محمد بن عبد الوهاب به پیروان خود دستور می‌دهد که به مخالفان خود و به خانواده‌های آنان، فحش بدهید و ناسزا بگویید. پیروان او به این دستور  عمل کرده‌اند؛ از جمله البانی وهابی به افرادی همچون حس سقاف، ابو صهیب الکرمی و دکتر بوطی، حرام زاده می‌گوید…

 بسم الله الرحمن الرحیم

Download (2)

 

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۱۸ /۰۸ / ۹۴

مجری :

با برنامه ای دیگر از سلسله برنامه های راه و بی راه در خدمت شما عزیزان هستیم . همان طور که می دانید هدف این برنامه ، تبیین عقاید ضاله وهابیت و تبیین تضاد های عقاید این فرقه گمراه با سایر فرق و مذاهب اسلامی است .

همانند جلسات گذشته در خدمت استاد عزیز و ارجمند ، حضرت حجت الاسلام و المسلمین یزدانی هستیم .

بنده از شما تقاضا دارم خلاصه از مباحث جلسه قبل را بیان کنید تا برای همه بینندگان یاد آوری شود و بتوانیم ارتباط بهتری با مطالب این جلسه داشته باشیم .

استاد یزدانی :

این هفتادمین برنامه راه و بی راه است . در همان برنامه اول ، پاورپونتی را نشان دادیم که تفاوت ها و شاخص های وهابیت را با سایر مسلمانان نشان می داد .

تفاوت ها و شاخص های مسلمانان و وهابیت

۱ . تکفیر تمام مسلمانان و مخالفان و جواز کشتن آنان . که به صورت مفصل در چندین جلسه بحث کردیم و از صحیح ترین کتاب های خود آقایان وهابی و از کتاب های محمد بن عبد الوهاب ، ثابت کردیم که آن ها همه مسلمان ها را بلا استثناء کافر و کشتن تمام مسلمان ها را جایز می دانند . نه تنها جایز می دانند ؛ بلکه عمل هم کرده اند . ثابت هم کردیم که این ها در طائف ، ریاض ، مکه ، کربلا و بحرین و شهرهای دیگر چند هزار مسلمان را کشتند .

۲ . استغاثه و طلب کمک از غیر خدا ، شرک است و مستغاث باید کشته شود .

۳ . شرک دانستن توسل به اموات

۴ . حرمت تبرک به غیر پیامبر (صلی الله علیه و آله)

۵ . طلب شفاعت از اموات در دنیا

تمام این موارد را به صورت مفصل از کتاب های اهل سنت ، ثابت کردیم . از کتاب های شیعه هم ثابت کردیم که استغاثه ، توسل ، تبرک و طلب شفاعت درست و صحیح است و عقیده تمام مسلمان ها است ؛ اما وهابیت تمام این ها را شرک و کفر می دانست و تصریح کرده بودند ، کسی که استغاثه می کند ، باید کشته شود .

۶ . مشرک دانستن کسانی که برای زیارت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) یا هر کس دیگری ، سفر می کنند .

۷ . شرک دانستن بوسیدن و لمس کردن منبر ، حجره و قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) . اما مسلمان ها آن را جایز می دانند .

۸ . مرده ها صدای زنده ها را نمی شنوند ؛ حتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که این مورد را بحث نکرده ایم و مفصلا بحث خواهیم کرد .

۹ . حرمت زیارت قبور توسط زنان مسلمان ( زوارات القبور ) . ما این بحث را به صورت مفصل بیان کردیم و گفتیم که زوارات القبور از دیدگاه تمام مسلمان ها ، جایز است ؛ اما آقایان وهابی آن را حرام می دانند .

۱۰ . عدم جواز تقلید و مشرک دانستن تمام مقلدان مذاهب اربعه . که حدود شش جلسه در این باره صحبت کردیم و گفتیم از دیدگاه تمام مسلمان ها ، تقلید نه تنها مستحب است ؛ بلکه بعضی ها گفته اند : واجب است . همه اهل سنت از ابو حنیفه ، مالک ، احمد بن حنبل و یا شافعی تقلید می کنند و امروزه هم تمام آن ها مقلد هستند . شیعیان هم بعد از غیب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از مراجع تقلید می کنند ؛ اما وهابیت تقلید را شرک می داند و تصریح کرده بودند که هر کس تقلید کند ، گوسفند و حتی سگ هستند .

۱۱ . شرک دانستن نذر برای اموات که به صورت مفصل بحث خواهیم کرد .

۱۲ . حرمت و شرک دانستن عزاداری و گریه برای میت . این بحث در ایام محرم بحث شد باز هم در برنامه راه و بی راه بحث خواهد شد .

۱۳ . حرمت احتفال و جشن برای تولد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و… آقایان وهابی جشن گرفتن برای تولد پیامبر (صلی الله علیه و آله) را حرام می دانند ؛ اما خودشان جشن می گیرند .

۱۴ . حرمت بنا بر قبور و وجوب تخریب گنبد پیامبر (صلی الله علیه و آله)

۱۵ . حرمت صلوات فرستادن بعد از ذکر نام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در اذان و جواز کشتن این شخص

۱۶ . حرمت گذاشتن چراغ و شمع روی قبور

۱۷ . انکار فضائل رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) و تحریف آن ها

۱۸ . توهین و جسارت به خاندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و منافق دانستن آنان

۱۹ . دستور به ناسزاگویی به مسلمانان و مخالفان وهابیت . این موارد را به صورت مفصل بحث خواهیم کرد .

۲۰ . تلقین میت بدعت است . تلقین را هم مفصلا بحث کردیم که آقایان وهابی گفته بودند : تلقین بدعت است ؛ اما ما از ابن تیمیه و دیگران ثابت کردیم که تلقین مستحب است .

از این موارد ، مورد نوزدهم می خواهیم به صورت مفصل بحث کنیم .

دستور به ناسزا گویی به مسلمانان مخالفان وهابیت

محمد بن عبد الوهاب به پیروان خود دستور داده که به مخالفان خود فحش بدهند ، نه تنها به خودش ؛ بلکه به خانواده و زن و بچه های آن‌ها هم فحش بدهید . موارد دیگر را هم به مرور بحث خواهیم کرد.

این مطلب را در کتاب عنوان المجد فی تاریخ النجد ، تألیف شیخ عثمان بن عبد الله بن بشر نجدی حنبلی ، چاپ چهارم در عربستان سعودی ، جلد اول ، صفحه ۴۵ ، حوادث ۱۱۵۷ هـ دقیقا همان سالی که محمد بن سعود با محمد بن عبد الوهاب پیمان بستند که حکومت وهابیت را برای اولین بار تشکیل می دهند .

ثم امر الشیخ بالجهاد لمن عادی اهل التوحید وسبه وسب اهله ….

در این سال محمد بن عبد الوهاب دستور به جهاد با کسانی که با اهل توحید (وهابیت ) دشمن هستند و هم چنین دستور به سب آن دشمن و سب خانواده آن دشمن می داد .

شیخ عثمان بن عبد الله بن بشر نجدی ، ج ۱ ، ص ۴۵

1 2 3 4

 

 

این نص صریح آقای بشر نجدی است . این کتاب را بهترین مورخ تاریخ وهابیت نوشته و در عربستان چاپ شده و آقایان وهابی این کتاب را بسیار قبول دارند . جنگ هایی که محمد بن عبد الوهاب و محمد بن سعود انجام دادند را ایشان به عنوان افتخار نقل کرده است . این کتاب ، کتاب مرجع تاریخ وهابیت است .

به هر حال محمد بن عبد الوهاب طبق این مطلب ، دستور می دهد که به تمام کسانی که مخالف وهابیت هستند ؛ چون مسلمان ها هستند که دشمن وهابیت هستند . وگرنه هیچ کدام از کفار ، یهود مخالفتی با وهابیت ندارد . مخالف این ها فقط مسلمان ها هستند که دستور سب به آن ها داده است .

مجری :

جدای از این که این مطلب را خواندید و بینندگان عزیز دیدند ، آیا کسی هست که به این دستور محمد بن عبد الوهاب عمل کرده باشند و سب و فحاشی و جسارت کرده باشند ؟

کسانی که به دستور محمد بن عبد الوهاب عمل کردند

الف: آقای ناصر الدین البانی

استاد یزدانی :

بعضی از این بی ادبی ها و جسارت های وهابی‌ها اصلا قابل پخش نیست و نمی توان بیان کرد . بعضی از آن هایی که قابل پخش هستند را به عنوان مشت نمونه خراوار بیان می کنم و تلاش هم می کنم که روی یکی از این آقایان وهابی تمرکز کنم . اگر بخواهیم تمام فحش ها و زشت گویی های کل وهابیت را به صحابه ، اهل سنت و حتی به خود وهابیت را بیاوریم ، باید بیشتر از ۱۵ برنامه در این خصوص صحبت کنیم و فحش های آن ها را نشان دهیم .

بنده می خواهم امشب روی آقای البانی زوم کنم . ایشان یکی از بزرگترین علمای وهابیت و در علم حدیث است. شاید بزرگترین عالم تاریخ وهابیت باشد و متوفای ۱۴۲۰ است . ایشان فحش های رکیک و زشت به مخالفین خود به خصوص علمای بزرگ و محققین معروف اهل سنت که ضد آقای البانی کتاب نوشته اند ، داده است .

۱ . آقای حسن سقاف

ایشان از کسانی است که بر علیه آقای البانی کتاب‌ها نوشته . از علمای مشهور و معروف اهل سنت است که در کتاب قاموس الشتائم تمام فحش های آقای البانی را که به علمای اهل سنت داده ، جمع آوری کرده است .

آقای حسن سقاف چندین کتاب دیگر بر علیه البانی نوشته از جمله کتاب تناقضات البانی الواضحات ، تناقض های البانی را جمع آوری کرده. مثلا یک راوی را در یک جا ثقه دانسته و در همان کتاب یا در کتاب دیگری می گوید : ضعیف است . در یک جا گفته روایت صحیح است ، در کتاب دیگر گفته روایت ضعیف است . این کتاب در اینترنت هم موجود است و بینندگان عزیز می توانند آن را مشاهده کنند .

مجری :

آن قدر این تناقضات زیاد بوده که به سه جلد رسیده .

استاد یزدانی :

البته من که کتاب را دیدم ، انصافا خیلی از تناقضاتی را که بعدا به آن برخوردیم را در این کتاب نیاورده بود و اگر آن ها را هم بیاورد ، جلد چهارمی هم به آن اضافه خواهد شد .

ایشان کتاب دیگری به نام صحیح صفه الصلاه دارد . آقای البانی کتابی به نام «صفه الصلاه النبی» (صلی الله علیه و آله) دارد و آقای حسن سقاف کتاب «صحیح صفه الصلاه النبی» را نوشته و بسیاری از روایاتی را که آقای البانی در آن کتاب آورده ، طبق مبانی آقای البانی رد کرده است و تناقضات البانی در آن کتاب را در کتاب خودش آورده و این کتاب به شدت آقای البانی را عصبانی کرده به حدی که در کتاب های مختلف خود فحش های بسیار رکیک ، به آقای حسن سقاف می دهد .

image91354

 

در کتاب سلسله الاحادیث الصحیحه ، تألیف محمد ناصر الدین البانی ، جلد ۶ ، چاپ ریاض عربستان سعودی ، صفحه ، روایتی را نقل و نظرات مختلف را در باره این روایت بیان کرده است . آقای حسن سقاف در کتاب صحیح صفه الصلاه خود ، تناقض البانی را آورده بود که البانی در این کتاب پاسخ آقای سقاف را می دهد :

فلینتبه لهذا إخوتی القراء قبل أن یفاجئهم من اعتاد أن یدعی ( التناقضات ) فیما لا یفهمه أو یفهمه ، ولکن زین له أن یدس السم فی الدسم ، ولا أدل على ذلک من تألیفه الذی نشره باسم صحیح صفه صلاه النبی صلى الله علیه وآله من التکبیر إلى التسلیم کأنک تنظر إلیها …

قبل از این که شما دچار دشمنی شوید و بگویید این‌ها، تناقضات است ؛ از آن چیز هایی که نمی فهمید ، دقت کنید و بی دقت حرف نزنید .

به آقای حسن سقاف می گوید :

او کتاب صحیح صفه صلاه النبی (صلی الله علیه و آله) نوشته …

در صفحه بعد ادامه می دهد :

فمثل هذا الدعی الذی یخالف السنه والائمه انتصارا لهواء والبدعه ….

این دعی یعنی حرامزاده ، چیزی را آورده که مخالف سنت ، مخالف ائمه است و منظورش پیروی از هوای نفس و بدعت می باشد .

البانی ، سلسله الاحادیث الصحیحه ، ج ۶ ، چاپ ریاض عربستان

 

5 6 7 8

 

 

فقط به خاطر این که آقای حسن سقاف کتاب صحیح صفه الصلاه النبی (صلی الله علیه و آله) را نوشته و در آن جا تناقضات آقای البانی را آورده ، غیر از کتاب تناقضات البانی الواضحات ، عصبانی شده و به حسن سقاف حرامزاده می گوید .

باز در کتاب دیگری ، سلسله الاحادیث الضعیفه والموضوعه که تألیف محمد ناصر الدین البانی ، چاپ عربستان سعودی ، جلد ۹ ، صفحه ۱۴۴ می گوید :

وقلده ذاک السقاف الامعه فی کتاب اخرجه حدیثا ، اسماء معارضه لکتابی صفه الصلاه : صحیح صفه صلاه النبی من التکبیر الی التسلیم کانک تنظر الیها وهو فی حقیقه حری …

هذا المقلد الدعی وتجاهل هذا الامر ….

این آقای سقافی که خود را به جهالت زده ، کتابی در برابر کتاب صفه الصلاه من نوشته ، به نام صحیح صفه الصلاه النبی (صلی الله علیه و آله) ….

این مقلد امام شافعی و حرامزاده است و خود را به جهالت زده است .

البانی ، سلسله الاحادیث الضعیفه و الموضوعه ، ج ۹

9 10

11

 

 

 

عبارت این معنا را می دهد که حسن سقافی که بر علیه من کتاب نوشته ، همان شخص مقلد حرامزاده است .

پس حسن سقاف از علمای بزرگ و معروف و مشهور اهل سنت که در حال حیات هم هست ، کتاب های متعددی نوشته که به این دلیل آقای البانی به او حرامزاده می گوید .

مجری :

اگر کسی نسبت حرامزاده بودن را ثابت نکند ، آن شخص را از عدالت ساقط می کند .

استاد یزدانی :

به هر حال نسبت حرامزاده دادن عوارض زیادی دارد . در حقیقت به مادرش تهمت می زند ، باید حد بخورد . آن هم شخصیتی که خود را علامه زمان ، بخاری دوران می داند ، به خاطر این که یک نفر اشکالات کتابش را بیان کرده و این توهین و جسارت زشت را می کند.

کتاب ایشان را هم پیدا کردم ، کتاب قاموس شتائم البانی والفاظ المنکر التی یطلقها فی حق علماء الامه وفضائلها و غیرهم . بنده کل این کتاب را امروز خواندم ؛ اما در عین حال این توهین ها و فحش هایی که البانی کرده ، از جمله فحش هایی که به حسن سقاف داده ، در این کتاب نیامده بود . این کتاب ۲۱۷ صفحه است . اگر در هر صفحه به علمای اهل سنت یک فحش هم که داده باشد ، ۲۱۷ فحش می شود . در این کتاب معمولا در هر صفحه چند فحش آورده است که بینندگان عزیز می توانند این کتاب را گوگل پیدا کنند و بخوانند .

اما یکی دیگر از کسانی که آقای البانی نسبت به ایشان بی ادبی کرده :

۲ . حسان عبد المنان ابو صهیب الکرمی

ایشان از علما و محققین معاصر و بزرگ اهل سنت است که کتاب های متعددی را ایشان تحقیق کرده . اگر اسم ایشان را در گوگل جستجو کنیم ، در مورد ایشان توضیحات زیادی را داده اند .

حسان بن عبد المنان الطیبی او الجبلی او ابو صهیب الکرمی ، شاگر آقای شعیب الارنؤوط وهابی است . از جمله کتاب هایی که تحقیق کرده است : ۱ . صحیح بخاری . ۲ . صحیح مسلم . ۳ . سنن ابی ماجه . ۴ . سنن نسائی . ۵ . موطأ امام مالک

ایشان تمام صحاح سته اهل سنت را ایشان تحقیق کرده و یکی از معتبر ترین چاپ های صحیح بخاری ، چاپ بیت الافکار الدولیه است که در عربستان سعودی می باشد .

۶ . تفسیر ابن کثیر . ۷ . تفسیر جلالین . ۸ . تفسیر موضوعی . ۹ . معجم الفاظ القرآن . ۱۰ . فتح الباری . ۱۱ . سیر اعلام النبلاء . ۱۲ . الکامل فی التاریخ . ۱۳ . تاریخ طبری . ۱۴ . البدایه والنهایه و کتاب های متعدد دیگری که این شخص تحقیق کرده است .

شاید بیش از هشتاد تا از مجموعه مؤلفات علمای اهل سنت را ایشان تحقیق کرده و این کتاب ها را چاپ کرده است و بهترین چاپ ها از این کتاب ها ، بیت الافکار الدولیه در ریاض عربستان است . این شخص به شدت مخالف آقای البانی است و اتفاقا یک کتاب به نام حوار مع الالبانی دارد که در آن مناظرات خود را با آقای البانی در این کتاب آورده است و آقای البانی از روی حسادت خودش ، حرف های بسیار تندی بر علیه ایشان در کتاب های متعدد خود زده . از جمله در کتاب سلسله الاحادیث الصحیحه می گوید : ایشان حرامزاده بود .

سلسله الاحادیث الصحیحه ، تألیف محمد ناصر الدین البانی ، جلد ۷ ، صفحه ۴۸۱ می گوید :

وقد خرجه مع شواهده الکثیره الاخ الفاضل الشیخ محمد بن رزق بن طرهونی فی کتابه القیم موسوعه فضائل سور وآیات القرآن وانتهی بطبیعه الحال الی الجزم بصحته جزاء الله والذی لایمکن لحدیثی ان یخالف فیه ، خلافا لاهل الجهل والاهواء مثل المسمی ب حسان عبد المنان الذی زعم انه حقق «ریاض الصالحین » للامام النووی …

یکی از شاگران من به نام شیخ محمد بن زرق بن طرهونی کتابی به نام موسوعه فضائل سور وآیات القرآن را بر علیه طرفدران جهل و هوی نوشته است . افرادی مثل حسان بن عبد المنان که خیال کرده کتاب ریاض الصالحین امام نووی را تحقیق کرده .

در حالی که یکی از بهترین تحقیق های ریاض الصالحین را آقای حسان بن عبد المنان دارد . تا صفحه ۴۸۴ بر علیه ایشان حرف می زند و در پاورقی ۴۸۴ می گوید :

ومن جنفه وغروره اعل حدیث مسلم : «خلق الله التربه یوم السبت … بمثل هذه العله فقال : «اسماعیل بن امیه لم یصرح بالتحدیث … » وهذا کالذی قبله مما لم یسبق الیه فان اسماعیل هذا ثقه ، لم یرمه بالتدلیس الا هذا الدعی …

از بی ادبی و غرور این آقای حسان عبد المنان این است که روایت « خلق الله التربه یوم السبت … » را تضعیف کرده و گفته اسماعیل بن امیه ، تدلیس کرده و مدلس بوده . هیچ کدام از علمای اهل سنت ، آقای اسماعیل بن امیه را به تدلیس متهم نکردند به غیر از این حرامزاده .

محمد ناصرالدین البانی ، سلسله الاحادیث الصحیحه ، ج ۷ ، ص ۴۸۱ به بعد

 

12 13

 

 

14

اگر انسان بخواهد این همه کتاب را بخواند ، شاید بیست سال طول می کشد ، آقای حسان عبد المنان آمده و تحقیق کرده ، پاورقی زده ، به این زیبایی چاپ کرده و در اختیار اهل سنت قرار داده ، با این وجود آقای البانی نسبت حرامزاده بودن را به این عالم بزرگ داده ؛ چون مخالفش بود . آقای محمد بن عبد الوهاب هم می گفت به مخالفین خود و خانواده هایشان فحش دهید .

۳ . دکتر رمضان البوطی

یکی دیگر از کسانی که البانی نسبت حرامزاده بودن را داده ، آقای دکتر بوطی است . ایشان از علمای بزرگ اهل سنت ، مفتی اعظم سوریه بود و در میان علمای اهل سنت ، بیشتر از همه طرفدار وحدت بود . آقایان وهابی هم به شدت از دست او عصبانی بود و آخر هم ایشان را ترور کردند. قضیه ترور ایشان را همه می دانند .

در کتاب دفاع عن الحدیث النبوی و السیره فی الرد علی جهالات الدکتور البوطی فی کتابه ، تألیف محمد ناصر الدین البانی :

وهذا کذب وافتراء عظیم من هذا الدعی …

بعد از این ک مطلبی را از آقای بوطی نقل می کند ، می گوید :

این سخن دروغ و تهمت بزرگی از طرف این حرامزاده است .

البانی ، دفاع عن الحدیث النبوی و السیره فی الرد علی جهالات الدکتور البوطی فی کتابه ، ص۱۰۰

 

15 16

 

چون آقای بوطی مخالف آقای البانی است و با او سازگاری ندارد، پس حرامزاده است . ایشان مخالف وهابیت بود و آن ها را خوارج زمان می دانست . ما قبلا از آقای بوطی کلیپ پخش کردیم که وهابیت همه خوارج زمان هستند و چون این حرف ها را زده ، پس آقای بوطی هم حرامزاده شد . این سومین شخصیت علمی اهل سنت است که آقای البانی نسبت حرامزاده بودن را داده است .

مجری :

امیدوارم طرفداران آقای البانی با برنامه تماس بگیرند و نظرشان را در مورد این توهین هایی که آقای البانی کرده ، بیان کنند . این توهین ها ، مسأله کوچکی نیست که به راحتی از کنار آن عبور کنیم . نسبت حرامزاده بودن است که همه می دانیم اگر نتواند کسی این مسأله را اثبات کند ، هم باید حد بخورد و هم از عدالت ساقط می شود .

کلیپ های زیادی از فحاشی های این آقایان داریم که امیدواریم امشب بتوانیم همه آن ها را پخش کنیم . کلیپ اول از یکی از چهره های معروف وهابی است که در شبکه های وهابی حضور فعالی دارد .

کلیپ ۱ ) :

گفتند : ارتداد . ما را به این اوصاف زشتی توصیف کردند . گفتند : تندروی ، گفتند ارهاب ، گفتند طائفی گری گفتند نعره کشیدن . سؤالی که الان در ذهن من شکل گرفته این است که چگونه به حق می رسیم ؟ آیا احدی در دنیا شنیده است که من به یک شیعه ناسزا بگویم ؟ !!!!!

این فرمانده ملعون گفته است اما نوبت تو هم خواهد شد . تو خودت را می شناسی . به اذن خداوند نوبت تو هم خواهد شد …

لعنت خدا بر تو ای …. ای مجرم گناهکار دروغگو . لعنت خدا بر تو و از مردم سوریه می خواهم که او را به خاطر سخنرانی آخرش لعن کنند .

لعنت خداوند بر آنان و همه ی کسانی که که در کنار آن ها می جنگند …

لعنت خداوند بر تو ای بوطی … لعنت خدا بر تو ای حسون …

لعنت خداوند بر همه شما و کسانی که در کنار شما هستند .

آن خبیث ملعون رفعه الاسد گفته است . در این مطلب مرا تصدیق کن که تو از همه ی زنان فاحشه ای که در طول تاریخ بوده اند ، وقیح تر هستی . باور کن که مجری من را وارد این موضوع کرد و الا من از این پس شبکه مان را به ذکر نام امثال تو نجس نخواهد کرد . شبکه مان را نجس نخواهیم کرد . تنها کسی که در عالم دیده ام نمی تواند پاسخی بدهد ، یک زن فاحشه است .

مجری :

استاد بزرگوار ! ادامه اقوالی که در این رابطه وجود دارد ، را بیان کنید . البته به نکته ای هم بد نیست که اشاره کنم که شما اسمی از شاگردان شعیب الارنؤوط بردید . خود آقای البانی با آقای شعیب الارنؤوط هم رابطه خوبی نداشته . در همان کتاب سلسله الاحادیث الصحیحه ، آقای ارنؤوط را متهم به سرقت علمی کرده است .

استاد یزدانی :

۴ . حبیب الرحمن اعظمی

ایشان بر علیه آقای ارنؤوط کتاب نوشته که در آن جا هم حرف های بسیار رکیکی بر علیه شعیب الارنؤوط زده است . البانی علاوه بر شعیب الارنؤوط و شاگردان ایشان ؛ حتی نسبت به حبیب الرحمن اعظمی که یکی از بزرگان و از محققان اهل سنت است و کتاب های متعددی؛ از جمله سیر اعلام النبلاء آقای ذهبی را تحقیق کرده ، می گوید : حبیب الرحمن اعظمی دشمن اهل سنت است . در صورتی که ایشان کتاب های اهل سنت را احیاء و چاپ کرده است .

در کتاب آداب الزفاف فی السنه المطهره ، تألیف محمد ناصر الدین البانی ، چاپ مکتبه الاسلامی عمان ، در مقدمه کتاب مطالب زیادی را بر علیه آقای حبیب الرحمن اعظمی گفته تا در صفحه ۸ می گوید:

و بیان کل ما فیها من اخطائه واوهامه وادعاءاته الباطله واستعانته فی آخرها باحد اعداء السنه واهل الحدیث ودعاه التوحید المشهورین بذلک الا وهو حبیب الرحمن الاعظمی

حبیب الرحمن اعظمی یک از دشمنان اهل سنت و اهل حدیث و کسانی است که به توحید دعوت می کنند ( وهابیت ) است .

محمد ناصر الدین البانی ، آداب الزفاف ، ص ۸

17 18 19 20 21

 

 

در باره حبیب الرحمن اعظمی در سایت های مختلف از جمله سایت رابطه العلماء السوریین ، خیلی مفصل درباره ایشان صحبت کرده اند . هرچند که ایشان را همه می شناسند .

۵ . آقای تویجری

ایشان هم از بزرگان و از محققین معاصر اهل سنت است که کتاب های اهل سنت را تحقیق می کند . آقای البانی در کتاب الرد المفجم ، گفته :

وان من خبثه وتدلیسه

آقای تویجری ، خبیث و مدلس است .

البانی ، الرد المفجم ، ص۵۰.

22 23

 

۶ . آقای صدیق الغماری

ایشان از بزرگان اهل سنت ، شافعی مذهب و مورد قبول بسیاری از اهل سنت هستند . البانی در کتاب صفه صلاه النبی (صلی الله علیه و آله) به ایشان هم فحاشی می کند :

قلت : فلیتأمل القاریء المنصف وقاحه هذا المغمور ….

در صفحه بعد روایتی را نقل می کند و می گوید :

فیه تدلیس خبیث علی عامه القراء الذین لاینتبهون لما فی قولک هذا من التدلیس …

این حرفی که آقای صدیق الغماری زده ، هم تدلیس کرده و هم خباثت خود را نشان داده .

پس تا این جا هر کس که با آقای البانی مخالفت کند ، یا حرامزاده است یا خبیث و مدلس .

البانی ، صفه صلاه النبی (صلی الله علیه و آله) ، ص۲۱

 

24 25 26

 

۷ . آقای زینی دحلان

مفتی اعظم شافعی ها و شیخ الاسلام بیت الله الحرام در بین دوره دوم و سوم وهابیت بوده است . البانی در کتاب های متعدد خود علیه ایشان حرف زده . از جمله در کتاب فتاوی الشیخ الالبانی ، با جمع آوری عکاشه عبد المنان الطیبی ، چاپ مکتبه التراث الاسلامی :

کان ممن باع نفسه للضلال ومناصره التصوف المتغالی علماء لهم مراکز رسمیه کبیره منهم مفتی مکه احمد زینی دحلان ومنهم بعض کبار علماء الازهر ومنهم الشیخ اسماعیل النبهانی …

زینی دحلان ، مفتی مکه بوده ؛ اما جان خود را در راه ضلالت و گمراهی فروخته بود . از جمله دیگر بزرگان اهل سنت که این گونه هستند ، آقای اسماعیل نبهانی است .

البانی ، فتاوی الشیخ الالبانی ، ص۱۶

 

27 28 29

 

به آقای زینی دحلان و اسماعیل نبهانی هم فحش داده ؛ چون دشمن وهابیت بودند و طبق نظر آقای محمد بن عبد الوهاب ، باید به مخالفین خود فحش داد .

۸ . آقای جلال الدین سیوطی

آقای البانی فقط به معاصرین نیست که فحاشی کرده ، به متقدمین هم فحش های رکیکی داده است . از جمله به آقای سیوطی . ایشان را همه می شناسند . اگر فرصت شد ، بنده ترجمه ای از آقای سیوطی می خوانم تا بینندگان عزیز متوجه شوند که آقای سیوطی چه کسی است و آقای البانی کیست ؟ اصلا این دو با هم قابل مقایسه نیستند . به عبارتی البانی ، ریگی در برابر کوهی است . سیوطی در اوج است و البانی از تناقضات و دروغ ها و فحاشی هایش مشخص می شود که چه جایگاهی دارد .

در کتاب سلسله الضعیفه والموضوعه ، تألیف ناصر الدین البانی ، جلد ۴ ، چاپ مکتبه المعارف ریاض ، صفحه ۱۸۸ و ۱۸۹ :

روایت ۱۶۹۳ را بیان می کند و می گوید که روایت جعلی است ؛ چون آقای عقیلی ، آقای ابن عساکر ، حافظ ابن حجر ، گفته‌اند که این روایت جعلی است .

در صفحه بعد ادامه می دهد :

وجعجع حوله السیوطی فی اللآلی ….

 

30 31 32 33

 

علمای لغت جعجع را به کسی که حرف های نامفهوم و پشت سر هم می زند . ما در فارسی مثلا می گوییم کسی که حرف های چرند و بیهوده می گوید و کسی متوجه آن نمی شود . یا به تعبیر عامیانه می گویند : زر نزن . در این جا هم کلمه جعجع در حقیقت همین می شود .

بنده از بینندگان عزیز عذر به خاطر استفاده از این عبارت خواهی می کنم . مجبورم عبارت آقای البانی را ترجمه کنم .

شرح حال آقای سیوطی را از کتاب های اهل سنت نشان می دهم تا جایگاه آقای سیوطی مشخص شود . البته آقای سیوطی احتیاجی به معرفی ندارد ؛ چون همه می شناسند . علمای شیعه که همه ایشان را می شناسند ؛ چون شرح ایشان بر الفیه ابن مالک را همه در سال دوم حوزه می خوانند ، گرچه جدیدا نمی خوانند ؛ اما قبلا همه می خواندند .

شرح حال آقای سیوطی :

در کتاب کواکب السائره باعیان المائه العاشره ، تألیف شیخ محمد غزی ، متوفای ۱۰۶۱ هـ (ایشان هم تقریبا از معاصرین آقای سیوطی است ) جلد اول ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۲۲۷ :

الشیخ العلامه، الإمام، المحقق، المدقق، المسند، الحافظ شیخ الإسلام جلال الدین أبو الفضل ابن العلامه کمال الدین الأسیوطی …

در صفحه بعد می گوید :

وألف المؤلفات الحافله الکثیره الکامله الجامعه، النافعه المتقنه، المحرره، المعتبره نیفت عدتها على خمسمائه مؤلف …

ایشان کتاب های بسیار زیادی نوشته است . این مؤلفات کامل ، جامع ، متقن ، تخصصی … که نزدیک به پانصد عنوان کتاب می شود .

در صفحه ۲۲۹ می گوید :

وکان أعلم أهل زمانه بعلم الحدیث وفنونه، ورجاله، وغریبه، واستنباط الأحکام منه، وأخبر عن نفسه أنه یحفظ مئتی ألف حدیث. قال: ولو وجدت أکثر لحفظته.

آقای سیوطی ، اعلم علمای حدیث و فنون آن و در رجال و استنباط احکام از آن، در زمان خودش بود . خودش می گفت که من دویست هزار حدیث حفظ بودم و اگر باز بیشتر پیدا می کردم ، باز هم حفظ می کردم .

شیخ محمد غزی ، کواکب السائره ، ج اول ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۲۲۷

واقعا آقای سیوطی در این حد بوده و در میان اهل سنت نمی توان در حد آقای سیوطی کسی را پیدا کرد که در تمام علوم متبحر باشد . ایشان در همه علوم صاحب نظر است و در هر بحثی که وارد شویم ، ایشان بهترین کتاب را در آن باره دارد . در صورتی که می بینیم که آقای البانی چه جسارت و توهینی نسبت به آقای سیوطی دارند .

معلوم می شود که در زمان آقای سیوطی دویست هزار حدیث بوده . ای کاش همه آن احادیث را مکتوب می نوشت ؛ چون خیلی از احادیثی که در منابع اهل سنت نیست و گم شده ، ایشان حفظ بوده ؛ اما متأسفانه نتوانسته .

البانی با این شخصیت علمی به آقای سیوطی که در اوج است ، جسارت و توهین می کند .

۹. مقلدان، حیوانات کودن هستند

علاوه بر این ها ، آقای البانی به همه اهل سنت در بحث تقلید ، فحش رکیکی داده که ما قبلا بحث تقلید را انجام دادیم . اهل سنت همه بلا استثناء همه مقلد هستند ، شما نمی توانید سنی پیدا کنید که مقلد نباشد ؛ مگر این که خودش مجتهد باشد . اما عوام مردم یا مقلد حنفی یا مقلد مالکی یا مقلد شافعی و یا مقلد احمد بن حنبل هستند .

کتاب «الآیات البینات فی عدم سماع الاموات عند الحنفیه السادات» ، تألیف آلوسی ، با مقدمه البانی ، چاپ مکتبه المعارف عربستان سعودی ، در مقدمه صفحه ۹ می گوید :

قال بعض الائمه الحنفیه المتقدمین وهو العلامه ابی جعفر الطحاوی : « لایقلد الا عصبی او غبی » فما حیلتنا مع اناس ندعوهم الی اتباع الکتاب والسنه لینجوا بذلک من العصبیه المذهبیه والغباوه الحیوانیه .

بعضی از ائمه متقدم احناف ( که خودشان مقلد ابو حنیفه بوده‌اند !!!) که از جمله آن ها علامه ابی جعفر طحاوی است ، می گفت : تقلید نمی کنند ، مگر کسی که تعصب دارد یا کسی که احمق است .

این عبارت یکی از تناقضات البانی است که در یک خط از کتاب آمده . اصلا ممکن است چنین حرفی زده باشد . اگر هم گفته باشد ، باید توجیه شود که مقصودش تقلید علما است . علما نباید تقلید کنند ، اما عوام باید تقلید کنند . البانی در ادامه می‌گوید:

ما چه کار کنیم با مردمی که آن ها را به کتاب و سنت دعوت می کنیم تا از تعصب مذهبی و حماقت حیوانی نجات پیدا کنند .

آلوسی ، الآیات البینات ، با مقدمه البانی ، چاپ مکتبه المعارف عربستان ، ص ۹

 

34 35

 

 

آقایان اهل سنت ! که این همه از آقای البانی صحبت می کنید و کتاب هایش را قبول دارید ، آقای البانی تقلید شما را حماقت حیوانی نامیده است .

مجری :

کلیپ بعدی مربوط به همین تقلید و غباوه حیوانی است که از همین شبکه های فارسی زبان بیان شده است . استاد عزیز هم بیان کردند که اکثر اهل سنت ، مقلد هستند .

کلیپ ۲ ) :

کارشناس وهابی :

تقلید حکایت قلاده دارد که مثلا بر گردن حیوانات فاقد عقل می اندازند .

بیننده :

مثل میمون که تقلید کننده است .

کارشناس وهابی :

مثل میمون ، سگ ، گفتیم که تقلید واژه ای است که از قلاده گرفته شده .

جالب این جاست که همین تقلید ، نامش نام بد است . تقلید از واژه قلاده گرفته شده . عذر می خواهم که این تعبیر را به کار می برم . دیدید در گردن سگ یا حیوانات دیگر ، قلاده می اندازند ، قفلش می کنند و طناب در دست چوپان یا صاحبش است و او را به این طرف و آن طرف می برند . قلاده و تقلید ، یک واژه دارد .

دین ما ، دین تقلید نیست . دین ما ، دین جهالت نیست . دین ما ، دین خرافات و بدعت نیست . تقلید ، غده سرطانی است که گرداگرد قلب انسان را حصار کشیده .

حیوان بار بری را تصور کنید که دو طرف صورتش را بستند و فقط مسیر جلو را می بیند و علفی که در مقابلش قرار می دهند و حرکت می کند . اگر انسان در چهار چوب تقلید و در چهار چوب تعصب و در چهار چوب حزب قرار بگیرد ….

مثل گاو و گوسفند ، عرض کنم . ناراحت می شوند ، بشوند ؛ ولی واقعا گوسفند وار یاد گرفتند . گوسفند وار در این مسأله توهین نیست ، تقلید است دیگر !!!!

مجری :

این هم نظر آقایان وهابی و ناصبی در مورد تقلید بود که بدترین و رکیک ترین نسبت ها را به مقلدین می دهند . البته خود این ها هم به نوعی مقلد هستند ؛ اما مقلد شیوخ وهابی و ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب می باشند .

استاد یزدانی ! باز هم کسی از علمای وهابی هست که از این نسبت های رکیک استفاده کرده باشد یا خیر ؟

ب: ابن تیمیه حرانی

استاد یزدانی :

بنده اگر بخواهم وارد مباحث آقای محمد بن عبد الوهاب شویم ، فکر نمی کنم که فرصت کافی داشته باشیم ؛ چون محمد بن وهابی فحش های رکیک زیادی دارد . پس سراغ آقای ابن تیمیه می رویم و یکی دو مورد از توهین های ایشان را می خوانم و در ادامه از علمای معاصری که این حرف ها را زده اند.

چون بحث تقلید شد ، بنده این مطلب را نشان می دهم که ابن تیمیه به شدت بر علیه اشاعره و معتزله حرف های بسیار رکیکی در کتاب های متعدد خود زده است .

در کتاب مجموع فتاوی ، تألیف ابن تیمیه حرانی ، چاپ به دستور ملک فهد ، جلد ۶ ، صفحه ۳۵۹ مطالبی را بر علیه اشاعره و معتزله می آورد تا جایی که می گوید :

أنهم یلحدون فی أسمائه وآیاته وأنهم کذبوا بالرسل وبالکتاب وبما أرسل به رسله ولهذا کانوا یقولون ان البدع مشتقه من الکفر وآیله إلیه ویقولون ان المعتزله مخانیث الفلاسفه والاشعریه مخانیث المعتزله …

معتزله به پیامبر (صلی الله علیه و آله) و به کتاب خدا دروغ می بندند . آن ها بدعت گذار هستند . بدعت از کفر گرفته شده و به کفر هم بر می گردد . معتزله مخانیت فلاسفه و اشعریه مخانیث معتزله هستند .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، چاپ به دستور ملک فهد ، ج ۶ ، ص ۳۹۵

 

 

36 37 38

 

 

ج: ابن قیم الجوزیه

شاگرد آقای ابن تیمیه ، ابن قیم الجوزیه ، به آقای آمدی ، یکی از بزرگان اهل سنت چه می گوید!!!.

در کتاب القصیده النونیه ، تألیف ابن قیم (اشعری نوشته و آن ها را در این کتاب شرح داده است) ، جلد ۲ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۳۲ :

حتى اتى من ارض امدا خرا

ثور کبیر بل حقیر الشان….

از منطقه آمد ، شخص دیگری آمد که یک گاو بزرگ ؛ اما حقیر الشأن بود.

به این معنا که عقلش را به بزرگی و کودنی گاو تشبیه کرده و شأن و منزلتش را حقیر و کوچک می شمارد .

شاید کسی بپرسد که شاید شخص دیگری از منطقه آمد باشد . اما در شرح این ابیات در صفحه ۳۴ این طور گفته :

جاء احد المتأخرین من الاشاعره وهو المعروف بالآمدی صاحب کتاب (ابکار الافکار ) فی علم الکلام وما هو الا ابعار الافکار .

آن گاو بزرگی که من گفتم از منطقه آمد ، آمده و حقیر الشأن بود ، آقای آمدی صاحب کتاب ابکار الافکار می باشد .

ابن قیم ، قصیده النونیه ، ج ۲ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۳۲ و ۳۴

 

39 40 41

 

 

حالا ببینیم که این آقای آمدی چه کسی است ؟ آیا از بزرگان اهل سنت است ؟

در کتاب عیون الانباء فی طبقات الاطباء ، تألیف آقای خزرجی معروف به ابن ابی اصیبعه :

هو الامام الصدر العالم الکامل سیف الدین ابو الحسن علی بن ابی علی بن محمد بن سالم الآمدی ، اوحد الفضلاء وسید العلماء کان اذکی اهل الزمانه واکثرهم معرفه بالعلوم الحکمیه والمذاهب الشرعیه والمبادی ء الشرعیه …

ولسیف الدین الآمدی من الکتب : …. کتاب ابکار الافکار فی الاصول .

در صفحه بعد هم می گوید : این آقای آمدی همان صاحب کتاب ابکار الافکار است و همان کسی است که آقای ابن قیم آن توهین را کرد .

خزرجی ، عیون الانباء فی طبقات الاطباء ، ص۶۵۰

 

42 43 44

 

 

در کتاب سیر اعلام النبلاء ، تألیف شمس الدین ذهبی ، چاپ مؤسسه الرساله ، صفحه ۳۶۴ :

العلامه المصنف فارس الکلام سیف الدین علی بن أبی علی بن محمد ابن سالم التغلبی الآمدی الحنبلی ثم الشافعی

ایشان ابتدا حنبلی بوده بعد شافعی شده . در ادامه هم به صورت مفصل شرح حال ایشان را بیان کرده است که ایشان هم از بزرگان اهل سنت بوده .

ذهبی ، سیر اعلام النبلاء ، چاپ مؤسسه الرساله ، ص ۳۶۴

 

 

45 46 47

 

در صورتی که پیروان ابن تیمیه به این شخصیت علمی می گویند : گاو بزرگ و حقیر الشأن .

د: مقبل بن هادی الوادعی

ایشان را هم همه می شناسند ، سلفی مشهور اردنی است که به تمام اخوان المسلمین ها ، همین تعبیر گاو را نسبت می دهد .

کتاب فضائح و نصائح ، تألیف مقبل بن هادی الوادعی ، چاپ دار الحرمین قاهره ، صفحه ۶۳ :

سؤال : ما قولکم فی طالب علم یرغب الطلبه المبتدئین فی قراءه کتاب فی ظلال القرآن ؟

جواب : اما کتاب الظلال و کتابات سید قطب رحمه الله فاننا للصح بعدم قراءه کتبه لان بعض جماعه التکفیر بسبب سید قطب رحمه الله وسید قطب یعتبر أدیبا ولا یعتبر مفسرا فتفسیره تفسیر شخص عاش فی الالحاد باعترافه احدی عشر سنه فکیف یکون ذلک التفسیر؟!

ولکن الدعایات من قبل الاخوان المفلسین فهم الذین یرفعون الشخص ولو کان لا یساوی بصله : قال الدکتور ، وکذا یا دکتور وهو ثور ولیس بدکتور .

نظر شما در مورد خواندن کتاب ظلال القرآن چیست ؟

جواب : تفسیر او ، تفسیر کسی است که خودش اعتراف کرده که یازده سال ملحد بوده .

اگر این طور باشد که بعضی از صحابه چهل سال ملحد بودند و بعد مسلمان شدند .

این چه تفسیری است که نوشته ؟!!!

کسی که قبلا ملحد بوده که نمی تواند مسلمان شود و تفسیر بنویسد ؟!!!

به بعضی از مبلغین اخوان المسلمین ، دکتر ! دکتر ! می‌گویند؛ در حالی که او گاو است و دکتر نیست .

مقبل بن هادی الوادعی ، فضائح و نصائح ، چاپ دار الحرمین ، ص ۶۳

 

 

48 49 50 51

 

 

مجری :

کلیپ بعدی از یکی از همین شبکه های فارسی زبان مدعی علم است که مشخص می شود در تقلیدشان از آقای محمد بن عبد الوهاب ، سنگ تمام گذاشتند .

کلیپ ۳ ) :

کارشناس وهابی :

یک عده خوب هستند . نمی دانم ، مثل گاو و گوسفند عرض کنم . ناراحت می شوند ، بشوند ؛ اما واقعا گوسفند وار یاد گرفتند . گوسفند وار یاد گرفتند .

ثابت خواهم کرد که متأسفانه بز اخوش بسیار شرف دارد ، اگر سگی حاری پای کسی را بگیرد ، نمی شود که با آن سگ دعوا کرد ، بلکه به صاحبش می گویند . من به سگان شما کاری ندارم و نمی توانم دعوا کنم .

این تفکر منحط ، این تفکر زشت ، این تفکر پلید ، این تفکری که ، معذرت می خواهم ، تخم پلید فکر عبد الله سبأ شکل گرفت …

به دیوزگی افتاده ، تبدیل شده به یک دم سگ ، صد شرف به دم سگ . الان برای یک تکه نانی ، تبدیل به دم سگ شده .

یک انسان که به اندازه خر هم عقل داشته باشد ، به اندازه الاغ هم عقل داشته باشد ، این حرف را نمی زند .

از هر کسی که شنیدید ، از همان بپرسید . با الاغ و مرده می توان بحث و گفتگو کرد ؛ اما با این نوع طرز فکر تا زمانی که ادامه بدهید ، گفتگو کردن سخت است .

خر به اندازه شما عقل ندارد یعنی این که عقل تو هم مثل این است .

می گویند من توهین می کنم . می گویم این سگ جهنم است . کسی است که به من بگوید تو کار خوبی نگفتی .

مجری :

بعضی از الفاظی که این آقایان به کار می برند ، شاید در برنامه امشب به کار برده نشده باشد ؛ اما در اقوال و الفاظ علمای وهابی و سلفی هست . ان شاء الله در جلسات بعد استاد عزیز و بزرگوار مان آن ها را بیان خواهند کرد . انواع و اقسام حیوانات را و نسبت های ناروا را مطرح کردند و به مخالفین خود چه شیعه و چه سنی ، نسبت دادند .

استاد یزدانی :

این فحش ها و توهین هایی که امشب پخش کردیم ، جدید بود . ما قبلا فحش ها و توهین های رکیک تر از این ها هم در شبکه پخش کرده بودیم . سعی می کنیم در هفته آینده مطالب جدیدتری از این شبکه ها نشان دهیم . ما همیشه این شبکه ها را رصد می کنیم . علاوه بر این ها ، ما کلیپ های آقای ملازاده را پخش نکردیم ، ایشان هم خیلی مؤدب !!! هستند .

مطلب دیگری از آقای مقبل بن هادی الوادعی است که باقی مانده . ایشان کتابی به نام اسکات الکلب العاوی یوسف بن عبد الله القرضاوی ، در رد آقای قرضاوی نوشته است . آقای قرضاوی هم از علمای بسیار مشهور و معروف اهل سنت است و فکر نمی کنم کسی باشد که ایشان را نشناسد .

ایشان مفتی قطر است و بسیار معروف و در این فتنه ها ؛‌ مثل فتنه سوریه دست داشته. به هر حال از آن فتنه گرانی هست که ما هم از دست او دل خوشی نداریم ؛ اما آقایان وهابی ایشان را به شدت زدند و او هم علیه بعضی از کشور های عربی مطالب زیادی گفته است .

اسکات کلب العاوی یوسف بن عبد الله القرضاوی ، (ساکت کردن سگی که پارس می کند آقای یوسف بن عبد الله القرضاویی ) کل کتاب که حدود هشتاد صفحه است ، یکسره پر شده از فحش هایی که به آقای قرضاوی داده است . آیاتی را که مربوط به سگ است را می آورد و آن ها را به آقای قرضاوی تطبیق می دهد .

وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِی آَتَیْنَاهُ آَیَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَانُ فَکَانَ مِنَ الْغَاوِینَ . وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ ذَلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآَیَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ اعراف / ۱۷۵ و ۱۷۶ .

مثل آقای قرضاوی ، مثل سگ است .

مجری :

نکته ای که لازم به ذکر است ، این است که خود آقای قرضاوی در اوایل تفکرات سنی را داشت و کتاب را هم زمانی بر علیه او نوشتند که تفکرات اهل سنت را داشتند . بعدا به هر دلیلی ایشان تکفیری شد و گفت که هر کس یا حسین بگوید ، مشرک است و بعد از آن فتنه گری ها را کرد .

استاد یزدانی :

آیه بعدی که به آقای قرضاوی تطبیق داده :

مَثَلُ الَّذینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاهَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآَیَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ . جمعه / ۵

مثل آقای قرضاوی مثل حمار است .

إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لَا یَعْقِلُونَ . انفال / ۲۲

آیات دیگری را هم بیان می کند و حتی می گوید که ایشان را با عبد الله بن سبأ یهودی مقایسه می کند و می گوید : ما نمی گوییم که یوسف بن عبد الله القرضاوی ، یهودی یا نصرانی هست ؛ اما شبهات خطرناکی را علیه وهابیت دارد .

مقبل بن هادی الوادعی ، اسکات کلب العاوی یوسف بن عبد الله القرضاوی

مطالب زیادی در این باره است که ما نمی توانیم آن ها را در یک برنامه بخوانیم . بینندگان عزیز می توانند این کتاب را در اینترنت پیدا کنند و مطالب آن را از نزدیک ببینند .

مقبل بن هادی الوادعی از علمای مشهور وهابی است که در سال ۱۴۲۱ هـ تقریبا ۱۵ سال قبل از دنیا رفتند . کتاب های زیادی دارد ، به خصوص فتوای ایشان بر علیه پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) و وجوب تخریب گنبد آن حضرت که در سه کتاب خود این مطلب را تصریح کرده ، قلب تمام مسلمان ها را به درد آورد و ناراحت کننده است . همین جمله را می توان بر علیه خودش استفاده کرد ، اسکات کلب العاوی مقبل بن هادی الوادعی ، دقیقا بر علیه خودش باید به کار برد . چون واقعا توهین ها و جسارت هایی که به پیامبر (صلی الله علیه و آله) کرده و فتاوایی که بر علیه پیامبر (صلی الله علیه و آله) داده ، حقش همین است که علیه خودش به کار رود .

ما ناراحت نشدیم که بر علیه آقای قرضاوی به کار برده ، اما می شود عین این کتاب را علیه خودش هم نوشت و فحش ها و حرف های رکیکی به شیعه زده و مطالبی که ضد شیعه دارد و فتاوایی که ضد رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) و ضد اهل بیت (علیهم السلام) دارد و در آن کتاب آورد . ان شاء الله یکی از بینندگان عزیز کتاب های فتاوای ایشان را بخواند و این کتاب را علیه خودش بنویسد .

تماس بینندگان

بیننده : احمد از شیراز ـ شیعه

به نظر بنده آقایان وهابی ها که توهین می کنند ، به این علت است که آن ها منطق ندارند . امیدواریم که خداوند آن ها را به راه راست هدایت کنند .

استاد یزدانی :

البته ما امشب فحش ها و توهین هایی که به شیعیان داده اند ، نخواندیم . فقط فحش هایی که به علمای اهل سنت داده بودند ، را بیان کردیم . اگر صلاح بود ، در جلسات بعد فحش هایی که به شیعیان داده اند را بیان می کنیم .

بیننده :

بنده می خواستم بدانم ، سر منشأ این حرف های تکفیری از کجا است ؟ از آقای محمد بن عبد الوهاب بوده یا این که این حرف ها از زمان صدر اسلام هم وجود داشته ؟

استاد یزدانی :

در همان برنامه اول ثابت کردیم که وهابیت امروزی دقیقا همان تفکرات بنی امیه را دارد . در بحث توسل ، استغاثه ، تبرک و … همان مطالبی را که مروانی ها و بقیه بنی امیه می گفتند ، همان ها را امروز ترویج می دهند . در حقیقت وهابیت ، کامل شده و ورژن جدید بنی امیه هستند و این افکار در زمان آن ها بود . آن ها بسیاری از مسلمان ها را به بهانه تکفیر ، می کشتند . بسیاری از اصحاب را معاویه بن ابی سفیان به همین بهانه ها کشت و به شهادت رساند .

این تفکر وهابیت امروزی ، اولا به ابن تیمیه بر می گردد که در کتاب های متعددش تمام مسلمان ها را تکفیر کرده است و ما هم در اوایل برنامه راه و بی راه نشان دادیم .

دوما ، به صدر اسلام بر می گردد . کسانی در صدر اسلام بودند که مخالف توسل و استغاثه بودند و هر کس که توسل می کرد ، مجازات کرده ، تکفیر می کردند و حتی می کشتند .

بیننده : غلام حسن از زابل ـ شیعه

آیا معامله با ناصبی جایز است ؟

استاد یزدانی :

این ها احکام فقهی هستند و ما در این جا نمی توانیم در باره آن حکمی بدهیم . بهتر است همان طور که در جلسه قبل گفتم ، از برنامه زمزم احکام بپرسند. استادی که پاسخگوی این احکام هستند ، به تمام مبانی علمای شیعه مسلط است و نظر همه علمای شیعه را بیان می کند .

اگر هم امکان تماس با این برنامه را ندارند ، می توانند شماره دفتر مرجع خود را از ۱۱۸ بگیرند . علاوه بر این که همه مراجع در تمام شهر ها ، نماینده دارند و مراجعه کنند . به سایت های مراجع هم می توانند مراجعه کرده و سؤال خود را مطرح کنند و پاسخ آن را دریافت کنند . همه مراجع ما پاسخ گوی آنلاین هم دارند و می توانند آنلاین پاسخ خود را دریافت کنند .

مجری :

کلیپ دیگری از آقای عدنان ابراهیم ، از مبلغین مشهور فلسطینی است که این کلیپ قسمتی از سخنرانی های ایشان است .

کلیپ ۴ ) :

ادب شیوخ وهابی در مسجد الحرام از دیدگاه عالم اهل سنت

دکتر عدنان ابراهیم :

من و این مرد ، ابو محمد در حج بودیم و صحن کعبه مشرفه را بعد از نماز صبح با عصبانیت ترک کردیم . می دانید چرا ؟

یکی از این مشایخ وهابی نشسته بود و در مورد نقاب زدن زنان صحبت می کرد و در این مورد نظرات مختلفی وجود دارد . علما در این باره اختلاف کرده اند .

آن شیخ وهابی گفت : هر کس به چهره زنش نقاب نزند و او را ملزم به نقاب نکند ، دیوث است !!!

مجری :

مشاهده کردید که شیوخ وهابی چه الفاظی را در مورد همه مسلمین به کار می برند . این مبلغ اهل سنت می گوید : ما هم سریع رفتیم که این نسبت را به ما ندهند .

استاد یزدانی :

آقای عدنان ابراهیم ، از علمای اهل سنت فلسطینی و از انسان های بسیار منصف است که در مصر زندگی می کند . ایشان خاطره ای را از مکه مکرمه نقل می کند که در آن جا یک عالم وهابی سخنرانی کرده و گفته : هر کس زنش نقاب نزند ، دیوث است .

اگر واقعا این گونه باشد ، این تصویر آسیه آل الشیخ ، دختر مفتی اعظم عربستان سعودی است . شما روی صورت ایشان نقاب می بینید ؟؟؟

اگر بخواهیم این حکم را عمومی بدانیم ، باید پاسخگو باشند .

 

1 2 3 4

 

این عکس عادله ، دختر ملک عبد الله است . آیا شما بر صورت این خانم نقاب می بینید ؟؟؟؟

 

5 6 7 8

 

اگر واقعا قرار باشد کسی که بر صورت ناموسش نقاب نزند ، دیوث باشد ، آیا شما حاضر هستید این فتوا را در باره آل الشیخ هم بدهید ؟؟؟

بیننده : منصور از قطر ـ شیعه

بنده از استاد یزدانی دو سؤال داشتم . اول این که ، در کتاب توسل ، انواعه و احکامه ، تألیف محمد ناصر الدین البانی ، صفحه ۴۲ ، مطلبی در مورد توسل دارد که تقاضا دارم بیشتر توضیح دهید .

فاجاز الامام احمد التوسل بالرسول ﴿ص﴾ وحده فقط …

در این جا ، البانی صراحتا قبول کرده که امام احمد توسل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) را قبول کرده . بنده می خواستم بدانم که امام احمد این مطلب را در کدام یک از کتاب های خود بیان کرده است ؟

سؤال دوم من در مورد آیه ۱۵۵ سوره آل عمران است که چند روز قبل در یکی از شبکه ها صحبت می کردند :

إِنَّ الَّذِینَ تَوَلَّوْا مِنْکُمْ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّیْطَانُ بِبَعْضِ مَا کَسَبُوا وَلَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِیمٌ . آل عمران / ۱۵۵

که در مورد جنگ احد و فراریان جنگ احد است . می گویند : این اشکالی که نسبت به خلیفه سوم می گیرند . خداوند در این آیه می گویند : ولقد عفا الله عنهم ، ان الله غفور حلیم . حتی در این شبکه داستانی را نقل کردند که شخصی به عثمان ، گفت : ایشان از فراریان جنگ بود . عثمان گفت : خداوند بخشیده ، چرا عیب می گیرید ؟

استاد یزدانی :

در صحیح بخاری است که عبد الله بن عمر چنین حرفی را می زند . شما آن مطلب را می خواهید ؟

بیننده :

بنده می خواستم بدانم آیا خداوند فراریان جنگ احد را بخشیده یا این که خداوند از عده ای از آن ها گذشته و آن ها را بخشیده . اگر امکان دارد مختصرا توضیحاتی را در این خصوص بیان کنید .

در مورد آقای قرضاوی ، ایشان در بین مردم قطر هم از جایگاه خوبی برخوردار نیستند . چند سال قبل بر سر قضیه بورس ، ایشان بورس را حرام اعلام کرد و بعد از یک هفته ، آن را حلال کرد .

استاد یزدانی :

ما این قضیه را به صورت مفصل در سایت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) پاسخ دادیم .

ما این سؤال را قبلا در برنامه راه و بی راه به صورت مفصل نشان دادیم . در کتاب های متعدد می توان پیدا کرد که احمد بن حنبل طرفدار توسل به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) است و از دیدگاه آقایان وهابی مشرک بود . بنده این مطلب را از کتاب خود ابن تیمیه نشان می دهم .

کتاب الاخنائیه او علی الرد علی الاخنائی ، تألیف ابن تیمیه ، چاپ دار الحراز ، ( این کتاب از کتاب هایی است که به عنوان رساله علمی تدوین شده) ، با تحقیق احمد بن مونس العنزی ، صفحه ۴۰۹ :

وفی منسک المروذی الذی نقله عن أحمد أنه قال فی السلام على النبی ﴿ص﴾ ولا تستقبل الحائط وخذ مما یلی صحن المسجد فسلم على أبی بکر وعمر ….

وحول وجهک إلى القبله وسل الله حاجتک متوسلا الیه بنبیه ﴿ص﴾

آقای مروذی ، هم شاگرد ، هم پیرو و هم دوست صمیمی احمد بن حنبل است . احمد بن حنبل کتابی به نام مناسک حج نوشته و این کتاب را به آقای مروذی هدیه کرده است . در این کتاب نحوه توسل به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) را یاد داده که هر زمان به زیارت آن حضرت رفتید ، چه کاری انجام دهید .

بر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) سلام کنید . سپس به ابو بکر و عمر سلام کنید . بعد رو به قبله کن و از خداوند با توسل به نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) حاجتت را بخواه .

ابن تیمیه ، الاخنائیه او علی الرد علی الخنائی ، چاپ دار الحراز ، ص ۴۰۹

کتاب را آقای ابن تیمیه ، امام و تئوریسین وهابیت نوشته و نمی تواند آن را انکار کند . در این جا به صورت واضح و روشن گفته : احمد بن حنبل ، طرفدار توسل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) بوده . توسل هم از دیدگاه ابن تیمیه ، شرک است و هر کس توسل کند ، باید کشته شود .

در کتاب های دیگر ، از جمله کتاب مجموع فتاوای ابن تیمیه هم می توانیم این مطلب را بخوانیم . مجموع فتاوای ابن تیمیه ، جلد اول ، کتاب الاولوهیه این مطلب را بیان کرده . هم چنین در کتاب الانصاف ، تألیف مرداوی حنبلی ، جلد ۲ ، صفحه ۴۳۰ :

یَجُوزُ التَّوَسُّلُ بِالرَّجُلِ الصَّالِحِ على الصَّحِیحِ من الْمَذْهَبِ وَقِیلَ یُسْتَحَبُّ

قال الْإِمَامُ أَحْمَدُ للمروذی ( ( ( المروذی ) ) ) یَتَوَسَّلُ بِالنَّبِیِّ صلى اللَّهُ علیه وسلم فی دُعَائِهِ وَجَزَمَ بِهِ فی الْمُسْتَوْعِبِ وَغَیْرِهِ وَجَعَلَهُ الشَّیْخُ تَقِیُّ الدِّینِ کَمَسْأَلَهِ الْیَمِینِ بِهِ قال وَالتَّوَسُّلُ بِالْإِیمَانِ بِهِ وَطَاعَتِهِ وَمَحَبَّتِهِ وَالصَّلَاهِ وَالسَّلَامِ علیه وَبِدُعَائِهِ وَشَفَاعَتِهِ وَنَحْوِهِ مِمَّا هو من فِعْلِهِ أو أَفْعَالِ الْعِبَادِ الْمَأْمُورِ بها فی حَقِّهِ مَشْرُوعٌ إجْمَاعًا وهو من الْوَسِیلَهِ الْمَأْمُورِ بها فی قَوْله تَعَالَى ﴿اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إلَیْهِ الْوَسِیلَهَ﴾.

توسل جایز و بلکه مستحب است . احمد بن حنبل به مروذی گفت که به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در دعای خود ، توسل کن .

مرداوی حنبلی ، الانصاف ، ج ۲ ، ص ۴۳۰

این توسل به دعای پیامبر (صلی الله علیه و آله) بعد از مرگ است ؛ چون کتاب الحجی است که برای مروذی نوشته و مروذی هم شاگرد احمد بن حنبل بوده .

در مورد آیه ۱۵۵ سوره آل عمران ، اولا مقصود از آن هایی که خداوند آن ها را بخشیده ، همه آن هایی که فرار کردند ، نیست . خود علمای اهل سنت تصریح کرده اند : مقصود آن پنجاه نفری است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن ها را در دهانه کوه احد گذاشت که خالد بن ولید ، از آن‌جا حمله نکند. اما تعداد از این پنجاه نفر ، وقتی دیدند که مسلمانان پیروز شدند ، دهانه کوه را رها کرده و خالد بن ولید هم از آن‌جا حمله کرد . خداوند همین تعداد را بخشیده .

از این گذشته ، ما فرض می کنیم که خداوند همه را بخشیده ، عفو در این آیه به چه معنا است ؟ عفو در این جا به معنای این است که خداوند گناه آن ها را بخشیده یا عفو کرده؛ یعنی برای آن ها عقوبت دنیوی قرار نداده . چون عقوبت دنیویی فرار از جنگ کشتن است . کسی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) را در جنگ تنها بگذارد ، حکمش کشتن است .

الان هم همین مجازات را دارد . اگر کسی خیانت کند یا از جنگ فرار کند ، فورا یک دادگاه صحرایی تشکیل می دهند و حکمش هم مشخص است . در اسلام هم همین گونه بوده . اگر آن هایی که فرار کرده بودند ، پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم باید گردن همه آن ها را می زد ؛ اما خداوند می گوید : من از آن ها در این دنیا گذشتم ؛ اما نه این که از گناه آخرتی آن ها هم گذشتم .

این نظر علمای اهل سنت است . در کتاب تفسیر النکت والعیون یا تفسیر ماوردی ، جلد اول ، صفحه ۴۳۱ :

أحدهما : حلم عنهم إذ لم یعاجلهم بالعقوبه , وهذا قول ابن جریح وابن زید . والثانی : غفر لهم الخطیئه لیدل على أنهم قد أخلصواْ التوبه .

نظر اول این که ، آن ها را در دنیا عقوبت نکرد . نظر دوم این که ، آن ها را بخشید که توبه کردند.

تفسیر ماوردی ، ج ۱ ، ص ۴۳۱

هم چنین در کتاب تفسیر طبری ، جلد ۴ ، صفحه ۱۴۵ :

قال بن جریج وقوله « إنما استزلهم الشیطان ببعض ما کسبوا ولقد عفا الله عنهم» إذ لم یعاقبهم .

برای آن ها فقط مجازات دنیوی در نظر نگرفت ، نه این که گناه اخروی آن ها را هم بخشیده باشد.

تفسیر طبری ، ج ۴ ، ص ۱۴۵

البته ما نمی گوییم که خداوند از آن ها نگذشته . آن هایی که واقعا توبه نصوح کرده بودند و دیگر فرار نکردند ، خداوند از آن‌ها گذشته است . اما عده ای از این ها نه تنها در جنگ احد فرار کردند که در جنگ های بعدی هم فرار کردند . فقط عده ای فرار نکردند که آن ها همه مشخص و از بنی هاشم هستند .

اگر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از آن ها هم گذشته باشد ، توبه نصوح هم کرده باشند ، باز هم در جنگ های بعدی بسیاری از این ها فرار کردند به خصوص همان شخصی که نام بردند . این شخص طوری فرار کرد که اصلا مدینه را ندیده بود و از مدینه گذشته بود و به کوهی پناه برده بود و بعد از سه روز برگشت تا نتیجه جنگ را ببیند . اگر توبه کرده باشد که خداوند بخشیده ، اگر توبه نکرده ، گناهشان مشخص است .

بیننده : آقای ابراهیم نژاد از زرند کرمان ـ شیعه

در رابطه با موضوع برنامه ، چند روز قبل یکی از شبکه های وهابی را می دیدم که بیننده ای تماس گرفت و به کارشناس وهابی آن شبکه گفت : فامیل شما ریگی است . آن کارشناس وهابی هر چه فحش و حرف های رکیک که لایق خود و خانواده اش بود به این بیننده داد . آن بیننده هر چه می گفت من قصد توهین به شما را ندارم ، این کارشناس وهابی اصلا اجازه صحبت به این بیننده را نمی دانند .

نکته دوم این که بعد از کشتاری که در منی صورت گرفت ، این پیرمرد یهودی کارشناس وهابی شبکه وهابی کلمه برگشته و با کمال بی شرمی سخن از تحریف قرآن می زند .

ما شیعیان روایتی از امام حسین (علیه السلام) داریم که می فرمایند : اگر دین نداری ، آزاد مرد باشید . آقای ابوالقاسمی در چندین جلسه موضوع تحریف قرآن را توضیح دادند و گفتند شما باید قبل از تحریف ما ، دوازده مورد را پاسخ دهید .

شما اگر دین ندارید ، آزاده باشید . به سؤالات آیا ابوالقاسمی پاسخ دهید . آیا تحریف قرآن برای ما است یا برای شما است ؟ این کتاب آیات شیطانی را شما نوشته اید یا ما شیعیان ؟ شما می گویید شیطان بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل می شده یا ما شیعیان ؟ شما هر چیزی که لایق خودتان است به شیعیان نسبت می دهید .

بیننده : آقای دیلمی از خوزستان ـ شیعه

استاد یزدانی ! بنده می خواستم بدانم از این فرقه های اربعه اهل سنت ، کدام یک به عقاید وهابیت نزدیک تر است ؟

دوم این که ، نظر ابن تیمیه ملعون در باره امام حسین (علیه السلام) چیست ؟

سوم این که ، چرا این ها همیشه می گویند تمام صحابه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اهل بهشت هستند ؟ این سخن را بر چه اساسی می زنند ؟

استاد یزدانی :

وهابیت خود را حنبلی می دانند ، شاید این گونه باشند ؛ اما ما در بین بقیه هم دیدیم کسانی را مثل ابن کثیر که شافعی است ؛ اما پیرو ابن تیمیه است . از بقیه هم دیدیم ؛ اما بیشتر وهابی ها حنبلی هستند.

نظر ابن تیمیه را در ایام محرم ، دوستان بحث کردند که نظر ابن تیمیه این است که نعوذ بالله امام حسین (علیه السلام) اشتباه کرد و با این کارش موجب فتنه و فساد شد و هیچ سودی هم نداشت . بنده فقط آدرس کتاب را می دهم که نظر ابن تیمیه در آن بیان شده . کتاب منهاج السنه ، جلد ۴ ، صفحه ۵۲۷ به بعد و منهاج السنه ، جلد ۱ ، صفحه ۱۱۰ ، می توانید نظر ابن تیمیه را ببینید .

در مورد بهشتی بودن صحابه هم در برنامه های آینده به صورت مفصل تری بحث خواهیم کرد . مخصوصا استاد ابوالقاسمی در برنامه دفاع از صحابه ، این قضیه را مفصلا بحث کردند که هیچ آیه ای در قرآن کریم وجود ندارد که ثابت کند تمام صحابه اهل بهشت باشند . آیه ای در قرآن وجود ندارد که حتی مدح تمام صحابه را کرده باشد . اگر هم آیه ای هست یا السابقون الاولون است یا آن هایی است که در بیعت رضوان هستند ، شامل کل صحابه نمی شود . هیچ آیه ای در قرآن کریم وجود ندارد که تمام اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) را مدح کرده باشد . هر آیه ای هم هست ، استثناء دارد و در باره بخشی از صحابه است آن هم با شرایط خودش .

بیننده : آقای صدیقی از تهران ـ شیعه

بنده این شبکه های وهابی را نگاه نمی کنم ؛ اما کلیپی که امشب پخش کردید که این ها مقلدین را به حیوانات قلاده به گردن می دانند ، به این فکر رفتم که مگر این ها که بیمار می شوند ، به دکتر مراجعه نمی کنند . مگر هر چه دستور دکتر بود ، عمل نمی کنند ؟ این هم یک نوع تقلید است .

یا این که آقایان می گویند : چرا شما از امام علی (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) پیروی می کنید و سینه و زنجیر می زنید و عزاداری می کنید ؟

این ها اگر عقل و منطق داشتند و مقداری فکر می کردند ، که اصلا به این بزرگواران اجازه حکومت دادند تا ببینند که چگونه حکومت می کنند . چرا یکی بعد از دیگری آن ها را شهید کردند ؟ کدام یک از امامان با مریضی از دنیا رفتند ؟ این ها فردای قیامت چه پاسخی به خداوند می دهند ؟

یا این هایی که به مردم می گویند کمربند انفجاری ببندید یا این که انسان ها را بکشید تا وارد بهشت شوید ؟ این ها عقل ندارند که بگویند اگر ما را تشویق به رفتن به بهشت می کنید ، چرا خودتان این کار ها را نمی کنید ؟

واقعا انسان تعجب می کند که آیا این ها عقل و منطق دارند یا نه ؟

مجری :

بنده از شما استاد عزیز و ارجمند و هم چنین از شما بینندگان گرامی تشکر و قدر دانی می کنم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان.