وهابی‌ها بر این باور هستند که تلقین میت بعد از مرگ، بدعت است؛ اما ابن تیمیه حرانی کاملا نظرش بر خلاف نظر وهابی ها است . همچنین بزرگان اهل سنت؛ از جمله ابن حجر عسقلانی، ابن ملقن شافعی، ابن صلاح، قرطبی، ابو حامد غزالی، سیوطی و … تصریح کرده‌اند که تلقین میت مستحب است.

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۱۱ / ۰۸ / ۹۴

مجری :

با برنامه ای دیگر از سلسله برنامه های راه و بی راه در خدمت شما هستیم . همان طور که می دانید موضوع این برنامه بیان تضاد فرقه ضاله وهابیت با عقاید اهل سنت است . طبق معمول هفته های گذشته در خدمت استاد عزیز و سید بزرگوار ، حجت الاسلام و المسلمین یزدانی هستیم .

بنده از استاد یزدانی تقاضا دارم خلاصه ای از مباحث گذشته را بیان کنید که هم ما و هم بینندگان استفاده کنیم .

استاد یزدانی :

همان طور که شما و بینندگان عزیز مستحضر هستید ، موضوع و هدف این برنامه ، اثبات تضاد‌های وهابیت با تمام مسلمانان است . ما می خواهیم در این برنامه ثابت کنیم که عقائد وهابیت با عقاید تمام اهل سنت ؛ بلکه با عقائد تمام مسلمان ها در تضاد کامل است .

تا امروز در این برنامه موضوعات مختلفی را بیان کردیم . اولین بحث ما ، بحث تکفیر بود که از دیدگاه تمام مسلمانان ، تکفیر اهل قبله جایز نیست ؛ اما وهابیت تمام اهل قبله را کافر می دانستند .

بعد از بحث تکفیر ، بحث توسل و استغاثه ، تبرک ، زیارت قبور که موراد متعدد آن را بحث کردیم و آخرین بحثی که در هفته های گذشته داشتیم ، بحث شد الرحال و یا سفر برای زیارت قبور بود که در آن جا هم به صورت مفصل دیدگاه آقایان وهابی ، ابن تیمیه و پیروانش را نقل کردیم . نظر آن ها این بود که سفر کردن برای زیارت قبور و هرگونه سفر عبادی ، جز برای زیارت سه مسجد، جایز نیست . دلیلش هم روایتی بود که به آن استدلال کرده بودند . استدلالشان هم بسیار سخیف بود که در باره آن بحث کردیم .

اما موضوعی که امشب در خدمت شما خواهم بود ، بحث تلقین میت است که از دیدگاه آقایان وهابی ، به خصوص وهابی های امروز ، تلقین میت بدعت است و جایز نیست و گاها حرام است ؛ اما علمای مسلمان چه شیعه و چه سنی بر استحباب آن تأکید کرده‌اند و حداکثر بعضی ها گفتند کراهت دارد که ان شاء الله به تفصیل نشان خواهیم داد .

مجری :

بنده از شما تقاضا دارم برای ورود به بحث ، دیدگاه شیعه را بیان کنید تا در ادامه به دیدگاه وهابیت و اهل سنت بپردازیم .

دیدگاه شیعه در خصوص تلقین میت

استاد یزدانی :

در یک نگاه کلی ما سه نوع تلقین داریم . تلقین یعنی چه ؟ یعنی ما کلماتی را بگوییم که میت آن را بشنود. یکی در حالت احتضار است . اگر انسان یقین کند که شخصی در حال مرگ است ، در آن زمان طبق نظریه فتاوای بعضی از علما ، واجب است و طبق نظریه اکثریت ، مستحب است که ما به مرده شهادتین و بعضی از اعتقاداتش را تلقین کنیم .

متن آن را هم خدمت شما نشان خواهم داد که در کتاب های شیعه است که شهادت به وحدانیت خدا ، شهادت به نبوت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و شهادت به ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و مسائل دیگر که اگر به حالت احتضار هست ، مستحب است که به مرده بگویم و اگر مرده توانست تکرار کند ، که چه بهتر و اگر نتوانست هم سود و فایده دارد و حداقل در ذهنش باقی می ماند .

تلقین بعدی که همه مسلمان ها مستحب می دانند ، تلقین در داخل قبر است . وقتی مرده را داخل قبر گذاشتیم ، شیعیان و تمام مسلمان ها غیر از وهابیت ، جایز می دانند . شیعیان که مستحب می داند ؛ اما اهل سنت بین استحباب و اباحه ، نظراتشان مختلف است . مستحب است که میت را تکان دهند و رو به قبله بخوابانند و یک سری اعتقادات را برای او تلقین کنند؛ مثل این که خدا یکی است ، پیامبر چه کسی است؟ امامان چه کسانی هستند ؟ اهل سنت به جای امامان ، مسائل دیگری را برای آن میت تکرار می کنند . همه مسلمان ها اعتقاد دارند که میت در آن زمان کاملا شنوا است و هر آن چه که ما تلقین می کنیم ، به خاطر می سپارد و به دردش می خورد و در جواب نکیر و منکر ، می گوید .

تلقین سوم ، این است که وقتی همه تشییع کننده ها رفتند ، یک یا دو نفر بنشینند . حتی بعد از رفتن مردم ، زمانی که نکیر و منکر قطعا خواهند آمد ، تلقین کنند . این دیدگاه همه شیعیان است که روایات زیادی از ائمه علیهم السلام در کتاب های شیعه داریم که بنده ضرورتی نمی بینم مستندی از شیعه را نشان دهم . همه کتاب های فقهی شیعه را که نگاه کنیم ، در کتاب الجنائز و تمام رساله های توضیح المسائل شیعه را از قدیم ببینیم ، از زمان شیخ مفید (ره ) تا به امروز ، همگی بر جواز و بلکه بر استحبات هر سه تلقین یعنی تلقین در زمان احتضار ، تلقین در داخل قبر و تلقین بعد از رفتن مردم و ریختن خاک بر روی قبر ، اجماع دارند . این نظر شیعه است و در این زمینه روایات فراوانی است که روایات آن هم مستفیض است . علاوه بر استفاضه روایات ، فتوای تمام علما در تمام اعصار است که هیچ شک و شبهه ای در آن نیست و هرکس یک بار در تشییع جنازه شرکت کرده ، خواندن تلقین را هم دیده است . حتی گفتند اگر تلقین را فراموش کردند و مرده بدون تلقین دفن شد ، بعد از این که سر قبر آن مرده رفتند ، می توانند تلقین را بخوانند که در هر صورت مفید است .

این دیدگاه شیعه و اجماعی است و شکی در آن نیست . اگر کسی هم مستندی در این باره خواست بنده در خدمتشان هستم ؛ هرچند که همه شیعیان می توانند رسال توضیح المسائل مرجعشان را ببینند که همه بلا استثناء این قضیه را تأکید کرده اند .

مجری :

فکر می کنم بینندگان عزیز به جایگاه تلقین میت در نزد امامیه آگاهی دارند ؛ اما بهتر است که ما بحث خود را از عقاید وهابیت در این زمینه شروع کنیم که در مورد تلقین میت چه نظرات و چه دیدگاه هایی دارند . آیا باز هم به هر چه که می رسند ، شرک و کفر و بدعت و حرام تلقی می کنند یا در این باره نظر دیگری غیر از تکفیر دارند .

دیدگاه وهابیت در مورد تلقین میت

استاد یزدانی :

آقایان وهابی در این بحث دچار تناقض گویی عجیبی شده اند و متأسفانه یک نظر واحد هم ندارند . ابن تیمیه یک نظر دارد و وهابیت امروز که کامله شده ابن تیمیه است ، نظرشان بلا استثناء این است که تلقین میت بعد از مرگ و بعد از دفن ، بدعت است و کل بدعه ضلاله و کل ضلاله فی النار .

لجنه دائمی افتای عربستان سعودی:

کتاب فتاوی اللجنه الدائمه للبحوث العلمیه و الافتاء که تمام فتاوای لجنه دائمه عربستان سعودی را در این کتاب جمع کرده‌اند ، جلد ۸ ، کتاب الجنائز ، چاپ دار العاصمه ، صفحه ۳۳۸ ، بحث تلقین المیت :

 س ۳ : أنا أعرف أن التلقین لا یجوز للمیت بعد الموت ، ولکن کثیر من العلماء یجیزونه عندنا ، واحتجوا بالمذهب الشافعی ، وقد رجعت إلى نیل الأوطار للشوکانی حیث سکت عن ذلک وقال : أجازه بعض الشافعیه . ولا أدری ما الحل فی ذلک .

ج ۳ : الصحیح من قولی العلماء فی التلقین بعد الموت أنه غیرمشروع ، بل بدعه ، وکل بدعه ضلاله ، وما رواه الطبرانی فی الکبیر عن سعید بن عبد الله الأودی عن أبی أمامه رضی الله عنه فی تلقین المیت بعد دفنه ذکره الهیثمی فی الجزء الثانی والثالث من مجمع الزوائد ، وقال : فی إسناده جماعه لم أعرفهم . أه – . وعلى هذا لا یحتج به على جواز تلقین المیت ، فهو بدعه مردوده بقول رسول الله صلى الله علیه وسلم : « من أحدث فی أمرنا هذا ما لیس منه فهو رد » ( ۱ ) ولیس مذهب إمام من الأئمه الأربعه ونحوهم کالشافعی حجه فی إثبات حکم شرعی ، بل الحجه فی کتاب الله وما صح من سنه النبی صلى الله علیه وسلم فی إجماع الأمه ، ولم یثبت فی التلقین بعد الموت شیء من ذلک فکان مردودا .

سؤال سوم : من می دانم که تلقین برای میت بعد از مرگ ، جایز نیست . اما شنیدم که بسیاری از علما آن را جایز دانسته و احتجاج کردند که در مذهب شافعی جایز است . به نیل الاوطار شوکانی هم که مراجعه کردم ، ایشان ساکت شده بود و نظری نداده بود و گفته بود : بعضی از شافعی ها آن را جایز می دانند . نظر شما در این باره چیست ؟ راه حل من چیست ؟

پاسخ می دهد : که در این خصوص دو نظر است . یک نظر جایز بودن است . اما نظر صحیح تر علما درباره تلقین بعد از مرگ این است که تلقین مشروع نیست ؛ بلکه بدعت است و هر بدعتی ضلالت است .

در ادامه روایتی می خواند و می گوید : روایت ضعیف می باشد و روات آن مجهول است . بنابراین احتجاج به این روایت جایز نیست . پس این کار بدعت مردودی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده باشند : اگر کسی از امت ما چیزی را به دین اضافه کنند ، مردود است . تلقین هم چون در دین رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیست ، پس مردود است .

مذهب امام شافعی هم برای ما حجت نیست . این که شافعی گفته باشد فلان چیز جایز است که دلیل نمی شود که حکم شرعی هم همان است ، حجت در اثبات شرعی نیست ؛ بلکه حجت ، کتاب خدا و روایات صحیح است که به اجماع امت این دو حجت شرعی دارند .

لجنه دائمه عربستان سعودی ، جلد ۸ ، چاپ دار العاصمه ، کتاب الجنائز ، ص ۳۳۸

 

1 2 3 4 5

 

 

شافعی ، آقای احمد بن حنبل یا دیگران گفته باشند ، به ما ارتباطی ندارد . همین جا تناقض دیدگاه وهابیت و اهل سنت ثابت می‌شود . می گوید از دیدگاه ما وهابی ها تلقین ، مردود و بدعت است و کل بدعه ضلاله و کل ضلاله فی النار . اما از دیدگاه شافعی ، جایز است که این دیدگاه برای وهابی ها ، حجت نیست .

باز در صفحه ۳۴۰ از همین جلد سؤال دیگری را مطرح می کند :

س ۱ : یقول کثیر من الناس : إن التلقین حرام ؛ لأن النبی صلى الله علیه وسلم ما فعله . أهذا صحیح؟

ج ۱ : نعم ، تلقین المیت بعد الدفن بدعه ؛ لأن الرسول صلى الله علیه وسلم لم یفعله ولا خلفاءه الراشدون ، ولا بقیه الصحابه رضی الله عنهم ، والأحادیث الوارده فی ذلک غیر صحیحه …

بسیاری از مردم گفتند : تلقین حرام است ؛ چون پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن را انجام نداده است. آیا این درست است یا نه ؟

پاسخ می دهد : بله ، تلقین میت بعد از دفن ، بدعت است ؛ چون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و خلفای راشدین و صحابه انجام نداده اند و احادیثی که در این باره وارد شده ، همه غیر صحیح هستند . تلقین مشروع این است که محتضر را به کلمه لااله الا الله تلقین کنیم به خاطر روایت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که فرمودند : مرده هایتان را با لا اله الا الله ، تلقین کنید .

لجنه دائمه فتاوی ، ج ۸ ، کتاب الجنائز ، چاپ دار العاصمه ، ص ۳۴۰

 

البته این که می گوید : صحابه انجام نداده ، در ادامه بیان می کنیم که این مطلب کاملا دروغ است و صحابه انجام داده اند .

این توجیه عجیبی است که علمای اهل سنت و وهابیت نسبت به این روایت دارند . مرده هایتان را تلقین کنید ، چه بگویند؟ بگویید لا اله الا الله . در این جا مرده ها را محتضر معنا کرده است . چرا محتضر می گویید؟ در صورتی که ظاهر روایت «مرده ها» تعبیر شده است . روایت در صحیح مسلم است که نشان خواهیم داد .

محمد ناصر الدین ألبانی:

آقای البانی در کتاب موسوعه العلامه الامام مجدد العصر محمد ناصر الدین الالبانی ، که یکی از شاگردانش آن را جمع آوری کرده ، جلد ۹ ، صفحه ۱۹ :

فهذا التلقین هو المشروع … « لقنوا موتاکم » ای : الذین حضرهم الموت لا اله الا الله . اما تلقین المیت الذی وضع فی قبره لایفیده شیئا لانه انتهی اجله ان صالحا فصالح وان طالح فطالح ولایفیده هذا التلقین المبتدع .

این تلقین مشروع است : مرده هایتان را تلقین کنید یعنی کسانی که مرگ برای آن ها حاضر شده ، لا اله الا الله بگوید . اما تلقین مرده ای که در داخل قبر گذاشته شده ، برایش فایده ای ندارد . چون اجلش تمام شده . اگر صالح بوده که صالح بوده . اگر بدکار بوده که بدکار است و داخل جهنم می رود . و این تلقینی که بدعت بوده ، برایش فایده ای ندارد .

موسوعه علامه الامام مجدد العصر محمد ناصر الدین البانی ، ج ۹ ، ص ۱۹

 

6 7

 

 

پس آقای البانی دو مطلب را بیان می کند : تلقین بدعت است . دوم تلقین برای مرده ، فایده ندارد و عملش قطع شده است . اگر خوب بوده که خوب بوده . اگر هم بد بوده ، بد بوده و کاری برایش نمی توان انجام داد .

مجری :

کلیپ هایی را در این زمینه برای شما عزیزان در نظر گرفته ایم که اولین کلیپ از آقای زغبی از وهابی های مشهور است . کلیپ دوم هم تناقض گویی های شبکه های وهابی را نشان می دهد .

کلیپ ۱ ) :

شیخ محمد زغبی ، مبلغ وهابی :

تلقین بر دو نوع است . یک نوع تلقین سنت است و نوع دیگر ، بدعت است . تلقین سنت این است که به فردی که در لحظات آخر عمرش می باشد ، شهادت به توحید را تلقین کنیم یعنی زمانی که شخص در سکرات موت و در حال احتضار می باشد ، به او بگویید بگو لا اله الا الله . چرا ؟ به دلیل این قول پیامبر که فرمودند : هر کس آخرین کلامش در دنیا لا اله الا الله باشد ، وارد بهشت می گردد .

پس به شخص در حال احتضار بگویید لا اله الا الله . اما به او سخت نگیرید و اصرار نکنید . چرا که ممکن است او درد می کشد و از سختی رنج می کشد و ممکن است العیاذ بالله بر عکس شهادت بدهد و اگر شخص در حال احتضار یک اشاره کرد ، همین یک اشاره کافی است و بر او سخت نمی گیریم . چرا که این نوع تلقین ، سنت است ؛ اما تلقین بدعت آمیز آن تلقینی است که در قبرستان گفته می شود و شخص می گوید ای فلان بن فلان به یاد بیاور که پرودگارت الله و دینت اسلام و پیامبرت محمد (صلی الله علیه و آله) است و همه این ها بر خواسته از یک حدیث ضعیف و غیر قابل اعتماد است . این حدیث ضعیف است و بعد از آن دو فرشته می گویند ما را چه کار با کسی که به او تلقین شده است و این حدیث ضعیف است و در دین خداوند به این حدیث عمل نمی شود .

کلیپ ۲ :

کارشناس وهابی :

تلقینی که شرعی و درست است ، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود : لقنوا موتاکم بلا اله الا الله . موتاکم نه این که بعد از مردن باشد . والا تلقین یعنی شما به کسی حرفی را بزنی و او بعد از شما تکرار کند ، این کلمه تلقین است . یعنی تلقین کردن به این شیوه است که شما به کسی املا می گویید و آن شخص پشت سر شما تکرار می کند . به این تلقین می گویند .

وقتی علائم بر شخص ظاهر شد ، شما تشخیص می دهی که احتمالا فوت می کند ، لا اله الا الله را به ایشان تلقین کنید . نه این که به او بگویی : بگو لا اله الا الله ، چه بسا در آن فشاری که وجود دارد ، در آن حالتی که وجود دارد ، از سر فشار بر عکسش را بگوید . به خاطر همین فقط نزد او بنشینید و خودتان لا اله الا الله بگویید که او هم خود به خود از شما می گیرد .

مجری :

سخن عالمان وهابی را شنیدید که به شدت تلقین بعد از مرگ را رد کردند . کلیپ دوم هم تناقض گویی های یک نفر بود که در کلامش داشت و این که گفتند : تلقین را به خود میت نگوییم . در صورتی که علمای اهل سنت در شرح احادیث ، آورده اند که به خود میت هم بگویید که سعی کند لا اله الا الله را بگوید ؛ اما این کارشناس وهابی می گفت : به خود میت نگویید ، خودتان تکرار کنید که این خود جای تعجب دارد .

استاد یزدانی :

وهابیت امروزی دقیقا بر این قضیه اجماع دارند که بنده نظرات بقیه آن ها را نقل خواهم کرد . از این کارشناس وهابی هم بسیار بعید است که چنین حرفی بزند . در یک جا می گوید : به میت لا اله الا الله را بگویید تا او هم تکرار کند . در جای دیگر می گوید : خودتان لا اله الا الله بگویید و نیازی نیست که میت بگوید . این ها تناقضاتی است که بین خودشان وجود دارد .

محمد بن صالح العثیمن

ایشان از مفتی های بزرگ و مشهور عربستان سعودی است. در کتاب مجموع فتاوی ورسائل فضیله الشیخ محمد بن صالح العثیمن ، چاپ دار الثریا ، جلد ۱۷ ، صفحه ۲۱۷ ، سؤال ۲۱۸ ، آمده است:

سئل فضله الشیخ : ما حکم تلقین المیت بعد دفنه ؟

فاجاب فضیلته بقوله : القول الراجح ان لایلقن بعد الدفن وانما یستغفر له ویسأل له التثبیت ، لان الحدیث الوارد فی التلقین حدیث ضعیف .

از صالح العثیمن پرسیدند : حکم میت بعد از دفنش چیست ؟

جواب می دهد : نظر بهتر این است که بعد از دفن تلقین نشود . برای او استغفار کند و از مرده بخواهد که بر اعتقادات خودت ثابت و مستحکم باش . چون احادیث وارد شده در باب تلقین همه ضعیف هستند .

مجموع فتاوی و رسائل شیخ محمد بن صالح العثیمن ، چاپ دار الثریا ، ج ۱۷ ، ص ۲۱۷ ،س ۲۱۸

 

8 9 10

 

 

عبد العزیز بن باز

مفتی اعظم سابق عربستان سعودی در کتاب مجموع فتاوی ومقالات متنوعه ، با تحقیق دکتر محمد بن سعد الشویعر ، جلد ۱۳ ، چاپ دار القاسم ، صفحه ۳۱۵ ، بحث تلقین را بیان می کند :

 وبعضهم احدث بدعه اخری ، وهی بدعه الاذان والاقامه فی القبر ، اذا حفروا نزولوا فأذنوا واقاموا فیه ثم جعلوا المیت فیه بعد ذلک وهی بدعه جدیده لا اساس لها وکذلک التلقین تلقین المیت بعد انزاله فی القبر ودفنه بقولهم : فلان بن فلان …

وهذا لا اصل له ، والاخبار فیه موضوعه لا اساس لها ، وانما فعلها بعض اهل الشام بعد انقراض القرن الاول ولیس فی قول احد او فعله حجه فیما یخالف سنه رسول الله صلی الله علیه وسلم …

بعضی از بدعت ها را نام می برد مثل بدعت اذان و اقامه در قبر است که نباید انجام داد . هم چنین تلقین هم جایز نیست . تلقین میت بعد از این که در قبر قرار دادی و دفن کردی به این صورت که بگویی : این فلان بن فلان … این تلقین بدعت است .

این تلقین اصلی در روایات ندارد و اخباری که در این رابطه است ، همه جعلی می باشد و صحیح نیست .

این مطلب خیلی عجیب است . در بین علمای وهابی ، کسی را ندیدم که این روایت را جعلی بداند. بعضی گفتند : ضعیف است ؛ اما جعلی بودن آن را فقط آقای بن باز می گوید .

این تلقین را بعضی از مردم شام بعد از قرن اول انجام می دادند (در حالی که روایت دقیقا بر عکس است . تعدادی از صحابه در شام این کار را انجام انجام می دادند .) گفتار و کردار مردم شام برای ما حجت نیست .

بن باز ، مجموع فتاوی ورسائل ، با تحقیق محمد بن سعد الشویعر ، ج ۱۳ ، چاپ دار القاسم ، ص ۳۱۵

 

11 12 13 14

 

 

این حرف قشنگی است ، به شرط این که واقعا شامیان بعد از قرن اول باشند نه شامیانی که صحابه باشند . از دیدگاه شما سخن صحابه حجت است و آن هایی هم که این کار را انجام می دادند ، چون می گفتند پیامبر (صلی الله علیه و آله) این کار را انجام می داده که ما مستندات آن را نشان خواهیم داد . اما عبد العزیز بن باز در این جا می گوید : روایت جعلی است و هیچ کس در قرن اول این کار را انجام نداده و بعضی از اهل شام بعد از قرن اول این کار را انجام دادند . سخن آن ها هم برای ما حجت نیست .

سعید بن ناصر غامدی

از وهابی های معاصر است که کتابی به نام حقیقه البدعه احکامها دارد ، جلد ۲ ، چاپ مکتبه الرشد عربستان سعودی ، صفحه ۳۵ ، در بحث تلقین میت می گوید :

بدعت دو نوع است . بدعت کلی و بدعت جزئی . بدعت جزئی یعنی این که فقط خودش بدعت است و این بدعت به بقیه اعمال انسان سرایت نمی کند . از جمله بدعت مصافحه بعد از نماز ، بدعت بلند خواندن نیت در نماز و بدعت تلقین میت در قبرش بعد از دفنش .

 

15 16

بنابر این از دیدگاه وهابیت ، فقط یک نوع تلقین جایز است . آن هم تلقین محتضر و قبل از مرگ است . اما ما متوجه نشدیم که این تلقین را که می گوییم به میت بگوییم یا به خودمان بگوییم . چون این کارشناس وهابی در جایی می گفت : به میت بگوییم که میت تکرار کند . اما در جای دیگری می گفت : به میت نگو ، میت نباید بشنود . خودت بگو . این چه فایده ای برای میت دارد ؟

آقایان وهابی تلقین قبل از مرگ را جایز می دانند ؛ حتی بعضی از آن ها گفتند : واجب است ؛ اما دو نوع تلقین دیگر که یکی تلقین قبل از دفن و دیگری تلقین بعد از دفن ، بدعت است و جایز نیست . البته مستندات زیاد دیگری است که دیدگاه تمام وهابیت امروزی همین است.

مجری :

بنده فکر می کنم بیان دیدگاه وهابیت کافی باشد و هر چه در مستندات آن ها جستجو کنیم ، همین الفاظ بدعت و حرام را می بینیم . اما از همه عجیب تر ، نظر آقای بن باز بود که گفته بود روایات در این باره موضوع است . در صورتی که خیلی از آقایان وهابی گفته بودند : ضعیف است .

استاد یزدانی :

بین ضعیف و موضوع دو فرق است . مثلا یک روایت داریم که در سندش راوی مجهول وجود دارد ، این روایت ، ضعیف است . اما این که حتما جعلی هم باشد، باید ثابت شود.

مجری :

شما تا این جا نظر وهابیت را بیان کردید . اما در مورد علمای اهل سنت به چه شکل است ؟ آیا آن ها هم تلقین میت را بدعت دانستند یا مستحب یا مباح می دانند ؟ اگر امکان دارد نظرات آن ها را هم بیان کنید .

ابن تیمیه

استاد یزدانی :

قبل از این که وارد دیدگاه اهل سنت شویم ، دیدگاه امام وهابیت ، ابن تیمیه را می خوانم که کاملا با دیدگاه دیگر وهابی ها در تضاد است . در کتاب مجموع فتاوای ابن تیمیه ، چاپ به دستور ملک فهد در سال ۲۰۰۴ م ، جلد ۲۸ ، صفحه ۲۹۶ :

عن تلقین المیت فى قبره بعد الفراغ من دفنه هل صح فیه حدیث عن النبى (ص) أو عن صحابته وهل إذا لم یکن فیه شیء یجوز فعله أم لا ؟

فأجاب هذا التلقین المذکور قد نقل عن طائفه من الصحابه أنهم أمروا به کأبى أمامه الباهلى وغیره وروى فیه حدیث عن النبى (ص) لکنه مما لا یحکم بصحته ولم یکن کثیر من الصحابه یفعل ذلک فلهذا قال الإمام أحمد وغیره من العلماء أن هذا التلقین لا بأس به فرخصوا فیه ولم یأمروا به واستحبه طائفه من أصحاب الشافعى وأحمد وکرهه طائفه من العلماء من أصحاب مالک وغیرهم

از ابن تیمیه در مورد تلقین میت بعد از این که دفن کردند ، پرسیدند . آیا در این رابطه روایت صحیح از پیامبر (صلی الله علیه و آله) یا از صحابه وجود دارد ؟ اگر روایتی نیست و صحابه آن را انجام نداده اند ، آیا این کار جایز است یا جایز نیست ؟

 جواب می دهد : این نوع تلقین از طائفه ای از صحابه نقل شده است .

در صورتی که آقای بن باز می گفت : این نوع تلقین بعد از قرن اول از تعدادی از مردم شام نقل شده .

این گروه از صحابه ، دستور به انجام این کار می دادند که میت را بعد از دفن تلقین کنیم . مثل ابی امامه باهلی و دیگران .

این نص کلام ابن تیمیه است که مشت محکمی بر دهان وهابیت امروزی می باشد .

در ادامه می گوید :

روایتی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل شده که صحیح نیست و بسیاری از صحابه هم انجام نداده اند . بنابراین امام احمد و دیگران از علما گفته اند : این نوع تلقین اشکالی ندارد .

آقای بن باز ، آقای البانی ، آقای غامدی ، این نظر ابن تیمیه است . دقت کنید.

طائفه ای از اصحاب شافعی و احمد گفته‌اند : این نوع تلقین مستحب است . اما گروهی از علمای مالکی گفتند : مکروه است .

در صفحه بعد ادامه می دهد :

والذى فى السنن عن النبى أنه کان یقوم على قبر الرجل من أصحابه إذا دفن ویقول ( سلوا له التثبیت فإنه الآن یسأل ( وقد ثبت فى الصحیحین ان النبى قال ( لقنوا أمواتکم لا إله إلا الله ( فتلقین المحتضر سنه مأمور بها . وقد ثبت ان المقبور یسأل ویمتحن وأنه یؤمر بالدعاء له فلهذا قیل ان التلقین ینفعه فان المیت یسمع النداء کما ثبت فى الصحیح عن النبى (ص) أنه قال : انه لیسمع قرع نعالهم وأنه قال ( ما أنتم بأسمع لما أقول منهم …

در سنن از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل شده که وقتی مرده دفن شد ، روی قبر بایستد و از مرده بخواهید که بر نظر و عقیده خود محکم و استوار باشد و هر چه سؤال شد ، به صورت قاطع جواب دهد که خدای من یک است ، پیامبر من محمد (صلی الله علیه و آله) است … چون در آن زمان از او سؤال می شود . در صحیحین وارد شده که مرده های خود را با لا اله الا الله تلقین کنید …

ثابت شده کسی که در قبر گذاشته می شود ، از او سؤال می شود . دستور داده شده که برای او دعا کنید . برای این که گفته شده : تلقین برای مرده فایده دارد ( در صورتی که آقای البانی می گفت : فایده ندارد ) میت صدا را می شنود و کاملا هوشیار است . همان طور که در روایت صحیح بخاری ثابت شده که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود : مرده صدای کفش تشییع کننده های خود را می شنود .

وقتی تشییع کننده ها می روند ؛ حتی صدای پای آن ها را هم می شنود . پس قطعا صدا را قبل از آن هم می شنود .

باز روایت دیگری در صحیح بخاری است که وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) کشته های بدر و دایی ها و عموهای معاویه را در داخل چاه انداخت ، با آن ها صحبت کرد . بعضی ها اعتراض کردند که شما با مرده ها صحبت می کنید ؟ آن ها که نمی شنوند . حضرت فرمودند : نه این طور نیست ، آن ها از شما شنواتر هستند .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، جلد ۲۸ ، چاپ به دستور ملک فهد ، ص ۲۹۶ و ۲۹۷

 

18 19 20 21

 

 

این خیلی جالب است که تضاد کامل دیدگاه ابن تیمیه و دیدگاه آقایان وهابی امروزی را نشان می دهد . یعنی وهابیت در حال رشد و پیشرفت است ، معلوم نیست شاید سال بعد فتوا دهند که تلقین قبل از مرگ هم جایز نیست . آخرین لحظات مرده است ، فایده ای به حالش ندارد . اگر صالح است که صالح و اگر طالح است ، وضعیتش مشخص است و کاری به این مرده نداشته باشید .

همان طور که ما رشد و پیشرفت آقای کارشناس وهابی را دیدیم که در کلیپ اول گفته بود : تلقین کنید تا بشنود و تکرار کند . اما در کلیپ بعدی گفته بود : به مرده نگویید . شنیدن او فایده ای ندارد . این تضاد کامل دیدگاه آقایان وهابی با امامشان ابن تیمیه بود که در یک کتابش بیان شده بود .

در کتاب دیگری از ابن تیمیه نیز نقل شده است . کتاب اقتضاء الصراط المستقیم لمخالفه اصحاب الجحیم ، تألیف ابن تیمیه حرانی ، با تحقیق ناصر بن عبد الکریم العقل ، جلد ۲ ، مکتبه الرشد عربستان ، صفحه ۶۶۷ :

کان النبی (ص) إذا فرغ من دفن المیت وقف علیه وقال استغفروا لأخیکم وسلوا له التثبیت فإنه الآن یسأل . وقد روى حدیث صححه ابن عبد البر أنه قال ما من رجل یمر بقبر الرجل کان یعرفه فی الدنیا فیسلم علیه إلا رد الله علیه روحه حتى یرد علیه السلام .

وروی فی تلقین المیت بعد الدفن حدیث فیه نظر لکن عمل به رجال من أهل الشام الأولین مع روایتهم له فلذلک استحبه أکثر أصحابنا وغیرهم . فهذا ونحوه مما کان النبی (ص) یفعله ویأمر به أمته عند قبور المسلمین عقب الدفن وعند زیارتهم أو المرور بهم …

روایاتی را نقل می کند که وقتی مرده را دفن کردید ، برای او استغفار کنید و از او بخواهید که در قول و نظر خود محکم باشد ؛ چون از او سؤال می شود . (این روایت خیلی صریح است )

روایت بعدی را نقل می کند :

 کسی بر قبری عبور نمی کند مگر این که در دنیا او را بشناسد که در آن صورت او را در آن جا می شناسد . بر او سلام می کند و جواب سلامش را می دهد . در ادامه می گوید : روایتی در مورد تلقین میت بعد از دفن نقل شده که در این حدیث اشکالی وجود دارد . اما مردانی از اهل شام اولین یعنی طبقه اول مردم شام که صحابه می شوند ، آن ها عمل می کردند و برای این قضیه روایت داشتند . به همین دلیل اکثر اصحاب ما یعنی حنابله و دیگران گفته اند که این نوع تلقین جایز است .

تلقین میت و کارهایی مثل این ، از کار هایی است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) انجام داده است و به امتش هم دستور داده که بعد از دفن ، وقتی از کنار قبر عبور کردید ، این کار ها را انجام دهید . بعد از دفن ، تلقین کنید . وقتی زیارت کردید ، فلان کار را انجام دهید ، وقتی از آن جا عبور کردید ، فلان کار را انجام دهید .

ابن تیمیه ، اقتضاء صراط المستقیم ، با تحقیق ناصر بن عبد الکریم ، ج ۲ ، مکتبه الرشد ، ص ۶۶۷

 

22 23 24

 

تضاد نظر ابن تیمیه با نظر آقایان وهابی ، بسیار روشن و واضح است و همین برای اثبات این که آقایان وهابی در صراط مستقیم نیستند . نه نظر شافعی را قبول دارند که می گویند : نظر شافعی برای ما حجت نیست . نه نظر احمد بن حنبل را قبول دارند و نه نظر ابن تیمیه را قبول دارند . ابن تیمیه می گوید این نوع تلقین ، جایز و مستحب است و رجالی از اهل شام که صحابه باشند ، این کار را انجام داده اند و اکثر اصحاب ما آن را جایز می دانند . پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم این کار را انجام داده و به امتش دستور چنین کاری را داده است . اما آقایان وهابی کاملا بر خلاف این نظر هستند که نه پیامبر (صلی الله علیه و آله) ، نه خلفاء و نه صحابه و نه مسلمان ها این تلقین را انجام داده اند ، فقط شافعی انجام داده که نظرش برای ما حجت نیست .

مجری :

کلیپ دیگری آماده شده که با این مباحث مرتبط است . از آقای عبد الحی یوسف که از مبلغین وهابی می باشد .

کلیپ ۳ ) :

شیخ عبد الحی یوسف ، از مبلغین وهابی :

ای برادران تلقین بعد از دفن در حدیث ابی امامه باهلی وارد شده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند : هنگامی که میت را در لحد گذاشتید ، یک نفر از شما بالای سر فرد بنشیند و سه مرتبه بگوید فلان بن فلان . مرده در مرتبه اول هوشیار می شود و در مرتبه دوم بلند می شود و در مرتبه سوم می گوید : ارشدنا یرحمک الله . سپس به مرده بگویید : هنگامی که از دنیا خارج شدی ، شهادت لا اله الا الله ، محمد رسول الله را ذکر کن و بگو که به الله به عنوان خداوند و به اسلام به عنوان دین و به قرآن به عنوان امام و به محمد (صلی الله علیه و آله) به عنوان نبی و رسول خداوند راضی شدی . نکیر و منکر دست دیگری را می گیرد و می گوید برویم که خداوند ما را نزد کسی که حجت به او تلقین شده نمی نشاند . این حدیث ضعیف است ، این حدیث ابی امامه باهلی ، ضعیف است . اما علما این حدیث را متعدد نقل کرده اند و به وسیله نصوص صحیح دیگر آن را تأیید کرده اند .

مانند این حدیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) که فرمودند : تشییع کنندگان میت از پیش او می روند. در حالی که میت صدای کفش آنان را می شنوند . علما گفته اند : وقتی مرده می تواند صدای کفش دیگران را بشنود ، به طریق اولی می تواند مطالبی را که به او گفته می شود ، بشنود .

هم چنین علما به حدیث قلیب بدر استدلال کرده اند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) خطاب به کشتگان بدر فرمودند : ای فلان ، ای فلان و ای فلان آیا آن چه را که پرودگارتان وعده داده حق یافتید ؟ همانا من آن چه را که خداوند به من وعده داده است ، حق یافتم . در این هنگام عمر به پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفت : ای رسول الله ! آیا یک عده کسی را که مرده اند ، مخاطب قرار می دهی ؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند : تو به آن چه که من به آن ها می گویم شنواتر نیستی و آن ها فقط نمی توانند پاسخ بدهند . پیامبر (صلی الله علیه و آله) به عمر می گوید : آن چه را که تو می شنویی ، می شنوند ؛ اما تو پاسخ می دهی و آنان پاسخ نمی دهند .

این دو حدیث صحیح ثابت حدیث ابن امامه را تأیید می کند . تلقین بیشتر شبیه به مساعدت و تذکر دادن برای میت است که خداوند فرموده است : یادآوری کن و پند بده و آن را پیگیر باش ؛ چرا که تذکر و اندرز برای مؤمنین سودمند است و به همین دلیل است ابن تیمیه گفته است که مردم در مورد تلقین ، سه مذهب و دیدگاه دارند . برخی گفته اند : سنت است و برخی گفته اند : مکروه است و دیگران گفته اند مباح است .

این قول سوم ، معتدل ترین و میانه اقوال است ؛ چرا که مشکلی ندارد به میت تلقین کنند و ذکر تلقین وی را ترک کنند ، هم مشکلی ندارد .

مجری :

جالب بود که این مبلغ وهابی که سخن ابن تیمیه را بیان می کند ، حرفی از کفر و شرک نیست یا این که روایت ، موضوع و جعلی و دروغ باشد . بهترین نظر هم از دیدگاه این مبلغ وهابی این بود که تلقین میت ، یک عمل مباح است و اشکالی بر آن وارد نیست . نه شرک است ، نه بدعت و نه حرام .

اما استاد یزدانی ! ما تا این جا نظرات علمای وهابی را اشاره کردیم که گفته بودند : بدعت است . نظرات عجیب ابن تیمیه که این بار با دفعات قبل خیلی فرق داشت یعنی در این مورد با علمای اهل سنت ، همنوا شده است . حال نظرات علمای اهل سنت در مورد تلقین میت را بیان کنید تا روشن شود که آن ها چه آرا و دیدگاهی دارند .

دیدگاه علمای اهل سنت در خصوص تلقین میت

استاد یزدانی

در مورد دیدگاه علمای اهل سنت ، مطالب بسیار زیادی وجود دارد . اگر بخواهیم همه آن مطالب را بخوانیم ، باید چهار پنج جلسه بحث کنیم . اما بنده سعی می کنم مهمترین های آن ها را به صورت خیلی خلاصه نقل کنم . ان شاء الله در همین جلسه ، بحث تلقین را جمع کنم و چون امام وهابیت ، ابن تیمیه با آن ها مخالفت کرده ، ضرورتی به بحث بیشتر نیست .

۱ ) آقای ابن حجر عسقلانی

کتاب تلخیص الحبیر ، تألیف ابن حجر عسقلانی ، ( ایشان از علمای بزرگ و یکی از چهار ستون علمی اهل سنت است و کتاب هم از کتاب های بسیار مهم به حساب می آید ) متوفای ۸۵۲ هـ ، چاپ اضواء السلف بیروت ، جلد دوم ، صفحه ۱۲۴۵ ذیل روایت ۹۶۷ :

وَیُسْتَحَبُّ أَنْ یُلَقَّنَ الْمَیِّتُ بَعْدَ الدَّفْنِ فَیُقَالُ یا عَبْدَ اللَّهِ یا بن أَمَهِ اللَّهِ اُذْکُرْ ما خَرَجْت علیه من الدُّنْیَا شَهَادَهَ أَنْ لَا إلَهَ إلَّا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رسول اللَّهِ وَأَنَّ الْجَنَّهَ حَقٌّ وَأَنَّ النَّارَ حَقٌّ وَأَنَّ الْبَعْثَ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَهَ آتِیَهٌ لَا رَیْبَ فیها وَأَنَّ اللَّهَ یبعث ( ( ( بعث ) ) ) من فی الْقُبُورِ وَأَنَّک رَضِیت بِاَللَّهِ رَبًّا وَبِالْإِسْلَامِ دِینًا وَبِمُحَمَّدٍ نَبِیًّا وَبِالْقُرْآنِ إمَامًا وَبِالْکَعْبَهِ قِبْلَهً وَبِالْمُؤْمِنِینَ إخْوَانًا وَرَدَ بِهِ الْخَبَرُ عن النبی صلى اللَّهُ علیه وسلم الطَّبَرَانِیُّ عن أبی أُمَامَهَ إذَا أنا مِتُّ فَاصْنَعُوا بِی کما أَمَرَنَا رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم أَنْ نَصْنَعَ بِمَوْتَانَا أَمَرَنَا رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم فقال إذَا مَاتَ أَحَدٌ من إخْوَانِکُمْ فَسَوَّیْتُمْ التُّرَابَ على قَبْرِهِ فَلْیَقُمْ أحدکم على رَأْسِ قَبْرِهِ ثُمَّ لْیَقُلْ یا فُلَانُ بن فُلَانَهَ فإنه یَسْمَعُهُ وَلَا یُجِیبُ ثُمَّ یقول یا فُلَانُ بن فُلَانَهَ فإنه یَسْتَوِی قَاعِدًا ثُمَّ یقول یا فُلَانُ بن فُلَانَهَ فإنه یقول أَرْشِدْنَا یَرْحَمْکَ اللَّهُ وَلَکِنْ لَا تَشْعُرُونَ فَلْیَقُلْ اُذْکُرْ ما خَرَجْت علیه من الدُّنْیَا شَهَادَهَ أَنْ لَا إلَهَ إلَّا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ وَأَنَّک رَضِیت بِاَللَّهِ رَبًّا وَبِالْإِسْلَامِ دِینًا وَبِمُحَمَّدٍ نَبِیًّا وَبِالْقُرْآنِ إمَامًا فإن مُنْکَرًا وَنَکِیرًا یَأْخُذُ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا بِیَدِ صَاحِبِهِ …

وَإِسْنَادُهُ صَالِحٌ وقد قَوَّاهُ الضِّیَاءُ فی أَحْکَامِهِ وَأَخْرَجَهُ عبد الْعَزِیزِ فی الشَّافِی وَالرَّاوِی عن أبی أُمَامَهَ سَعِیدٌ الآزدی بَیَّضَ له بن أبی حَاتِمٍ وَلَکِنْ له شَوَاهِدُ منها :

ما رَوَاهُ سَعِیدُ بن مَنْصُورٍ من طَرِیقِ رَاشِدِ بن سَعْدٍ وَضَمْرَهَ بن حَبِیبٍ …

وَرَوَى الطَّبَرَانِیُّ من حدیث الْحَکَمِ بن الْحَارِثِ السُّلَمِیِّ أَنَّهُ قال لهم إذَا دَفَنْتُمُونِی وَرَشَشْتُمْ على قَبْرِی الْمَاءَ فَقُومُوا على قَبْرِی وَاسْتَقْبِلُوا الْقِبْلَهَ وَادْعُوا لی روى …

وروى ) ) ) بن ماجه من طَرِیقِ سَعِیدِ بن الْمُسَیِّبِ عن بن عُمَرَ …

وفی صَحِیحِ مُسْلِمٍ عن عَمْرِو بن الْعَاصِ أَنَّهُ قال لهم فی حَدِیثٍ عِنْدَ مَوْتِهِ إذَا دَفَنْتُمُونِی أَقِیمُوا حَوْلَ قَبْرِی قَدْرَ ما یُنْحَرُ جَزُورٍ وَیُقَسَّمُ لَحْمُهَا حتى أَسْتَأْنِسَ بِکُمْ وَأَعْلَمَ مَاذَا أُرَاجِعُ رُسُلَ رَبِّی وقد تَقَدَّمَ حَدِیثُ وَاسْأَلُوا له التثبت فإنه الْآنَ یُسْأَلُ ….

 مستحب است که میت بعد از دفن تلقین شود و گفته شود : یا عَبْدَ اللَّهِ یا بن أَمَهِ اللَّهِ اُذْکُرْ ما خَرَجْت علیه من الدُّنْیَا شَهَادَهَ أَنْ لَا إلَهَ إلَّا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رسول اللَّهِ وَأَنَّ الْجَنَّهَ حَقٌّ وَأَنَّ النَّارَ حَقٌّ وَأَنَّ الْبَعْثَ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَهَ آتِیَهٌ لَا رَیْبَ فیها وَأَنَّ اللَّهَ یبعث ( ( ( بعث ) ) ) من فی الْقُبُورِ وَأَنَّک رَضِیت بِاَللَّهِ رَبًّا وَبِالْإِسْلَامِ دِینًا وَبِمُحَمَّدٍ نَبِیًّا وَبِالْقُرْآنِ إمَامًا وَبِالْکَعْبَهِ قِبْلَهً وَبِالْمُؤْمِنِینَ إخْوَانًا …

 در این باره روایتی از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل شده است که آقای طبرانی از ابی امامه بیان می کند : وقتی من مردم ، همان کار هایی را انجام دهید که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دستور داده . رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دستور داد که اگر یکی از شما مرد و روی قبر خاک ریختید و صاف کردید ، یکی از شما روی قبر بایستد و این سخنان را بگوید : ای فلانی فرزند فلانی ( اسم مادر را می گوید ) آن مرده می شنود ؛ اما نمی تواند پاسخ دهد . وقتی گفتی : فلانی فرزند فلانی ، خودش را راست می کند . به او بگویید که خداوند یکتا است ، پیامبر ما ، محمد (صلی الله علیه و آله) است . دین ما اسلام است ، قرآن امام است ….

سند روایت ، صالح است و آقای ضیاء که از علمای بزرگ اهل سنت است ، در کتاب احکامش این روایت را تقویت کرده و گفته : روایت قوی است . آقای عبد العزیز این روایت را از شافعی از ابی امامه نقل کرده و این روایت شواهدی هم دارد از جمله :

روایت سعید بن منصور از طریق راشد بن سعد از ضمره بن حبیب نقل کرده که آن ها هم همین فتوا را داده اند .

آقای طبرانی از حکم بن حارث سلمی روایتی نقل کرده است .

ابن ماجه از سعید بن مسیب از عبد الله بن عمر روایتی را نقل کرده است .

حدیث احمد بن حنبل را نقل می کند .

 در صحیح مسلم هم روایتی است که از عمرو عاص نقل شده که می گوید : وقتی مرا دفن کردید ، روی قبر بایستید به اندازه ای که اگر یک شتر را بکشید و گوشتش را تقسیم کنید ، چقدر طول می کشد و زمان صرف می کند . به همان اندازه روی قبر من بایستد که من با شما انس بگیرم و بعد از آن بر گردید .

روایت واسألوا له التثبیت فانه الان یسأل را هم بیان کرده است .

ابن حجر عسقلانی ، تلخیص الحبیر ، چاپ اضواء السلف ، جلد دوم ، ص ۱۲۵۴ ذیل روایت ۹۶۷

 

25 26 27 28 29 30

 

 

مجری :

کلیپ بعدی از آقای مغامسی از وهابی های مشهور هستند که در برنامه های شبکه های ماهواره ای حضور چشم گیری دارند . در این کلیپ شاید به گونه بتوان گفت که ایشان نظر خود را با انصاف بیشتری نسبت به بقیه وهابیون ، بیان کردند .

کلیپ ۴ ) :

مجری :

آیا وقتی میت را در قبر می گذارند ، کلماتی وجود دارند که به او بگویند ؟

صالح المغامسی ، از مبلغان وهابی :

ظاهرا سؤال در مورد چیزی است که به آن تلقین می گویند . اصل بر این است که وقتی مؤمن را در قبر می گذارند . در حدیث ابن داوود آمده است که از خداوند برای مرده طلب تثبیت در امرش کنید که الان از او سؤال می شود . پس برای مرده دعا می کنند که خداوند او را در هنگام سؤال ، ثابت قدم گرداند تا بتواند پاسخ بدهد . اما چیزی که به آن تلقین می گویند ، صورتش این است که به میت چیزی بگویند و این همان تلقین است . به او می گویند هنگامی که از دنیا خارج شدی ، شهادت لا اله الا الله و ان محمد رسول الله را به یاد بیاور . یعنی به او می گویند این را بگو . برای این فعل از پیامبر و صحابه چیزی به ما نرسیده است و اولین کسی که این کار را انجام داد ، مکحول در شام بود که او از تابعین و از سلف است و این مطلب را به امام احمد بن حنبل گفتند و گویا او منکر نشده است .

ابن قیم در کتاب الروح ، اگر انتسابش به وی صحیح باشد ، این را نقل کرده است و علما در این امر اختلاف کرده اند وعلت اختلاف آنان در این امر ، اختلافشان در فهم برخی از آیات قرآن است . اما جمهور علما از سلف و خلف ، بر این اعتقادند که این کار را انجام ندهند و این در نزد من هم ارجح و قابل قبول تر است . چرا که پیامبر و اصحابش بسیاری از مردگان را دفن کردند و اصلا از آنان برای ما نقل نشده است که این مرده ها را تلقین کرده اند . اما اگر کسی این کار را انجام داد و از یکی از علمای ثقات استفتاء کرده و او در مورد تلقین پاسخ مثبت داده ، درست نیست که ما آن را انکار کنیم . چرا که انکار برای مسأله ای است که نص صریح در نهی یا انجام آن داشته باشیم یا در مورد آن اجماعی صورت گرفته باشد و مسأله تلقین در مورد آن نه نص صریحی وجود دارد و نه اجماعی صورت گرفته است .

هنگامی که ما در مدینه بودیم برایمان نقل شد که شیخ امیر شنقیطی ، صاحب کتاب اضواء البیان ، هنگامی که همسرش را دفن می کرد ، او را تلقین کرد و گویا این عمل را بدون مشکل می دانسته است و او در مورد این مسأله در کتاب تفسیرش به تفصیل بحث کرده است و می توانند به آن مراجعه کنند .

با این وجود ما می گوییم که شیخ در نزد ما بسیار عزیز و جلیل القدر است ؛ اما این قول را قول ارجح نمی دانیم والعلم عند الله .

مجری :

سخنان این مبلغ وهابی را دیدید که البته قسمتی از آن ها را خطا یا تدلیس یا دروغ بگوییم که قضاوت آن بر عهده بینندگان عزیز است . ایشان گفتند : این تلقین از هیچ کدام از صحابه یا از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل نشده است . در صورتی که استاد عزیز ما به آن اشاره کردند که ابن تیمیه گفته بود که گروهی از صحابه ، این عمل نقل شده و مردم شام در همان دوره های اول و در نه در دوره های متأخر این کار را انجام می دادند . البته این آقای وهابی هم اشاره کردند که مکحول شامی که از تابعین جلیل القدر در نزد اهل سنت است ، این کار را انجام دادند . به یکی از شیوخ سلفی ، آقای شنقیطی هم اشاره کردند که همسرش را در قبر تلقین کرد . به هر جهت می توان گفت که بخش های پایانی سخنان ایشان از انصاف بیشتری برخوردار بود .

استاد یزدانی :

بلاخره یا آقای مغامسی دروغ می گوید یا ابن تیمیه ؛ البته قابل جمع هم هست که هردو نفر آن ها می توانند دروغگو باشند . اما ادامه نظرات علمای اهل سنت در مورد روایتی که از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل شده که مرده خود را تلقین کنید .

۲ ) آقای ابن ملقن

کتاب البدر المنیر ، تألیف ابن ملقن از بزرگان تاریخ اهل سنت است ، با چاپ دار الهجره ، جلد پنجم ، با تحقیق چهار نفر از علمای اهل سنت ، صفحه ۳۳۳ :

قال الرافعی : ویستحب أن یلقن المیت بعد الدفن ، فیقال : یا عبد الله ، ( یا ) ابن أمه الله ، اذکر ما خرجت علیه من الدنیا ، شهاده أن لا إله إلا الله وأن محمدًا رسول الله ، وأن الجنه حق ، والنار حق ، وأن البعث حق ، وأن الساعه آتیه لا ریب فیها ، وأن الله یبعث من فی القبور ، وأنک رضیت بالله ربًّا ، وبالإسلام دینًا ، وبمحمد نبیًا ، وبالقرآن إمامًا ، وبالکعبه قبله ، وبالمؤمنین إخوانًا ) ) . ورد به الخبر عن النبی

هذا الحدیث رواه الطبرانی فی ( ( معجمه الکبیر ) ) عن أبی عقیل أنس بن [ سلم ] ، ثنا محمد بن إبراهیم بن العلاء الحمصی ، نا إسماعیل بن عیاش ، نا عبد الله بن محمد القرشی ، عن یحیى بن أبی کثیر ، عن سعید بن عبد الله ( الأودی ) قال : شهدت أبا أمامه وهو فی النزع ، فقال : إذا أنا مت فاصنعوا بی کما أمرنا رسول الله ….

إسناده لا أعلم به بأسًا ، وذکره الحافظ أبو منصور فی ( ( جامع الدعاء الصحیح ) ) ، وزاد بعد قوله : قد لقن حجته : ویکون الله حجته . قال : وقد أرخص الإمام أحمد بن حنبل فی تلقین المیت ….

. قال أبو منصور : وهو من العزمات والتذکیر بالله ، و ( السماح) بذلک مأثور عن السلف ….

ومنها : حدیث عمرو بن العاص رضی الله عنه أنه قال : ( ( إذا دفنتمونی فسنوا علی التراب سنّا ، ثم أقیموا حول قبری قدر ما ینحر جزور ویقسم لحمها ؛ حتى أستأنس بکم ، وأعلم ماذا أراجع رسل ربی ) ) . رواه مسلم فی ( ( صحیحه ) ) فی کتاب الإیمان ، وهو بعض من حدیث طویل .

از رافعی نقل می کند که مستحب است مرده را بعد از دفن تلقین کنید . بگویید : یا عَبْدَ اللَّهِ یا بن أَمَهِ اللَّهِ اُذْکُرْ ما خَرَجْت علیه من الدُّنْیَا شَهَادَهَ أَنْ لَا إلَهَ إلَّا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رسول اللَّهِ وَأَنَّ الْجَنَّهَ حَقٌّ وَأَنَّ النَّارَ حَقٌّ وَأَنَّ الْبَعْثَ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَهَ آتِیَهٌ لَا رَیْبَ فیها وَأَنَّ اللَّهَ یبعث من فی الْقُبُورِ وَأَنَّک رَضِیت بِاَللَّهِ رَبًّا وَبِالْإِسْلَامِ دِینًا وَبِمُحَمَّدٍ نَبِیًّا وَبِالْقُرْآنِ إمَامًا وَبِالْکَعْبَهِ قِبْلَهً وَبِالْمُؤْمِنِینَ إخْوَانًا …

می گوید : این روایت را آقای طبرانی در معجم کبیر از ابی عقیل انس از محمد بن ابراهیم بن علاء از اسماعیل بن عیاش از عبد الله بن محمد قرشی از یحیی بن ابی کثیر ، از سعید بن عبد الله اودی نقل می کند که ابی امامه در هنگام مرگش این قضیه را از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل می کند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به ما دستور داد که تلقین کنید ….

در آخر می گوید :

من (نویسنده ) اشکالی در این سند نمی بینم . حافظ ابو منصور در کتاب جامع الدعاء الصحیح خود این روایت را ذکر کرده است و مطالب دیگری هم به آن اضافه کرده . امام احمد بن حنبل هم اجازه به تلقین میت داده است .

عبارت دیگری از حافظ ابو منصور نقل می کند : تلقین درست است و از سلف مأثور است یعنی سلف این کار را انجام داده اند .

 عمرو بن عاص هم چنین فتوایی داد و وصیت کرد که در صحیح مسلم آمده است .

ابن ملقن ، بدر المنیر ، ج ۵ ، چاپ دار الهجره ، ص ۳۳۳ به بعد

 

31 32 33 34 35 36 37

 

ایشان مطالب و روایات متعدد را پشت سر هم نقل می کند در تأیید روایت آقای طبرانی در معجم کبیر که بنده روایت را نشان می دهم .

کتاب معجم کبیر ، تألیف آقای طبرانی ، متوفای ۳۶۰ هـ ، چاپ مکتبه ابن تیمیه در قاهره ، جلد ۸ ،صفحه ۳۹۸ به بعد ، حدیث ۷۹۷۹ :

 ۷۹۷۹ حدثنا أبو عَقِیلٍ أَنَسُ بن سَلْمٍ الْخَوْلانِیُّ ثنا محمد بن إبراهیم بن الْعَلاءِ الْحِمْصِیُّ ثنا إِسْمَاعِیلُ بن عَیَّاشٍ ثنا عبد اللَّهِ بن مُحَمَّدٍ الْقُرَشِیُّ عن یحیى بن أبی کَثِیرٍ عن سَعِیدِ بن عبد اللَّهِ الأَوْدِیِّ قال شَهِدْتُ أَبَا أُمَامَهَ وهو فی النَّزْعِ فقال إذا أنا مُتُّ فَاصْنَعُوا بِی کما أَمَرَنَا رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم أَنْ نصْنَعَ بِمَوْتَانَا أَمَرَنَا رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم فقال إذا مَاتَ أَحَدٌ من إِخْوَانِکُمْ فَسَوَّیْتُمِ التُّرَابَ على قَبْرِهِ فَلْیَقُمْ أحدکم على رَأْسِ قَبْرِهِ ثُمَّ لِیَقُلْ یا فُلانَ بن فُلانَهَ فإنه یَسْمَعُهُ وَلا یُجِیبُ ثُمَّ یقول یا فُلانَ بن فُلانَهَ فإنه یَسْتَوِی قَاعِدًا ثُمَّ یقول یا فُلانَ بن فُلانَهَ فإنه یقول أَرْشِدْنَا رَحِمَکَ اللَّهُ وَلَکِنْ لا تَشْعُرُونَ فَلْیَقُلْ أذکر ما خَرَجْتَ علیه مِنَ الدُّنْیَا شَهَادَهَ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ وَأَنَّکَ رَضِیتَ بِاللَّهِ رَبًّا وَبِالإِسْلامِ دِینًا وَبِمُحَمَّدٍ نَبِیًّا وَبِالْقُرْآنِ إِمَامًا فإن مُنْکَرًا وَنَکِیرًا یَأْخُذُ وَاحِدٌ مِنْهُمْا بِیَدِ صَاحِبِهِ وَیَقُولُ انْطَلِقْ بنا ما نَقْعُدُ عِنْدَ من قد لُقِّنَ حُجَّتَهُ فَیَکُونُ اللَّهُ حَجِیجَهُ دُونَهُمَا فقال رَجُلٌ یا رَسُولَ اللَّهِ فَإِنْ لم یَعْرِفْ أُمَّهُ قال فَیَنْسُبُهُ إلى حَوَّاءَ یا فُلانَ بن حَوَّاءَ

طبرانی ، معجم کبیر ، چاپ مکتبه ابن تیمیه ، ج ۸ ، ص ۳۹۸ به بعد ، ح ۷۹۷۹

این روایت است که دو نفر از علمای اهل سنت از جمله آقای ابن حجر عسقلانی می گوید : اسناده صالح ، سند روایت صالح است یعنی قابل اعتماد است و می توان بر اساس آن فتوا داد . دیگری آقای ابن ملقن است که می گوید : سند روایت ، لا اعلم به بأسا ، من اشکالی در این روایت نمی بینم .

این فتوای علمای اهل سنت بود که بنده یکی دو مورد دیگر را هم بخوانم .

 ۳ ) آقای ابن صلاح

ایشان از بزرگان اهل سنت است ، در کتاب فتاوی ومسائل ابن صلاح ، جلد اول ، چاپ دار المعرفه بیروت ، با تحقیق دکتر عبد المعطی امین قلعچی ، صفحه ۲۶۱ :

۱۰۵ مسأله تلقین الموتى بعد الدفن هل هو مشروع وإذا شرع ذلک فهل یشرع تلقین الطفل الرضیع وما الدلیل على ذلک وعله تلقین الطفل مطلوب ؟

أجاب رضی الله عنه أما تلقین البالغ فهو الذی نختاره ونعمل به وذکره جماعه من أصحابنا الخراسانیین …

از آقای ابن صلاح سؤال شد که آیا تلقین مرده بعد از دفن مشروع است ؟ آیا جایز است که ما طفل کوچک و شیرخوار را تلقین کنیم ؟ چه دلیلی برای آن وجود دارد ؟ آیا تلقین طفل مطلوب هست یا خیر ؟ علت تلقین طفل آیا مطلوب است ؟

پاسخ می دهد : تلقین انسان بالغ ، چیزی است که من آن را اختیار کردم و به آن عمل می کنم و جماعتی از اصحاب خراسانی ما هم این قضیه را نقل کرده اند و به آن عمل می کنند .

فتاوی و مسائل ابن صلاح ، ج اول ، چاپ دار المعرفه ، با تحقیق دکتر عبد المعطی امین قلعچی ، ص ۲۶۱

 

 

38 39 40

 

بینندگان عزیز توجه داشته باشند که ابن تیمیه گفته بود : مردم شام انجام می دادند ، گروهی از صحابه در مدینه انجام می دادند که آن را هم نشان خواهم داد . خراسانی ها هم انجام می دادند . بقیه مناطق را هم نشان می دهیم که هر کس به منطقه خودش می رسد ، می گوید این تلقین را انجام می دهیم .

پس این نظر ابن صلاح بود که می گفت : خراسانی ها انجام می دادند که کاملا مشروح است . نظر ما هم همین است .

۴ ) آقای قرطبی

ایشان در کتاب التذکره باحوال الموتی وامور الاخره ، تألیف قرطبی ، متوفای ۶۷۱ هـ ، چاپ مکتبه دار المنهاج ریاض ، جلد اول ، صفحه ۳۴۰ :

باب ما جاء فی تلقین المیت بعد موته شهاده الاخلاص فی لحده

قال ابو محمد عبد الحق فی کتاب العافیه له : یروی عن ابی امامه الباهلی قال : قال رسول الله (ص) : اذا مات احدکم فسویتم علیه التراب فلیقم احدکم علی رأس قبره ثم یقول : یا فُلانَ بن فُلانَهَ فإنه یَسْتَوِی قَاعِدًا ثُمَّ یقول یا فُلانَ بن فُلانَهَ فإنه یقول أَرْشِدْنَا رَحِمَکَ اللَّهُ وَلَکِنْ لا تَشْعُرُونَ فَلْیَقُلْ أذکر ما خَرَجْتَ علیه مِنَ الدُّنْیَا شَهَادَهَ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ وَأَنَّکَ رَضِیتَ بِاللَّهِ رَبًّا وَبِالإِسْلامِ دِینًا وَبِمُحَمَّدٍ نَبِیًّا وَبِالْقُرْآنِ إِمَامًا فإن مُنْکَرًا وَنَکِیرًا یَأْخُذُ وَاحِدٌ مِنْهُمْا بِیَدِ صَاحِبِهِ وَیَقُولُ انْطَلِقْ بنا ما نَقْعُدُ عِنْدَ من قد لُقِّنَ حُجَّتَهُ فَیَکُونُ اللَّهُ حَجِیجَهُ دُونَهُمَا فقال رَجُلٌ یا رَسُولَ اللَّهِ فَإِنْ لم یَعْرِفْ أُمَّهُ قال فَیَنْسُبُهُ إلى حَوَّاءَ یا فُلانَ بن حَوَّاءَ …

قال المؤلف : وقال شیخنا ابو العباس احمد بن عمر القرطبی ینبغی ان یرشد المیت فی قبره حیث وضعه فیه الی جواب السؤال ویذکر بذلک فیقال له قل الله ربی والاسلام دینی ومحمد رسولی فانه عن ذلک یسأل کما جاءت به الاخبار علی ما یأتی وقد جری العمل عندنا بقرطبه کذلک .

باب روایاتی که در باره تلقین میت بعد از مرگش نقل شده است .

ابو محمد عبد الحق در کتاب العاقبه خود می گوید که ابو امامه باهلی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل می کند که اگر یکی از شما مردید ، بعد از این که دفن کردید ، روی قبر او بایستید و بگویید : یا فُلانَ بن فُلانَهَ فإنه یَسْتَوِی قَاعِدًا ثُمَّ یقول یا فُلانَ بن فُلانَهَ فإنه یقول أَرْشِدْنَا رَحِمَکَ اللَّهُ وَلَکِنْ لا تَشْعُرُونَ فَلْیَقُلْ أذکر ما خَرَجْتَ علیه مِنَ الدُّنْیَا شَهَادَهَ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ وَأَنَّکَ رَضِیتَ بِاللَّهِ رَبًّا وَبِالإِسْلامِ دِینًا وَبِمُحَمَّدٍ نَبِیًّا وَبِالْقُرْآنِ إِمَامًا فإن مُنْکَرًا وَنَکِیرًا یَأْخُذُ وَاحِدٌ مِنْهُمْا بِیَدِ صَاحِبِهِ وَیَقُولُ انْطَلِقْ بنا ما نَقْعُدُ عِنْدَ من قد لُقِّنَ حُجَّتَهُ فَیَکُونُ اللَّهُ حَجِیجَهُ دُونَهُمَا فقال رَجُلٌ یا رَسُولَ اللَّهِ فَإِنْ لم یَعْرِفْ أُمَّهُ قال فَیَنْسُبُهُ إلى حَوَّاءَ یا فُلانَ بن حَوَّاءَ .

در چند صفحه بعد می گوید :

استاد ما ابو العباس احمد بن عمر قرطبی گفت : شایسته است که مرده را در قبر ارشاد و راهنمایی کنیم . وقتی او را در قبر می گذارند ، آن زمانی است که باید جواب سؤالات را بدهد ، ما باید به او یادآوری کنیم که شما باید بگویی الله ربی والاسلام دینی ومحمد رسولی ، از همین ها در قبر از او سؤال می شود و روایاتی در این باره آمده است . در قرطبه ( یعنی در اندلس آن روز ، مسلمانان غرب ، یا اسپانیای امروزی ، کشور اسلامی بوده و آقای قرطبی از آن سرزمین است و کتاب های زیادی نوشتند و نقش بسیار زیادی در گسترش اهل سنت در آن مناطق داشتند ﴾ همین تلقین را انجام می دادیم .

آقای قرطبی ، التذکره ، ج اول ، چاپ مکتبه دار المنهاج ، ص ۳۴۰ به بعد

 

41 42 43 44 45 46

 

پس تا این جا در شام ، خراسان ، قرطبه و گروهی از صحابه که ابن تیمیه گفته بود همین عمل را انجام می دادند .

۵ ﴾ آقای ابو حامد غزالی

ایشان در کتاب احیاء علوم الدین که از مشهورترین کتاب های ایشان است مطالب زیادی را در این باره بیان کرده است . احیاء علوم الدین ، تألیف ابو حامد محمد بن محمد غزالی ، متوفای ۵۰۵ هـ ، ایشان به عنوان احیاگر قرن چهارم و پنجم نامیده اند ، چاپ دار ابن حزم ، صفحه ۱۸۷۴ :

ومن هذا یستحب تلقین المیت بعد الدفن والدعاء له قال سعید بن عبد الله الأزدى شهدت أبا أمامه الباهلى وهو فی النزع فقال یا سعید إذا مت فاصنعوا بى کما أمرنا رسول الله (ص) فقال إذا مات أحدکم فسویتم علیه التراب فلیقم أحدکم على رأس قبره ثم یقول یا فلان ابن فلانه فإنه یسمع ولا یجیب ثم لیقل یا فلان ابن فلانه الثانیه فإنه یستوى قاعدا ثم لیقل یا فلان ابن فلانه الثالثه فإنه یقول أرشدنا یرحمک الله ولکن لا تسمعون فیقول له اذکر ما خرجت علیه من الدنیا شهاده أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله …

می گوید : وقتی میت را داخل قبر گذاشتید ، دعاهایی بخوانید . از همین جا مستحب است که میت را بعد از دفن تلقین کنید و برایش دعا بخوانید . در ادامه روایت عبد الله ازدی را نقل می کند که گفت : من شاهد بودم که ابو امامه باهلی وصیت می کرد که وقتی من مردم ، همان کار هایی را انجام دهید که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دستور داده بود که وقتی روی قبر را صاف کردید و خاک ریختید ، بالای سر قبر بنشینید و بگویید ای فلان بن فلان . او می شنود ؛ اما نمی تواند جواب دهد . دوباره بگویید یا فلان بن فلان تا دفعه سوم که بعد از آن شهادت به یگانگی خدا ، رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و شهادت به دین اسلام می دهد …

ابو حامد غزالی ، احیا علوم الدین ، چاپ دار ابن حزم ، ص ۱۸۷۴

 

47 48 49 50

 

 

این هم نظر ابو حامد غزالی که صریح و واضح و روشن گفته بود که مستحب است .

۶ ) آقای سیوطی

ایشان از بزرگان اهل سنت است که در زمینه رجال ، فقه ، تفسیر ، حدیث ، و تمام فنون و علوم اسلامی کتاب نوشته وصاحب نظر است . ایشان واقعا علامه زمان خودش بود و ما کمتر عالمی را در بین اهل سنت می بینیم که جامع همه علوم باشد . ما در بین شیعه از این افراد زیاد داریم ؛ اما در میان اهل سنت ، واقعا آقای سیوطی ، تک و یگانه هستند .

کتاب الحاوی للفتاوی ، جلد ۲ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت لبنان ، صفحه ۱۷۵ ، بحث اطفال است که ما اطفال را تلقین بکنیم یا نکنیم ؟

إنما هو فی حق المیت المکلف أما الصبی ونحوه فلا یلقن …

قد صرح ابن یونس فی شرح التعجیز بأنه یستحب تلقین الطفل ، واحتج بأن النبی صلى الله علیه وسلّم لقن ابنه إبراهیم قال : وهذا احتج به المتولی فی أصل المسأله وقال السبکی فی شرح المنهاج : إنما یلقن المیت المکلف أما الصبی فلا یلقن ، وقال فی التتمه : إن النبی صلى الله علیه وسلّم لما لحد ابنه إبراهیم لقنه وهذا غریب انتهى . وعباره التتمه الأصل فی التلقین ما روی أن النبی صلى الله علیه وسلّم لما دفن إبراهیم قال : ( قل الله ربی ورسولی أبی والإسلام دینی فقیل له یا رسول الله أنت تلقنه فمن یلقننا ؟ فأنزل الله تعالى : یثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت فی الحیاه الدنیا وفی الآخره ) انتهى

طفل تلقین نمی‌شود . یا واجب نیست یا اصلا نیازی ندارد که ما تلقین کنیم . تلقین در باره کسی است که به سن بلوغ رسیده باشد و تکلیف داشته باشد ؛ اما بچه و طفل ، نیازی به تلقین ندارد .

مطالب دیگری را بیان می کند که در صفحه فتاوای علمای اهل سنت را در بحث تلقین می آورد :

ابن یونس در شرح التعجیز می گوید : تلقین طفل هم جایز است . دلیلش هم روایتی است که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرزندش ابراهیم را تلقین کرد . آقای متولی هم به همین روایت احتجاج کرده و دلیلش همین است . آقای سبکی هم نظر دیگری دارد و در کتاب تتمه روایتی است که وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) لحد فرزندش را گذاشت ، تلقین کرد .

آقای سیوطی می گوید :

این که در تتمه گفته ، این روایت همان روایت است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) وقتی ابراهیم را دفن کرد ، گفت : بگو الله ، خدای من و رسول من ، پدرم است و اسلام دین من است . به ایشان گفتند : یا رسول الله ! شما که فرزندت را تلقین می کنی ، چه کسی ما را تلقین کند . که خداوند آیه ای نازل کرد : یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِینَ آَمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَفِی الْآَخِرَهِ . ابراهیم / ۲۷

سیوطی ، الحاوی للفتاوی ، ج ۲ ، ص ۱۷۵ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت

 

51 52 53

 

 

این هم نظر آقای سیوطی که تلقین را جایز می دانست ؛ حتی معتقد بود که جایز است بچه را هم تلقین کرد . چون پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرزندش ابراهیم را تلقین کرده و عین متن تلقینی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) بیان کرده هم آورده است .

شما اگر در تمام تاریخ وهابیت جستجو کنید ، نمی توانید کسی را پیدا کنید که به اندازه یک انگشت کوچک آقای سیوطی علم داشته باشد تا ما نظرش را بپذیریم .

مجری :

کلیپ دیگری از جواز تلقین است ؛ البته از دیدگاه یک عالم اهل سنت که ایشان نظرات را می خوانند و به استحباب تلقین میت در نزد بسیاری از علمای اهل سنت ، اشاره می کند .

کلیپ ۵ ) :

عالم اهل سنت :

اما تلقین میت در قبر مختلف فیه است و در نزد احمد مشروع نیست و در نزد مالک مکروه است . چون عمل به آن در نزد اهل مدینه جاری و ساری بوده است و این عمل در نزد شافعی و ابو حنیفه مستحب است .

مجری :

فکر نمی کنم صریح تر از این نباشد که یک عالم اهل سنت بگوید : امام شافعی و امام ابو حنیفه ، تلقین میت را مستحب دانسته . حال این را کنار اقوال علمای وهابی و حتی بن باز بگذارید که می گفت : روایت تلقین ، جعلی و بدعت و موضوع و حرام است . ما از استاد یزدانی تقاضا داریم که ادامه نظرات علمای اهل سنت را بیان کنند .

استاد یزدانی :

به علت این که وقت ما کم باشد ، تعدادی از علمای وهابی را سریع می خوانم .

۷ ) آقای رافعی

ایشان از بزرگان اهل سنت هستند که در کتاب العزیز شرح الوجیز معروف به شرح الکبیر ، تألیف ابی القاسم عبد الکریم بن محمد بن عبد الکریم رافعی ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، جلد ۲ ، صفحه ۴۵۴ فتوا می دهد :

ویستحب أن یلقن المیت بعد الدفن فیقال یا عبد الله ابن أمه الله أذکر ما خرجت علیه من الدنیا شهاده أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله وأن الجنه حق وأن النار حق وأن البعث حق وأن الساعه آتیه لا ریب فیها وأن الله یبعث من فی القبور وانک رضیت بالله ربا وبالاسلام دینا وبمحمد نبیا وبالقرآن إماما وبالکعبه قبله وبالمؤمنین اخوانا ورد الخبر به عن النبی صلى الله علیه وسلم

مستحب است که میت بعد از دفن ، تلقین شود و گفته شود : یا عبد الله ابن أمه الله أذکر ما خرجت علیه من الدنیا شهاده أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله وأن الجنه حق وأن النار حق وأن البعث حق وأن الساعه آتیه لا ریب فیها وأن الله یبعث من فی القبور وانک رضیت بالله ربا وبالاسلام دینا وبمحمد نبیا وبالقرآن إماما وبالکعبه قبله وبالمؤمنین اخوانا . روایت هم از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل شده است .

عبد الکریم رافعی ، العزیز شرح الوجیز ، ج ۲ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۴۵۴

 

54 55 56

 

 

در ادامه هم نظر آقای غزالی را نقل می کند .

۸ ) آقای طحطاوی حنفی

ایشان هم در کتاب حاشیه الطحطاوی که حاشیه ای بر کتاب مراقی الفلاح است . این کتاب از کتاب های در نزد علمای اهل سنت از جایگاه بالایی برخوردار است . چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۵۶۰ :

وتلقینه ) بعد ما وضع (فی القبر مشروع ) لحقیقه قوله (ص) : لقنوا موتاکم بشهاده ان لا اله الا الله اخرجه الجماعه الا البخاری ونسب الی اهل السنه والجماعه .

قوله ( وتلقینه بعدما وضع فی القبر مشروع ) قال فی المفتاح التلقین على ثلاثه أوجه ففی المحتضر لا خلاف فی حسنه وما بعد انقضاء الدفن لا خلاف فی عدم حسنه والثالث اختلفوا فیه …

قوله ( لقنوا موتاکم الخ ) فإن المیت حقیقه فیمن حل به الموت لا فیمن قرب منه …

ابتدا نظر آقای شرنبلالی را نقل می کند که گفته : تلقین میت بعد از گذشتن او در قبر ، مشروع است . به خاطر سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است که در صحیح بخاری نقل شده مرده هایتان را به شهادت خداوند تلقین کنید . این روایت را تمام اصحاب صحاح سته نقل کرده اند به غیر از آقای بخاری و این مطلب به اهل سنت و جماعت نسبت داده شده و آن را قبول دارند .

آقای طحطاوی در پاورقی توضیح می دهد :

 که تلقین میت بعد از دفنش ، مشروع است . مطالبی را نقل می کند از جمله سه قسمت تلقین را بیان می کند . این که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموده : مرده هایتان را تلقین کنید یعنی چه ؟ مرده به چه کسی می گوید ؟ مرده کسی است که در حال احتضار است یا مرده کسی است که واقعا از دنیا رفته ؟ حقیقت کلمه میت این است که مرگ در او حلول کرده و واقعا از دنیا رفته نه این که مرگش نزدیک است.

حاشیه طحطاوی ، چاپ دار الکتب العلمیه ، ص ۵۶۰

 

57 58

 

کسی که مرگ به او نزدیک باشد ، محتضر است . اگر این بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله) می گفت : آن کسی که در حال احتضار است را تلقین کنید . نمی گفتند که مرده هایتان را تلقین کنید . پیامبر (صلی الله علیه و آله ) گفته : مرده هایتان را تلقین کنید یعنی کسی که واقعا مرده است .

این نظر علمای اهل سنت است . در بالا نظر آقای شرنبلالی بود که می گوید : حقیقت سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مرده ای است که واقعا از دنیا رفته و در قبر گذاشته شده . در پاورقی هم نظر آقای طحطاوی بود .

۹ ) آقای مرداوی حنبلی

در کتاب الانصاف فی معرفه الرجح من الخلاف علی مذهب احمد بن حنبل ، جلد ۲ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۵۳۳ :

فَائِدَهٌ یُسْتَحَبُّ تَلْقِینُ الْمَیِّتِ بَعْدَ دَفْنِهِ عِنْدَ أَکْثَرِ الْأَصْحَابِ قال فی الْفُرُوعِ اسْتَحَبَّهُ الْأَکْثَرُ قال فی مَجْمَعِ الْبَحْرَیْنِ اخْتَارَهُ الْقَاضِی وَأَصْحَابُهُ وَأَکْثَرُنَا وَجَزَمَ بِهِ فی الْمُسْتَوْعِبِ وَالرِّعَایَتَیْنِ وَالْحَاوِیَیْنِ وَمُخْتَصَرِ بن تَمِیمٍ وَغَیْرِهِمْ فَیَجْلِسُ الْمُلَقِّنُ عِنْدَ رَأْسِهِ …

فائده : از دیدگاه اکثریت اصحاب احمد بن حنبل ، تلقین میت بعد از دفن ، مستحب است . بقیه همه آن را مباح دانسته اند ، کسی حرام ندانسته .

در کتاب الفروع آمده : اکثر علمای حنبلی آن را مستحب دانسته اند .

در مجمع البحرین هم آمده : نظر آقای قاضی و اصحابشان و اکثر حنابله همین است . در کتاب مستوعب ، رعایتین و الحاوبین و مختصر ابن تمیم و غیر این ها ، همین قضیه را آورده اند و تأکید کردند که بالای سر میت کسی بنشیند و تلقین کند .

مرداوی حنبلی ، الانصاف ، ج ۲ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۵۳۳

 

59 60 61 62

 

 

روایات دیگری را هم در صفحات بعد بیان می کند .

۱۰ ) آقای عبد الغنی حنفی

در کتاب اللباب فی شرح الکتاب ، تألیف عبد الغنی غنیمی دمشقی میدانی حنفی ، از علمای قرن ۱۳ اهل سنت ، جلد اول ، چاپ مکتبه العلمیه بیروت ، صفحه ۱۲۵     :

واما تلقینه فی القبر فمشروع عند اهل السنه لان الله تعالی یحییه فی القبر

تلقین میت در قبر نزد اهل سنت ، مشروع است ، برای این که خداوند مرده را در قبر زنده می کند و می شنود .

وقتی صدای ما را می شنود و درک می کند ، چه اشکالی دارد که ما او را تلقین کنیم .

عبد الغنی حنفی ، اللباب فی شرح الکتاب ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ج اول ، ص ۱۲۵

63 64

 

 

۱۱ ) آقای محی الدین نووی

در کتاب المجموع شرح المهذب ، بهترین کتاب فقهی شافعی ها است . چاپ دار الافکار الدولیه عربستان سعودی ، جلد اول ، صفحه ۱۱۶۴ کتاب الجنائز :

الرابعه : قال جماعات من أصحابنا یستحب تلقین المیت عقب دفنه فیجلس عند رأسه إنسان ویقول : یا فلان ابن ۲۶۷ فلان ویا عبد الله بن أمه الله اذکر العهد الذی خرجت علیه من الدنیا ، شهاده أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له . وأن محمدا عبده ورسوله وأن الجنه حق وأن النار حق وأن البعث حق وأن الساعه آتیه لا ریب فیها وأن الله یبعث من فی القبور . وإنک رضیت بالله ربا وبالإسلام دینا وبمحمد (ص) نبیا وبالقرآن إماما وبالکعبه قبله وبالمؤمنین إخوانا زاد الشیخ نصر : ربی الله لا إله إلا هو علیه توکلت وهو رب العرش العظیم فهذا التلقین عندهم مستحب ، وممن نص على استحبابه القاضی حسین والمتولی والشیخ نصر المقدسی والرافعی وغیرهم . ونقله القاضی حسین عن أصحابنا مطلقا ، وسئل الشیخ أبو عمرو بن الصلاح رحمه الله عنه فقال : ( التلقین هو الذی نختاره ونعمل به .

نکته چهارم : گروه هایی از اصحاب ما شافعی ها گفتند : مستحب است تلقین میت و شخصی بعد از دفنش ، بالای سر میت بنشیند و بگوید : یا فلان ابن فلان ویا عبد الله بن أمه الله اذکر العهد الذی خرجت علیه من الدنیا ، شهاده أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له . وأن محمدا عبده ورسوله وأن الجنه حق وأن النار حق وأن البعث حق وأن الساعه آتیه لا ریب فیها وأن الله یبعث من فی القبور . وإنک رضیت بالله ربا وبالإسلام دینا وبمحمد (ص) نبیا وبالقرآن إماما وبالکعبه قبله وبالمؤمنین إخوانا .

این نوع تلقین از دیدگاه شافعی ها مستحب است . اما کسانی که بر استحباب آن تأکید کردند ، آقای قاضی حسین ، آقای متولی و شیخ نصر مقدسی و رافعی و دیگران است . قاضی حسین از مطلق اصحاب شافعی نقل کرده که این نوع تلقین مستحب است . از شیخ ابو عمرو هم سؤال شد که ایشان هم گفتند : تلقین همان چیزی است که ما آن را اختیار کردیم و به آن عمل می کنیم . (که ما روایت آقای ابن صلاح را نشان دادیم )

در صفحه بعد روایت آقای طبرانی را نقل می کند :

فهذا الحدیث وإن کان ضعیفا فیستأنس به . وقد اتفق علماء المحدثین وغیرهم على المسامحه فی أحادیث الفضائل والترغیب والترهیب ، وقد اعتضد بشواهد من الأحادیث کحدیث : واسألوا له التثبیت ووصیه عمرو بن العاص وهما صحیحان سبق بیانهما قریبا ، ولم یزل أهل الشام على العمل بهذا فی زمن من یقتدى به وإلى الآن …

اگر چه این روایت ضعیف است ؛ اما علمای حدیث در مباحث فضائل و ترغیب و ترهیب ، مسامحه می کنند و این روایت در کتاب های دیگر شواهدی دارد . مثل روایت واسألوا له التثبیت … اهل شام از زمان کسانی که به آن ها اقتدا می شد ، یعنی از زمان صحابه تا امروز به این روایت عمل می کنند و مرده های خود را تلقین می کنند .

محی الدین نووی ، المجموع ، ج اول ، چاپ دار الافکار الدولیه ، ص ۱۱۶۴ و ۱۱۶۵

 

65 66 67 68

 

 

یعنی سیره متشرعه مردم شام بوده که از دیدگاه وهابیت ، مردم شام از همه، مسلمان تر بوده‌اند . آن ها همیشه این کار را انجام می دادند . اگر بگویند تلقین بدعت است ، یعنی مردم شام از عصر صحابه تا به امروز ، همه اهل بدعت هستند .

آقای نووی همین مطلب را در کتاب الاذکار خود ، جلد اول ، صفحه ۱۸۷ :

وأما تلقین المیت بعد الدفن فقد قال جماعه کثیرون من أصحابنا باستحبابه وممن نص على استحبابه القاضی حسین فی تعلیقه وصاحبه أبو سعد المتولی فی کتابه التتمه والشیخ الإمام الزاهد أبو الفتح نصر بن إبراهیم بن نصر المقدسی والإمام أبو القاسم الرافعی وغیرهم ونقله القاضی حسین عن الأصحاب …

وسئل الشیخ الإمام أبو عمرو بن الصلاح رحمه الله عن هذا التلقین فقال فی فتاویه التلقین هو الذی نختاره ونعمل به وذکره جماعه من أصحابنا الخراسانیین ….

تلقین میت بعد از دفن . نظر جماعتی از اصحاب ما ، این است که تلقین میت بعد از دفن ، مستحب می باشد . کسانی که بر استحباب آن تصریح کرده اند : قاضی حسین در تعلیقه اش ، ابو سعد متولی در کتاب تتمه ، شیخ امام زاهد ابو الفتح نصر بن ابراهیم بن نصر مقدسی ، و امام قاسم رافعی و دیگران هستند.

در ادامه نظر آقای ابن صلاح و دیگر علمای را می آورد .

نووی ، الاذکار ، ج اول ، ص ۱۸۷

 

69 70 71 72

 

 

 

آقای نووی ، بزرگترین عالم شافعی در کل تاریخ اهل سنت است و ایشان از نظر آقای بن باز و دیگران ، باید بدعت گذار باشد .

مجری :

کلیپ دیگری از آماده شده که به نظر آقای نووی شافعی مرتبط است .

کلیپ ۶ ) :

کارشناس وهابی :

تلقین این است که شما به مرده بگویید کسی که الان رفته ای و در لحد خوابیده اید ، الان دو فرشته می آید و از شما از خدایتان ، از دین و از قبله و قرآن و پیامبرت می پرسند . اگر چنین گفتند : بگو رب من الله است . پیامبر من ، محمد (صلی الله علیه و آله) است ، کتاب من قرآن است و دین من اسلام است و قبله من کعبه است .

امام نووی می گوید : در شام بودم و دیدم افرادی این کار را انجام می دهند ، نهی هم نکردم . اما این حجتی بر جواز بودن این عمل نیست .

در مورد مسأله تلقین ، روایتی از امام نووی داریم که می فرمود : من به شام آمدم ، دیدم که اهل شام این کار را انجام می دادند . آن ها را نهی هم نکردم . حال بعضا که این کار را انجام می دهند ، مستمسکشان عمل امام نووی است . اما ما که مستمسکمان ، قرآن و سنت صحیح رسول الله (صلی الله علیه و آله) است . هر کس اجتهاد می کند ، یا در اجتهاد موفق می شود یا اشتباه می کند . اگر این نیست ، اجتهاد می کند . در اجتهاد یا اشتباه می کند یا موفق می شود . وقتی که اشتباه کرد ، به او گفته می شود که حرف شما مردود است و حرف شما جای تأمل دارد .

مجری :

این کارشناس وهابی چون نظرش مخالف با آقای نووی بود ، آن را رد کرد . بنده از شما استاد عزیز تقاضا دارم که نظر خود را بیان کنید . البته یک مطلب دیگر که فکر می کنم لازم باشد به آن اشاره شود ، در مورد اهل مدینه است که شما فرمودید آن ها هم این تلقین را قبول داشتند و انجام می دادند . هم در مورد این که آیا می توانیم بگوییم که فقط نظر آقای نووی بوده و اجتهاد خودش است و ما آن را قبول نمی کنیم . هم چنین در مورد عمل مردم مدینه هم مطالبی را بیان کنید .

استاد یزدانی :

این کارشناس وهابی ، نظر آقای نووی را نقل کردند و گفت : آقای نووی اجتهاد کرده و این که اجتهاد کرده تا این که بدعت باشد و بدعت گمراهی باشد و کسی که بدعت گذار باشد ، اهل جهنم است ، صریح است . کل بدعه ضلاله ، کل ضلاله فی النار . روایت در کتاب های شیعه و سنی آمده . کسی که بدعت بگذارد ، اهل جهنم است . آقای نووی هم اجتهاد کرده ، بدعت گذاشته و اهل جهنم است . این مطلب صریح واضح و روشن می باشد .

اما فقط نظر آقای نووی نبود ، نظر اکثر شافعی ها ، نظر احمد بن حنبل ، نظر مردم مسلمان خراسان ، نظر مردم قرطبه ، نظر مردم شام و طبق نظر ابن تیمیه صحابه همین کار را انجام می دادند . فقط مردم عراق می مانند که این کار را انجام ندادند .

مطلب دیگری در کتاب التاج والاکلیل ، تألیف محمد بن یوسف بن عبدری ، متوفای ۷۹۷ هـ ، چاپ دار الفکر بیروت ، جلد ۲ ، صفحه ۲۳۸ :

قال أبو حامد : ویستحب تلقین المیت بعد الدفن وقال ابن العربی فی مسالکه : إذا أدخل المیت قبره فإنه یستحب تلقینه فی تلک الساعه وهو فعل أهل المدینه الصالحین من الأخیار …

از ابو حامد نقل می کند که تلقین میت بعد از دفن مستحب است . ابن عربی در کتاب مسالک خود گفته : وقتی میت را داخل قبر کردید ، مستحب است که او را در آن لحظه ، تلقین کنید . این کار را مردم مدینه ، آن هایی که صالح و اهل اخیار بودند .(قطعا در این جا منظور از مدینه ، مدینه النبی (صلی الله علیه و آله) است نه هر شهر دیگری . ) علت این که مردم مدینه این کار را انجام می دادند ، مطابقت با این سخن خدا داشت که یاد خدا را زیاد بگویید و مردم را به یاد خداوند بیاندازید که ذکر خداوند برای مؤمنین فایده دارد . ما هم بیشترین زمانی که به یاد خداوند نیاز داریم ، زمانی است که ما را در قبر گذاشته اند و ملائکه نکیر و منکر آمده و می پرسد که خدای تو کیست ؟ ( این جا که از ما سؤال می شود خدای تو کیست ؟ آن زمان نیاز داریم که ما به یاد خدا باشیم و آن زمانی است ک میت ، صدای زنده ها را می شنود . وقتی زنده ها به او بگویند : قل لا اله الا الله ، قطعا او هم در مقابل ملائکه پاسخ خواهد داد )

محمد بن یوسف بن عبدری ، التاج والاکلیل ، ج ۲ ، چاپ دار الفکر بیروت ، ص ۲۳۸

پس مردم مدینه یعنی پیروان آقایان اوزاعی و دیگرانی که اهل مدینه بودند ، این کار را انجام می دادند . قطعا از زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) باقی مانده و پیامبر (صلی الله علیه و آله) همان طور که آقای سیوطی بیان کردند : فرزندشان ابراهیم را تلقین کرد . بقیه را هم حتما تلقین کرده و چون یک عمل مستحب بوده ، مردم هم انجام دادند و تا امروز هم این کار را انجام دادند .

بنابر این نظر خراسانی ها ، نظر اندلسی ها ، نظر مردم شام و نظر مردم مدینه و طبق نظر بعضی از علمای اهل سنت ، تمام اهل سنت نظرشان این است که تلقین مستحب است . حتی ابن تیمیه هم این نظر را دارد ؛ اما آقایان وهابی امروزی تازه فهمیدند که مسلمان ها در این ۱۴۰۰ سال اشتباه می کردند و گرفتار بدعت بودند و کل بدعه ضلاله و کل ضلاله فی النار .

تماس بینندگان

بیننده : آقای لطفی از اصفهان ـ شیعه

بنده از استاد یزدانی دو سؤال داشتم . اول این که ، آیا تلقین خواندن واجب است و میتی که تلقینش را نخوانده اند ، چه حکمی دارد ؟

دوم این که ، کسی که طواف نساء را انجام ندهد ، آیا همسرش بر او حرام می شود ؟

استاد یزدانی :

ما در ابتدای برنامه توضیح دادیم که در تمام توضیح المسائل های شیعه این قضیه آمده است . از آقای خوئی ، گلپایگانی ، اراکی و همچنین از علمای امروزی که تلقین میت مستحب است .

مستحب است شهادتین و اقرار به دوازده امام (علیهم السلام) و سایر عقاید حقه را به کسی که در حال جان دادن است .

مستحب است که محتضر را تلقین کند .

البته استحباب مؤکد است یعنی مرده در آن زمان به این تلقین احتیاج دارد . در آن لحظه ای که میت در داخل قبر گذاشته می شود و زنده می شود و ملکین می آیند و از او سؤال می کنند ، احتیاج دارد که به او تلقین کنند . اگر هم کسی در آن زمان تلقین نکرد ، مستحب است که بعدا تلقین شود و این در همه رساله ها آمده و تصریح کردند که بعد از مرگ هم تلقین مستحب است .

ما در این زمینه در کتاب های متعدد ، روایات متعدد داریم که تلقین کردن مستحب است و حتی یکی از علمای ما تصریح کرده بود که روایات مربوط به تلقین میت ، مستفیض است . مثلا در کتاب شریف کافی ، بابی است به نام تلقین المیت که در آن جا روایات متعدد آمده .

کافی ، جلد ۳ ، صفحه ۱۲۱ ، کتاب باب تلقین المیت ، ده روایت وجود دارد که از ائمه معصومین (علیهم السلام) در این باب نقل شده است و بینندگان عزیز می توانند به آن کتاب مراجعه کنند .

در مورد طواف نساء ، اجماع تمام فقهای شیعه است که اگر کسی حج برود و طواف النساء را انجام ندهد ، تمام زن های روی کره زمین بر او حرام می شود و نمی تواند با هیچ زنی ازدواج کند و حتی زن خودش بر او حرام می شود . اگر کسی این طواف را انجام نداده بود ، باید در سال آینده این طواف را انجام دهد تا زن ها بر او حلال شود .

این نظر کل شیعه است و اهل سنت هم چنین طوافی دارند به نام طواف وداع . شیعه ، طواف النساء می نامد . به هر نحویی که انجام نشد ، باید در سال آینده این طواف را انجام دهد .

بیننده : آقای شعبانی از قروه ـ شیعه

بنده از شما دو سؤال داشتم . با توجه به این که ما در منطقه کردستان زندگی می کنیم و این جا شیعه و سنی با هم هستند . گاهی اتفاق می افتد که از برادران اهل سنت برای میت شیعه می خوانند . یا این که آیا تلقین و نماز میت واجب است یا مستحب ؟ اگر خوانده نشود اشکالی ندارد ؟ چون ما در بعضی موارد دیدم که کسی برای خواندن تلقین نبوده یا این که نماز میت را بخواند ، این چه حکمی دارد ؟

مورد دوم ، شیعه معتقد است که مرده ها می شنوند ؛ اما اهل سنت چنین اعتقادی ندارند . آیا در این خصوص آیه قرآنی وجود دارد که بگوید : مرده ها می شنوند . چرا که روایت از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است که آن حضرت با کشته های بدر صحبت می کردند .

استاد یزدانی :

این سؤالات سؤال های فقهی هستند که باید در برنامه های زلال احکام پرسیده شود و بنده دقیقا نظر همه علما را در این باره نمی دانم . هر کس که مقلد هر کدام از مراجع تقلید که هستند ، راه های مختلفی از جمله دفاتر ، سایت های آن ها هستند که پاسخگوی سؤالات شرعی می باشند .

در مورد شنیدن مرده ها ، می توان به آیات متعددی از قرآن استدلال کرد از جمله آیه ۴۵ سوره زخرف که خداوند در این جا خطاب به رسول خدا ﴿صلی الله علیه و آله ﴾ می فرماید:

وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ آَلِهَهً یُعْبَدُونَ . زخرف / ۴۵

از پیامبران قبل از خودت سؤال کن که آیا ما به آن ها گفتیم که خدایی غیر از خداوند بپرستند ؟

در اینجا سؤال می شود که آن پیامبران زنده هستند یا نیستند ؟ اگر آن پیامبران زنده هستند و می شنوند ، پس همه پیامبران هم می شنوند . اگر بگوییم نمی شنوند ، این آیه دروغ می شود . پیامبر (صلی الله علیه و آله) از چه کسی باید سؤال کند .

خداوند صراحتا دستور می دهد : برو از پیامبران قبلی سؤال کن . این آیه ثابت می کند که پیامبران قبلی نه تنها می شنوند ؛ بلکه می توانند جواب هم بدهند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) ما جواب آن ها را می شنود . شاید ما متوجه نشویم ؛ اما پیامبر (صلی الله علیه و آله) متوجه می شود . اگر دستور خداوند را انجام ندهد که امکان ندارد ، باید اطاعت کند . حتما سؤال کرده ، آن ها هم جواب داده‌اند و جوابشان هم مشخص است که لا اله الا الله ، غیر از خداوند هیچ کس را نباید به عنوان خدا ، قبول کنیم .

این آیه ثابت می کند که همه مرده می شنوند . آن زمان که می شنیدند ، در این زمان هم می شنوند .

اما این که مرده ها می شنوند را بنده در یک زمان دیگر به صورت مفصل بحث خواهیم کرد . فقط از ابن تیمیه مدرکی را نشان دهم . کتاب مجموع فتاوی ، تألیف ابن تیمیه ، جلد ۲۴ ، صفحه ۱۸۵ می گوید :

وسئل عن الأحیاء إذا زاروا الأموات هل یعلمون بزیارتهم وهل یعلمون بالمیت إذا مات من قرابتهم أو غیره ؟

وأما علم المیت بالحی إذا زاره وسلم علیه ففی حدیث إبن عباس قال قال رسول الله ( ما من أحد یمر بقبر أخیه المؤمن کان یعرفه فی الدنیا فیسلم علیه إلا عرفه ورد علیه السلام …

سؤال شد : وقتی انسان های زنده ، مرده ها را زیارت کنند ، آیا آن ها می فهمند که چه کسی آن ها را زیارت کرده ؟ آیا آن ها خبردار می شوند یا نمی شوند ؟

پاسخ می دهد : اما این که مرده می فهمد که زنده به زیارتش آمده ، در روایتی از ابن عباس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده که هیچ شخصی نیست که بر قبر برادر مؤمنش عبور کند ، مگر این که اگر در دنیا می شناسد ، باز هم می شناسد و اگر بر او سلام دهد ، جواب سلامش را خواهد داد .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج ۲۴ ، ص ۱۸۵

آقای ابن تیمیه روایات متعدد در این ذیل این روایت بیان می کند که در صحیح بخاری و صحیح مسلم است که وقتی مرده را دفن می کنند ، به محض رفتن تشییع کننده ها ، مرده حتی صدای کفش پای آن ها را هم می شنود و حسرت می خورند .

این نظر ابن قیم ، شوکانی همین است . در صحیح مسلم هم هست که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با مرده های قریش صحبت کرد . صحیح بخاری ، چاپ دار ابن کثیر ، صفحه ۹۷۶ ، حدیث ۳۹۷۶ :

حدثنا سعید بن أبی عروبه عن قتاده قال ذکر لنا أنس بن مالک عن أبی طلحه ان نبی الله صلى الله علیه وسلم امر یوم بدر بأربعه وعشرین رجلا من صنادید قریش فقذفوا فی طوى من اطواء بدر خبیث مخبث وکان إذا ظهر على قوم أقام بالعرصه ثلاث لیال فلما کان ببدر الیوم الثالث امر براحلته فشد علیها رحلها ثم مشى وتبعه أصحابه وقالوا ما نرى ینطلق الا لبعض حاجته حتى قام على شفه الرکى فجعل ینادیهم بأسمائهم وأسماء آبائهم یا فلان بن فلان ویا فلان ابن فلان أیسرکم انکم أطعتم الله ورسوله فانا قد وجدنا ما وعدنا ربنا حقا فهل وجدتم ما وعد ربکم حقا قال فقال عمر یا رسول الله ما تکلم من أجساد لا أرواح لها فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم والذی نفس محمد بیده ما أنتم بأسمع لما أقول منهم قال قتاده أحیاهم الله حتى أسمعهم قوله توبیخا وتصغیرا ونقمه وحسره وندما

وقتی پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) آن ها را داخل چاه بدر انداخت ، با آن ها صحبت کرد و تک تک نام ها خودشان ، پدرانشان را برد …

عمر به پیامبر (صلی الله علیه و آله) اعتراض کرد که با مرده ها صحبت می کنی که روح ندارند ؟ این چه کاری است ؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) در جواب گفت : قسم به خدایی که جان من به دست او است ،که شما شنواتر نیستید از این مرده های مشرکی که در داخل قبر هستند . این مرده های مشرکی که به دست مسلمان ها کشته شده و در داخل چاه بدر انداخته شده ، از شما بهتر می فهمند و بهتر صدای مرا می شنوند و درک می کنند یعنی حتی کفار هم که می میرند ، صدا را می شنوند . چه برسد به مسلمان ها.

صحیح بخاری ، چاپ دار ابن کثیر ، ص ۹۷۶ ، ح ۳۹۷۶

بیننده : رضا از تهران ـ شیعه

بنده می خواستم بدانم در کتب شیعه در مورد تلقین از ائمه (علیهم السلام) مطلبی نقل شده یا خیر ؟ البته یقینا وجود دارد ؛ اما تقاضا دارم که استاد یزدانی نمونه ای از آن را بیان کنند .

استاد یزدانی :

گفتیم که به کتاب شریف کافی ، جلد ۳ ، باب تلقین المیت مراجعه کنند .

بیننده : آقای عبدی از کرج ـ شیعه

بنده می خواستم بدانم روایتی که می گویند از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمودند : در حوالی شهر ری ، شهری بنا می شود که در آن زنانشان ، لباس کفر می پوشند . آیا این روایت درست است ؟

استاد یزدانی :

در این زمینه کتابی به نام یوم الخلاص است که چون بنده به سند های این روایات اعتماد ندارم ، بیان نمی کنم . ما معمولا از این دست روایات که در این حد ضعف داشته باشند را در شبکه ولایت نمی خوانیم .

مجری :

از شما بینندگان عزیز و شما استاد عزیز و گرامی تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان