتباه بود ؛ اما در هر صورت سیاست دولت آمریکا بوده است .

تماس بینندگان

بیننده : عبد الحمید از ایرانشهر ـ اهل سنت

بنده از برنامه های شما که در حمایت از مذاهب اربعه است ، بسیار تشکر می کنیم . وهابی هایی که الان با بودجه عربستان سعودی برای خودشان شبکه به راه انداخته اند ، در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به این افراد ، منافق می گفتند . این افراد در کنار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بودند ؛ اما در زمان جنگ بهانه می آوردند تا به جنگ نروند و کارهایی را پشت سر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) انجام می دادند .

به این افراد نباید وهابی گفت ؛ بلکه این ها منافقین عصر حاضر هستند . کسی که به امام اعظم و به بزرگان دین ما توهین می کند ، از مذهب اهل سنت به دور است . این ها در مناطق ما هم حضور دارند و اصلا نمی دانیم که چگونه به مناطق ما راه پیدا کردند . این سلفی ها در منطقه کنارک زر آباد بلوچستان ، حوزه علمیه دارند و مرکز آن ها هم در مدینه است . بیشتر هم روی افراد ثروتمند کار می کنند ؛ چون از دین و مذهب خودشان آگاهی زیادی ندارند . سلفی ها هم روی این افراد کار می کنند که ما مقلد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هستیم و از مذاهب اربعه تقلید نمی کنیم .

بنده از این سلفی ها می پرسم که چگونه است که شما در هر کاری نظر ابن تیمیه را هم دخالت می دهید و از نظر او پیروی می کنید . به نظر شما این تقلید از ابن تیمیه نیست ؟ من هیچ وقت از این ها نشنیدم که این ها سخنان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را بیان کنند و طبق آن رفتار کنند . اما وقتی که بخواهند فرهنگ خود را در جامعه گسترش دهند ، سخن ابن تیمیه بر زبان و در عملشان است .

تقلید چیزی غیر از این نیست . پس خودشان مثل میمون تقلید می کنند .

بیننده : آقای سهرابی از مشهد ـ شیعه

بنده روایتی را از صحیح بخاری در مورد توسل شنیدم . این روایت در کتاب فضائل اصحاب النبی (صلی الله علیه و آله) باب ذکر العباس بن عبد المطلب است . آیا این روایت درست است یا خیر ؟

استاد یزدانی :

بله ، این روایت در صحیح بخاری موجود است . روایت در صفحه ۲۴۵ ، کتاب الاستسقاء ، حدیث ۱۰۱۰ ، بیان شده است .

۹۶۴ حدثنا الْحَسَنُ بن مُحَمَّدٍ قال حدثنا محمد بن عبد اللَّهِ الْأَنْصَارِیُّ قال حدثنی أبی عبد اللَّهِ بن الْمُثَنَّى عن ثُمَامَهَ بن عبد اللَّهِ بن أَنَسٍ عن أَنَسِ أَنَّ عُمَرَ بن الْخَطَّابِ رضی الله عنه کان إذا قَحَطُوا اسْتَسْقَى بِالْعَبَّاسِ بن عبد الْمُطَّلِبِ فقال اللهم إِنَّا کنا نَتَوَسَّلُ إِلَیْکَ بِنَبِیِّنَا فَتَسْقِینَا وَإِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَیْکَ بِعَمِّ نَبِیِّنَا فَاسْقِنَا قال فَیُسْقَوْن

صحیح بخاری ، کتاب الاستسقاء ، ص ۲۴۵ ، ح ۱۰۱۰

بیننده :

پس طبق این روایت ، از دیدگاه وهابیت ، عمر بن خطاب مشرک است ؟

استاد یزدانی :

بله ، درست است . این ها برای رد توسل و استغاثه به ایاک نعبد وایاک نستعین ، استدلال می کنند که شعارشان در شبکه هایشان فقط خدا ، فقط خدا است . اما در این روایت عمر بن خطاب می گوید : من به عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله) توسل می کنم .

البته در این روایت ظرافت هایی وجود دارد؛ از جمله این که می گوید : اللهم إِنَّا کنا نَتَوَسَّلُ إِلَیْکَ بِنَبِیِّنَا فَتَسْقِینَا وَإِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَیْکَ بِعَمِّ نَبِیِّنَا ، چرا می گوید : عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله) ؟ به این دلیل که هم توسل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) کرده باشد هم به عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله) . از این جهت که عباس ، عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله) است ، توسل می کند و طبق نظر علمای اهل سنت ، توسل به خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز به حساب می‌آید .

بیننده :

سؤال دیگری هم دارم مبنی بر این که کدام یک از مذاهب اربعه سنت هستند که توسل را قبول ندارند ؟

استاد یزدانی :

مذاهب اربعه اهل سنت بر توسل اجماع دارند . ما قبلا از علمای حنفی ، شافعی ، مالکی ، حنبلی نشان دادیم که همه آن ها گفته بودند : ما بر جواز توسل اجماع داریم .

حتی در طول تاریخ یک نفر مخالف توسل ، از مذاهب اربعه پیدا نمی شود . غیر از سلفی ها ، ابن تیمیه و شاگردان ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب .

بیننده : حامد از خوی ـ شیعه

بنده استادی داشتم که می گفت : حضرت علی (علیه السلام) نماز عصر خود را نزدیک غروب آفتاب می خواندند . حال سؤال بنده این است که چرا ما شیعیان نماز ظهر و عصر خود را باهم می خوانیم ؟

استاد یزدانی :

بر چه اساسی این سخن را می گفت . روایت آن را از چه منبعی می خواندند ؟

بیننده :

سند روایت را نمی دانم ؛ اما می گفتند : نماز عصر را کمی مانده به غروب آفتاب بخوانیم ، ثوابش بیشتر است .

استاد یزدانی :

به اجماع تمام مذاهب ، وقت فضیلت نماز عصر نزدیک غروب آفتاب ، گذشته است . چنین حرفی را هیچ مسلمانی تا به حال نزده است و هیچ دلیل و مستندی ندارد .

شاید گفته باشد که زمان فضیلت عصر بخوانند که بعد از نماز ظهر است . ما معتقدیم که بعد از نماز ظهر می توانیم فورا نماز عصر را بخوانیم ؛ اما وقت فضیلت عصر ، کمی دیرتر است نه این که نزدیک غروب باشد . همین که نماز ظهر را همراه تعقیبات آن خواندند ، وقت فضیلت نماز عصر می رسد و آن زمان است که نماز عصر را باید خواند و اگر از آن زمان گذشت ، وقت فضیلت را از دست داده است .

بیننده :

یکی از کارشناسان شبکه های وهابی هم می گفت که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نماز های خود را در پنج وقت می خواندند . در این زمینه هم توضیحاتی را بیان کنید .

استاد یزدانی :

این سخن کارشناس وهابی ، بر خلاف نص صریح صحیح بخاری است . در صحیح بخاری روایت است که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) همیشه نماز خود را در سه وعده می خواندند .

صحیح بخاری ، تألیف محمد بن اسماعیل بخاری ، چاپ دار ابن کثیر بیروت ، صفحه ۱۴۲ ، کتاب مواقیت الصلاه ، روایت ۵۴۹ :

۵۲۴ حدثنا بن مُقَاتِلٍ قال أخبرنا عبد اللَّهِ قال أخبرنا أبو بَکْرِ بن عُثْمَانَ بن سَهْلِ بن حُنَیْفٍ قال سمعت أَبَا أُمَامَهَ یقول صَلَّیْنَا مع عُمَرَ بن عبد الْعَزِیزِ الظُّهْرَ ثُمَّ خَرَجْنَا حتى دَخَلْنَا على أَنَسِ بن مَالِکٍ فَوَجَدْنَاهُ یُصَلِّی الْعَصْرَ فقلت یا عَمِّ ما هذه الصَّلَاهُ التی صَلَّیْتَ قال الْعَصْرُ وَهَذِهِ صَلَاهُ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم التی کنا نُصَلِّی معه .

ابو امامه می گوید : ما با عمر بن عبد العزیز نماز ظهر را خواندیم . بعد خارج شدیم و بر انس بن مالک وارد شدیم که انس بن مالک بلافاصله بعد از نماز ظهر ، نماز عصر را خواند . از او سؤال کردیم : این چه نمازی است که می خوانید ؟ گفت : نماز عصر است . این نمازی است که ما همیشه با پیامبر (صلی الله علیه و آله) می خواندیم .

صحیح بخاری ، چاپ دار ابن کثیر ، کتاب مواقیت الصلاه ، ص ۱۴۲ ، ح ۵۴۹

این روایت به صورت واضح و روشن ثابت می کند که همیشه پیامبر (صلی الله علیه و آله) نماز ظهر و عصر خود را با هم می خواندند و این برخلاف رفتار امروزی اهل سنت است که مردم را اذیت می کنند . اگر در مناطق سنی نشین بروید ، از ظهر که اذان گفتن را شروع می کنند تا غروب ادامه دارد و هیچ وقت مشخصی هم ندارد . در صورتی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) نماز ظهر را که می خواندند ، بلافاصله نماز عصر را می خواندند .

غیر از این روایت ، در صحیح مسلم هم روایتی در این زمینه موجود است .

صحیح مسلم ، چاپ دار الطیبه عربستان ، صفحه ۳۱۹ :

۷۰۵ وحدثنا أَحْمَدُ بن یُونُسَ وَعَوْنُ بن سَلَّامٍ جمیعا عن زُهَیْرٍ قال بن یُونُسَ حدثنا زُهَیْرٌ حدثنا أبو الزُّبَیْرِ عن سَعِیدِ بن جُبَیْرٍ عن بن عَبَّاسٍ قال صلى رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم الظُّهْرَ وَالْعَصْرَ جمیعا بِالْمَدِینَهِ فی غَیْرِ خَوْفٍ ولا سَفَرٍ قال أبو الزُّبَیْرِ فَسَأَلْتُ سَعِیدًا لِمَ فَعَلَ ذلک فقال سَأَلْتُ بن عَبَّاسٍ کما سَأَلْتَنِی فقال أَرَادَ أَنْ لَا یُحْرِجَ أَحَدًا من أُمّته

به این دلیل پیامبر (صلی الله علیه و آله) نماز ظهر و عصر را با هم می خواندند که امتش به سختی نیافتد .

صحیح مسلم ، چاپ دار الطیبه عربستان ، ص ۳۱۹

روایات زیادی است که در این زمینه در صحیح بخاری و مسلم بیان شده ؛ اما نمی دانم به چه دلیل این ها مخالفت کرده و نماز خود را در پنج وعده می خوانند در حالی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) نمازشان را در سه وعده می خواندند .

بیننده : اشکان از تهران ـ شیعه

استاد یزدانی ! در این شبکه های وهابی ، دو موضوع را مطرح کردند که بنده را خیلی آزار می دهد . یکی این که ، در فیلم حسن و حسین می گویند : حضرت علی (علیه السلام) شخصی به نام خرناس را به دلیل این که ادعای اولوهیت برای حضرت امیر (علیه السلام ) کرده و حضرت آن شخص را آتش زده و صحابه هم به این کار حضرت امیر (علیه السلام) اعتراض کردند . کارشناس وهابی هم با آب و تاب می گفت که این کار حضرت علی (علیه السلام) اصلا درست نبوده .

دوم این که ، در سریال عمر نشان دادند که در جنگ احد ، زمانی که سپاه دشمن به سمت مسلمان ها می آمدند ، یکی از دشمنان اسلام در بین میدان جنگ هل من مبارز می طلبد . مولا علی (علیه السلام) می روند و می فرمایند : به خدا قسم دست از تو بر نمی دارم ، مگر این که یا تو را به جهنم واصل کنم یا تو مرا به بهشت برسانی . در بین مبارزه که حضرت غالب می شود ، آن شخص حضرت امیر (علیه السلام ) را قسم می دهد که با من کاری نداشته باش ؛ اما مولا علی بن ابیطالب (علیه السلام) به راحتی می شکند و آن شخص را می کشد .

از شما تقاضا دارم که در باره این دو قضیه توضیحاتی را بیان کنید .

نکته سوم این که ، این آقایان می گویند چون مولا علی (علیه السلام) نام خلفا یعنی ابوبکر و عمر و عثمان را بر فرزندانشان گذاشته اند ، دلیل بر محبت بین خلفا و مولا امیر المؤمنین (علیه السلام) است . اما بنده می گویم اگر نام گذاری دلیل بر دوستی می دانند ؛ چرا عمر و ابوبکر و عثمان و معاویه و دیگرانی که شما رضی الله عنه ، می گویید ، چرا نام فرزندانشان را فاطمه ، علی ، حسن و حسین ، نگذاشتند ؟

استاد یزدانی :

اصل این که ما در شریعت ، حکم آتش زدن داریم ، درست است . بعضی از گناهان است که می تواند حدش ، آتش زدن باشد . مثل گناه لواط که حاکم شرع می تواند او را از کوه پرت کند یا با شمشیر بکشد یا این که داخل آتش بیاندازد .

این که در اسلام حد آتش زدن برای مجرم داریم ، شکی در آن نیست . مجرمی که گناهش ثابت شود ، خودش اعتراف کند ، خود امام هم باشد ؛ چون امام معصوم است و اشتباه نمی کند . در عین حال بینه هم باشد . بعد از آن ، امام می تواند یکی از این سه حد را انتخاب و آن را اجرا کند .

ما در کتاب های شیعه روایات زیادی در این زمینه داریم که عده ای در حق امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) غلو می کردند ؛ اما امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) آن ها را مستقیما داخل آتش نیانداختند .

استاد ابوالقاسمی در این خصوص به صورت مفصل بحث کردند که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) دو حفره کندند که مجرم را در یک حفره و در حفره دیگر ، آتش بود از بین این دو حفره ، تونلی ایجاد کردند که دود آتش از آن تونل خارج می شد و مجرم را آن دود ، خفه کرد و به این صورت آن ها را کشت نه این که به صورت مستقیم ، داخل آتش بیاندازند .

در ضمن این که جرمی که مرتکب شده بودند ، بسیار بزرگ بود . این که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را خدا بداند ، کافر و مشرک است . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) چندین بار هم از آن ها خواستند که توبه کنند و می فرمودند : من خدا نیستم ؛ اما آن ها می گفتند : شما خدا هستی ؛ ولی خودت خبر نداری . امیرالمؤمنین (علیه السلام) هم بعد از آن ، مجرمین را به آن شکل کشت و حکمش هم ، همین بوده .

این آقایان که به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) اعتراض می کنند ، چرا به خلیفه اول هم اعتراض نمی کنند ؟ خلیفه اول طبق روایتی که خودشان تصحیح کرده اند ، فجائه سلمی را در وسط میدان مدینه به صورت مستقیم ، آتش زد . خود خلیفه اول هم در اواخر عمر ، پشیمان شده بود . یکی از سه چیزی را که از انجام آن پشیمان شده بود ، یکی حمله به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها ) بود ، دومی آتش زدن فجائه سلمی بود .

فجائه از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود که در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ایمان آورده و در جنگ ها هم شرکت کرده بود . اما بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) دزد شد . راه کاروان های مسلمین را می گرفت و آن ها را غارت می کرد . ابوبکر او را دستگیر کرد ، به جای این که حد سرقت به او بزند ، او را در وسط میدان مدینه ، آتش زد که در اواخر عمر هم پشیمان شد .

پس قبل از این که به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) اشکال وارد کنید ، به خلیفه اول اشکال کنید که یک مسلمان و یک صحابه را آتش زد .

در مورد سؤال دوم ، این سریال از اول تا آخر دروغ هایی بود که به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نسبت می دهند که در همین شبکه هم اساتید ما این سریال را نقد کردند . از جمله این مطالب را که از دروغ هایی است که شبکه های وهابی به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نسبت می دهند . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) وقتی قسم بخورند ، قطعا هیچ وقت قسم خود را نخواهند شکست .

اگر راست می گویند : مستند مربوط به آن را به ما نشان دهند که در کدام کتاب نقل شده و باید بررسی کرد که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) چه قسمی خورده و چه شکسته ؟

سراسر این سریال غلو هایی است که در مورد عمر شده و دروغ هایی که به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نسبت دادند .

در مورد مطلب سومی که گفتند ، قبل از حضرت زهرا (سلام الله علیها ) کسانی بودند که نامشان فاطمه بود . فاطمه بنت اسد ، مادر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هستند و جالب است که عمر بن خطاب دختری داشت که نامش فاطمه بود . اما نام حسن و حسین در بین اصحاب نیست و فقط مخصوص فرزندان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بوده است .

در بحث نامگذاری ، ما پاسخ های متعددی دادیم که اولا ، چنین چیزی واقعیت ندارد . در کتاب های خود اهل سنت آمده و بنده بارها نشان دادم که این عمر نیست ؛ بلکه عمرو است و همراه خودش «واو» دارد . عمرو بن علی بن ابیطالب است نه عمر بن علی بن ابیطالب . این ها هم در طول تاریخ تحریف کرده اند .

بنده خودم در همین برنامه از نسخه های قدیمی تاریخ طبری نشان دادم که همه عمرو است . یکی از فرزندان امام حسن مجتبی (علیه السلام) به نام عمرو بن حسن (علیه السلام ) بود که در نسخه های جدید ، واو آن را حذف کرده اند .

در کتاب تاریخ الرسل والملوک لابی جعفر بن جریر طبری ، یک نسخه قدیمی از تاریخ طبری که الان هم در اینترنت موجود است . در حوادث ۶۱ هـ که وقتی یزید در شام ، خاندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را در مجلسی جمع کرده بود ، در میان آن ها فرزندی از امام حسن مجتی (علیه السلام) بود . یزید به پسر امام حسن مجتبی (علیه السلام) می گوید : بیا با خالد پسر من ، کشتی بگیری . این پس امام حسن (علیه السلام) ، عمرو بن حسن است .

 ….دعا عمرو بن الحسن بن علی وهو غلام صغیر فقال لعمرو بن الحسن أتقاتل هذا الفتى یعنی خالدا ابنه قال لا ولکن أعطنی سکینا وأعطه سکینا ثم أقاتله …

به عمرو بن حسن گفت : می خواهی با پسرم خالد بجنگی . گفت : بله ، یک جاقو به من بده و یک چاقو به او بده تا ببینیم چه کسی واقعا جنگ را می داند . یزید هم که دید نمی شود با این خاندان جنگید ، پشیمان شد .

تاریخ طبری ، حوادث سنه ۶۱ هـ

در این کتاب که نسخه قدیمی است ، عمرو آمده است . اما در نسخه جدید تاریخ طبری ، تألیف محمد بن جریر طبری ، چاپ بیت الافکار الدولیه عربستان سعودی :

 دعا عمر بن الحسن بن علی وهو غلام صغیر فقال لعمر بن الحسن أتقاتل هذا الفتى یعنی خالدا ابنه قال لا ولکن أعطنی سکینا وأعطه سکینا ثم أقاتله ….

تاریخ طبری ، چاپ بیت الافکار دولیه عربستان سعودی

به جای عمرو ، عمر آورده و واو آن را حذف کرده اند . کار این ها در طول تاریخ همین بوده که تحریف کنند و بگویند که امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرزندی به نام عمر داشته .

نسخه دیگری با چاپ دار الکتب العلمیه بیروت :

دعا عمر بن الحسن بن علی وهو غلام صغیر فقال لعمر بن الحسن أتقاتل هذا الفتى یعنی خالدا ابنه قال لا ولکن أعطنی سکینا وأعطه سکینا ثم أقاتله …

تاریخ طبری ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت

به هر حال در طول تاریخ دست هایی بوده که تحریف می کرده . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم به هیچ عنوان نام فرزندانش را عمر نگذاشته . ابوبکر هم که کنیه است نه اسم . اما عثمان گذاشته که ما هم قبول داریم . ولی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) طبق روایتی که اهل سنت هم نقل کردند ، گفتند : من اسم فرزندم را عثمان می گذارم به خاطر عثمان بن مظعون . ایشان برادر رضاعی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و از اصحاب بسیار خوب و با وفای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود که در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از دنیا رفت و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به خاطر زنده ماندن نام عثمان بن مظعون ، نام فرزندشان را عثمان گذاشت . ما هم این را قبول داریم .

اما عمر و ابو بکر ، ثابت نشده . این ها یک روایت صحیح به ما نشان دهند که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) گفته باشند : من نام فرزندم را عمر می گذارم به خاطر عمر بن خطاب . حتی یک روایت ضعیف به ما نشان دهند که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) چنین سخنی را گفته باشند .

جالب است که می گویند امام حسین (علیه السلام ) سه پسر داشته که نام همه آن ها را عمر گذاشته ، در حالی که هر سه علی (علیه السلام) است .

بیننده : مصطفی از هرمزگان ـ اهل سنت

استاد یزدانی ! بنده از شما کلیپی دیدم که گفته بودید : ابو حنیفه ازدواج با محارم را جایز می داند . آبا شما در این زمینه نصی دارید ؟

استاد یزدانی :

بنده اصلا چنین عقیده ای ندارم که ابو حنیفه این نظر را داشته . اما بنده از کتاب های اهل سنت این مطلب را نقل قول کردم . خودم این کلیپ را دیدم که فقط همان مطلبی را که نقل کردم نشان می دهند ؛ اما وقتی مستند را نشان می دهم ، قطع می کنند و متأسفانه آن مستند را نشان نمی دهند . بنده فقط ناقل این مطلب از علمای اهل سنت هستم و کاری ندارم که درست است یا درست نیست .

کتاب المحلی ، تألیف ابن حزم اندلسی ، جلد ۱۱ ، چاپ دار المنیریه مصر ، صفحه ۲۵۳ :

وقد اخْتَلَفَ الناس فی هذا فقالت طَائِفَهٌ من تَزَوَّجَ أُمَّهُ أو ابْنَتَهُ أو حَرِیمَتَهُ أو زَنَى بِوَاحِدَهٍ مِنْهُنَّ فَکُلُّ ذلک سَوَاءٌ وهو کُلُّهُ زِنًى وَالزَّوَاجُ کلا ( ( ( کله ) ) ) زَوَاجٌ إذَا کان عَالِمًا بِالتَّحْرِیمِ وَعَلَیْهِ حَدُّ الزِّنَى کَامِلاً وَلاَ یَلْحَقُ الْوَلَدُ فی الْعَقْدِ …

وقال أبو حنیفه لاَ حَدَّ علیه فی ذلک کُلِّهِ وَلاَ حَدَّ على من تَزَوَّجَ أُمَّهُ التی وَلَدَتْهُ وَابْنَتَهُ وَأُخْتَه وَجَدَّتَهُ وَعَمَّتَهُ وَخَالَتَهُ وَبِنْتَ أَخِیهِ وَبِنْتَ أُخْتِهِ عَالِمًا بِقَرَابَتِهِنَّ منه عَالِمًا بِتَحْرِیمِهِنَّ علیه وَوَطِئَهُنَّ کُلَّهُنَّ فَالْوَلَدُ لا حق بِهِ وَالْمَهْرُ وَاجِبٌ لَهُنَّ علیه وَلَیْسَ علیه إِلاَّ التَّعْزِیرُ

مردم با هم اختلاف دارند در این که کسی با مادر ، دختر یا یکی از محارم خودش ، ازدواج کند ، زنا هست یا خیر ؟ پاسخ می دهد : بسیاری از علما آن را زنا می دانند و باید حد خورده شود و فرزند به آن شخص ملحق نمی شود و زنا محسوب می شود .

اما ابو حنیفه می گوید : این قضیه ، اصلا حد ندارد و اگر کسی با مادر خودش که او را به دنیا آورده یا با دختر خودش با خواهر ، مادر بزرگ ، عمه ، خاله ، دختر خواهر و دختر برادر ، ازدواج کند و محرمیت آن ها را هم بداند و بداند که ازدواج با آن ها حرام است . در عین حال زنا کند و بچه دار هم شود ، فرزندش به آن شخص ملحق می شود و مهریه هم به او تعلق می گیرد و حد هم ندارد .

ابن حزم اندلسی ، المحلی ، ج ۱۱ ، چاپ دار المنیریه مصر ، ص ۲۵۳

درست بودن یا نبودن این مطلب به ما ارتباطی ندارد . البته این مورد در کتاب های احناف هم آورده شده . در کتاب بدائع الصنایع فی ترتیب الشرایع ( از کتاب های بسیار معروف احناف می باشد )، تألیف امام علاء الدین ابی بکر بن مسعود الکاشانی الحنفی ، جلد ۷ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۳۵ :

وَکَذَلِکَ إذَا نَکَحَ مَحَارِمَهُ أو الْخَامِسَهَ أو أُخْتَ امْرَأَتِهِ فَوَطِئَهَا لَا حَدَّ علیه عِنْدَ أبی حَنِیفَهَ وَإِنْ عَلِمَ بِالْحُرْمَهِ وَعَلَیْهِ التَّعْزِیرُ وَعِنْدَهُمَا وَالشَّافِعِیِّ رَحِمَهُمْ اللَّهُ تَعَالَى علیه الْحَدُّ

اگر کسی با یکی از محارم خودش ازدواج کند یا زن پنجم بگیرد یا همزمانی که زن دارد با خواهر زنش هم نزدیکی کند ، از دیدگاه ابوحنیفه ، حد ندارد ؛ حتی اگر بدانند که این عمل ، حرام است و فقط تعزیر دارد .

بدائع الصنایع ، علاء الدین کاشانی ، ج ۷ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۳۵

تعزیر را هم مشخص کردند که قاضی گوش طرف را بکشد و بگوید آخرین باری باشد که این کار را می کنی .

این ، عین مطلبی است که در کتاب های اهل سنت آمده ؛ اما در شبکه های وهابی ، همان قسمت اول کلیپ بنده را که این مطلب را بیان کردم ، نشان می دهند ؛ اما مستندات بنده را پخش نمی کنند که من از کتاب های خود اهل سنت ثابت کردم که این ها چنین مطلبی را بیان کردند . اما این که واقعا ابو حنیفه چنین فتوایی را داده یا نداده ، به بنده ارتباطی ندارد و بنده فقط ناقل این مطلب هستم . متأسفانه در هیچ کدام از کتاب هایشان ، این مطلب را رد نکرده اند . اما یقین داریم که احناف امروزی به این فتوا عمل نمی کنند و هیچ وقت چنین حرف هایی را قبول ندارند و آن را حرام و زنا می دانند ؛ اما فتوایی است که از ابو حنیفه در کتاب های اهل سنت نقل شده است .

بیننده : خانم قرایی از مشهد ـ شیعه

بنده می خواستم بدانم که این آقایان وهابی از چه کسانی تقلید می کنند ؟

استاد یزدانی :

آقای محمد عمر سربازی در این باره در کتاب پرسش و پاسخ های ارزشمند برای جوانان ارجمند ، تألیف محمد عمر سربازی ، صفحه ۴۸ می گوید :

پرسش : غیر مقلدین و اهل حدیث و سلفی می گویند که تقلید شرک است و اهل مذاهب مسائل پوچ و شرم آور بدون ثبوت و دلیل در کتب خود بسیار روایت می کنند ، صحیح می گویند ؟

جواب : ما جواب آن ها را در این مورد الزاما می دهیم . قول آن ها که تقلید شرک است ما می گوییم پس شما مشرک ترین بشر ایشانند . چرا که اهل مذاهب ، تقلید یک امام می کنند و ایشان تقلید صد ها مولوی های خود را می کنند .

محمد عمر سربازی ، پرسش و پاسخ های ارزشمند برای جوانان ارجمند ، ص ۴۸

تحلیل بسیار زیبایی است . آقایان وهابی احکام شرعی خود را از چه کسی می پرسند ؟ گاهی از ابن باز ، گاهی از بن عثیمن ، گاهی از بن فوزان و دیگران می پرسند و از همه آن ها تقلید می کنند . در صورتی که مذاهب اربعه مثلا از ابو حنیفه تقلید می کنند . پس اگر تقلید شرک باشد ، شما از همه مشرک تر هستید .

وهابی ها هم غیر از تقلید ، چاره ای ندارند و راهی غیر از تقلید وجود ندارد . مردم عوام مجبور به تقلید هستند و راه دیگری برایشان نیست . اما بر مجتهد ، هم از دیدگاه شیعه و هم از دیدگاه اهل سنت ، تقلید حرام است .

بیننده : امیر از شهر کرد

استاد یزدانی ! شما می فرمایید دین اسلام ، دین عطوفت و مهربانی است . مگر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) غلام و کنیز نداشت ؟

استاد یزدانی :

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) غلام و کنیز داشت ؛ اما سریعا آزاد می کرد .

بیننده :

این غلام و کنیز را از کجا می آورد ؟

استاد یزدانی :

آن ها را هدیه می گرفتند . غلام و کنیزان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مشخص هستند . مثلا ماریه قبطیه که به حضرت هدیه دادند و بعد از آن حضرت ماریه را آزاد کرد و فورا با ایشان ازدواج نمود . پیامبر (صلی الله علیه و آله) کنیز و غلام خود را نگه نمی داشتند که از آن ها به عنوان کنیز و غلام استفاده کنند .

بیننده :

من می خواهم بدانم این کنیز و غلام را از کجا می آوردند ؟

استاد یزدانی :

در جنگ هایی که انجام می دادند . مستندی با عنوان برده داری ساخته شده که هر روز در شبکه ولایت پخش می شود که در آن جا کاملا تحلیل شده که اسلام گرفتار مسأله ای شد که یک روزه و دو روزه و یک ساله و دو ساله نمی شد از بین برد . مثل شراب خواری نبود . حتی شرابخواری هم سال ها طول کشید تا پیامبر (صلی الله علیه و آله) توانست ثابت کند که شرابخواری حرام است .

برده داری هم سال ها و قرن ها در میان مردم بود و پیامبر (صلی الله علیه و آله) آرام آرام با روش خاص خود با آن مبارزه کردند و برده داری را از بین برد . راهش هم این بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله) برده و کنیز را می گرفت و به عنوان یک انسان آزاده ، آزاد می کرد و گاهی هم با کنیز ها ازدواج می کرد . اهل بیت (علیهم السلام) هم این گونه بودند . امام سجاد (علیه السلام) صدها غلام را خرید و آزاد کرد . گفته شده امام سجاد (علیه السلام) در مدینه ، لشگری از غلام ها را داشتند .

بیننده :

حرف بنده این است که ، اسلامی را که شما می فرمایید ، نیست . اسلام همینی است که داعش می گوید . شهر ها را تصرف می کند ، زن ها و بچه ها را به اسارت می گیرد . متأسفانه یا خوشبختانه هم بزرگان ایران ، کاری کردند که دین اهل سنت از همین کتاب های صحیح بخاری و مسلم برداشتند و فقط شماره صفحه و روایت آن را تغییر دادند . چون عرب ها در سطحی نبودند که این کار را انجام دهند .

استاد یزدانی :

به نظر شما آن زمان در میان ایرانی ها ، کنیز و غلام نبود ؟

بیننده :

تنها قوم و ملتی که آزاده بودند و غلام و کنیز نداشتند ، ایرانی ها بودند .

استاد یزدانی :

این ادعای بسیار عجیبی است . کدام کتاب تاریخی چنین سخنی را گفته است ؟

مجری :

برادر گرامی ! ما موضع شما را نمی دانیم . شما شیعه هستید ؟

بیننده :

من شیعه هستم . البته یک ایرانی مسلمان ، نه مسلمان ایرانی .

مجری :

چون شما داعش را مسلمان دانستید .

بیننده :

منظور من این است که اسلام همین است که داعش می گوید . اسلامی را که شما می خواهید زیبا جلوه دهید ، این گونه نیست .

مجری :

یعنی اسلام ما ، اسلام خشنی بوده ؟

بیننده :

بله ، همین طور بوده . پیشنهاد بنده این است که به فرهنگ ایرانیت برگردیم .

مجری :

شما همین اسلام را دارید ؟

بیننده :

حرف بنده این است که این فرهنگ ایرانی ، اسلام را تلطیف و زیبا کرد و به این شکل در آورد . الحمد الله عرب ها که به جان هم افتاده اند و هم را می کشند .

مجری :

شما اگر مسلمان هستید ، نباید از این که دو انسان به جان هم بیافتند و یک دیگر را بکشند ، خوشحال شوید و خدا را شکر کنید . پس اسلامی که شما دارید هم ، مشکل دارد . چون از کشته شدن دو انسان خوشحال می شوید .

استاد یزدانی :

برادر گرامی ! بحث ما در خصوص وهابیت است و شما می توانید این مبحث را در بخش های دیگری مطرح کنید . آن چیزی که ما در تاریخ خواندیم ، ایران در زمان هخامنشیان ، جامعه طبقاتی داشت که طبقه پایین جامعه که عموم مردم ایران بودند ، همه کنیز و غلام طبقات اول جامعه بودند . حق خواندن و آموزش نداشتند ، حق زندگی ، حق رفتن به طبقات بالاتر نداشتند .

اساسا ایران به همین دلیل بود که از اسلام شکست خورد .

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و شما بینندگان ارجمند تشکر و قدر دانی می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .