مذهب وهابیت، بر پایه دروغ و تهمت به دیگر مذاهب اسلامی بنا شده است، در این برنامه نمونه‌هایی از دروغ‌ها و افتراهای وهابی‌ها رونمایی شده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۳۰ / ۰۹ / ۹۴

مجری :

خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام عرض می کنم . طبق روال دوشنبه شب ها با برنامه ای دیگر از برنامه های راه و بی راه در خدمت شما هستیم . برنامه ای که در آن به تبیین عقاید ضاله وهابیت و تضاد آن با سایر فرق اسلامی ، می پردازد .

باز هم طبق روال هفته های گذشته در خدمت استاد عزیز و بزرگوار ، حضرت حجت الاسلام و المسلمین یزدانی هستیم .

 استاد یزدانی :

بنده هم خدمت شما و همه بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم و این ایام بسیار شاد و پر سرور امامت حضرت حجت (علیه السلام) را خدمت همه شیعیان تبریک و تهنیت عرض می کنم . امیدوارم بعد از دو ماه عزاداری برای اهل بیت (علیهم السلام) ، این ایام به کام شما شاد باشد .

مجری :

ما در دو برنامه قبل در مورد نذر برای میت صحبت کردیم . بنده از استاد یزدانی تقاضا دارم خلاصه ای از مباحث گذشته را بیان کنید تا وارد بحث جدید شویم .

استاد یزدانی :

در دو هفته گذشته در مورد نذر برای میت و نذر برای غیر خدا ، صحبت کردیم که وهابی ها شعار می دادند هر نوع نذری برای غیر خدا شرک است . گفتیم که این آقایان مغالطه می کنند ، وگرنه همه مسلمانان نذر برای غیر خدا را شرک و کفر می دانند ؛ اما یک نوع نذری در میان مسلمانان است که قربه الی الله نذر می کنند و ثوابش را به میت یا یکی از ائمه (علیهم السلام) یا یکی از پیامبران هدیه می کنند. این نوع نذر را مثلا می گویند من برای امام حسین (علیه السلام) یا برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) یا اهل سنت برای عبد القادر گیلانی نذر کردم یا می گویند نذرت للحسین (علیه السلام) . این لام للحسین (علیه السلام ) را این آقایان شرک می دانند ، در حالی که لام به این معنا است که ثوابش برای سید الشهدا (علیه السلام) است . یا مثلا می خواهند صدقه بدهند ، این صدقه را از جانب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) یا پدر و مادرش یا امواتش بدهد . وهابی‌ها این را شرک می دانستند .

یا کسی که خانه یا ماشین جدیدی می خرد یا این که شغل جدیدی پیدا می کند ، گوسفند یا گاوی می کشد ، وهابی ها این را هم شرک اصغر می دانند و می گفتند انجام این کار ، جایز نیست ؛ اما در مورد ولیمه بچه ای به دنیا می آید ، چیزی نمی گویند . در صورتی که همه مسلمان ها این نذر ها را جایز دانسته اند ؛ اما وهابی ها از جمله ابن تیمیه ، محمد بن عبد الوهاب ، بن باز و بقیه گفته بودند که این نذر ها شرک است و ما از کارها و رفتار های خود وهابی ها ثابت کردیم از منابع امروزی اهل سنت ، در سایت های مختلف و در روز نامه الریاض عربستان سعودی ، قضیه نذر وهابی ها برای محمد بن عبد الوهاب و محمد بن سعود که هر ساله در یک زمان مشخص ، دو گوسفند ذبح کرده و نذر می کنند و پادشاه عربستان سعودی هم از آن ها تقدیر و تشکر کرده بود و از آن ها خواسته بود که این کار را ادامه دهند . این مسأله را هم نه شرک و نه کفر می دانند و به آن همیشه عمل می کنند .

همچنین از منابع اهل سنت ، از صحیح بخاری ، صحیح ابن داود ثابت کردیم که این نذر ها در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بوده و هیچ اشکالی نداشته . در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) کسانی بودند که از جانب خود برای امواتشان نذر می کردند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم می گفتند که هیچ اشکالی ندارد .

هم چنین فتاوای علمای اهل سنت را خواندیم که اگر کسی ذبح کند و باسم الله وباسم محمد (صلی الله علیه و آله) بگوید ، هیچ اشکالی ندارد به شرط این که به نام خدا ذبح کند و قصدش تبرک به نام رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) باشد . مصادر دیگری را هم بیان کردیم که ثابت شد وهابیت در این زمینه هم با تمام مسلمان ها تفاوت اساسی دارد . وهابی ها این نذر ها را شکر می دانند ؛ اما مسلمان ها جایز و مشروع و حتی مستحب می دانند .

نشان دادن دروغ های وهابیت بر علیه شیعه

اما موضوعی قرار است در این برنامه و برنامه های آینده داشته باشیم ، نشان دادن دروغ های واضح و روشنی که آقایان وهابی در کتاب هایشان آورده اند و آن ها را به شیعیان نسبت داده اند . تا بدین وسیله ثابت شود وهابیت یک فرقه دروغین است و هر آن چه که در کتاب هایشان علیه شیعه نوشته اند ، جز دروغ و افتراء و تهمت چیز دیگری نیست .

یکی از کتاب هایی که اخیرا علیه شیعه نوشته شده و خیلی روی آن مانور داده و تبلیغ کردند و حتی پادشاه عربستان سعودی حساس شده و تصور کردند فتح الفتوحی انجام داده اند ، کتاب اصول مذهب شیعه ، تألیف قفاری است . این کتاب یکی از مهم ترین کتاب های آن ها و حتی یکی از کتاب های درسی در دانشگاه های آن ها می باشد . در این کتاب دروغ های بسیار واضح و بزرگی به شیعه نسبت داده اند . یعنی هر شیعه ای که این دروغ ها را ببیند ، متوجه می شود که این عالم وهابی دروغ گفته و فقط قصدش افتراء و تهمت زدن به شیعه است .

این کتاب توسط حضرت آیت الله قزوینی نقد شد و سه جلد در نقد این کتاب چاپ شده که هم اصل ورد و هم پی دی اف هر سه جلد در سایت تحقیقاتی حضرت ولی عصر (علیه السلام) موجود است و جلد های بعدی آن هم در آینده نزدیک بیرون خواهد آمد و تمام این کتاب نقد کاملی خواهند شد .

کتاب آن ها سه جلد است ، سه جلدی که فقط شبهه افکنی است . دروغ نوشتن خیلی آسان است ؛ اما زمانی که بخواهیم به این دروغ های پاسخ دهیم ، ممکن است به یک دروغ ، پنج صفحه پاسخ دهیم . ان شاء الله ، نقد این کتاب ادامه خواهند داد و جلد های بعدی هم بیرون خواهد آمد .

این کتاب ، کتابی است که وهابیت بر آن خیلی مانور دادند . بنده هم دروغ های خیلی واضح این کتاب را نشان خواهم داد .

دروغ های آقای قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه

دروغ اول : شیعیان ، مردم را بنده ائمه می دانند .

یکی از دروغ های بسیار واضح در این کتاب اصول مذهب الشیعه الامامیه الاثنی عشریه عرض و نقد ، تألیف دکتر ناصر بن عبد الله بن علی القفاری ، جلد ۲ ، چاپ دوم در سال ۱۴۱۵ هـ ، چاپ دار الرضا ، صفحه ۴۸۶ :

والشیعه حینما اعتقدت فی ائمتها انهم جهه التشریع اکملت ذلک بدعواها ان الناس جمیعا عبید للائمه لتتضح صوره الشرک اکثر . قال الرضا : الناس عبید لنا فی الطاعه موال لنا فی الدین فلیبلغ الشاهد الغائب .

مع ان الله سبحانه یقول : مَا کَانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُؤْتِیَهُ اللَّهُ الْکِتَابَ وَالْحُکْمَ وَالنُّبُوَّهَ ثُمَّ یَقُولَ لِلنَّاسِ کُونُوا عِبَادًا لِی مِنْ دُونِ اللَّهِ

فالناس جمیعا عبید الله وحده لا لاحد سواه ولو کان من عباد الله المرسلین الذین آتاهم الله الکتاب والحکم والنبوه فکیف بائمه الشیعه او من تدعی فیه الامامه .

چون شیعه معتقد هستند که مصدر تشریع اهل بیت (علیهم السلام) هستند ، می خواهند ثابت کنند که ائمه اهل بیت (علیهم السلام) حق تشریع دارند .

این مطلب دروغ و تهمتی است که به شیعه نسبت می دهند . اهل بیت (علیهم السلام) کلامی غیر از کلام خداوند نمی گویند و هیچ سخنی از جانب خود نمی گویند . چون ما معتقد به عصمت آن ها هستیم، لحظه ای و کلمه ای به جز کلام خدا نمی گویند ، مگر این که برای آن کلمه دلیلی از کتاب و سنت دارند . این دروغ و تهمتی است که این آقای وهابی بیان کرده است .

می گوید :

این ها این اعتقاد را با اعتقادی دیگری کامل کرده اند . این اعتقاد ، این است که همه مردم بنده های ائمه (علیهم السلام) هستند ؛ چون این ها می خواهند شرکشان را خیلی بزرگ کنند . روایتی را از امام رضا (علیه السلام) از کتاب های شیعه نقل می کنند : مردم همه در اطاعت بنده های ما هستند ، موالیان ما در دین هستند . کسانی که شاهد هستند ، به غائبین این خبر را برسانند .

این آقای وهابی در رد این سخن می گوید :

 بشری که خداوند به او کتاب و حکمت داده ، حق ندارد به مردم بگویند : همه شما بنده مردم هستید و بنده خدا نیستید .

مردم همه بنده خدا هستند و هیچ کس حق ندارد کسی را بنده خود بداند ؛ حتی اگر پیامبر باشد ، حتی کسی که خداوند به او کتاب و حکمت داده باشد . چه برسد به ائمه شیعه و کسانی که مدعی هستند که آن ها امام هستند .

دکتر ناصر قفاری ، اصول مذهب الشیعه الامامیه الاثنی عشریه ، ج ۲ ، چاپ دار الرضا ، ص ۴۸۶

این دروغگوی کذاب ، از یک روایت « الناس عبید لنا فی الطاعه » ، استفاده کرده و بعد این گونه به شیعه حمله کرده که شیعه همه مردم را بنده های ائمه (علیهم السلام) می دانند نه بنده خداوند . یعنی ما شیعیان و دیگر مردم ، بنده خدا نیستند ، بنده ائمه (علیهم السلام) هستند .

این روایت را هر سنی و هر وهابی که ببیند ، وقتی اصل روایت را ندیده باشد ، با خود می گوید : عجب شیعه های مشرکی هستند !!! این ها مردم را بنده خدا نمی دانند ، بنده ائمه (علیهم السلام) می دانند . اما اگر اصل روایت را ببینند ، دست این دروغگو رو می شود و ثابت می شود که مذهب این ها ، یک مذهب دروغ است و تا به حال هم این مذهب را با دروغ پیش برده اند .

بنده اصل روایت را از کتاب شریف کافی نشان می دهم ، البته در کتاب های متعدد آمده از جمله کتاب های شیخ مفید و کتاب های شیخ طوسی و دیگر کتاب های شیعه آمده و روایت بسیار جالبی است .

اصول کافی ، تألیف ثقه الاسلام محمد بن یعقوب کلینی (رضوان الله تعالی علیه ) متوفای ۳۲۹ هـ ، چاپ منشورات الفجر بیروت در سال ۲۰۰۸ م ، صفحه ۱۰۹ کتاب الحجه :

وبهذا الاسناد ، عن مروک بن عبید ، عن محمد بن زید الطبری قال : کنت قائما على رأس الرضا علیه السلام بخراسان وعنده عده من بنی هاشم وفیهم إسحاق بن موسى بن عیسى العباسی فقال : یا إسحاق بلغنی أن الناس یقولون : إنا نزعم أن الناس عبید لنا ، لا وقرابتی من رسول الله صلى الله علیه وآله ما قلته قط ولا سمعته من آبائی قاله ولا بلغنی عن أحد من آبائی قاله ، ولکنی أقول : الناس عبید لنا فی الطاعه ، موال لنا فی الدین ، فلیبلغ الشاهد الغائب .

من در بالای سر حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) بودم ( شاید حضرت نشسته بوده و راوی ایستاده بودند ) عده ای از بنی هاشم همه در اطراف ایشان بودند ، از جمله اسحاق بن موسی بن عیسی عباسی . حضرت می فرمایند : ای اسحاق ! به من خبر رسیده که مردم گفتند :

ناس در روایات شیعه معنای خیلی مشخص است . منظور از ناس در روایات اهل بیت (علیهم السلام) و در کتاب های ما ، شیعه نیست ؛ بلکه غیر شیعه و اهل سنت هستند .

مردم می‌گویند: ما گمان می کنیم که مردم بنده های ما هستند . نه این طور نیست ، به خدا قسم به آن خویشاوندی که ما با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) داریم ، هیچ وقت من این سخن را نگفته ام . از پدرانم هم چنین سخنی را نشنیده ام و هیچ خبر و روایتی هم به من نرسیده که پدران من این سخن را گفته باشند ؛ اما نظر ما این است که مردم در اطاعت عبد ما هستند .

نه به این معنا که مردم ما را پرستش کنند ؛ بلکه به این معنا است که اطاعت ما بر مردم واجب است مثل غلام . عبد در این جا به معنای غلام است .

مردم در اطاعت مانند غلام ما هستند یعنی هر چه ما به مردم بگوییم باید گوش کنند و در دین موالی و غلامان ما هستند . شاهدان این مطلب را به کسانی که غائب هستند ، برسانند .

کلینی ، اصول کافی ، چاپ منشورات الفجر بیروت ، ص ۱۰۹

توجه کنید ! چگونه روایت را تقطیع کردند . بر مبنای آن دروغی که می خواهند بگویند شیعه مشرک است ، چون مردم را بنده های ائمه (علیهم السلام) می دانند و ائمه (علیهم السلام) را به جای خدا عبادت می کنند . با این پیش فرض و با تقطیع ابتدای این روایت ، فقط آخر آن را بیان کرده است. در حالی که این روایت در پاسخ سخن خودش و در پاسخ به تهمتی است که مردم در زمان حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) به شیعیان می زدند . امام این را پاسخ می دهد ؛ اما آقای قفاری در کتاب اصول مذهب الشیعه خود آورده و آن را تقطیع کرده است تا به مقصود خود برسد .

این خیلی واضح و روشن است که واقعا تمام مردم غلام ائمه (علیهم السلام) هستند و باید از آن ها اطاعت کنند . این روایت نه تنها در منابع شیعه آمده ، بلکه از منابع اهل سنت با سند صحیح قابل اثبات است . نه یک روایت ؛ بلکه ده ها روایت می آوریم که اطاعت مطلق از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بر همه مردم واجب است .

 وجوب اطاعت مطلق از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) در منابع اهل سنت

کتاب مستدرک الصحیحین ، تألیف حاکم نیشابوری ، با تصحیح شمس الدین ذهبی ، جلد ۳ ، صفحه ۱۳۱ کتاب معرفه الصحابه ، حدیث ۴۶۱۷ از کل کتاب و ۲۱۶ از کتاب معرفه الصحابه :

۴۶۱۷ أخبرنا أبو أحمد محمد الشیبانی من أصل کتابه ثنا علی بن سعید بن بشیر الرازی بمصر ثنا الحسن بن حماد الحضرمی ثنا یحیى بن یعلى ثنا بسام الصیرفی عن الحسن بن عمرو الفقیمی عن معاویه بن ثعلبه عن أبی ذر رضی الله عنه قال قال رسول الله (ص) من أطاعنی فقد أطاع الله ومن عصانی فقد عصى الله ومن أطاع علیا فقد أطاعنی ومن عصى علیا فقد عصانی هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه .

از ابی ذر غفاری (رحمت الله علیه ) نقل شده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) فرمودند : هر کس از من اطاعت کند ، از خداوند اطاعت کرده و هر کس از من نافرمانی کند ، از فرمان خداوند سرپیچی کرده است . هر کس از علی بن ابیطالب (علیه السلام) اطاعت کند ، از من اطاعت کرده و هر کس از علی بن ابیطالب (علیه السلام) نافرمانی کند ، از من نافرمانی کرده و در حقیقت از فرمان خداوند سر پیچی کرده است .

 سند این روایت ، صحیح است ؛ اما صحیح مسلم و بخاری آن را نقل نکرده اند .

مهم نیست که نقل نکرده باشند ؛ مهم این است که سند روایت صحیح است . آقای ذهبی هم در پاورقی می گوید :

سند روایت صحیح است .

حاکم نیشابوری ، مستدرک الصحیحین ، ج ۳ ، ص ۱۳۱ ، ح ۴۶۱۷

در این روایت اطاعت مطلق از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را ثابت می کند . ولایت مطلق امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بر جمیع خلایق واجب است ؛ چون اطاعت خدا بر همه خلایق واجب است ، اطاعت از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) هم بر همه خلایق چه انس باشد چه جن باشد و چه حیوان و چه انسان واجب است و همه هم باید از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم اطاعت کنند . این هم عصمت را و هم ولایت مطلق و هم خلافت بلا فصل و هم امامت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را ثابت می کند . هم چنین ثابت می کند که خلافت بقیه آقایان ، مشروع نبوده ؛ چون آن ها از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در آن زمان ، اطاعت نکردند .

این روایت هم عین روایتی است که امام رضا (علیه السلام) فرمودند : مردم در اطاعت بنده های ما هستند . یعنی غلام ما هستند .

الان که بنده ای نیست ، آن زمان مردم غلام زیاد داشتند و واجب بود که غلام از مولای خود همیشه اطاعت کند . هر دستوری که می داد ، اطاعت می کرد .

امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) می فرماید : مردم بنده ما هستند در اطاعت کردن . نه این که غلام زر خرید باشند . هر چند که ما افتخار می کنیم غلام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) باشیم ؛ اما چنین لیاقتی را نداریم . اگر چنین لیاقتی را داشته باشیم ، بالاترین افتخار است که لحظه ای به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) و سایر ائمه (علیهم السلام) خدمت کنیم .

روایت در منابع اهل سنت همان اعتقاد شیعه را ثابت می کند . این یک روایت نیست ، روایات زیادی هستند که اگر بنده بخواهم نشان دهم ، از بحث اصلی خارج می شویم .

این دروغ اول آقای قفاری که گفته بود : شیعه همه مردم را بنده های ائمه (علیهم السلام) می دانند نه بنده خداوند و به آیه ۷۹ سوره آل عمران استدلال کرده بود .

دروغ دوم : گفتن نام خمینی در اذان نماز ها

در کتاب اصول مذهب الشیعه الامامیه الاثنی عشریه ، تألیف ناصر بن عبد الله القفاری ، جلد ۳ ، صفحه ۱۱۵۴ مطلب دروغی را از دکتر موسی موسوی نقل می کند که خود شخصیت دکتر موسی موسوی هم دروغ است و شاید دکتر قفاری ، دکتر موسی موسوی باشد و اصلا چنین شخصیتی وجود خارجی ندارد و از آن دروغ های بسیار معروف و مشهور است :

یقول د. موسی الموسوی :أدخل الخمینی اسمه فی أذان الصلوات، وقدم اسمه على اسم النبی الکریم، فأذان الصلوات فی إیران بعد استلام الخمینی للحکم، وفی کل جوامعها کما یلی: “الله أکبر، الله أکبر (خمینی رهبر) أی أن الخمینی هو القائد، ثم أشهد أن محمداً رسول الله”

امام خمینی ، اسم خود را در اذان نماز ها اضافه کرده و حتی اسم خود را بر اسم پیامبر بزرگ اسلام (صلی الله علیه و آله) مقدم کرده . اذان نماز ها بعد از به قدرت رسیدن امام خمینی بر حکومت ، در همه جوامع و مساجد این طور است : الله اکبر ، الله اکبر ، خمینی رهبر . سپس به رسالت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شهادت می دهند .

ناصر القفاری ، اصول مذهب الشیعه ، ج ۳ . ص ۱۱۵۴

هر چه دروغ توانسته در این کتاب آورده . یعنی اگر از اول کتاب تا آخر ، صفحه صفحه نگاه کنیم ، در هر صفحه چند دروغ پیدا می شود . این دروغ هم از دروغ های بسیار واضح است .

همه مردم ایران از اول انقلاب ، در سراسر ایران می توانید پیدا کنید که در اذان چنین حرفی زده باشد ؟ بله ، مردم ایران این مطلب را می گویند ؛ البته به عنوان شعاری که بعد از نماز جمعه یا در جاهای دیگر می گویند . اما این که در اذان نماز بگویند ، دروغی است که این آقایان وهابی نسبت داده اند و فقط خباثت و پلیدی این آقایان را نشان می دهد .

این مطلب آن قدر واضح و روشن است که نیازی به نقد و بررسی هم ندارد .

دروغ سوم : این که شیعه عقیده دارد زید بن علی (علیه السلام) کافر و فاسق است .

دروغ بعدی که خیلی روی آن ، نه تنها آقای قفاری ؛ بلکه بقیه آقایان مانور داده اند ، در مورد زید بن علی بن الحسین (علیهم السلام) است . زید شهید (رضوان الله تعالی علیه ) که شیعه نسبت به ایشان ارادت زیادی دارد . در بحث این که قیام ایشان جایز بود یا خیر ، اختلاف است . عده ای گفته اند قیام ایشان مؤذون بوده و اذن خاص داشته و قیام کرده و عده ای هم گفته اند مؤذون نبوده و بعد از قیام ، امام کار ایشان را تأیید کرده و بر او رحمت فرستاده . ما در این باره روایات صحیح زیادی داریم . بعضی از روایات هم هست که در مذمت ایشان نقل شده . آیت الله خوئی (ره) در کتاب معجم الرجال خود در شرح حال زید بن علی (علیه السلام) به صورت مفصل آن روایات را آورده و نقد کرده است .

به هر حال نظر شیعه ، در مورد قیام زید (علیه السلام ) اختلافی است که قیام جایز بود یا نبود ؟ چرا خود امام صادق (علیه السلام) قیام نکرد ؟ از این قبیل استدلال ها که ما وارد آن نمی شویم .

اما در مورد شخصیت ایشان ، تمام شیعه بر وثاقت و جلالت و این که انسان خوبی بوده ، اجماع دارند . هیچ شیعه ای علیه شخصیت زید ، حرف های رکیک و تند نزده و خودش را تخطئه نکرده است . حال در مورد قیامش که درست بود یا نبود ، یک بحث است ؛ اما در مورد وثاقت ایشان بحث دیگری است.

کتاب اصول مذهب الشیعه ، تألیف دکتر ناصر قفاری ، جلد ۳ ، صفحه ۱۲۸۳ :

ورجال أحادیثهم فیهم أسماء لا مسمى لها، وأکثرهم ینتحل المذاهب الفاسده فی نظر الاثنی عشریه نفسها، فهم فی عداد الکفره ولکنهم یقبلون أخبارهم لأنهم شیعه، أما أهل السنه والزیدیه، وأهل البیت ما عدا الاثنی عشر فهم یردون روایاتهم حتى رفضوا روایات زید بن علی.لکن الإمامی الذی على مذهبهم یقبل قوله مهما کان حتى قال بعض شیوخهم: “بأن القدح فی دین الرجل لا یؤثر فی صحه حدیثه”.

می گوید : بعضی از رجال احادیث و روات شیعه هستند که واقعیت ندارد یا این که مجهول هستند .

این که مختص شیعه نیست . شاید در بین این روایت کسانی باشند که ما آن ها نشناسیم که چه کسی هستند ، آیا واقعیت داشتند یا نه ، مجهول هستند یا مهمل ؟ در منابع اهل سنت هم فراوان آمده . جناب علامه عسگری (ره) کتابی به نام صحابه دروغین دارد . اصحابی که در منابع اهل سنت به عنوان صحابی آمده ؛ اما واقعیت خارجی ندارد . ایشان ثابت کرده و یک مجلد بسیار قطور دارند که شامل ۱۵۰ صحابی دروغین است . آقای قفاری تصور کرده که چه اشکال بزرگی به شیعه وارد کرده !!!!!!!

 از نظر شیعه اثنی عشری ، اکثر روات شیعه ، پیرو مذاهب فاسده هستند .

این هم دروغ محض است . این قضیه در باره مخالفین شیعه صادق است ؛ چون بسیاری از روات آن ها مبتدع هستند . اگر ما بخواهیم روات صحیح بخاری را بررسی کنیم ، اکثر آن ها شیعه هستند . خودشان این تعبیر را دارند که اگر ما بخواهیم شیعه را حذف کنیم ، روایتی در صحیح بخاری و مسلم نمی ماند .

می گوید : در میان روات شیعه ، کسانی هستند که کافر می باشند . اما روایاتشان را می پذیرند ؛ چون شیعه هستند . اما روایات اهل سنت و زیدیه و اهل بیت (علیهم السلام) را ، آن هایی که اثنی عشریه نبودند را رد می کند ؛ حتی شیعه روایات زید بن علی را رد کرده اند .

این هم دروغ محض است . ما در کتب شیعه روایات موثق فراوان داریم . همین کتابی که علامه مجلسی (ره) در شرح کتاب کافی و تهذیب نوشته است که در آن روایات ضعیف ، صحیح ، موثق و حسن را مشخص کرده . این روایات موثق به چه روایاتی گفته می شود ؟ روایاتی که راوی آن امامی نیست . ممکن است زیدی ، فتحی ، واقفی و حتی اهل سنت باشد . ما روایات زیادی داریم که واقعا شیعه نیستند ؛ اما وثاقت آن ها برای ما ثابت شده است و در منابع ما توثیق دارند و در نقل روایات راستگو هستند . حال مذهب آن ها هر چه باشد ، فرقی نمی کند . در روایت ، مذهب دخیل نیست . شیعه و اهل سنت و حتی آقای البانی که بزرگ آقایان وهابی است ، به این قضیه معتقد است . بحث وثاقت در روایت یک بحث است و بحث مذهب بحث دیگری است .

اگر راوی روایت شیعه باشد ، هر کسی که باشد ، روایتش را می پذیرد .

این هم دروغ است . ما راوی شیعه داریم که کذاب است ، راوی شیعه داریم که وثاقتش ثابت نشده ، مجهول و مهمل هست . این همه کتاب های رجالی شیعه نوشتند ، درباره چه کسی هست ؟ ما دو سه برابر بیشتر از شما آقایان کتاب رجالی داریم . مثلا این راوی ، امامیه غیر ثقه . امامیه کذاب . فراوان داشتیم که ائمه ما ، بعضی از روات را که نزد امام می آمدند ، تکذیب می کردند و می گفتند : این ها دروغگو هستند ، از این ها روایات ما را نپذیرید .

می گوید : بعضی از شیوخ شیعه گفته اند : کسی که در دینش اشکالی باشد ، در صحت روایتش هیچ ضرری نمی زند .

این مطلب را اهل سنت هم گفته اند . یک قاعده است و مسأله مهمی نیست .

ناصر قفاری ، اصول مذهب الشیعه ، ج ۳ ، ص ۱۲۸۳

مجری :

این ها نشان می دهد که آقای قفاری چیزی پیدا نکرده که بخواهد آن را نقد کند .

استاد یزدانی :

دقیقا همین طور است . دستشان خالی است که بخواهند مذهب شیعه را نقد کنند . غیر از این که دروغ بگویند ، نمی توانند چیزی بر نقد مذهب شیعه پیدا کنند .

بحث ما در باره روایت زید بن علی (علیه السلام) است که واقعا شیعه روایات زید بن علی (علیه السلام) را قبول ندارد یا قبول دارد ؟

شرح حال زید بن علی (علیه السلام)

این مطلب در کتاب تنقیح المقال آمده است . اگر بخواهیم خیلی مفصل به این بحث بپردازیم ، باید کتاب حضرت آیت الله خوئی (ره) بسیار مفصل بحث کرده است، بخوانیم. چون یکی از این وهابی ها به تنقیح المقال استدلال کرده بود ، بنده از کتاب تنقیح المقال بیان می کنم .

تنقیح المقال فی علم الرجال ، تألیف آقای مامقانی ، جلد اول ، صفحه ۴۶۷ :

زید بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب اقول هذا هو زید المجاهد المعروف ….

وقال فی التکمله : اتفق علما الاسلام علی جلالته وثقته وورعه وعلمه وفضله وقد روی فی ذلک اخبار کثیره حتی عقد ابن بابویه فی العیون بابا ذلک ….

وقال الشیخ المفید (ره) فی ارشاده کان زید بن علی بن الحسین عین اخوته بعد ابی جعفر وافضلهم وکان ورعا بدا فقیها سخیا شجاعا وظهر السیف یأمر بالمعروف وینهی عن المنکر ویطلب بثارات الحسین (علیه السلام ) …..

این همان زید مجاهد معروف هست . ایشان برادر امام باقر (علیه السلام) است . شیخ طوسی (ره) در کتاب رجال خود ، ایشان را از اصحاب امام سجاد (علیه السلام) و امام باقر (علیه السلام ) و امام صادق (علیه السلام) دانسته . هم چنین شیخ طوسی (ره ) در تکمله خود می فرماید : تمام علمای اسلام بر جلالت و وثاقت و بزرگی و تقوا و علم و فضل او اتفاق نظر دارند و روایات بسیاری از زبان ایشان نقل شده که حتی ابن بابویه (شیخ صدوق ) در عیون اخبار الرضا (علیه السلام) یک باب را به زید بن علی (علیه السلام) اختصاص داده .

شیخ مفید (ره) در کتاب ارشاد خود می گوید: زید بن علی بن الحسین (علیه السلام) بعد از ابی جعفر (علیه السلام) نور چشم برادرانش بود و افضل برادرانش بود . ایشان انسان باتقوا ، فقیه ، اهل سخاوت و شجاع بود ….

این شرح حال زید بن علی (علیه السلام) است . آقایان می گویند : شیعه روایات ایشان را نمی پذیرد !!! شما یک نفر از علمای شیعه را پیدا کنید که ایشان را تضعیف کرده باشد . در بحث قیام نظرات مختلف است ؛ اما در بحث شخصیت ، یک نفر را برای ما پیدا کنید . در این کتاب می گوید : تمام علمای اسلام بر وثاقت ایشان اتفاق نظر دارند . اما آقای قفاری می گوید : شیعه روایت زید بن علی (علیه السلام) را قبول نمی کنند .

در این کتاب تنقیح المقال چند صفحه بعد هم در مورد زید بن علی (علیه السلام) صحبت می کند تا این که می گوید :

وملخص المقال انی اعتبر زیدا ثقه واخباره صحاحا اصطلاحا بعد کون خروجه بأذن الصادق علیه السلام لمقصد عقلائی عظیم وهو مطالبه حق الامامه اتماما للحجه علی الناس وقطعا لعذرهم بعدم مطالب له …

ملخص سخن در باره زید این است که او ثقه است و روایاتش همه صحیح است . خروجش هم به اذن امام صادق (علیه السلام) بوده و از خروج هم یک هدف عاقلانه داشت و می خواست حق امامت را از دشمن بگیرد و حجت را بر مردم تمام کند . در ضمن این که خودش هم به دنبال امامت نبود .

آقای مامقانی ، تنقیح المقال فی علم الرجال ، ج اول ، ص ۴۶۷ به بعد

این خلاصه کلام آقای مامقانی در مورد زید بن علی است . البته به صورت مفصل صحبت کرده که روایاتی در مدح و روایاتی در ذم ایشان بیان کرده و آن را به نقد و بررسی پرداخته است که ما فرصت پرداختن به آن را نداریم .

این هم از دروغ آقای قفاری که گفته بود : شیعه روایات زید بن علی (علیه السلام) را نمی پذیرد .

دروغ های علمای وهابی در خصوص نظر شیعه در باره زید بن علی (ع)

۱ . ابن تیمیه

سرمنشأ تمام دروغ ها و تهمت هایی که به شیعه نسبت می دهند ، ابن تیمیه حرانی است . ایشان در کتاب منهاج السنه النبویه ، تألیف ابن تیمیه حرانی ، جلد ۴ ، با تحقیق دکتر رشاد سالم ، صفحه ۶۳ :

وأیضا فلیست ذریه فاطمه کلهم محرمین على النار بل فیهم البر الفاجر والرافضه تشهد على کثیر منهم بالکفر والفسوق وهم أهل السنه منهم المتولون لأبی بکر وعمر کزید بن علی بن الحسین وأمثاله من ذریه فاطمه رضی الله عنها فإن الرافضه رفضوا زید بن علی بن الحسین ومن والاه وشهدوا علیهم بالکفر والفسق

همه فرزندان فاطمه (سلام الله علیها ) بر آتش جهنم حرام نیستند ؛ بلکه در میان آن ها هم خوب است و هم بد . اما رافضی ها بر کفر و فسوق بسیاری از آن ها شهادت می دهند .

چه تهمت بزرگی !!! در این جا می گوید : شیعیان فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را کافر و فاسق می دانند . بله ، اگر کسانی مثل آقای هاشمی باشد ، کافر و فاسق هستند ؛ که البته دروغ است و سند نسب ایشان اشکال داشت و ضعیف بود .

شیعیانی که فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را کافر و فاسق می دانند ، اهل سنت هستند . این ها از پیروان و دوستداران ابوبکر و عمر می باشند . مثل زید بن علی بن الحسین (علیهم السلام) و طرفداران ایشان را رد می کنند .

درست است ، ما طرفداران ایشان را قبول نداریم و نمی گوییم که آن ها بر حق هستند و حقانیت آن ها را قبول نداریم . اما کافر هم نمی دانیم .

همه شیعیان شهادت داده اند که زید بن علی (علیه السلام) کافر و فاسق بودند .

ابن تیمیه ، منهاج السنه النبویه ، ج ۴ ، با تحقیق دکتر سالم رشاد ، ص ۶۳

۲ . آلوسی

در کتاب صب العذاب علی من سب الاصحاب ، تألیف آلوسی ، با تحقیق عبد الله بخاری ، چاپ اضواء السلف ، صفحه ۲۷۹ :

وکالزبیر بن صفیه عمه رسول الله صلی الله علیه وسلم ویبغضون کثیرا من أولاد فاطمه رضی الله عنها بل یسبونهم کزید بن علی ، وقد کان فی العلم والزهد على جانب عظیم وقد استشهد علی ید المروانیه .

می گوید : زبیر ، پسر عمه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را دوست ندارند .

بله ، ما زبیر را دوست نداریم؛ چون با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) جنگید و هر کس با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بجنگد ، مثل این است که با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جنگیده . من حارب علیا فقد حاربنی ، روایت صحیح در کتاب های اهل سنت است .

بسیاری از فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را دوست ندارند ؛ بلکه به آن ها فحش می دهند ، مثل زید بن علی بن الحسین (علیهم السلام) ، کسی که در علم و زهد و تقوا جایگاه بزرگی دارد و به دست مروانی ها به شهادت رسیده است .

آلوسی ، صب العذاب علی من سب الاصحاب ، با تحقیق عبد الله بخاری ، چاپ اضواء السلف ، ص ۲۷۹

در این جا می گوید : شیعیان به زید بن علی (علیه السلام) فحش می دهند . اگر راست می گویید یک مورد از فحش های شیعه را ذکر می کردید . یا حداقل محقق کتاب ، در پاورقی یک فحش از تمام کتاب های شیعه درباره زید بن علی (علیه السلام) ، پیدا می کرد . اگر یک مورد پیدا می کرد ، قطعا نقل می کرد ، همان طور که قطعا تنقیح المقال و کتاب های دیگر را خوانده و در پاورقی حرف می زند .

چرا می گویید به دست مروانی ها کشته شده ، چرا نمی گویید بنی امیه ؟ چرا نمی گویید به دست کسانی کشته شده که شما آن ها را به عنوان ائمه اثنی عشره می دانید ؟ چون این ها مروانی ها را جزء خلفای پیامبر (صلی الله علیه و آله) می دانند .

این دورغی بود که آقای آلوسی گفته بود . البته دروغ های دیگری هم گفته بود که در جلسات بعد به آن می پردازیم .

۳ . عاصمی حنبلی

در کتاب آل الرسول والاولیاوه موقف اهل السنه والشیعه ، (در این جا اصول فقه شیعه را مثلا خواسته بررسی کند ) از کتاب منهاج السنه النبویه ابن تیمیه . صفحه ۸۹ همین قضیه را می آورد :

ورفضوا زید بن علی وامثاله وهم من ذریه فاطمه وشهدوا علیه بالکفر والفسق

الرافضه رفضوا زید بن علی بن الحسین وامثاله من ذریه فاطمه رضی الله عنها وشهدوا علیه بالکفر والفسق وهم من اهل السنه الموالین لابی بکر وعمر ، بل الرافضه اشد عداوه اما بالجهل واما بالعناد لاولاد فاطمه رضی الله عنها .

شیعیان زید بن علی بن الحسین و پیروانش از فرزندان فاطمه (سلام الله علیها ) را کافر و فاسق می دانند . آن ها اهل سنتی هستند که ابوبکر و عمر را دوست دارند و از او پیروی می کنند …

عاصمی حنبلی ، آل الرسول والاولیاوه ، ص ۸۹

چقدر این آقایان وهابی دروغگو هستند !!! یعنی این وهابی ها روی شیطان را سفید کردند و هیچ دروغگویی در طول تاریخ این قدر دروغ نگفته اند ، آن هم دروغی به این واضحی و روشنی . اگر راست می گویید یک آدرس می دادید که فلان شیعه ، در فلان کتاب گفته : زید بن علی (علیه السلام) کافر است .

این دروغ و تهمتی که آقای عاصمی حنبلی به شیعه نسبت داده بود . البته کسان دیگری از وهابی ها هستند که این دروغ را تکرار کردند ؛ اما همان طور که از کتاب آقای مامقانی نشان دادم ، نظر کل مسلمان ها را به صورت واضح و روشن بیان کردند . از شیخ طوسی نقل می کند که گفته بودند : علمای اسلام بر وثاقت و علم و جلالت زید بن علی (علیه السلام) اتفاق نظر دارند . این نظر شیعه در مورد شخصیت زید بن علی (علیه السلام) بود و این ها هم دروغ هایی است که آقایان وهابی به شیعیان نسبت می دهند که در رأس آن ها ، ابن تیمیه ، قفاری ، آلوسی و بقیه سلفی های دروغگو و کذاب هستند .

مجری :

امشب برای شما عزیزان بیننده کلیپ های جالبی آماده کرده ایم . کلیپ اول ، از آقای احمد کریمه از علمای برجسته اهل سنت و الازهر است که وهابیت را به گونه ای بسیار واضح و روشن توصیف می کند.

کلیپ ۱ ) :

دکتر احمد کریمه ، عالم برجسته الازهر :

و این ها برای تضعیف الازهر تلاش می کنند . دشمنی این ها با الازهر دلیل نمی خواهد ، اتفاق اخیری که به مسموم شدن طلاب الازهر منجر شد ، نقاب را از چهره این ها برداشت و نیت های پلیدشان را برای الازهر و شیخ الازهر و علمای آن را آشکار کرد . این ها بین ما و مردم دیوار و حائلی در مساجد گذاشته اند و چهره الازهر را خدشه دار کردند و تهمت های زیادی به ما زدند . ما به خدا شکایت می کنیم ؛ ولی خدا را شاکریم که آبروی این ها را ببرد و زشتی های این ها را آشکار کرد و همه مردم الان می دانند که این مدعیان سلفی گری و وهابیت چه موجوداتی هستند که کمک های خارجی زیادی دریافت می کنند تا برای مصر نیرنگ کنند و مصر را در عالم اسلامی به زمین بزنند .

مجری :

آیا درست است که شما متشیع هستید ؟

دکتر احمد کریمه :

من مسلمان هستم و تعصبی به شیعه و سنی و اباضی و … ندارم و همه این ها اصطلاحات سیاسی هستند که ربطی به اسلام ندارد و من به فضل خداوند فرهنگم ازهری است والازهر شریف از ابتدا ، از هزار و صد سال قبل تا الان ، یک الازهری شیعه پیدا نمی شود ؛ ولی این تهمت هایی است که این وهابی ها ترویج می کنند که به علمای الازهر توهین می کنند .

مجری :

مشاهده کردید که آقای کریمه هم از آقایان وهابی می نالند که بر ما هم این وهابی ها و سلفی ها ، تهمت می زنند . استاد عزیز ! نظر شما در این باره چیست ؟

استاد یزدانی :

ما به بحث تهمت به علمای اهل سنت را می رسیم که این ها تهمت های فراوان و دروغ های خیلی واضحی بیان کردند . مثلا کتاب ها را تحریف کردند ، فقط به خاطر این که دروغ های خود را توجیه کنند . البته بحث تحریف کتاب ها را استاد روستایی به صورت مفصل مطرح کردند که ما دیگر به آن نمی پردازیم . یک سری دروغ هایی است که در جلسات آینده خواهیم پرداخت .

از وهابی جماعت انتظاری غیر از تهمت و دروغ ، نداریم . تهمت های بعدی این آقایان در بحث نماز ، سجده و از این قبیل مسائل است . یکی از تهمت های بزرگ این ها ، بحث خان الامین است که همه شبکه های وهابی این را فریاد می زنند که شیعیان بعد از تمام شدن نماز و گفتن سلام ، خیلی آهسته می گویند : خان الامین ، خان الامین . یعنی حضرت جبرئیل (علیه السلام) خیانت کرد .

چه خیانتی کردند ؟ خیانتشان این بود ، به جای این که وحی را به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نازل کند ، اشتباهی وحی را به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نازل کردند .

این دروغی است که شبکه های وهابی خیلی زیاد تبلیغ می کنند ؛ اما هیچ شیعه دوازده امامی در هیچ دوره ای از تاریخ ، چنین اعتقادی نداشته . این تهمت بسیار زشتی است که بر عکس آن را خود این آقایان در کتاب هایشان داشتند که جبرئیل به جای این که وحی را به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نازل کند ، به زید بن نوفل نازل کرد و با او صحبت کرد .

ما نمی خواهیم به روایات صحیح بخاری و صحیح مسلم بپردازیم ؛ چون بحث ما وهابیت است . هیچ شیعه ای این مطلب را نگفته است . کلیپ های آن هم موجود است که بهتر است این دروغ را با کلیپ های آن پخش کنید .

مجری :

کلیپ دوم ، دروغ دیگری در مورد نماز شیعیان است که فکر می کنم ، کلیپ طنزی است و قطعا خنده را بر لبان شما می آورد .

کلیپ ۲ ) :

کارشناس وهابی :

نماز یهودی ها را دیده اید ؟ از شما می خواهم که برید و ببینید شیعیان چگونه نماز می خوانند !!!!

شیعیان این گونه نماز می خوانند !!!!!!!!!!!!!!!

من کلیپ هایی از آن ها دارم که شیعیان این گونه نماز می خوانند !!!!!!!!!

به خدا قسم شیعیان مانند ما نماز نمی خوانند . به خاطر همین است که مشایخ ما می گویند دین شیعیان بر خلاف اسلام است .

مجری :

فکر نمی کنم این حرکات عجیب و غریب ، نیازی به توضیح داشته باشد . بنده نمی دانم صحت روانی این مبلغ وهابی در چه حد بود !!!

استاد یزدانی ! آیا واقعا شیعیان این اعمال را انجام می دهند و این طور نماز می خوانند ؟؟

استاد یزدانی :

آیا شیعه دست بسته نماز می خوانند ؟؟؟؟ این از دروغ هایی است که شبکه های وهابی می گوید و بحث خان الامین را مطرح می کند . آیا در طول تاریخ شیعه ای پیدا می شود که دست بسته نماز بخواند ؟ بنده فکر می کنم کاری را که خودشان انجام می دهند به شیعه نسبت می دهند .

مجری :

کلیپ سوم ، از خود علمای وهابی است که در مورد بعضی از اعمال و مسائل فقهی در باب نماز که برای برخی از مکاتب فقهی اهل سنت وارده شده ، صحبت می کند .

کلیپ ۳ ) :

عالم سرشناس وهابی :

اهل سنت و جماعت به ائمه چهار گانه احترام می گذارند و ارزش آنان را می دانند و احترام خاصی به آنان می گذارند . احترامی که باعث زیاد شدن حسناتشان می شود . من به مردم می گویم که از این فتوی امام شافعی بپرهیزید . مثلا به شافعی نسبت داده می شود که ازدواج پدر با دختر خود که از زنا متولد شده باشد را جایز می دانند در مذهب شافعی عقیده دارند که زنا باعث محرمیت نمی شود . اگر کسی با زنی زنا کند و زن باردار شود ، می گویند که این نطفه ، باعث محرمیت نمی شود .

عقیده دارند که نطفه از زنا باعث محرمیت نمی شود . اگر کسی با زنی زنا کند و زن باردار شود ، می گویند که این نطفه باعث محرمیت نمی شود . یعنی چه باعث محرمیت نمی شود ؟ یعنی این که آن دخترش به حساب نمی آید . یعنی چه ؟ عمو شیخ متوجه نمی شوم . یعنی جایز است آن پدر با آن دختر ازدواج کند ؟

می گویند : بله ، جایز است که با او ازدواج کند . می گوییم او دخترشه !!! می گویند : چه کسی می گوید که دخترش است ؟ دخترش نمی شود نه از لحاظ شرعی نه چیز های دیگر . اصلا منتسب به آن پدر نمی شود . وقتی کسی با یک زن زنا کند و یک دختر از او متولد شود ، آیا به اسم زانی نوشته می شود ؟ نه اصلا ، پس دخترش نیست . می خواهد با او ازدواج کند ؟ می گوید : اشکالی ندارد . با این که این خطای بزرگی در مذهب امام شافعی است ؛ ولی این فتوا چه می شود ؟ در دریای حسناتش نوشته می شود . بله ، واقعا در شرح حال بعضی از فقهاء شافعی ذکر کردند که آن فقیه خواست مذهب شافعی (حنفی ) را در چشم پادشاهی بد جلوه دهد . یعنی پادشاهی گفته بود که کدام مذهب را قبول کنم ؟

فکر کنم ابن سبکتکین یا شخص دیگری به نظرم می رسد که خودش باشند . از بعضی از فقهای شافعی سؤال کرد ، کدام مذهب بر حق است مذهب امام مالک (ابو حنیفه ) یا مذهب شافعی ؟

گفتند : جوابت را نمی دهم ؛ بلکه من یک نماز بنابر مذهب شافعی و نمازی بنابر مذهب ابوحنیفه در نزد شما می خوانم و خودتان انتخاب کنید . چکار کرد ؟ البته که ابو حنیفه نظراتی داشت که حدیثی در مورد آن بدستش نرسیده بود و بعضی وقت ها در فتوا دادن تسامح می کرد و اصحابش با او مخالفت کردند. محمد بن الحسن ابو یوسف القاضی ، در دو سوم مذهب با ابوحنیفه مخالفت کرده است و با این حال بر اسم حنفی باقی مانده اند . به خاطر احترام به ابو حنیفه و تبعیت و محبت به او و می توانستند یک مذهب مستقل تشکیل بدهند و این ها برای آن اهل بودند ؛ ولی به خاطر رعایت ادب این کار را نکردند . آن مرد به پادشاه گفت : الان نمازی بنابر مذهب ابوحنیفه می خوانم . رفت شرابی آورد و با شراب وضو گرفت و پوست خوک و سگ آوردند و به عنوان سجاده کنار هم گذاشت و بدون تکبیره الاحرام به نماز ایستاد و سوره حمد را به زبان عبری (لاتین ) خواند و مرتب در طول نمازش می گوزید و باد شکم خارج می کرد و با سرعت نماز می خواند . دبو دبو دب و بدون خواندن تشهد و سلام بلند شد ، گفت این نماز ابو حنیفه است . می خواهی نماز شافعی را ببینی ؟ گفت نشانم بده .

پس آب مطلقی آورد و به بهترین وجه وضو گرفت و هود سرد بود . با دقت وضو گرفت و مستحبات را دقیقا انجام داد و لباس های تمیز پوشید و رو به قبله ایستاد . البته بنابر مذهب ابو حنیفه پشت به قبله نماز خوانده بود و الان رو به قبله ایستاد و تکبیره الاحرام گفت و سوره حمد را خواند و بسم الله را با صدای بلند خواند و رکوع و سجود را طول داد . یک نماز صحیح خواند . به پادشاه گفت : نظر تو چیست ؟

گفت : البته مذهب شافعی را انتخاب می کنم به خاطر این کار شیخ به مذهب شافعی گروید . شیخی که این کار را کرد ، اگر صحیح باشد . بعضی از علما این را ذکر کردند . این شیخ به چیز هایی که در مذهب ابو حنیفه جایز است ، عمل کرد . این مذهب ابو حنیفه نیست ؛ ولی ابو حنیفه این کار را در بعضی موارد جایز می داند . مثلا گفته با نبیذ می شود وضو گرفت . اهل کوفه نبیذ را شراب نمی دانند .

مجری :

این کلیپ قبلا در برنامه کلمه طیبه هم پخش شده بود . بلاخره از زبان آقایان وهابی است که این نسبت ها را می دهند که نماز به این صورت خوانده می شد و به این شکل وضو گرفته می شد . اما وقتی به شیعه می رسند ، ما در میان شیعیان اصلا کسی را نداریم که بعد از نماز خان الامین گفته باشند یا این که نماز را با آن شکل های عجیب وغریب بخوانند .

استاد یزدانی :

این آقایان فقط تهمت و دروغ را به شیعیان نسبت نمی دهند . به شیعه تهمت خان الامین می زنند ، در حالی که همه شیعیان از چنین تهمتی ، بری و بیزار هستند . اما در مورد تهمتی که به ابو حنیفه می زنند ، از آقایان حنفی می خواهیم که بیایند و از امام خود دفاع کنند . آیا امام شما ابو حنیفه ، چنین نمازی می خواند و چنین کار هایی در حال نماز انجام می داده و چنین وضویی برای نماز گرفته است ؟ !!!

ما در این باره قضاوت نمی کنیم ؛ چون خودتان باید از مذهبتان دفاع کنید . این وهابی می گوید : امام شما با یک چیز نجس وضو گرفت و به آن صورت نماز خواند .

دروغ چهارم : سجده بر خاک

این تهمت هم از تهمت های بسیار خنده آور و دروغ بسیار واضحی است که در کتاب اصول مذهب الشیعه الامامیه الاثنی عشریه ، تألیف ناصر قفاری ، جلد ۳ ، صفحه ۱۲۸۲ :

واستمر الوحی الإلهی عندهم عن طریق الأئمه لم ینقطع حتى سنه (۲۶۰هـ) وبعد ذلک استمر أیضاً قرابه أربع وسبعین سنه عن طریق نواب المهدی، ثم بعد ذلک عن طریق الشیوخ الذین لهم صله سریه بمهدیهم، ولذلک فإن شیوخهم یضعون بدعاً جدیده حتى إن شیخ الدوله الصفویه علی الکرکی وضع مبدأ جواز السجود للمخلوق، ووضع لهم أیضاً مبدأ السجود على التربه.

از نظر شیعه ، وحی الهی از طریق ائمه تا سال ۲۶۰ هـ ادامه داشت .

این دروغ و تهمت محض است و هیچ شیعه ای در هیچ زمانی ، چنین قضیه ای را نگفته و واضح است که دروغ می باشد . وحی با آخرین آیه ای که بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شد ، خاتمه پیدا کرد و جبرئیل (علیه السلام) به عنوان وحی ، هیچ وقت نازل نشد . البته همیشه جبرائیل با رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) و ائمه ما صحبت می کرد و با ایشان هم کلام می شد . شکی در آن نیست ؛ اما این که به عنوان وحی نازل شود ، از دروغ ها و تهمت های محض است .

بعد از آن هم تا ۷۴ سال ادامه پیدا کرد ، بعد از آن هم از طریق شیوخی که با امام مهدی (علیه السلام) دیدار دارند ، وحی می شود و از این طریق ادامه پیدا کرده است .

که این هم دوران غیبت صغری را از طریق نواب خاص حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) می گوید که این هم دروغ محض است . مگر بر نواب اربعه ، وحی می شد ؟ چه کسی گفته ؟ کدام یک از کتاب های شیعه چنین دروغی را نقل کرده ؟ کدام یک از علمای شیعه یا کدام یک از جاهلان شیعه این حرف را زده است ؟ شما حتی یک جاهل هم نمی توانید پیدا کنید که این حرف را زده باشد ؟ بنده یک عوام را هم ندیدم که گفته باشد بر نواب اربعه ، وحی نازل می شد .

به این دلیل که از طریق شیوخ بر حضرت مهدی (علیه السلام) وحی می شود ، این ها بدعت های جدیدی را درست و جعل کردند . شیخ دولت صفوی ، آقای کرکی ، جواز سجده بر مخلوق را وضع کرده و شروع کننده این بدعت بوده .

محقق کرکی از علمای بزرگ شیعه است و کتاب های فقهی زیادی نوشته و خیلی نزد شیعه اعتبار دارد . در این جا می گوید : ایشان برای اولین بار گفته : سجده بر مخلوق جایز است .

این مطلب را در کجا گفته ؟

آقای کرکی ، برای اولین بار سجده بر تربت را وضع کرد .

ناصر قفاری ، اصول مذهب الشیعه ، ج ۳ ، ص ۱۲۸۲

شیعیان عزیز ! آقای محقق کرکی در کدام کتاب خود چنین مطلبی را گفته ؟؟؟؟ بحث سجده بر تربت ، مسأله جدیدی نیست که صفویه درست کرده باشند . حتی سجده بر خاک سید الشهدا (علیه السلام) چیز جدیدی نیست که شیعه و محقق کرکی درست کرده باشد . این از آن دروغ های شاخدار آقای قفاری است که معلوم می شود که اصلا شیعه را نمی شناسد و فقط می خواهد با تهمت ، دولت صفویه را بکوبد ، دولتی که خدمات بسیار زیادی به شیعه و ائمه (علیهم السلام) کرده اند . این حرم هایی که الان شیعیان می روند و زیارت می کنند ، همه یادگار دولت صفویه است و این آثاری که در سرزمین های اسلامی داشته و حداقل ایران در هدایتشان به مذهب حقه ، مدیون دولت صفویه هستند .

این ها چون خیلی ناراحت هستند و در آن جنگ هایی که با عثمانی ها داشتند ، ضربات بسیار سنگینی بر این ها زده ، عصبانی هستند ؛ البته ما همه کار های آن ها را هم تأیید نمی کنیم .

ایشان می گوید : محقق کرکی که شیخ دولت صفوی بوده ، برای اولین بار سجده بر خاک را جعل کرده . این مسأله نیاز به جواب تفصیلی ندارد که کسی بخواهد به صورت تفصیلی بحث کند .

در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، عده ای از صحابه بودند که بر خاک سجده می کردند . در منابع اهل سنت ، روایات صحیح وجود دارد که خود رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همیشه بر خاک سجده می کرد . حتی یک روایت درست و حسابی که دلالتا و سندا اشکال نداشته باشد که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) یک بار بر فرش سجده کرده باشد . یا بر حصیر سجده می کرد که حصیر هم از زمین است . یا بر سنگ سجده می کرد یا بر خاک سجده می کردند . صحابه هم همین کار را انجام می دادند .

این چیزی جدیدی نیست که محقق کرکی بخواهد آن را اضافه کند . بنده از منابع اهل سنت ، یکی دو روایت در بحث سجده بر خاک نشان می دهم که صحابه بر چه چیزی سجده می کردند :

مسند امام احمد بن حنبل ، متوفای ۲۴۱ هـ ، با تحقیق حمزه احمد الزین ، چاپ دار الحدیث قاهره ، جلد ۱۱ ، صفحه ۴۶۸ ، حدیث ۱۴۴۴۳ :

 حدثنا عبد الله حدثنی أبی ثنا محمد بن بشر ثنا محمد بن عمرو ثنا سعید عن جابر بن عبد الله قال کنا نصلى مع رسول الله صلى الله علیه وسلم صلاه الظهر وآخذ بیدی قبضه من حصى فاجعلها فی یدی الأخرى حتى تبرد ثم اسجد علیها من شده الحر …

 از جابر بن عبد الله انصاری ( از شیعیان علی بن ابیطالب (علیه السلام) و از شیعیان امام حسن و امام حسین و امام سجاد (علیهم السلام) ) نقل شده که ما با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نماز ظهر را می خواندیم . من در دستم یک مشت ریگ گرفته بودم ، من این ریگ ها را از این دست به آن دست کردم ، تا سرد شود . سپس بر آن سجده کردم با وجود این که بسیار داغ بود .

عربستان هوای بسیار داغی داشت . وقتی ریگ را برداشتم ، به حدی داغ بود که دستم را می سوزاند. به دست دیگرم گرفتم که سرد شود .

در پاورقی هم محقق کتاب گفته : سند روایت ، صحیح است .

مسند احمد بن حنبل ، با تحقیق حمزه احمد الزین ، چاپ دار الحدیث قاهره ، ج ۱۱ ، ص ۴۶۸ ، ح ۱۴۴۴۳

این روایت در منابع اهل سنت با سند صحیح نقل شده . حال آقای جابر بن عبد الله انصاری که در آن زمان بر سنگ و ریگ بیابان سجده می کرده ، ایشان مؤسس سجده بر خاک و تربت بود یا محقق کرکی که ده ها قرن بعد از او به دنیا آمده و زندگی کرده .

روایت بعدی هم همین است :

حدثنی أبی ثنا خلف بن الولید ثنا عباد بن عباد عن محمد ابن عمرو عن سعید بن الحارث الأنصاری عن جابر بن عبد الله قال کنت أصلى مع رسول الله صلى الله علیه وسلم الظهر فآخذ قبضه من حصى فی کفى لتبرد حتى أسجد من شده الحر ….

از جابر بن عبد الله انصاری نقل شده که ما با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نماز ظهر را می خواندیم . من در دستم یک مشت ریگ گرفته بودم ، من این ریگ ها را از این دست به آن دست کردم ، تا سرد شود . سپس بر آن سجده کردم با وجود این که بسیار داغ بود .

محقق اهل سنت این کتاب می گوید :

 سند روایت هم صحیح است .

مسند احمد بن حنبل ، با تحقیق حمزه احمد الزین ، چاپ دار الحدیث قاهره ، ج ۱۱ ، ص ۴۶۸ ، ح ۱۴۴۴۴

روایت بعدی در همین کتاب با تحقیق شعیب الارنؤوط وهابی ، جلد ۲۲ ، چاپ مؤسسه الرساله ، صفحه ۳۸۶ ، حدیث ۱۴۵۰۶ :

حدثنی أبی ثنا خلف بن الولید ثنا عباد بن عباد عن محمد ابن عمرو عن سعید بن الحارث الأنصاری عن جابر بن عبد الله قال کنت أصلى مع رسول الله صلى الله علیه وسلم الظهر فآخذ قبضه من حصى فی کفى لتبرد حتى أسجد من شده الحر ….

از جابر بن عبد الله انصاری نقل شده که ما با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نماز ظهر را می خواندیم . من در دستم یک مشت ریگ گرفته بودم ، من این ریگ ها را از این دست به آن دست کردم ، تا سرد شود . سپس بر آن سجده کردم با وجود این که بسیار داغ بود .

اما در مورد سند می گوید :

اسناده حسن

سند روایت ، حسن است . به خاطر این که سعید بن حارث و محمد بن عمرو بن علقمه در آن است ، سند روایت حسن است .

در حالی که این شخص ، ثقه است و در وثاقت آن تردیدی نیست . پس نمی تواند حسن باشد .

روایت بعد :

حدثنی أبی ثنا خلف بن الولید ثنا عباد بن عباد عن محمد ابن عمرو عن سعید بن الحارث الأنصاری عن جابر بن عبد الله قال کنت أصلى مع رسول الله صلى الله علیه وسلم الظهر فآخذ قبضه من حصى فی کفى لتبرد حتى أسجد من شده الحر ….

از جابر بن عبد الله انصاری نقل شده که ما با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نماز ظهر را می خواندیم . من در دستم یک مشت ریگ گرفته بودم ، من این ریگ ها را از این دست به آن دست کردم ، تا سرد شود . سپس بر آن سجده کردم با وجود این که بسیار داغ بود .

در پاورقی ، محقق کتاب می گوید :

اسناده حسن کسابقیه

سند روایت مثل روایت قبلی حسن است .

مسند احمد بن حنبل ، چاپ مؤسسه الرساله بیروت ، ج ۲۲ ، ص ۳۸۶ ، ح ۱۴۵۰۶ و ۱۴۵۰۷

به هر حال روایت حسن و صحیح از نظر حجیت ، هیچ تفاوتی ندارد . چه از نظر شیعه و چه از نظر اهل سنت ، همه آن ها حجت است . البته درجه آن ها مقداری فرق می کند ؛ اما در حجیت آن هیچ شکی نیست . وهابی ها می گویند : سند روایت حسن است . اهل سنت می گویند : سند روایت صحیح است .

جابر بن عبد الله انصاری در عصر پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر ریگ سجده می کرده ، آیا او هم شیعه بوده ؟ او هم بدعت گذار بوده ؟ بالاخره محقق کرکی برای اولین بار ، بدعت گذار بوده یا جابر بن عبد الله انصاری ؟؟؟؟

از این ها که بگذریم ، بنده مطلبی را از توضیح المسائل احناف بخوانم . البته بحث سجده ، بحث بسیار مفصلی است که استاد ما در بحث فقه مقارن انجام دادند و در سایت حضرت ولی عصر (علیه السلام) به صورت تایپ شده موجود است .

کتاب توضیح المسائل فقه حنفی ( این کتاب را همه اهل سنت ایران و افغانستان می شناسند )، جلد اول ، بحث عبادات ، گرداونده استاد مولانا عبد الواحد فقیری هروی استاد دانشگاه الهیات هرات ، چاپ تربت جام ، صفحه ۲۰۴ ، مسأله ۷۱۱ :

افشاندن جامه از گرد و غبار به عمل اندک ، مسح پیشانی از خاک بعد از نماز ، پیش از فارغ شدن در صورت ضرر ، مشغولیت و نظر کردن به گوشه چشم و نماز خواندن بر فرش ، مباط نمد اشکالی ندارد . ولی نماز خواندن بر زمین یا چیزی که از جنس زمین باشد ، اولی و افضل است .

مولانا عبد الواحد فقیری هروی ، توضیح المسائل فقه حنفی ، ج اول ، ص ۲۰۴ ، مسأله ۷۱۱

در این جا گفته : این که انسان بر زمین یا چیزی که از جنس زمین باشد ، سجده کند ، اولی و افضل است . مثل حصیر ، سنگ ، برگ درخت یا چوب باشد که از زمین روییده .

البته بحث سجده در صحیح بخاری آمده . بنده این روایت را که جستجو زدم ، در ۵۰۰ مصدر از مصادر اهل سنت نقل شده است .

حدثنا محمد بن سِنَانٍ قال حدثنا هُشَیْمٌ ح قال وحدثنی سَعِیدُ بن النَّضْرِ قال أخبرنا هُشَیْمٌ قال أخبرنا سَیَّارٌ قال حدثنا یَزِیدُ هو بن صُهَیْبٍ الْفَقِیرُ قال أخبرنا جَابِرُ بن عبد اللَّهِ أَنَّ النبی (ص) قال أُعْطِیتُ خَمْسًا لم یُعْطَهُنَّ أَحَدٌ قَبْلِی نُصِرْتُ بِالرُّعْبِ مَسِیرَهَ شَهْرٍ وَجُعِلَتْ لی الْأَرْضُ مَسْجِدًا وَطَهُورًا فَأَیُّمَا رَجُلٍ من أُمَّتِی أَدْرَکَتْهُ الصَّلَاهُ فَلْیُصَلِّ وَأُحِلَّتْ لی الْمَغَانِمُ ولم تَحِلَّ لِأَحَدٍ قَبْلِی وَأُعْطِیتُ الشَّفَاعَهَ وکان النبی یُبْعَثُ إلى قَوْمِهِ خَاصَّهً وَبُعِثْتُ إلى الناس عَامَّهً

از جابر بن عبد الله انصاری نقل شده که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله ) فرمود : خداوند به من پنج چیز داده که قبل از من به هیچ کس نداده . پیروزی با رعب و وحشت ….

خداوند زمین را برای من سجده گاه و پاک کننده قرار داده است .

صحیح بخاری ، ج ۱ ، ص ۱۲۸

صحیح بخاری ، ج اول ، ص ۱۶۸

این از ویژگی های پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) است که این ویژگی در صحیح ترین کتاب های اهل سنت آمده است . این روایت در ۵۰۰ مصدر از کتاب های اهل سنت نقل شده از جمله سنن ابن ماجه ، سنن ترمذی ، سنن نسائی ، مسند رویانی ، تفسیر طبری ، مسند ابی عوانه ، الاوسط ….

واقعا محقق کرکی چه قدرتی داشته که در قرن نهم و دهم و در زمان صفویه می زیسته و در عصر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) تأثیر گذار بوده و زمین را برای پیامبر (صلی الله علیه و آله) سجده گاه قرار داده .

این از آن دست دروغ هایی بود که بسیار مضحک بود و واضح و روشن است که این ها ، فقط می خواهند به شیعه دروغ و تهمت نسبت دهند و هیچ کاری غیر از دروغ ندارند .

مجری :

دو کلیپ دیگر در مورد بحث خان الامین آماده کردیم که بعد از آن یک کلیپ جالبتر را هم مشاهده می کنیم .

کلیپ ۴ ) :

عالم وهابی :

شیعیان می گویند : علی بن ابیطالب (علیه السلام) به نبوت سزاوارتر بود و خداوند به جبرئیل گفت : وحی را بر علی نازل کن . اما جبرئیل خیانت در امانت کرد .

شیعیان رو به روی قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) می ایستند و می گویند : جبرئیل خیانت کرد ، جبرئیل خیانت کرد ، جبرئیل خیانت کرد .

یکی از حضار می پرسد : چرا جلوی آنان را در مکه و مدینه نمی گیرند و مانع ورودشان نمی شوند؟

می گوید : به خدا ما به مسئولین عربستان سعودی گفته ایم که چه طور این ها را رها می کنید.

کلیپ ۵ ) :

مجری :

حتی رسالت و نبوت بر اساس قول شیعیان برای علی نازل شد و جبرئیل خطا کرد و آن را به محمد (صلی الله علیه و آله) داد .

عالم وهابی :

در نماز شیعیان همیشه این اتفاق می افتد و این را در مکه و در زمان حج دیده اید که سه مرتبه این کار را می کنند ( بالا بردن دست ها بعد از سلام دادن ) از این کار چه هدفی دارند ؟

می گویند : جبرئیل خطا کرد و گمراه گشت . جبرئیل خطا کرد و گمراه گشت ، جبرئیل خطا کرد و گمراه گشت .

یعنی سیدنا جبرئیل در وظیفه اش دچار گمراهی و خطا شد و به جای آن که بر علی نازل شود ، بر محمد (صلی الله علیه و آله) نازل شد .

مجری :

ما نمی دانیم که این ها در مکه و مدینه ، چه کسانی را ملاقات کردند و چه شیعیانی بودند که چنین اقوالی را استفاده می کردند ؟؟؟؟

کلیپ بعدی پاسخی برای این آقایان است . با پخش این کلیپ دیگر نیازی به پاسخ دادن نیست .

کلیپ ۶ ) :

در مورد این که شیعیان اعتقاد دارند که جبرئیل در ابلاغ وحی خطا کرد و به جای این که بر علی بن ابیطالب (علیه السلام) نازل شود ، بر نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نازل شده ؟

کارشناس :

این مسأله تبدیل به یک نقطه پیروزی خوبی برای شیعیان شده است . از باب انصاف و تأکید بر این که انسان باید در بحث ، روشش علمی باشد . این قضیه ای که ذکر کرده اند را من هم قبلا شنیده ام . اما این مسأله ارتباطی به شیعیان دوازده امامی که در مورد آن ها صحبت می کنیم ، ندارد . این ادعا مربوط به طائفه ای به نام غرابیه است . این فرقه به این دلیل غرابیه نامیده شده اند که معتقد بودند و می گفتند شباهت علی (علیه السلام) به محمد (صلی الله علیه و آله) از شباهت کلاغ به کلاغ دیگر بیشتر است . حتی این مثال یک مثال بد و زشت است ؛ اما این فرقه گفته اند به دلیل این شباهت ، وقتی جبرئیل برای ابلاغ رسالت به علی بن ابیطالب (علیه السلام) نازل شد ، اشتباه کرد و رسالت را به محمد (صلی الله علیه و آله) اعطا کرد و این فرقه غرابیه تقریبا منقرض شده است .

شنیده ام که تعداد بسیار اندکی از این گروه در ایران باقی مانده اند که چه بسا این تفکر را از پیشینیانشان به ارث برده اند . اما شیعه دوازده امامی که ما در مورد آن ها صحبت می کنیم ، آن ها ایمان دارند که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) همان پیامبر مستحق برای نبوت است و علی بن ابیطالب (علیه السلام ) امام معصوم و جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله) است و مستحق نبوت به جای حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) نبوده است .

مجری :

پاسخ این دروغ را هم از شبکه های وهابی و از زبان خودشان شنیدیم .

استاد یزدانی :

واضح بود که خود این وهابی توضیح می دهد که یک طائفه ای به نام غرابیه بوده که کلا منقرض شده و شنیدم که در ایران عده ای از آن ها باقی ماندند . در صورتی که اصلا در ایران و در هیچ جای دنیا چنین چیزی نیست . شاید بودند و ما نمی دانیم که حرف این آقا درست است یا نه . اما در هیچ دروه ای از تاریخ ، هیچ شیعه ای از شیعه های دوازه امامی چنین اعتقادی نداشته و این دروغ و تهمت است . همان طور که این کارشناس وهابی واضح و روشن پاسخ دادند .

معلوم می شود که عده ای از وهابیت ، دروغگو هستند و در میان آن ها وهابی های راستگو هم پیدا می شود .

مجری :

شاید هم بعضی اوقات این دروغ ها این قدر بزرگ و واضح باشد که اوضاع آن ها را افتضاح می کند که می گویند : ما این دروغ را نمی گوییم .

چون در ابتدای کلیپ هم گفت که این مسأله باعث شده که نقطه قوتی برای شیعه باشد .

استاد یزدانی :

شاید هم همین طور باشد . وقتی دروغ می گویند ، ما هم از آن دروغ علیه وهابیت استفاده می کنیم و می گوییم وهابیت مذهب دروغ است و این هم دلیل دروغ بودن آن ها است . شما شیعیان ! تا به حال بعد از نماز خان الامین گفته اید ؟ آن ها هم می گویند : نه ما نگفته ایم . می گوییم این آقایان وهابی می گویند شما خان الامین می گویید ، آیا راست می گویند ؟ همه شیعیان بالاجماع شهادت بر دروغ گو بودن وهابیت ، می دهند و این باعث تقویت مذهب شیعه و تضعیف مذاهب باطله آن ها می شود .

مجری :

کلیپ دیگری از دروغ ها و تدلیس های ، یکی دیگر از آقایان سلفی است که آن را هم مشاهده کنیم .

کلیپ ۷ ) :

عالم وهابی :

(امام ) رضا در کتاب فصول المهمه می گوید . گوش کنید ، این کتاب از کتاب هایشان است . شیعیان تسلیم امر ما هستند . سخنان ما را می پذیرند ، مخالفان دشمنان ما هستند . پس هر کس این گونه نباشد از ما نیست .

می دانی معنایش چیست ، یعنی تو مسلمان نیستی ؟ فقط آن ها مسلمان هستند و تو مسلمان نیستی . حتی ای شخص سنی می دانی که نجاست تو در نزد شیعه از نجاست خوک و سگ هم شدیدتر است . از خدا طلب عافیت و سلامت داریم . به همین دلیل بعضی از شیعیان وقتی بدن تو را لمس می کنند ، بر آن ها واجب است که بروند و دوباره وضو بگیرند . چرا که وضویشان باطل شده است .

شیعه می گوید : نه ، این دروغ است که بر ما بسته اند ! دروغ کجاست ؟ این کتاب های شما است !

مجری :

استاد یزدانی ! روایتی را می خوانند ، در خود روایت ، عبارتی را تحریف می کنند و بعد از آن دوباره دروغ هایی اضافه می کنند .

استاد یزدانی :

چون وهابیت همه تکفیری هستند و ثابت کردیم که این ها همه مذاهب اسلامی را ، کافر و نجس می دانند . حال برای این که برای خودشان شریک جرم پیدا کنند ، می گویند شیعه اهل سنت را کافر می دانند . دلیلش هم این روایت است . روایت را هم به صورت بسیار بدی تدلیس می کنند . بنده اصل اسکن را هم دارم که به بینندگان عزیز نشان می دهم .

کتاب الفصول المهمه فی اصول الائمه ، تألیف شیخ محمد بن حسن حر آملی (ره) ، جلد اول ، صفحه ۵۷۶ :

وفی کتاب صفات الشیعه ، عن أبیه ، عن علی بن إبراهیم ،عن أبیه ، عن علی بن معبد ، عن الحسین بن خالد ، عن الرضا ع قال : شیعتنا ، المسلمون لأمرنا ، الآخذون بقولنا ، المخالفون لأعدائنا فمن لم یکن کذلک فلیس منا .

از کتاب صفات الشیعه مرحوم شیخ صدوق (علیه السلام) نقل می کند : که از امام رضا (علیه السلام) است که فرمودند : شیعه ما کسی است که تابع امر ما باشد . کسی که تابع امر ما نباشد ، شیعه ما نیست . سخنان ما را گوش می کنند و به آن ها عمل می کنند . شیعیان ما کسانی هستند که مخالف دشمنان ما هستند . کسی که این گونه نباشد ، از ما نیست .

شیخ حر آملی ، الفصول المهمه فی اصول الائمه ، ج اول ، ص ۵۷۶

در حالی که این عالم وهابی ، لام را در المخالفون لاعدائنا را حذف می کرد و می گفت : المخالفون اعدائنا ، مخالفان ، دشمنان ما هستند . در حالی که این تهمت است و روایت به صورت صریح و روشن گفته : شیعیان چند صفت را باید داشته باشند : ۱ . تابع اوامر ما باشند . ۲ . سخنان ما را گوش کنند . ۳ . مخالف دشمنان ما باشند .

هر کس با اهل بیت (علیهم السلام) دشمن باشند ، ما هم با آن ها دشمن هستیم و هر کس اهل بیت (علیهم السلام ) را دوست داشته باشد ، ما هم آن ها را دوست داریم . این خیلی واضح است .

اما این وهابی چه کار می کند ؟ روایت را تحریف کرده و می گوید : المخالفون اعدائنا ، مخالفان ، دشمنان ما هستند . از این هم نتیجه می گیرد که روایت ثابت می کند : سنی ها همه کافر هستند .

کار وهابی همین است . اگر وهابی این کار ها را نکند و این دروغ ها و تهمت ها را نگوید ، چه مستمسکی دارد برای این که حقانیت مذهب خود را ثابت کند . به هر حال این ها همه مسلمان ها را کافر می دانند و می خواهند شیعه را هم مانند خودشان ، تکفیری جلوه دهند ، در حالی که چنین مطلبی درست نیست و حقیقت ندارد .

تماس بینندگان

بیننده : احمد از مهریز ـ شیعه

شما در این برنامه در مورد دروغ های وهابی ها صحبت کردید ، مسأله ای را که مطرح می کنند ، می گویند چرا امامت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در قرآن بیان نشده است . بنده در پاسخ به این آقایان می گویم که قبل از این که امامت حضرت علی (علیه السلام) شروع شود ، تکمیل شده بود و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) زنده بودند . آیا این مطلب درست است ؟

استاد یزدانی :

بله ، پیامبر (صلی الله علیه و آله) زنده بودند ؛ اما این طور نیست که قبل از امامت ، قرآن تکمیل شده باشد . حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) در همان زمان حیاتشان ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را انتخاب کرده و اعلام نمودند . آیاتش هم در قرآن آمده از جمله : آیه ابلاغ ، آیه اکمال ، آیه ولایت ، آیه تطهیر و ده ها آیه دیگر که امامت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را به روشنی می توانیم ثابت کنیم .

بیننده :

اما آن ها می گویند : چرا مستقیما اسم حضرت علی (علیه السلام) در قرآن نیامده ؟

استاد یزدانی :

بله درست است و همین حرف را می زنند .

بیننده :

پس چطور بعد از بسته شدن قرآن ، اسم حضرت علی (علیه السلام) در قرآن بیاید ؟

استاد یزدانی :

اصل فرضیه شما صحیح نیست ، اما این که چرا نام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در قرآن نیامده ، پاسخ های زیادی دارد . یکی از دوستان بنده ، پاسخ بسیار زیبایی دارد که خداوند یک بار مردم را امتحان کرد و پیامبر خود را با نام مشخص کرد و در کتاب های آسمانی یهود و نصارا آمد که یک پیامبر در آخر الزمان خواهد آمد که اسمه احمد ، اسمش احمد است و آن ها پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) را حتی از فرزند خود بهتر می شناختند . اما با این حال ، ایمان نیاوردند . اگر نام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را می آوردند و می گفت : ای مردم ! علی بن ابیطالب (علیه السلام ) بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) امام شما است . آیا مردم می پذیرفتند ؟

همان طور که یهود و نصارا پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) را با اسم می شناختند و منتظر آن حضرت بودند . حتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) زمانی که به دنیا آمدند ، شناختند . در دوران کودکی و در بزرگسالی هم ،که ایشان را می دیدند ، می شناختند . اما نپذیرفتند . از کجا معلوم که خداوند در قرآن ، صراحتا نام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را می آوردند و مردم می پذیرفتند .

مگر حرف پیامبر (صلی الله علیه و آله) کمتر از قرآن ارزش دارد ؟ مگر پیامبر (صلی الله علیه و آله) صدها بار امیرالمؤمنین (علیه السلام ) را به عنوان جانشین معرفی نکرد ؟ در غدیر خم تمام مردم بودند ، همه شهادت دادند ، همه بیعت کردند . اولین بیعت کننده هم مشخص است . پیامبر (صلی الله علیه و آله) صریح می گوید : انت خلیفتی فی کل مؤمن من بعدی ، انت ولی کل مؤمن من بعدی ، علی اولی الناس بکم من بعدی . پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) چقدر گفته ؟ مگر سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) کمتر از قرآن است ؟ پس چرا نمی پذیرند ؟

چه فرقی می کند که خداوند اسم امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را بیاورد یا این که خود رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بگوید ؟

این مطالب در صحیح ترین کتاب های اهل سنت آمده ؛ حتی خود وهابیت ، روایتش را تصحیح کردند ؛ اما نمی پذیرند . چه تضمینی وجود داشت که در قرآن می آمد و این ها می پذیرفتند ؟ هیچ تضمینی وجود ندارد ؛ چون این ها نه قرآن و نه پیامبر (صلی الله علیه و آله) را قبول دارند . اگر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را قبول داشتند ، سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) راه هم گوش می دادند .

بیننده :

امروز در شبکه وهابی کلمه می گفت : چرا خود حضرت علی (علیه السلام) حرفی از امامت خود بیان نکرده ؟

استاد یزدانی :

حضرت امیر(علیه السلام) صد بار گفتند . ما در ایام غدیر ثابت کردیم که حضرت در سقیفه بنی ساعده ، در زمان عمر ، در زمان عثمان ، در زمان خلافت خودشان گفته اند که من امام انتخاب شده خداوند هستم . از ائمه (علیهم السلام) این همه روایت داریم . در منابع اهل سنت روایت داریم که در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که حضرت امیر (علیه السلام) می فرماید : امامت بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) حق من است .

این ها حرف هایی است که آن ها می زنند و جز آبروریزی برای این ها چیز دیگری ندارد ؛ چون شبکه ولایت این ها را مستند و مصور از کتاب های اهل سنت نشان داده . وهابیت در این مباحث ، غیر از آبرو ریزی ، چیزی برای خود ندارند .

بیننده : آقای احمدی از فارس ـ شیعه

بنده می خواستم در مورد این که سجده بر مهر صحیح است یا خیر ، دو روایت بخوانم . یک روایت در مستدرک علی الصحیحین ، جلد اول ، صفحه ۶۴۶ :

ان النبی (صلی الله علیه وسلم ) سجد علی حجر

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) بر سنگ سجده می کرد .

حاکم نیشابوری ، مستدرک ، ج اول ، ص ۶۴۶

این آقایان وهابی که می گویند : سجده بر سنگ ، بدعت است ، نعوذ بالله رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را بدعت گذار می دانند ؟ در مورد این که چرا شیعیان بر تربت امام حسین (علیه السلام) سجده می کنند ، باز هم شیعیان در بحار الانوار ، شیخ مجلسی (ره) ، جلد ۸۵ ، صفحه ۱۵۳ و ۳۳۴ روایتی دارند که امام صادق (علیه السلام) می فرمایند :

افضل الارض تربه السید الشهداء

بهترین زمین تربت سید الشهدا (علیه السلام) است که شما می توانید بر آن سجده کنید .

بحار ، ج ۸۵ ، ص ۱۵۳ و ۳۳۴

ما در این باره روایت داریم ، نه این که ساختگی و بدعت باشد . این روایت هم از امام صادق (علیه السلام) در کتب معتبر شیعه وارد شده است .

نکته ای را در باب یک دروغ بخوانم . ابن عثیمین از وهابی های مشهور و بی سواد وهابیت است که در کتاب مجموع فتاوی می گوید :

شیعیان می گویند : جز پشت سر امام معصوم (علیه السلام) ما نمی توانیم پشت سر امام دیگری اقتدا کنیم و نماز بخوانیم .

در این جا یک سؤال مطرح می شود که این شیعیانی که در نماز های خود را پشت سر امام جماعت می خوانند ، آیا شما این ها را شیعه می دانید یا نمی دانید که این طور به صراحت یک مطلب دروغ به مردم تحویل می دهید .

بیننده : آقای عمرانی از بندر دیر ـ شیعه

بنده می خواستم نکاتی را در مورد سخن آقای وهابی بیان کنم که گفته بود ، شیعیان دشمن دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) هستند . این مطلب درست است . ما با دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) دشمن هستیم . برادران اهل سنت که با اهل بیت (علیهم السلام) دشمنی ندارند .

نکته دوم این که ، ما با برادران اهل سنت اختلاف عقیده داریم . اما از جهت این که گوینده لا اله الا الله و قبول کننده رسالت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) هستند ، ما آن ها را طاهر و مسلمان می دانیم . در خصوص برادری هم قرآن می فرماید : انما المؤمنون اخوه ، نه این که انما المسلمون اخوه . این مسأله را برادران اهل سنت ما فراموش نکنند که معنای مؤمن چیست ؟ معنای مؤمن این است که به گفته های پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) ایمان داشته باشد .

بیننده : آقای احمدی از همدان ـ شیعه

بنده می خواستم استاد یزدانی در خصوص روایتی در منابع اهل سنت آمده که می گوید : قرار بوده قبل از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) عمر به پیامبری برسد ؛ اما جبرئیل اشتباه کرده و وحی را به پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) داده .

استاد یزدانی :

برادر گرامی ! چنین روایتی نیست یا این که حداقل بنده ندیدم ؛ اما روایت دارند که اگر بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) رسالت ادامه داشت ، عمر بن خطاب پیامبر می شد . آقای بن باز هم می گوید : اگر باز هم ادامه داشت ، ابن تیمیه پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

اما این که جبرئیل اشتباها این کار را کرده ، چنین روایتی نداریم .

بیننده :

همین اگر گفتن هم نشان می دهد که شیعیان هم این اگر را نمی گویند . اما این ها ادعا دارند که اگر پیامبری ادامه داشت ، عمر بن خطاب پیامبر می شد . در صورتی که همین عمر بارها گفته که اگر علی بن ابیطالب (علیه السلام) نبود ، من هلاک می شدم . خودش اذعان دارد که علی بن ابیطالب (علیه السلام) از من بالاتر است .

در مورد سجده کردن هم ، وهابی ها به چیز هایی سجده می کنند که انسان شرمش می آید ، آن ها را به زبان بیاورد . در حالی که سجده بر مهر را حرام می دانند . این ها بدعت هایی را در دین گذاشتند که خجالت آور است . این ها با اسلام کاری کرده اند که تمام دنیا تروریست را با نام اسلام می شناسند .

استاد یزدانی :

روایتی که این برادر عزیز خواندند در منابع مختلف اهل سنت آمده که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) فرموده باشند :

لو کان بعدی النبی کان عمر بن الخطاب

اگر بعد از من پیامبری بود ، او عمر بن خطاب بود

این روایت پاسخ های متعددی دارد . از جمله این که سند روایت ضعیف است ؛ چون در سند روایت ابن لهیعه است که این ها بعضا ایشان را تکذیب کرده و قبول ندارند . سند ها مشکل اساسی دارند و در هر صورت این قضیه سند صحیحی ندارد ؛ اما ادعایشان این است که اگر بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پیامبری بود ، او عمر بن خطاب بود .

روایت جالب دیگر است که :

ان لایبعث بعدی نبیا لبعث من قزوین الف نبی …

اگر خداوند بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پیامبر دیگری را می خواست مبعوث کند ، از قزوین هزار پیامبر مبعوث می کرد .

بیننده : آقای محمدی از آذربایجان ـ اهل سنت

بنده چند شبهه داشتم که کلیپ های آن را در شبکه های وهابی نشان می دهند . اول این که می گویند : نماز بی ولایت بی نمازی است / تعبد نیست نوعی حقه بازی است

استاد یزدانی :

این مطلب را چه کسی گفته ؟ آیا در کتاب های شیعه آمده ؟

بیننده :

بنده از کتاب ها ندیدم ، از زبان مداحان شنیدم .

استاد یزدانی :

اشعاری که عوام می خوانند که نباید به پای شیعه نوشت .

بیننده :

بنده فقط می خواهم در این باره توضیحاتی را بیان کنید .

نکته دوم ، در مورد مسجد جمکران که شنیدم آقا امام زمان (علیه السلام ) از آن جا ظهور می کنند.

نکته سوم ، در مورد ویران کردن کعبه و مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) و اصحاب ایشان توسط امام زمان (علیه السلام) بعد از ظهور .

استاد یزدانی :

در مورد سؤال اول ، که نمی توان از این اشعار نظر شیعه را اثبات کرد . به هر حال نظر شیعه خیلی واضح و روشن است که اگر برای کسی ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ثابت شده باشد و در عین این که ثابت شده ، نخواهد بپذیرد و قبول کند ، سخن خدا و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را رد کرده ، قطعا تمام اعمالش باطل است . اما کسی که جاهل است . جاهل هم دو قسم است ، جاهل مقصر و جاهل قاصر . اگر جاهل قاصر باشد مثل خیلی از مردم دنیا که نسبت به اسلام ، جاهل قاصر هستند ، خداوند تکلیف آن ها را در قیامت مشخص می کند . اگر جاهل مقصر هم باشد ، باز تفاوتی ندارد .

این دسته بندی هایی است که شیعه دارد و برای اکثر مردم واقعا ثابت نشده ؛ اما اگر ثابت شده باشد ، قطعا اعمالش باطل است .

در مورد سؤال دوم ، مسجد جمکران محل ظهور حضرت نیست . مسجدی است که به دستور امام زمان (علیه السلام ) ساخته شده و سند معتبر و صحیح دارد که امام زمان (علیه السلام ) دستور ساخت مسجد را در این محل دادند و در آن نماز بخوانید . مثل هر مسجد دیگری که نماز تحیت می خوانند ، در این مسجد هم نماز تحیت مسجد و یک نماز امام زمان (علیه السلام) که مستحب است در آن جا خوانده شود .

محل ظهور حضرت در کعبه است که طبق روایات شیعه و بعضی از روایات اهل سنت ، حضرت پشت به خانه خدا ، فریاد می زنند : انا المهدی ! که همه مردم دنیا صدای ایشان را می شنوند و ظهور از آن جا اتفاق می افتد . نظر شیعه این است . اما مسجد جمکران ، مسجدی مثل مساجد دیگر است ؛ اما به دستور امام زمان (علیه السلام) ساخته شده. مثل مسجد امام حسن عسگری (علیه السلام) که در کنار حرم است و به دستور امام حسن عسگری (علیه السلام) ساخته شده که آن ها از مساجد قابل احترام شیعه می باشد .

در مورد بحث تخریب خانه کعبه ، مسأله جدیدی نیست . یقین داشته باشید که امام زمان (علیه السلام) خواهند آمد و تمام آثار کفر و شرک را از بین خواهند برد . این خانه کعبه ای که الان هست در زمان کفار قریش ساخته شده و کفار قریش آن را کوچک تر از زمان حضرت ابراهیم ساختند .

بعد از حضرت ابراهیم هم چندین بار سیل آمده و این خانه خراب و بازسازی شده که در آخرین بازسازی که کفار قریش انجام دادند ، کوچکتر ساختند و حجر اسماعیل باید داخل می بود که الان خارج است .

در هر صورت حضرت مهدی (علیه السلام) قطعا این کار را انجام خواهند داد و بر بنای اصلی خواهد ساخت . همان طور که در صحیح بخاری نقل شده که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) آرزو داشت اگر قوم عایشه تازه از کفر جدا نشده بود و اجازه می دادند و جهالت نمی کردند ، من خانه خدا را خراب کرده و دوباره می ساختم .

روایت در صحیح بخاری ، چاپ دار ابن کثیر ، صفحه ۳۸۴ که از عایشه نقل شده :

وفیه : عَائِشَهَ ، أَنَّ النَّبِىِّ ، علیه السَّلام ، قَالَ لَهَا : ( أَلَمْ تَرَیْ أَنَّ قَوْمَکِ لَمَّا بَنَوُا الْکَعْبَهَ اقْتَصَرُوا عَلى قَوَاعِدِ إِبْرَاهِیمَ ) ؟ فَقُلْتُ : یَا رَسُولَ اللَّهِ ، أَلا تَرُدُّهَا عَلَى قَوَاعِدِ إِبْرَاهِیمَ ، قَالَ : ( لَوْلا حِدْثَانُ قَوْمِکِ بِالْکُفْرِ لَفَعَلْتُ )

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : مگر نمی بینی که قوم تو وقتی خواستند کعبه را بنا کنند ، از ستون هایی که حضرت ابراهیم ساخته بود ، کوچکتر ساختند . گفت : نمی خواهی بر آن پایه ها بر گردانی ؟ فرمودند : اگر این که قوم تو تازه از کفر جدا شدند ، نبود ، من این کار را انجام می دادم .

صحیح بخاری ، چاپ دار ابن کثیر ، ص ۳۸۴

روایت عجیبی است که چرا پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید قوم تو !!!

این که چه ارتباطی دارد ، مشخص نیست . روایات بعدی هم همین است . در صحیح مسلم هم در این باره ، یک باب روایت آمده که حدود هشت روایت از عایشه در این زمینه بیان کرده است .

پس این فقط نظر شیعه نیست . خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) آرزویش این بود که خانه کعبه را خراب کند و از نو بسازد و قطعا حضرت مهدی (علیه السلام) خواهد آمد و این آرزوی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را عملی خواهند کرد و آرزی صد و بیست چهار هزار پیامبر را که دین خدا در عالم سراسری شود و هیچ ظلمی در عالم نباشد ، را عملی خواهند کرد .

مجری :

از شما استاد عزیز و بزرگوار و شما بینندگان محترم کمال تشکر و قدر دانی را دارم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .