محمد بن عبد الوهاب در کتاب رساله فی الرد علی الرافضه دروغ‌های بسیاری را به شیعیان بسته است . در این برنامه به بخشی از این دروغ‌ها پرداخته شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۲۱ / ۱۰ / ۹۴

مجری :

عرض ادب و احترام خدمت شما بینندگان عزیز

شبکه جهانی ولایت دارم . طبق روال همه دوشنبه شب ها ، با برنامه ای دیگر از سلسله برنامه های راه و بی راه در خدمت شما هستیم . حضور کارشناس عزیز و ارجمند برنامه ، حضرت حجت الاسلام و المسلمین یزدانی که وقت گرانبهای خود را در اختیار ما قرار دادند ، سلام و خیر مقدم عرض می کنم .

استاد یزدانی :

بنده هم خدمت حضرتعالی و هم چنین بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم. امیدوارم که در سایه الطاف بی نهایت خداوند و توجهات خاصه حضرت حجه بن الحسن المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) زندگی سرشار از موفقیت و سلامتی و شادکامی داشته باشند .

مجری :

در دو برنامه گذشته ، موضوع بحث ما مناسبتی بود . یکی در خصوص احتفال و جشن گرفتن برای میلاد باسعادت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله ) و دیگری ویژه برنامه ای در خصوص شهادت شیخ نمر داشتیم . اما قبل از این دو برنامه ، موضوع مورد بحث ما ، دروغ ها و تهمت های وهابیت علیه شیعه و پیروان اهل بیت (علیهم السلام) بود . امشب هم قرار شد که ادامه همان مباحث را داشته باشیم . اما قبل از آن از استاد یزدانی تقاضا داریم که خلاصه ای از مطالب مطرح شده را بیان کنند .

استاد یزدانی :

خدمت بینندگان عزیز عرض کردیم که ما قصد داریم ان شاء الله در چند برنامه ، دروغ های شاخ دار وهابی را که علیه شیعه گفته‌اند ، تقدیم بینندگان عزیز کنیم . در جلسه قبل ، ما از دروغ های علمای امروزی وهابیت را شروع کردیم . از جمله کتاب آقای قفاری که در رد شیعه نوشته بود . ما در چند صفحه اول این کتاب چهار دورغ بسیار بزرگ را نشان دادیم .

اولین دروغ ، این بود که گفته بود : شیعیان روایات زید بن علی بن الحسین (علیهم السلام) را قبول ندارند . که ما در پاسخ گفتیم : تمام شیعیان بر وثاقت زید بن علی بن الحسین (علیه السلام) اجماع دارند . بحث در مورد مشروعیت و عدم مشروعیت قیام ایشان است که آیا مؤذون بود یا نه ؟

دومین دروغ ایشان این بود که گفته بود : محقق کرکی (ره ) برای اولین بار سجده بر تربت را اختراع کرده است ، محقق کرکی که از علمای بزرگ شیعه در قرن دهم و در زمان صفویه می زیسته و ایشان سجده بر تربت را ابداع کرده . در حالی که سجده بر تربت در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم بوده و ما از صحیح بخاری و دیگر کتب اهل سنت ثابت کردیم که خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) همیشه بر خاک سجده می کرده . اگر بحث مهر مطرح باشد ، گفتیم که همه این ها بعد از شهادت امام حسین (علیه السلام) توسط امام سجاده و امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) بوده و آن ها بر خاک سید الشهدا (علیه السلام) سجده می کردند .

سومین دروغ ، تقطیع روایتی از امام رضا (علیه السلام ) بود که اول روایت را بریده و آخر آن را بیان کرده بود . در حالی که همین روایت در رد همین تهمت ایشان است . روایت الناس عبید لنا ، مردم همه بنده ما هستند ، در صورتی که امام رضا (علیه السلام) می فرمایند : چنین نیست و این مطلب دروغ است .

چهارمین دروغ که خیلی شاخ دار هم هست این بود که ایرانی ها در اذان خود ، بعد از الله اکبر می گویند خمینی رهبر می‌گویند؛ در حالی که همه می دانند که این دروغ است و نیازی به توضیح ندارد .

ما این چهار دروغ را از کتاب آقای قفاری نقل کردیم .

مجری :

کلیپ اول ، گزیده ای از چند کلیپ است که در هفته گذشته آن را پخش کردیم . در پایان کلیپ هم شهادت خود آقایان وهابی است بر رد اتهام از یکی از دروغ هایی که به شیعه بارها بسته اند و نسبت داده اند .

کلیپ ۱ ) :

نماز یهودی ها را دیده اید ؟ از شما می خواهم که برید و ببینید شیعیان چگونه نماز می خوانند !!!!

شیعیان این گونه نماز می خوانند !!!!!!!!!!!!!!!

من کلیپ هایی از آن ها دارم که شیعیان این گونه نماز می خوانند !!!!!!!!!

به خدا قسم شیعیان مانند ما نماز نمی خوانند . به خاطر همین است که مشایخ ما می گویند دین شیعیان بر خلاف اسلام است .

عالم وهابی :

شیعیان می گویند : علی بن ابیطالب (علیه السلام) به نبوت سزاوارتر بود و خداوند به جبرئیل گفت : وحی را بر علی نازل کن . اما جبرئیل خیانت در امانت کرد .

شیعیان رو به روی قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) می ایستند و می گویند : جبرئیل خیانت کرد ، جبرئیل خیانت کرد ، جبرئیل خیانت کرد .

یکی از حضار می پرسد : چرا جلوی آنان را در مکه و مدینه نمی گیرند و مانع ورودشان نمی شوند؟

می گوید : به خدا ما به مسئولین عربستان سعودی گفته ایم که چه طور این ها را رها می کنید ؟

مجری :

حتی رسالت و نبوت بر اساس قول شیعیان برای علی نازل شد و جبرئیل خطا کرد و آن را به محمد (صلی الله علیه و آله) داد .

عالم وهابی :

در نماز شیعیان همیشه این اتفاق می افتد و این را در مکه و در زمان حج دیده اید که سه مرتبه این کار را می کنند ( بالا بردن دست ها بعد از سلام دادن ) از این کار چه هدفی دارند ؟

می گویند : جبرئیل خطا کرد و گمراه گشت . جبرئیل خطا کرد و گمراه گشت ، جبرئیل خطا کرد و گمراه گشت .

یعنی سیدنا جبرئیل در وظیفه اش دچار گمراهی و خطا شد و به جای آن که بر علی نازل شود ، بر محمد (صلی الله علیه و آله) نازل شد .

سؤال کننده :

در مورد این که شیعیان اعتقاد دارند که جبرئیل در ابلاغ وحی خطا کرد و به جای این که بر علی بن ابیطالب (علیه السلام) نازل شود ، بر نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نازل شده ؟

کارشناس :

این مسأله تبدیل به یک نقطه پیروزی خوبی برای شیعیان شده است . از باب انصاف و تأکید بر این که انسان باید در بحث ، روشش علمی باشد . این قضیه ای که ذکر کرده اند را من هم قبلا شنیده ام . اما این مسأله ارتباطی به شیعیان دوازده امامی که در مورد آن ها صحبت می کنیم ، ندارد . این ادعا مربوط به طائفه ای به نام غرابیه است . این فرقه به این دلیل غرابیه نامیده شده اند که معتقد بودند و می گفتند شباهت علی (علیه السلام) به محمد (صلی الله علیه و آله) از شباهت کلاغ به کلاغ دیگر بیشتر است . حتی این مثال یک مثال بد و زشت است ؛ اما این فرقه گفته اند به دلیل این شباهت ، وقتی جبرئیل برای ابلاغ رسالت به علی بن ابیطالب (علیه السلام) نازل شد ، اشتباه کرد و رسالت را به محمد (صلی الله علیه و آله) اعطا کرد و این فرقه غرابیه تقریبا منقرض شده است .

شنیده ام که تعداد بسیار اندکی از این گروه در ایران باقی مانده اند که چه بسا این تفکر را از پیشینیانشان به ارث برده اند . اما شیعه دوازده امامی که ما در مورد آن ها صحبت می کنیم ، آن ها ایمان دارند که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) همان پیامبر مستحق برای نبوت است و علی بن ابیطالب (علیه السلام ) امام معصوم و جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله) است و مستحق نبوت به جای حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) نبوده است .

مجری :

این کلیپ خلاصه ای از دروغ خان الامین بود که به شیعه نسبت می دهند و در پایان هم خود آقایان وهابی در یکی از شبکه های مشهورشان ، این اتهام را از شیعه رفع کردند . البته در جایی از صحبت های خود گفت شاید در ایران بقایای این طائفه ای که ادعا کردند ، به نام غرابیه وجود دارد ، هستند که این هم از دروغ های واضحی است .

استاد یزدانی عزیز ! با ادامه مباحث در خدمت شما هستیم .

استاد یزدانی :

در باره بحث خان الامین کلیپ های دیگری هم داریم که پخش خواهیم کرد . این دروغ از دروغ هایی است که به قول این وهابی ، ابزاری برای پیروزی شیعه شده است . ما اگر این کلیپ ها را برای مردم پخش کنیم و از مردم بپرسیم که شیعیان شما چنین اعتقادی دارید ، هیچ شیعه ای در هیچ جای عالم پیدا نمی کنید که چنین اعتقادی داشته باشد و همین باعث می شود که مردم یقین کنند که وهابی ها دروغ می گویند و همین باعث تقویت شیعه می شود .

دروغ های محمد بن عبد الوهاب

موضوعی که امشب مطرح می کنیم و شاید هفته ها طول بکشد ، دروغ های محمد بن عبد الوهاب در کتاب رساله فی الرد علی الرافضه است . ایشان در این کتاب دروغ های بسیار بزرگ و شاخداری گفته که حتی در بعضی از موارد محقق کتاب هم نتوانسته دفاع کند و واقعا هیچ عکس العملی غیر از تعجب نداشته و کاری نکرده .

از این کتاب دروغ هایشان را نقل می کنیم و ان شاء الله بینندگان عزیز هم خواهند دید که محمد بن عبد الوهاب چقدر دورغگو بوده و روی همه دروغ گویان عالم را سفید کرده است . علاوه بر این دروغ های بسیار واضح و روشن ، بی سوادی مطلق خودشان را هم در علم رجال و هم در علم حدیث و هم در فهم روایت ثابت کرده است . در حقیقت این برنامه ، نقدی بسیار کوتاه بر این کتاب هم خواهد بود . ما هر کدام از صفحات را ورق می زنیم و در دروغ های ایشان را نشان می دهیم یا در جایی ، اشتباه بزرگی کرده و روایتی را آورده که گفته این روایت در دار قطنی نقل شده ، در صورتی که اصلا چنین روایتی در دار قطنی نیست . گفته این روایت صحیح است ، در حالی که محقق در پاورقی می گوید : روایت ضعیف است.

این دروغ ها در کتاب رساله فی الرد علی الرافضه ، تألیف محمد بن عبد الوهاب ، با تحقیق ابوبکر عبد الرزاق بن صالح بن علی النهمی ، پنج نفر از علمای وهابی مقدمه زده ، چاپ دار الاثار صنعا در یمن ، در سال ۲۰۰۶ م ، در چهل و یک صفحه اول مقدمات و تعریف و تمجیدهای عجیب و غریبی است که آقایان بر این کتاب زده اند . هم چنین دروغ های بزرگتری که ان ان شاء الله نشان خواهیم داد . در همان ابتدای کتاب که با بسم الله و حمد وثنای الهی شروع می شود .

مطلب الوصیه بل بالخلافه

إن مفیدهم ابن المعلم قال فی کتابه روضه الواعظین : ‘ إن الله أنزل جبریل على النبی ص بعد توجهه إلى المدینه فی الطریق فی حجه الوداع فقال : یا محمد إن الله تعالى یقرئک السلام ویقول لک : انصب علیاً للإمامه ونبه أمتک على خلافته فقال النبی ص : یا أخی جبریل إن الله بغض أصحابی لعلی إنی أخاف منهم أن یجتمعوا على إضراری فاستعف لی ربی فصعد جبریل وعرض جوابه على الله تعالى فأنزله الله تعالى مره أخرى وقال النبی ص : مثلما قال أولاً فاستعفى النبی ص کما فی المره الأولى ثم صعد جبریل فکرر جواب النبی ص فأمره الله بتکریر نزوله معاتباً له مشدداً علیه بقوله : ) یا أیها الرسول بلغ ما أنزل إلیک من ربک وإن لم تفعل فما بلغت رسالته ) فجمع أصحابه وقال : یا أیها الناس إن علیاً أمیر المؤمنین وخلیفه رب العالمین لیس لأحد أن یکون خلیفه بعدی سواه ، من کنت مولاه فَعَلیٌّ مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه انتهى.

فانظر یا أیها المؤمن إلى حدیث هؤلاء الکذبه الذی یدل على اختلاقه رکاکه ألفاظه وبطلان أغراضه ولا یصح منه إلا من کنت مولاه ، ومن اعتقد منهم صحه هذا فقد هلک إذ فیه اتهام المعصوم قطعاً من المخالفه بعدم امتثال أمر ربه ابتداءاً وهو نقص ، ونقص الأنبیاء علیهم الصلاه والسلام کفر …

شیخ مفید شیعیان ابن المعلم در کتاب روضه الواعظین خود گفته است :

یعنی انسان هر چه به این شخص بخندد ، جا دارد . شیخ مفید (ره) محمد بن محمد بن نعمان ، از بزرگان تاریخ شیعه و استاد شیخ طوسی بود و واقعا از شخصیت های بسیار بزرگ شیعه است که همه نسبت به ایشان احترام قائل است و هیچ شکی در جایگاه ایشان در نزد شیعه نیست .

در این جا می گوید : شیخ مفید در کتاب روضه الواعظین گفته … این از آن دروغ ها و گاف هایی است که ایشان در همین ابتدا می گوید . در صورتی که محقق در پاورقی می گوید :

الکتاب هو لمحمد بن فتال النیسابوری ولعل اضافه الکتاب لابن المعلم تصحیف من الناسخ .

این کتاب که برای محمد بن فتال نیشابوری است ، چطور محمد بن عبد الوهاب متوجه نشده و گفته این کتاب برای شیخ مفید است ، شاید ناسخ این را اضافه کرده

اگر ناسخ بتواند این مقدار اضافه کند یعنی نصف خط را ناسخ اضافه کند ، امکان دارد کتاب را هم که کل کتاب را ناسخ نوشته باشد و اصل اعتماد به کتاب هم از بین می رود . این گاف بسیار بزرگی است که محمد بن عبد الوهاب می دهد و کتاب روضه الواعظین آقای فتال نیشابوری را به شیخ مفید نسبت می دهد . کسی که این قدر درباره شیخ مفید و کتاب روضه الواعظین اطلاعاتی ندارد ، شایستگی این را ندارد که بر شیعه نقد بنویسد . این شخص باید ابتدا بخواند که شیعه کیست ، بزرگانش چه کسانی هستند ؟ چه کتاب هایی دارند ؟ ما در شیعه چهار کتاب روضه الواعظین از قدما تا معاصرین داریم که اصلا به شیخ مفید (ره) هیچ ارتباطی ندارد که از علمای دیگر است و معروف ترین آن ها روضه الواعظین فتال نیشابوری است.

خداوند جبرئیل را بر رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) بعد از این که از مدینه و از حجه الوداع برگشت ، نازل کرد و فرمود : یا رسول الله ! خداوند به تو سلام می رساند و به تو می فرماید : علی بن ابیطالب (علیه السلام ) را به عنوان امام نصب کن و به مردم هم گوشزد کن که خلیفه بعد از تو هست .

پیامبر (صلی الله علیه وآله ) فرمودند : جبرئیل برادرم ! خداوند بغض علی بن ابیطالب (علیه السلام ) را در قلب اصحاب من قرار داده . من می ترسم اگر من اعلام کنم که علی بن ابیطالب (علیه السلام ) خلیفه من است ، به من ضرر برسانند . تو از خداوند بخواه که مرا نجات دهد و از خداوند برای من طلب عافیت کن . من می خواهم زنده بمانم و نمی خواهم که صحابه مرا بکشند .

محمد بن عبد الوهاب می گوید : این روایت در کتاب روضه الواعظین شیخ مفید (ره) نقل شده است. حال این روایت در کجا است؟ معلوم نیست . در ادامه روایت را به صورت مفصل بیان می کند و می گوید :

جبرئیل رفت و دوباره برگشت و این پیام خداوند را چند بار تکرار کرد . تا این که خداوند این آیه را نازل کرد : یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک …. ،

پیامبر (صلی الله علیه وآله ) مردم را جمع کرد و فرمود : هر کس من مولای من هست ، علی بن ابیطالب (علیه السلام ) مولای او است . خدایا هر کس او را دوست دارد ، دوست بدار و هر کس او را دشمن می دارد ، دشمن بدار .

تا این جا روایت تمام می شود . بر اساس همین کتاب و همین روایتی که از شیخ مفید (ره) نقل کرده است ، شروع به فحاشی به شیخ مفید (ره) می کند و می گوید :

ای برادر مؤمن ! به این روایت آقایان دروغگو دقت کنید ، این الفاظ رکیکی که در این روایت وجود دارد ، دلیل بر این است که روایت دروغ است و هیچ مطلبی از این روایت صحیح نیست ، مگر «من کنت مولا» . هرکس بر صحت این روایت ، معتقد باشد ، وارد جهنم می شود ؛ چون به معصوم تهمت زده است . دلیل بر این است ، پیامبری که معصوم است ، از دستور خداوند سرپیچی کرده و امتثال نکرده و این خود نقص است و نقص بر انبیاء ، کفر است .

تا این جا فتوا داده که این روایت ، دلیل بر این است که شیعه کفار است . تا این جای روایت نشان می دهم و کلمات آن را جستجو می کنم که آیا چنین روایتی در کتب شیعه وجود دارد یا وجود ندارد ؟

آیا چنین روایتی در کتب شیعه وجود دارد ؟

روایت بود : ویقول لک : انصب علیاً للإمامه ونبه أمتک على خلافته فقال النبی e : یا أخی جبریل إن الله بغض أصحابی لعلی إنی أخاف منهم أن یجتمعوا على إضراری فاستعف لی ربی ، بنده کلمه من بغض را در نرم افزار مکتبه اهل بیت (علیهم السلام ) جستجو می کنم . در این نرم افزار هم کتاب شیعه و هم کتاب اهل سنت را دارم و کمتر کتاب شیعه ای است که در این نرم افزار نباشد . در این نرم افزار حدود چهل هزار و هفتصد و شصت و شش کتاب وجود دارد .

وقتی عبارت من بغضّ را جستجو می کنیم ، فقط در یک کتاب لاتخنوا الله والرسول ، تألیف صالح علی بیاتی ( از مستبصرین ) در رد کتاب رساله فی الرد علی الرافضه محمد بن عبد الوهاب است . ایشان این عبارت را از آن کتاب نقل قول کرده و در هیچ یک از کتاب های شیعه و کتاب های اهل سنت چنین روایتی نیامده است . اگر می توانند پیدا کنند . بنده گفتم شاید من اشتباه می کنم یا شاید کلمه دیگری است یا نقل به مضمون است .

شاید آقای فتال نیشابوری این روایت را با کلمات دیگر نقل کرده باشد . باید از این عبارت طولانی حداقل باید آیه ابلاغ را آورده باشد . من کلمه الرسول بلغ را جستجو می کنم که آیا در کتاب روضه الواعظین چنین مطلبی هست یا نیست و آیا در این کتاب به این آیه استدلال شده است یا خیر ؟

مورد اول اصلا ارتباطی به بحث ما ندارد و اصلا روایت نیست ؛ بلکه صحبت های آقای فتال نیشابوری است . مورد دوم ، روایتی شبیه روایتی است که آقای محمد بن عبد الوهاب نقل کرده است . این روایت یک روایت طولانی است ؛ اما آن مطالبی که آقای محمد بن عبد الوهاب نقل کرد ، اصلا در این روایت وجود ندارد . تقریبا همان مضامین را دارد ؛ اما آن مطالبی که محمد بن عبد الوهاب در آن روایت آورده بود ، نیست . آن مضامینی که

یا أخی جبریل إن الله بغض أصحابی لعلی إنی أخاف منهم أن یجتمعوا على إضراری فاستعف لی ربی

 خداوند بغض علی بن ابیطالب (علیه السلام ) را در اصحاب من قرار داده و این که من می ترسم.

اصلا چنین روایتی در این کتاب نیست .

مورد سوم هم اصلا ربطی به بحث ما ندارد . مورد چهارم هم همینطور است ، اصلا ربطی به آن روایت ندارد . مطالبی که در این روایت است ، شاید شبیه باشد ؛ اما آن مضامین کجا و مضامین این روایت کجا اصلا قابل مقایسه نیست .

وسألت جبرئیل علیه السلام ان یستعفی لی من تبلیغ ذلک الیکم ایها الناس لعلمی بقله المتقین وکثره المنافقین ….

این مطلب هست ؛ اما آن مطلب که در آن کتاب آورده بود ، به هیچ وجه وجود ندارد . چون دقیقا می خواهد عین روایت را بیان کند :

یا أخی جبریل إن الله بغض أصحابی لعلی إنی أخاف منهم أن یجتمعوا على إضراری فاستعف لی ربی ….

اصلا چنین مطلبی وجود خارجی ندارد . این که من می ترسم ، این که بغض علی بن ابیطالب (علیه السلام ) در قلب اصحابم قرار دارد ، نیست ؛ چون کل استدلال محمد بن عبد الوهاب ، بر همین دو مطلب می چرخد ، در صورتی که اصلا در آن روایت وجود ندارد .

ادامه روایت محمد بن عبد الوهاب:

وأن الله تعالى اختار لصحبته من یبغض أجل أهل بیته وفی ذلک ازدراء بالنبی ص ومخالفه لما مدح الله به رسوله وأصحابه من أجل المدح ….

در این روایت آمده که خداوند برای پیامبرش صحابه ای را انتخاب کرده که بغض برترین و بزرگترین اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه وآله ) را در دل داشته باشد و این تهمت به پیامبر (صلی الله علیه وآله ) است .

مجری :

پس در این صورت ابن تیمیه هم به رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) تهمت زده است .

استاد یزدانی :

سخن ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه ، تألیف ابن تیمیه حرانی است . محمد بن عبد الوهاب مدعی بود که این روایت ثابت می کند که صحابه پیامبر (صلی الله علیه وآله ) بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) را در دل داشتند . اما این که بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) را در دل داشتند ، از منهاج السنه و از امام و خدای تو ، قابل اثبات است .

منهاج السنه ، تألیف ابن تیمیه حرانی ، جلد ۷ ، با تحقیق دکتر رشاد سالم ، چاپ ۱۴۰۶ م ، صفحه ۱۳۷ در این جا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را با خلفا مقایسه می کند و می گوید :

أن الله قد اخبر انه سیجعل للذین آمنوا و عملوا الصالحات ودا و هذا وعد منه صادق و معلوم أن الله قد جعل للصحابه موده فی قلب کل مسلم لا سیما الخلفاء رضی الله عنهم لا سیما أبو بکر و عمر فان عأمه الصحابه و التابعین کانوا یودونهما و کانوا خیر القرون و لم یکن کذلک علی فان کثیرا من الصحابه و التابعین کانوا یبغضونه ویسبونه و یقاتلونه و أبو بکر و عمر رضی الله عنهما قد ابغضهما و سبهما …

صحابه و مردم خلیفه اول و دوم را دوست داشتند ؛ اما صحابه و مردم علی بن ابیطالب (علیه السلام) را دوست نداشتند . بسیاری از صحابه بغض علی بن ابیطالب (علیه السلام ) را در دل داشتند و به ایشان فحش می دادند و با آن ها می جنگیدند . اما کسی بغض ابوبکر و عمر را نداشت ، کسی به آن ها فحش نداد و کسی هم با آن ها نجنگید و کسی بغض آن ها را در دل نداشت .

این مطالب برای ما قابل اثبات است ؛ اما آن چه که برای ما قابل اهمیت است ، این بود که گفته بود ، بسیاری از صحابه بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) را داشتند .

حال چرا آقای محمد بن عبد الوهاب از این قضیه ناراحت می شود و به شیعه توهین می کند و می گوید :

قال الله تعالى : محمد رسول الله والذین معه أشداء على الکفار رحماء بینهم تراهم رکعا سجدا یبتغون فضلا من الله ورضوانا سیماهم فی وجوههم من أثر السجود ذلک مثلهم فی التوراه ومثلهم فی الإنجیل کزرع أخرج شطأه فآزره فاستغلظ فاستوى على سوقه یعجب الزراع لیغیظ بهم الکفار وعد الله الذین آمنوا وعملوا الصالحات منهم مغفره وأجرا عظیما ( واعتقاد ما یخالف کتاب الله والحدیث المتواتر کفر ، وأنه ص خاف إضرار الناس وقد قال الله تعالى : ) والله یعصمک من الناس ( قبل ذلک کما هو معلوم بدیهه واعتقاد عدم توکله على ربه فیما وعده نقص ونقصه کفر وإن فیه کذباً ….

علت این که بسیاری از صحابه با علی بن ابیطالب (علیه السلام ) مخالف بودند ، به این دلیل است که مخالف این آیات از قرآن کریم است که خداوند فرمودند : مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاهِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآَزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَهً وَأَجْرًا عَظِیمًا . فتح / ۲۹

اگر کسی به چیزی اعتقاد داشته باشد که مخالف با کتاب خدا و حدیث متواتر باشد ، کفر است

به روایتی استدلال می کند که اصلا در کتب شیعه وجود ندارد ؛ بلکه در کتب ابن تیمیه وجود دارد . پس تا این جا ابن تیمیه ، کافر شد . شیعه که تکفیر نمی شود ؛ چون چنین روایتی در کتاب شیعه وجود ندارد .

در حالی که شیعیان معتقد هستند پیامبر (صلی الله علیه وآله ) از ضرر رساندن به مردم می ترسید . این اعتقاد غلط است ؛ چون مخالف قرآن است و خداوند قبل از این به پیامبرش فرموده بود :

یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ . مائده / ۶۷

توجه کنید که آقای محمد بن عبد الوهاب چگونه استدلال می کند !!!

آقای محمد بن عبد الوهاب ! این آیه چه زمانی نازل شده ؟ بعد از آیه ابلاغ نازل شده یا قبل از آن نازل شده ؟ شما که می گویید این آیه بدیهی است . کسی که یک بار آیه ابلاغ را دیده باشد ، متوجه می شود که آیه ابلاغ در ابتدا یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک است و در آخر والله یعصمک من الناس آمده . یعنی یک آیه هستند . اما ایشان می گوید : والله یعصمک من الناس را خداوند قبل از این قضیه که پیامبر (صلی الله علیه وآله ) می ترسید از این که امامت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) را به مردم بگوید ، بوده . می ترسید که مردم کافر شوند ؛ چون افراد زیادی بودند که از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) کینه داشتند و اصلا باورشان نمی شد و خیلی ها با بنی هاشم مخالف بودند . افراد زیادی هم منتظر بودند که ما جانشین شوند . به همین دلائل رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) از مردم می ترسید که مبادا این ها برگردند و مرتد شوند .

به همین دلیل بود که خداوند فرمود : تو ابلاغ کن و نترس ، ما تو را از دست مردم نجات می دهیم.

این نص صریح قرآن است ، این که دیگر مخالف قرآن نیست . خود قرآن می گوید : ای رسول خدا! ما تو را از دست این مردم نجات می دهیم ، ما تو را از دست این مردم حفظ می کنیم .

کجای این مطلب مخالف با قرآن است ؟؟؟

این گاف دوم آقای محمد بن عبد الوهاب است که می گوید : والله یعصمک من الناس ، قبل از آیه ابلاغ نازل شده است .

محمد بن عبدالوهاب این مطلب را ادامه می دهد و فحش های دیگری هم به شیعه می دهد و می گوید :

این ها به رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) دروغ می بندند .

ما به رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) دروغ می بندیم یا شما دروغ می بندید ؟ در کدام یک از کتاب های شیعه این روایت را نقل کرده است . بنده با خود فکر کردم شاید چنین روایتی در کتب شیعه باشد . در اینترنت دقیقا همین عبارت محمد بن عبد الوهاب را که گفته بود : یا أخی جبریل إن الله بغض أصحابی لعلی ، جستجو کردم . بنده می خواستم ببینم که این عبارت در کتاب های شیعه پیدا می شود یا خیر ؟ چندین سایت از سایت های وهابی ، این سؤال را مطرح کرده بودند که این عبارت آقای محمد بن عبد الوهاب در کجا نقل شده است ؟ ده نفر از آن ها کتاب ها را زیر و رو کرده بود تا این عبارت را پیدا کند ؛ اما این آقایان چیزی پیدا نکردند .

وقتی آقای محمد بن عبد الوهاب ، روایتی را از جیب خود در می آورد و به شیعه نسبت می دهد ، طبیعی است که در هیچ کتابی پیدا نمی شود . این هم دروغ بزرگ آقای محمد بن عبد الوهاب که در این کتاب به شیعه نسبت می دهد . البته در این زمینه زیاد است ؛ اما به همین اندازه اکتفا می کنم و ان شاء الله دروغ های بعدی ایشان را هم پخش خواهم کرد .

مجری :

کلیپ دوم از دروغ های آقای زغبی و از مبلغین وهابی مشهور است . ببینیم که ایشان چه دروغ خنده داری را به شیعه نسبت می دهد .

کلیپ ۲ )

زغبی، مبلغ وهابی مشهور :

تمام شیعیان به جز زیدیه به این ایمان دارند که رعد _ برخلاف برق _ هنگامی که در آسمان به وجود می آید ، صدای علی بن ابیطالب است . به همین دلیل وقتی یک شیعه در عراق یا مصر یا هر جایی که در آن شیعه وجود دارد ، وقتی صدای رعد را می شنود ، می گویند : سلام بر تو ای امیرالمؤمنین

وقتی صدای رعد را می شنود ، می گوید : سلام علیکم . به همین دلیل تمامی شیعیان به جز زیدیه ، وقتی در یک جایی راه می روند ، وقتی صدای رعد می شنوند ، می گویند : سلام بر تو ای امیرالمؤمنین

اما هنگامی که برق را می بینند ، می گویند این تازیانه است . الان معاویه و ابوبکر و عمر و عثمان در حال تازیانه خوردن هستند ، ای امیرالمؤمنین آن را زیاد کن .

این کار را تمام عوام شیعه و بزرگان آن ها و علمای آن ها انجام می دهند .

مجری :

این هم دروغ جالب و بسیار خنده دار از آقای زغبی بود . اگر کسی این قضیه را دیده ، در آخر برنامه به ما هم برسانند که واقعا در کجای دنیا ، کدام شیعه ای چنین کاری انجام داده که آقای ضغبی در این مورد ادعای اجماع می کند .

استاد یزدانی :

بنده این کلیپ را ندیده بودم . واقعا خنده دار است !! واقعا این آقایان خجالت نمی کشند که در یک برنامه زنده می گویند : بزرگان ، سادات و علمایشان این کار را انجام می دهند و چنین اعتقادی دارند و حتی اجماع تمام شیعه است که وقتی صدای رعد را می شنوند ، می گویند این صدای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) است و آن حضرت را صدا می کنند و مطالب و تهمت های دیگر که بیان می کند . این تهمت هایی که جز آبرو ریزی برای وهابیت و جز افتخار برای شیعه ، چیز دیگر نمی تواند باشد.

اما در ادامه تهمت های آقای محمد بن عبد الوهاب ، در صفحه ۴۵ از کتاب رساله فی الرد علی الرافضه می گوید :

مطلب إنکار خلافه الخلفاء

ومنها إنکارهم صحه خلافه الصدیق رضی الله عنه وإنکارها یستلزم تفسیق من بایعه واعتقد خلافته حقاً وقد بایعه الصحابه رضی الله عنهم حتى أهل البیت کعلی رضی الله عنه وقد اعتقدها حقاً جمهور الأمه واعتقاد تفسیقهم یخالف قوله تعالى : (کنتم خیر أمه أخرجت للناس)

مطلبی در مورد انکار خلافت خلفاء

از اشکالات و اشتباهات شیعه این است که صحت خلافت ابوبکر را انکار می کنند و انکار خلافت ابوبکر مستلزم تفسیق همه کسانی است که با ابوبکر بیعت کرده اند و اعتقاد دارند که خلافت ابوبکر حق است . تمام صحابه ؛ حتی اهل بیت مثل علی بن ابیطالب (علیه السلام ) با ابوبکر بیعت کردند .

در حالی که دروغ محض است . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) لحظه ای با ابوبکر بیعت نکرده ؛ حتی طبق روایت صحیح بخاری ، شش ماه بیعت نکرد و بعد از آن به ابوبکر گفت : بیا ، با تو مصالحه می کنم . بیعتی که به عنوان مصالحه است ، نه بیعتی که تو به عنوان خلیفه هستی !!

جمهور امت این را اعتقاد دارند و اعتقاد به فاسق بودن صحابه ، مخالف این آیه از قرآن است که می فرماید : کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ … آل عمران / ۱۱۰ ، است .

آقای محمد بن عبد الوهاب ! چرا ادامه آیه را نمی آورید ؟ شما بهترین امت هستید ، در چه صورتی ؟ در صورتی که امر به معروف و نهی از منکر کنید . اگر جرأت دارید ادامه آیه را هم بیان کنید تا منظور از بهترین امت چیست ؟ اما ایشان ادامه آیه را نیاورده و احتمالا بزغاله ای داشته که ادامه آیات را می خورد .

در ادامه برای این که خلافت ابوبکر را اثبات کند ، غیر از اجماع که یک دروغ محض است و ما این قضیه را به صورت مفصل ثابت کردیم و استاد عزیزمان ثابت کردند که هیچ اجماعی نبوده و تنها یک نفر ابوبکر را انتخاب کرده و آن هم عمر بن خطاب است . در مورد بقیه هیچ اجماعی وجود نداشته . حال سکوت کردن و جنگیدن ، یک مطلب است ؛ اما خیلی ها مخالفت کردند . ده ها نفر مخالف بودند . پس اجماعی وجود نداشته ، حداقل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) ، حضرت زهرا (سلام الله علیها) ، بسیاری از بنی امیه ، سعد بن عباده ، سلمان ، اباذر ، مقداد ، جابر بن عبدالله انصاری ، بلال بن حارث ، اسامه بن زید و … مخالف بودند. از این ها که بگذریم در بحث اجماع ایشان روایاتی را نقل می کند . اولین روایتی را که بیان می کند ، می گوید این بهترین روایت در اثبات خلافت ابوبکر ، این روایت است :

عن علی رضی الله عنه قال : ‘ دخلنا على رسول الله ص فقلنا : یا رسول الله استخلف علینا قال : إن یعلم الله فیکم خیراً یول علیکم خیرکم فقال علی رضی الله عنه : فعلم الله فینا خیراً فولى علینا خیرنا أبا بکر رضی الله عنه ‘ رواه الدارقطنی ، وهذا أقوى حجه على من یدعی موالاه علی رضی الله عنه …

از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نعوذ بالله که نقل شده باشد : ما بر پیامبر (صلی الله علیه وآله ) وارد شده و گفتیم : یا رسول الله ! برای ما یک نفر را خلیفه قرار بده . این چه کاری است که ما را به حال خودمان وا می گذاری . رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) فرمودند : اگر خداوند خیر شما را بخواهد ، یک نفر را برای شما انتخاب می کند .

باز از این روایت استفاده می شود که انتخاب الهی است و ربطی به مردم ندارد . امیرالمؤمنین (علیه السلام) در ادامه روایت می فرمایند :

من فهمیدم که ابوبکر بهترین ما بوده و خداوند او را برای ما انتخاب کرده .

اولا ، متن روایت خیلی منکر ، مخالف اعتقادات اهل سنت است و اساس مذهب اهل سنت را زیر سؤال می برد که انتخاب آن ها اصلا الهی نیست و مردم انتخاب کردند . مبنای مذهب اهل سنت این است . اگر مبنا را خراب کنند ، چیزی باقی نمی ماند . ما به این مسائل کاری نداریم و فقط می خواهیم دروغ های محمد بن عبد الوهاب را بیان کنیم و کار ما بحث مشروعیت خلافت ابوبکر نیست . ایشان روایت بیان کرده و می گوید :

این روایت را دار قطنی نقل کرده است . این قوی ترین حجتی است برای کسانی که مولاه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را دارند .

در این جا نکاتی باید تذکر داده شود . از جمله این که می گوید : روایت را دار قطنی بیان کرده و این قوی ترین حجتی است برای کسانی که مولات آن حضرت را دارند . اولا این روایت را دارقطنی نقل نکرده . بنده سنن دار قطنی و کتاب العلل آن را گشتم ؛ اما چنین روایتی در دار قطنی نبود . شاید من پیدا نکردم . محقق هم چنین روایتی را در کتاب دار قطنی پیدا نکرده است . در پاورقی می گوید :

اخرجه الحاکم رقم (۴۷۶۱ ) وهو ضعیف فی سنده موسی بن مطیر کذبه یحیی بن معین وقال ابو حاتم والنسائی وجماعه متروک کما فی المیزان .

 این روایت را حاکم در شماره ۴۷۶۱ نقل کرده . این روایت ضعیف است ؛ چون در سند آن موسی بن مطیر است که یحیی بن معین گفته او دروغگو است . ابو حاتم و نسائی و جماعتی راوی روایت را متروک می داند .

قوی ترین استدلال محمد بن عبد الوهاب این روایت است که از زبان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) توسط دار قطنی نقل شده که دار قطنی نقل نکرده و آقای حاکم نیشابوری آن را نقل کرده و در سند آن یک فرد دروغگو وجود دارد که قطعا دروغگو بوده و از زبان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) این دروغ را نقل کرده است .

گاف سومی که در این سه صفحه اول می دهد ، می گوید :

این قوی ترین حجت بر کسانی است که مولاه علی بن ابیطالب (علیه السلام ) را قبول دارند .

در این جا مولاه را به چه معنایی گرفته ؟ مولاه را در این جا به معنای خلافت گرفته . حال مگر موالاه از دیدگاه آقایان به معنای خلافت است ؟ احتمالا در این جا محمد بن عبد الوهاب ، حواسش جمع نبوده که این حرف را زده . محقق کتاب در پاورقی می گوید :

لعل الشیخ استعمل هذه الکلمه حسب السیاق والا فهی خلافه (ن) قال الشیخ یحیی احجوری (او لعله عنی بالموالاه الغلو فیه .

شاید شیخ این کلمه را به خاطر سیاق ، از مولاه استفاده کرده والا مقصود از مولاه ، خلافت است که در (ن ) آمده . شیخ یحیی احجوری گفته : شاید منظور ، غلو در مولاه باشد .

در این جا به دنبال توجیه این کلمه است و می گوید چون سیاق در مورد ولایت و امامت بوده ، کلمه مولا را به معنای ولایت گرفته .

در این جا اصلا بحث مولاه و محبت نیست ؛ بلکه بحث امامت است . شیعه اعتقاد به امامت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) دارد . علاوه بر این که آن حضرت را دوست دارند ، بحث امامت و خلافت است . این هم دروغ دیگری از محمد بن عبد الوهاب بود که نقل کردیم .

اما دروغ بعدی ، در صفحه بعد روایت دیگری را از ابن عباس بیان می کند :

وعن ابن عباس رضی الله عنه قال : جاءت امرأه إلى رسول الله ص تسأله شیئاً فقال : تعودین فقالت یا رسول الله إن عدت فلم أجدک تعرض بالموت فقال : إن جئت فلم تجدینی فأتی أبا بکر فإنه الخلیفه بعدی.

زنی نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) آمد و چیزی از حضرت خواست . زن از حضرت پرسید اگر من آمدم و شما نبودید به چه کسی مراجعه کنم ؟ حضرت فرمود : اگر آمدی و من نبودم ، نزد ابوبکر برو . چون ابوبکر خلیفه بعد از من است . این روایت را ابن عساکر نقل کرده است .

عجب روایتی !!! پیامبر (صلی الله علیه وآله ) علم غیب داشته یا خداوند به او گفته یا این که انتخاب کرده بوده ؟!!! هر کدام از این که باشد ، مشت محکمی به دهان محمد بن عبد الوهاب است . اگر رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) علم غیب داشته که شما علم غیب را کفر می دانید و می گویید : هر کس مدعی علم غیب باشد ، کافر است .

اگر بگویید : انتخاب کرده ، این مبنای شما را زیر سؤال می برد ؛ چون مبنای شما انتخاب و انتصاب نیست ، مبنای شما انتخاب مردم است نه انتصاب و انتخاب از طرف خدا و پیامبر (صلی الله علیه وآله ) .

حال ببینیم که این روایت قوی است یا ضعیف ؟ در پاورقی می گوید :

اخرجه ابن عساکر فی تاریخ مدینه دمشق فی ترجمه ابی بکر الصدیق رقم (۶۳۳۲ ) وهو ضعیف جدا وسنده فیه ضعفاء ومنهم غلام خلیل قال الذهبی فی المیزان کان یروی الکذب الفاحش ویری وضع الحدیث .

ابن عساکر در کتاب تاریخ مدینه دمشق در شرح حال ابوبکر شماره ۶۳۳۲ می گوید : روایت به شدت ضعیف است و در سند این روایت چندین نفر ضعیف وجود دارد ، از جمله آقای غلام خلیل که ذهبی در کتاب میزان الاعتدال خود گفته : ایشان دروغ های بسیار زشتی نقل کرده و نظرش این بوده که می توان روایت را جعل کرد و به جعل آن اعتقاد داشت .

روایت بعدی از عبد الله بن عمر است که می گوید :

رواه ابن عساکر وعن ابن عمر رضی الله عنهما قال : ‘ سمعت رسول الله یقول : یکون خلفی اثنا عشر خلیفه أبو بکر لا یلبث إلا قلیلا ‘ رواه البغوی بسند حسن .

از رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) شنیدم که گفتند : بعد از من دوازده خلیفه خواهند آمد که ابوبکر خلیفه می شود ؛ اما زیاد دوام نمی آورد .

این روایت را آقای بغوی با سند حسن نقل کرده است .

این روایت که نظر شیعه را ثابت می کند ، نه نظر اهل سنت را . این روایت می گوید باید خدا و پیامبر (صلی الله علیه وآله ) انتخاب کند . در صورتی که شما می گویید پیامبر (صلی الله علیه وآله ) ابوبکر را انتخاب کرده ؛ اما ما می گوییم نه پیامبر (صلی الله علیه وآله ) امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را انتخاب کرده . در پاورقی محقق می گوید :

ابوالقاسم بغوی در معجم الصحابه و طبرانی در معجم کبیر و اوسط و ابو نعیم اصبهانی در معرفه الصحابه و ابن عدی در الکامل در شرح حال عبد الله بن صالح کاتب اللیث این روایت را نقل کرده و گفته این روایت ضعیف است ؛ چون در سندش ، ربیعه بن سیف المغافری است که بخاری در مورد او گفته : ایشان همیشه روایات مرسل را نقل می کرده ، همان طور که در میزان الاعتدال آمده .

مقطع اول حدیث صحیح است که بعد از من دوازده خلیفه خواهد آمد که در صحیح بخاری و مسلم هم آمده است .

ما هم مقطع اول را قبول داریم . جالب است این مطلب خیلی به کار ما می آید . در هفته های آینده خواهیم گفت که یکی از اشکالاتی که می گویند کفر شیعه را ثابت می کند این است که شیعه معتقد است که بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله ) ، فقط دوازده خلیفه خواهد آمد . در آن جا می گوید این اعتقاد کفر است ؛ اما در این جا خودش به روایتی استدلال می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله ) می فرماید : بعد از من دوازده خلیفه خواهد آمد . ان شاء الله به آن قسمت رسیدیم باز هم این روایت را نشان خواهیم داد .

در ادامه روایات دیگری هم بیان می کند که همه این روایات از نظر سندی مشکل دارند از جمله این روایت که می گوید :

وعن حذیفه رضی الله عنه قال قال رسول الله ص : ‘ اقتدوا بالذین بعدی أبی بکر وعمر رضی الله عنهما ‘ رواه أحمد والترمذی وحسنه ابن ماجه والحاکم وصححه ورواه الطبرانی عن أبی الدرداء والحاکم عن ابن مسعود وعن حذیفه رضی الله عنهما قال قال رسول الله ص : ‘ إنی لا أدری ما قدر بقائی فیکم فاقتدوا بالذین من بعدی أبی بکر وعمر رضی الله عنهما ، وتمسکوا بهدی عمار وما حدثکم ابن مسعود فصدقوه ‘ رواه أحمد وغیره .

این روایت را احمد و ترمذی نقل کرده و گفته اند : حسن است . ابن ماجه و حاکم نقل کرده و گفته: روایت صحیح است . طبرانی از ابی درداء و حاکم از ابن مسعود نقل کرده است .

در پاورقی صفحه بعد در باره این روایت می گوید :

ابن ماجه و احمد و ترمذی و حاکم از طریق ربعی بن حراش از حذیفه نقل کرده . در صورتی که ربعی از حذیفه روایتی نشنیده .

پس روایت منقطع است و این روایت هم دروغ است .

همان طور که مناوی در فیض القدیر و روایت از ابن مسعود برای ابن حاکم ، ترمذی و طبرانی در الکبیر از طریق اسماعیل بن ابراهیم بن سلمه بن کهیل نقل کرده است . در صورتی که یحیی بن سلمه و پسرش اسماعیل وجود دارد که هر دو متروک هستند و ابراهیم بن سلمه هم ضعیف است همان طور که در تقریب التهذیب آمده و همان طور که استاد ما آقای مقبل هادی الوادعی (مفتی وهابی یمنی ) در کتاب احادیث معلقه ظاهرها الصحه این روایت را آورده و تضعیف کرده است .

روایت عبد الله بن مسعود هم منقطع است و هر دو روایت را که به عنوان شاهد آورده ، ضعیف است و نمی تواند این روایت را ثابت کند .

روایت بعدی از انس بن مالک نقل کرده :

وعن أنس قال قال رسول الله ص : ‘ اقتدوا بالذین بعدی أبی بکر وعمر رضی الله عنهما واهتدوا بهدی عمار وتمسکوا بعهد ابن مسعود ‘ رواه ابن عدی .

نعوذ بالله ، پیامبر (صلی الله علیه وآله ) فرموده باشند : به کسانی بعد از من اقتدا کنید از جمله این ها ابوبکر و عمر … این روایت را ابن عدی نقل کرده است .

محقق در پاورقی می گوید :

این روایت را ابن عدی در الکامل از طریق عمرو بن هرم از انس نقل کرده که او از طبقه ششم است ، طبقه ششمی که هرگز صحابه را ندیده اند .

طبقه ششم تقریبا ۱۸۰ سال بعد بودند . یعنی شش طبقه با عصر صحابه اختلاف داشتند . اگر هر طبقه را ۳۵ سال حساب کنیم ، خیلی زیاد می شود و اصلا نمی توانسته صحابه را دیده باشد . پس این روایت هم منقطع و ضعیف است . تا این جا تک تک روایاتی که محمد بن عبدالوهاب برای اثبات خلافت ابوبکر می آورد ، به شدت ضعیف هستند .

روایت بعدی هم از انس نقل شده که گفت :

 عنه بعثنی بنو المصطلق إلى رسول الله ص أن أسأله إلى من ندفع صدقاتنا بعدک فقال : ‘ إلى أبی بکر ‘ رواه الحاکم .

پیامبر (صلی الله علیه وآله ) مرا به قبیله بنی مصطلق فرستاد که از آن ها صدقه بگیرم . از ایشان سؤال کردیم که بعد از شما صدقات را به چه کسی بدهیم ؟ فرمودند : به ابوبکر . این روایت را حاکم نقل و آن را تصحیح کرده است .

در پاورقی می گوید :

این روایت را حاکم نقل کرده و در سندش نصر بن منصور مروزی وجود دارد . که شیخ مقبل هادی الوادعی این شخص را جزء اوهام آورده و آقای ذهبی هم ایشان را تأیید نکرده . همان طور که در مستدرک ذیل این حدیث است که می گوید : در حدیث انس نصر بن منصور است که من ندیدم کسی او را توثیق کرده باشد .

روایت بعدی را از بخاری و مسلم نقل می کند . درست است که روایت در صحیح بخاری آمده ؛ اما اشکالی الا ابابکر در بخاری نیامده و فقط در مسلم آمده است و این هم اشکالی است که وجود دارد . روایت در بخاری به یک صورت آمده و در مسلم به صورت دیگری بیان شده است . البته محقق به این اشکال اشاره می کند .

اگر بخواهیم بحث کنیم و بحث ما هم مشروعیت خلافت ابوبکر باشد ، همین روایت نه تنها مشروعیت خلافت را ثابت نمی کند ؛ بلکه خلاف آن را ثابت می کند .

روایت بعدی از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است که فرمودند :

عن علی رضی الله عنه قال : قال لی رسول الله ص : سألت الله أن یقدمک ثلاثا فأبى الله إلا تقدیم أبی بکر ‘ وفی روایه زیاده : ‘ ولکنی خاتم الأنبیاء وأنت خاتم الخلفاء ‘ رواه الدارقطنی والخطیب وابن عساکر .

رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) به من گفت : من از خداوند سه بار خواستم که تو را مقدم کند (یعنی خلافت به تو برسد ) اما خداوند هر سه بار با من مخالفت کرد و گفت فقط ابوبکر .

چرا این مطلب را خداوند در قرآن بیان نکرده ؟ چرا شما انتخاب نکردی ؟ چرا نگفتی ؟

می گوید : در روایت زیادی است و آن این است که خداوند گفت : فقط ابوبکر . پیامبر (صلی الله علیه وآله ) در خاتمه گفت : من خاتم پیامبران هستم و به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) گفت : تو خاتم خلفاء هستی . این روایت را دار قطنی و ابن عساکر و خطیب نقل کرده اند .

حال ببینیم که این روایت چگونه است ؟ محقق در پاورقی می گوید :

دار قطنی این روایت را در الافراد نقل کرده ، همان طور که شوکانی در الفوائد المجموعه فی الاحادیث الموضوعه ، فایده های جمع شده درباره احادیث جعلی ، نقل کرده است .

اساسا منبعی که روایت را از آن نقل کرده ، کتابی است که مخصوص احادیث جعلی است .

خطیب در تاریخ بغداد در شرح حال عمر بن محمد بن الحکم و ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق و ابن جوزی در علل المتناهیه نقل کرده و گفته : این روایت از رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) صحیح نیست ؛ چون علی و یحیی که در سند این روایت وجود دارد ، هر دو مجهول هستند .

روایت بعدی شاید جالب تر و صحیح باشد . این روایت از سفینه خادم رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) نقل شده :

زمانی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) می خواست مسجد بسازد ، سنگی گذاشت . به ابوبکر گفت : بیا سنگ خود را کنار سنگ من بگذار . به عمر هم گفت که سنگت را کنار سنگ ابوبکر بگذار .

عثمان کجا بود ؟ احیانا ایشان اصلا سنگی نیاورده بود و در کناری ایستاده بوده !!! امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) کجا بودند ؟ ایشان هم سنگ نیاورده بودند ؟

سپس گفت : این دو نفر که سنگ خود را در کنار سنگ من گذاشتند ، خلفای بعد از من هستند . این روایت را ابن حبان نقل کرده . ابوزرعه هم گفته : سند روایت قوی است و هیچ اشکالی ندارد . حاکم هم نقل و آن را تصحیح کرده . هم چنین بیهقی هم این روایت را نقل کرده است .

بینندگان عزیز ، آقایان وهابی ! خوب دقت کنند و امام خود را بشناسند که چقدر کذاب و دروغگو است .

اولا ، ابو زرعه را پیدا کنید که گفته باشد : سند روایت قوی است و هیچ اشکالی ندارد . بنده که نتوانستم پیدا کنم . محقق کتاب هم نتوانسته پیدا کند . شما طرفداران آقای محمد بن عبد الوهاب این را پیدا کنید . شاید در کتاب که هنوز چاپ نشده ، پیدا کنید .

محقق در پاورقی می گوید :

این روایت را ابن حبان نقل کرده ؛ اما در کتاب المجروحین در شرح حال حشرج بن نباته .

کتاب المجروحین که کتاب ضعفای ایشان است . روایت را در این کتاب نقل کرده تا بگوید این روایت دروغ و جعلی است . با این که محمد بن عبد الوهاب می داند که در چه کتابی نقل شده ، به آن استدلال می کند .

حاکم نیشابوری هم در مستدرک ، روایت ۴۳۴۳ نقل کرده است .

این دروغ محضی است که محقق کتاب بیان کرده است . اصلا چنین روایتی در مستدرک حاکم وجود ندارد . بنده برای این که به صورت دقیق جسجو کنم ، آن را در مکتبه شامله جستجو می زنم . مکتبه شامله ای که خود عربستان سعودی نوشته است .

بنده کتاب المستدرک علی الصحیحین را در مکتبه شامله پیدا کرده و کلمه حجرک را که در روایت آمده ، جستجو می کنم . چنین روایتی اصلا وجود ندارد . یک روایتی نمایش داده می شود که اصلا ربطی به این قضیه ندارد . پس این روایت کاملا دروغ است و حاکم اصلا چنین روایتی را نقل نکرده ، چه برسد به این که تصحیح کرده باشد .

حال کلمه حجری را جستجو کنم ، شاید این روایت پیدا شود . چند روایت نمایش داده می شود که هیچ ارتباطی به بحث ما ندارد . اگر سخن محقق را درست فرض کنیم که گفته بود روایت ۴۳۴۳ در المستدرک آمده ، رقم روایت را جستجو می زنیم . باز هم روایتی می آید که اصلا ربطی به این قضیه ندارد. پس هم خود محمد بن عبد الوهاب دروغ گفته و هم محقق کتاب . یعنی محقق کتاب جز این چاره ای ندارد . اگر بخواهد بگوید همه این روایات دروغ است و واقعا وجود خارجی ندارد ، آبروی محمد بن عبد الوهاب که در واقع آبروی کل وهابیت است ، می رود .

آقایان وهابی ، اگر این روایت واقعا در المستدرک حاکم وجود دارد و آن را تصحیح کرده ، پیدا کنند و به ما نشان دهند . در ادامه مطالب پاورقی می گوید :

ابن جوزی در العلل المتناهیه فی الاحادیث الواهیه ، علت های متناهی در احادیث واهی و دروغی و جعلی ، نقل کرده . این روایت اصلا درست و ثابت شده نیست ؛ چون در سند آن حشرج بن نباته وجود دارد که ذهبی در المیزان خود گفته . ابن معین و احمد او را توثیق کرده ؛ اما ابو حاتم گفته به این روایت ، احتجاج نمی شود . نسائی هم گفته : این روایت قوی نیست ….

بخاری در الضعفاء گفته : این روایات پذیرفته نمی شود ؛ چون امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و عمربن خطاب هر دو گفتند که پیامبر (صلی الله علیه وآله ) اصلا خلیفه انتخاب نکرد .

محمد بن عبد الوهاب ، رساله فی الرد علی الرافضه ، با تحقیق ابوبکر عبد الرزاق بن صالح بن علی النهمی ، چاپ صنعا در یمن ، ص ۴۳ تا ۵۰

همین مطلب تمام روایاتی را که محمد بن عبد الوهاب به آن استدلال کرده بود را زیر سؤال می برد و ثابت می کند که همه این روایات درست نیست .

دروغ های زیادی دیگری هم هست که در هفته های آینده صفحه به صفحه کتاب محمد بن عبد الوهاب را بررسی می کنیم . تا این جا از صفحه ۴۳ تا صفحه ۵۰ بررسی شد . حداقل در هر صفحه یک دروغ و سه گاف داشت و این که به روایات جعلی و موضوع برای خلافت ابوبکر استدلال کرده بود .

واقعا می شود به این شخص ، امام و صاحب مذهب گفت ؟!!! بنده بعضی از علمای وهابی را که می بیند و به بی سوادی آن ها پی می برد ، تعجب می کند . اما وقتی این کتاب محمد بن عبد الوهاب را دیدم خدا را شکر کردم که ما در چه مذهبی هستم و این امام وهابی ها چقدر بی سواد است !!! می خواهد یک مطلب را ثابت کند ، آن هم با چه روایات ضعیفی !!!

واقعا چقدر مذهب این ها سست است و خانه عنکبوت به تمام معنا می توان نامید که با یک فوت ساده هم این خانه و این مذهب از پایه و اساس خراب و نابود می شود .

مجری :

کلیپ بعدی ، از دروغ های آقای عرعور ، از وهابیون و سلفی های مشهور که از تکفیرها و گروه های تروریستی بسیار حمایت می کنند ، است .

کلیپ ۳ )

عرعور ، از وهابی ها و سلفی های مشهور :

امر بسیار عجیب و غریب از جانب برادران بزرگوار شیعه ، که بدان توجه نمی کنند ، آن است که یکی از شیوخ آنان می گوید : خداوند واحد نیست و آن ها سکوت می کنند . می گوید : حسین از خداوند بزرگتر است و آن ها سکوت می کنند .

اگر تو عمل نکاح متعه را انجام ندهی ، در نزد شیعه منافق و کافر به حساب می آیی ؛ چرا که (طبق حدیث ) هر کس نکاح متعه نکند ، از ما نیست .

به خدا سوگند ما هرگز دروغ نگفته ایم و دوست نداریم دروغ بگوییم . در حالی که خداوند آن را بر ما حرام کرده است .

مجری :

این هم آقای عرعور بود . البته از چیز های عجیب این بود که در ابتدای کلیپ ایشان گفتند : برادران بزرگوار شیعه !!! اما بعد معلوم شد برای این که دروغ خود را به صورتی القاء کنند ، این لفظ را به کار بردند والا ایشان بسیار فحاش و هتاک هستند که شاید نظیر ایشان در شبکه های فارسی جز آقای ملازاده را پیدا نکنید که از دوستداران ایشان هستند .

استاد یزدانی :

واقعا اگر بخواهید ایشان را با آقای ملازاده مقایسه کنید ، توهینی به آقای ملازاده است ؛ چون این کارشناس وهابی بسیار فحاش و بی ادب است و بسیار رکیک حرف می زند و کل این مسائلی که در سوریه اتفاق افتاده ، یک سر آن به این آقا برمی گردد و سر دیگر آن به آقای دمشقیه بر می گردد .

این شخص از دروغگوهای بزرگ و مشهور است . ببینید که چه دروغ های بزرگی را مطرح می کند که شیعیان امام حسین (علیه السلام) را از خداوند بزرگتر می دانند یا این که خداوند همسر دارد . کدام شیعه ای تا به حال چنین مطالبی را بیان کرده است و به آن معتقد است ؟!!!

این مطالب اصلا قابل نقد نیست . همین که این کلیپ ها را پخش می کنیم ، برای آبرو ریزی آن ها کفایت می کند . این که می گوید : هر کس متعه نکند از دیدگاه شیعه کافر و منافق است ، شما در کدام کتاب شیعه چنین مطلبی را دیده اید ؟ متعه یک امر مستحب است ، اگر کسی چنین مستحبی را انجام ندهد ، چه کسی گفته کافر و منافق می شود .

این هم از دروغ هایی است که آقای عرعور می گوید . آقایان این قدر دروغ گفته اند که برایشان عادی شده است .

تماس بینندگان

بیننده : آقای امیری از ارومیه – اهل سنت

بنده می خواستم در مورد کتاب آقای کلینی دو نکته بگویم . شما که این همه در مورد کتاب های اهل سنت صحبت می کنید ، دو مورد هم در مورد کتاب های خودتان هم صحبت کنید .

استاد یزدانی :

آقای امیری عزیز ! ما چه زمانی در مورد کتاب های اهل سنت صحبت کردیم ؟ کتاب رساله فی الرد علی الرافضه ، کتاب محمد بن عبد الوهاب است یا کتاب آقایان اهل سنت است ؟

بیننده :

فرقی نمی کند ، ایشان هم اهل سنت هستند .

استاد یزدانی :

محمد بن عبد الوهاب اهل سنت نیست . شما ایشان را اهل سنت می دانید ؟ شما مقلد چه کسی هستید ؟

بیننده :

بله ، ایشان اهل سنت هستند . من شافعی هستم .

استاد یزدانی :

محمد بن عبد الوهاب می گوید هر کس مقلد شافعی باشد ، کافر است .

بیننده :

عقیده آن ها این هست .

استاد یزدانی :

ایشان عقیده اش این است که شما را کافر می داند .

بیننده :

شما هم در کتاب های خود دارید که آقای قمی می گوید قرآن کریم ، تحریف شده .

استاد یزدانی :

ما چنین مطلبی نداریم . شما اگر در کتاب های ما این مطلب را دیدید ، به ما هم نشان دهید . اصلا استناد کتاب تفسیر قمی به علی بن ابراهیم ثابت نیست و در همان کتاب هم آمده است .

بیننده :

آقای کلینی هم می گوید : قرآن کریم هفده هزار آیه است .

استاد یزدانی :

در بخاری هم آمده که قرآن تحریف شده . عمر بن خطاب هم می گوید : قرآن یک میلیون حرف است ، در حالی که قرآن کریم سیصد هزار حرف بیشتر نیست .

بیننده :

من چنین چیزی در کتاب های اهل سنت ندیدم .

استاد یزدانی :

در کتاب های اهل سنت وجود دارد و من می توانم آن را به شما نشان دهم ؛ اما ورود به بحث تحریف قرآن نه به نفع بنده است و نه به نفع شما ؛ بلکه به ضرر هر دو نفر ما است . چون اگر شما یک روایت از کتاب کافی بر تحریف قرآن بیاورید ، من دو روایت از صحیح بخاری و صحیح مسلم می آورم . شما در تحریف قرآن کریم کتاب نوشته اید که الان موجود است . آقای ابو داوود سجستانی در کتاب المصاحف خود هشتصد روایت آورده و چاپ می شود و ما هم آن کتاب را داریم .

بیننده :

بنده هم همین را می گویم که بین اهل سنت و شیعه فرقی نیست . شما که بین اهل سنت اختلاف ایجاد می کنید ، کار خوبی نیست . یک بار از کتاب محمد بن عبد الوهاب نشان دادید که به عمر و ابوبکر و عثمان فحش داده .

استاد یزدانی :

بنده نشان دادم . چه زمانی این مطلب را نشان دادم ؟ می توانید دقیقا بگویید که چه چیزی نشان دادم ؟

بیننده :

شما مدتی قبل از کتاب محمد بن عبد الوهاب نشان دادید که گفته هر سه این ها ، زنا کار هستند .

استاد یزدانی :

بنده واقعا تعجب می کنم . اصلا چه زمانی این حرف را زدم ؟!!! درست است که محمد بن عبدالوهاب ، دروغگو بود و صدها دروغ در کتابش گفته که ما تک تک آن ها را نشان خواهیم داد ؛ اما بنده چنین حرفی را نزدم . اگر چنین مطلبی باشد که خیلی خوب می شود و ما آن را صدها بار در شبکه نشان می دادیم .

اگر شما چنین مطلبی را از یکی از کارشناسان شبکه ولایت شنیده بودید که بیان کرده و آدرس داده ، ما حاضریم ده میلیون تومان به شما بدهیم . چنین مطلبی دروغ محض است و هیچ کدام از کارشناسان شبکه مطرح نکردند .

بیننده :

یعنی شما می گویید چنین مطلبی را نگفته اید ؟؟

استاد یزدانی :

نه ، بنده نگفتم . تمام مطالبی که در شبکه و در تمام برنامه ها می گویم ، بلا استثناء تایپ می شود و در سایت شبکه ولایت موجود است . بینندگان عزیز همین کلمه را جستجو بزنید ، فورا متوجه می شوند که اگر بنده چنین مطلبی را در فلان برنامه ، فلان تاریخ و فلان دقیقه گفته باشم همراه با فیلم همان برنامه ، می توانید آن را پیدا کنید و این دروغ محض است .

مجری :

آقای امیری ! نظر شما در مورد دروغگویی های محمد بن عبد الوهاب چیست ؟

بیننده :

من کتاب های ایشان را زیاد مطالعه نکردم . اما این را می گوییم که با این صحبت ها بین شیعه و سنی تفرقه ایجاد می شود .

مجری :

به نظر شما آقای محمد بن عبد الوهاب یک عالم سنی بوده ؟

بیننده :

بله ، سنی بوده .

مجری :

یعنی هم سنی بوده و هم اهل سنت و هم اشاعره را تکفیر کرده ؟

بیننده :

نه این طور نیست . به هر حال مسلمان بوده .

مجری :

اکثر اهل سنت اشعری هستند ، وقتی محمد بن عبد الوهاب اکثریت اهل سنت را تکفیر می کند ، آیا می توان گفت که خود ایشان هم سنی بوده ؟

استاد یزدانی :

ما در این جا کلیپ پخش کردیم که شبکه های وهابی گفته بودند هر کس تقلید کند ، گاو ، الاغ ، میمون و گوسفند است . بحث شما با وهابیت به این حد رسیده و از کافر بودن هم گذشته . ما تا این جا ۷۵ برنامه رفتیم که تفاوت های اهل سنت با وهابیت را گفتیم . مثل این که شما برنامه های ما را ندیدید .

بیننده :

این مطالب باعث فتنه بین اهل سنت می شود .

استاد یزدانی :

این که ما علیه محمد بن عبد الوهاب صحبت می کنیم ، باعث فتنه می شود ؟ ما از شما تشکر می کنیم . بحث ما با شما به نتیجه ای نمی رسد .

بیننده : رضا از بشاگرد _ اهل سنت

بنده می خواستم در مورد دو مطلب صحبت کنم . یکی این که مقام صحابه رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) مقام والایی داشتند . این ها شاگرد مکتب نبوی هستند و به همین خاطر است که رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) دارای مکارم اخلاق و فضائل زیادی هستند . اما شما معمولا در برنامه های خود به گونه ای در مورد این ها صحبت می کنید که وقتی انسان می شنود ، فکر می کند که این ها اشخاص معمولی بودند . مثلا در مورد ابوبکر ، شما هیچ وقت نمی گویید ابوبکر صدیق . در صورتی که ابوبکر صدیق جزء آن ده نفری هستند که پیامبر (صلی الله علیه وآله ) به آن ها وعده بهشت داده .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! شما شب گذشته برنامه استاد قزوینی را دیدید ؟

بیننده :

نه ، متأسفانه ندیدم .

استاد یزدانی :

چون شما برنامه ها را نمی بینید ، این گونه قضاوت می کنید . دیشب استاد ما در مورد صحابه از دیدگاه شیعه ، به صورت مفصل در مدح صحابه صحبت کردند ؛ اما نه کل صحابه ، صحابه منتخب را . شما می توانید برنامه استاد ما را در سایت شبکه نگاه کنید و بعد از آن قضاوت کنید . این که ما چرا صدیق نمی گوییم ، دلیلش روایات صحیحی است که در منابع شما آمده که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) می فرماید : هر کس بعد از من بگوید صدیق است ، او دروغگو است .

بنده روایت آن را خدمت شما نشان می دهم .

بیننده :

یعنی حضرت علی (علیه السلام ) چه کسی را گفته ؟

استاد یزدانی :

هر کس به غیر از من صدیق بگوید ، دروغگو است .

بیننده :

یعنی حضرت علی (علیه السلام ) فقط صدیق بوده ؟

استاد یزدانی :

بله ، صدیق لقب مخصوص امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است و هیچ کس غیر از آن حضرت این لقب را نداشته .

بیننده :

خود مسلمانان این حرف را می زنند . الان یک و نیم میلیون اهل سنت دنیا به ابوبکر ، ابوبکر صدیق می گویند .

استاد یزدانی :

این روایت در منابع شما است ، بنده کاری نمی توانم انجام دهم . روایت صحیح در کتاب مصنف ابن ابی شیبه آمده :

حدثنا عبد الله بن نمیر عن العلاء بن الصالح عن المنهال عن عباد بن عبد الله قال سمعت علیا یقول انا عبد الله وأخو رسوله وأنا الصدیق الأکبر لا یقولها بعدی إلا کذاب مفتر ولقد صلیت قبل الناس بسبع سنین .

 عبد الله بن نمیر از علاء بن صالح از منهال از عباد بن عبد الله نقل می کند که از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) شنیدم که همیشه می گفت : من بنده خدا و برادر رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) هستم و من صدیق اکبر هستم . کسی بعد از من این صفت صدیق بودن را نمی گوید ، مگر دروغگویی که افتراء می زند .

مصنف ابن ابی شیبه ، ج ۶ ، ص ۳۶۸

در سنن ابن ماجه ، یکی از صحاح سته شما همین روایت آمده .

بیننده :

من زیاد با احادیث آشنا نیستم ؛ اما این را می دانم که تمام مسلمان ها یعنی یک و نیم میلیون مسلمان اهل سنت به ابوبکر ، ابوبکر صدیق می گویند و این لقب را داده اند .

مجری :

برادر من ! اکثریت که دلیل بر حقانیت نیست . در خود قرآن کریم در خیلی از جاها ، اکثریت را رد کرده .

استاد یزدانی :

این روایت هم در منابع شما است و ما قضاوت را به عهده شما می گذاریم .

بیننده :

استاد عزیز ! این ها همه بزرگوار بودند . مشکل شما این است که فقط حضرت علی (علیه السلام ) را انسان بزرگوار و خوب می دانید .

استاد یزدانی :

نه این طور نیست ، ما روایت صحیح از امام صادق (علیه السلام ) داری که دوازده هزار نفر از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) همه انسان های خوبی بودند و همه آن ها هم اهل بهشت می باشند .

بیننده :

حرف ما هم همین است . اهل بیت رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) و صحابه ایشان همه انسان هاب بزرگواری بودند .

استاد یزدانی :

نه همه صحابه ، در بین صحابه کسانی بودند که بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله ) مرتد شدند . شما این ها را هم قبول دارید ؟

بیننده :

من بعید می دانم چنین کسانی در بین صحابه بوده باشند .

استاد یزدانی :

عثمان توسط چه کسی کشته شد ؟ توسط صحابه کشته شد . شما آن ها را هم قبول دارید ؟

بیننده :

فکر می کنم توسط پیروان عبد الله بن سبأ کشته شد .

استاد یزدانی :

عبد الله بن سبأ کجا بود ، عثمان توسط صحابه کشته شد . بنده مستندات آن را خدمت شما نشان خواهم داد .

استاد یزدانی :

در کتاب الاصابه فی تمییز الصحابه ، تألیف ابن حجر عسقلانی ( بزرگترین عالم رجالی تاریخ اهل سنت است و این هم از بهترین کتاب هایی است که شرح حال صحابه را بیان کرده ) جلد ۵ ، صفحه ۴۲۲ می گوید :

وروى بن عساکر من طریق متعدده أن مروان بن الحکم هو الذی رماه فقتله منها وأخرجه أبو القاسم البغوی بسند صحیح عن الجارود بن أبی سبره قال لما کان یوم الجمل نظر مروان إلى طلحه فقال لا أطلب ثأری بعد الیوم فنزع له بسهم فقتله وأخرج یعقوب بن سفیان بسند صحیح عن قیس بن أبی حازم أن مروان بن الحکم رأى طلحه فی الخیل فقال هذا أعان على عثمان فرماه بسهم فی رکبته فما زال الدم یسیح حتى مات …

ابن عساکر این روایت را از طرق مختلف نقل کرده که مروان بن حکم ، همان کسی بود که طلحه را کشت و به او تیر زد .

 ابو القاسم بغوی با سند صحیح از جارود بن ابی سبره نقل می کند که وقتی روز جمل شد ، مروان به طلحه نگاه کرد و گفت : بعد از این من خون خواه عثمان نخواهم بود و تیری انداخت و طلحه را کشت .

یعقدوب بن سفیان با سند صحیح از قیس بن ابی حازم نقل کرده که مروان طلحه را در لشگر گاه دید و گفت : این همان کسی است که علیه عثمان همکاری کرد تا کشته شود . بعد تیری انداخت که به زانوی او خورد و به قدری از طلحه خون رفت تا این که کشته شد .

ابن حجر عسقلانی ، الاصابه ، ج ۵ ، ص ۴۲۲

روایات بعدی هم همه با سند های صحیح هستند که طلحه بن عبید الله ، همان کسی که این آقایان می گویند بشارت داده شده که به بهشت خواهد رفت ، از قاتلین عثمان بوده ، آن ها با سند های صحیح . ابن حجر عسقلانی هم هیچ اشکالی به سند روایت وارد نمی کند ؛ بلکه سند روایت را تصحیح می کند که طلحه بن عبید الله کسی که از در جنگ بدر ، احد ، احزاب ، صلح حدیبیه و دیگر جنگ ها حضور داشته و از کسانی است که در قتل عثمان شرکت داشته .

همین طور سند صحیح وجود دارد که عمرو بن حمق خزاعی از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله ) ، محمد بن ابوبکر که پسر خلیفه اول است ، از کسانی بوده که در قتل عثمان شریک بوده . افراد متعدد دیگری که در سایت تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) در باره این قضیه ، مقاله مفصلی وجود دارد که قاتلین عثمان از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله ) بودند .

در برنامه استاد قزوینی هم این مسأله به صورت مفصل بررسی شده که متن آن ها در سایت موجود هست و بینندگان عزیز می توانند آن را مشاهده کنند .

بنابراین قاتلین عثمان صحابه بودند . اگر همه صحابه انسان های خوبی هستند ، پس قاتلین عثمان هم انسان های خوبی هستند . اگر نه ، همه صحابه خوب نیستند و فقط عده ای از آن ها انسان های خوبی هستند ، ما هم همین را می گوییم . همه صحابه خوب نیستند ، آن هایی خوب هستند که با پیامبر (صلی الله علیه وآله ) بودند و بعد از آن حضرت هم بر پیمانی که با ایشان بسته بودند ، ماندند و با همان عهد و پیمان هم از دنیا رفتند . هشتصد نفر از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله ) از کسانی که در بیعت رضوان بودند ، در جنگ جمل تحت رکاب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) می جنگیدند . ۲۵ نفر از اصحاب بدری که باقی مانده بودند ، در رکاب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) در جنگ جمل و جنگ صفین شرکت داشتند .

این ها واضح است که ما صحابه را دوست داریم ، مگر امکان دارد ما صحابه را دوست نداشته باشیم ؛ اما آن صحابه ای که واقعا صحابه بودند و بر عهد و پیمان خودشان باقی ماندند .

بیننده : حسین از کرج – شیعه

بنده می خواستم چند نکته بیان کنم . این آقای وهابی ، رعد و برق را گفتند ، وقتی باران آمده چه بگوییم ؟

استاد یزدانی :

باران رحمت الهی است ، هرچه هست از جانب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) است ؛ چون واسطه فیض ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) است .

بیننده :

بنده این مطلب را به عنوان مزاح بیان کنید .

بیننده : محمد از ارومیه – اهل سنت

بنده به این برادر اهل سنتی که تماس گرفتند و گفتند که وهابی ها هم اهل سنت هستند ، می گویم که ما شافعی هستیم و به هیچ عنوان با وهابیت یکی نیستیم . لطفا اهل سنت را زیر سؤال نبرید . چیزی را که نمی فهمید ، تحقیق کنید تا بدانید که از کدام گروه هستید .

استاد یزدانی :

حرف ما هم همین است که اهل سنت یک طرف و وهابیت طرف دیگر هستند . ما تا به حال ۷۵ برنامه رفتیم که بین اهل سنت و وهابیت ، تفاوت قائل باشیم که اهل سنت اعتقادشان این است و وهابیت ، اعتقادش چیز دیگر است .

بیننده :

ما به هیچ وجه وهابی نیستیم و به وهابی هم معتقد نیستیم .

بیننده : آقای ابراهیم نژاد از زند کرمان _ شیعه

بنده شهادت شیخ نمر را به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) و شیعیان آزاده تسلیت عرض می کنم . این وهابی ها و سلفی های از خدا بی خبر ، هنوز از شهادت شیخ حسن شحاته درس نگرفتند . مگر ندیدند که خون این شیخ مظلوم در مصر چگونه بساط این وهابی ها و سلفی ها را بر هم زد و امروزه زیر حکم اعدام هستند و چه اتفاقاتی افتاد . خون به ناحق ریخته شیخ نمر ، بساط این یهودیان و این آل سعود ملعون را به هم می ریزد .

شبکه های وهابی از شیخ نمر کلیپ درست کردند که این شیخ ، معاویه و یزید را لعن می کرده . بنده می خواهم بگویم اگر جرم شیخ نمر ، لعن به یزید و معاویه است ، شما هر کدام از ما شیعیان را ببینید ، سر ما را می برید . وهابی هایی که ما شیعیان را تکفیر می کنند ، ببینید که خداوند را چگونه تفسیر می کنند ؟ خداوند آن ها جوان و ریش دار و الاغ سوار است و در روز قیامت ، پایش را در آتش جهنم می کند. نصف بدن او از اسب بیرون زده . این خدای وهابی ها است .

حال پیامبرشان را ببینیم که چه کسی است ، پیامبرشان با شیطان در ارتباط است . کتاب آیات شیطانی که سلمان رشدی نوشت ، از کدام احادیث و روایات است که امروز قرآن و مسلمان ها را زیر سؤال برده است . پیامبری که در حالت جنب نماز می خواند ، ایستاده ادرار می کند ، همسرش را در مجلس لهو و لعب می برد . این پیامبر شما وهابی ها است .

بیننده قبلی در مورد لقب صدیق گفت . برادران عزیز ! روایات در کتاب های خودتان است که اولین بار علمای یهود لقب صدیق اکبر و فاروق اعظم را به خلفا نسبت دادند . بنده از استاد یزدانی تقاضا دارم که آدرس این روایت را که برای اولین بار علمای یهود این دو لقب را به خلفاء نسبت دادند را بیان کنند .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! متأسفانه موضوع برنامه ما این بحث نیست . موضوع برنامه ما وهابیت است . اگر بنده الان وارد این مباحث شوم ، کل برنامه ، مسیرش تغییر می کند و این به صلاح بنده نیست .

بیننده : محمد از آلمان _ شیعه

بنده به این برادری که وهابیت را با اهل سنت یکی می داند ، می گویم که شما اهل مطالعه نیستید. اگر اهل مطالعه بودید ، فرق بین اهل سنت و وهابیت را متوجه می شدید . وهابیت ، همه اهل سنت را تکفیر می کند ، شیعه که جای خود را دارد .

نکته دوم ، از کارشناسان شبکه جهانی ولایت تقاضا دارم که پاسخ آقای سادات که در بعضی از شبکه های وهابی صحبت می کند ، بدهند . ایشان مطالب بسیار مزخرف و دروغی را علیه شیعه بیان می کنند .

نکته سوم ، در اخباری که از شبکه کلمه پخش می کنند ، دروغ های زیادی است . اگر امکان دارد کلیپی از این دروغ ها هم پخش کنید .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! این شبکه ها به حدی دروغ گفته اند که ما نمی دانیم کدام یک از این دروغ ها را پخش کنیم . در مورد آقای سادات ، ایشان در آن حدی نیست که ما بخواهیم برنامه ای را به ایشان اختصاص دهیم ؛ اما اگر شد ، به صورت گذرا به ایشان هم خواهیم پرداخت .

بیننده : حسن از میناب _ شیعه

بنده از استاد یزدانی سؤالی داشتم . این آقایان وهابی با این هم دشمنی که با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و اهل بیت (علیهم السلام ) دارند ، اگر در آخر عمر توبه کنند و از کار های خود پشیمان شوند ، آیا شامل رحمت و بخشش خداوند می شوند یا نمی شوند ؟ چون این ها آقایان وهابی دانا هستند و خود را کارشناس می دانند . در این باره توضیح دهید که تکلیف این ها چه می شود ؟

استاد یزدانی :

در توبه همیشه باز است و شکی نیست که این آقایان وهابی هر چقدر هم که گناه کرده باشند؛ حتی اگر به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) و اهل بیت (علیهم السلام) عالمانه هم هتاکی کرده باشند ، اگر واقعا توبه کند و برگردد ، قطعا خداوند آن ها را می بخشد . چون خداوند در قرآن به صراحت فرموده است : که توبه پذیر است ، مگر این که گناه آن ها کفر باشد . البته در مورد کفر هم اگر قبل از مرگ توبه کند و اسلام بیاورد ، توبه او را هم می پذیرد . گناهی نیست که خداوند نپذیرد . اما این که هر کسی توفیق توبه را دارد ، حرفی است . امیدواریم که خداوند به همه شبکه های وهابی و همه وهابی ها توفیق توبه بدهد و ان شاء الله از راهشان برگردند .

اگر توبه کنند ، قطعا توبه آن ها پذیرفته می شود . به شرط این که توبه آن ها در آخرین لحظه نباشد . چون بعضی ها گفته اند که در آخرین لحظات زندگی که می داند در حال مرگ است ، توبه پذیرفته نمی شود . البته از رحمت خداوند بعید نیست که توبه در همان لحظات را هم بپذیرد . ما به این شبکه ها توصیه می کنیم که توبه کنند و همان طور که رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) فرمودند : به صراط حق بیاید و به قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) تمسک کنید که راه نجات همین است و غیر از این راه دیگری نیست و اگر کسی غیر از این راه برود ، قطعا جایگاه ابدیش ، جهنم است .

بیننده : مهدی از کرمان – شیعه

بنده می خواستم بگویم که ما با اهل سنت ، هیچ مشکلی نداریم . این ها که تفرقه افکنی می کنند مثل آقای ملازاده ، این ها همه وهابی هستند .

استاد یزدانی :

شما دقیقا سخنان ما را تأیید می کنند . ما به اهل سنت هیچ مشکلی نداریم . مشکل ما وهابیت تکفیری هستند . ما حتی با وهابی که بحث علمی انجام دهد هم مشکلی نداریم و پاسخ های آن ها را می دهیم . این وهابیت هستند که آبروی اهل سنت را می برند و خود را سنی جا می زنند و از زبان اهل سنت سخن می گویند ، در حالی که اصلا سنی نیستند .

امشب ما دروغ های آقای محمد بن عبد الوهاب را مطرح کردیم که در کتاب رساله فی الرد علی الرافضه بیان کرده بود . اولین دروغ ایشان در اولین صفحه از این کتاب بود که کتاب روضه الواعظین را به شیخ مفید (ره) منتسب می کند . در حالی که این ها با هم قرن ها فاصله داشتند و اصلا این کتاب برای شیخ مفید (ره) نیست . روایتی را که از آن کتاب نقل کرده بودند ، کاملا دروغ بود و اصلا چنین روایتی با این مضمون و با این کلمات وجود ندارد .

این دروغ ، طوری بود که مطالب دیگری همراه این دروغ بیان کرده بودند . تعدادی روایت دیگر از منابع اهل سنت نقل کرده بود که بعضی از آن ها اصلا در آن کتاب ها وجود نداشت و بعضی از روایات را که گفته بود فلان عالم تصحیح کرده ، دروغ بود و چنین روایتی نبود . بعضی روایات دیگر هم که نقل کرده بود ، بسیار ضعیف بودند . گفته بود این روایات قوی ترین حجت ما است ، در حالی که محقق کتاب در پاورقی گفته بود : روایت جعلی و دروغ است .

این مطالب نشان دهنده این است که هم آقای محمد بن عبد الوهاب دروغگو هست و هم از نظر علمی در سطحی است که نمی تواند هیچ روایت درستی برای مشروعیت دیدگاه خودش ارائه کند . ان شاء الله در هفته های بعد ، صفحه به صفحه این کتاب را می خوانیم و دروغ های واضحی که در این کتاب بیان کرده را نشان خواهیم داد .

مجری :

از شما استاد عزیز و ارجمند و شما بینندگان گرامی که ما را تا این ساعت همراهی کردید ، سپاسگذاری می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .