روایت «کتاب الله و سنتی» در هیچ کتابی از کتاب‌های مسلمانان با سند صحیح نقل نشده است؛ از این رو وهابی‌ها مجبور شده‌اند که دروغ‌های شاخداری ببافند و حتی گفته‌اند که این روایت در صحیح مسلم هم نقل شده است …

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۱۷ / ۱۲ / ۹۴

مجری :

به شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام عرض می کنم . دوشنبه شبی دیگر ، رأس ساعت ۲۰ با برنامه راه و بی راه مهمان منازل شما عزیزان هستیم . برنامه ای که در آن به نقد و بررسی فرقه ضاله وهابیت و بیان تفاوت های آن با سایر مذاهب اسلامی می پردازیم .

این هفته هم در خدمت استاد عزیز و ارجمند ، حجت الاسلام و المسلمین یزدانی عزیز هستیم .

استاد یزدانی :

من هم خدمت حضرتعالی و هم چنین خدمت تمامی بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم . امیدوارم باز هم برنامه ای در خور شأن بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت داشته باشیم. و امیدوارم خداوند ما را از شیعیان حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) قرار دهد .ان شا الله .

مجری :

اگر شما عزیزان برنامه های قبلی راه و بی راه را دنبال کرده باشید ، به دروغ های محمد بن عبد الوهاب در کتاب رسالۀ فی الرد علی الرافضۀ پرداخته بودیم . از استاد یزدانی عزیز تقاضا دارم که موضوع برنامه امشب را بیان کنند .

استاد یزدانی :

در هفت برنامه گذشته، به دروغ های محمد بن عبد الوهاب آن هم فقط در یک کتاب ، مفصل پرداختیم . در آن برنامه ‌ها سلسله وار فقط به دروغ های شاخ دار محمد بن عبد الوهاب را مطرح و او را مفتضح و رسوا کردیم . قصد داشتیم به بقیه کتاب های ایشان بپردازیم که دوستان پیشنهاد کردند که تا همین جا هم که مفتضح شده ، کفایت می کند .

ایشان تنها کس از میان وهابی‌ها نیست که دروغ گفته باشند . از این به بعد موضوع برنامه ، دروغ های بزرگ و آشکار علمای وهابی خواهد بود .

موضوع برنامه امشب دروغ هایی است که آقایان وهابی پیرامون روایت «کتاب الله و سنتی» گفته‌اند.

دروغ های وهابیت در مورد کتاب الله و سنتی

در صحیح مسلم آمده است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند :

انی تارک فیکم الثقلین .

یا در منابع اهل سنت داریم که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) می فرماید :

قال رسول الله ص إنی تارک فیکم خلیفتین کتاب الله حبل ممدود ما بین السماء والأرض أو ما بین السماء والأرض وعترتی أهل بیتی وانهما لن یتفرقا حتى یردا علی الحوض .

۱ . ناصر الدین البانی

خود آقای ناصر الدین محمد البانی وهابی که بزرگترین عالم وهابیت در علم حدیث است ، این روایت را تصحیح می کند . چون وهابیت تاریخ بلند بالایی ندارد و حداکثر سه قرن از سال ۱۱۵۷ به وجود آمده و تا به امروز ، از آقای البانی در این علم بالاتر نبوده و به قول خودشان بخاری دوران و از قرن سیزدهم احیا گر دین بوده .

به هر حال این روایت به کار شیعه آمده و در مناظرات و مباحثه ها خیلی به درد شیعه خورده است . پیامبر (صلی الله علیه وآله ) می فرماید :

من بعد از خودم دو جانشین گذاشته ام .

ثقلین هم دارد ، سند ثقلین هم صحیح است و خود علمای اهل سنت می گویند : سند روایت متواتر است . پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله) در جاهای متعدد آن را بیان کرده‌اند که بهترین کتابی که همه این روایات را جمع کرده ، کتاب ابن حجر هیثمی است . البته کتاب های دیگر هم بسیار گسترده این روایت را نقل کرده اند . خود آقای البانی در کتاب صحیح جامع الصغیر ، با تحقیق آقای زهیر شاویش ، چاپ مکتب الاسلامیه ، جلد اول ، صفحه ۴۸۲ ، روایت ۲۴۵۷ نقل کرده :

إنی تارک فیکم خلیفتین کتاب الله حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتی أهل بیتی أنهما لن یفترقا حتى یردا علی الحوض

آقای البانی می گوید : روایت صحیح است .

البانی ، صحیح جامع الصغیر ، با تحقیق زهیر شاویش ، چاپ مکتب الاسلامیه ، ج ۱ ، ص ۴۸۲ ، روایت ۲۴۵۷

این روایت ، حجت را بر همه تمام می کند و انصافا هیچ عذر و بهانه ای باقی نمی گذارد . چون آقای البانی ، آقای هیثمی و دیگران گفتند : سند روایت صحیح است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) می فرماید :

من در میان شما دو خلیفه می گذارم که جانشین من هستند . یکی کتاب خدا و دیگری اهل بیت من است .

کسانی که بقیه را خلیفه پیامبر (صلی الله علیه وآله ) می نامند که فلانی و فلانی و فلانی خلیفه پیامبر (صلی الله علیه وآله) هستند ، با این روایت در تضاد است . پیامبر (صلی الله علیه وآله) آن ها را به عنوان خلیفه خودش انتخاب نکرده ؛ بلکه اهل بیتش را انتخاب کرده و هرکس پیامبر (صلی الله علیه وآله) و خداوند را قبول دارد ، باید این روایت را بپذیرد . اگر نپذیرد ، با پیامبر (صلی الله علیه وآله) و با خدا مخالفت کرده ؛ چون حرف پیامبر (صلی الله علیه وآله) ، حرف خداوند است . جالب است که خود آقایان وهابی گفته اند : انکار روایت متواتر ، کفر است . حتی اگر یک روایت با سند صحیح داشته باشیم ، کسی آن را انکار کند ، کفر است .

حال این آقایان با این روایت چه کار می کنند و باید چه چاره ای در مورد آن بیاندیشند ؟ به خاطر همین آقایان روایت دیگری با عنوان کتاب الله و سنتی را علم کرده اند . پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) فرموده باشند :

إنی ترکت فیکم ما إن تمسکتم به لن تضلوا کتاب الله وسنّتی .

کتاب الله وسنۀ نبیه و سنۀ رسوله و تعابیر مختلفی که در منابع اهل سنت آمده . البته ما روی این روایت بحث زیادی داریم که اگر این روایت صحیح هم باشد ، باز هم به نفع ما است . چون خیلی ها با این روایت مخالفت کرده و سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) را رد کرده و گفتند : ان الرجل لیهجر ، بعضی ها بعد از پیامبر (صلی الله علیه و اله ) روایات آن حضرت را آتش زدند و گفتند قرآن کریم برای ما کافی است، حسبنا کتاب الله !!!

پس اگر این روایت صحیح باشد ، مخالفت این ها را با این روایت کاملا آشکار می کند . پیامبر (صلی الله علیه وآله) می فرماید : کتاب الله وسنتی ؛ اما بعضی ها می گویند : نه این طور نیست ، حسبنا کتاب الله ‍!!!

این مخالفت صریح آقایان با سخن پیامبر(صلی الله علیه وآله) است و به ضرر دوستداران اهل سنت است . اما آقایان این روایت را علم کردند و جالب است که چون سند صحیحی در هیچ کدام از منابع اهل سنت ندارد و همه سندهای آن بلا استثناء ضعیف است و شاهد هایی که می آورند ، نمی توانند یکدیگر را تقویت کنند ، مجبور شدند دروغ های بسیار واضح و آشکاری بگویند . از جمله آقای البانی دروغ های بسیار عجیبی پیرامون این روایت بیان کرده است .

یکی از این دروغ ها در کتاب سلسلۀ الاحادیث الصحیحۀ ، تألیف ناصر الدین البانی ، متوفای ۱۴۲۰ هـ ، چاپ مکتبه المعارف ریاض عربستان سعودی ، جلد ۴ ، صفحه ۳۶۰ ، در این جا تمام سند های حدیث ثقلین را تصحیح کرده و آورده . به این روایت جواب هایی می دهد و می گوید : مقصود از اهل بیت ، زنان پیامبر (صلی الله علیه وآله) است که پاسخ این ها قبلا داده شده و ارزش بحث کردن ندارد . در آخر در بحث این که مقصود از اهل بیت (علیهم السلام) و این روایت چیست ، مطالبی را بیان می کند :

و هو ما یشیر إلیه قول ابن الأثیر فی “النهایه ” : ” سماهما ( ثقلین ) لأن الآخذ بهما ( یعنی الکتاب و السنه ) و العمل بهما ثقیل ، و یقال لکل خطیر نفیس ( ثقل ) ، فسماهما ( ثقلین ) إعظاما لقدرهما و تفخیما لشأنهما “.

این مطلب را از کتاب ابن اثیر در النهایه نقل می کند که چرا پیامبر (صلی الله علیه وآله) ثقلین گفته ؟ به خاطر این که پیروی از کتاب و سنت و عمل به آن ها خیلی سخت است . پیامبر (صلی الله علیه وآله) ثقلین گفت ، تا قدر و منزلت کتاب و سنت را به چشم همه بزرگ جلوه دهد تا مردم بفهمند که کتاب و سنت چه مقامی دارد .

البانی ، سلسلۀ الاحادیث الصحیحۀ ، ج۴ ، چاپ مکتبه المعارف ، ص ۳۶۰

آقای البانی در این جا منظور از ثقلین را کتاب و سنت بیان کرده . حال ببینیم که آقای البانی چه خیانتی کرده و در اصل کتاب این عبارت چگونه بیان شده است .

در کتاب النهایۀ فی غریب الحدیث والاثر ، تأْلیف ابن اثیر جزری ،متوفای ۶۰۶ هـ ، جلد اول ، با تحقیق طاهر احمد الزاوی و محمود محمد طناحی ، چاپ دار التراث العربی ، صفحه ۲۱۶ در ذیل ثقل :

فیه إنی تارک فیکم الثقلین : کتاب الله وعترتی سماهما ثقلین لأن الأخذ بهما والعمل بهما ثقیل . ویقال کلک خطیر نفیس ثقل فسماهما ثقلین إعظاما لقدرهما وتفخیما لشأنهما .

ابن اثیر جزری ، النهایۀ فی غریب الحدیث ، ج اول ، با تحقیق طاهر احمد الزاوی ومحمود محمد طناحی ، چاپ دار التراث العربی ، ص ۲۱۶

در این روایت کتاب الله و عترتی آمده . در صورتی که آقای البانی در کتابش از قول ابن اثیر جزری روایت را با عبارت کتاب الله و سنتی آورده بود و به این صورت خیانت کرده است . آقای البانی ! چرا این دروغ را که در این جا آورده اید و این کاری که انجام داده اید ، چه معنایی می تواند داشته باشد ؟ آیا شما عالم هستید ؟ به شما بخاری دوران می گویند ، بله ، درست است شما در دروغ گویی بخاری دوران هستید که حتی به ابن اثیر جزری ، از علمای اهل سنت و از کسانی که متعصب و ضد شیعه است و علیه شیعه و اهل بیت (علیهم السلام) در کتاب الکامل خود ، حرف های زیادی زده است ، رحم نکردی !! ایشان روایتی را نقل کرده که می خواهد کلمه ثقل را معنا کند . روایتی از پیامبر (صلی الله علیه وآله) آورده که می فرماید : انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ؛ اما شما همین عبارت کتاب الله و عترتی را به کتاب الله والسنه ، تغییر داده اید . این خیانت بزرگی است که آقای البانی انجام داده و از این قبیل دروغ ها ، زیاد گفته اند .

مجری :

این یکی از دروغ های آقای البانی بود که حتی به یک عالم اهل سنت هم رحم نکرده . کلیپ اولی که آماده شده ، از یکی از کارشناسان شبکه های وهابی ـ داعشی است که با هم مشاهده می کنیم .

کلیپ ۱ ) :

بیننده :

خدمت شما آقای سجودی سلام عرض می کنم . بنده از شما چند سؤال داشتم که خواهش می کنم بدون توضیح اضافه ، پاسخ سؤالات بنده را بدهید . شما ادعا می کنید که اهل سنت هستید و سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) را گوش می کنید . در خود قرآن می فرماید : اطیعوا الله واطیعوا الرسول ، روایت صحیح هم از پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله ) داریم که می فرماید :

إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی کتاب الله حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتی أهل بیتی أنهما لن یفترقا حتى یردا علی الحوض

از شما خواهش می کنم که بدون هیچ توضیح اضافه ای ، روایتی با سند صحیح بیاورید که کتاب الله و سنتی آمده باشد . شما چیز هایی نشان می دهید در مواقع کلیدی ، نمی شود که رهبری باشد ؛ اما همراهانی با او نباشد .

آقای سجودی ! ما به نص کار داریم . به قرآن و سنت نگاه می کنیم . سنت یعنی آن کسانی که با پیامبر (صلی الله علیه وآله) و زیر دست پیامبر (صلی الله علیه وآله) بودند . مثلا کسی می آید و خود را یار پیامبر (صلی الله علیه وآله) می داند . وقتی پیامبر (صلی الله علیه وآله) می فرماید : به من قلم و دوات بیاورید که در صحیح بخاری آمده : خلیفه دوم می گوید : حسبنا کتاب الله .

حال در این جا سؤال پیش می آید : این شخصی که در رکاب پیامبر (صلی الله علیه وآله) ۲۳ سال شاگردی کرده و این همه به اصطلاح درس آموخته ، چطور نفهمید که کتاب خدا باید در مقابل سنت باشد و کتاب خدا به تنهایی نمی تواند حکم کند . این مطلب را برای ما توضیح دهید .

کارشناس وهابی :

بله ، برای شما توضیح می دهم و از شما تشکر می کنم . حدیثی که آوردید ، درست است که خدا و پیامبر فرمود : در میان شما دو چیز گذاشتم . کتاب الله و عترتی و در جای دیگر ، حدیث داریم که برای شما آوردم . این حدیث صحیح در ترمذی است که کتاب الله وسنتی آورده . نگاه کنید مستدرک حاکم ، صحیح هم هست از حضرت ابوهریره است !!!!!

مجری :

این هم از آقای سجودی ، کارشناس وهابی شبکه وهابی ـ داعشی که اخراجی شبکه کلمه هم بودند و الان هم در شبکه دیگری مشغول هستند . ایشان تصریح کردند بر صحت حدیثی که با صیغه کتاب الله وعترتی است و بعد به صحت حدیث دیگری با صیغه کتاب الله وسنتی اشاره کردند .

استاد یزدانی :

در این جا آقای سجودی دو خیانت انجام دادند . وقتی بیننده روایت را خواند که انی تارک فیکم خلیفتین ، ایشان وقتی می خواست پاسخ دهد ، گفت : بله ، این روایت نقل شده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرموده : من در میان شما دو چیز به جا می گذارم .

این خود ، خیانت است . پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) می فرماید : انی تارک فیکم خلیفتین ، نگفتند : دو چیز !!! آن روایت دیگری است که بیننده در مورد این روایت از شما سؤال می کند . شما به جای این که جواب بیننده را بدهید ، به یک روایت دیگر می پردازید .

این اولین خیانت ایشان بود . دومین خیانت ایشان این بود که گفت : روایت در ترمذی آمده و سند آن هم صحیح است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرموده : کتاب الله وسنتی .

روایتی که ایشان از مکتبه شامله کپی پیس کرده بود و در ورد نشان می داد ، در کتاب صحیح جامع الصغیر است . من اصل روایت را خدمت شما بینندگان عزیز نشان می دهم که ببینیم آقای البانی و آقای سجودی چقدر دروغگو هستند .

کتاب صحیح جامع الصغیر ، تألیف محمد ناصر الدین البانی ، چاپ مکتب الاسلامی بیروت ، جلد اول ، صفحه ۶۱۵ :

تَرَکْتُ فیکُمْ شَیْئَیْنِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُما کِتابَ الله وسُنَّتی وَلَنْ یَتَفَرَّقا حَتَّى یَرِدا عَلَیَّ الحَوْضَ ) صحیح ( ک )

(ابوبکر الشافعی فی الغیلانیات ) عن أبی هریره .

الصحیحه ۱۷۶۱ : قط ، الحاکم ، الخطیب

البانی ، صحیح جامع الصغیر ، چاپ مکتب الاسلامی ، ج اول ، ص ۶۱۵

در این جا آقای البانی گفته : سند روایت صحیح است ؛ اما آقای سجودی می گفت : روایت در کتاب آقای ترمذی آمده . در صورتی که آقای البانی آدرس به ابوبکر شافعی در الغیلانیات داده . در این جا رمز گذاری کرده : الصحیحۀ ۱۷۶۱ ، قط ، الحاکم ، الخطیب . تک تک این آدرس ها خیلی مهم است .

سند روایت صحیح است که آقای ابوبکر شافعی در کتاب الغیلانیات نقل کرده است . آقای البانی کتاب خودش را این طور آدرس می دهد : کتاب السلسلۀ الاحادیث الصحیحۀ ، روایت شماره ۱۷۶۱ که بنده (البانی ) این روایت را بررسی کرده و در آن جا تصحیح کردم .

حاکم هم نقل کرده که دروغ بزرگی در این جا گفته . ان شاء الله در این جلسه یا جلسه آینده به دروغ های حاکم پیرامون این روایت خواهیم پرداخت .

خطیب بغدادی هم این روایت را نقل کرده است . بنده هم روایت آقای خطیب بغدادی را و هم کتاب الغیلانیات ابوبکر شافعی را و هم دروغگویی و تناقض گویی های آقای البانی را در ذیل این روایت نشان خواهیم داد .

در این جا گفته : سند روایت صحیح است . بنده این روایت را از کتاب الغیلانیات ابوبکر شافعی نشان می دهم تا ببینیم که آقای البانی تا چه اندازه دروغگو است .

الکتاب الفوائد الشهیر الغیلانیات ، تألیف ابوبکر شافعی ، متوفای ۳۵۴ هـ ، با تحقیق حلمی کامل اسعد عبد الهادی ، جلد اول ، چاپ دار ابن جوزی عربستان سعودی ، صفحه ۵۱۰ دقیقا همین روایت را نقل کرده است :

حدثنا أبو قبیصه محمد بن عبد الرحمن بن عماره بن القعقاع بن شبرمه الضبی ثنا داود بن عمرو ثنا صالح بن موسى الطلحی عن عبد العزیز ابن رفیع عن أبی صالح عن أبی هریره قال قال رسول الله ص : ( ( خلفت فیکم شیئین لن تضلوا بعدهما کتاب الله وسنتی ولن یتفرقا حتى یردا على الحوض

در آن جا آقای البانی ، سند روایت را نقل نکرده است .

از ابوهریره نقل شده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می فرماید : برای شما دو چیز به جای می گذارم که گمراه نمی شوید . کتاب خدا و سنت من . این دو از هم جدا نمی شوند تا این که بر حوض بر من وارد شوید .

ابوبکر شافعی ، الغیلانیات ، با تحقیق حلمی کامل اسعد عبد الهادی ، ج۱ ، چاپ دار ابن جوزی ، ص ۵۱۰

سند روایت اشکالات متعددی دارد که یکی از این روات را انتخاب کردم و به بینندگان عزیز نشان می دهم .

 صالح بن موسی الطلحی

ایشان از نوادگان آقای طلحه است . روایات جعلی و دروغ در فضیلت آقای طلحه ، اکثرا از ایشان است و هم چنین دروغ هایی که به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نسبت داده است .

حال ببینیم که سند روایت صحیح است یا نیست ؟

محقق در رابطه با این روایت در پاورقی می گوید :

اسناده ضعیف جدا فیه صالح بن موسی الطلحی وهو متروک .

آقای البانی شما که گفتید آقای ابوبکر شافعی روایت را با سند روایت صحیح در غیلانیات نقل کرده ، کجای این سند صحیح است . این دروغ هست یا نیست ؟

شاید از نظر آقای البانی ، آقای صالح بن موسی الطلحی موثق است . حال ببینیم نظر آقای البانی در مورد صالح بن موسی الطلحی چیست ؟

در کتاب سلسلۀ الاحادیث الصحیحۀ ، تألیف محمد ناصر الدین البانی ، چاپ ریاض عربستان سعودی ، جلد اول ، صفحه ۲۴۵ ، روایت ۱۲۵ :

من سره ان ینظر الی رجل یمشی علی الارض وقد قضی نحبه فلینظر الی طلحه

چه فضائلی دارد این آقای طلحه !!!!!!!!!

حال ببینیم که سند روایت صحیح است یا نیست ؟ آقای البانی در صفحه ۲۴۶ از همین کتاب می گوید :

وفیه صالح بن موسی وهو متروک

آقای البانی ! شما در این جا قبول کردید که سند روایت ضعیف است ؛ پس چرا در آن روایت قبول نکردید که سند روایت ضعیف است ؟ در حالی که گفته بودید سند روایت صحیح است .

باز در همین کتاب صفحه ۲۴۸ ، روایت ۱۲۶ می گوید :

من سره ان ینظر الی شهید یمشی علی وجه الارض فلینظر الی طلحه بن عبید الله .

هر کس می خواهد شهیدی را در روز زمین ببیند ، به طلحه بن عبید الله نگاه کند .

ایشان در کجا شهید شد ؟ چه کسی و به چه علت طلحه را کشت ؟ مروان بن حکم کشت ؛ به خاطر این که قاتل عثمان بن عفان بود . آقای ابن حجر عسقلانی سه روایت بیان کرده که مروان بن حکم ، طلحه را کشت . به خاطر این که طلحه قاتل عثمان بود . آیا به نظر شما قاتل عثمان شهید محسوب می شود ؟

در ادامه می گوید :

این روایت را آقای ترمذی در جلد ۲ ، صفحه ۳۰۲ از چاپ بولاق از صالح بن موسی الطلحی از فرزندان طلحه بن عبید الله نقل کرده . این حدیث غریب است که بعضی از اهل علم در مورد صلت بن دینار که در سند روایت است و صالح بن موسی به خاطر حافظه اشان اشکال گرفتند .

آقای البانی پاسخ می دهد : بعد از تحقیقاتی که من انجام دادم ، هم صالح بن موسی و هم صلت بن دینار ، جدا ضعیف هستند .

البانی ، سلسلۀ الاحادیث الصحیحۀ ، ج ۱ ، ص ۲۸۵ تا ۲۴۸

چطور شما در آن جا گفته بودید که روایت صحیح است ، چرا در این جا «ضعیف جدا» شده است !!!!

باز در همین کتاب ، جلد ۲ ، صفحه ۶۱۸ روایت دیگری را نقل می کند :

عن سوید بن سعید : ثنا صالح بن موسی الطلحی : ثنا قتاده عن انس به .

قلت : وهذا سند ضعیف جدا صالح بن موسی الطلحی المتروک کما فی التقریب .

سند روایت جدا ضعیف است ؛ چون در سند روایت صالح بن موسی الطلحی می باشد که متروک است . همان طور که آقای ذهبی در تقریب التهذیب خود بیان کرده است .

البانی ، سلسلۀ الاحادیث الصحیحۀ ، ج ۲ ، چاپ عربستان سعودی ، ص ۶۱۸

باز در کتاب سلسلۀ الاحادیث الضعیفۀ والموضوعۀ ، تألیف محمد ناصر الدین البانی ، جلد ۹ ،      صفحه ۳۴۹ ، روایت ۴۳۵۹ که در مورد طلحه نقل شده :

لقد رأیتنی یوم احد ومافی الارض قربی مخلوق غیر جبریل عن یمینی وطلحه عن یساری

می گوید : در روز احد هیچ مخلوقی از مخلوقات خداوند در کنار من نبود که جبرئیل در سمت راست و طلحه در سمت چپ من بود .

عجب روایتی !!! حتما میکائیل و اسرافیل فرار کرده بودند و از کوه بالا می رفتند و فقط طلحه در آن جا مانده بوده !!!!

در صفحه بعد آقای البانی می گوید :

ضعیف جدا اخرجه الحاکم عن صالح بن موسی الطلحی …

قلت : سکت عنه الحاکم والذهبی وکانه لظهور ضعفه فان صالح بن موسی الطلحی متروک .

سند روایت جدا ضعیف است . حاکم هم از صالح بن موسی الطلحی نقل کرده .

آقای البانی می گوید : حاکم و ذهبی بعد از نقل این روایت ، ساکت شده و حرفی نزده اند . زیرا سند این روایت خیلی واضح و آشکار ضعیف بوده . دلیل ضعفش هم این است که صالح بن موسی الطلحی متروک است .

البانی ، سلسلۀ الاحادیث الضعیفۀ والموضوعۀ ، ج ۹ ، ص ۳۴۹ و ۳۵۰

حال به روایت ناصر الدین البانی بر می گردیم که در صحیح جامع الصغیر خود ، جلد اول ، صفحه ۶۱۵ را بیان کرده :

تَرَکْتُ فیکُمْ شَیْئَیْنِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُما کِتابَ الله وسُنَّتی وَلَنْ یَتَفَرَّقا حَتَّى یَرِدا عَلَیَّ الحَوْضَ ) صحیح ,

چرا در این روایت ، سند را صحیح می دانید و در آن روایت ضعیف می دانید ؟ شاید در آن جا ضعفش ضربه زیادی نمی زد ؛‌ اما در این جا بخواهد سند روایت را تضعیف کند ، مجبور هستند که روایت

إنی تارک فیکم خلیفتین کتاب الله حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتی أهل بیتی أنهما لن یفترقا حتى یردا علی الحوض ، را قبول کنند . سند این روایت هم صحیح است . اگر سند این روایت صحیح نباشد ، مجبور هستند که به آن روایت بپردازند . به آن روایت هم بپردازند ، باید دست از تمام اعتقادات خود بکشند . باید بپذیرند که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) خلیفه پیامبر (صلی الله علیه وآله) است ؛ چون کسانی را که شما به عنوان خلیفه انتخاب کرده اید ، هیچ کدام خلیفه پیامبر (صلی الله علیه وآله) نبودند و پیامبر (صلی الله علیه وآله) اهل بیت خود را به عنوان خلیفه انتخاب کرده بودند . به همین خاطر مجبور هستند که بگویند این روایت صحیح است ولو این که در سند روایت صالح بن موسی الطلحی است که در جای دیگر، ضعیف جدا می باشد ؛ اما در این جا ضعیف جدا ، فراموش می شود .

البته این روایت را آقای البانی در صحیح جامع الصغیر خود ، در صفحه ۵۶۶ هم نقل کرده است .

این هم یکی از اشکالاتی بود که پاسخ داده شد ، در مورد این آقای البانی گفته بود روایت در کتاب الغیلانیات ابوبکر شافعی نقل شده است . یکی دیگر از آدرس هایی که داده بود , در سلسلۀ الاحادیث الصحیحۀ روایت ۱۷۶۱ نقل شده .

حال ببینیم که آقای البانی در سلسلۀ الاحادیث الصحیحۀ روایت ۱۷۶۱ ، چه اظهار نظری در مورد این روایت کرده است .

سلسلۀ الاحادیث الصحیحۀ ، جلد ۴ ، چاپ ریاض عربستان ، صفحه ۳۶۱ ، (کل مطالبی که ایشان در مورد کتاب الله وسنتی در این کتاب صحبت کرده ، همین یک مورد است که در ذیل این روایت بیان کرده ) :

اذا عرفت ما تقدم فالحدیث شاهد قوی لحدیث الموطأ بلفظ : ترکت فیکم امرین لن تضلوا ما تمسکتم بهما کتاب الله وسنه رسوله وهو فی المشکاه (۱۸۶ )

آقای البانی ! شما در این جا روایت را تصحیح کردید که آدرس الصحیحۀ روایت ۱۷۶۱ دادید ؟

خیلی واضح است که در این جا ، آقای البانی روایت کتاب الله وسنۀ رسوله ، را به عنوان یک روایت شاهد می آورد . روایت شاهد یعنی چه ؟ روایتی که ضعیف است و آمده تا یک روایت ضعیف دیگر را تقویت کند . دو روایت ضعیف داریم ، ایشان می گوید : شاهدی هم دارد . بعضی ها طور دیگری هم نقل کردند . اصل این روایت از آقای مالک در موطأ نقل شده که بنده آن را نشان میدهم .

در این جا می گوید : آن روایت شاهدی دارد که شاهدش این روایت است .

البانی ، سلسلۀ الاحادیث صحیحۀ ، ج ۴ ، چاپ ریاض عربستان ، ص ۳۶۱

آقای البانی ! این روایت را که شما تصحیح نکردید ؛ چرا در آن جا گفته اید : سند روایت صحیح است و آدرس کتاب سلسلۀ الاحادیث خود را داده اید و در این جا هیچ حرفی نزده اید ؟

آدرس دیگری که آقای البانی داده بود ، کتاب المشکاۀ روایت ۱۸۶ از ابوهریره نقل کرده است . حال ببینیم آقای البانی در ذیل روایت ۱۸۶ در کتاب المشکاۀ چه نظری داده است .

المشکاۀ المصابیح ، تألیف محمد بن عبد الله خطیب تبریزی ، با تحقیق ناصر الدین البانی ، چاپ مکتب الاسلامی ، جلد اول ، صفحه ۶۶ :

وعن مالک بن أنس مرسلا قال : قال رسول الله صلى الله علیه وسلم : ” ترکت فیکم أمرین لن تضلوا ما تمسکتم بهما : کتاب الله وسنه رسوله « . رواه فی الموطأ

آقای البانی ، محقق کتاب در پاورقی می گوید :

وهو معضل کما تری

این روایت معضل است .

روایت معضل به روایتی می گویند که سند آن بیش از دو ضعف داشته باشد . یا این که بیش از دو نفر ضعیف در آن باشد یا این که دو انقطاع یا دو مجهول در آن باشد .

آقای البانی ! شما سند این روایت را در کتاب صحیح جامع الصغیر صحیح می دانید و آدرس داده اید که این روایت را در کتاب المشکاۀ و سلسلۀ الاحادیث الصحیحۀ تصحیح کردم و نشان دادم .

در کتاب المشکاۀ گفته بودید : وهو معضل . در کتاب سلسلۀ الاحادیث الصحیحۀ به عنوان یک روایت شاهد آورده بودید ، روایت شاهد یعنی روایتی که ضعیف است و می خواهد روایت ضعیف دیگری را تقویت کند .

مثلا آقایان یک نخ باریک دارند که میخواهند با آن از دیوار بالا بروند ، نمی توانند . به خاطر همین یک نخ باریک دیگر راه هم در کنار آن می گذارند تا تقویت شود و با آن دو نخ از دیوار بالا بروند تا پیامبر (صلی الله علیه وآله) را دور بزنند و این امکان پذیر نیست .

این هم دورغ دوم آقای البانی بود که بیان کردم . جالب است که در همان روایت اولی که بنده نشان دادم ، ایشان از خطیب بغدادی هم نقل کرده بود .

کتاب الفقیه والمتفقه ، تألیف خطیب بغدادی ، جلد اول ، چاپ دار ابن جوزی در ریاض عربستان ، با تحقیق ابو عبد الرحمن عادل بن یوسف العزازی ، صفحه ۲۷۴ ، ایشان دو روایت نقل می کند . روایت ۲۷۴ در صفحه ۲۷۴ :

أنا أبو الحسین علی وأبو القاسم عبد الملک ابنا محمد بن عبد الله بن بشران ، قالا : أنا أبو أحمد حمزه بن محمد بن العباس ، نا عبد الکریم بن الهیثم ، نا العباس بن الهیثم ، نا صالح بن موسى الطلحی عن عبد العزیز بن رفیع عن أبی صالح عن أبی هریره ، قال : قال رسول الله : ۱۹ ( ( إنی قد خلفت فیکم ما لن تضلوا بعدهما ما أخذتم بهما أو عملتم بهما کتاب الله وسنّتی ولن یفترقا حتى یردا علی الحوض ) )

واضح است که این روایت اصلا شباهتی به سخن پیامبر (صلی الله علیه وآله) ندارد و راوی هم همه روایت را فراموش کرده است .

روایتی بعدی :

أنا أبو طالب محمد بن محمد بن إبراهیم بن غیلان البزاز ، نا محمد بن عبد الله بن إبراهیم الشافعی ، نا أبو قبیصه محمد بن عبد الرحمن بن عماره بن القعقاع بن شبرمه الضبی ، نا داود بن عمرو ، نا صالح بن موسى الطلحی عن عبد العزیز بن رفیع عن أبی صالح عن أبی هریره ، قال : قال رسول الله : ۱۹ ( ( خلفت فیکم شیئین لن تضلوا بعدهما کتاب الله وسنّتی ولن یتفرقا حتى یردا علی الحوض ) ) .

این روایت هم از صالح بن موسی از ابوهریره همان کسی که عایشه او را دروغگوی بزرگی می دانست . محقق هم در پاورقی می گوید :

اسناده ضعیف

اسناده ضعیف (حسن لغیره)

سند هر دو روایت ضعیف است . محقق مجبور است که در این جا بگوید : دیگران با سندهای دیگر هم نقل کرده اند که ما همه آن ها را در کنار هم قرار می دهیم که حسن لغیره می شود .

خطیب بغدادی ، الفقیه والمتفقه ،چاپ دار ابن جوزی عربستان ، ج ۱ ، با تحقیق ابو عبد الرحمن عادل بن یوسف العزازی ، ص ۲۷۴

این حسن لغیره ، در برابر حدیث صحیح انی تارک فیکم خلیفتین ، می تواند مقاومت کند ؟ می تواند در مقابل روایت انی تارک فیکم الثقلین که در صحیح مسلم ، صحیح ترمذی ، در مسند احمد با سند های مختلف آمده ، مقاومت کند ؟ هرگز نمی تواند مقاومت کند و دروغ های دروغگوی بزرگ آقای البانی که در ذیل این روایت بیان کرده ، آشکار و واضح می شود .

مجری :

کلیپ بعدی نظر یکی از علمای اهل سنت در مورد حدیث ثقلین است که هم در مورد لفظ کتاب الله وسنتی توضیح می دهند و هم در مورد لفظ کتاب الله وعترتی توضیح می دهند .

کلیپ ۲ ) :

حاتم العوفی ، عالم اهل سنت :

این حدیث یعنی حدیث منسوب به پیامبر (صلی الله علیه وآله) که ایشان فرمودند : چیزی را در میان شما باقی گذاشته ام که اگر پس از من به آن تمسک بجویید هرگز گمراه نمی شوید ، کتاب خدا و سنتم .

با وجود شهرت زیاد این حدیث بین مردم و سخنرانان و حتی علما ؛ البته بعضی از علمایی که تخصصی در سنت نبوی ندارند ، این حدیث بنابر قول راجح صحیح نیست . حدیث کتاب ” کتاب الله وسنتی ” ضعیف است . این حدیث از پیامبر ثابت نشده است و چند نفر از علما به این اشاره کرده اند . هر چند که عده کمی مخالفت کرده اند و آن را حدیثی صحیح دانسته اند که به دلیل شهرت نیازی به سند ندارد ؛ اما قول راحج آن است که این حدیث از پیامبر ثابت نیست .

آن عده از علمای اهل سنت که حدیث ” کتاب الله وعترتی ” را تصحیح کرده اند ، تعداد زیادی هستند . حدیث ” کتاب الله وعترتی ” که قبلا به آن اشاره کرده ام که پیامبر فرمودند : من در میان شما دو چیز گرانبها به جای گذاشته ام ، کتاب خدا و سپس فرمودند : شما را در مورد اهل بیتم یاد آوری می کنم .

این حدیث را امام مسلم و ترمذی و ابن خزیمه و حاکم و گروهی از علماء تصحیح کرده اند . این در شأن اهل سنت نبوده است که فضیلت اهل بیت یا وصیت پیامبر در مورد اهل بیت در این حدیث را مخفی کنند .

مجری :

کلیپ را مشاهده کردید که نظر یک عالم اهل سنت آقای حاتم العونی در مورد روایت با لفظ ” کتاب الله و عترتی “بود که گفتند : بسیاری از علمای اهل سنت آن را تصحیح کردند و حدیث صحیحی است . اما در مقابل ، روایت با لفظ ” کتاب الله وسنتی ” حدیث ضعیفی است و قابل قبول نمی باشد .

استاد یزدانی :

فقط آقای البانی نیست که در ذیل روایت ” کتاب الله وعترتی ” بیان کرده ، بقیه محققین معاصر وهابی هم ، دروغ های بزرگی گفته اند ؛ حتی بعضا محققین سنی هم مجبور شدند که در این باره دروغ هایی بگویند که خدمت بینندگان عزیز نشان خواهم داد .

روایتی در کتاب صحیح مسلم ، تألیف مسلم نیشابوری ، متوفای ۲۶۱ هـ ، چاپ دار المغنی ، روایت ۲۴۰۸ :

قام رسول اللَّهِ ص یَوْمًا فِینَا خَطِیبًا بِمَاءٍ یُدْعَى خُمًّا بین مَکَّهَ وَالْمَدِینَهِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى علیه وَوَعَظَ وَذَکَّرَ ثُمَّ قال أَمَّا بَعْدُ ألا أَیُّهَا الناس فَإِنَّمَا أنا بَشَرٌ یُوشِکُ أَنْ یَأْتِیَ رسول رَبِّی فَأُجِیبَ وأنا تَارِکٌ فِیکُمْ ثَقَلَیْنِ أَوَّلُهُمَا کِتَابُ اللَّهِ فیه الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِکِتَابِ اللَّهِ وَاسْتَمْسِکُوا بِهِ فَحَثَّ على کِتَابِ اللَّهِ وَرَغَّبَ فیه ثُمَّ قال وَأَهْلُ بَیْتِی أُذَکِّرُکُمْ اللَّهَ فی أَهْلِ بَیْتِی أُذَکِّرُکُمْ اللَّهَ فی أَهْلِ بَیْتِی أُذَکِّرُکُمْ اللَّهَ فی أَهْلِ بَیْتِی ….

پیامبر (صلی الله علیه وآله) در بین راه مکه و مدینه در منطقه غدیر خم بعد از حمد و ستایش خداوند ، خبر از مرگ خودشان خبر می دهند و بعد می فرمایند : من در میان شما دو چیز می گذارم . اولی از آن ها ، کتاب خدا است که در آن هدایت و نور است ؛ پس کتاب خدا را بگیرید و به آن تمسک جویید و هم چنین به اهل بیت من .

وقتی اهل بیتی به کتاب عطف می شود یعنی تمام دستوراتی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در ذیل کتاب داده است ، شامل اهل بیت (علیهم السلام) هم می شود . این از قواعد علم نحو است که همه احکامی که بر معطوف وارد می شود ، بر معطوف علیه هم وارد می شود .

علاوه بر قرآن ، دستوراتی در مورد اهل بیت (علیهم السلام) می دهد :

حواستان به اهل بیت من باشد ، حواستان به اهل بیت من باشد .

شما را به خدا به اهل بیت من ظلم نکنید ، به خانه اش حمله نکنید . پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) همه اتفاقات بعد از خود را می دیدند که این تذکرات را دادند .

صحیح مسلم ، چاپ دار المغنی ، روایت ۲۴۰۸

این روایت در صحیح مسلم نقل شده ، علمای وهابی عبارت ” واهل بیتی ” را در اکثر جاهایی که نقل کردند ، ” وسنتی ” گفتند و آدرس صحیح مسلم ، روایت ۲۴۰۸ را داده اند .

بنده چند مورد از این ها را نشان می دهم تا بینندگان عزیز ببینند که این آقایان وهابی تا چه اندازه دروغگو هستند .

کتاب التوحید المسمی التخلی عن التقلید والتخلی بالاصل المفید ، تألیف عمر العرباوی ( از علمای معاصر وهابی ) ، صفحه ۳۴ :

قال ترکت فیکم ما إن تمسکتم به لم تضلوا بعدی کتاب الله وسنتى

پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) فرموده باشند : من چیزی در میان شما گذاشتم که اگر به آن تمسک کنید ، هرگز گمراه نمی شوید ، کتاب خدا و سنت من است .

این سخن بسیار خوبی است که اگر انسان واقعا به سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) عمل کند ، هرگز گمراه نمی شود . پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند : انی تارک فیکم خلیفتین ، این هم سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) است ، سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) فقط آن نیست که به نفع آقایان باشد . همه حرف های پیامبر (صلی الله علیه وآله) سنت ایشان است . یکی از سنت های پیامبر (صلی الله علیه وآله) این است که اهل بیتش را جانشین خودش قرار داد .

ما خیلی نمی خواهیم در برابر روایت ” کتاب الله وسنتی ” موضعگیری کنیم ؛ چون به نفع ما است و ما می توانیم از این روایت خیلی استفاده کنیم . حتی روایت کتاب الله و سنتی ، بطلان مذهب مخالفین اهل بیت (علیهم السلام) را ثابت می کند .

آقای عرباوی ! نظر شما در مورد این روایت چیست ؟ این روایت را چه کسی نقل کرده بود ؟ ایشان می گوید :

من خطبه الوداع عن جابر بن عبد الله رضی الله تعالی عنه (رواه مسلم )

روایت از خطبه وداع پیامبر (صلی الله علیه وآله) از جابر بن عبد الله نقل شده که آن را مسلم در صحیح مسلم بیان کرده است .

کتاب التوحید ، تألیف محمد عرباوی ، ص ۳۴

این روایت را مسلم در کجا نقل کرده است ؟ آقایان وهابی ! بنده چند بار این را بیان کردم ، دروغ هایی که محمد بن عبد الوهاب گفته بود ، خودتان و تمام اجنه و شیاطین جمع شوید و تمام دروغ های محمد بن عبد الوهاب را به ما نشان دهید . مصادری را که داده ، پیدا کنید .

در این جا هم همین طور است . تمام وهابی ها و پیروانشان و تمام شیاطین و اجنه و کفار جمع شوند و این روایت را در صحیح مسلم به ما نشان دهند . آیا می توانید پیدا کنید ؟

اصلا این روایت وجود خارجی ندارد . جالب است که در همان اوایل که شبکه راه اندازی شده بود ، وهابی ها جرأت داشتند و می آمدند و بحث می کردند . الان چرا این کار را انجام نمی دهند؟ .

چون وضعیت برایشان ثابت شده . الان یک وهابی چه حرفی برای گفتن دارد ؟ اگر می خواهند بگوید : راست گفته , از صحیح مسلم روایت را نشان دهند . وقتی چنین روایتی وجود خارجی ندارد ، حرفی برای گفتن ندارند .

همان طور که در مورد دروغ های محمد بن عبد الوهاب تا به حال هیچ کدام از وهابیت تماس نگرفته اند و نخواهند گرفت . دومین دروغ گویی که پیرامون این روایت صحبت کرده :

۲ . علی محمد محمد صلابی

در کتاب تبصیر المؤمنین فقه النصر والتمکین فی القرآن الکریم ، تألیف علی محمد محمد صلابی (ایشان مفتی کشور تونس است که یکی از دروغ های ایشان را در روایت ابن ابی شیبه در تهدید خانه صدیقه طاهره (سلام الله علیها) بیان کردیم که دروغ بزرگی در این باره گفته بود ) ، چاپ مکتبه الصحابه ، چاپ اول در سال ۱۴۲۲ هـ ، صفحه ۳۱۱ به بعد می گوید :

من القرآن الکریم

قال تعالی : فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآَخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا . نساء / ۵۹ ….

من السنه

عن ابن عباس قال : خطب رسول الله ص فی حجه الوداع فقال : یا أیها الناس إنی قد ترکت فیکم ما إن اعتصمتم به فلن تضلوا أبدا کتاب الله وسنتی .

ما برای این که به پیامبر (صلی الله علیه وآله) مراجعه کنیم ، هم از قرآن دلیل داریم که فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآَخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا . نساء / ۵۹ ، از سنت هم که ابن عباس می گوید : رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خطاب به مردم فرمودند : من در میان شما چیزی گذاشتم که اگر به آن چنگ بزنید ، هرگز گمراه نخواهید شد ، آن دو کتاب خدا و سنت من است .

در پاورقی آدرس داده :

مسلم ، کتاب الحج ، باب حجه النبی ص ، (۸۹ / ۲) رقم ۱۲۱۸

این مطلب را مسلم در کتاب الحج ، باب حجۀ النبی (صلی الله علیه وآله) ، جلد ۲ ، صفحه ۸۹ ، روایت ۱۲۱۸ نقل کرده است .

علی محمد محمد صلابی ، تبصیر المؤمنین فقه النصر والتمکین ، چاپ مکتبۀ الصحابۀ ، ص ۳۱۱ به بعد

واقعا کمال پررویی است که یک شخص این قدر دقیق آدرس دروغ بدهد !!! انسان باید تا چه حد دروغگو باشد !! شاید یک نفر پیدا شد و خواست این روایت را در صحیح مسلم ببیند . در این میان آبروی چه کسی می رود ؟ واقعا که این ها نه برای آبروی خود و نه برای آبروی پیامبر (صلی الله علیه وآله) اعتباری قائل نیستند .

همین شخص در کتاب دیگری از خود ، به نام الثمار الزکیۀ للحرکۀ السنوسیۀ فی لیبیا ، تألیف علی محمد محمد صلابی ، جلد اول ، مکتبۀ الصحابۀ امارات و مکتبۀ التابعین در قاهره ، صفحه ۹۱ :

واسترشد ابن السنوسی فیما ذهب الیه قوله تعالی : فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآَخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا . نساء / ۵۹

وبقوله ص فی حجه الوداع : یا أیها الناس إنی قد ترکت فیکم ما إن اعتصمتم به فلن تضلوا أبدا کتاب الله وسنتی .

این ” کتاب الله وسنتی ” را چه کسی نقل کرده است ؟ باز هم در پاورقی آدرس داده :

مسلم ، کتاب الحج ، باب حجه النبی ص ، (۸۹ / ۲) رقم ۱۲۱۸

این مطلب را مسلم در کتاب الحج ، باب حجۀ النبی (صلی الله علیه وآله) ، جلد ۲ ، صفحه ۸۹ ، روایت ۱۲۱۸ نقل کرده است .

علی محمد محمد صلابی ، الثمار الزکیۀ للحرکۀ السنوسیۀ فی لیبیا ، ج ۱ ، مکتبۀ الصحابۀ امارات ، ص ۹۱

این هم سخن عالم بزرگی که مفتی تونس است !!!

سومین شخصی که پیرامون این روایت دروغ هایی بیان کرده :

۳ . آقای دارانی

ایشان در کتاب مسند امام ابوبکر عبد الله بن زبیر قرشی معروف به مسند حمیدی ، متوفای ۲۱۹ هـ ، با تحقیق آقای حسین سلیم اسد دارانی ، چاپ دار السقاء دمشق ، جلد اول ، در این جلد روایت اول تا روایت ۷۷۴ را تحقیق کرده که در صفحه ۱۱ آورده :

وقال فی حجه الوداع : یا أیها الناس إنی قد ترکت فیکم ما إن اعتصمتم به فلن تضلوا أبدا کتاب الله وسنتی .

این روایت را چه کسی گفته است ؟ محقق که آقای دارانی است ، در پاورقی می گوید :

حدیث صحیح اخرجه مسلم فی فضائل الصحابه (۲۴۰۸ ) باب : من فضائل علی رضی الله عنه , وانظر مسند الموصلی برقم (۱۰۲۱ ، ۱۱۴۰ )

مسند حمیدی ، تألیف ابوبکر عبد الله بن زبیر قرشی ، با تحقیق حسین سلیم اسد دارانی ، چاپ دار السقاء ، ج ۱ ، ص ۱۱

آقای صلابی صحیح مسلم ، کتاب الحج آدرس داده بود ؛ اما ایشان به صحیح مسلم کتاب فضائل الصحابۀ ، باب فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) آدرس داده . البته آدرس دقیق است ؛ اما در آن جا عبارت ” ثقلین کتاب الله وعترتی ” بود . هم چنین در مسند ابو یعلی موصلی روایت ۱۰۲۱ و ۱۱۴۰ نقل شده است .

بنده دوباره این روایت ۲۴۰۸ در صحیح مسلم را نشان می دهم که ایشان دقیقا این روایت را بیان می کند :

قام رسول اللَّهِ ص یَوْمًا فِینَا خَطِیبًا بِمَاءٍ یُدْعَى خُمًّا بین مَکَّهَ وَالْمَدِینَهِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى علیه وَوَعَظَ وَذَکَّرَ ثُمَّ قال أَمَّا بَعْدُ ألا أَیُّهَا الناس فَإِنَّمَا أنا بَشَرٌ یُوشِکُ أَنْ یَأْتِیَ رسول رَبِّی فَأُجِیبَ وأنا تَارِکٌ فِیکُمْ ثَقَلَیْنِ أَوَّلُهُمَا کِتَابُ اللَّهِ فیه الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِکِتَابِ اللَّهِ وَاسْتَمْسِکُوا بِهِ فَحَثَّ على کِتَابِ اللَّهِ وَرَغَّبَ فیه ثُمَّ قال وَأَهْلُ بَیْتِی أُذَکِّرُکُمْ اللَّهَ فی أَهْلِ بَیْتِی أُذَکِّرُکُمْ اللَّهَ فی أَهْلِ بَیْتِی أُذَکِّرُکُمْ اللَّهَ فی أَهْلِ بَیْتِی ….

صحیح مسلم ، روایت ۲۴۰۸

در صورتی که آقای دارانی در مسند حمیدی ،‌آدرس صحیح مسلم روایت ۲۴۰۸ آدرس داده بود :

وقال فی حجه الوداع : یا أیها الناس إنی قد ترکت فیکم ما إن اعتصمتم به فلن تضلوا أبدا کتاب الله وسنتی .

این هم دروغ به این بزرگی و واضحی و افتراء به صحیح مسلم !!!!

آقای دارانی کتاب مسند ابویعلی موصلی را هم آدرس داده بود . ما آن را هم نشان می دهم تا بینندگان عزیز ببینند که آیا این آدرس درست است یا خیر ؟

مسند ابویعلی موصلی ، جلد ۲ ، با تحقیق حسین سلیم اسد دارانی (در این جا خود آقای دارانی به عمد دروغ می گوید !!! ) صفحه ۲۹۷ ، روایت ۱۰۲۱ :

إنی تارک فیکم خلیفتین کتاب الله حبل ممدود ما بین السماء والأرض أو ما بین السماء والأرض وعترتی أهل بیتی

هم چنین روایت ۱۱۴۰ :

عن أبی سعید الخدری قال سمعت رسول الله ص یقول یا أیها الناس إنی کنت قد ترکت فیکم ما إن أخذتم به لم تضلوا بعدی الثقلین أحدهما أکبر من الآخر کتاب الله حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتی أهل بیتی وإنهما لن یفترقا حتى یردا علی الحوض .

مسند ابی یعلی موصلی ، ج ۲ ، با تحقیق حسین سلیم اسد دارانی ، ص ۲۹۷ ، روایت ۱۰۲۱ و ۱۱۴۰

در صورتی که در آقای دارانی در کتاب مسند حمیدی گفته بود :

 وقال فی حجه الوداع : یا أیها الناس إنی قد ترکت فیکم ما إن اعتصمتم به فلن تضلوا أبدا کتاب الله وسنتی .

واقعا انسان خجالت می کشد که شخصیت هایی این چنین را عالم خطاب کنیم . یعنی این ها نمی دانند که الا لعنه الله علی الکاذبین ، لعنت خدا بر هر چه دروغگو است . این ها نه تنها به صحیح مسلم که دقیقا به رسول خدا (صلی الله علیه وآله)‌ دروغ می بندند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) چنین سخنی را بیان کرده .

تماس بینندگان

بیننده : رحیم از قائن ـ اهل سنت

بنده گله ای داشتم که می خواستم آن را مطرح کنم .

مجری :

قبل از این که مطلب خود را بیان کنید ، نظرتان را در مورد موضوع برنامه بگویید .

بیننده :

من با موضوع برنامه همراه نبودم . موضوع برنامه هر چه که بوده ، نیاز به تحقیق دارد و چون بنده اهل علم نیستم ، نظری نمی دهم .

مجری :

نیازی به تحقیق ندارد . موضوع برنامه در بحث ” کتاب الله وسنتی ” و ” کتاب الله وعترتی ” بود که بسیاری از علمای وهابی به دروغ ، لفظ ” عترتی اهل بیتی ” را به ” سنتی ” تغییر داده بودند .

حال به نظر شما چرا این ها ، دروغ گفته و روایت را تحریف کردند ؟ اگر بخواهید استاد یزدانی یک نمونه را نمایش می دهند که در صحیح مسلم روایت با لفظ ” کتاب الله وعترتی ” بوده که بسیاری از علمای وهابی از همان منبع ، این لفظ را حذف و به جای آن ” کتاب الله وسنتی ” گذاشته اند .

بیننده :

بنده این موضوع را نه تأیید و نه رد می کنم .

استاد یزدانی :

بنده همین الان یک نمونه را نشان می دهم .

بیننده :

جناب استاد ! نیازی به نشان دادن نیست ؛ چون حقیقتش اگر شما الان نشان دهید ، با این که صحیح هم باشد و کلمه به کلمه و واو به واو هم توضیح دهید ، نمی شود اعتماد کرد .

مجری :

به چه دلیل نمی توانید اعتماد کنید ؟ تصاویر خود کتاب ها است و همه کتاب ها هم از سایت های آقایان وهابی گرفته شده .

بیننده :

بنده در این زمینه نمی خواهم بحثی داشته باشم . فقط می خواهم گله ای که داشتم را بیان کنم .

استاد یزدانی :

بینندگان عزیز می توانند همین الان ، مطالبی را که بنده بیان کردم ، در گوگل جستجو کنند . اگر نبود ، تماس بگیرند . ما سر سوزنی در این کتاب ها تصرف نکردیم . همه این کتاب ها در اینترنت موجود است .

بیننده :

جناب استاد ! حرف شما متین است . بنده روایتی از دکتر قزوینی شنیدم که همان روایت را در شبکه های اهل سنت هم دیدم ؛ اما از سخنان کارشناس شبکه های اهل سنت قانع شدم .

مجری :

شما می گویید : اهل علم نیستید ؛ اما وقتی آن ها را دیدید ، تأیید کردید و اگر همان مطالب را در این شبکه ببینید ، نمی توانید اعتماد کنید ؟ !!!!

بیننده :

بنده همان چیزی را که دیدم و شنیدم ، بیان کردم . جناب دکتر قزوینی حدیثی را بیان کردند . الان هم در ذهنم نیست که مطرح کنم .

مجری :

اگر در ذهنتان نیست ، بهتر است که مطرح نکنید و زمانی که آن روایت به ذهنتان آمد ، با برنامه استاد قزوینی تماس بگیرید و امیدوارم مثل یک بیننده اهل سنت دیگری نشود که تماس گرفتند و روز بعد به برنامه استاد زنگ زدند و عذر خواهی کردند .

استاد یزدانی :

عجب ادعایی !!! یک مطلبی را شبکه های وهابی گفته و من به آن یقین کردم . حال آن مطلب چه بوده ؟ فراموش کردم !!!!

مجری :

جالب است که می گویند : اهل علم نیستند ؛ اما در آن جا ، حرف کارشناسان وهابی را قبول می کنند . در صورتی که این جا هم تصویر است .

استاد یزدانی :

آن ها همیشه فایل ورد نشان می دهند .در صورتی که ما عین عکس کتاب را نشان می دهیم که همه از سایت های خود وهابی ها دانلود می شود و همه بینندگان می توانند به آن دسترسی داشته باشند .

بیننده : آقای محمدی از تبریز ـ اهل سنت

شما فرمودید : کتاب الله وسنتی ، درست است ؟

مجری :

ما در مورد تحریف صحبت کردیم که ” کتاب الله وعترتی ” را تحریف و به جای آن ” کتاب الله وسنتی ” گذاشته اند .

بیننده :

شما فرمودید : روایت می گوید : دو چیز را برای شما گذاشتم .” کتاب الله وسنتی ” دو تا می شود . اما ” کتاب الله واهل بیتی ” شامل پنج نفر یا دوازده نفر می شود . پس این ثابت می شود که اهل بیت چیست ؟ اگر اهل بیت ، یک نفر بود ، روایت شما درست می شد .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! شما با ادبیات عرب تا چه اندازه آشنایی دارید ؟

بیننده :

چیزی از آن نمی دانم .

استاد یزدانی :

وقتی شما با ادبیات عرب آشنا نیستید ، ما چه پاسخی به شما بدهیم . صله ی مای موصوله که در این جا آمده ، لازم نیست فقط یک چیز باشد .

بیننده :

در این جا می گوید : کتاب الله وسنتی ، برای شما دو چیز گذاشتم .

استاد یزدانی :

به نظر شما سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) یک چیز است یا جمع است ؟

بیننده :

سنت ، یک کلمه است .

استاد یزدانی :

عترت هم یک کلمه است ؛ اما مصادیقش در هر زمان یک نفر است .

بیننده :

اهل بیتی ، شامل ده نفر یا بیشتر می شود .

استاد یزدانی :

اهل بیت هم یک کلمه است .

بیننده :

مگر اهل بیت یک نفر است ؟

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! چون شما به ادبیات عرب آشنا نیستید ، من نمی توانم شما را قانع کنم . وقتی شما نمی دانید که مای موصوله و صله چیست ؟ من به شما چه بگویم .

این همه علمای اهل سنت در طول تاریخ نقل کردند و متوجه نشدند . علمای شیعه ، ائمه ما ، امام صادق (علیه السلام) و امام باقر (علیه السلام) به این روایت استدلال کردند ، بعد این نکته خیلی ظریف !! را که شما متوجه شدید را متوجه نشدند ؟ !!!! واقعا عجیب است !!

مجری :

جناب محمدی ! ما در زبان فارسی هم داریم که به آن ها اسم جمع می گویند . ظاهرشان مفرد است ؛ اما دلالت بر جمع دارد .

بیننده :

من خیلی تعجب کردم ، گفتم :” اهل بیتی ” شامل چند نفر است ؛ منتهی ” سنتی ” شامل یک چیز است .

مجری :

البته همین استدلالی که شما بیان می کنید را می توان در مورد “سنتی ” هم آورد که خود سنت متشکل اجزای مختلف و متنوعی است .

بیننده :

سنتی و عترتی هر دو یکی هستند .

استاد یزدانی :

چرا شما اصرار دارید که یکی باشد ؟ ” ما ” مای موصوله است ، در این جا پیامبر (صلی الله علیه وآله) کلمه اثنین را که نیاورده اند . این مای موصوله می تواند هم شامل مفرد و هم شامل جمع شود . مثل کلمه ” چیز ” می شود که می گوید : من چیزی در میان شما می گذارم . حتما که نباید یک چیز باشد . مثل این که من می گویم : امشب به شما چیزی می دهم که بخورید . این چیز شاید شامل چند نوع غذا شود .

مجری :

این ها بحث های ادبیات زبان عربی است که شما اطلاعات کافی ندارید . می توانید در این زمینه مطالعه بیشتری داشته باشید تا به نتیجه درستی برسید .

بیننده : خانم قرایی از مشهد مقدس ـ شیعه

بنده می خواهم بدانم این ابی عبیده چند سال بود که ایمان آورده بود که این همه حدیث از ایشان نقل کردند . مثل همین نماز غفیله نمونه که امام سجاد (علیه السلام) به یزید گفت : نماز غفیله بخوان تا خداوند این جنایت بزرگی را که انجام دادی بخشیده شود . حال اسم حضرت علی (علیه السلام) ، اسم اعظم است و نمی تواند هر کسی اسم آن حضرت را به زبان بیاورد . این ها هر کار بکنند ، بخل و حسادتشان همراهشان است . هر چقدر که شما دلیل بیاورید ، چون گوش این ها کر است و نمی شنوند ، توقع دارید چه کار کنند . مگر این که حضرت زهرا (سلام الله علیها) کاری کنند که این ها برگردند .

بیننده : آقای محمدی از گرگان ـ شیعه

استاد عزیز ! با این همه دلیل و برهان روشن که شما بیان کردید ، اگر کسی منصف باشد ، به حقیقت پی می برد . آیا این همه لج و لجبازی و کینه ورزی با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و اهل بیتش ، واقعه غدیر نبوده ؟

دوم ، کسی که به پیامبر (صلی الله علیه وال) و اهل بیت طاهرینش تهمت بزند یا دروغ ببندد ، حکمش چیست ؟

سوم این که دفاعی از مظلومین کشورهای همسایه ، مخصوصا از حزب الله عزیز ، داشته باشید .

استاد یزدانی :

دروغ بستن به اهل بیت (علیهم السلام) ، مثل دروغ بستن به خود رسول خدا (صلی الله علیه وآله است و هیچ تفاوتی در حکم ندارد .

بیننده : احد از آذر شهر ـ از شیعیان

شبکه جهانی ولایت ، شبکه تقویت ایمان قلبی و فردی و تشخیص حق از باطل است . منطق ابزار درست اندیشیدن است نه ابزار بخل و شقاوت . کسی که عقل سلیم و سالم دارد ، آگاه است که شبکه ای در آن فحاشی باشد ، نه سند صحیح دارد و نه منطق و عقلانیت با آن موافق است . ما از بیانات شما به راه تشخیص حق از باطل را به ما نشان می دهد .

بنده از شما دو سؤال داشتم . این آقایان می گویند : گریه کردن بر مرده ، مرده را آزار می دهد . آیا در این زمینه ، روایت صحیحی وجود دارد یا ندارد ؟

سؤال دوم بنده در مورد آقا امام حسن مجتبی (علیه السلام) است که می گویند : ایشان را دو بار کفن کردند . چون به بدن مبارک ایشان در تابوت تیر زده بودند و کفن آن حضرت پاره و خونی شده بود . اگر امکان دارد در این مورد توضیحاتی را بیان کنید که آیا این قضیه واقعا درست است یا خیر ؟

استاد یزدانی :

ما در همین برنامه به صورت مفصل بحث عزاداری را مطرح کردیم و روایات مربوط به آن را خواندیم که این قضیه اصلا درست نیست ؛ بلکه پیامبر (صلی الله علیه وآله) یک یهودی را دید و گفتند این ها گریه می کنند ، در حالی که آن یهودی در حال عذاب کشیدن است .

روایت در صحیح بخاری است که :

قال بن عَبَّاسٍ رضی الله عنهما فلما مَاتَ عُمَرُ رضی الله عنه ذَکَرْتُ ذلک لِعَائِشَهَ رضی الله عنها فقالت رَحِمَ الله عُمَرَ والله ما حَدَّثَ رسول اللَّهِ ص إِنَّ اللَّهَ لَیُعَذِّبُ الْمُؤْمِنَ بِبُکَاءِ أَهْلِهِ علیه وَلَکِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قال إِنَّ اللَّهَ لَیَزِیدُ الْکَافِرَ عَذَابًا بِبُکَاءِ أَهْلِهِ علیه وَقَالَتْ حَسْبُکُمْ الْقُرْآنُ ) ولا تَزِرُ وَازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرَى ( قال بن عَبَّاسٍ رضی الله عنهما عِنْدَ ذلک وَاللَّهُ ) هو أَضْحَکَ وَأَبْکَى ( قال بن أبی مُلَیْکَهَ والله ما قال بن عُمَرَ رضی الله عنهما شیئا

وقتی داستان بیماری عمر را نقل کردند ، عایشه گفت : خدا عمر را رحمت کند ؛ ولی روایتی که نقل کرده بود ، درست نیست . به خدا قسم پیامبر (صلی الله علیه وآله) هیچ گاه نگفته مرده با گریه خانواده اش عذاب می کشد ؛ اما می گفتند : اگر کافری بمیرد و خانواده اش بر او گریه کنند ، خداوند عذاب را بر آن کافر زیاد می کند . در ادامه به دو آیه از قرآن استدلال کرده .

این که گریه بر میت عذاب باشد ، گریه بر میتی است که کافر باشد . روایت بعد می گوید :

حدثنا عبد اللَّهِ بن یُوسُفَ أخبرنا مَالِکٌ عن عبد اللَّهِ بن أبی بَکْرٍ عن أبیه عن عَمْرَهَ بِنْتِ عبد الرحمن أنها أَخْبَرَتْهُ أنها سَمِعَتْ عَائِشَهَ رضی الله عنها زَوْجَ النبی ص قالت إنما مَرَّ رسول اللَّهِ ص على یَهُودِیَّهٍ یَبْکِی علیها أَهْلُهَا فقال إِنَّهُمْ لَیَبْکُونَ علیها وَإِنَّهَا لَتُعَذَّبُ فی قَبْرِهَا .

پیامبر (صلی الله علیه واله) جنازه یک زن یهودی را دید که اهل خانواده اش بر او گریه می کردند . پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود : این ها بر آن جنازه گریه می کنند ؛ ولی او در قبرش عذاب می شود .

صحیح بخاری

این داستان در مورد یهود است نه در باره مسلمان . خود رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بر حضرت حمزه ، بر فرزندش ابراهیم ، بر زینب دخترش ، بر مادر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) گریه کرده . اگر قضیه این طور باشد که می گویید ، مشکلات زیادی مطرح می شود .

در مورد تیرباران امام حسن (علیه السلام) ، روایات زیادی در منابع شیعه آمده ، از جمله در کتاب مناقب ابن شهر آشوب ، بحار الانوار ، ارشاد شیخ مفید .

ورموا بالنبال جنازته حتى سل منها سبعون نبلا …

جنازه مطهر امام حسن مجتبی (علیه السلام) را تیر باران کردند تا حدی که هفتاد تیر از آن جا بیرون آوردند .

ابن شهر آشوب ، مناقب آل ابی طالب ، ج ۳ ، ص ۲۰۴

این قضیه در دیگر منابع شیعه آمده است .

بیننده : محسن از اصفهان ـ شیعه

بنده از استاد یزدانی عزیز سؤالی داشتم . این که قمه زدن برای امام حسین (علیه السلام) حرام است یا حلال است ؟ چرا بعضی از علما حلال و بعضی از علما حرام می دانند ؟ در بعضی از کشورها مثل هندوستان ، عراق قمه می زنند ؛ اما در کشور ما بعضی از علما آن را حرام می دانند . حال این عمل حرام است یا حلال ؟

مجری :

برادر عزیز ! این سؤال یک سؤال فقهی است که شما می توانید روز های زوج ساعت پنج بعد از ظهر ، با برنامه زمزم احکام تماس گرفته و پاسخ خود را دریافت کنید .

بیننده : مهرداد از کرمانشاه ـ شیعه

از شما استاد عزیز تشکر می کنم ، شما کاری کرده اید که اهل تسنن به اسم شیعه می آید که شیعه را محکوم کنند . مثل آن آقایی که از کردستان ایران بود و خود را به دروغ تبریزی معرفی کرد . همین که شما با این ها کاری کردید که مجبور شوند این حرکات را انجام دهند ، نشان می دهد که شما حق را می گویید که متأسفانه این کلام حق به گوش خیلی ها نمی رود . بنده از شما و استاد قزوینی و همه کارشناسان شبکه جهانی ولایت تشکر و قدر دارنی می کنم .

بیننده : آقای کاظمی از قم ـ شیعه

بنده از استاد یزدانی سؤالی داشتم این که ما کتب مانند الغدیر داریم که حقانیت ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را ثابت می کند ؛ اما با این وجود کسی که بخواهد خود را به خواب بزند و گوش نکند ، برایش این مطالب مهم نیست .

آیا لازم است که این شبکه جهانی با این بودجه عظیم و هنگفت ، کسانی را که ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را قبول نمی کنند را بیدار کند ؟ آیا بهتر نیست به جای این کار فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را بگویید تا از این طریق نورانیتی حاصل شوند و آن ها بیدار شوند .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! ما فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را زیاد بیان می کنیم . در این شبکه برنامه های تخصصی داشتیم . بنده خودم حدود بیست برنامه را ضبط کردم که فقط فضائل اهل بیت (علیهم السلام ) را گفتم و مقایسه کردیم . خانم ظهیری برنامه ویژه ای با عنوان کلام زینبی دارند که فقط و فقط فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را از منابع شیعه و اهل سنت بیان و نقد کرده و آن ها را با فضائل خلفاء مقایسه می کنند . استاد قزوینی هم مباحث مفصلی در این زمینه داشتند.

شما می خواهید ما فقط فضائل را بیان کنیم ؟

بیننده :

بنده می گویم شاید از این طریق نورانیتی برای آن ها حاصل شود ؛ چون ایراد ها و بهانه های بنی اسرائیلی که می گیرند ، زیاد جالب نیست . البته شما صلاح کار را خودتان تشخیص می دهید ؛ اما آیا لازم است که این بودجه خرج شود تا این ها بیدار شوند ؟

استاد یزدانی :

بله ، قطعا لازم است .

بیننده :

من می خواهم سخن مقام معظم رهبری را یادآور شوم که فرمودند : ما نمی توانیم تاریخ را تغییر دهیم .

این طور که من از حرف های معظم له متوجه شدم ، هر چقدر بخواهیم که تغییر کنیم ، تاریخ را نمی توانیم تغییر دهیم .

استاد یزدانی :

قرار نیست که ما تاریخ را تغییر دهیم . وظیفه ما اتمام حجت برای کسانی است که این حرف ها را قبول ندارند .ما روایات فراوانی از اهل بیت (علیهم السلام) داریم که شما از حق اهل بیت دفاع کنید . وظیفه ما در این شبکه ، دفاع از حق اهل بیت (علیهم السلام) ، اتمام حجت با مخالفین و هدایت مردم است . اگر این طور باشد که انبیاء هم نباید می آمدند . پیامبر (صلی الله علیه وآله) ۲۳ سال زحمت کشیدند و در آخر با ۴۰ نفر از مکه به مدینه مهاجرت کردند . حضرت نوح ۹۵۰ سال زحمت کشیدند و فقط عده قلیلی ایمان آوردند . وظیفه پیامبر (صلی الله علیه وآله) ابلاغ است ، وظیفه ما هم ابلاغ است . حال این که قبول کنند یا نکنند ، به عهده ما نیست ، به عهده خودشان است .

بیننده : آقای پدیدار از اصفهان ـ شیعه

اولا از دست اندکاران شبکه ولایت تشکر می کنم . دوم این که ، آیا حدیث طیر در منابع شیعه هم وجود دارد یا خیر ؟ اگر امکان دارد در این زمینه بیاناتی را ارائه دهید ؟

استاد یزدانی :

این روایت از نظر شیعه ،‌ متواتر است و من فقط یک روایت خدمت این برادر عزیز نشان می دهم. در کتاب خصال شیخ صدوق ، صفحه ۵۵۵ ، باسند صحیح نقل شده :

عن عامر بن واثله قال : کنت فی البیت یوم الشورى فسمعت علیا ( علیه السلام ) وهو یقول : استخلف الناس أبا بکر وأنا والله أحق بالأمر وأولى به منه ،واستخلف أبو بکر عمر وأنا والله أحق بالأمر وأولى به منه ، ألا إن الآن عمر جعلنی مع خمسه أنا سادسهم لا یعرف لهم علی فضل ولو أشاء لاحتججت علیهم بما لا یستطیع عربیهم ولا عجمیهم المعاهد منهم والمشرک تغییر ذلک .ثم قال : نشدتکم بالله أیها النفر ، هل فیکم أحد وحد الله قبلی ؟ قالوا : اللهم لا . قال : نشدتکم بالله هل فیکم أحد قال له رسول الله ” أنت منی بمنزله هارون من موسى إلا أنه لا نبی بعدی ” غیری ؟ قالوا : اللهم لا ، قال : نشدتکم بالله هل فیکم أحد ساق رسول الله لرب العالمین هدیا فأشرکه فیه غیری ؟ قالوا : اللهم لا ، قال : نشدتکم بالله هل فیکم أحد أتى رسول الله بطیر یأکل منه ، فقال : اللهم ائتنی بأحب خلقک إلیک یأکل معی من هذا الطیر …

در شورای شش نفر ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به حدیث شریف طیر استدلال می کند که همه هم به صحت آن شهادت می دهند .

شیخ صدوق ، خصال ، ص ۵۵۵

این روایت به صورت متواتر نقل شده و سندهای زیادی دارد . در منابع اهل سنت هم متواتر است و بهترین کتابی که می توانند به آن مراجعه کنند ، کتابی است که میر حامد نقوی آن را نوشته که شاید اصل کتاب در دسترس نباشد ؛ اما خلاصه آن را حضرت آیت الله میلانی با عنوان حدیث طیر به زبان فارسی و عربی چاپ کرده .

بیننده : عبد الرحمن از هرمزگان ـ اهل سنت

بنده یک فرد بی سواد هستم . به تازگی متوجه شدم که مولوی های ما همه دروغ گفته اند و تا به حال ما راه اشتباه را رفته ایم . از استاد یزدانی عزیز تقاضا دارم از راه و روش امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و شیعیان مطالبی را بیان کنند که ما هم نسبت به آن آشنایی پیدا کنیم تا از این به بعد راه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) را طی کنیم و ادامه دهیم .

از شما عزیزان تشکر می کنم که ما را از این ضلالت و گمراهی نجات می دهید و به راه راست هدایت می کنید .

استاد یزدانی :

حال که به حقیقت رسیدید ، بنده توصیه می کنم که بیشتر تحقیق کنید . قدم اول این است که وقتی ایشان مذهبشان را تغییر دادند ، از یک مرجع تقلید اعلم ، تقلید کنند و رساله آن مرجع تقلید را بگیرند و از این به بعد اعمالشان را طبق مرجع شیعی شان انجام دهند . همیشه برنامه های شبکه ولایت را ببینند و به سایت ما مراجعه کنند . ان شاء الله بیش از پیش به دروغگو بودن وهابیت و راستی مذهب شیعه پی ببرند .

بیننده :آقای کمالی از اهواز ـ شیعه

بنده از شما عزیزان و اساتید شبکه تشکر می کنم . واقعا این شبکه برای ما یک دانشگاه است . در پاسخ این برادر که فرمودند : نیاز نیست که شما این مطالب را بیان کنید ، باید بگویم که این مطالب برای ما شیعیان لازم است که بیان شود ، ما اصلا به اهل سنت کار نداریم ؛ چون وهابیت در مناطقی مثل مناطق ما ، ذهن شیعیان را منحرف می کرد . شبکه جهانی ولایت باعث شده ما شیعیان آگاه شویم .

بیننده : محسن از تهران ـ شیعه

بنده هم از برنامه های شما تشکر و یک مطلب بسیار مهم را بیان می کنم . مگر می شود جانشین خاتم الانبیاء بت پرست باشد . مگر می شود کسی که جای خاتم الانبیاء را بگیرد ، چهل سال از عمرش را در بت پرستی گذرانده باشد و در جایی جمع شوند تا بخواهند برای خاتم الانبیاء جانشینی انتخاب کند . یعنی آن ها از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بیشتر می فهمیدند که برای تعیین جانشین برای رسول خدا (صلی الله علیه وآله) جانشین تعیین کنند ؟ آن هم کسی که چهل سال از عمرش را در بت پرستی طی کرده ؟ اگر این سنت است ، چرا خود آن شخص سنت شورا را به هم می ریزد و انفرادی خودش برای خودش جانشین تعیین می کند . اگر سنت بود ، چرا دوباره شورا تشکیل ندادید ؟ دومی سنت اولی را به هم می زند و شورای شش نفره تشکیل می دهد که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) را در کنار دیگران قرار می دهد .

شما دلیل آوردید که عترت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نمی تواند جانشین باشند . چطور امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در شورای شش نفره قرار دادید ؟

بیننده : عبد الحمید از کردستان ـ اهل سنت

سؤال بنده این است که ما اهل سنت ایران ، جزء اقلیت مردم ایران هستیم . شما هم هر ساله حرف از وحدت می زنید . اما در ایران حدود ۶۰ شبکه داخلی و ماهواره ای داریم که هیچ کدام از آن ها متعلق به اهل سنت نیستند و اگر ما شبکه های دیگر را تماشا می کنیم ، شما آن ها را وهابیت می خوانید. بنده از شما می خواهم در این جا تکلیف ما را روشن کنید که چه شبکه ای را تماشا کنیم ؟

مجری :

برادر عزیز ! اصلا شما قائل به وجود وهابیت هستید یا نیستند ؟

بیننده :

ما اهل سنت بر این عقیده هستیم که چیزی به نام وهابیت در دنیا وجود ندارد . اگر چیزی به اسم وهابیت باشد ، ما آن را قبول نداریم . اما این که از دیدگاه برادران تشیع وجود دارد یا ندارد ، بنده اطلاعی ندارم .

استاد یزدانی :

برادر بزرگوار ! شما پیرو کدام مذهب هستید ؟

بیننده :

بنده پیرو امام شافعی هستم .

استاد یزدانی :

این شبکه های وهابی که شما آن ها را وهابی نمی دانید و می گویید : وهابیتی وجود ندارد ، همین شبکه ها می گوید : هر کس پیرو ائمه اربعه اهل سنت باشد و از آن ها تقلید کند ، گوسفند ، سگ و الاغ هستند . ما کلیپ های این ها را پخش کردیم .

شما واقعا پیرو امام شافعی هستید و این ها را هم قبول دارید ؟ این که خیلی عجیب است . حتی مجری شبکه کلمه ، عکس سگی که قلاده به گردنش بود را نشان می داد و می گفت : هر کس از ائمه اربعه تقلید کند ، مثل این سگ قلاده به گردن است . آیا شما این ها را قبول دارید ؟

بیننده :

نه ، ما این ها را قبول نداریم . اگر امکان دارد ، آن کلیپ ها را دوباره نشان دهید .

استاد یزدانی :

متأسفانه ما الان آن کلیپ را نداریم . اتفاقا بیننده ای تماس گرفت و همین حرف را زد ، ما آن زمان کلیپ را داشتیم ، آن را پخش کردیم . متأسفانه الان کلیپ را آماده ندارم .

بیننده :

بعد از برنامه کلیپ را پخش کنید . فقط این را می گویم که ما آن شبکه ها را نگاه نمی کنیم . منظور من این است که شما یک شبکه را در اختیار اهل سنت قرار دهید که حداقل ما بتوانیم از طریق آن شبکه بتوانیم عقاید خود را بیان کنیم .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ‍! ما باید شبکه در اختیار شما قرار دهیم ؟ مگر ما در این جا وظیفه شبکه دادن به شما را داریم ؟

مجری :

این وظیفه علمای شما است . می توانید این موضوع را با علمای خود مطرح کنید .

بیننده :

علمای ما نمی توانند ، ما از شما این تقاضا را داریم . چه فرقی دارد ، ما هم اهل سنت ایرانی هستیم و خودمان را ایرانی می دانیم و تا ابد هم ایرانی هستیم .

استاد یزدانی :

مگر هر کس که ایرانی بود ، باید شبکه داشته باشد ؟ الان یهودی های ایرانی بیایند و درخواست شبکه بکنند !!! یا مسیحی ها بیایند و چون ایرانی هستند ، باید شبکه داشته باشند ؟ مثلا ما به شما شافعی ها یک شبکه دادیم ، حنفی ها ناراحت نمی شوند .

بیننده :

ما چهار مذهب اهل سنت اصلا باهم مشکلی نداریم . فقط در بعضی از مسائل فقهی اختلاف داریم.

استاد یزدانی :

اتفاقا در طول تاریخ جنگ هایی بین شافعی ها و حنفی ها شده که مساجدشان را از هم جدا کردند و فتوا دادند که اصلا نباید به شافعی ها از حنفی ها ، زن داده شود و بر عکس آن شافعی ها همین فتوا را داده اند . همین هفته ساعت ۱۰ و نیم برنامه زلال جاری را ببینید که تمام درگیری ها را نشان می دهد که علمای اهل سنت که با هم درگیری داشتند و یکدیگر را کشتند .

مجری :

برادر عزیز ! تأسیس شبکه یک پروسه و یک روند مخصوص به خود دارد و در این جا مسئولیت شبکه و کارهایی از این قبیل ، به عهده ما نیست . شما می توانید این موضوع را از طریق علمای خود پیگیری کنید که چرا به دنبال تأسیس شبکه نیستند .

استاد یزدانی :

ما در ایران از ۷۵ میلیون جمعیت ، حدود ۶۰ میلیون شیعه داریم . از این ۶۰ میلیون شیعه ، چقدر زحمت کشیدند تا توانستند یک شبکه را تأسیس کنند . جمعیت شما در آن حدی نیست که بتوانید شبکه ای مستقل داشته باشید . ولی اهل سنت عرب زبان ، شبکه زیاد دارند . الازهر مصر چندین شبکه دارند که می توانید تقاضا کنید یک شبکه هم به شما بدهند .

مجری :

برادر عزیز ! نظر شما در مورد موضوع برنامه چیست ؟

بیننده :

بنده یک اتمام حجتی با شما دارم . ما الان کشورهایی داریم که جمعیت آن به یک میلیون نمی رسد ؛ اما الان که ما خودمان را ایرانی می دانیم و دوست داریم شبکه هایی داشته باشیم که در ایران و زیر نظر ایران باشد ولی ما نداشته باشیم .

استاد یزدانی :

به نظر شما من الان چه کار کنم ؟ شبکه تقسیم کنم ؟

مجری :

ما از شما تشکر می کنیم ، این موضوع در حوزه شبکه ولایت نیست .

بیننده :

ما برنامه های شما را اکثرا می بینیم ؛ اما باز هم شاید بعضی برنامه های شما به کام ما نباشد ؛ چون واقعا بعضی برادران می آیند و مطالبی می گویند که واقعا ما را شرمنده می کنند . ولی ما شبکه های ایرانی را می بینیم و خود را ایرانی می دانیم .

مسأله دوم این که ، در سایت های مجازی می گویند : اهل سنت مخرب هستند ، مخالف تشیع می باشند و در کشورهای دیگر کارهای چنین و چنان انجام می دهند . ما در تاریخ خواندیم که ۹۰ درصد از مردم سوریه ، اهل سنت هستند ؛ در این چند سال هم از حرم حضرت زینب (سلام الله علیها) دفاع کردند . الان دشمن اهل بیت (علیهم السلام) شدند ؟!!! یا در کشور عراق ما امام حسین (علیه السلام) و کل ائمه (علیهم السلام) را دوست داریم و آن ها را می خواهیم ؛ اما نه این که الان می گویند : اهل سنت مرتد هستند .

مجری :

برادر محترم ! این وهابیت است که در درجه اول اهل سنت را تکفیر کرده ؛ اما در مورد تأسیس شبکه باز هم عرض می کنم که این کار وظیفه علمای شما است که اقدام کنند . بله ، قطعا همان طور که آیت الله حسینی قزوینی فرمودند : اگر علمای شما اقدام کنند ، از طرف ما حمایت می شوند ؛ اما در درجه اول وظیفه علمای اهل سنت است .

بیننده : رسول از کردستان ـ اهل سنت

بنده می خواهم چند لحظه با کارشناس برنامه در مورد وهابیت صحبت کنم . هر کس که گفت : فقط الله را بپرستید و از او فقط یاری بجویید ، او وهابیت است . اهل سنتی که می گویید ، آن هایی که نظرشان در مورد توسل و قبر پرستی با نظر شما یکی باشد ، اهل سنت است . من خودم اهل سنت هستم و عقیده ام این است که فقط الله . اول الله ، آخر الله ، ظاهر الله ، باطل الله و فقط الله و دیگر هیچ .

استاد یزدانی :

این که شعار آقای کلهر ، کارشناس وهابی شبکه وهابی است . ما هم همین را می گوییم که اول و آخر خدا و همه چیز خدا است . پس در این صورت همه ما وهابی هستیم . اما وهابی ها یک نظر دیگر هم در مورد شما دارند که کلیپ آن را پخش خواهیم کرد . شما پیرو کدام مذهب هستید ؟

بیننده :

پیرو امام شافعی هستم .

استاد یزدانی :

ابن تیمیه مؤسس فکری وهابیت است . ایشان می گوید : هر کس به یکی از مذاهب چهار گانه اهل سنت ، تعصب داشته باشد ، کافر است و اگر توبه نکرد باید کشته شود .

این مطلب در کتاب مجموع فتاوای ابن تیمیه ، چاپ عربستان سعودی ، جلد ۲۲ ، صفحه ۲۴۸ به بعد :

اگر کسی پیرو ابوحنیفه یا مالک یا شافعی یا احمد بن حنبل باشد ،

فمن فعل هذا کان جاهلا ضالا بل قد یکون کافرا فإنه متى إعتقد أنه یجب على الناس إتباع واحد بعینه من هؤلاء الأئمه دون الإمام الآخر فإنه یجب أن یستتاب فإن تاب وإلا قتل …

هر کس از یکی از این مذاهب پیروی کند و بر آن تعصب داشته باشد ، جاهل و کافر است ؛ بلکه می تواند کافر باشد . هر کس این اعتقاد را داشته باشد که پیروی از مثلا امام شافعی واجب است و پیروی از بقیه ائمه اربعه را واجب نمی دانید و پیروی از آن ها را جایز نمی دانید ، واجب است که توبه داده شود . اگر توبه کرد که هیچ . اگر توبه نکرد، باید کشته شود .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، چاپ عربستان سعودی ، ج ۲۲ ، ص ۲۴۸ به بعد

بیننده :

من می گویم : پیرو قرآن هستم .

استاد یزدانی :

شما پیرو امام شافعی هستید یا نیستید ؟

بیننده :

پیرو امام شافعی هستم ؛ اما اول پیرو قرآن و سنت هستم .

استاد یزدانی :

امام شافعی ، قرآن و سنت را نمی دانست ؟

بیننده :

کاری به امام شافعی ندارم .

استاد یزدانی :

شما گفتید که پیرو امام شافعی هستم .

بیننده :

شافعی هستم .

استاد یزدانی :

شافعی هستید و از دیدگاه وهابیت و ابن تیمیه ، کافر هم هستید . حال شما پیرو امام شافعی هستید یا کافر هستید و باید کشته شوید ؟

بیننده :

به نظر شما کسی که پیرو قرآن و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) باشد ، کافر است ؟

استاد یزدانی :

این حرف من نیست ، ابن تیمیه می گوید : هر کس پیرو شافعی باشد یا پیرو ابو حنیفه باشد ، یا پیرو احمد بن حنبل باشد ، یا پیرو مالک باشد و بر مذهبش تعصب داشته باشد ، او کافر است و باید کشته شود . محمد بن عبد الوهاب ، ابن قیم همین مطلب را می گویند . بنده حدود هشت برنامه بحث تقلید را داشتیم ، کلیپ مربوط به آن را هم پخش می کنیم .

آقای شاهوزهی از علمای ایران هستند . ایشان حرف هایی در مورد مقلدین می زنند که قابل گفتن نیست . شما اگر به سایت ایشان مراجعه کنید ، می بینید که ایشان مقلدین را لواط کار می دانند .

اهل سنت با وهابیت ، زمین تا آسمان باهم تفاوت دارند . ما حدود ۸۰ برنامه رفتیم که بگوییم اهل سنت یک طرف و وهابیت طرف دیگر . ما اهل سنت را به چشم وهابی نمی بینیم و وهابی را هم به چشم اهل سنت نمی بینیم . این ها کاملا با هم متفاوت هستند ؛ اما شما می گویید : در عین حال که پیرو امام شافعی هستم ، وهابی را هم قبول دارم . در صورتی که وهابی شما را کافر دانسته و کشتن شما را واجب می داند . شما چطور وهابیت را قبول دارید ؟

بیننده :

من در مورد توسل صحبت کردم که شما می گویید هر کس توسل به مرده را قبول نداشته باشد ، وهابی است . در قرآن است که می فرماید : ای پیامبر ! زندگان و مردگان مثل هم نیستند . تو نمی توانی صدایت را به گوش مردگان برسانی .

استاد یزدانی :

بنده در مورد همه این مطالبی که فرمودید ، توضیح می دهم . شما محمد عمر سربازی را قبول دارید یا ندارد ؟

بیننده :

من اول قرآن را قبول دارم .

استاد یزدانی :

شما که تابع قرآن هستید ،‌آیا در قرآن آمده که از وهابیت پیروی کنید ؟

بیننده :

من وهابی نیستم ، از آن ها پیروی نمی کنم .

استاد یزدانی :

آیا در قرآن آمده که از امام شافعی پیروی کنیم ؟

بیننده :

نه ، نیامده .

استاد یزدانی :

پس چرا شما شافعی هستید ؟ یک روایت از پیامبر (صلی الله علیه وآله) بیاورید که فرموده باشند شافعی باشید . آیا چنین روایتی وجود دارد ؟

بیننده :

نه نیست .

استاد یزدانی :

پس نه در قرآن است و نه در سنت . اگر شما پیرو قرآن و سنت هستید ، چرا شافعی مانده اید ؟

بیننده :

من پیرو قرآن و سنت هستم .

استاد یزدانی :

شما پیرو قران و سنت هستید یا پیرو شافعی هستید ؟

بیننده :

پیرو شافعی هستیم . شافعی گفته : از قرآن و سنت پیروی کنید .

استاد یزدانی :

پس چرا از قرآن و سنت به صورت مستقیم پیروی نمی کنید و امام شافعی را واسطه می کنید ؟

بیننده :

ما مستقیم از قرآن و سنت پیروی می کنیم .

استاد یزدانی :

پس شافعی در این بین چه کار می کند ؟

بیننده :

کاری به شافعی ندارم . سؤال من را پاسخ دهید .

استاد یزدانی :

شما یا شافعی هستید که در آن صورت پیرو قرآن و سنت نیستید . اگر پیرو قرآن وسنت هستید ، پس شافعی چه کار می کند ؟ چون ما نه در قرآن داریم که از شافعی پیروی کنید و نه در سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) داریم . اما در قرآن داریم که از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) پیروی کنید . صراحتا از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) داریم که انی تارک فیکم خلیفتین . اما در مورد امام شافعی و وهابی چنین چیزی نداریم .

بیننده :

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در کجا دارد که از اهل بیت (علیهم السلام) پیروی کنید ؟

استاد یزدانی :

روایت در کتاب صحیح جامع الصغیر ، تألیف ناصر الدین البانی ، جلد اول ، چاپ المکتب الاسلامی ، صفحه ۴۸۲ :

قال رسول الله ص إنی تارک فیکم خلیفتین کتاب الله حبل ممدود ما بین السماء والأرض أو ما بین السماء والأرض وعترتی أهل بیتی وانهما لن یتفرقا حتى یردا علی الحوض .

من در میان شما دو خلیفه می گذارم .یکی کتاب خدا و دوم عترت و اهل بیتم .

البانی ، صحیح جامع الصغیر ، چاپ المکتب الاسلامی ، ص ۴۸۲

شما که می گویید : پیرو پیامبر (صلی الله علیه وآله ) هستید ، چرا سخن آن حضرت را گوش نمی کنید ؟

بیننده :

استاد عزیز ! در مورد توسل در قرآن آمده : ای پیامبر ! تو نمی توانی صدایت را به گوش مردگان برسانی .

استاد یزدانی :

برادر من ! موضوع را تغییر ندهید . ما بحث توسل را به صورت مفصل مطرح کردیم . هم از قرآن و هم از سنت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و هم از دیدگاه علمای اهل سنت توسل را ثابت کردیم . اگر شما بحث توسل را می خواهید مطرح کنید ، من می توانم پاسخگو باشم . اما شما از این ها جواب ندادید که بلاخره وهابیت وجود دارد یا ندارد ؟ شما پیرو قرآن هستید یا پیرو امام شافعی هستید ؟

بیننده :

پیرو قرآن و سنت هستم .

استاد یزدانی :

یعنی پیرو امام شافعی نیستید ؟

بیننده :

پیرو قرآن و سنت هستم ؛ اما امام شافعی هم بزرگ ما بوده .

استاد یزدانی :

پس یا قرآن و سنت یا امام شافعی . چون ما در قرآن و سنت نداریم که پیرو امام شافعی باشید .

بیننده :

در قرآن نداریم .

استاد یزدانی :

در سنت هم نداریم . شما در سنت یک کلام پیدا کنید که گفته باشد از شافعی پیروی کنید .

ما ده ها نفر از علمای اهل سنت را از شافعی ، مالکی ، حنفی و حنبلی نشان دادیم به آیات قرآن کریم برای جواز توسل استدلال کرده بودند . از جمله آقای ابن کثیر دمشقی شافعی ، شاگرد ابن تیمیه که در این جا مجبور شده حقیقت را بگوید . در تفسیر قرآن العظیم ، تألیف ابن کثیر دمشقی شافعی ، متوفای ۷۷۴ هـ ، چاپ دار ابن حزم عربستان سعودی ، صفحه ۵۰۳ :

وقوله ) ولو أنهم إذا ظلموا أنفسهم ( الآیه یرشد تعالى العصاه والمذنبین إذا وقع منهم الخطأ والعصیان أن یأتوا إلى الرسول ص فیستغفروا الله عنده ویسألوه أن یغفر لهم فإنهم إذا فعلوا ذلک تاب الله علیهم ورحمهم وغفر لهم ولهذا قال ) لوجدوا الله توابا رحیما …

فی کتابه الشامل الحکایه المشهوره عن العتبی قال کنت جالسا عند قبر النبی ص فجاء أعرابی فقال السلام علیک یا رسول الله سمعت الله یقول ) ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما ( وقد جئتک مستغفرا لذنبی مستشفعا بک إلى ربی ثم أنشأ یقول

یا خیر من دفنت بالقاع أعظمه فطاب من طیبهن القاع والأکم

خداوند می فرماید : اگر آن هایی که به خودشان ظلم کرده و گناه انجام دادند ، نزد تو ای پیامبر بیایند ،

که در این جا شدالرحال را ثابت می کند .

استغفار کند ( توسل را ثابت می کند ) پیامبر هم برای آن ها طلب استغار کند ، خداوند توبه آن ها را قبول می کند .

ابن کثیر دمشقی در این جا می گوید :

خداوند بندگان گنهکارش را راهنمایی کرده که هر وقت خطایی از آن ها سر زد ، نزد رسول خدا (صلی الله علیه واله) بیایند و نزد او از خداوند طلب استغار کند و از پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم بخواهند که برای آن ها طلب استغار کند . اگر این کار را انجام دهند ، خداوند توبه آن ها را می پذیرد و رحمت و غفران خود را شامل آن ها می نماید .

در این جا خداوند به صراحت به مردم دستور داده که نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله) بیایند و نزد ایشان از خداوند طلب استغار کنند . یعنی پیامبر (صلی الله علیه وآله) را واسطه قرار دهند و از آن حضرت بخواهند که برای آن ها طلب استغفار کند . این هم استغاثه از قبر می شود . از پیامبری که در قبر است بخواهیم که برای ما طلب استغار کند . این هم طلب شفاعت از مرده در دنیا می شود و هم استغاثه می شود .

اگر این کار را انجام دادند ، خداوند توبه آن ها را می پذیرد . در ادامه هم داستانی از یک اعرابی می گوید :

اعرابی سراغ قبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می آید و سلام می کند . بعد این آیه را می خواند و می گوید : من نزد تو آمدم در حالی که گنهکار هستم و نزد شما از خداوند طلب استغفار می کنم .

ابن کثیر ، تفسیر قرآن العظیم ، چاپ دار ابن حزم عربستان ، ص ۵۰۳

در این جا ابن کثیر به صراحت می گوید : که مرد کنار قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله ) نشست . این عبارت را می آورد تا ثابت کند که استغاثه ، توسل و طلب شفاعت از قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) هیچ اشکالی ندارد .

این یک نمونه از ده ها نمونه ای است که در این برنامه نشان دادیم . آرشیو آن را می توانند از سایت شبکه ولایت و مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (علیه السلام) ببینند .

از حنفی ها ، آقای محمد عمر سربازی به این آیه به صراحت استدلال کرده . از علمای معاصرشان ، تعداد زیادی هستند که به این آیه برای جواز توسل استدلال کردند ، از جمله آقای گرگیج ، محمد تقی عثمانی ، محمد شفیع عثمانی .

مجری :

برادر عزیز ! شما هنوز در بحث تقلید پاسخ نداده اید . اما کلیپی که مربوط به شبکه های وهابی ـ تروریستی به مقلدین ، آماده است که هم آقا عبد الحمید و هم آقا رسول دقت کنند تا این شبکه ها چه عبارات و تعبیراتی را به کار می برند و بعد بین خود و خدا قضاوت کنند که آیا این شبکه ها ، شبکه های اهل سنت هستند یا خیر ؟

کلیپ :

بیننده :

بنده می خواستم نسبت به بحث تقلیدی که موضوع برنامه اتان است ، مطلبی را بخوانم . در کتاب مجالس قطب الارشاد ، سؤالی می پرسند و پاسخ می دهند که تقلید واجب است و کسی که تقلید را ترک می کند ، یک امر واجب را ترک کردند . شما می توانید در این باره توضیحی عرض کنید .

مجری وهابی :

ما در چهار قسمت مفصلا توضیحاتی را در این باره بیان کردیم و خدمت شما عرض کردیم که ما تقلید را در اسلام جایز نمی دانیم ؛‌ اما تقلید ، کسی باید با مطالعه و دلیل بکند که آن نامش تقلید نیست . فکر نمی کنم نیاز به توضیح بیشتری باشد . چهار قسمت گذشته در یوتویوپ وجود دارد که می توانید هر چهار قسمت را ملاحظه بفرمایید و پاسخ کامل برای سؤال شما است .

بیننده :

آقای هاشمی ! معنای تقلید این است که انسان نسبت به یک موضوعی مثلا نسبت به احکام علم ندارد و بخواهد از یکی از علما تقلید کند . این امر اصلا نیاز به دلیل ندارد . آن عالمی که این حکم را می دهد ، خودش از طریق دلیل به این نتیجه رسیده ؛ لذا نیازی نیست که مکلفین از روی علم این قضیه را به دست بیاورند .

مجری وهابی :

برادر عزیز ! من پاسخ این سؤال را دادم . فقط من برای این که از وقت استفاده کنم ؛ چون چیزی که شما می خواهید در این جا یافت نمی شود . اگر اتاق فرمان تصویر را نشان دهید ، ممنون می شوم . من خیلی ساده در گوگل کلمه قلاده را سرچ زدم . این ها تقلید است . ببینید این ها قلاده است ، قلاده بر گردن زدن همان واژه تقلید است و از تقلید گرفته شده . این ها همان قلاده است که ملاحظه می فرمایید.

فکر نمی کنم پاسخ شما را از این برنامه بیان کنیم . چهار قسمت در یوتویوپ وجود دارد که به صورت مفصل مطرح شده .

ما اعتقاداتی را که داریم ، بدون رودبایستی است و صریح بیان می کنیم .

مجری :

این نظر یکی از کارشناسان وهابی ـ داعشی بود و اهانتی که به مقلدین کرد . آن عزیزان اهل سنت به ویژه آن دو عزیز ، ببینند و خودشان قضاوت کنند که آیا این شبکه ها مکتبی و تابع فرقه ای از فرقه های اهل سنت هستند که این طور به مقلدین اهانت می کنند . آیا این عزیزان حاضرند این نظرات را قبول کنند و این افراد را اهل سنت بدانند یا خیر ؟

از شما استاد یزدانی عزیز و هم چنین شما بینندگان ارجمند که تا این ساعت از برنامه ما را همراهی کردید ، تشکر و قدر دانی می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار ونگهدارتان .