قسمت دیگر از دروغ‌های ابن تیمیه . نقل روایاتی در فضائل ابوبکر ، عمر و صحابه صحیحین و…

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۳۰ / ۰۳ / ۹۵

مجری :

عرض سلام و احترام خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت دارم . با برنامه ای دیگر از سری برنامه های راه و بی راه در خدمت شما عزیزان خواهیم بود . امشب ان شاء الله به یک موضوع جذاب دیگر ، با کارشناسی استاد یزدانی عزیز ، خواهیم پرداخت .

استاد یزدانی :

بنده هم خدمت حضرتعالی و تمامی بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت ، سلام و عرض ادب دارم . امیدواریم که برنامه ای در خور شأن آن ها داشته باشیم و باز هم کتاب قطور دروغ گویی های ابن تیمیه و پیروانش را ورق بزنیم .

مجری :

از پرداختن به دروغ های ابن تیمیه ، شش برنامه گذشته است . دروغ هایی که به شیعه و مصادر اهل سنت نسبت داده و این هفتمین برنامه است که به دروغ های ابن تیمیه می‌پردازیم . دروغگویی های این شخص کذاب به حدی زیاد است که ده ها برنامه نیاز دارد تا به صورت کامل به شخصیت این فرد ، به دروغگویی ها و به روش های بحث و استدلال ایشان بپردازیم .

استاد یزدانی عزیز ! ظاهرا قرار است نمونه های جدیدی را بیان کنید و باز هم یک برگ جدیدی از این دروغگویی ها ورق خواهد خورد .

استاد یزدانی :

همان طور که در هفته های گذشته خدمت شما عزیزان عرض کردم ، بیشتر این دروغگویی ها در فضائل ابابکر و عمر و صحابه و فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و شیعیانش است . اگر از فضائل خود امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(علیه السلام) و از فضائل شیعیان آن حضرت باشد ، می گوید : این روایت را هیچ کس نه با سند صحیح و نه با سند ضعیف نقل نکرده است . یا روایتی که در مورد حضرت ابوذر (علیه السلام) بود ، ایشان می گوید : این روایت را نه صحاح و نه سنن و نه یکی از علما نقل نکرده و این روایت دروغ است .

در حالی که ثابت کردیم روایت در سنن ترمذی با تصحیح آقای البانی نقل شده است . از طرف دیگر ، روایاتی در فضائل عمر و ابابکر می آورد و می گوید : این روایات در صحیحین نقل شده است .

در حالی که این قبیل روایات در هیچ کدام از این دو کتاب نیست . یا این که در صحیح بخاری است و در صحیح مسلم نیست یا در صحیح مسلم است و در صحیح بخاری نیست . به هر حال همه تلاش خود را می کند که این فضائل جعلی را ثابت کند که صحیح و متفق علیه است و هم صحیح بخاری و هم صحیح مسلم نقل کرده است . در صورتی که کاملا دروغ است .

گاهی هم روایت را به سنن ابی داود نسبت می دهد و گاهی هم به کتاب های دیگر نسبت می دهد. از این دروغگویی ها بسیار زیاد است و ما سعی می کنیم دروغ هایی که نشان می دهیم ، پیرامون همین مسائل باشد .

بعضی از دوستان می گفتند که برنامه تکراری شده و شما تا چه زمانی می خواهید دروغ های ابن تیمیه را مطرح کنید . بنده گفتم : درست است که موضوع برنامه ما دروغ های ابن تیمیه ،‌ تکراری است و هر هفته بینندگان عزیز ، با همین موضوع مشاهده می کنند ؛ اما به نظر من تکراری نیست ؛ چون هر هفته چند دروغ از دروغ های ابن تیمیه را نقل می کنیم تا مردم فکر نکنند که ما چند مورد داشتم و گفتیم که مشت نمونه خروار است . در صورتی که این طور نیست ، واقعا ابن تیمیه کذاب بزرگی بوده و سردمدار دروغگوهای تاریخ بوده . ما تا جایی که برای بینندگان عزیز ملال آور نشده ، در خدمت ابن تیمیه و دروغ های ایشان هستیم .

 ۱ ) بدگویی مردم از ابوبکر و عمر ، نشانه این است که اجر و پاداش آن ها قطع نشده

در کتاب منهاج السنه ، تألیف ابن تیمیه حرانی ، جلد دوم ، با تحقیق دکتر محمد رشاد سالم ، صفحه ۲۱ :

وفی صحیح مسلم أیضا عن جابر بن عبدالله قال قیل لعائشه إن ناسا یتناولون أصحاب رسول الله ص حتى أبابکر وعمر فقالت وما تعجبون من هذا انقطع عنهم العمل فأحب الله أن لا یقطع عنهم الأجر

در صحیح مسلم از جابر بن عبد الله انصاری نقل شده که گفت به عایشه گفته شد : گروهی از مردم هستند که از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ؛ حتی در مورد ابابکر و عمر ، بدگویی می کنند و حرف های بد در مورد آن ها می زنند .

البته بعضی از تابعین و صحابه بودند . چون در زمان عایشه مسلمان ها یا صحابی بوده یا تابعی .

عایشه گفت : چرا از کار آن ها تعجب می کنی ؟ این که تعجب ندارد . خدا خواسته که این طور باشد . چون آن ها از دنیا رفتند و نمی توانند عمل خوب انجام بدهند . اما اجر و پاداششان قطع نشده .

یعنی با این بدگویی هایی که صحابه و سلف صالح و تابعین در مورد آن ها می کنند ، خدا می خواهد بر اجر آن ها بیافزاید . این روایت را چه کسی نقل کرده ؟ در صحیح مسلم آمده و مسلم غیر از صحیح مسلم نداشته و اگر هم داشته در این جا ” صحیح ” آمده .

محقق در پاورقی می گوید :

لم استطع العثور علی هذا الاثر فی صحیح مسلم .

من نتوانستم این روایت را در صحیح مسلم پیدا کنم .

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ ، با تحقیق دکتر رشاد سالم ، ج ۲ ، ص ۲۱

محقق کتاب ، آقای دکتر محمد رشاد سالم ، این روایت را در صحیح مسلم پیدا نکرده . دوستان ابن تیمیه و پیروانشان این روایت را به ما نشان دهند . روایت ، روایت جالبی است که ثابت می کند صحابه و تابعین به اصحاب ؛ حتی به ابوبکر و عمر فحش می دادند . اگر هم این روایت در صحیح مسلم نقل شده باشد ، خیلی به نفع ما می بود ؛ اما متأسفانه این روایت در صحیح مسلم وجود ندارد و ابن تیمیه یک دروغگو و کذاب بی سابقه در تاریخ است .

کاش ایشان می گفت که روایت در کافی یا بحار نقل شده . ما می گفتیم ایشان دسترسی به کافی نداشته و نمی خوانده یا این که می گفتیم : ایشان خواستند به کافی دروغ ببندند . اما زمانی که به صحیح مسلم ، اصح الکتب بعد کتاب الله ، دروغ می بندد ، ما چه حرفی برای گفتن به این شخص داریم . جز این که علی لعنۀ الله علی الکاذبین ! لعنت خدا بر دروغگویان و پیروان دروغگویان .

مجری :

قبل از این که کلیپ اول برنامه را ببینیم ، این را عرض کنم که در طی این شش برنامه ای که گذشت ، متأسفانه یا خوشبختانه ، تا الان حتی یکی از اتباع و پیروان و محبین ابن تیمیه تماس نگرفتند که حداقل ابن تیمیه را از این همه دروغ هایی که گفته ، تبرئه کند . البته شبکه های وهابی هستند که عاجز شده اند و ما از آن ها هیچ توقعی نداریم که بخواهند در مقابل استاد یزدانی عزیز از این دروغ ها دفاع کنند .

کلیپ اول از یکی از دعوتگران وهابی معروف است . ایشان دروغگویی های جالبی دارند که تمام آن ها از دروغگویی های ابن تیمیه سر چشمه می گیرد .

کلیپ ۱ ) :

عریفی وهابی :

یهود نماز را تا ظاهر شدن ستارگان به تأخیر می اندازند و هم چنین روافض . نماز مغرب را تا ظاهر شدن ستارگان به تأخیر می اندازند . یهود بغض جبرئیل را در دل دارند و می گویند : او دشمن ما ملائکه است و هم چنین روافض (شیعیان ) بغض جبرئیل را در دل دارند و می گویند : جبرئیل در وحی بر محمد دچار اشتباه شد . علی با پیامبر در غار عبادت می کرد و جبرئیل نازل شد . این در کتبشان موجود است . عجیب و خنده دار است و به عنوان دین به آن اقرار می کنند و این که جبرئیل هنگامی که نازل شد ، علی نماز می خواند و پیامبر نشسته بود و جبرئیل عجله داشت و رسالت را بر محمد نازل کرد ؛ چون علی مشغول نماز بود و رفت . علی می گفت : می بینی که رسالت بر من است نه برای او ؛ اما جبرئیل نشنید و رفت .

شیعیان وقتی که بر روی پایشان می زنند (بعد از اتمام نماز ) می گویند : جبرئیل خیانت کرد (خان الامین ) و از اعطای رسالت به علی امتناع کرد .

مجری :

آقای عریفی وهابی بود که همان دروغ های ابن تیمیه که در جلسات اول توسط استاد یزدانی عزیز نقل شد را بیان کردند . البته دروغ های زیادی مطرح شد که این مدعی وهابی به بعضی از آن ها اشاره کرد . مثل به تأخیر انداختن نماز ، تشابه شیعیان با یهود و آن دروغ معروف که بعضی از وهابی ها گفتند : این دروغ را دیگر تکرار نکنید . آن بحث خان الامین بود که حضرت جبرئیل (علیه السلام) قرار بود وحی را به آقا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نازل کند که چون عجله داشته ،‌ وحی را به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) دادند و از این دروغگویی ها که بیان کردند . جالب است ایشان ادعا کرد که این مطلب در کتب شیعه موجود است و خودشان هم اقرار می کنند . ما واقعا نمی دانیم که در کدام یک از کتاب های شیعیان چنین مطلبی بیان شده .

استاد یزدانی :

باید خودشان نشان دهند که در کدام کتاب از کتاب های شیعه در طول تاریخ این مطلب آمده. جالب است که بیننده ای با یکی از کارشناسان وهابی تماس گرفته و گفته بود که ابن تیمیه چنین دروغ هایی گفته . ایشان گفتند : نه ، ابن تیمیه دروغ نگفته . مقصود ایشان ، شیعیان زمان ابن تیمیه بوده.

در زمان ابن تیمیه همین شیعیان بودند و همان نظرات را با همان کتاب ها دارند . کتاب های شیعیان زمان ابن تیمیه ، علامه حلی و شاگردانش و شیخ طوسی و قبل از آن ، همه موجود است . شما نشان دهید که این دروغ ها درست است .

اگر ما حرف این کارشناس را بپذیریم که مثلا یک شیعه بوده که نعوذ بالله خان الامین گفته باشد . اما آقای عریفی که حال حاضر را می گوید . عریفی زنده است و می گوید : این مطالب در کتاب های شیعه است . در کدام یک از کتاب های این دروغ ها نقل شده ؟

جالب است ایشان داستان جدیدی را نقل می کند که بنده از وهابی های دیگر نشنیده بودم که جبرئیل به غار حراء آمد . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) مشغول نماز بودند و پیامبر (صلی الله علیه وآله) نماز نمی خواند . جبرئیل گفت : چه کسی حوصله دارد تا صبر کند که علی بن ابیطالب (علیه السلام) نمازش تمام شود و چون عجله داشته ، نبوت را به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) داده و به این صورت نعوذ بالله خیانت کرد . باید از آقای عریفی این را پرسید که در کدام یک از کتب شیعه چنین مطلبی آمده ؟

۲ ) ترس پیامبر (ص) از این که غیر از ابوبکر خلیفه شود .

باز در همین کتاب منهاج السنه ،‌ جلد اول ، صفحه ۵۲۵ :

ایشان در این قسمت مدعی می شود که روایات زیادی در کتب اهل سنت موجود است که امامت ابابکر را اثبات می کند . بر خلاف جمهور اهل سنت که مدعی هستند نصی از خداوند و پیامبر (صلی الله علیه وآله) برای خلافت نه در مورد ابوبکر و نه در مورد شخص دیگری نقل نشده است . اما ایشان برعکس می گوید که روایاتی است که عده ای مدعی بودند تا این که می گوید :

کما قال النبی ص لما أراد أن یکتب لأبی بکر فقال لعائشه ادعى لی أباک وأخاک حتى أکتب لأبی بکر کتابا فإنی أخاف أن یتمنى متمن ویقول قائل أنا أولى ویأبى الله والمؤمنون إلا أبا بکر اخرجاه فی الصحیحین وفی البخاری

پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) آن زمان که می خواست برای ابوبکر وصیت کند و نامه بنویسد که بعد من ابوبکر جانشینم است ، به عایشه گفت : برای من پدر و برادرت را بخوان که من کتابی برای ابوبکر بنویسم .

این که عمر از چه زمانی برادر عایشه شده ، ما نمی دانیم .

من می ترسم که کسی به این خلافت چشم داشته باشد و بگوید : بهتر هستم و باید خلافت را بگیرم . ولی خدا و پیامبر (صلی الله علیه وآله) هرگز اجازه نمی دهند که کسی غیر از ابوبکر خلیفه شود . این روایت در صحیحین نقل شده         .

ابن تیمیه ، منهاج السنه ، ج ۱ ، ص ۵۲۵

در کجای صحیحین این مطلب نقل شده ، معلوم نیست ؛ حتی محقق کتاب هم نتوانسته حرفی بگوید و هیچ پاورقی نزده است . روایت در صحیح مسلم هست ؛ اما در صحیح بخاری نیست . بنده این روایت را از مکتبه شامله که آقایان وهابی نوشته اند ، نشان می دهم . عبارت ” الا ابابکر ” را جستجو می زنم . فقط در صحیح مسلم آمده .

حَدَّثَنَا عُبَیْدُ اللَّهِ بْنُ سَعِیدٍ حَدَّثَنَا یَزِیدُ بْنُ هَارُونَ أَخْبَرَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ سَعْدٍ حَدَّثَنَا صَالِحُ بْنُ کَیْسَانَ عَنْ الزُّهْرِیِّ عَنْ عُرْوَهَ عَنْ عَائِشَهَ قَالَتْ قَالَ لِی رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فِی مَرَضِهِ ادْعِی لِی أَبَا بَکْرٍ أَبَاکِ وَأَخَاکِ حَتَّى أَکْتُبَ کِتَابًا فَإِنِّی أَخَافُ أَنْ یَتَمَنَّى مُتَمَنٍّ وَیَقُولُ قَائِلٌ أَنَا أَوْلَى وَیَأْبَى اللَّهُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَّا أَبَا بَکْرٍ

در این جا ، مقصود از اخاک ، عمر است . نمی شود که ابابکر هم پدرش و هم برادرش باشد .

صحیح مسلم ، ج ۴ ، ص ۱۸۵۸ ، ح ۲۳۸۷

روایت را در صحیح بخاری هم نشان دهید . اصلا چنین روایتی در صحیح بخاری وجود ندارد. بنده عبارت ” اباک واخاک ” را جستجو می زنم . باز هم در صحیح مسلم ،‌ همان روایت می آید و هیچ روایتی در صحیح بخاری وجود ندارد . عبارت ” یتمنی متمن ” را جستجو می زنم . باز همان روایت در صحیح مسلم می آید .

بینندگان عزیز می توانند اندروید این برنامه را می توانید بر روی گوشی های خود داشته باشید . همین عبارت را جستجو بزنید . اگر این روایت وجود داشت که ما دروغ گفته ایم . اما اگر وجود نداشت ، ابن تیمیه دروغ گفته که اخرجاه فی الصحیحین . جالب است که روایت با همین مضمون در بخاری هست که خودش هم در ادامه بیان می کند . اما این روایت کجا و آن روایت اول که به عایشه گفته باشد ، کجا ؟ این روایت در صحیح بخاری وجود ندارد و باز هم دروغگو بودن ابن تیمیه ثابت می شود .

مجری :

کلیپ دوم ، تماس یکی از بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت است که با یکی از به اصطلاح کارشناسان شبکه های گرفته و در مورد دروغ های ابن تیمیه صحبت کرده که با هم می بینیم .

کلیپ ۲ ) :

بیننده :

آقای ترشابی ! سؤال بنده از شما در مورد ابن تیمیه است . ایشان چیز هایی در کتابش بیان کرده که هست ؛ اما وجود ندارد . یا چیز هایی می گوید که وجود ندارد ؛ اما هست . یعنی هر چه که در کتاب هایش می گوید ، ما بر عکس آن را پیدا می کنیم . به نظر شما چرا ابن تیمیه تا این حد بر عکس صحبت می کند . مثلا در مورد روایات پیامبر (صلی الله علیه وآله) مربوط به فضائل اهل بیت (علیهم السلام) و دوستان اهل بیت (علیهم السلام) که می رسد ، می گوید : هیچ کس نقل نکرده است . اما ما می بینیم که صحاح اهل سنت آن روایات را نقل کرده اند . نسبت به ابوبکر و عمر روایاتی را نقل می کند و می گوید : صحیحین یا صحاح نقل کردند ، وقتی صحاح را بررسی می کنیم ، چیزی نمی بینیم .

نکته آخر این که ، وقتی با شما تماس می گیرم ،‌ اولا خیلی مؤدبانه می گویید که ابن تیمیه معصوم نیست و اشتباه می کند . بنده می گویم این اشتباه نیست که هر چه می گوید ، برعکس است ؛ بلکه ایشان دروغ می گوید . شاید شما ناراحت شوید که قطعا هم ناراحت می شوید . اما این حقیقت است .

کارشناس وهابی :

اولا ، شما بیننده عزیز و همه شیعیان عزیزی که بعضی ها می خواهند بعضی از اشتباهات را بزرگ کنید ،‌ تنها اشتباه ابن تیمیه نیست که بزرگ می کنید . بلکه شما اشتباه صحابه را هم بزرگ می کنید و این گونه صحابه را کافر می دانید .

در مورد ابن تیمیه و همه انسان ها دقیقا همین طور است . اصلا ما موظف به این هستیم که عدالت را در مورد همه انسان ها رعایت کنیم و حسن ظن داشته باشیم . اگر گناهی کردند ، گناه است و اگر خطایی کردند ، خطایشان خطا است . ابن تیمیه بیش از صد جلد کتاب نوشته . فرض کنید در هر کتابی یک اشتباه هم کرده باشد ، صد اشتباه می شود و خیلی امر عادی و طبیعی است که از علما سر می زند .

غالبا به طور کامل ، ابن تیمیه در آن عصر با تمام اشتباهاتی که شما بیننده محترم می فرمایید و ایشان داشتند ، با مغول ها جهاد و مبارزه کردند و مدت ها در زندان بودند و شکنجه شدند .

بیننده :

بنده نکته خود را در عرض ده ثانیه بیان می کنم .

کارشناس وهابی :

خدا یار و نگهدارت . شما زیادی و تکراری صحبت کردی و می خواهی بگویی که ابن تیمیه قصدا دروغ می گفته .

چنین چیزی نیست برادر عزیزم ! شما در مورد صحابه ای که ایمان آوردند و جهاد کردند ، می گویید تقیه و نفاق داشتند . در مورد ابن تیمیه هم همین را می گویید . نگاه شما یک نگاه منفی است .

مجری :

این هم عجز و درماندگی آقای ترشابی است که به هر دری زدند که از ابن تیمیه دفاع کنند . گفتند : اگر صد کتاب نوشته باشد ، صد اشتباه می شود که یک امر عادی است و ابن تیمیه هم معصوم نیست .

اما آقای ترشابی ! بحث ما در مورد یک خطا و دو خطا نیست ، بحث ما بر این است که در یک کتاب ده ها دروغ گفته . استدلال این بیننده عزیز هم جالب بود که گفتند : ابن تیمیه وقتی به فضائل اهل بیت (علیهم السلام) می رسد ، می گوید : این ها کذب است و وجود ندارد . اما به خلفاء که می رسد ، جعل فضیلت می کند و بعضی از روایات را به دروغ به صحیح بخاری و صحیح مسلم نسبت می دهد و این نشان می دهد که اساسا تعمدی در کار است و عمدا دروغ می گوید .

کلیپ دیگری است که هفته گذشته هم پخش کردیم . این کلیپ در مورد مذمت دروغگویی از زبان خود شبکه های وهابی که به یک حدیث هم اشاره می کنند که فرد مؤمن هر کاری انجام دهد ، دروغ نمی گوید . این کلیپ را در کنار سیره و روش خود شبکه های وهابی قرار دهید .

کلیپ ۳ ) :

ما اهل سنت چیزی برای دروغ گفتن نداریم .

خدمتی :

انسان مؤمن ممکن است که مرتکب خطاهای متعدد و حتی گناهان کبیره شود . در حدیث آمده که مسأله سرقت ، مسأله زنا ،‌مسأله شرب خمر …. را مرتکب شود . اما زمانی که از رسول الله (صلی الله علیه وآله) پرسیده شد که انسان مؤمن و مسلمان دروغ می گوید ، فرمود : دروغ نه !!! دروغ نه !!! ممکن است همه این کار ها را انجام دهد ؛ اما دروغ نگوید . برای این که انسان مؤمن می داند که دروغ یعنی چه . انسان دروغگو مرتب دروغ میگوید ، مرتب دروغ می گوید حتی یکتب عند الله کذابا ، تا زمانی که نزد خداوند دروغگو نوشته و ثبت شود .

یک صحابه عرض کرد : ای رسول خدا ! مسلمان دروغ می گوید . رسول الله (صلی الله علیه وسلم ) فرمودند : به هیچ عنوان مسلمان دروغ نمی گوید .

این فرمول و قاعده را داشته باشید که هر کس یک بار دروغ گفت ، آن شخص را هیچ وقت تصدیق و تأییدش نکنید و سخنش را نپذیرید .

مجری :

انسان دروغگو این قدر دروغ می گوید ، حتی یکتب عند الله کذابا . مثل ابن تیمیه که کذاب است و نزد خداوند یک انسان کذاب و دروغگو ثبت شده و طبق قاعده آقای عقیل بی عقل ! هم کسی که یک بار دروغ گفت را نباید اصلا حرفش را قبول کنیم . مثل ابن تیمیه !!!

استاد یزدانی :

آقای ترشابی می گوید : حداکثر صد تا دروغ و اشتباه کرده ، زیاد که نیست . این یک امر عادی برای علما است .

ما یکی دو کتاب ابن تیمیه را نشان دادیم . ان شاء الله تک تک کتاب های ایشان را نشان می دهیم . اما آقای هاشمی می گفت : اگر یک دروغ هم گفت ، دیگر حرف او را قبول نکنید . واقعا ما نمی دانیم که صد دروغ ابن تیمیه را قبول کنیم یا حرف آقای هاشمی را قبول کنیم که اگر یک دروغ هم گفت ، هرگز حرف او را تصدیق نکنیم . ابن تیمیه اینقدر دروغ گفته که به قول آقای خدمتی ” یکتب عند الله کذابا ” شده .

 ۳ ) همه می دانستند که ابوبکر از همه بهتر است .

باز یک دروغ دیگر از ابن تیمیه در همین کتاب منهاج السنه ، جلد اول ، صفحه ۵۲۳ :

در این جا ابن تیمیه می خواهد ثابت کند که همه می دانستند ابوبکر از همه بهتر است و به آن اقرار می کردند ؛ حتی کفار و مشرکین و منافقین و اهل کتاب ، به این مسأله اذعان داشتند .

وکیف یقولون ذلک وهم دائما یرون من تقدیم النبی ص لأبی بکر على غیره وتفضیله له وتخصیصه بالتعظیم ما قد ظهر للخاص والعام حتى أن أعداء النبی ص من المشرکین وأهل الکتاب والمنافقین یعلمون أن لأبی بکر من الاختصاص ما لیس لغیره .

کما ذکره أبو سفیان بن حرب یوم أحد قال أفی القوم محمد أفی القوم محمد ثلاثا ثم قال أفی القوم ابن أبی قحافه أفی القوم ابن أبی قحافه أفی القوم ابن أبی قحافه ثم قال أفی القوم ابن الخطاب أفی القوم ابن الخطاب أفی القوم ابن الخطاب وکل ذلک یقول لهم النبی ص لا تجیبوه أخرجاه فی الصحیحین

همان طور که ابوسفیان در روز جنگ احد گفت : آیا در میان این گروه پیامبر ما هست ؟ این مطلب را سه بار تکرار کرد . سپس گفت : آیا در میان قول ابن ابی قحافه هست ؟ این را هم سه بار تکرار کرد . بعد گفت : آیا در این قوم ابن خطاب هست ؟ این را هم سه بار تکرار کرد . هیچ جوابی نداد . این روایت را بخاری و مسلم نقل کرده است .

در پاورقی شماره ۱۰ می گوید :

الحدیث عن البراء بن عازب رضی الله عنه فی : البخاری ۴ / ۶۵ ـ ۶۶ ( کتاب الجهاد والسیر) باب ما یکره من التنازع والاختلاف فی الحرب ) ، ۵ / ۹۴ (کتاب المغازی ، باب عزوه احد ) المسند (ط ، الحلبی ) ۴ / ۲۹۳ ولم اجد الحدیث فی مسلم وانظر : جامع الاصول لابن الاثیر ۹ / ۱۷۶ ـ ۱۷۸ (۱۱)

بخاری در کتاب الجهاد والسیر و هم چنین در کتاب المغازی این قضیه را نقل کرده . احمد بن حنبل هم در مسند ، چاپ حلبی ، جلد ۴ ، صفحه ۲۹۳ نقل کرده ؛ اما این حدیث در مسلم پیدا نکردم . ابن اثیر هم این روایت را در جامع الاصول پیدا نکرده است .

ابن تیمیه ،‌منهاج السنه ، ج ۱ ، ص ۵۲۳

جامع الاصول ابن اثیر ، همه صحاح سته را جمع کرده و هر روایتی که در صحاح سته بوده ، ابن اثیر تبویب کرده و گفته این روایت را فلانی و فلانی از صحاح سته نقل کرده . در آن جا هم ابن اثیر این روایت را پیدا نکرده است .

شما آقای ابن تیمیه ! گفتید که این روایت اخرجاه من الصحیحین ؛ اما محقق می گوید : ابن تیمیه دروغ می گوید و کذاب است و این روایت در صحیح مسلم یافت نشده است .

آقایان پیروان ابن تیمیه ‍! این روایت را برای ما از صحیح مسلم نشان دهید . این روایت ، روایت خوبی است . ابوسفیان عجب حرفی زده ، ما می توانیم بر این سخن ابوسفیان تعلیقه های زیادی بزنیم .

مجری :

بیننده عزیز و بزرگوار دیگری با این کارشناس شبکه وهابی تماس گرفته و باز هم از دروغ های ابن تیمیه صحبت کرده .

کلیپ ۳ ) :

بیننده :

آقای ترشابی ! اگر شما نمی ترسید ، بگذارید که ایشان مطالبشان را ارائه دهند .

کارشناس وهابی :

آقای قاسمی هم صحبت های خود را گفتند و بنده به ایشان اجازه کامل هم دادم . شما هم صحبت خود را بیان کردید ؛ اما وقتی صحبت می کنید ، به سؤال پاسخ دهید .

بیننده :

آقای ترشابی ! شما به زمین بروید ، به آسمان بروید ، ابن تیمیه یک دروغگوی واقعی است .

کارشناس وهابی :

ملت ایران این طوری هستند . ابن تیمیه ۷۰۰ سال پیش ، چهار تا اشتباه هم کرده باشد ، متأسفانه این حقه ای است که آخوند ها می زنند تا ذهن مردم را از زندگی و معیشتشان و از بدبختی ها و گرفتاری هایشان منصرف کنند . حتی آن جایی که سینه می زنند ، حتی آن جایی که سیاه می پوشند !!!

مجری :

این هم از آقای ترشابی که حاضر می شود به خاطر دفاع از ابن تیمیه ، کل ملت ایران را از مسلمان و غیر مسلمان ، دروغگو و بر باطل بداند و می گوید : ابن تیمیه چهار تا اشتباه هم کرده باشد ، اشکال ندارد .

آقای ترشابی ! این چهار تا اشتباه نیست . این ده ها دروغ فقط در یک کتاب است . بحث این نیست که صد اشتباه در صد کتاب باشد ؛ بلکه در یک کتاب ده ها دروغ بوده و نه اشتباه !

استاد یزدانی :

آقای ترشابی ! این بار از صد دروغ و اشتباه به چهار اشتباه تنزل پیدا کردند و گفتند : چهار اشتباه هم کرده باشد ، اشکالی ندارد . ابن تیمیه ” یکتب عند الله کذابا ” است و خیلی دروغ گفته و آقایان توجیهی غیر از این ندارند .

۴ ) ابوبکر محبوب ترین شخص در نزد رسول خدا (ص)

دروغ بعدی که ابن تیمیه در منهاج السنه بیان کرده :

منهاج السنه ، جلد اول ، با تحقیق دکتر رشاد سالم ، صفحه ۵۱۸ :

 وفی الصحیحین أیضا عنه أنه قال یوم السقیفه بمحضر من المهاجرین والأنصار أنت خیرنا وسیدنا وأحبنا إلى رسول الله ص ….

در صحیحین از عمر بن خطاب نقل شده که او در روز سقیفه در مقابل مهاجرین و انصار گفت : تو بهترین ما و آقای ما و محبوب ترین شخص در نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هستی و تو باید خلیفه شوی .

محقق در پاورقی شماره ۳ می گوید :

الحدیث فی البخاری ۵ / ۷ (کتاب فضائل اصحاب النبی ص باب مناقب ابی بکر الصدیق) ۸ / ۱۶۸ ـ ۱۷۱ ( کتاب الحدود ، باب الرجم الحبلی … ) المسند (ط ، المعارف ) ۱ / ۳۲۳ ـ ۳۲۷

حدیث در بخاری و در مسند احمد وجود دارد .

ابن تیمیه ، منهاج السنه ، با تحقیق دکتر رشاد سالم ، ص ۵۱۸

اما ایشان گفته بود که روایت در صحیحین آمده و محقق فقط آدرس صحیح بخاری را داده است. آیا روایت در صحیحین است یا این که آقای ابن تیمیه دروغگو است ؟ این روایت در صحیح مسلم وجود ندارد و باز ابن تیمیه در این جا یک دروغ دیگر گفته است .

بنده روایت را در نرم افزار مکتبه شامله ، با عبارت ” احبنا” جستجو می زنم . روایت در صحیح بخاری ، جلد ۵ ، صفحه ۶ ، روایت ۳۶۶۸ ، وجود دارد ؛ اما در صحیح مسلم چنین روایتی نیست . باز هم عبارت ” خیرنا ” را جستجو می زنیم . این عبارت در صحیح بخاری زیاد است ؛ اما آن روایت در صحیح مسلم وجود ندارد .

مجری :

کلیپ بعدی تماس بیننده عزیزی است که با آقای ترشابی گرفته و در مورد یکی از روایاتی که در باب فضائل حضرت ابوذر (سلام الله علیه ) هست ، ‌صحبت می کنند و می گویند که این روایت وجود دارد و از طرف دیگر ابن تیمیه وجود این روایت را انکار کرده است . حال ببینیم که آقای ترشابی باز چه توجیهاتی را بیان می کنند .

کلیپ ۴ ) :

بیننده :

عرض کردم که ترمذی در سنن خود ، در روایت ۳۸۰۱ می گوید : عن عبد اللَّهِ بن عَمْرٍو قال سمعت رَسُولَ اللَّهِ ص یقول ما أَظَلَّتْ الْخَضْرَاءُ ولا أَقَلَّتْ الْغَبْرَاءُ أَصْدَقَ من أبی ذَرٍّ ، آسمان سایه نیانداخته که کسی صادق تر از ابوذر باشد .

ابن تیمیه در منهاج السنه به دروغ می گوید : این روایت را نه سنن و نه صحاح نقل نکرده است . به نظر شما چرا ابن تیمیه این همه دروغ به مسلمان ها می بندد ؟

کارشناس وهابی :

شما معتقد هستید که ابن تیمیه دروغ زیادی گفته ؟

بیننده :

دروغ های زیادی به مسلمان ها بسته و این نمونه ای از آن دروغ ها بود که خدمت شما از منهاج السنه خواندم .

کارشناس وهابی :

بیننده عزیز ! ابن تیمیه این سخن را در کجا بیان کرده ؟

بیننده :

این مطلب را در منهاج السنۀ نقل کرده است .

کارشناس وهابی :

در منهاج السنه چه گفته ؟

بیننده :

می گوید :

قال الرافضی وقد روى عن الجماعه کلهم أن النبی ص قال فی حق أبی ذر ما أقلت الغبراء ولا أظلت الخضراء على ذی لهجه أصدق من أبی ذر …..

منظور از رافضی در این جا ، علامه حلی است . در جواب هم می گوید : فیقال هذا الحدیث لم یروه الجماعه کلهم ولا هو فی الصحیحین ولا هو فی السنن .. ، این روایت در صحاح سته و صحیح بخاری و مسلم و هم چنین سنن اهل سنت نقل نشده است . اصلا این روایت را در هیچ جا نقل نکرده است .

چرا آقای ابن تیمیه دروغی به این روشنی گفته است ؟ علت این کار چیست ؟

کارشناس وهابی :

گفتید که این روایت در کجا آمده ؟       

بیننده :

در سنن ترمذی ، این مطلب نقل شده . اگر می خواهید بنده یک کلید واژه دهم تا سرچ کنم . شما عبارت ” اصدق من ابی ذر ” را جستجو کنید .

کارشناس وهابی :

ابن حدیث هم گفته که این روایت در کتاب های دیگر نیامده ؟ درست است ؟

بیننده :

بله ، گفته نه در صحاح سته و نه در صحیح بخاری و مسلم و نه در سنن اهل سنت نقل نشده است و این یک مطلب دروغ است .

کارشناس وهابی :

دروغ می گوید که هیچ کتابی این روایت را نقل نکرده ؟ بسیار خب بنده توضیح می دهم .

بیننده عزیز ! موضع ما در برابر تمام کسان ابن تیمیه و غیر ابن تیمیه و همه علمای جهان اسلام ، بسیار روشن است و آن این است که ما معتقدیم هر کسی می تواند اشتباه کند و می تواند حرف درست بزند . هم می تواند در مسائلش دچار اشتباه شود . اگر فردی حسنات و خوبی ها و زیبایی ها و خدماتش برای اسلام و مسلمین بیشتر از بدی هایش باشد ،‌ ما به او احترام می گذاریم . هر کسی که باشد و بدی او را بد می دانیم . این مسأله برای ما حل شده است . مشکل شما این است که وقتی با کسی دشمنی می کنید ، فکر می کنید که باید او معصوم باشد و اگر در یک مورد ، دو مورد ، ده مورد اشتباه کرد ، از دایره اسلام خارج است . ما چنین تفکری نداریم .

بیننده :

مگر شما نمی گویید که ابن تیمیه اشتباه کرده ، من می گویم چرا این اشتباهات در رد فضائل اهل بیت (علیهم السلام) و جعل فضیلت برای خلفاء است ؟

کارشناس وهابی :

نه این طور نیست . اولا ، ابن تیمیه ، خودش کسی نیست که حدیثی را از خود بیاورد . ایشان روایات را از کتب سته و کتب مرجع و منبع ذکر می کند . بعضی را تصحیح می کند و بعضی ها تضعیف می کند . چه بسا در بعضی جاها دچار اشتباه شود و بگوید مثلا در سنن ترمذی یا فلان جا نیامده ، در حالی که آمده باشد و این طبیعی است .

بیننده :

من نمی گویم که چرا ابن تیمیه اشتباه کرده ؛ بلکه می گویم چرا اشتباهات ایشان در رد فضائل اهل بیت (علیهم السلام) است ؟ چرا در تأیید فضائل خلفاء فقط اشتباه می کند ؟

کارشناس وهابی :

اتفاقا در بسیاری از مسائل فتوا ، فقه و غیره که ربطی به اهل بیت ندارند ، ایشان نظر دارد و فتوا داده که خیلی از علما قبول ندارند . همان طور که امام ابوحنیفه ، امام شافعی ، امام مالک ، امام احمد بن حنبل در بسیاری از مسائل آرائی دارند که امامی دیگر یا فردی دیگر قبول ندارد . این یک امر طبیعی است.

بیننده :

من در این جا تحدی می کنم که هر چه ابن تیمیه گفته یا دروغ گفته یا بر عکس گفته .

کارشناس وهابی :

سخن آخر من این است که اگر ابن تیمیه راست گفته باشد یا دروغ گفته باشد ، شرک شما را که می گویید یا علی مدد و امامت علی را که در دین وجود ندارد ، نمی تواند حل کند .

بیننده :

یا علی مدد ربطی به بحث من ندارد .

مجری :

در این جا آقای ترشابی می خواستند بحث را به شرک و استغاثه بکشند که بیننده هم گفتند : بحث من ربطی به این قضیه ندارد که در آخر هم بیننده را قطع کردند . البته این کارشناس وهابی اعترافات جالبی داشتند و گفتند که ابن تیمیه هم فتاوای اشتباه زیادی داشتند که بسیاری از علمای اهل سنت با آن ها مخالفت کردند که ما هم از آقای ترشابی به خاطر این اعتراف تشکر می کنیم . اعتراف بسیاری خوبی بود . همان چیزی که ما در این جا ثابت کردیم . اما شبکه های وهابی نمی خواستند این مطلب را قبول کنند . هم چنین گفتند خیلی از علمای اهل سنت بودند که فتاوایی داشتند و دیگران قبول نداشتند .

ابن تیمیه به قدری دروغ گفت تا در نزد خداوند کذاب نوشته شد و طبق فرمول آقای عقیل بی عقل! ما نمی توانیم حتی یک حرف هم از ابن تیمیه قبول کنیم .

تماس بینندگان

بیننده : احمد از اهواز ـ شیعه

نکته اول این که ، شاید بعضی ها به قول سید عزیز بگویند : چرا این همه دروغ های ابن تیمیه را بزرگ می کنید و آن ها را نمایش می دهید ؟ بنده خدمت همه عزیزان عرض کنم که پاسخ واضح است ؛ چون وهابی ها در فضای مجازی و فضای حقیقی و هر جایی که بخواهند مطلبی را ارائه دهند ، اقوال ابن تیمیه را نقل می کنند . همیشه بر سر زبان این آقایان نامه شیخ الاسلام ابن تیمیه است . وقتی استاد یزدانی ثابت کند که ابن تیمیه یک دروغگوی بزرگ است و ملت اسلام بفهمند که ابن تیمیه یک دروغگو است ، اساس عقیده وهابیت زیر سؤال رفته و نابود می شود . چون اساس عقیده و امام این ها ، ابن تیمیه است و هر چه که می گویند از ابن تیمیه است . برای ما خیلی مهم است که ثابت شود ابن تیمیه یک دروغگوی بزرگ است .

شاید به قول آقای ترشابی ، ابن تیمیه یک اشتباه کرده باشد . نه آقای به اصطلاح محترم ! این اشتباه نیست . ایشان به بنده و دیگر بینندگان می گویند که ابن تیمیه که معصوم نیست . ما هم می دانیم که ایشان معصوم نیست ؛ اما دروغگو که هست . وقتی ثابت شد که ابن تیمیه دروغگو است ،‌ اساس عقیده شما نابود می شود .

نکته دوم این که ، آقای ترشابی در پاسخ به بنده و خطاب به بینندگان گفتند : مردم ! این ها اشتباهات را بزرگ می کنند ، اشتباهات صحابه را هم بزرگ می کنند .

بنده در این جا بگویم که شیعیان اشتباهات صحابه را بی خود بزرگ نمی کنند . اگر مطلبی خودش بزرگ و مهم باشد ، همان را نقل می کنند . به عنوان مثال آقای عمر بن خطاب ، خلیفه دوم اهل سنت ، وقتی نسبت هذیان به پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) می دهد ، ما اشکال می کنیم چطور پیامبری که ” لاینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی ” است و هر چه می گوید از طرف خداوند است ، چرا وقتی فرمودند که قلم و کاغذ بیاورید تا چیزی بنویسم ، گفت : این مرد بیمار است و نمی داند که چه می گوید !!!

ما مطلبی را بزرگ نمی کنیم . اگر مطلبی بزرگ باشد ، مثل همین نسبت نعوذ بالله هذیان و دیوانگی می دهد ، بیان می کنیم و شما باید پاسخ دهید . وقتی به این آقا هم می گوییم دروغگو هست ، واقعا دروغگو است ؛ چون مبنای شما بر ابن تیمیه استوار شده .

جناب یزدانی عزیز ! امروز بنده با آقای حسینی (یزیدی که مدافع یزید است ) صحبت کردم . گفتم : ترمذی این مطلب را در مناقب ابوذر (علیه السلام) نقل کرده ، البانی هم آن را تصحیح کرده . جالب است که تماس بنده را قطع می کند ؛ چون می داند اگر من بمانم ، شاید نتواند پاسخ دهد . بعد از آن متن منهاج السنه را نشان می دهد و آن جایی را که در واقع شاهد مثال است و ابن تیمیه گفته : ولا هو فی الصحیحین و لا هو فی السنن و بنده به خاطر آن تماس گرفتم را سریعا رد می کند و به جواب ابن تیمیه که در پاسخ علامه حلی گفته ، می پردازد . ما می خواهیم که دروغ ابن تیمیه را بخواند ؛ اما این کار را نمی کند .

استاد یزدانی :

ما از احمد آقای عزیز تشکر می کنیم که واقعا همه این شبکه ها را به چالش کشیده و همه آن شبکه ها ، احمد آقا را می شناسند و اجازه صحبت به ایشان را نمی دهند . این کار آقایان به ما ثابت می کند که آن ها هیچ حرفی برای گفتن ندارند . وقتی شما از یکی از بیننده های ما می ترسید ، چطور می توانید با شبکه ولایت و با استاد ما مناظره کنید ؟ !!!

بیننده : آقای اعظمیان از اصفهان ـ شیعه

بنده می خواهم از طریق این شبکه برای آقای ترشابی پیامی ارسال کنم . آقای ترشابی ! شما که با اسم مستعار وارد می شوید و خیلی منم منم می کنید . اگر این منم منم شما منطق علمی داشت ، ما قبول می کردیم . شما که ادعا مناظره با استاد قزوینی را دارید ، ابتدا بیننده ها را قابل بدانید و آن ها را وصل کنید ، مثل احمد آقای عزیز که از اهواز تماس می گیرد ، پاسخ بدهید . بعد از آن سراغ بزرگتر ها بروید .

نکته دوم این که ، اشخاصی که روی خط می آیند ، اگر سرباز گمنام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشند ، هیچ زمان خود را به این صورت معرفی نمی کنند . سعی کنید در منطق فکری خودتان تجدید نظر کنید و اگر یک راه حل غیر منطقی را در پیش گرفته اید که مشخص است همان راه حل غیر منطقی مد نظر شما است و به دنبال خط نفاق هستید ، ما به دنبال این هستیم که شما را رسوا کنیم .

الحمدلله از طریق شبکه روشنگر ولایت و سایت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و سایت شبکه جهانی ولایت شما را رسوا کردیم و باز هم رسوا خواهیم کرد و ضربه های حیدر گونه به شما وارد می کنیم .

اما سؤال کلیدی که از محضر حضرت استاد داشتم ، کسی که این همه دروغ دارد ، خداوند در قرآن کریم در مورد دروغگویان چه فرموده ؟ ما چطور باید رمز موحد بودن واقعی را یاد بگیریم . به غیر از این ها موحد واقعی چه کسی است ؟ ما شیعیان که پیرو قرآن و عترت هستیم و از قدیم الایام مورد تهمت بودیم ، موحد نیستیم و آن ها موحد هستند ؟ در این خصوص توضیحاتی را بیان کنید .

استاد یزدانی :

ما بحث وهابیت توحید را مطرح خواهیم کرد و این که ابن تیمیه که این همه مدعی توحید است ، خواهیم رسید که ایشان با ساده ترین مسائل توحید هم آشنا نیست . یعنی این آقایان در بحث توحید کاملا می لنگند و خدا را یک خدای کاملا مجسم تصور می کنند . خدایی که هنوز ریش ندارد ، خدایی که جوان است ، خدایی که کفش های طلایی دارد ، خدایی که از این شهر به آن شهر می رود ، خدایی که گاهی سوار پشه می شود ، گاهی خدا سوار بر شتر می شود ، خدایی که یک پای خود را در جهنم می گذارد …

به هر حال در بحث توحید ، این ها خدایی را که متصور هستند ، نعوذ بالله یک خدای دروغین و عاجز و ظالم است .به این بحث خواهیم رسید و روشن خواهیم کرد که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و پیروان آن حضرت ، موحدان واقعی هستند که خدا را همان طوری توصیف می کنند که خود خدا در قرآن کریم و پیامبرش توصیف کرده .

خدایی که ابن تیمیه و وهابیت توصیف می کنند ،‌ همان خدایی است که اهبار و علمای یهود توصیف می کنند و هیچ شباهتی به خدای ما ندارد .

در مورد کذاب بودن ابن تیمیه ، ایشان غیر از دروغ چیزی ندارد و دستش خالی است . کسی که دستش خالی است ، مجبور به دروغ گفتن می باشد . البته می توان یک فرضیه دیگر را هم در این باره بیان کرد که شاید ابن تیمیه اصلا دروغ نگفته باشد و ممکن است که این دروغ ها را شیطان گفته باشد ؛‌ چون خود ابن تیمیه در بعضی از کتاب هایش می نویسد که گاهی شیطان خود را به چهره من در می آورد و مردم را فریب می دهد .

این مطلب در کتاب الجواب الصحیح لمن بدل دین المسیح ، تألیف ابن تیمیه حرانی ،‌ چاپ دار العاصمه ریاض عربستان ،‌ جلد ۲ ،با تحقیق دکتر علی بن حسن بن ناصر ، عبد العزیز بن ابراهیم العسکر ، صفحه ۳۲۱ :

وقد جرى مثل هذا لی ولغیری ممن أعرفه ذکر غیر واحد أنه استغاث بی من بلاد بعیده وأنه رآنی قد جئته ومنهم من قال : رأیتک راکبا بلباسک وصورتک ومنهم من قال : رأیتک على جبل ومنهم من قال : غیر ذلک فأخبرتهم أنی لم أغثهم وإنما ذلک شیطان تصور بصورتی لیضلهم لما أشرکوا بالله ودعوا غیر الله …

این اتفاق که گاهی شیطان خودش را به چهره ما در می آورد ، خیلی اتفاق افتاده . گاهی به چهره من یا به چهره کسانی در آمده که من آن ها را می شناسم . خیلی ها به من گفتند : این ها به من در شهر های دور استغاثه کردند و من به فریادشان رسیدم . بعضی ها هم به من می گویند : ما تو را دیدیم که این لباس را پوشیده بودی و همین چهره را داشتی . بعضی ها هم به من می گویند : ما تو را دیدیم که در یک کوه ایستاده بودی . بعضی دیگر هم مطالب دیگری می گویند . اما من می گویم : هرگز به فریاد شما نرسیدم . این شیطان بوده که به چهره من درآمده تا شما را گمراه و مشرک کند تا غیر خدا را بخوانید .

ابن تیمیه ، الجواب الصحیح لمن بدل دین المسیح ، چاپ دار العاصمه ، ج ۲ ، ص ۳۲۱

واقعا ما نمی دانیم تشخیص دهیم که شاید همین مطلب را هم شیطان نوشته باشد . اصلا ما می توانیم به حرف های ابن تیمیه اطمینان کنیم ؟!! ایشان یا دروغ گفته که علی لعنۀ علی الکاذبین و اگر یک دروغ هم گفته باشد ، به حرف ایشان نمی توان اعتماد کرد .

یا این که ابن تیمیه دروغ نگفته و این شیطان است که خود را به چهره ابن تیمیه در آورده و این کتاب ها را نوشته .

البته این مطلب را در یک کتابش بیان نکرده ،‌ در کتاب های دیگر خود تکرار کرده . مثلا در کتاب قاعده جلیلۀ فی التوسل و الوسیلۀ ،‌ تألیف ابن تیمیه حرانی ، با تحقیق عبد القادر الارنؤوط ، چاپ ریاض عربستان ، صفحه ۲۳۳ :

وقد تقضی الشیاطین بعض حاجاتهم ، وتدفع عنهم بعض ما یکرهونه ، فیظن أحدهم أن الشیخ هو الذی جاء من الغیب حتى فعل ذلک ، أو یظن أن الله تعالى صور ملکا على صورته فعل ذلک . ویقول أحدهم : هذا سر الشیخ وحاله ، وإنما هو الشیطان تمثل على صورته لیضل المشرک به ، المستغیث به ، کما تدخل الشیاطین فی الأصنام وتکلم عابدیها وتقضی بعض حوائجهم …..

وأعرف من ذلک واقائع کثیره فی أقوام استغاثوا بی وبغیری فی حال غیبتنا عنهم ، فرأونی أو ذلک الآخر الذی استغاثوا به قد جئنا فی الهواء ودفعنا عنهم ولما حدثونی بذلک بینت لهم أن ذلک إنما هو شیطان تصور بصورتی وصوره غیری من الشیوخ الذین استغاثوا بهم ….

گاهی شیطان حاجات مردم را می دهد و بعضی بلاها را از آن ها دفع می کند . همانطور که به صورت شیطان در می آید و وارد بت ها می شود و با بت پرستان صحبت می کند و حاجات بت پرستان را روا می کند .

بعضی اوقات مردم به من استغاثه می کنند و می گویند : ما تو را دیدیم … وقتی این حرف ها را به من می زنند ، در پاسخ آن ها می گویم : نه ، این شیطان بوده که به چهره من درآمده و هم چنین به صورت اساتید من در آمده که شما به آن ها استغاثه کرده اید …..

ابن تیمیه ، قاعدۀ‌ جلیله فی التوسل والوسیلۀ ،‌ با تحقیق عبد القادر الانؤوط ، چاپ ریاض ، ص ۲۳۳

در کتاب مجموع فتاوای ابن تیمیه ، جلد ۳۵ ، چاپ به دستور فهد ، صفحه ۱۱۵ این قضیه را نقل می کند :

وأنا أعرف من هذا وقائع متعدده حتى إن طائفه من أصحابى ذکروا أنهم استغاثوا بى فى شدائد أصابتهم أحدهم کان خائفا من الأرمن والآخر کان خائفا من التتر فذکر کل منهم أنه لما استغاث بى رآنى فى الهواء وقد دفعت عنه عدوه فاخبرتهم أنى لم أشعر بهذا ولا دفعت عنکم شیئا وإنما هذا الشیطان تمثل لأحدهم فأغواه لما أشرک بالله تعالى …

مردم به من استغاثه می کنند و من به فریادشان می رسم ؛ اما من خودم نیستم . این شیطان است که به صورت من در می آید و مردم را فریب می دهد تا مشرک به خداوند شوند .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج ۳۵ ، ص ۱۱۵

این اعتراف خود ابن تیمیه است . این مطلب را در صفحه ۷۳ از همین جلد این مطلب را نقل می کند و هم چنین در کتاب های دیگر خود تصریح می کند : گاهی شیطان به چهره من در می آورد و مردم را فریب می دهد .

آقای ابن تیمیه ! ما کدام حرف شما را بپذیریم . ما هرچه از کتاب های شما می خوانیم ، تصور می کنیم که خودتا ننوشته اید و شیطان نوشته . صد جلد آن هم کتاب های قطور را چطور نوشته ،‌ آن هم در زندان !!!

ایشان مدت طولانی از عمرش را در زندان بوده . چه کسی ابن تیمیه را به زندان انداخت ؟ علمای بزرگ مالکی و حنبلی و شافعی ابن تیمیه را به زندان انداختند و در زندان هم مرد . حال این کتاب ها را چه کسی نوشته ؟ واضح است که خود ابن تیمیه می گوید : شیطان نوشته .

بیننده : آقای محمدی از گلستان ـ شیعه

بنده از حضرت استاد این سؤال را داشتم که ائمه اربعه اهل سنت ، مذهبشان را از چه کسی گرفته اند ؟

استاد یزدانی :

آن ها خودشان را مجتهد می دانستند و از هیچ کس نه در فقه و نه در عقاید ، تقلید نمی کردند . جالب است که ابن تیمیه دقیقا به همین مسأله استدلال کرده و تمام پیروان ائمه اربعه را تکفیر می کند و می گوید : شما که از شافعی تقلید می کنید و می گویید من در فقه شافعی و در کلام ماتریدی هستم ، خود امام شافعی پیرو چه کسی بوده ؟ اگر امام شافعی تقلید نمی کرده ، چرا شما تقلید می کنید ؟؟

البته استدلال ایشان تا حدودی منطقی می رسد . خود ابوحنیفه که تقلید نکرده ، شما چرا تقلید می کنید ؟ از کسی تقلید کنید که از هیچ کس تقلید نمی کند و آن هم رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و سایر ائمه (علیهم السلام) هستند .

این سخنی است که ابن تیمیه می گوید و پیروان مذاهب اربعه را تکفیر می کند . در کتاب مجموع فتاوی ، جلد ۴ ، صفحه ۱۷۷ :

فمن قال أنا شافعی الشرع أشعری الإعتقاد قلنا له هذا من الأضداد لا بل من الارتداد إذ لم یکن الشافعی أشعری الإعتقاد ومن قال أنا حنبلی فی الفروع معتزلی فی الأصول قلنا قد ضللت إذا عن سواء السبیل فیما تزعمه إذ لم یکن أحمد معتزلی الدین والاجتهاد

قال وقد افتتن أیضا خلق من المالکیه بمذاهب الأشعریه وهذه والله سبه وعار وفلته تعود بالوبال والنکال وسوء الدار على منتحل مذاهب هؤلاء الأئمه الکبار …

کسی که می گوید : من شافعی الشرع و اشعری الاعتقاد هستم ، می گوییم این از اضداد و بلکه از ارتداد است ؛ چون شافعی اشعری نبوده .

وقتی شافعی اشعری نبوده ، چرا باید پیروانش اشعری باشند ؟ وقتی خود شافعی ماتردیدی و معتزلی نبوده ؛ چرا باید پیروانش باشند ؟ وقتی آن ها این طور نیستند ، شما هم نباشید . اگر هستید و آن ها نیستند ، پس شما مرتد هستید .

بعضی ها می گویند در فروع حنبلی و در اصول معتزلی هستم ، می گوییم : باز تو راه را گم کردی ؛ چون احمد بن حنبل نه معتزلی و نه اشعری و نه ماتریدی بود .

به خدا این عار و ننگ است که شما مالکی و اشعری باشید . این وبال و نکال است .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج ۴ ، ص ۱۷۷

به هر حال ائمه اربعه پیرو هیچ مذهبی نبوده و از هیچ کس تقلید نمی کردند . اما پیروانش از آن ها تقلید می کنند . این چیز عجیبی است که ما کاری به آن نداریم ؛ اما حرف های ابن تیمیه در این زمینه تا حدودی منطقی می رسد . شاید این مطلب را شیطان نگفته و خودش گفته باشد .

بیننده : مجید از اصفهان ـ شیعه

بنده سؤالی داشتم که شما از آقایان وهابی بپرسید . اولا ما امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را خدا نمی دانیم ؛ اما جدا از خدا هم نمی دانیم .

سؤال بنده این است که داعشی که بیشترشان از وهابی های تندرو هستند و این همه جنایت می کنند ، آقایان وهابی کار آن ها را قبول دارند ؟

استاد یزدانی :

ما که این همه کلیپ از شبکه های وهابی و هم از آقای سجودی و هم از آقای یزیدی که در شبکه نور هست و هم از آقای انصاری پخش کردیم که شعار داعش را به زبان فارسی بیان کردند و آن ها از طرفداران داعش می باشند و همیشه هم از کار هایی که داعش انجام می دهد ، دفاع می کنند .

۵ ) روایتی که به ابن بطۀ نسبت داده است .

از دروغ های دیگر ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه ،‌ جلد اول ، صفحه ۱۹ آمده ، دروغی را به ابن بطۀ نقل می کند :

وقد روى ابن بطه وغیره من حدیث أبی بدر قال حدثنا عبدالله بن زید عن طلحه بن مصرف عن مصعب بن سعد عن سعد بن أبی وقاص قال الناس على ثلاث منازل فمضت منزلتان وبقیت واحده فأحسن ما أنتم علیه کائنون أن تکونوا بهذه المنزله التی بقیت ثم قرأ (للفقراء المهاجرین الذین أخرجوا من دیارهم وأموالهم یبتغون فضلا من الله ورضوانا) هؤلاء المهاجرون وهذه منزله قد مضت

ثم قرأ (والذین تبوؤوا الدار والإیمان من قبلهم یحبون من هاجر إلیهم ولا یجدون فی صدورهم حاجه مما أوتوا ویؤثرون على أنفسهم ولو کان بهم خصاصه) ثم قال هؤلاء الأنصار وهذه منزله قد مضت

ثم قرأ (والذین جاؤوا من بعدهم یقولون ربنا اغفر لنا ولإخواننا الذین سبقونا بالإیمان ولا تجعل فی قلوبنا غلا للذین آمنوا ربنا إنک رؤوف رحیم) فقد مضت هاتان وبقیت هذه المنزله فأحسن ما أنتم علیه کائنون أن تکونوا بهذه المنزله التی بقیت أن تستغفروا الله لهم .

وروى أیضا بإسناده عن مالک بن أنس أنه قال من سب السلف فلیس له فی الفئ نصیب …

ابن بطۀ و دیگران روایت کردند از از عبد الله بن زید از طلحه بن مصرف از مصعب بن سعد از سعد بن ابی وقاص که گفته : مردم سه جایگاه دارند که دو جایگاه گذشته و یک جایگاه مانده . چقدر خوب است که شما دارای این منزلت و جایگاه باشید . سپس این آیه را خواند و گفت مقصود از این آیه مهاجرین هستند و این منزلت گذشت . در ادامه آیه دیگری می خواند و می گوید : مقصود از این آیه ، انصار هستندکه این این منزلت هم هست . اما یک منزلت دیگر هم باقی مانده و شما باید این منزلت را درک کنید .

روایت دیگر با سند از انس بن مالک نقل کرده که هر کس سلفی از امت را سب کند ، از غنائم جنگی نباید نصیبی به او برسد .

چه روایت جالبی است . ما هم از همین کلام ابن تیمیه استفاده می کنیم که بسیاری از صحابه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را سب می کردند . اگر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را از سلف صالح بدانید ، خودتان گفتید ” کثیرا من الصحابه و التابعین یبغضونه ویسبونه ” بسیاری از صحابه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را فحش می دادند . پس آن ها هم نباید از غنائم جنگی چیزی می بردند . اگر از غنائم چیزی برده باشند ، حرام خوردند و کسی که حرام بخورد ‌،‌ وضعیتش مشخص است .

حال آیا این مطالبی که گفته ای راست است یا راست نیست ؟ در پاورقی محقق می گوید :

لم اجد الاثرین السابقین فی الابانه لابن بطه ولکن فیه (ص ۳۹ ) : قال مالک بن انس : الذی یشتم اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم لیس له سهم او قال : نصیب فی الاسلام .

 من این دو روایت را در کتاب الابانه ابن بطۀ نیافتم .روایتی از انس بن مالک است که گفته : کسی که به اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فحش دهد ، سهمی ندارد و از اسلام نصیبی نمی برد .

ابن تیمیه ، منهاج السنه ،‌ ج ۱ ، ص ۱۹

این روایت چه ارتباطی به آن روایت داشت ؟ آن روایت کجا و این روایت کجا ؟؟؟ تفاوت مشخص است . فرض کنید که روایت دوم نقل به مضمون کرده ، روایت اول را هم ابن بطۀ نقل نکرده و در هر صورت ابن تیمیه دروغگوی بزرگی است .

بیننده : آقای صمدی از تهران ـ شیعه

بنده با یکی از شبکه های وهابی تماس گرفتم که سؤالی از کارشناس برنامه بپرسم ؛ اما تماس بنده را قطع کردند . آن ها در مورد این که شیعه قبر پرست است ، صحبت می کردند . بنده در مورد قبر خالد بن ولید پرسیدم که تا قبل از جنگ سوریه مردم برای زیارت به آن جا می رفتند .

دومین سؤالم این بود که گفتم : خادمین حرمین شما شرابخوار است . آقای کارشناس از بنده عصبانی شدند و تماسم را قطع کردند .

استاد یزدانی :

بحث خالد بن ولید ، بحث جالبی است که آقایان این همه علیه گنبد سازی صحبت کردند و این که نباید روی قبری گنبد سازی شود ، وقتی به قبر حجر بن عدی (رضوان الله تعالی علیه ) رسیدند ، جسد مطهر ایشان را از قبر خارج کرده ، مساجد و این همه حرم امامزاده ها را در شهرهای مختلف تخریب کردند و خاکستر خیلی از علمای اهل سنت را بیرون آوردند و در این امر بسیار جدی بودند که هر جایی گنبد و بارگاهی بود ، خراب کنند ؛‌ اما وقتی به شهر حمص و جایی که خالد بن ولید در آن دفن است و مسجدی بر روی قبر ایشان است و دو گنبد هم دارد ، رسیدند ، منتظر بودیم که گنبد خالد بن ولید را هم تخریب کنند ،‌ نه تنها آن جا را تخریب نکردند ؛ بلکه وقتی چند گلوله به گنبد خالد بن ولید اصابت کرد ، تمام شبکه های وهابی و حتی همین شبکه کلمه ،‌ اعتراض کردند که چرا به خالد بن ولید اهانت می کنید.

ما چه اهانتی به خالد بن ولید کردیم . ما به توحید کمک می کنیم و از شرک و بت پرستی جلوگیری می کنیم که یک زمانی شما در آن جا خالد بن ولید را بپرستید یا خدای نکرده در جایی نماز بخوانید که خالد بن ولید در آن دفن است و گرفتار شرک شوید .

این رفتار دوگانه نشانگر این است که آقایان نه طرفدار توحید و نه طرفدار خدا و نه طرفدار پیامبر (صلی الله علیه وآله) هستند ، فقط و فقط شعار می دهند . این ها ساخته دست استعمار هستند تا بین مسلمانان شکاف ایجاد کنند .

عزیزان می توانند عکس های گنبد و بارگاه خالد بن ولید را در اینترنت مشاهده کنند . اما مسأله ای که هست این می باشد که وهابی ها فقط شعار می دهند و اگر واقعا طرفدار توحید بوده و بت پرست و قبر پرست نبودند ، باید قبر خالد بن ولید را هم خراب می کردند .

مجری :

این هم تضاد وهابیت است که وقتی پای مقدسات شیعه به میان می آید ، با تمام قوا سعی در اهانت و اسائه ادب دارند . اما در مورد مقدسات خودشان این کار را نمی کنند .

استاد یزدانی :

۶ ) رسول خدا (ص) : بهترین قرن قرنی است که من در آن مبعوث شدم .

باز در همین کتاب منهاج السنه ، جلد ۲ ، صفحه ۳۵ می گوید :

وتواتر عن النبی ص أنه قال خیر القرون القرن الذی بعثت فیهم ثم الذین یلونهم ثم الذین یلونهم …

از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به تواتر نقل شده که فرمودند : بهترین قرن ها ، قرنی است که من در آن مبعوث شدم . بعد از آن بهترین قرن بعد از آن و بعد از قرن بعد از آن است .

این سه قرن ، بهترین قرن های تاریخ هستند . روایت هم متواتر است . محقق کتاب در پاورقی شماره ۱ می گوید :

یذکر ابن تیمیه هذا الحدیث بهذا اللفظ الذی یبدأ بعباره وخیر القرون قرنی … او خیر القرون قرن …. الخ فی کثیر من کتبه . وقد بحثت عن هذه الروایه بهذه الالفاظ طویلا فلم اجدها .

ابن تیمیه در بسیاری از کتاب هایش از این عبارت استفاده کرده . من در کتاب های متعدد زیاد جستجو کردم ؛ اما روایتی با این الفاظ پیدا نکردم .

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ ، ج ۲ ، ص ۳۵

این محقق نتوانسته پیدا کند ، آقایان وهابی شما این روایت را پیدا کنید . روایت با این مضمون وجود دارد ؛ اما با این الفاظ وجود ندارد . شاید این هم از چیز هایی است که شیطان به ابن تیمیه وحی کرده ؛ چون گاهی شیطان خود را به چهره ابن تیمیه در می آورد و گاهی هم به ابن تیمیه وحی می کند .

از بینندگان عزیز در خواست می کنیم که با شبکه های وهابی تماس بگیرند و این قدر دروغ های ابن تیمیه را نقل کنند که عالم و آدم بفهمند که ابن تیمیه شیخ الاسلام نیست . این آقایان در هر کتاب خود شیخ الاسلام مطلق را به ابن تیمیه نسبت می دهند . وقتی ثابت شود که ابن تیمیه این همه دروغ گفته ، مشخص می شود که ابن تیمیه ، شیخ الاسلام نخواهد بود ؛ بلکه شیخ الشیطان و شیخ الکذابین است . باید این قدر این مطالب را تبلیغ کنیم که وقتی مردم نام ابن تیمیه را می شنوند ، باید دروغگویی ابن تیمیه را به یاد بیاورند و استناد به حرف ابن تیمیه از بین برود . به قول یکی از مراجع شیعه ، ابن تیمیه بت بزرگ این ها است و باید این بت شکسته شود .

ما از همه بینندگانی که با این شبکه ها تماس می گیرند و آن ها را مستأصل می کنند ، تشکر می کنیم .

ان شاء الله ما در هفته های آینده ، دروغ های بزرگ تر از این را هم بیان می کنیم . دروغ هایی که در بحث اهل بیت (علیهم السلام) گفته را مطرح خواهیم کرد .

مجری :

از شما استاد یزدانی و هم چنین بینندگان عزیز که ما را همراهی کردید ، تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .