بخشی از دروغ‌های دیگر محمد بن عبد الوهاب : شیعیان اعتقادی به قیامت و پایان یافتن این دنیا ندارند و …

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۰۵ / ۱۱ / ۹۴

مجری :

با عرض سلام و ادب خدمت بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت . به رسم دوشنبه شب ها در ساعت ۲۰ با برنامه راه و بی راه در خدمت شما هستیم . برنامه ای که در واقع رسالتش ، بیان تناقضات فرقه ضاله وهابیت با سایر مذاهب اسلامی است .

طبق هفته های گذشته در خدمت استاد عزیز و گرامی ، حجت الاسلام والمسلمین یزدانی هستیم.

استاد یزدانی :

من هم سلام و عرض ادب خدمت حضرتعالی و خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت ، دارم . امیدوارم امشب هم برگی دیگر از کتاب قطور دروغ های آقایان وهابی را ان شاء الله ورق بزنیم و به همه بینندگان عزیز شیعه و سنی ثابت کنیم که وهابیت تا چه حد دروغگو هستند و مذهب وهابیت ، مذهب دروغ و افتراء به دیگران است .

مجری :

مستحضر هستید که بعد از طرح موضوعات مختلف در برنامه راه و بی راه ، به بحث دروغ های وهابیت و تهمت ها و افتراء هایی که به مذهب حقه اهل بیت (علیهم السلام) می زنند ، رسیدیم .

اما در چند جلسه اخیر بر کتاب رساله فی الرد علی الرافضه محمد بن عبد الوهاب ، زوم کردیم و دروغ های ضعیف و سخیف این کتاب را برای شما بررسی کردیم و امشب هم ادامه این بحث را در خدمت شما خواهیم بود .

استاد یزدانی :

ما در دو هفته گذشته ، یک سره دروغ های آقای محمد بن عبد الوهاب به شیعه را در یک کتابش بررسی کردیم و ان شاء الله در این هفته و در هفته های آینده ، ادامه خواهد داشت .

یکی از دروغ های خیلی صریح و واضح آقای محمد بن عبد الوهاب در این کتاب ، این است که شیعیان اعتقاد دارند که آخرتی وجود ندارد و این دنیا را فانی نمی دانند و قرار است این دنیا الی الابد باشد .

در کتاب رساله فی الرد علی الرافضه ، تألیف محمد بن عبد الوهاب ، با تحقیق ابوبکر عبد الرزاق بن صالح بن علی النهمی ، با مقدمه پنج نفر از علمای وهابی ، چاپ دار الآثار صنعا در سال ۱۴۲۷ هـ ، صفحه ۸۳ :

 مطلب الرجعه :


ومنها : أنه ما قال أضلهم محمد بن بابویه القمی فی عقائده فی مبحث الإیمان بالرجعه فإنهم علیهم الصلاه
قالوا : من لم یؤمن برجعتنا فلیس منا وإلیه ذهب جمیع علمائهم ….

وقال بعضهم إلا المهدی فإن له ثمانین ألف سنه ثم یرجع آدم ثم شیث ثم إدریس ثم نوح ثم بقیه الأنبیاء إلى أن ینتهی إلى المهدی وأن الدنیا غیر فانیه وأن الآخره غیر آتیه کذا نقل عنه والله أعلم .

 مطلبی در مورد رجعت:

از جمله قبائح شیعه این است که محمد بن بابویه قمی (شیخ صدوق ) در کتاب عقایدش در بحث ایمان به رجعت ، آورده که ائمه (علیهم السلام) گفته اند : هر کس به رجعت ما ایمان نداشته باشد ، از ما نیست و تمام علمای شیعه بر این اعتقاد هستند .

در این جا به شیخ صدوق (ره) توهین می کند و حرف رکیکی می زند که به خودش بر می گردد و ما ثابت می کنیم که چه کسی در این جا گمراه و گمراه کننده است و چه کسی در راه حق است .

در این شکی نیست که رجعت یکی از اصول اعتقادی ما است و از آن چیز هایی است که به شیعه اختصاص دارد و به آن اعتقاد دارند و برای اثبات آن از قرآن و روایات و سنت صحیح حتی اهل سنت دلیل داریم و می توانیم ثابت کنیم که رجعت حق است و می تواند اتفاق بیافتد و اتفاق هم خواهد افتاد .

در ادامه مطالبی را بیان می کند که ما سند معتبری در کتب شیعه نداریم . هرچند که ما این مسائل را انکار نمی کنیم و این جزء مبحث ما نیست ؛ چون ما به رجعت معتقد هستیم و قطعا در آن زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) خواهد آمد و خداوند عده ای را زنده خواهد کرد و انتقام اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) را از آن ها خواهد گرفت . در این شکی نیست .

تا جایی که می گوید :

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) هشتاد هزار سال در این دنیا خواهد ماند .

بعد از ایشان ، حضرت آدم و بعد شیث و ادریس و نوح و بقیه انبیاء تا این که حضرت مهدی (علیه السلام) دوباره رجعت می کند .

بنده واقعا نمی دانم بگویم که چه کسی این ها را گفته است ؟ حداقل بنده روایت صحیحی در این باره ندیدم که همه ۱۲۴ هزار پیامبر به نوبت بر می گردند . اما این که پیامبر ما (صلی الله علیه وآله) و بعضی از پیامبران خواهند آمد ، شکی نیست ؛ اما این که تمام انبیاء برگردند را ایشان می گویند . این ها خیلی مهم نیست . اما تهمتی ایشان می زند ، این است که :

از دیدگاه شیعه ، دنیا ابدی است و از بین نخواهد رفت و آخرتی نخواهد آمد .

محمد بن عبد الوهاب ، رساله فی الرد علی الرافضه ، چاپ دار الآثار صنعا ، با تحقیق ابوبکر عبد الرزاق بن صالح بن علی النهمی ، ص ۸۳

آقای محمد بن عبد الوهاب ! تو که دین نداری ، وجدان که نداری ! اصلا چیزی نداری که مانع دروغگویی شما شود . همه شیعیان می دانند که از اصول دین تمام مسلمان ها ، اعتقاد به معاد و نابودی این دنیا است . نص صریح قرآن کریم است ، نه یک آیه ؛ بلکه صد های آیه داریم که قیامت خواهد آمد و این دنیا به صورت کامل از بین خواهد رفت . حال این که خداوند دنیای دیگری می سازد ، بحث دیگری است ؛ اما این دنیا از بین خواهد رفت و اصلا نیازی به اثبات ندارد .

این تهمت بزرگی است که آقای محمد بن عبد الوهاب به شیعه می زند که در هیچ کتابی از کتب شیعه وجود ندارد ؛ حتی در ضعیف ترین کتاب های شیعه یافت نمی شود . هیچ زندیقی نیز چنین تهمتی را به شیعه نزده است . ایشان اولین کسی است که چنین تهمت های زشتی به شیعه می زند .

حال که بحث رجعت شد ، یکی از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله) را نشان می دهم که به رجعت معتقد بوده . ابوطفیل عامر بن واصله که ایشان طبق منابع اهل سنت به رجعت معتقد بوده .

در کتاب المعارف (از کتاب های معتبر اهل سنت ) تألیف ابن قتیبه دینوری ابی محمد عبد الله بن مسلم ، متوفای ۲۷۶ هـ ، با تحقیق دکتر ثروت عکاشه ، چاپ دار المعارف مصر ، صفحه ۳۴۱ در بحث ابو طفیل الکنانی نقل می کند :

أبو الطفیل الکنانی رضى الله عنه

هو أبو الطفیل عامر بن وائله رأى النبی ص وکان آخر من رآه موتا . ومات بعد سنه مائه وشهد مع علی المشاهد کلها وکان مع المختار صاحب رأیته وکان یؤمن بالرجعه ….

ابوطفیل عامر بن واصله از کسانی بود که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را دید و از اصحاب جلیل القدر آن حضرت است و آخرین صحابی است که از دنیا می رود . ایشان بعد از سال صد از دنیا رفته و در تمام جنگ های امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) شرکت داشته . در جمل و در رکاب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در مقابل عایشه جنگید . در صفین با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و در رکاب ایشان در مقابل معاویه و عمرو بن عاص و عبید الله بن عمر و بقیه ، جنگیده است . در جنگ با خوارج هم بوده . بعد از شهادت امام حسین (علیه السلام) از کسانی بود که در کنار مختار با زبیری ها می جنگید و پرچمدار لشگر مختار بود و به رجعت ایمان داشت .

ابن قتیبه دینوری ، المعارف ، چاپ دار المعارف ، با تحقیق دکتر ثروت عکاشه ، ص ۳۴۱

ایشان صحابی پیامبر (صلی الله علیه وآله) است و معتقد به رجعت است ، آیا ایشان کافر و اهل جهنم است ؟ اگر این طور است که ما هم به یک صحابی اقتدا کردیم . ابوطفیل از شیعیان است و ده ها نفر از علمای اهل سنت به این مورد تصریح کرده اند که ایشان شیعه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بوده . آقای بخاری هیچ روایتی از ایشان نقل نکرده ، فقط به این دلیل که ایشان شیعه بوده . چون برای این ها خیلی سخت است که در بین صحابه ، یک شیعه پیدا شود . از طرف دیگر ، یک نفر صحابی را پیدا نمی کنید که بگوید من حنفی ، مالکی ، شافعی و حنبلی هستم . همان طور که یک نفر صحابی ، تابعین و اتباع تابعین را پیدا نمی کنید که وهابی باشد یا اهل سنت باشد . اصلا چنین چیزی وجود خارجی ندارد . اما از طرف دیگر ، در بین صحابه ، افرادی مثل ابو طفیل ، ابوذر غفاری ، سلمان فارسی ، مقداد ، قیس و … از شیعیان هستند و ما هم به اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) اقتدا می کنیم و آن ها را خیلی دوست داریم .

این هم بحث رجعت و تهمتی که در این بحث به شیعه نسبت داده بود و تصریح کرده بود که از دیدگاه شیعه ، دنیا فانی نیست و آخرتی وجود ندارد .

مجری :

قبل از این که دروغ بعدی محمد بن عبد الوهاب را بررسی کنیم ، در این رابطه کلیپی از یکی از شبکه های هتاک آماده شده که باهم مشاهده می کنیم .

کلیپ ۱ ) :

کلیپی که شبکه وهابی از شبکه جهانی ولایت پخش می کند .

بیننده :

سؤال بنده این است که اگر محمد بن عبد الوهاب یک گروه شیعه را گفته که آن ها حرامزاده هستند ، همانطور که شما می گویید . اما ما در جایی ندیده ایم . اگر هم گفته شاید به کسی گفته که به همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) توهین می کرده .

استاد یزدانی :

کتاب رساله فی الرد علی الرافضه ، تألیف محمد بن عبد الوهاب ، با تحقیق ناصر بن سعد الرشید ، چاپ مکه مکرمه ، صفحه ۴۲ می گوید :

فهؤلاء الإمامیه خارجون عن السنه بل عن المله واقعون فی الزنا وما أکثر ما فتحوا على أنفسهم أبواب الزنا فی القبل والدبر فما أحقهم بأن یکونوا أولاد الزنا ….

همه امامیه از سنت خارج هستند ؛ بلکه از اسلام خارج هستند . این ها گرفتار زنا هستند و چون گرفتار زنا هستند ، شایسته است که بگوییم همه آن ها اولاد زنا هستند .

مجری :

چه الفاظ رکیکی هم برای شیعیان استفاده کرده که مثلا به شیعیان تجاوز می شود . این هم عبارات محمد بن عبد الوهاب بود .

استاد یزدانی :

در این جا اصلا بحث همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیست . می توانید دوباره صفحه مانیتور بنده را ببینید که اصلا ربطی به توهین به همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) ندارد .

مجری :

برادر عزیز ! ما دوست داریم همان طور که عصبانی می شوید که چرا علمای اهل سنت به محمد بن عبدالوهاب ، چنین حرفی را زدند ، به خاطر حرفی که محمد بن عبد الوهاب به شیعیان این حرف را زده هم عصبانی شوید . شما فرمودید باید برای این ادعا دلیل داشته باشد . حال دلیل این سخن محمد بن عبد الوهاب چه بوده ؟

بیننده :

متعه هم زنا است .

استاد یزدانی :

اگر متعه زنا است ، پس صحابی که در صدر اسلام متعه می کردند ، همه زناکار هستند ؟!!!

پاسخ کارشناس وهابی شبکه تکفیری ـ وهابی :

خودتان را به جای این بیننده بیچاره بگذارید . کتاب را هم آورد ، کتاب هم صحیح است . کتاب محمد بن عبد الوهاب است . صفحه را هم درست نشان داد ، مطلب هم درست است و درست هم ترجمه کرد . الان نظر شیعیان در مورد محمد بن عبد الوهاب چیست ؟ گفت : همه شیعیان را .

این مجری دروغ گفت !!! و بدون دلیل این حرف را زده و برای این حرفش هم دلیلی نیاورده . شما چه تصوری در مورد محمد بن عبد الوهاب می کنید ؟!!!

اما ببینیم واقعیت چیست ؟؟؟!!!!!!!!!

واقعیت این است که این ها سند ، کتاب ، جلد و صفحه را هم نشان می دهند ؛ اما حقیقت چیست؟ ما اول سراغ همین کتاب رساله فی الرد علی الرافضه رفتیم . دقیقا همان صفحه ای که ایشان آورده بود . تإلیف محمد بن عبد الوهاب ، تحقیق دکتر ناصر بن سعد الرشید ، مرکز بحث العلمی واحیاء التراث الاسلامی مکه المکرمه ، این همان قسمتی بود که ایشان خواند :

فهؤلاء الإمامیه خارجون عن السنه بل عن المله واقعون فی الزنا وما أکثر ما فتحوا على أنفسهم أبواب الزنا فی القبل والدبر فما أحقهم بأن یکونوا أولاد الزنا ….

این شیعیان امامی از سنت خارج هستند . مرتکب زنا می شوند . بر خود در های زنا را باز کرده اند . پس حق است که به آن ها اولاد زنا گفته شود .

اما این مطلب را در کجا گفته ؟ این صفحه ۴۲ است . ما به صفحه ۴۱ همین کتاب می رویم . این وقتی علمای شیعه را نقد می کند ، در نقد علمای شیعه در صفحه ۴۱ چه می گوید که این آخوند دروغگوی خبیث !!! که شما دیدید که گفت این قسمت را بدون دلیل بیان کرده و گفته همه شیعیان این طور هستند . دلیلش چیست ؟

ما در قضیه سه طلاق ، اگر کسی به همسرش بگوید : تو سه طلاق هستی . علمای اهل سنت در این جا اختلاف دارند .یکی می گوید : یک طلاق که حتما واقع می شود و در آن هیچ شکی نیست و همه بر آن اتفاق نظر دارند . عده ای هم می گویند : این جا سه طلاق واقع می شود ، این اختلاف است . یکی می گوید : یک طلاق واقع می شود و دیگری می گوید : سه طلاق واقع می شود . این اختلاف علمای اهل سنت است ؛ اما در این که طلاق واقع می شود ، کسی در آن شکی ندارد .

صفحه ۴۱ :

مطلب الطلاق بالثلاث فی لفظ واحد :

ومنها : قولهم : أن من طلق امرأته بالثلاث فی لفظٍ واحد لا یقع شیء وهذا مخالف للأحادیث الصحیحه وإجماع أهل الإسلام فإنهم أجمعوا على وقوع الطلاق وإنما اختلافهم فی عدد الطلاق أهی واحده أم ثلاث ، روى ابن ماجه عن الشعبی قال : قلت لفاطمه بنت قیس : حدثینی عن طلاقک قالت : ص طلقنی زوجی ثلاثاً وهو خارج إلى الیمن فأجاز ذلک رسول الله ص ص

ص وروى البیهقی عن مسلمه بن جعفر الأحمس قال : قلت لجعفر بن محمد أن قوماً یزعمون أن من طلق ثلاثاً بجهاله رد إلى السنه یجعلونها واحده یروونها عنکم قال : معاذ الله أن یکون هذا من قولنا من طلق ثلاثاً فهو کما قال وتعرف بهذا وأضرابه افتراء الرافضه الکذبه على أهل البیت وأن مذهبهم مذهب أهل السنه والجماعه ، وروی عن غیر واحد من الصحابه ما یوافق هذا وروی عن الحسن رضی الله عنه ما یؤید ذلک ، فهؤلاء الإمامیه خارجون عن السنه بل عن المله واقعون فی الزنا وما أکثر ما فتحوا على أنفسهم أبواب الزنا فی القبل والدبر فما أحقهم بأن یکونوا أولاد الزنا – حمانا الله وإیاکم معاشر الإخوان من اتباع خطوات الشیطان .

مطلب سه طلاق در یک لفظ

تعدادی از علمای شیعه بر این اعتقاد هستند که کسی که به همسرش بگوید : شما سه طلاق هستی و در یک لفظ سه طلاق را بگوید ، هیچ طلاقی واقع نمی شود .

 در پاورقی هم سند آورده و نوشته : وسیله النجاه . جلد ۲ ، صفحه ۳۷۱ که بنده آن را نشان می دهم .

این با احادیث صحیح و اجماع اهل اسلام مخالف است و خلاف این فتوا داده اند . ائمه اهل اسلام گفتند که طلاق واقع می شود . اما این که یک طلاق واقع می شود یا سه طلاق واقع می شود ، اختلاف دارند . ابن ماجه از شعبی روایتی را نقل می کند .

به صفحه بعد یعنی صفحه ۴۲ می رویم . در این جا قضیه سه طلاق را شرح می دهد که این برای تو حلال نمی شود تا این که با کس دیگری ازدواج کنی . در این صفحه هم این روایت را آورده تا این که می گوید : این گونه است که رافضه به اهل بیت دروغ می بندند . در حالی که مذهب اهل بیت ، مذهب اهل سنت و جماعت است و از حسن بن علی رضی الله عنهما این گونه روایت شده . این امامیه هایی که این گونه فتوا می دهند که سه طلاق در یک لفظ ، طلاق واقع نمی شود ، در حقیقت این ها از سنت خارج هستند . چون حسن رضی الله عنه فتوا داده که طلاق واقع می شود . حتی از اسلام خارج می شوند . مرتکب زنا می شوند . وقتی شما فتوا می دهی که طلاق واقع نمی شود و برو به زندگی زنا شویی خود ادامه بده ، این زن و شوهر باهم زنا می کنند . بعد می گوید : این گونه است که چه بسیار است که بر نفس خود ابواب زنا را باز کرده اند . پس حق است که گفته شود این ها اولاد زنا هستند . کسانی که این گونه فتوا داده اند ، باب زنا را بر روی مردم باز می کنند . الله سبحانه و تعالی ما را از پیروی شیطان حفظ کند .

تصور کنید که اصل مطلب چیست و این ها در برنامه شان چه چیزی جلوه داده اند و چه گفته اند ؟!!!

تا الان هم می خواهید به این آخوند ها اعتماد کنید ؟ قضاوت با شما است !!!!!!

مجری :

کلیپ از یکی از شبکه های ناصبی و هتاک بود . شبکه ای که معروف به دزد و شریک دزد است . شبکه ای که آقای ملازاده القاب جالبی به این شبکه داده اند . منافق ، رقاص و سایر صفاتی که ان شاء الله استاد یزدانی عزیز خواهند فرمود .

این کارشناس ناصبی ادعایی را مطرح کرد و به بالا و پایین رفت که بتواند قول محمد بن عبدالوهاب را توجیه کند .

استاد یزدانی :

اگر ما چهره این شخص را شطرنجی می کنیم ، به این دلیل است که ایشان دزد و شریک دزد است و برای آقای ملازاده همان رقاصه ای هستند پارچه فروش و خرمگس معرکه هستند . ما در آن زمان کلیپی را درست کردیم با عنوان صد فحش در ۲۰ دقیقه بود . صد لقبی که آقای ملازاده به ایشان و حیدری تات زاده و خدمتی داده بودند . چون ایشان خیلی هتاک و بی ادب و دزد است ، ما دوست نداریم چهره ایشان را کسی در شبکه ما ببیند ؛ هر چند که بیننده های ما همه ، ایشان را می شناسند و چون طبق نص صریح قرآن کریم ، حکم دزد ، قطع ید است ، تا زمانی که دست ایشان قطع نشده ، صورت ایشان را شطرنجی می کنیم .

حرف هایی که این به اصطلاح کارشناس در این ۹ دقیقه زد و خودش را به این طرف و آن طرف می زند تا ثابت کند محمد بن عبد الوهاب همه شیعه را حرامزاده نمی داند ؛ بلکه بعضی از آن ها را حرامزاده می داند ، آن هم به خاطر یک مسأله خاص .

بنده اصل مطلب آقای محمد بن عبد الوهاب را به شما نشان می دهم تا ببینیم که ایشان در این کتاب چه گفته است . ما قبلا نسخه ای دیگر از این کتاب داشتیم . الان نسخه دیگری از این کتاب داریم که با تحقیق آقایان وهابی است که الان مطلب را از این کتاب نشان می دهم .

کتاب رساله فی الرد علی الرافضه ، تألیف محمد بن عبد الوهاب ، با تحقیق ابوبکر عبد الرزاق بن صالح بن علی النهمی ، صفحه ۱۰۲ :

 مطلب الطلاق بالثلاث فی لفظ واحد :

ومنها : قولهم : أن من طلق امرأته بالثلاث فی لفظٍ واحد لا یقع شیء وهذا مخالف للأحادیث الصحیحه وإجماع أهل الإسلام فإنهم أجمعوا على وقوع الطلاق وإنما اختلافهم فی عدد الطلاق أهی واحده أم ثلاث ، روى ابن ماجه عن الشعبی قال : قلت لفاطمه بنت قیس : حدثینی عن طلاقک قالت : ص طلقنی زوجی ثلاثاً وهو خارج إلى الیمن فأجاز ذلک رسول الله ص ص وروى البیهقی عن علی رضی الله عنه فیمن طلق امرأته ثلاثاً قبل أن یدخل بها قال : ص لا تحل حتى تنکح زوجاً غیره ص وروى ابن عدی عنه : ص إذا طلق الرجل امرأته ثلاثاً فی مجلس واحد فقد بانت منه ولا تحل له حتى تنکح زوجاً غیره ص وروى البیهقی عن مسلمه بن جعفر الأحمس قال : قلت لجعفر بن محمد أن قوماً یزعمون أن من طلق ثلاثاً بجهاله رد إلى السنه یجعلونها واحده یروونها عنکم قال : معاذ الله أن یکون هذا من قولنا من طلق ثلاثاً فهو کما قال وتعرف بهذا وأضرابه افتراء الرافضه الکذبه على أهل البیت وأن مذهبهم مذهب أهل السنه والجماعه ، وروی عن غیر واحد من الصحابه ما یوافق هذا وروی عن الحسن رضی الله عنه ما یؤید ذلک .

مطلبی در مورد سه طلاقه در یک لفظ :

کسی در یک جلسه به همسرش بگوید تو را سه طلاق دادم ، آیا این درست است یا درست نیست؟

یکی از قبائح شیعه این است که آن ها معتقدند ، اگر کسی همسرش را در یک کلام و در یک لفظ ، سه بار طلاق بدهد ، هیچ اتفاقی نمی افتد و طلاقی واقعی نمی شود .

این را چه کسی گفته ؟ محقق در پاورقی در کتاب وسیله النجاه و همچنین کتاب هایی که اصلا هیچ ارتباطی به شیعه ندارد و از اهل سنت نقل می کند . اگر راست می گویید چرا از کتاب های شیعه چیزی بیان نمی کنید . چرا از کتاب های اهل سنت آدرس می دهی . آقای محقق ! شما که محقق هستی. محقق که نباید این گونه برخورد کند . زاد المعاد ابن قیم جوزیه ، چه ارتباطی به شیعه دارد ؟

به چه دلیل این کارشان بد است ؟

چون این نظر شیعه ، مخالف احادیث صحیحه و اجماع مسلمانان است . به این دلیل که مسلمان ها بر وقوع طلاق اجماع دارند . اما در عدد طلاق اختلاف دارند که یک طلاق واقع می شود یا سه طلاق واقع می شود ؟

جالب است که بدانیم نتیجه این اختلاف در بین آن ها چه می شود ؟ ما اول قول محمد بن عبد الوهاب را نقل و بررسی می کنیم و بعد نتیجه اختلاف بین علمای اهل سنت در این مورد را بیان خواهیم کرد .

ابن ماجه از شعبی نقل کرده که به فاطمه دختر قیس گفتم : از طلاق خودت برای من نقل کن . گفت : شوهرم مرا سه طلاقه کرد ، در حالی که می خواست به یمن مسافرت کند . رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) هم گفتند : اشکالی ندارد .

محقق در پاورقی شماره ۳ می گوید :

اخرجه ابن ماجه (ج۱ ص ۶۵۲ ) وفی سنده اسحاق بن فروه وهو متروک …

ابن ماجه این روایت را در جلد ۱ ، صفحه ۶۵۲ بیان کرده . در سند روایت اسحاق بن فروه است که او متروک می باشد .

پس روایت اول ، ضعیف است . در صورتی که می گوید : اخبار صحیح وجود دارد . این اخبار صحیح در کجا است ؟ در صفحه بعد ادامه می دهد :

بیهقی از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) روایتی را در این باره نقل کرده …

محقق در پاورقی شماره ۱ می گوید :

عند البیهقی فی السنن ( ج ۷ ص ۳۴ ) وفیه اسماعیل بن محمد الکوفی کذبه الدار قطنی کما فی المیزان وله طریق اخری عن جعفر بن محمد بن علی عن ابیه عن علی وهذه طریق معضله . محمد بن علی بن الحسین لم یدرک علیا رضی الله عنه .

آقای بیهقی در سنن کبری ، جلد ۷ ، صفحه ۳۴ بیان کرده که در سند روایت اسماعیل بن محمد کوفی است که آقای دار قطنی گفته این شخص دروغگو است . همان طور که در میزان الاعتدال هم آمده. طریقه دیگری از جعفر بن محمد بن علی از پدرش علی بن ابیطالب (علیهم السلام) است که این طریق معضل است یعنی چندین اشکال دارد و محمد بن علی بن الحسین (علیهم السلام) امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را درک نکرده است .

از دیدگاه آقایان این روایت ضعیف است . معضل یعنی در سند روایت ،بیشتر از دو اشکال وجود دارد. این هم از روایت دوم که ایشان نقل کردند .

روایت سومی که ایشان بیان کرده :

ابن عدی از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل کرده .

در پاورقی شماره ۲ می گوید :

عند البیهقی (ج ۷ ص ۳۳۹ ) وفی سنده مجهول .

آقای بیهقی در کتاب سنن کبری ، جلد ۷ ، صفحه ۳۳۹ روایت را نقل کرده که در سند روایت شخص مجهولی وجود دارد .

روایت چهارم ( روایت سوم بیهقی ) را هم نقل می کند که محقق در پاورقی شماره ۳ می گوید:

عند البیهقی (ج۷ ص ۳۴۰ ) ومسلمه بن جعفر مجهول کما فی المیزان .

آقای بیهقی در کتاب سنن کبری ، جلد ۷ ، صفحه ۳۴۰ روایت را نقل کرده و مسلمه بن جعفر ، مجهول است .

روایت پنجمی که ایشان نقل می کند :

روایتی که از امام حسن (علیه السلام ) نقل شده که این مطلب را تأیید می کند . با این مطلب متوجه شدید که رافضه چقدر دروغ می گویند ، با این که مذهب اهل بیت (علیهم السلام) ، مذهب اهل سنت و جماعت بوده و از بسیاری از صحابه این مطلب نقل شده که مطابق حرف ما است . از امام حسن (علیه السلام) نقل شده که نظر ما را تأیید می کند .

در پاورقی شماره ۴ می گوید :

اخرجه البیهقی (ج ۷ ص ۳۳۷ ) والطبرانی فی الکبیر رقم (۲۷۵۷ ) وابن عساکر فی تاریخ مدینه دمشق (ج ۱۳ ص ۲۵۰ ) عن الحسن بن علی رضی الله عنهما قال : سمعت ابی یحدث عن جدی رسول الله ص انه قال : اذا طلق الرجل امرأته ثلاثا عند الاقراء او طلقها ثلاثا مبهمه لم تحل له حتی تنکح زوجا غیره. وهو ضعیف فی سنده محمد بن حمید الرازی وهو حافظ ضعیف وفیه سلمه بن الفضل وهو ضعیف .

روایت را نقل می کند که می گوید : سند روایت ضعیف است چون در سند روایت محمد بن حمید راضی است .

محمد بن عبد الوهاب ، پنج روایت بیان کرده که هر پنج روایت ایشان ضعیف است و حتی بعضی از روایات ایشان معضل هستند یعنی بیشتر از دو اشکال دارد . شما که نمی توانید یک روایت صحیح از کتب شیعه پیدا کنی ، چرا مذهب شیعه را زیر سؤال می بری ؟ چرا کتاب می نویسی ؟ به یک نفر می گفتید که در این باره تحقیق می کردند و روایاتی را می آورد که حداقل سند آن روایات ، ضعیف نبود تا کسی مثل این کارشناس ناصبی مجبور به ماست مالی دروغ ایشان شود .

ایشان در صفحه قبل گفت :

از قبائح شیعه این است که اگر کسی همسرش را در یک لفظ ، سه بار طلاق دهد ، چیزی واقع نمی شود .

این نظر شیعه مخالف با اخبار و احادیث صحیح است .

آقای محمد بن عبد الوهاب ! یک روایت صحیح به ما نشان می دادی تا ما باور کنیم که شما از دیدگاه وهابیت ، واقعا امام هستید ، واقعا عالم هستید ! انسان جاهل هم این کار را نمی کند !! جاهل هم باشد ، جستجو می کند که این روایت را کسی تصحیح کرده باشد ؛ اما باز ایشان به این روایت ضعیف استدلال می کند . پنج روایت آورده که هر پنج روایت ، ضعیف هستند .

حال ببینیم از این پنج روایت چه نتیجه گیری می کند :

فهؤلاء الإمامیه خارجون عن السنه بل عن المله واقعون فی الزنا وما أکثر ما فتحوا على أنفسهم أبواب الزنا فی القبل والدبر فما أحقهم بأن یکونوا أولاد الزنا – حمانا الله وإیاکم معاشر الإخوان من اتباع خطوات الشیطان .

این امامیه از سنت و بلکه از ملت اسلام خارج هستند .

ما از سنتی که ضعیف باشد ، خارج هستیم و کاری به آن نداریم . چرا از اسلام خارج هستند ؛ چون به این احادیث ضعیف عمل نکرده اند . آقای محمد بن عبدالوهاب به خاطر یک مسأله فقهی که هیچ سند صحیحی در مورد آن ندارد ، به این خاطر شیعه از اسلام خارج است .

این ها گرفتار زنا هستند و چقدر ابواب زنا را بر خود باز کرده اند ؛ پس شایسته است که ما به شیعیان بگوییم : اولاد زنا !!!!

چون به این روایات ضعیف آقای محمد بن عبد الوهاب عمل نکرده . هر کس به روایات ضعیف عمل نکند ، اولاد زنا می شود .

در ابتدای این بحث گفت : اهل سنت هم در این زمینه اختلاف دارند . اختلاف اهل سنت در چیست ؟ می گوید : اگر کسی همسرش را در یک کلام ، سه طلاق داد ،قطعا این طلاق اتفاق افتاده . اما در این که یک طلاق است یا سه طلاق اختلاف است .

کسی که می گوید : یک طلاق اتفاق افتاده ، می تواند بدون محلل دوباره ازدواج کند یا نه ؟ طبق نظر آن هایی که می گویند یک طلاق اتفاق افتاده ، می تواند .

اما نظر کسانی که می گویند : سه طلاق اتفاق افتاده ، زنا کرده یا نکرده ؟ قطعا زنا کرده .

آن هایی که می گویند : سه طلاق اتفاق افتاده ، طبق نظر کسانی که می گویند : یک طلاق اتفاق افتاده ، این ها هم واقعون فی الزنا هستند .

اصل این استدلال به خودشان هم بر می گردد . این یک مسأله فقهی است که همه مسلمان ها اتفاق نظر دارند که هر مذهبی ، بر اساس مذهب خودش و قواعد آن مذهب ، عقد کند ، صحیح است . طلاق هم بدهد ، صحیح است . چه مسلمان باشد ، چه کافر باشد ، چه یهودی باشد و چه مسیحی باشد .

مثلا دو زن و مرد مسیحی ازدواج کردند ، چند فرزند هم دارند ، مسلمان می شوند . آیا ما به آن ها می گوییم دوباره باید عقد بخوانید ؛ چون عقدتان باطل است و تا به حال هر کاری کردید ، زنا بوده . طبیعی است که ما چنین سخنی را نمی گوییم . طبق مذهب خودشان انجام داده و آن را قبول داریم و معتبر می دانیم .

یا این که یک سنی ، شیعه شود یا یک شیعه ، سنی شود . همه مسلمان ها اجماع دارند ، اگر هر کس طبق مذهب خودش عمل کند ، زنایی واقع نمی شود . اگر خلاف مذهبش انجام دهد ، طبیعی است که زنا می شود .

حال اگر طبق نظر محمد بن عبد الوهاب عمل کنیم ، در این جا باید چه کار کنیم ؟ هم کسانی که می گویند : یک طلاق واقع می شود ، طبق نظر کسانی که می گویند : سه طلاق انجام شده ، زنا کار هستند و هم کسانی که می گویند : سه طلاق انجام شده ، طبق نظر کسانی که یک طلاق واقع شده ، زنا کار هستند . بالاخره کدام شما اهل زنا هستید ؟!!!

پس طبق نظر محمد بن عبد الوهاب فهؤلاء الامامیه نمی گذاریم و جای آن را تغییر می دهیم که آن هایی که معتقد به یک طلاق و سه طلاق هستند ، خارجون عن السنه بل عن المله واقعون فی الزنا واقعون فی الزنا ، یعنی الان کسی نیست که طبق نظر یک قوم دیگر ، گرفتار زنا نباشد . فما احقهم بان یکونوا اولاد الزنا . نمی توانند به این مسأله پاسخ دهند !!!

مجری :

استاد یزدانی ! در مورد خود محمد بن عبد الوهاب هم مسأله ای در مورد حلال زاده یا عدم حلال زادگی ایشان هم مطلبی بیان شده یا خیر ؟

استاد یزدانی :

قبل از این که به شما پاسخ دهم ، این که نظر شیعه خلاف این است را ثابت می کنم و بعد از آن حرامزاده بودن محمد بن عبد الوهاب را نشان می دهم . گفته بود که قول تمام شیعه این است اگر کسی همسرش را در یک لفظ سه بار طلاق دهد ، چیزی واقع نمی شود .

در این جا گفته قول تمام شیعه است ؛ اما اگر قول یک نفر یا دو نفر یا طائفه ای را می گفت ، ما هم می گفتیم شاید این طور باشد . حال نظر شیعه را در این باره بدانیم که چیست ؟

کتاب خلاف ، تألیف شیخ طوسی (ره) ، در مسأله ۳ می گوید :

اگر کسی همسرش را با یک لفظ ، سه طلاقه کند ، بدعت انجام داده .

آیا در این جا طلاقی رخ می دهد یا نه ؟ آیا سه طلاق اتفاق می افتد یا یک طلاق ؟

اگر تمام شرائط دیگر را داشته باشد ، در نزد اکثر شیعیان ، یک طلاق واقع می شود .

شاید عده قلیلی هم باشد که بگوید : هیچ اتفاقی رخ نمی دهد . اگر کسی در یک مجلس همسرش را سه طلاقه کند ، یک طلاق اتفاق می افتد ، نه سه طلاق . این نظر اکثر شیعه است .

شما نظر اکثر شیعه را رها کردید و نظر شاذ و ضعیف را گرفتی .

در میان شیعیان کسی است که گفته : هیچ اتفاقی نیافتاده .

اگر بخواهید تمام کتاب های شیعه را بگردید ، تقریبا نظر همین است . شاید نظر مخالفش هم باشد. این مسأله ، یک مسأله اختلافی بین شیعه است . هر کس به مجتهد خودش رجوع کرده و طبق نظر مجتهد خودش عمل می کند و عملش هم مورد قبول تمام مسلمان ها است .

در صورتی که محمد بن عبد الوهاب می گفت : قول تمام شیعیان این است که اگر کسی همسرش را در یک مجلس ، با یک لفظ سه طلاقه کند ، هیچ اتفاقی نمی افتد . در حالی که این قول شاذ و ضعیف در بین شیعه است نه قول عموم شیعه . همانطور که شیخ طوسی (ره) نقل می کند و شیعه خلاف آن را بیان می کند و می گوید : فقط یک طلاق اتفاق می افتد .

طبق همین مطلبی که اصلا شیعه به آن معتقد نیست و شیعه بر خلاف آن معتقد است ، محمد بن عبد الوهاب ، بر اساس پنج روایت ضعیف می گوید : شیعه از اسلام خارج است . شیعه گرفتار زنا است ، پس باید شیعه ، حرامزاده باشد . چه کسی می تواند این سخن را بگوید ، کسی که خودش حرامزاده باشد . حال چه کسی ایشان را حرامزاده خوانده ؟ علمای اهل سنت گفتند : که محمد بن عبد الوهاب ، نطفه شیطان است .

این مطلب در منابع آقایان وهابی در کتاب دعاوی المناوئین لدعوه الشیخ محمد بن عبد الوهاب عرض و نقض ، تألیف عبد العزیز بن محمد بن علی العبد اللطیف از نوادگان محمد بن عبد الوهاب ، چاپ دار الطیبه عربستان سعودی ، در بحث محمد بن فیروز می گوید :

ویصف الشیخ الامام محمد بن فیروز ـ اثناء رسالته لاحمد بن ابراهیم مطوع مرات ـ فیقول رحمه الله : ولکن تعرف ابن فیروز أنه أقربهم إلى الإسلام وهو رجل من الحنابله ، وینتحل کلام الشیخ وابن القیم خاصه …

محمد بن عبد الوهاب ، در جاهای مختلف محمد بن فیروز را توصیف کرده و از او مدح و ثنا نموده . مثلا گفته : تو می دانی که محمد بن فیروز ، از میان مردم احساء نزدیک ترین فرد به اسلام هست . او شخصی از حنابله است و از کلام ابن تیمیه و خصوصا ابن قیم پیروی می کند و خیلی قبول دارد .

پس حنبلی ، پیرو ابن تیمیه ، پیرو ابن قیم الجوزیه است و نزدیکترین شخص به اسلام است . این حرفی است که محمد بن عبد الوهاب در مورد محمد بن فیروز گفته است .

اما علامه محمد بن فیروز در مورد محمد بن عبدالوهاب چه گفته ؟ مؤلف می گوید :

ویصل بابن فیروز الإسفاف وشناعه السباب وبذاءه اللسان لدرجه أنه کتب تقریظا لرساله تلمیذه عبد الله بن داود ۵ – أحد أفراخ ابن فیروز وواحد من خصوم الدعوه السلفیه – ، وتضمن تقریظه ما ذکره مسعود الندوی ۶ – رحمه الله – حیث قال :

( وفی بدایه هذا التقریظ ، یبصر القارئ العباره التالیه ، ولعله یذوب حیاء لمجرد رؤیتها ، ولکن نقل الکفر لیس بکفر فاضغط على قلبک واقرأ : ” . . بل لعل الشیخ – یعنی عبد الوهاب – غفل عن مواقعه أمه – یعنی محمد بن عبد الوهاب – فسبقه الشیطان إلیها فکان أبا لهذا المارد ….

با این که محمد بن عبد الوهاب در باره محمد بن فیروز خیلی تعریف کرده بود ، در مورد محمد بن عبدالوهاب ، حرف بدی زده است و گفته : احتمالا شیخ عبد الوهاب غفلت کرده ؛ اما شیطان عجله کرده و قبل از آقای عبد الوهاب ، نطفه محمد بن عبد الوهاب را در رحم مادر محمد بن عبد الوهاب گذاشته .

پس ایشان محمد بن عبد الوهاب نیست ؛ بلکه محمد بن شیطان است . شیطان پدر این انسان سرکش است .

عبد العزیز بن محمد بن علی العبد اللطیف ، دعاوی المناوئین ، چاپ دار الطیبه عربستان ، ص ۳۷

پس کسی به شیعیان تهمت می زند که خودش حرامزاده است . آقای محمد بن عبد الوهاب ! اول حلال زاده بودن خودت را ثابت کن ، بعد به شیعه تهمت بزن . این تهمت را بر چه اساس به شیعه می زنی؟ آن هم چه تهمتی ؟ براساس چیزی تهمت می زنی که شیعه بر خلاف آن را معتقد است . ممکن است عده قلیلی از شیعه به آن معتقد باشد که بر آن هم دلیل دارند ، مجتهد است و اجتهاد کرده و بر اساس اجتهادش ، نظرش این است که اگر یک نفر در یک جلسه همسرش را در یک لفظ ، سه طلاق دهد ، هیچ اتفاقی نمی افتد . مجتهد است و اگر هم اشتباه کند ، طبق نظر تمام مسلمان ها ، حداقل یک اجر دارد .

حال شما بر اساس این قضیه با استناد به پنج روایت ضعیف می گویی : شیعه اولاد زنا هستند و شایسته است که تمام شیعه را زنا زاده بگوییم .

اما این کارشناس دزد و این پارچه فروش خرمگس معرکه و رقاص منافق ، به قول آقای ملازاده ، در این کلیپ ۹ دقیقه دست و پا زد که بگوید : محمد بن عبد الوهاب ، تمام شیعه را نگفته و بر این گفته خودش هم دلیل آورده .

آقای پارچه فروش منافق ! آیا این دلیلی که آورده ، واقعا دلیل است ؟!!!

این روایاتی که آقای محمد بن عبد الوهاب آورده بود ، روایت بود؟ !!! دلیل بود؟ !!!

این تهمتی که به شیعه زده بود ، در کدام یک از کتاب های شیعه آمده که می گوید : تمام شیعه معتقد است که اگر سه طلاق در یک لفظ باشد ، هیچ اتفاقی نمی افتد !!!

چه کسی این حرف را زده بود ؟!!! اگر این حرف درست باشد ، برای تمام اهل سنت هم این مشکل پیش می آید ؛ چون یا قائل به سه طلاقه هستند . یا قائل به یک طلاق هستند . اگر قائل به سه طلاق باشند ، از دیدگاه کسانی که قائل به یک طلاق هستند ، باید حرامزاده باشند . اگر قائل به یک طلاق باشند ، از دیدگاه کسانی که به سه طلاق قائل هستند ، باید حرامزاده باشند . البته اگر طبق نظر محمد بن عبد الوهاب و معیار ایشان بخواهیم برخورد کنیم ، همه گرفتار هستند ؛ حتی خود محمد بن عبد الوهاب .

آقای محمد بن عبد الوهاب ! بلاخره نظر شما در این باره چیست ؟ قائل به سه طلاق هستی یا قائل به یک طلاق ؟ اگر قائل به سه طلاق باشی ، از دیدگاه تعداد زیادی از اهل سنت که قائل به یک طلاق هستند ، شما حرامزاده هستید . اگر قائل به یک طلاق باشی ، از دیدگاه تمام کسانی که قائل به سه طلاق هستند ، شما حرامزاده هستید . در هر حال آقای محمد بن عبدالوهاب ، حرامزاده است . ضمن این که شیطان هم در نطفه ایشان دخیل است . پس هر کاری کند ، نمی تواند حرامزاده بودن خود را انکار کند.

مجری :

کلیپ بعدی از یکی از علمای مشهور علمای اهل سنت است که در مورد وهابیت ، بالخصوص در مورد محمد بن عبد الوهاب سخنانی را بیان می کند .

کلیپ ۲ ) : وهابیت

شیخ احمد الکلبیسی مفتی عراق

مجری :

این روزها در موصل قبور انبیاء و اولیاء را منفجر می کنند . آیا این کار طبق شریعت اسلام است ؟

شیخ احمد الکبیسی :

من قبلا هم گفتم : داعشی ها وهابی ، والله یهودی هستند . این ابوبکر بغدادی سگ توله ای بشنود که بدتر از شمر است که امام حسین (علیه السلام ) را کشته است . حتی شمر با شرف تر از ابوبکر بغدادی است . این دست نشانده یهود است . به خدا قسم داعش و همه وهابی ها ؛ حتی محمد بن عبد الوهاب ، پدر وهابیت ، صد در صد همه ساخته و پرداخته یهود هستند و من در برابر حرفی که می زنم در پیشگاه خداوند مسئول هستم . اگر حرفم درست نباشد ، جهنمی هستم . به خدا قسم این وهابیت ، یک حرکت و برنامه ریزی یهودی برای از بین بردن امت اسلامی است و این اول کار است . (وهابی ها ) در ادامه نمی گذارند کسی به مسجدی برود .

مجری :

کلیپ را ملاحظه کردید که اشاره به ارتباط وهابیت و یهود از جمله محمد بن عبدالوهاب داشت که هفته های گذشته کلیپ هایی را در این رابطه پخش کرده بودیم . این کلیپ هم از شیخ احمد الکبیسی از علمای مشهور اهل سنت عراق و مفتی آن ها بود .

استاد یزدانی :

یکی دیگر از حرف های رکیک محمد بن عبد الوهاب که در این کتاب رساله فی الرد علی الرافضه مطرح کرده ، بحث جمع زن و عمه و خاله اش است . اگر همسر شخصی بخواهد با خاله یا عمه همسرش ازدواج کند ، چه حکمی دارد ؟ این بحث را در این کتاب بیان کرده و بر اساس آن به کل شیعه تهمت زده است .

در کتاب رساله فی الرد علی الرافضه ، صفحه ۹۵ :

 مطلب الجمع بین المرأه وعمتها

ومنها : تجویزهم الجمع بین المرأه وعمتها وبن المرأه وخالتها وعلى هذا ما ورد عن علی رضی الله عنه قال قال رسول الله ص : ص لا تنکح المرأه على عمتها ولا العمه على بنت أخیها ولا المرأه على خالتها والخاله على بنت أختها لا الصغرى على الکبرى ولا الکبرى على الکبرى ؟رواه البزار .

وعن ابن عباس رضی الله عنه عن النبی ص : ص لا تنکح المرأه على عمتها بمثل حدیث علی ص رواه أحمد وأبو داود والترمذی وابن حبان وزاد عن ابن عباس : ص إنکم إذا فعلتم قطعتم أرحامکم ص وروى ابن ماجه عن أبی سعید نحوه وروى ابن حبان عن ابن عمر رضی الله عنه نحوه وروى أبو داود والترمذی والنسائی عن أبی هریره نحو ذلک …

مطلبی در جمع بین زن و عمه زن

یکی از قبائح شیعه ، جمع بین زن و عمه زن و بین زن و خاله زن است .

اگر کسی با زنی ازدواج کرده باشد و بخواهد با خاله یا عمه آن زن ازدواج کند . یا برعکس ، کسی با زنی ازدواج کرده باشد و بخواهد با دختر خواهر یا دختر برادرش آن زن ازدواج کند . این چه حکمی دارد؟ جایز است یا جایز نیست ؟ شیعه جایز می داند ؛ اما اکثر علما شرط کردند که باید با اجازه همسر باشد . اگر همسر اجازه ندهد ، این اتفاق نمی افتد . ایشان بر اساس همین مطلب روایاتی را می آورد که لفظ آن را غلط نقل می کند .

در پاورقی شماره ۳ می گوید :

لفظ الحدیث : ولا الکبری علی الصغری . کما فی ابی داود رقم ( ۲۰۶۵ )         

 لفظ حدیث : والکبری علی الصغری است همان طور که ابی داوود آن را نقل کرده .

در پاورقی شماره ۴ می گوید :

حدیث علی اخرجه البزار فی مسنده رقم (۸۸۸ ) واحمد فی المسند رقم (۵۷۷ ) وابویعلی الموصلی فی مسنده (ج۱ ص ۳۶۰ ) ولفظه : لاتنکح المرأه علی عمتها ، ولا علی خالتها . وفی سنده ابن لهیعه وهو مختلط ، لکن الحدیث صحیح بالطرق الاخری .

روایت را بزار در مسندش و احمد در مسندش و ابو یعلی موصلی در مسندش نقل کرده و لفظ روایت به این صورت بود . در سند روایت ابن لهیعه است و مختلط است و سند روایت درست نیست . ولیکن حدیث با طرق دیگر ، صحیح است .

پس چرا طریق های دیگر را بیان نکردید ؟؟

روایت دوم را هم بیان می کند که محقق در پاورقی شماره ۱ می گوید :

عند احمد (۱۸۷۸ ) و(۳۵۳۰ ) وابوداوود رقم (۲۰۶۷ ) وفی سنده خصیف بن عبد الرحمن الجزری وهو صدوق سیء الحفظ خلط بآخره کما فی التقریب واخرجه الترمذی رقم (۱۱۲۷ ) و ابن حیان (۴۱۱۶ ) مع الاحسان وفیه : ابوحریز عبد الله بن حسین قاضی سجستان وقد ضعفه بعض الحفاظ وعدله بعضهم . والحدیث حسن والزیاده عند ابن حبان ضعیفه والله اعلم .

در این جا یک روایت حسن هم پیدا کرده است .

روایت سوم را بیان می کند که باز هم محقق در پاورقی شماره ۲ می گوید :

اخرجه ابن ماجه رقم (۵۹۹۶ ) واحمد فی المسند رقم (۱۱۵۸۰ ) و ابن ابی شیبه رقم (۱۶۷۵۴ ) وفیه عنعنه محمد بن اسحاق قال البوصیری فی الزوائد(۲ ص ۱۰۰ ) اسناده ضعیف لتدلیس ابن اسحاق وقد عنعنه .

روایات را به یک به یک می آورد . البته یک روایت صحیح هم آورده که حال متن روایت صحیح به درد او می خورد یا نمی خورد ، بنده روایت را ندیدم .

در صفحه ۹۷ بر اساس همین مطلبی که حتی در منابع خودشان روایت قطعی ندارد و قطعا همه روایاتش ضعیف است و محقق واقعا نمی داند که در این جا چه کار کند . در این جا می گوید :

ونقل ابن عبد البر الإجماع على حرمه ذلک وبهذا وأمثاله تعرف أن الرافضه أکثر الناس ترکاً لما أمر الله وإتیاناً لما حرمه وأن کثیراً منهم ناشیء عن نطفه خبیثه موضوعه فی رحم حرام ولذا لا ترى منهم إلا الخبیث اعتقاداً وعملاً وقد قیل کل شیء یرجع إلى أصله .

با این روایات دروغی که من خواندم ، ثابت شد که شیعه از همه مردم ، دستورات خداوند را ترک می کند و حرام انجام می دهد و این که بسیاری از شیعیان از نطفه خبیث هستند و در رحم حرام قرار گرفتند . به همین خاطر است که شما هیچ شیعه ای را نمی بینید مگر این که خبیث الاعتقاد و خبیث العمل باشد و گفته شده : هر چیزی به اصل و ریشه خودش بر می گردد .

محمد بن عبد الوهاب ، رساله فی الرد علی الرافضه ، ص ۹۵ تا ۹۷

آقای محمد بن عبد الوهاب ! تمام شیعیان بر این مسأله اجماع دارند . شما چرا بر یک مسأله ای که شیعه بر آن اجماع دارد و تمام مسلمان ها هم اجماع دارند که هر کس طبق مذهب خودش ، ازدواج کند ، این ازدواج برای همه ، قابل قبول و معتبر است . ایشان بر اساس روایاتی که اکثرا ضعیف هستند ، شیعه را متهم به حرامزاده بودن می کند که ما هم ثابت کردیم خود ایشان حرامزاده است .

مسأله دیگری که خیلی مهم است و ایشان بر آن زیاد تأکید دارد ، ازدواج بدون اذن ولی است . در کتاب رساله فی الرد علی الرافضه ، صفحه ۹۰ :

مطلب النکاح بلا ولی وشهود

ومنها : إباحتهم النکاح بلا ولی ولا شهود وهذا هو الزنا بعینه ، قال الحلی منهم : ص ولا یشترط فی نکاح الرشیده الولی ولا یشترط الشهود فی شیء من الأنکحه ولو تآمرا على الکتمان لم یبطل انتهى …

مطلبی در مورد نکاح بدون اذن ولی و بدون حضور شهود .

از قبائح شیعه این است که نکاح بدون اذن ولی و بدون شهود را جایز می داند . در حالی که این ازدواج زنا است و هر کس این کار را انجام دهد ، زناکار است .

در ادامه روایت نقل می کند . همان روایت اولی را که نقل می کند ، محقق در پاورقی می گوید :

اخرجه البیهقی (ج ۷ ص ۱۲۵ ) وعبدالرزاق فی المصنف رقم (۱۰۴۷۳ ) والدارقطنی فی السنن (ج ۳ ص۲۲۵ ) والطبرانی فی المعجم الکبیر رقم (۲۹۹) وهو ضعیف ، فی سنده عبدالله بن محرر الجزری القاضی وهو متروک کما فی التقریب .

سند روایت ضعیف است ؛ چون در سند روایت عبد الله بن محرر جزری قاضی است و او متروک هست .

طبق معمول روایتی را که به آن استدلال می کند ، ضعیف است . روایات دیگری را هم بیان می کند که ما با آن ها کاری نداریم و در آخر در صفحه ۹۴ می گوید :

قال بعض الساده : وإذا طرق سمعک ما سردنا علیک من الأحادیث فقد ظهر لک بطلان مذهبهم فی تجویزهم النکاح بغیر ولی ولا شهود والله أعلم .

چون شیعیان ازدواج بدون ولی و شاهد را جایز می دانند ، این ثابت می کند که مذهب آن ها در این قضیه باطل و مردود است .

محمد بن عبد الوهاب ، رساله فی الرد علی الرافضه ، ص ۹۰ و ۹۴

بنده این قضیه را در منابع شیعه جستجو می کنم که نظر شیعه در این باره چیست ؟

شیخ طوسی (ره) در کتاب المبسوط ، جلد ۴ ، صفحه ۱۵۶ :

وأما النکاح بلا ولی وشهود فعندنا یجوز له ولغیره إذا کانت المرأه بالغا غیر مولى علیها لسفه ، وأما النبی صلى الله علیه وآله فلا خلاف أنه تزوج أم سلمه فزوجه إیاها ابنها عمر ، ولا خلاف أن الابن لا ولایه له على الأم فکأنه تزوجها بلا ولی ، ولا خلاف أنه صلى الله علیه وآله أعتق صفیه وتزوجها وجعل عتقها صداقها ، والمعتق لا یکون ولیا فی حق نفسه .

ازدواج با زنی که ولی و شاهد ندارد ، از دیدگاه ما شیعیان جایز است . به شرط این که زن بالغ باشد و کنیز و سفیه هم نباشد .

یعنی کل شرایط را داشته باشد ، بالغ و عاقل و آزاد باشد می تواند بدون ولی خودش ازدواج کند . اما منظور در این جا چیست ؟ وقتی استدلال ایشان را ببینیم ، متوجه مقصود ایشان می شویم . دلیل ما این است که :

مسلمان ها در این اختلاف ندارد که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) با ام سلمه ازدواج کرد و واسطه این ازدواج فرزندش عمر بن ابی سلمه (رضوان الله تعالی علیه ) بود

عمر بن ابی سلمه از شیعیان خاص امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است که در جنگ جمل در رکاب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) علیه فتنه و فتنه گران ، عایشه و طلحه و زبیر و دیگران ، شمشیر زد و به شهادت رسید . ایشان از صحابی رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) هم هست و ما ایشان را خیلی دوست داریم .

استدلالی که شیخ طوسی می کند ، چیست ؟ می گویند ام السلمه با رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ازدواج کرد و شاهد و ولی ایشان ، فرزندش بود . از این روایت استفاده می شود ، زنی باکره نیست و فرزند دارد ؛ اما پدرش زنده نیست ، پدر بزرگش هم زنده نیست یعنی بدون ولی است . حال این زن چه کار کند؟ آیا اصلا ازدواج نکند ؟!! کسی که پدر و پدر بزرگ ندارد یعنی اصلا ولی ندارد ، ازدواج کند یا نکند ؟

شیخ طوسی (ره) می گوید : از نظر ما اگر بالغ باشد ، هیچ اشکالی ندارد . حال این بحث چه ارتباطی به بحث آقای محمد بن عبدالوهاب دارد ؟ هیچ ارتباطی به آن بحث ندارد . کسی مثل ام السلمه که قبلا همسر داشته ، باکره هم نیست ، فرزند هم دارد و می خواهد ازدواج کند . در این صورت نباید ازدواج کند ؟ اصلا باب ازدواج بسته شود . این که امکان ندارد . پس می تواند ازدواج کند . وقتی شیعه می گوید : اما النکاح بلا ولی وشهود ، مقصود این مطالب است نه آن مطالبی که آقای محمد بن عبد الوهاب می گوید .

از نظر اکثر علمای شیعه که فعلا هم اجماع دارند که اگر دختر باکره باشد و اگر ولی زنده باشد ، جایز نیست که بدون اذن ولی ازدواج کند . خیلی ها فتوا دادند و بعضی ها احتیاط واجب این را می دانند که چنین عقدی باطل است . حتی اگر موقت باشد . البته در این بحث اختلافی است و عده ای هستند که این نظر را دارند . ولی برای زنی که باکره نیست ، حتی اگر ولی ایشان هم زنده باشد ، تمام شیعه اجازه داده که ازدواج کند .

اختلافی در این که پسر ولایتی بر مادر ندارد ، نیست . پس مادر می تواند بدون اذن ولی ازدواج کند. در ادامه صفیه را هم مثال می زند که ایشان هم ولی نداشت . پدر او که یک یهودی بود ، به دست رسول خدا (صلی الله علیه وآله) کشته شد و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با همان کنیز (صفیه ) ازدواج کرد .

شیخ طوسی ، المبسوط ، ج ۴ ، ص ۱۵۶

ایشان ولی نداشت . آیا ازدواج رسول خدا (صلی الله علیه وآله) باطل است ؟ باطل نیست .

اما آقای محمد بن عبد الوهاب چه گفته بود : نکاح بدون اذن ولی و شهود را جایز می دانند که این زنای واضح و مشخص است .

حال ببینیم از میان علمای اهل سنت ، کسی این نظر را دارد یا ندارد ؟ طبق جستجویی که بنده داشتم ، تمام احناف بلا استثناء ، اجماع دارند که چنین ازدواجی جایز است . کسی ولیش زنده باشد ، باکره هم نباشد ، بعد خودش بخواهد ازدواج کند ، هیچ اشکالی ندارد . همان چیزی که محمد بن عبد الوهاب می گوید : عین زنا است ، آقایان احناف ، جایز می دانند .

در این زمینه مستند زیاد است ؛ اما بنده یک کتاب را با شرح آن نشان می دهم .

کتاب کنز الدقائق فی الفقه الحنفی ، تألیف آقای نسفی از بزرگترین علمای تاریخ احناف که همه تفسیرش از بهترین تفاسیر احناف است و هم کتاب فقهی ایشان ، مرجع تمام فقهای بعد از آقای نسفی بوده و همه بر آن شرح زده اند . این کتاب حدود ۵۰ شرح دارد .

ایشان از علمای قرن هشتم است . این کتاب چاپ دار السراج در سال ۲۰۱۱ م است . در همان صفحه ابن نجیم گفته : این کتاب ، بهترین کتاب در فقه حنفی است که مختصر شده .

ابن عابدین هم گفته : از متون معتبر در مذهب حنفی که برای نقل مذهب است ، همین کتاب می باشد . در این مختصر ، چهل هزار مسأله فقهی را بیان کرده است .

در صفحه ۲۵۴ از این کتاب می گوید :

نفذ نکاح حره مکلفه بلا ولی .

اگر یک زنی آزاد و مکلف باشد ؛ حتی اگر ولی نباشد ، ازدواجش درست است .

نسفی ، کنز الدقائق ، چاپ دار السراج ، ص ۲۵۴

یا ولی ندارد یا این که ولی دارد ؛ اما بدون اذن ولی می خواهد ازدواج کند . در هر صورت ازدواجش درست است .

حال ببینیم که این کتاب چه شرح هایی دارد . النهر الفائق ، تألیف ابن نجیم حنفی ، متوفای ۱۰۰۵ هـ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، جلد دوم ، صفحه ۲۰۲ :

نفذ نکاح حره مکلفه بلا ولی ولا تجبر بکر بالغه علی النکاح .

نفذ نکاح حره بکرا کانت او ثیبا خرج بذلک الامه ولو مدبره او مکاتبه و ام ولد (مکلفه) ای : بالغه عاقله و ما فی العینی مسلمه فمن سهو القلم فخرج صغیره والمجنونه (بلا) سواء زوجت نفسها من کفؤ او لا فی ظاهر الروایه عن الامام وصاحبیه لانها تصرفت فی غالب حقها فصار کما اذا تصرفت فی مالها …

وفی الْبَزَّازِیَّهِ ذَکَرَ بُرْهَانُ الْأَئِمَّهِ أَنَّ الْفَتْوَى فی جَوَازِ النِّکَاحِ بِکْرًا کانت أو ثَیِّبًا على قَوْلِ الْإِمَامِ الْأَعْظَمِ وَهَذَا إذَا کان لها وَلِیٌّ فَإِنْ لم یَکُنْ صَحَّ النِّکَاحُ اتِّفَاقًا …

نکاح زنی که آزاد است ، چه باکره باشد و چه غیر باکره ، صحیح است . مکلف یعنی بالغ و عاقل باشد ؛ حتی اگر ولی اش راضی نباشد . چه با کسی ازدواج کرده باشد که هم کفو او باشد چه هم کفو او نباشد .

مثلا یک دختر ۱۴ ساله با یک پیرمرد ۹۰ ساله ازدواج کند . به شما ارتباطی ندارد . دلیلش هم این است :

ظاهر روایتی که از امام ابوحنیفه و دو شاگردش بیان کردند . دلیلش این است که تصرف در چیزی کرده که حقش بوده . آیا اگر این دختر پول داشت ، می توانست در آن تصرف کند ؟ حال می خواهد ازدواج کند ، آیا این حق را دارد یا ندارد ؟ حق دارد ، اشکالی هم ندارد . تا زمانی که می تواند بر مالش تصرف کند ، می تواند ازدواج هم بکند .

… در کتاب بزازیه آمده که علت این که امام اعظم فتوی در جواز نکاح دختر باکره یا غیر باکره داده ، به خاطر دلیل بسیار قوی و محکمی بوده ، البته این حکم برای زمانی است که ولی هست ؛ اما راضی نیست . اما این که ولی نباشد ، همه اتفاق نظر دارند که این ازدواج جایز است .

ابن نجیم ، النهر الفائق ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ج ۲ ، ص۲۰۲

شرح بعدی از این کتاب ، مجمع الانهر فی شرح ملتقی الابحر (یکی از بهترین کتاب های فقهی احناف ) تألیف آقای کلیبولی حنفی معروف به داماد افندی ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، جلد اول ، صفحه ۴۸۸ کتاب النکاح :

باب الأولیاء والأکفاء الولی من الولایه وهی تنفیذ الأمر على الغیر والأکفاء جمع کفء وهو النظیر والمساوی نفذ أی صح نکاح حره احتراز عن الأمه لأن نکاحها موقوف على إذن مولاها کتوقف نکاح الصغیره والمجنونه والمعتوهه على إذن المولى ولذا قال مکلفه بکرا کانت أو ثیبا بلا ولی أی ولو کان النکاح بلا إذن ولی وحضوره عند الشیخین فی ظاهر الروایه لأنها تصرف فی خالص حقها وهی من أهله لکونها عاقله بالغه ولهذا کان لها التصرف فی المال والأصل هنا أن کل من یجوز تصرفه فی ماله بولایه نفسه یجوز نکاحه على نفسه …

در این جا نظر آقای نسفی را بیان می کند و در پایین کتاب آن را شرح می دهد :

نکاح زنی که آزاد است ، صحیح می باشد . کسی که کنیز ، صغیر ، مجنون باشد ، نمی تواند . علاوه بر آزاد بودند ، مکلف باشد . فرقی نمی کند که باکره باشد یا غیر باکره . حتی اگر این ازدواج بدون اذن ولی و بدون حضور ولی باشد نزد شیخین اشکالی ندارد . چون حق خودش است و می تواند با این حق هر کاری که می خواهد انجام دهد . اهلیت دارد ، عاقل و بالغ است . پس همان طور که می تواند در مالش تصرف کند ، در خودش هم می تواند تصرف کرده و ازدواج کند . اصل از نظر ما این است که اگر کسی جواز تصرف در مالش را داشته باشد ، نکاحش هم جایز است .

این قیاسی است که انجام می دهد . قیاسی که قطعا باطل است . اگر می تواند با ولایت شخصی خودش بر مالش تصرف کند ، ازدواج هم می تواند بکند .

کلیبولی حنفی ، مجمع الابهر ، چاپ دار المکتب العلمیه بیروت ، ج ۱ ،ص ۴۸۸

شرح بعدی از این کتاب ، البحر الرائق ، تألیف ابن نجیم مصری حنفی متوفای ۹۷۰ هـ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، جلد ۳ ، صفحه ۱۹۲ ، همان سخن آقای نسفی را می آورد و شرح می دهد :

وْلُهُ ( نَفَذَ نِکَاحُ حُرَّهٍ مُکَلَّفَهٍ بِلَا وَلِیٍّ ) لِأَنَّهَا تَصَرَّفَتْ فی خَالِصِ حَقِّهَا وَهِیَ من أَهْلِهِ لِکَوْنِهَا عَاقِلَهً بَالِغَهً وَلِهَذَا کان لها التَّصَرُّفُ فی الْمَالِ وَلَهَا اخْتِیَارُ الْأَزْوَاجِ

وَإِنَّمَا یُطَالَبُ الْوَلِیُّ بِالتَّزْوِیجِ کیلا تُنْسَبَ إلَى الْوَقَاحَهِ وَلِذَا کان الْمُسْتَحَبُّ فی حَقِّهَا تَفْوِیضَ الْأَمْرِ إلَیْهِ

وَالْأَصْلُ هُنَا أَنَّ کُلَّ من یَجُوزُ تَصَرُّفُهُ فی مَالِهِ بِوِلَایَهِ نَفْسِهِ یَجُوزُ نِکَاحُهُ على نَفْسِهِ وَکُلُّ من لَا یَجُوزُ تَصَرُّفُهُ فی مَالِهِ بِوِلَایَهِ نَفْسِهِ لَا یَجُوزُ نِکَاحُهُ على نَفْسِهِ وَیَدُلُّ علیه قَوْله تَعَالَى ) حتى تَنْکِحَ ( البقره ۲۳۰ أَضَافَ النِّکَاحَ إلَیْهَا وَمِنْ السُّنَّهِ حَدِیثُ مُسْلِمٍ الْأَیِّمُ أَحَقُّ بِنَفْسِهَا من وَلِیِّهَا ( ۱ ) وَهِیَ من لَا زَوْجَ لها بِکْرًا کانت أو ثَیِّبًا فَأَفَادَ أَنَّ فیه حَقَّیْنِ حَقَّهُ وهو مُبَاشَرَتُهُ عَقْدَ النِّکَاحِ بِرِضَاهَا وقد جَعَلَهَا أَحَقَّ منه وَلَنْ تَکُونَ أَحَقَّ إلَّا إذَا زَوَّجَتْ نَفْسَهَا بِغَیْرِ رِضَاهُ وَأَمَّا ما رَوَاهُ التِّرْمِذِیُّ وَحَسَّنَهُ أَیُّمَا امْرَأَهٍ نَکَحَتْ بِغَیْرِ إذْنِ وَلِیِّهَا فَنِکَاحُهَا بَاطِلٌ ( ۲ ) وما رَوَاهُ أبو دَاوُد لَا نِکَاحَ إلَّا بِوَلِیٍّ ( ۳ ) فَضَعِیفَانِ أو مُخْتَلَفٌ فی صِحَّتِهِمَا فَلَنْ یُعَارِضَا الْمُتَّفَقَ على صِحَّتِهِ …

در این جا روایاتی را بیان می کند ؛ حتی روایاتی که خلافش است را می آورد و می گوید : ضعیف است .

روایتی که ترمذی نقل کرده بود و حسن دانسته ، ضعیف است یا مختلف فیه است و در سند آن اشکالاتی است . پس با این اتفاق آقای ابوحنیفه نمی تواند موافق باشد .

ابن نجیم مصری حنفی ، البحر الرائق ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ج ۳ ، ص ۱۹۲

شرح بعدی این کتاب ، تبیین الحقائق ، تألیف آقای زیلعی حنفی از بزرگان اهل سنت است . در این کتاب ایشان مفصل توضیح داده و استدلال کرده . سخن آقای نسفی را می آورد و شرح می دهد :

( نَفَذَ نِکَاحُ حُرَّهٍ مُکَلَّفَهٍ بِلَا وَلِیٍّ ) وَهَذَا عِنْدَ أبی حَنِیفَهَ وَأَبِی یُوسُفَ فی ظَاهِرِ الرِّوَایَهِ …

وقد رَوَوْا فی کُتُبِهِمْ أَحَادِیثَ کَثِیرَهً لیس لها صِحَّهٌ عِنْدَ أَهْلِ النَّقْلِ حتى قال الْبُخَارِیُّ وابن مَعِینٍ لم یَصِحَّ فی هذا الْبَابِ حَدِیثٌ یَعْنِی على اشْتِرَاطِ الْوَلِیِّ وَلَنَا قَوْله تَعَالَى ) فَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا فَعَلْنَ فی أَنْفُسِهِنَّ ( وقَوْله تَعَالَى ) فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ یَنْکِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ ( وقَوْله تَعَالَى ) حتى تَنْکِحَ زَوْجًا غَیْرَهُ ( وقَوْله تَعَالَى ) فَلَا جُنَاحَ عَلَیْهِمَا أَنْ یَتَرَاجَعَا إنْ ظَنَّا أَنْ یُقِیمَا حُدُودَ اللَّهِ ( وَهَذِهِ الْآیَاتُ تُصَرِّحُ بِأَنَّ النِّکَاحَ یَنْعَقِدُ بِعِبَارَهِ النِّسَاءِ لِأَنَّ النِّکَاحَ الْمَذْکُورَ فیها مَنْسُوبٌ إلَى الْمَرْأَهِ من قَوْلِهِ أَنْ یَنْکِحْنَ وَحَتَّى تَنْکِحَ وَهَذَا صَرِیحٌ بِأَنَّ النِّکَاحَ صَادِرٌ منها وَکَذَا قَوْله تَعَالَى ) فِیمَا فَعَلْنَ

از دیدگاه ابو حنیفه و ابو یوسف شیبانی و محمد حسن شیبانی نکاح زن آزاد و مکلف بدون اذن ولی جایز است .

در ادامه روایتی را نقل می کند و می گوید :

این هایی که مخالف ما هستند ، روایات زیادی را در کتاب های خودشان نقل کردند ؛ اما این روایات از نظر علمای علم حدیث اصلا اعتباری ندارند و صحیح نیستند . حتی بخاری و یحی بن معین که از بزرگان تاریخ اهل سنت هستند ، می گویند : هیچ روایت صحیحی در کتاب های اهل سنت وجود ندارد که در نکاح رضایت ولی شرط باشد .

در ادامه چند آیه از قرآن کریم و چند روایت می آورد که فرصت برای خواندن آن ها نداریم .

پس بنابراین تمام احناف ، النکاح بلا ولی جائز ، ازدواج بدون ولی را جایز می دانند . جالب است که کتاب دیگری هم هست که حرف بسیار رکیکی به احناف و مستقیما به ابو حنیفه زده است .

در کتاب الجواهر المضیه فی طبقات الحنفیه ، تألیف ابی الوفاء قرشی حنفی ، جلد ۲ ، چاپ دار الاحیاء الکتب العربیه ، صفحه ۵۵۷ می گوید :

وقال أبو المعالی یوما النکاح بغیر ولی . هذه المسأله خلاف بین أبی حنیفه وبین رسول الله صلى الله علیه واله وسلم فإنه صلى الله علیه واله وسلم قال أیما امرأه نکحت بغیر أذن ولیها فنکاحها باطل . وقال أبو حنیفه بل نکاحها صحیح …

ابو المعالی یک روز این حرف را می زد که بحث ازدواج بدون ولی ، مسأله ای است که بین ابو حنیفه و بین رسول خدا (صلی الله علیه وآله) اختلاف شده ، چون پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) فرمودند : اگر زنی بدون اذن ولی خود ازدواج کند ، ازدواجش باطل است . اما ابو حنیفه گفته : ازدواجش صحیح است .

ابی الوفاء قرشی حنفی ، الجواهر المضیه ، ج ۲ ، چاپ دار الاحیاء الکتب العربیه ، ص ۵۵۷

اجتهاد در برابر کلام رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است . به هر حال ابوحنیفه هم در برابر رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) کسی است . چه اشکالی دارد که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) یک چیز گفته باشد و ابو حنیفه چیز دیگری !!!!!!

این حرفی است که ایشان می زند . احناف به هیچ وجه این را قبول ندارد . همان طور که دیدیم که آقای زیلعی صراحتا گفته بود : روایاتی که از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل شده ، همه ضعیف است و بلکه خلاف آن روایت داریم .

به هر حال یک مسأله اختلافی بین همه اهل سنت است که بالاخره نکاح بدون ولی و بلا اذن ولی ، جایز است یا جایز نیست ؟ آقای محمد بن عبد الوهاب به خاطر همین مسأله ای که اختلافی هست در کتاب رساله فی الرد علی الرافضه می گوید : وهذا هو الزنا بعینه . این فتوی زنای مشخص و واضح است . یعنی تمام احناف طبق نظر محمد بن عبد الوهاب ، زناکار هستند . چون احناف همه این گونه نکاح را جایز می دانند . اگر این فتوا زنا است و شیعه زناکار ؛ پس احناف هم زناکار هستند . شما ابتدا مشکلات بین خود را حل کنید . شما که همیشه ادعای این را داری که اهل سنت هستی و اهل سنت تو را قبول ندارد ، مشکلات خود را با آن ها حل کن ، سپس به شیعه حمله کن . با مسأله ای که بین خودتان اختلافی است ، به شیعه حمله می کنید . با مسأله ای که بین شیعیان اختلافی است ، به شیعه حمله می کنید و نظر اقل را بر نظر اکثر ترجیح می دهی و بر اساس نظر اقل این تهمت را به شیعه نسبت می دهی .

آیا چنین شخصیتی عالم و عاقل است ، انصاف دارد ؟!! آیا شایسته است که به چنین شخصی امام بگویند ؟!!! شایسته است که این شخص مذهب تشکیل دهد ؟!!! قضاوت را بر عهده آقایان وهابی می گذاریم که ببینند که امامشان چه شخصیتی بوده است !!!

مجری :

استاد یزدانی عزیز تمامی مطالب را بر اساس اسناد و تصویر کتب و کاملا مستند و مستدل بیان کردند . قضاوت با خود شما است که ببینید چگونه محمد بن عبد الوهاب ، کسی که ادعا می کنند او امام مجدد است ، به خاطر بعضی اختلافات فقهی که بین خود اهل سنت هم وجود دارد ، اینطور در مورد شیعه ، حکم به تکفیر و حکم به حرامزاده بودن می کند .

کلیپ بعدی باز هم از نظرات علمای اهل سنت درباره وهابیت و محمد بن عبد الوهاب است .

کلیپ ۳ ) : وهابیت

صادق سلایمیه از علمای الجزایر

کتاب الصواعق الالهیه فی الرد علی الوهابیه را چه کسی نوشته است ؟

برادر محمد بن عبد الوهاب این کتاب را نوشت . پدر محمد بن عبدالوهاب از او بیزار بود ، چه کسی ابن تیمیه را زندانی کرد ؟ شیعیان ، نه ، بلکه علمای اهل سنت او را به زندان کردند . چون گفت زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) بدعت است ، پس او را زندانی کردند . ابن تیمیه به ابن حجر هیثمی این عالم سنی می گوید : دشمن خدا !!

ابن تیمیه در مورد شافعی ها که نیت نماز را بر زبان جاری می کنند ، می گوید : باید توبه داده شوند یا کشته شوند . در کتاب مجموع فتاوی از او سؤال کردند . شما وهابی ها باید جواب پس بدهید در مقابل مردم الجزائر ، مردم ما را کشتید و سر بریدید . مساجد را منفجر می کنید و تحدی می کنم که یک شیعه ذکر کنی که خودش را منفجر کرده باشد ، شیعه قائل به کفر توست ؛ ولی تو را نمی کشد .

مجری :

باز هم نظر یکی از علمای اهل سنت بود که در مقابل وهابیت این چنین موضعگیری می کنند . ما هم در این برنامه تأکید داریم که اصولا رسالت برنامه راه و بی راه هم ، همین است که تناقضات بین وهابیت و سایر مذاهب اسلامی برجسته شود .

استاد یزدانی :

کلیپی که مشاهده کردید گفتگوی آقای سلایمه از علمای الجزایر با یک وهابی است که خیلی بی ادبانه اجازه نمی داد که این عالم اهل سنت ، صحبت کند . این عالم اهل سنت چقدر زیبا و منطقی استدلال می کند و می گوید : ابن تیمیه ای را که شما این همه سنگش را به سینه می زنید ، چه کسی به زندان انداخت ؟ شیعه به زندان انداخت یا اهل سنت به زندان انداخت ؟

واضح است ، تمام دنیا ، تمام کتاب هایی که شرح حال ابن تیمیه را نوشتند ، می دانند که اهل سنت ابن تیمیه را به زندان انداخت . علمای اهل سنت گفتند که او کافر است و به زندان انداختند و حتی علمای شافعی فتوا داده بودند که ایشان کافر هست ؛ اما ابن تیمیه گفت : چون من حنبلی هستم ، باید علمای حنبلی فتوی بدهند . علمای حنبلی هم چون هم مذهبش بودند ، فتوا دادند که برای همیشه در زندان باشند . حال این ها شیعه بودند یا سنی بودند ؟

واضح است که اهل سنت مخالف ابن تیمیه بودند و به زندان انداختند و تکلیفش هم مشخص بود .

این عالم اهل سنت پرسید : این انفجاراتی که در الجزایر می شود ، مساجد اهل سنت منفجر می شوند ، زن و بچه اهل سنت کشته می شوند ، چه کسانی این کار ها را انجام می دهد ؟ شیعه این کار را انجام داده یا شما وهابی ها این جنایات را انجام می دهید ؟

می گوید : هیچ شیعه ای هیچ جا را منفجر نکرده ؛ چون شیعه به این مسأله معتقد نیست و کشتن هیچ کس را جایز نمی داند . شما وهابی ها این کار ها را می کنید .

این ابن حجر عسقلانی است که چنین نظرهایی در مورد ابن تیمیه می دهد !!!

استدلال های بسیار محکم وقوی از طرف علمای اهل سنت علیه وهابیت است و امیدواریم که بعضی از این علمایی که گاها با این شبکه ها تماس می گیرند ، هوشیار باشند و رابطه خود را با وهابیت قطع کنند و امیدواریم روزی برسد که تمام سرزمین های اسلامی از لوث وجود وهابیت ، پاک شود و همه مسلمان ها در هر کجای عالم که هستند ، از دست ترور و انفجار این وهابی ها ، زندگی همراه با آسایش و آرامش داشته باشند . ان شاء الله .

تماس بینندگان

بیننده : آقای نارویی از ایرانشهر ـ اهل سنت

من به عنوان یک اهل سنت ، افکار ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب را که در کتاب هایشان آمده ، اصلا قبول ندارم . آن هایی هم که این کتاب ها را می خوانند و به آن عمل می کنند ، امثال کسانی هستند که در سوریه و عراق و یمن جنایت می کنند . جنایاتی که شاید حتی کفار هم انجام ندادند . ما زیارت قبر پیامبر بزرگوار اسلام(صلی الله علیه وآله) و اولیاء و انبیای الهی را قبول داریم .

بیننده : آقای احمدی از مشهد مقدس ـ اهل سنت

بنده از شما استاد یزدانی عزیز سؤالی داشتم . وقتی خداوند در قرآن همه زنان پیامبر (صلی الله علیه وآله) را امهات المؤمنین خطاب کرده ، این که در بعضی از شبکه ها به عایشه توهین می شود ، پاسخ این ها را شما چگونه می دهید ؟

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! ما بارها در این شبکه گفتیم ، استاد ما هم تأکید کردند که ما توهین به هیچ کس را جایز نمی دانیم ، بالخصوص توهین به نماد های اهل سنت را جایز نمی دانیم و هر کس اهانت می کند ، مورد تأیید ما نیست و در این شبکه هم کسی تا به حال توهین نکرده و اگر توهین کرده باشد ، ما عذر خواهی می کنیم . ما مسئول شبکه های دیگر نیستیم و کار آن ها را قبول نداریم .

بیننده :

اگر کسی توهین کرد ، شما در مورد ایشان چه قضاوتی می کنید . مثلا در شبکه آقای اللهیاری که از آمریکا پخش می شود ، این گونه اهانت ها زیاد رخ می دهد .

استاد یزدانی :

بنده عرض کردم که اگر به آن شبکه ها اشکال دارید ، با خود همان شبکه ها تماس بگیرید . ما کار آن ها را تأیید نمی کنیم و خودمان هم به هیچ کس توهین نمی کنیم . اگر کسی از بینندگان هم توهین کند ، تماسشان را قطع می کنیم .

بیننده : آقای موسوی از شوشتر ـ شیعه

بنده در مورد عایشه سؤالی داشتم . اهل سنت فکر می کنند که ما به عایشه توهین می کنیم . در صورتی که ما چنین جسارتی را نمی کنیم و همین که کتاب های آن ها را می خوانیم ، در ذهنمان سؤال مطرح می شود . طبق کتاب های شیعه و هم چنین کتاب های اهل سنت ، زمانی که امام حسن (علیه السلام) را خواستند دفن کنند ، عایشه اجازه نداد که آن حضرت نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) دفن شود .

استاد یزدانی :

آقای موسوی ! امکان دارد ما درخواستی از شما داشته باشیم . بحث ما بحث وهابیت است و ما دوست نداریم وارد این مباحث شویم . اگر امکان دارد در شب های دیگر ، شب هایی که استاد قزوینی برنامه دارند ، مطرح کنید ، چون وظیفه آن ها دفاع از صحابه و دفاع از زنان پیامبر (صلی الله علیه وآله است ) است ، خیلی بهتر می شود . بنده علاقه ندارم وارد این مباحث شوم .

بیننده : آقای عرب از کرمان ـ شیعه

بنده مطلبی را می خواستم بیان کنم . در شبکه وهابی کلمه ، زمانی که اسم معاویه را می برند ، از ایشان به عنوان کاتب وحی یاد می کنند . بنده از همین جا با دو دلیل پاسخ آن شبکه را می دهم که آن ها اشتباه می کنند .

اگر ما قبول کنیم که معاویه ، کاتب وحی بوده ، برای طرفداران معاویه خیلی بد می شود . اگر ایشان کاتب وحی باشد ، باید آیه ذوی القربی را شنیده باشد . یا آیه مباهله را که از حضرت علی (علیه السلام) به عنوان نفس پیامبر (صلی الله علیه وآله) یاد کردند را شنیده باشد . اگر بگویند که این آیات را شنیدند ، این شخص کلا کافر است ؛ چون این شخص کلام قرآن را شنیده و عمل نکرده . اگر هم بگویند شنیده ، این چطور شنیدنی است که در مقابل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می ایستد و جنگ صفین را به وجود می آورد و فرزند رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ، امام حسن مجتبی (علیه السلام) را به شهادت می رساند .

اگر شنیده و عمل نکرده ، پس منافق است . اگر هم شنیده و فراموش کرده ، دیگر نمی شود به او کاتب وحی گفت . من به این کار شناسان وهابی توصیه می کنم که این مطالب را بیان نکنید که به ضرر خودتان تمام می شود . اگر شیعه مطلبی را بیان می کند ، بدون دلیل و مدرک نیست .

استاد یزدانی :

تنها دلیلی که این آقایان برای کاتب وحی بودن معاویه می آورد ، روایتی در صحیح مسلم است .

النضر بن محمد الیمامی عن عکرمه بن عمار نا أبو زمیل عن ابن عباس قال کان المسلمون لا ینظرون إلى أبی سفیان ولا یقاعدونه فقال للنبی ثلاث أعطنیهن قال نعم قال عندی أحسن العرب وأجمله أم حبیبه بنت أبی سفیان أزوجکها قال نعم قال معاویه تجعله کاتبا بین یدیک قال نعم قال وتمدنی حتى أقاتل الکفار کما کنت أقاتل المسلمین قال نعم

روایت از عکرمه نقل شده که ابوسفیان نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آمد و از ایشان سه در خواست کرد و از آن حضرت خواست که به آن ها عمل کند . گفت : نزد من زیباترین زن عرب ، ام حبیبه است که از شما می خواهم با او ازدواج کنی . رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) قبول کردند . معاویه را کاتب وحی قرار بده و مرا هم امیر قرار بده تا با کفار بجنگم .

صحیح مسلم ، ج ۴ ، ص ۱۹۴۵

طبق این روایت ، آقایان وهابی معاویه را کاتب وحی می دانند که البته در این روایت کاتب وحی نیست ، کاتب بین یدی النبی است . یعنی پیش شما باشد و نامه بنویسد .

علمای اهل سنت این روایت را به شدت رد کردند . دلیلش چیست ؟ ابوسفیان در سال دهم هجرت یعنی بعد از فتح مکه ایمان آورد . اگر در فتح مکه ایمان آورده باشد ، سال هشتم هجرت است ؛ اما پیامبر (صلی الله علیه وآله) سه الی چهار سال یعنی سال پنجم هجرت با ام حبیبه ازدواج کرده بود .

واضح است که متن روایت دروغ است . آقای نووی در شرح صحیح مسلم ، این روایت را به صراحت رد کرده و مفصل در این باره صحبت کرده .

أن أبا سفیان أنما أسلم یوم فتح مکه سنه ثمان من الهجره وهذا مشهور لا خلاف فیه وکان النبی ص قد تزوج أم حبیبه قبل ذلک بزمان طویل …

ابوسفیان در سال هشتم در سال فتح مکه مسلمان شد . ام حبیبه هم چند سال قبل با رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ازدواج کرده بود . چطور ممکن است که ابوسفیان دوباره درخواست کند که با ام حبیبه ازدواج کنید .

نووی ، شرح صحیح مسلم ، ج ۱۶ ، ص ۶۳

آقای ذهبی هم در سیر اعلام النبلاء ، جلد ۳ ، صفحه ۱۲۳ تصریح می کند :

وکان معاویه کاتبا فیما بین النبی ص وبین العرب .

معاویه بین رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و بین عرب ، نامه نگاری می کرد .

ذهبی ، سیر اعلام النبلاء ، ج ۳ ، ص ۱۲۳

چون سواد داشت و در آن زمان هم تعداد کسانی که سواد داشتند ، کم بود ، ایشان این کار را انجام می داد .

بیننده : حسین از کرج ـ شیعه

اگر این آقای پارچه فروش می خواهد از محمد بن عبد الوهاب دفاع کند ، ابتدا مطلبی که در مورد رعد و برق بیان کردند را پاسخ دهد ، کفایت می کند .

حضرت استاد ! آیا روایت مستقیمی مبنی بر حلال زاده نبودن محمد بن عبدالوهاب ، از اهل سنت وجود دارد . اگر وجود دارد بیان کنید .

مجری :

اگر شما تکرار برنامه را مشاهده بفرمایید ، روایتی را از محمد بن فیروز نقل کردند که فکر نمی کنم روایتی صریحتر از آن در باره حرامزاده بودن محمد بن عبد الوهاب وجود داشته باشد .

بیننده : آقای ناصری از قزوین ـ شیعه

حضرت استاد ! ما تا الان در کنار برادران اهل سنت به خوبی و خوشی زندگی کردیم و هیچ مشکلی با هم نداشتیم . مشکل ما با این آقایان وهابی است که حتی زمانی که با شبکه های آن ها تماس می گیریم و متوجه می شوند که ما شیعه هستیم ، تماس ما را قطع می کنند . در یکی از برنامه های آن ها ، بیننده شیعه ای تماس گرفت و گفت که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را جانشین خود می دانند و روایت انت خلیفتی را خواند . کارشناس وهابی در مقابل روایتی را خواند و گفت که رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) چنین روایتی را در مورد ابوبکر هم خوانده است .

مجری :

در مورد روایتی که شما بیان کردید که شبکه های وهابی ادعا کردند که در مورد ابوبکر هم چنین روایتی نقل شده ، ما در یکی از برنامه های چالش به صورت مفصل پاسخ دادیم .

بیننده : آقای امینی از قزوین ـ شیعه

بنده مطلبی از نهج البلاغه در مورد محمد بن ابوبکر داشتم که حضرت علی (علیه السلام) فرمودند : او عزیز من و ناپسری من بود .

بنده می خواستم بدان که چه اتفاقی افتاد که حضرت امیر (علیه السلام) در مورد پس ابوبکر چنین سخنی را بیان کردند .

استاد یزدانی :

وقتی ابوبکر از دنیا رفت ، محمد بن ابوبکر بیشتر از سه سال سن نداشتند . اما با مادرش اسماء بنت عمیس که از شیعیان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بود و قبل از این که با ابوبکر ازدواج کند ، همسر جعفر طیار بود ، به خانه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می آیند و محمد بن ابوبکر پروش یافته دامان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است . همیشه در کنار امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بوده ؛ حتی ما در منابع شیعه روایات صحیح داریم که ایشان به امامت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) اعتقاد داشته . اما آن چیزی که خیلی ایشان را برجسته و مهم کرده ، شرکت ایشان در جنگ جمل و در رکاب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است که یکی از فرماندهان وپرچمداران امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) دراین جنگ بود و بر علیه خواهر خودش عایشه می جنگید . این نهایت معرفت محمد بن ابوبکر و اعتماد ایشان به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و امامت آن حضرت را ثابت می کند که حاضر است با خواهر خودش بجنگد و در رکاب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) باشد . از این جهت است که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ایشان را خیلی را دوست دارد . ما هم ایشان را دوست داریم ؛ چون از شیعیان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بودند .

بیننده : آقای شرکایی از توسیرکان ـ شیعه

بنده مطلبی را در کتاب مقتل دربندی خواندم که وقتی شمر سر مبارک امام حسین (علیه السلام) را خواست جدا کند ، امام حسین (علیه السلام) به شمر گفت تو کسی هستی که پدرم امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) گفت تو سرم را جدا می کنی و این که پدر یا پدر بزرگتان سگ بوده . آیا این مطلب درست است ؟

استاد یزدانی :

مقتل دربندی یا اسرار الشهاده ، از دیدگاه شیعه کتاب معتبری نیست . بعضی از علما گفتند که مطالب نامعتبری هم در این کتاب بیان شده . حتی ازدواج حضرت قاسم (علیه السلام) در این کتاب آمده که ثابت شده چنین مطلبی اتفاق نیافتاده . نویسنده هر مطلبی که دوست داشته ، در این کتاب جمع کرده و یک مقتل نامعتبر ساخته .

بیننده : آقای حسینی از نیشابور ـ شیعه

بنده این مسأله را که محمد بن عبد الوهاب گفته بود مکتب اهل بیت (علیهم السلام) به مکتب اهل سنت نزدیک تر است ، از آقایان وهابی می پرسم که در این صورت چرا به مکتب اهل بیت (علیهم السلام) عمل نمی کنید ؟ آقایان از یک طرف می خواهند خود را به اهل بیت (علیهم السلام) نزدیک کنند از طرف دیگر اصلا به مکتب اهل بیت (علیهم السلام) عمل نمی کنند . این ها با خودشان هم مشکل دارند و تکلیفشان با خودشان هم مشخص نیست .

استاد یزدانی :

از ادعا تا عمل فاصله زیادی است . این روایات ضعیفی که ایشان در کتابش بیان کرده بود که امام حسن (علیه السلام) به ما اهل سنت نزدیک است . حداقل یک روایت صحیح می آوردید که این ادعای شما هم ثابت می شد . واضح است که موضع امام حسن (علیه السلام) چگونه است .

بیننده : کمال از سنندج ـ اهل سنت

شما صحابه پیامبر (صلی الله علیه وآله) را چه کسانی می دانید . شما عایشه ، ابوبکر و عمر ، طلحه و زبیر را لعنت می کنید .

مجری :

برادر عزیز ! ما در کدام برنامه چنین الفاظی به کار بردیم ؟

بیننده :

این ها چه کار کردند ؟ از دید ما عایشه ، ام المؤمنین ، مادر تمام مسلمانان است . چرا شما ایشان را قبول ندارید ؟

مجری :

شما برنامه های دفاع از صحابه استاد ابوالقاسمی را در شبکه جهانی ولایت تماشا کرده اید یا خیر ؟

بیننده :

خیر ، ندیدم .

مجری :

شما به سایت شبکه جهانی ولایت در قسمت آرشیو مراجعه کنید ، می توانید این برنامه ها را مشاهده کنید که به صورت مفصل بحث شده است .

بیننده :

استاد عزیز ! بنده که برنامه های شما را نگاه می کنیم ، شما از ابوبکر و عمر و عایشه ، هیچ طرفداری نمی کنید . چه فرقی بین صحابه بود ؟ همه آن ها با حضرت علی فامیل بودند .

استاد یزدانی :

اگر بحث فامیلی است ، مگر پیامبر (صلی الله علیه وآله) با ابولهب فامیل نبودند ؟ عمر بن خطاب با ابوجهل فامیل بود . فامیل بودن که مهم نیست . چیزی که مهم است ، ایمان و اعتقاد آن ها است .

بحث ما در برنامه راه و بی راه ، وهابیت است و به این مباحث وارد نمی شویم . وظیفه برنامه بنده این نیست . استاد ابوالقاسمی در برنامه دفاع از صحابه به صورت مفصل ثابت کردند که چرا باید دوست داشته باشیم و چرا نباید دوست داشته باشیم .

بیننده : آقای جعفری از کرج ـ شیعه

بنده می خواستم در مورد یکی از برنامه های شما که به کدامین گناه بود و در مورد شیخ نمر و بمباران یمن صحبت می کردند ، مطالبی را بیان کنم .

یکی از گناهانی که امثال شیخ نمر و مردم یمن دارند ، دوست داشتن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) و اهل بیت ایشان است . برای وهابیت تحمل دوستداران امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) واقعا سخت است .

در مورد توسل هم نکته ای داشتم . بنده به همه وهابیت می گویم ما امیدوار هستیم که با توسل به پیامبر (صلی الله علیه وآله) و اهل بیت (علیهم السلام) در آخرت با آن ها محشور شویم و آن ها هم با توسل به ابوسفیان و معاویه و یزید در آن دنیا محشور شوند .

مجری :

استاد یزدانی ! اگر امکان دارد خلاصه ای از مطالب مطرح شده در این برنامه را بیان کنید .

استاد یزدانی :

ما هر هفته چند دروغ و تهمت از آقای محمد بن عبد الوهاب را می خوانیم و در برنامه های آینده هم خواهیم خواند . امشب هم چهار تهمت بزرگ از ایشان را خواندیم و ثابت کردیم که این ها تهمت است و حقیقت ندارد .

مجری :

از شما استاد عزیز و ارجمند و شما بینندگان گرامی که تا این ساعت از برنامه ما را همراهی کردید ، تشکر و قدر دانی می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .