بازهم محمد بن عبد الوهاب و بازهم دروغگویی و تهمت و افترا به شیعیان . اتهام فحشاء به همسر پیامبر صلی الله علیه واله و رد این اتهام از سوی بزرگان شیعه و اهل سنت

 

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۱۲ / ۱۱ / ۹۴

مجری :

سلام و درود خداوند بر شما بینندگان شبکه جهانی ولایت باد . با برنامه ای دیگر از سری برنامه های راه و بی راه ، مهمان منازل شما هستیم . ان شاء الله تا پایان برنامه ما را همراهی بفرمایید . کارشناس عزیز برنامه ، استاد یزدانی بزرگوار در این جا حضور دارند .

استاد یزدانی :

من هم خدمت حضرتعالی و هم چنین خدمت تمامی بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم . امیدوارم باز هم برنامه ای در خور شأن بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت تقدیم کنیم. ان شا الله .

مجری :

موضوع برنامه در چند هفته اخیر نقد و بررسی کتاب محمد بن عبد الوهاب ، کتاب رساله فی الرد علی الرافضه است که ایشان در این کتاب به گمان خودش خواسته تشیع را نقد و رد کند و ما هم در این برنامه به دروغ ها و استدلال های ضعیف و سخیف پرداخته ایم و بر مبنای اسناد تصویری برای شما عزیزان ارائه دادیم . امشب هم به ادامه همان مباحث می پردازیم .

استاد یزدانی :

همان طور که شما فرمودید موضوع بحث ما دروغ و تهمت های محمد بن عبد الوهاب نسبت به شیعه است .ما در سه برنامه گذشته همین دروغ ها را نقل و بعضا هم نقد کردیم . بعضیا هم خیلی واضح و روشن بود که احتیاجی به نقد هم نداشت .

امشب هم تعداد دیگری از دروغ ها و تهمت های محمد بن عبدالوهاب به شیعه را خدمت بینندگان عزیز تقدیم خواهیم کرد .

اولین بخشی که طرح می کنیم ، تهمتی است که تمام وهابی ها آن را به شیعه نسبت می دهند و صد ها کلیپ و مستند را از کتاب های آن ها می توان پیدا کرد که این تهمتی است که آن ها به شیعه نسبت می دهند و آن اتهام فحشا به عایشه همسر رسول خدا (صلی الله علیه واله) است . این تهمت را با این انگیزه مطرح می کنند تا احساسات اهل سنت و عوامی که از شیعه شناختی ندارد ، تحریک کنند و با این تحریکات می خواهند بر منطق قوی و محکم شیعه غالب شوند . از طرف دیگر ، انسان های منصفی هستند که پاسخ آن ها را داده اند که ما هم آن پاسخ ها را خدمت بینندگان عزیز نشان خواهیم داد .

در کتاب رساله فی الرد علی الرافضه ، تألیف محمد بن عبد الوهاب ، با تحقیق ابوبکر عبد الرزاق بن صالح بن علی النهمی ، با تقریظ پنج نفر از علمای وهابی ، چاپ دار الآثار صنعا ، صفحه ۶۶ می گوید :

 مطلب سبهم عائشه رضی الله عنها المبرأه :

 ومنها نسبتهم الصدیقه الطیبه المبرأه عما یقولون فیها إلى الفاحشه وقد شاع فی هذه الأزمنه بینهم ذلک کما نقل عنهم ، قال تعالى : ) إن الذین جاءوا بالإفک عصبه منکم لا تحسبوه شراً لکم بل هو خیر لکم لکل امریء منهم ما اکتسب من الإثم والذی تولى کبره منهم له عذاب عظیم لولا إذ سمعتموه ظن المؤمنون والمؤمنات بأنفسهم خیراً وقالوا هذا إفک مبین لولا جاءوا علیه بأربعه شهداء فإذ لم یأتوا بالشهداء فأولئک عند الله هم الکاذبون ولولا فضل الله علیکم ورحمته فی الدنیا والآخره لمسکم فیما أفضتم فیه عذاب عظیم إذ تلقونه بألسنتکم وتقولون بأفواهکم ما لیس لکم به علم وتحسبونه هیناً وهو عند الله عظیم ولولا إذ سمعتموه قلتم ما یکون لنا أن نتکلم بهذا سبحانک هذا بهتان عظیم یعظکم الله أن تعودوا لمثله أبداً إن کنتم مؤمنین ویبین الله لکم الآیات والله علیم حکیم إن الذین یحبون أن تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذابٌ ألیم فی الدنیا والآخره والله یعلم وأنتم لا تعلمون ولولا فضل الله علیکم ورحمته وأن الله رءوف رحیم . یا أیها الذین آمنوا لا تتبعوا خطوات الشیطان ومن یتبع خطوات الشیطان فإنه یأمر بالفحشاء والمنکر ولولا فضل الله علیکم ورحمته ما زکى منکم من أحد أبداً ولکن الله یزکی من یشاء والله سمیع علیم .

مطلبی در مورد فحش به عایشه که مبراء شده است

یکی از قبائح شیعه این است که به عایشه ، نسبت فحشا می دهند . در این دوران این اتهام بین آن ها ، شایع و عمومی شده است ، همان طور که از آن ها نقل شده است .

یعنی همه شیعه اعتقاد به این مطلب دارند . خود محمد بن عبد الوهاب در بین شیعه زندگی نکرده ؛ فقط شنیده که شیعیان این گونه هستند . چه کسی این مطالب را برای شما نقل کرده ؟ آیا شخص درستی بوده یا نبوده ؟ خودتان باید تحقیق می کردی .

در ادامه حدود ده آیه از سوره مبارکه نور را پشت سر هم نقل کرده تا شیعه را متهم کرده :

آن هایی که آن تهمت بزرگ را زدند ، گروهی از شما بودند …

اگر بخواهیم از زبان محمد بن عبد الوهاب ترجمه کنیم ، باید بگوییم که گروهی از شما شیعیان بودند که در عصر پیامبر (صلی الله علیه وآله) به عایشه چنین تهمتی زدند .

در صفحه بعد آیات دیگری از سوره نور از آیه ۲۳ تا ۲۶ را می آورد :

وقال تعالى : (إن الذین یرمون المحصنات الغافلات المؤمنات لعنوا فی الدنیا والآخره ولهم عذاب عظیم یوم تشهد علیهم ألسنتهم وأیدیهم وأرجلهم بما کانوا یعملون یومئذ یوفیهم الله دینهم الحق ویعلمون أن الله هو الحق المبین . الخبیثات للخبیثین والخبیثون للخبیثات والطیبات للطیبین والطیبون للطیبات أولئک مبرأون مما یقولون لهم مغفره ورزق کریم ) نور / ۲۳ تا ۲۶

محمد بن عبد الوهاب ، رساله فی الرد علی الرافضه ، ص ۶۶ و ۶۷

در ادامه هم روایاتی را از منابع اهل سنت نقل می کند که بر اساس این روایات مقصود از این آیه افک ، همسر پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) است . این روایات که برای ما حجت نیست . متأسفانه ایشان برای این که شیعه را قانع کند ، روایاتی را از منابع اهل سنت می آورد . این چه ارتباطی به ما دارد؟ !!!! ما که اعتقاد به این نداریم که هیچ همسری از همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) گرفتار فحشا شده باشند ؛ اما در عین حال این روایت برای ما حجت نیست .

روایات متعددی را در چند صفحه بیان می کند و محقق هم در پاورقی آدرس می دهد و روایات دیگری را اضافه می کند که البته عرض کنم که بحث افک یکی از بحث های مهم و یکی از لغزش های بسیار بزرگ آقای بخاری است که در کتابش این مطلب را آورده است .

بنده تحقیق مفصلی در مورد این روایت کرده ام که حدود هفده تناقص در روایت بخاری وجود دارد که اصلا قابل جمع نیست و هفده اشکالی که آقای بخاری اصلا نمی تواند از این جواب دهد ، هیچ کس نمی تواند جواب دهد . جای بحث آن نیست که توضیح دهم . اگر فرصت بود و زمینه فراهم شد ، ان شاء الله در یک برهه ای آن را مطرح می کنیم .

در صفحه ۷۰ می گوید :

وکونها هی المبرأه المراده من الآیات مشهور بل متواتر ….

ومن هذا الاتهام یلزم نقص النبی ص ومن نقصه فکأنما نقص الله ومن نقص الله ورسوله فقد کفر وهو بفعله هذا خارج عن أهل الإیمان ومتبع لخطوات الشیطان وملعون فی الدنیا والآخره ومکذب الله ….

والحاصل أن قذفها کیفما کان یوجب تکذیب الله تعالى فی إخباره عن تبرأتها عما یقول القاذف فیها ، وقد قال بعض المحققین من الساده : ص وأما قذفها الآن فهو کفر وارتداد ولا یکتفى فیه بالجلد …

این که مقصود از این آیات این است که خداوند عایشه را تبرئه کرده ، مشهور و بلکه متواتر است .

بر اساس همین مطلب ، به شیعه حمله می کند و می گوید :

کسی که چنین تهمتی بزند ، نقصی بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) وارد کرده و هر کس که بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقص وارد کند ، بر خدا نقص وارد کرده و هر کس بر خدا و پیامبرش نقص وارد کند ، کافر شده و او با انکارش از ایمان خارج شده و از شیطان پیروی کرده و در دنیا و آخرت مورد لعن خداوند است و خداوند را تکذیب کرده است .

بر اساس روایاتی که در کتاب های خودتان با سند های ضعیف آمده . در همین جا هم محقق خیلی از روایات را تضیعف می کند که ضرورتی ندارد که ما به آن ها بپردازیم . آن روایاتی هم که در بخاری به عنوان روایت صحیح آمده ، اشکالات بسیار اساسی دارد ، اشکالاتی که اصلا قابل جواب دادن نیست . در عین حال بر اساس همان روایات می گوید : هر کس این کار را انجام دهد ، کافر است و در دنیا و آخرت ملعون است و از اهل ایمان خارج است و خدای متعال را تکذیب می کند . در حالی که در آیه ، هیچ اسمی از کسی که به او تهمت زده شده ، نیامده ؛ اما این ها بر اساس روایاتی که خودشان دارند ، قضاوت می کنند .

در آخر نتیجه گیری می کند و می گوید :

نتیجه این است که هر کس عایشه را قذف کند و اتهام فحشا به او بزند ، هر گونه که باشد ، تکذیب خداوند است ؛ چون خداوند در قرآنش او را تبرئه کرده . بعضی از محققین از بزرگان گفتند : هر کس به عایشه اتهام فحشا بزند ، کفر و ارتداد است و حتی به تازیانه زدن هم نباید اکتفا کرد و باید کشته شود …

در صفحه بعد هم می گوید :

ومن یقذف الطاهره الطیبه أم المؤمنین زوجه رسول رب العالمین ص فی الدنیا والآخره کما صح ذلک عنه فهو من ضرب عبد الله بن أبی ابن سلول رأس المنافقین ….

کسانی که به عایشه اتهام فحشا زده اند ، از طرفداران عبد الله بن ابی بن سلول از سران منافقین بودند .

حال ببینیم چه کسانی توهین کرده و تهمت زده اند . در طول تاریخ کسی را از شیعه را نمی توانید پیدا کنید که این اتهام را به شیعه زده باشد . بنده صراحتا ، علنا و روشن تحدی می کنم که یک نفر از علمای شیعه را پیدا کنید که چنین اتهامی زده باشد . نمی توانند پیدا کنند . اگر بود ، محقق در پاورقی توضیح می داد که فلان عالم شیعه این را گفته . در طول تاریخ وجود خارجی ندارد . فقط در عصر حاضر یک نفر پیدا شد که چنین حرفی را زد که ما آن را قبول نداریم و مراجع ما علیه ایشان حرف زدند و تکذیبش کردند . اما از علمای شیعه ، کسی در طول تاریخ از عصر صحابه و پیامبر (صلی الله علیه وآله) پیدا نمی کنید که به عایشه چنین اتهامی زده باشد .

روایاتی هست ؛ اما همه از نظر دلالی ، مطلبی را که این ها می خواهند ثابت نمی کند . یا از نظر سندی ضعیف است . البته ما این روایات را به صورت مفصل در سایت تحقیقاتی مؤسسه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آوردیم و مفصل آن ها را رد کردیم . از نظر سندی و دلالی همه آن ها مشکل دارند .

این از تهمت هایی است که محمد بن عبد الوهاب به شیعه می زند تا احساسات اهل سنت و عوام اهل سنت را علیه شیعه تحریک کند و این که با این تهمت بتواند ، شیعه را متهم کند و از سر راه خود بردارد . در حالی که این دروغ و تهمتی بیش نیست .

مجری :

کلیپی در این زمینه آماده شده که ببینید در همین زمان با این که محمد بن عبد الوهاب وجود ندارد تا دروغ های خود را ادامه دهد ، اما اتباع او هستند تا دروغ هایش را ادامه می دهند . آن هم دروغ هایی که بیشتر شبیه طنز است .

کلیپ ۱ )

مبلغ وهابی اهل سودان :

شاید صدا از طریق میکروفون خوب به شما نرسد ، چرا چنین هدفی را انتخاب کرده اند ؟ می گویند به عایشه شلیک کن . این اسلحه های اسباب بازی را برای بچه های ما ساخته اند عایشه را بزن !!!

احمد الاسیر ـ وهابی تکفیری :

آیا می دانید وقتی یک کودک این اسلحه اسباب بازی را شلیک می کند ، چه می گوید ؟ ممکن است کسی بگوید این مسأله ی مهمی نیست و افرادی که در دنیا تابع چنین تفکری هستند ، این را سبک و بی اهمیت بشمارند . آیا می دانید بعد از این که می گوید شلیک شلیک شلیک چه می گوید ؟ می گوید به عایشه شلیک کن !!!

برو جلو و گروگان ها را آزاد کن !!

کارشناس وهابی شبکه وهابی کلمه :

باور کنید که من کلافه هستم . ملت عزیز ! به خدا شوخی نمی کنم . به الله محمد شوخی نمی کنم.

شما اگر قرار باشد در هر برنامه چیزی بیاورید ، در برنامه باشد . این شتر را لطفا نیاورید که در استدیوی ما جا نمی شود .

مجری :

کار وهابی های تفکیری به جایی رسیده که اسباب بازی داخل تریبون ها و شبکه های خود می آورند و این طور به شیعه دروغ می بندند . به خصوص احمد الاسیر ، وهابی تکفیری که با آن شور و حرارت به شیعه دروغ می بست . البته چهره ایشان زمانی که در لبنان دستگیر شد ، بسیار جالب و دیدنی بود .

استاد یزدانی :

این کار وهابیت است که تنها کاری که می توانند انجام دهند ، تحریک احساسات علیه شیعه است. کسانی که مقداری انگلیسی بدانند و متوجه شوند ؛ اما نمی دانیم که این ها مردم را چه چیزی فرض کردند که این مطالب را می گویند . واقعا شرم آور و خجالت آور است !!!!

بنده از آقای آلوسی مطلبی را نشان دهم که در این مورد انصاف را رعایت کرده . هر چند که آقای آلوسی انسان منصفی نیست ؛ اما در این جا تلاش کرده و انصاف را رعایت کرده .

کتاب روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم ، تألیف علامه سید محمود آلوسی بغدادی ، جلد ۹ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۳۱۸ در ذیل سوره نور آیه ۱۸ ، همین مطالب را که می آورد تا ثابت کند که اتهام به عایشه وارد نیست و عایشه از این اتهام مبراء است و می گوید :

ونسب للشیعه قذف عائشه رضی الله تعالى عنها بما برأها الله تعالى منه وهم ینکرون ذلک أشد الإنکار ولیس فی کتبهم المعول علیها عندهم عین منه ولا أثر أصلاً ، وکذلک ینکرون ما نسب إلیهم من القول بوقوع ذلک منها بعد وفاته صلى الله علیه وسلم ولیس له أیضاً فی کتبهم عین ولا أثر .

به شیعه نسبت داده شده که آن ها به عایشه اتهام می زنند ، در حالی که شیعه به شدت این مطلب را انکار می کند . در کتاب های قابل اعتماد شیعه ، هیچ اثری از این مطلب وجود ندارد که چنین اتهامی به عایشه زده باشد . هم چنین به آن ها نسبت دادند که بعضی از شیعیان هستند که با این که خداوند عایشه را در زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله) مبراء کرد ، اما بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه واله) گرفتار این قضیه شد . این اتهام هم به شیعه نسبت می دهد که در کتاب های شیعه هیچ اثری از آن نیست .

آلوسی ، روح المعانی ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ج ۹ ، ص ۳۱۸

آقای محمد بن عبد الوهاب ! شما شیعه را به این متهم کردی که این فکر و این قضیه در بین تمام شیعه شایع است . اما آقای آلوسی هدفش در این کتاب زیر سؤال بردن شیعه است ، ولی در این جا که می رسد ، صراحتا می گوید این قضیه درست نیست .

باز در تفسیر روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم ، جلد چهارده ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۳۵۷ همین قضیه را می آورد و تصریح می کند :

وما ینسب للشیعه مما یخالف ذلک فی حق سید الانبیاء صلی الله تعالی علیه وسلم فلا تعول علیه وان کان شائعا .

آن چیزی که به شیعه نسبت داده شده که مخالف این قضیه و این آیات و در حق سید انبیاء حضرت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ، دروغ و کذب به آن ها است و به این قضیه تکیه نمی شود ؛ اگر چه شایع است که شیعه چنین اعتقادی دارد .

آلوسی ، تفسیر روح المعانی ، ج ۱۴ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۳۵۷

آقای محمد بن عبد الوهاب ! در این جا آقای آلوسی صراحتا می گوید : شما دروغگو هستید . در حالی که آقای آلوسی یک سلفی مسلک است . اگر شما شرح حال ایشان را در کتاب الاعلام آقای زرکلی ببینید ، می بینید که صراحتا می گوید : ایشان سلفی العقیده بوده .

ایشان سلفی العقیده است ؛ اما می گوید محمد بن عبد الوهاب ، یک دروغگو است . چون آقای محمد بن عبد الوهاب عقیده قذف عائشه در میان شیعه شایع است و همه آن ها این اعتقاد را دارند . در صورتی که آلوسی می گوید : این یک دروغ بر شیعه است .

چه کسانی همسر رسول خدا (ص) را متهم به فحشا کردند

۱ . ابن تیمیه حرانی

در کتاب مجموع فتاوی ، تألیف ابن تیمیه حرانی ، چاپ به دستور ملک فهد ، با تحقیق عبد الرحمن بن محمد بن قاسم ، جلد ۷ ، صفحه ۴۸۶ :

فَإِنَّ الَّذِینَ قَذَفُوا عَائِشَهَ أُمَّ الْمُؤْمِنِینَ کَانَ فِیهِمْ مِسْطَحُ بْنُ أُثَاثَهَ وَکَانَ مِنْ أَهْلِ بَدْرٍ وَقَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ فِیهِ لَمَّا حَلَفَ أَبُو بَکْرٍ أَنْ لَا یَصِلَهُ : (وَلَا یَأْتَلِ أُولُو الْفَضْلِ مِنْکُمْ وَالسَّعَهِ أَنْ یُؤْتُوا أُولِی الْقُرْبَى وَالْمَسَاکِینَ وَالْمُهَاجِرِینَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ) .

آن هایی که عائشه را متهم به عایشه کردند ، در میان آن ها مسطح بن اثاثه (پسر خاله ابوبکر ) از اهل بدر بود .

این ها روایت دارند که اهل بدر هر کاری انجام دهد ، اشکالی ندارد .

این آیه هم در شأن او نازل شده است . زمانی که ابوبکر قسم خورد که با او صله رحم نکند ، خداوند نازل کرد : وَلَا یَأْتَلِ أُولُو الْفَضْلِ مِنْکُمْ وَالسَّعَهِ أَنْ یُؤْتُوا أُولِی الْقُرْبَى وَالْمَسَاکِینَ وَالْمُهَاجِرِینَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، چاپ به دستور ملک فهد ، با تحقیق عبد الرحمن بن محمد بن قاسم ، ج۷ ، ص۴۸۶

ابن تیمیه صراحتا می گوید : یکی از آن هایی به عائشه اتهام فحشا زده بودند ، مسطح بن اثاثه و از اهل بدر بوده . مشخص است که ایشان شیعه نیست . قطعا از صحابه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بوده ، قطعا از سابقون الاولون بوده ، قطعا از کسانی بوده که در بیعت رضوان بوده و تمام آیاتی که در مدح صحابه وارد می کنند ، قطعا در مورد ایشان هم وارد است .

در صحیح بخاری ، چاپ دار ابن کثیر ، با تحقیق دکتر مصطفی دیب البغا ، جلد ۴ ، صفحه ۱۵۱۸ ، کتاب المغازی ، باب ۳۲ ، حدیث ۳۹۱۰ ، داستان افک را بیان کرده و مطالبی را در این روایت می آورد که با دیگر روایات بخاری در تضاد است .

فهلک فی من هلک وکان الذی تولى کبر الإفک عبد الله بن أبی بن سلول قال عروه أخبرت أنه کان یشاع ویتحدث به عنده فیقره ویستمعه ویستوشیه وقال عروه أیضا لم یسم من أهل الإفک أیضا إلا حسان بن ثابت ومسطح بن أثاثه وحمنه بنت جحش فی ناس آخرین لا علم لی بهم غیر أنهم عصبه …

آن ها (صحابه ) هلاک شدند .

هلاک شدند یعنی اهل جهنم شده و نابود شدند .

آن هایی که این کار را انجام دادند ، سر دسته آن ها عبد الله بن ابی بن سلول بوده . عروه باز هم گفت : کسانی که به عایشه اتهام افک زدند ، اسم هایشان مشخص نیست و فقط سه نفر را مشخ کردند . حسان بن ثابت ، مسطح بن اثاثه ، حمنه بنت جحش . غیر از این هم گفتند که این ها که اتهام افک زدند ، یک گروه بودند .

که همه از اهل بدر ، اهل بیعت رضوان ، حنین و صفین بودند ، به عایشه اتهام فحشا زدند و این واقعا ناراحت کننده است .

صحیح بخاری ، ج ۴ ، ص ۱۵۱۸ ، کتاب المغازی ، باب ۲۳ ، ح ۳۹۱۰

حسان بن ثابت از انصار است ، از کسانی که در جنگ احد بوده ، در بیعت رضوان بوده ، در همه جنگ ها حضور داشته . شاعر مخصوص رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هست و در صحیح بخاری به صراحت آمده که جبرئیل او را در گفتن شعر کمک می کرد . وقتی مشرکین و یهودیان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را هجو می کردند ، حسان بن ثابت جوابشان را می داد و جبرئیل در گفتن شعر به او کمک می کرد . یک مصرع را حسان می گفت و مصرع بعدی را جبرئیل کامل می کرد . مسطح بن اثاثه از اصحاب بدر و پسر خاله ابوبکر است و با او فامیل است . حمنه بنت جحش ، دختر عمه پیامبر (صلی الله علیه وآله) و خواهر زینب بنت جحش همسر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است . ایشان همسر طلحه بن عبد الله همان کسی که از عشره مبشره بوده . این ها همه از نزدیکان خودشان است .

آیا شما در بین این ها شیعه ای را می بینید ؟ نه ، آیا در میان این ها ابوذر ، سلمان ، مقداد ، قیس بن سعد و عمار حضور دارد ؟ نه ، همه از خودشان و با هم فامیل هستند که به هم تهمت زدند . این ها همان تهمتی را که در صدر اسلام و طبق این روایت که ما اصلا کل این داستان را قبول نداریم ، تهمت زدند و می گویند شیعه این تهمت را به عایشه زده . کدام یک از این ها شیعه بوده ؟ بعد از این سه نفر ، کسی در تاریخ شیعه پیدا شده که این تهمت را زده باشد ؟

از این گذشته خود آقایان وهابی ، در کتاب های خودشان تصریح می کنند که حتی پیامبر(صلی الله علیه وآله) به عایشه هم مشکوک بوده !! این تهمت بسیار بزرگی است که به پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) نسبت دادند . پیامبری که اشرف مخلوقات خداوند است و از هزاران سال بعد از خودش خبر می دهد ؛ حتی از ظهور وهابیت خبر داده . روایت صحیح است که می فرمایند من پشت سر خودم را می بینم . پیامبری که خودش از همه چیز خبر می دهد ، خودش از وضعیت همسرش باخبر نباشد و حتی نعوذ بالله شک کند ، حتی یک ماه با او قهر کند . ما قصد نداریم که این قضیه را به صورت مفصل بیان کنیم .

در منهاج السنه ابن تیمیه ، جلد ۷ ، چاپ ۱۴۰۶ هـ ، با تحقیق دکتر رشاد سالم ، صفحه ۸۰ :

و فی الصحیحین أنه قال لعائشه رضی الله عنها فی قصه الإفک قبل أن یعلم النبی ص براءتها و کان قد ارتاب فی أمرها فقال : یا عائشه أن کنت بریئه فسیبرئک الله و أن کنت الممت بذنب ….

 در صحیحین آمده که عایشه در قصه افک قبل از این که پیامبر (صلی الله علیه وآله) برائت عایشه از جانب خداوند با خبر شود ، در کار عایشه شک کرده بود که مبادا عایشه این کار را کرده باشد . به عایشه گفته : اگر این کار را انجام دادی ، به من بگو ….

ابن تیمیه ، منهاج السنه ، ج ۷ ، با تحقیق دکتر رشاد سالم ، ص ۸۰

همین اندازه که ابن تیمیه هم نقل می کند ، برای ما کفایت می کند . البته در صحیح بخاری چنین چیزی نیامده که قد ارتاب فی امرها . این عبارت فقط در کتاب منهاج السنه نقل شد است .

۲ . ناصر الدین البانی

آقای البانی هم در کتاب سلسله الاحادیث الصحیحه ، تألیف البانی ، جلد ۶ ، چاپ مکتبه المعارف عربستان سعودی ، صفحه ۲۶ همین روایت را نقل می کند :

عائشه رضی الله عنها محفوظه غیر معصومه

( أما بعد یا عائشه فإنه قد بلغنی عنک کذا وکذا فإن کنت بریئه فسیبرئک الله ببراءتک وإن کنت ألممت بذنب فاستغفری الله وتوبی إلیه …

قال الداوودی : امرها بالاعتراف ولم یندبها الی الکتمان للفرق بین ازواج النبی ص ….

عایشه محفوظ هست ؛ اما معصوم نیست .

نعوذ بالله رسول خدا (صلی الله علیه وآله به همسر گفته باشد : خداوند برائت تو را نازل خوهد کرد . اگر کاری انجام دادی به من بگو . استغفار و توبه کن .

استغفار و توبه در این جا معنا ندارد . هزار بار هم که استغفار و توبه کند ، اگر این کار را انجام داده باشد ، حکمش در اسلام مشخص است و باید رجم شود . پیامبری که اشرف مخلوقات است ، این گونه به همسرش تهمت نمی زند .

جالب است که در ادامه می گوید :

داوودی می گوید : پیامبر (صلی الله علیه وآله) به او دستور داد که اعتراف کند و به او نگفت که کتمان کن ….

در صفحه بعد تصریح می کند :

وان کان وقوع ذلک ممکنا من الناحیه النظریه لعدم وجود النص باستحاله ذلک منهن …

یعنی ان النبی ص لم یقطع ببراءه عائشه رضی الله عنها الا بعد نزول الوحی . ففیه اشعار قوی بان الامر فی حد نفسه ممکن الوقوع …

اگر کسی بخواهد از جهت نظری بحث کند ، ممکن است این قضیه اتفاق افتاده باشد ، چه دلیلی وجود دارد که محال باشد . هیچ نصی وجود ندارد که همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله ) از اتهام فحشا مبراء باشند .

در این جا کاملا ممکن می دانند ، در حالی که علمای اهل سنت و علمای شیعه ، تصریح کردند و روایات صحیح وجود دارد که هیچ کدام از همسران پیامبران حتی همسر لوط و نوح (علیهم السلام) متهم به فحشا هم نشدند . اما آقای البانی می گوید : اشکالی ندارد ، امکانش وجود دارد .

پیامبر (صلی الله علیه وآله) یقین نداشت که عایشه پاک بوده تا این که وحی نازل شد .

بعد از یک ماه وحی نازل شد . در این یک ماه که وحی نازل شود ، چرا پیامبر (صلی الله علیه وآله) به وظیفه خودش عمل نکرد ؟ گروهی از صحابه شهادت دهند ، کفایت می کند . در صورتی که گروهی از صحابه بودند که طبق نظر این آقایان قطعا عادل و از اصحاب بدر هستند و هر حرفی بزنند ، قطعی است . این ها این حرف را زدند ، چرا رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به وظیفه خود عمل نمی کند ؟ وظیفه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در این جا چیست ؟ اگر یک نفر دیگر این اتهام به او زده بود ، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فورا نباید آن ها را احضار می کرد ، نباید حکم خدا را اجرا می کرد ؟

پس چرا در این جا یک ماه صبر کرد تا این که وحی نازل شود ؟ این ها دروغ هایی است که آقایان گفتند و هرگز چنین اتفاقی نیافتاده .

از این کار پیامبر (صلی الله علیه وآله) که یقین نداشت ، معلوم می شود که نعوذ بالله یکی از زن های پیامبر (صلی الله علیه وآله) ، اهل فحشا یا متهم به فحشا شوند .

این دروغ ها و تهمت هایی که آقایان می زنند ، واقعا تن انسان را به لرزه در می آورد .

البانی ، سلسله الاحادیث الصحیحه ، ج ۶ ، چاپ مکتبه المعارف عربستان ، ص ۲۶

مجری :

کلیپ بعدی به گونه ای باز تاب سخنرانی های به ظاهر باشکوه امثال وهابی های تکفیری مثل احمد الاسیر است که با هم مشاهده می کنیم .

کلیپ ۲ ) :

وای به حال شیعه … وای به حال شیعه

بزن ….. بزن

خدا شیعه را لعنت کند .

خدا همه شیعیان را لعنت کند .

خدا همه شیعه ها را لعنت کند .

مجری :

مشاهده کردید که تفکر فاسد وهابیت ، این گونه فرزندانشان را از کودکی تربیت می کنند . وقتی علمای آن ها تفنگ های اسباب بازی را به دست می گیرند ، طبیعی است که کودکانشان هم باور کنند و بر این عقیده تربیت شوند .

استاد یزدانی :

خیلی واضح است که گریه های آقای احمد الاسیر ، برای فیلم بازی کردن بود و طبیعی است که چنین بچه هایی هم تربیت شوند .

محمد بن عبد الوهاب قبل از این که سراغ شیعه برود و یک دروغ مشخص به آن ها نسبت دهد ، به کتاب های خودشان هم مراجعه کنند . روایاتی که در منابع خودشان درباره اتهام زنی به همسران پیامبران آمده . استدلال محمد بن عبد الوهاب این بود که این اتهام به آبروی پیامبر (صلی الله علیه وآله) بر می گردد . کسی که به همسر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) اتهام فحشا بزند ، در حقیقت نقص پیامبر است و هر کس نقص به پیامبر (صلی الله علیه وآله) کند ، نقص خداوند کرده و هر کس نقص خدا و پیامبرش کند ، کافر است و خداوند را تکذیب کرده است .

حال چه فرقی است بین پیامبر ما و پیامبران دیگر مثل حضرت نوح (علیه السلام) . اتهام زنی به همسر نوح (علیه السلام) اتهام زنی به خداوند و اتهام زنی به پیامبر است و نقص حضرت نوح است و نقص حضرت نوح ، نقص خداوند است و هر کس نقصی بر خدا و پیامبر وارد کند ، کافر است .

روایاتی که با در منابع اهل سنت و متأسفانه با سند صحیح وارد شده ، بحث اتهام به همسر نوح (علیه السلام) است . در تفسیر طبری ، تألیف ابن جریر طبری ، متوفای ۳۱۰ هـ ، با تحقیق دکتر عبد الله بن عبدالمحسن الترکی ، جلد ۱۲ ، چاپ دار هجر قاهره ، صفحه ۴۲۵ در ذیل آیه ۴۶ سوره هود :

القول فی تأویل قوله تعالى قال ینوح إنه لیس من أهلک إنه عمل غیر صالح فلا تسألنی ما لیس لک به علم إنی أعظک أن تکون من الجاهلین ^

هود : ( ۴۶ ) قال یا نوح . . . . .

یقول الله تعالى ذکره قال الله یا نوح إن الذی غرقته فأهلکته الذی تذکر أنه من أهلک لیس من أهلک

واختلف أهل التأویل فی معنى قوله لیس من أهلک فقال بعضهم معناه لیس من ولدک هو من غیرک

وقالوا کان ذلک من حنث .

این نوح ! پسرت از اهلت به حساب نمی آید …

تفسیر این آیه چه می شود . آقای طبری می گوید :

در تفسیر این آیه دو قول است و اختلاف شده . یک قول این است که لیس من اهلک که بعضی ها گفته اند : او فرزند تو نبوده و از کس دیگری بوده . او فرزند حنث است یعنی فرزند زنا بوده .

در پاورقی حنث را ترجمه کرده :

الحنث : الاثم ، واولاد الحنث : اولاد الزنا

نعوذ بالله این طور است که این پسر ، فرزندت نبوده . همسرت زنا کرده و تو هم خبردار نیستی . خداوند هم که تو را مطلع نکرده . والطیبات و الطیبون ، نعوذ بالله حضرت نوح هم طیب و طاهر نیست .

ذکر من قال ذلک

ذکر من قال ذلک حدثنی یعقوب بن إبراهیم قال ثنا هشیم عن عوف عن الحسن فی قوله إنه لیس من أهلک قال لم یکن ابنه

حدثنا أبو کریب وبن وکیع قالا ثنا یحیى بن یمان عن شریک عن جابر عن أبی جعفر ونادى نوح ابنه قال بن امرأته.

حدثنا بن وکیع قال ثنا بن علیه عن أصحاب بن أبی عروبه فیهم الحسن قال لا والله ما هو بابنه قال ثنا أبی عن إسرائیل عن جابر عن أبی جعفر ونادى نوح ابنه قال هذه بلغه طی لم یکن ابنه کان بن امرأته .

حدثنی المثنى قال ثنا عمرو بن عون قال ثنا هشیم عن عوف ومنصور عن الحسن فی قوله إنه لیس من أهلک قال لم یکن ابنه وکان یقرؤها إنه عمل غیر صالح .

حدثنا الحسن بن یحیى قال أخبرنا عبد الرزاق قال أخبرنا معمر عن قتاده قال کنت عند الحسن فقال نادی نوح ابنه لعمر الله ما هو ابنه قال قلت یا أبا سعید یقول ونادى نوح ابنه وتقول لیس بابنه قال أفرأیت قوله إنه لیس من أهلک قال قلت إنه لیس من أهلک الذین وعدتک أن أنجیهم معک ولا یختلف أهل الکتاب أنه ابنه قال إن أهل الکتاب یکذبون .

حدثنی محمد بن عمرو قال ثنا أبو عاصم قال ثنا عیسى عن بن أبی نجیح عن مجاهد فلا تسألن ما لیس لک به علم قال تبین لنوح أنه لیس بابنه .

حدثنی المثنى قال ثنا أبو حذیفه قال ثنا شبل عن بن أبی نجیح عن مجاهد فلا تسألن ما لیس لک به علم قال بین الله لنوح أنه لیس بابنه .

حدثنی محمد بن عمرو قال ثنا سفیان عن عمرو وسمع عبید بن عمیر یقول نرى أن ما قضى رسول الله ص الولد للفراش من أجل بن نوح .

چه کسانی این سخن را گفته اند : از حسن بصری نقل می کند که گفته : فرزندش نبوده .

روایت بعدی هم که یک تهمت و دروغ است که از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند :

آن پسر فرزند زنش بوده .

این یک تهمت و دروغ محض به امام باقر علیه السلام است .

از حسن بصری نقل می کند که گفت : به خدا قسم ، پسرش نبوده .

باز روایت دیگری از حسن بصری نقل می کند که با سند های متعدد و اکثرا صحیح می گوید این پسر ، فرزندش نبوده و حتی آیه را بر عکس می خوانده : انه عمل غیر صالح .

روایت بعدی هم با سند صحیح نقل شده :

حسن بن یحیی استاد آقای طبری از عبد الرزاق صنعانی از معمر و از قتاده نقل می کند : من نزد حسن بصری بودم . وقتی این آیه ونادی نوح ابنه ، را خواند ، گفت : به خدا قسم این پسر فرزندش نبوده . من گفتم ای اباسعید خداوند در قرآن صراحتا فرموده : ونادی نوح ابنه ، نوح فرزندش را صدا زد . خداوند می گوید فرزندش بوده ، شما می گویید فرزندش نبوده !!!

حسن بصری استدلال می کند و می گوید :

ندیدی که خداوند فرمود : انه لیس من اهلک ، او از اهل و خانواده تو نیست . من گفتم : این جزء آن خانواده تو نیست که ما او را نجات دهیم و او را نجات نمی دهیم . اهل کتاب (فقط مختص یهود و نصارا نیست ، بلکه در این جا شامل همه می شود ) در این که پسر نوح ، پسرش بوده ، با هم اختلاف ندارند . گفت : اهل کتاب همه دروغگو هستند .

روایت بعدی از مجاهد است که ایشان هم نعوذ بالله این تهمت را می زند و می گوید :

وقتی خداوند این آیه فلا تسئلن ما لیس لک به علم ، نازل شده ، برای نوح هم روشن و واضح شد که پسرش ، پسر خودش نبوده .

نعوذ بالله !!!

روایت بعدی هم از مجاهد نقل کرده که همین را بیان می کند . روایت بعدی از ابن جریج است . ایشان مفتی مکه مکرمه و متوفای سال ۱۵۰ هـ و از بزرگان تاریخ اهل سنت است . ایشان همان کسی است که ۹۰ زن را متعه کرده و بسیار مشهور بود .

ابن جریج در ذیل این آیه گفته : وقتی نوح به خداوند گفت که این پسرم را هم نجات بده ، خیال می کرد که پسرش است . در حالی که آن پسر فقط در بستر حضرت نوح به دنیا آمده بود .

یعنی نعوذ بالله ، این فرزند حضرت نوح حرامزاده بوده و زنش زمانی که همسر حضرت نوح (علیه السلام) بوده ، به شخص دیگری زنا داده و آن بچه را در خانه حضرت نوح ، به دنیا آورده و مال حضرت نوح نبوده . این ها تهمت هایی است که این آقایان می زنند .

روایت بعدی از عبید بن عمیر نقل می کند :

اگر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این سخن را گفت ، به خاطر حضرت نوح بود که بچه ای از زنی به دنیا بیاید ، صاحبش شوهر همان زن است .

تفسیر طبری ، ج ۱۲ ، با تحقیق دکتر عبد الله بن عبد المحسن الترکی ، چاپ دار هجر قاهره ، ص ۴۲۵ ذیل آیه ۴۶ سوره هود

این حرف خیلی سخت و سنگین است . روایت صریح در منابع شیعه و سنی وجود دارد که : الولد للفراش ، اگر بچه ای از زنی به دنیا می آید ، صاحبش همان شوهر زن است . حتی اگر از جای دیگری آورده باشد .

متأسفانه به این قضیه استدلال کردند که حضرت نوح خبر نداشت که آن پسر ، فرزند خودش نیست ؛ اما بعد فهمید که فرزند خودش است . همسرش زنا داده بود ؛ اما آن پسر فرزند حضرت نوح شد ؛ چون الولد للفراش ، نعوذ بالله !!!!

آقای محمد بن عبد الوهاب ! این تهمت ها را در کتاب های خودتان و با سندهای صحیح ، نه یک نفر و دو نفر ؛ بلکه چندین نفر از بزرگان تاریخ شما گفته اند . آقای مجاهد را که شما نمی توانید انکار کنید. حسن بصری و عبید بن عمیر و ابن جریج ، در مذهب شما شخصیت های کوچکی نیستند . این ها ستون های مذهب شما هستند . آقای حسن بصری ، مذهب فقهی داشته .

همین ها به همسر یک پیامبر تهمت زده و توهین کردند . آیا نقصی بر حضرت نوح وارد کرده یا نه؟ شک نداریم که طبق استدلال محمد بن عبد الوهاب و استدلال شیعه ، این نقصی بر حضرت نوح است. اگر کسی اتهام فحشا به یکی از زنان پیامبر بزند ، در حقیقت به آن پیامبر توهین کرده و توهین به آن پیامبر ، توهین به خداوند و کفر است . به همین خاطر علمای شیعه ؛ حتی سید نعمت الله جزایری (رضوان الله تعالی علیه) که مشهور به تعصب بر شیعه است ؛ البته تعصب مثبتی که ما ایشان را احترام کرده و دوست داریم ، اگر این خلاف نظر شیعه بود و ممکن بود در جایی بگوید ، به صراحت در کتاب خودش تصریح کرده که هیچ زنی از زنان پیامبران گرفتار فحشا نبوده اند ؛ حتی متهم به فحشا نشده اند .

آن خیانتی که همسر حضرت نوح کرد ، به این صورت بود که پشت سر حضرت نوح حرف می زند و کارهایی علیه حضرت نوح می کرد ؛ اما نه این که نعوذ بالله ، زنا هم داده باشد . این تهمتی است که این آقایان زده اند .

خلاصه و جمع بندی بحث این که آقای محمد بن عبد الوهاب به شیعه اتهام می زند که تمام شیعه نعوذ بالله ، معتقد به فحشای عایشه هستند . اما آقای آلوسی می گوید : تو دروغگو هستی و این قضیه یک شایعه است و کذبی است که به شیعه نسبت داده شده و در هیچ کدام از کتاب های شیعه وجود خارجی ندارد . در ادامه هم بحث کردیم آن هایی که به عایشه اتهام فحشا زدند ، گروهی از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله ) و گروهی از اصحاب بدر و گروهی از نزدیکان ابوبکر بود . با این که از دیدگاه آن ها در عادل بودن صحابه ، شکی نیست و آقای ابن تیمیه این قضیه را برای دفاع از مسطح بن اثاثه می آورد . قبل از آن می گوید : پیامبر (صلی الله علیه وآله) کسانی را که حتی چندین بار شراب خورده بودند را لعن نمی کرد ؛ حتی مسطح بن اثاثه را که بعد از این که اتهام فحشا به عایشه زد ، طرد نکرد و نگفت که تو اهل جهنم هستی . این داستان را برای دفاع از او می گوید .

بنابر این کسی که اتهام فحشا زده و حتی گفتند شاید عایشه این کار را انجام داده باشد ، ابن تیمیه و محمد ناصر الدین البانی است .

مجری :

این هم دروغ دیگری از محمد بن عبد الوهاب بود ، در نسبت دادن عمل فحشا به همسران پیامبر (صلی الله علیه واله) که به سادگی و راحتی آن را نقل کرده . اما پاسخش طبیعتا نیاز به وقت دارد که البته حضرت استاد ، پاسخ ها را خیلی دقیق و مبسوط ارائه فرمودند و طبق کتب عزیزان اهل سنت ثابت شد که چه کسانی به همسر پیامبر (صلی الله علیه واله) تهمت زدند .

استاد یزدانی :

یکی دیگر از اتهامات محمد بن عبد الوهاب که اتهام عجیبی است ، بحث اباحه کنیز است که شیعیان کنیز خود را اباحه می کنم که توضیح خواهم داد .

رساله فی الرد علی الرافضه ، تألیف محمد بن عبد الوهاب ، با تحقیق ابوبکر عبد الرزاق بن صالح بن علی النهمی ، چاپ دار الآثار صنعا ، صفحه ۹۵ :

مطلب وطء الجاریه بالإباحه

ومنها ، تجویزهم وطء الجاریه للغیر بالإباحه قال الحلی : یجوز إباحه الأمه للغیر بشرط کون المبیح مالکاً لرقته جائز التصرف وکون الأمه مباحه بالنسبه إلى من أبیحت له .

مطلبی در مورد وطی کنیز به وسیله اباحه

از قبائح شیعه این است که وطی کنیز را به دیگران با اباحه جایز می دانند . از علامه حلی (ره) گفتند : اباحه کردن کنیز به دیگران جایز است به دو شرط . یکی این که آن مالک حق تصرف داشته باشد . دوم این که ، به کسی که مباح می شود ، حق تصرف داشته باشد .

محمد بن عبد الوهاب ، رساله فی الرد علی الرافضه ، ص ۹۵

اباحه برای او فایده ای داشته باشد . مثلا اگر این کنیز را به یکی از کسانی که با او محرم هستند ، بدهد و بخواهد اباحه کند ، فایده ندارد . پس یعنی کسی کنیزی داشته باشد و این کنیز را به کسی دهد تا با او همبستر شود . این چیزی است که محمد بن عبدالوهاب می گوید .

البته این شرایطی دارد که همه شیعه بر این قضیه اتفاق نظر دارند که کسی صاحب کنیز است و می تواند با او همبستر شود که یک ماه استبراء شده باشد . بعد از این که استبراء شد ، برای مالکش مانند بقیه اموالش است و حق و اختیار دارد . می تواند خودش تصرف کند یا این که به کسی هبه کند . اما این که اباحه کند ، در حالی که هنوز خودش حق تصرف دارد و دو نفر حق تصرف داشته باشد ، چنین چیزی در مذهب شیعه وجود ندارد ؛ بلکه در مذهب دیگران چنین چیزی وجود دارد که ما وارد آن بحث نمی شویم .

این از دروغ هایی است که به شیعه نسبت می دهد . حال ببینیم که آیا این مطلب در کتاب های خودشان وجود دارد یا ندارد ؟

در کتاب های برادران اهل سنت روایاتی در این زمینه است . البته ما معتقدیم که اهل سنت هم این را جایز نمی دانند . آن هایی هم که جایز می دانند ، نامشان در تاریخ مشخص است .

کتاب المصنف ، تألیف عبد الرزاق صنعانی (استاد آقای بخاری ) ، جلد ۷ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۱۶۸ :

در این زمینه روایاتی را بیان می کند . ابتدا روایاتی را می آورد که مخالف این قضیه را دارد تا این که در صفحه بعد روایاتی را می آورد که این عمل را جایز می داند .

         عبد الرزاق عن ابن جریج قال : أخبرنی إبراهیم بن أبی بکر عن عبد الرحمن بن زادویه عن طاووس أنه قال : هی أحل من الطعام ، فإن ولدت ، فولدها للذی أحلت له ، وهی لسیدها الأول .

۱۲۸۵۲ – عبد الرزاق عن ابن جریج قال : أخبرنی عمرو بن دینار أنه سمع طاووسا یقول : قال ابن عباس : إذا أحلت امرأه الرجل ، أو ابنته ، أو أخته ، له جاریتها ، فلیصبها وهی لها ، قال ابن عباس : فلیجعل به بین ورکیها .

۱۲۸۵۳ – عبد الرزاق عن معمر قال : قیل لعمرو بن دینار :إن طاووسا لا یرى به بأسا ، فقال : لا تعار الفروج .

۱۲۸۵۴ – عبد الرزاق عن ابن جریج قال : أخبرنی ابن طاووس عن أبیه کان لا یرى بأسا ، قال : هو حلال ، فإن ولدت ، فولدها حر ، والأمه لامرأته ، لا یغرم زوجها شیئا .

۱۲۸۵۵ – عبد الرزاق عن ابن جریج قال : أخبرنی عبد الله بن قیس عن الولید بن هشام أخبره أنه سأل عمر بن عبد العزیز فقال : امرأتی أحلت جاریتها لابنها ، قال : فهی له .

باب مردی که می تواند کنیزش را به مرد دیگری حلال کند .

از طاووس که تابعی و از بزرگان است ، می گفت : این کار ، حلال تر از غذا است و اگر بچه ای به دنیا بیاید ، بچه مال کسی است که به او حلال شده ؛ اما کنیز برای صاحب اولی است .

عبد الرزاق از ابن جریج نقل کرد که عمرو بن دینار گفت از طاووس شنیدم که می گفت : ابن عباس گفت : اگر زنی مردی یا دخترش یا خواهرش ، کنیز خود را به مردی حلال کند ، اشکالی ندارد ؛ چون مالش است …

باز از طاووس نقل می کند که در این کار اشکالی نمی بینم .

ابن طاووس از پدرش نقل می کند که این کار اشکالی ندارد و حلال است و اگر بچه دار شد ، بچه اش آزاده است . کنیز برای زن است و حتی لازم نیست که غرامتی برای این قضیه بدهد .

از عمر بن عبد العزیز نقل می کند که از او سؤال شد که زن من کنیزش را به پسرش حلال کرده است . نظر شما در این باره چیست ؟ او گفت : مال خودش است و اجازه این کار را دارد .

عبدالرزاق صنعانی ، المصنف ، ج ۷ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۱۶۸

روایات دیگری در این زمینه زیاد است ، از جمله آقای ابن حزم اندلسی در کتاب المحلی ، جلد ۱۱ ، چاپ منیریه مصر ، صفحه ۲۵۷ :

مَسْأَلَهٌ من أَحَلَّ لآخر فَرْجَ أَمَتِهِ

قال أبو محمد رحمه الله سَوَاءٌ کانت امْرَأَهً أَحَلَّتْ أَمَتَهَا لِزَوْجِهَا أو ذِی رَحِمٍ مَحْرَمٍ أَحَلَّ أَمَتَهُ لِذِی رَحِمِهِ أو أَجْنَبِیٍّ فَعَلَ ذلک …

به حدی این حرف رکیک است که اصلا نمی شود آن را ترجمه کرد . بنده فقط عنوان این مطلب را به بینندگان عزیز و آقایان وهابی نشان می دهم که بخوانند و عبرت بگیرند و به شیعه چنین تهمتی نزنند .

مَسْأَلَهٌ من أَحَلَّ فَرْجَ أَمَتِهِ لِغَیْرِهِ

نا حُمَامٌ نا ابن مُفَرِّجٍ نا ابن الأَعْرَابِیِّ نا الدَّبَرِیُّ نا عبد الرَّزَّاقِ عَنِ ابْنِ جُرَیْجٍ قال أخبرنی عَمْرُو بن دِینَارٍ أَنَّهُ سمع طَاوُسًا یقول قال ابن عَبَّاسٍ إذَا أَحَلَّتْ امْرَأَهُ الرَّجُلِ أو ابْنَتُهُ أو أُخْتُهُ له جاریته ( ( ( جاریتها ) ) ) فَلْیُصِبْهَا وَهِیَ لها فَلْیَجْعَلْ بِهِ بین وِرْکَیْهَا

قالابن جُرَیْجٍ وَأَخْبَرَنِی ابن طَاوُسٍ عن أبیه أَنَّهُ کان لاَ یَرَى بِهِ بَأْسًا وقال هو حَلاَلٌ فَإِنْ وَلَدَتْ فَوَلَدُهَا حُرٌّ وَالأَمَهُ لأَمْرَأَتِهِ وَلاَ یَغْرَمُ الزَّوْجُ شیئا

قال ابن جُرَیْجٍ وَأَخْبَرَنِی إبْرَاهِیمُ بن أبی بَکْرٍ عن عبد الرحمن بن زَادَوَیْهِ عن طَاوُسٍ أَنَّهُ قال هو أَحَلَّ من الطَّعَامِ فَإِنْ وَلَدَتْ فَوَلَدُهَا الذی أَحَلَّتْ له وَهِیَ لِسَیِّدِهَا الأَوَّلِ ….

روایاتی از ابن عباس و ابن جریج و طاووس نقل می کند . در صفحه بعد هم روایتی را نقل می کند:

قال أبو محمد رحمه الله فَهَذَا قَوْلٌ وَبِهِ یقول سُفْیَانُ الثَّوْرِیُّ وقال مالک وَأَصْحَابُهُ لاَ حَدَّ فی ذلک أَصْلاً

ثُمَّ اخْتَلَفَ قَوْلُهُ فی الْحُکْمِ فی ذلک فَمَرَّهً قال هِیَ لِمَالِکِهَا الْمُبِیحِ ما لم تَحْمِلْ فَإِنْ حَمَلَتْ قُوِّمَتْ على الذی أُبِیحَتْ له وَمَرَّهً قال تُقَامُ بِأَوَّلِ وَطْئِهِ على الذی أُبِیحَتْ له حَمَلَتْ أو لم تَحْمِلْ وَقَالَتْ طَائِفَهٌ إذَا أَحَلَّتْ فَقَدْ صَارَ مِلْکُهَا الذی ( ( ( للذی ) ) ) أُحِلَّتْ له بِکُلِّیَّتِهَا کما رُوِّینَا بِالسَّنَدِ الْمَذْکُورِ إلَى عبد الرَّزَّاقِ عن مَعْمَرٍ عَنِ ابْنِ مُجَاهِدٍ وَعَمْرِو بن عُبَیْدٍ قال ابن مُجَاهِدٍ عن أبیه وقال عَمْرٌو عن الْحَسَنِ ثُمَّ اتَّفَقَا إذَا أُحِلَّتْ الأَمَهُ لإنسان فَعِتْقُهَا له وَیَلْحَقُ بِهِ الْوَلَدُ وَبِهِ إلَى عبد الرَّزَّاقِ عَنِ ابْنِ جُرَیْجٍ قال أخبرنی عبد اللَّهِ بن قَیْسٍ أَنَّ الْوَلِیدَ بن هِشَامٍ أخبره أَنَّهُ سَأَلَ عُمَرَ بن عبد الْعَزِیزِ فقال امْرَأَتِی أَحَلَّتْ جَارِیَتَهَا لأََبِیهَا قال فَهِیَ له فَهَذَا قَوْلٌ ثَانٍ ….

که این نظر سفیان ثوری بود و این که اگر چنین کاری انجام داد ، بچه برای چه کسی است . اختلاف است که بچه برای کسی است که کنیز بر او حلال شده یا برای همان زنی است که حلال کرده است .

ابن حزم اندلسی ، المحلی ، ج ۱۱ ، چاپ منیریه مصر ، ص ۲۵۷ به بعد

در این جا ابن حزم اندلسی این دیدگاه ها را به صورت مفصل بیان می کند .

آقای محمد بن عبد الوهاب ! نظر شیعه این است می تواند کنیزش را هبه کند و اشکالی ندارد . شکی در آن نیست که کسی نمی تواند به آن اشکال کند . چون مالش است . همان طور که می تواند کنیز را بفروشد ، می تواند آن را هبه کند . اگر کنیز را به شخص دیگری فروخت ،باید به صاحبش استبراء شود. بعد از این که استبراء شد ، شخص دیگر می تواند آن را صاحب شود و حق تصرف در آن دارد . همین طور هم می تواند آن را به صورت مجانی به کسی هدیه کند .

این ها به شیعه حمله می کنند ، در حالی که در مذهب خودشان بدتر از آن است که احل من الطعام است .

توهین و تهمت دیگری که محمد بن عبد الوهاب بیان می کند که هم خواندن و هم ترجمه آن برای ما سخت است و ما مجبور هستیم که آن را ترجمه نکنیم و فقط بخوانیم و از کنار آن عبور کنیم .

کتاب رساله فی الرد علی الرافضه ، تألیف محمد بن عبدالوهاب ، صفحه ۹۷ :

( مطلب إباحتهم ص أبعدهم الله ص إتیان المرأه فی دبرها

ومنها إباحتهم إتیان الزوجه والمملوکه فی الدبر وقد صح عن النبی ص وأصحابه ما یدل على أن المراد من قوله : ( نساؤکم حرث لکم فأتوا حرثکم أنى شئتم) هو الإتیان فی القبل وإلیه یرشد لفظ الحرث بل هو نص فی ذلک ، وقد ورد عنه ص لعن من فعل ذلک فی الدبر وإطلاق الکفر علیه فهو خلیق أن یکون حراماً قطعیاً یخاف على مستحله الکفر ، الله الحافظ .

مطلبی در مورد اتیان المراه فی دبرها

از قبائح شیعه این است که شیعه اتیان الزوجه والمملوکه فی الدبر را جایز می دانند . نص صریح است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و اصحابش است که این آیه دلالت بر این دارد که اتیان در قبل باشد و در دبر جایز نیست و این از لفظ حرث در آیه استفاده می شود .

محقق هم هیچ روایتی در این باره نمی توانند پیدا کنند . که روایت صحیحی در منابع اهل سنت باشد که پیامبر (صلی الله علیه وآله) این آیه را این گونه تفسیر کرده باشد که محمد بن عبد الوهاب تفسیر کرده . بنده تمام منابع روایی اهل سنت را بررسی کردم ؛ اما چیزی پیدا نکردم . شاید پیروان آقای محمد بن عبدالوهاب پیدا کند . اگر چنین روایتی وجود داشت ، محقق آن را در پاورقی بیان می کرد .

در ادامه هم روایتی نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود که هر کس این کار را انجام دهد ، کافر است . نزدیک است که این حرام قطعی باشد . از این روایات انسان می ترسد که اگر کسی این کار را انجام دهد ، کافر باشد . خدا ما را از این کفر حفظ کند .

در این باره روایتی را از ابوهریره نقل می کند :

قال قال رسول الله ص : من اتی حائضا او امرأه فی دبرها او کاهنا فصدقه بما یقول فقد کفر بما انزل علی محمد . وصححه الشیخ الالبانی رقم ۲۰۰۶ .

هیچ شیعه ای در طول تاریخ پیدا نمی شود که صریح و واضح گفته باشد : این کار حلال و جایز است . اکثر علمای شیعه کراهت را در این باره گفتند و حتی اکثریت علما ، کراهت شدید را بیان کردند . بنده جایی ندیدم که کسی جواز مطلق را در این باره گفته باشد . اکثرا قائل به کراهت هستند و روایاتی در منابع شیعه است که این کار را مکروه دانسته است .

آقای محمد بن عبد الوهاب ! شما اگر سواد ندارید ، مقداری تحقیق می کردید که چه کسانی این عقیده دارد تا کافر باشند . اگر بخواهد کسی با این عقیده کافر باشد ، برای محمد بن عبد الوهاب و پیروانش بسیار بد می شود . بنده نشان می دهم که چه کسی به این قضیه عقیده دارد .

کتاب عمده القاری شرح صحیح بخاری ، تألیف بدر الدین عینی ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، جلد ۱۸ ، صفحه ۱۵۵ در تفسیر سوره بقره :

وأما اختلاف العلماء فی هذا الباب فذهب محمد بن کعب القرظی وسعید بن یسار المدنی ومالک إلى إباحه ذلک ، واحتجوا فی ذلک بما رواه أبو سعید ، أن رجلاً أصاب امرأته فی دبرها فأنکر الناس ذلک علیه ، وقالوا : اثغرها ؟ فأنزل الله عز وجل (نساؤکم حرث لکم فأتوا حرثکم أنى شئتم) ( البقره : ۲۲۳ ) وقالوا : معنى الآیه . حیث شئتم من القبل والدبر ، وقال عیاض : تعلق من قال : بالتحلیل بظاهر الآیه وقال ابن العربی فی کتابه ( أحکام القرآن ) جوزته طائفه کثیره ، وقد جمع ذلک ابن شعبان فی کتابه ( جماع النسوان ) وأسند جوازه إلى زمره کبیره من الصحابه والتابعین وإلى مالک من روایات کثیره وقال أبو بکر الجصاص فی کتابه ( أحکام القرآن ) المشهور عن مالک إباحه ذلک وأصحابه ینفون عنه هذه المقاله لقبحها وشناعتها وهی عنه أشهر من أن تدفع بنفیهم عنه وقد روى محمد بن سعد عن أبی سلیمان الجوزجانی ، قال : کنت عند مالک بن أنس ، فسئل عن النکاح فی الدبر ، فضرب بیده على رأسه ، وقال : الساعه اغتسلت منه ورواه عنه ابن القاسم : ما أدرکت أحدا اقتدى به فی دینی یشک فیه أنه حلال ، یعنی : وطء المرأه فی دبرها ، ثم قرأ : (نساؤکم حرث لکم فأتوا حرثکم أنى شئتم) قال : فأی شیء أبین من هذا ، وما أشک فیه وأما مذهب الشافعی فیه فما قاله الطحاوی : حکى لنا محمد بن عبد الله بن عبد الحکم أنه سمع الشافعی یقول : ما صح عن رسول الله ص ، فی تحریمه ولا فی تحلیله والقیاس أنه حلال …

علما در این قضیه اختلاف دارند که آیا این جایز است یا جایز نیست . کسانی مثل محمد بن کعب قرظی و سعید بن یسار مدنی و مالک بن انس (امام مالکی ها ) گفتند این کار مباح است .

در ادامه روایتی را از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل می کند که مخالف با روایتی است که محمد بن عبد الوهاب آورده بود .

مردی با زن خودش این کار را انجام داد ، مردم گفتند : کار بدی انجام دادی ، نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله) رفتند که این آیه نازل شد : نساؤکم حرث لکم فأتوا حرثکم أنى شئتم ،معنای آیه این است که از قبل و دبر استفاده کنید . ابن عربی ناصبی می گوید : طائفه ای بزرگ این کار را جایز می دانند . ابن شعبان کتابی به نام جماع النسوان دارد که جواز این کار را به زمره ای از صحابه و تابعین ، مستند کرده است .

یعنی طائفه بزرگی این کار را جایز می دانند و طبق فتوای محمد بن عبد الوهاب ، این ها همه کافر بودند .

روایات زیادی هم آمده که مالک بن انس ، این کار را جایز می داند . ابوبکر جصاص هم در کتاب احکام القرآن خود نقل می کند که از مالک مشهور است که این کار را مباح می دانسته ؛ اما اصحابش گفته از جهت این که کار خیلی بدی است ، گفتند چنین مطلبی درست نیست . اما خیلی مشهورتر از این است که پیروان مالک آن را نفی کنند .

روایتی را از ابی سلیمان جوزجانی نقل می کند که گفت : من نزد امام مالک بودم . از همین قضیه سؤال شد که دست به موهای خود زد و گفت : من همین الان از این کار غسل کردم .

از امام شافعی هم نقل می کند که او می گفت : نصی در باره تحریم و تحلیل این قضیه از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نیست ؛ پس حلال است .

بدر الدین عینی ، عمده القاری ، چاپ دار الکتب العلمیه ، ج ۱۸ ، ص ۱۵۵

ابن عربی هم در کتاب احکام القرآن ، در جلد اول ، صفحه ۲۳۸ ،ذیل این آیه می گوید :

اختلف العلماء فی جواز نکاح المرأه فی دبرها فجوزه طائفه کثیره وقد جمع ذلک ابن شعبان فی کتاب جماع النسوان وأحکام القرآن وأسند جوازه إلى زمره کریمه من الصحابه والتابعین وإلى مالک من روایات کثیره ….

ابن عربی . احکام القرآن ، جلد اول ، ص ۲۳۸

ابن جریر طبری در کتاب اختلاف الفقهاء خود روایاتی را بیان می کند که خواندن آن بسیار سخت است . در تفسیر طبری ، صفحه ۴۰۴ ذیل آیه ۲۲۳ سوره بقره ، روایت دیگری از ابن ملیکه (یکی از فقهای اهل سنت ) نقل شده که در مورد این قضیه از او سؤال شد که ایشان خاطره ای را بیان کرد که نمی توان آن را ترجمه کرد .

حدثنی أبو مسلم قال ثنا أبو عمر الضریر قال ثنا یزید بن زریع قال ثنا روح بن القاسم عن قتاده قال سئل أبو الدرداء عن إتیان النساء فی أدبارهن فقال هل یفعل ذلک إلا کافر قال روح فشهدت بن أبی ملیکه یسئل عن ذلک فقال قد أردته من جاریه لی البارحه فاعتاص علی فاستعنت بدهن أو بشحم

قال فقلت له سبحان الله أخبرنا قتاده أن أبا الدرداء قال هل یفعل ذلک إلا کافر فقال لعنک الله ولعن قتاده فقلت لا أحدث عنک شیئا أبدا ثم ندمت بعد ذلک ….

تفسیر طبری ، ص ۴۰۴

آقای محمد بن عبدالوهاب ! پیروان آقای محمد بن عبد الوهاب ! این خاطره از ائمه شما و از ابن ملیکه نقل شده ، ابن ملیکه ای که می گوید من ۳۰ نفر از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه واله) را دیدم. ایشان از بزرگان اهل سنت و از راویان صحیح بخاری است که این خاطره را نقل کرده و آقای محمد بن عبدالوهاب ، باید همه آن ها را تکفیر کند . اگر این کار کفر باشد و بر شیعه به خاطر این قضیه ترسیدی که کافر شود ، از این ها هم باید بترسی . امام مالک و امام شافعی می گفت : در این باره نصی از رسول خدا (صلی الله علیه واله ) نداریم ؛ اما محمد بن عبد الوهاب می گفت : روایت صحیح از پیامبر (صلی الله علیه وآله) آمده .

ما به پیروان محمد بن عبد الوهاب می گوییم کسی که در خانه شیشه ای نشسته ، به کسی سنگ نمی زند که آن سنگ بر می گردد و کل خانه شما را ویران می کند .

تماس بینندگان

بیننده : عبد الحمید از ایرانشهر ـ اهل سنت

این که شما می گویید تشیع هیچ توهینی به همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) نمی کند . اما بنده در کتابی خواندم که به عایشه توهین شده بود . حضرت استاد در این باره چه نظری دارند ؟

مجری :

برادر عزیز ! امکان دارد که در این رابطه سندی بیاورید ؟

استاد یزدانی :

بنده اتهام فحشا را بیان کردم که هیچ شیعه ای در طول تاریخ چنین چیزی نگفته است . اگر در این رابط مستندی دارید ، ارائه دهید .

بیننده :

این مطلب را در کتاب حضرت امام (ره) خواندم .

استاد یزدانی :

این سخن شما ، تهمت بزرگتری از تهمتی است که صحابه به عایشه زدند . اگر می توانید عین مطلب را بیان کنید .

بیننده :

فکر می کنم کتاب الطهاره بود .

مجری :

صحیح نیست که این طور بدون سند و مدرک ، مطلبی را بیان و شبهه ای وارد کنید .

استاد یزدانی :

به هر حال باید ثابت شود که هنوز کسانی مثل محمد بن عبد الوهاب هستند که ندیده و نشنیده ، فقط و فقط به شیعه تهمت می زنند . چنین مطلبی اصلا وجود ندارد . آن مطلبی که شبکه های وهابی بیان می کنند ، توهمی بیش نیست و توهینی در آن دیده نمی شود . ما بارها آن را پاسخ دادیم که هیچ ارتباطی به بحث فحشا ندارد .

بیننده : آقای نارویی از بندر عباس ـ اهل سنت

بنده از استاد یزدانی سؤالی داشتم . نظر شما در مورد آیت الله ابوالفضل برقعی چیست ؟

مجری :

نظر شما در مورد دروغ های محمد بن عبدالوهاب که به شیعه نسبت دادند ، چیست ؟

بیننده :

اگر ایشان دروغ هایی گفته باشند ، بنده در مقام قضاوت نیستم که در مورد این عالم جلیل القدر عالم اسلام !!!! قضاوت کنم .

مجری :

اگر ایشان عالم جلیل القدر جهان اسلام است ، البته باید عالم جلیل القدر جهان وهابیت بدانیم ، چرا این همه تهمت و دروغ نسبت به شیعه بیان کرده است .

بیننده :

وهابیتی وجود ندارد . اگر این طور باشد ، باید همه ما اهل سنت را وهابی بدانید .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! وقتی وهابی ها به مکه حمله کردند و مردم مکه را در مدت طولانی محاصره کردند و مردم مجبور شدند که گوشت سگ بخورند ، آن ها شیعه بودند یا سنی بودند ؟

بیننده :

مثل همین کاری که الان در سوریه انجام می دهند .

استاد یزدانی :

برادر من ! این ها را با هم قیاس نکن . ما در این جا قصد حمایت از کسی را نداریم . کاری که وهابیت با شما اهل سنت در مکه کردند . یا این که همه مردم طائف را کشتند و زن های آن ها را به اسارت بردند ، چه نظری دارید ؟

مجری :

شما در مورد موضوع برنامه نظر خود را بیان کنید . محمد بن عبد الوهاب ادعا کرده که شیعه به جناب عایشه ، اتهام فحشا زده . از طرف دیگر ، آقا آلوسی عالم اهل سنت می گوید : این دروغ است . به نظر شما کدام یک از این ها راست می گویند ؟

بیننده :

بنده در جایگاهی نیستم که بگوییم محمد بن عبد الوهاب دروغ گفته یا راست گفته ؟

استاد یزدانی :

ما کار کسانی را که در سوریه انجام می دهند را تأیید نمی کنیم . شما کار محمد بن عبد الوهاب را در کشتن سنی ها تأیید می کنید ؟

بیننده :

کسانی که مردم سوریه را به خاک و خون می کشند را محکوم می کنیم .

استاد یزدانی :

ما هم کار وهابی هایی که مردم سوریه را به خاک و خون کشیدند را محکوم می کنیم و همین طور محمد بن عبدالوهاب را که اهل سنت را در مکه ، مدینه ، طائف ، ریاض و شهرهای مختلف کشت و جنایت های زیادی انجام داد .

بیننده : آقای زهره وند از همدان

استاد یزدانی ! به نظر بنده اگر از کتاب تفسیری که امشب نشان دادید ، قال قتاده و قال حسن بصری را از این کتاب بگیریم ، فکر نمی کنم صد تا قال رسول الله (صلی الله علیه وآله) در آن نباشد .

استاد یزدانی :

اکثر رواتی را که ما در تفسیر طبری خواندیم ابن عباس ، ابن جریج ، ابن قتاده بود که اگر این ها را از تفسیر طبری بگیریم ، ۸۰ درصد از روایات آن حذف میشود .

بیننده :

این مقیاس خوبی برای مقایسه مذهب حقه شیعه اثنی عشری با مذاهب دیگر . جالب این جا است که قتاده یک حرف می زند و حسن بصری ، حرفی کاملا مخالف حرف قتاده می گوید . شما مطلبی از ابن ابی ملیکه نشان دادید که نوشته بود : من گفتم قتاده این را گفته . این ها می گویند ما لعن نمی کنیم . اما گفته بود : خدا هم تو را و هم قتاده را لعنت کند .

استاد یزدانی :

قال فقلت له سبحان الله أخبرنا قتاده أن أبا الدرداء قال هل یفعل ذلک إلا کافر فقال لعنک الله ولعن قتاده فقلت لا أحدث عنک شیئا أبدا ثم ندمت بعد ذلک …

از ابو درداء سؤال می کند که جز کافر کسی این کار را می کند ؟ پس گفت : خدا هم تو را و هم قتاده را لعنت کند .

بیننده :

مطلبی هست که بعضی اوقات برای عزیزان اهل سنت سوء تفاهم می شود . این که می گویید ما توهین و جسارت نمی کنیم . آن ها به کلمه مقدسات دقت نمی کنند و فکر می کنند آن مقدسات ، برای ما هم مقدس است و نمی توانیم از آن هیچ اشکالی بگیریم . ما به عایشه توهین و سب نمی کنیم و لعنت می کنیم به کسی که تهمت فحشا به عایشه بزند . چون تهمت فحشا به خود رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بر می گردد ؛ اما نمی توانیم ایرادات عایشه را هم نادیده بگیریم . ما عایشه را قبول نداریم ، به دلیل دشمنی و جنگی که با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و اهل بیت (علیهم السلام) داشت . رسول خدا (صلی الله علیه واله) بارها فرمودند : یا علی ! جنگ با تو ، جنگ با من است و هر کس بغض تو را داشته باشد ، منافق است .

جالب است که آقایان دو دلیل می آورند که هر دو بیشتر جوک است . یکی این که می گویند عایشه برای صلح رفته بود . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در مدینه بود و آن ها به بصره رفته و ۵۰ نفر از نگهبانان بیت المال را کشتند . بنده نمی دانم صلحی که برای آن رفته بود ، کجاست ؟

یا این که برای خونخواهی عثمان رفته بود که در روایت اهل سنت هم هست که عثمان از بنی امیه است و عایشه از بنی تیم است و این دو هیچ ارتباطی با هم ندارند .

بنده می خواستم این را روشن کنم که ما قصد توهین نداریم ؛ اما قبول هم نداریم . بعضی از عوام اهل سنت تماس می گیرند و می گویند چرا عایشه و عمر و ابوبکر را با لفظ حضرت ، بیان نمی کنید ؟ آن ها به کلمه مقدسات اهل سنت دقت نمی کنند یعنی برای آن ها مقدس است . برای ما تقدسی ندارد و برای آن هم دلیل داریم .

بیننده : آقای علیزاده از مشهد مقدس ـ شیعه

در این شبکه های وهابی ، یکسره می گویند شیعیان ایران در زمان صفویه ، شیعه شدند . این ها بی سواد هستند و تاریخ را نخوانده اند . چنین چیزی نیست ؛ بلکه اولین حکومت که از ایرانیان شیعه تشکیل شد ، آل بویه بودند . آل بویه در سال ۳۲۷ هـ تشکیل شده و از شمال ایران شروع می شده و بیشترین نقاط ایران تحت سلطه آل بویه بودند . حتی تا نزدیکی های بغداد هم می رسیده .

اگر مردم ایران به شیعه گرایش نداشتند ، مگر می توانست آل بویه تشکیل شود . این آقایان می گویند مردم ایران همه سنی بودند و در زمان شاه اسماعیل صفوی شیعه شدند . در صورتی که این طور نیست . آل بویه در قرن سوم هجری بوده و صفویه در قرن نهم و دهم است یعینی ۶۰۰ سال بعد بوده ، چطور می شود که ما ایرانی ها این همه مدت سنی بوده باشیم ؟ ایرانی ها از اول گرایش به سمت اهل بیت (علیهم السلام) داشتند . در زمان صفویه مذهب تشیع رسمیت پیدا کرد و این طور نبود که مردم را به زور به تشیع وارد کنند .

نکته بعد در مورد عایشه است که ما به عایشه توهین نمی کنیم . ما به عنوان این که همسر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هستند ، احترام می کنیم .اما اگر تاریخ را نگاه کنیم ، کارهایی را که انجام داده ، می بینیم . به قول آن کارشناس بی سواد وهابی که گفت : علی بن ابیطالب (علیه السلام) در زمان خلافتش یک وجب هم به سرزمین های اسلامی اضافه نکرد . به نظر شما عایشه گذاشت که این کار را انجام دهد . چطور می شود عایشه در زمانی که خانه عثمان در محاصره بود ، به مکه رفته بود ؟ به این دلیل که کسی شک نکند که عایشه در توطئه قتل عثمان ، شرکت داشته .

بیننده : رضا از اصفهان ـ شیعه

بنده ابتدا از شما به خاطر رسوا کردن آقایان وهابی ، تشکر می کنیم که به زیبایی تمام این کار را انجام می دهید . نکته بعد این که این آقایانی که به نام اهل سنت ، می خواهند سوء استفاده کنند را به عنوان وهابی معرفی کنید . چون محمد بن وهاب حقیقتی را نگفته که بخواهیم به دنبال دروغ های ایشان باشیم ، هر چه گفته دروغ بوده .

در مورد وهابیت هم که شما از لحاظ علمی ، پاسخ آن ها را تمام و کمال می دهید ؛ اما از جهت عقلی ، مفتی آل سعودشان شطرنج را حرام کردند . شطرنج که یک بازی فکری است .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! علمای شیعه هم شطرنج را حرام می دانند . اگر هم حضرت امام (ره) حرام اعلام نکرد با شرایطی بود که خیلی مشخص است . شاید کسانی باشند که جایز بدانند ؛ اما اکثریت علمای شیعه هم شطرنج را حرام می دانند . اما اگر منظور شما این است که آقایان وهابی بعضی حلال ها را حرام و بعضی حرام ها را حلال کردند ، درست است . مثلا خرید و فروش زعفران ، بازی فوتبال را حرام کردند .

بیننده :

نکته دیگر این که ، مدتی است که شبکه های وهابی روی این موضوع که حضرت امیر( علیه السلام) دخترش را به عمر داده و نام فرزندانش را عمر و ابوبکر و عثمان گذاشته .

یکی از دوستانم به آن ها تماس گرفت و گفت اولا این که این قضیه کاملا دروغ است . دوما اگر این قضیه رخ می داد ،حضرت امیر (علیه السلام) به خاطر اسلام و قرآن ؛ حتی از فرزندش هم می گذشت و این کار را انجام می داد . اگر امکان دارد در این باره توضیحاتی را بیان کنید .

استاد یزدانی :

ما قبلا در مورد این ازدواج به صورت مفصل صحبت کردیم که این ازدواج به هیچ وجه درست نیست . اگر هم چنین ازدواجی باشد ، ازدواج با دختر ابوبکر است . همان طورکه آقای نووی تصریح کردند. در کتاب تهذیب اللغات ، تألیف آقای محی الدین نووی ، صفحه ۳۶۹ در شرح حال ۷۹۷ ، بحث دو خواهر عایشه را می آورد و می گوید :

وام کلثوم هذه تزوجها عمر بن الخطاب رضی الله عنه .

این ام کلثوم خواهر عایشه ، همان کسی است که عمر بن خطاب با او ازدواج کرده است .

نووی ، تهذیب اللغات ، ص ۳۶۹

برای وهابیت همین یک مورد کفایت می کند و نمی توانند این قضیه را ثابت کنند . اگر هم ثابت شود ، ما بارها و بارها گفتیم که سودی به حال آن ها ندارد ؛ بلکه بیشتر به ضرر آن ها است . همان طور که پیشنهاد ازدواج حضرت لوط به قوم لوط ، هیچ فضیلتی را برای آن ها ثابت نخواهد کرد .

در مورد نامگذاری هم مفصل بحث کردیم که این مطلب واقعیت خارجی ندارد .

بیننده : آقای رحیمی از کرج ـ شیعه

در مورد آقای محمد بن عبد الوهاب باید بگویم که نام ایشان جزء ده دروغگوی تاریخ ثبت شده و تمام وهابی ها و اهل سنت می دانند که همه حرف ها و احادیث و روایاتی که آورده ، جز کذب و دروغ چیز دیگری نیست . اما به خاطر تعصبی که دارند ، نمی توانند این حقیقت را بپذیرند .

استاد یزدانی ! دو شبهه است که شبکه های وهابی آن را مطرح کرده اند . بنده می خواهم بدانم که سند آن ها صحیح است یا صحیح نیست ؟

نکته اول این که می گویند : شیخ مفید (ره) در کتاب الاختصاص ، صفحه ۱۰۷ روایتی را نقل می کند که هیچ کس جز شیعه ، بهره ای از اسلام ندارند . به این معنا که به جز شیعه ، همه کافر هستند .

آیا چنین چیزی درست است یا خیر ؟

همچنین در کتاب فرق الشیعه آقای نوبختی ، صفحه ۴۱ و ۴۲ روایتی را بیان کردند که اولین شخصی که مسأله امامت را بیان کرد ، عبد الله بن سبأ یهودی بود . آیا این مطلب در این کتاب وجود دارد یا خیر ؟

استاد یزدانی :

روایت بسیار طولانی است که سند آن اشکالات متعدد دارد . از جمله این که ، ابراهیم بن اسحاق نهاوندی که در سند است ، ضعیف می باشد . همان طور که در معجم الرجال آقای خوئی (ره) هم آمده :

وهو ابراهیم بن اسحاق الاحمری النهاوندی الضعیف المقدم .

ایشان ضعیف است .

آقای خوئی ، معجم الرجال

همین یک جواب برای آن ها کفایت می کند که روایت ضعیف قابل احتجاج نیست . علاوه بر این که دو راوی بعدی هم دچار اشکالاتی بودند . متن روایت هم چیزی را ثابت نمی کند . به هر حال طبق روایت رسول خدا (صلی الله علیه واله) امت آن حضرت ، به ۷۲ فرقه تقسیم می شود که از این ها ، فقط یک فرقه ناجیه است که ما شیعیان معتقدیم که ما اهل نجات هستیم . به هزاران دلیل که همه آن ها را می توانیم از کتاب های مخالفین خود ، آن ها را ثابت کنیم .

این مطلب در کتاب فرق الشیعه وجود دارد ؛ اما ایشان می گویند عده ای این مطلب را بیان کردند . اما این که حقیقت دارد یا ندارد را در ادامه رد می کند . ضمن این که عبارتش به این صورت است که اول من شهّر القول ، اولین کسی که این قول را ترویج کرد و به شهرت در آورد ، عبد الله بن سبأ بود . نه این که ایشان اولین کسی است که اصل امامت را مطرح کرد .

این چیزی را برای آن ها ثابت نمی کند . می گوید عده ای گفته اند اولین کسی که ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را علنی فریاد زد ، عبد الله بن سبأ بود .

اولا، این چیزی را برای آن ها ثابت نمی کند . چون مستندی نقل نکرده که چه کسی این را گفته . در مورد عبد الله بن سبأ هم در سایت مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به صورت مفصل وجود دارد . ضمن این که استاد ما به صورت مفصل در این مورد ، بحث کرده اند و عبد الله بن سبأ نمی تواند دست آن ها را بگیرد و چیزی را برایشان ثابت کنند .

از طرف دیگر ، عده ای از صحابه مثل ابو طفیل ، ابوذر ، مقداد و عمار و دیگران ، شیعه بودند . عبد الله بن سبأ این ها را فریب داد و شیعه کرد ، خیلی عجیب است .

بیننده :

آن ها این مطلب را طور دیگری بیان کردند .

نکته آخر این که در مورد زیارت عاشورا است که زیارت عاشورا از طرف وحی به ما رسیده یا این که یکی از امامان معصوم ، آن را ضبط و ثبت کرده و به دست ما رسانده است ؟

استاد یزدانی :

زیارت عاشورا ، حدیث قدسی است که از امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) نقل شده است . شما اگر به مفاتیح الجنان مراجعه کنید ، می توانید سندهای آن را ببینید . زیارت عاشورا ، شش سند دارد که در سایت مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) به صورت مفصل آن ها را بررسی کردیم . حداقل سه سند آن به صورت قطعی صحیح است و شکی در صحت آن نیست .

بیننده :

یعنی از طریق جبرئیل به ما رسیده ؟

استاد یزدانی :

بله ، حدیث قدسی یعنی از خداوند توسط جبرئیل به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) رسیده ؛‌اما در قرآن نیست .

بیننده :

درست است ؛ اما می گفتند بعد از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ، جبرئیل به زمین نیامد .

استاد یزدانی :

این زیارت را خود رسول خدا (صلی الله علیه واله) به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) دادند .

بیننده : آقای اعظمیان از اصفهان ـ شیعه

بنده از استاد یزدانی دو سؤال کلیدی داشتم که خیلی مختصر آن را بیان می کنم . آیات ۱۷ و ۱۸ سوره مبارکه زمر که بارها از این شبکه های وهابی سؤال کردم که آیا واژه القول به معنای پیروان قرآن است ؟

دوم این که ، در خصوص قضیه هجوم به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) که در منهاج السنه ابن تیمیه منعکس شده که حضرت علی (علیه السلام) به پنهان کردن بیت المال در خانه ، متهم می کند را توضیحاتی بیان کنید .

نکته سوم به برادران اهل سنت داشتم و آن این که ، ما همه برادر هستیم و باید این برادری را در عمل ثابت کنیم و نباید اسیر احساسات کاذب شویم . اگر خدای نکرده صحبت های ناروایی از برخی مدعیان تشیع مطرح می شود ، به دل نگیرید . چون مرام شیعه اهل بیت (علیهم السلام) مشخص است . با استدلال های علمی صحبت کنید تا به مشکلی برخورد نکنید .

استاد یزدانی :

ابن تیمیه ، در کتاب منهاج السنه ، با تحقیق دکتر رشاد محمد سالم ، جلد ۸ ، صفحه ۲۹۱ می گوید :

وغایه ما یقال إنه کبس البیت لینظر هل فیه شیء من مال الله الذی یقسمه وأن یعطیه لمستحقه ثم رأى أنه لو ترکه لهم لجاز فإنه یجوز أن یعطیهم من مال الفیء …

نهایت چیزی که می توان گفت این است که عمر بن خطاب در را شکست و به زور وارد خانه شد تا نگاه کند که چیزی از مال خدا در میان خانه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است که بخواهد آن را تقسیم کند و آن را به مستحقش بدهد .

ابن تیمیه . منهاج السنه . ج ۸ . با تحقیق دکتر رشاد محمد سالم ، ص ۲۹۱

این تهمتی است که به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نسبت می دهد . مگر ابوبکر شک داشت که صدیقه طاهره (سلام الله علیه واله) مالی از اموال مردم را در خانه خودش پنهان کرده باشد. این سخنی است که نیاز به بحث ندارد و قضاوت آن را به برادران اهل سنت و حتی پیروان ابن تیمیه واگذار می کنیم .

در مورد آیه ۱۷ و ۱۸ سوره زمر ، القول می تواند همه چیز باشد . انسان باید هر سخنی را بشنود و از بین سخنان ، بهترین آن ها را انتخاب کند و این به معنای آن است که هر انسانی وظیفه دارد که در مورد دین خودش تحقیق کند و بعد از تحقیق بهترین را بپذیرد و لجاجت نکند .

بیننده : خانم کاووسی از لرستان ـ شیعه

بنده می خواستم بدانم فرق بین وهابیت و اهل سنت در چیست ؟ و این که آیا آن ها یزید را به عنوان امام قبول دارند یا ندارند ؟

استاد یزدانی :

این ۷۹ برنامه در مورد تفاوت های اهل سنت و وهابیت است که بیان می کنیم . تفاوت در عقیده ، رفتار و کردار که به صورت مفصل بحث شده و ثابت کردیم که اهل سنت و وهابیت باهم تفاوت های اساسی دارند و خود علمای اهل سنت تصریح کردند که این ها خوارج زمان هستند . این ها کافر هستند و باید کشته شوند . حتی روایات آن ها در صحیح مسلم وجود دارد که پیامبر (صلی الله علیه وآله) از این ها پیش بینی می کند و می فرمایند : هر کس این ها را دید ، باید بکشد .

این از دید اهل سنت است . اگر این خواهر گرامی می خواهند پاسخ سؤال خود را بگیرند ، به سایت شبکه جهانی ولایت مراجعه کرده و مشاهده کنند .

اهل سنت در مورد یزید ، دو دسته هستند . عده ای از علمای اهل سنت مثل ابن جوزی ، کتاب نوشتند که صراحتا باید یزید را لعن کرد . اما عده ای هم هستند که متأسفانه یزید را به عنوان خلفای اثنی عشر که پیامبر (صلی الله علیه وآله) بشارت آن را داده که دین با این دوازده خلیفه عزیز خواهد شد .

خلاصه این که دو دسته هستند . عده ای مثل ابن تیمیه این ها را جزء امامان خود می دانند و از آن ها دفاع می کنند . عده ای هم مثل ابن جوزی کتاب در جواز لعن یزید می نویسند .

مجری :

از شما استاد عزیز و هم چنین شما بینندگان گرامی تشکر می کنیم که ما را تا این ساعت همراهی کردید .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار ونگهدارتان .