دروغگویی ابن تیمه در باره روایت « ما أقلت الغبراء ولا أظلت الخضراء على ذی لهجه أصدق من أبی ذر» و روایت: «علی مع الحق» و…

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۲۰ / ۰۲ / ۹۵

مجری :

درود و سلام خداوند بر شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت . طبق روال دوشنبه شب ها با برنامه راه و بی راه در خدمت شما هستیم . این ایام میمون و فرخنده ، میلاد با سعادت امام حسین (علیه السلام) و آقا حضرت اباالفضل العباس (علیه السلام) و امام سجاد (علیه السلام) را تبریک عرض می کنم . در این برنامه هم در خدمت کارشناس برنامه ،‌ حضرت استاد یزدانی عزیز هستیم .

استاد یزدانی:

من هم خدمت حضرتعالی و هم چنین خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام عرض می کنم . بنده هم به نوبه خود ولادت با سعادت حضرت سید الشهدا (علیه السلام) و هم چنین ولادت با سعادت حضرت ابالفضل العباس ،‌ علمدار کربلا و هم چنین ولادت امام سجاد (علیهم السلام) را خدمت همه بینندگان عزیز تبریک و تهنیت عرض می کنم . امیدوارم که خداوند در قیامت ما را از شیعیان و دوستداران واقعی آن حضرات محسوب و با آن حضرات محشور کند .

مجری :

برنامه های زیادی را به دروغ های وهابیت ، علما و چهره های سر شناس وهابی چه از معاصرین و چه غیر معاصرین پرداختیم . از جمله دروغ های ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب و از معاصرین مثل آقای قفاری و بن عثیمین .

بنده از استاد یزدانی عزیز تقاضا دارم که خلاصه ای از مطالب مطرح شده را بیان کنید .

استاد یزدانی :

ما در ادامه پخش دروغ های وهابی ها و شبکه های آن ها و هم چنین علمای بزرگ وهابی ، از جمله محمد بن عبدالوهاب که دروغ های ایشان را فقط در یک کتاب بررسی کردیم . تا این که به دروغ های آقای ابن تیمیه رسیدیم . این پنجمین جلسه ای است که ما دروغ های ابن تیمیه را نشان می دهیم. ایشان مطالبی را در کتاب خود به صورت قطعی بیان کرده ، در حالی که خلاف آن ثابت شده . ما این دروغ ها را از کتاب منهاج السنۀ نشان دادیم . امشب هم دروغ های دیگری از ابن تیمیه را نشان داده و ثابت می کنیم که ایشان شیخ الاسلام نیست ؛ بلکه شیخ الکذابین و بزرگترین پیشوای وهابیت است و هیچ دفاعی هم از این ها نمی بینیم و هیچ وهابی هم جرآت نمی کند که به این شبکه زنگ بزند و بگوید این دروغ نیست و حقیقت دارد . ما می خواهیم که تماس بگیرند و از خدا و امامشان دفاع کنند . چون خداوند یک چیز گفته و ابن تیمیه کاملا مخالف آن را گفته است و در حقیقت ابن تیمیه خدایی در کنار خداوند است .

مجری :

همانطور که استاد یزدانی گفتند ما منتظر شنیدن صدای آقایان طرفدار ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب هستیم . این همه برنامه در مورد دروغ های آن ها از چهره های مختلف پخش شد ؛ اما یک نفر هم تماس نگرفت که از آن ها دفاع کند . طبیعتا این بیش از پیش دروغگویی وهابیت را ثابت می کند .

اما اولین کلیپ برنامه به این مطلب اختصاص دارد که یکی از کارشناسان شبکه های وهابی ادعایی کرده و از ابن تیمیه دفاع کرده .

کلیپ ۱ ) :

بیننده :

آقای ترشابی ! ابن تیمیه در منهاج السنۀ ، جلد ۷ ، صفحه ۱۲ می گوید :

وفی الصحیحین عن النبی انه قال ما نفعنی مال کمال ابی بکر ، در صحیح بخاری و مسلم آمده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند : هیچ مالی به اندازه مال ابوبکر به من نفع نرسانده .

لطفا این مطلب را از کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم به بنده نشان دهید . هر چه گشتم این مطلب را صحیح بخاری و مسلم پیدا نکردم .

کارشناس وهابی :

بسیار خب ،‌ نگاه می کنم . ابن تیمیه انسان بوده ، احتمال دارد که اشتباه کند . ما ابن تیمیه را معصوم نمی دانیم و مقلد ابن تیمیه هم نیستیم و هر سخنی که بگوید ، از او نمی پذیریم . اما این که ابن تیمیه در فلان کتاب مثلا چنین چیزی گفت و اشتباه کرده ، این یک مسأله معمولی است که هیچ اشکالی ندارد که انسانی اشتباه کند .

بیننده :

ولی فقط همین یک مطلب نیست ؛ بلکه هزاران مورد از این دروغ ها است که در کتاب های خود بیان کرده است .

کارشناس وهابی :

فکر نمی کنم که شما این هزاران دروغ را بدانید . گفتید در کجای منهاج السنه بیان کرده ؟

بیننده :

منهاج السنۀ ، جلد ۷ ، صفحه ۱۲ در مکتبه شامله این مطلب بیان شده . شما عبارت ” ما نفعنی ” را جستجو بزنید .

کارشناس وهابی :

این هم مکتبه شامله است که عبارت ” ما نفعنی مال کمال ابی بکر . این درست است ؛ اما در ابتدای روایت که کلمه فی الصحیحین آمده ، حاشیه ای با عنوان ۱ زده . حال در حاشیه شماره یک ، گفته : در سه نسخه خطی نون ، سین و باء ، یعنی سه نسخه خطی ابن تیمیه کلمه صحیحین نیست . و فی الصحیح است یعنی در حدیث صحیح آمده . در نتیجه در یک نسخه ای که این چاپ از آن صورت گرفته ،‌فی الصحیحین است و در سه نسخه دیگر یعنی نسخه نون و سین و باء ، آمده که فی الصحیح یعنی در حدیث صحیح این طور آمده .

پس شما چطور خود را محقق می دانید و می آیید کتابی را که در سه نسخه آن فی الصحیح آمده و در یک نسخه فی الصحیحین آمده ، می گویید : دروغ گفته است .

شما گفتید از مکتبه شامله بخوانید ، بنده هم از مکتبه شامله خواندم . شما اگر واقعا این مطلب را تحقیق و بررسی می کردید و از یک آخوند دروغگو نمی شنیدید ، این طور قضاوت نمی کردید یا این که واقعا هدف دارید . در نتیجه مشکل شما حل شد که در سه نسخه دیگر آمده که وفی الصحیح است .

بیننده :

این سخن محقق است .

کارشناس وهابی :

بله ،‌ این سخن محقق است ؛‌اما محقق در چندین نسخه خطی بررسی کرده و کنار هم قرار داده و دیده که در سه نسخه نون و سین و باء ، کلمه فی الصحیحین نیست ؛ بلکه کلمه فی الصحیح است یعنی علامه ابن تیمیه در این جا فی الصحیح گفته . از دست بعضی نساخ ها و کسانی که فی الصحیح نوشتند ، فی الصحیحین شده !! شما دیگر نمی توانید حمله کنید و بگویید که دروغگو و کذاب هستند و صفت خود را به دیگران بدهید .

بیننده :

آقای ترشابی ! این محقق جستجو کرده و متوجه شده که وجود ندارد و بعد از آن این مطلب را نوشته است .

کارشناس وهابی :

درست است . محقق به ابن تیمیه اعتماد زاید الوصفی داشته و می دانسته که ایشان حافظ الحدیث است و می دانسته که ایشان علامه است . به فکرش رسیده که چگونه می شود ابن تیمیه چنین اشتباهی کرده باشد و حدیثی را که در صحیح بخاری و صحیح مسلم نیست ، گفته باشد که فی الصحیحین !!!

پس رفته نسخه های موجود را گشته و گفته در نسخه های خطی ، فی الصحیح است . این اشتباهی از نساخ ها بوده نه این که ابن تیمیه اشتباه کرده باشد .

بیننده :

به هر حال ایشان جستجو کرده و پیدا نکرده ،‌به همین خاطر گفته : وجود ندارد . پس ابن تیمیه یا اشتباه کرده یا دروغ گفته .

کارشناس وهابی :

گفته ابن تیمیه اشتباه نکرده ؛ بلکه در نسخه های خطی که از ابن تیمیه مانده ، فی الصحیح است که بعضی از نساخ ها و کسانی که چاپ کردند ، اشتباها فی الصحیحین را آورده اند .

خیلی ممنون از شما . ببینید که چقدر فقیر و بدبخت و ذلیل هستید که به جای تحقیق علمی و به جای دنبال حق گشتن و به جای پیروی از حق کردن ، به دنبال چه چیز افتاده اید و در واقع چه چیزی درست کردید .

بیننده :

خیلی از این موارد در منهاج السنه است که به دروغ گفته در صحیحین است ؛ اما نیست .

کارشناس وهابی :

هیچ موردی وجود ندارد . یک نمونه اش همین بود و این را هم می دانم که شما این مطلب را نگفته اید . این مطلب را آیت الله ها ، مراجع تقلید شما گفتند که مریض و بیمار هستند .

مجری :

کلیپ خیلی واضح بود که آقای ترشابی هر چه داشتند ، رو کردند و خواستند از ابن تیمیه دفاع کنند. ابتدا گفتند : احتمال دارد که ابن تیمیه خطا کرده باشد ؛ چون یک انسان است و ما مقلد ایشان نیستیم . که البته ما بارها در شبکه های وهابی خلاف آن را دیده ایم و نسبت ها و صفات ابن تیمیه را به این بیننده عزیزی که تماس گرفته بود و علمای شیعه و استاد یزدانی عزیز نسبت دادند که دروغ گفتند . ابن تیمیه هیچ وقت دروغ نمی گوید . ایشان هر چه گفته درست بوده و محقق کتاب هم به ابن تیمیه اعتماد داشته.

استاد یزدانی ! ما می خواهیم بدانیم که در این جا چه کسی دروغ گفته و چه کسی بدبخت و ذلیل و مریض است ؟؟؟؟

استاد یزدانی :

از بین این همه دروغی که ما از ابن تیمیه پخش کردیم و روایاتی که از صحیحین نقل کرده بود یا یا فقط از بخاری و یا فقط از مسلم نقل کرده بود و وجود خارجی نداشت ، ایشان فقط روی یک مورد دست گذاشت و روی آن مانور داد و شروع به تحقیر بیننده کرد .

این کار خیلی زشت است . بر فرض این که بیننده اشتباه کرده باشد ، این همه تحقیر که بدبخت و بیچاره و ذلیل هست ، نشان دهنده این است که بیان این دروغ ها چقدر برای آقایان فشار وارد کرده و سوزانده . ما همین این فشار ها را بیشتر کرده و ثابت می کنیم که بدبخت و ذلیل و بیچاره خودشان هستند.

بنده این مورد را در سومین برنامه از دروغ های ابن تیمیه ، در کتاب منهاج السنۀ ، جلد ۸ ، با تحقیق دکتر محمد رشاد سالم ، صفحه ۴۹۸ خواندم که از مکتبه شامله هم نشان خواهم داد .

وفی الصحیحین عن أبی هریره قال قال رسول الله ص ما نفعنی مال قط ما نفعنی مال أبی بکر فبکى أبو بکر وقال هل أنا ومالی إلا لک یا رسول الله ….

در صحیحین از ابوهریره نقل شده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نعوذ بالله فرموده باشند : هیچ مالی برای من نفع و سودی نداشت ؛ مگر مالی که ابوبکر به من داد . ابوبکر گریه کرد و گفت : یا رسول الله ! مگر نه این است که خودم و مالم برای تو است .

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ ، با تحقیق دکتر رشاد سالم ، ج ۸ ، ص ۴۹۸

اولا ، این روایت اصلا هیچ پاورقی ندارد . دوما ، واضح است که متن روایت دروغ است . این که ابوبکر مالی داشت یا نداشت ، بحث کردیم .

آقای ترشابی ! محقق کتاب در کجا گفته در یک نسخه فی الصحیحین است و در نسخه های دیگر نیست ؟؟ چون مطلبی در این باره نیست ؛ پس نشان دهنده این است که همین عبارت در همه نسخه ها بوده . حال شما پاسخ دهید که چه کسی ذلیل و دروغگو است .

البته ایشان این مستند را نشان نداد . اگر نشان می داد مجبور می شد که بگوید یا ابن تیمیه دروغگو است یا این که صحیح مسلم و صحیح بخاری ، ‌تحریف شده ؛ چون ابن تیمیه می گوید : این روایت در صحیحین بوده . پس یا بوده و حذف شده که در آن صورت صحیحین از اعتبار ساقط می شود . یا این که ابن تیمیه دروغگو است . هر کدام را بپذیرد ، ما قبول می کنیم .

ایشان روایت را از جلد ۷ منهاج السنه ،‌ صفحه ۲۲ نشان داد :

فی الصحیحین عن النبی صلى الله علیه و سلم أنه قال ما نفعنی مال کمال أبی بکر ….

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ ، ج ۷ ، ص ۲۲

که در پاورقی شماره ۱ آمده :

ن ، س ، ب : وفی الصحیح

آقای ترشابی ! شما این روایت را از این جلد نشان دادید . چرا آن روایت را از جلد ۸ نشان ندادید ؟ این که می گوید : در بعضی نسخه ها ” فی الصحیح ” بوده ، در همین کتاب در جلد ۸ ” وفی الصحیحین” آمده و هیچ اختلاف نسخه ای هم نبوده . در جلد ۸ ، چون پاورقی نداشت به این معنا است که در همه نسخه ها ” فی الصحیحین ” بوده ؛ ‌اما در جلد ۷ ، در سه نسخه ” فی الصحیح ” بوده . شما گفتید : ده نسخه داشته که سه نسخه آن ” فی الصحیح ” آمده .

حال ببینیم که ” فی الصحیح ” در کلام ابن تیمیه به چه معنا است ؟ وقتی که جستجو کنیم ، متوجه می شویم که معمولا منظور ایشان از ” فی الصحیح ” ، صحیح بخاری است . رجاله رجال الصحیح یعنی چه ؟ تمام بینندگان عزیز و تمام کسانی که علم حدیث اهل سنت را می دانند که مقصود از ” رجاله رجال الصحیح ، یعنی این شخص از روایان صحیح بخاری است .

از این تعابیر در کتاب های آن ها زیاد است که مقصود ، صحیح بخاری است . اگر بخواهد روایت صحیح بگوید ، می گوید : وفی الروایۀ الصحیح ، وفی حدیث الصحیح ! چرا باید وفی الصحیح بگوید ؟

فرض کنیم که منظور ایشان در این جا ، روایت صحیح است که ثابت کردیم روایت صحیح نیست و جعلی می باشد . آقای ترشابی به ما بگویند که روایتی که در جلد ۸ از منهاج السنۀ آمده ” وفی الصحیحین ” منظور چیست ؟

در جلد ۷ هم ما انکار نمی کنیم که به آن صورت آمده ؛ اما باز هم ثابت نمی کند که ابن تیمیه دروغ نگفته ، هر دو احتمال است . ممکن است که ابن تیمیه دروغ گفته باشد . ممکن هم هست که نسخه نویس ها دروغ نوشته باشند . این برای ما مهم نیست ؛ ‌اما در جلد ۸ هیچ اختلاف نسخه ای وجود ندارد .

ما ثابت کردیم که این روایت در کتاب های دیگر از جمله سنن ابن ماجه آمده که سند آن نمی تواند صحیح باشد . بنده این روایت را از مکتبه شامله هم نشان می دهم .

فی الصحیحین (۱) عن النبی صلى الله علیه و سلم أنه قال ما نفعنی مال کمال أبی بکر ….

که در پاورقی شماره ۱ آمده :

ن ، س ، ب : وفی الصحیح

این عبارت را نشان داد و آن همه فحاشی به بیننده کرد که در سه نسخه آمده . در جاهای مختلف نقل شده ، جاهای دیگر را هم بیان می کرد . روایتی که در جلد هشت از منهاج السنۀ هم آمده بود را نشان می دادید . این روایت در همه نسخه های خطی آن همین عبارت ” وفی الصحیحین ” آمده .

این را به ما نشان دهید . یا بگویید که ابن تیمیه دروغگو است که ما ثابت کردیم دروغگو است . یا این که بگویید صحیحین شما تحریف شده است که آن هم قطعا تحریف شده است یا این که از حرفتان برگردید و به خاطر توهین ها و بی ادبی هایی که نسبت به آن بیننده عزیز کردید عذر خواهی کنید .

مجری :

پس تا این جا ثابت شد که دروغگو و ذلیل و مریض خود ابن تیمیه و آقای ترشابی است . کلیپ بعدی مجموعه ای از دروغگویی هایی وهابیون در شبکه وهابی است که بعضی از آن ها را قبلا پخش کرده بودیم و مورد توجه شما واقع شده بود و بعضی از آن ها جدید است که با هم می بینیم .

کلیپ ۲ ) :

محمد امین اسماعیل ـ مبلغ وهابی اهل سودان

شاید صدا از طریق میکروفون خوب به شما نرسد . چرا چنین هدفی را انتخاب کرده اند ؟ می گوید به عایشه شلیک کن . این اسلحه های اسباب بازی را برای بچه های ما ساخته اند . عایشه را بزن !

و ما از جناب شیخ محمد امین اسماعیل برای این سخنرانی تشکر می کنیم و از خدا می خواهیم آن را در میزان اعمال صالحش قرار دهد .

ای کسانی که در برابر این اسباب بازی ها مسؤل هستید ، کجا هستید ؟ این وزارت تجارت ، ای اداده های ، ای اداره های گمرک به این صدا گوش کنید اگر به اذن خدا اشتباه نکنم .

من مدت سه سال هست که یکی از تاجران وارده کننده اسباب بازی برای کودکان هستم . طبیعتا شیعیان بسیار فریبکار هستند و تلاش می کنند که افکار کودکان را مسموم کنند . این از فریب و نیرنگ شیعه است که به چین رفتند و صدایی را در آن ضبط کردند و من قبل از این که این اسباب بازی را وارد کنم . این را در چین امتحان کردم و صدا را شنیدم ؛‌اما این طور نبود . ما برای بینندگان قضیه را واضح می کنیم که این تهاجم شیعی از کودکان شروع شده است و تهاجم چینی از این اسباب بازی آمده است .

احمد الاسیر ـ وهابی تکفیری

آیا می دانید وقتی یک کودک این اسلحه اسباب بازی را شلیک می کند چه می گوید ؟ ممکن است کسی بگوید این مسأله مهمی نیست و افرادی در این دنیا تابع چنین تفکری هستند این را سبک و بی اهمیت بشمارند . آیا می دانید بعد از این که می گوید شلیک شلیک شلیک چه می گوید ؟ می گوید : به عائشه شلیک کن !

نبیل العوضی ـ مبلغ وهابی

آیا می دانید صدای این اسلحه ی اسباب بازی چیست ؟ صدایی در این اسباب بازی ضبط شده که بعد از شلیک می گوید : عایشه را بزن !

مصطفی موسی ـ نماینده ی مجلس مصر

جناب رئیس ! اخیرا یک مشکل جدیدی در مصر به وجود آمده است . این مرتبه مسأله ی جدید این است

رئیس مجلس : اتفاق خوبی افتاده یا این که چیز جدیدی است ؟

نماینده مجلس :

ای کاش این طور می بود . اتفاق بدی افتاده و اهانت به اسلام است . جناب رئیس هر روز یک مسأله و مشکل جدیدی درست می شود . اسلحه های اسباب بازی برای کودکان در بازار وجود دارد که عائشه را سب می کنند . این اسلحه اسباب بازی است جناب رئیس ! به قیمت پنج پوند مصری فروخته می شود و عایشه را سب می کند .

برو جلو و گروگان ها را بزن !!!

تمام شیعیان به جز زیدیه ، به این ایمان دارند که رعد ـ بر خلاف برق ـ هنگامی که در آسمان به وجود می آید ، صدای علی بن ابیطالب است . به همین دلیل وقتی یک شیعه در عراق یا مصر یا هر جایی که در آن شیعه وجود دارد ، وقتی صدای رعد را می شنود ، می گویند : سلام بر تو ای امیرالمؤمنین !

وقتی صدای رعد را می شنود ،‌می گوید : سلام علیکم و به همین دلیل است که تمامی شیعیان به جز زیدیه وقتی در جایی راه می روند ، وقتی صدای رعد را می شنوند ، سلام بر تو ای امیر المؤمنین !

اما هنگامی که برق می بینند ، می گویند این تازیانه است . الان معاویه و ابوبکر و عمر و عثمان در حال تازیانه است . الان معاویه و ابوبکر و عمر و عثمان در حال تازیانه خوردن هستند . ای امیرالمؤمنین ! آن را زیاد کن .

این کار را تمام عوام شیعه و بزرگان آن ها و علمای آن ها انجام می دهند .

نماز یهودی ها را دیده اید ؟ از شما می خواهم برید و ببینید شیعیان چگونه نماز می خوانند !!! شیعیان این گونه نماز می خوانند .

من کلیپ هایی از آن ها دارم که شیعیان این گونه نماز می خوانند !!! به خدا قسم شیعیان مانند ما نماز نمی خوانند به خاطر همین است که مشایخ ما می گویند دین شیعیان بر خلاف شیعیان است .

شیعیان می گویند : علی بن ابیطالب به نبوت سزاوار تر بود و خداوند جبرئیل گفت وحی را بر علی بن ابیطالب نازل کن ؛ اما جبرئیل خیانت در امانت کرد . شیعیان رو به روی قبر پیامبر می ایستند و می گویند : جبرئیل خیانت کرد ، جبرئیل خیانت کرد ، جبرئیل خیانت کرد .

یکی از حضار می پرسد : چرا جلوی آنان را در مکه و مدینه نمی گیرند و مانع ورودشان نمی شود ؟

به خدا قسم ما به مسئولان در عربستان سعودی گفته ایم که چه طور این ها را رها می کنید ؟

مجری :

حتی رسالت و نبوت بر اساس قول شیعیان بر علی نازل شد و جبرئیل خطا کرد و آن را به محمد (صلی الله علیه وآله) داد .

در نماز شیعیان همیشه این اتفاق می افتد و این را در مکه و زمان حج دیده اید که سه مرتبه این کار را می کنند (بالا آوردن دست ها برای سلام دادن )

از این کار چه هدفی دارند ؟ می گویند : جبرئیل خطا کرد و گمراه گشت . جبرئیل خطا کرد و گمراه گشت . جبرئیل خطا کرد و گمراه شد .

یعنی سیدنا جبرئیل در وظیفه اش دچار گمراهی و خطا شد و به جای این که بر علی نازل شود ، بر محمد (صلی الله علیه وآله) نازل شد .

مجری :

کلیپ بسیار جالبی بود . به خصوص آن قسمتی که اسباب بازی ها را داخل استدیو می آوردند و می خواستند از این طریق عوام را فریب دهند که این اسلحه ها به عائشه سب می کنند . در صورتی که اصلا این اسلحه های چیز دیگری می گفتند . حتی آن شخص می گفت : من تاجر اسباب بازی هستم و دیدم که این ها صدا ضبط می کردند .

استاد یزدانی :

وهابی راه دیگری غیر از تحریک عوام اهل سنت و عوام وهابیت علیه شیعه ، از این دروغ ها استفاده می کنند . همان طور که خدمت شما نشان دادیم آقای محمد بن عبد الوهاب و ابن تیمیه و قفاری بحث این که شیعه به عایشه اتهام فحشا می زند که ما ثابت کردیم اصلا چنین چیزی وجود ندارد ؛ حتی بزرگان منصف اهل سنت تصریح کردند که چنین مطلبی واقعیت ندارد .

این آقایان چاره ای غیر از دروغ و تهمت ندارند و عوام را استحمار یا تحمیر و یا تحمیق کنند . ما منتظر این آقایان هستیم تا مطالبی را که از کتاب منهاج السنه نشان می دهیم را نقد کنند تا واقعیت یا دروغ بودن آن را ثابت شود . این که ابن تیمیه دروغ می گوید یا این که صحیح بخاری و مسلم تحریف شده اند .

مجری :

کلیپ بعدی مربوط به یکی از برنامه های چالش با حضور استاد یزدانی است که به یکی از دروغ های کارشناسان شبکه های وهابی در مورد خبر کتاب الله و سنتی اشاره کردیم . یکی از بینندگان عزیز با این کارشناس تماس گرفتند و همان را مطرح کردند که شبکه ولایت از شما چنین کلیپی پخش کرده . اما ایشان تکذیب کرده و گفتند که دروغ است و من چنین ادعایی نکردم .

کلیپ تکذیب و انکار ایشان را می بینیم و بعد از آن در خدمت شما هستیم .

کلیپ ۳ ) :

بیننده :

جناب آقای عالی ! شما در جلسات گذشته روایت ” کتاب الله وسنتی ” را گفتید که ترمذی نقل کرده . امکان دارد بفرمایید که در کدام قسمت از کتاب ترمذی نقل شده ؟

کارشناس وهابی :

نه ،‌من گفتم این روایت را امام مالک نقل کرده است . بنده یادم هست ، شما دروغ نگویید .

بیننده :

جناب آقای عالی ! کلیپ شما در شبکه ولایت پخش شده که گفته بودید ترمذی این روایت را نقل کرده .

کارشناس وهابی :

نه ، من نگفتم در ترمذی نقل شده !!!!!

استاد یزدانی :

یکی از مباحث ما در این برنامه و برنامه چالش دروغ های آقایان وهابی در مورد روایت ” کتاب الله وسنتی ” بود که گفتیم خیلی از محققین آن ها و کسانی که خود را پژوهشگر می دانند ، این روایت را به صحیح بخاری و صحیح مسلم و سنن ترمذی و سنن ابن ماجه و مسند احمد نسبت داده بودند که ما همان زمان گفتیم : هیچ روایتی با عبارت ” کتاب الله وسنتی ،‌کتاب الله وسنۀ نبیه ” وجود ندارد ؛ اما این ها مجبور هستند که دروغ بگویند و یکی از این دروغگو ها ،‌آقای عالی بودند که روایت را از ترمذی خواند ؛‌اما در این جا گفت که روایت در ترمذی نیست .

مجری :

تکذیب و انکار ایشان را دیدیم که گفتند : من چنین روایتی را از ترمذی نخواندم ؛‌بلکه از مالک خواندم . حال ببینیم که خود ایشان چه ادعایی کرده بودند .

کلیپ ۴ ) :

بیننده :

سلام استاد ، بنده از شما دو سؤال داشتم که آیا ما حدیثی با این مضمون داریم که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرموده باشند : انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله حبل ممدود بین الارض والسماء کتاب الله وسنتی .

کارشناس وهابی :

بله ، تقریبا چنین روایتی وجود دارد که انی ترکت فیکم ان تمسکتم به لن تضلوا کتاب الله وسنتی . با این لفظ آمده .

بیننده : امکان دارد این روایت را نشان دهید .

کارشناس وهابی : روایت در کتاب موطأ امام مالک است . ترکت فیکم ما ان تمسکتم به لن تضلوا کتاب الله وسنتی . البته شاید در غیر از موطأ مالک هم باشد که بنده آن را می آورم . بنده گفتم که روایت در کتاب موطأ است . شما می خواهید چه مطلبی را بیان کنید ؟

بیننده : بنده می خواهم که این روایت را نشان دهید .

کارشناس وهابی : این حدیث در سنن ترمذی هم آمده که جابر بن عبد الله می فرماید :

جابر بن عبد الله قال : رأیت رسول الله فی حجته یوم عرفه ، وهو على ناقته القصواء یخطب ، فسمعته یقول : ( ( یا أیها الناس إنی ترکت فیکم ما إن تمسکتم به لن تضلوا بعدی أحدهما أعظم من الآخر کتاب الله حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتی أهل بیتی ولن یتفرقا حتى یردا علی الحوض

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) را دیدم که بر شتر قصوء سوار شده بود و خطبه می خواند . از او شنیدم که می گفت : ای مردم ! من در میان شما به جا گذاشته ام تا زمانی که به آن دست بگیرید ، بعد از من گمراه نخواهید شد .

بیننده : استاد می شود سند روایت را برای بنده بخوانید ؟

کارشناس وهابی : سند روایت را بخوانم …..

مجری :

ادامه کلیپ در مورد سند روایت بود . اما ایشان گفت : روایت در غیر موطأ مالک هم آمده مثلا در سنن ترمذی !

استاد یزدانی :

روایت را دقیقا از سنن ترمذی خواندند ؛‌ البته در آخر آبرویش رفت و چنین چیزی در سنن ترمذی نبود . خودش گفت : هم در موطأ و هم در غیر آن آمده .

ما گفتیم در غیر موطأ مالک ،‌ کجا است ؟ هم چنین گفت : در سنن ترمذی هم آمده که وقتی جستجو زدند و شروع به خواندن روایت کردند . حال در این بین چه کسی دروغگو است .

اما در ادامه دروغگویی های ابن تیمیه ، ‌بحث در جلسه قبل فضیلت تراشی های ابن تیمیه برای ابوبکر و عمر بود که مواردی را نشان دادیم مثل روایت ” ما نفعنی مال کمال ابی بکر ” .

در این برنامه و برنامه های آینده ، دروغگویی های ابن تیمیه در مورد فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است که آن ها را انکار کرده ، در صورتی که سند صحیح دارند . یا در فضائل اصحاب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و شیعیان آن حضرت دروغ هایی را بیان کرده و تخریب نموده .

یکی از دروغ هایی که ابن تیمیه گفته در فضیلت ابوذر غفاری است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : من راستگو تر از ابوذر در زیر این آسمان ندیدم .

حال ببینیم که ابن تیمیه در این رابطه چه می گوید ؟ در کتاب منهاج السنۀ ،‌ تألیف ابن تیمیه حرانی ،‌ با تحقیق دکتر رشاد سالم ، جلد ۴ ، صفحه ۲۶۴ ،‌ روایت را از علامه حلی (رضوان الله تعالی علیه) نقل می کند :

قال الرافضی وقد روى عن الجماعه کلهم أن النبی ص قال فی حق أبی ذر ما أقلت الغبراء ولا أظلت الخضراء على ذی لهجه أصدق من أبی ذر …..

جماعتی روایت کردند از پیامبر (صلی الله علیه وآله) که ایشان در حق ابوذر فرمودند : آسمان کبود سایه نیافکنده است بر راستگویی که راستگو تر از ابوذر باشد .

ابن تیمیه به این روایت جواب می دهد و می گوید :

فیقال هذا الحدیث لم یروه الجماعه کلهم ولا هو فی الصحیحین ولا هو فی السنن ….

این روایت در صحاح سته و صحیح بخاری و مسلم و هم چنین سنن اهل سنت نقل نشده است .

یعنی این روایت را نه صحیح مسلم و نه صحیح بخاری و نه صحیح ابن ماجه و نه صحیح ترمذی و نه صحیح ابی داود و هم چنین در سنن چهارگانه اهل سنت هم نیامده است .

محقق در پاورقی شماره ۲ می گوید :

 الحدیث عن عبد الله بن عمرو رضی الله عنهما فی : سنن الترمذی ۵ / ۳۳۴ ( کتاب المناقب ، باب مناقب ابی ذر …. ) واوله : ما اظلت الخضراء ولا اقلت الغبراء …. الحدیث ، وقد رواه الترمذی باسنادین . وقال عن الاول : هذا حدیث حسن و عن الثانی ( وهو عن روایه مطوله ) : هذا حدیث حسن و غریب من هذا الوجه والحدیث فی : سنن ابن ماجه ۱ / ۵۵ ( المقدمه باب فضل ابی ذر ) ….

حدیث از عبد الله بن عمرو در سنن ترمذی ، جلد ۵ ، صفحه ۳۳۴ ، کتاب المناقب ، باب مناقب ابی ذر آمده است . اول روایت این است : ما اظلت الخضراء وما اقلت الغبراء ….

ترمذی با دو سند روایت را نقل کرده که سند اول ،‌ حسن است و سند دوم حسن است . روایت در سنن ابن ماجه ، جلد اول ، صفحه ۵۵ ، مقدمه باب فضل ابی ذر آمده است .

ابن تیمیه ،‌منهاج السنۀ ، با تحقیق دکتر رشاد سالم ، جلد ۴ ،‌صفحه ۲۶۴

سند روایت هم صحیح است که آقای البانی و دیگران آن را تصحیح کرده اند . ما کاری به صحت سند نداریم . ما می خواهیم دروغگو بودن ابن تیمیه را ثابت کنیم . روایتی که در فضیلت حضرت ابی ذر آمده که : ما أقلت الغبراء ولا أظلت الخضراء على ذی لهجه أصدق من أبی ذر …. . را می گوید که این روایت نه در صحیحین آمده و نه در سنن اهل سنت بیان شده . در حالی که هم در سنن ترمذی آمده و هم در سنن ابن ماجه آمده است . در این میان چه کسی دروغگو است ؟ یا واقعا خبر نداشته که در این کتاب ها آمده که اشتباه کرده چنین ادعای می کند . آیا چنین شخصی را می توان شیخ الاسلام و علامه نامید ؟ اگر خبر نداشته و ادعا کرده ، شیخ الاسلام بودن و علامه بودنش زیر سؤال می رود .

اگر می دانسته که آمده ،‌در آن صورت شیخ الکذابین است و تمام پیروانش هم مانند خودش هستند. جالب است که همین روایت در سنن ترمذی ، با تحقیق ناصر الدین البانی ، چاپ عربستان سعودی ، صفحه ۸۵۸ ، باب مناقب ابی ذر غفاری (سلام الله علیه) :

حدثنا مَحْمُودُ بن غَیْلَانَ حدثنا بن نُمَیْرٍ عن الْأَعْمَشِ عن عُثْمَانَ بن عُمَیْرٍ هو أبو الْیَقْظَانِ عن أبی حَرْبِ بن أبی الْأَسْوَدِ الدِّیْلِیِّ عن عبد اللَّهِ بن عَمْرٍو قال سمعت رَسُولَ اللَّهِ ص یقول ما أَظَلَّتْ الْخَضْرَاءُ ولا أَقَلَّتْ الْغَبْرَاءُ أَصْدَقَ من أبی ذَرٍّ قال وفی الْبَاب عن أبی الدَّرْدَاءِ وَأَبِی ذَرٍّ قال وَهَذَا حَدِیثٌ حَسَنٌ

سند روایت هم صحیح است . روایت بعدی :

حدثنا الْعَبَّاسُ الْعَنْبَرِیُّ حدثنا النَّضْرُ بن مُحَمَّدٍ حدثنا عِکْرِمَهُ بن عَمَّارٍ حدثنی أبو زُمَیْلٍ هو سِمَاکُ بن الْوَلِیدِ الْحَنَفِیُّ عن مَالِکِ بن مَرْثَدٍ عن أبیه عن أبی ذَرٍّ قال قال رسول اللَّهِ ص ما أَظَلَّتْ الْخَضْرَاءُ ولا أَقَلَّتْ الْغَبْرَاءُ من ذِی لَهْجَهٍ أَصْدَقَ ولا أَوْفَى من أبی ذَرٍّ شِبْهِ عِیسَى بن مَرْیَمَ علیه السَّلَام ….

سنن ترمذی ، با تحقیق ناصر الدین البانی ، چاپ مکتبه المعارف عربستان سعودی ، ص ۸۵۸

در ادامه هم مطالبی بیان کرده که اهمیتی ندارد ؛‌ اما برای ما اثبات دروغگو بودن ابن تیمیه است که به صراحت ادعا می کند این روایت نه در صحیحین و در سنن آمده . ما منتظر آقایان وهابی هستیم که اگر مرد هستند و اگر جرأت دارند و اگر به قول خودتان مریض نیستید و دستتان پر هست ،‌ پاسخ ما را بدهید .

در بحث فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) روایات زیادی است که ابن تیمیه آن ها را انکار کرده . از جمله این روایات ، روایت مشهور ” علی مع الحق ” است که سند های فراوانی دارد و در کتاب های متعدد تصحیح شده ؛‌ اما ابن تیمیه می گوید : این روایت نه با سند صحیح و نه با سند ضعیف نقل نشده . در این جا نهایت بغض و کینه خود را نسبت به امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را نشان می دهد .

در کتاب منهاج السنۀ النبویۀ ، تألیف ابن تیمیه ، جلد ۴ ، صفحه ۳۳۸ :

الوجه السادس قولهم إنهم رووا جمیعا أن رسول الله ص قال على مع الحق والحق معه یدور حیث دار ولن یفترقا حتى یردا على الحوض من أعظم الکلام کذبا وجهلا فإن هذا الحدیث لم یروه أحد عن النبی ص لا بإسناد صحیح ولا ضعیف فکیف یقال إنهم جمیعا رووا هذا الحدیث وهل یکون أکذب ممن یروى عن الصحابه والعلماء أنهم رووا حدیثا والحدیث لا یعرف عن واحد منهم أصلا بل هذا من أظهر الکذب ولو قیل رواه بعضهم وکان یمکن صحته لکان ممکنا فکیف وهو کذب قطعا على النبی ص ….

از علامه حلی (ره ) نقل می کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : علی بن ابیطالب (علیه السلام) با حق است و حق در اطراف او دور می زند تا جایی که خانه حق می باشد . و این دو از هم جدا نمی شوند تا این که بر حوض بر من وارد شوند .

ابن تیمیه می گوید : (نعوذ بالله ) این از بزرگترین دروغ ها و جهل های علامه حلی (ره) است . این روایت را حتی یک نفر از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل نکرده ، نه با سند صحیح و نه با سند ضعیف .

حال اهمیت روایت تا چه حد است که این دروغ را می گوید . خود ابن تیمیه در صفحه ۲۴۱  اهمیت روایت را بیان می کند :

وأیضا فالحق لا یدور مع شخص غیر النبی ص ولو دار الحق مع على حیثما دار لوجب أن یکون معصوما کالنبی ص ….

حق با هیچ کس غیر از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نمی گردد . اگر حق دور علی بن ابیطالب (علیه السلام) بچرخد و روایت درست باشد ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) باید معصوم باشد و چون معصوم نیست ،‌ پس روایت دروغ است .

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ ، با تحقیق دکتر رشاد سالم ،‌ ج ۴ ، ص ۳۳۸

اگر قرار باشد که روایت درست باشد ،‌ باید ابوبکر و عمر و عثمان معصوم باشند . در صورتی که ابوبکر و عمر و عثمان ، چهل سال از عمر خود را در بت پرستی گذراند . این ها که نمی توانند معصوم باشند . چرا نباید امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نباید معصوم باشد . سند روایت صحیح صحیح است . در صورتی که ایشان می گوید : این روایت نه با سند صحیح و نه با سند ضعیف نقل شده . بینندگان عزیز خوب دقت کنید که ایشان چقدر بغض و کینه خود را نسبت به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نشان می دهد .

بنده روایتش را از منابع اهل سنت نشان می دهم که تصحیح علما را هم داشته باشد . این روایت در کتاب های متعدد نقل شده که ما آن را در سایت تحقیقاتی مؤسسه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) گذاشته ایم . من این روایت را از امیر صنعانی سلفی نشان می دهم که عصمت را هم ثابت می کند و بعد از آن سند های آن را بیان می کنم .

در کتاب التنویر شرح جامع الصغیر ، تألیف علامه محمد بن اسماعیل الامیر الصنعانی (ایشان سلفی مذهب است و خیلی به وهابیت تمایل دارد و مطالب بسیار عجیب و غریبی در مورد محمد بن عبد الوهاب بیان کرده ؛ اما در باره این روایت مطلب جالبی را گفته است ) ، با تحقیق صالح بن محمد اللحیدان ، عبد الله بن محمد الغنیمان و دکتر محمد اسحاق محمد ابراهیم ، جلد ۷ ،‌ صفحه ۳۳۴ ( البته این روایت علی مع القرآن است که با علی مع الحق هر دو یک مضمون را ثابت می کند .

علی مع القرآن والقرآن مع علی ، لن یفترقا حتی یردا علی الحوض (طس ک ) عن ابی سلمه (صح).

(علی مع القرآن ) تابع له لایفارق امره ونهیه ومواعظه وامثاله ومعرفه معانیه والاشتغال به ولایأتی امرا ولا نهیا الا : (والقرآن مع علی ) مصاحبه ( لن یفترقا ) فعلی لایأتی خلاف القرآن فهو لایفارقه والقرآن من اتخذه قدوته فهما مصطحبان ( حتی یردا علی الحوض ) وورود القرآن حقیقه اذا تجسمت الاعراض فی الآخره ، او جعل ورود علی علی الحوض مصاحبا بالقرآن ، ورودا للقرآن وهذا الحدیث من ادله العصمه لان من لازم القرآن ولازمه القرآن لایأتی معصیه اذا لو أتاها لفارقه القرآن والحدیث یشهد بأنه لا فراق بینهما فالحدیث من اجل ادله فضائله وادله علمه بتأویله فانه لایلازم الا من عرف معانیه .

ایشان می گوید : علی بن ابیطالب (علیه السلام) با قرآن است و قرآن با علی بن ابیطالب (علیه السلام) است . این دو همراه هم هستند تا این که در حوض بر من وارد شوند .

علی بن ابیطالب (علیه السلام) با قرآن است یعنی همیشه با هم هستند تا روز قیامت .

در صفحه بعد به صراحت می گوید :

این روایت از ادله عصمت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است ؛‌ چون کسی که گنهکار باشد که با قرآن نیست و کسی که گناه می کند ،‌همان لحظه از قرآن جدا می شود . کسی که ملازم قرآن است و قرآن ملازم او است ،‌ هیچ وقت معصیتی انجام نمی دهد .

این دلیل واضح و روشن بر عصمت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است .

این روایت شهادت می دهد که بین قرآن و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فراقی وجود ندارد و این از برترین فضائل آن حضرت می باشد .

امیر صنعانی ،‌ التنویر فی شرح جامع الصغیر ،‌ ج ۷ ، ص ۳۳۴ و ۳۳۵

روایت واضح است . اما ابن تیمیه می گوید : نه با سند صحیح و نه با سند ضعیف نقل شده .

در سایت تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) تک تک سند های روایت را بررسی کردیم . در قسمت پرسش و پاسخ سایت ، عبارت ” علی مع الحق ” را جستجو بزنند . مقاله مربوط به آن را که آیا روایت ” علی مع الحق ” با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است یا نقل نشده است؟

البته لازم هم نیست که با سند صحیح باشد ، ‌اگر با سند ضعیف هم نقل شده باشد ، دروغگویی ابن تیمیه ثابت می شود .

در این مقاله سخن ابن تیمیه را که می گوید : این روایت را هیچ کس نه با سند صحیح و نه با سند ضعیف نقل نکرده است .

روایت را نقل و نقد و بررسی کردیم و همچنین علمایی که این روایت را نقل کردند را آوردیم که دوستان خودشان می توانند بخوانند . روایت اول :

حدثنا محمد بن عباد المکی حدثنا أبو سعید عن صدقه بن الربیع عن عماره بن غزیه عن عبد الرحمن بن أبی سعید عن أبیه قال کنا عند بیت النبی ص فی نفر من المهاجرین والأنصار فخرج علینا فقال ألا أخبرکم بخیارکم قالوا بلى قال خیارکم الموفون المطیبون إن الله یحب الخفی التقی قال ومر علی بن أبی طالب فقال الحق مع ذا الحق مع ذا .

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) از آن جا گذشت که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) فرمودند : الحق مع ذا ،‌الحق مع ذا

سند روایت را بررسی کردیم که تک تک روات آن ثقه هستند و سند روایت صحیح می باشد .

روایت دوم : أنت مع الحق والحق معک حیث ما دار

این روایت را ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق نقل کرده که سند روایت کاملا صحیح است . تمام روات آن را بررسی کرده و همه آن ها صد در صد ثقه هستند .

روایت سوم : علی مع القرآن و القرآن مع علی

این روایت را حاکم نیشابوری و شمس الدین ذهبی آن را تصحیح کرده اند .

روایت چهارم : اللهم ادر الحق مع علی

این روایت در المستدرک علی الصحیحین نقل شده که سند روایت کاملا صحیح است و آقای فخر رازی و نظام الدین نیشابوری به این روایت استدلال کرده اند . این روایت حداقل چهار سند مستقل صحیح با این مضمون که ” علی مع الحق و الحق مع علی ” داریم . ” الحق مع ذا ” فرقی نمی کند که از اسم اشاره یا اسم ظاهر استفاده کند و هر دو یک مطلب را ثابت می کند .

روایتی که ابن عساکر آورده بود ، در تاریخ مدینه دمشق ، جلد ۲۰ ،‌ چاپ دار الفکر بیروت ،‌ صفحه ۳۶۰ :

أخبرناأبو الحسن علی بن أحمد بن منصور أنا أبو الحسن أحمد بن عبد الواحد بن أبی الحدید أنا جدی أبو بکر أنا أبو عبد الله محمد بن یوسف بن بشر نا محمد بن علی بن راشد الطبری بصور وأحمد بن حازم بن أبی عروه الکوفی قالا أنا أبو غسان مالک بن إسماعیل نا سهل بن شعیب النهمی عن عبید الله بن عبد الله المدینی قال حج معاویه بن أبی سفیان فمر بالمدینه فجلس فی مجلس فیه سعد بن أبی وقاص وعبد الله بن عمر وعبد الله بن عباس فالتفت إلى عبد الله بن عباس فقال یا أبا عباس إنک لم تعرف حقنا من باطل غیرنا فکنت علینا ولم تکن معنا وأنا ابن عم المقتول ظلما یعنی عثمان بن عفان رضی الله عنه وکنت أحق بهذا الأمر من غیری فقال ابن عباس اللهم إن کان هکذا فهذا وأومأ إلى ابن عمر أحق بها منک لأن أباه قتل قبل ابن عمک فقال معاویه ولا سواء إن أبا هذا قتله المشرکون وابن عمی قتله المسلمون فقال ابن عباس هم والله أبعد لک وأدحض لحجتک فترکه وأقبل على سعد فقال یا أبا إسحاق أنت الذی لم تعرف حقنا وجلس فلم یکن معنا ولا علینا قال فقال سعد إنی رأیت الدنیا قد أظلمت فقلت لبعیری إخ فأنختها حتى انکشفت قال فقال معاویه لقد قرأت ما بین اللوحین ما قرأت فی کتاب الله عز وجل إخ قال فقال سعد أما إذا أبیت فإنی سمعت رسول الله ص یقول لعلی : أنت مع الحق والحق معک حیث ما دار قال فقال معاویه لتأتینی على هذا ببینه قال فقال سعد هذه أم سلمه تشهد على رسول الله ص فقاموا جمیعا فدخلوا على أم سلمه فقالوا یا أم المؤمنین إن الأکاذیب قد کثرت على رسول الله ص وهذا سعد یذکر عن النبی ص ما لم نسمعه أنه قال یعنی لعلی أنت مع الحق والحق معک حیث ما دار فقالت أم سلمه فی بیتی هذا قال رسول الله ص لعلی قال فقال معاویه لسعد یا أبا إسحاق ما کنت ألوم الآن إذ سمعت هذا مع من رسول الله ص وجلست عن علی لو سمعت هذا من رسول الله ص لکنت خادما لعلی حتى أموت .  

در این جا تک تک سند ها بررسی شده تا این که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خطاب به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می فرماید :

تو با حق هستی و حق هم با تو است هر جایی که برویی .

یعنی هر جا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می رود ، حق به دنبال آن حضرت است نه این که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به دنبال حق باشد . البته حضرت قطعا به دنبال حق است ؛ ‌اما امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به حدی با حق است که حق به دور ایشان می چرخد.

در ادامه روایت دیگری از ام السلمه نقل می کند :

که رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) در خانه من این سخن را به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرمودند .

در این باره شاهد هم می گیرد . چون سعد بن ابی وقاص این داستان را برای معاویه گفت . معاویه ناراحت می شود و می گوید : اگر شاهدی داری بیاور . سعد بن ابی وقاص هم ام السلمه را آورد و ام السلمه هم شهادت داد که پیامبر (صلی الله علیه وآله) این مطلب را در خانه من به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرموده است .

ابن عساکر ،‌تاریخ مدینه دمشق ،‌ ج ۲۰ ، چاپ دار الفکر بیروت ،‌صفحه ۳۶۰

آقای ابن تیمیه ! چه کسی دروغگو است ؟ شما گفته بودید که این روایت نه با سند صحیح و نه با سند ضعیف نقل شده . در صورتی که ما گفتیم این روایت حداقل چهار سند صحیح دارد که با عبارات مختلف بیان شده ؛ چون ضرورتی ندارد که عین همان عبارتی علامه حلی (ره) گفته باشد ، باشد .

اما این که چرا ابن تیمیه این روایت را انکار می کند و دروغ می گوید ؟ به خاطر این که ذلیل و بدبخت است و این روایت عصمت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را ثابت می کند . پس امیرالمؤمنینی که عصمت دارد و معصوم است ، باید امام باشد ؟ یا آن هایی که هر روز اشتباه کرده و هر روز عذر خواهی می کردند یا این آن هایی که چهل سال از عمرشان را در بت پرستی گذراندند و بعد از آن هم داستان ها و مشخصه هایی دارند که در برنامه ها گفته شده .

این هم یک دروغ دیگر از ابن تیمیه در رد فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بود که بیان کردیم .

مجری :

مشاهده فرمودید که این روایت هم صحتش و هم دروغگویی ابن تیمیه و هم عصمت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ثابت شد .

مطلب دیگری که باید آن را عنوان کنم ، معرفی کتاب دو جلدی از استاد یزدانی عزیز است با عنوان شبهه پژوهی که در رد و نقد بسیاری از شبهات است که وهابیت بعضا در کتاب های خود مطرح می کنند ، می باشد . شما عزیزان می توانید این کتاب را از نمایشگاه بین المللی کتاب که در حال حاضر بر قرار است ، در سالن شماره ۲ ، راه روی دوم ، شماره ۵۶۷ نشر اعتقاد ما تهیه کنند.

استاد یزدانی :

این کتاب در نقد کتاب هایی است که وهابیت علیه شیعه نوشته اند . آن هایی که به مکه مکرمه و مدینه منوره مشرف شده باشند ،‌ می بینند که وهابیت کتاب های زیادی را به تمام زبان هایی که مسلمانان صحبت می کنند چاپ کرده و به صورت رایگان ، با هدف تهاجم علیه مذهب شیعه در اختیار مردم قرار می دهند .

در یکی از روز هایی که از همین کوچه شبکه می گذشتم ، شخصی پیش من آمد و خیلی گریه می کرد که وقتی مکه رفته بودم ، یک سری کتاب به من دادند . این کتاب ها روی من خیلی تأثیر داشت به حدی که به اعتقاداتم شک می کردم . تا این که با شبکه ولایت و استاد قزوینی و برنامه های شما آشنا شدم . ایشان آن کتاب ها را به بنده داد و زمانی که آن کتاب ها را دیدم ،‌ تصمیم بر این شد که به آن کتاب ها جواب داده شود . فعلا دو جلد از آن چاپ شده که ان شاء الله سعی می کنیم تمام کتاب هایی را که علیه مذهب شیعه نوشتند را نقد کنیم .

نویسند این کتاب ها معمولا عرب زبان و از بزرگان وهابیت هستند ؛‌اما مترجم یکی از این ها عبد الله حیدری کالکرابی است که کتاب را ترجمه کرده و بیشتر از مؤلف کتاب شبهه مطرح کرده که بنده هم به شبهات آقای حیدری و هم به شبهات نویسند کتاب به صورت مفصل پاسخ دادم .

ان شاء الله کتابی را که محمد بن عبد الوهاب علیه مذهب شیعه نوشته است ،‌ یکی از پرژه های بعدی است که پاسخ داده می شود . کتاب سؤالاتی که باعث هدایت جوانان شیعه شد . این کتاب بسیار معروفی است که هر سال در سبد فرهنگی وهابیت در عربستان وجود دارد و به صورت رایگان به حجاج مخصوصا حجاج ایرانی می دهند .

برای تهیه کتاب می توانید به نشر اعتقاد ما در مشهد مقدس ، چهار راه شهدا ،‌بین بهجت ۴ و بهجت ۶ و در قم مقدس ، خیابان چهار مردان ، کوچه ۶ ، پلاک ۱۵۳ و هم چنین نمایشگاه بین المللی کتاب مراجعه کنند .

تماس بینندگان

بیننده :علی از تهران ـ اهل سنت

استاد یزدانی ! صد ها کتاب در پیرامون نهج البلاغه از زمان تألیف تا کنون ، از جمله مدارک و مصادر نهج البلاغه ، مستدرک نهج البلاغه ، شروح مختلفی که بر آن بوده که به زبان های مختلف ترجمه شده است که همگی آن از علمای برجسته زمان خودشان بودند .

استاد یزدانی :

شما در برنامه قبل خطبه ای را که خواندید ،‌متوجه شدید اشتباه می کردید که حال یک خطبه جدید را مطرح می کنید ؟ بحث امام بودن عثمان برای شما ثابت شد که اشتباه می کردید و چیزی که شما گفتید ،‌ بر عکس آن بود .

بیننده :

شما سند نامه ۶ نهج البلاغه را خواستید که بنده می خواهم پیرامون آن صحبت کنم .

استاد یزدانی :

شما اول در مورد خطبه ۱۶۴ که در جلسه قبل مطرح کردید ،‌ را بیان کنید تا ما به بحث سندش برسیم . بحث سند یک مطلب بود و بحث دیگر ، دلالت و مقصود آن خطبه بود . برای شما مشخص شد که اشتباه کردید .

بیننده :

استاد یزدانی ! خطبه ۱۶۴ شاید ده خط نشود . اگر اجازه می دهید بنده این خطبه را بخوانم و بعد از آن برداشت شما را می شنوم .

استاد یزدانی :

اگر شما قبول دارید که اشتباه کردید که اصلا سراغ آن خطبه نمی رویم . اما اگر قبول ندارید ، ما نمی توانیم خطبه جدیدی را از شما بپذریم . این روایت ثابت می کند که عثمان امام جور بوده و خود عثمان هم اعتراف می کند که من امام جور هستم و می گوید : به من مهلت بده تا جبران کنم .

شما این قضیه را می پذیرید ؟ اگر می پذیرید که اشتباه کردید و متوجه نبودید ما سراغ خطبه بعد می رویم . ما نمی گوییم که خدای نکرده دروغ می گویید ؛ چون شما انسان بسیار مؤدبی هستید ، چنین حرفی نمی زنیم . ولی حداقل بگویید اشتباه کردید یا این که ثابت کنید درست است .

بیننده :

بنده پیرامون این خطبه دو دقیقه صحبت می کنم . در هفته قبل گفتم که امام (علیه السلام) در خصائص نیکو و فضیلت ها ،‌عثمان را بر خود مقدم می شمرند و در بیان نقایص خود را در ابتدای امر مثال می آورند . حضرت می فرماید :

ووالله ما أدری ما أقول لک ما أعرف شیئاً تجهله ، ولا أدلک على أمر لا تعرفه إنک لتعلم ما نعلم ، ما سبقناک إلى شیء فنخبرک عنه ، ولا خلونا بشیء فنبلغکه وقد رأیت کما رأینا ، وسمعت کما سمعنا ، وصحبت رسول الله صلى الله علیه وآله کما صحبنا . وما ابن أبی قحافه ولا ابن الخطاب بأولى بعمل الخیر منک ، وأنت أقرب إلى رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم وشیجه رحم منهما ، وقد نلت من صهره ما لم ینالا ، فالله الله فی نفسک ، فإنک والله ما تبصر من عمى ، ولا تعلم من جهل ، وإن الطرق لواضحه ، وإن أعلام الدین لقائمه .

فاعلم أن أفضل عباد الله عند الله إمام عادل ، هدی وهدى ، فأقام سنه معلومه ، وأمات بدعه مجهوله ، وإن السنن لنیره لها أعلام ، وإن البدع لظاهره لها أعلام ، وإن شر الناس عند الله إمام جائر ضل وضل به ، فأمات سنه مأخوذه ، وأحیا بدعه متروکه وإنی سمعت رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم یقول : یؤتى یوم القیامه بالإمام الجائر ، ولیس معه نصیر ولا عاذر ، فیلقى فی نار جهنم ، فیدور فیها کما تدور الرحى ثم یرتبط فی قعرها .

وإنی أنشدک الله أن تکون إمام هذه الأمه المقتول فإنه کان یقال : یقتل فی هذه الأمه إمام یفتح علیها القتل والقتال إلى یوم القیامه ، ویلبس أمورها علیها ، ویبث الفتن فیها ، فلا یبصرون الحق من الباطل یموجون فیها موجاً ، ویمرجون فیها مرجاً . فلا تکونن لمروان سیقه یسوقک حیث شاء بعد جلال السن ، وتقضی العمر .

فقال له عثمان رضی الله عنه : کلم الناس فی أن یؤجلونی ، حتى أخرج إلیهم من مظالمهم .

فقال علیه السلام : ما کان بالمدینه فلا أجل فیه ، وما غاب فأجله وصول أمرک إلیه .

ای عثمان ما به چیزی پیشی نگرفتیم که تو را آگاه سازیم و چیزی را در پنهانی نیافته ایم که آن را به تو ابلاغ کنیم . دیدی چنانچه ما دیدیم و شنیدی چنانکه ما شنیدیم . با رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بودی ، چنانکه ما بودیم . تو در خویشاوندی از ابوبکر و عمر به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نزدیک تر بودی . چون داماد آن حضرت بودی .

ایشان می فرماید : ای عثمان ! کور نیستی که بینایت کنم و نادان نیستی تا تو را تعلیم دهم . راه ها روشن است و نشانه های دین بر پا است . پس بدان که بهترین بنده های خدا ، امام عادلی است که خود هدایت شده و دیگران را هدایت می کند . سنت ها را شناخته و بدعت ها را از بین می برد .

ایشان در ادامه می فرماید : من از پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) شنیدم که در مورد رهبر ستمگر صحبت می کند . امام علی (علیه السلام) می فرماید : ای عثمان ! من تو را به خدا سوگند می دهم که امام کشته شده این امت نباشی ؛ چرا که از رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) نقل شده که در میان این امت امامی به قتل خواهد رسید که در کشتار تا روز قیامت گشوده خواهد شد و کار های امت اسلامی با او مشتبه می شود .

استاد یزدانی ! امام خصوصیات امام عادل و امام ظالم را بیان کردند . رهبر ظالم را به عنوان کسی بیان می کند که اگر آن اصلاحات را انجام ندهی تو را به عنوان رهبر ظالم معرفی شوی . اما وقتی می گویند که تو را سو گند می دهم که امام کشته شده این امت نباشی . اگر بحث در مورد امام ظالم است ، حضرت باید کمک می کرد تا این امام ظالم از بین برود . اما می فرمایند که من تو را به خدا سوگند می دهم که امام کشته شده این امت نباشی .

بنده به جز فرمایشات گهربار امام علی (علیه السلام) را خوانده باشم ،‌ چیز دیگری را از خود نگفتم.

حضرت به عثمان فرمودند : چنان حیوان به غارت گرفته نباش که تو را هر جا خواستند ،‌برانند . آن هم پس از سالیانی که از عمر تو گذشته و تجربه ای که تو به دست آوردی . عثمان گفت : با مردم صحبت کن که به من مهلت دهند تا از عهده ستمی که بر آنان رفته ، بر آیم . حضرت فرمودند : آن چه در مدینه است ، به مهلت نیاز ندارد و آن چه مربوط به بیرون مدینه باشد ، تا رسیدن فرمانت مهلت دارند .

استاد یزدانی :

وقتی کل خطبه را بخوانیم ، خیلی واضح و روشن می شود . امام (علیه السلام) می فرماید : امام دو دسته است . امام عادل و امام جائر . تعریف امام عادل و امام جائر را بیان می کنند .البته در این جا امام به معنای لغوی است نه این که به معنای الهی باشد . بعد از آن عثمان را قسم می دهند که تو آن امامی که کشته می شود ،‌نباش . در این جا امام (علیه السلام) عثمان را نصیحت می کند که تو آن امامی نباش که در امت کشته می شود و این کشتار تا قیامت ادامه پیدا می کند . یعنی تمام کشتاری که بعد از کشتن تو انجام می شود ، به گردن تو است . تو الان کاری می کنی که کشته می شویی . بعد از کشته شدن تو ، جنگی به راه می افتد که تا قیامت ادامه دارد .

در این جا مقصر چه کسی است ؟ امام (علیه السلام) عثمان را نصیحت کرد که افسارت را به دست مروان نده که هر جا خواست تو را می کشاند . آن امام عادل باش . عثمان هم گفت : از مردم مهلت بگیر تا ظلم هایی که به آن ها شده را جبران کنم . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم می فرماید که چنین مهلتی وجود ندارد .

خود عثمان در این جا اعتراف می کند که من به مردم ظلم کردم و امام جائر هستم . مشخص است که این خطبه کاملا به ضرر شما است . نه تنها فضیلت محسوب نمی شود ؛‌بلکه ثابت می کند که عثمان امام جائر بوده و گناه تمام کشتاری که تا روز قیامت انجام می شود ،‌ بر گردن عثمان است . چون عثمان ظلم کرد و مردم او را کشتند و بعد از او کشتار شروع شد . اگر عثمان کشته نمی شد و از مردم عذر خواهی می کرد و ظلمی را که به مردم کرده بود ، را جبران می کرد و مروان را از خود دور می نمود ، نه جنگ جمل و نه صفین و نه نهروان می شد . نه کربلایی اتفاق می افتاد و نه این جنگ هایی که تا به امروز ادامه دارد ، انجام می شد . طبق این خطبه ،‌مقصر تمام این کشتار ها ، عثمان بن عفان است که خداوند در قرآن فرموده : اگر کسی مؤمنی را به عمد بکشد ، جزایش این است که در جهنم ابدی خواهد ماند .

بیننده : حمید رضا از فارس ـ اهل سنت

استاد یزدانی ! اگر در روایت ” علی مع الحق و الحق مع علی ” را جابه جا کنیم ، فرقی در معنای جمله می کند ؟

استاد یزدانی :

فرقی نمی کند و آن واو که در عبارت بیان شده ،‌ واو عاطفه است .

بیننده :

منظور از حق در این روایت چیست ؟

استاد یزدانی :

همه مردم دنیا می دانند که همیشه حق با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است و هر چه بگوید ،‌ حق است و هر کاری که انجام دهد هم حق است .

بیننده :

این معنای تامّ حق است . این که خداوند حق است و عملش حق است و امامتش حق است ، می توان این گونه معنا کنیم که خداوند با علی بن ابیطالب (علیه السلام) است و علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم با اصحاب حق است .

استاد یزدانی :

دقیقا درست است که خداوند با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم با خداوند است .

بیننده :

در روایت نیامده که امیرالمؤمنین (علیه السلام ) حتما حق است . شاید اصحاب حق باشند و بگوییم که اصحاب حق با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است .

استاد یزدانی :

ما در این روایت اصحاب حق نداریم . هر کس اصحاب حق هم باشد ،‌باید با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) باشد . هر کس خلاف این است یعنی با حق نیست .

بیننده :

در این جا فقط آمده که علی با حق است و حق با علی است . در این جا اگری بیان نشده است . ما می توانیم حق را عمل یا جانشینی به حق یا خداوند معنا کنیم . حال اگر حق را به معنای اصحاب حق بگیریم ، چطور می شود ؟ چون شما می گویید : خیلی از اصحاب با حق نبودند . آیا از علما کسی بوده که حق را در این روایت ،‌ اصحاب حق معنا کنند .

استاد یزدانی :

ما در مورد عمار هم روایت داریم که عمار با حق است و حق با عمار است . ما این مطلب را در سایت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) آوردیم که ما اگر مقصود اصحاب حق است ، هر کس اصحاب حق است ،‌ با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است . هر کس با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) نبوده و با دیگران بودند ، یعنی نا حق بوده . هر کس راهی غیر از راه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را رفتند ، آن ها ناحق هستند . خلاصه این که هر چه مصداق حق است ، با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است .

بیننده : آقای نظری از افغانستان ـ شیعه

بنده دو سؤال داشتم . اولین سؤال در مورد کتاب هایی است که در نرم افزار دارید و به مردم نشان می دهید . اگر امکان دارد این نرم افزار را معرفی کنید تا ما آن ها را تهیه کنیم و از آن طریق به صورت آسانتر به تحقیقات خود بپردازیم .

سؤال دوم این که ، در افغانستان برادران اهل سنت عقیده خاصی دارند . بنده می خواستم بدانم که این عقیده در متن کتاب یا فقه آن ها است یا این که تحریف شده و خودشان آن را ساخته اند . این برادران اهل سنت ‌اکثرا رمه دار هستند . اگر یکی از این گوسفندان در خوابگاه خود بمیرد یعنی بدون ذبح شرعی می میرد . آن ها این گوسفند را به عنوان شهید شب می دانند و آن را می خورند .

حال این مطلب در فقه اهل سنت است یا این که از باور های غلطی است که خودشان درست کردند ؟

استاد یزدانی :

همه این کتاب هایی که بنده در این برنامه نشان می دهم در اینترنت وجود دارد و هر بیننده می تواند دقیقا همان کلمات را در اینترنت سرچ کند و پیدا کند . تقریبا تمام کتاب ها در اینترنت به صورت پی دی اف و ورد موجود است . ایشان می توانند از اینترنت بگیرند .

اگر دسترسی به اینترنت سخت است و کسی از آن ها در قم زندگی می کنند ،‌می توانند به شبکه جهانی ولایت بیایند و هاردی با خود بیاورند . ما همه کتاب هایی را که داریم و نرم افزارهای جامع الکبیر و مکتبه شامله و مکتبه اهل بیت (علیهم السلام) را در خدمت آن ها قرار دهیم . البته این امکان برای همه نیست ؛‌ فقط برای کسانی است که از راه های دور تشریف می آورند می باشد . عزیزانی که در داخل کشور هستند می توانند این نرم افزار ها را از بازار تهیه نمایند .

در مورد سؤال دوم ایشان ، کسانی که رمه دار و گوسفند دار هستند ، می گویند : اگر گوسفندی در شب بمیرد ، اسم خاصی می دهند و بدون این که ذبح شرعی انجام دهند ، را می خورند . بنده در فقه اهل سنت چنین چیزی ندیدم . باید از علمای آن ها سؤال کرد که ذبح غیر شرعی و حیوانی که خودش مرده ، چه حکمی دارد ؟

مجری :

امشب هم کسی از وهابیت برای دفاع از ابن تیمیه تماس نگرفتند و باز هم سکوت را انتخاب کردند .

استاد یزدانی :

این آقایان راهی غیر از سکوت ندارند . این برادر عزیزی هم که از تهران تماس گرفتند ،‌جرأت این که جواب دروغگویی های ابن تیمیه و بقیه علما را بدهد ،‌ دروغی به نهج البلاغه بست که بینندگان عزیز هم ناراحت شدند که چرا بیش از حد به ایشان زمان دادیم . ما مجبور هستیم که به آن ها فرصت دهیم تا حرف های خود را بیان کنند .

کسی از وهابیت حاضر نمی شود که از امام خود دفاع کند . ان شاء الله در هفته های آینده دروغ های بیشتری از ابن تیمیه نشان خواهیم داد و ثابت خواهیم کرد که تمام وجود ابن تیمیه از دروغ درست شده و هر جا مطلبی بر علیه شیعه گفته ، حتما دروغی هم به آن اضافه کرده و حرفی در برابر استدلال های قوی و محکم علامه حلی (ره) نداشته است .

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و هم چنین شما بینندگان محترم تشکر و قدر دانی می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .