بررسی ادعای ابن تیمیه مبنی بر کراهت زیارت قبر رسول خدا (ص) از دیدگاه امام مالک بن أنس. بررسی محتوایی روایت «لا تشد الرحال» و پاسخ علمای اهل سنت از ابن تیمیه.

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۳۰ / ۰۶ / ۹۴

مجری :

بیننده برنامه راه و بی راه هستید ، هدف ما نشان دادن بی راهه بودن وهابیت و جدا بودن راه وهابیت از سایر مذاهب اسلامی است .

در خدمت استاد عزیز و سید بزرگوار ، حجت الاسلام و المسلمین یزدانی هستیم .

استاد یزدانی :

همان طور که شما اشاره کردید ، رسالت و هدف این برنامه جداسازی وهابیت از تمام مسلمان ها است . ما در این برنامه می خواهیم ثابت کنیم ، سلفی ها و وهابیت که ابن تیمیه رهبر آن ها است ، با تمام مسلمان ها تفاوت های اساسی دارند . آن ها طبق ادله وهای که دارند ، مسلمان ها را کافر و مشرک می دانند .

در برنامه راه و بی راه ، موضوعات متعددی را مطرح کردیم ؛ از جمله توسل ، استغاثه ، احتفال ، تبرک و تقلید را به صورت مفصل بحث کردیم و ثابت شد که مسلمان ها یک نظر دارند و وهابیت نظر دیگری دارند .

در دو هفته پیش ، وارد مبحث زیارت قبور شدیم و خدمت بینندگان عزیز هم عرض کردیم که در این بحث زیارت قبور ، مهم ترین موضوع دو چیز است : ۱. زوارات القبور ؛ ۲. سفر برای زیارت.

اصل زیارت قبور را آقای ابن تیمیه تلاش کرده ثابت کند که دلیلی برای آن وجود ندارد ؛ اما نمی تواند آن را انکار کند و شرک بداند . ان شاء الله مطالب آقای ابن تیمیه را امشب نشان خواهیم داد .

تمام مسلمانان بر اصل مشروعیت زیارت قبور ، اجماع دارند و حتی وهابیت هم اصل زیارت قبور را قبول دارد ؛ اما آن چیزی که وهابیت امروزی خیلی بر علیه آن حرف می زنند و به شدت آن را انکار می کنند ، یکی بحث زوارات القبور است که وهابیت گفته بودند : زنانی که به زیارت قبور می روند ، ملعون و مورد لعن خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) هستند .

ما ثابت کردیم که این مطلب غیر قابل پذیرش است ؛ چون طبق روایت صحیحی که علمای اهل سنت و حتی آقای البانی ، در جاهای متعدد از کتاب خود تصحیح کرده ، ثابت می‌شود که عایشه ، همسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، همیشه به زیارت قبر نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) می رفته و همچنین همیشه به زیارت قبر برادرش عبد الرحمن بن ابوبکر ، می رفته .

هم چنین با روایات معتبر ثابت کردیم که حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها ) هر جمعه یا بر اساس بعضی از روایات است که هر دو روز یک بار یا هر سه روز یک بار ، به زیارت قبر سید الشهداء (علیه السلام) می رفتند ، اگر جایی از آن خراب شده بود ، آن را تعمیر می کردند و سنگی را به عنوان علامت روی قبر حمزه سید الشهداء (علیه السلام) گذاشته بودند که فراموش نشود .

این مطالب را در جلسات گذشته مطرح کردیم ، امشب هم ان شاء الله بحث دیگری را طرح خواهیم کرد و آن بحث ، شد الرحال است ؛ یعنی به قصد زیارت، سفر کردن . وهابی‌ها معتقدند که هر کس برای زیارت کردن سفر کند ، مشرک است . این نص سخن ابن تیمیه است که ما نشان خواهیم داد .

هفته گذشته هم یک موضوع مناسبتی را ارائه دادیم و آن بحث تخریب خانه های بالاتر از کعبه بود. چون مناسبت داشت آن را هم در هفته گذشته بحث کردیم . خدمت بینندگان عزیز عرض کردیم قریش ، هیچ خانه ای را بالاتر از خانه کعبه نمی ساخت ؛ به خاطر احترامی که برای کعبه قائل بودند .

در زمان صحابه هم هیچ کس جرأت این کار را نداشت ؛ چون صحابه آن را خراب می کردند ؛ یعنی عامل عثمان در مکه ، وظیفه اش این بود که هر خانه ای که بالاتر از خانه خدا بود را تخریب می کرد . عموم مسلمان هم در طول تاریخ ، خانه ای بالاتر از کعبه نساخته بودند .

وهابیت هم در روز های اولی که به مکه آمده بود ، هر خانه ای که بالاتر از کعبه بود را خراب می کرد ؛ اما امروز نه تنها بالاتر از کعبه ؛ بلکه ساختمان هایی که ساخته اند ، بالاتر از کوه های مکه هستند . روایاتی را از منابع اهل سنت نشان دادیم ، زمانی که خانه های مکه از کوه های مکه بالاتر برود ، منتظر امر باشید . که قطعا منظور از امر ، یا قیامت است یا ظهور مولا و آقایمان ، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) است .

اگر مقصود ظهور باشد ، چه بهتر . اگر هم منظور قیامت باشد ، باز هم به ظهور باز می گردد ؛ چون ظهور ، طبق اجماع تمام مسلمان ها ، قطعا قبل از قیامت است . ان شاء الله این وعده الهی زودتر تحقق پیدا کند و ان شاء الله همه بینندگان عزیز آقا و مولایمان ، حضرت حجت (سلام الله علیه ) را ببینند .

مجری :

همان طور که شما فرمودید ، ابن تیمیه ، نماد و تئوریسین وهابیت است ، نظر ایشان را در مورد زیارت قبور بیان کنید و سپس بحث شد الرحال را مطرح کنید .

استاد یزدانی :

درباره اصل زیارت قبور که آیا درست است یا خیر ؟ آیا پیامبر (صلی الله علیه و آله) ما را رفتن به زیارت قبر آن حضرت ، تشویق کرده اند ؟

شیعه در این زمینه ، بحثی ندارد . ما روایات زیادی داریم که مستحب است و حتی بعضی ها گفته اند : کسی که به مکه می رود ، واجب است که به زیارت قبر نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) برود . روایات در این زمینه متواتر است یعنی در این زمینه اینقدر روایت زیاد است که هیچ شیعه ای در طول تاریخ شک و شبهه ای ندارد و همه فقهای ما در تمام کتاب های فقهی در بحث کتاب الحج ، این روایات را آورده اند و در کتاب های روایی هم بیان شده که به نظر من نیازی به بحث در این زمینه نیست .

روایات اهل سنت هم همینطور است . یعنی تمام کتاب های فقهی اهل سنت بلا استثناء که کتاب الحج را دارند یا کتاب هایی که با عنوان مناسک نوشته شده ، رفتن به زیارت پیامبر (صلی الله علیه و آله) را توصیه کردند و روایات زیادی را از زبان مبارک پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل کردند که « هر کس مرا در زمان وفاتم زیارت کند ، مثل این است که مرا در زمان حیاتم زیارت کرده است . هر کس مرا زیارت کند ، خدا را زیارت کرده » و حتی روایاتی که اگر مرا زیارت نکنید ، به من جفا کرده اید .

ما این روایات را در برنامه های قبل نشان دادیم که اگر فرصتی ایجاد شد ، باز هم نقل می کنیم وگرنه در جلسات آینده نقل خواهیم کرد .

اما آقای ابن تیمیه می گوید : روایات زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) و این که مستحب است که ما قبر ایشان را زیارت کنیم ، همه ضعیف هستند .

در کتاب مجموع فتاوای ، تألیف ابن تیمیه حرانی ، به دستور ملک فهد چاپ شده ، جلد اول ، صفحه ۲۳۴ : (البته در ده ها جای از کتاب خود این مطالب را بیان کرده ؛ اما بنده از این قسمت بیان می کنم :

فإن أحادیث زیاره قبره کلها ضعیفه لا یعتمد على شیء منها فی الدین ولهذا لم یرو أهل الصحاح والسنن شیئا منها وإنما یرویها من یروى الضعاف کالدار قطنى والبزار وغیرهما .

احادیث مربوط به زیارت قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، همه ضعیف هستند و به هیچ کدام از این روایات ، در دین نمی توان اعتماد کرد . صحاح سته اهل سنت در این زمینه روایتی ندارند . افرادی مثل دار قطنی ، بزار که روایات ضعیف را نقل می کنند ، این ها فقط نقل کرده اند .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج اول ، ص ۲۳۴

ما ان شاء الله ثابت خواهیم کرد که این قضیه درست نیست و کاملا خلاف آن است . باز در صفحه ۳۵۵ از همین کتاب می گوید :

والأحادیث المرویه فی زیاره قبره کلها ضعیفه بل کذب …

تمام روایاتی که درباره زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله ) نقل شده ، ضعیف ؛ بلکه همه دروغ هستند .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج اول ، ص ۳۵۵

از طرف دیگر ، علمای اهل سنت ثابت کردند که نه تنها صحیح ؛ بلکه متواتر و اجماعی هستند که ان شاء الله به مرور نشان خواهیم داد .

ابن تیمیه ، علاوه بر ضعف سندی روایت زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، دلیل جالب دیگری هم بیان کرده که امام مالک بن انس ، رئیس مالکی ها ، گفته : هر کس بگوید :

زرت قبر النبی (ص)

من به زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) رفتم ، کار مکروهی انجام داده است .

بنده استدلال آقای ابن تیمیه را در چندین جا از کتابش ، نشان می دهم . در کتاب مجموع فتاوی ، تألیف ابن تیمیه حرانی ، جلد ۲۷ ، صفحه ۳۰ :

وقد کره مالک أن یقول الرجل زرت قبر النبى قالوا لأن لفظ الزیاره قد صارت فی عرف الناس تتضمن ما نهى عنه فإن زیاره القبور على وجهین وجه شرعى ووجه بدعى …

در بحث زیارت قبور می گوید : در زمینه زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، روایت صحیحی وجود ندارد . امام مالک مکروه دانسته که کسی بگوید من قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را زیارت کردم . مردم وقتی می گویند : زیارت ، مقصودشان همان چیز هایی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) از آن نهی کرده و همان چیزهای بدعی است .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج ۲۷ ، ص ۳۰

در جلد ۴ از این کتاب ، صفحه ۵۲۱ می گوید :

وقد کره مالک وغیره من ائمه المدینه أن یقول القائل زرت قبر النبى …

 مالک و عده ای از ائمه مدینه ، گفته اند : مکروه است اگر کسی بگوید قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را زیارت کردم .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج ۴ ، ص ۵۲۱

باز در جلد ۲۷ از این کتاب ، صفحه ۳۶ می گوید :

وقد کره مالک وغیره أن یقال : زرت قبر النبى صلی الله علیه وسلم

مالک و دیگران مکروه دانسته اند از این که کسی بگوید قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را زیارت کردم .

ابن تیمیه . مجموع فتاوی ، ج ۲۷ ، ص ۳۶

در کتاب منهاج السنه ، تألیف ابن تیمیه حرانی ، جلد ۲ ، چاپ اول ، صفحه ۴۴۴ می گوید :

 وقد کره مالک وغیره أن یقول القائل : زرت قبر النبى صلی الله علیه وسلم

مالک و دیگران مکروه دانسته اند از این که کسی بگوید قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را زیارت کردم .

ابن تیمیه ، منهاج السنه ، ج ۲ ، ص ۴۴۴

این هم استدلال هایی که آقای ابن تیمیه داشت .

مجری :

استاد یزدانی ! همیشه شما تأکید می کردید که علمای مذاهب اربعه در مورد بحث توسل و زیارت قبور تا حدود زیادی با شیعیان هم عقیده هستند . آیا آقای مالک این سخن را گفته ؟ و اگر گفته چه دلیلی برای آن داشته است ؟

استاد یزدانی :

ابن تیمیه شاید در ده ها جا از کتاب های خود به این سخن مالک استدلال کرده که جایز نیست ما به زیارت پیامبر (صلی الله علیه و آله) برویم . حرف ایشان درست است که این سخن را آقای مالک بیان کرده ؛ اما این که آقای مالک به چه صورت این سخن را گفته ، خیلی مهم است .

در کتاب المدونه الکبری ، با روایت امام التنوخی از امام عبد الرحمن بن قاسم از امام مالک ، خود امام مالک کتابی را با دست خود نوشته ، موطأ است . مدونه ، روایاتی است که از امام مالک نقل شده و جمع آوری کردند . وزارت اوقاف عربستان سعودی این کتاب را چاپ کرده ، جلد ۲ ، صفحه ۱۳۰ می گوید:

وکان مالک یکره أن یقول الرجل طواف الزیاره ( قال ) وقال مالک وناس یقولون زرنا قبر النبی (ص) قال فکان مالک یکره هذا ویعظمه أن یقال إن النبی علیه الصلاه والسلام یزار

نظر مالک این بود ، مکروه است که کسی بگوید من طواف زیارت رفتم . مالک و عده ای گفتند : اگر کسی بگوید : ما به زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) رفتیم ، مکروه است . برای تعظیم و احترام بهتر این است که بگوییم پیامبر (صلی الله علیه و آله) زیارت شد ، نگوییم ما به زیارت پیامبر (صلی الله علیه و آله) رفتیم .

زرت قبر النبی یا زرنا قبر النبی (صلی الله علیه و آله) ، مشکلش در این است که ما خود را بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) مقدم کردیم . زرت ، ضمیری دارد که به گوینده بر می گردد . این ضمیر بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) مقدم می شود . یعنی تقدیم ما بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) . کار درستی است یا خیر ؟ از دیدگاه امام مالک ، بی احترامی است که ما حتی در لفظ و گفتار خود را بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) مقدم کنیم . چه بگوییم ؟

باید بگوییم پیامبر (صلی الله علیه و آله) زیارت شد .

امام مالک ، مدونه الکبری ، چاپ وزارت اوقاف عربستان ، ج ۲ ، ص ۱۳۰

در این جا دیگر ضمیری که به « ما » برگردد و بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) مقدم شود ، وجود ندارد . این تقدم ضمیر ما یا من ، بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) از نظر امام مالک ، مکروه است .

در این جا توجه داشته باشید که نظر امام مالک چیست و نقلی که ابن تیمیه دارد ، چیست ؟ این خیانتی است که ابن تیمیه در این جا می کند . امام مالک می گوید : نگویید زرت قبر النبی (صلی الله علیه و آله) بلکه بگویید : ان النبی صلی الله علیه وآله یزار . بعضی از علمای اهل سنت ، عبارت های دیگری هم آورده اند . نه برای این که زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) جایز نباشد یا مکروه باشد ؛ بلکه به خاطر این که به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بی احترامی نشود . حتی درگفتار، ضمیری که به خودمان بر گردد ، بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) مقدم کنیم ، مکروه است .

جالب است که باز علمای اهل سنت از جمله ابن حجر عسقلانی توضیح مفصل تری داده اند . در کتاب فتح الباری شرح صحیح بخاری ، تألیف ابن حجر عسقلانی ، متوفای ۸۵۲ هـ ، به دستور سلطان بن عبد العزیز آل سعود چاپ شده ، جلد ۳ ، صفحه ۷۹ ، حدیث ۱۱۹۰ :

وقع فی هذه المساله فی عصرنا فی البلاد الشامیه مناظرات کثیره وصنف فیها رسائل من الطرفین قلت یشیر إلى ما رد به الشیخ تقی الدین السبکی وغیره على الشیخ تقی الدین بن تیمیه وما انتصر به الحافظ شمس الدین بن عبد الهادی وغیره لابن تیمیه وهی مشهوره فی بلادنا والحاصل إنهم الزموا بن تیمیه بتحریم شد الرحل إلى زیاره قبر سیدنا رسول الله (ص) وانکرنا صوره ذلک وفی شرح ذلک من الطرفین طول وهی من ابشع المسائل المنقوله عن بن تیمیه ومن جمله ما استدل به على دفع ما ادعاه غیره من الإجماع على مشروعیه زیاره قبر النبی (ص) ما نقل عن مالک أنه کره أن یقول زرت قبر النبی (ص) وقد أجاب عنه المحققون من أصحابه بأنه کره اللفظ ادبا لا أصل الزیاره فإنها من أفضل الأعمال واجل القربات الموصله إلى ذی الجلال وأن مشروعیتها محل إجماع بلا نزاع …

 درباره زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) مناظرات زیادی انجام شد . از دو طرف کتاب های متعددی نوشته شده . از یک طرف ، شیخ تقی الدین سبکی ، در اثبات زیارت کتاب نوشته . از طرف دیگر ، ابن تیمیه و شمس الدین بن عبد الهادی ، کتابی در رد زیارت نوشته اند . نتیجه این شده که ابن تیمیه شد الرحال برای زیارت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را حرام دانسته که شرح طولانی دارد . این یکی از زشت ترین مسائلی است که از ابن تیمیه نقل شده است . این که ما به زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نرویم ، به چه معنا است ؟ از چیز هایی که آقای ابن تیمیه در رد اجماع مسلمانان که زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را جایز می داند ، استدلال کرده و مطلبی را از امام مالک نقل می کند که امام مالک مکروه می دانست که کسی بگوید : پیامبر (صلی الله علیه و آله) را زیارت کردم .

در ادامه ابن حجر تحلیل می کند و می گوید :

محققینی از اصحاب امام به این استدلال آقای ابن مالک پاسخ داده اند : ابن مالک ، این لفظ را که بگویند زرت قبر النبی (صلی الله علیه و آله) مکروه می دانست ، نه این که اصل زیارت را مکروه بداند . چون اصل زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) از بهترین اعمال و بهترین چیز هایی است که ما را به خداوند نزدیک می کند و تمام مسلمان ها بر مشروعیت زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) اجماع دارند و هیچ اختلافی در این مورد ندارند .

ابن حجر عسقلانی ، فتح الباری ، به دستور سلطان عبد العزیز چاپ شده ، ج ۳ ، ص ۷۹ ، ح ۱۱۹۰

بنده یکی دو مورد از علمای مالکی را خدمت بینندگان عزیز نشان دهم که این ها هم به استدلال آقای ابن تیمیه پاسخ می دهند :

پاسخ علمای مالکی به استدلال ابن تیمیه

آقای خرشی

در کتاب شرح محقق ابی عبد الله خرشی بر مختصر ابی ضیاء سیدی خلیل ، جلد دوم ، چاپ امیریه بولاق مصر ، صفحه ۳۴۴ :

وکذلک یکره أن یقال زرنا قبره علیه السلام , أو زرنا النبی علیه السلام ; لأن الزیاره تشعر بعدم ترجح الفعل مع أن زیارته من أعظم القرب التی یرجح فعلها على ترکها , بل إنما یقال قصدناه , أو حججنا إلى قبره علیه السلام ….

مکروه است که ما بگوییم ما قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را زیارت کردیم یا این که بگوییم پیامبر (صلی الله علیه و آله) زیارت کردیم . برای این که زیارت ما را به این مسأله دلالت می دهد که این کار ما خیلی ثواب ندارد ؛ اما زیارت پیامبر (صلی الله علیه و آله) از بزرگترین چیز هایی است که انسان را به خدا نزدیک می کند و انجام آن بر ترکش ، ارجحیت دارد . بلکه باید گفته شود ما پیامبر (صلی الله علیه و آله) را قصد کردیم که همان معنای زیارت را می دهد یا این که بگوییم ما قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را حج کردیم

که حج هم در این جا به معنای زیارت است ؛ اما صورت مؤدبانه آن است .

اما امام مالک هرگز نگفته که زیارت پیامبر (صلی الله علیه و آله) مکروه است . بلکه مقصود ایشان این است که ما باید مؤدبانه تر حرف بزنیم .

شرح محقق ابی عبد الله خرشی بر مختصر ابی ضیاء سیدی خلیل ، ج ۲ ، چاپ امیریه بیولاق مصر ، ص ۳۴۴

۲ ) آقای قرافی مالکی

در کتاب الذخیره ، تألیف شهاب الدین احمد بن ادریس قرافی ، با تحقیق استاد محمد ابوخبزه ، چاپ دار الغرب الاسلامی ، جلد ۳ ، صفحه ۲۷۰ همین قضیه را نقل می کند :

امام مالک مکروه می دانست که ما بگوییم در مکه طواف زیارت انجام دادیم . همچنین مکروه می دانست کسی بگوید ما قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را زیارت کردیم . چون کسی ، شخص دیگری را زیارت می کند ، حقی را بر او ایجاد می کند . مثلا کسی مریض است ، شخصی به زیارت او برود . کسی که به زیارتش می رود ، حقی بر گردن آن کسی که زیارت کرده ، ایجاد می کند . درست نیست که ما بگوییم ما به زیارت سلطان رفتم . چون در این عبارت ایهام مکافات وجود دارد .

این که ما بگوییم پیامبر (صلی الله علیه و آله) را زیارت کردیم ، حقی بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) پیدا کردیم و این درست نیست . بلکه ما باید از عبارات دیگری برای این قضیه استفاده کنیم .

شهاب الدین قرافی ، الذخیره ، با تحقیق استاد محمد ابو خبزه ، چاپ دار الغرب الاسلامی ، ج ۳ ، ص ۲۷۰

۳ ) قاضی عیاض

ایشان در این خصوص توضیحات بیشتری داده است . در کتاب الشفاء بتعریف حقوق المصطفی ، تألیف قاضی عیاض ، جلد ۲ ، چاپ دار الحدیث ، صفحه ۳۲۲ :

ایشان نظرات مختلف را می آورد . اولا روایات متعددی که از پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد زیارتش نقل شده ، بعد از همه این ها نظر ابو عمران را بیان می کند :

و قال أبو عمران رحمه الله : إنما کره مالک أن یقال : طواف الزیاره ، وزرنا قبر النبی (ص) ، لاستعمال الناس ذلک بینهم بعضهم لبعض ، فکره تسویه النبی (ص) مع الناس بهذا اللفظ ، وأحب أن یخص بأن یقال : سلمنا على النبی (ص) . و أیضاً فإن الزیاره مباحه بین الناس ، وواجب شد الرحال إلى قبره ، یرید بالوجوب هنا ندب وترغیب وتأکید ، لا وجوب فرض . و الأولى عندی أن منعه وکراهه مالک له لإضافته إلى قبر النبی (ص) ، وأنه لو قال : زرت النبی لم یکرهه ، لقوله (ص) : اللهم لا تجعل قبری وثناً یعبد بعدی ، اشتد غضب الله على قوم اتخذوا قبور أنبیائهم مساجد .

نظر مالک این بود که مکروه است کسی بگوید ما طواف زیارت انجام دادیم . یا این که بگوید ما قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را زیارت کردیم . به خاطر این که مردم از این عبارت ، بین خود استفاده می کنند که ما به زیارت فلان شخص رفتیم . امام مالک این را مکروه دانسته که برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم این عبارت را استفاده کنیم ؛ بلکه ما باید عبارت دیگری استفاده کنیم مثلا بگوییم ما به پیامبر (صلی الله علیه و آله) سلام کردیم .

هم چنین زیارت در بین مردم ، مباح است ؛ اما سفر کردن برای زیارت قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) واجب است . البته این وجوب به معنای فرضی نیست ؛ بلکه وجوب ترغیبی و تأکیدی است .

اما نظر خود قاضی عیاض :

 کسی بگوید من به زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) رفتم . امام مالک این موضوع را مکروه می داند ، این که کلمه زیارت را به قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) اضافه کند ؛ اما اگر بگوید ما پیامبر (صلی الله علیه و آله) را زیارت کردیم ….

قاضی عیاض ، الشفاء ، ج ۲ ، چاپ دار الحدیث ، ص ۳۲۲

به هر حال این ها نظرات مختلف است که ابن تیمیه گفته بود : امام مالک مکروه می دانست کسی بگوید: «ما به زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) رفتیم» . ابن تیمیه می خواست با این سخن، اجماعی که علمای اهل سنت در طول تاریخ داشتند مبنی بر جواز زیارت قبر نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) را بشکند و بگوید اجماع نیست و امام مالک زیارت قبر نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) را مکروه می دانسته و کسی که بگوید : زرت قبر النبی (صلی الله علیه و آله) .

در حالی که اصل قضیه این است که اگر آقای مالک مکروه می دانست ، این لفظ را مکروه می دانست که ما بگوییم زرنا قبر النبی یا زرت قبر النبی (صلی الله علیه و آله) ؛ چون خودمان را بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) مقدم می کنیم . برای احترام و تعظیم بهتر باید بگوییم ان النبی یزار ، پیامبر (صلی الله علیه و آله) زیارت شد یا بگوییم سلمنا علی النبی (صلی الله علیه و آله) ، ما بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) سلام دادیم. حضرت را احترام کنیم و هر خطابی که در میان خودمان رواج دارد ، در مورد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) استفاده نکنیم . عرب ها در میان خودشان وقتی کسی را دیدند ، می گویند ما فلانی را زیارت کردیم . ما نباید این کلام را در مورد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به کار ببریم ؛ بلکه باید برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) کلام بهتری به کار ببریم .

ما کاری نداریم که کلام امام مالک درست است یا خیر ؛ بلکه می خواهیم بگوییم که برداشت آقای ابن تیمیه ، یک برداشت کاملا مغرضانه است و فقط وفقط چشمانش را بسته و هر چه خواسته در این جا بیان کرده است .

مجری :

برای این که به مبحث اصلی که شد الرحال است ، ورود پیدا کنیم ، کلیپی از رسانه های وهابی آماده شده که باهم می بینیم .

کلیپ ۱ ) :

کارشناس وهابی :

شد الرحال ، زیارتی است که غیر شرعی می باشد و این که انسان سر قبر خاصی برود . مثل رفتن برسر قبر بایزید . سر قبر بایزید چه مزیتی دارد که انسان برود ؟ رسول الله (صلی الله علیه وسلم ) می فرماید فقط به سوی سه مسجد شما سفر کنید ، مسجد الحرام ، مسجد پیامبر (صلی الله علیه وسلم ) و مسجد الاقصی . انسانی که سفر می کند ، باید سفرش به سوی این سه مسجد باشد . باقی این مساجد هم نباید نذر کند که بروم در فلان مسجد نماز بخوانم ، هر مسجدی نماز بخوانیم . حال چه رسد به قبر .

انسان نباید سفر کند به سر قبری فلانی ، سر قبر بایزید که در آن جا برود .

مجری :

استاد یزدانی ! معمولا عباراتی که از شبکه های وهابی می شنویم ، برگرفته از نظرات و تفکرات ابن تیمیه است . شما این بحث را چگونه تحلیل می کنید؟ .

استاد یزدانی :

همان طور که عرض کردیم ، یکی از مباحث مهم در زیارت قبور ، بحث شد الرحال برای زیارت قبر است . چون اصل زیارت قبر را نمی توانند انکار کنند . خود رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به زیارت بقیع می رفتند . روایات فراوانی در صحیح بخاری است که ما هفته های گذشته نشان دادیم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند : من یک زمانی شما را از زیارت قبور نهی کردم ؛ اما الان زیارت کنید .

پس تردیدی نیست که زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) جایز است . خود رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همیشه این کار را انجام می دادند . صحابه هم همیشه به زیارت قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می رفتند . در این مورد نمی توانند شکی وارد کنند ؛ گرچه ابن تیمیه می گفت تمام روایاتی که در خصوص زیارت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وارد شده ، ضعیف است که در آن باره هم توضیح خواهیم داد و همه را رد خواهیم کرد .

اما آقایان وهابی به یک روایت که در صحیح بخاری و صحیح مسلم و دیگر کتاب ها آمده ، استدلال کردند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند : شد الرحال و بار سفر بستن برای هیچ جایی جایز نیست ، جز برای سه مسجد . فقط برای مسجد بیت الله الحرام ، مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) در مدینه ، مسجد الاقصی در فلسطین . این سه مسجد را می توان زیارت کرد .

ابن تیمیه در کتاب های متعدد خود شد الرحال یا بار سفر بستن برای زیارت قبر را شرک دانسته است . مثلا کسی بخواهد برای زیارت قبر امام رضا (علیه السلام) سفر کند ، مشرک است . از دیدگاه ابن تیمیه تکلیف مشرک هم معلوم است . باید گردن مشرک را زد ، اموال مشرک را برداشت ، نوامیس مشرک هم بر وهابی ها حلال است .

بنده ابتدا دیدگاه ابن تیمیه را نقل می کنم و در هفته های دیدگاه سایرین را هم نقل خواهیم کرد .

دیدگاه علمای وهابی در خصوص شد الرحال

۱ ) ابن تیمیه

در کتاب منهاج السنه النبویه یا به قول علمای اهل سنت منهاج البدعه الامویه ، تألیف ابن تیمیه حرانی ، با تحقیق دکتر محمد رشاد سالم ، جلد ۲ ، چاپ اول در سال ۱۹۸۶ م ، صفحه ۴۴۰ :

ولا یجوز أن ینذر أحد إلا طاعه ولا یجوز أن ینذرها إلا لله فمن نذر لغیر الله فهو مشرک کمن صام لغیر الله وسجد لغیر الله ومن حج إلى قبر من القبور فهو مشرک بل لو سافر إلى مسجد لله غیر المساجد الثلاثه لیعبد الله فیها کان عاصیا لله ورسوله فکیف إذا سافر إلى غیر الثلاثه لیشرک بالله …

جایز نیست که انسان نذر کند مگر این که برای اطاعت از خداوند باشد . جایز نیست انسان نذر کند مگر برای خداوند . پس کسی که برای غیر خدا نذر می کند ، مشرک است . مثل کسی است که برای غیر خدا روزه بگیرد و برای غیر خدا ، سجده کند . کسی که برای زیارت قبری از قبور سفر کند ، او مشرک است . (حج یعنی سفر کردن برای زیارت) چه قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) باشد یا قبر ابوحنیفه یا هر کس دیگری باشد . هر کس برای رفتن به مسجدی سفر کند ، برای این که خداوند را عبادت کند ، او هم از دستور خداوند و هم از دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله) سر پیچی کرده است . پس اگر برای غیر این سه مسجد سفر کند ، مشرک است .

ابن تیمیه ، منهاج السنه ، با تحقیق دکتر محمد رشاد سالم ، ج ۲ ، ص ۴۴۰

چه کسی در مسجد مرتکب شرک می شود ؛ مگر در مسجد غیر از نماز خواندن و قرآن خواندن کار دیگری هم می توان انجام داد . مثلا من می خواهم به مسجد دار العلوم زاهدان سفر کنم . برای این که در آن جا خداوند را عبادت کنم . اگر کسی این کار را انجام دهد ، مشرک است؟ . یا این که برای زیارت قبری ، سفر می کنم ، شرک است ؟

این سخن ، واقعا سخن بسیار تندی است و آقای ابن تیمیه نمی تواند به این حرف متعبد باشد و آن را قبول کند ؛ چون بنده روایاتی را نقل می کنم که خود رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای نماز خواندن در فلان مسجد سفر می کردند ، مثل مسجد قبا یا جاهای دیگر . خود صحابه برای نماز خواندن در جایی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) یک بار نماز خوانده ، مثلا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به سمت مکه می رفته و در جایی توقف کرده و نماز خواندند . صحابه برای این که در آن مکان نماز بخوانند ، سفر می کردند . این دیدگاه ابن تیمیه بود که در هفته های آینده تصریحات دیگری از ایشان را بیان می کنیم.

مجری :

حضرت استاد ! نظر یکی از آقایان وهابی را باهم می بینیم که چقدر مشابه نظر آقای ابن تیمیه است . این وهابی به صورت دقیق مشخص می کند که مقصودش از زیارت قبور ، چه زیارتی است .

کلیپ ۲ ) :

کارشناس وهابی :

من دوست دارم به کربلا بروم و عبادتی انجام دهم . در مشهد هم عبادتی انجام دهم و به آن جا هم سفر کنم . نه !!! ما سفر عبادی را فقط برای حج داریم . سفر عبادت فقط برای حج است ، یا مکه یا مدینه و مسجد الاقصی . به این سه مسجد ، غیر از آن همه سفر های عبادی ، بدعت است .

استاد یزدانی :

دقیقا عبارت ابن تیمیه را می آورد که ومن حج إلى قبر من القبور فهو مشرک .

آقای ابن تیمیه در صفحه بعد از کتاب منهاج السنه ، مطلب جالبی را بیان می کند :

ولهذا قال غیر واحد من العلماء إن السفر لزیاره المشاهد سفر معصیه ومن لم یجوز القصر فی سفر المعصیه منهم من لم یجوزه لا سیما إذا سمى ذلک حجا وصنفت فیه مصنفات وسمیت مناسک حج المشاهد ومن هؤلاء من یفضل قصد المشاهد وحجها والسفر إلیها على حج بیت الله الحرام الذی فرض الله حجه على الناس

وهذا أمر قد وقع فیه الغلاه فی المشایخ والأئمه المنتسبین إلى السنه وإلى الشیعه حتى أن الواحد من هؤلاء فی بیته یصلى لله الصلاه المفروضه بقلب غافل لاه ویقرأ القرآن بلا تدبر ولا خشوع وإذا زار قبر من یغلو فیه بکى وخشع واستکان وتضرع وانتحب ودمع کما یقع إذا سمع المکاء والتصدیه الذی کان للمشرکین عند البیت

بسیاری از علما ( مقصود از علما معلوم نیست ) گفته اند : سفر برای زیارت مشاهد ، سفر معصیت است . اگر کسی برای چنین سفری برود ، علما گفتند حق ندارد که نمازش را قصر بخواند و باید کامل بخواند . به خصوص اگر نام این سفر را حج بنامند .

کسی در تاریخ چنین کاری انجام داده که بگوید من به حج مشهد امام رضا (علیه السلام) می روم؟ . کسی در طول تاریخ وجود ندارد .

کتاب های متعددی هم در این باره نوشته شده ، (مثلا بعضی ها نوشتند مناسک حج قبر ابوحنیفه ، مناسک حج قبر عبد القادر گیلانی ، مناسک حج امام شافعی ، مناسک حج امام بخاری . ما که چنین کتاب هایی را ندیده ایم ) بعضی ها هم هستند که زیارت و حج و سفر این مشاهد را از حج بیت الله الحرام را بالاتر می دانند ( این که مثلا می گویند اگر ما به زیارت قبر ابو حنیفه برویم ، بهتر از این است که به زیارت خانه خدا برویم ) .

غلاتی از مشایخ که این ها به اهل سنت و به شیعه ، منتسب هستند ( این غلات گفتند : اگر ما به زیارت این مشاهد برویم بهتر از این است که به زیارت خانه خدا برویم . )

آقای ابن تیمیه ! حداقل یک مثال می زدید . این چه تهمتی است که به شیعه و اهل سنت می زنید؟!!!

بعضی از این ها هستند که وقتی در خانه هایشان نماز می خوانند با قلبی غافل نماز می خوانند و اصلا نمازشان ، نماز نیست ؛ اما وقتی در کنار یک قبری می رسند ، خشوع و گریه و خضوع و ناله اشان زیاد می شود .

ابن تیمیه ، منهاج السنه ، با تحقیق دکتر رشاد سالم ، ج ۲ ، ص ۴۴۱

به هر حال سخن آقای ابن تیمیه است که قضاوت آن را به بینندگان عزیز واگذار می کنیم . آیا برادران اهل سنت این گونه هستند ؟ آیا واقعا چنین چیزی وجود دارد ؟

مجری :

کلیپ بعدی ، نظر آقایان وهابی در مورد شد الرحال و توصیه هایی است که به مردم دارند .

کلیپ ۳ ) :

کارشناس وهابی :

مثلا بعضی ها سفر می کنند بر غیر آن سه مسجدی که در حدیث آمده . رسول خدا (صلی الله علیه و سلم ) می فرمایند لا تشد الرحال الا الی ثلاثه مساجد ، الا لثلاثه مساجد ، به هر شکلی که در روایات آمده ، رسول خدا (صلی الله علیه و سلم ) می فرمایند : شما جز سه مسجد ، سفر برای قصد عبادت و تبرک نکنید . آن ها مسجد الحرام ، مسجد نبوی و مسجد الاقصی هستند . به دیگر مساجد سفر کردن و نیت تبرک و عبادت داشتن ، این تبرک ، تبرک مشروع نیست . اگر چه مسجد است . یا مسجد خاص را رفتن و در آن جا نماز خواندن به نیت تبرک مثلا مسجد اجابه که در مدینه منوره است یا مسجد ابوبکر ، مسجد عمر یا مساجد دیگری که هستند که رسول الله (صلی الله علیه و سلم ) به قصد عبادت و قصد تعبد و به قصد تبرک به آن جا نرفته و عبادت نکردند و صحابه همچنین ، فضائل خاصی به آن ندانسته اند ، عده ای به آن جا می روند و فکر می کنند در این جا ثواب بیشتری دارد . حال اگر کسی در آن جا نماز می خواند ، اشکالی ندارد ؛ اما این که به این فکر باشد که من در این جا نماز می خوانم و به من ثوابی می رسد و نسبت به جاهای دیگر ، قصد تبرک و قصد خیر فراوانی داشته باشد ، این تبرک ، تبرک مشروعی نیست و تبرکی است که در قرآن عظیم الشأن و در احادیث رسول الله (صلی الله علیه و سلم ) و در روش سلف صالح ما وجود ندارد یعنی این کار را انجام ندادند .

مجری :

این کارشناس وهابی دو نکته را بیان کرد . یکی این که ، پیامبر (صلی الله علیه و آله) به مسجد ابوبکر و عمر نرفته !!! به هر حال سطح فکر آقایان تا این جا قد می دهد .

نکته دوم ، این که اگر کسی در فلان مسجد به نیت این که در صدر اسلام بوده ، دو رکعت نماز بخواند ، کار باطلی انجام داده . چرا وهابیت به این صورت مردم را محکوم می کنند ؟

استاد یزدانی :

استدلال آقای وهابی از جمله ابن تیمیه و پیروانش تا به حال این روایت است که در صحیح بخاری و صحیح مسلم و کتاب های متعددی حدود ششصد کتاب آمده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید :

عن النبی (ص) قال لَا تُشَدُّ الرِّحَالُ إلا إلى ثَلَاثَهِ مَسَاجِدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَسْجِدِ الرَّسُولِ (ص) وَمَسْجِدِ الْأَقْصَى

 بار سفر بستن جایز نیست ؛ مگر برای سه مسجد ، مسجد الحرام ، مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) و مسجد الاقصی .

صحیح بخاری ، ج ۱ ، ص ۳۹۸

در بعضی از روایات ، مسجدی هم دارد که در صحیح بخاری ، جلد اول ، صفحه ۴۰۰ بیان شده :

ولا تُشَدُّ الرِّحَالُ إلا إلى ثَلَاثَهِ مَسَاجِدَ مَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَسْجِدِ الْأَقْصَى وَمَسْجِدِی

صحیح بخاری ، ج اول ، ص ۴۰۰

باز در صحیح بخاری همین روایت بیان شده :

ولا تُشَدُّ الرِّحَالُ إلا إلى ثَلَاثَهِ مَسَاجِدَ مَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمسجدی ومَسْجِدِ الْأَقْصَى

در جاهای متعدد ، در صحیح مسلم آمده که یک باب دارد : باب لَا تُشَدُّ الرِّحَالُ إلا إلى ثَلَاثَهِ مَسَاجِدَ.

مجری :

پس استاد یزدانی ! چه پاسخی به روایت نقل شده در صحیح بخاری دارید ؟

استاد یزدانی :

پاسخش را خود علمای اهل سنت داده اند . بنده در این جا توضیحی را بیان کنم که ما در این جا استثنایی داریم . پس باید مستثنی منه هم داشته باشیم . لاتشد الرحال ، بار سفر بستن جایز نیست ؛ مگر به سوی سه مسجد . در این جا مستثنی مشخص است که بار سفر بستن به سوی مسجد الحرام و مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) و مسجد الاقصی جایز است . حال در این جا مستثنی منه چیست ؟

مجری :

می تواند مساجد یا اماکن باشد .

استاد یزدانی :

اگر بگویند لاتشد الرحال الی مکان ، بار سفر بستن به سوی هیچ مکانی جایز نیست ، به جز این سه مسجد ؛ این عبارت کار را خراب می کند ؛ یعنی هیچ سفری جایز نیست . نه برای علم آموختن که مخالف صریح نص قرآن کریم است . نه برای زیارت پدر و مادر ، نه برای دیدن اقوام ، نه برای تجارت . هیچ سفری جایز نیست . این که یک پادشاهی با تمام دولت خود جزیره ای را در فرانسه اجاره کند و به آن جا سفر کند ، جایز نمی شود . این حرام اندر حرام است . پس نمی تواند مستثنی منه « مکان » باشد .

مجری :

اگر بگویند مستثنی منه ، مساجد باشد که هیچ مسجدی جز این سه مسجد .

استاد یزدانی :

اگر مستثنی منه ، مسجد باشد . لاتشد الرحال الی مسجد الا الی ثلاثه مساجد . این خیلی خوب است . مثل عبارت قبلی شنیع نیست . بار سفر بستن به سوی مسجدی جایز نیست ؛ مگر برای سه مسجد. علمای اهل سنت این عبارت را بیشتر قبول دارند . یعنی من می خواهم بار سفر ببندم برای نماز خواندن در مسجدی در کردستان . می گوید : این مسجد محله شما با مسجدی که در کردستان است ، هیچ تفاوتی ندارد و نماز خواندن در آن فضیلتی ندارد . همین نماز را می توانید در همین مسجد محل خود بخوانید . این همه زحمت می کشید و به آن مسجد می روید ، کار عبث و بیهوده ای است و جایز نیست چنین کاری انجام دهیم .

حال این کار چه ارتباطی به زیارت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دارد ؛ مگر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مسجد است ؟ اگر بگویند مستثنی منه در این جا مسجد است ، که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مسجد نیست . بار سفر بستن برای زیارت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ربطی به مسجد ندارد . پیامبر (صلی الله علیه و آله) که نگفته اند : لاتشد الرحال الی زیاره شخص ، این گونه که نمی تواند باشد . اصلا اگر کلمه زیارت را در این جا بیاوریم ، مستثنی و مستثنی منه با هم سازگاری ندارد و اصلا قابل قبول نیست .

پس بنابراین ما چاره ای نداریم ، گرچه روایت اهل سنت است و آن ها باید بگویند ؛ چون ما چنین روایتی در کتاب هایمان نداریم که جایز نباشد . ما بار سفر بستن برای زیارت مسجد کوفه ، مسجد سهله و مسجد جمکران را کاملا جایز می دانیم و هیچ اشکالی در آن نمی بینیم . در این جا نظر آقای ابن حجر عسقلانی را بیان می کنیم .

پاسخ علمای اهل سنت به روایت صحیح بخاری

در کتاب فتح الباری شرح صحیح بخاری ، تألیف ابن حجر عسقلانی ، جلد ۳ ، صفحه ۷۹ همین روایت را که در صحیح بخاری نقل شده بود ، در این کتاب شرح می دهد :

والصحیح عند إمام الحرمین وغیره من الشافعیه أنه لا یحرم وأجابوا عن الحدیث باجوبه منها أن المراد أن الفضیله التامه إنما هی فی شد الرحال إلى هذه المساجد بخلاف غیرها فإنه جائز …

ومنها أن النهی مخصوص بمن نذر على نفسه الصلاه فی مسجد من سائر المساجد غیر الثلاثه فإنه لا یجب الوفاء به قاله بن بطال …

ومنها أن المراد حکم المساجد فقط وأنه لا تشد الرحال إلى مسجد من المساجد للصلاه فیه غیر هذه الثلاثه وأما قصد غیر المساجد لزیاره صالح أو قریب أو صاحب أو طلب علم أو تجاره أو نزهه فلا یدخل فی النهی ویؤیده ما روى أحمد من طریق شهر بن حوشب قال سمعت أبا سعید وذکرت عنده الصلاه فی الطور فقال قال رسول الله (ص) لا ینبغی للمصلی أن یشد رحاله إلى مسجد تبتغى فیه الصلاه غیر المسجد الحرام والمسجد الأقصى ومسجدی وشهر حسن الحدیث ….

ایشان می گوید : در این زمینه نظرات مختلف است ؛ اما نظر امام الحرمین و دیگران از شافعیه این است که حرام نیست . به این حدیث روایت پاسخ دادند که به چه دلیل جایز نیست . بار سفر بستن به این سه مسجد ثواب بیشتر و فضیلت تامی دارد ؛ اما برای بقیه مساجد ، جایز است و شاید این این فضیلت تام را نداشته باشد .

پاسخ دیگری که می توان داد ، این است که کسی نذر کند به مسجدی در زاهدان برود و در آن جا نماز بخواند . در این جا می گوید : واجب نیست به این نذر خود عمل کند ؛ چون این مسجد با مسجد دیگری ، هیچ تفاوتی با هم ندارد . این سخن ابن بطال است .

اما پاسخ ابن حجر عسقلانی : مقصود از بار سفر بستن که جایز نیست ، فقط درباره مساجد است . مقصود پیامبر (صلی الله علیه و آله) این است که بار سفر بستن برای مسجدی غیر از این سه مسجد جایز نیست که ما برویم بار سفر ببندیم که در فلان مسجد نماز بخوانیم . پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفته اند که برای رفتن به یک مسجد و نماز خواندن در فلان مسجد ، بار سفر نبندید .

این چه ارتباطی به زیارت یک شخص صالح دارد ؟ چه ارتباطی به زیارت فامیل ها دارد ؟ چه ارتباطی به زیارت یک رفیق دارد ؟ یا این که برای کسب علم برود یا برای تجارت برود یا برای چیز های دیگر برود ، داخل در این روایت نمی شود . در ادامه می گوید : روایتی هم این قضیه را تأیید می کند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید : شایسته نیست کسی بار سفر ببندد که در فلان مسجد نماز بخواند ، غیر از این سه مسجد که نماز خواندن در این سه مسجد ثواب و ارزش زیادی دارد . اما برای مساجد دیگر ، شایسته نیست ؛ چون بقیه مساجد از نظر این ها یک اندازه ثواب دارد .

در صفحه بعد ، روایت را کاملا تحلیل می کند :

بعض المحققین قوله الا إلى ثلاثه مساجد المستثنى منه محذوف فأما أن یقدر عاما فیصیر لا تشد الرحال إلى مکان فی أی أمر کان الا إلى الثلاثه أو أخص من ذلک لا سبیل إلى الأول لافضائه إلى سد باب السفر للتجاره وصله الرحم وطلب العلم وغیرها فتعین الثانی والأولى أن یقدر ما هو أکثر مناسبه وهو لا تشد الرحال إلى مسجد للصلاه فیه الا إلى الثلاثه فیبطل بذلک قول من منع شد الرحال إلى زیاره القبر الشریف وغیره من قبور الصالحین والله أعلم …

بعضی از محققین می گوید : پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموده : مگر برای این سه مسجد . در این جا مستثنی منه ، حذف شده و در روایت نیامده است . می توانیم این گونه در تقدیر بگیریم که بار سفر بستن برای هیچ جایی و برای هیچ کاری جایز نیست ؛ مگر برای این سه مسجد . یا این که برای آن قید و اخص قرار دهیم . این کار را خیلی خراب می کند . اگر این گونه باشد ، سفری برای تجارت یا برای صله رحم یا برای آموختن علم هم نباید جایز باشد .

متعین است که ما آن را اخص بگیریم و برای آن قید بگذاریم . مستثنی منه ما برای هر مکان و هر امری نباید باشد . شایسته است که بگوییم : جایز نیست ما بار سفر ببندیم به سوی مسجدی که برای نماز خواندن در آن ؛ مگر در سه مسجد . وقتی این را گفتیم قول کسانی که به این روایت استدلال کردند که سفر برای زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) جایز نیست . سفر برای زیارت قبر صالحین جایز نیست ، باطل می شود .

ابن حجر عسقلانی ، فتح الباری ، ج ۳ ، صفحه ۷۹ و ۸۰

این هم نظر آقای ابن حجر عسقلانی است که حرفش کاملا متین و معقول است . مگر می شود که پیامبر (صلی الله علیه و آله) بگوید : اصلا به سفر نروید ؛ پس چرا خودش از مکه به مدینه سفر کرد ؟ آن زمان که مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) نبود که به مسجد خودش سفر کند . مسجد ابوبکر و عمر هم در آن زمان اصلا وجود خارجی نداشت . در این صورت کار مشکل می شود . پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، صحابه برای صله رحم سفر کردند که ان شاء الله موارد آن را نشان خواهیم داد .

پس ما مجبوریم این روایت را تخصیص بزنیم . سفر کردن برای مسجدی و نماز خواندن در آن جایز نیست مگر برای آن سه مسجد . حال اگر کسی برای رفتن به مسجدی و تعمیر آن سفر کند ، آیا جایز است یا جایز نیست ؟ مثلا روستای دور افتاده ای در یک منطقه دور است . کسی از قم برای تعمیر آن مسجد ، سفر کند . آیا این کار جایز است یا خیر ؟ کسی می تواند بگوید این کار جایز نیست و حرام است و نباید سفر کند؟ این قطعا درست نیست . اما اگر کسی بخواهد برای نماز خواندن به آن مسجد سفر کند ، این از نظر اهل سنت و طبق این روایت می تواند منع شود . البته بعضی گفته اند که این نهی ، نهی حرمت نیست . به عنوان این است که می خواهد فضیلت را نشان دهد که فقط این سه مسجد فضیلت دارد و جای دیگر این فضیلت را ندارد .

پس این ربطی به زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) یا زیارت قبور صالحین ندارد و اصلا از محل نزاع دور است . این هم پاسخ ابن حجر عسقلانی بود که بیان کردیم ، ان شاء الله در هفته های آینده پاسخ های دیگران را هم بیان خواهیم کرد .

مجری :

دیدید که وهابی ها در جای جای سخنانشان آمده بود که سفر به جز سه مسجد حرام است ، سفر به کربلا و نجف حتی اگر برای عبادت خداوند باشد ، معصیت می دانستند و گفته بودند چنین کاری جایز نیست . بینندگان عزیز ! یک نوع سفر به کربلا و نجف است که وهابیت آن را نه تنها جایز ؛ بلکه واجب می داند . برای این که متوجه شوید که منطق وهابیت چگونه است ، کلیپ بعدی را باهم ببینیم .

کلیپ ۴ ) :

 وهابیت : سفر به کربلا و نجف برای زیارت حرام و شرک است ؛ اما برای تخریب کربلا و نجف جایز است !!!

کارشناس وهابی :

کسی نمی تواند بگوید : من دوست دارم به کربلا بروم و عبادتی انجام دهم .

سفر به کربلا و نجف غیر شرعی است . سفر به کربلا ، بدعت است .

مجری :

آن چه که از وهابیت معتقد است و دیدید و شنیدید ، این است که اگر سفر به کربلا و نجف برای کشتار ، سر بریدن و تخریب گنبد امام حسین (علیه السلام ) باشد و برای توهین به فرزندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) باشد ، این کار را بر خود واجب دانسته و اذن خداوند را هم دارند و به قول خودشان می خواهند این کار را انجام دهند . اما اگر برای تعظیم امام حسین (علیه السلام) باشد ، همان گونه که یکی از علمای وهابی گفت ، این کار شرک و حرام می شود !!!

تماس بینندگان :

بیننده : خانم ساجد از تهران ـ شیعه

بنده از استاد یزدانی سؤالی داشتم . مبنی بر این که کشورهایی که ادعای اسلام می کنند ، مثل عربستان سعودی ، هیچ حمایتی از مسلمانان نمی کنند . نظیر حادثه ای که در مکه رخ داد و هیچ حمایتی از آن ها نکردند . جدای از این ها ، در میان صحبت هایی که از شبکه های وهابی پخش کردید ؛ هر چند که راهشان با ما فرق می کند و تصور می کنند که اسلام ناب را دارند و این ما هستیم که گمراه شده ایم ، بیان کردند که سفر به سه مسجد جایز است و خیلی ثواب دارد . بنده می خواهم بپرسم که چرا این ها برای قدس شریف که در این روز ها در حال تخریب است و به مسلمانان اجازه ورود را نمی دهند ، چرا از این سفر های واجب استفاده نمی کنند و هیچ کاری برای مسجد الاقصی انجام نمی دهند و از آن فقط در کتاب ها و حرف های خود حمایت می کنند . اما در عمل ، مسجد الاقصی هیچ ارتباطی به فرهنگ و دین آن ها ندارد . حتی کشوری مثل کشور ما که شیعه هستیم به صورت علنی در عرصه بین المللی از کشور فلسطین کمک می کنیم . ما از نظر این ها ، مشرک هستیم ؛ اما خودشان که ادعای اسلام می کنند و این مسجد را خیلی بزرگ می دانند ؛ حتی یک قدم کوچک بر نمی دارند .

بنده می خواهم بدانم ، نظر کشور عربستان در مورد مسجد الاقصی چیست و حرمت این مسجد از چه جهت است و چرا این ها از مسجد الاقصی حمایت نمی کنند ؟

استاد یزدانی :

مسجد الاقصی برای همه مسلمانان محترم است ، از جمله این که یادگار پیامبران گذشته است ، محل عروج رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به آسمان از مسجد الاقصی بوده ، هم چنین اولین قبله مسلمین بوده و تمام ادیان گذشته به سمت مسجد الاقصی نماز می خواندند و شکی در آن نیست که همه مسلمان ها باید به آن احترام بگذارند و باید از آن دفاع کنند . اما این که چرا وهابی ها نه تنها دفاع نمی کنند ؛ بلکه فتوا بر خلاف آن می دهند . اگر فرصت شود فتاوای آقایان وهابی را که گفته اند مسجد الاقصی را رها کنید و فلسطینی ها وظیفه دارند که از فلسطین کوچ کنند و به جاهای دیگر بروند، بیان خواهیم کرد . اگر فلسطینی ها ، وطن خود را رها کنند ، به دست چه کسی می افتد ؟

واضح است که فلسطین و مسجد الاقصی به دست اجداد همین وهابی ها می افتد . ما در برنامه های خود ثابت کردیم که وهابی ها و آل سعود ، همه از نسل یهود هستند و باید بگوییم آل یهود . این ها از یهودی های خیبر می باشند . دلیل اصلی این که انگلیسی ها از عبد العزیز حمایت کردند ، یهودی بودن آن ها بود . ما قبلا مستندات آن ها را نشان دادیم که گفتند چون شما اصالتا یهودی هستید ، حکومت کل سرزمین حجاز را به آن ها واگذار کردند .

انتظار نداشته باشید که وهابی ها در کنار مردم فلسطین باشند و از مسجد الاقصی حمایت کنند و با کمک های غیر مستقیمی که انجام می دهند ، واقعا ( علیه السلام) عمل می کنند .

بیننده : خانم حکیمی از اهواز ـ شیعه

استاد یزدانی ! بنده چند روز قبل که تماس گرفتم ، نظر خود را در باره سوره تحریم بیان کردم . می خواستم بگویم که برای شما سوء تفاهمی پیش نیامده باشد . بنده به عدالت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ایراد نمی گیرم . اعتقاد من این است که هر کاری ولی خدا ، چه حلال و چه حرام باشد ، انجام دهند ، عین عدالت است ؛ اما شما فرمودید که چه عسل و چه ماریه ، خدا و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) پشت پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله ) ایستاده اند . من می گویم این داستان ماریه در شأن پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) نیست . این بحث حلال و حرام نیست ، بحث ناپختگی یک مرد را می رساند . به نظر شما چنین پیامبری به جوان های ازدواج نکرده ، چگونه می خواهد بگوید که تقوا پیشه کنید ؟ در حالی که خودش با این که نه زن داشت ، تا شب نتوانست خود را نگه دارد .

مجری :

بنده احساس می کنم سوء تفاهم شده است . چون بنده آن برنامه تریبون آزاد را دیدم . استاد یزدانی روایتی از صحیح بخاری خواندند . حال هر چه هست ، گردن مخالفین است ، گردن شیعیان نیست. روایت صحیح بخاری برای ما حجت نیست و فقط در پاسخ به بیننده آن روایت را بیان کرد . استاد یزدانی در این خصوص توضیحاتی را بیان خواهند کرد .

استاد یزدانی :

روز شنبه یکی از شیعیان با برنامه تماس گرفتند و گفتند کلیپی از شبکه امام حسین (علیه السلام) پخش شده مبنی بر داستانی که در سوره تحریم آمده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چیزی را بر خود حرام کردند و داستان را نقل کردند که بنده با ایشان بحث کردم . ایشان معتقد بود که این کار پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر خلاف عدالت است . من گفتم : هرگز خلاف عدالت نیست ؛ هر چند که فرصت نبود که بنده به صورت مفصل توضیح دهم که شأن نزول ها چیست و آیا شأن نزول همان است که ایشان نقل کردند و در آن کلیپ بود . یا این که شأن نزول دیگری هم وجود دارد ؟

چیزی که واضح و روشن است ، از نظر روایات شیعه که شما فقط صحیح بخاری را گفتید . ما در کتب شیعه هم روایات صحیحی داریم که روز نوبت حفصه و یا عایشه بوده که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) در خانه یکی از این ها بوده و ام ابراهیم به آن جا می آید که اتفاقاتی می افتد . آن ها می خواستند سر و صدا کنند و آبروی پیامبر (صلی الله علیه و آله) را ببرند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای حفظ آبرو ، قسم خوردند که دیگر این کار را نکنند و خداوند فرمود که ضرورتی نداشت که شما به خاطر رضایت آن ها قسم بخوری . بعد از آن راز پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) را آن ها فاش کردند .

روایت صحیح در کتاب های اهل سنت و حتی آقای البانی روایت را تصحیح کرده که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به خاطر این قضیه از زن های خود دوری کرد و حفصه را به خاطر این قضیه به مدت طولانی طلاق داد ؛ که بعد ها دوباره رجوع کردند .

اصرار بنده بر این بود که این کار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خلاف عدالت نیست . اصلا ربطی به عدالت ندارد . توطئه ای بود که این ها می خواستند رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را بدنام کنند. نکته دوم این که ، ما باید عدالت را در این جا معنی کنیم که عدالت در میان همسران چیست ؟ آیا به این معنا است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) اجازه ندارد که در یک روز با چند همسر خود باشد ؟ آیا مردم عادی اجازه ندارند که در یک روز با چند نفر از همسران خود باشند ؟ و لو نوبت فرد دیگری باشد . از این گذشته ، این قضیه در روز است ، شب نیست . روز و شب باید تقسیم بندی شود و بحث شود . این خلاف عدالت نیست .

روایات شیعه با سند صحیح نقل شده که داستان همین بوده ، در منابع اهل سنت هم همین را داریم. از طرف دیگر ، داستان مغافیر را هم داریم که از صحیح بخاری خواندم که این ها بر علیه پیامبر (صلی الله علیه و آله) توطئه کردند که تو دهانت بو می دهد ؛ چون به خانه زینب بنت جحش رفتی و این قضایایی که ما در سایت به صورت مفصل پاسخ دادیم . اما این بیننده گرامی که از شیعیان بسیار متعصب هستند و شبکه های وهابی را در خیلی از موارد فلج کردند و بحث های خوبی را داشتند ، با این حال برای ایشان سوء تفاهم شده . روایت در کتاب های شیعه و سنی به همین صورت آمده ، ما باید چه کنیم ؟

وقتی روایتی با سند صحیح آمده باشد ، ما که نمی توانیم چیزی بگوییم ؛ اما چیزی که از آیه قرآن کریم ثابت می شود ، این است که خداوند و جبرئیل و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) پشتیبان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هستند . کسی که در این قضیه با عایشه و حفصه همصدا شود و بگوید این کار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خلاف عدالت بوده و از کار آن حضرت ناراحت شود ، در حقیقت در مقابل خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و جبرئیل ایستاده . بنده به این بیننده هم گفتم که شأن نزولی که در کتاب های شیعه و اهل سنت آمده ، همین است و خلاف عدالت نیست و هیچ ارتباطی با عدالت ندارد و کاملا ثابت شده است .

بیننده : آقای ناصری از بروجرد ـ شیعه

این وهابی ها به دلیل این که خودشان سر تا پا بدعت هستند ، تفکرات خود را که بر گرفته از ابن تیمیه و مؤسس آن محمد بن عبد الوهاب است ، با توجه به معنای ظاهری قرآن که به نظر خود شان مطالبی را درک می کنند ، فرقه ای را به نام وهابیت درست کرده اند که البته پایه و اساس آن محمد بن عبد الوهاب و همکاری آن جاسوس انگلیسی مستر همفر بود که تشکیل شد . آن هم فقط برای رسیدن به حکومت و چپاول اموال مردم بود . وقتی هم که پیروز شدند ، بالاجبار پرده مذهبی را بر چهره خود کشیدند . این ها وقتی به آیات متشابه قرآن می رسند ؛ چون قدرت تحلیل ندارند ، می گویند بدعت است . مثلا در بعضی از جاهایی که خودشان حکومت می کنند و به قول خود اسلام را اجرا می نمایند ، مردم را از اسلام زده می کنند .

بنده می خواستم در مورد تفاوت بین توکل و توسل را بیان کنند . چون در آیات قرآن به صراحت می گویند : مؤمنین باید توکل داشته باشند ؛ اما در خصوص توسل می گوید : برای قرب و نزدیکی به خداوند ، واسطه بیاورید . اگر امکان دارد فرق این دو را بیان کنید .

استاد یزدانی :

توکل به این معنا است که ما فقط و فقط خداوند را در کارهای خود مؤثر بدانیم و این که خداوند است که می تواند به ما حاجتی دهد ، یا بلایی را از ما دفع کند و هیچ کس غیر از خداوند نمی تواند کاری را انجام دهد .

توسل هم دقیقا همین است و هیچ تضادی با توکل ندارد . توسل یعنی ما کسی را واسطه قرار دهیم که خداوند حاجتی را به ما بدهد . هیچ تضادی با توکل ندارد ؛ چون در حقیقت این خدا است که به ما عطا می کند . استغاثه هم همین است . اگر ما می گوییم یا رسول الله ، در حقیقت معتقدیم که خداوند به پیامبر (صلی الله علیه و آله) قدرت داده . همه چیز به خداوند بر می گردد ، اگر کسی حاجتی دهد یا کسی کاری انجام دهد . همه از خدا است . اصلا هیچ تأثیر گذاری در عالم وجود ندارد .

ما هم در توسل معتقدیم که امام رضا (علیه السلام) یا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) یا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) یا امام حسین (علیه السلام) با قدرت استقلالی کاری انجام نمی دهند ؛ بلکه این ها مأمورین و خلفای خداوند در روی زمین قرار داده تا واسطه فیض باشند و به مردم فیض برسانند . بنابراین اگر ما رسول الله می گوییم ، همان الله است و هیچ تفاوتی ندارد ؛ چون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خلیفه خدا بر زمین هستند و ایشان واسطه فیض می باشند و توسل و استغاثه و توکل ، کاملا مشروع هستند .

بیننده : آقای دهقانی از پاکدشت ـ شیعه

بنده می خواستم در مورد کلیپی که پخش کردید که وهابی ها گفته بودند برای تخریب کربلا و نجف سفر کردن واجب است ، از همین جا اعلام می کنم که شما فکر می کنید می توانید این کار را انجام دهید ؛ چون اگر سایه شما نزدیک کربلا و نجف شوید ، مطمئنا شیعیان جهان به خصوص شیعیان ایران ، دودمان شما را به باد می دهند .

نکته دوم این که ، آیا خود رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای زیارت خودشان دستوری داده اند و آیا در این زمینه روایتی می باشد .

استاد یزدانی :

بنده در ابتدای برنامه گفتم که روایت متواتر داریم که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند : من حج ولم یزرنی فقد جفانی ، هر کس به حج برود و مرا زیارت نکند ، به من جفا کرده . شیعه و سنی این روایت را نقل کرده اند . من زار قبری یا من زار بعد مماتی کمن زار فی حیاتی ، از این دست روایات ما در کتب شیعه و سنی بسیار فراوان داریم . ان شاء الله این ها را نشان خواهیم داد و این که صحابه همیشه به زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) می رفتند . حضرت زهرا (سلام الله علیها ) و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و دیگر ائمه ما همیشه به زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله ) می رفت . ما در کتاب های شیعه ، هیچ مشکلی نداریم . در کتاب های اهل سنت هم می توانیم این مورد را ثابت کنیم.

ما روز شنبه روایتی با سند صحیح از امام رضا (علیه السلام) خواندیم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموند : من زارنی بعد مماتی کمن زار الله ، هر کس مرا زیارت کند ، مثل کسی است که خداوند را زیارت کرده است . چون پیامبر (صلی الله علیه و آله) وجه الله است . کسی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) را زیارت کند ، وجه خدا را زیارت کرده یعنی خود خدا را و هیچ تفاوتی در این زمینه نیست .

بیننده : آقای حسینی از البرز ـ شیعه

بنده در ابتدا می خواستم مطلبی را اعلام کنم که به عنوان یک جوان بیست ساله که شاید به احکام اسلامی خود دقیقا عمل کنم ؛ اما اگر روزی لازم شود که ما از حرم های ائمه معصومین (علیهم السلام) مخصوصا کربلا و نجف دفاع کنیم ، جان خود را فدا می کنیم .

در مورد وهابیت هم دو سؤال داشتم . یکی این که وهابی ها و سلفی ها معتقدند که نباید تقلید کرد. سؤال بنده این است که این ها بخشی از کاری هایی را که انجام می دهند ، به پیروی از ابوبکر بغدادی یا ابن تیمیه است ، اگر این تقلید نیست ، پس چه نام دارد ؟

دوم این که ، این ها حرکت هایی انجام می دهند که خلاف انسانیت است و در هیچ دین و آیینی نیست . مثل بریدن سر شیعیان . بنده می خواهم بدانم این ها که مدعی هستند به سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عمل می کنند ، حضرت در کجا با دشمن خود این کار را کرده است ؟ پیامبری که رحمت للعالمین است ؛ حتی با ابوسفیان که نماد کفر بود ، چنین برخوردی نکردند و با رحمت برخورد کردند . منابع این ها چیست ؟

یک سؤال عقیدتی هم داشتم که گوشه ای از آن به موضوع برنامه می خورد . رژیم آل سعود یک رژیم وهابی است . بنده می خواهم بدانم اگر هزینه ای را که ما برای حج می دهیم را به شیعه ای دهیم که یتیم است یا بیمار است ، آیا پسندیده است و آیا ائمه ما به این امر راضی تر می شود ؟

استاد یزدانی :

ما در بحث تقلید گفتیم که این ها حسادت می کنند که همه مردم به چه علت باید پیرو ابوحنیفه باشند ، چرا پیرو محمد بن عبد الوهاب نباشند ؟ از این جهت است که این ها می گویند : از بقیه تقلید نکنید ، از لجنه دائمه افتاء عربستان سعودی و عبد العزیز بن باز و آل الشیخ و دیگران تقلید کنید .

اگر تقلید حرام است ، فرقی بین ابو حنیفه و آل الشیخ و دیگران نیست . از هیچ کس نباید تقلید کرد . چرا دار الافتاء می زنید ، فتوا می دهید که مردم تقلید کنند . اگر تقلید از شما جایز است ، از ابو حنیفه هم جایز است . شما چه مزیت و برتری نسبت به شافعی و ابو حنیفه و مالک دارید ؟

در مورد سؤال شرعی که پرسیدند ، کسی که بر او حج واجب شد ، واجب است که حج خود را انجام دهد . اما اگر از این پولی که بر او حج واجب شده ، بخواهد به کسی کمک کند ، قطعا آن واجبش را از دست می دهد . این بحث را باید از برنامه هایی که پاسخ به مسائل شرعی می دهند ، مراجعه کنید .

اما یک حاجی هم می تواند به جج برود و هم می تواند به فقرا و نیازمندان کمک کند . اما حج برای کسی که استطاعت دارد . واجب است که به حج برود . همان گونه که واجب است به نیازمندان و فقرا کمک کنیم . ما نمی توانیم بگوییم که این واجب بر واجب دیگری ، ترجیح دهیم . البته بارها در همین شبکه و در برنامه های اعتقادی بیان شده که حجاج سعی کنند که در آن جا پول خود را خرج نکنند . اگر خواستند چیزی بخرند ، وقتی که آمدند از همین جا بخرند تا چیزی به وهابیت نرسد .

بیننده : آقای عباسی از اصفهان ـ شیعه

شبکه کلمه همیشه شعارش این است که ما یک میلیارد و ششصد میلیون جمعیت داریم که شاید صد هزار یا دویست هزار شیعه هم باشد . ما هم که با شبکه های آن ها تماس می گیریم ، پاسخ ما را نمی دهند .

سؤال بنده این است که آقایان وهابی می گویند حضرت علی (علیه السلام) در کعبه خانه خدا ، به دنیا نیامده اند . خواهش بنده این است که به ما بگویید که عمر بن خطاب در کجا به دنیا آمده است ؟

مجری :

آقای عباسی به علتی این که موضوع برنامه ما این نیست از شما تقاضا داریم که در این خصوص با برنامه های استاد قزوینی تماس بگیرید و آن جا پاسخ خود را دریافت نمایید .

استاد یزدانی :

در مورد کثرت جمعیت که فرمودند ، ما در آیات قرآن کریم داریم که خداوند اکثریت را مذمت می کند . اکثرهم لایؤمنون ، اکثرهم لا یعلمون ، اکثرهم لا یعقلون ، اکثرهم یجهلون و اکثرهم الکافرون . کثرت دال بر حقانیت نیست . از طرف دیگر ما روایتی از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در نهج البلاغه داریم که فرمودند :

أیها الناس لا تستوحشوا فی طریق الهدى لقله أهله

ای مردم ! این که در مسیر حق ، جمیعت آن کم است ، وحشت نکنید .

نهج البلاغه . سخنان ایشان شماره ۲۰۱

از طرف دیگر ما روایاتی را در کتاب های اهل سنت با سند معتبر از آقای شعبی داریم که :

عن الشعبی قال ما اختلفت أمه بعد نبیها إلا ظهر أهل باطلها على أهل حقها …

بعد از هیچ پیامبری امت آن پیامبر اختلاف نکردند ، مگر این که اهل باطل بر اهل حق پیروز شدند و جمعیتشان رو به زیادی رفت .

این روایت در کتاب های متعدد آمده و قطعا در امت اسلامی هم این قضیه اتفاق افتاده و جمعیت باطل همیشه بیشتر از اهل حق هستند .

بیننده : حسین از زابل ـ شیعه

بنده چند گله داشتم . ما در منطقه ای زندگی می کنیم که اهل سنت زیادی نیشبستند ؛ اما هر زمان که ما با شبکه های وهابی تماس می گیریم ، بسیار ناراحت می شویم . شخصی که معلوم نیست پدر و مادرش چه کسی است ، ما شیعیان که می خواهیم منطقی با آن ها صحبت کنیم ، می گویند شما فرزند صیغه هستید . خیلی از بزرگان این ها در منطقه ما هستند که به مکه می روند و با نوه محمد بن عبد الوهاب عکس می گیرند . چقدر جوانان ما در حمله داعش کشته شدند ؛ اما هیچ کدام از این ها عکس العملی از خود نشان ندادند و حتی گفتند این مقاومت مردمی است . چرا کسی نیست که پاسخ این ها را بدهد ؟ چقدر از علمای این ها هستند که باج گیر وهابی ها هستند .

مجری :

ما گرایش بعضی از آقایان به سلفیت را می دانیم . حتی بعضی از آن ها به صورت رسمی با شبکه های وهابی تماس دارند و به صورت آزادانه صحبت می کنند و هیچ مشکلی هم ندارند . امیدواریم که دغدغه های شما سودمند باشد .

بیننده : آقای زاهدی از ادبیل ـ شیعه

بنده می خواستم بدانم که اعتقاد وهابیت به چیست ؟ آیا آن ها به قرآن معتقد می باشند یا خیر ؟ اگر معتقد به قرآن هستند ، چرا ما را متهم به قبر پرستی و مرده پرستی می کنند ؟ مگر قرآن کریم نفرموده که پیراهن حضرت یوسف (علیه السلام) چشمان حضرت یعقوب (علیه السلام) را شفاء نداد ؟ یا این که می گویند شیعه به مرده ها توسل می کنند . مگر در قرآن نیست که شهدا زنده هستند یا این که انا لله و انا الیه راجعون . این ها خود را به چه راهی زده اند و در چه فکری هستند ؟

استاد یزدانی :

وهابیت ، آیاتی را که به نفع خودشان است را قبول دارند ؛ اما آیاتی که بر خلاف آن ها باشد ، مثل تبرک حضرت یعقوب (علیه السلام) به پیراهن حضرت یوسف (علیه السلام) یا آیات توسل و آیاتی که بحث استغاثه را ثابت می کند مثل آیه مربوط به تابوتی که با توسل به آن بنی اسرائیل همیشه بر دشمنانشان پیروز می شدند . آیات زیادی هستند که وهابیت آن ها را فقط می خوانند .

بیننده : فرهاد از رشت ـ شیعه

بنده سؤالی در مورد توسل داشتم . امروز یکی از شبکه های وهابی را می دیدم که کارشناسان گفت : تا زمانی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) زنده بودند ، مردم از ایشان توسل می گرفتند ؛ اما زمانی که از دنیا رفتند ، نه حضرت علی (علیه السلام) و نه حضرت زهرا (سلام الله علیها ) توسل می کردند . آیا در منابع اهل سنت یا شیعه روایتی است که خود ائمه (علیهم السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) توسل می کردند ؟

استاد یزدانی :

ما این ها را به صورت کامل و مفصل توضیح دادیم . هیچ روایتی وجود ندارد ، جز پانزده شانزده روایت با سند صحیح . روایتی که عایشه به قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) استغاثه می کند و به صحابه هم دستور استغاثه را می دهد . روایت بلال بن حارث ، روایت ابو ایوب انصاری ، روایت مالک بن انس ، روایت احمد بن حنبل ، روایت هاجر به حضرت اسماعیل (علیه السلام) ، روایت حضرت امیر (علیه السلام) به دانیال ، روایت استغاثه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، روایت توسل حضرت آدم (علیه السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قبل از خلقت ، روایت بلال بن رباح ، روایت توسل خود رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به پیامبران گذشته در زمان وفات حضرت فاطمه بنت اسد (علیها السلام ) ، روایت استغاثه عبد الله بن عمر به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، روایت عثمان بن حنیف ، روایت حضرت عیسی (علیه السلام) و روایات متعدد دیگر که با سند صحیح نقل شده که روایات غیر صحیح هم وارد شده که در کتب اهل سنت آمده است .

مجری :

از شما استاد یزدانی و شما بینندگان عزیز تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .