ابن تیمیه حرانی مدعی است اگر زنی به زیارت قبور برود، خداوند او را لعنت خواهد کرد؛ اما روایات صحیحی وجود دارد که عائشه، همواره به زیارت قبور می‌رفته است . البانی وهابی سند این روایات را تصحیح کرده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۰۹ / ۰۶ / ۹۴

مجری :

بیننده برنامه راه و بی راه هستید ، برنامه ای که هدف آن رسوا کردن وهابیت و نشان دادن بی راهه آن‌ها. باز هم طبق معمول هفته های گذشته در خدمت استاد عزیز و ارجمند ، سید بزرگوار ، حجت الاسلام والمسلمین یزدانی هستیم .

اگر با برنامه ما همراه بوده باشید می دانید که ما موضوعاتی را بیان می کردیم و چند هفته ای به آن می پرداختیم . در چند جلسه قبل هم یکی دیگر از موارد اختلافی بین وهابیت و مسلمانان یعنی تقلید مطرح شد که بنده از استاد یزدانی تقاضا می کنم خلاصه ای از مطالب مطرح شده را بیان کنند و بعد از آن به موضوع جدید بپردازیم .

خلاصه مطالب گذشته

استاد یزدانی :

همان طور که شما فرمودید رسالت ما در برنامه راه و بی راه ، جدا سازی وهابیت از دیگر مسلمانان است . در این برنامه باور ها و اعتقاداتی را از وهابیت نقل و بررسی می کنیم که با افکار و عقاید تمام مسلمان ها در تضاد صد در صد و کامل است . تا به امروز هم موارد متعددی را بیان کردیم که اهل سنت و شیعه و سایر مذاهب اسلامی آن ها را قبول دارند ؛ اما وهابیت آن اعتقادات را شرک و کفر می دانند .

ما در بحث اولی که در برنامه راه و بی راه ، بحث تکفیر بود که از کتاب های اهل سنت و وهابیت ثابت کردیم که وهابیت یک فرقه تکفیری و تند رو است که همه مسلمان ها را تکفیر می کنند و صریح نام برده بودند که اهل سنت ، اشاعره … و همه را علنی تکفیر می کردند .

بعد از بحث تکفیر ، به بحث توسل و استغاثه و دعای غیر خدا رسیدیم که آن را از آیات قرآن و روایات بحث کردیم و باور های بیش از یکصد نفر علمای اهل سنت را نام بردیم که آن ها توسل و استغاثه را باور داشتند .

بعد از آن ، بحث احتفال را به مناسبتی بحث کردیم . سپس بحث تبرک را هم به صورت مفصل بیان کردیم که خیلی طولانی شد . بعد از تبرک به بحث تقلید پرداختیم که در هفته های گذشته بود و از دیدگاه اهل سنت و وهابیت ، تقلید را کاملا بررسی کردیم که از دیدگاه وهابیت تقلید شخصی ، شرک بود و کفر محسوب می شد .

ابن تیمیه هم در کتاب های متعدد خود گفته بود ، کسانی که از ائمه اربعه تقلید می کنند ، کافر و مرتد هستند و باید کشته شوند . هم چنین نظرات محمد بن عبد الوهاب و سایر شاگردان و پیروان ابن تیمیه را نقل کردیم .

از دیدگاه علمای اهل سنت به خصوص محمد عمر سربازی و دار العلوم زاهدان به صورت مفصل بیان نمودیم که همه گفته بودند : تقلید از یکی از مذاهب اربعه ، واجب است . یعنی از وجوب تا شرک ، بین اهل سنت و وهابیت ، فاصله است .

بنابر این هدف ما در این برنامه ، این است که ثابت کنیم وهابیت ، یک فرقه تکفیری است و تمام مسلمان ها را کافر و کشتن همه آن ها را جایز و بلکه واجب می دانند .

امشب هم ان شاء الله یک موضوع جدید طرح می کنیم که در خدمت شما هستم و توضیح خواهیم داد .

مجری :

قبل از این که موضوع جدید مطرح شود ، کلیپی را آماده کردیم که در خصوص صفاتی است که این شبکه های وهابی به اشعری ها نسبت دادند . در خلال سخنان که وهابیت بیان می کنند ، سخنان علمای اهل سنت را هم می شنویم .

کلیپ ۱ ) :

کارشناس شبکه وهابی وصال :

حتی اشاعره در مذهبشان پلیدتر از یهود و نصارا هستند ؛ نصارا صفات خدا را ثابت می کنند و تأویل نمی برند و صوفیه بد تر از یهود و نصارا هستند . چون صوفیه خدایان زیادی را عبادت می کنند و این ها بدتر از نصارا هستند که عزیر و مسیح را عبادت می کنند .

دکتر احمد الطیب ، یکی از علمای اهل سنت :

چون الازهر اشعری است و بدانید که مذهب اشاعره مذهب غالب مسلمانان است ، در گذشته و حال و اگر خواستید حاضرم آمار دقیق به شما می دهم . مذهب اشعری که بر سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) صحابه است و به آن مذهب اهل سنت و جماعت می گویند .

یوسف قرضاوی :

الازهر شریف ، اشعری است و نه تنها دانشگاه الازهر ؛ بلکه امت اسلامی اشعری است . الازهر ، زیتونه ، دیوبند ، عده ای از علماء ، مدارس پاکستان و تمام عالم اسلامی اشعری است . تمام عالم اسلامی ، اشعری هستند .

وهابیت :

اشاعره در مذهبشان ، پلیدتر از یهود و نصارا است .

دکتر احمد الطیب :

الان در شبکه های ماهواره ای می گویند : اشعری ها ، اهل سنت نیستند . اگر اشاعره و ماتریدیه اهل سنت نباشند ، پس چه کسی اهل سنت است ؟ اشاعره ، اهل سنت هستند .

وهابیت :

اشاعره در مذهبشان ، پلیدتر از یهود و نصارا است .

استاد یزدانی :

اهل سنت از لحاظ کلامی به چند دسته تقسیم می شود . در قدیم معتزله و بعد از آن اشاعره آمد و تقریبا جمهور علمای اهل سنت ، اشاعره بودند . بعد از آن ، مذاهب دیگری مثل ماتریدی و اهل حدیث آمدند و در حال حاضر همان طور که آقای دکتر احمد الطیب گفت : حداقل ۷۰ درصد از اهل سنت ، اشاعره هستند و عده ای هم ماتریدی هستند . وهابی ها هم اهل حدیث می باشند و غیر از آن ها کسی اهل حدیث نیست . وهابی ها ، اشاعره را جزء اهل سنت نمی دانند . ما زمانی که بحث تکفیر را بررسی می کردیم ، مستندات آن را نشان دادیم . نه تنها اشاعره را جزء اهل سنت نمی دانند ؛ بلکه طبق نظر این کارشناس وهابی ، در شبکه وصال عربی ، اشاعره از یهود و نصارا ، پلیدتر هستند و در حقیقت اشاعره را کافر می دانند .

مجری :

استاد یزدانی ! این هفته قرار است که موضوع جدیدی را مطرح کنید ، در خدمت شما هستیم که این موضوع را معرفی کنید .

استاد یزدانی :

از موضوعات و تضاد هایی که بین وهابیت و مسلمانان بیان کردیم ، بحث بسیار مهمی زوارات القبور یا زیارت قبور توسط زنان است که ان شاء الله بحث اصل زیارت قبور را هم بحث خواهیم کرد. اما امشب و شاید هفته های آینده بحث زوارات القبور بحث می کنیم .

زوارات القبور یعنی زن های زائر قبور ، زن هایی که به زیارت قبر می روند . آیا زن ها حق دارند به زیارت قبر بروند یا خیر ؟

این بحث ، بحثی است که در طول تاریخ همیشه مطرح بوده که آیا زن ها اجازه زیارت قبر دارند یا ندارند ؟ که تقریبا جمهور علمای اهل سنت بر اساس روایات صحیحی که از پیامبر (صلی الله علیه و آله)‌ در صحیح بخاری و صحیح مسلم و دیگر کتاب ها آمده ، اصل جواز زیارت قبور توسط زن ها را پذیرفته‌اند و بعضی ها هم مستحب اعلام کردند . عده ای هم اگر مخالفت کردند ، به خاطر یک سری روایت های دیگر است ؛ اما جمعبندی کردند . آن هایی هم که مخالفت کردند با اصل زیارت نبوده ، بلکه به خاطر کار های دیگر است که اگر زن ها نوحه بخوانند و کار های دیگر انجام دهند ، حرام اعلام کردند . اما جمهور علمای اهل سنت ، اصل زیارت قبور برای زن ها را جایز دانستند .

جالب است که بعضی از علمای وهابی گفتند : سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) است و جایز می باشد و هیچ اشکالی ندارد و روایات را با سند های صحیح از کتاب های اهل سنت آورده اند که در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) و بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) عده ای از زن ها به زیارت بعضی از قبر ها رفتند .

اما از طرف دیگر ، وهابیت به پیروی از ابن تیمیه ، یک روایتی را ملاک قرار داده و آن را می خوانند:

لعن الله زواره القبور یا لعن الله زائرات القبور

و طبق این روایت استدلال کردند که زن ها حق ندارند به زیارت قبر ها بروند و زیارت قبر توسط زن ها حرام است . حتی سخنان تندتری هم گفته اند که ان شاء الله در ادامه بیان خواهیم کرد .

مجری :

در حال حاضر رسانه های وهابی فارسی زبان هم هستند که مطالب ابن تیمیه را برای مردم باز گویی می کنند و تفکرات ابن تیمیه را سعی می کنند که بین مردم رایج کنند . کلیپی در همین زمینه آماده شده که با هم می بینیم .

کلیپ ۲ ) :

کارشناس وهابی :

در این مسأله بین اهل علم اختلاف است که آیا زن جایز است که به قبرستان برود یا جایز نیست ؟

بعضا آن را جایز نمی دانند و برای آن حدیث صحیح دارند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، زمانی که حضرت زهرا (سلام الله علیها ) به قبرستان رفتند ، ناراحت شدند و ایشان را توبیخ کردند .

حدیث دیگری هم داریم که : لعن الله زائرات یا لعن الله زوارات القبور .

مجری :

با عرض پوزش از شیعیان که شاهد این برنامه هستند . اگر ما مجبور به پخش این اهانت ها نبودیم ، واقعا این کار را انجام نمی دادیم . استاد یزدانی ! این کارشناس وهابی دو روایت را در کنار هم گذاشتند . یکی این که حضرت زهرا (سلام الله علیها ) به زیارت قبر رفته بودند . دوم ، روایت : لعن الله زائرات القبور . در این خصوص توضیحاتی را بیان کنید .

استاد یزدانی :

واضح و روشن است که این وهابی می خواهد از کنار هم قرار دادن این دو روایت ، نتیجه ای بگیرد که بینندگان عزیز ، کاملا هوشیار و بیدار هستند و می دانند که این وهابی ها ، ناصبی هستند و قصد اهانت و جسارت به صدیقه طاهره (سلام الله علیها ) را دارند .

ما ان شاء الله به صورت مفصل پاسخ این کارشناس وهابی را خواهیم داد و هم کلیپ ها و مطالب زیادی در این زمینه آماده شده که اگر بخواهد زن هایی که به زیارت قبور می روند ، لعن شوند ، ابتدا شامل کسانی می شوند که این ها به عنوان بزرگان اهل سنت ، مورد قبول اهل سنت می باشند .

دیدگاه علمای وهابی در خصوص زوارات القبور

۱ ) ابن تیمیه

ایشان اولین کسی هستند که در این زمینه صراحتا حرف زده و زوارات القبور را لعن کرده است . در کتاب مجموع فتاوا ، تألیف ابن تیمیه حرانی ، با جمع آوری عبد الرحمن بن محمد بن قاسم و فرزندش ، به دستور ملک فهد چاپ شده ، جلد ۲۴ ، ص ۳۶۰ سؤال شده :

وسئل شیخ الإسلام رحمه الله

عن زیاره النساء القبور هل ورد فی ذلک حدیث عن النبى أم لا ؟

فأجاب الحمد لله رب العالمین صح عن رسول الله من حدیث أبى هریره رضى الله عنه قال ( لعن الله زوارات القبور ( رواه أحمد وبن ماجه والترمذى وصححه وعن بن عباس رضى الله عنه قال ( لعن رسول الله صلى الله علیه وسلم زوارات القبور والمتخذین علیها المساجد والسرج ( رواه أهل السنن الأربعه أبو داود والنسائى والترمذى وبن ماجه وقال الترمذى حدیث حسن وأخرجه أبو حاتم فی صحیحه وعلى هذا العمل فی أظهر قولى أهل العلم أنه نهى زوارات القبور عن ذلک فإن النبی صلى الله علیه وسلم قال ( کنت نهیتکم عن زیاره القبور فزوروها فإنها تذکرکم .

فإن قیل فالنهى عن ذلک منسوخ کما قال ذلک أهل القول الآخر قیل هذا لیس بجید لأن قوله ( کنت نهیتکم عن زیاره القبور فزوروها ( هذا خطاب للرجال دون النساء فإن اللفظ لفظ مذکر وهو مختص بالذکور أو متناول لغیرهم بطریق التبع فإن کان مختصا بهم فلا ذکر للنساء وإن کان متناولا لغیرهم کان هذا اللفظ عاما وقوله ( لعن الله زوارات القبور ( خاص بالنساء دون الرجال ألا تراه یقول ( لعن الله زوارات القبور والمتخذین علیها المساجد والسرج ( فالذین یتخذون علیها المساجد والسرج لعنهم الله سواء کانوا ذکورا أو اناثا وأما الذین یزورون فإنما لعن النساء الزوارات دون الرجال

 آیا زن ها می توانند به زیارت قبور بروند ؟ آیا در این باره از پیامبر (صلی الله علیه و آله) وارده شده ؟

پاسخ داد : این روایت با سند صحیح از پیامبر ‍ً‍(صلی الله علیه و آله) از ابوهریره نقل شده که فرمودند : لعنت خدا بر زن هایی که به زیارت قبر ها می روند ؟ این روایت را احمد ، ابن ماجه ، ترمذی آن را نقل کردند و آن را تصحیح کرده . از ابن عباس روایت دیگری نقل شده : رسول خدا لعنت کرد زن هایی را که به زیارت قبر ها می روند و کسانی که بر قبر ها مسجد و سرج می سازند . این روایت را سنن اربعه : ابن ماجه ، نسائی ، ترمذی و ابو داود نقل کرده و ترمذی هم آن را تصحیح کرده است .

ابو حاتم هم در صحیح خود روایت دیگری را نقل کرده که پیامبر (صلی الله علیه و آله) از زیارت قبور نهی کرده .

در این جا اشکالی مطرح می شود که اگر واقعا این روایات درست باشد ، این لعن به همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله ) بر می گردد که همیشه به زیارت برادرش می رفته . در هفته های آینده هم روایتی را بیان می کنیم که عایشه همیشه به زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) در همان اتاقی که می گفت برای خودش است ، می رفت .

ابن تیمیه در این جا متوجه این اشکال می شود ، عایشه که به زیارت قبر برادرش می رفته ، آیا عایشه هم مورد لعن خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) قرار گرفته یا نگرفته ؟

اگر گفته شود که این نهی از زیارت قبور نهی شده ، همان طور که گفتند این اشکال نسخ شده ، درست نیست . پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموده : من شما را از زیارت قبور نهی کردم . ولی الان به شما می گویم که به زیارت قبر ها بروید .

در این جا پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفته اند : نهیتکم ، خطابش به مرد ها است . نه این که نهیتکنّ ، خطابش به زن ها نیست . پس نهی پیامبر (صلی الله علیه و آله) شامل مرد ها می شود و شامل زن ها نمی شود ؛ چون در این جا ضمیر ، ضمیر مذکر است .

این حرف از ابن تیمیه بسیار عجیب است که می گوید : خطاب در این جا مرد ها است و شامل زن ها نمی شود . مضحک بودن این حرف زمانی که آقای البانی ، ابن تیمیه را تمسخر می کند ، مشخص می شود . خود البانی وهابی ، پاسخ ابن تیمیه را می دهد .

ابن تیمیه زمانی که به آیه تطهیر می رسد ، ضمیر در لیذهب عنکم را می گوید : هم شامل مرد ها می شود و هم شامل زن ها . اما در این جا که می رسد ؛ چون به ضرر خودش است ، می گوید :

نهیتکم ، فقط شامل مرد ها می شود نه زن ها . این روایت مخصوص مردها ست و ذکری از زن ها نمی شود و اگر شامل غیر مرد ها شود ، این لفظ عام است . اما لعن الله زوارات القبور ، مخصوص زن ها است و شامل مردها نمی شود .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوا ، با جمع آوری عبد الرحمن بن محمد بن قاسم و پسرش ، ج ۲۴ ، ص ۳۶۰

ما یک عام داریم و یک خاص . عامی که ممکن است شامل مرد ها و زن ها شود و خاصی که فقط شامل زن ها می شود . این خاص می گوید : عام را تخصیص می دهد . حرفش این معنا را می دهد .

باز در جای دیگری از همین کتاب و در همین جلد ، دقیقا روایت عایشه را می خواند و در پاسخ به عایشه مطالب جالبی را در صفحه ۳۳۳ بیان می کند :

وسئل شیخ الاسلام

ومفتى الأنام العالم العامل الزاهد الورع ناصر السنه وقامع البدعه تقى الدین أبو العباس أحمد بن عبد الحلیم بن عبد السلام بن تیمیه الحرانى رحمه الله تعالى عن الحدیث المروى عن النبى وهوقوله (ص) ( لعن الله زوارات القبور والمتخذین علیها المساجد والسرج ( هل هو منسوخ بقوله ( کنت نهیتکم عن زیاره القبور فزوروها فإنها تذکرکم الآخره ( أم لا وهل صح الحدیث الأول أم لا وهل یحرم على النساء زیاره القبور أم یکره أم یستحب ؟

از شیخ الاسلام ابن تیمیه سؤال کردند که نظر شما در رابطه با این روایت که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند : لعنت خدا بر زن هایی که به زیارت قبر ها می روند ، چیست ؟ آیا این روایت با روایت بعدی که فرمودند : « من قبلا شما را از زیارت قبر ها نهی می کردم ؛ اما الان زیارت کنید .» نسخ شده یا نشده ؟ آیا زن ها حق دارند به زیارت قبر ها بروند یا حق ندارند ؟ آیا برای زن ها مکروه است یا مستحب است ؟

ایشان به صورت خیلی مفصل پاسخ دادند . ابتدا از استغاثه و توسل و بنای بر قبور و مسائل دیگری صحبت می کند تا مردم بحث اصلی را دنبال نکنند . در صفحه ۳۴۸ یعنی حدود ۱۵ صفحه بعد روی بحث اصلی و سؤالی که پرسیده شده ، می رود :

الوجه الرابع ان یقال قد جاء عن النبى من طریقین انه لعن زوارات القبور فعن أبى هریره رضی الله عنه ( أن النبى لعن زائرات القبور ( رواه الإمام أحمد وإبن ماجه والترمذى وصححه وعن إبن عباس رضی الله عنهما ( أن النبى لعن زائرات القبور والمتخذین علیها المساجد والسرج ( رواه الإمام أحمد وأبو داود والنسائى والترمذى وحسنه وفى نسخ تصحیحه ورواه بن ماجه من ذکر الزیاره

در این جا برای ما مهم است که زوارات القبور است یا زائرات القبور . این روایات را می آورد و حرف های زیادی بیان می کند تا در صفحه ۳۵۲ اشکال را مطرح می کند :

 فإن قیل فهب أنه صحیح لکنه منسوخ فإن الأول ینسخه ویدل على ذلک ما رواه الأثرم واحتج به أحمد فی روایته ورواه إبراهیم بن الحارث عن عبد الله بن أبى ملیکه أن عائشه رضی الله عنها أقبلت ذات یوم من المقابر فقلت لها یا أم المؤمنین ألیس کان نهى رسول الله عن زیاره القبور قالت نعم کان نهى عن زیاره القبور ثم أمر بزیارتها ( قیل الجواب عن هذا من وجوه

أحدها أنه قد تقدم الخطاب بأن الإذن لم یتناول النساء فلا یدخلن فی الحکم الناسخ

الثانى خاص فی النساء وهو قوله (ص) ( لعن الله زوارات القبور أو زائرات القبور) وقوله ( فزوروها) بطریق التبع فیدخلن بعموم ضعیف إما أن یکون مختصا بالرجال وإما أن یکون متناولا للنساء والعام إذا عرف أنه بعد الخاص لم یکن ناسخا له عند جمهور العلماء وهو مذهب الشافعى وأحمد فی أشهر الروایتین عنه وهو المعروف عند أصحابه فکیف إذا لم یعلم أن هذا العام بعد الخاص إذ قد یکون قوله ( لعن الله زوارات القبور ( بعد إذنه للرجال فی الزیاره …

واما ما ذکر عن عائشه رضى الله عنها فأحمد احتج به فی إحدى الروایتین عنه لما أداه اجتهاده إلى ذلک والروایه الأخرى عنه تناقض ذلک وهى اختیار الخرقى وغیره من قدماء أصحابه

ولا حجه فی حدیث عائشه فإن المحتج علیها ۴ احتج بالنهى العام فدفعت ذلک بأن النهى منسوخ وهو کما قالت رضى الله عنها ولم یذکر لها المحتج النهى المختص بالنساء الذى فیه لعنهن على الزیاره یبین ذلک قولها ( قد أمر بزیارتها ( فهذا یبین أنه أمر بها أمرا

اگر گفته شود : فرض می کنیم که روایات لعن الله زائرات القبور ، صحیح باشد …

روایتی است که ابن ابی ملیکه با سند صحیح نقل کرده که:

 یک روز دیدم عایشه از قبرستان می آمد. به عایشه گفتم : مگر پیامبر (صلی الله علیه و آله) از زیارت قبور نهی نکرده بود ؟ گفت : بله ، نهی کرده بود ؛ اما بعدا دستور به زیارت قبور داد .

آقای ابن تیمیه می گوید :

من از این روایتی که از عایشه نقل شده (و سندش هم صحیح است) ، چند پاسخ می دهم :

جواب اول : من قبلا هم گفتم که این اذن زیارت که پیامبر (صلی الله علیه و آله) داده ، شامل زن ها نمی شود . پس این حکم ناسخ شامل زن ها نمی شود .

عایشه خودش به زیارت قبر رفته و بعد به همان روایتی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفته ، استدلال کرده ؛ اما متوجه نشده که این روایت شامل زن ها نمی شود ؛ اما ابن تیمیه بعد از هفتصد سال متوجه شده و می گوید : شما که همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله) بودی ، حرف پیامبر (صلی الله علیه و آله) را نفهمیدی . من بعد از هفتصد سال فهمیدم که ضمیر نهیتکم ، مذکر است یا مؤنث .

این خود توهین مستقیم به عایشه است . عایشه طبق دیدگاه ابن تیمیه ، کار حرامی انجام داده ، بعد هم به روایت پیامبر (صلی الله علیه و آله) استدلال کرده . اما ابن تیمیه می گوید : نه ، درست نیست . این روایت شامل زن ها نمی شود .

این که عایشه به زیارت قبور رفته ، قطعی و ثابت شده است . از طرف دیگر ، روایت لعن الله زوارات القبور هم سند صحیح دارد . در این جا خود ابن تیمیه ، صغری و کبری می چیند . لعنت خدا بر هر زنی که به زیارت قبری برود . از طرف دیگر ، با سند صحیح روایت شده که عایشه به زیارت قبر می رفت . در این جا باید خود ابن تیمیه نتیجه را بیان کند ؛ چون ما جرأت بیان کردن نتیجه را نداریم .

جواب دوم : آن روایتی که مخصوص زن ها است ، سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) است که می فرماید : لعنت خدا بر زن هایی که به زیارت قبر بروند ، زیاد بروند یا یک بار بروند ، با تعبیر های مختلفی بیان می کنند .

این خیلی عجب است . جالب است که در ادامه می خواهد استدلال اصولی بیاورد :

این ها عام است و آن روایت خاص است عام بعد از خاص آمده و عامی که بعد از خاص آمده ، از دیدگاه جمهور علما نمی تواند آن خاص را تخصیص بزند و از بین ببرد و آن را نسخ کند .

حرف های عجیبی می زند ، در حالی که همین مطلب هم بر خلاف نظر تمام علمای اصول است . وقتی عام بعد از خاص بیاید ، حکم خاص را نسخ می کند . ولی ابن تیمیه در این جا بر عکس می گوید . از این مباحث عبور می کنیم ؛ چون این ها بحث های تخصصی است که شاید برای بینندگان عزیز جذاب نباشد .

روایتی از احمد بن حنبل است که از او سؤال می کنند ، آیا زن ها اجازه دارند به قبرستان بروند ؟ احمد بن حنبل گفت : اشکالی ندارد . به دلیل این که عایشه به زیارت قبر رفته . پس چون عایشه رفته ، حتما جایز بوده . نمی توانیم بگوییم که عایشه کار حرامی انجام داده و مورد لعن خدا و پیامبر قرار گرفته . ابن تیمیه این مطلب را نقل می کند و می گوید :

احمد بن حنبل اجتهاد کرده و به این نتیجه رسیده ، من هم اجتهاد کردم و به این نتیجه رسیدم .

بنده جرأت نمی کنم که این نتیجه را بیان کنم . انسان باید به کجا برسد که علیه مقدسات اهل سنت این قدر صریح حرف بزند .

اجتهاد احمد بن حنبل این است که کار عایشه ، درست است ؛ اما اجتهاد من این است که کار عایشه درست نبوده و مشمول آن روایت صحیح از پیامبر (صلی الله علیه و آله) می شود که لعنت الله زوارات القبور . این حدیث عایشه برای ما حجت نیست . عایشه که به این روایت استدلال کرد ، متوجه نبود که این عام بعد از خاص آمده و نمی تواند آن خاص را نسخ کند .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوا ، ج ۲۴ ، ص ۳۳۳ تا ۳۵۶

تا صفحه ۳۵۶ حرف های تندی را بیان می کند . بنده نتیجه این بحث را با عرض معذرت از برادران اهل سنت و همه کسانی که عایشه را دوست دارند ، بیان می کنم . ابن تیمیه فقط دشمن شیعه نیست . فقط دشمن حضرت زهرا (سلام الله علیها )نیست . فقط دشمن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نیست ؛ بلکه طبق حرفی که در این کتاب زده ، دشمن صریح عایشه است . ایشان به صورت صریح نتیجه گیری می کنند که روایت لعن الله زائرات القبور ، شامل عایشه هم می شود .

روایت صریح از پیامبر (صلی الله علیه و آله) است که لعن الله زاوارات القبور ، لعنت خدا بر هر زنی که به قبرستان برود و قبری را زیارت کند . از طرف دیگر روایت صحیح و معتبر وجود دارد که ( نشان می دهیم که البانی آن را تصحیح می کند و دیگران هم بر آن سرمایه گذاری کرده و آن را تصحیح کرده . ) عایشه همیشه برای زیارت قبر برادرش می رفت و عایشه همیشه به زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) می رفت . نتیجه این می شود که روایت لعن الله زائرات القبور ، ابتدا شامل عایشه می شود و عایشه اصلا متوجه نشده که اجازه پیامبر (صلی الله علیه و آله) شامل مرد ها می شود و شامل زن ها نمی شود .

برادران اهل سنت و وهابی ها ببینند که امامشان چه گفته اند ؟ البانی هم دیده و بسیار هم از دست ابن تیمیه عصبانی بوده و پاسخ ابن تیمیه را هم می دهد که در ادامه برنامه آن را بیان می کنیم .

مجری :

کلیپ بعدی کسانی هستند که این سخنان را تکرار می کنند . وهابی هایی که امروز در تمام نقاط جهان به خاطر چنین روایاتی ، مسلمان کشی به راه انداخته و تیغ تیز آن ها حتی عایشه را هم در بر می گیرد .

کلیپ ۳ ) :

مجری :

در مورد زیارت زنان از مقابر پرسیده شده .

سعد بن ترکی الخثلان :

جایز نیست زنان به زیارت مقابر بروند ؛ زیرا پیامبر این زنان را لعنت کرده .

مجری :

این هم نظر یکی از علمای وهابی بود . ایشان جزء کبار علمای عربستان سعودی و استاد دانشگاه محمد بن سعود در بخش فقه است که زیارت قبور توسط زن ها را حرام می داند .

استاد یزدانی :

بقیه علمای اهل سنت هم به این روایت استناد کرده اند از جمله :

۲ ) بن باز

ایشان هم به صراحت زیارت قبر توسط زن ها را حرام می داند . در کتاب مجموع فتاوای عبد العزیز بن باز ، با تحقیق محمد بن سعد الشویعر ، چاپ دار القاسم عربستان ، جلد ۵ کتاب التوحید ، صفحه ۳۳۲ :

ثبت عن رسول الله علیه الصلاه والسلام انه لعن زائرات القبور من حدیث ابن عباس ومن حدیث ابی هریره ومن حدیث حسان بن ثابت انصاری رضی الله عنهم جمیعا ، واخذ العلماء من ذلک ان الزیاره للنساء محرمه ، لان اللعن لایکون الا علی محرم ، بل یدل علی انه من الکبائر ، لان العلماء ذکروا ان المعصیه التی یکون فیها اللعن او فیها وعید تعتبر من الکبائر . فالصواب ان الزیاره من النساء للقبور محرمه لا مکروه فقط.

با سند صحیح از پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) ثابت شده که حضرت هر زنی را که به زیارت قبر برود ، لعن کرده . که این روایت از ابن عباس ، ابو هریره و حسان بن ثابت نقل شده است . علماء ( ابن تیمیه ، ابن قیم و شاگردانش ) از این روایت استفاده کردند که زیارت برای زن ها ، حرام است ؛ چون جایز نیست کسی را لعن کنیم مگر بر فعل حرام . بلکه این روایت لعن الله زائرات القبور ، دلالت می کند که زیارت قبور توسط زن ها ، از گناهان کبیره است .

علما گفتند : اگر گناهی باشد که سبب لعن و وعده عذاب در آن باشد ، از گناهان بزرگ و از کبائر است . پس نظر درست این است که زیارت قبر توسط زن ها ، فقط مکروه نیست ؛ بلکه حرام است .

مجموع فتاوای بن باز ، ج ۵ ، کتاب التوحید ، ص ۳۳۲

این همه نظر عبد العزیز بن باز ، مفتی اعظم سابق عربستان سعودی که زیارت قبر توسط زن ها را حرام می داند .

۳ ) محمد بن عبد الوهاب

ایشان هم در چندین مورد از کتاب های خود به این روایت استدلال کرده و آن را حرام دانسته .

کتاب مؤلفات شیخ محمد بن عبد الوهاب، کتاب التوحید ( همان کتابی که کارشناسان شبکه های وهابی به دست می گرفتند و می گفتند : یک مطلب مخالف قرآن و سنت پیدا کنید که در همان روز اول ده ها مورد پیدا شد ) باب ۲۰ ، صفحه ۶۴ با یک عنوان عجیب شروع می کند :

 باب ۲۰ : ما جاء أن الغلو فی قبور الصالحین یصیر أوثاناً تعبد من دون الله

وعن ابن عباس رضی الله عنهما قال : ‘ لعن رسول الله (ص) زائرات القبورَ ، والمتخذین علیها المساجد والسُّرج ‘ . رواه أهل السنن . فیه مسائل : الأولى : تفسیر الأوثان .

….. التاسعه : لعنه زوّارت القبور .

روایاتی است که غلو در قبور صالحین آن ها را بت قرار می دهد و با این که من دون الله هستند ، عبادت می کنند .

روایاتی را نقل می کند از جمله این روایت :

که ابن عباس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) لعنت کرده زن هایی را که به زیارت قبور می روند .

از این روایات مسائلی استفاده می شود : مسأله اول : تفسیر اوثان است . تا مسأله نهم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) زائران قبور را لعن کرده است . هر زنی به زیارت قبور برود ، مشمول لعن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می شود .

محمد بن عبد الوهاب ، کتاب التوحید ، باب ۲۰ ، ص ۶۴

در کتاب بعدی خود ، آداب المشی الی الصلاه ، (روش رفتن به سوی نماز ) در مجموعه مؤلفات ، تألیف محمد بن عبد الوهاب ، با تحقیق عبد الکریم بن محمد اللاحم و ناصر بن عبد الله الطریم و مسعود بن محمد البشر ، صفحه ۴۰ می گوید :

وتسن زیاره القبور بلا سفر لقوله (ص) : ‘ لا تشد الرحال إلا إلى ثلاثه مساجد ‘ ولا یجوز للنساء لقوله (ص) : ‘ لعن الله زائرات القبور والمتخذین علیها المساجد والسرج….

زیارت قبور سنت است به شرطی که سفر و شد الرحال نباشد . زیارت قبور برای زن ها جایز نیست به خاطر این که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند : لعنت خدا بر زن هایی که به زیارت قبر می روند .

محمد بن عبد الوهاب ، آداب المشی الی الصلاه ، ص ۴۰

مجری :

کلیپ دیگری آماده شده از آقای عبد الله نهاری از مبلغین وهابی که سخنان تند و رکیکی نسبت به شیعه دارد . اما از سخنان وهابی ها در بحث زوارات القبور پاسخ داده .

کلیپ ۴ ) :

عبد الله نهاری :

حکم زیارت قبور برای زنان جایز است یا خیر ؟ پیامبر فرمود : من قبلا شما را از زیارت قبر ها نهی می کردم اما الان به زیارت آن ها بروید چه زنان و چه مردان . مقصود یاد آوری آخرت است که مرد و زن به آن نیاز دارند . اصلا عایشه خودش به زیارت قبور می رفت و پیامبر (صلی الله علیه و آله) او را نهی نکرد. از این بالاتر ، در حدیث صحیح داریم که پیامبر از کنار زن گریانی که به زیارت قبر فرزندش آمده بود ، گذر کرد . پیامبر (صلی الله علیه و آله) به او گفت : تقوا پیشه کن و صبور باش ای بنده خدا ! پیامبر (صلی الله علیه و آله) او را از زیارت نهی نکرد .

حالا چگونه است که روایتی می گویند که خداوند زوارات القبور را لعنت کرده است .

روایت دیگری می گوید : من از زیارت قبور نهی می کردم ، اکنون به زیارت آن ها بروید . از طرفی عایشه خودش به زیارت قبور رفته است و پیامبر (صلی الله علیه و آله) از کنار زنی عبور کرد که به زیارت قبر آمده بود و او را نهی نکرد و تنها گفت : جزع نکن .

پس انسان برای فهم سنت ، باید تمام روایات صحیح در یک موضوع را در نظر بگیرد تا دیدش کامل شود . تا بتواند حکم شرعی که مورد نظر شارع است را صادر کند .

اولا ، گفته است حتما زوارات را لعنت کند نه زائرات را ، و زوار اسم مبالغه است یعنی زنانی که بسیار به زیارت می روند ، نه هر کس که به زیارت برود ! و زنی که زیاد به زیارت برود از واجباتی مانند کارهای منزل جا می ماند . پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای زیارت قبر مادرش اذن گرفت و به او اجازه داده شده .

استاد یزدانی :

ایشان هم روایات متعددی را از کتاب های اهل سنت در جواز زیارت قبور می آورد . از صحیح بخاری که ان شاء الله بنده هم نشان خواهم داد .

بنده جواب آقای البانی به آقای ابن تیمیه را بخوانم که گفته بود : کنت نهیتکم فی زیاره القبور ، ضمیر در نهیتکم ، مذکر است و فقط شامل مرد ها می شود و شامل زن ها نمی شود .

آقای البانی که وهابی است و همه می شناسند و در علم رجال و در علم حدیث ، واقعا بهترین عالم در تاریخ وهابیت است . این سخن ابن تیمیه به مزاق آقای البانی خوش نیامده . از آن جهت که روایت صحیح وجود داشته که عایشه به زیارت قبور می رفته و نمی تواند این جمعبندی را که ابن تیمیه کرده ، ایشان هم انجام دهد . بنابراین جوابی به ابن تیمیه داده ؛ هر چند که این جواب را به صورت غیر مستقیم بیان کرده است .

در کتاب تلخیص احکام الجنائز و بدعها ، تألیف ناصر الدین البانی ، (این مطلب را در تلیخصش هم بیان کرده ؛ اما بنده از کتاب احکام الجنایز ایشان آورده ام ) ، چاپ مکتبه المعارف عربستان سعودی ، صفحه ۲۲۷ با عنوان زیاره القبور :

وتشرع زیاره القبور للاتعاظ بها وتذکر الآخره …

زیارت قبور مشروع و جایز است ؛ برای این که انسان موعظه بگیرد و به یاد آخرت بیافتد .

روایات صحیحی را از صحیح بخاری و صحیح مسلم آورده که پیامبر (صلی الله علیه و آله) صراحتا دستور می دهد که به زیارت قبور بروید . ان شاء الله در هفته های آینده مستنداتی را از ابن تیمیه نشان می دهیم که از کل زیارت قبور هم منع کرده است . در صفحه ۲۲۸ روایات متعددی را از پیامبر (صلی الله علیه و آله) می آورد که می فرماید : حتما به زیارت قبر ها بروید .

در صفحه ۲۲۹ می گوید :

۱۱ والنساء کالرجال فی استحباب زیاره القبور ، لوجوه :

الأول : عموم قوله ( ص ) ( . . فزوروا القبور ) فیدخل فیه النساء . وبیانه : أن النبی ( ص ) لما نهى عن زیاره القبور فی أول الأمر . فلا شک أن النهی کان شاملا للرجال والنساء معا ، فلما قال ( کنت نهیتکم عن زیاره القبور ) کان مفهوما أنه کان یعنی الجنسین ضروره أنه یخبرهم عما کان فی أول الأمر من نهی الجنسین ، فإذا کان الامر کذلک ، کان لزاما أن الخطاب فی الجمله الثانیه من الحدیث وهو قوله : ( فزوروها ) إنما أراد به الجنسین أیضا . ویؤیده أن الخطاب فی بقیه الافعال المذکوره فی زیاده مسلم فی حدیث بریده المتقدم آنفا : ( ونهیتکم عن لحوم الأضاحی فوق ثلاث فأمسکوا ما بدا لکم ، ونهیتکم عن النبیذ إلا فی سقاء فاشربوا فی الأسقیه کلها ولا تشربوا مسکرا ) ، أقول : فالخطاب فی جمیع هذه الأفعال موجه إلى الجنسین قطعا ، کما هو الشأن فی الخطاب الأول : ( کنت : نهیتکم ) ، فإذا قیل بأن الخطاب فی قوله ( فزوروها ) خاص بالرجال ، اختل نظام الکلام وذهبت طراوته ….

الثالث : أن النبی ( ص ) قد رخص لهن فی زیاره القبور ، فی حدیثین حفظتهما لنا أم

المؤمنین عائشه :

۱ – عن عبد الله بن أبی ملیکه :

( أن عائشه أقبلت ذات یوم من المقابر ، فقلت لها : یا أم المؤمنین من أین أقبلت ؟ قالت : من قبر عبد الرحمن بن أبی بکر ، فقلت لها : ألیس کان رسول الله ( ص ) نهى عن زیاره القبور ؟ قالت : نعم : ثم أمر بزیارتها ) . وفی روایه عنها ( أن رسول الله ( ص ) رخص فی زیاره القبور ) .

أخرجه الحاکم ( ۱ / ۳۷۶ ) وعنه البیهقی ( ۴ / ۷۸ ) من طریق بسطام بن مسلم عن أبی التیاح یزید بن حمید عن عبد الله بن أبی ملیکه ، والروایه الأخرى لابن ماجه ( ۱ / ۴۷۵ )

قلت : سکت عنه الحاکم ، وقال الذهبی ( صحیح ) ، وقال البوصیری فی ( الزوائد ) ( ۹۸۸ / ۱ ) : ( إسناده صحیح رجاله ثقات ) . وهو کما قالا . وقال الحافظ العراقی فی ( تخریج الاحیاء ) ( ۴ / ۴۱۸ ) : ( رواه ابن أبی الدنیا فی ( القبور ) والحاکم بإسناد جید ) ( ۱ )

زن ها هم در استحباب زیارت قبور مثل مرد ها هستند ، یعنی زیارت قبور بر آن ها هم مستحب است . این استحباب به خاطر چند دلیل است : اول این که ، پیامبر (صلی الله علیه و آله) به صراحت گفت : کنت نهیتکم عن زیاره القبور فازوروا القبور ، این روایت هم شامل مرد ها می شود و هم شامل زن ها . چه کسی گفته که این روایت فقط شامل مرد ها می شود ؟ به صورت مفصل بیان می کند که ابتدا ، نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) از زیارت قبر ها نهی کرد ، هم شامل مرد ها می شد و هم شامل زن ها می شود . حال که رسول خدا ( صلی الله علیه و آله) از این نهی خود دست برداشته و به آن امر کرده ، آیا هم شامل مرد ها می شود و هم شامل زن ها ؟ یا این که فقط شامل مرد ها می شود .

ایشان تصریح می کند که هم شامل مرد ها می شود و هم شامل زن ها می شود .

در این جا بحث آقای البانی با ابن تیمیه مفصل است و روایاتی را هم بیان می کند و می گوید :

اگر ما بخواهیم این گونه حساب کنیم ، همه چیز از بین می رود . روایاتی را به عنوان نمونه نقل می کند . پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموده : من شما را از خوردن گوشت قربانی که بیش از سه روز مانده باشد ، نهی می کنم . این هم شامل مردها می شود هم شامل زن ها .

من شما را از خوردن نبیذ نهی می کنم . ضمیر کم در این جا شامل مردها می شود یا شامل زن ها هم می شود .

مثلا فرض کنیم روایت است که می گوید : نهیتکم عن الزنا یا الخمر . اگر نهیتکم را جستجو کنیم ، صدها روایت را پیدا می کنیم که پیامبر (صلی الله علیه و آله) نهی کرده . آیا این نهی تنها شامل مردها می شود؟ یا هم شامل زن ها می شود و هم شامل مردها ؟ واضح است که هم شامل مردها می شود و هم شامل زن ها . جالب است که می گوید :

اگر کسی بگوید : فزوروها ، مختص به مردها است ، نظام سخن از بین می رود .

نمی توانیم هیچ جا سخنی بگوییم . مثلا اگر بخواهیم چیزی بگوییم باید بگوییم نهیتکم و نهیتکنّ. همه ضمائری که در قرآن آمده و نهی کرده و مذکر بیان شده ، فقط باید شامل مردها شود .

طراوت کلام از بین می رود . در هر جا که شما دستوری دادید ، هم ضمیر مذکر و هم ضمیر مؤنث استفاده کنید ، این طراوت کلام را از بین می برد ….

 وجه سوم : پیامبر (صلی الله علیه و آله) به زن ها اجازه داده که به زیارت قبر بروند . دلیل آن هم دو روایتی است که عایشه برای ما حفظ کرده . روایت اول : روایت عبد الله بن ابی ملیکه است که سند روایت کاملا صحیح است . عایشه روزی از قبرستان می آمد . به او گفتم : از کجا می آیی ؟ گفت : من از قبر عبد الرحمن بن ابی بکر می آیم . (عبد الرحمن بن ابی بکری که در شام ناجوانمردانه کشتند و جنازه اش را انداختند و بعد به مکه منتقل شد . ) به او گفتم : مگر نه این است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) از زیارت قبر نهی کرده ؟ گفت : بله ، ابتدا نهی کرد و سپس دستور به زیارت قبور داد .

این روایت را حاکم نیشابوری ، بیهقی ، ابن عبد البر نقل کردند . روایت دیگری است که ابن ماجه آن را نقل کرده و حاکم در باره آن چیزی نگفته ، ذهبی گفته : صحیح است . بوصیری هم در الزوائد گفته : سند صحیح است و روات آن ثقه هستند . پس سند روایت صحیح است همانطور که آقای ذهبی و آقای بوصیری گفته اند . حافظ العراقی هم گفته سند روایت ، جید است .

پس چهار نفر از بزرگان تاریخ اهل سنت و وهابیت گفتند : سند روایت ، صحیح است . روایت دوم را هم بیان می کند که بسیار طولانی است که در صحیح بخاری آمده . خواندن این روایت مقدار برای ما آزار دهنده است . وقتی انسان این روایت را می خواند ، باید برای مظلومیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گریه کند که چقدر آن حضرت مظلوم بودند . خلاصه روایت این است :

 قالت : ( لما کانت لیلتی التی کان النبی ( ص ) فیها عندی ، انقلب فوضع رداءه ، وخلع نعلیه ، فوضعهما عند رجلیه ، وبسط طرف إزاره على فراشه ، فاضطجع ، فلم یلبث إلا ریثما ظهر أنه قد رقدت ، فأخذ رداءه رویدا ، وانتعل رویدا ، وفتح الباب [ رویدا ] ، فخرج ، ثم أجافه رویدا ، فجعلت درعی فی رأسی واختمرت : وتقنعت إزاری ( ۱ ) ، ثم انطلقت على اثره حتى جاء البقیع ، فقام فأطال القیام ، ثم رفع یدیه ثلاث مرات ، ثم انحرف فانحرفت ، وأسرع فأسرعت . فهرول فهرولت . فأحضر فأحضرت ، فسبقته ، فدخلت ، فلیس إلا أن أضجعت ، فدخل فقال ، مالک یا عائش ( ۲ ) حشیا ( ۳ ) رابیه ؟ قالت : قلت : لا شئ [ یا رسول الله ] ، قال : لتخبرنی أو لیخبرنی اللطیف الخبیر ، قالت : قلت : یا رسول الله بأبی أنت وأمی ، فأخبرته [ الخبر ] ، قال : فأنت السواد الذی رأیت أمامی ؟ قلت : نعم ، فلهزنی فی صدری لهزه ( ۴ ) أوجعتنی ، ثم قال : أظننت أن یحیف الله علیک ورسوله ! ؟ قالت : مهما یکتم الناس یعلمه الله ، [ قال ] : نعم قال فان جبریل أتانی حین رأیت فنادانی – فأخفاه منک ، فأجبته ، فأخفیته منک ، ولم یکن لیدخل علیک ، وقد وضعت ثیابک وظننت أن قد رقدت ، فکرهت أن أوقظک .

وخشیت أن تستوحشی – فقال : إن ربک یأمرک أن تأتی أهل البقیع فتستغفر لهم ، قالت : قلت : کیف أقول لهم یا رسول الله ؟ قال : قولی : السلام على أهل الدیار من المؤمنین والمسلمین ، ویرحم الله المستقدمین منا والمستأخرین ، وإنا إن شاء الله بکم للاحقون ) .

أخرجه مسلم ( ۳ / ۱۴ ) والسیاق له والنسائی ( ۱ / ۲۸۶ / ، ۲ / ۱۶۰ ، ۱۶۰ – ۱۶۱ ) وأحمد

شبی پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) مهمان عایشه بودند . نیمه های شب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قصد رفتن به زیارت قبر ها و خواندن نماز می کنند . پیامبر (صلی الله علیه و آله) آهسته بیدار شده و از خانه خارج می شوند . وقتی عایشه بیدار می شود ، فکر می کند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) می خواهد به سراغ همسران دیگر شان بروند . عایشه، حضرت را تعقیب می کند که موجب آزار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می شود . عایشه می بیند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به زیارت قبر ها در بقیع می رود و زیارت نامه می خواند . حضرت وقتی برگشتند ، از طریق جبرئیل (علیه السلام) متوجه می شود که عایشه او را دنبال کرده و همه مسائل را به پیامبر (صلی الله علیه و آله) می گوید .

در آخر پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرمایند : شما به زیارت اهل بقیع بروید و استغفار کنید . عایشه می گوید : من اگر به زیارت قبر ها بروم ، چه بگویم ؟ حضرت فرمودند : بگو : سلام بر مؤمنین و مسلمین این دیار .

اگر زیارت قبر حرام بود و زنی که به زیارت قبر می رفت ، مورد لعن خداوند قرار می گرفت ، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به عایشه نمی گفت که شما اجازه رفتن به زیارت قبور را نداری ؟ چرا به عایشه زیارتنامه خواندن برای قبور را یاد داد ؟ اگر جایز نبود ، حضرت هم به عایشه می گفت : زیارت قبور حرام است . به او زیارت نامه را هم نمی آموخت . به عایشه گفت : قولی ، تو ای عایشه بگو . نگفتند که شما مردها بگویید ! که سلام بر شما مؤمنین و مسلمین این دیار .

روایت در صحیح مسلم هم نقل شده . روایت بعدی این که : عایشه می گوید : من از پیامبر (صلی الله علیه و آله) سؤال کردم ، من که به زیارت قبر می روم ، چگونه به اهل قبور سلام کنم . که حضرت آن سلام را به عایشه یاد داد .

در این جا پیامبر (صلی الله علیه و آله) به عایشه نگفت که شرک است یا سبب لعن می شود یا حرام یا مکروه است ؛بلکه به او یاد داد که به اهل قبور این گونه سلام بده . این روایت به صراحت ثابت می کند که زیارت قبور جایز است .

این هم پاسخ ابن تیمیه که می گفت : کنت نهیتکم عن زیارت القبور ، ضمایر در این جا مذکر است و شامل زن ها نمی شود . در مورد زن ها ، لعن الله زائرات القبور ؛ اما آقای البانی می گوید : این طور نیست . این نهی برای سابق بوده ، بعد نسخ شده . کنت نهیتکم عن زیارت القبور فازوروها ، هم شامل مردها می شود و هم شامل زن ها . شامل هر دو جنس می شود . اگر ما بخواهیم برای هر کدام از نهی ها و برای هر کدام از امر ها ، از ضمیر مذکر و مؤنث استفاده کنیم ، نظام سخن مختل می شود . مثلا در این جا بگویند کنت نهیتکم و نهیتکنّ . این که نمی شود . این برای بعضی جا ها خوب است و در بعضی جاها ضرورت پیش می آید و برای فصاحت کلام در بعضی جاها ضروری است ، المؤمنین و المؤمنات ؛ ولی اگر بخواهیم کنت نهیتکم و نهیتکنّ عن زیارت القبور فازوروا ها و در هر سخن ضمایر مذکر و مؤنث بیاوریم ، از نظر آقای البانی ، رشته کلام خراب می شود و طراوت خود را از دست می دهد .

این مورد یک تضاد بین خود وهابیت و سلفی ها که آقای ابن تیمیه یک حرف می زند و آقای البانی پاسخش را می دهد .

در این زمینه مطالب بسیار زیادی است از جمله زیارت حضرت زهرا (سلام الله علیها ) از قبور شهدای احد و حضرت حمزه سید الشهداء (علیهم السلام) که با سند صحیح در کتاب های اهل سنت نقل شده ، فتاوای علمای اهل سنت و مطالب دیگری که در هفته های آینده بیان خواهیم کرد .

اما روایت صحیحی از رفتن عایشه برای زیارت قبر ،که در کتاب های اهل سنت نقل شده . علاوه بر آن که البانی گفت ، اصل مصدر آن را خدمت شما نشان می دهم . در کتاب المصنف ، تألیف عبد الرزاق حمام صنعانی ، استاد آقای بخاری ، جلد ۲ ، چاپ المکتب الاسلامی ریاض عربستان ، صفحه ۵۷۰ روایت ۶۷۱۱ :

 ۶۷۱۱ أخبرنا عبد الرزاق قال أخبرنا بن جریج قال أخبرنا بن أبی ملیکه أن النبی (ص) قال ائتوا موتاکم فسلموا علیهم وصلوا علیهم فإن لکم فیهم عبره قال بن أبی ملیکه ورأیت عائشه تزور قبر أخیها عبد الرحمن بن أبی بکر ومات بالحبشی وقبر بمکه .

عبد الرزاق از ابن جریج از ابی ملیکه از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل می کند . ( سند روایت کاملا صحیح است و نمی توانند به این روایت اشکال کنند . ) ابن ابی ملیکه می گوید : من عایشه را دیدم که قبر برادرش عبد الرحمن بن ابی بکر را که در حبشی کشته شد و در مکه دفن بود ، زیارت می کرد .

( حبشی منطقه ای در شامات است که ۶ مایل با مکه فاصله دارد )

عبد الرزاق حمام صنعانی ، مصنف عبد الرزاق ، ج ۲ ، چاپ المکتب الاسلامی ریاض ، ص ۵۷۰

سند روایت کاملا صحیح است و آقای البانی هم آن را تصحیح کردند که بنده تصحیحات ایشان را از کتاب ارواء الغلیل آورده ام . کتاب ارواء الغلیل ، تألیف ناصر الدین البانی ، جلد ۳ ، چاپ المکتب الاسلامی ، صفحه ۲۳۳ روایت ۷۷۵ :

ان عائشه زارت قبر اخیها عبد الرحمن . صحیح اخرجه الحاکم وعنه البیهقی …

عن عبد الله بن أبی ملیکه :

( أن عائشه أقبلت ذات یوم من المقابر ، فقلت لها : یا أم المؤمنین من أین أقبلت ؟

قالت : من قبر عبد الرحمن بن أبی بکر ، فقلت لها : ألیس کان رسول الله ( ص ) نهى عن زیاره القبور ؟ قالت : نعم : ثم أمر بزیارتها ) ….

قلت : وهو ثقه اتفاقا ، فالحدیث صحیح وکذلک قال الذهبی …

وقال الحافظ العراقی فی تخریج الاحیاء . رواه ابن ابی الدنیا فی القبور باسناد الجید . وقال البوصیری فی الزوائد . هذا اسناد صحیح رجاله ثقات .

عن بن جُرَیْجٍ عن عبد اللَّهِ بن أبی مُلَیْکَهَ قال تُوُفِّیَ عبد الرحمن بن أبی بَکْرٍ بِحُبْشِیٍّ قال فَحُمِلَ إلى مَکَّهَ فَدُفِنَ فیها فلما قَدِمَتْ عَائِشَهُ أَتَتْ قَبْرَ عبد الرحمن بن أبی بَکْرٍ فقالت :

وَکُنَّا کَنَدْمَانَیْ جَذِیمَهَ حِقْبَهً
 من الدَّهْرِ حتى قِیلَ لَنْ یَتَصَدَّعَا

روایت این که عایشه قبر برادرش را زیارت کرد ، صحیح است . روایت بعدی ، روایت ابن ابی ملیکه است که سند روایت صحیح است ؛ همان طور که آقای ذهبی ، آن را تصحیح کرده ، هم چنین حافظ عراقی و آقای بوصیری گفته که روایت صحیح است و روات آن ثقه هستند .

روایت دیگری را نقل می کند که عایشه بر سر قبر برادر ش آمده و در آن جا اشعار شخصی به نام مالک را به عنوان نوحه خوانده است . سند روایت هم معتبر است .

البانی ، رواء الغلیل ، ج ۳ ، چاپ مکتبه الاسلامی عربستان ، ص ۲۳۳ ، ح ۷۷۵

بنابر این اگر قرار باشد ، زیارت قبر برای زن ها حرام باشد و سبب لعن خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) شود ، اولین کسی که گرفتار می شود ، همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، عایشه است . به هر حال وهابیت به پیروی از ابن تیمیه می تواند روایت لعن الله زائرات القبور را بگیرند و عده ای هم به پیروی از علمای اهل سنت بگویند : نهی ، برای سابق بوده و پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن را نسخ کرده و قبول نکنند .

مجری :

ما در این برنامه علاوه بر کلام وهابیت ، کلام یا عملی از اهل سنت هم به نمایش در می آید تا این که ان شاء الله تفاوت های بین وهابیت و اهل سنت را بهتر متوجه شوید . یکی از مقابری که نزد اهل سنت ، مورد احترام و تکریم است ، قبر عبد القادر گیلانی است که اهل سنت عراق به زیارتش می روند . از جمله خانم ها که به راحتی و در حضور علمای اهل سنت به زیارت عبد القادر گیلانی می روند و هیچ نهی از طرف آن ها نمی شود . این نشان دهنده تفاوت بین تفکر وهابیت و اهل سنت است .

کلیپی در این خصوص آماده شده که با هم می بینیم .

کلیپ ۵ ) :

زیارت قبر عبد القادر گیلانی ، یکی از علمای اهل سنت ، در بغداد توسط زن های اهل سنت

استاد یزدانی :

این گزارش اختصاصی بود که برادر عزیزمان آقای موسوی ، زمانی که به بغداد رفته بود ، گرفته بودند که یکی از علمای اهل سنت هم در باره این مقبره توضیح می دادند که قبلا پخش کردیم . واضح و روشن است که زن ها به زیارت قبر عبد القادر گیلانی می رفتند و آن جا تبرک و توسل می کردند . مسأله ای که اهل سنت آن را جایز می دانند . اما وهابیت می گوید : لعن الله زائرات القبور .

مجری :

ما از عزیزان اهل سنت که با ما تماس می گیرند ، تقاضا داریم که نظرشان را در خصوص نظری که وهابیت مطرح کرده و بر آن پافشاری می کند که هر زنی به زیارت قبور می روند ، مورد لعن قرار می گیرند . آیا این سخن به مقدسات اهل سنت بر نمی خورد یا خیر ؟

تماس بینندگان

بیننده : آقای کرمی از تکاب ـ اهل سنت

استاد یزدانی ! طبق مطالبی که شما خواندید ، ما الان نباید به زیارت قبر پدر و مادر یا نزدیکانمان برویم ؟

استاد یزدانی :

شما می توانید بروید ؛ اما مثال خواهر و مادر و همسرتان نمی توانند به زیارت قبر بروند .

بیننده :

مثلا اجداد ما این کار را انجام دادند ، چه حکمی دارند ؟

مجری :

طبق نظر وهابیت ، ملعون هستند .

بیننده :

ما شافعی هستم یعنی ما ملعون هستیم . ما که وهابی نیستیم .

مجری :

ما که این حکم را ندادیم ، این نظری است که وهابیت دارد . حتی زنان شیعه را هم شامل این حکم می کنند و حتی عایشه هم شامل این حکم می شود . ما هم شما را شامل این حکم نمی دانیم . ما گفتیم نظر وهابیت برای شیعه و اهل سنت یکسان است و ضد شیعه و ضد اهل سنت است .

بیننده :

ما در شهرمان نصف اهل سنت و نصف شیعه هستیم . هر جمعه هم به زیارت قبور می رویم . طبق نظری که شما خواندید ، ما از این به بعد نباید به زیارت قبر ها برویم .

مجری :

وهابیت این حکم را صادر کردند و اهل سنت آن را رد کردند و نسبت به آن پاسخ دادند .

بیننده :

پس رفتن ما اشکالی ندارد ؟

مجری :

از دیدگاه فقه شافعی اشکالی ندارد . این حکم وهابیت است . برنامه ما این مسأله را مطرح می کند و هدفش این است که نشان دهد فتاوای وهابیت ، ضد شیعه و ضد اهل سنت است . این فتوا که زنانی که به زیارت قبور می روند ، مورد لعن خدا هستند ، فتوای وهابیت است و نیازی نیست که نه شیعه و نه اهل سنت به آن عمل کنند . فقط می خواهیم این را بگوییم که عزیزان اهل سنت ! فریب وهابیت را نخورید و در فتنه وهابیت گرفتار نشوید که این ها شما را هم در امان نمی گذارند .

بیننده :

آقای یزدانی ! حتما سندی برای رفتن ما به زیارت قبور وجود دارد . چون ما جدا از وهابیت هستیم . اگر این گونه باشد ، هیچ سود عاید ما نمی شود و ما نمی توانیم به زیارت قبر پدر و مادرمان برویم و دعایی بخوانیم .

استاد یزدانی :

از دیدگاه اهل سنت ، مستحب است و از دیدگاه پیروان ابن تیمیه ، زیارت قبور نه تنها مستحب نیست ؛ بلکه موجب لعن خدا و پیامبرش (صلی الله علیه و آله ) می شود . شما اگر سنی هستید ، به زیارت بروید و طبق نظر علمای شما ، مستحب است و ثواب دارد . اما اگر خدای نکرده ابن تیمیه را قبول دارید ، هم خودتان مورد لعن قرار می گیرد و هم اجدادتان .

بیننده :

ما اسم ابن تیمیه را تازه از زبان شما شنیدیم و اصلا ایشان را نمی شناسم .

مجری :

برادر عزیز‌ ! اگر شما پیگیر برنامه های ما باشید ، بیشتر آشنا می شوید . تفکرات وهابیت ، برگرفته از تفکرات شخصی به نام ابن تیمیه است . این که شما نمی شناسید ، خیلی طبیعی است . شما شافعی هستید و امام جمعه شما ، ماموستا حسینی را فکر می کنم که بشناسید .

بیننده :

بنده به پابوس امام رضا (علیه السلام) رفتم .

مجری :

ما از برادران اهل سنت ، انتظاری جز این نداریم . این که شما نام ابن تیمیه را نشنیده ای ، دلالت دارد بر این دارد که شما سر و کاری با ایشان نداشتید ؛ چون فقه شما ، فقه شافعی است .

بیننده : آقای شه بخش از زاهدان ـ اهل سنت

بنده می خواستم سه نکته را بیان کنم . اول این که ، در تحقیقی که در مذهب خود کرده ام ، زیارت قبور در نزد اهل سنت و چیزی که از اجداد خود و از پدر بزرگم دیدم ، زیارت قبور بوده . و این که جدیدا وهابیت ، زیارت قبور را مطرح می کند ، یک مسأله غیر منطقی است . جدای از ملعون بودن که این ها می گویند : اگر زن ها به زیارت قبور بروند ، ملعون هستند ، در کتابی خواندم که آن مرده داخل قبر هم ، آن زن را عریان می بیند . این که درست است یا درست نیست را من نمی دانم .

اما در کل زیارت قبور را اهل سنت واقعی ، بلاشک قبول دارد . دو سؤال هم از استاد یزدانی دارم . این که در مورد اثنی عشر خلیفه بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) که همه از قریش هستند ، منابع روایی اهل سنت در برابر این حدیث ، چه پاسخ و چه موضعی دارند و این دوازده نفر چه کسانی هستند .

سؤال دوم این که ، در مورد جانشینی پیامبر (صلی الله علیه و آله) اهل تشیع می گویند : امامت امام علی (علیه السلام) است . اما اهل سنت به روش شورا انتخاب کردند ، آیا پیامبر (صلی الله علیه و آله) در این زمینه حدیثی دارد که بعد از ایشان جانشینی به این صورت انجام شود ؟ اگر حدیثی در این زمینه نیست ، آیا اهل سنت این روش را از عمر گرفتند ؟

بنده در هیچ یک از کتاب های خودمان حدیثی پیدا نکردم که جانشین بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به صورت شورایی انتخاب کردند ؟ چون یکی از مسائلی که باعث شک بنده در مورد مذهبم شده ، همین مسأله است .

استاد یزدانی :

در مورد اثنا عشر خلیفه ، این روایت در کتاب های متعدد بیان شده که اگر جستجو کنید ، این روایت در ۲۴۶ کتاب از کتاب های اهل سنت ، نقل شده که مهم ترین آن کتاب ها ، صحیح مسلم و صحیح بخاری است . در صحیح بخاری ، جلد ۶ ، صفحه ۲۶۴۰ ، حدیث ۶۷۹۶ :

۶۷۹۶ حدثنی محمد بن الْمُثَنَّى حدثنا غُنْدَرٌ حدثنا شُعْبَهُ عن عبد الْمَلِکِ سمعت جَابِرَ بن سَمُرَهَ قال سمعت النبی صلى الله علیه وسلم یقول یَکُونُ اثْنَا عَشَرَ أَمِیرًا فقال کَلِمَهً لم أَسْمَعْهَا فقال أبی إنه قال کلهم من قُرَیْشٍ

از جابر بن سمره نقل شده که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند : بعد از من دوازده امیر خواهد آمد .

صحیح البخاری ج ۶ ص ۲۶۴۰

این یک روایت که آقای بخاری خیلی گنگ و خلاصه نقل کرده است و این نوع نقل روایت ، فقط آقای بخاری انجام می دهد . در صحیح مسلم هم آمده که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند :

۱۸۲۱ حدثنا قُتَیْبَهُ بن سَعِیدٍ حدثنا جَرِیرٌ عن حُصَیْنٍ عن جَابِرِ بن سَمُرَهَ قال سمعت النبی صلى الله علیه وسلم یقول ح وحدثنا رِفَاعَهُ بن الْهَیْثَمِ الْوَاسِطِیُّ واللفظ له حدثنا خَالِدٌ یَعْنِی بن عبد اللَّهِ الطَّحَّانَ عن حُصَیْنٍ عن جَابِرِ بن سَمُرَهَ قال دَخَلْتُ مع أبی على النبی صلى الله علیه وسلم فَسَمِعْتُهُ یقول إِنَّ هذا الْأَمْرَ لَا یَنْقَضِی حتى یَمْضِیَ فِیهِمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِیفَهً قال ثُمَّ تَکَلَّمَ بِکَلَامٍ خَفِیَ عَلَیَّ قال فقلت لِأَبِی ما قال قال کلهم من قُرَیْشٍ

اسلام از بین نمی رود و تمام نمی شود ، مگر این که در بین مسلمانان ، دوازده خلیفه حکومت خواهند کرد .

صحیح مسلم ج ۳ ص ۱۴۵۲

باز در صحیح مسلم روایت دیگری است :

۱۸۲۲ حدثنا قُتَیْبَهُ بن سَعِیدٍ وأبو بَکْرِ بن أبی شَیْبَهَ قالا حدثنا حَاتِمٌ وهو بن إسماعیل عن الْمُهَاجِرِ بن مِسْمَارٍ عن عَامِرِ بن سَعْدِ بن أبی وَقَّاصٍ قال کَتَبْتُ إلى جَابِرِ بن سَمُرَهَ مع غُلَامِی نَافِعٍ أَنْ أَخْبِرْنِی بِشَیْءٍ سَمِعْتَهُ من رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم قال فَکَتَبَ إلی سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یوم جُمُعَهٍ عَشِیَّهَ رُجِمَ الْأَسْلَمِیُّ یقول لَا یَزَالُ الدِّینُ قَائِمًا حتى تَقُومَ السَّاعَهُ أو یَکُونَ عَلَیْکُمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِیفَهً کلهم من قُرَیْشٍ وَسَمِعْتُهُ یقول عُصَیْبَهٌ من الْمُسْلِمِینَ یَفْتَتِحُونَ الْبَیْتَ الْأَبْیَضَ بَیْتَ کِسْرَى أو آلِ کِسْرَى وَسَمِعْتُهُ یقول إِنَّ بین یَدَیْ السَّاعَهِ کَذَّابِینَ فَاحْذَرُوهُمْ وَسَمِعْتُهُ یقول إذا أَعْطَى الله أَحَدَکُمْ خَیْرًا فَلْیَبْدَأْ بِنَفْسِهِ وَأَهْلِ بَیْتِهِ وَسَمِعْتُهُ یقول أنا الْفَرَطُ على الْحَوْضِ

تا قیام قیامت فقط دوازده خلیفه خواهد آمد .

صحیح مسلم ج ۳ ص ۱۴۵۳

ایشان یک باب را به صورت مفصل در این باره روایت بیان کردند . در سنن ابی داود ، سنن ابن ماجه و صحیح ابن حبان و کتاب های متعددی از اهل سنت آمده که بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) فقط دوازده خلیفه خواهد آمد .

اما در مورد پاسخ اهل سنت به این روایات ، در طول تاریخ اهل سنت ، کسی پیدا نشده که به این روایت پاسخ دهد . آقای ابن جوزی ، یکی از علمای اهل سنت ، کتابی به نام کشف المشکل عن حدیث الصحیحین دارند . اختلافاتی که بین احادیث صحیح مسلم و صحیح بخاری هست و اشکالاتی که در این روایت است را تلاش کرده که آن ها را کشف کند . از جمله روایت اثنا عشر امیرا یا اثنا عشر خلیفه .

۴۲۷ / ۵۲۰ – وفی الحدیث الثانی : ‘ یکون بعدی اثنا عشر أمیرا کلهم من قریش ‘ وفی روایه : ‘ لا یزال أمر الناس ماضیا ما ولیهم اثنا عشر رجلا کلهم من قریش ‘ . وفی روایه : ‘ لا یزال الدین قائما حتى تقوم الساعه أو یکون علیکم اثنا عشر خلیفه کلهم من قریش ‘ وفی روایه : ‘ لا یزال هذا الدین عزیزا منیعا إلى اثنی عشر خلیفه کلهم من قریش ‘ . هذا الحدیث قد أطلت البحث عنه ، وطلبته مظانه ، وسألت عنه ، فما رأیت أحدا وقع على المقصود به

می گوید : در حدیث دوم آمده که بعد از من دوازده خلیفه خواهد آمد که همه از قریش هستند . در روایت بعدی ، اثنا عشر رجلا آمده ، در روایت دیگر ، اثنا عشر خلیفه آمده . می گوید : من در باره این روایت به مدت زیادی تحقیق کرده ام و نظریه های متعدد را دیدم و در مورد این روایت سؤال کردم که مقصود از این روایت چیست ؟ یک نفر را در طول تاریخ اهل سنت پیدا نکردم که معنای این روایت را فهمیده باشد .

ابن جوزی ، کشف المشکل ، ج ۱ ، ص ۴۴۹

این هم از نظر آقای ابن جوزی که تا قرن هفتم کسی را پیدا نکرده که معنای روایت را فهمیده باشد . هم چنین از آقای ابن بطال که می گوید :

/ ۷۴ – فیه : جَابِرَ بْنَ سَمُرَهَ ، قَالَ : سَمِعْتُ النَّبِىَّ – صلى الله علیه وسلم – یَقُولُ : ( یَکُونُ اثْنَا عَشَرَ أَمِیرًا ، فَقَالَ کَلِمَهً لَمْ أَسْمَعْهَا ، فَقَالَ أَبِى : إِنَّهُ قَالَ : کُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْشٍ ) . قال المهلب : لم ألق أحدًا یقطع فى هذا الحدیث بمعنى فقوم یقولون : یکونون اثنى عشر أمیرًا بعد الخلافه العلویه مرضیین . وقوم یقولون : یکونون متوالین إمارتهم . وقوم یقولون : یکونون فى زمن واحد کلهم من قریش یدعى الإماره ، فالذى یغلب علیه الظن أنه إنما أراد – صلى الله علیه وسلم – یخبر بأعاجیب تکون بعده من الفتن حتى یفترق الناس فى وقت واحد على اثنى عشر أمیرًا ، وما زاد على الاثنى عشر فهو زیاده فى العجب ، کأنه أنذر بشرط من الشروط وبعضه یقع ، ولو أراد غیر هذا لقال : یکون اثنا عشر أمیرًا یفعلون کذا ویصنعون کذا ، فلما أعراهم من الخبر علمنا أنه أراد یکونون فى زمن واحد ، والله أعلم .

من یک نفر را ملاقات نکردم که معنای قطعی این روایت را برای من مشخص کرده باشد .

ابن بطال ، شرح صحیح بخاری ، ج ۸ ، ص ۲۸۷

این سرگردانی علمای اهل سنت در طول تاریخ بوده که نتوانستند این روایت را معنا کنند و خیلی هم این روایت برایشان مشکل ساز شده و گاهی هم آن ها را بسیار ناراحت کردند که نتوانستند آن را معنا کنند . وقتی ابن جوزی با آن عظمت و آن کتاب هایی که نوشته است ، نتوانسته ، سراغ کس دیگری هم نمی توانی بروید که آن را معنا کند ، مگر این که حقیقت را بپذیرد . اگر کسی حقیقت را بپذیرد ، به راحتی می تواند معنا کند که بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) دوازده خلیفه می آید . این دوازده خلیفه هم اسامی مشخصی دارد و فقط شیعه است که می تواند این روایت را که در صحیح ترین کتاب های اهل سنت آمده ، معنا کند . معنای آن هم مشخص است که اولین آن ها ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است و آخرین آن ها ، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) می باشند . حتی در بعضی از منابع اهل سنت است که وآخرهم المهدی . که قبلا در این زمینه به صورت مفصل بحث کردیم .

در مورد سؤال دوم ایشان ، بنده چند جلسه ای در برنامه تریبون آزاد این موضوع را بحث کردم که اهل سنت برای مشروعیت بخشیدن به خلفای بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) روش های متعددی را قبول کردند . از جمله اجماع همه مردم ، انتخاب اهل حل و عقد ، انتخاب خلیفه قبلی ، تعیین شورا و انتخاب شورایی و حتی غلبه و زور .

اگر یک نفر حکومت قبلی را به زور و قدرت خود از بین ببرد و جای او را بگیرد ، این حکومت مشروع است . این دیدگاه اهل سنت درباره روش های مشروعیت خلافت است و تنها روشی که اهل سنت قبول ندارند ، انتخاب الهی و انتخاب پیامبر خدا است . نظر شان هم این است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) هیچ نظری درباره خلافت بعد از خودش نداده است .

مستندات آن هم موجود است که نص درباره عمر ، ابوبکر و دیگران منتفی است . نه خداوند انتخاب کرده و نه پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) . نه خدا و نه پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) اشاره کرده که بعد از من چه کار کنید ؟

درباره مسواک ، در باره وضو گرفتن ، خوابیدن ، راه رفتن و جزئی ترین احکام مستحبی و مکروه ، خداوند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) نظر داده ؛ اما در باره مهم ترین مشکل تاریخ مسلمانان که خلافت بوده ، نظری نداده . این که چه کسی خلیفه باشد ؟ به خاطر خلافت جنگ ها و دعواها شده و صدها و میلیون ها نفر کشته شده اند ؛ اما پیامبر (صلی الله علیه و آله) اصلا در این مورد صحبتی نکرده است و امت را به حال خودشان رها کرده . این نظر اهل سنت است و این نظری است که با قرآن در تضاد است . مگر می شود پیامبر (صلی الله علیه و آله) درباره مهمترین مشکل مسلمان ها ، هیچ اشاره ای نکند ؟ تمام وظایف مسلمان ها را مشخص کند ، فقط خلافت را نگویند . مگر با عقل انسان سازگار است که خداوند مسأله ای به این مهمی را رها کند و اصلا نظری درباره آن ندهد . ولی این نظری است که اهل سنت دارند و هیچ روایتی از هیچ کتابی از کتاب های اهل سنت یافت نمی شود که پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفته باشند ، بعد از من شورا تشکیل دهید . حتی با سند ضعیف نمی توانند روایتی پیدا کنند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفته باشد : بعد از من ، شورا تشکیل دهید . یا این که برای خلیفه بعد از من اجماع کنید ، یا خلیفه قبلی انتخاب کند . پیامبر (صلی الله علیه و آله) هیچ کدام از این روش ها را تعیین نکرده است .

اما روایت صحیح داریم که حضرت می فرمایند : انی تارک فیکم خلیفتین . کتاب الله وعترتی اهل بیتی ، من در میان شما دو خلیفه به جای می گذارم ، کتاب خدا و عترت و اهل بیتم که بعد از من خلیفه من هستند .

روایتی که حتی البانی وهابی هم آن را تصحیح کردند .

بیننده : آقای مرادی از ارومیه ـ اهل سنت

این بحث شما تا حدودی با بحث دیشب استاد قزوینی ، مرتبط است . بنده می خواستم این مطلب را به شما یادآوری کنم که آیت الله قزوینی دیشب در مورد حضرت علی (علیه السلام) فرمودند که حضرت علی (علیه السلام) بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، از تمام امت ، مهم تر است . اما بنده این مطلب را می خواهم بگویم که اهل سنت واقعی از دو طرف ضربه خورده . یکی از طرف وهابیت صرف که قطعا اهل سنت ، وهابیت را قبول ندارد و نخواهد داشت . از طرف دیگر ، ضربه از تشیع صرف خورده ، نه تشیعی که شما نمایندگی آن را دارید . الان ما می بینیم که روی بعضی از قبور در قبرستان ها ، برادران تشیع ما بر آن قبر ها سجده و رکوع می کنند .

مجری :

این ضربه ای را که بیان می کنید ، چه ضربه ای است ؟

بیننده :

ضربه ای که به اهل سنت زدید ، ما قطعا زیارت قبور را قبول داریم ، اما نه او توغلی که اهل تشیع در بعضی از برنامه ها و منابع می بینیم که روی بعضی از اهل قبور می گویند : لا اله الا العباس .

استاد یزدانی :

ما ندیدیم ، شما کجا دیدید ؟

بیننده :

ما این مسأله را دیدیم .

استاد یزدانی :

ما که یک عمر در بین شیعیان زندگی کردیم ، چنین مطلبی را از هیچ شیعه ای نشنیدم و کسی حق ندارد چنین حرفی را بزند .

بیننده :

اتفاقا ما از تشیع شنیدیم ودیدیم .

مجری :

اگر هم کسی این مطلب را بگوید ، مراجع ما این مسأله را رد کرده است . کسی که این حرف را با ایمان و یقین بگوید و منظورش هم این باشد که حضرت عباس (علیه السلام) ذات الهی است ، قطعا از دایره اسلام خارج است و اصلا ربطی به تشیع و تسنن ندارد .

بیننده :

پس شما قبول دارید که اهل سنت واقعی ، قطعا زیارت قبور را قبول دارند ؟

مجری :

بله ما هم در این مسأله شکی نداریم و این بحث را به عنوان افتراق اهل سنت و وهابیت مطرح کرده ایم .

بیننده :

خداوند می فرماید : وجعلنا کم امه وسطا ، قطعا آن وسطی که خداوند به آن اشاره دارد ، ان شاء الله اهل سنت بر همان اهل وسط است . بنده می خواهم بگویم این فتواهایی که وهابیت می دهند و به ضرر اهل سنت هم تمام می شود ، یکی از دلائل آن همان اهل تشیعی هستند که می خواهند سجده یا رکوع کنند و تقدس گرایی آن ها بسیار زیاد است که مربوط می شود به همان بحث آقای قزوینی می شد که گفتند : حضرت علی (علیه السلام) از همه امت بالاتر است . این توقل ایشان اشاره به افرادی دارند که الان در ایران زندگی می کنند و مشهور به علی اللهی هستند و معتقد هستند که علی (علیه السلام) خدای آن ها است .

مجری :

آقای مرادی ! این که وهابیت می گوید : خدا لعنت کند هر زنی را که به زیارت قبور می رود ، چه ارتباطی دارد که بگوییم آقا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بر اساس روایات اهل سنت ، بالاترین ایمان را بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) داشته اند .

بیننده :

توغلی که در بعضی از افراد تشیع به وجود آمده ، باعث شده که وهابیت این همه حساسیت از خود نشان دهند .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! حساسیتی که وهابیت الان نشان می دهد ، نسبت به اهل سنت است . آن ها صریح فتوا دادند : اهل سنتی که سراغ قبر ها می روند ، کافر هستند . ما در همین شبکه از کارشناس وهابی ، آقای خدمتی ، کلیپ پخش کردیم که از اهل سنت نام می بردند که این ها که به زیارت قبور می روند و توسل می کنند ، کافر هستند . پس در این صورت شما هم غالی هستید . شما بیشتر از ما غلو می کنید . غلویی که شما در مورد عبد القادر گیلانی ، در مورد آقای سربازی ، در مورد سهارنپوری و افراد دیگر کردید ، صد برابر شیعه است . شیعه اصلا غلو را قبول ندارد . شیعه است که امت وسط است نه شما .

بیننده :

بعضی از افراد غلو می کنند .

استاد یزدانی :

در شیعه هم خیلی کم است ، یک درصد هم نیستند که غلو کنند . ما اصلا غالی ها را قبول نداریم . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) طبق برخی از روایات ، غالی ها را آتش زد . امت وسط شیعه است . ما قبول نداریم که شما امت وسط باشید .

بیننده :

مداحی غلوت محسوب نمی شود .

استاد یزدانی :

ما اصلا آن ها قبول نداریم و اصلا مداحی غلو آمیز نداریم .

مجری :

شعرای اهل سنت هم اشعاری در مورد خلفاء و دیگران دارند که اگر ما بخواهیم بگوییم ، آن را هم باید غلو محسوب کنید .

بیننده :

آن یک مسأله جدا است .

مجری :

اتفاقا هر دو یک مسأله است . اگر در مورد شیعه غلو محسوب می شود ، در مورد اهل سنت هم غلو محسوب می شود .

استاد یزدانی :

همین هفته روایتی را دیدم که ابابکر و عمر از ابراهیم و نوح (علیهم السلام) بالاتر هستند . چنین غلوهایی در کتاب های شما موجود است . ضرورتی ندارد که ما این ها را بیان کنیم . ما هم غلو را قبول نداریم .

بیننده :

ما هم این توقل را قبول نداریم ، شما هم نباید قبول داشته باشید . حساسیتی که وهابیت نشان می دهد ، قطعا روی نقاطی است که تشیع توقل می کند .

استاد یزدانی :

ما هم غلو را قبول نداریم . این حرف شما درست نیست . اتفاقا وهابیت صد برابر این که شیعه کشته باشند ، اهل سنت را کشتند . تمام مردم مکه ، تمام مردم طائف ، سنی بودند و همه کشته شدند . وهابیت در جنگ هایی که داشته در عراق و در شهر کربلا بوده که ۲۰۰۰ نفر را کشته که البته آمار آن بیشتر است ؛ اما صد برابر آن سنی کشته است . در حال حاضر هم داعش در موصل و الانبار که سنی هستند ، اهل سنت را می کشند ، در کربلا و نجف که داعش نیست .

مجری :

بنده به شما برادر عزیز نکاتی را تذکر دهم . اول این که شما گفتید : برخی از شیعیان در جایی ، حرفی را زده اند . اگر ما این را غلو بدانیم و عده از مردم عوام شیعه را غالی بدانیم ، در مقابل ، علمای شما مطالبی دارند که منطبق بر آن حرف های شیعه است .

نکته دوم ، همین موضوع امشب که لعن الله زوارات القبور را که این آقایان فتوا دادند ، در مقابلش روایات اهل سنت را گذاشته بودند یا روایات شیعیان بود ؟ روایات اهل سنت بود که گفته بودند : عایشه به زیارت قبر رفته یا این که گفته بودند این مطلب در کافی بیان شده یا فلان مداح این مطالب را گفته ؟

بیننده :

روایات اهل سنت بود .

مجری :

پس در این جا به حساسیت روایات علمای اهل سنت بود که این فتوا را صادر کردند .

بیننده :

روایات ، روایات اهل سنت است ؛ اما این ها می خواهند به توقلی که در اهل تشیع است ، اشاره کنند .

استاد یزدانی :

اساسا موضوع ابن تیمیه که این بحث را طرح می کند ، روایتی با سند صحیح است که عایشه به زیارت قبور رفته و انگیزه ابن تیمیه ، رد این روایت است و اصلا کاری به شیعه ندارد .

بیننده :

اهل سنت واقعی اصلا حرف های ابن تیمیه را قبول ندارد .

استاد یزدانی :

ما هم قبول نداریم ، شما هم قبول ندارید . پس ما در یک جبهه واحد هستیم . ما می خواهیم ثابت کنیم که اهل سنت و شیعه ، در این مسائل علیه وهابیت هستند و کاملا در تضاد با وهابیت می باشند . وهابیت در یک طرف و تمام مسلمان ها در طرف دیگر .

بیننده :

بنده این مطلب را قبول دارم ؛ اما می خواهم این را اشاره کنم که شما به عنوان تمام اهل تشیع در جهان هستید .

استاد یزدانی :

ما چنین حرفی نزده ایم که ما نماینده تمام اهل تشیع در جهان هستیم .

مجری :

مراجع و استاد ما بارها فرمودند که افراد غالی را قبول نداریم . ما هم دوست داریم اهل سنت هم از غلو هایی که در مطالب خودشان آمده ، اعلام برائت کنند .

بیننده : سعید از اصفهان ـ شیعه

بنده از استاد یزدانی دو سؤال داشتم . یکی این که ، چند شب قبل یکی از شبکه های وهابی در مورد پس گرفتن فدک در زمان خلافت حضرت امیر (علیه السلام) بحث می کردند .

دوم این که ، این ها روی آیه السابقون الاولون که در مورد مهاجرین و انصار هستند ، خیلی بحث می کنند . بنده تقاضا دارم در باره این دو مورد توضیحاتی را بیان کنید .

مجری :

در مورد فدک ، استاد قزوینی برنامه مفصلی داشتند که اگر پیگیر باشید ، پاسخ خود را دریافت می کنید .

استاد یزدانی :

در باره آیه السابقون الاولون ، ما سال های گذشته به صورت مفصل توضیح دادیم که سایت تحقیقاتی حضرت ولی عصر (علیه السلام) مقاله ای وجود دارد به نام بررسی آیه السابقون الاولون و رضایت دائمی خداوند از صحابه .

این مقاله حدود صد صفحه مقاله است که از جهات مختلف این آیه را بررسی کردیم که منظور از سابقون چیست ؟ آیا سبقت در ایمان آوردن است یا سبقت در عمل صالح است . که هر کس ایمانش را سریع تر کامل کند و بیشتر عمل صالح انجام دهد . سبقت در ایمان است یا سبقت در اسلام آوردن .

این موارد را به صورت مفصل بیان کردیم و دیدگاهی که شبکه های وهابی مطرح می کنند ، با قرآن در تضاد هست و قابل قبول نیست . دوستان برای دریافت پاسخ به این مقاله مراجعه کنند .

اگر قبول کنیم که قاتلان عثمان السابقون الاولون هستید ، آن هایی که به همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله ) تهمت فحشا زده اند ، همه از سابقون الاولون بودند و از صحابه و از کسانی بودند که در بدر حضور داشتند . اگر نظر وهابیت را بپذیریم ، باید بگوییم همه این ها اهل بهشت هستند و خداوند از آن ها راضی است که برای ما قابل قبول نیست .

بیننده : آقای زمانی از سنندج ـ اهل سنت

ما اهل سنت زیارت قبور را قبول داریم و حرف وهابیت را رد می کنیم .

بیننده : آقای محمدی از نور ـ شیعه

بنده می خواستم بپرسم چرا در شب شهادت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در شهر مدینه بین مردم پول پخش کردند ، با توجه به این که بیت المال در اختیار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بودند ، به نظر شما این پول ها از طرف یهودی ها نبود ؟

سؤال دوم این که ، زید بن ثابت و کعب الاحبار یهودی در زمان خلفاء چه نقشی داشتند ؟

استاد یزدانی :

مستنداتی است که به بعضی ها مثل ابوسفیان پول هایی داده شد . ابوسفیان مسئول جمع آوری زکات یک منطقه بود که وقتی برگشت ، پول ها را به او بخشید که به خاطر ساکت کردنش این کار را کردند . یک سری پول ها را به بعضی از زن ها دادند که این برنامه موضوعی دیگر دارد و جای مطرح کردن این مطالب نیست . وگرنه در کتاب های اهل سنت مستنداتی است که در صدر اسلام اتفاقاتی در این زمینه افتاده است .

در مورد سؤال دوم ، در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) هیچ جایگاهی نداشتند و بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم وزیر همه کاره بودند . خیلی از روایاتی که در کتاب های یهودی ها وجود داشت را کعب الاحبار وارد اسلام کرد و متأسفانه تا کنون هم این مطالب در کتاب ها یافت می شود .

بیننده : علی از کرج ـ شیعه

بنده از زمان کودکی روایتی را شنیده بودم که می گفتند : زمانی که امام حسین (علیه السلام) به سرزمین کربلا رسیدند ، اسب می ایستد و جلو نمی رود . امام حسین (علیه السلام) هر چقدر به اسب نهیب می زند ، حرکت نمی کند ، بعد سؤال می کنند این جا کجاست ؟ یک نفر می گوید این جا نینوا است . دوباره می پرسند : اسم دیگری ندارد ؟ می گویند : این جا کربلا است که حضرت پیاده می شوند .

این روایت درست است ؟ بنده می خواهم بدانم شبهاتی را که در باره این روایت بیان می کنند ، تا چه حدی می تواند درست باشد ؟ و اصلا ما چه پاسخی می توانیم بدهیم ؟

در حال حاضر عمده مداحانی که هستند ، متأسفانه غلو می کنند . این که بعضی از آن ها می گفتند : لا اله الا العباس ، بنده این ها را قبول ندارم .

استاد یزدانی :

معیار شما برای غلو چیست که می گویید : مداحان غلو می کنند . غلو یعنی چه ؟

بیننده :

به جز لا اله الا الله و صفاتی که به خداوند منتسب است ، اگر آن صفات را به کس دیگری منتسب کنیم ، به نظر شما غلو نیست ؟ مثلا این که شافی است یا کافی است .

استاد یزدانی :

کدام شیعه را در طول تاریخ سراغ دارید که شافی و کافی را به غیر خدا گفته باشند ؟ در طول تاریخ تشیع کسی را پیدا نمی کنید که گفته باشد : امام حسین (علیه السلام) به صورت مستقل و با قدرت خودش ، شفاء می دهد .

بیننده :

شاید برای کسی این ذهنیت پیش بیاید .

استاد یزدانی :

برای شیعه این ذهنیت پیش نمی آید ، ذهنیت برای دیگران پیش می آید .

اما در مورد روایتی که گفتند ، این که این روایت با سند نقل شده باشد ، قطعا وجود خارجی ندارد که ما بحث سندی کنیم . اما در مقاتل روایتی با این مضون آمده که وقتی امام حسین (علیه السلام) وارد منطقه کربلا شدند که اسبشان از حرکت ایستاد . حضرت نام منطقه را پرسیدند که بعد از بردن چند نام ، نام کربلا را گفتند .

ما بارها گفتیم که ائمه (علیهم السلام) قطعا علم غیب دارند ، آن هم علم غیبی که خداوند عطا کرده و قطعا قدرت الهی دارند و قطعا مستجاب الدعوه هستند . سه ویژگی است که هر امامی باید داشته باشد : یکی علم غیب الهی ، دوم قدرت الهی ، سوم مستجاب الدعوه بودن است . اما امام همیشه و بدون اذن الهی و در مسائل شخصی ، از این سه ویژگی نمی تواند استفاده کند . زمانی که خداوند به آن ها اجازه دهد می توانند استفاده کنند . گاهی امام بعضی از مسائل را به طور قطع و یقین می داند ؛ اما می پرسد تا از بقیه رفع ابهام شود و بقیه بدانند . سؤال کردن امام می تواند فلسفه های متعدد داشته باشد . گاهی برای امتحان مردم است ، گاهی برای آگاهی بقیه مردم است . اما این که امام نمی داند ، قطعا قابل قبول نیست. امام قطعا عالم الغیب به اذن الهی است . آیاتی هم در قرآن هست که خداوند می داند ؛ اما سؤال می کند .

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و بینندگان ارجمند تشکر و قدر دانی می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدایار و نگهدارتان .