قسمت دیگر از دروغ‌ها و تهمت‌های ابراهیم الجبهان ؛  از جمله: قرآنی که علی بن ابیطالب (علیه السلام) جمع کرده ، سه برابر قرآن امروزی است ؛ شیعه خواندن صنمی قریش را بالاتر از خواندن قرآن می داند؛ شیعیان دوازده خدا دارند و…

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۲۸ / ۰۴ / ۹۵

مجری :

خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام دارم . به رسم دوشنبه شب ها با برنامه ای دیگر از سری برنامه های راه و بی راه ،‌ مهمان منازل شما عزیزان خواهیم بود . ان شاء الله تا پایان برنامه ما را همراهی بفرمایید و طبق روال همیشه در خدمت استاد عزیز ، حجت الاسلام و المسلمین یزدانی هستیم .

استاد یزدانی :

من هم خدمت حضرتعالی و هم چنین بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب و احترام دارم .

مجری :

طبق روال به دروغ های وهابیت از علما و چهره های سرشناس آن ها ، چه از پایه گذاران وهابی مثل محمد بن عبد الوهاب و ابن تیمیه و چه چهره های شاخص و معاصر وهابیت پرداختیم تا این که به شخص بسیار خبیث و ناصبی به نام ابراهیم سلیمان الجبهان رسیدیم که به دروغ های ایشان پرداختیم . ان شاء الله امشب به ادامه آن دروغ ها می پردازیم .

استاد یزدانی :

همان طور که شما فرمودید ، موضوع برنامه راه و بی راه در این مدت ، دروغ های وهابیت چه در شبکه های وهابی و چه علمای قدیم و جدید آن ها که علیه شیعه گفته اند ، بوده و ما دروغ های شاخص آن ‌ها را در این برنامه بررسی می کنیم . به شخصی به نام ابراهیم الجبهان رسیدیم که گفتیم ایشان در حقیقت یک فرد مجهول الهویه است و هیچ شرح حالی از ایشان موجود نیست و شبکه های اینترنتی آنها و انجمن هایی که دارند سؤال کردند این شخص چه کسی است ، جواب قانع کننده ای ندادند . بعضی ها گفتند : ایشان از اهالی کویت بوده که بعد ها ساکن ریاض عربستان شده و بعضی ها گفتند : اهل عراق است . به هر حال شخص مجهول الهویه ای است و به نظر بنده فکر می کنم یک نام مستعار است و نویسنده اصلی این کتاب جرأت نکرده که این کتاب را به نام خود چاپ کند .

این کتاب ، کتاب بسیار رکیک و زشتی است . توهین های بسیار رکیک و زشتی به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ،‌ امام صادق (علیه السلام) ، امام رضا (علیه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیها) دارد که واقعا نمی توان آن ها را در یک شبکه تلویزیونی بیان کرد .

کتاب توسط اداره افتاء عربستان سعودی که مسئولیت آن بر عهده آقای آل الشیخ است و با اجازه آن ها کتاب چاپ شده که در صفحه اول کتاب به مطلب متذکر شده است .

واقعا فحش های بسیار رکیکی به شیعه زده ، هر وقت نامی از شیعه می آید ،‌ شیعه نمی گوید ؛ بلکه اخوان القرده می گوید . همه این ها جواب دارد ؛‌ اما ما ضرورتی نمی بینیم که پاسخ این شخص پلید را بدهیم .

حدود چهل روایت از کتاب های شیعه نقل می کند که به یقین می گوییم یا این روایات از اصل دروغ است یا این که متون روایت را تحریف کرده و آن طور که خودش می خواسته روایت را نقل کرده که نمونه هایی از آن را بیان می کنیم .

تفسیر هایی از قول خودش به شیعه نسبت داده . گاهی روایتی را از تفسیر فخر رازی نقل می کند که فخر رازی به امام صادق (علیه السلام) تهمت زده و این شخص می گوید : این تفسیر امام صادق (علیه السلام) و شیعه است و در ادامه خودش تحلیل های بسیار رکیکی در مورد امام صادق (علیه السلام) و امام باقر (علیه السلام) و بقیه ائمه (علیهم السلام) می کند .

به هر حال چهره واقعی وهابیت و اعتقاد آن ها را نسبت به شیعه را می توان در این کتاب مشاهده کرد. بنده چند مورد از این تهمت ها به شیعه را بیان می کنم .

دروغ های ابراهیم الجبهان علیه شیعه قسمت دوم

۱ . قرآنی که علی بن ابیطالب (علیه السلام) جمع کرده ، سه برابر قرآن امروزی است .

بحث مصحف حضرت زهرا (سلام الله علیها) را مطرح کرده و ببینید که چطور روایت را تحریف می کند و چه دروغی می گوید و بر اساس این دروغ چه تحلیلی می کند .

کتاب تبدید الظلام والتنبیه النیام ، تألیف ابراهیم بن سلیمان الجبهان ، چاپ توسط رئاسۀ ادارات و بحوث العلمیه والافتاء ، صفحه ۴۵ ، روایت دومی که از مرحوم کلینی (ره) نقل می کند :

ویروی الکلینی ایضا عن جعفر انه قال فی القرآن الذی جمعه علی بن ابی طالب هو مثل قرآنکم ثلاث مرات والله ما فیه من قرآنکم حرف واحد . واعتقد ان هذا القرآن المزعوم لو نزل باللغه الهیر وغلیفیه لکان واجبا ان یتضمن علی الاقل احرفا مساویه لاحرف الهجاء التی تتألف منها کلمات القرآن . ولکن مادام انه لا یحتوی ولا علی حرف واحد فلا بد انه انزل بلغه القرود , لیکون ملائما لمزاج اخوان القرده .

توجه کنید که چقدر بی ادبانه نام ائمه شیعه را می برد . اگر بنده ” عن عمر ” بگویم ، خیلی ها ناراحت می شوند که چرا عمر بن خطاب نگفتی . اما ببینید که چقدر نام ائمه ما را سبک می برند و چه حرف های زشتی علیه ائمه (علیهم السلام ) در این کتاب می زنند .

‌ از کلینی نقل شده که امام صادق (علیه السلام) فرمودند : قرآنی که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) جمع کرده بود ، سه برابر قرآن شما است . اما در این قرآن امروزی از آن قرآنی که سه برابر این قرآن بود ، یک حرف هم نیست .

ابراهیم الجبهان ،‌ تبدید الظلام و تنبیه النیام ، ص ۴۵

اما اصل روایت چه بوده ؟

در کتاب شریف کافی ، چاپ منشورات فجر بیروت ،‌ جلد اول ، صفحه ۱۴۱ ، باب ۹۷ :

* ( فیه ذکر الصحیفه والجفر والجامعه ومصحف فاطمه علیها السلام )

عده من أصحابنا ، عن أحمد بن محمد ، عن عبد الله بن الحجال ، عن أحمد بن عمر الحلبی ، عن أبی بصیر قال : دخلت على أبی عبد الله علیه السلام فقلت له : جعلت فداک إنی أسألک عن مسأله ، ههنا أحد یسمع کلامی؟ قال : فرفع أبو عبد الله علیه السلام سترا بینه وبین بیت آخر فأطلع فیه ثم قال : یا أبا محمد سل عما بدا لک ، قال : قلت : جعلت فداک إن شیعتک یتحدثون أن رسول الله صلى الله علیه وآله علم علیا علیه السلام بابا یفتح له منه ألف باب ؟ قال : فقال : یا أبا محمد علم رسول الله صلى الله علیه وآله علیا علیه السلام ألف باب یفتح من کل باب ألف باب قال : قلت : هذا والله العلم قال : فنکت ساعه فی الأرض ثم قال : إنه لعلم وما هو بذاک .

قال : ثم قال : یا أبا محمد وإن عندنا الجامعه وما یدریهم ما الجامعه ؟ قال : قلت : جعلت فداک وما الجامعه ؟ قال : صحیفه طولها سبعون ذراعا بذراع رسول الله صلى الله علیه وآله وإملائه من فلق فیه وخط علی بیمینه ، فیها کل حلال وحرام وکل شئ یحتاج الناس إلیه حتى الأرش فی الخدش وضرب بیده إلی فقال : تأذن لی یا أبا محمد ؟ قال : قلت : جعلت فداک إنما أنا لک فاصنع ما شئت ، قال : فغمزنی بیده وقال : حتى أرش هذا – کأنه مغضب – قال : قلت : هذا والله العلم قال إنه لعلم ولیس بذاک .ثم سکت ساعه ، ثم قال : وإن عندنا الجفر وما یدریهم ما الجفر ؟ قال قلت : وما الجفر ؟ قال : وعاء من أدم فیه علم النبیین والوصیین ، وعلم العلماء الذین مضوا من بنی إسرائیل ، قال قلت : إن هذا هو العلم ، قال : إنه لعلم ولیس بذاک .

ثم سکت ساعه ثم قال : وإن عندنا لمصحف فاطمه علیها السلام وما یدریهم ما مصحف فاطمه علیها السلام ؟ قال : قلت : وما مصحف فاطمه علیها السلام ؟ قال : مصحف فیه مثل قرآنکم هذا ثلاث مرات ، والله ما فیه من قرآنکم حرف واحد ، قال : قلت : هذا والله العلم قال : إنه لعلم وما هو بذاک ….

عده من أصحابنا ، عن أحمد بن محمد ، عن عمر بن عبد العزیز ، عن حماد بن عثمان قال : سمعت أبا عبد الله علیه السلام یقول : تظهر الزنادقه فی سنه ثمان وعشرین ومائه وذلک أنی نظرت فی مصحف فاطمه علیها السلام ، قال : قلت : وما مصحف فاطمه ؟ قال : إن الله تعالى لما قبض نبیه صلى الله علیه وآله دخل على فاطمه علیها السلام من وفاته من الحزن ما لا یعلمه إلا الله عز وجل فأرسل الله إلیها ملکا یسلی غمها ویحدثها ، فشکت ذلک إلى أمیر المؤمنین علیه السلام فقال : إذا أحسست بذلک وسمعت الصوت قولی لی فأعلمته بذلک فجعل أمیر المؤمنین علیه السلام یکتب کلما سمع حتى أثبت من ذلک مصحفا قال : ثم قال : أما إنه لیس فیه شئ من الحلال والحرام ولکن فیه علم ما یکون

سند روایت کاملا معتبر است . چیز هایی که نزد ائمه (علیهم السلام) می باشد ، کتاب جفر و جامعه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است و کتاب های دیگری که از اهل بیت (علیهم السلام) باقی مانده و الان هم نزد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) است .

امام صادق (علیه السلام) ساعتی سکوت کردند و فرمودند : نزد ما اهل بیت (علیهم السلام) مصحف فاطمه (سلام الله علیها) است و شما چه می دانید که مصحف فاطمه (سلام الله علیها ) چیست ؟

در این جا بحث مصحف است و این که مصحف چیست ،‌ در ادامه و در روایات دیگر مفصل توضیح می دهد .

من سؤال کردم که مصحف فاطمه (سلام الله علیها) چیست ؟ حضرت فرمودند : این مصحف فاطمه (سلام الله علیها) سه برابر قرآن شما حجم دارد ؛‌ اما از قرآن شما هیچ مطلبی در آن نیست .

حرف واحد یعنی هیچ آیه ای از آیات قرآن کریم در آن نیست .

روایت بعدی هم همین را توضیح می دهد که مصحف حضرت زهرا (سلام الله علیها) چه بوده ؟

می گوید : وقتی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از دنیا رفتند ، حضرت زهرا (سلام الله علیها) خیلی ناراحت بودند. جبرئیل (علیه السلام) برای تسلی آن حضرت می آمدند و مطالبی را بیان می کردند . حضرت امیر (علیه السلام) هم آن مطالب را می نوشتند . مجموع این مطالب مصحف فاطمه (سلام الله علیها) شد که چیزی از قرآن و از حلال و حرام در آن نیست ؛‌اما علم ما کان و ما یکون در آن بوده .

کلینی ، اصول کافی ، ج ۱ ، چاپ منشورات فجر بیروت ، ص ۱۴۱

امام (علیه السلام) توضیح می دهد که موضوع مصحف فاطمه (سلام الله علیها ) قرآن نیست و کسی تصور نکند که بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله) جبرئیل (علیه السلام) بر حضرت زهرا (سلام الله علیها) نازل شده و نعوذ بالله حضرت زهرا (سلام الله علیها) بعد از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) پیامبری است . بلکه موضوع گفتگوی حضرت زهرا (سلام الله علیها) با جبرئیل (علیه السلام) است که این گفتگو ها را امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نوشتند .

حال چه ارتباطی به قرآن کریم دارد ؟ چه اشکالی دارد ؟ البته بحث مصحف حضرت زهرا (سلام الله علیها) را در جای دیگری انجام خواهیم داد . این همه شما دارید که صحابه همیشه با ملائکه دست می دادند ، معانقه وصحبت می کردند . عمر بن خطاب با ملائکه ارتباط داشت و محدث بود . وقتی عمر بن خطاب بتواند با جبرئیل (علیه السلام) صحبت کند ، چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) نتواند صحبت کند؟ . عمر بن خطاب سواد نداشت که بنویسد ، چون خودشان گفتند که خواندن و نوشتن نمی دانست . نتوانست آن مطالبی را که طبق گفته آن ها از جبرئیل شنیده بود را بنویسد ،‌ اما امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) سواد داشت و گفتگوی جبرئیل (علیه السلام) با حضرت زهرا (سلام الله علیها) را نوشت و مصحف شد . این چه اشکالی دارد ؟

در صورتی که این وهابی پلید چطور این روایت را تحریف کرده :

تبدید الظلام و تنبیه النیام ، ص ۴۵ :

ویروی الکلینی ایضا عن جعفر انه قال فی القرآن الذی جمعه علی بن ابی طالب هو مثل قرآنکم ثلاث مرات والله ما فیه من قرآنکم حرف واحد . واعتقد ان هذا القرآن المزعوم لو نزل باللغه الهیر وغلیفیه لکان واجبا ان یتضمن علی الاقل احرفا مساویه لاحرف الهجاء التی تتألف منها کلمات القرآن . ولکن مادام انه لا یحتوی ولا علی حرف واحد فلا بد انه انزل بلغه القرود , لیکون ملائما لمزاج اخوان القرده .

کلینی نقل کرده که امام صادق (علیه السلام) فرمودند : در قرآنی که علی بن ابیطالب (علیه السلام) جمع کرده !!!!

فی القرآن بود یا فی المصحف بود ؟!!! فی المصحف ….

در مصحف فاطمه (سلام الله علیها) که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) آن را نوشته بود ، سه برابر قرآن شما است و حرفی از قرآن در آن نیست .

اما تحلیلی که خود ابراهیم الجبهان پلید می کند :

معتقد است که اگر قرآن با این زبان هیروغلیفیه ،‌ نوشته می شد ، منظور از (حرف واحد ) همان حروف هجا ( از الف تا یاء ) است

در صورتی که مشخص است که منظور از حرف واحد به این معنا است که اصلا ارتباط با قرآن ندارد و آیات قرآن نیست ؛ بلکه مصحف جداگانه از گفتگوی حضرت زهرا (سلام الله علیها) با جبرئیل (علیه السلام) است .

اگر با زبان هیروغلیفیه نوشته می شد ، باید یک حرف از حروف هجا را می داشت ؛ چون کلمات قرآن به حروف هجاء نوشته شده و باید حروف قرآن را می داشت . حال که حروف قرآن در این مصحف فاطمه (سلام الله علیها) نیست ، پس حتما (نعوذ بالله ) به زبان میمون ها نازل شده . تا این که با مزاج برادران میمون مناسب باشد .

ابراهیم الجبهان ، تبدید الظلام و تنبیه النیام ،‌ص ۴۵

این تلبیس این وهابی پلید است . توجه داشته باشید که این ادبیات یک وهابی واقعی است و چنین دیدی نسبت به حضرت زهرا (سلام الله علیها) دارد ، همانطور که ابن تیمیه ، محمد بن عبد الوهاب داشت. این وهابی هم باطن خودش را به همه نشان می دهد .

در این جا میگوید : اگر در مصحف حضرت زهرا (سلام الله علیها) هیچ حرفی از قرآن نیست ، پس حتما به زبان میمون ها نوشته شده تا میمون ها هم متوجه شوند . منظورش در این جا شیعه است . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) این مصحف را املاء کرده ،‌ امام صادق (علیه السلام) نقل می کند . در این جا این وهابی خبیث و پلید به همه از ائمه معصومین (علیهم السلام) تا همه شیعیان توهین و جسارت می کند . در صورتی که روایت را به دروغ نقل کرده و اصلا بحث قرآن در آن نیست . خود امام صادق (علیه السلام ) و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) توضیح می دهد که این مصحف ، قرآن نیست . نه این که با لغت عربی نبوده و با حروف هجاء نوشته نشده .

این چهره یک وهابی پلید است که این روایت را به دروغ نقل می کند و خودش هم تحلیل می کند و می خندد .

۲ . کسی که بر تربت سید الشهدا (علیه السلام) سجده نکند ، نمازش قبول نیست .

یکی دیگر از دروغ هایی که بیان می کند ، روایتی است که در همین بخش از کتاب شریف مصباح المتهجد نقل می کند .

همان کتاب تبدید الظلام و تنبیه النیام ، صفحه ۵۵ ،‌ روایت ۲۷ :

وفی مصباح التهجد للطوسی ، ان السجود علی التربه یخرق السبع الحجب ولا تقبل صلاه من لایسجد علیها .

مصباح المتهجد بوده که ایشان مصباح التهجد می گوید !!

در مصباح المتهجد است که سجده بر تربت سید الشهدا (علیه السلام) هفت پرده را از بین می برد .

این روایت در کتب شیعه موجود است . اما ایشان قسمتی را به روایت اضافه می کند و می گوید :

اگر کسی بر تربت سید الشهدا (علیه السلام) سجده نکند ، نمازش قبول نمی شود .

ابراهیم الجبهان ،‌ تبدید الظلام وتنبیه النیام ، ص ۵۵ ،‌ ح ۲۷

از طرف دیگر ، محمد بن عبد الوهاب (لعنۀ الله علیه ) می گفت : این تربت را محقق کرکی در قرن دهم در زمان صفویه درست است . از این طرف ، این وهابی می گوید : مصباح شیخ طوسی (ره) در قرن پنجم گفته : اگر کسی بر تربت سید الشهدا (علیه السلام) سجده نکند ، نمازش اصلا قبول نیست .

اما اصل روایت چیست ؟

کتاب مصباح المتهجد ، تألیف شیخ الطائفه ابی جعفر محمد بن حسن طوسی ،‌متوفای ۴۶۰ هـ ، چاپ مؤسسه اعلمی بیروت ، صفحه ۵۱۰ می گوید :

وروى معاویه بن عمار قال : کان لأبی عبد الله علیه السلام خریطه دیباج صفراء فیها تربه أبی عبد الله علیه السلام فکان إذا حضرته الصلاه صبه على سجادته وسجد علیه ، ثم قال علیه السلام : السجود على تربه أبی عبد الله علیه السلام یغرق الحجب السبع .

معاویه بن عمار روایت می کند که امام صادق (علیه السلام) کیسه ای از پارچه دیباج با رنگ زرد داشت که در آن تربت سید الشهدا (علیه السلام) را نگهداری می کرد . زمانی که برای نماز حاضر می شدند ،‌ این خاک را بر سجاده می ریخت و بر آن سجده می کرد . سپس می فرمودند : سجده بر تربت سید الشهدا (علیه السلام) حجاب هفتگانه را پاره می کند .

شیخ طوسی (ره) ، مصباح المتهجد ، چاپ مؤسسه اعلمی بیروت ، ص ۵۱۰

چون روایات دیگری داریم که کسی بخواهد نماز بخواند ، تا به بخواهد نمازش قبول شود و به خداوند برسد ، خیلی از شرایط را باید رعایت کند . مال حرام نخورده باشد ، چهل روز غیبت نکرده باشد ، چهل روز شراب نخورده باشد و دیگر کار هایی که در روایات آمده و انسان نباید آن ها را انجام داده باشد تا نماز انسان در نزد خداوند قبول شود . اما اگر کسی بر تربت سید الشهدا (علیه السلام) سجده کند ، هیچ کدام از این شرایط ضرورتی ندارد و قبول می شود . چون نماز کسی را که بر تربت سید الشهدا (علیه السلام) سجده کرده ، به سمت آسمان می برند ، بوی سید الشهدا (علیه السلام) و کربلا را دارد و وقتی ملائکه چنین بویی استشمام می شود ، راه را باز می کنند و این پرده ها دریده می شود و نماز شخص قطعا قبول می شود . کسی که بر تربت سید الشهدا (علیه السلام) سجده می کند ، مهر تأییدیه دارد .

حال آیا این روایت ادامه دارد یا تمام می شود ؟ در این جا روایت تمام می شود و سراغ روایت بعدی می رود . اما این وهابی پلید در ادامه روایت می گفت :

ولا تقبل صلاه من لایسجد علیها .

اگر کسی بر این تربت سجده نکند ، ‌نمازش قبول نمی شود .

آیا امام صادق (علیه السلام) چنین حرفی زده بودند و در روایت چنین چیزی بود ؟ در کجای این روایت امام صادق (علیه السلام) چنین حرفی را زده اند ؟ امام صادق (علیه السلام) فرموده بودند : اگر کسی سجده کند ، ‌نمازش قبول می شود . اما اگر سجده نکند ، امام (علیه السلام) در کجا گفتند که نمازش قبول نمی شود ؟؟؟ هر کسی شرایطی که خدا و پیامبر (صلی الله علیه وآله) و ائمه معصومین (علیهم السلام ) گفتند رعایت کند ،‌ نمازش قبول می شود ؛ ولو بر کاغذ یا مهر معمولی یا بر پنبه یا بر برگ درخت و آن چیز هایی که بر آن سجده جایز است ،‌ سجده کند .

اما این وهابی پلید باز دروغ و تهمتی را به شیخ طوسی (ره) نسبت می دهد . همه روایاتی را که نقل می کند ، تک تک همین طور است و همه کتاب مملوء از دروغ و تهمت به شیعه است .

مجری :

تا این جا دو دروغ شاخص آقای جبهان ناصبی و پلید را در مورد مصحف حضرت زهرا (سلام الله علیها) گفته بود و می خواست این طور به مخاطب الغاء کند که این مصحف همان قرآن است که دیدیم متن روایتی را که در کافی شریف و سایر کتاب ها آمده ،‌ مخالف با این دروغ ابراهیم الجبهان است .

دروغ دوم هم در مورد سجده بر تربت سید الشهدا (علیه السلام) بود که عبارت و جمله ای را به روایت نقل شده از امام معصوم (علیه السلام) اضافه کرده بود .

اما کلیپ اول برنامه امشب ، دروغی از یکی از چهره های شاخص وهابی است که باهم می بینیم .

کلیپ ۱ ) :

عثمان الخمیس ، کارشناس وهابی :

مجلسی در بحار الانوار ، صفحه ۹۰ ، جلد ۳۹ نقل کرده است که پیامبر به علی گفته است به من سه چیز داده شده که علی با من در آن شریک است و به علی سه چیز داده که من با او در آن شریک نیستم . گفته شد که ای رسول الله این سه خصلتی که علی با تو در آن شریک است ، چیست ؟

پیامبر فرمودند : پرچم حمد از من است و علی حمل کننده آن است . کوثر از آن من است و علی ساقی آن است . بهشت از آن من است و علی تقسیم کننده آن است .

اما سه ویژگی که به علی داده شده و من در آن شریک نیستم . به او شجاعتی داده که به من داده نشده است . همسری مانند فاطمه به او داده شده که مانند آن به من داده نشده است . فرزندانی مانند حسن و حسین به او داده شده که مانند آن به من داده نشده است .

بنابر این شجاعت علی مقدم بر شجاعت پیامبر است .

مجری :

کلیپ بسیار واضح و گویا بود که آقای عثمان الخمیس از کتاب شریف بحار الانوار روایتی را نقل می کند و خودش مثل آقای جبهان ، عبارتی را اضافه و متنی را از کتاب بحار حذف می کنند و عبارت خود را جایگزین آن می کند و اینطور الغاء می کند که شیعیان معتقد هستند و این را روایت کرده و قبول دارند که آقا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) شجاع تر از پیامبر (صلی الله علیه وآله) بودند . در حالی که در متن روایت بحار الانوار اصلا عبارت دیگری بود و چنین چیزی وجود ندارد .

استاد یزدانی :

آقای جبهان دقیقا همین عبارت را در کتابش آورده بود که گفتم اهمیتی ندارد ، نشان ندادم . اما مطلبی شبیه همین مطلب از این کتاب ذخیره کردم . بنده فکر می کنم نویسنده این کتاب عثمان الخمیس است ؛ چون پلیدتر از عثمان الخمیس کسی در بین وهابیت کمتر پیدا می شود .

۳ . شیعه باید کلام خلاف عقل ائمه خود را هم بپذیرند .

در همین کتاب تبدید الظلام وتنبیه النیام ، صفحه ۳۱ ، روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند :

قال له رجل ( جعلت فداک ، یأتینا الرجل … فینقل لنا اخبارا عنکم فبماذا تأمرنا به ) فقال له جعفر ، هل یقول ان جعفر بن محمد یقول : (ان اللیل لیس بلیل والنهار لیس بنهار ) فقال سائل : قد یبلغ ذلک فقال له جعفر ( اذا قال لکم احد ان جعفر بن محمد یقول ان اللیل لیس بلیل وان النهار لیس بنهار فلا تکذبوه فانکم ان کذبتموه فانما تکذبون جعفر بن محمد .

وعلی اساس هذا الحدیث فانک اذا قلت لشیعی ( قال جعفر بن محمد ان لک یا فلان ذنبا وحوافر وانت تشعر فانه علی الفور سیتحسس قفاه وسیقوم بفحص قدمیه ، ثم لا یلبث ان یذهب الی اقرب مشهد من مشاهد ائمه : ویضرع الیه ان یعیده الی هیئه بنی البشر ) ….

شخصی به امام صادق (علیه السلام) گفت : جانم به فدایت ! شخصی از جانب شما اخباری را نقل می کند ، نظر شما در این باره چیست ؟ آیا ما هر کسی را که از جانب شما روایت نقل کرد ، قبول کنیم یا رد کنیم ؟ امام صادق (علیه السلام) فرمودند : این شخصی که نزد شما می آید و از ما روایت نقل می کند ، آیا چنین روایاتی را نقل می کند که امام صادق (علیه السلام) فرموده باشند : شب ، ‌شب نیست و روز ،‌ روز نیست؟ .

یعنی شخصی بگوید که امام صادق (علیه السلام) فرموده : شب را که شما شب می بینید ، شب نیست ؛ بلکه روز است و روز ، شب است . در این حد روایتی را از امام صادق (علیه السلام) نقل کند . یا این که مثلا بگوید : عدد چهار ، زوج نیست و چنین دروغ واضحی را بگوید .

سائل گفت : بله ، گاها این طور می شود که از شما نقل می کنند امام صادق (علیه السلام) فرموده : روز ، روز نیست و شب ، شب نیست . امام صادق (علیه السلام) فرمودند : اگر این شخص آمد و از ما نقل کرد که امام صادق (علیه السلام) گفته : شب ، شب نیست و روز ،‌ روز نیست ، تکذیبش نکنید و از او قبول کنید . اگر او را تکذیب کنید ، امام صادق (علیه السلام) را تکذیب کردید .

خیلی عجیب است اگر چنین روایتی در کتاب های شیعه باشد !!!! یعنی امام صادق (علیه السلام) هر چه فرمودند ، ما باید بپذیریم . در ادامه خودش تحلیل می کند و این تحلیل نشان می دهد که چقدر این وهابی سوخته و چقدر از دست ما عصبانی هستند .

بر اساس همین روایت ،‌ اگر ما به یک شیعه بگوییم که امام صادق (علیه السلام) به شما گفته : فلانی دم و سم دارد و تو نمی دانی که دم داری یا سم داری . این شیعه باید فورا پشت سر یا کف پایش را نگاه کند که واقعا سم یا دم دارد یا ندارد . فورا خود را به حرم یکی از ائمه برساند و تضرع کند خدایا مرا به هیئت بشر برگردان .

اگر ما چنین حرفی به یک شیعه زدیم ، نباید تکذیب کند و باید به دنبال این کار ها برود .

ابراهیم الجبهان ، تبدید الظلام و تنبیه النیام ،‌ص ۳۱

اما اصل روایت چیست ؟

کتاب بحار الانوار ،‌ تألیف شیخ محمد باقر مجلسی (ره) ، چاپ احیاء الکتب الاسلامیه در قم (صد و ده جلد را در چهل جلد چاپ کرده اند ) ، جلد دوم از صد و ده جلد ، صفحه ۱۸۸ :

بصائر الدرجات : محمد بن عیسى ، عن محمد بن عمرو ، عن عبد الله بن جندب ، عن سفیان بن السمط ، قال : قلت لأبی عبد الله علیه السلام : جعلت فداک إن الرجل لیأتینا من قبلک فیخبرنا عنک بالعظیم من الأمر فیضیق بذلک صدورنا حتى نکذبه ، قال : فقال أبو عبد الله علیه السلام : ألیس عنی یحدثکم ؟ قال : قلت : بلى . قال : فیقول للیل : إنه نهار ، وللنهار : إنه لیل ؟ قال : فقلت له : لا . قال : فقال : رده إلینا فإنک إن کذبت فإنما تکذبنا .

روایت از بصائر الدرجات از محمد بن عیسی از محمد بن عمرو از عبد الله بن جندب از سفیان بن سمط گفت : شخصی نزد امام صادق (علیه السلام) آمد و گفت : گاهی مردم چیز هایی از شما نقل می کنند که ما تاب تحمل آن را نداریم و می گوییم این دروغ است و امام صادق (علیه السلام) این سخن را نگفته اند . امام صادق (علیه السلام) فرمودند : آیا از زبان ما نقل می کنند . گفتم : بله از زبان شما نقل می کنند . آیا از زبان ما می گویند که روز ، شب است و شب ، روز است ؟ گفتم : نه این طور هم نیست که بگویند : روز ، شب است و شب ، روز است . حضرت فرمودند : آن ها را به ما بسپارید و دوباره آن روایت را از ما بپرسید . اگر تو فوری بگویی که این دورغ است و نمی توانم قبول کنم ، اگر راست باشد ، شاید ما را تکذیب کنی .

نه این که شما فورا قبول کنید . به ما رد کنید . وقتی به ما رد کنید ،‌ ما می گوییم که راست است یا دروغ است . ببینید که این وهابی پلید چقدر دروغ می گوید . در روایتی که نقل می کند ، می گوید : ” فقال سائل : قد یبلغ ذلک ، گاهی از شما این طور نقل می کند که شب ، روز است و روز ، شب است ” اما در اصل روایت این طور است که امام صادق‌ (علیه السلام) می پرسند که آیا از ما نقل می کند که روز ، شب است و شب ،‌روز است . راوی می گوید : ” فقلت : له لا ، نه این طور هم نیست ”

بعد از تغییر این عبارت ، به صورت مفصل علیه شیعه توهین می کند و به مذهب شیعه تهمت می زند و آن داستانسرایی ها را می کند که امام صادق (علیه السلام) به شیعه ای بگوید : تو دم داری ، آن شیعه باید قبول کند . اگر ما هم از امام صادق (علیه السلام) نقل کنیم که حضرت گفته : فلانی دم دارد ، اگر آن شخص شیعه امام صادق (علیه السلام) باشد ، باید بپذیرد و باید به دنبالش باشد که آیا واقعا دم دارد یا ندارد . اگر دید که ندارد ، باید پیش ائمه (علیهم السلام) برود و بگوید : حتما دم دارم که امام صادق (علیه السلام) چنین حرفی گفته اند .

جالب است که در این جا علامه مجلسی روایت را توضیح می دهد :

بیان : فیما وجدنا من النسخ : ” فتقول ” بتاء الخطاب ، ولعل المراد أنک بعد ما علمت أنه منسوب إلینا فإذا أنکرته فکأنک قد أنکرت کون اللیل لیلا والنهار نهارا ، أی ترک تکذیب هذا الأمر ، وقبحه ظاهر لا خفاء فیه ، ویحتمل أن یکون بالیاء على الغیبه کما سیأتی أی هل یروی هذا الرجل شیئا یخالف بدیهه العقل ؟ قال : لا . فقال : فإذا احتمل الصدق فلا تکذبه ورد علمه إلینا ، ویحتمل أن یکون ” بالنون “على صیغه التکلم ، أی هل تظن بنا أنا نقول ما یخالف العقل ، فإذا وصل إلیک عنا مثل هذا فاعلم أنا أردنا به أمرا آخر غیر ما فهمت ، أو صدر عنا لغرض فلا تکذبه .

مقصود از این روایت آن است که فورا حرف ما را تکذیب نکنید . تجسس کنید ، از ما سؤال کنید که آیا این مطلب درست است یا درست نیست . اگر خلاف عقل باشد ، ‌نپذیرید ؛ چون ما خلاف عقل سخن نمی گوییم . اگر خلاف عقل نبود ، تکذیب نکنید . از ما بپرسید که این سخن را شما گفته اید یا نگفته اید.

مجلسی ، بحار الانوار ،‌ ج ۲ ، ص ۱۸۸

این هم دروغی دیگر از دروغ های این وهابی پلید بود که بیان کردیم .

۴ . علت نبود بسم الله در سوره توبه ، به خاطر نام ابوبکر است .

یکی دیگر از دروغ های این وهابی که به خاطر تحریک احساسات اهل سنت است ، باز هم در این کتاب تبدید الظلام وتنبیه النیام ، صفحه ۴۲ در بحث تفاسیر می گوید :

ویدعون ان سوره براءه لم بتدأ بالبسمله لان الذکر ابی بکر فیها .

شیعه ها ادعا کردند که سوره برائت با بسم الله شروع نشده ؛ چون در آن سوره یادی از ابوبکر شده است .

ابراهیم الجبهان ،‌ تبدید الظلام و تنبیه النیام ،‌ص ۴۲

در بین سوره ها ، سوره توبه است که بسم الله ندارد . دلائلش را مفسرین شیعه و سنی توضیح داده اند . شاید یکی از حکمت های نبود بسم الله در سوره توبه به این علت است که خداوند می خواهد تذکر ده که بسم الله ، جزئی از همان سوره است . اگر جزئی از سوره نبود ،‌ در این جا بیان می کند . چرا در این سوره ، بسم الله را ذکر نکرده ؟ به خاطر این که بگوید در دیگر سوره هایی که بسم الله ذکر شده ، جزئی از قرآن است . بر خلاف نظر تمام اهل سنت که قرآن را تحریف شده می دانند و می گویند : ” صد و چهارده یا صد و سیزده آیه به قرآن اضافه شده ” . بسم الله جزئی از سوره است که آقایان اهل سنت آن را جزء سوره نمی دانند . این وهابی چنین دروغی را می گوید .

اما به ما نشان دهید که نام ابوبکر در کجای سوره توبه بیان شده ؟ شاید می خواهد آیات اول سوره توبه را به ابوبکر تطبیق دهد . شاید هم منظور ایشان آیه ۴۰ سوره توبه ،‌ آیه غار است که در آن هم نامی از ابوبکر نیامده .

پس این هم دروغ دیگری از آقای جبهان بود که فقط و فقط برای تحریک احساسات اهل سنت علیه شیعه بیان می کند .

۵ . شیعیان بعضی از فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیها) را لعن و تکفیر کردند.

این دروغ را آقای ابن تیمیه و بقیه آقایان وهابی هم داشتند . ایشان هم در کتاب تبدید الظلام وتنبیه النیام ،‌صفحه ۴۷۱ می گوید :

ان من العتره من تلعنونهم وتتبرعون منهم ومنهم علی سبیل المثال لا الحصر (زید بن علی بن الحسین) رضی الله عنه الذی راودتموه علی مقایضه دینه بمؤازرتکم له فرفضکم وسماکم الرافضه ومنهم : ابراهیم وجعفر ابنی موسی الکاظم .

ومنهم : جعفر بن علی اخو الحسن بن العسکری وهو الذی تلقبونه جعفر الکاذب لانه سخر من مهدیکم المزعوم وانکر وجوده واستهزأ بمخترعاتکم المضحکه .

ومنهم : الحسن المثنی بن الحسن السبط وابنه عبد الله المحض ومحمد الملقب بالنفس الزکیه وهؤلاء تزعمون انهم کفار مرتدون لانهم لعنوکم ز

از میان عترت کسانی هستند که شیعیان آن ها را لعن می کنند .

لعنت خدا بر وهابی دروغگو ! چون ما چنین کسی را از عترتی که معتقدیم ، لعن نمی کنیم .

و از آن ها اظهار برائت می کنند . از جمله کسانی که مثال می زنم نه این که همه آن را شمارش کنم ، زید بن علی بن الحسین (علیهم السلام) است .

کدام شیعه در طول تاریخ ، زید بن علی (علیه السلام) را لعن کرده ؟؟؟ علی لعنۀ علی الکاذبین ، لعنت خدا بر انسان دروغگو .

از جمله ، ابراهیم و جعفر دو تن از پسران امام موسی کاظم (علیه السلام) . جعفر بن علی برادر امام حسن عسکری (علیه السلام) .

شاید منظور این وهابی جعفر کذاب باشد که آن هم اختلافی است ؛ اما کسی او را لعن نکرده .

از جمله حسن مثنی فرزند امام حسن مجتبی (علیه السلام) و هم چنین عبد الله محض و محمد ملقب به نفس زکیه را لعن می کنند .

ابراهیم الجبهان ، تبدید الظلام و تنبیه النیام ، ص ۴۱۷

این ها دروغ هایی است که شما می گویید . اگر کسی این ها را لعن کند ، بنی العباس بود که با این ها دشمن بوده ؛ اما شیعه هرگز این ها را لعن نکرده و این از دروغ هایی است که فقط و فقط ابن تیمیه گفته و بقیه وهابی ها طوطی وار و میمون وار از او تقلید کردند و این دروغ ها را تکرار کردند . اخوان القرده که می گوید ، خود شخص آقای جبهان است که میمون وار از ابن تیمیه تقلید کرده و دروغ های ابن تیمیه را تکرار می کند .

مجری :

چند دروغ از دروغ های آقای جبهان که تمامی ندارد و قطعا ما در این برنامه ها فرصت نمی کنیم که همه دروغ های این وهابی پلید را مطرح کنیم . به همین دلیل به اندازه ای که وقت به ما اجازه می دهد ، در حدی که دروغگو بودن وهابی ها ثابت شود ، مطرح می کنیم .

کلیپ بعدی ، باز هم از چهره های سرشناس وهابی است که باز هم دروغی نسبت به عقاید شیعه را بیان می کند .

کلیپ ۲ ) :

ابراهیم الفارس ـ عالم وهابی

شیعیان اعتقاد دارند که حسن عسکری پسری دارد و او محمد است و او کوچک بود و هنگامی که به پنج سالگی رسید ، در سرداب سامرا مخفی شد و در آخر الزمان خارج خواهد شد . بنابر این عقیده مهدویت می گوید که مهدی همان محمد بن الحسن العسکری بود و بعد از هفتاد سال ظهور خواهد کرد. سپس گفتند بعد از ۱۴۰ سال ظهور خواهد کرد . بعد از این که ۷۰ سال گذشت ، عقیده جدیدی را اختراع کردند تا این خطا را توجیه کنند و گفتند بعد از ۱۴۰ سال ظهور خواهد کرد و ظهور نکرد . پس گفتند : بعد از ۳۰۰ سال ظهور خواهد کرد . سپس این باب را باز کردند و گفتند : نمی دانیم چه زمانی ظهور می کند . پس عقیده ی مهدویت می گوید که مهدی منتظر از سرداب سامراء ظهور خواهد کرد و سرداب سامراء عبارت است از یک سرداب کوچک که زیر مناره های مسجد سامراء قرار دارد .

مجری :

دروغ هایی که ابن تیمیه و بعد از او دیگران نقل کردند ، ایشان هم به عنوان یک عالم معاصر و سرشناس وهابی که گاهی در شبکه های وهابی برنامه هم دارد ، مطرح کرد . دروغی معروف و مشهور سرداب که کم کم به همان دروغ خان الامین که اتفاقا به شیعه شده ، در آمده . این که شیعه معتقد است آقا حجت بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) از سرداب سامراء ظهور می کند .

دروغ واضح و آشکاری دیگری که بیان کردند در مورد زمان ظهور بود که اصلا نیازی به توضیح در مورد آن نیست .

استاد یزدانی :

۶ . شیعه خواندن صنمی قریش را بالاتر از خواندن قرآن می داند .

یکی دیگر از دروغ هایی که آقای جبهان به منظور تحریک احساسات اهل سنت علیه شیعه بیان می کند ، در همین کتاب تبدید الظلام و تنبیه النیام ، صفحه ۳۲۶ آمده :

انهم یعتقدون ان الولایه لعلی لانتم الا بالبراءه من الشیخین . ویبدؤون بسب الشیخین بدلا من البسمله . لان السب افضل عندهم من ذکر الله وتلاوه دعاء صنمی القریش الذی سبق ذکره افضل عندهم من قراءه القرآن .

شیعه معتقد است که ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) تمام نمی شود مگر به برائت از شیخین .

این ها مهم نیست ،‌ شاید هم درست باشد و ما روایاتی در این زمینه داریم .

شیعه ها به جای این که بسم الله الرحمن الرحیم بگوید ، شروع به فحش دادن به شیخین می کنند

دروغی به این واضحی !!! کدام شیعه در طول تاریخ این کار را انجام داده !!

از نظر شیعه سب بالاتر از ذکر خداوند است . تلاوت دعای صنمی قریش از نظر شیعه ،‌ بهتر از قرائت قرآن است .

ابراهیم الجبهان ، تبدید الظلام و تنبیه النیام ،‌ص ۳۲۶

بینندگان شیعه !‌ شما تا به حال چند بار دعای صنمی قریش را خوانده اید . آیا شما این دعا را بیشتر از قرآن خوانده اید ؟ واضح و روشن است که این هم یکی از همان دروغ ها است که نیازی به توضیح ندارد .

۷ . شیخ مفید گفته : اهل سنت بدتر از یهود و نصاری است .

مطلب بعدی ، تهمتی است که به شیخ مفید (ره) می زند و در کتاب تبدید الظلام و تنبیه النیام ، صفحه ۴۹۴ :

یقول محمد بن احمد النعمان الملقب بالشیخ المفید : ان اهل السنه شر من الیهود والنصاری

شیخ مفید (ره) گفته : اهل سنت از یهود و نصاری شرورتر و بدتر هستند .

ابراهیم الجبهان ،‌ تبدید الظلام و تنبیه النیام ، ص ۴۹۴

بنده هر چه در مؤلفات شیخ مفید (ره) جستجو کردم . هم کتاب های ایشان در بازار موجود است و هم نرم افزارش . ببینید که در کجا این حرف را زده است . این حرف شبیه حرف محمد بن عبد الوهاب و ابن تیمیه است که به شیعه چنین تهمت هایی زده بود و ما قبلا آن ها را نشان دادیم .

۸ . شیعیان دوازده خدا دارند .

دروغ بعدی که باز هم در همین کتاب تبدید الظلام و تنبیه النیام ، صفحه ۴۷۰ گفته این است :

اولا : ان قولی ان للشیعه اثنا عشر الها فاننی اؤکده واصر علیه واطلب من کل من یشک فی قولی ، ان یذهب الی مقابر الائمه وما تسمونه بالعتبات المقدسه لیری بعینیه .

شیعیان معتقد هستند که ما دوازده خدا داریم . من هم تأکید و اصرار دارم که شیعه دوازده خدا دارد.

اگر قرار باشد که معصومین ما خدا باشند ، ما چهارده معصوم داریم ؛ پس باید چهارده خدا داشته باشیم .

اگر حرف مرا قبول ندارید ، به مقابر ائمه و عتبات مقدسه بروید و با چشم خود ببینید که آن ها را خدا می دانند .

ابراهیم الجبهان ، تبدید الظلام وتنبیه النیام ،‌ ص ۴۷۰

بینندگان عزیز ! بروید و قبر ابوحنیفه را ببنید که چطور مردم زیارت می کنند . اگر قرار است امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به خاطر زیارت شدن ، خدا شود ؛ پس ابوحنیفه هم از نظر شما خدای اعظم می شود .

اتفاقا دیشب بیننده سنی که با برنامه آیت الله قزوینی تماس گرفته بود ، تا بحث مقابر را پیش کشید ، ‌استاد ما قبر ابوحنیفه ، قبر شافعی ، قبر احمد بن حنبل را نشان داد . اگر گنبد سازی حرام و شرک است ،‌شما مشرک تر هستید . چون تعداد گنبد سازی هایی که شما در کشورهای اسلامی مختلف دارید ، ده برابر شیعه است . ما گنبد سازی را برای قبور ائمه خود انجام دادیم ؛ اما شما حتی برای ابن تیمیه هم گنبد ساختید . حتی محل تولد محمد بن عبد الوهاب را در نجد نگه داشته و به عنوان زیارت گاه شما است. پس در این صورت ابن تیمیه یک خدا ، محمد بن عبد الوهاب یک خدای دیگر ،‌شافعی هم خدای دیگری ، در هر صورت شما هم خداهای متعددی دارید .

۹ . شیعیان صحیفه سجادیه را افضل از قرآن می دانند .

دروغ دیگری که ایشان در کتاب تبدید الظلام و تنبیه النیام ، صفحه ۴۵ نقل می کند این است :

ویقولون ایضا ان لدی ائمه (الصحیفه الکامله ) وهی التی یسمونها (زبور آل محمد وانجیل اهل البیت) وهی معتبره عندهم بمنزله القرآن وربما قالوا انها افضل من القرآن .

شیعیان می گویند : در نزد ائمه (علیهم السلام) یک صحیفه کامله است که او را زبور آل محمد (صلی الله علیه وآله) یا انجیل اهل بیت (علیهم السلام) می دانند .

بعضی ها به صحیفه سجادیه ،‌ زبور آل محمد یا انجیل اهل بیت (علیهم السلام) می گویند که البته عمومی نیست و بعضی ها این حرف ها را زده اند .

این صحیفه کامله را به منزله قرآن قبول دارند و در نزد آن ها معتبر است . بعضی ها هم گفته اند که این صحیفه کامله یا صحیفه سجادیه افضل از قرآن است .

ابراهیم الجبهان ، تبدید الظلام و تنبیه النیام ،‌ ص ۴۵

اگر این وهابی این دروغ ها را نگوید ، چه بگوید ؟ چه استدلالی دارد ؟ آیا می تواند کتاب های شیعه را بخواند و به روایتی استدلال کند یا فضیلتی برای خلفای خود پیدا کند . مجبور است که به همین دروغ ها متوسل شود .

مجری :

این هم بخش کوچکی از دروغ های آقای جبهان بود که در این برنامه و برنامه قبل بیان شد . واقعا ما می خواهیم از زبان چه عزیزان اهل سنت و چه کسانی که تفکرات سلفی و وهابی دارند ، بدانیم که چرا این آقایان وهابی این همه دروغ می گویند و نه به کتب شیعه و نه به کتب اهل سنت رحم کردند .

تماس بینندگان

بیننده : آقای اعظمیان از اصفهان ـ شیعه

با این دروغ های آقای جبهان که شما بیان کردید ، مطالب زیادی را متوجه شدم . از جمله این که ،‌ اگر کسی استادش ابن تیمیه و ابن قیم و کسانی که از روی تزویر و تظاهر به دنبال اسلام بودند و فقط بزرگنمایی شدند و به عنوان شیخ الاسلام مطرح هستند ، کنداکتور دروغ هایشان از دست ما خارج شده . بنده تقاضا دارم که شما کنداکتوری قرار بدهید تا مشخص شود دروغ های آقای جبهان به کجا ختم می شود و به صورت کلیپی درست کنید. امیدوارم که دوستداران و پیروان ابن تیمیه روی خط بیایند و به این دروغ ها پاسخ دهند . گرچه که می دانیم هیچ پاسخی برای این دروغ ها ندارید .

مجری :

تا این لحظه کسی پیدا نشده که از ابن تیمیه یا از محمد بن عبد الوهاب و چه سایر وهابی ها دفاع کند .

بیننده :

هفته گذشته شبکه وصال که آقای انصاری مدیریت آن را به عهده دارند ،‌کلیپی از حضرت استاد در مورد توهین ابن تیمیه به مذاهب اربعه اهل سنت پخش کردند و گفتند که استاد قزوینی در این مورد دروغ گفته و نظر ابن تیمیه در خصوص روافض یا همان شیعیان بوده . بنده از استاد یزدانی می خواهم که آیا این مطلب حقیقت دارد که ابن تیمیه به مذاهب اربعه اهل سنت توهین کرده ؟

مطلب دوم این که بنده گفتم آقایان وهابی برای دفاع از دروغ های ابن تیمیه روی خط بیایند ، دروغ که قابل دفاع نیست ؛‌ اما بت ابن تیمیه در شبکه ولایت شکسته شده . ان شاء الله بت شکنی پیدا شود تا تزویر ها و ریا های وهابیت را بشکند تا واقعیت و حقیقت اهل بیت (علیهم السلام) را به دنیا نشان دهیم .

استاد یزدانی :

البته در مورد نکته اولی که فرمودند ، واقعا همین طور است که الان شبکه های وهابی جرأت نمی کنند نام ابن تیمیه را ببرند و وقتی بیننده های شبکه ولایت تماس می گیرند ، تا نام ابن تیمیه را می برند ، فورا قطع می شوند . ما کار را به جایی رسانده ایم که نام ابن تیمیه ، رمز قطع شدن تماس های بیننده ها در شبکه های وهابی شده . خدا را شکر می کنیم که این بت شکسته شد و ابن تیمیه را از دست دادند .

اما در مورد کلیپی که پخش شده ، بنده آن کلیپ را ندیدم . بنده فقط یکی از حرف های ابن تیمیه را که علیه مذاهب اربعه زده را نشان می دهم .

در کتاب مجموع فتاوی ، تألیف ابن تیمیه ،‌ جلد ۲۲ ، صفحه ۲۴۸ می گوید :

وإذا کان الرجل متبعا لأبى حنیفه أو مالک أو الشافعى أو أحمد ورأى فی بعض المسائل أن مذهب غیره أقوى فإتبعه کان قد أحسن فی ذلک …

اگر کسی پیرو ابو حنیفه و شافعی و مالک و احمد بن حنبل باشد و نظرش این باشد که اگر در مسأله ای ، مذهب دیگری نظر قوی تری داشته باشد و از آن پیروی کند ،‌ خیلی خوب است .

یعنی در مذهب خود تعصب نداشته باشد که مثلا تمام حرف های ابوحنیفه درست است و حرف بقیه را رد کند .

در صفحه بعد می گوید :

فمن فعل هذا کان جاهلا ضالا بل قد یکون کافرا فإنه متى إعتقد أنه یجب على الناس إتباع واحد بعینه من هؤلاء الأئمه دون الإمام الآخر فإنه یجب أن یستتاب فإن تاب وإلا قتل …

هر کس این کار را انجام دهد ، جاهل و گمراه است . بلکه گاهی ممکن است کافر شود . یژ

یعنی آن حنفی که پیرو ابو حنیفه است و نظر ابو حنیفه را بر نظر شافعی ترجیح می دهد ، کافر است. یا شافعی که نظر شافعی را قبول دارد و نظر ابوحنیفه را رد می کند ، کافر است .

ما در بحث تقلید این را توضیح دادیم که بعضی از علمای حنفی توضیح دادند که بر مردم شبه قاره هند واجب است که از ابوحنیفه تقلید کنند ؛ چون فقط علمای حنفی در آن جا هستند و علمای شافعی در آن جا نیستند .

چنین اشخاصی که این اعتقاد را دارند که فقط باید از یک نفر تقلید کرد ،‌ واجب است که توبه داده شود . اگر توبه کرد ، که توبه کرد . اگر توبه نکرد ، باید کشته شود .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ،‌ ج ۲۲ ، ص ۲۴۸

یعنی تمام اهل سنت روی کره زمین ، واجب القتل هستند . چون این ها که توبه نمی کنند . اگر شما به احناف زاهدان بگویید که طبق گفته ابن تیمیه از ابوحنیفه تقلید نکنید و از حنفی بودنتان توبه کنید که توبه نمی کنند . حال که توبه نمی کنند ، طبق فتوای ابن تیمیه باید کشته شوند . بر اساس همین فتوا ، وهابیت اهل سنت را کشتند . مگر در همین چابهار بمب گذاری نکردند و اهل سنت و شیعه را نکشتند . مگر در پاکستان و عراق اهل سنت را نمی کشند . وهابی ها در همه جا غیر از کشت و کشتار کار دیگری نمی کنند .

در هر ابن تیمیه پیروان مذاهب اربعه را کافر می داند .

بیننده : آقای علی دوستی از ورامین ـ شیعه

امروز در شبکه وهابی کلمه در برنامه زیر ذره بین با کارشناسی کیانی ، در مورد تضاد شیعه و سنی صحبت می کردند و آیه ای از قرآن را در این باره خواند . برای بنده خیلی مضحک و خنده دار بود ؛ چون بین شیعه و سنی تضادی ندارد ؛ بلکه اختلاف نظر دارند . این ها تفرقه هایی است که این شبکه های وهابی می خواهند بین اهل سنت و شیعه ایجاد کنند .

بیننده : آقای عرب از زرند ـ شیعه

حضرت استاد ! بنده سؤالی در مورد سوره معراج آیه اول و دوم آن که در مورد ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) داشتم . از قول امام صادق (علیه السلام) نقل شده که وقتی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را به خلافت منصوب کرد ،‌ در باره ایشان گفت : من کنت مولا فهذا علی مولاه .

در ادامه می گوید : روزی شخصی به نام نعمان بن حارث نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) آمد و گفت : تو به ما دستور دادی به یگانگی خدا و این که تو فرستاده او هستی و ما شهادت به آن دهیم که ما هم شهادت دادیم . تو به روزه و جهاد و نماز دستور دادی و ما قبول کردیم . اما با این ها راضی نشدی تا این که این جوان علی بن ابیطالب (علیه السلام) را به جانشینی خود منصوب کردی و گفتی : هر که من مولای او هستیم ، علی مولای او است . آیا این سخن از طرف خودت است یا از طرف خداوند است . پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) فرمودند : قسم به خدایی که جز او معبودی نیست ، این سخن از ناحیه خداوند است . نعمان روی بر گردان . در حالی که می گفت : خدایا اگر این سخن حقی از طرف تو است ، سنگی از آسمان بر ما بباران . این جا بود که سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و آیات اول و دوم سوره معراج نازل شد .

بنده می خواستم بدانم که آیا سند این روایت از منابع اهل سنت است . اگر هست ، به ما نشان دهید ؛ چون همین روایت می تواند جواب قاطعی برای آقایان وهابی مخصوصا امثال عقیل بی عقل و آقای خدمتی باشد . شاید آن ها هم دعا کردند و سنگی از آسمان بر سر آن ها هم خورد .

استاد یزدانی :

داستان نعمان و تفسیر سوره معارج ، در کتاب های متعددی نقل شده است . از جمله تفسیر ثعلبی ، جلد ۱۰ ، صفحه ۳۵ ،‌از امام صادق (علیه السلام) از پدرانش نقل می کند :

حدّثنی أبی عن جعفر بن محمد عن آبائه ، فقال : لما کان رسول الله ص بغدیر خم ، نادى بالناس فاجتمعوا ، فأخذ بید علیّ ح فقال : ( مَنْ کنتُ مولاه فعلیٌّ مولاه ) .

فشاع ذلک وطار فی البلاد ، فبلغ ذلک الحرث بن النعمان القهری فأتى رسول الله ص على ناقه له حتّى أتى الأبطح ، فنزل عن ناقته وأناخها وعقلها ، ثمّ أتى النبیّ ص وهو فی ملأ من أصحابه فقال : یا محمد أمرتنا عن الله أن نشهد أن لا إله إلاّ الله وأنّک رسول الله فقبلناه منک ، وأمرتنا أن نصلّی خمساً فقبلناه منک ، وأمرتنا بالزکاه فقبلنا ، وأمرتنا بالحجّ فقبلنا ، وأمرتنا أن نصوم شهراً فقبلنا ، ثمّ لم ترض بهذا حتّى رفعت بضبعی ابن عمّک ففضلته علینا وقلت : من کنت مولاه فعلی مولاه ، فهذا شیء منک أم من الله تعالى ؟

فقال : ( والّذی لا إله إلاّ هو هذا من الله ) فولّى الحرث بن النعمان یرید راحلته وهو یقول : اللهمّ إن کان ما یقوله حقاً فأمطر علینا حجاره من السماء ، أو ائتنا بعذاب ألیم ، فما وصل إلیها حتّى رماه الله بحجر فسقط على هامته وخرج من دبره فقتله ، وأنزل الله سبحانه : ) سأل سائل بعذاب واقع للکافرین لیس له دافع …

وقتی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در غدیر خم دست امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را بلند کرد و فرمود : من کنت مولا فهذا علی مولاه . این داستان در همه شهرها پیچید و مردم متوجه آن شدند . خبر به گوش حرث بن نعمان قهری یا فهری رسید . نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آمد ،‌در حالی که سوار بر شترش بود . به منطقه ابطح جایی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) بود ، رسید. از ناقه خود پیاده شد و پای آن را بست . پیش پیامبر (صلی الله علیه وآله) آمد و در مقابل همه اصحاب گفت : ای رسول خدا ! شما دستور دادی که بگوییم خدا یکی است و شما پیامبر ما هستی . ما هم قبول کردیم . به ما دستور دادی که پنج وقت نماز بخوانی ، قبول کردیم . دستور دادی زکات بدهیم ،‌ حج برویم ، روزه بگیریم ، اما با این حال راضی نشدی و دست پسر عمویت را بالا بردی و او را از همه ما افضل دانستی و گفتی : هر کس من مولای او هستیم ، علی مولای او است . این حرف از طرف تو است یا از طرف خداوند ؟

پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند : قسم به خدای یکتا ! که این سخن خداوند است . حارث بن نعمان برگشت و گفت : خدایا اگر این قضیه درست است ، سنگ از آسمان بر ما ببار که خداوند همان جا سنگی بر سر او افتاد و از طرف دیگر بدنش خارج شد و به جهنم واصل شد و خداوند آیات اول سوره معارج را نازل کرد .

تفسیر ثعلبی ، ج ۱۰ ، ص ۳۵

بیننده : محمد ولی از شیراز ـ شیعه

بنده دو سؤال داشتم . اولی در مورد ازدواج حضرت خدیجه (سلام الله علیها ) که ایشان هیچ ازدواجی غیر از ازدواج با رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نداشتند . دوم این که استاد یزدانی در کتاب شبهه پژوهی ، به شبهه ای که عمر به ایران حمله کرده و امام حسین (علیه السلام) در آن شرکت نداشته ، پاسخ دادند یا ندادند ؟

استاد یزدانی :

در مورد ازدواج حضرت خدیجه (سلام الله علیها) ، مقاله ای در سایت تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) در قسمت پرسش و پاسخ ، عبارت ازدواج را جستجو کنند ، اولین مقاله ای که می آید ،‌این است که آیا حضرت خدیجه (سلام الله علیها) قبل از پیامبر (صلی الله علیه وآله ) با فرد دیگری ازدواج کرده بود ؟ در این مقاله مستنداتی از منابع اهل سنت آورده شده که حضرت خدیجه (سلام الله علیها) ازدواج نکرده بود . بعضی ها هم اعتقاد کرده که ازدواج کرده بودند . این قضیه اختلافی است ؛‌اما در این مقاله به صورت مفصل بحث شده که آن حضرت ازدواج نکرده بودند .

در مورد سؤال دوم ، در هیچ یک از کتاب های مسلمانان چنین مطلبی نیامده ، جز در کتاب آقای طبری . آقای طبری هم این مطلب را از علی بن مجاهد نقل کرده و علی بن مجاهد هم طبق نظر تمام علمای اهل سنت ضعیف است و بر ضعف ایشان همه اجماع دارند و روایتش درست نیست . هیچ مسندی در هیچ کتابی از کتاب های مسلمانان با سند معتبر وجود ندارد که حسنین (علیهم السلام) زیر پرچم بقیه در این جنگ ها شرکت کرده باشند . اگر این فتوحات واقعا فتوحات بود و جهاد محسوب می شد ، خود امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) شرکت می کردند و در خانه نمی ماندند . پس اگر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در این جنگ ها شرکت نکرده ، دلیل بر این است که این جنگ ها جهاد نیست و مشروعیت نداشته . فرماندهان آن مشروعیت نداشتند و حسنین (علیهم السلام) هم قطعا تابع پدر بزرگوارشان بودند .

بیننده : آقای پور محمود از تهران ـ شیعه

بنده اولا تقاضایی داشتم که قبل از برنامه موضوع را زیر نویس کنید .

دوم این که ،‌ آیا کتب اربعه شیعه به زبان فارسی هم در بازار موجود هست یا خیر ؟

سوم این که ، بنده تقاضا می کنم که هر از چند گاهی از آیت الله جوادی آملی در شبکه دعوت کنید ؛ چون ایشان همان شخصی هستند که امام (ره) نامه ای را که به آقای گروچف نوشته بودند ، همراه آن گروه بودند . ایشان از فلاسفه بزرگ هستند و مسائل دینی را به صورت زیبایی موشکافی می کنند .

استاد یزدانی :

همه کتب اربعه شیعه به زبان فارسی هم در اینترنت و هم چاپ شده است . به خصوص کتاب شریف کافی که هم نرم افزار آن وجود دارد و هم چاپ های متعدد دارد . البته مباحث آن فقهی است و به درد مردم عادی نمی خورد و بحث هایی که به درد مردم می خورد همه ترجمه شده است .

بیننده : محسن از تربت حیدریه ـ شیعه

استاد یزدانی عزیز ! در شبکه های وهابی از عایشه ، خیلی صحبت می کنند . در صورتی که در شبکه جهانی ولایت ، صحبتی از ام المؤمنین خدیجه کبری (سلام الله علیها) نمی شود . بنده تقاضا دارم که در باره این شخصیت بزرگوار که اولین زن مسلمان و بزرگترین حامی رسول خدا )صلی الله علیه وآله) بودند ،‌هم صحبت کنید .

حرف آخر این که :

تمام لذت عمرم همین است که مولایم امیرالمؤمنین است

استاد یزدانی :

ما در ایام وفات حضرت خدیجه (سلام الله علیها) داشتیم و به صورت مفصل صحبت می کنیم ؛ اما شبکه های وهابی چیزی غیر از آن ندارند که صحبت کنند . البته حق حضرت خدیجه (سلام الله علیها) است که همیشه در مورد ایشان صحبت شود و قبول داریم که در این شبکه از آن حضرت کم صحبت می شود . از این به بعد سعی می کنیم که برنامه های بیشتری در مورد این بانوی بزرگوار داشته باشیم .

بیننده : آقای نارویی از زاهدان ـ اهل سنت

استاد یزدانی ! آیا رسول خدا (صلی الله علیه وآله) روایتی دارند که تأکید کرده باشند نماز خواندن بر تربت سید الشهدا (علیه السلام ) اجر و پاداش دارد .

استاد یزدانی :

خود رسول خدا (صلی الله علیه وآله) تربت امام حسین (علیه السلام) را همیشه داشتند و هر زمان که دلتنگ می شدند ، آن تربت را بو می کردند . قبل از رحلتشان هم آن را به حضرت ام المؤمنین ام السلمه دادند که آن را تا روز عاشورا نگه دارند .

در کتاب های اهل سنت با سند صحیح در این باره نقل شده . از جمله در کتاب المستدرک علی الصحیحین ، جلد ۴ ، صفحه ۴۴۰ آمده :

خبرناه أبو الحسین علی بن عبد الرحمن الشیبانی بالکوفه ثنا أحمد بن حازم الغفاری ثنا خالد بن مخلد القطوانی قال حدثنی موسى بن یعقوب الزمعی أخبرنی هاشم بن هاشم بن عتبه بن أبی وقاص عن عبد الله بن وهب بن زمعه قال أخبرتنی أم سلمه رضی الله عنها أن رسول الله ص اضطجع ذات لیله للنوم فاستیقظ وهو حائر ثم اضطجع فرقد ثم استیقظ وهو حائر دون ما رأیت به المره الأولى ثم اضطجع فاستیقظ وفی یده تربه حمراء یقبلها فقلت ما هذه التربه یا رسول الله قال أخبرنی جبریل علیه الصلاه السلام أن هذا یقتل بأرض العراق للحسین فقلت لجبریل أرنی تربه الأرض التی یقتل بها فهذه تربتها هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم یخرجاه

از ام السلمه (رضوان الله تعالی علیها) نقل شده که شبی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در خانه من بود که مقداری می خوابید و دوباره بیدار می شد ( خواب آرامی نداشتند ) در دست آن حضرت خاک سرخی بود که آن را می بوسید . از ایشان سؤال کردم این چه خاکی است ؟ فرمودند : جبرئیل (علیه السلام) به من خبر داد که فرزندم حسین (علیه السلام) در عراق به شهادت می رسد . من به جبرئیل (علیه السلام) گفتم : تربت امام حسین (علیه السلام) را به من نشان بده و جبرئیل (علیه السلام) این تربت را برای من آورد .

آقای حاکم می گوید : سند روایت صحیح است و آقای ذهبی می گوید : این روایت شرایط بخاری و مسلم را دارا می باشد .

حاکم نیشابوری ، المستدرک علی الصحیحین ، ج ۴ ، ص ۴۴۰

پس سند روایت کاملا صحیح است . به نظر شما پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) چه کار داشتند که حداقل چهل سال قبل از شهادت امام حسین (علیه السلام) ، تربت ایشان را می گیرد و می بوسد ؟

بیننده :

این روایت خیلی مبهم است .

استاد یزدانی :

اتفاقا خیلی واضح است . پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) تربت امام حسین (علیه السلام) را که جبرئیل برایشان آورده بوده ، همیشه بو می کردند و می بوسیدند .

بیننده :

استاد یزدانی ! بوسیدن با سجده کردن فرق می کند .

استاد یزدانی :

به چه دلیل پیامبر (صلی الله علیه وآله) آن خاک را می بوسیدند ؟

بیننده :

به خاطر این که امام حسین (علیه السلام) را دوست داشته ، این کار را انجام می دادند .

استاد یزدانی :

ما هم به خاطر این که امام حسین (علیه السلام) را دوست داریم ، بر خاک آن حضرت سجده می کنیم .

بیننده :

امام حسین (علیه السلام) را همه دوست دارند .

استاد یزدانی :

اگر شما امام حسین (علیه السلام) را دوست دارید ، دشمنانشان را هم دوست دارید یا ندارید ؟

بیننده :

نه ،‌ این طور نیست که دشمنان آن حضرت را دوست داشته باشیم .

استاد یزدانی :

پس شما هم همان کار رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را انجام دهید . خاک امام حسین (علیه السلام) را از کربلا بگیر و آن را روزی یک بار یا سالی یک بار ببوس . به نظر شما این کار اشکالی دارد ؟ چرا شما به این سنت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عمل نمی کنید ؟

بیننده :

ما به خاک تربت دسترسی نداریم .

استاد یزدانی :

شما می توانید در همان زاهدان در یکی از مساجد شیعیان ، با اجازه اشون یک مهر کربلا بردارید و هر صبح آن را ببوس . همین کار را انجام دهید ، کفایت می کند .

مجری :

آقای نارویی ! چرا آقای ابن تیمیه و سایر آقایان وهابی این قدر دروغ گفته اند .

بیننده :

ما اصلا این ها را قبول نداریم . این ها ناصبی هستند و کاری غیر از دروغ گفتن ندارند .

 

والسلام علیکم و رحمت الله وبرکاته