بخش دیگر از دروغ‌های محمد بن عبد الوهاب در کتاب «رساله فی الرد علی الرافضه» و استناد او به روایات ضعیف در این کتاب.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۱۰ /۱۲ / ۹۴

مجری :

با عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت . طبق روال دوشنبه شب ها با برنامه ای دیگر از سری برنامه های راه و بی راه ، مهمان منازل شما عزیزان خواهیم بود . ان شاء الله که ما را تا پایان همراهی بفرمایید . این هفتمین برنامه است که به دروغ های و افترائات وهابیت به مکتب اهل بیت (علیهم السلام) می پردازیم و بالخصوص بر کتاب رساله فی الرد علی الرافضه از محمد بن عبد الوهاب ، زوم کرده ایم که با کارشناسی حجت الاسلام والمسلمین استاد یزدانی عزیز بود .

نسبت دروغ ، شباهت شیعه به یهود

استاد یزدانی :

من هم خدمت حضرت عالی و هم چنین خدمت بینندگان شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب دارم .

ومنها : شده عدوانهم للمسلمین وأخبر الله عن الیهود : (لتجدن أشد الناس عداوه للذین آمنوا الیهود) وکذلک هؤلاء أشد الناس عداوه لأهل السنه والجماعه حتى أنهم یعدونهم أنجاساً فقد شابهوا الیهود فی ذلک ومن خالطهم لا ینکر وجود ذلک فیهم .

ومنها : أنهم بجمعهم بین المرأه وعمتها وبین المرأه وخالتها یشابهون الیهود فإنهم کانوا یجمعون فی شرع یعقوب بین الأختین .

ومنها : قولهم إن من عداهم من الأمه لا یدخلون الجنه بل یخلدون فی

وهابی‌ها در طائف تمام اهل سنت را کشتند . حالا چه کسی با اهل سنت دشمن است ؟ کجا دیدید که شیعه ای چنین برخورد هایی را که وهابی ها با اهل سنت در طول تاریخ انجام داده اند ، را انجام داده باشد ؟

دروغ بعدی :

شیعیان مدعی هستند که کسی غیر از شیعه ، وارد بهشت نمی شود .

محمد بن عبد الوهاب ، رسالۀ فی الرد علی الرافضۀ ، ص ۱۰۸

این مطلب اختصاص به شیعه ندارد، از خود محمد بن عبد الوهاب مستنداتی وجود دارد که فقط وهابی ها وارد بهشت می شوند . از جمله در کتاب الدرر السنیۀ فی الاجوبۀ النجدیۀ ، تألیف عبد الرحمن نجدی ، ایشان تمام مطالب علمای نجد را در طول تاریخ جمع کرده . جلد ۱۴ ، صفحه ۳۷۵ به بعد :

ولا ینبغی لاحد من الناس العدول عن طریقه آل الشیخ رحمه الله علیهم ومخالفه ما استمروا علیه فی اصول الدین فانه الصراط المستقیم الذی من حاد عنه فقد سلک طریق اصحاب الجحیم .

شایسته نیست که کسی از راهی که آل الشیخ رفته اند ، عدول کنند . (آل الشیخ ؛ فرزندان محمد بن عبد الوهاب ) و با آن ها در اصول دین مخالفت کند . چون این ها صراط مستقیم خداوند هستند و هر کس از این راه منحرف شود ، وارد آتش جهنم می شود .

عبد الرحمن النجدی ، الدرر السنیۀ فی الاجوبۀ النجدیۀ ، ج ۱۴ ، ص ۳۷۵

برای ما پیدا کنید که شیعه ای چنین فتوایی داده باشد . البته ما در مورد اهل بیت (علیهم السلام) داریم که هر کس از اهل بیت (علیهم السلام) پیروی نکند ،‌ به سخن رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عمل نکرده .

این مطلب مطابق روایت متواتر هفتاد و سه فرقه است که شیعه و سنی و حتی در همین کتاب های محمد بن عبد الوهاب ، محقق کتاب ، تصریح می کند که این روایت صحیح است که رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند : امت من به هفتاد و سه فرقه تقسیم می شوند . هفتاد و دو فرقه وارد جهنم می شوند و یک فرقه وارد بهشت می شوند .

ما آن یک فرقه هستیم و بر این سخن خود دلیل داریم و می توانیم آن را از صحیح  ترین کتاب های اهل سنت ، ثابت کنیم . اما شما دلیلی بر این که ثابت کنید که آل الشیخ صراط مستقیم است ، ندارید و بدون دلیل همه را اصحاب جهنم می دانید .

این استدلال ایشان در این زمینه بود که بیان کردیم .

محمد بن عبد الوهاب در ادامه مطالب خود در کتاب رسالۀ فی الرد علی الرافضۀ در صفحه ۱۰۸  می گوید :

اتخاذهم الصور الحیوانیه کالیهود والنصارى وقد ورد الوعید الشدید فی تصویر الصور ذوات الأرواح فی البخاری وغیره أنه قال رسول الله ص : ‘ لعن الله المصورین ‘ وأنه قال : ‘ إن المصور یکلف یوم القیامه أن ینفخ الروح فیما صوره ولیس بنافخ ولا تدخل الملائکه بیتاً فیه صوره ذات روح ‘ .

یکی از شباهت های شیعه به یهود و نصاری این است که از حیوانات تصویر سازی می کنند . در این باره روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در صحیح بخاری آمده که لعنت خدا بر کسانی که تصویر بگیرند و برای آن ها عذاب شدیدی در نظر گرفته شده ….

این مطلب ، از محمد بن عبد الوهاب خیلی عجیب است . ما صور حیوانی را اتخاذ می کنیم ؛ اما اگر برادران عزیز در گوگل بن باز یا آل الشیخ یا آقای کلبانی را جستجو بزنند، با تصاویر جالبی برخورد خواهند کرد . آیا این تصاویر صور حیوانی هستند ؟!!! محمد بن عبد الوهاب ما را متهم می کنند که عکس های حیوانات را می گیرید و خداوند وعده بدی به این افراد داده که لعنت خدا بر کسی که عکس می گیرد .

در صفحه بعد ، ایشان می خواهد یکی از شباهت های شیعه را به یهود ثابت کند :

ومنها : تخلفهم عن نصر أئمتهم کما خذلوا علیاً وحسیناً وزیداً وغیرهم رضی الله عنهم قبحهم الله ما أعظم دعواهم فی حب أهل البیت وأجنبهم عن نصرهم وقد قال الیهود لموسى : (اذهب أنت وربک فقاتلا إنا ههنا قاعدون)

ومنها : أن الیهود مسخوا وقد روی : إن کان خسف ومسخ ففی المکذبین بالقدر وهؤلاء مکذبون به ، وقد خسف بقرى کثیره مرات عدیده من بلاد العجم .

یکی از شباهت های شیعه به یهود این است که آن ها ائمه خود را یاری نکردند . همان طوری که علی بن ابیطالب (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) و زید را خوار کرده و همراهی نکردند . آن ها خیلی ادعای محبت اهل بیت (علیهم السلام ) را می کنند ؛

در این جا یک سؤال پیش می آید که شما اهل سنت و جماعت در زمان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) کجا بودید ؟ اصلا در رکاب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بودید یا نبودید ؟ اگر در رکاب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بودید و یاری نکردید و جزء خوارج شدید ، تکلیف شما مشخص است . اگر در رکاب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بودید و یاری کردید و با معاویه و عایشه جنگیدید ، مستندش را نشان دهید . کدام یک از آن ها اهل سنت و جماعت بودند؟ اگر در لشکر مخالف بودید که باز فئه باقیه شما هستید ، طبق روایت صحیح بخاری ، اهل جهنم هستید . اگر کنار نشسته بودید که تخلف شما واضح است . مگر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فقط امام ما است ؟ آیا شما امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را به عنوان خلیفه چهارم قبول دارید یا ندارید ؟ اگر قبول دارید ، چرا آن حضرت را در جنگ جمل یاری نکردید ؟ اصلا در آن زمان اهل سنت و جماعتی بود یا نبود ؟ اهل سنت بود و یاری نکرد؟ در آن زمان وهابی و پیروان آل الشیخ بود یا نبود ؟ اگر بودند ، در کدام لشکر حضور داشتند ؟ در لشکر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بودند ، یاری کردند یا نکردند ؟ باید پاسخ ما را بدهند . اگر در لشکر دشمن بودند ، دشمن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بودند . این که کار را خراب تر می کند . من حارب علیا فقد حاربنی ومن حاربنی فقد حارب الله ، هر کس با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) جنگیده باشد ، با رسول خدا (صلی الله علیه وآله) جنگیده و هر کس با رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بجنگد ، با خدا جنگیده .

آقای محمد بن عبد الوهاب ! شما جایگاه خود را مشخص کنید که در کجا هستید ؟ این خذلانی که شما مدعی آن هستید ، شامل شما هم می شود یا نمی شود ؟ همین طور در مورد امام حسین (علیه السلام) ، شما در لشکر آن حضرت بودید یا در لشکر دشمنش بودید ؟ شما هم خود را محب اهل بیت (علیهم السلام) می دانید ، شما در کجا هستید ؟

دروغ بعدی :

یهودی ها مسخ شده اند ، همان طور که روایت نقل شده که مسخ و خسف در طائفه ای است که قدر را تکذیب می کنند .

جالب است که سند روایت ضعیف است و ما قبلا ثابت کردیم که چه کسانی قدر را تکذیب می کنند. هیچ شیعه ای در تاریخ نیست که قضا و قدر الهی را تکذیب کرده باشد . ما این دروغ محمد بن عبدالوهاب را ثابت کردیم که در کتاب شریف کافی بابی در مورد قضا و قدر الهی با شانزده روایت است که همه شیعیان معتقد به قضا و قدر الهی هستند و همان آدرسی را که محقق در پاورقی داده بود ، گشتیم و ثابت کردیم که محقق چه دروغگویی است . محمد بن عبد الوهاب چه دروغگوی بزرگی است !!

ما قضا و قدر را قبول داریم ؛ اما قضا و قدر ما با قضا و قدر شما خیلی متفاوت است . قضا و قدری که ما معتقد هستیم ، اختیار را از مکلف نمی گیرد ؛ اما قضا و قدری که شما به آن معتقد هستید ،‌ منتهی به جبر می شود و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در همان روایت فرمودند :

هذه مقاله اخوان الشیاطین

این سخنی که می گویید ، سخن برادران شیطان است نه یک مسلمان .

محمد بن عبد الوهاب در ادامه می گوید :

شیعه قدر را تکذیب  کرده است و در برخی از شهرهای عجم ، چندین مرتبه شهرها در خود فرو رفته و تمام مردم را بلعیده است .

بینندگان عزیز ! تاریخ که مشخص است . در این جا منظور از بلاد عجم ، ایران است . حال در تاریخ ایران شهری را سراغ دارید که شیعه باشند و به علت نفی قضا و قدر الهی ، به صورت کامل فرو رفته باشند ؟

ادعای بعدی خود را در صفحه ۱۰۹ بیان می کند :

ومنها : أن الیهود ضربت علیهم الذله والمسکنه أینما کانوا وکذلک هؤلاء ضربت علیهم الذله حتى أحیوا التقیه من شده خوفهم وذلهم .

یهود همیشه در طول تاریخ گرفتار ذلت و خواری و بدبختی هستند . همان طور که رافضه همیشه گرفتار ذلت بودند . به خاطر همین هم تقیه را قبول کردند .

تاریخ را نگاه کنید ، یهود در کجای تاریخ ذلیل بوده؟ . اگر الان را ببینید ، که همه دنیا در دست یهود است و شما وهابی ها هم نوکر همین یهود هستید . ما در همین برنامه پیمانی را که محمد بن سعود با سر پرسی کوکس می بندد، نشان دادیم . این ثابت می کند که تمام عربستان سعودی و تمام آل سعود نوکر یک یهودی هستند . تمام کشورهای عربی ، نوکر یهود هستند و راهی غیر از این ندارند . تمام تصمیماتی را که می گیرند ، باید با اجازه یهود باشد . در حالی که می گوید : یهود ذلیل است . شما هستید که در برابر یهود ذلیل هستید ؛ اما شیعه هیچ وقت در مقابل یهود ذلیل نبوده .

این که ما تقیه را قبول داریم ، تقیه طبق نص صریح قرآن کریم است و ما در قرآن کریم چهار آیه داریم که تقیه را ثابت می کند . در صحیح بخاری هشت روایت است که خود پیامبر (صلی الله علیه وآله) از قوم عایشه تقیه می کرد . حضرت فرمودند : من می خواستم خانه خدا را خراب کنم ؛ اما چون قوم عایشه تازه از کفر جدا شده بود ، خراب نکردم . چون آن ها از اسلام جدا می شدند .

دروغ بعدی که نقل می کند این است :

ومنها : أن الیهود یکتبون الکتاب بأیدیهم ویقولون : هذا من عند الله وکذلک هؤلاء یکتبون الکذب ویقولون هذا من کلام الله تعالى ویفترون الکذب على رسوله ص وأهل بیته رضی الله عنهم ‘

یهودی ها کتاب را به دست خود می نوشتند و می گفتند : این کتاب از جانب خدا آمده . همین کار را شیعیان انجام می دهند و به دروغ می نویسند و می گویند : این کلام خداوند است و به پیامبر (صلی الله علیه واله) و اهل بیت (علیهم السلام) دروغ می بندند .

محمد بن عبد الوهاب ، رسالۀ فی الرد علی الرافضۀ ، ص ۱۰۸ و ۱۰۹

شما چنین مطلبی را در کجا دیده اید ؟ این دروغی است که محمد بن عبد الوهاب به شیعیان نسبت می دهند . بنده قصد نداشتم امشب به این بحث بپردازم . همین کتاب رسالۀ فی الرد علی الرافضۀ را یک بار مرور کردم و روایات ضعیفی که محمد بن عبد الوهاب بر آن استدلال کرده بود را لیست کردم که اگر فرصت باشد ، نشان می دهم . چون به این بحث رسیدیم ، جای مطرح کردن این مطالب در همین جا می باشد .

روایات دروغ و جعلی که محمد بن عبد الوهاب به آن استدلال کرده .

روایاتی دروغ و جعلی که محمد بن عبد الوهاب در همین کتاب رسالۀ فی الرد علی الرافضۀ بیان و به آن استدلال کرده . این روایات جعلی از صفحه ۴۶ شروع می شود .

۱ . دومین روایتی را که در این صفحه می آورد ، می گوید : این روایت را حاکم نقل کرده . در حالی که سند روایت ضعیف است و در سند روایت موسی بن مطیر آمده که یحیی بن معین گفته او دروغگو است . ابو حاتم و نسائی و جماعتی دیگر گفته اند که او متروک است .

۲ . روایتی که از ابن عساکر نقل کرده . سند روایت ضعیف است . در سند روایت غلام خلیل است که از ضعفاء محسوب می شود و آقای ذهبی می گوید : دروغ های زشتی نقل می کرده و نظرش این بوده ه جعل حدیث درست است .

شما به این روایت ان جئت فلم تجدینی فأتی ابابکر فانه الخلیفه بعدی ، استدلال کردید در صورتی که محقق می گوید : این روایت ضعیف است . حال چه کسی به خدا و پیامبر (صلی الله علیه وآله) دروغ بسته ، محمد بن عبد الوهاب یا ما شیعیان ؟

۳ . روایت سوم را در همان صفحه نقل می کند و محقق در پاورقی می گوید : سند روایات ضعیف است ؛ چون در سند روایت ربیعۀ بن سیف معافری آمده که بخاری گفته : عنده مناکیر

۴ . روایت چهارم را هم در همان صفحه نقل می کند و محقق می گوید : در سند دو راوی مجهول است و در سند روایت کسانی هستند که اصلا شناخته نمی شوند و آقای البانی هم روایت را در کتاب سلسلۀ الضعیفۀ خود ، روایت را تضعیف کرده .

۵ . روایت پنجم را از طریق ربعی بن حراش از حذیفه نقل کرده . در حالی که ربعی روایتی از حذیفه نشنیده . پس در این صورت روایت منقطع است .

۶ . روایت ششم ، از طریق یحیی بن سلمۀ و پسرش اسماعیل نقل شده که ابراهیم بن اسماعیل هم ضعیف است . امام مقبل بن هادی الوادعی ، این روایت را تضیعف کرده است .

۷ . روایت هفتم که از ابن مسعود نقل شده ، دو شاهد داشته که این دو شاهد منقطع و هر دو شدید الضعف هستند .

۸ . روایت هشتم از طریق ربعی بن حراش از حذیفه نقل شده که او هم منقطع است .

۹ . روایت نهم از طریق عمرو بن هرم از انس که او هم از طبقه ششم است که نمی تواند یکی از صحابه را دیده باشد .

یعنی تک تک روایاتی که در این صفحه استدلال کرده ، ضعیف است . حال چه کسی در این میان دروغگو است ؟!!!!

روایت بعدی در صفحه ۴۹ :

۱۰ . روایت دهم این روایت را حاکم نقل کرده . در سندی که از انس نقل شده نصر بن منصور که کسی او را توثیق نکرده . پس راوی مجهول است .

۱۱ . روایتی که به تنهایی از دار قطنی نقل شده که آقای شوکانی در کتاب الفوائد المجموعۀ فی الاحادیث الموضوعۀ (احادیث جعلی) بیان کرده است .

۱۲ . روایت بعدی را خطیب بغدادی در تاریخ بغداد و ابن جوزی در علل المتناهیۀ و ابن عساکر در تاریخ مدینۀ دمشق نقل شده و گفته این روایت از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) صحیح نیست ؛ چون در سند علی و یحیی است که هر دو مجهول هستند . تضعیفات دیگری هم در ادامه بیان کرده است .

۱۳ . روایت چهاردهم را ابن حبان به عنوان یک روایت ضعیف در کتاب المجروحین نقل کرده است. البته محمد بن عبد الوهاب گفته بود که این روایت را حاکم نقل کرده که ما ثابت کردیم روایت را اصلا نقل نکرده و تصحیحی هم وجود ندارد .

۱۴ . در سند روایت پانزدهم اسماعیل بن عمرو بجلی وجود دارد که ابو حاتم و دار قطنی گفتند : ضعیف است همان طور که در کتاب المیزان آمده و در سندش هم انقطاع وجود دارد .

۱۵ . در سند روایت بعدی ،محمد بن سائب کلبی است که متروک می باشد و هم چنین ابی صالح بازام است که ضعیف می باشد .

۱۶ . در این روایت موسی بن جعفر انصاری از عمویش است که ذهبی در المیزان گفته : این شخص شناخته شده نیست و روایتش ساقط است .

در صفحه ۵۱ روایت دیگری نقل می کند :

۱۷ . روایت دیگری نقل می کند که در سند لیث بن ابی سلیم است که ضعیف است و بین مکحول و الی ثعلبۀ انقطاعی وجود دارد و سند کاملا ضعیف است .

در صفحه ۵۸ روایت دیگری را نقل می کند :

۱۸ . در سند روایت یزید بن عبد الرحمن اودی است که حالش مستور و مجهول است . البانی هم در کتاب سلسلۀ الضعیفۀ خودش حدیث را تضعیف کرده است . پس این روایت هم ضعیف است .

۱۹ . روایت بعدی را هم البانی تضعیف کرده است .

در صفحه بعد روایت بعدی را بیان می کند :

۲۰ . این روایت هم ، سندش ضعیف است . این روایت را ابن جوزی در کتاب اللعلل المتناهیۀ خود نقل کرده و گفته : این روایت از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) صحیح نیست که محقق هم می گوید : سند روایت ضعیف است که از چند طریق نقل شده و همه آن طرق اشکال دارند .

۲۱ . روایت بعدی این است که هر کس قرآن را تفسیر به رأی کند با مقعدش در جهنم می رود . این روایت ضعیف است که آقای شوکانی روایت را در کتاب فوائد المجموعه است که موضوع آن روایات ضعیف است، آورده .

روایت بعدی در صفحه ۶۸ ، در پاورقی شماره ۲ بیان می کند :

۲۲ . در سند روایت اسماعیل بن یحیی بن سلمۀ بن کهیل است که متروک می باشد .

۲۳ . در سند روایت اسماعیل بن یحیی بن عبید الله تیمی است که او کذاب است .

۲۴ . روایت بعدی هم در پاورقی شماره ۵ نقل شده که در سند آن اسماعیل بن یحیی بن تیمی است که او کذاب است .

۲۵ . در سند این روایت عبد الله بن لهیعه است که ضعیف می باشد . البته بعضی افراد سند روایت را تحسین کردند ؛ اما در ادامه هم می بینیم که این تحسین را هم قبول ندارد .

در صفحه ۷۰ روایت دیگری را نقل می کند :

۲۶ . در سند این روایت خصیف بن عبد الرحمن است که جماعتی او را توثیق کردند و دیگران او را تضیعف کردند .

در صفحه ۷۸ روایت دیگری را نقل می کند :

۲۷ . این حدیث موضوع است که ابن جوزی این روایت را در کتاب الموضوعات خود نقل کرده و گفته : این حدیث جعلی است .

در صفحه ۸۹ روایات دیگر را بیان می کند :

۲۸ . این روایت را دار قطنی نقل کرده و سند روایت ضعیف است که در آن مؤمل بن اسماعیل بن عکرمه بن عمار است . آقای ذهبی هم در کتاب المیزان خود می گوید : این حدیث منکری است .

۲۹ . روایت بعدی هم ضعیف است و در سندش موسی بن  عبیدۀ ربذی است که ضعیف می باشد همان طور که در تقریب التهذیب ابن حجر عسقلانی آمده و آقای البانی آن را تضعیف کرده است .

در صفحه ۹۰ :

۳۰ . این روایت را از کافی نقل کرده بود که ما بررسی کردیم دروغ های زیادی در این روایت نقل شده .

۳۱ . روایت بعدی از کتب اهل سنت نقل شده که می گوید این روایت را بیهقی و عبد الرزاق در مصنف و دار قطنی در السنن و طبرانی در معجم کبیر خود آورده ؛ اما سند روایت ضعیف است که در آن عبد الله بن محرز است که متروک می باشد .

در صفحه ۹۱ :

۳۲ .روایتی از طریق مجالد از شعبی از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل کرده که یحیی بن معین مجالد را تضعیف کرده است .

۳۳ . این روایت از عبد الرزاق در مصنف نقل شده که در سند آن قیس بن ربیع است که ضعیف است ؛ چون او از پسرش نقل کرد و پسرش تضیعف شده است .

در صفحه ۹۲ روایات دیگری نقل می کند :

۳۴ . روایت را نقل کرده و می گوید : تمام طرق های این روایت ضعیف است .

۳۵ . این روایت را بیهقی ، عبد الرزاق در المصنف و ابن ابی شیبۀ و دار القطنی نقل شده که سند روایت منقطع است ؛ چون عکرمۀ بن خالد نمی تواند از عمر این روایت را نقل کند .

۳۶ . در سند این روایت مجالد بن سعید است که ابن حجر در تقریب گفته : قوی نیست و در آخر عمرش هم وضعیتش تغییر کرده بود .

هر چه جلوتر می رویم ، روایات جعلی آقای محمد بن عبد الوهاب مشخص تر می شود . در صفحه ۹۴ :

۳۷ . این روایت را بیهقی نقل کرده و در سندش مغیرۀ بن موسی البصری است و بخاری گفته : او منکر الحدیث است همان طوری که ذهبی در المیزان خود بیان کرده .

۳۸ . در سند این روایت ، یک راوی مجهول قرار دارد .

۳۹ . دار قطنی این روایت از عایشه نقل شده که ضعیف است و در سندش ابو خصیب نافع بن میسرۀ می باشد که مجهول است .

۴۰ . این روایت را هم روایت درستی نمی دانند .

۴۱ . در سند این روایت ربیع بن بدر می باشد که متروک است .

۴۲ . این روایت از مالک در موطأ نقل شده ، منقطع می باشد .

۴۳ . در سند این روایت عبد الله بن اسود قرشی می باشد که مجهول است .

تک تک رواتی را که محمد بن عبد الوهاب در این کتاب می آورد ، حداقل اگر در هر صفحه ۲ روایت آورده باشد ، یکی از آن ها ضعیف است . یا اگر پنج روایت بیان کرده ،‌چهار روایت از آن ضعیف است .

این آقا با این وضعیت علمی ، امام شده و در تاریخ پیرو دارد . شیخ مجدد هزار دوم است . کتابی که اصلش ۵۰ صفحه است که حداقل صد دروغ گفته . این شخص با این کتابی که نوشته ، به شیعه اشکال می کند که شیعه به دست خود آیه می نویسد و می گوید : این کلام الهی است . این روایات جعلی را شما نقل کرده اید یا شیعیان ؟!!!!!!

البته این کتاب جای نقدی زیادی دارد که اگر کسی این کار را انجام دهد ، متوجه می شود که محمد بن عبد الوهاب چقدر عالم است !!!!

مجری :

این چند دروغ را هم به دروغ های پرشمار محمد بن عبد الوهاب اضافه می کنیم ، آن هم فقط در یک کتاب که بیش از ۵۰ صفحه نمی شود و تعلیقات محقق است که تعداد صفحاتش را زیاد کرده . اما در همین راستا کلیپی از شیوخ وهابی مشهور در شبکه های وهابی مشهور آماده شده . ببینیم که این شیوخ در چه سطحی از علم قرار گرفته و تا چه حد مبانی شیعه را می شناسد و چه ادعایی کرده است ؟

کلیپ ۱ ) :

مجری :

چه فرقه هایی از شیعه منشعب شده اند ؟

زغبی ، شیخ وهابی :

بسیار خب ، روافض (شیعیان ) به اذن خداوند سه فرقه از آن ها منشعب شده است که آن ها خطرناک ترین فرقه ها در روی کره زمین هستند و ادعای اسلام دارند و اسلام از آنان بیزار است . فرقه اثنی عشری ، فرقه امامی و فرقه جعفری !!!!!

مجری :

این هم سطح علمی آقای زغبی است که از اتباع محمد بن عبد الوهاب و ابن تیمیه است و دروغ های ایشان واضح و مشهور است که کلیپ هایی از ایشان پخش کردیم .

استاد یزدانی عزیز ! واقعا فرقه های شیعه این سه فرقه هستند ؟

استاد یزدانی :

خیلی عجیب است . ایشان خود را از شخصیت های مهم وهابی می داند و هر روز هم در شبکه های وهابی برنامه زنده دارد و شیعه شناس هم هست . بنده در کلاس هایی که دارم کلیپ های این شخص را به عنوان رفع خستگی برای دانشجویان پخش می کنم .

شیعه به قول این آقا ، سه فرقه خیلی مهم است : اثنی عشریه ، امامیه ، جعفریه !!!

اما ادامه دروغ های محمد بن عبد الوهاب :

ومن مشابهتهم النصارى :

 أنهم عبدوا المسیح کذلک غلاه هؤلاء عبدوا علیاً وأهله رضی الله عنهم

ومنها : جماعهم النساء فی الأدبار حاله الحیض وکانت النصارى تجامع النساء فی المحیض

ومنها : أن لبس بعضهم یشبه لبس النصارى .

 مشابهتهم المجوس :

 ومن مشابهتهم المجوس : أنهم قالوا بإلهین النور والظلمه وهؤلاء یقولون : الله خالق الخیر والشیطان خالق الشر .

 

مطلبی در مورد شباهت های شیعه به نصارا

از جمله این شباهت ها این است که نصارا حضرت مسیح را می پرستند ، همان طوری که غلاۀ و رافضۀ امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و اهل بیت (علیهم السلام) را می پرستند و عبادت می کنند.

شما چنین چیزی دیده اید ؟ غیر از آن فرقه ای که ما اصلا آن ها را مسلمان نمی دانیم . فرقه ای به نام علی اللهی که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را خدا می دانند . آن ها ارتباطی به شیعه ندارند و ما آن ها را مسلمان نمی دانیم .

دروغ بعدی هم از دروغ های بسیار زشتی است که به شیعه نسبت می دهد . البته ما قبلا در این باره بحث کردیم .

از شباهت های دیگر رافضه به نصارا این است که در حالت حیض با زنان خود از پشت جماع می کنند . همان طور که نصاری با زنان خود در حالت حیض جماع می کنند .

اگر ما بخواهیم همین را بررسی کنیم و به عصر صحابه برگردیم ، کسی است که شخصیت معروفی داشت و این کار ها را انجام می داد و نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله) می آمد و می گفت : دیشب من این کار ها را انجام دادم و التماس می کرد که شما از خدا بخواه من را ببخشد . سند روایت هم صحیح است و به عنوان افتخاراتش نقل می کرد . پیامبر (صلی الله علیه وآله) یک بار می گفتند این کار را انجام ندهید ، فردا شب همین کار را تکرار می کرد . دوباره فردای همان روز می آمد و به پیامبر (صلی الله علیه وآله) می گفت و باز شب بعد تکرار می کرد .

از شباهت های دیگر رافضه به نصاری این است که لباسی شبیه لباس نصاری می پوشند .

این دروغ ، از چیز هایی است که اصلا نیازی به توضیح آن نیست .

مشابهت های شیعه به مجوس

از شباهت هایی که شیعه به مجوس دارد این است که آن ها معتقد به دو خدا هستند ، خدای نور و خدای ظلمت . شیعیان هم می گویند : خدا خالق خیر و شیطان خالق شر است .

کدام یک از کتاب های شیعه چنین مطلبی را بیان کرده . آقای محقق ! شما که محقق بودی و این همه روایات آقای محمد بن عبد الوهاب را قلع وقمع کردی ، ‌اگر روایتی هم آورده بود ، آدرسش را دادی . آدرسی برای این مطلب هم می دادید . کدام شیعه در طول تاریخ به دو خدا معتقد بوده که خالق خیر خدا است و خالق شر ، شیطان است . این دروغ است و من نمی توانم چیزی غیر از این انکار کنم .

آقایان وهابی ! پدران و اجداد و همه شیاطین جمع شوید و یک کتاب شیعه را پیدا کنید که به چنین چیزی قائل باشد .

در صفحه بعد دروغ بسیار زشتی را بیان می کند :

ومنها ‘ أن المجوس ینکحون المحارم کذلک غلاه الشیعه یفعلون ذلک

ومنها : المجوس تناسخیون وکذلک فی غلاتهم تناسخیون .

شباهت دیگر مجوس با رافضه در این است که مجوس با محارم خود نکاح می کردند . همان طور که غلاۀ شیعه این کار را انجام می دهند .

کسی که با محرم خودش ازدواج کرد ، شخص دیگری بود که نمی خواهیم به آن بپردازیم که چند نسل با محارم خودش ازدواج کرد .

شباهت دیگر ، این است که مجوسی ها طرفدار تناسخ هستند . همان طور که غلاۀ شیعه هم طرفدار تناسخ می باشند .

این هم یکی از دروغ هایی است که نمی توانید شیعه ای را پیدا کنید که قائل به تناسخ باشد .

محمد بن عبد الوهاب ، رسالۀ فی الرد علی الرافضۀ ، ص ۱۰۹ و ۱۱۰

ان شاء الله در هفته های آینده دروغ های دیگر محمد بن عبد الوهاب در کتاب های دیگر او خواهیم پرداخت تا ثابت شود که در این میان چه کسی دروغگو است .

مجری :

باز هم در راستای این دروغ ها ، شبیه همین دروغ ها را آقای زغبی بیان می کند .

کلیپ ۲ ) :

زغبی ، شیخ وهابی :

همچنین این شیعیان که همسر پیامبر را به زنا متهم می کنند و خداوند را از بالای هفت آسمان تکذیب کرده اند و تمام اصحاب پیامبر یا همه به جز چهار را نفر را تکفیر می کنند و می گویند الله ، خدای ما نیست را کافر می دانیم .

بعضی از شیعیان علی را خدا می دانند و می گویند او الله است و او اله و زنده کننده و میراننده است. یعنی گروه اول از شیعیان علی بن ابیطالب غلو کرده اند و گفتند که او الله است .

مجری :

مشاهده کردید که همان ادعا های محمد بن عبد الوهاب ، دوباره توسط اتباع محمد بن عبد الوهاب در شبکه های وهابی ، تکرار می شود .

استاد یزدانی :

ما در این شش برنامه ، دروغ های محمد بن عبد الوهاب را در کتاب رسالۀ فی الرد علی الرافضۀ بیان کردیم . یک بار دیگر مروری بر این دروغ ها می کنیم تا بینندگانی که برنامه های قبل را ندیده اند ، مطلع شوند .

۱ . اباحه کنیز .

شیعیان کنیز خود را به مهمانشان اباحه می کنند . ما ثابت کردیم که هیچ شیعه ای به چنین قضیه ای معتقد نیست . بر عکس ما کسانی از خودشان را سراغ داریم که این کار را انجام داده و آن را جایز می دانستند . این مطلب در کتاب مصنف عبد الرزاق صنعانی ، جلد ۷ ، صفحه ۱۶۹ ، یک باب روایت آورده بود که می توان کنیز خود را به شخص دیگری حلال کرد . در کتاب المحلی ابن حزم اندلسی ، جلد ۱۱ ، صفحه ۲۵۷ به بعد در این زمینه روایات زیادی را بیان کرده بود .

۲ . اتهام فحشا به عایشه

این دروغ را چندین بار با انحاء و الفاظ مختلف در کتابش بیان کرده که شیعیان عایشه را متهم به فحشا کردند . ما ثابت کردیم کسی که عایشه را متهم به فحشاء کرده بود ، ‌شیعه نبود . حسان بن ثابت ، مسطحه بن ابی اثاثه ، پسر خاله ابوبکر ، حمنۀ بنت جحش از اصحاب بدر بودند . هیچ شیعه ای در تاریخ معتقد به فحشای عایشه نبوده . یک مورد سند صحیح از علمای شیعه پیدا کنید که واقعا چنین اعتقادی داشته باشد . همان طور که آقای آلوسی تصریح کرده بود : هیچ شیعه ای در طول تاریخ چنین اعتقادی نداشته و در هیچ کدام از کتاب های شیعه چنین مطلبی پیدا نمی شود .

۳ . اعتقاد به ارتداد صحابه

محمد بن عبد الوهاب در کتاب رسالۀ فی الرد علی الرافضۀ تصریح کرده بود :

لما مات النبی ص : ارتد الصحابه کلهم إلا أربعه المقداد وحذیفه وسلمان وأبو ذر رضی الله عنهم …

شیعه معتقد است که وقتی رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) از دنیا رفت همه صحابه مرتد شدند ، جز چهار نفر .

ما ثابت کردیم که این روایت در هیچ یک از کتب شیعه با این مضمون و عبارت وجود ندارد . محقق هم آدرس روایت را داده بود که این روایت را ابو عمرو محمد بن عمر بن عبد العزیز کشی از علمای شیعه در قرن هفدهم نقل کرده!!! . یعنی ما الان که در قرن پانزدهم هستیم ، قرار است که دو قرن بعد ، آقای کشی به دنیا بیاید و کتابی بنویسد و در آن جا این روایت را بیاورد .

۴ . ازدواج بدون اذن ولی

ما این دروغ را رد کردیم .

۵ . طبق اعتقاد شیعه امام حسن (علیه السلام) فرزندی نداشته .

این از دروغ های بسیار شاخ دار محمد بن عبد الوهاب است که شیعه معتقد است نسل امام حسن مجتبی (علیه السلام) قطع شده و هیچ فرزندی نداشته . گفتیم که این قضیه کاملا مردود است . ما سادات زیادی داریم که نسلشان به امام حسن مجتبی (علیه السلام) می رسد . حتی از اهل سنت کسانی را داریم که ادعا می کنند ، از سادات حسنی هستند . ما وقتی به برخی از ائمه (علیهم السلام) یا امامزاده ها سلام می کنیم ، می گوییم : السلام علیک یا بنت الحسن و الحسین (علیهم السلام) . این دلیل بر این است که امام حسن (علیه السلام) فرزند داشته .

۶ . انحصار خلافت در دوازده خلیفه

ما این قضیه را منحصر می دانیم و خود آقای محمد بن عبد الوهاب هم در همین کتاب روایتی نقل کرده بود که امام فقط دوازده نفر هستند .

۷ . بیعت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) با ابوبکر

۸ . تکفیر محاربان با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

۹ . جمع بین دو نماز

۱۰ . جمع بین همسر و عمه

۱۱ . نسبت دادن یک روایت به دار قطنی

۱۲ . از دیدگاه شیعه این دنیا الی الابد ادامه دارد .

این دروغ بسیار عجیبی بود که محمد بن عبد الوهاب گفته بود که شیعه معتقد است دنیا فانی نیست و قیامتی نخواهد آمد . این مطلب در کتاب رسالۀ فی الرد علی الرافضۀ ، صفحه ۸۴ است :

وان الدنیا غیر فانیه وان الآخره غیر آتیه

از نظر شیعه دنیا فانی نیست و تمام نخواهد شد و آخرتی هم نخواهد آمد .

۱۳ . نسبت دادن روایتی به امام صادق (علیه السلام)

۱۴ . بحث سه طلاق در یک مجلس و متهم کردن شیعه به حرامزاده بودن

گفتیم هر طور که بخواهیم این اعتقاد را بررسی کنیم ، خود محمد بن عبد الوهاب حرامزاده می شود . چه بگوییم با سه طلاق یک طلاق صورت گرفته و چه بگوییم با سه طلاق ، سه طلاق صورت گرفته . در هر صورت آقای محمد بن عبدالوهاب حرامزاده می شود .

۱۵ . نسبت دادن روایتی به شیخ مفید (ره)

روایتی را به شیخ مفید نقل کرده و گفته بود : شیخ مفید این روایت را در کتاب روضۀ الواعظین نقل کرده است . مثل روایت غدیر بود که اولا ، روایت اصلا در این کتاب وجود ندارد . دوما ، روضۀ الواعظین برای فتال نیشابوری است نه برای شیخ مفید (ره) . این شخص تا این حد بی سواد است که کتابی بر علیه شیعه نوشته ؛ اما بین شیخ مفید و فتال نیشابوری فرقی قائل نیست و روایتی دروغی را نقل می کند که اصلا چنین روایتی در آن کتاب وجود ندارد .

۱۶ .از دیدگاه شیعه ثواب یک ازدواج موقت از هفتاد ازدواج دائم بیشتر است .

دروغ های عجیبی در مورد ازدواج موقت آورده بود که تا به حال بنده نشنیدم که حتی یک وهابی چنین دروغی را به شیعه نسبت داده باشد . این که شیعه معتقد است ثواب یک ازدواج موقت از هفتاد ازدواج دائمی بیشتر است . هم چنین گفته بود که علی بن العالی که همان علی بن عبد العالی محقق کرکی است ، گفته : ایشان معتقد است که در یک شب دوازده نفر مرد می تواند با یک زن ازدواج موقت انجام دهد . گفتیم : آقایان وهابی این دروغی را که امام شما گفته ، را پیدا کنید که آقای محقق کرکی این مطلب را در کجا گفته ؟ این جلد ۱۳ از کتاب جامع المقاصد ، باب نکاح موقت ایشان بگردید ، بنده همه آن را خواندم . گفتم شاید به عبارت دیگر نقل کرده باشد ؛ اما دیدم که چنین چیزی وجود ندارد . این از دروغ های واضحی بود که در این کتاب نقل کرده .

۱۷ . بحث مسح پاها یا شستن پاها

۱۸ . دروغ بسیار زشت که قابل گفتن نیست .

۱۹ . نفی قدر از دیدگاه شیعیان

مدعی شده بودند که شیعیان قضا و قدر الهی را قبول ندارند و قدریه هستند . در حالی که محقق هم آدرس داده بود : کتاب شریف کافی ، جلد اول ، باب قضا و قدر . باب مربوط را جستجو کردیم که ۱۶ روایت بود و همه در اثبات قضا و قدر الهی نقل شده بود . هیچ شک و شبهه ای در این نیست که شیعه قضا و قدر الهی را قبول دارد ؛ اما محمد بن عبد الوهاب شیعه را متهم می کرد که قضا و قدر الهی را قبول ندارد .

۲۰. روایتی را نقل کرده بود که به پیامبر (صلی الله علیه وآله) نسبت داده بود .

روایتی که نعوذ بالله رسول خدا (صلی الله علیه وآله) گفته باشند :

فقال النبی ص : ‘ یا علی سیکون فی أمتی قوم ینتحلون حب أهل البیت لهم نبز یسمون الرافضه قاتلوهم فإنهم مشرکون ‘

گفته بود که سند این روایت حسن است؛ در حالی که گفتیم : سند چنین روایتی ، حسن نیست . محقق هم گفته بود : سند روایت ، ضعیف است . پس این روایت صحیح نیست .

امروز هم چند دروغ از دروغ های محمد بن عبد الوهاب را خواندیم از شباهت های شیعه به یهود بود . گفتیم که این ها همه دروغ است . به هر حال اگر بخواهیم این دروغ ها را دسته بندی کنیم ،‌ حداقل ۳۰ دروغی را که به شیعه نسبت داده ، در این کتاب آورده .

دروغ هایی که به اهل سنت نسبت داده . مثلا گفته : روایت را دار قطنی نقل کرده ، در حالی که چنین روایتی در کتاب دار قطنی وجود ندارد . یا این که روایت را حاکم نقل کرده ، در حالی که حاکم چنین روایتی را نقل نکرده . گفته بود حاکم این روایت را تصحیح هم کرده ، اصلا روایت در کتاب حاکم نیست که بخواهد آن را تصحیح کند .

از این دست دروغ های فراوان در یک کتاب محمد بن عبد الوهاب بود . ان شاء الله اگر عمری باقی بود ، دروغ های کتاب دیگری از کتاب های محمد بن عبد الوهاب را بررسی خواهیم کرد .

مجری :

جمعبندی از دروغ های محمد بن عبد الوهاب بود که ما قبلا به صورت مفصل به آن پرداختیم و نقد و رد آن را در جلسات گذشته اشاره کردیم .

استاد یزدانی :

علاوه بر دروغگویی های محمد بن عبد الوهاب ، محقق کتاب آقای نهمی که این کتاب را تحقیق کرده نیز دروغ‌های زیاد گفته . با این که در خیلی از جاها روایات را تک تک تضیعف کرد و آبروی محمد بن عبدالوهاب را برد و کار ما را راحت کرد ؛ چون اگر ما می خواستیم آن روایات را تضیعف کنیم ، خیلی زمان می برد .

خود این محقق دروغگو تر از محمد بن عبد الوهاب است . چون دروغ هایی که محقق در تحقیق خود در مقدمه کتاب آورده ، شاید محمد بن عبد الوهاب نمی توانست این دروغ ها را بگوید . دروغ هایی که آقای زغبی گفت : شبیه همین دروغ ها است . واضح می شود که همه این ها از یک آبشخور تغذیه می کنند .

در صفحه ۳۹ از همین کتاب رسالۀ فی الرد علی الرافضۀ ، بحث عبد الله بن سبأ یهودی را می آورد که مفصل بیان و ثابت کردیم که عبد الله بن سبأ یهودی ارتباطی با شیعه ندارد . تا آن جایی که میگوید :

قالت الیهود لا یصلح الملک إلا فی آل داود وقالت الرافضه لا تصلح الإمامه إلا فی ولد علی

وقالت الیهود لا جهاد فی سبیل الله حتى یخرج المسیح الدجال وینزل سیف من السماء وقالت الرافضه لا جهاد فی سبیل الله حتى یخرج المهدی وینادی مناد من السماء

والیهود یؤخرون الصلاه إلى اشتباک النجوم وکذلک الرافضه یؤخرون المغرب إلى اشتباک النجوم والحدیث عن النبی ص أنه قال لا تزال أمتی على الفطره مالم یؤخروا المغرب إلى اشتباک النجوم

والیهود تزول عن القبله شیئا وکذلک الرافضه

والیهود تنود فی الصلاه وکذلک الرافضه

والیهود تسدل أثوابها فی الصلاه وکذلک الرافضه

والیهود لا یرون على النساء عده وکذلک الرافضه

والیهود حرفوا التوراه وکذلک الرافضه حرفوا القرآن والیهود قالوا افترض الله علینا خمسین صلاه

وکذلک الرافضه والیهود لا یخلصون السلام على المؤمنین إنما یقولون السام علیکم والسام الموت وکذلک الرافضه

 والیهود لا یأکلون الجری والمرماهى والذناب وکذلک الرافضه

 والیهود لا یرون المسح على الخفین وکذلک الرافضه

والیهود یستحلون أموال الناس کلهم وکذلک الرافضه

والیهود تسجد على قرونها فی الصلاه وکذلک الرافضه

یهود ادعا می کند که پادشاهی فقط در آل داوود جایز است و رافضه می گویند : امامت فقط در فرزندان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) منحصر است .

ما به این معتقد هستیم که غیر از فرزندان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) کس دیگری شایستگی خلافت و امامت را ندارد . همان طور که شما معتقد هستید غیر از آل الشیخ حق مقام افتای اعظم عربستان سعودی را ندارد . همه باید از همین نسل باشند و همیشه همین طور بوده و محمد بن عبد الوهاب با محمد بن سعود پیمان بست و اعتقادش همین است . پس شما هم همین مطلب را می گویید غیر از آقای بن باز که به دلیل فتوای خاصی که علیه یکی از کسانی که می خواست آقای فهد را ترور کند ، داد و بعد از آن ، مقام افتاء را گرفت ؛ اما بعد از آن باز آل الشیخ آمد و باز هم آل الشیخ می آید . همان طور که شما مدعی هستید در سرزمین حجاز ، هیچ کس غیر از آل سعود حق حکومت ندارد و هیچ کس شایسته حکومت نیست . در آن پیمانی که بین محمد بن عبدالوهاب و محمد بن سعود بسته شده ، ‌این مطلب هم آمده .

یهود می گوید : جهادی در راه خدا نیست تا این که حضرت مسیح بیاید . شمشیر هم از آسمان می آید .

واقعا این حرف عجیب است که مسیحی ها منتظر حضرت مسیح هستند یا یهودی ها هم منتظر حضرت مسیح هستند ؟

رافضه هم می گوید : جهاد در راه خدا واجب نیست تا زمانی که حضرت مهدی (علیه السلام) خروج کند .

این هم از دروغ هایی است که گفته . این همه جهاد را در طول تاریخ فقط شیعه کرده و جهادی که الان شیعه علیه یهود و دشمنان اسلام می کند ، هیچ کسی نکرده . شما در کجا جهاد کرده اید ؟ یک مورد از جهاد های خود را نام ببرید . در جهاد هایی که شیعه علیه دشمنان اسلام می کند ، شما فتوایی مخالف می دهید . یک مورد از جهاد هایی که کرده اید ، را بیاورید . شما غیر از مسلمان کشی کار دیگری نکرده اید . شما یک مورد جهاد انجام می دهید و آن هم جهاد النکاح است که ما معتقد نیستیم . فتوای جدیدی هم در مورد جهاد اللواط است که می توانید انجام دهید .

یهود نمازش را تا دیده شدن ستارگان عقب می اندازند . شیعه هم نماز مغرب را تا دیده شدن ستارگان عقب می اندازند .

در حالی که این دروغ واضح است . ما اول مغرب نماز مان را می خوانیم ؛ اما شما آن مغرب دروغینی که هنوز آفتاب در آسمان هست می خوانید ، ما قبول نداریم . باز روایتی از پیامبر(صلی الله علیه وآله) نقل می کند که حتما سندش ضعیف است . خود محقق هم نقل کرده که البانی روایت را تصحیح کرده .

یهود خود را از قبله کج می ایستند . شیعیان هم همین کار را می کنند .

این هم از دورغ های بسیار واضح است . معلوم می شود که یک شیعه را هم ندیده که نماز خوانده باشد . این همه شیعه در بیت الله الحرام نماز می خوانند ، آیا کج می ایستند ؟

یهود در نماز کتف و شانه های خود را تکان می دهند . شیعیان هم در نماز کتف خود را تکان می دهند .

این که یهود اصلا نماز می خواند یا نمی خواند ، خودش یک بحث جدا است . در بحث قبله کلیپی بود که دو نماز جماعت وهابی را نشان می داد که یک گروه به سمت شرق و دیگری به سمت غرب نماز می خواندند . این از کار هایی است که شما انجام میدهید . بنده تکان دادن شانه و کتف را تا به حال ندیدم. از دروغ های واضح و آشکار محقق است .

یهود در نماز لباس های خود را آویزان می کنند . همان کاری که شیعیان انجام می دهند .

یهودی ها برای زن هایشان عده نگه نمی دارند . شیعیان هم عده نگه نمی دارند .

این مطالب را وقتی به کتاب های ابن تیمیه رسیدیم ، مفصل بحث خواهیم کرد که چه کسانی برای زن هایشان عده نگه نداشتند .

یهود تورات را تحریف کردند ، شیعیان هم قرآن را تحریف کردند .

شیعه اگر این قدر قدرت داشت که قرآن را تحریف کند ، قدرتش از قدرت خداوند هم بالاتر بود و قبل از هر کاری شما وهابی ها را نابود می کرد . چون خداوند قول داده که قرآن تحریف شدنی نیست .

یهود می گویند : بر ما پنجاه نماز واجب است . شیعیان هم همین طور می گویند .

مسلمانان ! شما پنجاه نماز را در روز قائل هستید یا هفده رکعت ؟ یهودی ها روز پنجاه بار نماز می خوانند ؟ آقایان یهودی ! شما که در ایران هستید ، بیایید و از خودتان دفاع کنید . آیا شما در روز ۵۰ بار نماز می خوانید ؟؟

یهودی ها به مؤمنین سلام نمی کنند ، بلکه می گوید سام علیکم که سام به معنای مرگ است . شیعیان هم این طور سلام می دهند .

یهود مار ماهی و جری و ذناب را نمی خورند . شیعیان هم نمی خورند .

محقق در پاورقی میگوید : شاید مقصودش ارنب باشد ؛ چون چنین حیوانی در دریا وجود ندارد . مارماهی نوش جان خودتان . ارنب (خرگوش) هم نوش جان خودتان.

یهودی ها مسح بر خفین نمی کنند . همان طوری که شیعیان بر خفین مسح نمی کنند .  

مگر یهودی ها وضو می گیرند ؟!!!

ما گفتیم که عایشه در روایتی گفته بود : اگر پاهای من قطع شود ، بهتر از این است که بر خفین مسح کنم . پس عایشه هم طبق سخن ایشان یهودی بوده !!!!

یهود اموال مردم را بر خود حلال می دانستند . شیعه هم اموال مردم را حلال می داند .

همین طور یک سره از ابتدای تا آخر دروغ اندر دروغ و تهمت اندر تهمت می گوید . محقق کتاب هم این تهمت ها را تکرار می کند . مثلا در بحث نماز می گوید :

یهودی ها بر وسط سرشان سجده می کنند . شیعیان هم همین کار را انجام می دهند .

محمد بن عبد الوهاب ، رسالۀ فی الرد علی الرافضۀ ، مقدمه کتاب ، با تحقیق آقای نهمی ، ص ۳۹ به بعد

از این دروغ ها زیاد است و انسان واقعا تأسف می خورد بر این هایی که نامشان هم محقق است . اصلا وهابیت نماد دروغگویی هستند . آن از امامشان و این هم یکی از پیروانش است . دروغ هایی بیشتر و زشت از محمد بن بعد الوهاب ، محقق کتاب بیان کرده بود .

مجری :

این هم دروغ هایی بود که محقق کتاب در مقدمه بیان کرده بود . این کتاب هم کتابی است که وهابیت آن را خیلی قبول دارد و برای آن ارزش قائل است . شیخ الاسلام و شیخ مجدد و مصلحشان ، این کتاب را تألیف کرده و به گمان خودش خواسته شیعه را رد و نقد کند .

تماس بینندگان

بیننده : آقای وزیری از اهواز ـ شیعه

شبکه جهانی ولایت یکی از شبکه هایی است که به مردم کمک زیادی می کند و خیلی از گمراهان را می شناسم که با دیدن برنامه های شما به راه راست هدایت می شوند .

بیننده : آقای شیخی از نکاء ـ شیعه

این شبکه وهابی توحید به شیعه توهین های زیادی می کند . در صورتی که کارشناس وهابی آن شبکه ، چهره اش که دروغ است ، حرف هایش هم دروغ است . همه مسلمان ها می دانند که حرف های این شبکه کذب و دروغ است .

بیننده : ابراهیم از سیرجان ـ شیعه

بنده می خواستم مطلبی را خطاب به آقای خدمتی ، کارشناس وهابی شبکه کلمه داشتم . امروز مطلبی در مورد افسانه خواستگاری حضرت علی (علیه السلام) از دختر دشمن خدا صحبت می کرد که با وقاحت تمام گفت : این کار حضرت علی (علیه السلام) باعث آزردگی حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) شد و هر کس حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) بیازارد ، خدا را آزرده و در آخر هم دشمن خدا معرفی کردند . خودش هم در ادامه گفت: حضرت علی (علیه السلام) ظاهرا نمی دانست که با دختر دشمن خدا ، نمی تواند ازدواج کند .

همین مطلب را وقتی عمر صدایش را در حضور پیامبر (صلی الله علیه وآله ) بلند کرد ، می گویند که عمر نمی دانست که نباید صدایش را در حضور رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بلند کند . به خاطر همین آیه نازل شد . چرا در این جا نمی گویند که عمر خدا را آزرده ؟

استاد یزدانی :

در این باره استاد قزوینی به صورت مفصل توضیح دادند . هم چنین در سایت شبکه هم مفصل پاسخ داده شده که چنین مطلبی کاملا دروغ است . بر دروغ بودنش همین بس که خلاف نص صریح قرآن کریم است که یک مرد می تواند تا چهار زن هم زمان داشته باشد و پیامبر (صلی الله علیه وآله) بر خلاف قرآن کریم ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را از این حقش محروم کند . البته طبق نظر و اعتقاد آن ها ، با قرآن ،‌با روایات و با اخلاق پیامبر (صلی الله علیه وآله) در تضاد است .

بر فرض صحت ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) برای خواستگاری رفته و هنوز ازدواجی صورت نگرفته . با این حال پیامبر (صلی الله علیه وآله) بر منبر برود و بگوید که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) برای دخترم هوو آورده .

به هر حال ، این دروغ خیلی واضح و روشن است ؛ چون صغری و کبرای غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) را کسی کنار هم بگذارد ، تکلیف مشخص می شود . هر دو روایت در صحیح بخاری است :

قال رسول الله ص إنما فاطمه بضعه منی فمن أغضبها أغضبنی

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : فاطمه پاره تن من است . هر کس او را ناراحت کند ، مرا ناراحت کرده .

از طرف دیگر ، صغرای مسأله این است :

فغضبت فاطمه علی ابی بکر فهجرت فلم تکلمه حتی توفیت

این روایت سه مرتبه در صحیح بخاری نقل شده . اگر کسی بخواهد از این صغری و کبری بخواهد نتیجه بگیرد ، خیلی به ضررشان می شود . این ها مجبور شدند که داستان خواستگاری دختر ابوجهل را درست کردند . واضح و مشخص است که دروغ است و استناد به چنین مطلبی هرگز نمی تواند درست باشد.

بیننده : آقای مصطفی زاده از تهران ـ اهل سنت

بنده از برنامه های خوب شما که پاسخ این شبکه های وهابی را می دهد ، تشکر می کنم . در مورد موضوع برنامه هم باید بگویم که این آقایان با این دروغ ها ، از ما اهل سنت نیستند و ما هیچ کدام از آن ها را قبول نداریم .

بیننده : علی از جیرفت ـ اهل سنت

آیا جایز است که یک دختر در صورتی که دخول صورت نگیرد ، با دو پسر صیغه شود و فقط استماعات دیگر صورت بگیرد ؟

مجری :

نظر شما در مورد موضوع برنامه چیست ؟

بیننده :

در مورد این دروغ ها نظری ندارم . الله اعلم .

مجری :

ما در چند برنامه دروغ های ایشان را از کتاب محمد بن عبد الوهاب نشان دادیم . شما یا این دورغ ها را قبول دارید یا قبول ندارید ؟

بیننده :

اگر می شود یکی از آن دروغ ها را بیان کنید .

استاد یزدانی :

در مورد سؤال اول ، شما چه مذهبی دارید ؟

بیننده :

بنده حنفی هستم .

استاد یزدانی :

این سؤالی که شما پرسیدید ، چه ارتباطی به شیعه داشت ، شما باید از علمای احناف بپرسید .

بیننده :

این سؤالی را که پرسیدم از کتاب احکام ازدواج دائم و موقت حضرت آیت الله بهجت پرسیدم .

استاد یزدانی :

امکان دارد متن آن را بخوانید ؟ بنده توضیح المسائل آیت الله بهجت را دارم ، این مطلب در چه صفحه ای بیان شده ؟

بیننده :

این مطلب در کتاب احکام ازدواج دائم و موقت در صفحه ۱۳۸ بیان شده .

آیا جایز است که یک دختر در صورتی که دخول نشود ،‌ با دو پسر صیغه شود و فقط استمتاعات دیگر شود ؟ پاسخ می دهد : مانعی ندارد . اگر بعد از مدت اولی یا بخشیدن مدت باشد .

استاد یزدانی :

این چه اشکالی دارد ؟ بنده نظر آیت الله بهجت را ثابت می کنم که تمام مسلمان ها بر این اعتقاد هستند .

اما در مورد دروغ های محمد بن عبد الوهاب در کتاب رسالۀ فی الرد علی الرافضۀ ، صفحه ۸۷ می گوید :

مطلب نفی ذریه الحسن رضی الله عنه :

ومنها قولهم : إن الحسن بن علی لم یعقب وأن عقبه انقرض وأنه لم یبق من نسله الذکور أحد وهذا القول شائع فیهم وهم مجمعون علیه

از قبائح شیعه این است که معتقد هستند امام حسن مجتبی (علیه السلام) هیج فرزندی نداشت و نسلش منقطع شد و هیچ فرزند پسری از خود بر جای نگذاشت . بر این مطلب هم همه شیعه اجماع دارند .

به نظر شما این مطلب راست است یا دروغ است ؟

بیننده :

این مطلب دروغ است .

استاد یزدانی :

یکی دیگر ازدروغ های محمد بن عبد الوهاب در صفحه ۸۴ :

ان الدنیا غیر فانیه وان الآخره غیر آتیه

از نظر شیعه دنیا ابدی است و قیامتی وجود ندارد و به آن معتقد نیست .

این مطلب راست است یا دروغ است ؟ به نظر شما شیعه به قیامت معتقد است یا نیست ؟

بیننده :

شیعه به قیامت اعتقاد دارد . من این کتاب را نخواندم و نمی توانم در مورد آن قضاوتی کنم .

استاد یزدانی :

این صفحه از کتاب را همه دنیا می بینند . این همه تمام صفحه کتاب که به شما نشان می دهم .

بیننده :

بنده در مورد این کتاب اطلاعی ندارم و نظری نمی دهم .

مجری :

ظاهرا شما در ابتدا نمی خواستید دروغ های محمد بن عبدالوهاب را قبول کنید . اما الان می گویید : نمی شناسید ، مطالعه نکردید . بهتر از که شما برادر گرامی در این باره مقداری تأمل کنید .

استاد یزدانی :

در مورد سؤالی که پرسیدید ، تصور کنید که یک زن فرقی نمی کند که شیعه باشد یا سنی باشد . ازدواج کند و هیچ اتفاقی هم نیافتد . یک ساعت بعد می تواند با شخص دیگری ازدواج کند یا نمی تواند ازدواج کند ؟

بیننده :

از نظر عقل و شعور این امکان ندارد .

استاد یزدانی :

مثلا یک خانم حنفی مذهب با شخصی ازدواج می کند ، بدون این که دخولی صورت گرفته باشد ، طلاق دهد . یک ساعت بعد با یک شخص دیگر ازدواج می کند . این چه اشکالی دارد ؟

بیننده :

ازدواج دائم با ازدواج موقت فرق می کند .

استاد یزدانی :

حکم ازدواج موقت با ازدواج دائم یکی است و از این جهت با هم فرقی ندارد . از نظر شیعه هم ازدواج دائم و هم ازدواج موقت عده دارد که مشخص است . زمانی عده دارد که دخولی صورت گرفته باشد. اگر دخولی صورت نگرفته ، اشکالی ندارد با شخص دیگری ازدواج کند .

بیننده :

امکان دارد این دختر همین شغل را داشته باشد ؟

استاد یزدانی :

شغلش که نمی تواند این باشد . در بین شیعه کسی نمی تواند چنین شغلی داشته باشد ؛ ولی ممکن است در بین شما کسانی پیدا شود که از این شغل ها داشته باشد .

در سایت مرکز فتوی آقایان وهابی را خدمت شما نشان می دهم .

 حکم العده والمهر والمیراث لمن توفی عنها زوجها قبل الدخول

وان کان موته قبل الدخول کما دلت علی ذلک السنه النبویه بخلاف الطلاق قبل الدخول فانه لایوجب العده ….

حکم زنی که شوهرش قبل از دخول از دنیا رفته ، در مورد عده ، مهر و میراثش چه می شود ؟

در ادامه به صورت مفصل توضیح می دهد :

همسر من در تاریخ ۵ / ۱۷ / ۱۷۳۲ قبل از دخول در ساعت ۱۰ شب از دنیا رفت . آیا من عده دارم؟ چه زمانی از عده خارج می شوم ؟ آیا ارث می برم ؟

پاسخ می دهد : اگر مردی قبل از دخول از دنیا برود ، عده واجب نیست . 

سایت اسلام وب ، مرکز فتوی

این نظر مرکز فتوی تمام وهابی ها است و بهترین سایت آن ها محسوب می شود . اگر شما همین مطلب را در گوگل جستجو بزنید ، سایت های زیادی می آید که می توانید مشاهده کنید .

ما نمی خواهم به خاطر این که گفت احناف است ، بپردازم . چون فتاوای آقایان احناف در این باره به حدی قبیح است که نمی توان خواند . فتاوایی که آقای ابن حزم در مورد ازدواج با خواهر و مادر و عمه و خاله را نقل کرده . چون بحث ما در نقد اهل سنت است ، به این مباحث نمی پردازیم .

این برادر عزیز فکر می کردند به محض این که طلاق خوانده شد ، باید عده آن را که سه یا دو حیض است را نگهدارد و قبل از آن نمی تواند با کسی ازدواج کند . در حالی که اجماع تمام مسلمان ها است که اگر کسی با زنی ازدواج کرد و دخولی صورت نگرفت ، عده ندارد و فورا می تواند با شخص دیگری ازدواج کند .

در کتاب آثار البلاد واخبار العباد ،تألیف زکریا بن محمد بن محمود قزوینی ، جلد اول ، صفحه ۹۰ آمده :

ان هذا الزوج خالعها قبل الدخول فلا عده علیها

اگر ازدواج کرد و قبل از این که دخول صورت بگیرد ، طلاق خلع اتفاق افتاد ، عده ندارد و می تواند با کسی دیگری ازدواج کند . اگر بخواهد با سومی ، چهارمی و پنجمی و شمشمی ازدواج کند .

زکریا بن محمد بن محمود قزوینی ،‌آثار البلاد واخبار العباد ، ج اول ، ص ۹۰

در کتاب الحاوی الکبیر ، تألیف ماوردی شافعی ، جلد ۱۱ ، صفحه ۳۵۱ می گوید :

فإن کان قبل الدخول فلا عده علیها …

اگر کسی قبل از دخول زنش را طلاق دهد ، عده ای بر آن زن نیست .

ماوردی شافعی ، حاوی الکبیر ، ج ۱۱ ، ص ۳۵۱

در کتاب المبسوط سرخسی ، جلد ۵ ، صفحه ۵۷ :

فإن کان قبل الدخول فلا عده علیها

اگر کسی قبل از دخول زنش را طلاق دهد ، عده ای بر آن زن نیست .

مبسوط سرخسی ، ج ۵ ، ص ۵۷

ایشان هم که از علمای حنفی بودند . کتاب المغنی ابن قدامه مقدسی که از علمای حنبلی مذهب است ، جلد ۸ ، صفحه ۱۱۳ :

 فإن کان قبل الدخول فلا عده علیها

اگر کسی قبل از دخول زنش را طلاق دهد ، عده ای بر آن زن نیست ؛ حتی اگر فوت کند .

ابن قدامه مقدسی ، المغنی ، ج ۸ ، ص ۱۱۳

در روضه الطالبیین ، جلد ۸ ، صفحه ۳۹۹ :

 ومات قبل الدخول فلا عده وان دخل ثم مات …

اگر قبل از دخول بمیرد ، عده ندارد ؛ اما اگر بعد از دخول بمیرد ، باید عده نگهدارد .

نووی ، روضۀ الطالبیین ، ج ۸ ، ص ۳۹۹

شرح الکبیر ابن قدامه ، لباب التأویل فی معانی التنزیل هم همین را گفته است :

واما المطلقه قبل الدخول فلا عده علیها

لباب التأویل فی معانی التنزیل ، ج ۱ ، ص ۲۲۵

در قوانین الفقهیه می گوید :

فان کان قبل الدخول فلا عده علیها المطلقه اجماعا

تمام علما اجماع دارند بر این که اگر زن قبل از دخول طلاق گرفت ، عده ندارد .

قوانین الفقهیه ، ج ۱ ، ص ۱۵۶

این کلمه اجماعا مشت محکمی بر دهان وهابی ها است .

در کتاب تبیین الحقایق ، جلد ۲ ، صفحه ۱۷۵ می گوید :

 قبل الدخول فلا عده علیها وان کان بعد الدخول …

اگر قبل از دخول طلاق دهد ، عده ای بر زن نیست .

تبیین الحقایق ، ج ۲ ، ص ۱۷۵

ابن قیم الجوزیه هم در کتاب اعلام الموقعین همین قضیه را تصریح می کند :

المفارقه قبل الدخول فلا عده علیها

اگر مفارقه قبل از دخول باشد ، عده ندارد .

ابن قیم ، اعلام الموقعین ، ج ۲ ، ص ۸۹

تک تک کتاب های فقهی اهل سنت را بخوانیم ، دقیقا همین است . برادر عزیز ما از نظر اطلاعات مذهبی ضعیف بودند ، طبیعی بود که چنین سؤالی به ذهنش بیاید که چرا آیت الله بهجت چنین حرفی زده است .

بیننده : آقای حسینی از آلمان ـ شیعه

ما شیعیان به ائمه اطهار (علیهم السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیها) افتخار می کنیم و جان و مال خود را فدای دفاع از آن عزیزان می کنیم . کفار از قرآن و روایات ما استفاده می کنند ؛ اما برای کسانی که امروز فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را نشناختند ، متأسفم . فاطمه ای (سلام الله علیها) که سه روز غذای خود را به یتیم و مسکین وفقیر داد و زمانی که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) از آن حضرت پرسیدند ، فرمود : من از خداوند شرم دارم که چیزی از تو بخواهم .

مردم دنیا بدانند که حضرت زهرا (سلام الله علیها ) و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) تا این حد بزرگ هستند .

بیننده : آقای عباسی از اصفهان ـ شیعه

بنده از استاد یزدانی عزیز سؤالی داشتم . من از آقای ملازاده پرسیدم که ما شیعیان در طهارت خودمان با دست راست آب می ریزیم و با دست چپ خودمان را شستشو می کنیم . آیا این کار ما درست است یا نه ؟ گفت : منظور شما را متوجه نمی شوم . گفتم : شما استبراء را با لب می گیرید یا با دندان ؟

گفت : گاو الله باید با لب گرفت .

مجری :

برادر عزیز !‌ ما دوست نداریم مطالب خارج از ادب در شبکه جهانی ولایت مطرح شود . شبکه ما مثل شبکه آقای ملازاده نیست که هر حرفی در آن زده باشد . ما در این شبکه خود را ملزم می دانیم که حدود ادب را رعایت کنیم .

بیننده : آقای دارابی از اراک ـ شیعه

در جامعه امروز ما مواد مخدری آمده به نام شیشه که اگر کسی از آن استفاده کند ، دچار توهم می شود .  به نظر من آقای محمد بن عبد الوهاب هم در آن زمان چنین موادی استفاده کرده بوده که چرندیاتی این چنین در کتاب خود آورده .

مگر دریا با دهان سگ نجس می شود . مگر مقام محترم و شامخ حضرت زهرا (سلام الله علیها) و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و ائمه اطهار (علیهم السلام) با این اراجیف خدشه دار می شود.

بنده می خواستم بگویم تمام مطالبی که این شخص در کتابش آورده به طور کلی دروغ و کذب است و می خواهند به نظر خودشان از نور این چراغ بکاهند . اما باید بگویم : چراغی را که ایزد برفروزد ، هر ابله فوت کند ریشش بسوزد .

مجری :

استاد یزدانی عزیز ! اگر امکان دارد جمعبندی از کل مباحث داشته باشیم . به خصوص که این برنامه آخرین قسمتی بود که به دروغ های محمد بن عبد الوهاب در این کتاب پرداختیم .

استاد یزدانی :

همان طور که بینندگان عزیز هم می دانند ، این هفتمین جلسه ای بود که ما دروغ های محمد بن عبد الوهاب را فقط از کتاب رسالۀ فی الرد علی الرافضۀ بیان کردیم . دروغ های بسیار واضح و آشکاری که بینندگان عزیز می توانند متن آن ها را در سایت شبکه جهانی ولایت و سایت مؤسسه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) ببینند و همین طور اسکن های آن را می توانند مشاهده کنند .

در هفته های بعد ، دروغ های دیگری از محمد بن عبد الوهاب در دیگر کتاب هایش می پردازیم .

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و هم چنین شما بینندگان ارجمند که تا این ساعت از برنامه ما را همراهی کردید ، تشکر و قدر دانی می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار ونگهدارتان .