محمد بن عبد الوهاب مدعی است که از دیدگاه شیعه ثواب ازدواج موقت از هفتاد ازدواج دائم بیشتر است و در یک شب دوازده مرد می‌تواند با یک زن ازدواج موقت کند … شیعیان به قضا و قدر الهی  معتقد نیستند …

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۲۶ / ۱۱ / ۹۴

مجری :

با عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت . طبق روال دوشنبه شب ها با برنامه ای دیگر از سری برنامه های راه و بی راه مهمان منازل شما عزیزان خواهیم بود . ان شاء الله که ما را تا پایان همراهی بفرمایید . این ششمین برنامه است که به دروغ های و افترائات وهابیت به مکتب اهل بیت (علیهم السلام) می پردازیم و بالخصوص بر کتاب رساله فی الرد علی الرافضه از محمد بن عبد الوهاب ، زوم کرده ایم که با کارشناسی حجت الاسلام والمسلمین استاد یزدانی عزیز بود .

استاد یزدانی :

من هم خدمت حضرت عالی و هم چنین خدمت بینندگان شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب دارم . پنج جلسه را فقط به دروغ های آقای محمد بن عبدالوهاب ، فقط از کتاب رساله فی الرد علی الرافضه پرداختیم .

دروغ دیگری که امشب در مورد آن بحث می کنیم ، دروغی است که محمد بن عبد الوهاب در مورد متعه مطرح می کند و به شیعه تهمت بسیار رکیک و زشتی در این باره می زند .

در کتاب رساله فی الرد علی الرافضه ، تألیف محمد بن عبد الوهاب چاپ دار الآثار صنعا ، صفحه ۸۷ :

مطلب المتعه :

ومنها : إباحتهم نکاح المتعه بل یجعلونها خیراً من سبعین نکاحاً دائماً وقد جوز لهم شیخهم الغالی علی بن العالی أن یتمتع اثنا عشر نفساً فی لیله واحده بامرأه واحده وإذا جاءت بولد منهم أقرعوا فمن خرجت قرعته کان الولد له …

 مطلبی در مورد متعه

از قبائح شیعه این است که نکاح متعه و ازدواج موقت را جایز می دانند ؛ ازداوج موقت را بهتر از هفتاد ازدواج دائمی قرار داده اند .

یعنی از نظر شیعه ، ثواب و ارزش ازدواج موقت از هفتاد ازدواج دائمی بیشتر است . آقای محمد بن عبد الواهاب ! چه کسی این حرف را زده ؟ کجا چنین فتوایی دیدی ؟ آیا در این زمینه روایتی دیدی ؟ اصلا چنین روایتی وجود دارد ؟ اگر وجود داشت ، محقق کتاب آن را در این جا می آورد . این یکی از دروغ هایی است که خیلی صریح و واضح گفته . از این دروغ بالاتر می گوید :

شیخ غالی این ها ، ‌علی بن العالی جایز دانسته که دوازده نفر با یک زن ازدواج موقت داشته باشند . اگر این زن حامله شد ، قرعه می اندازند ، به نام هر کدام از آن ها در آمد ، پدر بچه است .

محمد بن عبد الوهاب ، رساله فی الرد علی الرافضه ، ص ۸۷

دروغ بسیار واضح و آشکار !!! حال منظور ایشان از علی بن العالی کیست ؟ ما که در بین شیعیان علی بن العالی نداریم . احتمالا علی بن عبد العالی باشد که مقصود محقق ثانی ، محقق کرکی (رضوان الله تعالی علیه ) است که محمد بن عبد الوهاب علیه ایشان در همین کتاب در بحث تربت حرف زده و گفته بود که اولین کسی که سجده بر تربت کرد ، عبد العالی کرکی بود . گفتیم که تربت در زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم بوده . اگر منظور ایشان از تربت ، تربت امام حسین (علیه السلام) است که در زمان امام سجاد و امام باقر و امام صادق و سایر ائمه معصومین (علیهم السلام) بوده .

در این جا از محقق کرکی با عنوان علی بن العالی تعبیر می‌کند که مشخص می‌شود حتی ایشان حتی اسم یک نویسنده را هم نمی تواند درست بگوید و می گوید علی بن العالی !!! ایشان می گوید : علی بن العالی که غالی بوده ، گفته: جایز است که در یک شب، دوازه مرد با یک زن متعه کنند !!!!

آقای محمد بن عبد الوهاب این مطلب کجاست ؟ آقای محقق ! شما نباید در پاورقی آدرس می دادی که این دروغ آشکار است و در هیچ یک از کتاب های شیعه پیدا نمی شود ؟

محقق کرکی ، کتاب زیادی ندارند . مهمترین کتاب ایشان جامع المقاصد از بهترین کتاب های شیعه است . کتاب های دیگری هم مثل رسائل الکرکی دارند که بحث متعه را ممکن است در کجا مطرح کرده باشد؟ یا باید در همین کتاب جامع المقاصد و کتاب النکاح آن آورده باشد . بنده امروز تمام کتاب النکاح المتعه ایشان را خواندم . جلد ۱۳ جامع المقاصد که حدود ۵۰ صفحه در این زمینه است .

کتاب جامع المقاصد ، تألیف محقق ثانی شیخ علی بن الحسین کرکی ( العالی نام پدرشان است )، متوفای ۹۴۰ هـ ، جلد ۱۳ ، چاپ مؤسسه آل البیت (علیهم السلام ) از صفحه ۷ ، کتاب النکاح النکاح المنقطع :

الباب الرابع :

فی باقی أقسام النکاح وفیه مقصدان :

الأول : فی المنقطع ، وهو سائغ فی شرع الإسلام .

وفیه فصلان :

الأول : فی أرکانه ، وهی أربعه :

الأول : العقد ، وألفاظ الإیجاب کالدائم : زوجتک ، وأنکحتک ، ومتعتک

بکذا مده کذا .

ارکان عقد موقت را نام می برد : ۱. عقد بخواند ، مثل ازدواج دائم . ۲ . در آن ایجاب و قبول باشد ….

محقق کرکی ، جامع المقاصد ، چاپ مؤسسه آل البیت ، ج ۱۳ ، ص ۷ به بعد

تمام شرایط و ارکان آن را می آورد ؛ اما چنین حرفی را که محمد بن عبد الوهاب زده ، اصلا وجود ندارد . در همین جا صریح و واضح می گوید : یکی از شرایط این است که باید عده نگه دارد . عده ازدواج موقت از نظر شیعه مشخص و معلوم است که چقدر باید باشد . اما این شخص متأسفانه چشم های خودش را می بندد و دروغ می گوید .

شما می توانید حدود ۵۰ صفحه اول کتاب در مورد ازدواج موقت است بخوایند و بعد از آن ازدواج امه و کنیز را مطرح می کند .

بنده اتفاقا در اینترنت هم جستجو کردم ، با خودم گفتم : شاید یک وهابی پیدا شده و این مطلب را پیدا کرده باشد . اما تمام صفحات آقایان را با انواع عبارات و کلمات آن ، جستجو کردم . اتفاقا دیدم که چند انجمن که شیعه و سنی باهم هستند و این مسأله را مطرح کرده و از آقایان وهابی خواستند این حرف که محمد بن عبد الوهاب از قول محقق کرکی نقل کرده ، در کجا آمده ؟ به ما نشان دهید ؟ در کدام کتاب از کتاب های آقای کرکی این عبارت وجود دارد ؟ هیچ وهابی پیدا نشده بود و اگر کسی هم حرفی زده ، مطالبی که اصلا مربوط به این مسأله نیست را گفته بود .

بنده الان هم اعلام می کنم که آقایان وهابی ! مطلبی که محمد بن عبد الوهاب ، امام شما ، نقل می کند را پیدا کنید . از علی بن عبد العالی نقل نکنید ، از هر شیعه ای که این مطلب را پیدا کردید ، ما می پذیریم . این دروغ واضح و آشکار است که نشان می دهد چقدر آقایان از محقق کرکی (رضوان الله تعالی علیه) زخم خوردند . محقق کرکی ، عالمی بود که در زمان صفویه نقش زیادی داشت . ایشان اهل جبل عامل است که به دعوت شاهان صفوی به ایران می آید و کمک شایانی به نشر تشیع در ایران دارد . طبیعی است که آقایان از دست ایشان ناراحت و عصبانی باشند ، همان طور که از علامه حلی (ره) ، علامه مجلسی (ره) ناراحت هستند . مسلم است که این دروغ ها را می بندند .

آقای محمد بن عبد الوهاب در ادامه مطلب خود می گوید :

قلت هذا مثل أنکحه الجاهلیه التی أبطلها الشرع کما فی الصحیح وعن علی رضی الله عنه أنه قال رسول الله ص نهى عن نکاح المتعه رواه البخاری ومسلم وغیرهما وعن سلمه بن الأکوع رضی الله عنه أنه ص أباح نکاح المتعه ثم حرمها رواه الشیخان وروى مسلم فی صحیحه عن سبره نحو ذلک وعن ابن عمر : ‘ نهانا عنها یعنی المتعه رسول الله ص ‘ رواه الطبرانی بإسناد قوی وقد نقل عن ابن عباس رجوعه عنها روى الطبرانی عن أبی هریره رضی الله عنه : ‘ هدم المتعه الطلاق والعده والمیراث ‘ وإسناده حسن

این مثل نکاح های زمان جاهلیت است که شرع آن را باطل کرده همان طور که در صحیح بخاری آمده و از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) (نعوذ بالله ) نقل می کند که از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از نکاح متعه نهی کردند . روایت در بخاری و مسلم و دیگران نقل شده . از سلمه بن الاکوع نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نکاح متعه جایز بود . سپس آن را حرام کرد .

روایتی را که ایشان می خواند ، تضاد آن را هم نشان می دهم .

هم چنین از عبد الله بن عمر نقل شده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ما را از متعه نهی می کرد . از ابن عباس هم نقل شده که از نظر خودش برگشته .

ضمن این که قطعا نظر ابن عباس بر جواز متعه بوده ، ثابت شده و متواتر است . مناظراتش با عبد الله بن زبیر و صفوان در منابع اهل سنت صریح ، واضح و آشکار آمده . بنده اگر فرصت شد ، روایات ابن عباس در خصوص مناظره با عبد الله بن زبیر که گفته بود از مادرت بپرس . و هم چنین صفوان نشان خواهم داد .

محقق در پاورقی شماره ۸ می گوید :

اخرجه الترمذی رقم (۱۱۲۴ ) والبیهقی ( ج۷ ص ۲۰۶ و۲۰۵ ) وهو ضعیف فی سنده موسی بن عبیده الربذی وهو ضعیف وقال الشیخ الالبانی فی ارواء الغلیل (ج ۸ ص ۳۱۹ ) ….

این روایت را ترمذی و بیهقی نقل کرده‌اند ؛ ولی ضعیف است و در سند آن ابن عبیده ربذی است که ضعیف است . البانی هم در رواء الغلیل خود تضعیف کرده است .

این هم استدلال ایشان به یک روایت ضعیف بود که نشان دادیم . در ادامه روایت دیگری را نقل می کند که جالب است :

از ابوهریره نقل شده که می گوید نکاح متعه و طلاق و عده و میراث نقض شده است . سند روایت هم حسن است .

در صورتی که محقق در پاورقی می گوید :

اخرجه البیهقی فی السنن (ج۷ ص۲۰۷ ) وابن حبان کما فی الاحسان رقم (۴۱۴۹ ) والدار قطنی (ج۳ ص۲۵۹ ) وابویعلی (۱۱/ ۶۶۲۵ ) وهو ضعیف فی سنده مؤمل بن اسماعیل عن عکرمه بن عمار قال الذهبی فی المیزان فی ترجمه مؤمل هذا : حدیث منکر …

سند روایت ضعیف است . چون در سند روایت عکرمه بن عمار است که ذهبی تضعیف کرده .

در ادامه روایت دیگری را نقل می کند :

از ابن عباس نقل می کند که گفت : متعه در اول اسلام جایز بود تا این که این آیه نازل شد :

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهَاتُکُمْ وَبَنَاتُکُمْ وَأَخَوَاتُکُمْ وَعَمَّاتُکُمْ وَخَالَاتُکُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُکُمُ اللَّاتِی أَرْضَعْنَکُمْ وَأَخَوَاتُکُمْ مِنَ الرَّضَاعَهِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِکُمْ وَرَبَائِبُکُمُ اللَّاتِی فِی حُجُورِکُمْ مِنْ نِسَائِکُمُ اللَّاتِی دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَکُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِکُمُ الَّذِینَ مِنْ أَصْلَابِکُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَیْنَ الْأُخْتَیْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ غَفُورًا رَحِیمًا . نساء / ۲۳

حرام شد بر شما که با مادر و دختر و خواهران و عمه ها و خاله ها و دختر برادر و دختر خواهر … ازدواج کنید .

آیه اصلا ارتباطی به این بحث ازدواج موقت ندارد . در آیه می گوید که ازدواج با کسانی که قرابت نسبی با شما دارند ، جایز نیست . این چه ارتباطی با ازدواج موقت دارد . مگر یک وهابی پیدا شده که با مادرش ازدواج موقت کرده باشد ؟ پیدا نشده ؛ البته از طرف دیگر فتوا داریم که بعضی ها ازدواج با مادر و مادر بزرگ و عمه و خاله را جایز می دانند . بعضی ها می گویند حد ندارد ؛ اما بعضی دیگر ، جایز می دانند. در حال حاضر فرصت کافی برای خواندن آن ها وجود ندارد .

در ادامه ایشان استدلال می کند :

تصدیق این قضیه در قرآن آمده : وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ . مؤمنون /۶ .

مؤمنین کسانی هستند که خودشان را از مسائل ناموسی حفظ کند . جز بر همسران خودشان یا کنیزی که مالک آن هستند .

می گوید : این آیه آمده و ثابت کرده که ازدواج موقت حرام است . بنده نمی خواهم ثابت کنم که ازدواج موقت حرام است یا جایز است . بنده می خواهم دروغگو بودن این آقا را ثابت کنم .

سوره مؤمنون به اجماع تمام مسلمانان در مکه نازل شده است . حال طبق نظر آقایان ازدواج موقت کی حرام شده ؟ در فتح خیبر حرام شد . دوباره چه زمانی حلال شده ؟ در فتح مکه دوباره حلال شد . از مکه که خارج شدند ، دوباره حرام شد . در جنگ اوطاس حلال شد . دوباره چه زمانی حرام شد ؟ مشخص نیست . این ها نمی توانند یک نتیجه گیری کلی داشته باشند .

وقتی آیه در مکه نازل شده ، قبل از خیبر هم باید ازدواج موقت حرام باشد ؛ چون آیه مکی است . تمام سوره مؤمنون هم مکی است . مکی بودن سوره مؤمنون را نشان دهم از کتاب تفسیر جامع الاحکام القرآن ، تألیف آقای قرطبی ، جلد ۱۵ ، چاپ مؤسسه الرساله بیروت ، در بحث سوره مؤمنون :

سوره المؤمنون

مکیه فی قول الجمیع

سوره مؤمنون ، از نظر تمام علما و مفسرین اهل سنت ، مکی است .

قرطبی ، تفسیر جامع الاحکام ، چاپ مؤسسه الرساله ، ج ۱۵

وقتی سوره مکی است ، چطور امکان دارد مطلبی که در جریان فتح مکه که در اواخر عمر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) حلال بوده ، با این سخن حرام شده باشد ؟

باز در کتاب زاد المسیر فی علم التفسیر، تألیف ابوالفرج ابن جوزی ، متوفای ۵۹۸ هـ ، چاپ دار ابن حزم ، صفحه ۹۶۹ ، بحث سوره مؤمنون :

سوره المؤمنون مکیه فی قول الجمیع .

از دیدگاه تمام علما سوره مؤمنون مکی است .

ابوالفرج ابن جوزی ، زاد المسیر ، چاپ دار ابن حزم ، ص ۹۶۹

اگر این آیه حرمت ازدواج موقت را ثابت می کند ، باید همان لحظه ثابت کند . نمی گوید : والذین لفروجهم الحافظون شش سال یا ده سال بعد . باید از همان لحظه حرام خدا باید حرام باشد . اما این آقایان وهابی درک و فهمشان به همین اندازه است و بیشتر از این متوجه نمی شوند .

محمد بن عبد الوهاب در ادامه مطلب خود می گوید :

وما سوى هذا فهو حرام ‘ رواه الطبرانی والبیهقی والحاصل : أن المتعه کانت حلالا ثم نسخت وحرمت تحریماً مؤبداً فمن فعلها فقد فتح على نفسه باب الزنا .

هر کس این کار را با همسر یا کنیزش این کار را انجام دهد ، حرام است . روایت آن را طبرانی و بیهقی نقل کرده .

محقق در پاورقی می گوید :

اخرجه الترمذی رقم (۱۱۲۴) والطبرانی رقم (۱۰۷۸۲) والبیهقی (ج۲ ص ۲۰۶ ، ۲۰۵ ) وهو ضعیف فی سنده موسی بن عبیده الربذی وهوضعیف . کما فی التقریب وضعفه الالبانی فی الارواء رقم(۱۹۰۳ ).

ترمذی و طبرانی و بیهقی نقل کرده و سندش ضعیف است ؛ حتی البانی هم در ارواء الغلیل آن را تضیعف کرده است .

در بالا هم گفته بود روایت حسن است ؛ اما باز هم سند روایت ضعیف بود . محمد بن عبد الوهاب در آخر نتیجه گیری می کند :

متعه حلال بود ، بعد نسخ شد و برای همیشه حرام شد . هرکس بعد از این قضیه نکاح موقت را جایز بداند و این کار را انجام دهد ، باب زنا را برای خودش باز کرده است .

محمد بن عبد الوهاب ، رساله فی الرد علی الرافضه ، ص ۸۹

استدلال و نتیجه گیری که کرده ، خیلی جالب است و ما از آن استفاده می کنیم . یعنی ازدواج موقت بعد از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) باید زنا باشد . حال ببینیم که چه کسانی زنا کار بودند و چه کسانی به ازدواج موقت علاقه داشتند و همیشه هم انجام می دادند . مطلب در مورد ازدواج موقت خیلی زیاد است ؛ اما بنده بعضی از روایات آن را بیان می کنم .

مسند ابی داود طیالسی متوفای ۲۰۴ هـ ، جلد ۳ ، چاپ دار الهجر ، صفحه ۲۰۸ :

حدثنا یونس قال حدثنا أبو داود قال حدثنا شعبه عن مسلم القرشی قال دخلنا على أسماء بنت أبى بکر فسألناها عن متعه النساء فقالت فعلناها على عهد رسول الله ص .

از یونس از ابی داود از شعبه از مسلم قری یا قرشی که گفت : بر اسماء دختر ابی بکر داخل شدیم . از او درباره ازدواج موقت سؤال کردیم که نظر شما در این باره چیست ؟ گفت : ما در زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله) انجامش می دادیم . سند روایت هم صحیح است .

مسند ابی داود طیالسی ، ج ۳ ، چاپ دار الهجر ، ص ۲۰۸

این در زمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله بود . حال ببینیم بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله) چه کسانی این کار را انجام می دادند ؟

کتاب فتح الباری شرح صحیح بخاری ، تألیف ابن حجر عسقلانی ، چاپ دار الطیبه عربستان سعودی ، جلد ۱۱ ، صفحه ۴۲۸ :

اتفق فقهاء الأمصار على تحریمها وقال بن حزم ثبت على إباحتها بعد رسول الله ص بن مسعود ومعاویه وأبو سعید وبن عباس وسلمه ومعبد ابنا أمیه بن خلف وجابر وعمرو بن حریث ورواه جابر عن جمیع الصحابه مده رسول الله ص وأبی بکر وعمر إلى قرب آخر خلافه عمر قال ومن التابعین طاوس وسعید بن جبیر وعطاء وسائر فقهاء مکه .

وأما معاویه فأخرجه عبد الرزاق من طریق صفوان بن یعلى بن أمیه أخبرنی یعلى أن معاویه استمتع بامرأه بالطائف وإسناده صحیح ….

عاشت معانه إلى خلافه معاویه فکان یرسل إلیها بجائزه کل عام ….

ابن حزم می گوید : ثابت شده که بعد از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ازدواج موقت را مباح می دانستند ، از جمله عبد الله بن مسعود ، معاویه بن ابی سفیان ، ابو سعید خدری ، عبد الله بن عباس ، سلمه و معبد پسران امیه بن خلف ، جابر بن عبد الله انصاری ، عمرو بن حریث . جابر بن عبد الله انصاری از همه صحابه در زمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و ابوبکر و آخرین روزهای خلافت عمر این کار را انجام می دادند .

در اواخر خلافت عمر هم مردم از این کار دست کشیدند ‌؛ چون عمر آن را نهی کرده بود .

از تابعین هم طاووس ، سعید بن جبیر ،عطاء و سایر فقهای مکه این کار را انجام می دادند .

بنده می گویم که فقهای مکه چه کسانی بودند ؟

پس طبق گفته محمد بن عبد الوهاب ، همه صحابه باب زنا را بر خود باز کردند . زن و مرد صحابه همه ، ازدواج موقت انجام می دادند . در این صورت همه صحابه بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله) و در زمان ابوبکر و تا اواخر خلافت عمر بن خطاب یعنی تا سال ۲۳ زنا کردند .

در ادامه روایت نقل می کند :

معاویه بن ابی سفیان ، در طائف با زنی ازدواج موقت کرد . سند روایت هم صحیح است .

پس زناکار چه کسی است ؟ بنابر نقل محمد بن عبد الوهاب ، معاویه یکی از همان کسانی است که زنا می کرد . ما در این باره هیچ قضاوتی نمی کنیم و فقط سخن محمد بن عبد الوهاب را نقل می کنیم . جالب است که روایات دیگری را نقل می کند :

ایشان در زمان خلافت معاویه بود و هرسال معاویه هدیه ای برای او می فرستاد تا یاد آوری کند .

ابن حجر عسقلانی ، فتح الباری ، چاپ دار الطیبه ، ج ۱۱ ، ص ۴۲۸

در صحیح بخاری و مسلم در این باره روایات فراوانی وجود دارد . که تعدادی از آن ها را نشان می دهم .

صحیح مسلم ، چاپ دار الطیبه ، باب نکاح المتعه :

باب النکاح المتعه وبیان انه ابیح ثم نسخ ثم ابیح ثم نسخ واستقر تحریمه الی یوم القیامه

عنوان باب با همه روایاتی که می آورد در تضاد است .

حدثنا محمد بن عبد اللَّهِ بن نُمَیْرٍ الْهَمْدَانِیُّ حدثنا أبی وَوَکِیعٌ وبن بِشْرٍ عن إسماعیل عن قَیْسٍ قال سمعت عَبْدَ اللَّهِ یقول کنا نَغْزُو مع رسول اللَّهِ ص لیس لنا نِسَاءٌ فَقُلْنَا الا نَسْتَخْصِی فَنَهَانَا عن ذلک ثُمَّ رَخَّصَ لنا أَنْ نَنْکِحَ الْمَرْأَهَ بِالثَّوْبِ إلى أَجَلٍ ثُمَّ قَرَأَ عبد اللَّهِ ) یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَیِّبَاتِ ما أَحَلَّ الله لَکُمْ ولا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ .

این روایت به علت این که روایت مربوط به زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله) است ، روی آن بحث نمی کنیم . روایات بعدی :

وحدثنا الْحَسَنُ الْحُلْوَانِیُّ حدثنا عبد الرَّزَّاقِ أخبرنا بن جُرَیْجٍ قال قال عَطَاءٌ قَدِمَ جَابِرُ بن عبد اللَّهِ مُعْتَمِرًا فَجِئْنَاهُ فی مَنْزِلِهِ فَسَأَلَهُ الْقَوْمُ عن أَشْیَاءَ ثُمَّ ذَکَرُوا الْمُتْعَهَ فقال نعم اسْتَمْتَعْنَا على عَهْدِ رسول اللَّهِ ص وَأَبِی بَکْرٍ وَعُمَرَ .

حدثنا حَامِدُ بن عُمَرَ الْبَکْرَاوِیُّ حدثنا عبد الْوَاحِدِ یَعْنِی بن زِیَادٍ عن عَاصِمٍ عن أبی نَضْرَهَ قال کنت عِنْدَ جَابِرِ بن عبد اللَّهِ فَأَتَاهُ آتٍ فقال بن عَبَّاسٍ وبن الزُّبَیْرِ اخْتَلَفَا فی الْمُتْعَتَیْنِ فقال جَابِرٌ فَعَلْنَاهُمَا مع رسول اللَّهِ ص ثُمَّ نَهَانَا عنهما عُمَرُ فلم نَعُدْ لَهُمَا .

عطاء می گوید : جابر بن عبد الله انصاری برای عمره آمده بود . مردم در منزلش جمع شده بودند . بحث های مختلف پیش آمد تا این که سخن از متعه شد . گفت : ما صحابه در زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله) و در زمان ابوبکر و در زمان عمر این کار را انجام می دادیم .

روایت بعد جالب است :

ابو زبیر گفت : از جابر بن عبد الله انصاری شنیدم که می گفت : ما با دادن یک مشت خرما یا یک مشت آرد متعه می کردیم ، در زمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و ابوبکر تا زمان عمر و در داستان عمرو بن حریث .

داستان عمرو بن حریث در روایت دیگر نقل شده است . عمرو بن حریث همان شخصی بود که در فیلم مختار هم به نام ابن حریث حضور داشت . ایشان در کربلا حضور فعال داشتند و از قاتلان امام حسین (علیه السلام) و از قاتلان مسلم بن عقیل بود . عمرو بن حریث با خانمی ازدواج موقت می کند . آن بچه دار می شود . وقتی بچه را نزد عمرو بن حریث می آورد ، می گوید : من بچه را قبول نمی کنم .

تا این که دعوا می شود ، نزد خلیفه دوم می روند . خلیفه برای این که خیالش راحت شود ، کلا صورت مسأله را پاک می کند و می گوید : از این به بعد کسی این کار را انجام ندهد .

قبل از عمر در زمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و در زمان ابوبکر و تا آخرین روز های خلافت عمر هم بوده . یعنی مردم در این زمان چه کار می کردند ؟ بنابر استدلال محمد بن عبد الوهاب ، همه مردم ابواب زنا را باز کرده بودند .

روایت بعدی :

روایت از ابی نضره نقل شده که گفت : نزد عبد الله انصاری بودیم تا این که گفت : عبد الله بن عباس و ابن زبیر در متعه النساء و متعه الحج با هم اختلاف دارند . جابر گفت : ما با رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) این دو متعه را انجام می دادیم . تا این که عمر ما را از این کار منع کرد و ما هم به حرف او گوش دادیم .

به جای این که حرف خدا را گوش کنند ، حرف عمر را گوش کردند . به آیات قرآن چه جوابی می دهند ، نمی دانیم !!!! روایت بعدی در جنگ طائف است که چون روایت طولانی است ، آن را نمی خوانیم .

صحیح مسلم ، چاپ دار الطیبه ، باب نکاح المتعه

در کتاب مصنف عبد الرزاق ، جلد ۷ ، باب نکاح المتعه ، از روایت ۱۴۰۲۰ شروع می شود . در این باب روایات زیادی با سند های صحیح نقل شده است که چه کسانی متعه انجام می دادند . سند ها عبارت از عبد الرزاق از ابن جریج ، ابو زبیر از جابر بن عبد الله انصاری ، ابو زبیر و طاووس است . خیلی عجیب است که در یکی از روایات می گوید :

قال أبو الزبیر وسمعت طاووسا یقول قال بن صفوان یفتی بن عباس بالزنى قال فعدد بن عباس رجالا کانوا من أهل المتعه قال فلا أذکر ممن عدد غیر معبد بن أمیه .

ابو زبیر گفت که از طاووس شنیدم که صفوان گفت : ابن عباس به زنا فتوا می داد . گفت : ابن عباس مردانی از صحابه را نام برد که همه از متعه به دنیا آمده بودند .

مصنف عبد الرزاق ، ج ۷ ، باب نکاح المتعه

عبد الله بن زبیر و عروه بن زبیر هر دو فرزند متعه هستند . اگر قرار باشد حرف محمد بن عبد الوهاب را بپذیرند ، وضعیت در این جا خیلی بد می شود .

در این باب روایات زیادی است که ما فرصت کافی برای بیان آن نداریم ؛ اما جالب ترین روایت در این زمینه روایت ابن جریج است که خیلی مهم است . فرصت نیست که بنده آن را بخوانم .

به هر حال دروغی که محمد بن عبد الوهاب گفته بود این است که ،‌ محقق کرکی گفته : از نظر شیعه دوازده نفر مرد می توانند با یک زن در یک شب، متعه کنند و اگر بچه ای در این بین متولد شود ، قرعه می اندازند. گفتیم این دروغ محض است . آقایان وهابی تمام شیاطین را جمع کنند و با هم چنین مطلبی را در کتب شیعه پیدا کنند . نه فقط در کتاب محقق کرکی ؛ بلکه در هر کتابی از کتاب های شیعه پیدا کردند ،‌ ما حرف آن ها را می پذیریم و از این حرف توبه می کنیم .

این تهمت و دروغی است که به شیعه نسبت داده و روایات دروغ دیگری که نقل کرده بود و در آخر نتیجه ای که گرفت ، کاملا به ضرر خودشان است .

مجری :

باز هم یکی از دروغ های محمد بن عبد الوهاب در بحث نکاح متعه بسیار واضح شد که البته در همین بحث هم چندین دروغ گفته بود از جمله افتراء و تهمتی که به یکی از علمای شیعه و شیعیان زد . هر چند که نام آن عالم شیعه را هم نتوانسته بود ، ذکر کند . همان طور که در مورد شیخ مفید هم نمی دانست که کتابی را که نام برده ، از شیخ مفید (ره) نیست .

هم چنین گفته بود : کسی که این کار را انجام دهد ، باب زنا را بر خود باز کرده است . در صورتی که تمام صحابه این کار را تا اواخر خلافت عمر ، انجام می دادند و معتقد به جواز نکاح متعه بودند .

کلیپی در همین زمینه آماده شده که یکی از علمای اهل سنت و یکی از علمای وهابی صحبت می کنند .

کلیپ ۱ ) :

حاتم العونی ، از علمای اهل سنت :

و این بزرگ ترین گناه است و شما به یاد دارید که ما حتی در مورد قضیه وصف نکاح متعه به زنا صحبت کردیم . قبلا در این مورد صحبت کردیم و گفتیم که از نظر ما نکاح متعه باطل است . اما درست نیست که بگویی زنا است . چرا ؟ چون که شرع در یک دوره زمانی آن را مباح کرده است و چیزی که در شرع در یک دوره ی زمانی آن را مباح کرده ، نمی تواند فحشاء باشد . چرا که خداوند دستور به فحشاء نمی دهد . نکاح متعه هرگز نمی تواند زنا باشد . این اصلا قابل قبول نیست . اگر بگویی نکاح متعه زنا است ، به شرع این نسبت را داده ای که در یک دوره ی زمانی فحشا و زنا را مباح کرده است و این زشت ترین و بدترین چیز ممکن است .

یوسف القرضاوی ـ عالم وهابی :

اختلاف فقهی نزدیک و شبیه به اختلافات بین مذاهب اهل سنت است ، مثلا نکاح متعه . نکاح متعه را بعضی از علمای اهل سنت قبول داشته اند و اصحاب ابن عباس هم قبول داشته اند و از خود ابن عباس نقل شده و از سعید بن جبیر نقل شده و از عطاء و طاووس که از اصحاب بزرگ ابن عباس بودند هم نقل شده است .

مجری :

عالم اهل سنت در بخش اول کلیپ تصریح کرد : هر چند ما به عنوان اهل سنت ، نکاح متعه را قبول نداریم ،     اما نمی توانیم بگوییم که نکاح متعه ، زنا است . بخش دوم کلیپ هم آقای قرضاوی بود که همین مطالبی را که در این جا مطرح شد ، اشاره کرد که بعضی از صحابه و اصحاب ابن عباس قائل به حلیت نکاح متعه بودند .

استاد یزدانی :

یکی دیگر از دروغ های بسیار واضح محمد بن عبد الوهاب ، بحث قضا و قدر است . در همین کتاب رساله فی الرد علی الرافضه ، صفحه ۱۰۴ :

مطلب نفی القدر :

ومنها : قولهم إن الله لم یقدر شیئاً فی الأزل وأن الله لم یرد شراً ولا یریده .

یکی از قبائح شیعه این است که آن ها معتقد هستند خداوند چیزی را از ازل مقدر نکرده است .

یعنی شیعه به قضا و قدر اعتقاد ندارند .

و خداوند اراده شر نکرده و نخواهد کرد .

محقق در کجا آدرس می دهد ؟ دروغ خیلی واضحی است که هر کس با تاریخچه مذاهب اسلامی آشنا باشد ، می فهمد که فرقه قدریه ، شیعه نبوده . قدریه یک فرقه ای از فرقه های اهل سنت است که نظرشان این بود که خداوند از قبل نمی دانست که چه اتفاقی می افتد و در همان زمانی که اتفاق رخ می دهد ، خداوند هم عالم می شود . یعنی چیزی از قبل اصلا مقدر نبوده ، نه در علم الهی گذشته و نه خداوند چیزی را مقدر کرده است . همان لحظه هر اتفاقی که افتاد ، خداوند در همان لحظه تصمیم می گیرد . این فرقه قدریه ای بود که قضا و قدر را منکر می شدند . شیعه هم نبودند ، همه آن ها سنی بودند .

محقق هم این گونه آدرس می دهد :

الکافی (۱ /۱۵۵ /۱۶۰ ) (۱/ ۲۰۹ ) ط دار الاضواء .

کتاب کافی ، جلد اول از صفحه ۱۵۵ تا ۱۶۰ ، جلد اول ، صفحه ۲۰۹ ، چاپ دار الاضواء بیروت .

بنده این ها را نشان خواهم داد . در ادامه از مسلم روایت نقل می کند :

وقد روى مسلم أن قوله تعالى : (إنا کل شیء خلقناه بقدر ) نزل حین نازل المشرکون فیه ، وقد قال بعض الساده : قد رویت فی إثبات القدر وما یتعلق به أحادیث رویت عن أکثر من مائه صحابی رضی الله عنهم وقد ورد عنه ص : ‘ لکل أمه مجوس ومجوس هذه الأمه الذین یقولون لا قدر

خداوند می فرماید : ما هر چیزی را با قدر و به اندازه اش آفریده ایم . قمر /۴۹ .در بحث قضا و قدر این که خداوند از ازل سر نوشت عالم را مقدر کرده ، در این زمینه صد صحابی روایت نقل کرده است .

محقق هم در پاورقی روایتی نقل نمی کند ؛ اما آدرس می دهد که :

ولشیخنا مقبل کتاب قیم جدا وهو الجامع الصحیح فی القدر رد به علی الرافضه وغیرهم من اهل البدع والاهواء الذین ینکرون القدر .

شیخ مقبل هادی الوادعی در کتاب جامع الصحیح فی القدر روایاتی در این زمینه آورده است .

محمد بن عبد الوهاب در ادامه روایتی را از بین صد روایت نقل می کند :

هر امتی مجوسی دارد و مجوس امت اسلامی کسانی هستند که قضا و قدر الهی را قبول ندارند .

محقق در پاورقی می گوید :

اخرجه ابوداود (۴۶۹۲ ) عن حذیفه واحمد (۵۵۸۴ ) عن ابن عمر والبیهقی (ج۱۰ ،‌ ص۲۰۳ ) عن حذیفه وفی سنده عمر بن عبد الله مولی غفره وهو ضعیف . کما فی التقریب وفیه رجل مجهول وذکره ابن الجوزی فی العلل المتناهیه (۲۲۷) وقال : هذا لایصح . وجاء عند ابی داود (۴۶۹۱) والحاکم (۲۸۶ ) والبیهقی (۱۰/۲۰۳ ) من طریق ابی حازم عن ابن عمر بلفظ : القدریه مجوس هذه الامه وهو منقطع

سند روایت ضعیف است . در سند روایت شخص مجهولی است و ابن جوزی هم در علل المتناهیه گفته : این روایت صحیح نیست . روایت بعدی هم که قدریه مجوس این امت است را بیان می کند و می گوید : سند روایت منقطع است .

از بین صد روایت ، روایتی را انتخاب کرده که دو سند داشت و هر دو س سندش ضعیف بود . ایشان واقعا عالم است ، علامه است ، شیخ الاسلام است ؟‍‍‍!!! این کذابی که فقط دروغ می گوید !! این چه شیخ الاسلامی است که نتوانسته از بین صد روایت یک روایت صحیح پیدا کند و مستقیم روی همان روایات ضعیف مانور داده؟ !!

محمد بن عبد الوهاب در ادامه می گوید :

فإذا علمت ذلک فاعلم أن الله علم الأشیاء قبل وجودها إجمالا وتفصیلا کلیه وجزئیه وعلم ما یتعلق به وقدر فی الأزل لکل شیء قدراً فلا یزید ولا ینقص ولا یتقدم ولا یتأخر وأنه لا یوجد شیء إلا بإراده الله ومشیئته والله بکل شیء علیم وما قدر الله یکون وما شاء کان وما لم یشأ لم یکن وثبت ذلک ببداهه العقل وتواتر النقل وعلم یقیناً فمن أنکر هذا البدیهی والمتواتر فإن لم یصر کافراً فلا أقل ( من ) أن یصیر فاسقاً .

وقتی این روایت را دیدی ، بدان که خداوند همه چیز را می دانست . قبل از این که خلق کند . چه اجمالی ، چه تفصیلی و چه کلی و چه جزئی . برای همه قضا و قدری مشخص کرد که نه کم می شود و نه زیاد می شود و نه مقدم و نه مؤخر می شود و هیچ چیز جز با اراده و مشیت خداوند خلق نمی شود ، هر چیزی که بخواهد اتفاق می افتد و هر چیزی را که خداوند نخواهد اتفاق نمی افتد . هر چیزی که خداوند بخواهد خلق می شود و هر چیزی را که نخواهد خلق نمی شود . این مسأله چند دلیل دارد (غیر از آن روایاتی که آورد ، می گوید : با بدیهی عقل هم قابل اثبات است .

آقای محمد بن عبد الوهاب ! مگر شما معتزله هستی که به عقل استدلال می کنی ؟ شما از اهل حدیث هستی که از اشاعره منشعب شده . این ها هم که عقل را حجت نمی دانند و اصلا قبول ندارند . پس این چه سخنی است که شما بیان می کنید ؟ به عقل استدلال کردی و معتزله شدی ؟ معتزله هم که از نظر شما کافر است .

روایات در این باره متواتر است .

یعنی این روایاتی که شما آوردید ، به قول آقای هاشمی متواتر ضعیف بود !!! یا به قول آقای پارچه فروش در آن شبکه ای که روی این قضیه خیلی اصرار کرده بود و در بحث با استاد ابوالقاسمی آبرویش هم رفت .

علم یقینی است و هر کس این بدیهی و متواتر را انکار کند ،‌اگر کافر نشود ،‌ حداقل فاسق می شود.

محمد بن عبد الوهاب ، رساله فی الرد علی الرافضه ، ص۱۰۴

محقق آدرس داده بود به کتاب کافی ، جلد اول ، صفحه ۱۵۵ تا ۱۶۰ . در نرم افزار مکتبه اهل بیت (علیهم السلام) آدرس دقیق است .

کتاب کافی ،‌تألیف مرحوم شیخ محمد بن یعقوب کلینی (ره) جلد اول ، صفحه ۱۵۵ ، باب الجبر والقدر باب بین الامرین ، در این جا شیخ کلینی (ره) حدود چهارده روایت را نقل می کند . بنده روایات را می خوانم تا بینندگان عزیز متوجه شوند که چقدر محمد بن عبدالوهاب دروغگو و کذاب است . واقعا چنین دروغگویی در تاریخ دیده نشده است .

بنده چاپ بهتری از این کتاب را می آورم . کتاب اصول کافی ، تألیف محمد بن یعقوب کلینی (رضوان الله تعالی علیه ) ، چاپ دار المرتضی بیروت ، صفحه ۱۱۰ ، باب الجبر والقدر والامر بین الامرین :

روایت اول از این باب در کتاب کافی سندش ضعیف است ؛ اما در کتاب توحید شیخ صدوق (ره) و هم چنین کتاب عیون اخبار الرضا (علیه السلام) با سند صحیح از امام رضا (علیه السلام ) از اجداد طاهرینشان نقل شده است .

( الجبر والقدر والامر بین الامرین ) *

۱ – علی بن محمد ، عن سهل بن زیاد وإسحاق بن محمد وغیرهما رفعوه قال : کان أمیر المؤمنین علیه السلام جالسا بالکوفه بعد منصرفه من صفین إذ أقبل شیخ فجثا بین یدیه ، ثم قال له : یا أمیر المؤمنین أخبرنا عن مسیرنا إلى أهل الشام أبقضاء من الله وقدر ؟

فقال أمیر المؤمنین علیه السلام أجل یا شیخ ما علوتم تلعه ولا هبطتم بطن واد إلا بقضاء من الله وقدر ، فقال له الشیخ : عند الله أحتسب عنائی یا أمیر المؤمنین ؟ فقال له : مه یا شیخ ! فوالله لقد عظم الله الاجر فی مسیرکم وأنتم سائرون وفی مقامکم وأنتم مقیمون وفی منصرفکم وأنتم منصرفون ولم تکونوا فی شئ من حالاتکم مکرهین ولا إلیه مضطرین . فقال له الشیخ : وکیف لم نکن فی شئ من حالاتنا مکرهین ولا إلیه مضطرین .وکان بالقضاء والقدر مسیرنا ومنقلبنا ومنصرفنا ؟ فقال له : وتظن أنه کان قضاء حتما وقدرا لازما ؟ إنه لو کان کذلک لبطل الثواب والعقاب والأمر والنهی والزجر من الله وسقط معنى الوعد والوعید فلم تکن لائمه للمذنب ولا محمده للمحسن ولکان المذنب أولى بالاحسان من المحسن ولکان المحسن أولى بالعقوبه من المذنب ، تلک مقاله إخوان عبده الأوثان وخصماء الرحمن وحزب الشیطان وقدریه هذه الأمه ومجوسها .

فأنشأ الشیخ یقول :

أنت الإمام الذی نرجو بطاعته * یوم النجاه من الرحمن غفرانا

أوضحت من أمرنا ما کان ملتبسا * جزاک ربک بالاحسان إحسان

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بعد از جنگ صفین در کوفه نشسته بودند که پیرمردی در مقابل ایشان دو زانو نشست و گفت : یا امیرالمؤمنین ! به ما خبر بده وقتی ما به جنگ مردم شام رفتیم ، این با قضا و قدر الهی بود یا نبود ؟

ایشان می خواهد مثال جزئی بزند ؛ ‌اما قصد داشت که به صورت کلی بپرسد که آیا شما به قضا و قدر الهی معتقد هستید یا نیستید ؟

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) فرمودند : شما هیچ تپه ای را بالا نرفتید و به هیچ دره ای سرازیر نشدید ، مگر این که به قضا و قدر الهی بود .

یعنی این ها از قبل مشخص شده بود . همه این ها قضا و قدر الهی است . این بحث از مباحث خیلی مهم است که نمی توان در یک برنامه یا دو برنامه آن را توضیح داد و شبهه ای که دارد ، بحث سنگینی است . تنها مذهبی که صراط مستقیم را رفته ، شیعه است . چون بقیه مسلمان ها یا طرفدار تفویض هستند و می گویند : خداوند به انسان قدرت داده که هر کاری انجام دهد و همه کارها در اختیار خودش است و خداوند نمی تواند هیچ دخل و تصرفی داشته باشد . به این افراى مفوضه می گویند . عده ای قائل به جبر هستند که تمام اهل سنت امروزی ، تمام متکلمین آن ها طرفدار جبر هستند و می گویند : خداوند همه چیز را از قبل مقدر کرده است . همان هایی را که خدا تعیین کرده ، نه کم می شود و نه زیاد ، نه مقدم می شود و نه مؤخر . یعنی همان حرفی که محمد بن عبد الوهاب گفته بود . خداوند الان مقدر کرده که در فلان روز و فلان ساعت من و شما رو به روی هم بنشینیم و درباره قضا و قدر صحبت کنیم و دروغ های محمد بن عبد الوهاب را بگوییم . هیچ کم و زیاد نمی شود و نه مقدم و نه مؤخر می شود . همان نقشه ای که خداوند کشیده ، طبق همان پیش می رود . این نظر برای اولین بار توسط معاویه بن ابی سفیان مطرح شده است که بحث مفصلی دارد که قصد ورود به آن را نداریم .

اما شیعه می گوید : لاجبر ولا تفویض، بل الامر بین الامرین . ما نه جبری هستیم و نه طرفدار تفویض هستیم ؛ بلکه الامر بین الامرین . یعنی نه جبر است و نه تفویض که در همین روایت امام (علیه السلام) توضیح می دهند .

پیرمرد می گوید : من به خاطر جنگی که با معاویه کردم ، اجر و ثوابی هم می برم . حضرت فرمودند : به خدا قسم اجز عظیمی می برید ….

پیرمرد سؤال می کند : اگر قضا و قدر است ، آیا ما مجبور به این کار ها هستیم ؟ آیا ما مضطر به قضا و قدر الهی هستیم ؟ امام (علیه السلام) می فرمایند : نه این طور نیست ….

در ادامه امام (علیه السلام) در مورد کسانی که طرفدار جبر هستند ، اشاره می کند .

به محمد بن عبد الوهاب و تمام پیروان و همفکرانش ، آن هایی که می گویند : ما مجبور هستیم . همه نقشه ها کشیده شده و راهی غیر از این نداریم . نه کم می شود و نه زیاد .

این سخن برادران بت پرست است . آن هایی که می گفتند : خداوند ما را معین کرده و شما هیچ حق اعتراض ندارید مثل معاویه بن ابی سفیان . آن هایی که به این قضیه اعتقاد دارند ، آن ها مجوس و قدریه این امت هستند .

در ادامه هم پیرمرد از سخن امام (علیه السلام) خیلی راضی شد و در آخر شعری خواند .

روایت چهارم :

علی بن إبراهیم ، عن أبیه ، عن إسماعیل بن مرار ، عن یونس بن عبد الرحمن قال : قال لی أبو الحسن الرضا علیه السلام : یا یونس لا تقل بقول القدریه فإن القدریه لم یقولوا بقول أهل الجنه ولا بقول أهل النار ولا بقول إبلیس …

لا یکون إلا بما شاء الله وأراد وقدر وقضى ….

از یونس بن عبد الرحمن از امام رضا (علیه السلام ) نقل می کند که حضرت فرمودند : ای یونس ! شما طرفدار قول قدریه نباش

در صورتی که محمد بن عبد الوهاب با استناد به همین مطالب و با همین آدرسی که داده بود ، شیعه را به نظریه قدریه متهم می کرد .

قدریه نه طرفدار سخن اهل جهنم هستند و نه طرفدار سخن ابلیس هستند …

هیچ اتفاقی در این دنیا نمی افتد ، مگر با مشیت الهی و بر اساس قدر و قضای الهی که خداوند از قبل معین کرده است .

روایت پنجم و ششم در همین زمینه است .

 علی بن إبراهیم ، عن محمد بن عیسى ، عن یونس بن عبد الرحمن ، عن حفص ابن قرط ، عن أبی عبد الله علیه السلام قال : قال رسول الله صلى الله علیه وآله : من زعم أن الله یأمر بالسوء والفحشاء فقد کذب على الله ، ومن زعم أن الخیر والشر بغیر مشیئه الله فقد أخرج الله من سلطانه ومن زعم أن المعاصی بغیر قوه الله فقد کذب على الله ، ومن کذب على الله أدخله الله النار .

در صورتی که محمد بن عبد الوهاب گفته بود : خداوند هیچ شری را نیافریده و اراده نکرده است . محقق هم در پاورقی همین کتاب را آدرس داده بود . حال این روایت می گوید :

اگر کسی تصور کند که بدون قدرت الهی می تواند گناهی انجام دهد ، بر خدا دروغ بسته و هر کس بر خدا دروغ ببندد ، خداوند او را وارد جهنم می کند .

کلینی ، اصول کافی ، ج ۱ ، چاپ دار المرتضی بیروت ، ص ۱۱۰

یعنی چیزی که در کتاب کلینی آمده و قضا و قدر را ثابت می کند ، محقق کتاب رساله فی الرد علی الرافضه به همان کتاب آدرس داده بود که شیعه به قضا و قدر الهی اعتقادی ندارد !!!.

تا آخر این باب مرحوم کلینی چهارده روایت می آورد که قضا و قدر الهی وجود دارد و ما مختار نیز هستیم . با این که قضا و قدر الهی هست ، با این که خداوند همه چیز را از قبل در علم خودش مقدر کرده است ، در عین حال ما مختار هستیم . استدلال ها و روایات ائمه (علیهم السلام) را آورده و همان روایت اول که با سند صحیح نقل شده و هم چنین روایات بعدی ، روایات بسیار جالبی هستند .

شیعه معتقد است که قضا و قدر الهی وجود دارد ؛ اما محمد بن عبد الوهاب می گوید : شیعه به قضا و قدر الهی ایمان ندارد . به همین دلیل اگر کافر نباشد ، لااقل شیعه فاسق است .

در حال حاضر با توجه به مستنداتی که ارائه شد ،‌چه کسی فاسق است ؟ آیا محمد بن عبد الوهابی که صریح و واضح و آشکار دروغ می گوید ، فاسق است یا شیعه ای که کاملا نظرش در مورد قضا و قدر مشخص است . این از افتخارات شیعه است که معتقد به الامر بین الامرین است . اگر فرصت بحث کلامی پیش آمد ، نقد دیدگاه وهابیت و اهل سنت در بحث جبر باشد ، مشخص می شود که توحید شیعه کجاست و وهابی و بقیه تا چه حد در توحید می لنگند .

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در ادامه همین روایت می فرمایند : اگر کسی مثل آقایان قائل به جبر باشد ، چه نیازی است که پیامبر (صلی الله علیه وآله ) بیاید . چه نیاز است که قرآن بیاید ؟ چه نیازی به این همه امر و نهی و ۱۲۴ هزار پیامبر است؟ اصلا به این مسائل نیاز است ؛ چون طبق نظر وهابی ها مسیر ما مشخص است . اهل سنت هم در این زمینه با وهابیت هم عقیده هستند . اگر قضا و قدر این است ، نیازی به این مسائل نیست ؛ حتی از این طریق ظلم خداوند هم ثابت می شود . خدایی که از قبل همه چیز را مشخص کرده مثلا فلانی مستقیم به جهنم برود ، این جا خداوند ظلم کرده یا نکرده ؟ یا این که بعضی دیگر را مشخص کرده که فلانی هر کاری انجام دهد ، به بهشت می رود . آیا این عدالت است ؟ همه مجبور هستند که بهشت و جهنم بروند . این جبر و ظلم است ؛ اما محمد بن عبد الوهاب صریح یک دروغ دیگر به شیعه نسبت می دهد و این برای پیروان محمد بن عبد الوهاب درد آور است که نمی توانند از مذهبشان دفاع کنند . اگر می بینند که ما خلاف آن را می گوییم ، بیایند و از سخن محمد بن عبد الوهاب دفاع کنند .

مجری :

امشب ما دوست داریم که صدای مدافعان محمد بن عبد الوهاب را هم بشنویم . این ششمین برنامه ای است که ما به دروغ های محمد بن عبد الوهاب و وهابیت در کتاب رساله فی الرد علی الرافضه می پردازیم . در این چند برنامه ای که گذشته ، کسی از مدافعین محمد بن عبد الوهاب نیامده که از این ها دفاع کند که حداقل بگوید این حرفی که محمد بن عبدالوهاب زده ، منبعش این است . یا این که صراحتا بگوید : اشتباه کرده و به مبانی شیعه جهل داشته .

استاد یزدانی :

بحث دیگری که محمد بن عبد الوهاب در این کتاب مطرح کرده ، بحث شباهت های شیعه به یهود ، نصارا و مجوس است . در این جا دروغ های بسیار شاخ داری گفته که اصلا نیازی به تحلیل ندارد . بنده فقط به بینندگان عزیز نشان می دهم تا خودشان قضاوت کنند .

همین کتاب رساله فی الرد علی الرافضه ، صفحه ۱۰۵ به بعد :

( مطلب مشابهتهم الیهود :

 ومن قبائحهم تشابههم بالیهود ولهم بهم مشابهات منها : أنهم یضاهون الیهود الذین رموا مریم الطاهره بالفاحشه بقذف زوجه رسول الله ص عائشه المبرأه بالبهتان وسلبوا بسبب ذلک الإیمان .

ویلبس التیجان فإنها من ألبسته الیهود

 وبقص اللحى أو حلقها أو إعفاء الشوارب هذا دین الیهود وإخوانهم

ومنها أن الیهود مسخوا قرده وخنازیر وقد نقل أنه وقع ذلک لبعض الرافضه فی المدینه المنوره وغیرها بل قد قیل إنهم تمسخ صورهم ووجوههم عند الموت .

ومنها ( ترک ) الجمعه والجماعه وکذلک الیهود فإنهم لا یصلون إلا فرادى

ومنها : ترکهم قول آمین وراء الإمام فی الصلاه فإنهم لا یقولون آمین یزعمون أن الصلاه تبطل به .

ومنها : ترکهم تحیه السلام فیما بینهم وإذا سلموا فعلوا بعکس السنه ) ومنها : خروجهم من الصلاه بالفعل وترکهم السلام فی الصلاه فإنهم یخرجون من الصلاه من غیر سلام بل یرفعون أیدیهم ویضربون بها على رکبهم کأذناب الخیل الشُّمْس .

 مطلبی در مورد شباهت های شیعه به یهود

از قبائح شیعه این است که آن ها شبیه یهود هستند . از شباهت های آن ها این است :

این که یهودی ها حضرت مریم (علیها السلام) را به فحشا متهم کرده اند ، شیعیان هم عایشه را به متهم می کنند . به این دلیل است که آن ها ایمانشان را از دست دادند .

ما در چند برنامه قبل به صورت مفصل بحث کردیم که در هیچ کتابی از کتاب های شیعه پیدا نمی کنید که روایت معتبری در این زمینه باشد و ثابت شده باشد که شیعه چنین اعتقادی داشته باشد . ما در سایت تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تمام ادعاهای این آقایان را بررسی و همه آن ها را رد کردیم . هیچ مستندی وجود ندارد . همان طور که آقای آلوسی صراحتا می گوید : این تهمتی است که به شیعه می زنند و چنین چیزی در کتاب های شیعه وجود ندارد . از طرف دیگر ، تهمتی به یهود است . من اتفاقا از دوستانی که به یهودیت و مسیحیت مسلط هستند ، در این زمینه پرسیدم . گفتند که در هیچ یک از کتاب های مسیحی و یهودی چه در عهد قدیم و چه در عهد جدید ، چنین چیزی در باره فحشای حضرت مریم (علیها السلام) وجود ندارد . الان حداقل نیست . هم تهمت به یهود است و هم تهمت به شیعه است .

شباهت بعدی : شیعیان تاج می گذارند که تاج گذاشتن از لباس های یهود است .

شما در کجا دیدید که یهود تاج گذاشته باشد . آیا شیعه ای دیدید غیر از پادشاهان که ما آن ها را قبول نداریم ، تاج گذاشته باشد ؟

شباهت بعدی این که شیعیان ریششان را کوتاه می کنند یا می تراشند و سبیل های خود را بلند می گذارند . این دین یهود است و دین برادرانشان از کفر است .

خیلی عجیب است . همه بینندگان عزیز می توانند در خام خام های یهود جستجو بزنند و ببینند که یهودی ها ریش های خود را می زنند یا بلند می کنند . اگر عکس های یهودی ها را نگاه کنید می بینید که یهودی ها به چه کسانی شباهت دارند ؟

این شباهت ها خیلی مشخص و واضح است و تهمتی است که محمد بن عبد الوهاب زده است .

 چهارمین شباهت این است که یهودی ها به میمون و خوک تبدیل شدند .

چنین چیزی در کجا اتفاق افتاده ؟ ببینیم محقق پیدا کرده یا نه ؟ محقق می گوید :

انظر منهاج السنه لابن تیمیه (۱/ ۴۸۵ )

در کتاب منهاج السنه ابن تیمیه ، جلد اول ، صفحه ۴۸۵ بخوانید .

این همه یهودی می بینیم که عکس های آن ها را دیدیم ، آن ها همه میمون و خوک بودند !!! در ادامه می گوید :

نقل شده که در مدینه منوره چهره بعضی از شیعیان هم مسخ شده و تبدیل به خوک و میمون شدند . بلکه بعضی ها هم گفتند شیعیان در وقت مردن چهره شان مسخ می شود و به شکل خوک و میمون می میرند .

بینندگان عزیز می توانند خودشان قضاوت کنند . ما در تاریخ داریم که بعضی از علمای آن ها تبدیل به الاغ یا بز شدند . ما نمی خواهیم این ها را مطرح کنیم .

پنجمین شباهت : شیعیان مثل یهود جمعه و جماعت ندارند و نمازشان را فقط به صورت فرادا می خوانند .

بینندگان عزیز می توانند قضاوت کنند . بنده جستجو کردم که آمار مساجد در ایران ، هفتاد هزار مسجد است . یعنی این همه مسجد خالی هستند و کسی در آن نماز جماعت نمی خوانند؟ . نمازی را که در حرم امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) با نمازی که در همه عالم خوانده می شود، قابل قیاس نیست . این اندازه جمعیت در کجای عالم جمع می شود ؟ هرشب ، خصوصا شب های ماه مبارک رمضان را ؛ حتی اگر با خود بیت الله الحرام هم بخواهیم مقایسه کنیم ، یک دهم جمعیت حرم امام رضا (علیه السلام) را ندارد .

این ها دروغ هایی است که انصافا پاسخ نیاز ندارد .

شباهت بعدی این است که شیعیان معتقدند که آمین گفتن ، نماز را باطل می کند .

مگر یهودی ها نماز می خوانند ؟ چه شباهتی در این مورد با شیعه دارند ؟ نظر ما این است که روایت صحیح از امام صادق (علیه السلام) داریم که هر کس در نماز آمین بگوید ، نمازش باطل است ؛ چون در عصر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نبوده و روایت صحیحی در این زمینه وجود ندارد که رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) آمین گفته باشد . روایاتی که هست ، همه جعلی و دروغ است که از کیسه آقای ابوهریره نشأت گرفته و روایات آن صحیح نیست .

شباهت بعدی این است که وقتی شیعیان به یکدیگر می رسند ، سلام نمی کنند .

در حالی که ما این همه روایت در استحباب سلام داریم و من ندیدم شیعه ای که وارد مجلسی شود و سلام نکند . این قضیه خیلی نادر است و شیعه این را یک عیب می داند که وارد مجلسی شود و سلام نکند . مگر این که قهر باشد یا این که خیلی غریبه باشد . در غیر این صورت همه شیعیان سلام می کنند ، همان طور که بقیه مسلمان ها این کار را انجام می دهند . این از آن دروغ هایی است که نیاز به تحلیل ندارد .

هشتمین شباهت : شیعیان وقتی نماز می خوانند ، در آخر نماز سلام نمی دهند . بلکه با دست بر پاهای خود ضربه می زنند . مثل اسب های چموش که پاهای خود را به زمین می زنند .

می گوید : شیعیان وقتی نماز شان تمام می شود ، دست های خود را محکم بر پاهای خود می زنند و سلام نمی دهند . بینندگان عزیز !‌ همین الان رساله خود را باز کنید ، در بحث واجبات نماز همه مراجع تقلید امروزی ما ، نهمین واجب از واجبات نماز را سلام دادن می داند . اگر کسی به عمد سلام نماز را ترک کند ، نمازش باطل است . آقای محمد بن عبدالوهاب در این جا چه پاسخی دارد ؟ شما تا به حال دیده اید که این شخص یک مطلب درست علیه شیعه زده باشند . از اول تا آخر همه ، دروغ گفته است .

در صفحات بعد دروغ های دیگری است که ما در هفته های آینده بیان خواهیم کرد و دروغگو بودن محمد بن عبد الوهاب و تمام پیروانش را بیش از پیش ثابت می کنیم .

مجری :

به هر جهت دروغ های محمد بن عبد الوهاب ادامه دارد و در حال افزایش است . ان شاء الله برنامه را دنبال بفرمایید که دروغ های تازه تری از ایشان بیان خواهد شد .

کلیپ بعدی ، کلیپی است که مورد توجه شما بینندگان عزیز هم قرار گرفته و ما آن را مجددا پخش می کنیم . از دروغ هایی است که آقایان وهابی حتی به اسباب بازی هم رحم نکردند .

کلیپ ۲ ) :

محمد امین اسماعیل ، مبلغ وهابی اهل سودان :

شاید صدا از طریق میکروفون خوب به شما نرسد ، چرا چنین هدفی را انتخاب کرده اند ؟ می گویند به عایشه شلیک کن . این اسلحه های اسباب بازی را برای بچه های ما ساخته اند عایشه را بزن !!!

احمد الاسیر ـ وهابی تکفیری :

آیا می دانید وقتی یک کودک این اسلحه اسباب بازی را شلیک می کند ، چه می گوید ؟ ممکن است کسی بگوید این مسأله ی مهمی نیست و افرادی که در دنیا تابع چنین تفکری هستند ، این را سبک و بی اهمیت بشمارند . آیا می دانید بعد از این که می گوید شلیک شلیک شلیک چه می گوید ؟ می گوید به عایشه شلیک کن !!!

نبیل العوضی ، مبلغ وهابی

آیا می دانید صدای این اسلحه اسباب بازی چیست ؟ صدایی در این اسباب بازی ضبط شده که بعد از شلیک می گوید :      عائشه را بزن !

مصطفی موسی ـ نماینده مجلس مصر

جناب رئیس ! اخیرا یک مشکل جدید در مصر به وجود آمده است . این مرتبه مسأله جدید این است که …

رئیس مجلس :

اتفاق خوبی افتاده یا این که چیز جدید تری است ؟

مصطفی موسی ـ نماینده مجلس مصر

ای کاش این طور بود . اتفاق بدی افتاده و اهانت به اسلام است . جناب رئیس هر روز مسأله و مشکل جدیدتری درست می شود . اسلحه های اسباب بازی برای کودکان در بازار وجود دارد که عائشه را سب می کند . این اسلحه اسباب بازی است جناب رئیس به قیمت ۵ پوند مصری فروخته می شود و عائشه را سب می کند

برو جلو و گروگان ها را آزاد کن !!

کارشناس وهابی شبکه وهابی کلمه :

باور کنید که من کلافه هستم . ملت عزیز ! به خدا شوخی نمی کنم . به الله محمد شوخی نمی کنم.

لطفا این شتر را دیگر نیاورید . شما اگر قرار باشد در هر برنامه چیزی بیاورید ، در برنامه باشد . این شتر را لطفا نیاورید که در استدیوی ما جا نمی شود .

مجری :

این هم داستان پردازی های یک وهابی در مورد یک اسباب بازی و دروغ بستن تا این حد که اسباب بازی را در یک مجلس رسمی می آورند و این طور صحبت می کنند و دروغ می گویند .

کلیپ بعدی ، برگزیده ای است از بعضی دروغ های جالبی که ما در این چند برنامه پخش کردیم .

کلیپ ۳ ) :

نماز یهودی ها را دیده اید ؟ از شما می خواهم که برید و ببینید شیعیان چگونه نماز می خوانند !!!!

 شیعیان این گونه نماز می خوانند !!!!!!!!!!!!!!!

من کلیپ هایی از آن ها دارم که شیعیان این گونه نماز می خوانند !!!!!!!!!

به خدا قسم شیعیان مانند ما نماز نمی خوانند . به خاطر همین است که مشایخ ما می گویند دین شیعیان بر خلاف اسلام است .

مجری :

حتی رسالت و نبوت بر اساس قول شیعیان برای علی نازل شد و جبرئیل خطا کرد و آن را به محمد (صلی الله علیه و آله) داد .

عالم وهابی :

در نماز شیعیان همیشه این اتفاق می افتد و این را در مکه و در زمان حج دیده اید که سه مرتبه این کار را می کنند ( بالا بردن دست ها بعد از سلام دادن ) از این کار چه هدفی دارند ؟

می گویند : جبرئیل خطا کرد و گمراه گشت . جبرئیل خطا کرد و گمراه گشت ، جبرئیل خطا کرد و گمراه گشت .

یعنی سیدنا جبرئیل در وظیفه اش دچار گمراهی و خطا شد و به جای آن که بر علی نازل شود ، بر محمد (صلی الله علیه و آله) نازل شد .

مبلغ وهابی مشهور :

تمام شیعیان به جز زیدیه به این ایمان دارند که رعد _ برخلاف برق _ هنگامی که در آسمان به وجود می آید ، صدای علی بن ابیطالب است . به همین دلیل وقتی یک شیعه در عراق یا مصر یا هر جایی که در آن شیعه وجود دارد ، وقتی صدای رعد را می شنود ، می گویند : سلام بر تو ای امیرالمؤمنین

وقتی صدای رعد را می شنود ، می گوید : سلام علیکم . به همین دلیل تمامی شیعیان به جز زیدیه ، وقتی در یک جایی راه می روند ، وقتی صدای رعد می شنوند ، می گویند : سلام بر تو ای امیرالمؤمنین

اما هنگامی که برق را می بینند ، می گویند این تازیانه است . الان معاویه و ابوبکر و عمر و عثمان در حال تازیانه خوردن هستند ، ای امیرالمؤمنین آن را زیاد کن .

این کار را تمام عوام شیعه و بزرگان آن ها و علمای آن ها انجام می دهند .

عرعور ، از وهابی ها و سلفی های مشهور :

امر بسیار عجیب و غریب از جانب برادران بزرگوار شیعه ، که بدان توجه نمی کنند ، آن است که یکی از شیوخ آنان می گوید : خداوند واحد نیست و آن ها سکوت می کنند . می گوید : حسین از خداوند بزرگتر است و آن ها سکوت می کنند .

اگر تو عمل نکاح متعه را انجام ندهی ، در نزد شیعه منافق و کافر به حساب می آیی ؛ چرا که (طبق حدیث ) هر کس نکاح متعه نکند ، از ما نیست .

به خدا سوگند ما هرگز دروغ نگفته ایم و دوست نداریم دروغ بگوییم . در حالی که خداوند آن را بر ما حرام کرده است .

مجری :

گزیده ای بود از داستان پردازی های آقایان وهابی در شبکه هایشان ، به ویژه آن داستان پردازی هایی آقای زغبی از همه جالبتر بود که از رعد و برق گفت .

تماس بینندگان

بیننده : محمد از شیراز ـ اهل سنت

بنده حدود یک ماه قبل شبکه وهابی وصال حق کلیپی را از ملت کردستان پخش کرد که آرم شبکه شما در آن بود . من با شبکه شما تماس گرفتم و با آقای ابوالقاسمی هم صحبت کردم . ایشان گفتند : این کلیپ از شبکه ما پخش نشده ؛ اما آرم شبکه شما در آن کلیپ بود . چند روز قبل باز هم شبکه وصال کلیپی از شبکه شما پخش کرد که در آن صحبت های یک کارشناس وهابی را به صورت ناقص پخش کردید . بعد خود شبکه وصال آن را به صورت کامل پخش کرد .

حال من نمی دانم که شما درست می گویید یا این که شبکه وصال حق درست می گوید .

مجری :

در مورد کلیپ اول ، در این برنامه نبوده ؛ چون این برنامه ، برنامه راه و بی راه است و کارشناس این برنامه استاد یزدانی عزیز هستند . شما می توانید در آن مورد به استاد ابوالقاسمی در برنامه دفاع از ثقلین تماس بگیرید . در مورد کلیپ دوم هم دقیقا بفرمایید که موضوع کلیپ چه بوده ؟

بیننده :

موضوع کلیپ درباره این بود که شیعه چه حدیثی را متواتر می داند .

مجری :

آن موضوع برنامه دفاع از ثقلین است که استاد ابوالقاسمی عزیز به صورت مفصل درمورد آن بحث کردند و پاسخ دادند . تا جایی که همان شبکه دزد و شریک دزد مجبور شدند آن موضوع را ببندند و گفتند ما به این موضوع دیگر نمی پردازیم . شما می توانید با برنامه دفاع از ثقلین تماس گرفته و با استاد ابوالقاسمی صحبت کنید ، قطعا ایشان پاسخ مفصل را به شما خواهند داد .البته در سایت مؤسسه حضرت ولی عصر (علیه السلام ) همه برنامه های دفاع از ثقلین همراه کلیپ های آن موجود است و شما می توانید آن ها را مشاهده کنید .

بیننده : حمید رضا از فارس ـ اهل سنت

شما در یکی از برنامه های خود فرمودید که تقلید از مجتهدی که از دنیا رفته جایز نیست . این مجتهد هم که از دنیا رفته ، از امامان و پیامبری تقلید می کنند که آن ها هم از دنیا رفته اند . آیا این کار با عقل سازگار است ؛ چون آن ها هم از دنیا رفته اند .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! از نظر تمام فقهای شیعه تقلید از مرده را جایز نمی دانند . ما هم در این برنامه هرگز نگفته ایم که تقلید از مرده جایز است .

بیننده :

من نگفتم در این برنامه ؟ برنامه آقای قزوینی بود که چنین حرفی زدند .

استاد یزدانی :

در شبکه جهانی ولایت اصلا چنین مطلبی گفته نشده است .

بیننده :

خودشان گفتند که تقلید از کسی که فوت کرده جایز نیست . پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امامان همه فوت کردند . علما هم که کلامی غیر از کلام پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امامان نگفتند . آیا این ها با هم تناقض ندارند ؟

مجری :

نظر شما در مورد دروغ های محمد بن عبد الوهاب چیست ؟

بیننده :

بنده اصلا محمد بن عبد الوهاب را قبول ندارم .

استاد یزدانی :

این نظر تمام مسلمان ها است ،‌ روایتی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در کنار قرآن تا قیام قیامت باید از آن پیروی شود . پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) فقط پیامبر زمان خودش نبوده ؛‌ بلکه پیامبر زمان ما هم هست تا قیام قیامت . سنت آن حضرت چه قول و چه فعل ایشان برای ما حجت است . چه پیامبر (صلی الله علیه وآله ) زنده باشد و چه زنده نباشد . ائمه (علیهم السلام) هم همین طور هستند . قول و فعل آن ها برای ما تا قیام قیامت حجت است و ربطی به زنده بودن و مرده بودن آن ها ندارد . چیزی که جایز نیست ، تقلید از میت غیر معصوم است . میت غیر معصوم نمی تواند آینده را پیش بینی کند و فتوایی که می دهد بر اساس مدارکی است که خودش در آن زمان پیدا کرده و نمی تواند تکلیف آیندگان را مشخص کند . بنابر این ما مجبوریم در هر زمان از کسی تقلید کنیم که زنده است و شرایط زمان را در نظر می گیرد و فتوا می دهد . مثلا ابو حنیفه که شرایط امروزی را نمی تواند درک کند . نمی توانیم از او تقلید کنیم .به همین خاطر است که باید از زنده تقلید کنیم . اما آقایان وهابی کلا تقلید را باطل می دانند ، چه زنده و چه مرده . آن ها تقلید را شرک و کفر می دانند و حرف های رکیکی که علیه تقلید زدند که ما کلیپ های آن را پخش کردیم که هرکس تقلید کند ، گاو و گوسفند ؛ حتی گفتند سگ است . آقای هاشمی عکس سگ را در شبکه شان نشان داد که قلاده ای به گردن سگ انداخته بود و می گفت : هر کس تقلید کند ، مثل سگ است .

این تفاوتی بود که بین شیعه و وهابی و اهل سنت و وهابی بود .

بیننده : خانم کاووسی از لرستان ـ شیعه

بنده می خواستم بپرسم که اهل سنت چطور رسول خدا (صلی الله علیه وآله را قبول دارند ، در صورتی که خیلی از حرف های آن حضرت را قبول ندارند ؟ مثلا رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : علی بن ابیطالب (علیه السلام) وصی و جانشین من است .

در این رابطه همه روایات زیادی در کتب خودشان آمده . چرا این ها بزرگان خودشان را هم قبول ندارند . حضرت امیر (علیه السلام ) را با آن عظمت کنار گذاشته و سنگ کسی را به سینه می زنند که دختر رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) را بین در و دیوار قرار داد و به شهادت رساند .

مجری :

خواهر گرامی ! موضوع برنامه در مورد وهابیت است ،‌اگر این باره صحبتی دارید ، ما درخدمت شما خواهیم بود .

بیننده :

به نظر بنده وهابیت یک عده انسان های خیابانی هستند که حرف های آن ها قابل توجه کردن نیست .

بیننده : علی از رفسنجان ـ شیعه

بنده در مورد آن آقای وهابی که نماز شیعه ها را توضیح می داد ،‌ می خواستم مطلبی را بیان کنم . تا به حال چه کسی شیعه ای را دیده که دست هایش را روی هم گذاشته و نماز بخواند . معلوم می شود که این آقای وهابی دشمنی خاصی با شیعه و تمام مسلمان ها و با دین اسلام دارند . من نمی دانم این ها اصلا فکر هم می کنند ؟ چون هر چیزی که به فکرشان می رسد ، می گویند تا به گونه ای ضربه بزنند .

بیننده : علی از گرگان ـ شیعه

این ها می خواهند با اسباب بازی می خواهند شیعیان را متهم کنند . بنده قصد توهین ندارم ؛ اما می خواهم آقایان اهل سنت توجه کنند . بنده برنامه از راز بقا دیدم که شیر و پلنگ وقتی حیوانی را می گرفتند ، با هم می خوردند . گوزنی را دیدم که گرفتند در حالی که زنده بود ، شکمش را پاره کردند و آن را زنده زنده خوردند . کلیپی را از شبکه شما پخش شد که این وهابی ها چند شیعه را گرفته بودند و در حالی که زنده بودند ، شکمشان را پاره کردند . این ها تا این حد پست و کثیف هستند .

برادران اهل سنت بدانند که کارهایی که وهابیت انجام می دهد ، از سگ های وحشی هم وحشی تر هستند .

مجری :

کلاب اهل النار ، مصداق وهابیت است ، همان طور که علمای اهل سنت هم اشاره کردند .

بیننده : آقای امیری از اهواز ـ شیعه

بنده چند نکته را می خواستم بیان کنم که اگر استاد یزدانی نظری داشتند ،‌بیان کنند .

بنده معتقدم که از قرن دوم در زمانی که بین معتزلی ها و اشعری ها که پرچم دار اشعری ها ، احمد حنبل است ، وقتی تضاد پیش آمد و امام صادق (علیه السلام) به شیعیان گفتند که بیشتر به سمت معتزلی ها بروند . ما می بینیم که یک قشری گری و یک سطحی نگری بدون عقلانیت در تاریخ اسلام شروع می شود و هر چه که جلوتر می آییم می بینیم که این تفکر اشعری کار را به جایی می رساند که در قرن هفتم ، کسی به نام ابن تیمیه می آید که با همان قشری گری و سطحی نگری کار را به جایی می رساند که بخش عظیمی از تاریخ اسلام را زیر سؤال می برد و هم قضایای الحاد و شرک و این مفاهیم قرآنی را به راحتی به مسلمین تعمیم می دهد و هر کسی که با او مخالفت می کند ، بر چسب کفر و شرک می زند . تا ۲۵۰ سال پیش این فکر ادامه پیدا می کند و از درون این فکر محمد بن عبد الوهاب خارج می شود و این مثلث محمد بن عبد الوهاب و ابن تیمیه و احمد حنبل و این نگرشی که این ها به احادیث و روایات دارند ، نوعی سطحی نگری و قشری گری را در اسلام به وجود آورده اند که از درون این ها داعش می آید . این باعث شده که ما دچار این مشکلات شویم و این سطحی نگری و قشری گری بزرگترین ضربه را به اسلام زده است .

اما شیعه به واسطه امام صادق (علیه السلام) که می فرمودند در استنباط روایات از عقل کمک بگیرید ، می بینیم که در تمام این موضوعات ، شیعه فاصله زیادی از این ها می گیرد و این استنباط و عقل را که علمای شیعه در استنباط روایات داشتند ، کمک کرد که شیعه دامانش از این مسائل پاک شود . البته اخباری گری تا حدودی به تمام فرقه های اسلامی اثر گذاشت . ولی شیعه توانست دامان خود را پاک کند و ما الان گرفتار همین فکر هستیم و باید بدانیم که سطحی نگری و قشری نگری و این که به سادگی احادیث را قبول کنیم ، نتیجه اش همین است که ما می بینیم .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! شما مطالب خوبی گفتید ؛ اما تحقیق شده نبود و این ک از چه مصدری گرفته بودند ، مشخص نبود . ایشان گفتند که احمد بن حنبل پرچمدار اشاعره بود . در صورتی که ایشان پرچمدار اهل حدیث است . ابو الحسن اشعری ، پرچمدار اشاعره بود . درست که همه این ها در یک طیف و در یک مسیر هستند ؛ اما تفاوت های فاحشی در بحث صفات خداوند باهم دارند . و وهابیتی که خود را اهل حدیث و پیرو احمد بن حنبل می دانند ، تمام اشاعره را کافر و نجس می دانند . به خاطر تأویلاتی که در صفات خداوند قائل هستند .

این برادر عزیز ! مطلب دیگری هم گفتند که امام صادق (علیه السلام ) به شیعیان توصیه می کرد که به سمت معتزله بروند ، در حالی که این یک تهمت است . امام صادق (علیه السلام) چرا نظر خود را نگویند . معتزله هم اشکالات متعدد و حتی بدتر از اشاعره نداشته باشند ، کمتر نیست . آن ها هم اشکالات متعددی دارند . ما آن ها را هم قبول نداریم . امام صادق (علیه السلام) هم به هیچ شیعه ای توصیه نکرده که معتزله را بپذیرند . البته کلیت حرفشان این است که اعتقاد به ظاهر گرایی و حدیث گرایی صرف باعث شده که وهابیت به وجود آید و این همه کشت و کشتار و جنایت و انفجار و انتحار و قتل نتیجه اعتقاد به ظاهر گرایی و حدیث گرایی صرف است . حرفشان هم تا حدودی منطقی است . اگر وهابیت امروز این همه جنایت انجام می دهد ، به خاطر تکیه به همان روایات دروغین و جعلی است که از اجدادشان باقی مانده و با همان ها مسلمانان را تکفیر می کنند .

بیننده : رسول از خمینی شهر ـ شیعه

شبکه های وهابی شبهه ای ایجاد کردند که مهدی وجود ندارد . یعنی امام مهدی (علیه السلام) ما را قبول ندارند و مهدی خودشان را که از نسل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است را قبول دارند و در کتاب های خودشان آدرسی دادند که از شما تقاضا دارم آن آدرس را بیان کنید . گفتند که حضرت عیسی پشت سر این مهدی نماز می خوانند . پس کسانی که برای ما شبهه ایجاد می کنند که شیعه ها می گویند : مقام امام از پیامبر بالاتر است ؛ پس چرا در کتاب های خود نوشته اند که حضرت عیسی پشت حضرت مهدی (علیه السلام) نماز می خوانند ؟

دوم این که چطور می شود که حجت خدا از نسل حضرت علی (علیه السلام ) نیست ؛ ولی اولی نیست و از نسل پیامبر (صلی الله علیه وآله) و علی بن ابیطالب (علیه السلام) نیست .

استاد یزدانی :

روایت در این زمینه بسیار زیاد است . در صحیح بخاری و صحیح مسلم هم روایاتی از جمله :

حدثنا بن بکیر حدثنا اللیث عن یونس عن بن شهاب عن نافع ابی قتاده الانصاری ان ابا هریره قال قال رسول الله ’ کیف انتم اذا نزل بن مریم فیکم وامامکم منکم تابعه عقیل والاوزاعی .

از ابوهریره نقل شده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : چگونه هستید زمانی که عیسی بن مریم از آسمان چهارم نازل می شود و امام از میان شما است .

صحیح مسلم ،‌ ج اول ، ص ۱۲۶

این که امام چه کسی است ؟ در صحیح بخاری و صحیح مسلم به صورت صریح نیامده است . در جاهای متعدد این روایت آمده است . اما در بعضی از کتاب های اهل سنت با سند صحیح صریح آمده :

حدثنا أبو أُسَامَهَ عن هِشَامٍ عَنِ بن سِیرِینَ قال الْمَهْدِیُّ من هذه الأُمَّهِ وهو الذی یَؤُمُّ عِیسَى بن مَرْیَمَ .

مهدی از این امت است و او همان کسی است که عیسی بن مریم پشت سرش نماز می خواند .

مصنف ابن ابی شیبه ، ج ۷ ، ص ۵۱۳

حدثنا أبو أسامه عن هشام عن محمد قال المهدی من هذه الأمه وهو الذی یؤم عیسى بن مریم علیهما السلام .

نعیم بن حماد ، الفتن ، ج ۱ ،‌ ص ۳۷۳

در سنن ابن ماجه روایت بسیار طولانی است که آقای البانی در صحیح جامع الصغیر خود ، این روایت را می آورد که چطور می شود که :

حضرت مهدی نازل می شود و می خواهند نماز صبح را بخوانند . در زمان نماز صبح حضرت عیسی بن مریم نازل می شوند . بر سر این که چه کسی نماز جماعت بخوانند ، صحبت می کنند که حضرت عیسی دست بر شانه حضرت مهدی (علیه السلام) می گذارند و می گویند که شما نماز را بخوان .

سنن ابن ماجه ، ج ۲ ، ص ۱۳۶۱ ، ح ۴۰۷۷

مسند ابی عوانه همین روایت را آورده . از همه این ها مهمتر کتاب تذکره الخواص سبط بن جوزی ، روایت را می آورد و تصریح می کند :

تمام مسلمانان اجماع دارند که حضرت عیسی خواهند آمد و حضرت عیسی پشت سر حضرت مهدی (علیه السلام) نماز می خوانند .

سبط بن جوزی ، تذکره الخواص

بنده این کتاب را داشتم ؛‌ اما چون فرصت نیست آن را نمی خوانم . بینندگان عزیز می توانند این روایت را در بابی که مربوط به حضرت عیسی است ، ببینند . ایشان روایات را آورده و تصریح کرده که همه اهل سنت و بلکه تمام مسلمانان اجماع دارند بر این که حضرت عیسی خواهد آمد و پشت سر حضرت مهدی نماز می خواند .

به نظر من بهترین کتاب در این زمینه همین کتاب است که هم روایات مسلم و هم روایات بخاری و ابن ماجه و دیگران را آورده است .

همین مسأله هم قطعا برتری مقام حضرت مهدی (علیه السلام) را بر حضرت عیسی و تقدم مفضول بر فاضل از دیدگاه عقل و نقل و اجماع تمام بشریت باطل است . تمام بشریت بین خوب و خوب تر ، قطعا خوب تر را انتخاب می کند . این امکان ندارد که وقتی خوب تر است ، مردم خوب را انتخاب کنند . این مشخص و واضح و روشن است .

در مورد سؤال دوم ، این ها از نظر شیعه اصلا نیازی به سؤال ندارد . شیعه معتقد است که خدا انتخاب می کند و هرکس را هم که بخواهد ،‌انتخاب می کند . حتی ما روایت صحیح در کتاب شریف کافی داریم که حتی پیامبر (صلی الله علیه وآله) حق اظهار نظر در این زمینه را ندارد و داستان حضرت داود (علیه السلام) در کتاب شریف کافی می آورد . آنجایی که حضرت داود دوست داشت پسران دیگرش به جای سلیمان جانشینش باشد که خداوند می گوید : نه ، حتما باید سلیمان جانشین تو باشد .

این که چرا حضرت امیر (علیه السلام) بوده و از نسل پیامبر (صلی الله علیه وآله) نبوده و آخرین جانشین از نسل پیامبر (صلی الله علیه وآله) هست ، سؤالاتی است که در مذهب شیعه جایی ندارد .

بیننده : حسین از ارومیه ـ شیعه

بنده سؤالی نداشتم . اما جوابی را می خواستم بدهم . این آقایان وهابی خبیث که می گویند وقتی به زیارت امام حسین (علیه السلام) می روید ، شرک انجام دادید . بنده میخواهم بگویم وقتی در قرآن می خوانیم که حضرت یعقوب (علیه السلام) چهل سال برای حضرت یوسف گریه می کند ، به ما یاد می دهد که وقتی برای امام حسین (علیه السلام) گریه می کنیم ، بدانید که ریشه آن از قرآن است .

هم چنین در قرآن است که حضرت یوسف به برادرش پارچه ای می دهد تا به کنعان ببرد . حضرت یعقوب آن پارچه را روی چشمان خود می کشد و چشمانش بینا می شود . ما این ها را از قرآن یاد گرفته ایم و ریشه قرآنی دارد . اگر امکان دارد در این باره توضیحات بیشتری بیان کنید .

استاد یزدانی :

ما در ایام محرم به صورت مفصل به این مباحث پرداختیم . به خصوص بحث گریه های حضرت یعقوب در فراق حضرت یوسف و هم چنین گریه های حضرت یوسف در فراق پدرشان که از منابع اهل سنت روایت نقل کردیم که وقتی در زندان بودند ، آن قدر گریه می کردند که در و دیوار زندان با او گریه می کردند . آن هم در فراق پدرش نه چیز دیگری . از طرف دیگر ، حضرت یعقوب به حدی گریه کرد که چشمانش کور شد . این بهترین دلیل است بر این که انسان بر چیزی که از دست می دهد ، می تواند گریه کند و هیچ محذوری ندارد . جز برای وهابیت که فقط و فقط این بحث را مطرح می کنند تا کسی برای امام حسین (علیه السلام ) گریه نکند . چون گریه بر آن حضرت ، باعث زنده شدن و حفظ مذهب شیعه می شود و این ها می خواهند این سلاح را از شیعه بگیرند ، اما شیعیان زنده هستند و هر سال عزاداری ها عظیم تر و بزرگ تر میشود و هر سال بهتر از سال گذشته است .

بیننده : آقای قنواتی از امیدیه ـ شیعه

انسان همیشه برای معروف شدن دو راه را در پیش می گیرد . یکی صداقت و دیگری جنایت . این گروه وهابیت که صداقتی ندارد ؛ پس مجبور است که با جنایت خود را به دنیا معرفی کند . به نظر من در شأن شبکه جهانی ولایت نیست که در مورد فرقه ای مثل وهابیت صحبت کند . آن ها برای خودشان شبکه دارند و افرادی مثل خودشان آن ها را قبول دارند . اهل سنت هم که اصلا قبول ندارند . من از شما تقاضا دارم که تا این اندازه به این فرقه بها ندهید . شما که این کار را انجام می دهید ، آن ها فکر می کنند که کسی هستند .

مجری :

مطالبی که در مورد وهابیت در این جا بیان می شود ، به این دلیل است تا همه مسلمان ها چه شیعه و چه سنی بیش از پیش این فرقه ضاله را بشناسند و همین طور دروغ های این ها هر چه بیشتر نمایان شود ، رسوایی آن ها بیشتر خواهد شد .

بیننده : آقای رضایی از همدان ـ شیعه

بنده مطلبی را در مورد این وهابیون کثیف داشتم . وقتی من می بینم که علمای بزرگ شیعه با این وهابی ها مناظره می کنند و آن ها را شکست می دهند ، به حدی خوشحال می شود که حد و مرزی ندارد ؛ اما نکته ای که هست این است که وهابیتی که این همه دم از توحید و خداشناسی می زنند ، چرا به کتاب ابن تیمیه ای که این همه باعث افتخاری آن ها است ، مراجعه نمی کنند ؟ ابن تیمیه ای می گوید : من خدا را به شکل یک جوان زیبا دیدم که دست و پا داشت و به ملاقات من آمد .

همین مطلب نشان دهنده آن است که فرقه وهابیت چه فرقه ضاله ای است .

بیننده : آقای برزگر از مشهد مقدس ـ شیعه

در مورد کلیپی که می گفتند به عایشه توهین می کند ، باید بگویم : بر فرض که واقعا در آن تفنگ همین گفته باشد . از کجا می دانید که این کار شیعه باشد و دست آمریکا و اسرائیل در کار نباشد ؛ چون این ها می دانند چگونه این مفتی های وهابی را بر علیه شیعه تحریک کنند و فتوایی بدهند که شیعه و سنی را به جان هم بیاندازد .

بیننده : آقای هاشمی از مشهد مقدس ـ شیعه

استاد یزدانی ! ۱۴۰۰ سال است که این وهابیت به مردم دروغ گفته اند و نگذاشتند که حق مسیر خود را طی کند . چند شب قبل از ملازاده کلیپ هایی پخش کردید . این ها کارشان فقط دروغ گفتن است. به نظر من اگر شیطان مدتی را مرخصی برود ، ملازاده کار ایشان را به خوبی انجام می دهد .

نکته ای دیگر این که استاد یزدانی تا چه زمان باید تقیه کرد ؟ حق را باید همیشه گفت و باید حجت برای شیعه و اهل سنت تمام شود .

مجری :

برادر گرامی ! این جا همیشه حق و حقیقت گفته می شود .

بیننده :

استاد قزوینی آن زمانی که در شبکه سلام بودند و چه در این سال هایی که در شبکه ولایت هستند ، بنده همه برنامه های ایشان را دنبال می کنم . اما در شبکه ولایت تقیه زیاد است و حق حضرت امیر (علیه السلام ) گفته نمی شود .

مجری :

برادر عزیز ! این همه برنامه هایی که استاد قزوینی در مورد ولایت حضرت امیر (علیه السلام) رفتند ، فکر می کنم بی انصافی است که در مورد ایشان این طور صحبت کنیم .

بیننده :

بعضی جاها واقعا حقیقت را نمی گویند .

استاد یزدانی :

آقای هاشمی عزیز ! متأسفانه شما رعایت انصاف را نمی کنید .حقیقتی از حقایق ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نیست ، مگر این که ما در این شبکه گفتیم . اما مبنای این شبکه این است ما حقایق را می گوییم ، ولی به صورت کاملا مؤدبانه . احتمالا نظر ایشان این بود که ما حقایق را بگوییم و بی ادبی هم بکنیم . این دعب شبکه ولایت نیست . ما همه حقایق را گفتیم و بطلان مخالفین را ثابت کردیم ؛ اما تقیه واجب است و شکی هم در آن نیست . ایشان می پرسند تا چه زمانی باید تقیه کنیم ؟ روایت مشخص کرده که تا زمان ظهور حضرت مهدی (سلام الله علیه ) تقیه بر هر شیعه ای واجب است . تقیه ، جزء چهار اعتقاد قطعی شیعه ، تقیه ، عصمت و بدا است و شکی هم در آن نیست . روایت هم در این زمینه متواتر است . مگر خود ائمه ما حقایق را نگفته اند ؟ ائمه ما در عین این که حقایق را می گفتند ، تقیه هم می کردند . ما مجبور هستیم که تقیه کنیم . چاره ای نداریم غیر از تقیه نداریم . این تقیه بوده که مذهب شیعه را تا به امروز به دست ما رسانده . اگر ائمه ما تقیه نمی کردند ، امروز از اسلام چیزی باقی نمی ماند .

مجری :

به هر جهت این خارج از انصاف است . اگر برنامه های استاد قزوینی را ملاحظه کرده باشید ، می بینید که خیلی واضح از حق امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) دفاع می شود .

از شما استاد یزدانی عزیز و شما بینندگان محترم تشکر و قدردانی می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .