دروغ‌گویی ابن تیمیه در باره «حدیث طیر» ، «رحمت بودن خلافت خلفا» و دفاع ناشیانه شبکه‌های وهابی از ابن تیمیه و دروغ‌های او

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۲۸ / ۰۲ / ۹۵

مجری :

درود و سلام خداوند بر شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت . طبق روال دوشنبه شب ها با برنامه راه و بی راه در خدمت شما هستیم .

استاد یزدانی :

بنده هم خدمت حضرتعالی و هم چنین خدمت تمامی بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم . من هم به نوبه خودم این ایام بسیار بسیار مبارک ، میلاد با سعادت حضرت علی اکبر (علیه السلام) و هم چنین میلاد پر خیر و برکت حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) را خدمت همه شیعیان عالم تبریک و تهنیت می گویم .

مجری :

در برنامه های اخیر راه و بی راه به موضوع بسیار جذاب و جالب پرداخته ایم که مورد توجه بسیاری از شما بینندگان عزیز قرار گرفت . دروغ های وهابیت و در رأس آن شیخ الاسلام وهابیت که در حقیقت شیخ الکذابین است که چه دروغ های عجیب و غریبی هم به شیعه و هم به اهل سنت نسبت داده است . دروغ های متعددی که نسبت به صحیح بخاری و صحیح مسلم و ساید مصادر اهل سنت در کتب خود مطرح کرده و بعضا جعل فضیلت هم نموده بود که استاد یزدانی عزیز همه آن را بیان کردند .

بنده از شما استاد عزیز تقاضا دارم که خلاصه ای از مطالب مطرح شده را بیان نمایید .

استاد یزدانی :

این ششمین برنامه ای است که دروغ های ابن تیمیه را مطرح می کنیم که ان شاء الله بینندگان عزیز در جریان بگیرند و ثابت شود که ابن تیمیه ، شیخ الکذاب و الکذابین است . یعنی هم خودش دروغگو است و هم شیخ و استاد همه دروغگو های بعد از خودش است .

جالب است که در برنامه گذشته کلیپ یکی از این کارشناسان وهابی را پخش کردیم که ثابت شد آقای ابن تیمیه و این کارشناس شبکه کلمه دروغگو هستند . همان بیننده که با این کارشناس تماس گرفته بود ، باز هم با آن شبکه تماس گرفته که کلیپ آن را امشب می بینیم .

مجری :

ما در هفته قبل کلیپی از آقای ترشابی ، به اصطلاح کارشناس شبکه وهابی پخش کردیم که در انتهای کلیپ به بیننده گفتند : شما چقدر بدبخت و ذلیل هستید که نمی توانید دروغی از ابن تیمیه ثابت کنید .

ما در همان برنامه قبل ثابت کردیم که ابن تیمیه دروغ گفته . مجددا انتهای کلیپ را می بینیم که آقای ترشابی در مورد ابن تیمیه و آن مطلبی که بیننده عزیز مطرح کرده بود ، چه ادعایی کردند .

کلیپ ۱ ) :

ببینید که چقدر فقیر و بدبخت و ذلیل هستید که به جای تحقیق علمی و به جای دنبال حق گشتن و به جای پیروی از حق کردن ، به دنبال چه چیز افتاده اید و در واقع چه چیزی درست کردید .

بیننده :

خیلی از این موارد در منهاج السنه است که به دروغ گفته در صحیحین است ؛ اما نیست .

کارشناس وهابی :

هیچ موردی وجود ندارد . یک نمونه اش همین بود و این را هم می دانم که شما این مطلب را نگفته اید . این مطلب را آیت الله ها ، مراجع تقلید شما گفتند که مریض و بیمار هستند .

مجری :

این کلیپ را در هفته گذشته به صورت کامل دیدیم . آقای ترشابی نسبت هایی دادند که ما ثابت کردیم آن نسبت ها لایق ابن تیمیه است . ایشان گفتند که هیچ موردی نیست که ابن تیمیه به صحیحین دروغ بسته باشد . کلیپ بعدی را ببینیم که همان بیننده عزیز تماس گرفته . حال ببینیم که این بار آقای ترشابی چه ادعایی کرده و ببیند که ایشان چقدر زیبا از موضع قبلی خودشان تنازل کرد .

کلیپ ۲ ) :

بیننده : احمد از خوزستان

بند از شما استاد ترشابی دو سؤال داشتم . سؤال اول این که ، ابن تیمیه در منهاج السنه می گوید : حضرت علی (علیه السلام) بر روی منبر کوفه گفته است که بهترین این امت بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله) ، ابوبکر و عمر است .

 در ادامه می گوید : این مطلب را بخاری هم نقل کرده است . در حالی که چنین چیزی در بخاری نیست .

سؤال دوم این که ، ابن تیمیه باز هم در جای دیگر می گوید : در صحیح بخاری و مسلم آمده است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند : هیچ مالی به اندازه مال ابوبکر برای من سودمند نبوده .

در حالی که در بخاری و مسلم چنین چیزی نیست . بنده از شما می خواهم که اگر امکان دارد هر کدام از این سؤالات را که توضیح می دهید ، بنده کلید واژه خدمت شما بیان کنم تا مطلب را عنوان کنید.

ترشابی ، کارشناس وهابی :

اجازه دهید قبل از این که شما به بنده کلیپ واژه دهید و بنده پاسخ دهم ، یک نکته را خدمت شما و همه بینندگان شیعه و بینندگان اهل سنت یادآوری کنم و آن این است که بینندگان عزیز ! این نوع بحث ها که در فلان کتاب و در فلان جا این نکته آمده ، این ها غالبا بحث های انحرافی هستند تا مردم را از توحید دور کنند . ما ابن تیمیه و غیر ابن تیمیه ، ابوبکر و عمر و عثمان و علی را معصوم نمی دانیم و معتقدیم که هر کس می تواند در سخنان خودش اشتباه کند ؛ همان طور که ابن تیمیه هم می تواند اشتباه کند . در نتیجه فرض کنیم که ما ثابت کردیم ابن تیمیه در این دو مورد اشتباه کرده یا به قول آقای احمد که قبلا هم این مسأله را مطرح کرده بود ، دروغ گفته . نه به ایمان ما اضافه می کند و نه چیزی از ایمان ما کم می کند . ما ابن تیمیه را معصوم نمی دانیم . اگر صحبت دیگری دارید ،‌بیان کنید .

بیننده :

خارج از این موضوع باشد یا درباره همین موضوع باشد ؟

کارشناس وهابی :

موضوعی که مطرح کردید و بنده پاسخ دادم .

بیننده :

در همین موضوع ، شما درست می گویید و بنده با شما موافقم که این ها معصوم نیستند . شاید ابن تیمیه هم اشتباه کرده . هدف بنده این است که خدمت شما بگویم : بحث در این جا ،‌ بحث صداقت شخصی است که شیخ الاسلام نام گرفته .

کارشناس وهابی :

شما فرض کنید که ابن تیمیه به قول شما و به اعتقاد شما یا به اعتقاد خیلی ها ،‌اصلا وجود نمی داشت یا این که یک شخص کذابی باشد و اصلا شیخ الاسلام هم نباشد ، این در روز قیامت نه من از ایشان پرسیده می شوم که شما ابن تیمیه را شیخ الاسلام دانستید . چرا ؟ و نه پرسیده می شود که اگر شما هم بر طبق بینش و گرایشی که دارید ،‌معتقد باشید که ایشان شیخ الاسلام نبوده و یک انسانی بوده که دروغ گفته .

مجری :

ظاهرا آقای ترشابی در این کلیپ مقداری کوتاه آمدند و متوجه شدند که قضیه از چه قرار است . علاوه بر این که نتوانستند به بیننده پاسخ دهند ، اجازه ندادند که بیننده کلید واژه ای بدهد تا جستجویی بزنند که آیا واقعا دروغ گفته یا نه ؟ خود آقای ترشابی هم می داند که چه خبر است و ابن تیمیه چقدر دروغ گفته . گفتند : این ها بحث های انحرافی است که نباید سراغ آن رفت و هر کس ممکن است که اشتباه کند .

آقای ترشابی نمی دانند که بحث ما در این برنامه ، بحث دروغ است نه خطا . اگر هم خطا بود ، یک مورد یا دو مورد ،‌نه این که ده ها مورد آن هم فقط در یک کتاب . دروغ بستن به شیعه و سنی و مصادر اهل سنت وجود دارد که این ارتباطی به عدم معصومیت ندارد ؛‌ چون یک فردی است که معصوم نیست و هیچ وقت هم دروغ نمی گوید .

استاد یزدانی عزیز ! اگر توضیحی در این باره هست ،‌ ما در خدمت شما هستیم .

استاد یزدانی :

ایشان در ابتدای بحث گفتند : من توضیحی بدهم که هدف این ها از مطرح کردن این مباحث ،‌دور کردن ما از توحید است .

این خیلی جالب بود که اگر کسی بخواهد دروغگو بودن ابن تیمیه را ثابت کند ،‌ بحث انحرافی است که ما را از توحید دور می کند . ایشان این بهانه را آوردند تا بخواهند بگویند که این بحث ها درست نیست.

این حرف ها نشان دهنده آن است که چه فشاری بر آقایان وارد شده و آن ها از این دروغ هایی که ما پخش می کنیم ، اذیت می شوند و ثابت می شود که ابن تیمیه یک دروغگوی بزرگ است . این چه شیخ الاسلامی است که این همه دروغ می گوید . علاوه بر این که به شیعه دروغ می بندد ،‌ به اهل سنت و کتب صحیح بخاری و صحیح مسلم دروغ می بندد . اگر این آقایان دروغگو بودن ابن تیمیه را بپذیرند ، برای ما کفایت می کند . جالب است که می گفت : از ما که نمی پرسند ابن تیمیه راستگو بود یا دروغگو بود .

از ما می پرسند که از چه کسی تبعیت کردید و شکی در این نیست که هر انسانی در قیامت به وسیله امامش شناخته می شود . امام شما ابن تیمیه است ، ما می دانیم که شما ایشان را معصوم نمی دانید ، معصوم ندانید ؛‌ بلکه دروغگو بدانید . ما هم می خواهیم این را ثابت کنیم که ابن تیمیه معصوم نیست ؛‌ولی دروغگو است .

اگر این مطلب ثابت شود ،‌ تمام مذهب وهابیت زیر سؤال می رود . اگر شما دروغگو بودن ابن تیمیه را پذیرفتید و شک نکردید ،‌ما بالاتر می رویم و ثابت می کنیم اولین کسی که به پیامبر (صلی الله علیه وآله) دروغ بست ،‌ چه کسی بود ،‌ دومین شخص چه کسی بود . همه این ها قابل اثبات است .

این که آقای ترشابی پذیرفت که ابن تیمیه معصوم نیست و امکان دارد که دروغ هم بگوید ، این که مهم نیست . در صورتی که شما در هفته قبل می گفتید : اصلا در کتاب های ابن تیمیه دروغی وجود ندارد . شما چقدر بدبخت و بیچاره و حقیر هستید .

همه آن نسبت ها و توهین های زشت به خودش برگشت و ثابت شد که ابن تیمیه دروغگو است که در منهاج السنه خود هم دروغ گفته . ما فقط می خواستیم همین مورد را ثابت کنیم .

مجری :

کلیپ بعدی مربوط به همان کسی است که آقای ملازاده به ایشان عقیل بی عقل !!! می گوید .

کلیپ ۳ ) :

بیننده : احمد از خوزستان

جناب آقای هاشمی ! من از خدمت شما سؤالی داشتم که ابن تیمیه در منهاج السنه خود دروغ هایی را هم به شیعه و هم به اهل سنت نسبت داده و حال آن که این مطالب نه در کتاب های شیعه و نه در کتاب اهل سنت هست . مطلب اول که به عنوان نمونه عرض می کنم ، دروغ هایی است که به کتاب های اهل سنت نسبت داده . ایشان در منهاج السنه می گوید : در صحیح بخاری آمده است که حضرت علی (علیه السلام ) روی منبر کوفه گفته : خیر هذه الامه بعد نبیها ، ابوبکر و عمر و رواه البخاری ، بهترین امت من در امت بعد از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ابوبکر و عمر است . این مطلب را بخاری نقل کرده است

در صورتی که دروغ می گوید و چنین مطلبی در صحیح بخاری وجود ندارد .

هاشمی (عقیل بی عقل !!) :

ما با هم بحث و گفتگو می کنیم . ابن تیمیه حدیث را نقل کرده و فرموده : رواه البخاری فی صحیحه ؟؟؟

بیننده :

عرض کردیم که ایشان گفته این مطلب را بخاری نقل کرده است .

هاشمی (عقیل بی عقل ! ) :

گفته بخاری نقل کرده ، آیا شما همه کتاب بخاری را خواندید و دیدید که در صحیح بخاری وجود ندارد ؟

بیننده :

بنده جستجو کردم و چنین مطلبی را پیدا نکردم .

هاشمی (عقیل بی عقل ! ) :

شما سه کتاب از صحیح بخاری را نام ببرید که آن کتب را مطالعه کرده و این مطلب را در آن نیافتید !!!!!!!!!!!

مجری :

این هم از آقای عقیل بی عقل که کلا بحث را منحرف کردند و سراغ تألیفات بخاری رفتند که ما ارتباط این دو موضوع را متوجه نشدیم . آقای عقیل هاشمی ! اگر شما مطلبی برای بیان دارید ، بگویید که این روایت در فلان مصدر وارد شده . یا این که مثل آقای ترشابی اعتراف کنید که ممکن است ابن تیمیه هم دروغ بگوید .

در همین ابتدای برنامه با احمد آقا ،‌همین بیننده ای که با این کارشناسان وهابی تماس می گیرند ،‌داریم .

بیننده : احمد از خوزستان

حضور شما عرض کنم که نسبت به این دروغ ها و کتاب هایی که ابن تیمیه به شیعه و اهل سنت نسبت داده است و یک سری افراد که در داخل ایران به عنوان امام جماعت یا امام جمعه هستند و چه کسانی که خارج از ایران هستند ، این شخص را شیخ الاسلام لقب دادند . متأسفانه این شخص ، دروغگویی بیش نیست . فقط نکته ای که خدمت استاد یزدانی عرض می کنم این است ، کارشناسان این شبکه ، پاسخگوی بنده نیستند . همین آقای عقیل هاشمی به بنده می گوید : سه تا کتاب از کتاب های صحیح بخاری را نام ببر .

بر فرض که بنده آن سه کتاب را نام بردم ، اولا ،‌ چه ارتباطی به بحث ما دارد . دوما ، بنده نه شیخ الاسلام هستم ،‌ نه امام جمعه و نه آیت الله که بخواهید دروغم را نشان دهید تا باعث خنده مردم شوم . بنده یک شخص عامی هستم و نمی دانم که بخاری کتاب ادب المفرد ، ضعفاء ، تاریخ کبیر و صحیح بخاری دارد ، نکته مهم این است که شما باید پاسخ بنده را بدهید .

شما یا بگویید که ابن تیمیه دروغگو است یا این که بنده شما را راحت نمی گذارم . باید مشخص کنید که چرا ابن تیمیه این همه دروغ در کتاب های خود گفته است .

استاد یزدانی :

احمد آقای عزیز ! اگر این هفته هم تماس گرفتید ، باز هم همان روایت را از آن ها بپرسید که خیر هذه الامه بعد نبیها ابی بکر ثم عمر ثم عثمان ، رواه البخاری .

منظور ایشان این بود که بخاری کتاب های زیادی دارد و شخص منظورشان صحیح بخاری نباشد . شما از آن ها بخواهید که این مطلب را در یکی از کتاب های بخاری نشان دهد . بنده چون در کتاب های بخاری جستجو کردم که این را می گویم .

اولا ، هر سنی در هر جا که ” رواه البخاری ” بگوید ،‌ منظورش صحیح بخاری است . اگر غیر صحیح بخاری باشد ، مثلا می گوید : رواه البخاری فی تاریخه یا فی کتاب الضعفاء یا فی ادب المفرد . وقتی به صورت مطلق می گوید ” رواه البخاری ” یعنی صحیح بخاری . شما در یکی از کتاب های بخاری ، ادب المفرد یا ضعفاء یا تاریخ کبیر ، این روایت را به ما نشان دهید . آقای بخاری در هیچ کدام از کتاب های خود این روایت را نقل نکرده است . در خود صحیح بخاری هم پیدا نشد ، همین روایت را از کتاب های دیگر نشان دهند که در سند روایت آقای بخاری باشد که از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این روایت را نقل کرده باشد . بنده یک بار دیگر روایت را نشان می دهم .

این روایت در کتاب منهاج السنۀ ، تألیف ابن تیمیه حرانی ،‌ جلد اول ،‌ با تحقیق دکتر رشاد سالم ، صفحه ۳۰۸ :

وقد تواتر عنه أنه کان یقول على منبر الکوفه خیر هذه الأمه بعد نبیها أبو بکر ثم عمر روى ذلک عنه من أکثر من ثمانین وجها ورواه البخاری وغیره …

ابن تیمیه ، منهاج السنه ، ج ۱ ، ص ۳۰۸

می گوید : هشتاد نفر این روایت را نقل کرده و هشتاد سند دارد . در حالی که یک سند صحیح نمی توانند پیدا کنند . آن هم به این صورت وجود خارجی ندارد . اصل آن است کسی که روی منبر کوفه نشسته ، مغیره بن شعبه است .

رواه البخاری ، بگویید که بخاری در کدام یک از کتاب های خود نقل کرده است ؟ آقای بخاری این روایت را در هیچ کدام از کتاب های خود ندارد و آقای ابن تیمیه ، یک دروغگوی بزرگ است .

از شما برادر عزیز هم تشکر می کنیم که به این شبکه های وهابی فشار زیادی وارد کرده .

مجری :

کلیپ بعدی هم در همین مورد با آقای خدمتی است که بسیار جالب و دیدنی می باشد .

کلیپ ۴ ) :

احمد از خوزستان :

جناب استاد ! آقای ابن تیمیه در منهاج السنه می گوید : حضرت علی (علیه السلام) بر روی منبر کوفه گفته اند : خیر هذه الامه بعد نبیها ابی بکر ثم عمر ثم عثمان ، بهترین این امت بعد از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ابوبکر و عمر و عثمان است . در ادامه هم می گوید : بخاری این روایت را نقل کرده است .

بنده از شما تقاضا دارم که این روایت را از بخاری نشان دهید . دقیقا مثل شما که گفتید : این را حضرت علی روی منبر کوفه این مطلب را گفته و هم چنین گفتید که در کتاب نهج البلاغه هم آمده . در حالی که صداقت نداشتید ،‌ ابن تیمیه هم همان حرف شما را می گوید . شما راستگو هستید یا ابن تیمیه ؟

خدمتی ، کارشناس وهابی :

شما از انسانی که راستگو نیست ،‌ چه چیزی را تقاضا می کنید !!!!

گفتید که ابن تیمیه این روایت را بیان کرده . بله این روایت درست و صحیح است . شما گفتید که مثل من که گفتم در نهج البلاغه آمده : کسی که ابوبکر و عمر را بر من افضلیت دهد ،‌ حد مفتری به او می زنم .

اولا در این جا ذکر شده که حضرت علی بر منبر کوفه فرموده است : لئن اوتیت برجل یفضلنی على أبی بکر وعمر إلا جلدته حد المفتری ، اگر کسی ابوبکر و عمر را بر من افضلیت ندهد ،‌حد مفتری به او می زنم .

روایت در شرح نهج البلاغه حائری نقل شده است . روایت از سفیان ثوری ذکر کرده که در رابطه با ابوبکر صدیق و عمر فاروق است .

آقای احمد شما به این کتاب مراجعه کنید .

مجری :

این هم از آقای خدمتی که ابتدا گفت : انسانی که راستگو نیست ، شما چه انتظاری از او دارید . خودشان به صورت ضمنی پذیرفتند که هم خودشان و هم ابن تیمیه کذاب و دروغگو هستند .

در ادامه هم ادعایی کردند . ایشان قرار بود که روایت را از نهج البلاغه بیان کنند که سراغ شرح نهج البلاغه رفتند .

استاد یزدانی :

این مطلب را بارها در برنامه سراب وهابیت پخش کردند . البته همین که پذیرفتند که هم خودش و هم ابن تیمیه دروغگو هستند و از یک دروغگو نمی توان انتظاری بیش از این داشت ، اعتراف جالبی بود . روایتی که آقای ابن تیمیه می گوید در بخاری است ، آقای خدمتی هم بارها و بارها ادعا کرده که روایت در نهج البلاغه است .

روایت در نهج البلاغه نیست ؛‌ بلکه در منابع اهل سنت آمده که سند آن هم مشکل وجود دارد . در این روایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نعوذ بالله ، فرموده باشد :

لا یفضلنی أحد على أبی بکر وعمر إلا جلدته حد المفتری .

روایت در فضائل احمد بن حنبل ، السنۀ عبد الله بن احمد بن حنبل ، المحلی و کتاب های دسته چندم نقل شده است . جالب است که در السنه‌ عبد الله بن احمد بن حنبل ، همین روایت را نقل کرده و محقق می گوید :

سنده ضعیف

سند روایت ضعیف است .

حتی سند روایت در منابع اهل سنت ضعیف می باشد . این حرفی است که محقق به صراحت گفته است . اما آقای خدمتی می گوید : امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) این روایت را در نهج البلاغه گفتند . بارها دوستان با ایشان تماس گرفته و گفتند که این روایت را از نهج البلاغه به ما نشان بده ؛ اما باز هم ایشان از شرح نهج البلاغه ابن حدید یا شروح دیگر نقل می کند .

این ها که ارزشی ندارد . خود این کار نشان می دهد که شما دروغگو هستید . خمیر مایه شما آقایان را با دروغ آمیخته شده و شما مجبور هستید که یک سره دروغ بگویید .

مجری :

تا این جا در مورد دروغ های ابن تیمیه دیدیم که آقای ترشابی اعتراف کردند که ابن تیمیه هم دروغگو است . آقای عقیل بی عقل ! هم که از پاسخ دادن فرار کردند و به سراغ تألیفات بخاری رفتند . آقای خدمتی هم دروغ جدیدی مطرح کردند و روایت را از شرح نهج البلاغه آوردند نه از خود نهج البلاغه و گفتند که ابن تیمیه دروغگو است و شما چه انتظاری از یک انسان دروغگو دارید .

استاد یزدانی :

یکی دیگر از دیگر دروغ های ابن تیمیه در مورد حدیث طیر است که به آقای حاکم نیشابوری دروغی نسبت می دهد . در حالی که کاملا خلاف مطلبی که ابن تیمیه ذکر کرده ،‌ در کتاب های حاکم نیشابوری موجود است .

کتاب منهاج السنۀ ، تألیف ابن تیمیه ، با تحقیق دکتر رشاد سالم ،‌ جلد ۷ ، صفحه ۳۷۱ :

این حدیث را استاد ما ،‌ آیت الله دکتر حسینی قزوینی ، به صورت مفصل نقل کردند . حدیثی که سند های بسیار زیاد و صحیح دارد و خود علمای اهل سنت گفتند که این روایت را هشتاد نفر نقل کردند . چون شب گذشته استاد ما روایت را مفصل بیان کردند ،‌نیازی به بیان مجدد آن نیست .

و الجواب من وجوه أحدها المطالبه بتصحیح النقل و قوله روى الجمهور کافه کذب علیهم فإن حدیث الطیر لم یروه أحد من أصحاب الصحیح و لا صححه أئمه الحدیث ….

 علامه حلی این روایت را استناد می کند . ابن تیمیه می گوید : ثابت کنید که این روایت ، صحیح است و این که گفته اند : روایت را جمهور نقل کرده ، درست نیست .

در حالی که جمهور واقعا نقل کرده و سند های بسیار متعدد دارد .

حدیث طیر را هیچ کدام از اصحاب صحیح نقل نکردند و هیچ یک از ائمه حدیث آن را تصحیح نکرده اند .

منظور ایشان از اصحاب صحیح ، صحاح سته است . ما فرض می کنیم که منظور ایشان ، صحیح بخاری و صحیح مسلم است و همه صحاح سته نیست . اما این که می گوید : هیچ کدام از ائمه حدیث این روایت را تصحیح نکرده ، نشان خواهیم داد .

در پاورقی شماره پنج از این روایت می گوید :

جاء هذا الحدیث مختصرا عند الترمذی فی سننه ( ۵ / ۳۰۰ ) (کتاب المناقب ، مناقب علی ) باب ۸۶ حدیث رقم ۳۸۰۵ ) ونصفه : کان عند النبی ص طیر فقال : اللهم ائتنی بأحب خلقک الیک یأکل معی هذا الطیر ، فجاء علی فأکل معه قال الترمذی : هذا حدیث غریب لانعرفه من حدیث غریب لانعرفه من حدیث السدی الا من هذا الوجه . وقد روی هذا الحدیث من غیر وجه عن انس .

این روایت در سنن ترمذی ، جلد ۵ ، صفحه ۳۰۰ بیان شده که برای پیامبر (صلی الله علیه وآله) مرغ بریانی آورده بودند .

مرغ را زنی از انصار یا جبرئیل (علیه السلام) آورده بود که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در این جا می خواست فضیلت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را بر تمام خلایق ثابت کند . به همین دلیل دعا کرد و فرمود :

خدایا محبوبترین مخلوق خودت را بیاور .

در این جا مقصود فقط زنده ها نیست ؛ چون خداوند قدرت دارد که محبوبترین مخلوق اول و آخر خود را حاضر کند .

در آن زمان حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) وارد شد و کسی غیر از آن حضرت از این مرغ نمی خورد .

ابن تیمیه ،‌منهاج السنه ، ج ۷ ، ص ۳۷۱

البته وقتی ابوبکر و عمر شنیدند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) چنین دعایی کرده ، آمدند ؛ اما رسول خدا (صلی الله علیه وآله) اجازه ورود به آن ها را نداد . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) آمد و از آن غذا نوش جان کرد و ثابت شد که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) محبوبترین و برترین مخلوق خداوند بعد از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است .

این روایت را ترمذی و حاکم و دیگران نقل کرده اند .

ابن تیمیه در این جا می گوید : این روایت را هیچ کدام از اصحاب صحیح نقل نکرده است . اما در صفحه بعد می گوید :

وسئل الحاکم عن حدیث الطیر فقال : لایصح

از حاکم نیشابوری از حدیث طیر سؤال شد که پاسخ داد : سند روایت صحیح نیست .

محقق در پاورقی می گوید :

ذکرت فی التعلیق السابق کلام الشوکانی وقوله ان الحاکم صحح الحدیث .والحدیث فی المستدرک للحاکم ۳ / ۱۳۰ ـ ۱۳۱ عن انس و فیه : فقدم لرسول صلی الله علیه وسلم فرح مشوی …. ثم قال الحاکم : هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین ولم یخرجاه وقد رواه عن انس جماعه من اصحابه زیاده علی ثلاثین نفسا ثم صحت الروایه عن علی وابی سعید الخدری وسفینه

من قبل گفتم که حاکم نیشابوری گفته که حدیث صحیح است و روایت را در مستدرک خود ، جلد ۳ ، صفحه ۱۳۰ و ۱۳۱ از انس نقل کرده … سپس حاکم می گوید : این روایت بر شرط بخاری و مسلم صحیح است . سپس روایت را از امیرالمؤمنین از ابی سعید خدری و از سفینه صحیح است .

ابن تیمیه ،‌منهاج السنۀ ، ج ۷ ،‌ ص ۳۱۸

ابن تیمیه می گوید : این روایت را حاکم نیشابوری تضعیف کرده ؛ ولی حاکم در مستدرک می گوید : روایت صحیح است .

حال در این بین چه کسی راست می گوید و چه کسی دروغ میگوید ؟؟ مشخص است که ابن تیمیه ، دروغگوی بزرگ ، دروغ می گوید .

تماس بینندگان

بیننده : آقای تبریزی از تهران ـ شیعه

بنده می خواستم شما را به مطلبی ارجاع دهم در مورد این که شما بعضی اوقات کلیپ هایی از دروغ های این آقایان پخش می کنید که یکی از این آقایان از ابن تیمیه به عنوان مجدد توحید یاد می کند .

نکته دوم : آقای ترشابی گفتند که ابن تیمیه گفته این دروغ را نه فایده و نه ضرری به حال ما ندارد. مقام معظم رهبری در جایی اشاره کرده بودند که اگر این بار بزنید ، این طور نیست که ما شما را رها کنیم ؛ ‌بلکه ما شما را دنبال می کنیم .

در بحث های عقیدتی هم به همین صورت است که شما حرفی از دهانتان خارج شود و ما هم بی خیال باشیم . ما شما را تعقیب می کنیم که اگر شما ابن تیمیه (لعنت الله علیه ) را مجدد توحید بدانید ؛ پس باید خیلی محکم و استوار از ایشان دفاع کنید و دروغ هایی را که به شما نشان داده می شود را مستند پاسخ دهید نه این که چون پاسخی برای ما ندارید ،‌ بگوید : ابن تیمیه معصوم نیست و می تواند اشتباه کند و دروغ بگوید .

بیننده : آقای کاظمی از اصفهان ـ شیعه

با توضیحاتی که شما می فرمایید ، سؤالی باقی نمی ماند . اما مجبور هستیم سؤالاتی را که از این آقایان وهابی می پرسیم و از آن ها پاسخی نمی گیریم را از شما بپرسیم . بنده از دو نفر از این کارشناسان وهابی پرسیدم که فرق شما با خوارج در چیست که خوارج هم می گفتند : ولم یقل حسبنا کتاب الله کما تقوله الخوارج . این مطلب در تذکره الحفاظ نقل شده است .

یکی از این آقایان که منکر این حدیث شد ؛ اما آقای سجودی می گفت : خوارج کتاب دیگری هم داشتند که اسم آن را نمی دانم و در جلسه بعد نام کتاب را بیان می کنم .

بنده تماس گرفتم که چنین کتابی از خوارج نیست ؛‌اما تماس بنده را وصل نکردند . بنده تقاضا می کنم که توضیح دهید آیا سنت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) مگر در قرآن نیست . پس باز هم سنت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می شود و کتاب خدا هم که کتاب خدا است .

در این صورت چرا آقایان می گویند : خوارج کتاب دیگری هم داشتند ؟ اگر کتاب دیگری هم هست ،‌ ما هم هدایت شده و سلفی و تروریست شویم .

استاد یزدانی :

مطلبی که ایشان بیان کردند از تذکره الحفاظ ، تألیف آقای ذهبی ،‌ جلد ۱ ، صفحه ۳ آمده :

ولم یقل حسبنا کتاب الله کما تقوله الخوارج …

شما همانند خوارج نگویید که کتاب خدا ما را کفایت می کند .

ذهبی ، تذکره الحفاظ ، ج ۱ ، ص ۳

چون این سخن خوارج است . این نکته ظریف و جالبی است کسانی قبل از خوارج مدعی بودند که ” حسبنا کتاب الله ” و شعارشان این شده بود . الآن مشخص می شود که مؤسس فکری خوارج هم اشخاص دیگری بودند .

البته این که آن ها کتابی غیر از کتاب قرآن داشتند ، بنده تا به حال نشنیدم . ادعای آن ها این بود که لاحکم الا لله می گفتند . آقایان باید ثابت کنند . اگر هم داشتند که آن ها کافر هستند و کشتنشان واجب بوده . همان طور که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) آن ها را کشت و نابود شدند . اما ” حسبنا کتاب الله ” یادگاری خوبی است که آقای ذهبی می گوید که سخن خوارج بوده .

بیننده : محسن از بوشهر ـ شیعه

بنده بارها با شبکه های وهابی در مورد غصب خلافت توسط ابوبکر تماس گرفته ام تا بحث کنیم ؛ اما وقتی قرار است که به نتیجه ای برسیم یا سؤالات دیگری را مطرح می کنند یا این که بلند بلند صحبت می کنند تا بینندگان صدای ما را نشنوند . بنده از شما تقاضا دارم که فرصتی دهید تا حداقل پاسخم را از این شبکه بشنوند .

صحبت ما این است اگر شما اهل تسنن معتقد هستید که ولایت و خلافت امری الهی است و باید در قرآن آمده باشد . بنده می توانم همه این مطالب را در جای خود ثابت کنم . ولی لازمی نیست که هر امر الهی حتما در قرآن باشد . در پاسخ به شما اهل تسنن که می گویید تعیین جانشین پیامبر (صلی الله علیه وآله) انتخابی است ، می گویم آیا باید همه مسلمان ها در این انتخابات شرکت کنند یا عده انگشت شماری در سقیفه انتخاب کنند ؟

نکته بعد این که برای خلیفه اول ، از مردم بیعت گرفتند . اگر از مردم برای خلیفه بدوا بیعت بگیرند ، می توان برای آن وجه قانونی و مدنی آورد نه وجه شرعی . وقتی خلیفه بر اریکه قدرت نشست ، بیعت گرفتن معنا و مفهومی ندارد . همین بیعت را معاویه برای فرزند ناخلفش یزید گرفت . آیا در این صورت می توان گفت چون معاویه برای یزید بیعت گرفته ، حکومت یزید قانونی و شرعی است ؟ به هیچ وجه این امکان ندارد .

بنابر این انتخابات یکی راه حل است ؛‌اما نمی تواند یک راه حل حق باشد . کارشناس آن شبکه گفت : در تمام کشورهایی که ریاست جمهور انتخاب می شود ، ۳۰ درصد مردم رأی دهند ،‌کفایت می کند. گفتم : این انتخابات ممکن است که راه حل باشد ؛‌اما راه حق نیست . چون ممکن است است در آن کشور شخصی برازنده تر از آن رئیس جمهور باشد که یا به مردم معرفی نشده یا این که مردم در انتخاب خود مرتکب خطا شوند . فقط انتخاب خداوند است که به دور از خطا و اشتباه است . آیا خود پیامبر را مردم انتخاب می کنند که مردم جانشین پیامبر را انتخاب کنند ؟؟؟

همان طور که انتخاب خود پیامبر در حیطه کاری مردم نیست ،‌به طور قطع و یقین انتخاب جانشین پیامبر هم نمی تواند در حوزه تشخیص مردم باشد .

اشکال دوم این که ، آیا بصیرت و بینش خلیفه اول ، بیش از بصیرت و بینش پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله ) بوده ؟ چرا که ایشان بعد از خودش خلیفه تعیین می کند تا امت اسلام بدون سرپرست رها نشود ؛ اما پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) این بصیرت و بینش را نداشت که برای بعد از خودش خلیفه و جانشین تعیین کند .

متأسفانه این آقایان پاسخی برای سؤالات ما ندارند .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! استدلال های شما واقعا استدلال های محکمی است . چطور ممکن است که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) تمام جزئیات دین را خودشان بگویند و حتی مستحبات را گفته اند . این آقایان حتی روایت ضعیف را در باب فضائل اعمال قبول نمی کنند و می گویند ما در مستحبات هم باید روایت صحیح داشته باشیم . در این که وقت آب خوردن در شب ، نشسته باشیم . در غذا خوردن چه کار هایی انجام دهیم ، همه این جزئیات را پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) بیان کردند و هیچ چیزی باقی نگذاشتند ؛ مگر این که حکمش را بیان نمودند .

اما مهمترین اختلاف بین مسلمانان و حتی بین بشریت ، بحث خلافت و جانشینی است . در طول تاریخ هر جنگی که اتفاق افتاده ، بر سر قدرت بوده . چطور ممکن است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) تمام جزئیات دین را بگوید ؛ اما مهمترین رکن از ارکان دین ، که خود ابن تیمیه هم می گوید : این مهم ترین رکن از ارکان ایمان است ، را رها کند و بگوید : مردم ! هر کاری که خواستید در این باره انجام دهید. مگر چنین چیزی امکان دارد ؟

حال بگوید صحابه انتخاب کنید . آیا برای این انتخاب راهکاری وجود دارد یا وجود ندارد ؟ آیا همه مردم باید انتخاب کنند و رأی دهند ؟ پیامبر (صلی الله علیه وآله) در این باره چیزی نگفته اند .

آیا ده نفر از افراد به قول شما ، اهل حل و عقد ، انتخاب کنند که باز هم چنین اتفاقی نیافتاده است. آیا یک نفر انتخاب کند ،‌کفایت می کند ؟

فرض کنید که مردم در مورد ابوبکر اجماع کرده و او را انتخاب کردند . آیا مردم به ابوبکر اجازه دادند که خلیفه بعد از خودش را هم انتخاب کنند ؟ چنین چیزی نبوده ؛ پس چرا انتخاب کرد ؟ عمر انتخاب شد و مورد قبول قرار گرفت . چرا ایشان به شورا واگذار کرد ؟ افراد شورا را با چه معیاری انتخاب کرد ؟

این چهار نفر تمام شد . معاویه را چه کسی انتخاب کرد و چطور انتخاب شد ؟ یزید چطور انتخاب شد ؟ مگر می شود یزیدی که این همه جنایت کرده ، جانشین و خلیفه پیامبر (صلی الله علیه واله) و جزء همان دوازده خلیفه ای باشد که تمام انبیاء بشارت آن ها را داده اند ؟

این ها استدلال های بسیار قوی و محکمی است . چطور ممکن است که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) جانشین خود را انتخاب نکند و ابوبکر انتخاب کرده باشد ؟ چرا انتخاب می کند ؟ استدلال می کند به این که اگر انتخاب نکنیم ، بین مردم اختلاف ایجاد می شود . یعنی پیامبر (صلی الله علیه وآله ) نعوذ بالله نمی فهمید که ۱۴۰۰ سال است که اختلاف مسلمانان بر سر قدرت است . چرا رسول خدا (صلی الله علیه واله) تکلیف ما را روشن نکرد . بنده می خواهم تکلیف خود را بدانم . اگر دین اسلام کامل است ، باید تکلیف خلافت را هم مشخص می کرد . اگر بگوییم که دین اسلام کامل نیست ،‌ خلاف قرآن گفته ایم . قرآن می گوید : دین اسلام کامل ترین دین است و دینی است که خداوند از آن راضی است .

در این دینی که کامل است ، نه خداوند و نه پیامبرش حرفی از خلافت نزده ، پس این چطور دین کاملی است ؟

به هر حال استدلال در این زمینه بسیار زیاد است و استاد ما آیت الله قزوینی این مباحث را به صورت مفصل مطرح کردند که این سخنان مخالف سنت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است .

واضح و روشن است که خلیفه را باید خدا و پیامبرش معرفی کند و واگذاری این امر مهم به مردم ، هیچ دلیل شرعی ندارد .

علاوه بر این ،‌ آقایان اتفاقی را که قبلا رخ داده را قبول کردند و بعد ، مبنای آن را درست کردند . به آن ها می گوییم : اجماع حجت است ؟ می گویند : بله ، حجت است . چون صحابه بر ابوبکر اجماع کردند . می گوییم : این مبنا باید قبل از انتخاب ابوبکر وجود داشت و پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن مبنا را بیان می کرد و بر اساس آن مبنا ، ابوبکر انتخاب می شد .

بر فرض قبول این مطلب ، آیا خلیفه فعلی می تواند خلیفه بعد از خود را انتخاب کند ؟ می گوید : بله . می گوییم : دلیلش چیست ؟ آیا خدا و پیامبر (صلی الله علیه وآله) گفته اند ؟ می گوید : نه ، ابوبکر انتخاب کرده . می گوییم : شورا قابل قبول است ؟ می گوید : بله , چون شورا را عمر انتخاب کرده . می گوییم : اگر کسی با زور و قدرت حاکم شود ،‌مشروع است ؟ می گوید : بله ؛ چون معاویه ، یزید ، عبد الملک مروان و دیگران به زور خلیفه شدند و به قول ابن تیمیه ، اهل قدرت و شوکت بودند .

این ها ، ابتدا کار را انجام دادند و بعد بر اساس کاری که انجام دادند ، مبانی شرعی خود را هم تنظیم کردند و این را نه عقل و نه سنت و نه قرآن قبول می کند .

مجری :

این که به ۳۰ درصد از آراء در کشورها استدلال کرده بود ، خودشان دموکراسی را کفر می دانند . اما استدلال آقایان به این مسائل ، نشان دهنده عجز و درماندگی آن ها است .

کلیپ بعدی ، کلیپی است که شبکه های وهابی به حدیثی از پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) استدلال کردند که یک فرد مسلمان هر کاری انجام دهد ، دروغ نمی گوید ؛ حتی آقای عقیل بی عقل ! فرمول جدیدی بعد از خواندن این حدیث ارائه می کند که با هم می بینیم .

کلیپ ۵ ) :

هاشمی (عقیل بی عقل !!!) :

ما اهل سنت چیزی برای دروغ گفتن نداریم .

خدمتی :

انسان مؤمن ممکن است که مرتکب خطاهای متعدد و حتی گناهان کبیره شود . در حدیث آمده که مسأله سرقت ، مسأله زنا ،‌مسأله شرب خمر …. را مرتکب شود . اما زمانی که از رسول الله (صلی الله علیه وآله) پرسیده شد که انسان مؤمن و مسلمان دروغ می گوید ، فرمود : دروغ نه !!! دروغ نه !!! ممکن است همه این کار ها را انجام دهد ؛ اما دروغ نگوید . برای این که انسان مؤمن می داند که دروغ یعنی چه . انسان دروغگو مرتب دروغ میگوید ، مرتب دروغ می گوید حتی یکتب عند الله کذابا ، تا زمانی که نزد خداوند دروغگو نوشته و ثبت شود .

یک صحابه عرض کرد : ای رسول خدا ! مسلمان دروغ می گوید . رسول الله (صلی الله علیه وسلم ) فرمودند : به هیچ عنوان مسلمان دروغ نمی گوید .

این فرمول و قاعده را داشته باشید که هر کس یک بار دروغ گفت ، آن شخص را هیچ وقت تصدیق و تأییدش نکنید و سخنش را نپذیرید .

مجری :

ما هم از این قاعده ای که عقیل بی عقل بیان کرد ، استفاده می کنیم . اگر شخصی یک بار دروغ گفت ، دیگر اصلا سخنش را نمی پذیریم . شاید عقیل بی عقل بگوید : ابن تیمیه یک دروغ نگفته . ایشان ده ها دروغ گفته و این قاعده بر ایشان صدق نمی کند . شاید ایشان این طور هم استدلال کنند !!!!

اما طبق استدلال و فرمولی که خود عقیل بی عقل از این حدیث استنباط کرد ، سخن ابن تیمیه قابل پذیرش نیست و طبق استدلال آقای ترشابی ،‌ ابن تیمیه کذاب ،‌ مریض ،بدبخت و ذلیل است .

استاد یزدانی :

روایتی که آقای عقیل بی عقل و آقای خیانتی خواندند ، در کتاب های متعدد اهل سنت نقل شده است . روایت جالبی است که از عبدالله بن جراد نقل شده :

عن عبد الله بن جراد أنه قال : ص قلت یا رسول الله : المؤمن یزنی ؟ قال : قد یکون ذلک ، فقلت : المؤمن یسرق ؟ قال : قد یکون ذلک ، فقلت المؤمن یکذب ؟ فقال : لا ، وقرأ قوله تعالى : (إنما یفتری الکذب الذین لا یؤمنون بآیات الله ).

که از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) پرسیدم که مؤمن زنا می کند ؟ رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : ممکن است انجام دهد . پرسیدم : مؤمن سرقت هم می کند ؟ فرمودند : ممکن است که انجام دهد . پرسیدم : آیا مؤمن دروغ می گوید ؟ فرمودند : ممکن نیست . چون خداوند می فرماید : کسی که دروغ می گوید ، کسی است که به آیات خداوند ایمان ندارد .

تفسیر سمعانی ، ج ۳ ، ص ۲۰۳

کسی که به آیات خداوند ایمان دارد ، هرگز دروغ نمی کند . ممکن است که زنا کند یا سرقت کند ؛ ‌اما دروغ نمی گوید .

این روایتی بود که آقای خدمتی خواندند . ما هم از این روایت استفاده می کنیم . ابن تیمیه ممکن است که سرقت کرده باشد . ممکن است که زنا هم کرده باشد ، ما که خبر نداریم . ممکن است که نکرده باشد . اما دروغ حتما گفته . ما ثابت کردیم که این آقا یک دروغگو است .

ایشان روایت دیگری خواندند :

وإن الرجل لیکذب حتى یکتب عند الله کذابا ، وعلیکم بالصدق ، فإن الصدق یهدی إلى البر ، وإن البر یهدی إلى الجنه ، وإن الرجل لیصدق ویتحرى الصدق حتى یکتب عند الله صدیقا

انسان به حدی دروغ می گوید که نزد خداوند به کذاب مشهور می شود . حتما راست بگویید . که راستی شما را به سوی خوبی ها هدایت می کند و خوبی ها شما را به سوی بهشت هدایت می کند …

از این روایت هم استفاده می کنیم که ” وان ابن تیمیه لیکذب حتی یکتب عند الله کذابا ! ابن تیمیه به حدی دروغ گفته که نزد خداوند به کذاب یا شیخ الکذابین مشهور شده است . شما نباید به ابن تیمیه شیخ الاسلام بگویید ، باید بگویید شیخ الکذابین !! و حرف های ایشان را دور بریزید ؛ چون اعتقاداتی که ابن تیمیه دارد ،‌همه مخالف با قرآن و سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) و سنت صحابه است . چون صحابه توسل و استغاثه و تبرک و عزاداری و ساختن گنبد را قبول داشتند و عمل کردند ؛ اما ابن تیمیه همه این ها را رد می کند . وقتی ابن تیمیه این همه دروغ می گوید ،‌ حرف های ایشان را هم دور بریزید و طبق روایت خودتان ابن تیمیه مؤمن نیست ؛ چون مؤمن دروغ نمی گوید .

عقیل بی عقل هم گفت که طبق این روایت هر کس یک دروغ بگوید ،‌ حرف های او را دیگر نپذیرید . ابن تیمیه نه یک دروغ که صدها دروغ گفته . دروغ ایشان فقط شامل شیعه نمی شود ؛ حتی به صحیح بخاری و صحیح مسلم هم دروغ می بندد .

مجری :

تا این جا کلیپ ها همه واضح و جالب و گویا بود و عجز و درماندگی شبکه های وهابی را نشان می داد . خودشان هم گفتند که اگر از کسی یک بار دروغ دیدید ، حرف های او را قبول نکنید . یک فرد مسلمان و مؤمن ممکن است که هر کاری انجام دهد ؛‌اما هرگز دروغ نمی گوید .

بیننده : حمید از تربت جام ـ اهل سنت

بنده از شما گله ای دارم که به عنوان یک مجری ، لبخند هایی که می زنید ، حالت تمسخر دارد و این زیبنده یک مجری نیست . بنده برنامه های دیگر را هم می بینیم ، برنامه شما را هم می بینیم ؛‌اما بیشتر متوجه این هستم که در غالب صحبت های شما ، حالت تمسخری است .

ما مطالبی را که کارشناس محترم بیان می کنند را می شنویم و سبک و سنگین بودن آن به عهده خودمان است . این تذکری بود که به شما برادر محترم عرض کردم .

مجری :

شاید شما این طور برداشت کردید . بنده نه قصد تمسخر دارم و نه قصد اهانت به شما عزیزان را . البته تبسم هم سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله ) است . اما دروغ های ابن تیمیه واقعا جای خنده و حتی قهقهه دارد . والا ما احترام برادران اهل سنت را همیشه واجب و لازم می دانیم .

بیننده : محمد رضا از قروه ـ شیعه

بنده می خواستم مسأله ای را بیان کنم که این شبکه هایی که معاویه خیانتکار و ملعون را با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را مساوی می دانند ،‌ اصلا مسلمان نیستند و کافر هستند .

استاد یزدانی :

از شما تقاضا داریم که مقداری آرام تر مطلب خود را بیان کنید و نیاز نیست که تکفیر کنید . علمای اهل سنت هم بودند که معاویه را تکفیر کردند ؛‌اما روش ما این نیست .

بیننده :

بنده با آن شبکه ها تماس گرفتم ؛‌اما متأسفانه تماسم را برقرار نکردند . نکته دیگر هم می گویند که اگر یزید امام حسین (علیه السلام) را به شهادت رساندند ، یک اشتباه بود که مرتکب شد .

این اشتباه نبود ؛ بلکه خیانت به بشریت بود که یزید مرتکب شد . مگر این نیست که قرآن کریم می فرماید : هر کس مؤمنی را به قتل برساند ، تمام بشریت را کشته است .

این ها به آیات قرآن دقت نکردند . اگر مسلمان واقعی بودند ،‌این طور نظر نمی دادند و حق و باطل را با هم خلط نمی کردند . نبرد امام حسین (علیه السلام) با یزید ،‌نبرد حق علیه باطل است .

مجری :

در بین علمای اهل سنت کسانی بودند که معاویه و یزید را لعن و تکفیر کرده اند .

اما استاد یزدانی ادامه دروغ های ابن تیمیه را بیان کنید .

استاد یزدانی :

دروغ های ابن تیمیه بسیار زیاد است که در کتاب های متعدد خود بیان کرده است . بنده یک دروغ دیگر از ابن تیمیه را در کتاب مجموع فتاوی نشان می دهم تا تنوعی هم باشد .

کتاب مجموع فتاوی ، تألیف ابن تیمیه حرانی ، با تحقیق عبد الرحمن بن محمد بن قاسم و فرزندش ، جلد ۳۵ ، چاپ با دستور ملک فهد ، صفحه ۱۹ :

وفی ا ۴ لحدیث الذی رواه مسلم ( ستکون خلافه نبوه ورحمه ثم یکون ملک ورحمه ثم یکون ملک وجبریه ثم یکون ملک عضوض ….

در حدیثی که مسلم آن را در صحیحش نقل کرده :

از آقای مسلم نیشابوری کتاب دیگری غیر از صحیحش ، معروف نیست . اگر آقای هاشمی می داند ،‌دیگر کتاب های ایشان را نام ببرد . چون کتابی که از آقای مسلم به جا مانده ، همین کتاب صحیح مسلم است .

به زودی خلافت نبوتی که رحمت است ، می آید . بعد از آن پادشاهی و رحمت است .

پادشاهی معاویه و یزید ، رحمت است !!!!

بعد از آن ، پادشاهی و جبریه است و بعد از آن ، پادشاهی و زورگویی است ، پادشاهی که سوزاننده و تلخ است .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ،‌ با تحقیق عبد الرحمن بن محمد بن قاسم و فرزندش ، ج ۳۵ ، ص ۱۹

ابن تیمیه می گوید : این روایت را مسلم نقل کرده . بنده که این روایت را در صحیح مسلم پیدا نکردم . باز هم این روایت را در نرم افزار مکتبه شامله جستجو می کنم . بنده عبارت ” ستکون خلافه ” را جستجو می زنم . چنین چیزی وجود ندارد . عبارت ” عضوض ” را جستجو می زنیم . باز هم یافت نشد . این بار عبارت ” ملک و جبریه ” را جستجو می زنیم . باز هم چنین روایتی یافت نشد .

جالب است که ابن تیمیه این روایت را در دو جای دیگر هم نقل کرده است ؛‌اما این بار آدرس دقیق داده . روایت در کتاب الفتاوی الکبری ،‌ تألیف ابن تیمیه حرانی ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، جلد ۶ ، صفحه ۴۱ از ابراهیم حربی با سند خودش از مکحول از ابی ثعلبه و از پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله ) که فرموده باشد :

 حدیث رواه إبراهیم الحربی ، بإسناده عن مکحول ، عن أبی ثعلبه ، عن النبی ص ، قال : أول دینکم نبوه ورحمه ، ثم ملک ورحمه ، ثم ملک وجبریه ، ثم ملک عضوض

ابن تیمیه ، فتاوی الکبری ، چاپ دار الکتب العلمیه ، ج ۶ ، ص ۴۱

ابن تیمیه در کتاب مجموع فتاوی ، جلد ۳۵ می گفت : والحدیث رواه المسلم …. اما در کتاب فتاوی الکبری ، جلد ۶ می گوید : حدیث رواه ابراهیم الحربی …

در کتاب های دیگر خود هم این روایت را از ابراهیم حربی بیان کرده است . پس در این جا ابن تیمیه خودش را دروغگو می کند و ثابت می شود که ابن تیمیه دروغگو است .

این هم دروغی دیگر از دروغ های ابن تیمیه بود که بیان کردیم و ان شاء الله در هفته های آینده دروغ های دیگری از ایشان را نشان خواهیم داد .

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و هم چنین شما بینندگان محترم تشکر و قدر دانی می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .