ابن تیمیه حرانی تئوریسن فکری وهابیت، نماد دروغگوی، تهمت و افترا به شمار می‌رود. در این برنامه دروغ‌ها و تهمت‌های وی به شیعیان را بررسی کرده ایم …

بسم الله ا لرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۱۶ /۰۱ /۹۵

مجری :

خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت ، عرض سلام و ادب و احترام دارم . امشب هم با برنامه ای دیگر از سلسله برنامه های راه و بی راه ، مهمان منازل شما خواهیم بود . برنامه ای که هر هفته دو شنبه شب ها با کارشناسی حضرت استاد یزدانی عزیز ، تقدیم حضور شما می شود .

استاد یزدانی:

بنده هم خدمت حضرتعالی و هم چنین شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام عرض می کنم و امیدوار هستیم که برنامه ای در خور شأن بینندگان شبکه ولایت تقدیم کنیم . امشب هم کتاب ضخیم دروغ های آقای وهابی و سلفی را ورق خواهیم زد .

مجری :

اگر شما بینندگان عزیز ، برنامه های اخیر راه و بی راه را دنبال کرده باشید ، مستحضر هستید که به دروغ های وهابیت هم دروغ هایی که به شیعه نسبت دادند و هم دروغ هایی که به مصادر خودشان نسبت دادند . مثلا احادیثی که در بعضی از مصادرشان نبوده و گفته بودند : وجود دارد . آن هم به خاطر دفاع از عقیده باطل خود .

بنده از استاد یزدانی عزیز تقاضا دارم خلاصه ای از مطالبی که در برنامه گذشته مطرح شده ،‌ بفرمایید تا بعد از آن به دروغ های دیگر وهابیت بپردازیم .

استاد یزدانی :

ما در برنامه راه و بی راه به دروغ های وهابیت که به شیعه و به اهل سنت نسبت داده بودند ، رسیدیم . ابتدا از دروغ های آقای قفاری در کتابی که مانور زیادی بر آن می دادند ، پرداختیم که فقط در همان مقدمه کتاب حدود ۱۵ دروغ نقل کردیم . دروغ های بسیار واضح و صریح و زشتی بود که انسان تعجب می کند کسی که در عصر اطلاعات زندگی می کند ،‌ چطور چنین دروغ هایی بیان می کند .

بعد از او به دروغ های محمد بن عبد الوهاب در کتاب رسالۀ فی الرد علی الرافضۀ پرداختیم که حدود ۷ جلسه فقط دروغ های ایشان را در همین کتاب بیان کردیم . شبکه های وهابی هم هیچ جوابی از این دروغ ها ندادند و هیچ وهابی هم به خود جرأت نداد که با شبکه ما تماس بگیرند و این دروغ ها را ثابت کند .

در ادامه به دروغ های آقای البانی در مورد روایت” کتاب الله وسنتی ” پرداختیم . خدمت بینندگان عزیز عرض کردیم که از طرفی این ها لقب اهل سنت و جماعت به خود داده اند و از طرف دیگر ، باید بر این ادعای خود محملی درست کنند . به همین خاطر روایتی با عنوان ” کتاب الله وسنتی ” را در برابر روایت ” کتاب الله وعترتی اهل بیتی ” جعل کردند که ما در زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله) بودیم و آن حضرت از سنت و اهل سنت هم صحبت کردند .

چون سند صحیح برای آن پیدا نکردند ، شروع به دروغگویی کردند که این روایت در صحیح بخاری آمده . یا کسانی که این روایت را به صحیح بخاری نسبت دادند . یا این که گفته بودند : این روایت در صحیح مسلم آمده . واقعا انسان تعجب می کنند که چطور این ها با وقاحت تمام آدرس جلد و صفحه کتاب را هم داده بودند و وقتی به آن کتاب مراجعه می کردیم ، می دیدیم که اصلا آن روایت نیست و کلا موضوعش مربوط به آن روایت نیست .

این روایت را به سنن احمد ،‌ سنن ابن ماجه ، سنن ترمذی نسبت داده بودند که ما این ها را در چند جلسه صحبت کردیم و ان شاء الله تتمه آن را امشب بیان خواهیم کرد . در برنامه چالش هم کلیپی از یکی از شبکه های وهابی در همین زمینه ” کتاب الله وسنتی ” پخش کردیم که یکی از بینندگانشان اصرار کردند ما ” انی تارک فیکم خلیفتین کتاب الله وعترتی ” داریم شما یک روایت پیدا کنید که ” انی تارک فیکم خلیفتین کتاب الله خلیفتین کتاب الله وسنتی ” باشد . کارشناس شبکه کلمه گفت : بله ، چنین روایتی در موطأ امام مالک آمده . بیننده اصرار کرد که روایت را نشان بده . ایشان هم سرچ کرد و گفت این روایت در سنن ترمذی هم آمده و شروع به خواندن روایت از سنن ترمذی کرد که در آخر روایت متوجه شد ” کتاب الله وعترتی ” است که در همان جا بحث را تغییر داد .

این ها راه چاره ای غیر از دروغگویی ندارند و دروغ گفتن عادت آن ها شده و ترسی هم از آبروی خود ندارد ؛ چون در جهان اسلام و بین مسلمین ، آبرویی ندارند . دروغگویی آن ها به حدی است که آدرسی را که می دهند ، کاملا دقیق است ؛ اما وقتی به کتاب مراجعه می کنیم ، می بینیم که روایت ” کتاب الله وعترتی ” است .

امشب هم چند مورد دیگر نشان می دهم و بعد از آن سراغ خدای بزرگ آن ها ، ابن تیمیه خواهیم رفت .

مجری :

باب تحدی و باب این دروغگویی ها باز هست . اگر کسی می تواند از این دروغگویی ها می تواند دفاع کند ، چه محمد بن عبد الوهاب ، چه سایر علما و محققین وهابی معاصر یا غیر معاصر ، می تواند با برنامه امشب تماس بگیرد و از محمد بن عبد الوهاب و آقای قفاری و سایرین دفاع کند که واقعا آن ها آدرس دادند ،‌در کجا روایت با لفظ ” کتاب الله وسنتی ” و سایر دروغ هایی که مربوط به حدیث و خبر کتاب الله و سنتی هم نبود ، آمده .

استاد یزدانی :

من با بینندگان عزیز تحدی کردم که اگر این آقایان از صحاح سته غیر از موطأ مالک که آن را بعضی ها از صحاح سته نمی دانند ، ” کتاب الله وسنتی ” را نشان دهند ، بنده دیگر به شبکه ولایت نمی آیم . البته ما بارها گفتیم که مخالف این روایت نیستیم و این روایت را خیلی علاقه داریم که این روایت صحیح باشد ؛ چون به نفع ما است و حجیت مذهب شیعه را ثابت می کند .

یکی دیگر از دروغگویان بسیار مشهوری که در باره این روایت دروغ گفته ، شیخ عبد الرحمن السدیس است . ایشان امام جماعت بیت الله الحرام است و تولیت بیت الله الحرام در دست ایشان بود .

آقای سدیس هم در جاهای متعدد دروغ گفته و این روایت را به صحیح مسلم نسبت داده . متأسفانه کتاب ایشان به صورت پی دی اف در اینترنت موجود نیست . ما فقط نسخه شامله آن را داریم که بینندگان عزیز می توانند این کتاب را از سایت مکتبه شامله دانلود کنند و ببینند .

ایشان در کتاب دروس للشیخ عبد الرحمن السدیس ، تألیف ابو عبد العزیز عبد الرحمن بن محمد بن عبد العزیز بن محمد بن عبد الله ملقب به سدیس ، مصدر کتاب دروس صوتی است که در شبکه اسلامیه آمده و در سایت اسلام وب موجود است . آقای سدیس در جاهای متعدد از این کتاب ، روایت انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وسنتی ” را آورده . از جمله این جا که می گوید :

وقال صلى الله علیه وسلم فی خطبته عام حجه الوداع: { وإنی تارکٌ فیکم ما إن تمسکتم به فلن تضلوا بعدی أبداً: کتاب الله وسنتی } أخرجه الإمام مسلم عن جابر رضی الله عنه وأرضاه.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خطبه خود در سال حجۀ الوداع فرمودند : من در میان شما چیز می گذارم که اگر به آن تمسک کنید ، هرگز بعد از من گمراه نمی شوید . کتاب خدا و سنت من . این روایت امام مسلم از جابر بن عبد الله انصاری نقل کرده است .

دروس للشیخ عبد الرحمن السدیس ، ص ۲

کجای صحیح مسلم این روایت آمده ؟ شما که امام جماعت بیت الله الحرام هستید ، حتما این روایت را در همان بیت الله الحرام خوانده و این مطلب را خوانده و هیچ شرمی هم از بیان این روایت دروغ نداشته است . مردمی هم که پشت سر ایشان نماز می خوانند ، هیچ اعتراضی هم نکردند . دروغگویی هم عدالت را که از شرایط امام جماعت است ، ساقط می کند . اما مثل این که برای این مردم ، الصلاۀ جایز خلف کل بر وفاجر ، است .

شخص بعدی که در این زمینه دروغ گفته ، آقای خالد السبیعی و از وهابی های مشهور است که این روایت را نقل کرده و دروغ بزرگی را به سنن ابن ماجه نسبت داده است .

در کتاب رسالۀ عاجلۀ للدعاۀ (نامه خیلی فوری به مبلغین ) ، تألیف خالد السبیعی ، جلد اول ، صفحه ۲۷ :

« ترکت فیکم ما إن تمسکتم به لن تضلوا بعدی أبدًا؛ کتاب الله وسنتی »

در پاورقی آدرس داده :

رواه ابن ماجه

خالد السبیعی ، رسالۀ عاجلۀ للدعاۀ ، ج ۱ ، چاپ وزارت اوقاف عربستان ، ص ۲۷

شما نامه به مبلغین نوشتی که تبلیغ کنند تا مردم به سوی راه حق هدایت شوند ؛ اما در همین نامه روایت دروغی را بیان می کنی که « ترکت فیکم ما إن تمسکتم به لن تضلوا بعدی أبدًا؛ کتاب الله وسنتی » .

از این افراد دروغگو زیاد هستند که ضرورتی ندارد بیشتر به این قضیه بپردازیم . شاید حدود ۱۵ نفر از محققین وهابی را پیدا کردیم که این روایت را به صحیح بخاری ، صحیح مسلم ، سنن ابن ماجه ، سنن ترمذی و مسند ابی یعلی نسبت داده بودند که ثابت کردیم همه آن ها دروغ است . از جمله بزرگترین دروغ ها آقای البانی بود که روایت را از کتاب النهایۀ ابن اثیر نقل می کند ؛ اما در النهایۀ ” کتاب الله وعترتی ” است و ایشان با دروغگویی و جعل ” کتاب الله وسنتی ” می کند .

ما سعی داریم دروغ های این آقایان را در یک موضوع خاص نشان دهیم تا ثابت شود که وهابیت یعنی نماد دروغگویی ، وهابیت یعنی تدلیس ، وهابیت یعنی افتراء و تهمت ؛ حتی به کتاب های خودشان .

مجری :

این ها هم چند نمونه دیگر از علما و نویسندگان وهابی در بحث خبر و روایت ” کتاب الله وسنتی ” بود که به راحتی دروغ گفته بودند . حتی در نامه ای که به مبلغین خود می نویسند ، می گویند : به این دروغ ها عمل کنید و مردم را به این صورت فریب دهید تا مردم نتوانند از دو خلیفه حقیقی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آگاه شوند .

اما استاد یزدانی عزیز ، دروغگوی جدید و دروغ های بزرگی که می خواهید به آن بپردازید ، چه کسی است ؟

ابن تیمیه ، یکی از بزرگترین دروغگویان وهابیت

استاد یزدانی :

ایشان یکی دیگر از دروغگویان است که اگر فقط دروغ هایی که در کتاب منهاج السنۀ را بیان کنیم ، شاید بیش از بیست جلسه طول بکشد . بنده سعی می کنم که این دروغ ها را به صورت تیترا وار بگوییم تا برای بینندگان عزیز هم ملال آور نشود . حتی ما فرصتی برای نقد این دروغ ها نداریم و فقط آن را به وجدان بینندگان واگذار می کنیم که آن ها به راحتی می توانند قضاوت کنند .

دروغ های ابن تیمیه در کتاب منهاج السنۀ

حداقل ما دروغ هایی که به صحیح مسلم و صحیح بخاری نسبت داده را می خوانیم که چقدر انسان پلیدی بوده که حتی به بخاری و مسلم هم دروغ بسته و حتی صدای البانی را در آورده که در آن جا می گوید : این روایت در صحیح بخاری و مسلم نیست ، چطور ابن تیمیه این را به بخاری و مسلم نسبت داده . شاید ایشان از حفظ این مطلب را نقل کرده .

آقای ابن تیمیه در کتاب منهاج السنۀ در مقدمه کتاب مطلبی می گوید که دروغگویی کار بسیار بدی است !!!!

کتاب منهاج السنۀ ، تألیف ابن تیمیه حرانی ، با تحقیق دکتر محمد رشاد سالم ، جلد اول ، صفحه ۱۶ می گوید :

والله تعالی قد امر بالصدق والبیان ونهی عن الکذب والکتمان فیما یحتاج الی معرفه واظهاره …

خدا متعال دستور داده که ما راست بگوییم و حقایق را بیان کنیم و از دروغگویی و کتمان نهی کرده ….

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ ، با تحقیق دکتر محمد رشاد سالم ، ج ۱ ، ص ۱۶

در این جا این حرف را زده و از صفحات بعد شروع به دروغگویی می کند که تک تک همه آن ها را نشان می دهیم . در این جا ثابت می کنیم که ایشان دروغگویی را جایز نمی داند ، در عین این که حرام می داند ، دروغ های بسیار بزرگی می گوید .

۱ . عدم اعتقاد شیعه به عده طلاق

یکی از دروغ های ابن تیمیه در همین کتاب و همین جلد ، صفحه ۲۵ می گوید :

والیهود لا یرون على النساء عده وکذلک الرافضه

یهود برای زن هایشان به عده اعتقادی ندارند . همان طور که رافضه اعتقاد ندارند .

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ ، ج ۱ ، ص ۲۵

یعنی یهودی ها وقتی زنانشان را طلاق می دهند ، عده نگه نمی دارند و می توانند فورا با شخص دیگری ازدواج کنند . این که این مطلب درست است یا نیست ، بنده اطلاعی ندارم و تخصصی در مورد یهودیت ندارم وفرصتی هم برای سؤال کردن هم نداشتم . رافضه هم به عده اعتقادی ندارند و زنانشان عده نگه نمی دارند .

مسلمان هایی که با شیعه همسایه هستید ، شیعه هایی که طلاق گرفتند و زن هایشان عده نگه داشتند یا نه؟ . خود شیعیان می توانند به راحتی قضاوت کنند که آیا به عده اعتقاد دارند یا ندارند ؟ یک نفر شیعه را در طول تاریخ به ما نشان دهید که اعتقادی به عده نداشته باشد . چون به هر حال نص صریح قرآن است . این همه روایت در مورد عده داریم ، این همه مستند داریم . با این حال ایشان ادعا می کند که شیعه عده نگه نمی دارد .

بنده فقط همین یک مورد را نقد می کنم که بینندگان عزیز ببینند که ما اعتقاد به عده داریم یا نداریم ؟ در نرم افزار مکتبه اهل بیت (علیهم السلام) عبارت ” عدۀ الطلاق” را جستجو می زنم . بیش از هزار مورد کتاب پیدا شد که متأسفانه فرصت نیست کتاب جواهر و دیگر کتاب های فقهی شیعه را نشان دهم . فقط توضیح المسائلی که این مسئله آمده را نگاه می کنیم .

توضیح المسائل حضرت امام (ره) ، بابی به عنوان باب عده طلاق دارد . کسانی که توضیح المسائل دارند می توانند باب احکام طلاق ، باب عده طلاق ، را نگاه کنند . توضیح المسائل امام (ره) ، باب عده طلاق ، مسأله ۲۵۱۰ :

زنی که نه سالش تمام نشده و زن یائسه یعنی اگر چه شوهرش به او نزدیکی کرده باشد ، بعد از طلاق می تواند فورا شوهر کند .

زنی که نه سالش تمام شده و یائسه نیست اگر شوهرش به او نزدیکی کند و طلاق دهد ، بعد از طلاق باید عده نگهدارد ….

توضیح المسائل حضرت امام (ره) ، باب طلاق ، مسأله ۲۵۱۰

این نظر تمام علمای شیعه بلا استثناء در طول تاریخ است . بنده رساله یکی دیگر از علمای شیعه را نشان می دهم . توضیح المسائل حضرت آیت الله وحید خراسانی ، باب عده و طلاق ، مسأله ۲۵۷۵ :

زنی که نه سالش تمام شده و یائسه نیست ، اگر شوهرش با او نزدیکی کند و طلاقش دهد ، بعد از طلاق باید عده نگه دارد …

توضیح المسائل آیت الله وحید خراسانی ، باب عده طلاق ، مسأله ۲۵۷۵

عده متفاوت است ؛ اما این که اصل عده واجب است صریح ، واضح و روشن می باشد . در همه کتاب های روایی شیعه ما کتاب الطلاق داریم و در تمام کتاب های فقهی شیعه بلا استثناء کتاب الطلاق و بابی به عنوان عده داریم . اما آقای ابن تیمیه با پروریی تمام می گوید : شیعه عده نگه نمی دارد .

این دروغی بود که ابن تیمیه گفته بود و بینندگان عزیز به راحتی می توانند در مورد آن قضاوت کنند .

۲ . دروغ در باب عدد ۱۰

دروغ دیگری که ایشان بیان می کند ، در بحث عدد ۱۰ است . در همین کتاب منهاج السنه ،‌جلد ۱ ، صفحه ۳۸ می گوید :

ومثل کونهم یکرهون التکلم بلفظ العشره أو فعل شیء یکون عشره حتى فی البناء لا یبنون على عشره أعمده ولا بعشره جذوع ونحو ذلک

یکی از حماقت های شیعه این است که تکلم به لفظ ۱۰ را دوست ندارند . یا این که کاری انجام دهند که ۱۰ باشد .

مثلا ورزشی باشد که ۱۰ نفر در آن شرکت داشته باشند .

حتی در ساختن خانه ، ۱۰ ستون برای خانه نمی سازند . یا مسائلی مثل این .

اتفاقا ما از عدد ۱۰ را در بعضی از جاها خیلی هم دوست داریم . آقایان شیعه ! شما از عدد ۱۰ بدتان می آید ؟ اصلا تا به حال به این مورد فکر کرده اید ؟ البته بعضی ها که اهل خرافات هستند از عدد ۱۳ بدشان می آید و ما آن را قبول نداریم . بعضی از عوام مردم و خرافاتی ها عدد ۱۳ را نحس می دانند .

در صورتی که ما دهه فاطمیه ، دهه محرم ، دهه ولایت و دهه کرامت داریم و از عدد ۱۰ خیلی استقبال هم می کنیم .

دلیل این کار شیعه را این طور بیان می کند :

چون شیعیان بغض برگزیده های صحابه که ۱۰ نفر هستند و پیامبر (صلی الله علیه وآله) بشارت بهشت به آن ها داده را در دل دارند . به همین خاطر است که از عدد ۱۰ بدشان می آید . آن ها ابوبکر و عمر و عثمان و علی و طلحه و زبیر و سعد بن ابی وقاص و سعید بن زید و عمرو بن نفیل و عبد الرحمن بن عوف و ابو عبیده جراح هستند .

البته در این که عشره آن ها چند نفر و چه کسانی هستند ، به شدت با هم اختلاف دارند . عشره مبشره تا ۲۳ نفر هستند . چون در این زمینه روایات متعددی است که هر کس به نفع فامیل خودش عشره مبشره را نام برده و فقط همان ۶ نفر اولش ثابت است و بقیه آن متغیر می باشد . بعضی ها حضرت حمزه (علیه السلام) و سعد و سعید و دیگران را اضافه کردند .

ایشان می گوید : چون شیعه بغض این ده نفر را دارند ، از عدد ۱۰ بدشان می آید . که در ادامه می گوید :

غیر از علی بن ابیطالب ( علیه السلام) از بقیه این ده نفر بدشان می آید .

ابن تیمیه ، منهاج السنه ، ج ۱ ، ص ۳۸ و ۳۹

اگر این طور باشد که ما باید از عدد ۹ بدمان بیاید ، چرا باید از عدد ۱۰ بدمان بیاید ؟ در ادامه هم مطالبی را در مورد این افراد می گوید که این ها اهل بهشت هستند . ما فرصت نقد نداریم ، وگرنه به راحتی می توان نقد کرد ؛ چون هیچ روایت معتبر و سند صحیح در مورد عشره مبشره ندارند . بخاری و مسلم هم هیچ کدام نقل نکردند . واقعا عجیب است و این به نوعی از گاف های آقای ابن تیمیه بود .

ایشان در صفحه ۴۸ می گوید :

ومن العجب أنهم یوالون لفظ التسعه وهم یبغضون التسعه من العشره فإنهم یبغضونهم إلا علیا

عجیب است که شیعیان لفظ ۹ را دوست دارند ، با این که از ۹ نفر از آن ۱۰ نفر بدشان می آید . با این حال عدد ۹ را دوست دارند .

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ ، ج ۱ ، ص ۴۸

در این جا ابن تیمیه چه چیزی بگوید ؟ اگر بخواهد مذهب شیعه را نقد کند ، چه دلیلی بر آن دارد ؟ دلیل علمی دارد ؟ می تواند روایتی از شیعه بیاورد که برای شیعه حجیت داشته باشد و آن را بر علیه شیعه استدلال کند ؟ چنین چیزی ندارد . مجبور است که دروغ های مضحک و خنده دار را بیان کند . جالب است که در مقدمه کتاب چقدر از خودش تمجید و تعریف کرد . اگر این تعریف و تمجید ها از خودش باشد که خیلی خودشیفته و خود پسند است که این همه از خودش عالم و امام درست کرده . اگر از کس دیگری است ؛ پس کتاب تحریف شده است ؛ چون نصف صفحه فقط تعریف و تمجیدهای ایشان است .

این هم دروغ دیگری از ابن تیمیه بود که شیعه از عدد ۱۰ بدشان می آید و عدد ۹ را دوست دارند . ما اصلا از هیچ عددی بدمان نمی آید . بعضی عددها را دوست داریم مثل عدد ۵ که خمسه طیبۀ ، ۱۲ را به عنوان ۱۲ امام دوست داریم . ۱۴ را به عنوان چهارده معصوم دوست داریم . عدد ۱۱۰ را دوست داریم ، از بعضی عدد ها هم به خاطر بعضی مسائل بدمان می آید ؛‌ اما از عدد ۹ و ۱۰ بدمان نمی آید و هیچ تفاوتی برای ما ندارند .

۳ . نماز نخواندن شیعه به سمت قبله

در همان کتاب منهاج السنۀ ، جلد ۱ ، صفحه ۲۵ می گوید :

 والیهود تزول عن القبله شیئا وکذلک الرافضه

یهودی ها کمی از قبله منحرف هستند یعنی وقتی نماز می خوانند ، دقیقا به سمت قبله نمی خوانند. همان طور که شیعیان به سمت قبله نمی خوانند .

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ ، ج ۱ ، ص ۲۵

در صفحه ۳۱ می گوید :

والیهود إذا صلوا زالوا عن القبله شیئا وکذلک الرافضه

یهودی ها وقتی نماز می خوانند ، مستقیم نیست و مقداری کج می خوانند . هم چنین شیعیان به سمت قبله نمی خوانند و مقداری متمایل می خوانند .

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ ، ج ۱ ، ص ۳۱

مسلمانان ! شیعیان ! شما اگر قبله را به صورت دقیق پیدا نکنید ، نماز می خوانید ؟ مگر این که جایی باشد که اصلا نفهمد ؛ اما وقتی به سمت قبله باشد ، همه مسلمانان دنیا می توانند شهادت دهند و می توانند محراب های مساجد ما را معاینه کنند که رو به قبله هست یا نیست ؟

این دروغ بعدی که اصلا نیازی به تحلیل و جواب هم ندارد ؛ چون واضح و روشن است و برای آقای ابن تیمیه مفتضح کننده است .

۴ . وجوب ۵۰ نماز بر شیعه

باز ایشان در همین کتاب و در همین جلد ، صفحه ۲۵ می گوید :

والیهود قالوا افترض الله علینا خمسین صلاه وکذلک الرافضه

یهودی ها معتقد هستند که خداوند بر آن ها پنجاه نماز واجب کرده . همان طور که شیعه معتقد هستند .

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ ، ج ۱ ، ص ۲۵

واقعا یهودی ها روزی پنجاه رکعت نماز می خوانند ؟ اگر یهودی برنامه ما را می بینند ، با ما تماس بگیرند و از خودشان دفاع کنند .

شیعیان ! شما روزی پنجاه رکعت نماز می خوانید ؟ یا روزی هفده رکعت نماز می خوانید ؟ اگر بخواهیم با نوافل آن حساب کنیم ، ۵۱ رکعت نماز می خوانیم ؛ اما آقای ابن تیمیه می گوید : شیعیان روزی ۵۰ نماز را بر خود واجب می دانند .

۵ . سلام در نماز

این دروغ را از آقای قفاری و محمد بن عبد الوهاب و محقق کتاب محمد بن عبدالوهاب نقل کردیم. معلوم می شود که مصدر همه این دروغ ها ، ابن تیمیه است .

در همان کتاب منهاج السنۀ ، جلد اول ، صفحه ۲۵ می گوید :

والیهود لا یخلصون السلام على المؤمنین إنما یقولون السام علیکم والسام الموت وکذلک الرافضه

 یهودی ها بر مؤمنین درست سلام نمی کنند و می گویند : سام علیکم ، شیعیان هم همین طور هستند.

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ ، ص ۲۵

ممکن است در بعضی لهجه ها این طور باشد ؛ اما شیعه چنین اعتقادی ندارد و این یک دروغ و تهمت است و منظور از سام علیکم هم یعنی مرگ بر شما . ما بر مؤمنین مرگ نمی گوییم بر کذابین مرگ می گوییم .

مجری :

تا این جا چند دروغ از دروغ های ابن تیمیه مطرح شد . باز هم می گوییم که باب تحدی در مورد دروغ هایی که علما و محققین معاصر و غیر معاصر وهابی ، باز است و هر کس تمایلی به تفکرات امثال ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب و آقای سدیس و سایرین که این طور دروغ گفته اند ، علاقه دارند می توانند تماس گرفته و اگر دفاعیه ای دارند یا مطلب و مصدری است ، ارائه کنند تا ببینیم که واقعا آن ها راست گفته اند یا این که همان دروغگوییشان ثابت می شود .

تماس بینندگان

بیننده : احمد از اهواز ـ شیعه

به نظر بنده دروغ های ابن تیمیه که یکی دو مورد نیست . اگر انسان کتاب منهاج السنۀ همان جلد اول را ورق بزند ، فقط دروغ هایی را که بیان کرده می بیند .

نکته دوم این که ، بنده حدود نیم ساعت قبل با آقای خدمتی ، رئیس شبکه وهابی کلمه صحبت می کردم که موضوع برنامه ایشان در خصوص ازدواج بود . به ایشان گفتم : شما در کلیپ معروفی که در اینترنت هم موجود است ، گفته بودید : برای تخفیف شهوت ، شخص می تواند استمناء انجام دهد . قبلا که به ایشان گفته بودم ایشان به من گفتند : شما دروغگو هستید . مجبور شدم کلیپ را در برنامه زنده پخش کنم . به ایشان گفتم : گوش بدهید که این حرف را گفتید یا نگفتید ؟ اما ایشان گفتند که شما دروغ می گویید و من نگفتم که برای تخفیف شهوت استمناء کنید .

کلیپ :

خدمتی : گفتیم که استمناء حرام است ؛ مگر دراین که در دو جا واقع شوید . ۱ . برای تخفیف از شهوت می توانید این عمل را انجام دهید . ۲ . این که بروید و زنا کنید .

بیننده :

الان هر بیننده منصفی که این کلیپ را شنید ، چه چیزی را برداشت می کند . برادران اهل سنت و طرفداران آقای خدمتی تماس بگیرند و بگویند از این کلیپ چه چیزی را برداشت می کنند . غیر از این مطلب برداشت می شود که هر کسی که می خواهد ازدواج کند ، ازدواج کند و هرکسی نمی تواند ازدواج کند ، یا می تواند زنا کند یا برای تخفیف از شهوتش می تواند استمناء کند .

استاد یزدانی ! غیر از این است ؟

استاد یزدانی :

بله ، دقیقا همین مطلب را بیان می کند . البته فقط نظر ایشان نیست ، نظر احمد بن حنبل ، نظر البانی و خیلی از بزرگانشان همین است و جای تعجب ندارد .

بیننده :

مطلب این جا است که گافی داده و خرابکاری کردند و الان هم می داند که چنین حرف زشتی را زده ؛ با این حال منکر می شود .

نکته سوم این که ، بیننده ای با این آقا تماس گرفت و گفت : اسماء دختر ابوبکر متعه کرده . ایشان گفت : دروغ است و از جعلیات شیعه است . بنده همان زمان تماس گرفتم و گفتم : سند این روایت ، صحیح است. گفت : اگر راست می گویی ، روایت را بخوان . روایت را برایشان خواندم . استاد اگر امکان دارد روایت را نشان دهند که بینندگان هم ببینند .

استاد یزدانی :

روایت در سنن ابی داود طیالسی ، با تحقیق دکتر محمد بن محسن الترکی ، چاپ دار الهجر ، جلد ۳ ، روایت ۱۷۴۲ :

حدثنا یونس قال : حدثنا ابو داود قال : حدثنا شعبه عن مسلم القری قال : دخلنا علی اسماء بنت ابی بکر فسألناها عن متعه النساء فقالت : فعلناها علی عهد النبی ص

در پاورقی هم محقق کتاب گفته :

حدیث صحیح

سنن ابی داود طیالسی ، با تحقیق دکتر محمد بن محسن الترکی ، چاپ دار الهجر ، ج ۳ ، ح ۱۷۴۲

راویان روایت ، تک تک از روات بخاری و مسلم هستند . آقای خدمتی ! شما با این سن و سال خجالت نمی کشید که دروغ به این بزرگی می زنید . با وجود چنین روایاتی ، بعضی ها در فضای مجازی می گویند : این متعه النساء نبوده ، متعه الحج بوده !!!!

استاد یزدانی ! اگر امکان دارد عبارت ” متعۀ النساء ” را از نزدیک نشان دهید . نساء به معنای زن است نه به معنای حج .

بیننده : علی از مشهد ـ شیعه

استاد یزدانی ! دیروز آقای عالی در شبکه کلمه در مورد حدیث ” انی تارک فیکم خلیفتین ” زود عصبانی شدند و در پاسخ به سؤال بیننده مطلب دیگری گفتند . اگر امکان دارد پاسخ ایشان را بدهید .

ایشان گفتند : ابوبکر نماز می خواند ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) رسیدند و پشت سر ابوبکر نماز خواندند . پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند : نماز را ادامه بده . ولی ایشان نمازش را شکست و گفت : تا زمانی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) باشند من پیش نماز نمی ایستم .

هم چنین گفت : وقتی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) قلم و کاغذ طلب کردند ، می خواستند نام ابوبکر را بنویسند . به عایشه گفتند که قلم و کاغذ بیاور تا نام پدرت را بنویسم که عایشه می گوید : به این کار نه خدا ، نه من و نه اصحاب راضی هستند که غیر از نام ابوبکر بنویسم . به همین خاطر نمی نویسم .

لطف کنید و پاسخ این را بدهید .

مجری :

بهتر است جناب آقای عالی به دروغی که در مورد کتاب الله وعترتی و کتاب الله وسنتی هم پاسخ بدهند .

استاد یزدانی :

در مورد نماز ابوبکر ، خیلی واضح است و روایت آن در صحیح بخاری آمده . صحیح بخاری ، جلد ۱ ، صفحه ۲۵۱ :

وَخَرَجَ النبی ص یُهَادَى بین رَجُلَیْنِ کَأَنِّی أَنْظُرُ إلیه یَخُطُّ بِرِجْلَیْهِ الْأَرْضَ فلما رَآهُ أبو بَکْرٍ ذَهَبَ یَتَأَخَّرُ فَأَشَارَ إلیه أَنْ صَلِّ فَتَأَخَّرَ أبو بَکْرٍ رضی الله عنه وَقَعَدَ النبی ص إلى جَنْبِهِ وأبو بَکْرٍ یُسْمِعُ الناس التَّکْبِیرَ تَابَعَهُ مُحَاضِرٌ عن الْأَعْمَشِ ….

ابوبکر با اشاره عایشه در جای پیامبر (صلی الله علیه وآله) نماز خواند و عایشه تصور می کرد که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نمی تواند از جای خود بلند شود . پیامبر (صلی الله علیه وآله) در زمان نماز به هر صورتی که بود ، خود را توسط بعضی از اصحاب به مسجد رساند . تا جایی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) آمد . وقتی ابوبکر دید که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به مسجد آمده ، خودش عقب رفت . رسول خدا (صلی الله علیه وآله) گفت : تو نماز بخوان .

این خیلی عجیب است . ابتدا و انتهای روایت با هم تناقض دارد .

ابوبکر سخن رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را گوش نداد و کنار رفت . پیامبر (صلی الله علیه وآله) نشسته و نماز خواندند و ابوبکر فقط تکبیر می گفت و صدای تکبیر پیامبر (صلی الله علیه وآله) را به گوش مردم می رساند .

صحیح بخاری ، ج ۱ ، ص ۲۵۱

به جای پیامبر (صلی الله علیه وآله) نماز نخوانده یا این که پیامبر (صلی الله علیه وآله) پشت سر ابوبکر نماز بخواند !!!!! چرا خودشان نماز نخوانند ؟ روایت خیلی واضح و روشن است که ابوبکر در آن جا فقط یک تکبیر گو بوده ، آن هم بدون اجازه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) رفته . اگر با اجازه آن حضرت بوده ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) ایشان را فورا کنار زده و حتما به ایشان وحی شده که هر کسی نمی تواند به جای تو نماز بخواند .

پیامبر (صلی الله علیه وآله) گفتند : به جای من نماز بخوان که باز هم سخن رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را گوش نداده و کنار رفته .

نتیجه روایت این می شود که طبق روایت صحیح بخاری ، ابوبکر در آن جا فقط یک تکبیرگو بوده .

البته این قضیه به صورت مفصل در سایت تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پاسخ داده شده و کتاب های تخصصی هم در این زمینه موجود است .

در مورد حدیث قرطاس ، خیلی خوب است . پیامبر (صلی الله علیه و آله ) می خواستند بنویستند ؛ اما یک نفر دیگر مخالفت کرده و گفت : حسبنا کتاب الله !! فقط کتاب خدا برای ما کافی است . شما نباید ابوبکر را انتخاب کنید ، ما باید ابوبکر را انتخاب کنیم . استاد قزوینی شاید بیش از ۳۰ جلسه در این باره بحث کردند که در سایت شبکه ولایت و سایت حضرت ولی عصر (علیه السلام) موجود است و نیازی به توضیح بیشتر نیست .

بیننده : آقای شهبازی از شیراز ـ شیعه

بنده چند روز پیش با شبکه وهابی نور تماس گرفتم که کارشناس وهابی آن شبکه ، آقای کیانی گفتند : شیعه بیشتر از چهار صحابه نمی شناسد . بنده تا به حال ۹۳ نفر از صحابه را نام بردم و از اساتید محترم هم خواستم که کتابی در این مورد برای ما معرفی کنند که علمای معظم شیعه اسامی صحابه شیعه را نام بردند . من می خواهم چند مورد از آن ها را برای این شبکه های وهابی نام ببرم که شیعه بودند و به شهادت رسیدند .

سلمان فارسی ، ابوذر غفاری ، مقداد بن اسد کندی ، عمار یاسر ، حذیفه بن یمان ، حجر بن عدی ، عمرو بن حمق ، جابر بن عبد الله انصاری ، بلال حبشی ، بریده اسلمی ، خزیمۀ بن ثابت ، ابو ایوب انصاری ، کمیل بن زیاد نخعی ،‌عثمان بن حنیف ، خالد بن سعید ،‌ مسلم بن عوسجه ، ام سلمه ، ابو اسود دوئلی ، قیس بن اسعد بن عباده ، زید بن سوهان ، عبد الله بن خباب ، ولید بن جابر بن ظالم طایی ،عبد الله بن عباس بن عبد المطلب ، ابو سعید خدری ….. که حدود ۹۰ نفر می شوند .

هم چنین شبهاتی را بیان کردند که از استاد یزدانی عزیز تقاضا دارم که پاسخ آن ها را بدهند . اولین شبهه در مورد شستن پا در اصول کافی است که چند شب پیش شبکه وصال هم روی آن مانور می داد که در اصول کافی روایتی آمده که امام صادق (علیه السلام) فرمودند : پاهایتان را بشویید .

در صورتی که علمای شیعه این روایت را رد کردند ؛ چون سند روایت ضعیف است .

دومین مورد این که باز هم روایت دیگری در مورد هدم القبور است که بحار الانوار آمده :

بعثنی رسول الله فی هدم القبور وکثر الصور

در سند این روایت هم سهل بن زیاد ابوسعید رازی است که درباره ایشان می گویند :

کان ضعیفا فی الحدیث غیر معتمد

ایشان را رجال نجاشی رد کرده و شیخ طوسی در مورد ایشان می نویسد :

سهل بن زیاد العدمی الرازی یکنی ابی سعید ضعیف

خلاصه این که روایات ضعیف را می خوانند . بنده سؤالی هم از آقایان وهابی داشتم که عینی در عمده القاری ، جلد ۳ ، صفحه ۲۱۷ می نویسد :

قبر حضرت هود و صالح و شعیب و نوح (علیهم السلام) بین رکن و مقام است .

چرا این آقایان دور قبور طواف می کنند ؟

حلبی هم در کتاب سیره ، جلد ۱ ، صفحه ۲۵۰ می نویسد :

قبر تسعه وتسعین نبیا وان حول الکعبه لقبور ثلاثمائه نبی

بین مقام و رکن و زمزم ، قبر ۹۹ پیامبر است . در بعضی از روایاتشان هم آمده که در کنار کعبه قبر ۳۰۰ پیامبر است .

حلبی ، سیره ، ج ۱ ، ص ۲۵۰

 هم چنین حضرت اسماعیل هم مادرشان حضرت هاجر را داخل هجر دفن کرد . حضرت اسماعیل هم که از دنیا رفتند ، ایشان را در کنار مادرشان دفن کردند .

طبقات الکبری ، ج ۱ ، ص ۵۲

نکته سوم ، در مورد روایت امان است که این روایت ثابت می کند امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) روی زمین زنده است و نفس می کشد و دنیا به میمنت و برکت ایشان آباد و برقرار است . بنده در مورد این حدیث تحقیقات زیادی کردم و شب گذشته هم در شبکه وهابی کلمه خواندم و ترشابی فرار کرد . بنده از استاد معظم می خواهم که این روایت را نشان دهند .

فقال النجوم أمان لأهل السماء فإن طمست النجوم أتى السماء ما یوعدون وأنا أمان لأصحابی فإذا قبضت أتى أصحابی ما یوعدون وأهل بیتی أمان لأمتی فإذا ذهب أهل بیتی أتى أمتی ما یوعدون

حاکم نیشابوری ، مستدرک ، ج ۳ ، ص ۵۱۷

روایت از محمد بن منکدر بن ابیه از رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) نقل شده . در پاورقی هم آمده که آقای ذهبی و آقای حاکم در مقابل این حدیث سکوت کرده و در دو جای دیگر هم این روایت را صحیح دانسته است .

این آقای کارشناس وهابی به ما بگوید : اهل بیتی که برابر با کتاب الله است ، چه کسانی هستند که با وجود آن ها ، امان برای کل امت است . در این جا ال و لام عرض هم آمد ، ال و لام جنس است که استغراق را ثابت می کند . حال اهل بیت در روی زمین چه کسانی هستند ؟ در شب قدر که تنزل الملائکه است ، ملائکه در زمان پیامبر (صلی اله علیه و آله) بر چه کسی نازل می شدند ؟

چرا این آقایان پاسخی به سؤال ما ندارند ؟

مطلب دیگری هم در کتاب فیض القدیر مناوی ، جلد ۶ ، صفحه ۲۹۷ ، حدیث ۹۳۱۳ آمده :

ویحتمل ان المراد مطلق اهل بیته وهو الاظهر الانه سبحانه وتعالی لما خلق الدنیا لاجل المصطفی جعل دوامها بدولتههه ثم بدوام اهل بیته .

مناوی ، فیض القدیر ، ج ۶ ، ص ۲۹۷ ، ح ۹۳۱۳

این حدیث به ما ثابت می کند که خداوند به میمنت و به برکت رحمۀ للعالمین حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله) دنیا را خلق کرد و دوام آن را به سبب اهل بیتش قرار داد .

علمای اهل سنت در ذیل آیه ۳۳ سوره انفال مطالبی را بیان می کنند که به دلیل آیه ۳۳ سوره انفال ، اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه وآله) دوام اهل زمین هستند .

استاد یزدانی :

در مورد روایتی که در خصوص شستن پا در اصول کافی خواندند ، این روایت در کتاب شریف کافی ، جلد ۳ ، صفحه ۳۵ آمده :

عده من أصحابنا ، عن أحمد بن محمد ، وأبی داود جمیعا ، عن الحسین بن سعید ، عن فضاله بن أیوب ، عن الحسین بن عثمان . عن سماعه ، عن أبی بصیر ، عن أبی عبد الله ( علیه السلام ) قال : إذا نسیت فغسلت ذراعک قبل وجهک فأعد غسل وجهک ثم اغسل ذراعیک بعد الوجه فإن بدأت بذراعک الأیسر قبل الأیمن فأعد غسل الأیمن ثم اغسل الیسار وإن نسیت مسح رأسک حتى تغسل رجلیک فامسح رأسک ثم اغسل رجلیک

……. بعد از این که مسح کردی ، پای خود را بشویید .

اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۳۵

این روایت در کافی آمده ؛ ‌اما سند روایت ضعیف است ؛ چون حسین بن سعید ، هیچ وقت فضالۀ بن ایوب را ندیده و روایت فضاله از حسین بن سعید ، منقطع است . همان طور که شیخ نجاشی صراحتا تصریح می کند :

کل شئ تراه الحسین بن سعید عن فضاله فهو غلط . انما هو الحسین عن اخیه . الحسن عن فضاله وکان یقول : ان الحسین بن سعید لم یلق فضاله .

هر روایتی که حسین بن سعید از فضاله نقل کند ، غلط است ؛ چون حسین بن سعید ، فضاله را ملاقات نکرده است .

این روایت کاملا ضعیف است . حتی اگر روایت صحیح هم باشد ، با ده ها روایت دیگر در تضاد است و از نظر شیعه طبق قرآن کریم ، پاها باید مسح شود و در قرآن چیزی به نام شستن نداریم .

بیننده : آقای محمدی از زاهدان ـ اهل سنت

بنده قبل از این که وارد بحث شوم از شما می خواهم که بر سر قولی که هفته قبل گذاشته بودید باشید و اگر بنده مطالبی را که پیدا نکردم ، بر سر قولی که دادم ، هستم .

من مصمم تر شدم که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بارها این روایت را نقل کردند . بنده گفتم که این روایت در یکی از صحاح سته نقل شده است . البته آن چهار کتاب در صحت به پای صحیح بخاری و صحیح مسلم نمی رسند .

اولین سؤال : آیا بر اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه وآله) وحی نازل می شد یا از پیامبر (صلی الله علیه وآله) پیروی می کردند؟

استاد یزدانی :

اهل بیت (علهیم السلام) با خداوند در ارتباط مستقیم بودند ؛‌ اما وحی به عنوان قرآن ، هرگز بر آن ها نازل نمی شد . وحی به عنوان قرآن با رسول خدا (صلی الله علیه وآله) تمام شد . اما گفتگو با ملائکه همیشه امکان دارد . شما وحی را چطور معنا می کنید ؟

بیننده :

بنده هم از قرآن و هم از کتاب دلیل می آورم.

استاد یزدانی :

بحث را به جای دیگر نبرید . قرار بود شما روایت ” کتاب الله وسنتی ” را از صحاح سته نشان دهید. اگر شما نشان دادید ، بنده همین الان از شبکه می روم .

بیننده :

بنده این روایت را از صحیح بخاری ، جلد ۶ ، روایت ۱۸۲۸ از نرم افزار مکتبه شامله نشان می دهم.

 عن انس بن مالک قال جاء ثلاث ….

استاد یزدانی :

این روایت ۱۸۲۸ در مکتبه شامله ، چیز دیگری است .

بیننده :

آن مشکل بنده نیست ، مشکل شما است . من این صحیح بخاری را از کتابخانه گرفتم .

استاد یزدانی :

اگر به گوشه صفحه مانیتور بنده نگاه کنید ، نوشته شده : من کتب الموقع الرسمی . شما گفتید روایت ۱۸۲۸ ، بنده هم همان را جستجو زدم . روایت را بخوانید تا بنده عبارت را جستجو بزنم . چرا عبارت “کتاب الله وسنتی ” را جستجو نزنم؟ .

بیننده :

همان است . رغب عن سنتی فلیس منی . صحیح بخاری ، جلد ۶ است .

استاد یزدانی :

شما روایت ” کتاب الله وسنتی ” را بخوانید . فعلیکم بسنتی وسنه الخلفاء من بعدی را می خواهید بخوانید . شما متن روایت را بخوانید که بنده جستجو بزنم .

مجری :

ایشان اشاره به روایت النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی فلیس منی ، دارد .شما همان روایت ۱۸۲۸ را که گفتید را بخوانید که ما ببینیم متن روایت چیست ؟

بیننده :

عن انس بن مالک جاء ثلاث رجل الی بیوت ازواج النبی یسئون عن عباده النبی فلما اخبره ….

استاى یزدانی :

بنده عبارت ” عبادۀ النبی ” را جستجو می زنم .

بیننده :

شما عبارت ” رغب عن سنتی فلیس منی ” را جستجو بزنید .

استاد یزدانی :

روایت ” النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی … ” است ؟

بیننده :

عبارت : رغب عن سنتی ” را جستجو بزنید .

استاد یزدانی :

واتزوج النساء فمن رغب سنتی فلیس منی

این روایت ۵۰۶۳ است ؛ ولی برای شما روایت ۱۸۲۸ است . البته فرقی نمی کند ؛ چون صحیح بخاری شماره گذاری های مختلف دارد . شما عبارت ” کتاب الله وسنتی ” را در این روایت نشان دهید .

بیننده :

مضمون روایت این است که پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) سفارش کرده : آیا به قرآن و سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) اقتدا بکنیم یا نکنیم ؟

استاد یزدانی :

آقای محمدی ! بنده در جلسه قبل گفتم که حجیت سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) برای همه مسلمانان ثابت شده است و نیازی به خواندن نیست. اطیعوا الله واطیعوا الرسول ، برای حجیت سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) کفایت می کند . من روایت ” کتاب الله وسنتی ” را می خواهم . ما که در حجیت سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) شک نداریم .

این روایتی که شما می خوانید به روایت ” کتاب الله وسنتی ” چه ربطی دارد ؟

بیننده :

به نظر شما این دو روایت چه مضمونی را می رساند ؟

استاد یزدانی :

بنده از شما مضمون نخواستم . من گفتم اگر شما بخواهید بحث حجیت سنت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را بخواهید ثابت کنیم ، اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم کفایت می کند و نیازی نیست که شما چیزی را ثابت کنید . آن چیزی که شما و وهابیت دروغ گفته و به صحیح مسلم و صحیح بخاری و سنن ترمذی و سنن ابن ماجه و مسند احمد نسبت داده ، این روایت است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرموده باشند :

انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وسنتی

بنده همین امشب نشان دادم . این روایت را برای من بخوانید .

بیننده :

استاد یزدانی ! بنده آن برنامه را از ابتدا نگاه نکردم . منظور من این است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در جایی به این که مردم به سنتش اقتدا کنند ، سفارش کرده یا نکرده ؟ فقط می خواستم این مطلب را به شما برسانم والا حرف دشمنی و کینه توزی نیست . خواستم این مطلب را بیان کنم و مصمم تر شدم که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به آن سفارش کردند .

استاد یزدانی :

بحث ما اصلا در این مورد نبود . الان شما روایت ” کتاب الله وسنتی ” را برای ما خواندید ؟

بیننده :

به نظر من همین “سنتی ” را داشته باشیم ، کفایت می کند .

استاد یزدانی :

عبارت ” بسنتی ” را آقای خدمتی هم نشان داد و روایات زیادی پیدا شد . ما روایت ” انی تارک فیکم خلیفتین کتاب الله وسنتی ” را می خواهیم . موضوع برنامه ما دروغگویی وهابیت ذیل روایت ” کتاب الله وسنتی ” بود که این روایت را علمای وهابی ، علمای اهل سنت به صحیح بخاری و صحیح مسلم نسبت داده بودند . شما هفته گذشته گفتید : این روایت را می خوانم .

بیننده :

من همین را گفتم . بنده از شما پرسیدم یعنی پیامبر (صلی الله علیه وآله) به پیروی از سنتش سفارش نکرده بود . شما گفتید : نه چنین روایتی نیست .

مجری :

آقای محمدی ! آن حدیثی را که علمای وهابی و برخی از علمای اهل سنت آن را به صیغه ” کتاب الله وسنتی ” نقل کرده اند ، و گفتند : در بخاری و مسلم وسایر کتب سته آمده ، دروغ گفته اند یا خیر ؟ این را به ما صریح پاسخ دهید .

بیننده :

این که باهم بیاید ، نمی دانم ؛ ولی جدا جدا صد در صد آمده است . علیکم بسنتی وسنه خلفاء الراشدین المهدیین ….

مجری :

این روایتی که شما می خوانید ، روایت دیگری است . ما در مورد روایت و خبر ثقلین ” کتاب الله وسنتی ” است یا ” کتاب الله وعترتی ” است .

استاد یزدانی :

بنده چند نمونه دیگر هم به شما نشان می دهم از جمله تاریخ الاسلام ذهبی ، کتاب المغازی ، جلد اول ،‌ با تحقیق دکتر عمر عبد السلام تدمری ، چاپ دار الکتاب العربی ، صفحه ۷۰۹ نقل می کند :

إنی قد ترکت فیکم ما إن اعتصمتم به لن تضلوا أبداً ، کتاب الله وسنه نبیه .

محقق کتاب در پاورقی می گوید :

اخرجه البخاری فی کتاب الفتن (۸ /۹۱ ) باب قول النبی ص : لاترجعوا بعدی کفارا ومسلم فی کتاب الایمان (۶۶) باب بیان معنی قول النبی : لاترجعوا بعدی کفارا وابوداود فی السنه (۶۸۶ ) باب الدلیل علی زیاده الایمان ونقصائه والنسائی فی تحریم الدم (۷ / ۱۳۶ ) باب تحریم القتل والطبرانی در معجم الکبیر …

ذهبی ، تاریخ الاسلام ، ج ۱ ، با تحقیق دکتر عمر عبد السلام تدمری ، چاپ دار الکتاب العربی ، ص ۷۰۹

ما این روایت را از شما می خواهیم . ما می گوییم شما مورد این روایت دروغ می گوید که روایتی با عبارت ” کتاب الله وسنۀ نبیه ” در هیچ یک از صحاح ستۀ نیامده . شما گفتید : من می توانم این روایت را از صحیح بخاری پیدا کنم .

بیننده :

بنده به آقای یزدانی گفتم : آیا پیامبر (صلی الله علیه وآله) در صحبت هایشان سفارش به پیروی از سنت خودشان کرده یا نکرده ؟ گفتند : نه چنین سفارشی نکردند .

استاد یزدانی :

بنده اصلا چنین حرفی نزدم . چیزی را که انکار کردم ، روایت ” کتاب الله وسنتی ” و ” کتاب الله وسنۀ نبیه ” بود . کل این مطالب در سایت ما موجود هست .

بیننده :

استاد یزدانی ! بنده این را می خواهم ثابت کنم که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند : به سنت من عمل کنید .

استاد یزدانی :

این که گفتن ندارد . بنده خودم سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله ) حجت است . این که نیازی نبود شما بیاورید . ما روایت ” کتاب الله وسنتی و کتاب الله وسنۀ نبیه ” را می خواستیم که نتوانستید بیاورید .

بیننده :

بنده همین مطلب را می خواستم برسانم .

استاد یزدانی :

بنده در این باره شکی نداشتم و اصلا هیچ مسلمانی نمی تواند به این قضیه شک کند .

بیننده :

کتاب الله وسنتی ” آمده باشد یا نیامده باشد ، به حال ما فرقی نمی کند .

استاد یزدانی :

اگر فرقی نمی کند ؛ چرا دروغ می گویند ؟ ما این همه نشان دادیم . اگر برای شما فرقی نمی کند ، چرا آن روایت را برای ما انتخاب نمی کنید ؟ چرا در این جا دروغ می گویید ؟

امام جماعت مسجد الحرام ، آقای سدیس ، به دروغ می گوید : این روایت در صحیح مسلم آمده .

بیننده :

استاد یزدانی ! شاید در کتاب باشد ؛ اما در چاپ های بعدی نیامده باشد .

استاد یزدانی :

چه کسی در چاپ های بعدی حذف کرده ؟ باز هم این را ثابت می کند که دروغ گفته اند .

مجری :

پس تا این جا دروغگو بودن بسیاری از علمای وهابی ثابت می شود . مثل آقای سدیس . ما در این جا نمی توانیم شاید بگوییم . یا دروغ گفتند یا راست گفتند .

بیننده :

شاید در مکتبه شامله شما نباشد ؛‌اما در مکتبه شامله ما وجود دارد !!!!!!!!

استاد یزدانی :

بنده از صفحه کتاب عکس گرفتم و به شما نشان می دهم .

بیننده :

شما هر شش جلد صحیح بخاری را بیاورید ، اگر در آن کتاب نبود ،‌من قبول می کنم .

استاد یزدانی :

بنده از صحیح بخاری هشت جلدی که معمولا مطالبشان را از آن بیان می کنند ، نشان می دهم . صحیح بخاری ، جلد ۹ ، صفحه ۹۱ ، در کجای این صفحه این روایت آمده . هر روایت را که می خوانیم اصلا ارتباطی به آن ندارد .

برادر عزیز ! این تعصب به قدری شما را اذیت می کند که حتی حقیقتی به این روشنی را نمی توانی ببینی .

بیننده :

همین روایتی را که شما بیان کردید ، بنده شخصا به کتابخانه می روم و تک تک کتاب ها را می بینم .

استاد یزدانی :

شما که هیچ ، اگر تمام اهل سنت ، تمام وهابیت ، تمام اجنه جمع شوید ،‌ نمی توانید این روایت را در صحیح بخاری پیدا کنید .

مجری :

از شما برادر عزیز تشکر می کنیم که به خاطر تعصبی که داشتند ، حاضر نشدند بگویند که علمای وهابی و بعضا اهل سنت درباره این روایت دروغ گفته اند .

بیننده : آقای امیری از اهواز ـ شیعه

بنده دو سه سال است که برنامه های شما را دنبال می کنم . چون فرموده بودید اگر پیشنهادی داشتید ، بیان کنید . یکی از پیشنهاد های بنده این است که شما در مورد ضرورت امامت صحبت کنید . الان بحث ما با وهابیت این است که ما می خواهیم امامت را اثبات کنیم .

به نظر بنده باید این را ثابت کنیم که امامت در طول تاریخ چه ضرورتی داشته و چرا شیعه بر این قضیه پافشاری می کند که چرا امامت یک امر ضروری بوده . بنده خواهش می کنم این را در برنامه های شبکه بگنجانید .

استاد یزدانی :

اگر شما روز های یکشنبه برنامه استاد قزوینی را ببینید ، موضوع برنامه ایشان ضرورت امامت ، این که امامت اصلی از اصول دین است . این که رکنی از ارکان دین است را از منابع شیعه و منابع اهل سنت ثابت کردند .

همین طور برنامه ای به نام زلال جاری است که خانم های واحد خواهران گروه پاسخگویی به شبهات دارند که موضوعشان ضرورت وجود امام را بوده که احتمالا آن برنامه های را ندید . ادله عقلی هم یکی از آن مواردی است که بحث شده .

بیننده :

شما که به احادیث استناد می کنید ، وقتی یک بحث منطقی و عقلی می کنید ، شما همه این احادیث را در نظر می گیرید و بعد از آن نتیجه گیری می کنید . کسی که برنامه را می بیند ، متوجه می شود که چرا شیعه بر این ۲۵۰ یا ۳۰۰ سال زندگی ائمه معصومین (علیهم السلام) پافشاری می کنند ؟ چون ما صد در صد باید ثابت کنیم بعد از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به انسان هایی نیاز داریم که بتوانند در این کوران زندگی مسائل را بشکافند تا به اشتباه کشیده نشویم .

نکته دوم در مورد ابن تیمیه است که ایشان در کتاب منهاج السنۀ ، صفات امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را با صفات خالد بن ولید مقایسه می کنند و این دو نفر را در یک سطح می دانند . در این باره توضیحاتی را بیان کنید .

نکته سوم ، شهید مطهری کتابی به نام سیره ائمه اطهار (علیهم السلام) دارند که دقیقا توضیح می دهند که ابن تیمیه و احمد بن حنبل و محمد بن عبد الوهاب ، علمایی قشری و سطحی نگر در تاریخ هستند . آن ها به جای این که مطالعات عمقی داشته باشند ، فقط به صورت سطحی مطالعه کردند و باعث بسیاری از اشتباهات شده و از قیاس در همه چیز استفاده می کنند .

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و هم چنین بینندگان تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .