ادعای دروغین ابن تیمیه در باره سخن احمد بن حنبل در باره امیرمؤمنان و چندین دروغ دیگر از ابن تیمیه

 

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۰۹ / ۰۳ / ۹۵

مجری :

سلام و درود خداوند بر شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی ولایت . با برنامه راه و بی راه در خدمت شما بینندگان بزرگوار و فهیم خواهیم بود . امشب هم به دروغ های پرشمار وهابیت و شخص ابن تیمیه ، به کارشناس حضرت حجت الاسلام و المسلمین استاد یزدانی عزیز ، خواهیم پرداخت .

استاد یزدانی عزیز :

بنده هم خدمت حضرتعالی و هم چنین خدمت بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم .

مجری :

در چندین برنامه است که ما به دروغ های ابن تیمیه پرداخته ایم و قبل از آن هم به دروغ های دیگر شخصیت های وهابیت مثل محمد بن عبد الوهاب پرداختیم تا این که به دروغ های ابن تیمیه پرداختیم و یک وقفه طولانی در کتاب ها و تألیفات ابن تیمیه و دروغ هایی که ایشان نسبت به شیعه و مصادر اهل سنت دادند ، به خصوص در کتاب منهاج السنه که وهابیت بر آن تأکید زیادی دارند و آن را از افتخارات خود می داند . خیلی واضح شد که این برنامه ، هم شبکه های وهابی و هم کسانی را که گرایشی به ابن تیمیه دارند ، را عاجز کرده و تا این ساعت حتی یک نفر هم برای دفاع از ابن تیمیه هم روی خط نیامده . حتی ما در خارج از شبکه ولایت هم هیچ پاسخگویی ازطرف آن ها نداشتیم .

آن بیننده ای هم که با این شبکه تماس گرفته بود را با هر ترفندی می خواستند از ایشان فرار کنند. تا به حال ما سی و چهار دروغ از ابن تیمیه مطرح کرده ایم . بنده از استاد یزدانی عزیز تقاضا دارم مطالب جدید را ارائه دهند .

استاد یزدانی :

همانطور که شما فرمودید ، این هشتمین برنامه است که فقط دروغ های ابن تیمیه را نقل می کنیم که تا این جا سی و چهار دروغ را از کتاب های ایشان به خصوص از کتاب منهاج السنۀ ، نشان دادیم . ان شاء الله امشب هم دروغ های دیگری از ابن تیمیه را نقل خواهیم کرد .

۱ ) اصول دین شیعه چهار تا است .

یکی از دروغ های معروف و مشهور ابن تیمیه ، در همین کتاب منهاج السنۀ ، جلد ۵ ، با تحقیق دکتر محمد رشاد سالم ، صفحه ۱۷۶ ، نظرات شیعه در مورد امام زمان (علیه السلام) است :

ویقولون : اصول الدین اربعه : التوحید ، والعدل ، والنبوه ، والامامه .

شیعیان می گویند : اصول دین ما چهار تا است ، توحید ،‌ عدل ، نبوت و امامت .

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ ، ج ۵ ، ص ۱۷۶

آقایان شیعه ! شما تا به حال چنین چیزی را شنیده اید ؟؟!!! کدام شیعه در طول تاریخ اصول دین را چهار تا دانسته ؟!!! معاد کجاست ؟ این دروغ دقیقا شبیه یکی از دروغ های محمد بن عبد الوهاب است که گفته بود : از دید شیعه ، دنیا فانی نیست .

تمام تلاش این آقایان بر این است که در عقاید شیعه خللی وارد پیدا کنند و به خصوص این که بگویند اصلا معادی نیست . محمد بن عبد الوهاب می گفت : شیعه معتقد است که معادی نیست و این دنیا فنا ناپذیر و ابدی است . ابن تیمیه هم که امام و خدای محمد بن عبد الوهاب است ، می گوید : اصول دین از دیدگاه شیعه ، چهار تا است . توحید و عدل و نبوت و امامت .

این دروغ بزرگ ابن تیمیه بود که نیازی به تحلیل و توضیح و پاسخ هم ندارد .

۲ ) انکار سخن احمد بن حنبل در مورد فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع)

دروغ بعدی ابن تیمیه ، انکار مطلبی از زبان احمد بن حنبل است در حالی که حقیقت دارد . کتاب منهاج السنۀ ، جلد ۷ ، صفحه ۳۷۴ ، بحث این که ابوبکر و عمر برتر هستند یا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و هم چنین بحث حدیث طیر را مطرح می کند که در جلسات قبل ثابت کردیم که ایشان در خصوص این که حدیث طیر را نه صحاح و نه سنن نقل نکردند و آقای حاکم هم آن را ضعیف دانسته ، دروغ است . در حالی که آقای نیشابوری این روایت را در کتاب خود تصحیح کرده بود .

ابن تیمیه در این جا می گوید :

وأحمد بن حنبل لم یقل انه صح لعلی من الفضائل ما لم یصح لغیره بل أحمد اجل من إن یقول مثل هذا الکذب بل نقل عنه انه قال روی له ما لم یرو لغیره مع إن فی نقل هذا عن أحمد کلاما لیس هذا موضعه.

احمد بن حنبل فضائل صحیحی برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل شده که برای دیگران نقل نشده است . بلکه احمد بن حنبل مقامش بالاتر از این است که چنین دروغی بگوید . بلکه از احمد بن حنبل نقل شده که روایاتی درباره امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل شده که در مورد دیگران نقل نشده است . همین مطلب احمد بن حنبل هم اشکالی دارد که جای آن در این جا نیست ؛ وگرنه می گفتم .

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ ،‌ ج ۷ ، ص ۳۷۴

در این جا به دورغ مدعی می‌شود که آقای احمد بن حنبل نگفته است که : فضائل صحیحی برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل شده که برای دیگران نقل نشده . حال ببینیم که ابن تیمیه در این باره راست می گوید یا نمی گوید ؟ اصلا منشأ حقد و کینه ابن تیمیه از کجاست ؟ چرا ایشان فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را انکار می کند ؟ آیا این کار ، جز ناصبی گری چیز دیگری است ؟ جز این است که در نطفه ایشان خللی بوده ؛ وگرنه برای انسان دلیل دیگری پیدا نمی شود که چنین کاری انجام دهد .

اما کلام احمد بن حنبل به چند صورت نقل شده است . بعضی ها از احمد بن حنبل نقل کردند که با سند صحیح این فضائل برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل شده که برای دیگران نقل نشده . بعضی ها با سند حسن و بعضی ها با سند جید ، گفتند . هر سه مورد را علمای اهل سنت نقل کرده اند . بنده با سند حسن آن را نشان می دهم .

در کتاب مناقب امام احمد بن حنبل ، تألیف ابن جوزی ، متوفای ۵۹۷ هـ ، با تحقیق عبد الله بن عبد المحسن الترکی ، چاپ دار الحجر ، صفحه ۲۱۹ و ۲۲۰ :

قال : سمعت عبد الله بن احمد بن حنبل یقول : حدث أبی بحدیث سفینه فقلت یا أبه ما تقول فی التفضیل قال فی الخلافه أبو بکر وعمر وعثمان فقلت وعلی بن أبی طالب قال یا بنی علی بن أبی طالب من أهل بیت لا یقاس بهم أحد .

از احمد بن حنبل در مورد حدیث سفینه پرسیدند ؟ در حدیث سفینه آمده که ابوبکر و عمر و عثمان ، از همه برتر هستند . از ایشان در مورد علی بن ابیطالب (علیه السلام) پرسیدند ؟ گفت : ای پسرم ! علی بن ابیطالب (علیه السلام) از اهل بیت است و با هیچ کس قابل مقایسه نیست .

درست است که از نظر احمد بن حنبل ابوبکر و عمر و عثمان از همه برتر است ؛ اما امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) اصلا با این ها قابل قیاس نیست . البته این مطلب بحث ما نبود و بنده فقط برای مشخص شدن نظر احمد بن حنبل نشان دادم . در صفحه ۲۲۰ ادامه می دهد :

یقول سمعت عبدالله بن احمد بن حنبل یقول سمعت أبی یقول ما لأحد من الصحابه من الفضائل بالأحادیث الصحاح مثل ما لعلی رضی عنه .

از عبد الله بن احمد بن حنبل شنیدم که می گفت از پدرم شنیدم که می گفت : برای هیچ یک از صحابه فضیلت با سند صحیح نقل نشده به اندازه ای که برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل شده .

ابن جوزی ، مناقب امام احمد بن حنبل ، با تحقیق عبد المحسن الترکی ، چاپ دار الحجر ، ص ۲۱۹ و ۲۲۰

آقای ابن تیمیه ! شما که گفتید : احمد بن حنبل چنین حرفی نزده . این کتاب مناقب احمد بن حنبل ، تألیف ابن جوزی است که این مطلب را نقل کرده .

شخص دیگر این که این مطلب را نقل کرده ، ابن بدران دمشقی شافعی است . ایشان در کتاب المدخل ، تألیف شیخ بن بدران الدمشقی ، چاپ مؤسسه الرساله بیروت ، با تحقیق عبد الله بن عبد المحسن الترکی ، صفحه ۸۴ می گوید :

وکان الإمام أحمد یقول ما لأحد من الصحابه من الفضائل بالأسانید الصحاح ما لعلی رضی الله عنه .

امام احمد همیشه می گفت : برای هیچ یک از صحابه ، فضیلت با سند صحیح نقل نشده به اندازه ای که برای علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل شده است .

ابن بدران دمشقی ، المدخل ، چاپ مؤسسه الرساله ، با تحقیق عبد الله بن عبد المحسن ، ص ۸۴

ایشان یک سنی مذهب است که به صورت مطلق و قطعی این مطلب را از احمد بن حنبل نقل می کند . اما آقای ابن تیمیه ، انکار می کند . انگیزه ابن تیمیه چیست که در برابر فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) تا این حد ایستادگی می کند و سعی می کند این مطلب را دروغ جلوه دهد .

شخص سومی که این مطلب را نقل کرده ، کتاب مقتل الشهید عثمان ، تألیف محمد بن یحیی بن ابی بکر مالقی اندلسی (ایشان تقریبا همزمان با ابن تیمیه بوده )، متوفای ۷۴۱ هـ ، جلد ۱ ، صفحه ۱۷۶ :

وقال عبد الله سمعت أبی یقول ما لأحد من الصحابه من الفضائل بالأحادیث الصحاح ما لعلی رضی الله عنه .

از عبد الله بن احمد بن حنبل نقل شده که می گفت : برای هیچ یک از صحابه ، فضیلت با سند صحیح نقل نشده به اندازه ای که برای علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل شده است .

مالقی اندلسی ، مقتل شهید عثمان ، ج ۱ ، ص ۱۷۶

ایشان راست گفته یا دروغ گفته ؟ این ها علمای اهل سنت هستند که شاید بغض امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را نداشتند . اگر بود ، این ها نقل نمی کردند . اما ابن تیمیه ؛ چون بغض و کینه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در دل دارد ، این مسائل را انکار می کند .

این ها یک دسته از علمای اهل سنت بودند که از احمد بن حنبل نقل کرده بودند که فضائلی برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) با سند صحیح نقل شده که برای دیگران نقل نشده . اما تعداد دیگری از علمای اهل سنت هستند که این روایت را نقل کردند به این صورت که فضیلت برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل کردند که برای دیگران نقل نشده .

بین سند صحیح و جید ،‌ از نظر حجیت فرقی وجود ندارد و جید دقیقا همان صحیح است . کتاب فتح الباری شرح صحیح بخاری ، تألیف ابن حجر عسقلانی ، متوفای ۸۵۲ هـ ، چاپ به دستور امیر سلطان بن عبد العزیز ، جلد ۷ ، با تحقیق عبدالقادر شیبه الحمد ، صفحه ۸۸ :

قال أحمد وإسماعیل القاضی والنسائی وأبو علی النیسابوری لم یرد فی حق أحد من الصحابه بالأسانید الجیاد أکثر مما جاء فی علی …

ایشان فقط از احمد نقل نمی کند ؛ بلکه از دیگران هم نقل می کند .

احمد بن حنبل ، اسماعیل القاضی ، نسائی و ابو علی نیشابوری گفتند : در حق هیچ کدام از صحابه ، فضیلتی با سند جید وارد نشده بیشتر از چیز هایی که برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل شده .

ابن حجر عسقلانی ، فتح الباری ، ج ۷ ، ص ۸۸

وارد نشده با روایت نشده ، فرق زیادی دارند . در روایت قبلی این بود که روایت نشده ، اما در این روایت به صورت قطعی می گویند : وارد نشده .

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) از همه فضیلت بیشتری داشته و این فضائل با سند جید نقل شده است .

بعدی که این مطلب را با سند جید نقل کرده ، ملا علی قاری یا ملا علی هروی در کتاب مرقاۀ المفاتیح شرح مشکاۀ المصابیح ، جلد ۱۱ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۲۳۸ ، باب مناقب علی بن ابیطالب (علیه السلام) :

قال أحمد والنسائی وغیرهما لم یرد فی حق أحد من الصحابه بالأسانید الجیاد أکثر مما جاء فی علی کرم الله وجهه ….

احمد بن حنبل و نسائی و دیگران گفته اند که در حق هیچ کدام از صحابه ، فضیلتی با سند جید وارد نشده بیشتر از چیز هایی که برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل شده .

ملا علی قاری ، مرقاۀ المفاتیح ، ج ۱۱ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۲۳۸ ، باب مناقب علی بن ابیطالب (ع)

سومین شخصی که این مطلب را نقل کرده ، آقای مبارکفوری در کتاب تحفۀ الاحوذی ، چاپ دار الفکر بیروت ، جلد ۱۰ ، صفحه ۲۰۹ ، باب علی بن ابیطالب (علیه السلام) :

قال أحمد وإسماعیل القاضی والنسائی وأبو علی النیسابوری لم یرد فی حق أحد من الصحابه بالأسانید الجیاد أکثر ما جاء فی علی ….

احمد بن حنبل ، اسماعیل القاضی ، نسائی و ابو علی نیشابوری گفتند : در حق هیچ کدام از صحابه ، فضیلتی با سند جید وارد نشده بیشتر از چیز هایی که برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل شده .

مبارکفوری ،‌ تحفۀ الاحوذی ، چاپ دار الفکر بیروت ، ج ۱۰ ، ص ۲۰۹ ، باب مناقب علی بن ابیطالب (ع)

شخص بعدی علامه زرقانی در شرح خود بر کتاب المواهب اللدنیه علامه قسطلانی ،‌ چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ،‌ جلد اول ، صفحه ۷۷ :

من أسلم أمیر المؤمنین مناقبه کثیره جدا حتى قال أحمد والنسائی وإسماعیل القاضی لم یرد فی حق أحد بالأسانید الجیاد ما ورد فی حق علی …

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) مناقب مشهور و زیادی دارد ، به حدی که احمد بن حنبل ، اسماعیل القاضی ، نسائی گفتند : در حق هیچ کدام از صحابه ، فضیلتی با سند جید وارد نشده بیشتر از چیز هایی که برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل شده .

شرح علامه زرقانی ،‌ چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ،‌ ج ۱ ، ص ۷۷

ایشان در کتاب دیگر خود ، شرح بر موطأ امام مالک ، جلد اول ، صفحه ۱۵۱ می گوید :

من أسلم أمیر المؤمنین مناقبه کثیره جدا حتى قال أحمد والنسائی وإسماعیل القاضی لم یرد فی حق أحد بالأسانید الجیاد ما ورد فی حق علی …

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) مناقب مشهور و زیادی دارد ، به حدی که احمد بن حنبل ، اسماعیل القاضی ، نسائی گفتند : در حق هیچ کدام از صحابه ، فضیلتی با سند جید وارد نشده بیشتر از چیز هایی که برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل شده .

شرح زرقانی بر موطأ امام مالک ، ج ۱ ، ص ۱۵۱

پنجمین شخصی که این مطلب را بیان کرده ، محمد بن علان شافعی در کتاب دلیل الفالحین لطرق ریاض الصالحین ، متوفای ۱۰۵۷ هـ ، جلد ۸ ، چاپ دار الکتب العربی بیروت :

قال السیوطی فی التوشیح قال أحمد والنسائی وغیرهما لم یرد فی حق أحد من الصحابه بالأسانید الجیاد أکثر مما جاء فی علی ….

سیوطی در توشیح می گوید : احمد بن حنبل و نسائی و دیگران گفته اند که در حق هیچ کدام از صحابه ، فضیلتی با سند جید وارد نشده بیشتر از چیز هایی که برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل شده .

محمد بن علان شافعی ، دلیل الفالحین ، ج ۸

ششمین شخص ، آقای ابن الشیخ در کتاب مشارق الانوار الوهاجۀ فی شرح سنن ابن ماجه ، چاپ دار المغنی ریاض ، جلد ۳ ، صفحه ۱۷۶ می گوید :

قال أحمد وإسماعیل القاضی والنسائی وأبو علی النیسابوری لم یرد فی حق أحد من الصحابه بالأسانید الجیاد أکثر ما جاء فی علی رضی الله عنه ….

احمد بن حنبل ، اسماعیل القاضی ، نسائی و ابو علی نیشابوری گفتند : در حق هیچ کدام از صحابه ، فضیلتی با سند جید وارد نشده بیشتر از چیز هایی که برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل شده .

ابن الشیخ ، مشارق الانوار الوهاجه ، چاپ دار المغنی ریاض ، ج ۳ ، ص ۱۷۶

این هم مشت محکمی بر دهان ابن تیمیه بود . این موارد با سند جیاد بود که در حقیقت همان سند حسن است و از نظر حجیت با سند صحیح تفاوتی ندارد .

بعضی های دیگر هم هستند که این مطلب را با سند حسن نقل کردند . شاید این سؤال مطرح شود که بلاخره فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) با چه سندی نقل شده ؟ از نظر علمای اهل سنت این سه دسته روایت ، یک روایت محسوب می شوند و همه صحیح هستند . خود ابن تیمیه می گوید : حسن و صحیح و جید ، از نظر رتبه در زمان حجیت ، هیچ تفاوتی ندارند . لذا بعضی ها با سند صحیح ، بعضی ها با سند جید و بعضی ها با سند حسن نقل کرده اند و این نشان دهنده آن است که همه این ها یک معنا دارند .

اولین شخصی که با سند حسن نقل کرده ، ابن عبد البر قرطبی است در کتاب الاستیعاب فی اسماء الاصحاب ، متوفای ۴۶۳ هـ ، جلد ۲ ، صفحه ۵۶ :

وقال أحمد بن حنبل وإسماعیل بن إسحاق القاضى لم یرو فى فضائل أحد من الصحابه بالأسانید الحسان ما روى فى فضائل على بن ابى طالب وکذلک قال أحمد بن شعیب بن على النسائى رحمه الله ….

ایشان هم این چهار نفر را نقل می کند .

ابن عبد البر قرطبی ، الاستیعاب ، ج ۲ ، ص ۵۶

دومین شخص ، آقای ابن ملقن از علمای بزرگ شافعی در کتاب التوضیح لشرح الجامع الصحیح ، جلد ۲۰ ،‌ با تحقیق دار الفلاح ، صفحه ۳۰۴ :

قال الامام احمد : لم یرو فی فضائل الصحابه بالاسانید الحسان ما روی فی فضائله ..

ابن ملقن ، التوضیح ، ج ۲۰ ، با تحقیق دار الفلاح ، ص ۳۰۴

سومین شاهد ، آقای سفارینی حنبلی در کتاب لوامع الانوار البهیه و سواطع الاسرار الاثریۀ شرح الدرۀ المضیۀ فی عقد الفرقۀ المرضیۀ ، جلد ۲ ، صفحه ۲۲۹ :

وفضائله شهیره حتى قال سیدنا الامام أحمد رضی الله عنه : ما جاء لأحد من الفضائل ما جاء لعلی رضوان الله علیه وکذا قال إسماعیل القاضی والنسائی وأبو علی النیسابوری لم یرد فی حق أحد من الصحابه بالأسانید الحسان أکثر مما جاء فی علی رضی الله عنه …

سفارینی حنبلی ، لوامع الانوار البهیۀ ، ج ۲ ، ص ۲۲۹

چهارمین شخص که این مطلب را بیان کرده ، محب الدین طبری در کتاب ریاض النضرۀ ، جلد ۳ ، صفحه ۱۸۸ :

قال أحمد ما جاء لأحد من الفضائل ما جاء لعلی وقال إسماعیل القاضی والنسائی وأبو علی النیسابوری لم یرد فی حق أحد من الصحابه بالأسانید الحسان أکثر مما جاء فی علی رضی الله عنه

محب الدین طبری ، ریاض النضرۀ ، ج ۳ ، ص ۱۸۸

پنجمین شخص هم آقای مناوی در فیض القدیر ، جلد ۴ ، چاپ دار المعرفه ، صفحه ۳۵۵ :

قال الامام احمد ما جاء فی احد من الفضائل ما جاء فی علی وقال النیسابوری لم یرد فی حق احد من الصحابه بالاحادیث الحسان ما ورد فی حق علی …

مناوی ، فیض القدیر ، ج ۴ ، چاپ دار المعرفۀ ، ص ۳۵۵

مجری :

استاد یزدانی ! بنده به جای ابن تیمیه خجالت کشیدم که چطور یک شخص می تواند فضائل اهل بیت (علیهم السلام) را انکار کند . باز هم می رسیم به همان قول فردی مثل حسن فرحان بن مالکی که گفتند : یکی از نشانه های نصب این است که فرد برای انکار فضائل اهل بیت (علیه السلام) تلاش می کند . ابن تیمیه هم از جهت این که همه تلاشش را به کار می برد تا فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را انکار کند ، ناصبی است .

تا این جا ، ما سی و شش دروغ از دروغ های ابن تیمیه را نقل کردیم . اگر کسی می خواهد از این دروغ ها دفاع کند ، ما منتظر هستیم . خیلی واضح است که اگر همه طرفداران ابن تیمیه هم جمع شوند ، قطعا نمی توانند کمکی به مبرا کردن ابن تیمیه از دروغگو بودن کنند .

استاد یزدانی :

ما منکر این نیستیم که احمد بن حنبل این مطلب را گفته باشد . حرفی که ابن تیمیه نقل می کند :

این است که اگر احمد بن حنبل با سند صحیح گفته باشد ، دروغ است . اما از احمد این که ” قال : روی له ما لم یرو لغیره ” نقل شده .

ما منکر این نیستیم که این جمله هم از زبان احمد بن حنبل برای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل نشده باشد . این ها با هم تضاد ندارند . ممکن است احمد بن حنبل هم این مطلب را گفته باشد و هم آن را گفته باشد . همان طور که خیلی از بزرگان اهل سنت جمله دوم را ” روی له ما لم یرو لغیره ” را از احمد بن حنبل نقل کردند . اما این دلیل نمی شود که آن مطالب دروغ باشد . حرفی که ما داریم این است که آقای ابن تیمیه آن را انکار می کند در حالی که علمای بزرگ اهل سنت همان را از احمد بن حنبل نقل کرده . این نشانه بغض و نشانه دروغگو بودن ابن تیمیه است .

مجری :

کلیپ اول مرتبط به موضوع برنامه است که با هم مشاهده می کنیم .

کلیپ ۱ ) :

بیننده : احمد از اهواز

آقای ظهرابی در مورد موضوع برنامه ، اثر مخرب روایات دروغین که فرمودید ، نکته ای خدمت حضرتعالی بگویم که ابن تیمیه کتاب به نام منهاج السنۀ دارد که هفت جلد است و بنده همه هفت جلد را خوانده ام . ایشان هر روایتی را که در صحاح اهل سنت در مورد فضائل اهل بیت (علیهم السلام) نقل کرده ، به دروغ می گوید : هیچ کس این روایت را نقل نکرده . از طرف دیگر ، روایت جعلی و دروغینی را از پیامبر (صلی الله علیه وآله) در حق ابوبکر و عمر نقل می کند که در صحاح و سنن آمده .

کارشناس وهابی :

 شما الان کلی گویی می کنید . یک مورد را مثال بزنید که این روایت را آورده که در صحیحین است. در صورتی که در صحیحین نیست . بنده آن را یادداشت می کنم .

بیننده :

شما برنامه دارید که بنده بیان کنم و یادداشت کنید .

به عنوان نمونه روایتی که ترمذی در سنن خود ، شماره ۳۸۰۱ آورده : سمعت رَسُولَ اللَّهِ ص یقول ما أَظَلَّتْ الْخَضْرَاءُ ولا أَقَلَّتْ الْغَبْرَاءُ أَصْدَقَ من أبی ذَرٍّ ، آسمان سایه نیانداخته که کسی صادق تر از ابوذر باشد .

آقای البانی در شرح سنن ترمذی می گوید : این روایت صحیح است . در صورتی ابن تیمیه در منهاج السنۀ در جواب علامه حلی (ره) می گوید : این که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) گفته باشد ما أَظَلَّتْ الْخَضْرَاءُ ولا أَقَلَّتْ الْغَبْرَاءُ أَصْدَقَ من أبی ذَرٍّ ، این روایت را هیچ کس نقل نکرده نه در صحیحین و نه در سنن و این روایت دروغ است .

کارشناس وهابی :

روایتی که در منهاج السنۀ آمده در چه صفحه نقل شده ؟

بیننده :

در کتاب منهاج السنۀ النبویه ،‌ جلد ۴ ، صفحه ۲۶۴ با تحقیق دکتر رشاد سالم نقل شده است .

کارشناس وهابی :

قبل از این که صحبت شما تکمیل شود ، من نمی دانم که شما به چه نتیجه ای می خواهید برسید ؛ اما این که عالمی مثل ابن تیمیه یا البانی یا ابن عثیمن ، هر کدام از آن ها که باشند ، ما قائل به عصمت آن ها نیستیم . در نتیجه عالمی که گفته باشد در فلان کتاب نیست ، ما خودمان هم بر این حرف ها نقد داریم . وجود دارد ؛‌ اما عالمی گفته این مطلب در آن کتاب نیست . ولی ما به آن عالم بی احترامی نمی کنیم و نمی گوییم که آن عالم دروغ گفته . شاید این عالم بر آن مطلب مطلع نبوده و ندانسته و اشتباه کرده ، تمام شد .

شما می خواهید بگردید در کتاب هشت جلدی که به قول شما هشت جلدش را خواندید ، ده مطلب آن اشتباه باشد ، چه کسی برای این کتاب عصمت قائل است ؟ هیچ کس . به هر حال وجود اشتباه و خلل در یک کتاب هیچ ایرادی ندارد . شما هیچ کتابی را بعد از کتاب قرآن کریم ، سالم نخواهید دید و ناچارا باید بگویید که هر عالمی مرتکب اشتباه شده باشد ، باید به او دروغگو بگویید . آن زمان است که اگر همه علما را دروغگو بدانید ، باید خودت را از میراث فرهنگی که از قرن های گذشته بوده ، محروم کنید . چون امکان ندارد و محال است که یک کتابی را پیدا کنید و بگویید صاحب این کتاب معصوم است و اشتباه نکرده ،‌ غیر از قرآن کریم .

بیننده محترم ! فکر نکنید که سند شما را نشان نمی دهیم ؛ اما وقت برنامه به پایان رسیده . هم بحث قبلی شما در مورد ابوطالب و هم بحث شما در مورد منهاج السنه امام ابن تیمیه ، در هفته آینده بحث خواهیم کرد .

اما عقل اقتضاء می کند به جای این که به دیگران اشکال کنید ، به چیزی که اصل دین خود قرار دادی ، تحقیق کن . اول خودت را نجات بده و بعد به فکر دیگران باش .

مجری :

پاسخ نهایی این کارشناس وهابی را دیدید که گفت : وقت برنامه تمام شده ، بعدا پاسخ می دهیم .

ما هم امیدوار هستیم که پاسخ دهند . همه شبکه های وهابی ، همه طرفدارن ابن تیمیه جمع شوند و اگر خواستند از ایشان دفاع کنند ،‌ با برنامه راه و بی راه تماس بگیرند . تا به حال که این کار را انجام ندادند و این خود نشان دهنده کذاب بودن ابن تیمیه است و این که به حقیقت ابن تیمیه ، شیخ الکذابین است و طبق قاعده آقای عقیل بی عقل ! دیگر نباید حتی به یک حرف و سخن ابن تیمیه را قبول کرد . اما اگر مایل هستند می توانند با برنامه ما تماس بگیرند یا در شبکه های خودشان پاسخ دهند که ابن تیمیه دروغ نگفته .

ایشان باز همان پاسخ تکراری را که ما قائل به عصمت ابن تیمیه نیستیم . این همه عالم هستند که معصوم نیستند . پس چرا آن ها به این شکل دروغگویی نکردند . این ها مطالبی است که آقایان باید توضیح دهند و قضیه را برای ما واضح کنند و حداقل بپذیرند که ابن تیمیه کذاب بوده .

استاد یزدانی ! اگر توضیحاتی در مورد این کلیپ دارید ، بیان کنید .

استاد یزدانی :

ما این مطلب را قبلا نشان دادیم که ابن تیمیه در منهاج السنۀ ، جلد ۴ ، صفحه ۲۶۴ می گوید :

ما أقلت الغبراء ولا أظلت الخضراء على ذی لهجه أصدق من أبی ذر

فیقال هذا الحدیث لم یروه الجماعه کلهم ولا هو فی الصحیحین ولا هو فی السنن …

می گوید : این روایت را نه در صحیحین و نه در سنن نقل شده است .

محقق در پاورقی می گوید :

این روایت در سنن ترمذی و سنن ابن ماجه هم نقل شده است .

ابن تیمیه ،‌ منهاج السنۀ ،‌ ج ۴ ، ص ۲۶۴

شما آقای ابن تیمیه دروغگو هستید . در حالی که در دو سنن اهل سنت نقل شده است . در کتاب سنن ترمذی ، چاپ مکتبه المعارف ریاض عربستان ،‌ با تحقیق ناصر الدین البانی ، صفحه ۸۵۸ دو روایت در این باره نقل شده که اولی صحیح است و دومی ضعیف است .

(صحیح) حدثنا مَحْمُودُ بن غَیْلَانَ حدثنا بن نُمَیْرٍ عن الْأَعْمَشِ عن عُثْمَانَ بن عُمَیْرٍ هو أبو الْیَقْظَانِ عن أبی حَرْبِ بن أبی الْأَسْوَدِ الدِّیْلِیِّ عن عبد اللَّهِ بن عَمْرٍو قال سمعت رَسُولَ اللَّهِ ص یقول ما أَظَلَّتْ الْخَضْرَاءُ ولا أَقَلَّتْ الْغَبْرَاءُ أَصْدَقَ من أبی ذَرٍّ قال وفی الْبَاب عن أبی الدَّرْدَاءِ وَأَبِی ذَرٍّ

 (ضعیف ) حدثنا الْعَبَّاسُ الْعَنْبَرِیُّ حدثنا النَّضْرُ بن مُحَمَّدٍ حدثنا عِکْرِمَهُ بن عَمَّارٍ حدثنی أبو زُمَیْلٍ هو سِمَاکُ بن الْوَلِیدِ الْحَنَفِیُّ عن مَالِکِ بن مَرْثَدٍ عن أبیه عن أبی ذَرٍّ قال قال رسول اللَّهِ ص ما أَظَلَّتْ الْخَضْرَاءُ ولا أَقَلَّتْ الْغَبْرَاءُ من ذِی لَهْجَهٍ أَصْدَقَ ولا أَوْفَى من أبی ذَرٍّ شِبْهِ عِیسَى بن مَرْیَمَ علیه السَّلَام ….

سنن ترمذی ، با تحقیق ناصر الدین البانی ، چاپ مکتبه المعارف ، ص ۸۵۸

همین طور ابن تیمیه در کتاب مجموع فتاوی ، جلد ۱۸ ، صفحه ۱۵۷ همین مطلب را نقل کرده است:

وراویه أبو ذر الذى ما أظلت الخضراء ولا أقلت الغبراء أصدق لهجه منه …

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج ۱۸ ، ص ۱۵۷

خودش همین روایت را نقل و به آن استدلال کرده است و این دروغگو بودنش را ثابت می کند . از این بیننده عزیز هم تشکر می کنیم که همه شبکه های وهابی را زمینگیر کرده است .

مجری :

کلیپ دوم هم مربوط به دروغ های ابن تیمیه است که با هم می بینیم .

کلیپ ۲ ) :

بیننده :

پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) در حدیثی که متفق است می فرمایند : مؤمن هر کاری می کند ، چه بسا دزدی کند ؛ ولی هرگز دروغ نمی گوید .

کارشناس وهابی :

این حدیث در کجا آمده ؟

خدمتی :

انسان مؤمن ممکن است مرتکب خطاهای متعدد و حتی گناهان کبیره شود . در حدیث مسأله سرقت ، مسأله زنا ، مسأله شرب خمر آمده که ممکن است مرتکب آن ها شود ، اما زمانی که از رسول الله (صلی الله علیه وسلم ) پرسیده شد که انسان مسلمان دروغ می گوید ؟ فرمود : دروغ نه . دروغ نه !

 ممکن است همه این کارها و خلاف ها را انجام دهد ؛ اما دروغ نمی گوید . چون انسان مؤمن می داند که دروغ چه معنایی دارد . انسان دروغگو مرتب دروغ می گوید حتی یکتب عندالله کذابا !!!

بیننده :

سؤال بنده این است که وقتی این همه دروغگویی و دروغ گفتن بد است و مورد سرزنش پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) قرار گرفته و در قرآن هم دروغگویان مورد لعنت قرار گرفتند ، ابن تیمیه در کتاب هایش چیز هایی می گوید که علنا دروغ است . بنده بارها گفتم که هم به شیعه و هم به اهل سنت دروغ بسته . مثلا در مورد شیعه می گوید : شیعه در لحد نمی گذارد یا به اهل سنت که دروغ بسته می گوید : در صحیح بخاری آمده که خیر هذه الامۀ بعد نبیها ابوبکر ثم عمر . در حالی که در بخاری چنین چیزی نیست. یا حدیث طیر را که صحاح اهل سنت نقل کردند ، این آقا در منهاج السنۀ می گوید : این حدیث در هیچ یک از کتاب ها نیامده و دروغ و موضوع است . در حالی که طبرانی در معجم کبیر حدیث طیر را نقل کرده است .

کارشناس وهابی :

آقای احمد ! شما نکات متعددی را مطرح کردید و در واقع بنده این فرصت را پیدا نمی کنم که در این وقت مختصر به این قضیه بپردازیم ؛ اما توضیح می دهم . مطالبی که شما عنوان کردید ، دیدگاه اهل سنت را در مورد آن می گویم . خوب است ؟

بیننده :

 خوب است ؛ اما چرا باید به یک عالم دروغگو ، شیخ الاسلام می گویید ؟

کارشناس وهابی :

بنده می خواهم این را به شما بگویم که اصولا برخورد ما اهل سنت نسبت به افراد این گونه نیست که شما شیعیان برخورد می کنید . یعنی ما یک چیز را سیاه و سفید نمی بینیم . وقتی نوبت به ابن تیمیه می رسد ، ابن تیمیه ای که حدود صد جلد کتاب نوشته ، ده مورد اشتباه هم داشته باشد ، چه اشکالی دارد؟ فرض کنید در ده مورد یا بیست مورد ، حدیثی را گفته باشد در بخاری است و در بخاری نباشد . گرچه تمام مطالبی را که شما مطرح کردید ، قابل بررسی هستند و بنده در گذشته یکی دو مورد را بررسی کردم و دروغگو بودنشان برای شما کاملا آشکار شد . ولی فرض کنیم همه مورادی که شما مطرح می کنید ،‌درست باشد و ابن تیمیه در ده مورد اشتباه کرده باشد . به نظر بنده کسی که صد جلد کتاب نوشته و هزاران حدیث را مورد بررسی قرار داده و در این بررسی چه بسا در مواردی اشتباه کرده باشد ، از دیدگاه ما امر عادی است و هیچ اشکالی هم ندارد و می تواند پیش بیاید .

بیننده :

آقای ترشابی ! اگر اشتباهی را یک بار ، دو بار تکرار کند ، اشکالی نداشت ؛‌ اما در همین صد جلدی که شما می گویید ، در همه آن ها اشتباهات خود را تکرار می کند .

کارشناس وهابی :

ولی برعکس آن چیزی که شما می گویید ، یک و نیم میلیارد مسلمان از ابن تیمیه به عنوان شیخ الاسلام و مجدد یاد می کنند و معصوم نمی دانند و معتقد هستند که مانند هر عالم دیگری اشتباه داشته است .

مجری :

بیننده عزیز سؤال خوبی را مطرح کردند که ما هم این سؤال را تکرار می کنیم که چرا این شبکه های وهابی و بعضی از افرادی که احیانا محبتی نسبت به ابن تیمیه دارند ، به یک فرد دروغگو و یک فرد کذاب شیخ الاسلام می گویند . دروغگو بودن ایشان در چندین مورد ثابت شده .

استاد یزدانی عزیز ‌! آقای ترشابی گفتند که من یکی دو مورد را بررسی کردم که ثابت شد ، درست نبوده . ما نمی دانیم ، یک مورد بود که آن هم ثابت شد که ابن تیمیه واقعا کذاب است و چیزی نیست که ایشان را از دروغگویی مبرا کنیم . دروغگو بودن ابن تیمیه ثابت و قطعی است .

اوج استدلال ایشان این بود که چون یک و نیم میلیارد نفر (خود این هم دروغی است ) ابن تیمیه را شیخ الاسلام می دانند ، همین کفایت می کند .

استاد یزدانی :

این خیلی عجیب است . در کلیپی که ما در هفته گذشته از ایشان پخش کردیم ، گفته بودند : اگر صد دروغ هم گفته باشد ، اشکالی ندارد .

اولا ، این اشتباه نیست ؛ بلکه دروغ گفتن است . چطور اشتباهات ایشان حول محور فضائل ابوبکر و عمر و فضائل امیرالمؤمنین علی بن بایطالب (علیه السلام) می چرخد و بیشتر در این مباحث است . دروغ های دیگر که به نفع ایشان بوده ،‌ در جاهای دیگر مثل بحث فقه و توحید گفته که برای تقویت روایتی ، استدلال می کند و دروغ می گوید . اما چرا تا این حد دروغ !!!! ما تا به امروز سی و پنج دروغ از ابن تیمیه نقل کردیم . مگر می شود که انسان تا این حد دروغگو باشد !!!

یک و نیم میلیارد مسلمان ابن تیمیه را شیخ الاسلام می داند ؟!!!! این همه علمای اهل سنت گفتند : امامه شیطان ، منافق ، ناصبی !!! غیر از وهابی ها چه کسی ابن تیمیه را قبول دارد . تا همین جا که پذیرفتند ابن تیمیه ده دروغ گفته ، برای ما کفایت می کند . اگر در هر کتابی هم بیست دروغ گفته باشد ، از کجا معلوم که بقیه کتاب هم دروغ نباشد ؟ آقای هاشمی گفت : اگر کسی یک دروغ گفته باشد ، والسلام . همان برای کذاب بودن و قابل اعتماد نبودن ابن تیمیه کفایت می کند . فرقی نمی کند شما همان ده دروغ را قبول کن ، برای ما کافی است .

۳ . دروغ بستن به سنن ترمذی

دروغ بعدی که بسیار جالب است در کتاب مجموع فتاوی ابن تیمیه بیان شده است . جلد ۲ ، چاپ دار الوفا ، با تحقیق عامر الجزار و انور الباز ، صفحه ۱۰۲ روایتی را نقل می کند که به نفعش است :

کما فی الحدیث الذى فی سنن أبى داود أن النبى مر بعلى وهو یدعو فقال ( یا على عم فإن فضل العموم على الخصوص کفضل السماء على الأرض ….

همان طور که در حدیثی در سنن ابی داود نقل شده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) از کنار امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می گذشت ، در حالی که آن حضرت دعا می خواندند . پیامبر (صلی الله علیه وآله) به امیرالمؤمنین علی ب ابیطالب (علیه السلام) دستور دادند که همه را دعا کن ؛ چون فضل عموم بر خصوص مثل فضل آسمان بر زمین است .

محقق در پاورقی می گوید :

ابو داود فی المراسیل : ص ۱۱۵ عن عمرو بن شعیب ولم اعثر علیه فی سننه .

من این روایت را در سنن ابی داود پیدا نکردم . این روایت در کتابی به نام مراسیل است که شامل روایت های ضعیف می باشد و قابل استناد به آن ها نیست . پس این روایت در سنن ابی داود وجود ندارد .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج ۲ ، چاپ دار الوفاء ، ص ۱۰۲

این یک چاپ از کتاب است که می خواهد به این روایت استدلال کند و به نوعی تعریض به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است که فقط برای خودشان دعا می کردند و پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) ایشان را از این کار بر حذر داشت .

خیلی واضح است که متن روایت دروغ است . فضل آسمان بر زمین ، از کجا مشخص است که آسمان از زمین برتر باشد ؟ چه برتری آسمان بر زمین دارد ؟ این ها همه قابل بحث است .

باز در مجموع فتاوای ابن تیمیه ، چاپ خادمین حرمین شریفین ، جلد ۲ ، صفحه ۱۶۲ ، همین روایت را می آورد :

کما فی الحدیث الذى فی سنن أبى داود أن النبى مر بعلى وهو یدعو فقال ( یا على عم فإن فضل العموم على الخصوص کفضل السماء على الأرض ….

همان طور که در حدیثی در سنن ابی داود نقل شده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) از کنار امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می گذشت ، در حالی که آن حضرت دعا می خواندند . پیامبر (صلی الله علیه وآله) به امیرالمؤمنین علی ب ابیطالب (علیه السلام) دستور دادند که همه را دعا کن ؛ چون فضل عموم بر خصوص مثل فضل آسمان بر زمین است .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، چاپ خادمین حرمین شریفین ، ج ۲ ، ص ۱۶۲

در این جا کتاب محقق نداشته تا تذکر دهد . اما در آن کتاب محقق داشت و تذکر را به آقای ابن تیمیه داده بود .

۴ . نسبت دادن روایتی به صحیحین

دروغ بعدی ، مطلبی است که از صحیحین نقل می کند و تصریح می کند که این روایت در صحیحین است . در حالی که روایت فقط در صحیح بخاری است و در صحیح مسلم نیست .

در کتاب منهاج السنۀ النبویۀ ، جلد دوم ، صفحه ۵۰ ، داستان سقیفه را نقل می کند :

وهذا إشاره إلى أبی بکر فإنه هو الذی بایعه أکثر الناس ومن المعلوم أن أبا بکر لم یطلب الأمر لنفسه لا بحق ولا بغیر حق بل قال قد رضیت لکم أحد هذین الرجلین إما عمر بن الخطاب وإما أبا عبیده قال عمر فوالله لأن أقدم فتضرب عنقی لا یقربنی ذلک إلى إثم أحب إلی من أن أتأمر على قوم فیهم أبو بکر وهذا اللفظ فی الصحیحین .

ابوبکر گفت : من نمی خواهم خلیفه شوم . یا عمر خلیفه شود یا ابو عبیده . عمر گفت : هرگز من این کار را نمی کنم . اگر گردنم زده شود ، بهتر از این است که بر قومی امارت کنم که ابوبکر در آن قوم باشد . این لفظ در صحیحین آمده است .

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ النبویۀ ، ج ۲ ، ص ۵۰

در حالی که چنین چیزی وجود ندارد . محقق هم در پاورقی فقط و فقط از صحیح بخاری و از کتاب های دیگر نقل می کند .

هذا جزء من حدیث السقیفه وسبقت الاشاره الیه والکلام علی بعض المواضع التی ورد فیها . انظر هذا الکتاب ۱ / ۵۱۶ اما هذه الالفاظ فقد وردت فی البخاری ۸ / ۷۰ کتاب المحاربین من اهل الکفر والرده باب رحم الحبلی من الزنا ، سیره ابن هشام ۴ / ۳۱۰ ، المسند (ط ، المعارف ) ۱ / ۳۲۶ (رقم ۳۹۱ ) ، تاریخ طبری (ط ، معارف ) ۳ / ۲۰۶ ، البدایه والنهایه ۵ / ۲۴۷

این روایت در داستان سقیفه در بخاری ، جلد ۷ ، صفحه ۷۰ ، کتاب المحاربین از اهل کفر و رده و هم چنین در سیره ابن هشام ، جلد ۴ ، صفحه ۳۱۰ و مسند احمد بن حنبل ، جلد ۱ ، صفحه ۳۲۶ و تاریخ طبری ، جلد ۳ ، صفحه ۲۰۶ و در بدایه و النهایه ، جلد ۵ ، صفحه ۲۴۷ نقل شده است .

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ النبویۀ ، ج ۲ ، ص ۵۰

در بین این کتاب ها خبری از صحیح مسلم نیست . بنده جستجو زدم که چنین روایتی در صحیح مسلم وجود ندارد و دروغگو آقای ابن تیمیه است که می گوید : هذا اللفظ فی الصحیحین .

شما چه مشکلی دارید که همه چیز را به صحیحین نسبت می دهید . در صحیح بخاری آمده ، بگویید در صحیح بخاری است . ابن تیمیه می خواهد بگوید این روایت متفق علیه است و بالاترین درجه را دارد ، در حالی که دروغ می گوید و فقط در صحیح بخاری است و در صحیح مسلم چنین روایتی وجود ندارد .

مجری :

کلیپ بعدی هم مربوط به دروغگویی های وهابیت است ؛‌اما از نوع دیگرش که با هم می بینیم .

کلیپ ۳ ) :

عزیزانم شیعیان از رسول خدا بدشان می آید و اعتقاد دارند که علی نسبت به امر نبوت شایسته تر از رسول الله بوده و به دروغ گمان می کنند که رسالت متعلق به علی بود و پیامبر آن را دزدید و شیعیان در این مورد دروغ گفته اند و تهمت زده اند .

مجری :

این هم فعالیت وهابیت از همان دوران کودکی است که این دروغ ها را به خورد کودکان و فرزندانشان می دهند . این برنامه در یکی از شبکه های معروف وهابی مصری بود که یک برنامه مخصوص در باره کودکان دارند که چند کودک را می آوردند و هر کدام از آن ها در قالب یک خطیب صحبت کرده و این طور دروغگویی هم می کنند . ظاهرا این دروغگویی ها در بین وهابیت ارثی است .

استاد یزدانی :

این دروغ ها را از کودکان به فرزندانشان می گویند . چقدر تفاوت است بین کودکان این ها که فقط دروغ یاد می گیرند و روی منبر نقل می کنند و بین غنچه های شبکه ولایت که آقایان را مفتضح کردند . غنچه های هفت ساله و نه ساله و یازده ساله آن ها را مفتضح می کنند ؛ اما کودکان آن ها را می بینیم که فقط و فقط دروغ می گویند و دروغگویی در این ها نهادینه شده .

مجری :

کلیپی بود که در آینده پخش خواهیم کرد که یکی از علمای وهابی در یکی از شبکه های وهابی عرب زبان می گفت : یکی از کودکان شیعه را دیدیم که استدلال های بسیار قوی می آورد که باعث تعجب ما شده بود .

اگر این را در کنار این دروغگویی ها بگذاریم ، نتیجه جالبی به دست می آید .

استاد یزدانی :

۵ . نسبت دادن روایت خطبه عمر در سقیفه به صحیحین

دروغ دیگری از آقای ابن تیمیه که در کتاب منهاج السنه ، جلد اول ، صفحه ۵۱۷ روایتی از بخاری و مسلم نقل می کند که فقط در بخاری است و در مسلم نیست . روایت قصه سقیفه است که عمر بن خطاب آن را در زمان خلافتش بیان می کند که خلافت ابوبکر فلته بود و می گوید :

 ولیس فیکم من تقطع الیه الاعناق مثل ابی بکر رواه البخاری ومسلم …

در بین شما من کسی را نمی بینم که گردن ها به سوی او کج شده باشد یعنی مردم به او تمایل داشته باشند . آن طور که مردم به ابوبکر تمایل داشتند و او را دوست داشتند . این روایت را بخاری و مسلم نقل کرده است .

پس این روایت متفق علیه بود . محقق در پاورقی می گوید :

هذه جمله من خطبه طویله لعمر رضی الله عنه وقد وردت فی : البخاری ۸ / ۱۶۹ (کتاب الحدود ، باب رجم الحبلی من الزنا اذا احصنت) ، ابن هشام : السیره النبویه ۴ / ۳۰۹ القاهره ۱۳۵۵ / ۱۹۳۶ ، المسند (ط ، المعارف) ح ۱ ، الاثر ۳۹۱ (ص ۳۲۶ ) وقد وجدت فی صحیح مسلم ۳ / ۱۳۱۷ (کتاب الحدود ، باب رجم الثیب من الزنا ) قطعه من خطبه عمر ولکن لیس فیها هذه الجمله ….

روایت در بخاری ، جلد ۸ ، صفحه ۱۶۹ کتاب الحدود باب رجم الحبلی من الزنا و سیره ابن هشام و در مسند احمد بن حنبل نقل شده است . جمله ای که ابن تیمیه از صحیح مسلم نقل کرده ، آن جمله ای نیست که در صحیح مسلم آمده است .

روایت در صحیح مسلم هست ؛‌ اما چنین جمله ای در صحیح مسلم نیست . در این جا خیلی واضح محقق کتاب ، تو دهنی به ابن تیمیه می زند و دروغگو بودن او را ثابت می کند .

مجری :

ما باز هم از شبکه های وهابی و طرفداران ابن تیمیه دعوت می کنیم که تماس بگیرند و ثابت کنند که ابن تیمیه دروغگو نبوده . چون پیش فرض این است که ابن تیمیه ،‌ کذاب و دروغگو است که موارد متعددی در این جا بیان شده . وقتی این پیش فرض ثابت شد ، بقیه باید ثابت کنند که ابن تیمیه دروغ نگفته .

کلیپ بعدی هم مربوط به دروغگویی های وهابیت است که با هم می بینیم .

کلیپ ۴ ) :

کارشناس وهابی :

سید نعمت الله جزائری ،‌اهل سنت را نجس و انجس و پلید تر می داند و حتی ایشان می گوید : هر فرصتی پیدا کردید ، این ها را بکشید . به شرطی که به شما خطری نرسد . این اندیشه و تفکر واقعا وحشتناک است .

می خواهم متنی را از کتاب انوار النعمانیه ،‌ جلد ۲ ، صفحه ۲۰۶ و ۲۰۷ برای شما به نمایش بگذارم تا تماس ما با آقای دهقان برقرار شود . ببینید که سخن سید نعمت الله جزائری فی حکم النواصب می گوید :

انهم کفار انجاس باجماع علماء الشیعه الامامیه وانهم شر من الیهود والنصاری وان من علامات الناصبی تقدیم غیر علی علیه فی امامیه

 آقای سید نعمت الله جزائری می گوید : اهل سنت ، به اجماع تمام علمای شیعه امامیه ،کافران نجس و پلیدی هستند . آن ها از یهود و نصاری بدتر و شرتر هستند . یکی از نشانه های ناصبی بودن ،‌این است که امامت دیگران را بر علی ترجیح می دهند و امامت علی را قبول ندارند . یعنی دیگران را بر علی مقدم می دارند و ولایت این ها را قبول نمی کنند .

سید نعمت الله جزائری ، انوار النعمانیه ،‌ ج ۲ ، ص ۲۰۶ و ۲۰۷

این مطلب کاملا واضح و روشن است که آقای جزائری با چه بیان و چه سخنی ، اهل سنت را نجس می دانند و بر اساس همین مطلب و استدلال ، برخی از علمای شیعه هم در پای منابر ، در ایران و برخی جاها مطرح کردند که امام ابوحنیفه نجس و پلید است و از یهود خطرناک تر می باشد ؛ چون ولایت را نپذیرفته .

بیننده :

اگر یادت باشد ، قرار بود مطلبی را نشان دهید که سید نعمت الله جزائری گفته اهل سنت نجس هستند . چرا نشان نمی دهید .

کارشناس وهابی :

اتفاقا ما می خواستیم دیروز برنامه آن را برویم . شرایط درست نشد ، ان شاء الله به زودی این برنامه را می رویم .

بیننده :

نکته دیگر این که ،‌ در جلسات قبل گفتید : نشان می دهم . اما وقتی نشان دادید ، فقط جلد و صفحه را نشان دادید .

کارشناس وهابی :

آن را هم نشان می دهم . شما زیاد ناراحت نباشید . بنده نه گوشی و نه کامپیوترم پاسخ نمی دهد . شما اگر در اینترنت همین مطلب را سرچ کنید ، به راحتی پیدا می شود .

بیننده :

بنده سرچ نمی کنم . من تحقیق کردم این مطلبی که شما گفتید ، دروغ است .

کارشناس وهابی :

ان شاء الله به شما نشان خواهم داد . این جریان خرگوش و هویج ، ما هر چه بگوییم ، سر جای اولش بر می گردد .

مجری :

این هم یک ادعای دیگر در مورد سید نعمت الله جزائری بود که از یک فایل وردی نشان دادند که ” اهل سنۀ ” داخل پرانتز بود که قبل از آن ” نواصب ” بود و در آخر هم آدرسی از یکی از تألیفات و کتب سید نعمت الله جزائری داده بودند .

استاد یزدانی ! در مورد این ادعا که سید نعمت الله جزائری ، اهل سنت را نجس می دانند ،‌ توضیحاتی را بیان کنید .

استاد یزدانی :

دروغی که آقای احراری و تهمتی که به سید نعمت الله جزائری می زند ، من عین کتاب انوار النعمانیه را خدمت بینندگان عزیز نشان می دهم که چقدر این آقایان ،‌ انسان های دروغگویی هستند .

الانوار النعمانیه ، تألیف العالم الکامل سید نعمت الله جزائری ( از علمای عظیم الشأن شیعه ) متوفای ۱۱۱۲ هـ ، جلد ۲ ، چاپ دار القاری بیروت ، صفحه ۲۱۰ :

واما الناصبی واحواله واحکامه فهو مما یتم ببیان امرین : الاول فی بیان معنى الناصب الذی ورد فی الاخبار انه نجس وانه شر من الیهود والنصرانی والمجوسی وانه کافر نجس بإجماع علماء الإمامیه ( رضوان الله علیهم) فالذی ذهب إلیه أکثر الأصحاب هو ان المراد به من نصب العداوه لآل بیت محمد ( صلى الله علیه وآله وسلم ) وتظاهر مبغضهم کما هو الموجود فی الخوارج وبعض ما وراء النهر ….

شما در این جا ” اهل سنت ” می بینید ؟؟!!! در این جا خودش توضیح می دهد که ناصبی چه کسانی هستند . اما این ها همین جمله اول را گرفته و خلاصه کردند و پرانتزی باز کرده و در آن کلمه اهل سنت را قرار دادند .

ناصبی طبق اخبار از یهودی و نصرانی و مجوسی ، بدتر است .

شکی در آن نیست که همه علما می گویند : ناصبی کافر و نجس و از یهودی و نصرانی بدتر است . اما ناصبی که سید نعمت الله جزائری تعریف می کند ،‌ مشخص است و ربطی به اهل سنت ندارد .

آن چیزی که اکثر علما طرفدار آن هستند (و خود سید نعمت الله هم طرفدار آن است ) این است که مراد از ناصبی کسی است که با اهل بیت (علیهم السلام) دشمنی کند و دین خود قرار دهد و بغض اهل بیت (علیهم السلام) را آشکارا بیان کند . مثل خوارج .

سید نعمت الله جزائری ، انوار النعمانیۀ ، چاپ دار القاری بیروت ، ج ۲ ، ص ۲۱۰

در این جا سید نعمت الله جزائری ، مثال می زند و تعریف می کند . مگر شما اهل سنت ، از خوارج هستید ؟!!! اما این آقایان صراحتا این عبارت را به اهل سنت نسبت می دهد و در بین پرانتز هم کلمه اهل سنت را می نویسند . هدف این ها چیست ؟ هدف این ها جز دروغگویی و فتنه و نیرنگ چیز دیگری نیست .

بنده مصدر این دروغ را به شما نشان می دهم . مصدر این دروغ کتابی است به نام لله ثم للتاریخ ، تألیف سید حسین موسوی (یک دروغگوی بزرگ ) البته این کتاب توسط یکی از علمای بزرگ حجاز به نام شیخ علی آل محسن ، جواب داده شد . در صفحه ۹۰ این کتاب می گوید :

واختم هذا الباب بکلمه اخیره وهی شامله وجامعه فی هذا الباب قول السید نعمه الله الجزائری فی حکم النواصب (اهل السنه) فقال : انهم کفار انجاس باجماع علماء الشیعه الامامیه وانهم شر من الیهود والنصاری وان من علامات الناصبی تقدیم غیر علی علیه فی الامامه . انوار النعمانیه / ۲۰۶ و۲۰۷

سید حسین موسوی ، لله ثم للتاریخ ، ص ۹۰

آقای احراری دقیقا همین آدرسی است که در این جا بیان شده . متن وردی این کتاب هم در اینترنت وجود دارد و ایشان همان را نشان داد .

چقدر این ها بدبخت و بیچاره هستند که هر مطلبی دیدند ،‌ نقل می کنند . در حالی که سید نعمت الله جزائری در انوار النعمانیۀ ، جلد ۲ ، صفحه ۲۱۰ ، دقیقا خوارج را می گوید و تصریح می کند که مقصود من از نواصبی که نجس هستند و از یهودی و نصرانی و مجوسی بدتر هستند ، خوارج و بعضی از نواصب در ماوراء النهر است نه اهل سنت !!!!

اما این ها آدم های دروغگویی هستند و ما از پیروان ابن تیمیه انتظار دیگری نداریم . احتمالا چون نمی توانند ناصبی بودن خود را مثل ابن تیمیه انکار کنند ، می خواهند آن را به همه تعمیم دهند و دیگران را در گناه خود شریک کنند .

۶ . روایت رسول خدا (ص) که ما همه انبیاء دینمان یکی است ، در صحیحین آمده .

باز هم دروغ دیگری در کتاب منهاج السنۀ ، جلد ۵ ، صفحه ۲۶۶ آمده :

وفی الصحیحین عن النبی صلی الله علیه وسلم قال : انا معاشر الانبیاء دیننا واحد .

در صحیحین از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل شده که ما همه انبیاء دینمان واحد است .

محقق در پاورقی می گوید :

لم اجد الحدیث بهذا اللفظ ….

من چنین حدیثی با این لفظ پیدا نکردم . البته یک روایت در بخاری و مسلم هست ؛ اما ارتباطی به این روایت ندارد . حتی مضمون آن ، با این روایت یکی نیست .

ابن تیمیه ، منهاج السنۀ ، ج ۵ ، ص ۲۶۶

۷ . صحیح ترین روایت در مورد اولیاء در صحیح بخاری نقل شده .

چهلمین دروغ ابن تیمیه ،‌ در مجموع فتاوی ابن تیمیه ، جلد ۲ ، صفحه ۲۲۴ :

وفى صحیح البخارى عن أبى هریره عن النبى أنه قال یقول الله تعالى من عادى لى ولیا فقد بارزنى بالمحاربه وما تقرب إلى عبدى بمثل أداء ما افترضت علیه ولا یزال عبدى یتقرب إلى بالنوافل حتى أحبه فإذا أحببته کنت سمعه الذى یسمع به وبصره الذى یبصر به ویده التى یبطش بها ورجله التى یمشى بها وما ترددت عن شئ أنا فاعله ترددى عن قبض نفس عبدى المؤمن یکره الموت واکره مساءته ولا بد له منه فهذا الحدیث روی فی الاولیاء .

همان طور که در صحیح بخاری از ابی هریره آمده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) از خداوند نقل کرده باشد : هر کس با ولی من دشمنی کند ، به وضوح به محاربه با من پرداخته …

در آخر هم می گوید : این روایت صحیح ترین روایت است که در مورد اولیاء نقل شده .

محقق در پاورقی می گوید :

البخاری فی الرقاق (۲ . ۶۵ ) وعباره : فبی یسمع ، وبی یبصر ، وبی یبطش ، وبی یسمع ، لم ترد فی الحدیث وذکرها ابن حجر فی الفتح ۱۱ / ۳۴۴

این روایت در بخاری در جلد ۲ ، صفحه ۶۵ آمده ؛ اما این جمله که ” فبی یسمع و بی یبصر … ” در حدیث ذکر نشده .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج ۲ ، ص ۲۲۴

این هم دروغ دیگری از ابن تیمیه که در میان روایت بخاری ، جمله ای را اضافه می کند . همین مطلب را در مجموع فتاوی ، جلد ۳ ، صفحه ۲۵۱ را نقل می کند ؛ اما این بار محقق خجالت می کشد که دروغگو بودن ابن تیمیه را ثابت کند .

وقد أخبر النبی عن حال أولیاء الله وما صاروا به أولیاء ففی صحیح البخاری عن أبی هریره رضی الله عنه عن النبی قال یقول الله تبارک وتعالى من عادى لی ولیا فقد بارزنی بالمحاربه وما تقرب إلی عبدی بمثل أداء ما افترضت علیه ولا یزال عبدی یتقرب إلی بالنوافل حتى أحبه فإذا أحببته کنت سمعه الذی یسمع به وبصره الذی یبصر به ویده التی یبطش بها ورجله التی یمشی بها فبی یسمع وبی یبصر وبی یبطش وبی یمشی ولئن سألنی لأعطینه ولئن استعاذنی لأعیذنه وما ترددت عن شیء أنا فاعله ترددی عن قبض نفس عبدی المؤمن یکره الموت وأکره مساءته ولا بد له منه .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج ۳ ، ص ۲۵۱

در جلد ۱۱ از همین کتاب ، این مطلب را از صحیح بخاری نقل می کند ، در صورتی که در صحیح بخاری این جملات در وسط روایت وجود ندارد .

وقد روى البخارى فی صحیحه عن أبى هریره رضى الله عنه قال قال رسول الله ( یقول الله تعالى من عادى لى ولیا فقد بارزنى بالمحاربه وما تقرب إلى عبدى بمثل اداء ما افترضت علیه ولا یزال عبدى یتقرب إلى بالنوافل حتى احبه فإذا احببته کنت سمعه الذى یسمع به وبصره الذى یبصر به ویده التى یبطش بها ورجله التى یمشى بها فبى یسمع وبى یبصر وبى یبطش وبى یمشى ولئن سألنى لاعطینه ولئن استعاذنى لأعیذنه وما ترددت عن شیء أنا فاعله ترددى عن قبض نفس عبدى المؤمن یکره الموت واکره مساءته ولابد له منه .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، ج ۱۱ ، ص ۶۱

یا ابن تیمیه دروغگو است یا این که صحیح بخاری و صحیح مسلم تحریف شده است .

مجری :

قطعا نمی توانیم در قالب ده ها برنامه به تمام دروغ های ابن تیمیه بپردازیم ؛ اما مقداری که در توان ما باشد را بیان خواهیم کرد .

تماس بینندگان

بیننده : احمد از اهواز ـ شیعه

ما از مطالبی که شما بیان می کنید ،‌ نهایت استفاده را می کنیم که شخص دروغگویی را رسوا می کنید . در مورد همین کارشناس وهابی ،‌ آقای احراری به دروغ گفت که اهل سنت نجس هستند . در حالی که همه بینندگان دیدند . خطاب من به همه اهل سنت است که زبان فارسی دارید . شما فهمیدید که این شبکه های وهابی تا چه حد دروغگو هستند ؟؟ حالا متوجه شدید که این ها می خواهند شیعه را به جان سنی بیاندازند ؟ این ها می خواهند ایران را به سوریه دوم تبدیل کنند تا ما و ناموس ما امنیت نداشته باشند. عزیزان بیدار باشید و توجه کنید . استاد عزیزمان توضیح دادند که به دروغ ” اهل سنت ” را در پرانتز قرار دادند که بغض شما را در دل من و بغض من را در دل شما قرار دهد و ما را به جان یکدیگر بیاندازند .

جالب است که همین آقایان نسبت به دروغ هایی که ما بیان می کنیم ، در جواب فقط اهانت و ناسزا گفتند . بنده بارها با آقای احراری تماس گرفتم که چرا دروغ گفتید . بنده چهار جلد انوار النعمانیه را خواندم ؛ چیزی به عنوان اهل سنت در پرانتز ندارد . ایشان به جای پاسخ ، اهانتی به پدر بنده کرد .

اهانت ایشان اشکالی ندارد ؛‌ اما برای همه ثابت شد که این کارشناس وهابی دروغ گفته . نکته دوم در مورد این که شاید بعضی ها بگویند که این مطالب ملال آور و خسته کننده باشد ، می گویم که این مباحث واقعا نیاز است و تا الان وهابیت را سوزانده . برای گفته خود هم دلیل دارم . همین آقای عقیل بی عقل ! در تماس مستقیمی که با ایشان داشتم ، در پاسخ به سؤال بنده که گفتم چرا ابن تیمیه این همه دروغ می گوید ، گفت : خدا خودت و مادرت را نفرین کند !!!!

بنده به آقای هاشمی عرض کنم که صدای شما را در فضای مجازی پخش کردم و همه شنیدند . با فحش دادن به بنده و پدر و مادرم ، چیزی درست نمی شود . امام شما ، یک دروغگو است و این انکار ناپذیر است .

شما اگر به ما صد فحش و اهانت کنید ، یک اهانت از ما نخواهید شنید ‌؛ چون ما پیرو اهل بیت (علیهم السلام) هستیم . آن ها به ما یاد دادند که فحش ندهیم و اهانت نکنیم .

استاد یزدانی عزیز ! مشخص شد مطالبی که شما از دروغ های ابن تیمیه بیان کردید ، جگر آقایان را سوزانده . این مباحث را ادامه دهید ؛ چون دروغگویی امام این ها مشخص و واضح شده .

به طرفداران ابن تیمیه هم می گویم که مرد باشید و بیاید از امامتان دفاع کنید . نکته آخر این که ، آقای خدمتی دروغی را به نهج البلاغه نسبت داده . بنده از ایشان پرسیدم که شما بارها گفته اید که حضرت علی (علیه السلام) در نهج البلاغه گفته : کسی که من را بر ابوبکر و عمر برتری دهد ، حد مفتری بر او جاری می کنم . این مطلب در کجای نهج البلاغه آمده ؟

گفتند : این مطلب در سایت شیعه آنلاین موجود است . آقای خدمتی ! شما این مطلب را از نهج البلاغه خواندید . بنده کاری به سایت شیعه نیوز یا شیعه آنلاین ندارم . بعد از آن تماس بنده را قطع کردند و هر چه بعد از آن تماس گرفتم ، پاسخ ندادند .

آقای خدمتی ! مرد باشید و پاسخ بنده را بدهید .

بیننده : آقای موسوی از شوشتر ـ شیعه

امروز شبکه وهابی کلمه در مورد حج صحبت کردند و آقای خدمتی و هاشمی ، آن شاهزاده را آوردند و می خواستند این را بگویند که ما با ایرانی ها مشکلی نداریم و این بزرگان ایران هستند که به مردم اجازه رفتن به حج را نمی دهند .

بنده می خواهم دلیل این را که بزرگان ما از رفتن به عربستان جلوگیری می کند ، بیان کنم . چون در هفته گذشته در مکه مکرمه اعلام کردند که شیعیان چه ایرانی ، چه لبنانی ، چه عراقی و چه یمنی ، باید کشته شوند . این ها هم مالشان و هم جانشان حلال است .

در صورتی که این شاهزاده می گوید : ما با مردم ایران مشکلی نداریم .

بیننده : آقای میر حسینی از نکا ـ شیعه

بنده می خواست بگویم هر کسی هنری دارد . هنر آقای ابن تیمیه هم در دروغ گفتن است . من تا به حال کسی را ندیدم که تا این حد دروغ گفته باشد . واقعا آقای ابن تیمیه هنرمند بودند .

سؤالی هم از حضور استاد داشتم که توضیح مختصری در مورد بهائیت بدهید . چون آن ها می گویند : ما مثل شما ایرانی ها هستیم ، مثل شما غذای پاک می خوریم ، مثل شما ازدواج می کنیم ؛ پس چرا ما را نجس می دانید .

استاد یزدانی :

در بحث بهائیت ، از این جهت بهایی نجس است که آن ها ، پیامبر جدیدی قائل هستند و منکر خاتمیت می باشند . یک شخصی ادعای نبوت کرده و آن ها خود را پیرو ایشان می دانند . البته بحث تخصصی را باید از اساتید ادیان سؤال شود که به صورت مفصل توضیح خواهند داد .

موضوع برنامه ما و تخصص بنده ، بحث بهائیت نیست . اما همه علمای شیعه بلا استثناء بر نجاست بهائی ها اجماع دارند و شکی در آن نیست ؛ چون آن ها منکر خاتمیت هستند و پیامبری را در برابر پیامبر (صلی الله علیه وآله) قائل می باشند .

در بحث احکام هم ، آن ها به هیچ یک از احکام اسلامی پایبند نیستند و خیلی از کار های فحشا و منکراتی که در بین آن ها است ،‌ مشخص می باشد .

مجری :

از شما استاد یزدانی و هم چنین شما بینندگان ارجمند تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .