بر اساس روایات شیعه و سنی، ساختن بنایی بالاتر از کعبه جایز نیست. صحابه، خانه‌ای را که بالاتر از کعبه بود خراب می‌کردند. وهابیت نیز زمانی که برای نخستین بار وارد مکه شدند، خانه‌های که بالاتر از کعبه بودند را خراب کردند. اما امروزه …

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۲۳ / ۰۶ / ۹۴

مجری :

فرا رسیدن سالروز ازدواج آقا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را تبریک می گوییم . امیدوارم زیر سایه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) زندگی سرشار از شادی داشته باشید .

بیننده برنامه راه و بی راه هستید و باز هم در خدمت استاد عزیز و ارجمند ، سید بزرگوار ، حجت الاسلام والمسلمین یزدانی هستیم .

امشب برنامه مختص به موضوعی است که هنوز تیتر اول برخی از خبر گزاری ها می باشد . می دانید که روز جمعه حوالی ساعت ۵ بعد از ظهر ، جرثقیلی در بیت الله الحرام سقوط کرد و باعث کشته شدن بیش از ۱۰۰ نفر و زخمی شدن بیش از ۲۵۰ نفر و مفقود شدن گروهی از حجاج شد .

امشب دوست داریم به این موضوع از یک زاویه و منظر خاص نگاه کنیم . وسایلی که در اطراف بیت الله الحرام نصب شده و باعث به خطر افتادن جان حجاج می شود ، به خاطر ساخت و ساز هایی است که در اطراف خانه خدا ، انجام می شود . حال حکم این بنایی هایی که بالاتر از کعبه ساخته شده و الان هم در عربستان سعودی انجام می شود ، چیست ؟ چه از نظر مکتب اهل بیت (علیهم السلام) و فقهای شیعه و چه از نظر روایات و مطالبی که خود وهابیت مطرح کرده است .

استاد یزدانی :

همان طور که می دانید ، رسالت برنامه ما جدایی وهابیت از سایر مسلمان ها و نشان دادن بی راهه وهابیت و راهی که مسلمان ها باید بروند و تا امروز رفته اند و تفاوت وهابیت با سایر مسلمان ها که تا به امروز برنامه های مختلفی را در این خصوص داشته ایم .

ان شاء الله امشب هم برنامه مفصلی در خصوص بلند سازی یا برج سازی در کنار خانه خدا ، خواهیم داشت .

بیت الله الحرام در کنار مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) و مسجد الاقصی ، احکام خاصی دارد خصوصا کعبه ، که طبق نص صریح قرآن کریم اولین خانه ای است که بنا شده . در سوره آل عمران ، آیه ۹۶ خداوند می فرماید :

إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّهَ مُبَارَکًا وَهُدًى لِلْعَالَمِینَ . آل عمران / ۹۶

اولین خانه ای که برای انسان ها وضع شده ، خانه کعبه است . این خانه مبارک می باشد و برای جهانیان هدایت است .

این خانه در فقه و اعتقادات ما احکام خاصی دارد . احترام گذاشتن به این خانه از دیدگاه همه مسلمانان ، واجب است و هیچ کس حق کوچکترین بی احترامی به خانه خدا را ندارد . همان طور که خداوند در موارد متعدد از خانه خود در مقابل متجاوزین دفاع کرده است .

این خانه را حضرت آدم (علیه السلام) بنا کرد . در زمان حضرت نوح (علیه السلام ) در طوفانی که آمد ، از بین رفت و باز حضرت ابراهیم (علیه السلام) آن را بنا کردند تا این که به دست ما رسیده . در موارد متعدد این خانه در جنگ ها و در سیل خراب شده و دوباره ساخته شده است . به هر حال تمام مسلمان ها اتفاق نظر دارند ، احترام خانه کعبه ، واجب است و کسی حق بی حرمتی به خانه کعبه را ندارد .

اما متأسفانه امروز در مکه شاهد هستیم ساختمان های ساخته می شود ، که وقتی وارد مکه می شویم به جای این که عظمت خانه خدا چشم انسان را بگیرد ، آنقدر ساختمان ها و برج های بلندی ساخته شده که کسی کعبه را نمی بیند تا تحت تأثیر خانه خدا قرار گیرد و متحول شود ، آن برج های بسیار بلند با نمادهای شیطانی که در بالای آن برج ها است ، هوش و حواس انسان را پرت می کند و روز ها هم سایه آن برج شیطانی بر روی خانه خدا می افتد . بی حرمتی از این بالاتر نمی شود .

متأسفانه هر روز می بینیم که یک برج جدید در کنار خانه خدا ، سر در می آورد . همان طور که در برنامه روز شنبه نشان دادید ، حدود هفتاد جرثقیل در اطراف خانه کعبه ، در حال ساختن برج های عظیم است . طرح های جدید و ماکت هایی که از ساخت و ساز های مکه نشان می دهند ، خیلی بالاتر از این برج ساعتی است که الان هست ، برج های دیگری قرار است که در کنار خانه خدا ، ساخته شود که جای تأسف و ناراحتی زیادی دارد .

دیدگاه اهل بیت ﴿علیهم السلام ﴾ در باره بنای بلندتر از خانه کعبه

بنده روایاتی را از طریق اهل بیت ﴿علیهم السلام ) در مورد بنای بلندتر از خانه کعبه ، همان خانه مکعب شکل ، می خوانم . روایاتی در کتب شیعه وجود دارد که ثابت می کند ساختن خانه ای بلند تر از خانه کعبه درست نیست . خیلی از علمای شیعه و علمای اهل سنت گفته اند : اگر این ساخت و ساز توهین محسوب شود ، حرام است ؛ اما بر کراهت آن همه اجماع دارند .

در کتاب شریف کافیکه از هر نظر بهترین کتاب شیعه است ، تألیف مرحوم محمد بن یعقوب کلینی (ره) ، متوفای ۳۲۹ هـ ، جلد ۴ ، چاپ منشورات الفجر بیروت لبنان ، چاپ اول در سال ۲۰۰۷ م ،. در کتاب الحج ، باب ۱۴۵ : کراهیه المقام بمکه :

محمد بن یحیى ، عن محمد بن الحسین ، عن علی بن الحکم ; وصفوان ، عن العلاء ، عن محمد بن مسلم ، عن أبی جعفر ( علیه السلام ) قال : لا ینبغی للرجل أن یقیم بمکه سنه قلت : کیف یصنع ؟ قال : یتحول عنها ولا ینبغی لا أن یرفع بناء فوق الکعبه.

روایت با سند صد در صد صحیح نقل شده است . محمد بن یحیی عطار نیشابوری قمی که شکی در وثاقت ایشان نیست . محمد بن حسین ابی الخطاب هم از بزرگان شیعه است . علی بن حکم و صفوان که دو نفر هستند ، واو حیلوله دارد . صفوان از اصحاب اجماع و از مشایخ الثقات است . علاء بن زرین هم از بزرگان شیعه می باشد و در وثاقت هیچ کدام از این ها تردیدی نیست . محمد بن مسلم هم که بسیار مشهور تر از این است که کسی درباره شخصیت و وثاقت او حرفی بزند . از امام باقر (علیه السلام) نقل شده :

شایسته نیست کسی بخواهد یک سال در مکه بماند . گفتم : چه کار کند ؟ فرمودند : جا به جا شود و به مناطق دیگر مسافرت کند . شایسته نیست برای هیچ کس که بنایی بالاتر از کعبه بسازد .

کلینی ، کافی ، ج ۴ ، چاپ منشورات بیروت ، باب ۱۴۵

 

takhrib1 takhrib2 takhrib3

 

 

این نص صریح سخن امام باقر (علیه السلام) است که اگر حرمت را نرساند ، حداقل کراهت را می رساند . چون عده‌ای از علمای ما از این روایت ، حرمت را فهمیده اند . عده از علمای دیگر هم کراهت را فهمیده اند که از کراهت کمتر ، نهی است . در هر صورت کراهت را می رساند . این دیدگاه اهل بیت (علیهم السلام) بود که علمای شیعه هم بر اساس این روایت فتوا داده اند .

شیخ مفید در کتاب مقنعه خود ، صفحه ۴۴۴ می گوید :

ونهى علیه السلام أن یرفع الإنسان ( ۹ ) بمکه ( ۱۰ ) بناء فوق الکعبه

امام (علیه السلام) از این که انسان بنایی در مکه بسازد که بالاتر از کعبه باشد ، نهی کرده است .

شیخ مفید ، المقنعه ، ص ۴۴۴

این روایت در المبسوط و در النهایه شیخ طوسی (ره) ، در سرائر ابن ادریس حلی (ره) ، در مختصر محقق حلی (ره) و تمام علمایی که کتاب الحج را نوشتند ، به این بحث رسیدند و تصریح کردند که شایسته نیست که مسلمانی ساختمانی بالاتر از خانه کعبه بسازد . به خاطر احترام به کعبه و این که بی حرمتی به کعبه نشود . حال اگر ساختمانی بسیار دور تر از کعبه بسازند ، شاید بی حرمتی نباشد ؛ اما خانه هایی که در حال حاضر ساخته اند ، موجب بی حرمتی کعبه است و واقعا خجالت آور است که مسلمانی این ها را ببینند و باز هم ساکت بماند .

مجری :

تا این جا نظر اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) و علمای شیعه را دیدیم که حداقل کراهت را برای این مسأله قائل هستند .

کلیپی آماده شده از گذر تاریخی بر یورش وهابیت به مکه تا به امروز که کعبه در چه وضعی بوده است .

کلیپ ۱ ) :

تغییرات ظاهری کعبه و ساختمان های اطراف آن از سال ۱۱۸۶ ش تا سال ۱۳۹۳ ش که در این سال کعبه پایین تر از ساختمان های اطراف شده است .

مجری :

ملاحظه فرمودید که چگونه آرام آرام ساختمان های اطراف کعبه را بالا آوردند و کعبه را سعی کردند ظاهرا پایین بیاروند تا جایی که الان می بینیم پایین ترین نقطه در شهر مکه ، مکان مقدس کعبه است .

استاد یزدانی ! بنده می خواهم از محضر شما در مورد صدر اسلام ، سؤالی داشتم . آیا در صدر اسلام آیا خانه ای بوده که مرتفع تر از خانه خدا باشد و اگر چنین خانه ای بوده ، با توجه به روایاتی که از اهل بیت (علیهم السلام) داریم و مطمئن هستیم که نظر نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نیز همین بوده ، صحابه چه عکس العملی در مقابل این مسأله داشتند ؟

دیدگاه علمای اهل سنت درباره ساخت بناهای بلندتر از خانه کعبه

استاد یزدانی :

وهابی ها دائم خودشان را سلفی می نامند و می گویند ما پیرو سلف صالح هستیم . ما در تاریخ اسلام ، کسی را سراغ نداریم که در کنار خانه خدا ، خانه ای بلندتر از خانه کعبه ساخته باشد . اگر ساختند ، به ما نشان دهند و ثابت کنند که مثلا یکی از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در کنار خانه خدا ، خانه ای بلندتر از خانه کعبه ساخته باشد . چنین چیزی وجود ندارد . پس اگر آن ها این کار را نکرده اند ، چرا شما بر خلاف آن ها عمل می کنید ؟

یک سالی بود که در سرزمین عرفات برای رفاه حال حجاج ، گاز و آب لوله کشی آورده بودند ؛ اما فتوا دادند که این ها را جمع کنید ؛ چون در زمان صحابه آب لوله کشی و گاز نبود . این ساختمان های بلند هم در زمان صحابه نبوده ، چرا شما بر خلاف سنت صحابه عمل می کنید ؟

روایات صحیح در کتب اهل سنت وجود دارد که صحابه ساختن خانه ای بالاتر از کعبه را ، مکروه می دانستند . کتاب المصنف ابی شیبه ، تألیف ابی بکر عبد الله بن محمد بن ابراهیم ابی شیبه العبسی (استاد آقای بخاری ) ، با تحقیق ابی محمد اسامه بن ابراهیم بن محمد ، جلد ۵ ، کتاب الحج ، چاپ الفاروق الحدیثه ، صفحه ۵۱۷ ، باب ۳۷۷ : من کره البناء حول الکعبه :

حدثنا أبو بکر قال حدثنا أبو الأحوص عن مغیره عن إبراهیم قال : کانوا یکرهون أن یبنوا حول الکعبه بناء یشرف علیها . حدثنا أبو بکر قال حدثنا أبو خالد عن هشام بن عروه عن أبیه قال : کانوا یکرهون أن یبنوا بناء عند الصفا والمروه ویطیلونه ، کی یبدو لهم البیت

ابوبکر ، مؤلف کتاب ، ابو الاحوص از روات بخاری و مسلم ، از مغیره بن مقسم از ابراهیم نخعی که از تابعین معروف می باشد ؛ حتی مرسلات ایشان هم مورد قبول هست . چون ایشان صحابه را دیده و می شناسد :

صحابه ساختن خانه ای را که مشرف به کعبه بود یعنی بالاتر از خانه کعبه ، مکروه می دانستند .

سند روایت کاملا صحیح است . روایت بعدی هم از یک تابعی است که حتی عروه می تواند یک صحابی هم باشد :

صحابه ناراحت می شدند و مکروه می دانستند ، از این که کسی خانه ای در صفا و مروه بسازند ، آن هم خانه ای که بلند باشد ؛ چون آن ها می خواستند خانه کعبه را از صفا و مروه ببینند و خانه خدا برایشان مشخص باشد .

مصنف ابی شیبه ، با تحقیق ابی محمد اسامه بن ابراهیم بن محمد ، ج ۵ ، کتاب الحج ، چاپ فاروق الحدیثه ص ۵۱۷ ، باب ۳۷۷

takhrib4 takhrib5

 

 

آیا شما الان می توانی از صفا و مروه خانه خدا را ببینید ؟ شاید اصلا کل مسجد الحرام هم دیده نشود. بنده به مکه نرفته ام ؛ اما ساختمان هایی که الان در مکه و در اطراف خانه خدا است ، مخالف سنت صحابه است .

این دو روایت با سند صحیح که ثابت می کند وهابی ها بر خلاف سلف صالح عمل می کنند . پس شما نگویید که ما سلفی هستید ، شما سلفی نیستید ؛ بلکه بر خلاف سلف صالح کار می کنید . از این گذشته ما روایاتی با سند معتبر در منابع اهل سنت داریم ؛ البته وهابی ها به هر نحویی شده ، تلاش کردند ، این روایات را تضعیف کنند و از حجیت بیافتد تا این ساختمان های بلند و در آمد های هنگفت را تأمین کنند .

کتاب اخبار مکه وما جاء فیها من الآثار ، تألیف امام ابی ولید محمد بن عبد الله بن احمد ارزقی مکی ، متوفای ۲۵۰ هـ ، با تحقیق عبد الملک بن عبد الله بن دهیش وهابی ، چاپ مکتبه الاسدی در سال ۲۰۰۳ م ، صفحه ۳۹۲ ، روایت ۳۵۶ ، باب ما جاء فی اسماء الکعبه ولم سمیت الکعبه :

قال : حدثنا ابوالولید ، قال : وحدثنی جدی عن ابن عیینه عن ابن شیبه الحجبی عن شیبه بن عثمان أنه کان یشرف فلا یرى بیتا مشرفا على الکعبه إلا أمر بهدمه.

ابو ولید ، مؤلف کتاب است . از جدش ، از سفیان بن عیینه از ابن شبیه الحجبی ، از شیبه بن عثمان ، ایشان از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است که داستان های جالبی هم دارد . پدرش در جنگ احد به دست امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) کشته شده . خود شیبه بن عثمان بعد از فتح مکه مسلمان شد . در جنگی که بعد از فتح مکه بود ، قصد ترور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را داشت ؛ اما خدا بر قلبش الهام کرده که مبادا این کار را انجام دهی ، تو مسلمان شو!!! . ایشان از جانب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مدتی خادم کعبه بود ، در زمان عثمان هم نماینده عثمان در خانه کعبه بود . در سال ۵۹ هـ هم از دنیا رفت . ایشان می گفت :

خانه ای بلندتر از خانه کعبه نمی دید ، مگر این که آن خانه را خراب می کرد .

آقایان وهابی ! شیبه بن عثمان از صحابه رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) است . به قول شما کلهم عدول ، کلهم اهل الجنه ، رفتار این ها با خانه های بلندتر از کعبه این بوده ، آن هم خانه هایی که شاید یک متر تا ۵ متر از خانه کعبه بالاتر بودند . اما الان ساختمان هایی که در اطراف خانه خدا هستند ، صدها متر بلندتر از کعبه هستند . اگر بالای آن ساختمان ها به کعبه نگاه کنیم ، شاید کعبه به اندازه یک گردو هم دیده نمی شود .

سند روایت کاملا صحیح است . بنده ان شاء الله بررسی خواهم کرد ؛ اما محقق وهابی کتاب گفته :

اسناده ضعیف ، عبد الحمید لم یدرک جده . هو عبد الحمید بن جبیر بن شیبه بن عثمان بن ابی طلحه العبدری الحجبی المکی . وشیبه بن عثمان بن ابی طلحه صحابی اسلم یوم فتح مکه ومات سنه ۵۹ .

سند روایت ضعیف است . عبد الحمید جد خود را ندیده است .

ابی ولید محمد بن عبد الله بن احمد ارزقی ، کتاب اخبار مکه ، با تحقیق عبد الملک بن عبد الله بن دهیس ، چاپ مکتبه الاسدی ، ص ۳۹۲

 

takhrib6 takhrib7

 

 

شما از کجا می دانید که جدش را ندیده ؟ آقای پروفسور دهیش شما علم غیب دارید ؟ بنده تمام شرح حال های این شخص را از اول تا آخر دیدم . یک نفر این حرف را نزده . این آقای پرفسور اولین شخصی است که این روایت را تضعیف می کند . اما ما ثابت می کنیم که بر خلاف حرف ایشان آقای عبد الحمید ، جدش را دیده .

پس این روایت ثابت می کند که به دستور صحابه هر خانه ای که بلند تر از کعبه بود ، حتما خراب می شد .

بررسی سندی :

احمد بن ولید بن عقبه

اولین راوی که پدر بزرگ آقای ارزقی است در کتاب تهذیب الکمال از روات صحیح بخاری است . تهذیب الکمال فی اسماء الرجال ، تألیف جمال الدین ابی الحجاج یوسف المزی ، جلد اول ، با تحقیق دکتر بشار عواد معروف ، چاپ مؤسسه الرساله ، صفحه ۴۸۰ :

 أحمد بن محمد بن الولید بن عقبه بن الارزق بن عمرو بن الحارث بن ابی شمر الغسانی ابوولید ویقال : ابو محمد الازرقی المکی وجد أبی الولید محمد بن عبد الله صاحب”تاریخ مکه”،

ایشان از سفیان بن عیینه در کتاب های مختلف اهل سنت ، روایت نقل کرده که در صحیح مسلم و صحیح بخاری از ایشان روایت دارد . ایشان استاد آقای بخاری هم است . در صفحه بعد می گوید :

روی عنه البخاری … وابن ابنه ابوولید محمد بن عبد الله الارزقی …

قال ابوحاتم الرازی وابوعوانه الاسفرایینی : ثقه

بخاری از ایشان روایت نقل کرده . پسر پسرش هم که ابو ولید بن محمد بن عبد الله الارزقی صاحب تاریخ مکه است هم از ایشان نقل کرده( پس تا این جا سند متصل است .

          ابو حاتم رازی و ابو عوانه اسفرایینی هم گفتند ایشان ثقه هستند .

محقق در پاورقی می گوید :

ووثقه ابن سعد وابن حبان البستی و ابن عساکر والذهبی و غیرهم … توفی سنه اثنتین وعشرین وثنتین

ابن سعد و ابن حبان و ابن عساکر و ذهبی و دیگران ایشان را توثیق کرده اند و ایشان رد سال ۲۲۲ هـ هم از دنیا رفته است .

مزی ، تهذیب الکمال ، ج ۱ ، چاپ مؤسسه الرساله ، با تحقیق بشار عواد معروف ، ص ۴۸۰

سفیان بن عیینه

ایشان نه فقط راوی ؛ بلکه از فقهایی در حد ابوحنیفه و شاید بالاتر از او است که خودش صاحب مذهب بود ، پس شکی در وثاقت ایشان باقی نمی ماند . کتاب الکاشف ، تألیف شمس الدین ذهبی ، با تحقیق محمد عوامه و احمد محمد نمر الخطیب ، چاپ دار القبله عربستان سعودی ، صفحه ۴۴۹ ، شرح حال ۲۰۰۲ :

سفیان بن عیینه ابومحمد الهلالی مولاهم الکوفی الاعور ، احد الاعلام عن الزهری وعمرو ابن دینار وعنه احمد وعلی والزعفرانی ومن شیوخه الاعمش وابن جریح ثقه ثبت حافظ امام مات فی رجب .

بالاترین ثویق برای یک راوی پیدا نمی شود که آقای ذهبی بخواهد درباره او بیان کند .

ذهبی ، الکاشف ، چاپ دار القبله عربستان ، ص ۴۴۹

عبد الحمید بن جبیر

در مورد ایشان گفته بود که پدر بزرگش را ندیده است . حال ببینیم که پدر بزرگش را دیده یا ندیده است ؟ کتاب تهذیب التهذیب ، تألیف ابن حجر عسقلانی ، متوفای ۸۵۲ هـ ، جلد ۲ ، چاپ مؤسسه الرساله بیروت ، صفحه ۴۷۳ :

ع : حرف عین که آمده یعنی تمام صحاح سته اهل سنت ، بخاری ، ترمذی ، نسائی ، ابن ماجه ، ابن داوود هم از او روایت دارند .

ع : عبد الحمید بن جبیر بن شیبه بن عثمان بن ابی طلحه العبدری الحجبی المکی .

ابن معین والنسائی وابن سعد : ثقه وذکره ابن حبان فی« الثقات » .

قلت : ذکره خلیفه فی الطبقه الثالثه من اهل مکه .

عبد الحمید بن جبیر بن شیبه بن عثمان بن ابی طلحه عبدری حجبی مکی . ایشان را ابن معین و نسائی و ابن سعد گفتند : ثقه هست و ابن حبان هم در کتاب ثقات خود ایشان را ذکر کرده .

این شخص سال تولدش در کتاب های رجالی اهل سنت ، مشخص نیست و هیچ کس سال تولدش را بیان نکرده است .

نویسنده می گوید : ایشان را در طبقه سوم از اهل مکه ذکر کردند . ( طبقه اول ، کبار صحابه هستند . طبقه دوم ، صغار صحابه هستند و طبقه سوم ، کبار تابعین هستند و طبقه چهارم ، صغار تابعین می باشند . )

این شخصی که روایت را تضعیف کرده بود ، متأسفانه این مطالب را ندیده است .

ابن حجر عسقلانی ، تهذیب التهذیب ، متوفای ۸۵۲ هـ ، ج ۲ ، جاپ مؤسسه الرساله بیروت ، ص۴۷۳

شیبه بن عثمان

کتاب الاصابه فی تمییز الصحابه ، ابن حجر عسقلانی ، با تحقیق آقای ترکی ، جلد ۵ ، صفحه ۱۶۰ ، شرح حال ۳۹۴۹:

۳۹۴۹ شیبه بن عثمان وهو الأوقص بن أبی طلحه بن عبد الله بن عبد العزى بن عبد الدار القرشی العبدری الحجبی أبو عثمان قال بن السکن أمه أم جمیل هند بنت عمیر بن هاشم بن عبد مناف بن عبد الدار أخت مصعب بن عمیر …

قال البخاری وغیر واحد له صحبه أسلم یوم الفتح …

قال دعا النبی (ص) شیبه بن عثمان فأعطاه مفتاح الکعبه فقال دونک هذا فأنت أمین الله على بیته …

جالب است که مادر ایشان ، ام جمیل معروف است که با مغیره بن شعبه داستان های جالبی دارد .

بخاری و بسیار از علمای اهل سنت گفتند : او از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) است که در روز فتح مکه مسلمان شد .

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) شیبه بن عثمان را خواست و کلید کعبه را به او داد و گفتند : جان تو و جان من . تو امین خدا بر خانه اش هستی .

قطعا روایت ضعیف است ؛ ولی به هر حال روایتی است که علمای اهل سنت در فضیلت آقای شیبه بن عثمان نقل کردند . این امین خدا هم به کسی اجازه نمی داد که خانه ای بالاتر از خانه خدا بسازد .

روایتی که راویان آن را بررسی کردیم این بود :

قال : حدثنا ابوالولید ، قال : وحدثنی جدی عن ابن عیینه عن ابن شیبه الحجبی عن شیبه بن عثمان أنه کان یشرف فلا یرى بیتا مشرفا على الکعبه إلا أمر بهدمه

خانه ای بلندتر از خانه کعبه نمی دید ، مگر این که آن خانه را خراب می کرد .

ابی ولید محمد بن عبد الله بن احمد ارزقی ، کتاب اخبار مکه ، با تحقیق عبد الملک بن عبد الله بن دهیس ، چاپ مکتبه الاسدی ، ص ۳۹۲

آقای وهابی ! اشکال این روایت در چیست ؟ شما می گویید ابن شیبه حجبی که همان عبد الحمید است ، جد خود را ندیده . روات این روایت همه از راویان صحیح بخاری هستند.

ما از کتاب ابن حجر عسقلانی نشان دادیم که گفته بود : ایشان از طبقه سوم روات مکه است . طبقه سوم حتی می تواند از طبقه اول هم روایت نقل کند .

قانون رجال این است که یک نفر می تواند تا ۷۵ سال قبل از خودش را درک و از افراد آن زمان روایت نقل کند و این طبیعی است و هیچ کس اشکال نمی گیرد . ۷۵ سال یعنی سه طبقه که راوی می تواند تا ۷۵ سال قبل از خود را نقل کند . مگر این که واقعا ثابت شود که طرف را ندیده است . مثل بعضی از این ها بعد از پدرشان به دنیا آمدند ، پدرشان را هم ندیدند ؛ اما از پدرشان روایت نقل کردند .

این شخص یعنی ابن شیبه حجبی ، جدش را حتما دیده ؛ چون جزء طبقه سوم است . خلیفه بن خیاط هست که ابن حجر از او نقل می کند ، می گوید : ایشان از طبقه سوم روات مکه می داند . پس سند روایت صحیح است .

یک اشکال دیگر هم می تواند وارد کند ، این که شما از کجا می دانید ابن شیبه حجبی همان عبد الحمید بن جبیر است ؟ چون حجبی ها یک قبیله بزرگ هستند و روات بسیار زیادی دارند . آقای شیبه بن عثمان ، چهار پنج نوه دارد که همه راوی هستند . شما از کجا می دانید عبد الحمید بن جبیر است ؟ ایشان باید این مطلب را ثابت کنند ، مگر این که از طریق سفیان بن عیینه بیاید که در صحاح سته ، سفیان بن عیینه معمولا روایت را از عبد الحمید بن جبیر نقل کرده است . اگر از این طریق بیاید ، ثابت می شود ؛ اما عبد الحمید بن جبیر از طبقه سوم است و می تواند پدر بزرگش را ببیند . خود سفیان بن عیینه هم که متوفای ۱۹۸ هـ است و می تواند معمر باشند و بعضی از اصحاب را دیده و بعضی ها او را جزء تابعین می دانند .

مجری :

طبق روایات اهل سنت ، صحابه اگر بنایی بلندتر از کعبه ساخته می شد ، دستور تخریب آن را می دادند . معقول هم نیست که ارتفاع آن ساختمان ها بیشتر از ۱۰ متر بلند تر از کعبه بوده باشد ؛ اما الان چه بناهایی اطراف کعبه هستند . نمونه ای از آن را می بینیم .

کلیپ ۲ ) :

ساختمان های بسیار بلند تر از کعبه که توسط آل سعود ساخته شده است .

مجری :

واقعا چقدر ناراحت کننده است دستوری که در صدر اسلام به آن عمل می شد و ساختمانی بلندتر از خانه خدا ساخته نمی شد ؛ اما الان می بینیم که چه ساختمان هایی کنار کعبه ساخته می شود که اگر قرار باشد کادر دوربین از آن ها بخواهد تصویر برداری کند ، واقعا کعبه اصلا دیده نمی شود .

استاد یزدانی ! آیا غیر از این روایت صحیح السندی که خواندید ، روایت دیگری هم در این باره وجود دارد ؟

استاد یزدانی :

روایات در این زمینه فراوان است . از جمله آقای فاکهی در کتاب اخبار مکه خود ، تعدادی از این روایات را جمع کرده است . اخبار مکه فی قدیم دهر وحدیثه ، تألیف ابی عبد الله محمد بن اسحاق الفاکهی ، با تحقیق عبد الملک بن عبد الله بن دهیش وهابی ، جلد اول ، چاپ دوم سال ۱۹۹۴ م :

ذکر من کره ان یکون حول الکعبه بناء یشرف علیها

۶۹۴ حدثنا محمد بن أبی عمر قال ثنا سفیان قال ثنا ابن شیبه أو بعض الحجبه أن شیبه بن عثمان کان یشرف ولا یرى بناء یشرف على الکعبه إلا أمر به أن یهدم

۶۹۵ حدثنا محمد بن عبد الله بن یزید المقرىء قال ثنا سفیان عن ابن أبی نجیح قال رأى ابن عمر رضی الله عنهما رجلا وکأنه قوله بالمعروف وینهى عن المنکر فقال أترید أن تأمر بالمعروف وتنهى عن المنکر ائت هؤلاء الذین یبنون فی حرم الله تعالى فامنعهم

افرادی که بدشان می آمد از این که بنایی بالاتر از کعبه در اطراف آن ساخته شود .

روایت اول : آقای شیبه بن عثمان از خانه خود بیرون می آمد . ایشان خانه ای را بالاتر از خانه کعبه نمی دید ، مگر این که آن خانه را خراب می کرد . (روایت را قبلا خواندیم )

روایت دوم : عبد الله بن عمر شخصی را دید که امر به معروف و نهی از منکر می کرد . به او گفت : هدف تو واقعا امر به معروف و نهی از منکر است . برو کسانی را که در اطراف خانه خدا ، خانه می سازند ، امر به معروف و نهی از منکر کن . به آن ها اجازه نده که خانه ای در حرم خدا بسازند .

ابی عبد الله محمد بن اسحاق فاکهی ، اخبار مکه ، با تحقیق عبد الملک بن عبد الله بن دهیش ، ج اول ، ص ۳۳۸

در این جا یک سؤال مطرح می شود که چرا خود عبد الله بن عمر جلوی ساخت و سازها را نمی گرفت ؟ شاید قدرت آن را نداشت ؛ اما این سخن را به کسی که امر به معروف می کرد ، گفت .

حدثنی الحسن بن عثمان عن الواقدی قال حدثنی خالد بن إلیاس عن یحیى بن عبد الرحمن بن حاطب قال رأیت عثمان بن عفان رضی الله عنه کتب إلى عامله بمکه أن لا یدع أحدا یبنی بیتا له مشرفا على الکعبه

روایت سوم : آقای عثمان بن عفان به عامل خود نامه ای نوشت که هیچ خانه ای را که بالاتر از خانه کعبه باشد را باقی نگذار .

این هم دستور یکی از خلفاء بود . در این روایت به آقای واقدی اشکال وارد کرده و گفتند : ایشان ضعیف هستند .

آقای واقدی هم توثیق دارد و هم تضعیف . در این صورت حداقل روایتش حسن است ؛ چون مؤید صحیح دارد .

حدثنا أو العباس أحمد بن محمد قال ثنا أبو بکر قال ثنا سلام بن سلیم عن مغیره عن إبراهیم قال کانوا یکرهون أن یبنوا حول الکعبه بناء یشرف علیها

روایت چهارم : صحابه ساختن خانه ای که بلندتر از خانه خدا بود را مکروه می دانستند . ( این روایت را قبلا خواندیم که سند آن هم کاملا صحیح بود )

حدثنا سلمه بن شبیب قال ثنا عبد الرزاق قال أنا معمر عن یزید بن أبی زیاد عن مجاهد عن عبد الله بن عمرو قال إذا رأیت البناء قد ارتفع على جبال مکه وسال الماء فخذ حذرک .

روایت پنجم : اگر دیدی ساختمانی بالاتر از کوه های مکه ساخته شد ، حواست را جمع کن .

قطعا روایت را از پیامبر (صلی الله علیه و آله) شنیده بودند که پیش بینی کرده بود روزگاری می رسد که در مکه ساختمان هایی ساخته می شود که از کوه ابو قبیس و کوه های بلند اطراف مکه ، بلندتر است . در آن زمان حواست را جمع کن که فتنه ای می شود و اتفاقی می افتد .

حدثنا أحمد بن محمد أبو العباس قال ثنا أبو بکر قال ثنا سلیمان بن حیان عن هشام بن عروه عن أبیه قال کانوا یکرهون أن یبنوا بناء عند الصفا المروه ویطیلونه لکی یبدو لهم البیت

روایت ششم : صحابه از این که خانه ای در صفا و مروه بسازند و آن را بالا ببرند ، کراهت داشتند . برای این که می خواستند از صفا و مروه خانه خدا را ببینند .

حدثنی الحسن بن عثمان عن الواقدی قال حدثنی موسى بن محمد بن إبراهیم التیمی عن أبی بکر بن أبی جهم عن أبی بکر بن سلیمان أبن أبی حثمه عن أبی جهم بن حذیفه قال وکانت قریش لا یبنون بیتا مشرفا على الکعبه .

روایت هفتم : قریش (کفار و مشرکین قریش ؛ چون بعد از اسلام ، قوم گرایی و این افتخارات از بین رفت و مسلمانان را کسی به اسم قریش نمی خواندند ) خانه ای بالاتر از خانه کعبه نمی ساختند .

 

takhrib8 takhrib9 takhrib10 takhrib11 takhrib12

 

 

 

اما وهابی ها این کار را انجام می دهند .

مجری :

باید بیننده ها به عنوان یک سؤال از رسانه ها وهابی بپرسند ، این ساختمان هایی را که همه از خانه خدا بلندتر هستند ، با چه ملاک و معیاری ساخته اید که همه با روایات اهل سنت و اعمال صحابه مخالفت دارد .

استاد یزدانی :

این روایت هم بسیار جالب است . با این که در سند روایت آقای واقدی هم هست ؛ اما واقدی هم قابل توثیق است و این ها نمی توانند از توثیق ایشان رد شوند . اگر فرض کنیم که راویان این روایت همه ضعیف باشند ، انگیزه ای برای هیچ مسلمانی برای جعل این روایت وجود ندارد . چون نفعی برای کسی ندارد که بگوید : قریش خانه ای بالاتر از خانه کعبه نمی ساختند . اما وهابی ها ساخته اند و الان هم می سازند .

بنده روایتی را بخوانم که خیلی جالب است ؛ البته در این جا هم آن روایت بود ؛ اما ابن ابی شیبه ، طور دیگری این روایت را نقل کرده است .

در کتاب المصنف ، تألیف ابن ابی شیبه (استاد بخاری ) ، جلد ۵ ، کتاب الحج ، چاپ دار الفاروق ، صفحه ۳۴۷ به بعد ، باب من کره هدمه :

از یعلی بن عطاء نقل می کند : من افسار چهارپای عبد الله بن عمرو بن عاص را گرفته بودم . گفت : چگونه است که این خانه کعبه خراب شود و هیچ سنگی روی سنگی قرار نگیرد . گفتند : ما مسلمان هستیم ؟ گفت : بله مسلمان هستیم ….

در صفحه بعد روایت جالبی را بیان می کند :

اگر دیدی ساختمان هایی بالاتر از کوه های مکه ساخته شد . ( آن زمان و حتی در طول تاریخ هیچ مسلمانی ، چنین توانایی نداشته که خانه های بالاتر از کوه های مکه بسازد .) بدان که امر بر تو سایه خواهند افکند .

امر می تواند در این جا ، قیامت باشد یعنی قیامت نزدیک است .

می تواند منظور از امر در این جا ، ظهور مولا و آقایمان حضرت حجت بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد . حتی اگر بگوییم نشانه قیامت است ، قبول می کنیم . الان قیامت نزدیک شده ؛ اما قطعا ظهور قبل از قیامت است . تمام مسلمان ها با هم ؛ حتی وهابی ها ، اجماع دارند که حضرت مهدی (علیه السلام) قبل از قیامت ظهور می کند . اگر قیامت باشد ، قطعا ظهور آقایمان هم نزدیک است . پس این ساختمان های بلند می تواند نشانه ای از ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) باشد .

به هر حال یک صحابی اصلا نمی توانست تصور کند در عصری که مردم وسیله ای برای ساختن ساختمان نداشتند ، خانه ای بسازند که از کوه های مکه هم بالاتر برود . به همین دلیل می گوید : اگر دیدی ساختمان هایی بالاتر از کوه های مکه ساخته شد ، بدان که قیامت نزدیک است و بدان که ظهور آقا و مولایمان پیش از آن نزدیک تر است .

مجری :

بینندگان عزیز ! دوست دارید ببینید بالاتر از کوه های مکه خانه ساختن یعنی چه ؟ و آن ارتفاع شاخ شیطانی است که در بالای برج ساعت قرار گرفته . چه اهانت بزرگی است این نماد فراماسونری که کنار کعبه است و ساختمان هایی است که ساخته شده است .

کلیپ بعدی ، تصویری است که از بالای شاخ شیطان گرفته شده . وقتی تصویری را از بالای این برج ها داشته باشید ، متوجه می شوید که چقدر فاصله زیاد است .

کلیپ ۳ )

تصویری که از بالای شاخ شیطان گرفته شده است .

 

مجری :

در کلیپ اولی که دیدیم ، اولین تصویر مربوط بود به سه سال بعد از هجوم وهابیت به مکه بود . در آن جا هم خانه ای دیده نمی شد که مشرف بر کعبه یا بالاتر از کعبه باشد . دلیل آن چیست ؟

استاد یزدانی :

شعار وهابی ها ، مبارزه با بدعت است . ما نباید کاری انجام دهیم که صحابه انجام نداده باشد . اصل شعار غلط است ؛ اما بر اساس همین شعار آمدند و هر خانه ای که بالاتر از کعبه بود را خراب کردند . آقایان وهابی برای اولین بار در سال ۱۲۱۸ که کعبه را تصرف کردند ، تمام خانه های مکه را که بالاتر از خانه کعبه بود ، خراب کردند .

این داستانی است که خود وهابی ها در کتاب های خود بیان کردند . در کتاب عجائب الآثار فی التراجم والاخبار ، تألیف عبد الرحمن بن حسن جبرتی از علمای مشهور اهل سنت و کتابش را همه وهابی ها به عنوان تاریخ خود قبول دارند . چاپ دار الکتب المصریه در قاهره ، جلد ۳ ، صفحه ۳۹۸ :

وفی یوم الاحد حضر الشریف عبد الله ابن سرور وصحبته بعض أقاربه من شرفاء مکه وأتباعهم نحو ستین نفرا واخبروا انهم خرجوا من مکه مع الحجاج وان عبد العزیز بن مسعود الوهابی دخل إلى مکه من غیر حرب وولى الشریف عبد المعین أمیرا على مکه والشیخ عقیلا قاضیا وأنه هدم قبه زمزم والقباب التی حول الکعبه والابنیه التی اعلى من الکعبه وذلک بعد ان عقد مجلسا بالحرم وباحثهم على ما الناس علیه من البدع والمحرمات المخالفه للکتاب والسنه …

در روز یکشنبه ، ۲۲ صفر ۱۲۱۸ هـ ، آقای شریف عبد الله بن سرور حاضر شد ….

عبد العزیز بن سعود وهابی بدون جنگ وارد مکه شد . ( من غیر حرب ، خیلی جالب است ؛ البته آن زمان که می خواستند وارد مکه شوند ، مردم توان جنگیدن نداشتند . ما از علمای اهل سنت نقل کردیم که این ها مدت طولانی مکه را محاصره کردند ، به حدی که مردم از گرسنگی مجبور به خوردن گوشت سگ شدند . به همین خاطر مردم توان جنگیدن نداشتند که آن ها به راحتی وارد مکه شدند .) کارهایی انجام داد تمام گنبد هایی که در اطراف کعبه بود ، از جمله گنبدی که بر چاه زمزم بود و تمام ساختمان هایی که بالاتر از کعبه بود را خراب کردند . ( این کار را چه زمانی انجام داد ؟ ) مجلسی را در حرم تشکیل داد ، با علما بحث کرد و تمام کار هایی را که مردم انجام می دادند و خلاف کتاب و سنت بود و بدعت محسوب می شد را تصمیم گرفت از بین ببرد .

از جمله این بدعت ها و چیز های که خلاف کتاب و سنت بود ، ساختمان هایی بود که بالاتر از خانه خدا ساخته شده بود که همه آن ها را آقای عبد العزیز بن سعود وهابی ، خراب کرد .

عبد الرحمن بن حسن جبرتی ، عجائب الآثار ، جلد ۳ . چاپ دار مکتبه المصریه قاهره ، ص ۳۹۸

 

 

takhrib13 takhrib14 takhrib15

 

 

آقایان وهابی ! شما نه بر اساس سنت صحابه عمل کردید که ما روایت صحیح داشتیم آن ها کراهت داشتند . آقایان وهابی هم سند روایت را تصحیح کرده بودند . شما بر خلاف نظر صحابه ، بر خلاف نظر عثمان بن عفان که به عامل خودش دستور داده بود هر خانه ای که مشرف بر کعبه یا بالاتر از کعبه بود ، باید خراب شود . حتی بر خلاف نظر مؤسسین وهابیت هم عمل می کنید . چون عبد العزیز بن سعود وهابی هم که فرمانده ابرهه از طرف وهابیت بود ، دستور به تخریب خانه های بالاتر از خانه کعبه را دادند . البته در جنگ های بعدی مکه که اتفاق افتاد ، انجام دادند که ان شاء الله دوباره نشان خواهیم داد .

بنابر این ، این روایت ثابت می کند که وهابی ها ابتدا که وارد مکه شدند ، تمام ساختمان هایی که بالاتر از کعبه بود را خراب کردند تا نوادگان آن ها ساختمان هایی هزار بار بلندتر از آن ساختمان ها ، بسازند تا سران کشورهای اسلامی به آن جا بیایند و محل ارتزاقی برای وهابی ها باشد .

مجری :

کلیپ بسیار جالبی آماده شده که از شما تقاضا می کنم آن را به دقت نگاه کنید .

 

کلیپ ۴ ) :

راوی :

همان طور که می دانید بعد از حمله محمد بن عبد الوهاب به حجاز و حکومتی که با قتل و غارت ، در منطقه مسلط شد ، مراسم حج را در انحصار خود گرفت و مسلمین در سالیان متمادی مجبور هستند برای این که بتوانند فریضه حج را به جا بیاورند ، به سرزمینی سفر کنند که تحت سیطره آل سعود است .

با نگاهی گذرا بر برخی اتفاقاتی که در سالیان گذشته در هنگام برگزاری مراسم حج اتفاق افتاده است ، می توان به این نتیجه رسید که آل سعود شایستگی لازم برای برگزاری مراسم حج را ندارد . همان مطلبی که اهل سنت هم به صراحت و شجاعت تمام به آن پرداخته اند . بی کفایتی آل سعود برای اداره مراسم حج را می توان در موارد متعددی همچون آمار کشته ها و زخمی های حجاج بیت الله الحرام جستجو کرد که علت آن سهل انگاری و یا خباثت و وحشی گری آل سعود بوده است .

سال ۱۹۷۸ م ، شهادت ۲۷۵ نفر از حجاج ایرانی و ۱۷۵ غیر ایرانی = ۴۵۰ نفر به دست آل سعود در مکه مکرمه .

سال ۱۹۹۰ م ، کشته شدن ۱۴۲۶ نفر از حجاج بیت الله الحرام در زیر دست و پا ، به علت دلیل عدم کنترل جمعیت به تونل منتهی به مسجد الحرام .

سال ۱۹۹۴ م ، کشته شدن ۲۷۰ نفر از حجاج بیت الله الحرام به دلیل عدم کنترل جمعیت در پل جمرات .

سال ۱۹۹۷ م ، کشته شدن ۳۴۰ حاجی و مجروح شدن ۱۵۰۰ نفر از حجاج به دلیل آتش سوزی در خیمه های منی .

سال ۱۹۹۸ م ، کشته شدن ۱۸۰ نفر از حجاج به دلیل عدم کنترل جمعیت و ازدحام بیش از حد در رمی جمرات .

سال ۲۰۰۴ م ، کشته شدن ۲۵۱ نفر و مجروح شدن ۲۴۴ نفر از حجاج بیت الله الحرام به دلیل عدم کنترل جمعیت و ازدحام بیش از حد در رمی جمرات .

سال ۲۰۰۶ م ، کشته شدن ۷۶ نفر از حجاج آسیایی در مکه به دلیل تخریب هتل حجاج و باز در همان سال کشته شدن ۳۶۳ نفر باز هم به دلیل عدم کنترل جمعیت و ازدجام بیش از حد در رمی جمرات .

و اکنون در سال ۲۰۱۵ م ، کشته شدن بیش از صد نفر و زخمی شدن بیش از ۲۵۰ نفر و مفقود شدن گروهی از حجاج بیت الله الحرام به دلیل سقوط جرثقیلی که در اطراف خانه خدا مشغول برج سازی بودند که به گفته خبر گزاری پانوراما الشرق الاوسط متعلق به فرزند سلمان بن عبد العزیز پادشاه عربستان بوده است .

حال باید دید آیا آل سعود که بی کفایت بودنش برای اداره مناسک حج به همگان ثابت شده است ، در قبال این اتفاقات درد آور چه عکس العملی انجام می دهد و آیا حاضر خواهد شد مسئولیت اداره حجاج را به سایر مسلمین واگذار کند و یا همچنان به حج به عنوان ابزاری برای ارتزاق خود و پوششی برای جنایات خود نگاه می کند .

مجری :

ما از دوستانی که روی خط می آیند ، این سؤال را داریم که قصد آل سعود از این همه ساخت و ساز چیست و برای عمل به سخنان سلف صالح خود ، چه کار کنند ؟ اگر در مورد اتفاقی که رخ داده ، مطالبی دارید ، آن را بیان کنید .

تماس بینندگان

بیننده : مهدی از اصفهان ـ شیعه

بنده از استاد یزدانی چند سؤال داشتم . اول این که ، عایشه همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله) خانه ای که در حال حاضر پدرش دفن است ، به ارث برده بود که اجازه دفن امام حسن (علیه السلام) را نداد .

در مورد وهابیت هم تا به حال برای همه ثابت شده کارهایی که انجام می دهند به خاطر دشمنی با اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) است . بنده در یکی از رسانه ها خواندم که این ها قصد خراب کردن کعبه را داشتند ؛ چون می گویند خانه کعبه به دست مشرکین ساخته شده و باید خراب شود و دوباره به دست آن ها ساخته شود .

پیشنهادی داشتم مبنی بر این که اگر امکان دارد از شیعیانی که در عربستان هستند ، مستندی داشته باشید تا آگاهی بیشتری در این زمینه پیدا کنیم .

استاد یزدانی :

گرچه موضوع برنامه ما ، وهابیت است ؛ اما بنده به صورت خیلی مختصر پاسخ می دهم . این قضیه خیلی روشن است که اگر قرار باشد ، روایتی که ابوبکر نقل کرده که پیامبران ارثی به جا نمی گذارند و هر چه که به جا می گذارد ، باید به تمام مسلمان ها برسد ، قطعا خانه ای که برای عایشه بوده و عایشه بعدا آن را تصرف کرد ، خانه پیامبر (صلی الله علیه و آله) بوده و به عایشه ارث نرسیده است . چون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ارثی به جا نمی گذارد . اگر پیامبر (صلی الله علیه و آله) ارث به جا بگذارد ، اولا به فرزندانش می رسد و بعد ، یک هشتم از آن به همسران رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می رسد .

خیلی واضح است که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نه در زمان حیات و نه بعد از حیات ، هیچ کدام از حجره هایی را که برای همسرانشان بود ، به آن‌ها تملیک نکرد . هیچ دلیلی برای این قضیه وجود ندارد . برای ما یک دلیل ، یک روایت پیدا کنند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) حجره را به عایشه تملیک کرده باشد . چون آن حجره همان حجره ای است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از تمام مردم پذیرایی می کردند ، صحابه در همان حجره با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ملاقات می کردند .

در کجا داریم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله)‌ آن حجره ای که با مردم ملاقات می کرده را به عایشه تملیک کرده است . نه دلیلی برای این کار است و نه ارث است ، پس چه چیزی است ؟ این قضیه به معنی این است که عایشه حجره رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و برای عموم مسلمان ها بوده ، را تصرف کرده است .

جالب است که روایاتی در منابع اهل سنت با سند صحیح است که آن حجره جزئی از مسجد بوده نه جدایی از مسجد باشد . مثل همان روایتی که در خصائص نسائی ، جلد اول ، صفحه ۱۲۳ ، روایت ۱۰۶ آمده که مقایسه ای بین امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و عثمان است .

وهو فی مسجد رسول الله (ص) عن علی وعثمان فقال أما علی فلا تسألنی عنه وانظر إلى منزله من رسول الله (ص) لیس فی المسجد بیت غیر بیته وأما عثمان فإنه أذنب ذنبا عظیما یوم التقى الجمعان فعفى الله عنه وغفر له وأذنب فیکم ذنبا دون فقتلتموه .

می گوید : از ابن عمر در مورد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و عثمان سؤال کردم . گفت : از من درباره علی بن ابیطالب (علیه السلام) سؤال نکن . فقط به خانه علی بن ابیطالب (علیه السلام) نگاه کن که در کنار خانه پیامبر (صلی الله علیه و آله) تنها خانه ای است که در مسجد است . ( پس حجره ای که پیامبر (صلی الله علیه وآله ) دفن شدند ، جزئی از مسجد هستند ) .

خصائص نسائی ، ج ۱ ، ص ۱۲۳ ، ح ۱۰۶

نکته دیگر این که عایشه به هیچ عنوان نمی توانسته همیشه ساکن آن حجره باشد ؛ چون زن ها در یک ماه مدت ۱۰ روز نمی توانند وارد مسجد شوند و حرام است ، جز برای اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) که در همین روایت هم امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و خانواده حضرت ، از این قضیه استثناء شده است . بقیه زن ها در آن ده روز نمی توانستند وارد آن حجره شوند . حجره ای هم که عایشه همیشه در آن بوده ، غیر از این خانه ای است که جزء مسجد بوده . بعد ها عایشه همه خانه های اطراف را تصرف کرد و آن حجره ، خانه عایشه شد .

جالب است که وقتی امام حسین (علیه السلام) خواستند امام حسن مجتبی (علیه السلام) را در آن جا دفن کنند ، اجازه نداد و آن اتفاقات رخ داد .

 

بیننده : آقای عمرانی از بندر دیر ـ شیعه

بنده در مورد شاخ شیطان نکته ای را بیان کنم . اگر برادران اهل سنت صادقانه نمی دانند که آل سعود چه کار می کند ، همین نشانه گویای این است که این ها دشمن اسلام هستند . شاخ شیطان را بالای نام مقدس الله قرار دادند .

دشمنی این ها نه با اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) ؛ بلکه دشمنی با خدا دارند . این ها پیروان سامری هستند که وقتی متوجه شد که نمی تواند با حضرت موسی (علیه السلام) مقابله کند، گفت : «من پیرو موسی شدم » و با این ظاهر سازی توانست قوم حضرت موسی (علیه السلام ) را به گوساله پرستی وادار کرد و پیروانش وقتی دیدند نمی توانند با حضرت عیسی (علیه السلام) مقابله کنند ، خودشان را عیسوی قلمداد کردند و تعاریفی را که در قالب کتاب در دین مسیحیت ایجاد کردند و دین مسیحیت را مانند دین یهود به تباهی کشیدند . گروهی از همین ها در اسلام نفوذ کردند . چه در زمان حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) ؛ چون می دانستند که حریف نمی شوند و به طمع حکومت ، در کنار پیامبر (صلی الله علیه و آله) قرار گرفتند و به عناوین مختلف خود را به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نزدیک کردند تا به این طریق قدرتی را که اسلام به دست می آورد را صاحب شوند و چه توطئه ها که نکردند تا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را نگذارند در جایگاه واقعی خود قرار دهد .

بیننده : آقای جمیلی از افغانستان ـ اهل سنت

بنده برنامه شما را نگاه می کردم که شما به این اتفاقی که بیت الله الحرام رخ داده و کاملا طبیعی بوده ، انتقاد می کردید . بنده می خواهم بپرسم چرا شما از تلفات طبیعی که برای زواران عربستان و عراقی که در مشهد رخ داد ، صحبت نمی کنید و چرا شما در مورد تلفاتی که در سوریه انجام می شود و ایران در آن دخیل است ، حرفی نمی زنید ؟

مجری :

امکان دارد ارتباط حادثه مشهد را با تفکر شیعی بیان کنید که کجای تفکر شیعه باعث کشته شدن این افراد شده ؟ در کجای مشهد جرثقیلی که مربوط به افراد حکومتی بوده بر سر مسلمان ها افتاده ؟ این ها اصلا قابل مقایسه نیستند .

بیننده :

شما با این سخنانی که بیان می کنید می خواهید بین اهل سنت و وهابیت تفرقه ایجاد کنید . ما اهل سنت که حدود یک میلیارد و چند صد هزار نفر هستیم ، همه در کنار برادران وهابی خود ایستاده هستیم . شما این حق را ندارید که بین ما تفرقه ایجاد کنید .

استاد یزدانی :

اهل سنت افغانستان حنفی هستند و غیر از حنفی ندارند . همین شبکه های وهابی گفته بودند که هر کس حنفی باشد ، گاو ، الاغ ، میمون و سگ هستند . ما در همین برنامه کلیپ آن را پخش کردیم .

 

بیننده :

من برنامه های شبکه های وصال و کلمه و توحید را دائم می بینم ، چنین چیزی نبود .

استاد یزدانی :

آقای هاشمی چهار برنامه درباره تقلید داشتند و می گفتند : هر کس حنفی باشد و تقلید کند ، مثل سگی است که قلاده بر گردنش انداختند . مثل الاغی است که سوارش شدند . مثل گوسفندی است که به این طرف و آن طرف می رود . این کارشناس عکس سگی را نشان دادند که قلاده به گردنش بود و می گفت این سگ همان کسی است که تقلید می کند .

 

بیننده :

آن سگ کسی است که از مذهب خود تقلید نمی کند و از مذهب دیگران تقلید می کند .

استاد یزدانی :

ولی آقای هاشمی می گفت : هر کس مقلد باشد ، سگی است که قلاده بر گردنش کند .

مجری :

حالا شما سخن برادران وهابی خود را می پذیرید ؟

بیننده :

این تفرقه ای است که شما اهل تشیع در میان اهل سنت و وهابیت ایجاد کردند . بین ما و وهابی هیچ تفاوتی نیست . ما وهابی را رد نمی کنیم ؛ چون وهابی می گوید قبرپرستی کار نادرستی است .

مجری :

بنده از شما سؤالی دارم . آقای ابوبکر بغدادی هم برادر عزیز شما است ؟

بیننده :

نه ما ابوبکر بغدادی را قبول نداریم .

استاد یزدانی :

شما طالبان را قبول دارید ؟

بیننده :

بله ، ما طالبان را قبول داریم .

استاد یزدانی :

شما از کجای افغانستان هستید ؟

بیننده :

از مزار شریف

استاد یزدانی :

طالبان در یک جنگ ۵۰ هزار نفر را کشتند . شما با طالبان بودید یا با مردم بودید ؟ شما کشتار مردم مزار شریف به دست طالبان را به یاد دارید ؟

بیننده :

ما با مردم بودیم . طالبان افغان ما هستند و هم مذهب ما می باشند .

استاد یزدانی :

هم مذهب شما و وهابی هستند . در مزار شریف ، شیعه کم بود . اکثرا در آن جنگ اهل سنت کشته شدند .

مجری :

شما ابو مصعب زرقاوی که با طالبان ملاقات کردند را قبول دارید ؟

بیننده :

بله ، ما ابو مصعب زرقاوی ، ایمن الظواهری را هم قبول داریم .

استاد یزدانی :

از شما ممنون هستیم . تمام مردم افغانستان که این همه سال گرفتار طالبان هستند ، قضاوت می کنند که شما هم با مردم هستید و هم با طالبان . این ها از کسانی هستند که به طالبان گزارش می دهند و مردم زیادی را به کشتن می دهند . وگر نه تمام مردم افغانستان بلا استثناء چه شیعه و چه سنی ، از طالبان متنفر هستند . آن هایی که طالب هستند ، همه وهابی و دشمن مردم هستند ، فقط مردم را می کشند . اگر جرأت دارند یک آمریکایی را بکشند ، چرا این ها نتوانستند یک آمریکایی را بکشند . در همین مزار شریف ، اگر ایشان ازبک و اهل مزار شریف باشند ، تمام جوان هایی که در مزار شریف ، طالبان گرفتند ، همه را کشتند ، کسی زنده نماند .

جنایت هایی که زرقاوی و ایمن الظواهری انجام دادند ، همان اندازه ابوبکر بغدادی داشت . همان جنایاتی که در افغانستان صورت گرفت ، در پاکستان هم رخ داد . دانش آموزان مدرسه ای که در پاکستان همه کودک بودند را کشتند . چه دلیلی برای کشتن آن ها داشتند ؟

ما نیازی نداریم که بین اهل سنت و وهابیت تفرقه بیاندازیم . الان برای همه دنیا واضح و روشن شده . در افغانستان همه مردم شیعه و سنی یک طرف ، طالبانی که وهابی هستند ، یک طرف است . این خود تفرقه است . همه می دانند که آن ها شیعه و سنی را می کشند ؛ پس ما تفرقه نمی اندازیم . الان طالبان بیش از ده سال است که در افغانستان هستند که با شیعه و سنی می جنگد . فرق واضح است و اگر کسی بگوید من هم جزء مردم افغانستان هستم و هم طالبان را قبول دارم همان طالبانی هستند که خود را در بین مردم جای داده اند . این افراد گرگ هایی در لباس میش هستند .

بحث ما در این باره است که این جرثقیل ها که بلند شده ، کاری نداریم باد بوده یا طوفان بوده . این ها همه بررسی می شوند و در خیلی از سایت ها هم بررسی شده . بحث ما این است که این جرثقیل ها نباید در آن مکان باشند . بیش از ۷۰ جرثقیل در اطراف خانه خدا چه می کنند ؟ چرا باید در آن مکان برج سازی شود ؟ در حالی که صحابه مخالف برج سازی و خانه هایی بودند که بالاتر از کعبه باشند . خود وهابی ها وقتی مکه را تصرف کردند ، هر خانه ای که بالاتر از کعبه بود را خراب کردند . حرف ما این است که بودن این جرثقیل ها ، خلاف شرع و بر خلاف نظر صحابه و بر خلاف اعتقاد وهابیت است ؛ اما این ها انجام دادند و این خلاف شرعشان باعث کشته شدن تعداد زیادی از مردم مسلمان شدند .

بیننده : مهدی از کرج ـ شیعه

در مورد داستان این جرثقیل ها می خواستم بگویم ، اگر یک مهندسی یا کسی که در امر ساختمان سازی وارد باشد ، این قدر می داند که جرثقیل آن هم تاور ، به حدی قدرت دارند که نه طوفان با آن سرعت و نه گردباد نمی توانند از جای خود حرکت کنند .

از سال ۱۹۷۲ م که جنگ اعراب و اسرائیل پیش آمد ، بعد از این که عربستان شکست خورد ، باز هم اسرائیل بین اعراب اختلاف افکنی کردند و دوباره جنگی در گرفت . الان هم اگر در منطقه جنگ به راه افتاده ، زیر سر همین آل سعود است . به نظر من آل سعود ، خودشان یهودی هستند . اساس آل سعود این است که می خواهند با شیعه و مسلمان ها وارد جنگ شوند . این ها به هیچ کس و هیچ چیزی پایبند نیستند . این ها می خواهند مسلمان ها را از بین ببرند و آن چه را که مسلمانان اعتقاد را کم کم تخریب کنند . بنده به برادران اهل سنت می گویم که این آل سعود فقط با شیعه سر جنگ ندارد ؛ بلکه جنگ آن ها با تمام مسلمانان است .

بیننده : آقای حکیمی از ارومیه ـ اهل سنت

بنده در مورد اتفاقی که در مکه رخ داده ، نظری داشتم . ما سنی های ایران نه به خاطر برج های عرب به مکه می رویم و نه به خاطر ریا بازی های آل سعود به مکه می رویم ؛ بلکه ما به خاطر مکه و خانه خدا و قبرستان بقیع به حج می رویم . اگر این اتفاق عمدی بوده ، بنده آن را محکوم می کنم و اگر اتفاقی بوده که طبیعی است و در همه جای دنیا رخ می دهد .

بیننده : آقای صدیق از تهران ـ اهل سنت

بنده در پاسخ به آن برادر اهل سنت که طرفدار طالبان بود ، می گویم که این ها هیچ کدام نه طالب ، نه داعش و نه عرب های خلیج نشین ، هیچ کدام برادر ما نیستند . اگر افغانستان امروز به حال و روز افتاده ، همین شیخ نشین های خلیج فارس ، مقصر هستند . القاعده و اسامه بن لادن از کجا پیدا شد ؟ این شخصی که با شما تماس می گیرند ، خودش طالب است .

تذکری هم به شما داشتم که در مورد حرف هایی که می زنید ، مواظب باشید که باعث خشنودی دشمنان اسلام نشوید . همین یک ماه پیش در بمب گذاری که در شهر کابل صورت گرفت ، حدود ۱۵۰ نفر از مردم عادی کشته شدند . داعش با این همه کشت و کشتار که از شیعه و سنی و حتی مسیحی می کشد ، چه اسلامی دارند ؟ این ها اصلا مسلمان نیستند .

بیننده : آقای شجاعی از کردستان ـ اهل سنت

بنده به عنوان یک مسلمان افتخار می کنم که یک مسلمان ایرانی هستم . ملت ایران همیشه انسان هایی فهمیده و بامعرفت هستند .

در مورد آل سعود هم اگر به تاریخچه آن ها مراجعه کنیم ، متوجه می شویم که همه این ها از نوادگان ابوسفیان هستند که به خاطر منافع شخصی خود مسلمان شدند . همان طور که ابوسفیان هم یک شب قبل از فتح مکه ظاهرا مسلمان شد . آل ابوسفیان که به آل پیامبر (صلی الله علیه و آله) رحم نکردند ، نسبت به دیگر مسلمانان هم رحم نمی کنند .

اما این برادری که از افغانستان زنگ زد و گفت : ما با وهابیت ، برادر هستیم ، خودم به شخصه می گویم که یک اهل سنت شافعی مذهب یک تار موی غیر مسلمان که رحم و عاطفه دارد را با تمام وهابیت عوض نمی کنم . چه برسد به برادران عزیز شیعه باشد . هر جایی هم که مسلمانی کشته می شود ، آل سعود در آن نقش دارد . هدف این ها از بین بردن اسلام است . این ها اسلام را بدنام کردند .

مجری :

توجه داشته باشید که ابو مصعب زرقاوی ، مؤسس القاعده عراق بود و در سال ۲۰۰۴ م با اسامه بن لادن بیعت کردند . از مؤسسین اصلی داعش محسوب می شود . فایل های صوتی ایشان ، مشی کاری حال حاضر داعش در عراق و سوریه است . جمیعت توحید و جهاد را هم ایشان راه اندازی کرد و در کلیپ هایی که خودشان پخش می کردند ، مسئولیت جنایاتی که در عراق و عربستان رخ می داد ، به عهده می گرفتند .

از شما استاد یزدانی و شما عزیزانی که ما را همراهی کردید ، تشکر و سپاسگذاری می کنم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .