جمع بندی مباحث تقلید: وهابیت: تقلید شرک و تقلید کننده کافر و مرتد است و باید کشته شود. اهل سنت: تقلید از یکی از مذاهب اربعه واجب و غیر مقلدین مشرک و فاسق هستند.

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۰۲ / ۰۶ / ۹۴

مجری :

بسیار خرسندیم که باز هم با برنامه راه و بی راه ، در خدمت شما هستیم . برنامه ای که رسالتش جدا کردن و اثبات جدا بودن راه وهابیت از سایر مذاهب اسلامی و این که تبیین و روشنگری شود در خصوص جریاناتی که توسط وهابیت ، به اسم اسلام به راه افتاده و اثبات این قضیه که وهابیت هیچ ارتباطی با اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) ندارند و نه تنها با شیعه ؛ بلکه با اهل سنت هم تضاد های بسیار فراوانی دارند و حتی اهل سنت را هم تکفیر می کنند .

در این برنامه هم در خدمت استاد عزیز و ارجمند ، سید بزرگوار ، حجت الاسلام و المسلمین یزدانی هستیم .

موضوعی که در برنامه راه و بی راه ، چند جلسه ای است که مطرح شده و به صورت مفصل تری نسبت به مراتب قبل به آن پرداخته شده ، تقلید است و اختلاف نظری که بین وهابیت و اهل سنت در این قضیه وجود دارد که اختلاف کمی نیست . موضوع تقلید هم ، موضوع کم اهمیتی نیست که اهل سنت را توسط وهابیت تکفیر می کند .

امشب هم استاد یزدانی قرار است که این مبحث را جمعبندی کرده و به صورت فشرده این بحث را مطرح کنند . آن هایی که دیده اند ، برایشان یاد آوری می شود و عزیزانی هم که ندیده اند ، می توانند به صورت خلاصه و مختصر این مبحث را ببینند و از آن استفاده کنند .

استاد یزدانی :

همان طور که قبلا هم گفتیم ، یکی از مباحثی که ثابت می کند که وهابیت با تمام مسلمانان اختلاف اساسی دارد ، بحث تقلید است و واقعا تضاد صد در صد وهابیت با تمام مسلمان ها و به خصوص با تمام مذاهب اربعه اهل سنت در بحث تقلید به روشنی و به راحتی ثابت می شود .

از دیدگاه وهابیت تقلید از مذاهب اربعه اهل سنت ، کفر و شرک به حساب می آید و گفته اند : هر کس بر یکی از این مذاهب اربعه تعصب داشته باشد ، کافر و مرتد است و باید توبه کند و اگر توبه نکرد ، باید کشته شود . سخنان تندی که امشب بعضی از آن ها را مرور می کنیم .

از طرف دیگر ، علمای اهل سنت گفته بودند که اگر کسی تقلید نکند ، فاسق و مشرک است و در آخر از اسلام خارج می شود و سخنان دیگری که به نفع تقلید زده بودند و این که همه مذاهب اربعه اجماع دارند که تقلید از یکی از مذاهب اربعه ، واجب است . ی

عنی از وجوب تا شرک ، تفاوت بین اهل سنت و وهابیت است که خیلی از مستندات ما باقی مانده که اگر امشب فرصتی ایجاد شد ، بعضی از آن ها را نشان خواهیم داد .

البته تقلید دو نوع است : تقلید مطلق که وهابی ها هم آن را قبول دارند و به این صورت است که هر کس در احکام شرعی از افراد متعدد؛ یک نفر ، دو نفر ، سه نفر و… تقلید کند . مثلا در وضو از احمد بن حنبل ، در نماز از شافعی ، در زکات از مالک … تقلید کند .

اما علمای اهل سنت گفته بودند که چنین تقلیدی باطل است و آن چه بر مسلمان ها واجب است ، تقلید شخصی است یعنی در همه احکام شرعی از یک امام تقلید کند . یا از ابوحنیفه یا از مالک یا از شافعی یا از احمد بن حنبل .

خلاصه مطالب :

بنده برای این که یادآوری شود ، دیدگاه ابن تیمیه و دیگران را نشان خواهم داد .

در کتاب مجموع فتاوای ، تألیف ابن تیمیه ، با تحقیق عبد الرحمن بن محمد بن قاسم ، به دستور ملک فهد چاپ شده ، جلد ۲۲ ، صفحه ۲۴۸ :

وإذا کان الرجل متبعا لأبى حنیفه أو مالک أو الشافعى أو أحمد ورأى فی بعض المسائل أن مذهب غیره أقوى فإتبعه کان قد أحسن فی ذلک ولم یقدح ذلک فی دینه ولا عدالته بلا نزاع بل هذا أولى بالحق وأحب إلى الله ورسوله ممن یتعصب لواحد معین غیر النبى کمن یتعصب لمالک أو الشافعى أو أحمد أو أبى حنیفه ویرى أن قول هذا المعین هو الصواب الذى ینبغى إتباعه دون قول الإمام الذى خالفه .

فمن فعل هذا کان جاهلا ضالا بل قد یکون کافرا فإنه متى إعتقد أنه یجب على الناس إتباع واحد بعینه من هؤلاء الأئمه دون الإمام الآخر فإنه یجب أن یستتاب فإن تاب وإلا قتل

اگر کسی که تقلید مطلق داشته باشد ، خوب است . اما کسی که بر یک مذهب تعصب دارد ، مثل این است که بر مذهب مالکی یا شافعی یا احمد یا ابو حنیفه تعصب دارد . نظرش در این خصوص این است که قول یک شخص معین ، صواب است و واجب است که پیروی کند .

هر کس فقط از یک امام تقلید کند ، جاهل و گمراه ، بلکه کافر است . واجب است که چنین شخصی توبه داده شود ، وگرنه باید کشته شود .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوا ، با تحقیق عبد الرحمن بن محمد بن قاسم ، ج ۲۲ ، ص ۲۴۸ و ۲۴۹

پس نظر ابن تیمیه در مورد تقلید از مذاهب اربعه این است : کسی که بر یک مذهب تعصب داشته باشد ، جاهل ، گمراه و کافر است و باید کشته شود . یعنی تمام پیروان این چهار مذهب ، همین حکم را دارند . چون همه آن ها تعصب دارند . هیچ شخصی از اهل سنت را در طول این دوازده قرن پیدا نمی کنید که مثلا در بعضی از احکام از ابوحنیفه تقلید کند ، در بعضی دیگر از شافعی و… همه بر یک مذهب تعصب دارند و خودشان را یا شافعی یا حنبلی یا حنبلی و مالکی می دانند .

در همین کتاب ، جلد ۴ ، صفحه ۱۷۷ صراحتا می گوید :

فمن قال أنا شافعی الشرع أشعری الإعتقاد قلنا له هذا من الأضداد لا بل من الارتداد إذ لم یکن الشافعی أشعری الإعتقاد ومن قال أنا حنبلی فی الفروع معتزلی فی الأصول قلنا قد ضللت إذا عن سواء السبیل فیما تزعمه إذ لم یکن أحمد معتزلی الدین والاجتهاد

قال وقد افتتن أیضا خلق من المالکیه بمذاهب الأشعریه وهذه والله سبه وعار وفلته تعود بالوبال والنکال وسوء الدار على منتحل مذاهب هؤلاء الأئمه الکبار …

هر کس بگوید من در فروع دین ، شافعی هستم و در اعتقاد و کلام ، اشعری هستم ، (ما سلفی ها) می گوییم : این حرف که بیان کردید ، با هم در تضاد است و با هم جمع نمی شوند ؛ بلکه این حرف ، ارتداد است .

چون خود امام شافعی ، اشعری نبود یا معتزلی با ماتریدی . هر کس بگوید من در احکام و فروع ، حنبلی هستم و در اصول ، معتزلی هستم ، به او می گوییم : تو از راه مستقیم خداوند ، دور و گمراه شدی . چون احمد بن حنبل ، معتزلی نبود ، بلکه امام اهل حدیث بود .

گاهی بعضی از مالکی ها ، طرفدار مذهب اشعری شدند . این ننگ و عار است که کسی این گونه شود . این شخص ، گرفتار نکال و وبال و آتش جهنم می شود .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج ۴ ، به دستور ملک فهد چاپ شده ، ص ۱۷۷

اما ابن قیم الجوزیه ، شاگرد ابن تیمیه ، در کتاب اعلام الموقعین ، تألیف ابن قیم الجوزیه ، متوفای ۷۵۱ هـ ، با تحقیق ابو عمر احمد عبد الله احمد ، جلد ۳ ، چاپ دار ابن جوزی ، صفحه ۴۸۴ :

 فَإِنَّا نَعْلَمُ بِالضَّرُورَهِ أَنَّهُ لم یَکُنْ فی عَصْرِ الصَّحَابَهِ رَجُلٌ وَاحِدٌ اتَّخَذَ رَجُلًا منهم یُقَلِّدُهُ فی جَمِیعِ أَقْوَالِهِ فلم یُسْقِطْ منها شیئا وَأَسْقَطَ أَقْوَالَ غَیْرِهِ فلم یَأْخُذْ منها شیئا وَنَعْلَمُ بِالضَّرُورَهِ أَنَّ هذا لم یَکُنْ فی عَصْرِ التَّابِعِینَ وَلَا تَابِعِی التَّابِعِینَ فَلْیَکْذِبْنَا الْمُقَلَّدُونَ بِرَجُلٍ وَاحِدٍ سَلَکَ سَبِیلَهُمْ الْوَخِیمَهَ فی الْقُرُونِ الْفَضِیلَهِ على لِسَانِ رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم وَإِنَّمَا حَدَثَتْ هذه الْبِدْعَهُ فی الْقَرْنِ الرَّابِعِ الْمَذْمُومِ على لِسَانِ رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم فَالْمُقَلَّدُونَ لِمَتْبُوعِهِمْ فی جَمِیعِ ما قَالُوهُ یُبِیحُونَ بِهِ الْفُرُوجَ وَالدِّمَاءَ وَالْأَمْوَالَ وَیُحَرِّمُونَهَا وَلَا یَدْرُونَ أَذَلِکَ صَوَابٌ أَمْ خَطَأٌ على خَطَرٍ عَظِیمٍ وَلَهُمْ بین یَدَیْ اللَّهِ مَوْقِفٌ شَدِیدٌ یَعْلَمُ فیه من قال على اللَّهِ ما لَا یَعْلَمُ أَنَّهُ لم یَکُنْ على شَیْءٍ

ما با علم قطعی و یقینی این را ادعا می کنیم که در زمان صحابه ، کسی را پیدا نمی کنید که در تمام احکام شرعی از یک صحابه دیگر تقلید کرده باشد .

در زمان تابعین هم چنین مطلبی نبوده که یک نفر در احکام شرعی از شخص دیگری تقلید کرد . ( یعنی در سه قرن اول چنین چیزی نبوده است . ) کسانی که مقلد هستند ، یک نفر را پیدا کنید که در این قرونی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) از آن ها تمجید کرده ، از یک نفر در احکام شرعی ،تقلید کرده باشد و شما ما را تکذیب کنید .

این بدعت ها (یعنی بدعت حنفی بودن یا شافعی بودن یا حنبلی بودن و مالکی بودن ) در قرن چهارمی که در زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن را مذمت کرده است . (البته محقق هم مطلبی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) قرن چهارم را مذمت کرده باشد ، پیدا نکرده است )

مقلدین فروج و خون ها و اموال را حلال یا حرام می کنند (با توجه به فتاوای که ائمه اربعه اهل سنت داده است ) و نمی دانند که آن فتوا درست است یا اشتباه و نمی دانند که حق و باطل چیست …

ابن قیم الجوزیه ، اعلام الموقعین ، ج ۳ ، چاپ دار ابن جوزی ، ص ۴۸۴

اهل سنتی که ابوحنیفه انواع ازدواج را حلال کرده ، نمی دانند راهی را که می روند ، درست است یا خیر ؟ و این خطر بسیار بزرگی است و خداوند از این ها سؤال خواهد کرد و این ها در برابر خداوند هم هیچ پاسخی نخواهند داشت .

باز هم در جای دیگر از این کتاب در صفحه ۵۲۲ می گوید :

 خالف المقلدون امر الله ورسوله وائمتهم

الْوَجْهُ الْعِشْرُونَ أَنَّ فِرْقَهَ التَّقْلِیدِ قد ارْتَکَبَتْ مُخَالِفَهَ أَمْرِ اللَّهِ وَأَمْرِ رَسُولِهِ وهدى أَصْحَابِهِ وَأَحْوَالِ أَئِمَّتِهِمْ وَسَلَکُوا ضِدَّ طَرِیقِ أَهْلِ الْعِلْمِ أَمَّا أَمْرُ اللَّهِ فإنه أَمَرَ بِرَدِّ ما تَنَازَعَ فیه الْمُسْلِمُونَ إلَیْهِ وَإِلَى رَسُولِهِ وَالْمُقَلِّدُونَ قالوا إنَّمَا نَرُدُّهُ إلَى من قَلَّدْنَاهُ وَأَمَّا أَمْرُ رَسُولِهِ فإنه صلى اللَّهُ علیه وسلم أَمَرَ عِنْدَ الِاخْتِلَافِ بِالْأَخْذِ بِسُنَّتِهِ وَسُنَّهِ خُلَفَائِهِ الرَّاشِدِینَ الْمَهْدِیِّینَ وَأَمَرَ أَنْ یُتَمَسَّکَ بها وَیُعَضَّ علیها بِالنَّوَاجِذِ وقال الْمُقَلِّدُونَ بَلْ عِنْدَ الِاخْتِلَافِ نَتَمَسَّکُ بِقَوْلِ من قَلَّدْنَاهُ وَنُقَدِّمُهُ على کل ما عَدَاهُ وَأَمَّا هَدْیُ الصَّحَابَهِ فَمِنْ الْمَعْلُومِ بِالضَّرُورَهِ أَنَّهُ لم یَکُنْ فِیهِمْ شَخْصٌ وَاحِدٌ یُقَلِّدُ رَجُلًا وَاحِدًا فی جَمِیعِ أَقْوَالِهِ وَیُخَالِفُ من عَدَاهُ من الصَّحَابَهِ بِحَیْثُ لَا یَرُدُّ من أَقْوَالِهِ شیئا وَلَا یُقْبَلُ من أَقْوَالِهِمْ شیئا وَهَذَا من أَعْظَمِ الْبِدَعِ وَأَقْبَحِ الْحَوَادِثِ ….

مقلدین با دستور خداوند و رسول خدا ( صلی الله علیه و آله) و ائمه آن ها مخالفت کردند .

کسانی که تقلید کردند ، با دستور خداوند ، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، با هدایت اصحاب و با دستور ائمه خود و با روش اهل علم هم ، مخالفت کردند . خداوند در قرآن به ما دستور داده که اگر در جایی اختلاف کردید ، به خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) رجوع کنید .اما مقلدین می گویند : اگر با هم اختلافی کردید ، به ابو حنیفه ، شافعی و دیگران ، مراجعه کنید .

پیامبر (صلی الله علیه و آله) دستور داده : وقتی اختلافی داشتید ، به سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و سنت خلفای راشدین مراجعه کنید . به سنت خلفا تمسک کنید . اما مقلدین می گویند : وقتی اختلافی پیش آید ، به کسی که از او تقلید می کنیم ، برمی گردیم و حرف مقلد خود را بر سخن غیر از او مقدم می کنیم (چه خدا باشد ، چه پیامبر (صلی الله علیه و آله) باشد و چه ابوبکر و عمر باشد . )

تقلیدی که آن ها می گویند که حرف ابوحنیفه را بر حرف خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) مقدم می کنیم ، از بزرگترین بدعت ها و از زشت ترین حوادث تاریخ است .

این نص صریح کلام ابن قیم الجوزیه است که فقط هم در مورد مقلدین ائمه اربعه به کار برده است.

الخلف قلبوا اوضاع الدین

وَأَمَّا هَؤُلَاءِ الْخَلَفُ فَعَکَسُوا الطَّرِیقَ وَقَلَبُوا أَوْضَاعَ الدِّینِ فَزَیَّفُوا کِتَابَ اللَّهِ وَسُنَّهَ رَسُولِهِ وَأَقْوَالَ خُلَفَائِهِ وَأَصْحَابِهِ فَعَرَضُوهَا على أَقْوَالِ من قَلَّدُوهُ فما وَافَقَهَا منها قالوا لنا وَانْقَادُوا له مُذْعِنِینَ وما خَالَفَ أَقْوَالَ مَتْبُوعِهِمْ منها قالوا احْتَجَّ الْخَصْمُ بِکَذَا وَکَذَا ولم یَقْبَلُوهُ ولم یَدِینُوا بِهِ …

خلف ( مقلدین ) اوضاع دین را تغییر دادند

این خلف ( بعد از سه قرن اول ) راه را بر عکس کردند و اوضاع دین را تغییر دادند . این ها کتاب خدا و سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و اقوال خلفا را بین بردند و آن ها کتاب خدا را بر اقوال ائمه شان عرضه کردند . (هر حرفی از قرآن و از پیامبر (صلی الله علیه و آله) که با فتوای ابوحنیفه ، تطبیق داشت ، آن را می پذیرند و اگر روایت یا آیه ای از قرآن کریم یا سنتی از سنت های صحابه با سخن ابو حنیفه در تضاد بود ، آن را رد می کردند و آن را بر سخن خداوند مقدم می کردند . ملاک آن ها به جای این که خدا باشد ، سخن ائمه اربعه بود ) .

ابن قیم الجوزیه ، اعلام الموقعین ، ج ۳ ، ص ۵۲۲

در صفحه ۵۲۵ آیه ای از قرآن کریم می آورد :

ذم الله من اعرض عن التحاکم الیه

الْوَجْهُ الرَّابِعُ وَالْعِشْرُونَ أَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ ذَمَّ من إذَا دُعِیَ إلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ أَعْرَضَ وَرَضِیَ بِالتَّحَاکُمِ إلَى غَیْرِهِ وَهَذَا شَأْنُ أَهْلِ التَّقْلِیدِ قال تَعَالَى (وإذا قِیلَ لهم تَعَالَوْا إلَى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَیْت الْمُنَافِقِینَ یَصُدُّونَ عَنْک صُدُودًا) فَکُلُّ من أَعْرَضَ عن الدَّاعِی له إلَى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ إلَى غَیْرِهِ فَلَهُ نَصِیبٌ من هذا الذَّمِّ فَمُسْتَکْثِرٌ وَمُسْتَقِلٌّ

خداوند در قرآن مذمت کرده کسی را که به سوی خدا و رسولش خوانده شود ؛ اما او رو گرداند و تحاکم به غیر از او کند . ( در این جا می خواهد بگوید تحاکم به طاغوت ؛ اما به صورت مستقیم چنین چیزی را بیان نمی کند و به جای آن آیه دیگری را می آورد ) خداوند متعال می فرماید : وقتی به این منافقین ( احناف ، شافعی ها ، حنبلی ها و مالکی ها) گفته می شود ، به سوی آن چه خداوند نازل کرده ، بیایید ؛ اما این منافقین روی بر می گردانند و به سوی خداوند نمی آیند . از هر کسی که خواسته شود که بیایید به آن چه خدا و پیامبرش نازل کرده ، پایبند باشید ، روی گردان شوند ، به اندازه ای که روی گردانی کرده ، از این آیه نصیب می برد .

ابن قیم الجوزیه ، اعلام الموقعین ، ج ۳ ، ص ۵۲۵

یعنی مقلدین ، پیروان ابوحنیفه ، پیروان احمد بن حنبل ، پیروان مالک و پیروان امام شافعی ، منافق هستند . پس مقلدین از دیدگاه ابن قیم الجوزیه ، همه منافق هستند .

جمع بندی ایشان از بحث تقلید این است ،کسانی که تقلید می کنند با اجماع تمام امت مخالفت کردند ، تقلید در دین حرام است .

باز در جلد ۴ از همین کتاب ، صفحه ۱۸ دلیل رد تقلید را بیان می کند :

احَدُهَا أَنَّا مَنَعْنَا التَّقْلِیدَ طَاعَهً لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَاَللَّهُ وَرَسُولُهُ مَنَعَ منه وَذَمَّ أَهْلَهُ فی کِتَابِهِ وَأَمَرَ بِتَحْکِیمِهِ وَتَحْکِیمِ رَسُولِهِ وَرَدِّ ما تَنَازَعَتْ فیه الْأُمَّهُ إلَیْهِ وَإِلَى رَسُولِهِ وَأَخْبَرَ أَنَّ الْحُکْمَ له وَحْدَهُ وَنَهَى أَنْ یُتَّخَذَ من دُونِهِ وَدُونِ رَسُولِهِ وَلِیجَهً وَأَمَرَ أَنْ یُعْتَصَمَ بِکِتَابِهِ وَنَهَى أَنْ یُتَّخَذَ من دُونِهِ أَوْلِیَاءَ وَأَرْبَابًا یُحِلُّ من اتَّخَذَهُمْ ما أَحَلُّوهُ وَیُحَرِّمُ ما حَرَّمُوهُ …

ما اگر با تقلید مخالفت می کنیم ، به خاطر اطاعت از خداوند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) است و ما را از تقلید منع کرده و خداوند اهل تقلید را در قرآن مذمت کرده است …

همان تحاکم به طاغوت که در قرآن بیان شده را در این جا باز مطرح می کند . آیاتی که در باره مشرکین و کفار است ، بر احناف و شافعی ها و مالکی ها و حنبلی ها تطبیق می دهد .

خداوند در قرآن می فرماید : کسانی که به آن چیزی که خداوند بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل کرده ، علم ندارند ، چهار پا هستند .

ابن قیم الجوزیه ، اعلام الموقعین ، ج ۴ ، ص ۱۸

همان طور که شبکه های وهابی می گویند : کسانی که تقلید می کنند ، الاغ و میمون و سگ هستند . حیواناتی که خودشان هستند و آن ها را به اهل سنت ، نسبت می دهند .

در جلد ۶ از این کتاب در صفحه ۲۰۴ می گوید :

 وَهَذِهِ بِدْعَهٌ قَبِیحَهٌ حَدَثَتْ فی الامه لم یَقُلْ بها أحد من أَئِمَّهِ الاسلام …

تقلید ، بدعت زشتی بود که هیچ یک از ائمه اسلامی ، چنین چیزی را نگفته اند .

ابن قیم الجوزیه ، اعلام الموقعین ، ج ۶ ، ص ۲۰۴

حدود یک جلد و نیم از کتاب اعلام الموقعین ، به این بحث اختصاص داده و سخنان بسیار تندی را بر علیه تقلید زده است . ابن قیم هم شاگرد ابن تیمیه است ، ابن تیمیه گفته بود : مقلدین ، کافر و مشرک هستند و باید کشته شوند . شاگردش هم همان مطالب را بیان می کند و تقریبا نصفی از جلد های خود را علیه قیاس ، علیه ابو حنیفه آورده و به صورت مفصل بیان کرده که قیاس باطل است و ابو حنیفه هم قیاس می کرده ، آیات زیادی را از قرآن کریم را که در باره کفار و مشرکین نازل شده ، در کتاب اعلام الموقعین خود ، به ابو حنیفه نسبت می دهد .

مجری :

کلیپ اول ما تطابق سخنان وهابی ها با رسانه های وهابی که تا چه اندازه هماهنگ عمل می کنند . این ها می گویند که ما تقلید نمی کنیم ؛ اما می بینیم که در همه کارهایشان با اسوه هایشان که ابن تیمیه و ابن قیم هستند ، تقلید می کنند . این ها فقط تقلید از مقدسات اسلامی و علمای اربعه اهل سنت را جایز نمی دانند ؛ اما تقلید از ابن قیم را بر چشمان خود گذاشته اند .

کلیپ ۱ ) :

بیننده :

من نسبت به همین بحث تقلید که موضوع برنامه شما است ، مطلبی را می خوانم . در کتاب مجالس قطب الارشاد ، سؤالی می پرسند که می فرمایند تقلید واجب است و کسانی که تقلید را ترک می کنند ، امر واجبی را ترک کردند . شما می توانید در این خصوص توضیحاتی را بیان کنید .

کارشناس وهابی :

ما توضیحات خود را در چهار قسمت بیان کردیم و خدمت شما عرض کردیم که ما تقلید را در اسلام ، جایز نمی دانیم ؛ اما تقلید کسی که مطالعه با دلیل کند ، آن نامش تقلید نیست . فکر نمی کنم دیگر نیازی به توضیح بیشتر باشد . چهار قسمت گذشته در یوتویوپ وجود دارد که می توانید هر چهار قسمت را ببینید و پاسخ کاملی برای سؤال شما است .

بیننده :

تقلید به معنای این است که انسان نسبت به موضوعی مثل احکام ، علم ندارد . به همین خاطر از یکی از علما تقلید می کند . این اصلا نیازی به دلیل ندارد . آن عالمی که این حکم را می دهد ، خودش از طریق دلیل به این نتیجه رسیده . لذا نیازی نیست که مکلفین از روی علم این قضیه را به دست آورد .

کارشناس وهابی :

برادر عزیز ! من پاسخ شما را دادم . برای این که از وقت استفاده کنیم ، فکر نمی کنم چیزی که شما می خواهید در این جا یافت نمی شود .

من در گوگل خیلی ساده قلاده را سرچ زدم . این ها تقلید هستند !!!! قلاده بر گردن زدن ، همان واژه تقلید است و از تقلید گرفته شده . این ها همان قلاده است که ملاحظه می فرمایید . فکر نمی کنم پاسخ شما را در این قسمت بدهیم . شما اگر به یوتویوپ مراجعه کنید ، چهار قسمت قبلی ما را مشاهده کنید ، پاسخ خود دریافت می کنید .

ما با کسی رودبایستی نداریم . هر چیزی که باشد ، صریح ارائه می دهیم .

مجری :

استاد یزدانی ! بیننده ای که تماس گرفتند ، اشاره کردند به کتاب قطب الارشاد که مطلبی در مورد تقلید در آن بیان شده . فکر می کنم بیننده هم مطلب را از برنامه شما گرفته بودند که کارشناس وهابی به صراحت گفت : ولو این که اهل سنت گفته باشند ، مقلد بودن مثل قلاده بر گردن انداختن است .

بنده تقاضا دارم دوباره آن مطلب را بیان کنید .

 

rah01

 

استاد یزدانی :

ما قبلا هم این مطلب را بیان کرده ایم . قطب الارشاد ، کتاب بسیار معروفی است و همه اهل سنت آن را در خانه های خود دارند . در سیستان و بلوچستان هم فکر نمی کنم که کسی از علمای اهل سنت یا عوامی که اهل تقلید باشند ، این کتاب و نویسنده آن را نشناسند . مجالس قطب الارشاد ، منظور از قطب الارشاد ، آقای محمد عمر سربازی است . مجالس و سخنرانی ها و پرسش و پاسخ هایی که از محمد عمر سربازی بوده ، در این کتاب جمع آوری کردند .

مجالس قطب الارشاد ، جلد اول ، از افادات علامه محقق مولانا محمد عمر سربازی ، با جمع آوری عبد الجلیل محمدی (مدرس منبع العلوم کوه ون ) ، صفحه ۲۴۸ می گوید :

نظریه قطب الارشاد در مورد فرقه سلفیت

سؤال : نظریه جناب عالی درباره فرقه سلفیت چیست ؟

جواب : اهل این فرقه را مسلمان می دانیم . اما از نظر مذهبی با ما فرق می کنند . پایبند هیچ مذهبی نیستند و از هیچ مذهبی تقلید نمی کنند . در حالی که در این برهه از زمان نزد علمای ما تقلید ، واجب است . لذا آنان تارک واجبی هستند . ما ایشان را کافر نمی دانیم ؛ اما چون مذهبی ندارند ، آنان را به عنوان یک گروه انحرافی می شناسیم .

محمد عمر سربازی ، مجالس قطب الارشاد ، ج ۱ ، با جمع آوری عبد الجلیل محمدی ، ص ۲۴۸

سخنی که این کارشناس وهابی بیان می کند ، به چه معنا است ؟ به این معنی که ۱۴۰۰ یا حداقل ۱۲۰۰ سال تا به حال اهل سنت نعوذ بالله مثل سگ هایی بودند که قلاده به گردنشان بوده .

وهابی ها عکس سگی را نشان دادند که قلاده به گردن دارند . یعنی اهل سنتی که الان پیرو ابو حنیفه ، پیرو شافعی ، پیرو احمد بن حنبل و پیرو مالک هستند ، دقیقا همان عکسی هستند که این کارشناس وهابی نشان داد ، حیوان نجسی که قلاده به گردن دارد .

از یک طرف آقای محمد عمر سربازی ، عالم و قطب اهل سنت بلوچستان می گوید : نزد علمای ما تقلید ، واجب است . از طرف دیگر کارشناس وهابی می گوید : هر کس تقلید کند ، مثل حیوانی است که قلاده بر گردن دارند یعنی شامل همه اهل سنتی می شود که تقلید می کنند .

مجری :

استاد یزدانی ! با وقاحت تمام می گویند : ما در بیان اعتقادات خود ابایی نداریم و صریحا آن را بیان می کنیم که اهل سنت این ویژگی را دارند . اشاره هم کردند که ما چهار برنامه در خصوص تقلید ، در یوتویوپ داریم .

استاد یزدانی :

اتفاقا خیلی خوب شد که هم زمان با برنامه ما که بحث تقلید را داشتیم ، ایشان هم بحث تقلید را شروع کردند و مطالب خوبی را گفتند که به ما از آن ها در برنامه خود استفاده کردیم و از این کارشناس وهابی تشکر می کنیم که تا این حد به ما کمک کردند تا این تضاد بین اهل سنت و وهابیت به روشنی مشخص شود و به صراحت گفتند که هم اهل سنت میمون ، دراز گوش و …. هستند که ما کلیپ های آن را پخش کردیم .

آقای سربازی کتاب های دیگری هم داشتند ، از جمله کتاب پرسش ها و پاسخ های ارزشمند برای جوانان ارجمند ، تألیف محمد عمر سربازی ، با تلاش عبد العظیم نهتانی (یکی از علمای اهل سنت ) ، صفحه ۴۷ :

پرسش : آنان که تقلید کسی از ائمه ، نمی کنند ، حکم آن چیست ؟

پاسخ : ایشان نزد اهل مذاهب فاسق اند .

محمد عمر سربازی ، پرسش ها و پاسخ های ارزشمند برای جوانان ارجمند ، با تلاش عبد العظیم نهتانی ، ص ۴۷

کسانی که تقلید نمی کنند ، از جمله کارشناسان رسانه های وهابی ، فاسق هستند . باز در صفحه بعد از این کتاب می گوید :

افسانه های غیر مقلدین

پرسش : غیر مقلدین و اهل حدیث و سلفی می گوید که تقلید شرک است و اهل مذاهب مسائل پوچ و شرم آور بدون ثبوت و دلیل ، در کتب خود بسیار روایت می کنند ، صحیح می گویند ؟

پاسخ : ما جواب آن ها را در این مورد الزاما می دهیم . قول آن ها که تقلید شرک است ، ما می گوییم پس مشرک ترین بشر ایشانند . چرا که اهل مذاهب ، تقلید یک امام می کنند و ایشان تقلید صد ها مولوی های خود را می کنند ؛ پس فکر خود کنند .

به این معنا که ، وهابی ها از یک مولوی تقلید نمی کنند ؛ بلکه از صدها مولوی تقلید می کنند . اگر ما اهل سنت که از یک مولوی تقلید می کنیم و به خاطر تقلید از یک مولوی ، مشرک هستیم ، آن ها صد برابر ما مشرک هستید . پس فاسق و مشرک می باشند .

بنده باز هم چند مورد از دیدگاه های علمای وهابی را در مورد تقلید بیان کنم . خصوصا دیدگاه محمد بن عبد الوهاب که سخنان بسیار تندی علیه تقلید گفته بود . محمد بن عبد الوهاب با این که خیلی فاسد بود و به قول علمای اهل سنت از نطفه شیطان بود ، باورم نمی شود که نطفه شیطان چنین سخنانی تندی بیان کنند .

مجموع مؤلفات محمد بن عبد الوهاب ، مجلد ۳ ، کتاب الرسائل الشخصیه ، چاپ دوم ۲۰۰۳ ، نامه ۳۹ را که به عبد الله بن عیسی نوشته است :

ومن أدله شیخ الإسلام : (اتخذوا أحبارهم ورهبانهم أربابا من دون الله) الآیه . فقد فسرها رسول الله e والأئمه بعده بهذا الذی تسمونه الفقه وهو الذی سماه الله شرکاً واتخاذهم أرباباً لا أعلم بین المفسرین فی ذلک اختلافاً . والحاصل أن من رزقه الله العلم یعرف أن هذه المکاتیب التی أتتکم وفرحتم بها وقرأتموها على العامه من عند هؤلاء الذین تظنون أنهم علماء کما قال تعالى : (وکذلک جعلنا لکل نبی عدوا شیاطین الإنس والجن یوحی بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا ) إلى قوله : (وَلِتَصْغی إلیه أفْئِدَهُ الّذینَ لا یُؤمِنون بالآخِرَهِ ) لکن هذه الآیات ونحوها عندکم من العلوم المهجوره ، بل أعجب من هذا أنکم لا تفهمون شهاده أن لا إله إلا الله ولا تنکرون هذه الأوثان التی تعبد فی الخارج وغیره التی هی الشرک الأکبر بإجماع أهل العلم ، وأنا لا أقول هذا .

از ادله آقای ابن تیمیه حرانی در رد مکاتیب اهل سنت که در اسلام درست شده و هر کس یک مکتب از جمله مکتب شافعی ، احمد بن حنبل … را انتخاب می کند . یکی از دلایل آن هم ، آیه ۳۱ سوره توبه است که می فرماید : اتخذوا احبارهم ورهبانهم اربابا من دون الله ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ائمه معصومین (علیهم السلام) این آیه را تفسیر کردند . مقصود از این آیه همان چیزی است که شما آن را فقه می دانید .

این فقه شما را خداوند ، شرک نامیده . من در این زمینه میان مفسرین ، اختلافی ندیدم .

نتیجه این که هر کس خداوند به او علم داده ، می داند این مکاتیبی را که شما درست کردید و خیلی هم خوشحال هستید و آن را برای مردم می خوانید که از این ها پیروی کنید ، همان چیز است که خداوند در قرآن فرموده : ما برای هر پیامبری ، از شیطان های انسی و شیطان های جنی دشمنی قرار دادیم …. انعام / ۱۱۲ و ۱۱۳

این مکاتیبی که شما درست کردید ، دوست و پیرو پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیستند ؛ بلکه دشمن پیامبر (صلی الله علیه و آله) هستند . شیطان جنی نیستند ؛ بلکه شیطان انسی هستند . طبق نظر محمد بن عبد الوهاب ، ائمه اربعه اهل سنت ، شیطان انسی است .

از این دست آیات زیاد است که تقلید را رد می کند . اما در نزد شمایی که طرفدار این مکاتیب هستید ، این آیات در نزد شما علوم مهجوره و عمل نشده است . خیلی عجیب است بلکه عجیب تر این که شما معنای لا اله الا الله را نفهمیدید و شما این بت ها را انکار نمی کنید .

ابوحنیفه ، مالک و شافعی ، بت هستند . شما این بت ها را رد نمی کنید و در حقیقت آن ها را می پرستید .

این بت ها ، به اجماع همه اهل علم ، شرک اکبر هستند .

محمد بن عبد الوهاب ، مجموع مؤلفات ، ج ۳ ، رسائل الشخصیه ، نامه ۳۹

منظور اهل علم حتما ابن تیمیه و ابن قیم هستند . باز هم در کتاب دیگری از آقای محمد بن عبد الوهاب ، مجموعه رسائل فی التوحید والایمان ، تألیف محمد بن عبد الوهاب ، رساله اول ، بحث مسائل جاهلیت می گوید :

الرساله الأولى : مَسَائِل الجَاهِلیه

بسم الله الرحمن الرحیم

قال الشیخ محمد بن عبد الوهاب رحمه الله تعالى : هذه أمور خالف فیها رسول الله e ما علیه أهل الجاهلیه الکتابیین والأمیین ، مما لا غنى للمسلم عن معرفتها .

( الرابعه ) : أن دینهم مبنی على أصول أعظمها التقلید ، فهو القاعده الکبرى لجمیع الکفار أولهم وآخرهم

اموری است اهل جاهلیت آن ها را قبول داشته ؛ اما پیامبر (صلی الله علیه و آله) با آن ها مخالفت کرده ، چه اهل جاهلیتی که یهود و نصارا بودند و چه امی ها و مردم قریش و مکه بودند .

این امور را نام می برد که چهارمین مورد از آن این است :

دین مردم جاهلیت بر اصولی بنا شده بود که بزرگترین اصل آن ها ، تقلید است . این اصل تقلید ، قاعده بزرگی است که هم کفار آن را قبول می کردند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) در این امور مخالفت کرده و آن ها را مردود و حرام دانسته است .

محمد بن عبد الوهاب ، رسائل فی التوحید و الایمان ، با تحقیق شیخ اسماعیل بن محمد انصاری ، ص ۳۳۳

در کتاب اصول الایمان خود می گوید :

تحریم التقلید :

 ۱۰۳ فیه حدیث الصحیحین فی فتنه القبر أن المنعم یقول جاءنا بالبینات والهدى فآمنا وأجبنا واتبعنا وأن المعذب یقول سمعت الناس یقولون شیئا فقلته

در بحث حرام بودن تقلید ، حدیث صحیحین است . کسی که در بهشت است و نعمت های خدا او را فرا گرفته ، همیشه این سخن را می گوید : خداوند بیناتش را به ما نشان داد و ما را هدایت کرد . ما ایمان آوردیم و اجابت و پیروی کردیم . و کسی که در جهنم و در عذاب است می گوید : از مردم شنیدیم و هر چه آن ها گفتند ، ما هم گوش کردیم .

محمد بن عبد الوهاب ، اصول الایمان ، با تحقیق دکتر باسم فیصل ، باب تحریم التقلید

این ها سخنان تند محمد بن عبد الوهاب علیه تقلید بود . در صورتی که ما از خود محمد بن عبد الوهاب در این برنامه نشان دادیم که خودش گفته بود : ما اهل تقلید و پیرو احمد بن حنبل هستیم .

در همین مجموعه مؤلفات و در همان جلد ، نامه ۱۶ ، صفحه ۶۱ تصریح می کند :

وأما مذهبنا فمذهب الإمام أحمد بن حنبل إمام أهل السنه ، ولا ننکر على أهل المذاهب الأربعه إذا لم یخالف نص الکتاب والسنه وإجماع الأمه وقول جمهورها .

مذهب ما ، مذهب امام احمد بن حنبل هستیم .

محمد بن عبد الوهاب ، رسائل الشخصیه ، نامه ۱۶ ، ص ۶۱

خودش می گوید : من پیرو احمد بن حنبل هستم یعنی این که احمد بن حنبل ، طبق نظر خودش بتی بوده ، که محمد بن عبد الوهاب از او تقلید و او را عبادت می کند . تقلید هم از اصول جاهلیتی بوده که پیامبر (صلی الله علیه و آله) با آن مبارزه کرده ؛ اما موفق نشده . تمام مسلمان ها از جمله خود محمد بن عبد الوهاب ، گرفتارش شده . خودش هم می گوید : ما پیرو احمد بن حنبل هستیم .

پس تمام سخنان تندی که علیه تقلید زده است ، به خودش بار می شود . باز در کتاب عقیده الشیخ محمد بن عبد الوهاب ، تألیف دکتر صالح عبد الله ، صفحه ۲۲۱ ، صراحتا می گوید :

واما فی الفروع فهو ایضا علی مذهب الامام احمد بن حنبل یقول الشیخ : « واما مذهبنا فمذهب الامام احمد بن حنبل امام اهل السنه »

در فروع (فقه ) محمد بن عبد الوهاب ، پیرو مذهب احمد بن حنبل است همان طور که خودش گفته : مذهب ما ، مذهب امام احمد بن حنبل ، امام اهل سنت هستم .

صالح بن عبد الله بن عبد الله الرحمن العبود ، عقیده الشیخ محمد بن عبد الوهاب السلفیه و اثرها فی العالم الاسلامیه ، چاپ المجلس العلمی در عربستان سعودی ، ص ۲۲۱

در کتاب های دیگری هم نشان دادیم که عبد العزیز آل سعود همان کسی که دوره سوم وهابیت را تشکیل داده . ایشان در سخنرانی در تاریخ ۱۰ ذی القعده ۱۳۳۲ هـ ، صراحتا گفته :

وقد تقدم لکم باننا فی الاصل علی القرآن و فی الفروع علی مذهب الامام احمد بن حنبل …

امام بزرگ وهابیت ، عبد العزیز بن عبد الرحمن آل سعود ، (مؤسس حکومت سوم آل سعود ) در سخنرانی که از رادیو در تمام کشورهای اسلامی ، در ۱۰ ذی القعده ۱۳۳۲ هـ ، پخش می شد ، می گفت : من قبلا هم به شما گفته بودم که ما در اصول عقاید از قرآن پیروی می کنیم ؛ اما در فروع بر مذهب امام احمد بن حنبل هستیم .

یوسف کمال حنانه ، المسأله الحجازیه ، چاپ مطبعه العراق ، ص ۷

از یک طرف خودشان می گویند : تقلید ، شرک ، کفر و ارتداد است و مقلد اگر توبه نکرد ، باید کشته شود . از طرف دیگر می گویند : ما مقلد ، احمد بن حنبل هستیم .

مجری :

ما در این جا نه از اعتقادات شیعه دفاع می کنیم و نه بحث امامت را مطرح کردیم ؛ بلکه بحث ، بحث تقلید است . جز دلسوزی شیعیان برای مسلمان ها و ترس از افتادن در فتنه وهابیت ، هیچ دلیل دیگری نمی تواند شیعیان و یک شبکه شیعی را وادار کند که وقت بگذارد و چنین موضوع اختلافی را بیان کنند و برای جوانان اهل سنت ، تبیین کند تا آن ها در دام فتنه نیافتند .

کلیپی از چهار برنامه این کارشناس وهابی تهیه شده که با هم می بینیم .

کلیپ ۳ ) :

بیننده :

آقای هاشمی ! شما که به شیعیان می گویید مقلدین مثل حیواناتی هستند که قلاده به گردن دارند و این گونه توهین می کنید ، خود شما که چهار مذهب دارید و از امام ابوحنیفه پیروی می کنید ، این کار شما چه اسمی دارد ؟

کارشناس وهابی :

اولا، بنده به هیچ عنوان توهین به شیعیان نکردم ، بلکه توهین به مسیحیان و یهودیان هم نکردم ، این اعتقادات خود بنده است و می گویم که تقلید یعنی این ( قلاده بر گردن سگ ) و تقلید یعنی سلب آزادی از افکار . حال بین شیعه باشد یا بین سنی باشد یا بین مسیحی یا بین یهودی باشد ، فرق نمی کند . اتفاقا نمونه هایی هم ذکر کردم که پاپ باشد ، کشیش باشد یا ولی فقیه باشد یا مرجع تقلید باشد یا استاد باشد ، شیخ باشد یا مفتی باشد ، هر کسی که می خواهد باشد .

برادر عزیز ! برای این که مطلبی را که شما گفتید و حضرت عالی گویا خوب نشنیدید ، توضیح داده باشم .

اما موضوع بعد که فرمودید ، بحث این که مذاهب اربعه وجود دارد . شما اگر قسمت های گذشته را ملاحظه کنید و حتی در این قسمت به توضیحات ما گوش کرده باشید ، ما گفتیم تقلید ، تبعیت از شخص یا انسانی به غیر از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بدون مطالبه با دلیل یا تأویل و مدرک است . این تقلید است . حال این تقلید در هر مذهبی که باشد ، جایز نیست .

 

ra09

 

استاد یزدانی :

عکس سگی را نشان دادند که قلاده بر گردن داشت ، بعد اهل سنت را با این عکس تطبیق دادند و تشبیه به این عکس دادند . اهل سنت خودشان باید قضاوت کنند ، اگر واقعا اهانت کردند ، با شبکه آن ها تماس بگیرید و بگویید که ما چنین چیزی که شما می گویید ، نیستیم . خودشان بیایند دفاع کنند . اگر هم تماس نمی گیرند و دفاع نمی کنند ، شاید سخن آن ها را قبول دارند .

یکی دیگر از وهابی هایی که بسیار تند بر علیه تقلید صحبت کرده ، سید محمد صدق حسن خان قنوجی بخاری ( سید از نوع خودشان ) متوفای ۱۲۵۳ هـ ، از سلفی های بسیار معروف و مشهور است ، در کتاب الدین الخالص ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، جلد اول ، صفحه ۱۴۰ عنوان می زند :

 تقلید المذاهب من الشرک

تأمل فی مقلده المذاهب کیف اقرؤا علی انفسهم بتقلید الاموات من العلماء والاولیاء ، واعترفوا بان فهم الکتاب والسنه کان خالصا بهم ، واستدلوا لاشراکهم فی الصلحاء بعبارات القوم . ومکاشفات الشیوخ فی النوم ورجحوا کلام الامه والائمه علی کلام الله تعالی ورسوله علی بصیره منهم وعلی علم …

هر کس از مذاهب اهل سنت تقلید کند ، مشرک است .

کسانی که تقلید می کنند ، اعتراف می کنند که ما باید از مردگان و از اولیایی که مرده اند ، تقلید کنیم . اعتراف می کنند که فهم کتاب و سنت ، مخصوص ابو حنیفه ، مالک ، احمد بن حنبل وشافعی است و کسی غیر از این ها ، کتاب و سنت را نمی فهمند . آن ها کلام ابو حنیفه ، مالک ، احمد بن حنبل و شافعی را بر کلام خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) ترجیح دادند . ( یعنی کلام ابو حنیفه را قبول دارند ؛ اما کلام خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) را قبول ندارند . )

یعنی این که همه این ها مشرک و کافر هستند . در صفحه بعد مطالب جالب دیگری را بیان می کند :

کسانی که گرفتار تقلید شدند (اهل سنت ) ، آن هایی که بنده بنده ها شدند ( کسی که از شخص دیگری تقلید کند ، بنده او شده است ) و از اسلام ، فقط به اسمش قناعت کند و از دین ، فقط به رسوماتش بسنده کند و اعتقاد داشته باشد که ایمان همان چیزی است که در کتاب های مقلدین و متکلمین و در سخنان صوفیه آمده ، سخنانی که از کتاب خدا ، سندی ندارد ، این شخص بر جان خودش جنایت کرده است . ( این ضرب المثل عربی است که مقصودش این می باشد ، کسی که این سخنان را می گوید ، به خود زنی و خودکشی می کند و خود را با دست خود وارد جهنم می کند ) هیچ کس هدایت نمی کند ، مگر خداوند . ( خداوند هم که مقلدین را هدایت نکرده ؛ بلکه آن ها را اسیر تقلید کرده است . )

قنوجی بخاری ، الدین الخالص ، ج اول ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، با تحقیق محمد سالم هاشم ، ص ۱۴۰

این هم سخنان آقای صدیق حسن خان بود. تندتر از این سخنان ، حرف های آقای شاهو زهی بود که ما آن ها را از سایت آقای شاهو زهی نشان دادیم .

آقای شاهوزهی یکی از علمای سیستان و بلوچستان است که در حال حاضر هم زنده می باشد و آزادانه سخنان خود را بیان می کند . ایشان سایتی به نام دیوبندیت ، نقدی بر فرقه دیوبندی حنفی و بیان افکار و عقائدشان ، دارند . در این سایت سخنان بسیار تندی می زند و حتی از مفتی قاسم قاسمی ، مفتی دار العلوم زاهدان ، نام می برد و فتوای ایشان را نقل می کند :

نوشتن سوره فاتحه با ادرار نجس و خون بینی ، جایز است .

…. لکن مقلدین جامد و لاعلم در شأن صحابه و ائمه ، توهین و بی ادبی کرده اند و می کنند ….

از همه این ها تند تر این که :

مقلدین ، اهل لواط هستند .

مقلدین ، الاغ سوار هستند .

مقلدین ، منکر ختم نبوت هستند .

مقلدین ، حسود هستند .

مقلدین ، ازدواج بدون دو شاهد را جایز می دانند .

آقای شاهوزهی ، سایت دیوبندیت

آقایان شافعی و حنفی که در ایران بیشتر همین دو مذهب را دارند ، به ما توضیح دهند .به آقای شاهوزهی پاسخ دهند که من حنفی هستم ، من شافعی هستم ؛ اما سخنان شما را قبول ندارم .

مطالب تندتری در این سایت است که ما آدرس آن را دادیم و سخنان آقای شاهوزهی ، وهابی معاصر و در حال حیات است که ما هم کلیپ ایشان را پخش داریم که به صراحت نام می برد که در پشت مدرسه دار العلوم زاهدان ، چه کار هایی را انجام می دهند . ما واقعا نتوانستیم این کلیپ را نشان دهیم ؛ چون واقعا سخنان بسیار تندی بود .

دیدگاه مقبل هادی الوادعی را هم بیان کردیم که گفته بود :

تقلید از مذاهب اربعه ، بر خلاف قرآن ، بر خلاف سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و بر خلاف سخنان ائمه اربعه است .

دیدگاه آقای سیف الرحمان احمد را خواندیم که صراحتا در کتاب نظره عابره اعتباریه حول جماعه التبلیغ ، تألیف استاد سیف الرحمان احمد ( از علمای وهابی در پاکستان ) چاپ مدینه منوره ، صفحه ۵۸ می گوید :

 ولقد صدق من قال ان یهود هذه الامه هم الشیعه و ان یهود اهل السنه هم المقلدون الجامدون وخاصه بعض الاحناف امثال هؤلاء التبلیغیین الذین یناصرون الجهل والتقلید الجامد .

راست است کسی که گفته یهود این امت ، شیعه هستند . و یهود اهل سنت ، مقلدونی که فکر بسته دارند و به خصوص بعضی از احنافی که بر ابوحنیفه تعصب دارند . مثل کسانی که تبلیغ می کنند کسانی شهر به شهر و روستا به روستا می روند و جهل و تقلید جامد را بین مردم منتشر می کنند .

سیف الرحمن احمد ، نظره عابره اعتباریه حول جماعه التبلیغ ، چاپ دار الحدیث مدینه ، ص ۵۸

مجری :

در خصوص همین مطالب ، کلیپی آماده شده که با هم می بینیم .

کلیپ ۴ ) :

کارشناس وهابی :

به یقین کسی که مقلد باشد ، در هر دین و مذهبی که باشد ، محال است که بتواند مسیر اعتقادی آزادی داشته باشد . آن شخص ، آزاد نیست . حال هر دینی که داشته باشد ؛ حتی اگر مسلمان سنی باشد ؛ حتی اگر مسلمان حنفی باشد ، مادامی که آن شخص تقلید می کند ، آن شخص ، انسان آزادی نیست .

مجری :

این سخنان را در همان برنامه ای بیان کردند که عکس قلاده را نشان داده و آن را در باره مقلدین به کار برده بود .

استاد یزدانی :

آقای صالح بن محمد العمری مشهور به فلانی ( از وهابی های تندرو ) ، متوفای ۱۲۱۸ هـ ، در کتاب ایقاظ الهمم اولی الابصار ، صفحه ۱۸ می گوید :

وان تقلید المتعصبین بعد ذلک ضلال وجنه وأنه لیس لغیر العامی تقلید بغیر برهان وحجه .

تقلید متعصبین بعد از این ادله ای که ما بیان می کنیم ، گمراهی و دیوانگی است . اصلا غیر عامی بدون برهان و حجت ، حق تقلید را ندارد .

صالح بن محمد العمری مشهور به فلانی ، ایقاظ الهمم اولی الابصار ، متوفای ۱۲۱۸ هـ ، ص ۱۸

ایشان در صفحه ۱۰۷ از این کتاب می گوید :

فساد التقلید ونفیه و الفرق بین التقلید و الاتباع

قد ذم الله تبارک وتعالى التقلید فی غیر موضع من کتابه فقال (اتخذوا أحبارهم ورهبانهم أربابا من دون الله) . توبه / ۳۱

باب فساد تقلید و نفی آن و فرق بین تقلید و اتباع

خداوند در جاهای مختلف از قرآن کریم ، مذمت کرده . از جمله در آیه ۳۱ سوره توبه : اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله ، مقلدین مانند مسیحیان و یهودی هایی هستند که ، راهبه ها خود را اربابی در مقابل خداوند قرار داده بودند و دستور آن ها را در مقابل دستور خداوند قرار می دادند .

صالحب بن محمد العمری مشهور به فلانی ، ایقاظ الهمم اولی الابصار ، ص ۱۰۷

بنده چند نفر از علمای اهل سنت را به صورت تیتر وار نام ببرم که گفتند : تقلید واجب است ، در مقابل وهابیتی که تقلید را ، شرک می دانند .

کسانی که یک کتاب مخصوص تبلیغ نوشته اند :

آقای سربازی

ایشان رساله ای به نام رساله گوشمال بلید در تحقیق مسأله تقلید ، دارد که ده ها مورد تصریح کرده که تقلید شخصی واجب است .

دومین رساله از ایشان ، رساله فوائد خصوصی در بیان اهمیت تقلید شخصی ، است که در جلد سوم از کتاب فتاوای منبع العلوم چاپ شده و همه اهل سنت می توانند به آن مراجعه کنند .

هم چنین در کتاب مجالس قطب الارشاد و کتاب پرسش و پاسخ های ارزشمند برای جوانان ارجمند ، آقای سربازی گفته که هر کس تقلید نکند ، فاسق ، مشرک است . از این طرف آقای سربازی ، تقلید را واجب می داند و از طرف دیگر وهابی ها آن را شرک و کفر می دانند .

از این گذشته ، ما از محمد طاهر مسعود و آقای گرگیج کتابی نشان دادیم به نام عقائد اهل سنت و جماعت که این کتاب توسط دار العلوم زاهدان تأیید شده و شانزده نفر از علمای بزرگ اهل سنت از جمله مفتی محمد قاسم قاسمی ، مفتی عبید الله که جانشین آقای سربازی است و محمد تقی عثمانی ، مفتی اعظم پاکستان ، علامه زاهد الراشدی ، مفتی مکه مکرمه بر این کتاب تقریظ زده بودند .

در این کتاب تصریح کرده بود :

برای عموم مردم تقلید واجب است .

حتی گفته بود :

در هندوستان و پاکستان و بنگلادش فقط علمای فقه حنفی وجود دارند ؛ از این رو در این کشورها تقلید از فقه حنفی ، واجب است .

در این سه کشور تقلید از ابوحنیفه ، واجب است . در کشورهای افغانستان و تاجیکستان و ازبکستان هم همین‌طور . در این سه کشور به خاطر این که همه احناف هستند و علمای حنفی در آن کشورها می باشند . در سمت شرق ایران ، همه احناف هستند ، بر این ها واجب است که مقلد فقه حنفی باشند .

کتاب دیگری را از محمد تقی عثمانی ، مفتی اعظم پاکستان و فرزند محمد شفیع عثمانی که ایشان هم مفتی اعظم پاکستان بوده ، نشان دادیم . بنده در جلسه قبل حدود هفتاد صفحه از کتاب را خواندیم .

ایشان در این کتاب که شناخت تقلید و اجتهاد نام دارد ، می گوید :

تقلید ، واجب است .

جالب است که می گوید :

کسانی که علیه تقلید ، سخن می گویند ، مزدور استکبار هستند و می خواهند عقاید اهل سنت را خراب کنند .

کتابی به نام تحلیلی پیرامون تقلید و برخی از مسائل فقهی ، تألیف احمد کنگوهی ، از علمای اهل سنت ، با ترجمه عبد المالک ریجی ، با تقریظ محمد قاسم قاسمی ، نشان دادیم که صریح کرده بود :

تقلید از مذاهب اربعه واجب است .

از آقای امان الله یلمه ، عالم نقشبندی و حنفی مذهب که ادعای مناظره کرده و ما هم از این مناظره استقبال می کنیم ، کتابی به نام مسائل مهم عبادی و فقهی از دیدگاه اهل سنت که سه تن از علمای بزرگ اهل سنت بر این کتاب تقریظ زده ، از جمله سید محمد یوسف حسین پور ، مدیر مدرسه علوم دینی عین العلوم گشت سراوان و کسی که برای اولین بار ختم صحیح بخاری را به راه انداخت و از اساتید مولوی عبد الحمید می باشد .

مفتی خالد دهواری ، مدیر دارالافتای عین العلوم گشت سراوان و هم چنین مولانا عبید الله ، جانشین مولونا محمد عمر سربازی ، بر این کتاب تقریظ زده اند .

آقای امان الله یلمه در این کتاب تصریح کرده بود :

تقلید از مذاهب اربعه ، واجب است و علمای دیوبند ، مقلد امام ابوحنیفه هستند .

سخنان دو طرف هم اهل سنت و هم وهابیت ، واضح و روشن است . علمای بزرگی هم بر این کتاب تقریظ زده اند .

کتاب تشخیص حقیقت از جهالت ، تألیف مولانا نظر محمد زعیمی ‍، مدرس دار العلوم الاسلامیه گلشن جالق (یکی از شهر های مرزی ایران ) در این کتاب به صورت مفصل از تقلید دفاع کرده است .

مولانا صفدر در کتاب پنجاه پرسش غیر مقلدین و پاسخ آن ها ، با ترجمه ابو بنیامین بن لعل ، مطالب بسیار تندی را علیه غیر مقلدین دارد :

قبل از دوره ملکه ویکتوریا کتابی به نام طبقات میرزائیه در دسترس نبود . چرا که در آن زمان میرزائی ها وجود نداشتند نیز کتابی به نام طبقات غیر مقلدین از هیچ محدث و یا مورخی قبل از عهد ملکه ویکتوریا یافت نمی شود . چرا که هیچ فرقه ای به نام غیر مقلدیت وجود نداشت .

ما در اوایل بحث وهابی نشان دادیم که ملکه انگلیس به عربستان آمد و کارهایی را با کمک آن دو جاسوسی که داشت ، به نفع آقای عبد العزیز ، انجام داد . در این جا می خواهد بگوید شما مقلدین دست ساز و ساخته شده انگلیس هستند و قبل از ملکه انگلیس ، چیزی به اسم وهابی و غیر مقلد وجود نداشت و هیچ کتابی به اسم طبقات غیر مقلدین در تاریخ نبوده و بعد از ملکه ویکتوریا این کتاب ها را نوشته اید .

سوال می کنند :

آیا تقلید شخصی اصطلاحی در زمان آن حضرت (صلی الله علیه و آله) و صحابه و تابعین وجود داشت ؟

پاسخ می دهد : در حیات آن حضرت (صلی الله علیه و آله) تمام یمن از معاذ بن جبل تقلید می کردند و در زمان صحابه و تابعین و تبع تابعین ، مردم از مجتهد و مفتی شهر خود تقلید شخصی می نمودند.

در صفحات بعد هم مطالب زیادی علیه غیر مقلدین و در پاسخ به وهابیت دارد . جالب است که سؤالات سختی هم از وهابیت دارد از جمله این که :

آیا ائمه اربعه اهل سنت افضل بودند یا خلفای راشدین ؟ اگر تقلید از ائمه اربعه فرض باشد ، آیا از خلفای راشدین به مراتب فرض نیست ؟

مثلا بگویند : ابوحنیفه بالاتر است یا ابوبکر ؟ همه تصریح می کنند که ابوبکر بالاتر است . حال چرا از ابوبکر تقلید نمی کنید ، که از ابو حنیفه تقلید می کنید ؟

پاسخ می دهد که:

ابوبکر و عمر و عثمان و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فقه تدوین شده ، ندارند . اگر داشتند ، ما از آن ها تقلید می کردیم . این چهار امام ، فقه تدوین شده دارند ، به خاطر همین از این ها ، تقلید می کنیم .

دوباره سؤال پرسیده و همان سؤال را به خودشان برگردانده :

اصحاب صحاح سته کتب خود را از طریق وحی مرتب نموده اند یا از اساتید خود نقل نموده اند ؟ آیا اساتید ایشان از خود ایشان افضل بودند یا خیر ؟ چرا کتب ایشان از صحاح سته خارج کرده شده اند ؟

در این جا می گوید : آقای بخاری ، کتاب صحیح بخاری را نوشته که اصح الکتب بعد القرآن است . مطالب کتاب را از چه کسی یاد گرفته ؟ از استاد خودش .

حال چرا کتاب های استادش ، اصح الکتب نشده ؟

آیا اصحاب صحاح سته افضل بودند یا خلفای راشدین ؟

چرا صحیح بخاری را عمر بن خطاب ننوشت که صحیح عمر شود ؟ چرا شما حرف بخاری را بر حرف عمر ترجیح می دهید ؟

چرا کتب خلفای راشدین در صحاح سته شامل نشده اند ؟

آیا قرای سبعه افضل بودند یا خلفای راشدین ؟

چرا شما قرائت ابوبکر را قبول ندارید ؛ اما قرأت حفص از عاصم را قبول دارید . مقام حفص بالاتر است یا مقام ابوبکر ؟

این ها سؤالاتی هستند که وهابی ها قطعا برای آن پاسخی ندارند . این کتاب ، کتاب بسیار مهمی است که یکی از علمای مشهور و سر شناس اهل سنت آن را نوشته است که در ایران هم چاپ شده و اهل سنت می توانند آن را از کتابفروشی نورافشان در شهر سر باز ، تهیه کنند .

مجری :

کلیپ دیگری از همان چهار قسمتی که کارشناس وهابی تأکید داشت که بینندگان آن را ببینند ، آماده شده که با هم می بینیم .

کلیپ ۴ ) :

کارشناس وهابی :

بارها تأکید کردیم و گفتیم که واژه تقلید از قلاده گرفته شده . قلاده ، چیزی است که با آن حیوانات درنده و حیواناتی که عقل و شعور ندارند ، را افسار خواهند کرد و مهار می کنند . این انسانی که عقل دارد ، با قلاده و تقلید ، چون قلاده و تقلید از یک واژه و مفهوم است .

استاد یزدانی :

تا این جا از علمای جدید مطالبی را خواندیم ، بنده از علمای سابق ، آن هایی که در قرن های گذشته می زیستند و در خصوص تقلید سخنانی را بیان کرده اند .

دیدگاه علمای سابق اهل سنت در مورد تقلید

۱ ) خطیب بغدادی

کتاب الفقیه و المتفقه ، تألیف خطیب بغدادی ( از علمای مشهور اهل سنت ) متوفای ۴۶۲ هـ ، جلد دوم ، چاپ عربستان سعودی ، صفحه ۱۳۳ :

 باب القول فیمن یسوغ له التقلید ومن لا یسوغ

أما من یسوغ له التقلید فهو العامی الذی لا یعرف طرق الأحکام الشرعیه ، فیجوز له أن یقلد عالماً ویعمل بقوله ، قال الله تعالى ۱۶ (فاسألوا أهل الذکر إن کنتم لا تعلمون).

باب کسانی که تقلید بر آن ها جایز است یا جایز نیست .

کسانی که تقلید بر آن ها جایز است ، مردم عوام هستند . کسانی که طرق احکام شرعی را نمی دانند و بر کتاب و قیاس و اجماع مسلط نیستند ، این ها باید تقلید کنند و به این سخن خداوند که فرموده است : فاسألوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون .

خطیب بغدادی ، الفقیه و المتفقه ، ج ۲ ، چاپ عربستان سعودی ، ص ۱۳۳

این نص صریح کلام آقای خطیب بغدادی است که عوام باید تقلید کنند . بر خلاف گفته آقایان وهابی که تقلید را شرک و کفر می دانستند .

۲ ) ابو اسحاق شیرازی

ایشان از بزرگ ترین علمای تاریخ اهل سنت هستند که در کتاب اللمع فی اصول الفقه ، تألیف ابو اسحاق ابراهیم بن علی شیرازی ، متوفای ۴۷۶ هـ ، با تحقیق محیی الدین دیب مستو و یوسف علی بدیوی ، چاپ دار الکلم الطیب و دار ابن کثیر ، صفحه ۲۵۱ به بعد :

بیان ما یسوغ فیه التقلید وما لا یسوغ ومن یسوغ له التقلید ومن لا یسوغ

وهو التقلید وجملته أن التقلید قبول القول من غیر دلیل

در این جا تقلید را تعریف می کند که تقلید یعنی قبول قولی بدون این که از او در خواست دلیلی کند .

هر چه ابوحنیفه بگوید ، می پذیرد . بدون این که از او دلیلی بخواهد . دقیقا همان سخنی که کارشناس وهابی گفت که به معنای قلاده زدن است .

ایشان در صفحه بعد تصریح می کند :

وأما من یسوغ له التقلید فهو العامی وهو الذی لا یعرف طرق الأحکام الشرعیه فیجوز له أن یقلد عالما ویعمل وقال بعض الناس لا یجوز حتى یعرف عله الحکم والدلیل على ما قلناه هو أنا لو ألزمناه معرفه العله أدى إلى ما ذکرناه من الانقطاع عن المعیشه وفی ذلک خراب الدنیا فوجب أن لا یجب

اما کسانی که تقلید بر آن ها جایز است ، مردم عامی هستند . آن ها کسانی هستند که طرق احکام شرعی را نمی دانند و بر آن ها تقلید از یک عالم و عمل به قول او ، جایز است . دلیلش هم این است که اگر همه مردم بخواهند مجتهد شوند ، زندگی عادی مردم از بین می رود . اگر ما بگوییم اجتهاد ، واجب است ، دنیا از بین می رود .

ابو اسحاق ابراهیم بن علی شیرازی ، اللمع فی اصول الفقه ، با تحقیق محیی الدین دیب مستو و یوسف علی بدیوی ، چاپ دار الکلم الطیب و دار ابن کثیر ، ص ۲۵۱ و ۲۵۱

۳ ) حاجی خلیفه

یکی دیگر از علمای اهل سنت که کتابی با عنوان کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون ، یکی از بهترین کتاب های اهل سنت ، در مورد کتاب و علوم اهل سنت است . جلد ۲ ، صفحه ۱۲۸۰ می گوید :

المذاهب المشهوره التی تلقها العقول بالصحه هی المذاهب الاربعه لائمه الاربعه ابی حنیفه ومالک والشافعی واحمد بن حنبل ثم الاحق والاولی من بینها مذهب ابی حنیفه .

مذاهب مشهوری که مردم عاقل صحتش را پذیرفته اند ، مذاهب اربعه است . مذاهب اربعه ای که برای ابوحنیفه ، مالک و شافعی و احمد بن حنبل است . اما مذهب برتر و بهتر ، مذهب ابو حنیفه است .

در صفحه بعد ادامه می دهد :

لکن ینبغی لمن یقلد مذهبا معینا فی الفروع این یحکم بان مذهبه صواب ویحتمل الخطاء ومذهب المخالف خطاء یحتمل الصواب .

کسی که پیرو مثلا ابوحنیفه است ، بهتر است که بگوید : هر چه مذهب من می گوید ، صواب و حق است ، شاید احتمال خطاء وجود داشته باشد . اما مذهب مخالف من قطعا ، خطاء است و احتمال صواب وجود دارد .

حاجی خلیفه ، کشف الظنون عن اسامی الکتب والفنون ، ج ۲ ، ص ۱۲۸۰

یعنی این که این عقیده را داشته باشد که مذهب من حق است و احتمال خطا دارد ؛ اما مذهب مخالف من ، باطل است و احتمال صواب دارد .

۴ ) علامه مناوی

ایشان در کتاب فیض القدیر شرح جامع الصغیر ، تألیف علامه مناوی ، جلد اول ، چاپ دار المعرفه بیروت ، صفحه ۲۱۰ می گوید :

ویجب علینا أن نعتقد أن الأئمه الأربعه والسفیانین والأوزاعی وداود الظاهری وإسحاق بن راهویه وسائر الأئمه على هدى ولا التفات لمن تکلم فیهم بما هم بریئون منه والصحیح وفاقا للجمهور أن المصیب فی الفروع واحد والله تعالى فیما حکم علیه إماره وأن المجتهد کلف بإصابته وأن مخطئه لا یأثم بل یؤجر فمن أصاب فله أجران ومن أخطأ فأجر …

لکن لا یجوز تقلید الصحابه وکذا التابعین کما قاله إمام الحرمین من کل من لم یدون مذهبه فیمتنع تقلید غیر الأربعه فی القضاء والإفتاء لأن المذاهب الأربعه انتشرت وتحررت …

بر ما اهل سنت واجب است که اعتقاد داشته باشیم ائمه اربعه (احمد بن حنبل ، مالک ، شافعی و ابو حنیفه ) و سفیان ثوری و سفیان بن عیینه ، اوزاعی و داود و سایر ائمه ، بر راه هدایت هستند و کسانی که بر علیه این ها ، حرف زده اند ، نباید توجه کنیم . گاهی مجتهد خطاء می کند و گاهی هم راه درست را می رود . اگر خطاء کرد ، یک ثواب می برد و اگر راست و بر حق گفت ، دو اجر می برد .

…. تقلید صحابه و تابعین ، جایز نیست ؛ همان طور که امام الحرمین گفته است . چون مذهب آن ها تدوین نشده . غیر از مذاهب اربعه ، در بحث قضا و بحث فتوا ، کسی حق تقلید ندارد و فقط از این چهار مذهب تقلید کند : چون این چهار مذهب منتشر شده و همه پیرو آن ها است و تحقیق شده می باشد و فقط همین چهار مذهب ، راست است . از بقیه حق تقلید نداریم .

علامه مناوی ، فیض القدیر ، جلد اول ، چاپ دار المعرفه ، ص ۲۱۰

این مطلب هم کاملا بر خلاف دیدگاه و هابیت است .

۵ ) عبد الرحمن سربازی

از آقای عبد الرحمن سربازی هم مطلبی را بخوانم که قبلا فرصت نشان دادن آن پیش نیامده بود .

در کتاب عقائد اهل سنت و جماعت در رد وهابیت و بدعت ، تألیف مولانا سهارنپوری ، با ترجمه مولانا عبد الرحمن سربازی (مدیر حوزه علمیه و امام جمعه اهل سنت در چابهار ) تصریح دارد :

تقلید یکی از ائمه اربعه ، واجب است و علماء دیوبند مقلد امام ابوحنیفه هستند .

در این زمان بر انسان لازم ؛ بلکه واجب است که مقلد یکی از ائمه اربعه باشد . زیرا به تجربه دریافته ایم که عاقبت ترک تقلید ائمه و اتباع نفس و هوا ، سقوط در سیاهچال الحاد و زندقه است و خداوند ما را از آن در امان دارد . به همین جهت ما و مشایخ ما در اصول و فروع مقلد امام المسلمین ، حضرت ابوحنیفه هستیم . خداوند بر همین راه به زندگی های ما پایان بدهد و در همین گروه ما را روز قیامت محشور بگرداند .

مولانا سهارنپوری ، عقائد اهل سنت و جماعت در رد وهابیت و بدعت ، با ترجمه مولانا عبد الرحمن سربازی

مجری :

کلیپ دیگری از همان چهار برنامه پخش شده توسط شبکه های وهابی ، آماده است . با هم ببینیم که باز این شبکه های وهابی بر علیه مذاهب اهل سنت چه گفته اند ؟

کلیپ ۵ ) :

کارشناس وهابی :

تقلید ، حکایت قلاده دارد که مثلا حیوانات فاقد عقل ، قلاده بر گردنشان می اندازند .

بیننده :

مثل میمون که تقلید کننده است .

کارشناس وهابی :

مثل میمون ، سگ و هر چیزی . گفتیم تقلید ، واژه ای است که از قلاده گرفته شده است .

جالب این جا است که همین تقلید ، نامش ، نام بدی است . تقلید از واژه قلاده گرفته شده . عذر می خواهم که این تعبیر را به کار می برم . دیدید بر گردن سگ یا حیوانات قلاده می اندازند ، قفل می کنند . طناب دست چوپان و صاحبش است که آن را این طرف و آن طرف می برند . قلاده و تقلید ، یک واژه دارد .

دین ما ، دین تقلید نیست . دین جهالت نیست ، دین ما دین خرافات و بدعت نیست .

تقلید ، غده سرطانی است که گردا گرد قلب انسان را حصار کشیده .

حیوان بار بری را تصور کنید که دو طرف صورتش را بستند و فقط مسیر جلو را می بیند و علفی که در مقابلش قرار می دهند و حرکت می کند . اگر انسان در چهار چوب تقلید قرار بگیرد ، در چهار چوب تعصب قرار بگیرد ، در چهار چوب حزب قرار بگیرد .

مثل گاو و گوسفند ، ناراحت می شوند ، بشنوند . واقعا گوسفند وار یاد گرفتند ، گوسفند وار در این مسأله توهین نیست ، تقلید است .

مجری :

این تعابیری است که کارشناسان وهابی در مورد تقلید به کار می برند . هر آن چه به ذهنشان می رسد ، بر زبانشان جاری می شود و به اهل سنت نسبت می دهند . فقط به خاطر این که اهل سنت ، مقلد هستند .

استاد یزدانی :

کتاب دیگری که علمای اهل سنت بر علیه غیر مقلدین یا وهابیت نوشتند ، کتاب دعوت جوانان به سوی حق ، تألیف مولانا امین صفدر ، با ترجمه مولانا محمد حسین ملازهی ، ویراش عبد العزیز دهقان است . محمد یوسف حسین پور از علمای بزرگ اهل سنت تقریظ زده است . در حال حاضر همه این کتاب در سیستان و بلوچستان وجود دارد . آقای حسین پور می گوید :

این کتاب واقعا کتابی بسیار جالب است که مطالعه آن به عموم به ویژه قشر نوجوان و جوان توصیه می شود . زیرا مولانا صفدر یکی از آن افرادی است که در آغاز روش مخالفت ائمه اربعه و تقلید از ایشان را داشته است و از عمق هر دو گروه اطلاع دارد .

مولوی محمد یوسف حسین پور

مولانا صفدر ، زمانی وهابی شده ، اما دوباره بر گشته و حنفی شده . خودش گفته بود که من ۲۵ سال وهابی و غیر مقلد بودم و در این ۲۵ سال فهمیدم که هر کس تقلید را رها کند ، عاقبت ملحد خواهد شد .

مترجم که آقای ملازهی بود ، در صفحه ۲ می گوید :

خصوصا در این زمانه مملو از فتنه و فساد ، که فتنه مسیحیت فتنه بریلویت ، فتنه مودودیت و فتنه اهل حدیث یا غیر مقلدین در مقابل حق قد علم کرده اند .

…. یکی از برجسته ترین فتنه ها ، فتنه سلفیون (‌اهل حدیث ) است که جناب مولانا صفدر در خطبه ها و سخنرانی های مختلف به تردید و افشای عقائد این گروه پرداخته و اهل اسلام را در جهان نسبت به خطر این گروه آگاه ساخته است .

مولوی محمد حسین ملازهی

اما مطالبی که مولانا صفدر علیه غیر مقلدین نوشته است :

باری یک دوست غیر مقلد در جریان سخنرانی اش می گفت که سوگند خورده ام که فقها را از یک ملک و سرزمین بیرون نمایم . من در جوابش گفتم : ای بنده خدا هنوز تو نتوانسته ای فقه را از مفتیان خویش بگیری . مفتیان شما هنوز مطابق فقه ما فتوی می دهند . مثلا فتاوای نذیریه ، فتاوای ثنائیه ـ فتاوای ستاریه ـ فتاوای علمای اهل حدیث ، فتاوای غزنویه و امثال آن ها ، هر نوع فتوایی که می دهند ، برگرفته از حوالجات فقه حنفی است .

در مدارس شما (وهابیت ) هنوز فقه حنفی تدریس می شود . مثل هدایه و شرح وقایه و از آن ها کمک می گیرید به نام حدیث . ولی در مدارس خود فقه حنفی را تدریس می نمایید و حقوق می گیرید .

در صفحه ۱۵ ادامه می دهد :

به نام طبقات غیر مقلدین ، هیچگونه محدثی وجود ندارد و هیچ محدثی در این راستا کتابی ننوشته است ….

غیر مقلد ، چون از خود هیچ مذهبی ندارد ، دو سه مسأله را از مذهب شافعی می دزدد و چند مسأله دیگر را از اهل بدعت و بریلوی ها می دزدد و مانند صاحبان زمین های تالاب و مانند صاحب زمین های بلند که مجبور است مایحتاجش را از صاحبان زمین طیبه تأمین کند . غیر مقلد نیز مجبور است مسائل خود را از فقه حنفی دریافت نماید .

در صفحه بعد در مورد نماز تراویح مطالبی را بیان می کند :

غیر مقلدین نه مانند اهل سنت به آن به عنوان یک نماز اقرار می کند و نه مانند شیعه آن را انکار می کنند ، می گویند : همان نمازی که به صورت نفل در یازده ماه دیگر به عنوان تهجد خوانده می شود ، در ماه رمضان اسمش تراویح است . نماز فقط همین یکی است ؛ ولی در ماه های دیگر اسم آن تهجد است و ماه دوازدهم اسم آن تراویح می شود و این به مثابه این است که شخصی در یازده ماه سال به همسرش بگوید این همسر من است و در ماه دوازدهم بگوید که این مادر من است .

علامه صفدر بسیار تند علیه غیر مقلدین سخن می گوید و در بحث تراویح این مثال را می زند که مثلا وهابی ها در یازده ماه سال به زنشان می گویید ، همسر من است ؛ اما در ماه دوازدهم آن زن ، مادرشان می شود . بنده این مطلب را نه تأیید و نه آن را رد می کنم .

در صفحات بعد این گونه می گوبد :

عادت غیر مقلدین نیز همین است کسی که اصلا نماز نمی خواند ، روزه نمی گیرد ، در مقابل آن چیزی نمی گویند ؛ اما زمانی که مسلمانی را ببینند که روزه ، نماز تراویح و … را انجام می دهد بر علیه وی شایعه پراکنی می نمایند و می گویند : نمازش صحیح نیست ….

برادران جماعت تبلیغی ترغیب و تشویق می نمایند برای خواندن نماز ؛ اما ایشان در گوش مردم نجوا می کنند که نمازتان صحیح نیست .

طبق گفته مولانا صفدر : غیر مقلدین ، بر خلاف جماعت تبلیغ ، مردم را از نماز باز می دارند .

باز در صفحات بعد عمل عمر و عثمان و ائمه را بیان می کند که فرصت برای بیان همه آن ها نیست . فتاوایی از وهابیت بیان می کنند که خیلی جالب است :

یک فتوای عجیب

در فتاوی اهل حدیث ، جلد چهارم شخصی پرسیده است که آیا نماز سر برهنه جایز نیست ؟ اگر نیست ، دلیل عدم جواز آن را با لفظ حدیث به طور صریح بنویسید ؟

جناب سلفی پاسخ می دهد که اگر شما بعد از نماز ، سر خود را بر زمین و پاهای خود را به هوا کرده و بایستید ، در هیچ حدیثی صراحتا نیامده است که این طور نکنید . لیکن بینندگان می گویند این آدم بیهوده ای است و عملش هم بیهوده . پس به این صورت نماز خواندن هم بیهوده است .

در صفحات بعد هم می گوید :

تفاوتی که بین ابوحنیفه و امام بخاری وجود دارد این است که امام بخاری صحت و یا عدم صحت بودن حدیث را از نقطه نظر شخصی مورد تأیید و یا رد قرار می داد ؛ ولی امام ابو حنیفه می گوید : تا زمانی که تمام محدثین کوفه آن را به اجماع صحیح ندانند ، من آن حدیث را صحیح نمی دانم . پس طبق حدیث ید الله مع الجماعه ثابت می شود که مذهب امام اعظم تأیید الهی را در بر دارد .

مولانا صفدر ، دعوت جوانان به سوی حق ، با ترجمه مولانا محمد حسین ملازهی ، ص ۲ به بعد

یعنی خداوند یکی از مذاهب اربعه را تأیید کرده ؛ اما وهابیت این تأیید خداوند را رد می کنند .

مطالب زیاد دیگری هم از این کتاب باقی مانده که متأسفانه به علت ضیق وقت نمی توانیم همه آن ها را بیان کنیم .

مطلب دیگری را از آقای دهلوی یکی از علمای سر شناس اهل سنت خوانده بودیم که یک بار دیگر آن را به بینندگان عزیز نشان می دهیم .

ایشان در کتاب های متعدد خود از جمله کتاب حجه الله البالغه ، به نفع تقلید سخن گفته که تقلید از مذاهب اربعه ، واجب است . آقای شاه ولی الله دهلوی از علمای نامدار هندوستان است که بر علیه شیعه هم سخنان تندی را گفته است که پاسخ خود را هم گرفته است .

ایشان در کتاب حجه الله البالغه ، صفحه۲۶۳ به صراحت می گوید :

ان هذه المذاهب الاربعه المدونه المحرره قد اجتمعت الامه _ او من یعتد به منها _ علی جواز تقلیدها الی یومنا هذا .

تمام امت اجماع دارند که از مذاهب اربعه می توان تقلید کرد . ( در صورتی که وهابی ها می گفتند تقلید ، شرک است ) .

شاه ولی الله دهلوی ، حجه الله البالغه ، ص ۲۶۳

همین کتاب حجه الله البالغه توسط سید محمد یوسف حسین پور ، مدیر حوزه علمیه عین العلوم گشت سراوان ، ترجمه شده است که بنده همان ترجمه را می خوانم . در صفحه ۴۷۵ از این کتاب این گونه می نویسد :

امت بر جواز تقلید مذاهب اربعه ، اجماع دارند

یکی آن که : امت اجماع نموده است که تقلید از مذاهب چهار گانه تدوین شده جایز است و این اجماع تا امروز برقرار است . در این تقلید مصالحی وجود دارد که بر کسی مخفی نمانده اند . به ویژه در این روزها که همت ها کوتاه شده و هوا و هوس در دل ها جای گرفته است و هر یکی به رأی و اندیشه خود خوش بین است .

محمد یوسف حسین پور ، یکی از علمای بزرگ اهل سنت است و در حال حاضر زنده می باشند و بینندگان عزیز می توانند از ایشان بپرسند که این چه سخنی بود که شما بیان کردید ؟

آقایان وهابی از این عالم اهل سنت بپرسید که شما می گویید تقلید از مذاهب اربعه جایز است ، اما وهابی ها می گویند : تقلید ، شرک و کفر است . ما سخن کدام یک از شما را قبول کنیم ؟ ائمه اربعه در این ۱۴۰۰ سال اشتباه کردند و کفر را ترویج می کردند و الان وهابی ها به این نتیجه رسیده اند .

آقای دهلوی ، کتاب دیگری به نام عقد الجید فی احکام الاجتهاد والتقلید دارد که در جواز تقلید نوشته و به صورت مفصل سخن گفته . این کتاب در دار الفتاح شارقه چاپ شده ، با تحقیق محمد علی الحلبی الاثری ، در صفحه ۴۰ می گوید :

باب تأکید الاخذ بهذه المذاهب الاربعه والتشدید فی ترکها والخروج عنها

اعلم أن فی الأخذ بهذه المذاهب الأربعه مصلحه عظیمه وفی الإعراض عنها کلها مفسده کبیره …

تأکید بر این که ما باید حتما از مذاهب اربعه تقلید کنیم و در ترک و خروج از آن باید سختگیری شود .

بدانید که در تقلید از مذاهب اربعه ، مصلحت زیادی نهفته است و در اعراض از این مذاهب اربعه ، مفاسد بزرگی وجود دارد .

شاه ولی الله دهلوی ، عقد الجید فی الاحکام الاجتهاد و التقلید ، چاپ دارالفتاح ، با تحقیق محمد علی الحلبی الاثری ، ص ۴۰

روایات و ادله متعدد بیان می کند که تقلید از مذاهب اربعه واجب است . به خصوص تقلید از امام ابوحنیفه.

 مجری :

کلیپ دیگری از علمای اهل سنت آماده کردیم که با هم می بینیم .

کلیپ ۶ ) : دیدگاه اهل سنت در مورد تقلید

عبد الرحمن سربازی ، امام جمعه اهل سنت چابهار :

پدیده تکفیر ، در واقع ثمره تلخ نفی تقلید است . پس احیاء تفکر اهمیت تقلید شخصی یا تقلید فردی از مجتهد و مرجع تقلید واجد الشرایط می تواند با یک حرکت تدریجی و کند ؛ ولی ارزنده و مناسب ، ریشه های این تفکر افراطی و غیر شرعی و غیر انسانی را بخشکاند .

مولوی عبد الرحمن حسن ؟؟ ، از علمای اهل سنت :

کسی که علم نداشته باشد ، مراجع تقلید از او سؤال می کند و از او تقلید می کند .

مولوی عبد العزیز خالقی ، از علمای اهل سنت :

تقلید ، امر مهمی است که بین تشیع و اهل سنت و جماعت ، رایج است و در این راستا ابو حنیفه می گوید : که اگر کسی ۹۹ درجه در کلمه توحید ، کفر آمیز سخن می گوید و یک درجه توحید را قبول دارد ، به او کافر نگویید . یک درجه روزی کار خود را خواهد کرد و این انسان از برنامه های قبلی خودش ، توبه خواهد کرد و در دایره اسلام خواهد بود . در مذهب تشیع هم که مجتهدین هستند و تقلید بر همگان واجب است که از مجتهدی دانا پیروی کنند .

مجری :

آیا بر خورد وهابیت با تقلید به همین جا ختم می شود که اهل سنت ، مذاهب اربعه را ترک کنند و شیعیان دست از مراجع خود بردارند . واقعا نتیجه این کار ، رجوع به تقلید از پیامبر (صلی الله علیه و آله) می شود ؟

استاد یزدانی :

یکی از علما گفته بود که هدف این ها ، از بین بردن اسلام است . غیر مقلدین و وهابیت ، مزدور بیگانه و دشمنان اسلام هستند . هدفشان این نیست که تقلید را از بین ببرند ؛ بلکه هدفشان از بین بردن اسلام است . این ها در ذهن مقلدین تشویش ایجاد می کنند که عقاید مردم را بگیرند و اسلام را از بین ببرند و آن مطلب که حرف عدم تقلید و غیر مقلدین ، از زمان ملکه ویکتوریا ساخته شده و ایشان سلسله ائمه غیر مقلدین را بنا کرده .

مجری :

بینندگان عزیز ! شاید ذهن شما مقداری به این جهت رفته باشد که غیر مقلدین می گویند : اهل سنت از مذاهب اربعه تقلید نکنند ، به جای آن از پیامبر (صلی الله علیه و آله) تقلید کنند . پیامبری هم که این ها معرفی می کنند ، به هیچ عنوان فقه مدون شده ندارد ؛ اما آیا این ها واقعا می خواهند از پیامبر ( صلی الله علیه و آله) تقلید کنند ؟

کلیپ ۷ ) :

کارشناس وهابی :

تأکید اسلام و همه پیامبران بر این است که هیچ پیامبری نیست که گفته باشد : از من تقلید کنید . ما نداریم .

مجری :

این کارشناس وهابی تصریح کرد که نمی توان از پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم تقلید کرد .

استاد یزدانی :

واضح است که خلاف نص صریح قرآن کریم است که خداوند دستور می دهد همه مسلمانان از تمام دستورات پیامبر (صلی الله علیه و آله) اطاعت کنند و از دستوراتی که نهی کردند ، خودداری نمایند .

جمع بندی نهایی ما این است که از یک طرف دیدگاه ابن تیمیه ، ابن قیم ، ابن حزم ، مقبل هادی الوادعی ، صدیق حسن خان ، محمد بن عبد الوهاب ، شاهوزهی ، فلانی و بقیه را خواندیم که گفته بودند : کسی که تقلید می کند ، گمراه ، مشرک ، کافر ، مرتد و منافق است و باید کشته شود . این نص گفتار آقایان وهابی بود .

از طرف دیگر ، ما از علمای اهل سنت از قدما و معاصرین آن ها ، از جمله ابو اسحاق شیرازی ، خطیب بغدادی ، حاجی خلیفه ، شاه عبد العزیز دهلوی ، مناوی ، مولانا سربازی ، امان الله یلمه ، محمد قاسم قاسمی ، عبد الرحمن سربازی ، سهارنپوری ، آقای گنگوهی ، آقای ریگی ، محمد امین صفدر ، محمد تقی عثمانی ، محمد زعیمی ، محمد طاهر مسعود ، آقای گرگیج و محمد محمود صفدر خواندیم که تقلید از ائمه اربعه اهل سنت ، واجب است و باید تقلید کنیم .

تقلید ، یکی از مباحثی است که صریح و واضح و روشن تفاوت اهل سنت و وهابیت را ثابت می کند . آن ها مقلدین را کافر می دانند . مقلدین هم غیر مقلدین را گمراه هستند ؛ حتی آقای سر بازی آن ها را فاسق و مشرک هستند .

مجری :

از این که ما را همراهی کردید ، تشکر می کنیم و امیدواریم که در قسمت های آینده هم که موضوعات جدیدی را بیان می کنیم هم ما را همراهی کنید .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدایار و نگهدارتان .