موضوع: بررسی روایت توسل عمر بن خطاب به عباس عموی پیامبر (ص). آیا توسل عمر به عباس ثابت نمی کند که تنها توسل به زنده جایز است، اگر این طور نیست، چرا عمر بن خطاب به قبر پیامبر توسل نکرد؟

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه ” راه و بیراه ” قسمت بیست و دوم

تاریخ : ۰۳ /۰۶ /۹۳

موضوع: بررسی روایت توسل عمر بن خطاب به عباس عموی پیامبر (ص)

 

دانلود فیلم برنامه راه و بیراه قسمت بیست و دوم

 

فهرست مطالب:

موضوع: بررسی روایت توسل عمر بن خطاب به عباس عموی پیامبر (ص)

فهرست مطالب:

پاسخ کارشناسان وهابی از روایت توسل عمر به عباس

پاسخ علمای اهل سنت از شبهات وهابیت در باره روایت توسل عمر به عباس

پاسخ اول : محمد عمر سربازی

پاسخ دوم و سوم  : سید احمد بن سید زینی دحلان

جواب چهارم : ابن حجر هیثمی

جواب پنجم : دکتر عزت علی عطیه

شعراوی : روایت توسل عمر به عباس، جواز توسل به منتسبین به رسول خدا (ص) را ثابت می کند .

جواب ششم : بدر الدین عینی

لانه زنبور (۵ )

تماس بینندگان

 

مجری :

درود و سلام و صلوات بر پیامبر خاتم ، پیامبر رحمت ، حضرت محمد مصطفی ـ صلی الله علیه و آله ـ و سلام بر شما بینندگان عزیز که باز هم بیننده برنامه راه و بیراه هستید ، برنامه ای که راه شیعه و اهل سنت را از بیراه وهابیت نشان می دهد . همانند برنامه های گذشته در خدمت استاد محترم و عزیز ، حجه الاسلام و المسلمین یزدانی هستیم .

مبحثی که در هفته های گذشته به آن پرداخته ایم ، بحث توسل و استغاثه است و تفاوتی که نگرش وهابیت دراین خصوص با سایر مسلمین دارد . بنده از استاد یزدانی خواهش می کنم خلاصه ای از مطالب هفته گذشته را بیان کنند و در ادامه به موضوع این بپردازیم .

استاد یزدانی :

ما در هفته گذشته روایت ابو ایوب انصاری ـ رضوان الله تعالی علیه ـ را  خواندیم که ایشان سر قبر رسول خدا (ص) می رود و صورت خود را روی قبر شریف حضرت گذاشته و با ایشان یا سخن می گوید یا این که به ایشان متوسل شده یا استغاثه می کند . به هر حال گفتیم که این روایت هر چه را که ثابت کند ، بر خلاف دیدگاه وهابیت می باشد و دیدگاه شیعه را در جواز توسل و استغاثه به پیامبر (ص) را ثابت می کند . به اشکالات آن ها در مورد این روایت ، پاسخ دادیم و ان شاء الله در برنامه امشب روایتی دیگر را درباره جواز توسل از دیدگاه اهل سنت را بیان خواهیم کرد .

روایتی که امشب به طور مفصل به آن می پردازیم ،‌ روایت توسل خلیفه دوم به جناب عباس بن عبدالمطلب ، عموی رسول خدا (ص) است که روایت از لحاظ سندی مشکلی ندارد ؛ چون در صحیح بخاری آمده است ؛ اما اشکالات دلالی از روایت گرفته اند که با پخش کلیپ هایی در این زمینه به آن پاسخ می خواهیم داد.

روایت در صحیح بخاری ، تألیف ابی عبدالله محمد بن اسماعیل بخاری ، چاپ دار ابن کثیر در دمشق و بیروت ، صفحه ۲۴۵ ، کتاب الاستسقاء ، باب سؤال الناس الامام الاستسقاء إذا قحطوا ، روایت ۱۰۱۰ :

حدثنا الحسن بن محمد قال : حدثنا محمد بن عبد الله الانصاری ، قال : حدثنی أبی عبد الله بن مثنی عن ثمامه بن عبد الله بن انس « أن عمر بن خطاب کان إذا قحطوا استسقی  بالعباس بن عبد المطلب فقال : اللهم إنا کنّا نتوسل إلیک بنبینا فتسقینا وإنا نتوسل إلیک بعمّ نبینا فاسقنا ، قال : فیسقون .

از ثمامه بن انس نقل شده که عمربن خطاب هر زمان گرفتار قحطی می شد ، به وسیله عباس بن عبد المطلب از خداوند طلب باران می کرد . خلیفه دوم دعا می کرد : خدایا ما در زمان رسول خدا (ص) ، همیشه به ایشان متوسل می شدیم و تو برایمان باران می فرستادی و سیراب می کردی و الان ما به عموی پیامبر (ص) متوسل می شویم ؛ پس خدایا برای ما باران بفرست و ما را سیراب کن . راوی می گوید : باران هم آمد .

بخاری ، ابی عبدالله محمد بن اسماعیل ، صحیح بخاری ، چاپ دار ابن کثیر بیروت و دمشق ، ص ۲۴۵ ، باب الاستسقاء

این روایت ، روایت مشهوری است که در کتاب های دیگر هم بیان شده از جمله :

کتاب ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی ، تألیف محب الدین ابی العباس احمد بن عبد الله بن محمد الطبری المکی ، متوفای ۶۹۴ هـ ، با تحقیق اکرم البوشی و احمد الارنؤوط ، صفحه ۳۳۲ :

همین روایت بخاری را نقل کرده و روایت دومی که وقتی نماز باران تمام شد ،‌ خلیفه دوم خطبه ای خواند و گفت :

أن ابن عمر : أن عمر خطب الناس وقال : أیها الناس ! إن رسول الله (ص) کان یری للعباس ما یری الولد لوالده ، یعظمه ویفخمه ویبّر قسمه فالقتدوا ـ أیها الناس ـ برسول الله فی عمه العباس ، واتخدوه وسیله إلی الله عزوجل فیما نزل بکم . حدیث حسن صحیح ، تفرد به الزبیر بن بکار

خلیفه دوم در خطبه خود گفت : ای مردم رسول خدا (ص) در زمان حیاتشان برای عموی خود احترم زیادی قائل بود ، همان احترامی که فرزند برای پدرش قائل است . ای مردم شما هم به رسول خدا (ص) اقتدا کنید و به عباس عموی ایشان احترام بگذارید و مقام او را بزرگ بدارید و عموی پیامبر (ص) را وسیله خود قرار دهید در بلاهایی که بر سر شما می آید . سند این حدیث ، هم حسن و هم صحیح است ( از جهت این که یک سند دارد ، حسن می باشد و از جهت این که راویان این حدیث ثقه هستند ، صحیح می باشد )

الطبری المکی ، محب الدین ابی العباس احمد بن عبد الله بن محمد ، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی ، متوفای ۶۹۴ هـ ، با تحقیق اکرم البوشی و احمد الارنؤوط ، ص ۳۳۲

این هم سخن یکی از بزرگان اهل سنت که این روایت مکملی برای روایت قبل می باشد ، چون روایت را تا همان قسمت بیان کرده که این روایت ادامه هم دارد که خلیفه دوم سخنرانی می کند . این روایتی است که ما به آن استدلال می کنیم و توضیحات کاملی را در این باره ارائه خواهیم داد .

همین جمله « واتخدوه وسیله إلی الله » را ابن حجر عسقلانی در فتح الباری بیان کرده است .

فتح الباری شرح صحیح البخاری ، تألیف احمد بن علی بن حجر عسقلانی ، جلد سوم ، چاپ دار الطیبه عربستان ، صفحه ۳۵۲ ، کتاب الاستسقاء در ذیل همان روایت ۱۰۱۰ نقل کرده است :

… واتخذوه وسیله‌ إلی الله …

این کل روایت است که در ادامه روایات دیگر را در پاسخ به شبهات آن بیان خواهیم کرد .

مجری :

اگر اجازه دهید بحث ها و شبهاتی را که وهابیت در خصوص این روایت داشته اند را بشنویم و بعد از آن پاسخ های شما را می شنویم .

پاسخ کارشناسان وهابی از روایت توسل عمر به عباس

مجری وهابی کلمه :

توسل عمر به ابن عباس در جریان استسقاء و برای نزول باران .

کارشناس وهابی :

خلاصه این سخن این است که روایت در کتاب صحیح بخاری می باشد . حدیث بسیار واضح است از انس بن مالک نقل شده که : در دوران عمر بن خطاب خشکسالی شد :

کان إذا قحطوا استسقی بالعباس بن عبد المطلب فقال : اللهم إنا کنا نتوسل إلیک بنبینا صلی الله علیه وآله فتسقیناه وإنا نتوسل إلیک بعم نبینا فسقنا ، قال : فیسقون .

هنگامی که خشکسالی شد به عباس بن عبد المطلب استسقاء می کردیم به این صورت که می گفت : بار الها ! ما در گذشته متوسل به پیامبر (ص) می شدیم یعنی از ایشان می خواستیم که برای ما دعا کند ؛ پس تو برای ما باران نازل می کردی و ما به عموی پیامبر (ص) متوسل می شدیم و در نتیجه باران می بارید.

بخاری ، ابی عبدالله محمد بن اسماعیل ، صحیح بخاری

حدیث در این جا مختصراست ، الفاظ حدیث در جاهای دیگر مفصل است . خود همینی که عمر بن خطاب حاضر نیست که بعد از پیامبر (ص) به ایشان متوسل شود ، دلیل بر این است که توسل جایز نیست ؛ به همین خاطر عباس عموی پیامبر (ص) که فرد زنده بود را آوردند و از او خواستند که دعا کند . در بعضی از روایات آمده که به عباس گفتند : بلند شو و دعا کن . ایشان هم دعا کردند و خداوند هم باران نازل کردند .

مجری :

پاسخ اولی را که به این روایت دادند را ملاحظه فرمودید . به این دلیل که در صحیح بخاری نقل شده ، نمی توانند به  طور کامل آن را انکار کنند و بگویند این روایت از آن دسته روایات ضعیفی است که نمی توان به آن استدلال کرد .

استاد یزدانی ! این کارشناس وهابی گفت که همین که خلیفه دوم به پیامبر (ص) و قبر مبارک ایشان مراجعه نکرده و سراغ عموی پیامبر (ص) رفته ، نشان دهنده این است که عمر می دانسته توسل به مرده جایز نیست .

استاد یزدانی :

این یکی از اشکالات اساسی و مهم این ها ست که می خواهند نه تنها از این روایت عدم جواز توسل را ثابت کنند ؛ بلکه می خواهند خلاف آن را اثبات کنند . علمای اهل سنت به این شبهه ، پاسخ های مفصلی داده اند .

پاسخ علمای اهل سنت از شبهات وهابیت در باره روایت توسل عمر به عباس

پاسخ اول : محمد عمر سربازی

محمد عمر سربازی از علمای بزرگ اهل سنت ایران است که مردم اهل سنت جنوب ، برای ایشان احترام زیادی قائل هستند و کل اهل سنت ایران ایشان را می شناسند و این به اصطلاح علمای امروز اهل سنت ، از شاگردان ایشان بوده اند .

ایشان در کتاب فتاوی منبع العلوم کوه ون ، تألیف علامه محقق مولانا محمد عمر سربازی ، جلد اول ، صفحه ۱۶۹ ، با عنوان جواب حدیث عمر به مسأله توسل به حضرت عباس ، عموی پیامبر (ص) :

خود همین حدیث بزرگ ترین دلیل است برای ثبوت توسل به احیا و اموات ، مقصد اصلی عمر بن خطاب از این عمل این بوده که امت را بیدار کند که توسل به نبی مکرم اسلام (ص) دو نوع است :

۱ . بلا واسطه از نبی مکرم (ص) توسل کرده شود . ( پیامبر (ص) زنده باشند و از ایشان طلب حاجت کند )

۲ . از اقرباء حسیه یا معنویه نبی مکرم (ص) توسل کرده باشد . کما این که حکیم الامه می فرماید : از این حدیث توسل به غیر نبی (ص) هم ثابت شد وقتی که او را تعلق حسی و معنوی باشد . پس عمر بن خطاب نه به این سبب به حضرت عباس توسل کردند که بعد از وفات حضرت رسول (ص) از او روا نیست ؛ چرا که در روایات دیگر جواز توسل بعد از وفات هم ثابت است ـ چنان که ذکر کردیم ـ بلکه هدف دوم خلیفه این بود که مسلمانان را متوجه کند که جواز توسل خاص به انیباء (ع)  نیست ؛ بلکه به دیگر صلحا هم روا ست .

این هم پاسخ اول محمد عمر سربازی ، بزرگ عالم اهل سنت ایران بود .

پاسخ دوم و سوم  : سید احمد بن سید زینی دحلان

ایشان مفتی اعظم شافعی ها در مکه مکرمه در بین دو حکومت وهابیت می باشند . در کتاب الدرر السنیه فی رد علی الوهابیه ، تألیف سید احمد بن سید زینی دحلان ، چاپ مکتبه الاحباب ، صفحه ۳۴ :

إنما استسقی عمر بالعباس ولم یستسق بالنبی | لیبین للناس جواز الاستسقاء بغیر النبی | وأن ذلک حرج فیه ، وأما لاستسقاء بالنبی | فکان معلوما عندهم فلربما أن بعض الناس یتوهم أنه لا یجوز الاستسقاء بغیر النبی | ، فبین لهم عمر باستسقائه بالعباس الجواز ولو استسقی بالنبی | لربما یفهم منه بعض الناس أنه لایجوز الاستسقاء بغیره | .  

اگر عمر به عباس توسل کرد به این دلیل بود که ثابت کند توسل به غیر رسول خدا (ص) هم جایز است و توسل به غیر پیامبر (ص) اشکالی ندارد . شاید مردم فکر می کردند که توسل و استسقاء فقط به پیامبر (ص) جایز است . خلیفه دوم مردم را آگاه کرد که توسل به غیر ایشان هم جایز است . اگر خلیفه دوم به پیامبر (ص) توسل می کردند ، ممکن بود مردم دچار توهم می شدند و این گونه می فهمیدند که فقط توسل به پیامبر (ص) جایز است .

زینی دحلان ، سید احمد ، الدرر السنیه فی الرد علی الوهابیه ، چاپ مکتبه الاحباب ، ص ۳۴

مجری :

بینندگان عزیز ! وهابیت به این روایت ، ایرادات دیگری هم وارد کرده اند که آن ها را می شنویم و در ادامه پاسخ علمای اهل سنت به این ایرادات را از زبان استاد یزدانی خواهیم شنید .

کلیپ ۲ :

بیننده :

 الله برای حضرت علی (ع) و کل اهل بیت (ع) کافی بود و حضرت علی و اهل بیت (ع) برای ملت ایران نیز کافی است . اما سؤال بنده از کارشناس شما این است که مگر برای عمر خداوند کافی نبود که در صحیح بخاری می گوید: اللهم انا کنّا نتوسل إلیک بنبینا … ایشان به پیامبر (ص) توسل کرد.

مجری وهابی شبکه وهابی کلمه :

عمر در کنار قبر پیامبر (ص) به چه  کس متوسل شد ؟

بیننده :

 اللهم انا کنّا نتوسل إلیک بنبینا (ص) … شما ترجمه کنید .

مجری وهابی شبکه وهابی کلمه :

شما دنباله حدیث را نمی خوانید . «ما در زمان حیات رسول خدا (ص) به پیامبر (ص) متوسل می شدیم … » ادامه روایت را بخوانید .

بیننده :

  اللهم انا کنّا نتوسل …

مجری وهابی :

 کنّا فعل ماضی است یا فعل مضارع ؟

بیننده :

فعل ماضی است .

مجری وهابی :

یعنی در گذشته ما به پیامبر (ص) متوسل می شدیم .

بیننده :

و در حال حاضر به عباس متوسل می شویم . کجای قرآن آمده که فقط به زنده متوسل شوید .

مجری :

 ما در گذشته به پیامبر (ص) متوسل می شدیم ، درحال حاضر به چه کسی متوسل شویم ؟ دنباله حدیث را بخوانید . چون اگر دنباله حدیث را بخواند ، دستش رو می شود ، نمی خواند . من به شما حق می دهم ، این روشی است که از اساتید خود یاد  گرفته اید .

بیننده :

عمر می گوید ما به رسول خدا (ص) متوسل می شویم و الان به عباس عموی ایشان متوسل می شویم .

مجری :

خداوند حق را بر زبان شما جاری کرد . چرا عمر در کنار قبر رسول خدا (ص) به عباس متوسل شد . مگر عباس از پیامبر (ص) بهتر است ؟ در این حدیث ببینید که با چه روش ماهرانه ای این مسأله را بیان کرده است . این روایت در صحیح بخاری ، حدیث ۱۰۱۰ که این بیننده از اساتید خود یاد گرفته اند ، این گونه بیان می کند :

اللهم انا کنّا نتوسل إلیک بنبینا

می گوید : ای خدا ، نمی گوید یا علی ، یا ابالفضل …. انّا کنّا یعنی در گذشته که پیامبر (ص) زنده بود ، متوسل می شدیم و تو به ما باران می دادی و الان که ایشان زنده نیستند ، قبر پیامبر (ص) در یک متری او بود ؛ اما چرا در این جا عمر به قبر رسول خدا (ص) متوسل نشد . اگر جواب این مطلب را نمی دانید ؛ شاید روحانیون دیگری بتوانند پاسخگو باشند .

بیننده :

کجای قرآن آمده که به عموی پیامبر (ص) توسل کنید ؛ حتی اگر زنده باشد؟

مجری وهابی :

چرا عمر در کنار قبر پیامبر (ص) به عموی ایشان متوسل شد ؟

بیننده :

چرا به عموی پیامبر (ص) متوسل شد ؟

مجری وهابی :

چون عموی پیامبر (ص) زنده بود ؛ همان طور که زمانی که پیامبر (ص) زنده بود به او متوسل می شد . چرا به قبر پیامبر (ص) متوسل نشد ؟ من می دانم که پاسخ این سؤال را نمی دانید .

مجری :

ملاحظه فرمودید که طبق معمول تماس های چالش آفرین خود به خود قطع شد . استاد یزدانی عزیز ! وهابی ها پاسخ هایی را به این روایت دادند که نظر بیننده این بود که بر خلاف دیدگاه شما که فقط یا الله گو هستید ؛ چرا خلیفه دوم شما به عموی پیامبر (ص) متوسل شد ؟ مگر خدا برای او کفایت نمی کرد ؟

بحث بعدی که مطرح کرد این بود که شما ادامه روایت را نمی خوانید ، اگر بخوانید رسوا می شوید . ادامه روایت را هم مشاهده می کنیم که چه چیزی است .

مسأله بعدی این بود که چرا عمر به پیامبر (ص) متوسل نشد و به عباس توسل کرد ؟ مگر جایگاه عباس از جایگاه رسول خدا (ص) بالاتر بود ؟

موضوع بعد این بود که در ابتدای جمله با اللهم شروع شده و یا علی نگفته است و این که در این جمله کلمه کنّا که یک فعل ماضی است ، استفاده شده و به معنای این است که در گذشته توسل می کردند و چرا خلیفه دوم در آن جا به قبر رسول خدا (ص) توسل نکرده است ؟

استاد یزدانی :

سؤال اصلی این بود که چرا به قبر رسول خدا (ص) توسل نکرد و به عموی ایشان متوسل شد ؟ به این دلیل به عموی رسول خدا (ص) توسل کرد ؛ چون زنده بود و در حقیقت توسل به دعای او می باشد .

گفتیم که علامه زینی دحلان به این شبهه پاسخ داده اند ، در کتاب الدرر السنیه فی الرد علی الوهابیه ، صفحه ۳۴ :

ولیس لقائل أن یقول : إنما استسقی بالعباس لأن العباس حی والنبی | قد مات ، وأن الاستسقاء بغیر الحی لایجوز . لأنا یقول : أن هذا التوهم مع وجود الفاضل فإن علیا × کان موجودا وهو افضل من العباس .

کسی نگوید که عمر به عباس متوسل شد ؛‌ به این دلیل که عباس زنده بود و رسول خدا (ص) از دنیا رفته بودند .

( یکی از علمای اهل سنت دقیقا جواب شبهه مجری وهابی را می دهد )

و کسی حق ندارد بگوید که توسل به غیر زنده جایز نیست .

خلاصه مطلب این است که عمر بن خطاب می خواست ثابت کند  که با وجود فاضل ، توسل به مفضول هم جایز است.

این مورد نکته بسیار ظریفی است . جایگاه امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (ع) به اجماع تمام مسلمین از عباس بن عبد المطلب بسیار بالاتر است . امیرالمؤمنین (ع) اولین مسلمان هستند ؛ ولی عباس بعد از جنگ حدیبیه ، مسلمان شد . به هر حال فضیلت ایشان بر هیچ کس پوشیده نیست ؛ اما چرا عمر نزد امیر المؤمنین (ع) نرفت و سراغ عباس رفت ؟ چرا سراغ کس دیگری که جایگاهش از عباس بالاتر است ، نرفت ؟ چرا خودش دعا نکرد ؟ مگر از دیدگاه اهل سنت ، مقام عمر از عباس بالاتر نیست ؟ مگر خداوند سخن خلیفه دوم را گوش نمی کرد و توسل او را نمی پذیرفت؟

زینی دحلان به این سؤال این گونه پاسخ داده که عمر با این کار خود می خواسته ثابت کند که با وجود فاضل ، توسل به مفضول جایز است ؛ البته این پاسخ قانع کننده نیست و اگر چنین اتفاقی افتاده باشد ، حتما هدف دیگری بوده و آن هدف کمرنگ کردن امیر المؤمنین علی (ع) در جامعه بوده است .

قال بعض العارفین : وفی التوسل عمر بالعباس دون النبی | نکته اخری أیضا زیاده علی ما تقدم وهی شفقه عمر علی الضعفاء المؤمنین ، فإنه استسقی بالنبی | لربما استأخرت الاجابه ، لانها معلقه بإراده الله تعالی ومشیئته فلو تأخرت الاجابه ، ربما تقع وسوسه واضطراب لمن کان ضعیف الایمان بسبب تأخر الاجابه ، بخلاف ما إذا کان التوسل بغیر النبی | ، فإنها لو تأخرت الاجابه لاتحصل تلک الوسوسه ولاذلک الاضطراب .

بعضی از عرفا می گویند : در توسل عمر به عباس نکته دیگری بیشتر از آن چه که گفتیم ، وجود دارد و آن اثبات رحم و شفقت عمر نسبت به ضعفاء مؤمنین است . ( چگونه ) اگر به پیامبر (ص) استسقاء می کرد، ممکن بود که باران دیرتر می بارید ؛ زیرا امکان دارد که صلاح خداوند بر این باشد که دعای انسان به اجابت نرسد . اگر باران دیرتر می آمد ، ممکن بود کسانی که تازه مسلمان شده بودند می گفتند که این پیامبر نمی تواند کاری انجام دهد و ایمانشان ضعیف می شد و دچار وسوسه و اضطراب می شدند . بر خلاف توسل به غیر پیامبر (ص) اگر اجابت به تأخیر بیافتد ، وسوسه و اضطراب مردم را فرا نمی گیرد .

زینی دحلان ، سید احمد ، الدرر السنیه فی الرد علی الوهابیه ، چاپ مکتبه الاحباب ، ص ۳۴

خلیفه دوم سراغ خداوند نرفت و از خداوند نخواست ؛ چون می ترسید خدا به او ندهد و آبرویش بریزد .از پیامبر (ص) هم نخواست ؛ چون می ترسید ایشان اجابت نکنند و به تأخیر بیافتد و ایمان مردم ضعیف شود . از عباس استسقاء کرد ، باران آمد و کرامت برای عباس می شد . اگر باران نمی آمد ، مردم می گفتند که عباس عموی پیامبر (ص) است و خیلی مهم نبوده و باید به خود رسول خدا (ص) توسل کرد.

بنابراین تا به این جا سه جواب از علمای اهل سنت را بیان کردیم .

جواب چهارم : ابن حجر هیثمی

در کتاب الجوهر المنظم فی زیاره القبر الشریف النبوی المکرم ، تألیف احمد بن حجر الهیثمی یکی از علمای بزرگ اهل سنت ، چاپ دار جوامع الکلم قاهره ، صفحه  ۱۵۱ ، چند دلیل را بیان می کند :

ولأن العمر بن الخطاب توسل بالعباس فی الاستسقاء ولم ینکر علیه ، وکأنّ حکمه توسله به دون النبی | وقبره إظهار غایه التواضع لنفسه والرفعه لقرابته ، ففی توسله به توسل بالنبی | وزیاده .

دلیل این که عمر بن خطاب در استسقاء به عباس توسل کرد ، چند دلیل دارد : اول این که عمر تواضع کرد و می خواست بگوید که مقامش بالاتر بود و در نزد خداوند آبرو داشت . تواضع کرد و به عباس توسل کرد . دوم این که می خواست مقام جانشینان پیامبر (ص) را بالا ببرد و به مردم بگوید که این ها منتسب به پیامبر (ص) هستند و اینان جانشینان رسول خدا (ص) هستند و ما باید آن ها را وسیله قرار دهیم و توسل عمر به عباس هم توسل به رسول    خدا (ص) است و هم توسل به عباس .

هیثمی ، احمد بن حجر ، الجوهر المنظم فی زیاره القبر الشریف النبوی المکرم ، چاپ دار جوامع الکلم قاهره ، ص ۱۵۱

جالب است که ما روایت داریم این ها از پیامبر بزرگوار اسلام (ص) نقل کرده اند که بنی اسرائیل هر زمان دچار قحطی می شدند ، به اهل بیت پیامبرشان متوسل می شدند و از آن ها می خواستند که دعا کنند .

در این جا سؤال می کنیم از کسانی که به این روایت شبهه وارد می کنند ، مگر بین صحابه کسی بهتر از عباس نبود ؟ قطعا بوده اند کسانی که صد در صد مقامشان از عباس بالاتر بوده است از جمله ابوذر و سلمان و حتی کسانی که اهل سنت دوست دارند ؛ مثل عثمان ، عایشه و دیگر زنان رسول خدا (ص ) .

چرا عمر سراغ آن ها نرفت و چرا عموی پیامبر (ص) را انتخاب کرد ؟ در این که عموی رسول خدا (ص)‌ را انتخاب کرد ، نکته ظریفی وجود دارد و آن این است که عباس به دلیل این که عموی پیامبر(ص) بود ، از این جهت به او توسل کرد ؛ پس هم توسل به رسول خدا (ص) است و هم به عموی ایشان .

یعنی به صورت غیر مستقیم به خود پیامبر (ص) هم توسل می کند و به این قرابت بین رسول خدا (ص ) و عباس متوسل شده است .

مجری :

استاد یزدانی ! دقیقا لفظی که در صحیح بخاری به کار برده اند این است که توسل به عم نبی توسل شده است .

استاد یزدانی :

دقیقا می گوید : به عم نبیک یعنی به عموی پیامبر (ص) ، نه به خود عباس ؛ بلکه به عموی رسول خدا (ص ) ، خودش مهم نیست ؛ چون عموی پیامبر (ص) بود و این قرابت بین ایشان وجود داشت ، به این قرابت متوسل شده که هم توسل به پیامبر (ص) است و هم توسل به عباس .

این هم پاسخ یکی دیگر از علمای بزرگ اهل سنت بود که نقل کردیم .

جواب پنجم : دکتر عزت علی عطیه

در کتاب البدعه تحدید ها و موقف الاسلام منها ، تألیف دکتر عزت علی عطیه ، چاپ دار الکتب العربی ، ( ایشان از اساتید الازهر مصر هست که بعد از فتوای رضاع کبیر به یک چهره مشهور تبدیل شد و می گفت اگر یک زن در محل کارش با مردان نا محرم کار می کند ، با شیر دادن به آن مرد ها ، آن ها به زن محرم می شوند ) صفحه ۳۸۷ :

ولا یخفی أن التوسل بالعباس ما کان لشخصه بل کان لقرابته من الرسول | وهو ما اوضحه عمر بقوله : « وإنا نتوسل إلیک بعم نبینا » ففیه توسل ضمنی بالنبی | بعد اداء شروط العباده من حیاه الامام دنیویه ووقوعه تحت دائره التکلیف …

توسل به عباس ، توسل به شخص او نبود ؛ بلکه به آن قرابت و نزدیکی که به پیامبر (ص) داشت توسل کرد که به این مطلب خود خلیفه دوم هم تصریح کرده : ما متوسل به تو می شویم به واسطه عموی رسول خدا (ص) که دراین توسل ، توسل به خود رسول خدا  (ص) را هم در بر داشته است …

در ادامه یک سؤال مطرح می شود این که برای خواندن نماز استسقاء ، رسول خدا (ص) می توانست از قبر خارج شود و نماز بخواند ؟

ایشان به این سؤال یک جواب می دهد : چون رسول خدا (ص) زنده نبود که از قبر خارج شود و نماز بخواند ؛ به همین دلیل عباس زنده بود و ما برای خواندن نماز استسقاء به یک امام زنده نیاز داریم و نمی توانیم شخصی را که از دنیا رفته از قبر خارج کنیم . ( نمی گویند که توسل به قبر جایز نیست ) به همین دلیل عمر بن خطاب به عباس متوسل شده است .

عطیه ، عزت علی ، البدعه تحدیدها و موقف الاسلام منها ، چاپ دار الکتب العربی ، ص ۳۸۷

شعراوی : روایت توسل عمر به عباس، جواز توسل به منتسبین به رسول خدا (ص) را ثابت می کند .

کلیپ ۳  :

محمد متولی الشعراوی ، از علمای اهل سنت :

وإذا استسقی موسی لقومه

و به یاد آرید آن گاه را که موسی برای قوم خود آب خواست .

عمر گفت : ما به پیامبر (ص) توسل می کردیم که باران ببارد ؛ ولی پیامبر (ص) به رحمت خدا رفته بود ؛ پس به چه کسی متوسل شویم ؟ متوسل می شویم به عموی پیامبر (ص) ، عباس . چرا ؟ چون که او در حال تضرع بود و تضرع از حاجت نشأت گرفته است و عموی پیامبرت از محتاجین به باران است ؛ پس اگر ما استحقاق هیچ حاجتی را در نزد تو نداشته باشیم ؛ به خاطر عموی پیامبرت ما را کرامتی بده و باران ببار . در این زمان کسی می آید و می گوید : این دلیل است بر این که بر مرده نمی توان متوسل شد ؛ چون که او از دنیا رفته و عمر در طلب آب به پیامبر (ص) متوسل نشد .

راست گفتی ! اما به چه کسی متوسل شد ؟ به عباس یا به عموی پیامبر (ص ) ؟

پس این توسل هم به پیامبر (ص) بر می گردد و این می شود که توسل فقط به عباس نیست ؛ بلکه (جواز توسل ) به همه نزدیکان پیامبر (ص) است . چرا توسل را از پیامبر (ص) به عموی پیامبر (ص) منتقل کرد ؟

چون پیامبر (ص) از دنیا رفته و آب برای او بهره ای ندارد ؛ اما عموی پیامبر (ص) زنده است و از آن بهره مند می شود . به خدا می گوییم که عموی پیامبرت تشنه است ، نمی گوییم که پیامبرت تشنه است ! پیامبرت از دنیا رفته و به آب نیاز ندارد .

پس به کسانی که می خواهند از این قضیه دلیلی بر این که توسل به صاحب و جاه فایده ای ندارد . ( به وهابی ها )‌ پاسخ می دهیم : این حدیث بر علیه شما ست نه به نفع شما ؛ زیرا این حدیث ثابت می کند توسل بر هر کسی که منتسب به پیامبرت است جایز است .

مجری :

توضیحات این عالم اهل سنت بسیار واضح و مشخص است که نه تنها جواز توسل به پیامبر (ص)‌ را ثابت می کند ؛ بلکه جواز توسل به اقربای پیامبر (ص) را اثبات می کند . به هر حال اگر بگویند که توسل به عموی پیامبر (ص) که در صحیح بخاری آمده با آن استدلال هایی که این وهابی ها دارند که    فقط یا الله باید گفت ، این کلام با سخن خلیفه دوم در تضاد است . این ها یا باید بگویند که خلیفه دوم این آیه را در قرآن ندیده بوده است و یا این که بگویند نسبت به این آیه قرآن کافر بوده است و یا این که بگویند این برداشت ما سؤ استفاده از قرآن است که در این صورت مخالفت صریح با قرآن و سنت صحیح پیامبر و صحابه منتجب ایشان می باشد .

اما بخشی را که چند هفته ای است که در برنامه راه و بیراه تقدیم حضور شما می شود ، لانه زنبور می باشد .  بخشی که ارتباط وهابیت را با استعمار نشان می دهد و ما در این باره هیچ قضاوتی هم نمی کنیم و فقط اعترافات و سخنانی که در این خصوص وجود دارد را دراین شبکه پخش می کنیم و قضاوت در این باره را به عهده شما بینندگان عزیز می گذاریم . امشب قسمت هایی از اعترافات یک از آقایون وهابی در خصوص ارتباطشان با استعمار است .

جواب ششم : بدر الدین عینی

در کتاب عمده القاری شرح صحیح البخاری ، تألیف بدر الدین ابی احمد محمود بن احمد العینی ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، جلد ۷ ، صفحه ۴۷ همین قضیه را نقل کرده و می گوید :

لأنه کان أمس الناس بالنبی | وأقربهم إلیه رحما فأراد عمر أن یصلها لیتصل بها إلی من کان یأمر بصله الارحام وعن کعب الاحبار أن بنی اسرائیل کانوا إذا  قحطوا استسقوا بأهل بیت نبیهم ..

چون عباس با رسول خدا (ص) اتصالی داشت و نزدیک ترین شخص از جهت رحم به ایشان بود ، عمر به خطاب خواست به او توسل کند تا به دستور پیامبر (ص) که فرمودند به ارحام من احترام بگذارید ، عمل کرده باشد .

جالب است که این روایت را هم نقل می کند :

بنی اسرائیل زمانی که دچار خشکسالی می شدند به اهل بیت پیامبرشان توسل می کردند واز آن ها می خواستند که طلب باران کنند .

العینی ، بدر الدین ابی احمد محمود بن احمد ، عمده القاری شرح صحیح البخاری ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ج ۷ ، ص ۴۷

این هم سخن بدر الدین عینی یکی از شارحین صحیح بخاری و از بزرگان اهل سنت می باشد .

بنابراین شش دلیل بر این که چرا عمر بن خطاب به جای این که به رسول خدا (ص) به عباس متوسل شد را از زبان علمای اهل سنت بیان کردیم ؛ البته پاسخ های دیگری هم هست که ما به همین مقدار بسنده می کنیم .

شبهه دیگر را هم مطرح کردند که توسل به دعای عباس بود نه به ذات عباس .

ما در ابتدا از این افراد وهابی که شبهه را مطرح کرده اند ، سؤال می کنیم که به ما نشان دهید که در کجای این روایت آمده که : إنا کنّا نتوسل بدعاء النبی (ص) …

یک روایت به ما نشان دهید که خلیفه دوم گفته باشد : بدعا النبی (ص)‌ … بنده عین روایت را از صحیح بخاری بخوانم :

أن عمر بن الخطاب کان اذا قحطوا استسقی بالعباس ….

ظاهر روایت این است که به ذات و خود عباس است . اگر شما بخواهید که کلمه دعا را اضافه کنید ، باید برای این مطلب قرینه بیاورید و چنین دلیل و قرینه ای وجود ندارد .

اللهم إنا کنّا نتوسل بنبینا  

در این قسمت بنبینا است نه به دعاء نبینا ؛ یعنی ظاهر روایت بنبینا است .

وإنا نتوسل إلیک بعم نبینا

در این قسمت هم بعمّ نبینا است نه به دعاء عمّ نبینا است . کلمه دعا را اضافه می کنند ؛ در حالی که هیچ دلیلی برای آن ندارند . از این گذشته جواب بعدی ما این است که روایات صحیحی در کتب اهل سنت داریم که بعد خود خلیفه دوم دعا کرد نه این که به عباس گفته باشد : تو دعا کن و ما آمین بگوییم . به این معنا که توسل به دعای شما باشد ؛ بلکه خودش دعا کرد و گفت : عباس وسیله ماست و به خاطر او دعای ما را اجابت کن .

علاوه بر مطالبی که در باره این روایت  بیان کردیم ، چند روایت دیگر را هم ارائه دهیم :

کتاب انساب الاشراف ، تألیف احمد بن یحیی بن جابر البلاذری ، متوفای ۲۷۹ هـ ، جلد ۴ ، چاپ دار الفکر عربی ، صفحه ۱۴ چند روایت نقل کرده است که روایت اول سندش کاملا صحیح می باشد . غیر از دو راوی اول که از راویان صحیح بخاری ثقه هستند ، بقیه هم از روات بخاری هستند و هم از روات مسلم :

 حدثنی ابوبکر الوراق ، حدثنا اسحاق بن بهلول عن محمد بن اسماعیل بن ابی فدیک عن هشام بن سعد عن زید ین اسلم عن ابیه قال : خرج عمر یستسقی فأخذ بضبعی العباس وقال : اللهم هذا عمّ نبیک فاسقنا ، فما برح الناس حتی سقوا .

در این روایت به صراحت بیان کرده است که عمر برای استسقاء خارج شد و دو طرف بازوی عباس را گرفت و گفت : خدایا ایشان عموی پیامبرت است ؛ به خاطر عموی پیامبر (ص) برای ما باران بفرست .

اگر سخن وهابی ها درست بود ، عباس باید دعا می کرد و بقیه هم آمین می گفتند ؛ در حالی که این گونه نبوده است و عباس را فقط به عنوان یک واسطه می برند و دو طرف بازوی عباس را می گیرد و می گوید : خدایا این عموی پیامبرت است ، به حق عموی پیامبرت برای ما باران بفرست و باران هم آمد .

روایت بعدی در مورد بنی اسرائیل است :

… إن بنی اسرائیل کانوا اذا أصابهم مثل هذا استسقوا بعصبه الانبیاء …

بنی اسرائیل هر زمان دچار قحطی یا گرفتاری می شدند ، به خانواده انبیاء متوسل می شدند .

روایت سوم :

…. استسقی عمر بن الخطاب بالعباس عام رماده فقال : اللهم إن هؤلاء عبادک وبنو إمائک أتوک راغبین متوسلین إلیک بعمّ نبیک … اللهم إنّا نستسقیک بعمّ نبیک ونستشفع إلیک بشیبته 

خدایا اینان بندگان شما و فرزندان کنیزان شما هستند ، آمده اند نزد تو که توسل کنند به عموی رسولت . برای ما باران بفرست …. خدایا ما از تو باران می خواهیم به واسطه عموی پیامبرت و ریش سفیدی او را نزد تو به شفاعت آورده ایم .

البلاذری ، احمد بن یحیی بن جابر ، انساب الاشراف ، متوفای ۲۷۹ هـ ، چاپ دار الفکر العربی ، ج ۴ ، ص ۱۴

علمای وهابی این روایات سخنانی هستند که در کتاب های شما آمده و حتی در کتاب های شیعه وجود خارجی هم ندارد . جالب است که در همین صفحه از کتاب شعری را از فضل بن عباس نقل کرده که مضمون آن این است که عمر بن خطاب به ریش سفیدی عباس توسل کرده است نه به دعای عباس . اگر توسل عمر به دعای عباس بود باید در روایت بیان می شد که در این روایات نقل شده هیچ گونه اشاره ای نشده است .  البته غیر از این روایات ، ده ها روایت دیگر هم وجود دارد که همه این روایات را حضرت آیت الله قزوینی در کتاب نقد اصول قفاری ، لیست کرده و بیان نموده است .

جالب است که ابن قدامه مقدسی ، یکی از بزرگ ترین علمای حنبلی مذهب ، این روایت را در کتاب مغنی خود بیان کرده است :

کتاب المغنی ، تألیف ابی محمد عبدالله بن احمد بن محمد بن قدامه مقدسی الجماعیلی الدمشقی ، جلد ۳ ، چاپ دار العالم الکتب عربستان ، صفحه ۳۴۶ :

ویستحب أن یستسقی بمن ظهر صلاحه ؛ لأنه أقرب إلی إجابه الدعاء ، فإن عمر استسقی بالعباس عمّ النبی | قال ابن عمر : استسقی عمر عام الرماده بالعباس . فقال : اللهم إن هذا عمّ نبیک | نتوجه إلیک به فاسقنا ….

مستحب است انسان به کسی که صلاحش واضح و آشکار است ، توسل کند ؛ برای این که دعای او زودتر مستجاب می شود … خدایا ای فرد عموی پیامبر توست . خدایا ما به وسیله عباس به تو روی می آوریم  .

این روایت بسیار واضح و آشکار است که عمر به ذات عباس توسل کرد نه به دعای او .

مجری :

ما ثابت کردیم توسل به ذات بوده ؛ اما آن ها شبهه دیگری را مطرح می کنند که عباس هم دعا کرده است . پاسخ شما به این مورد چیست ؟

استاد یزدانی :

به هر حال تناقضی ایجاد نمی شود که عباس هم دعا کرده باشد . ما به دعای خلیفه دوم استدلال می کنیم که عباس را می آورد و می گوید : خدایا به عموی پیامبر (ص) دعای ما را مستجاب کن .

منافاتی ندارد که عباس هم دعا کرده باشد . مهم این است که خلیفه دوم عباس را در دعای خودش عباس را واسطه قرار می دهد . اگر واقعا توسل به دعای عباس باشد ، باید او دعا می کرد و بقیه مردم آمین می گفتند ، لازم نبود با خدا صحبت کنند . عباس دعا می کرد و آن ها آمین می گفتند .

خواستن از خود خداوند به وسیله شخصی . ما نمی گوییم در توسل شخصی که به او توسل می کنیم ، او حاجت می دهد ؛ بلکه او فقط واسطه و وسیله است و خداوند همه کارها را مدیریت می کند .

مجری :

اشکال آخری را که در باره این روایت  بیان می کنند این است که بر فرض این که توسل به ذات باشد ، باز هم عباس زنده بوده و توسل به مرده جایز نیست .

استاد یزدانی :

جواب این اشکال هم بسیار واضح و روشن است . خلیفه دوم به ذات عباس توسل کرد ، آیا زنده بودن یا مرده بودن عباس در توسل به ذات او دخلی دارد ؟ در توسل به ذات کی حاجت می دهد؟ خود خداوند حاجت دهنده اصلی است ؛ حال فرقی نمی کند که ذات عباس زنده باشد یا مرده .

اگر عباس زنده باشد در این قضیه می تواند کاری انجام دهد ؟ اصلا زنده بودن یا مرده بودن او نقشی در این مورد ندارد . توسل به ذات عباس است و او فقط به عنوان واسطه می باشد و حاجت دهنده اصلی خداوند است .

بنابراین زمانی که توسل به ذات عباس ثابت شود ، فرقی نمی کند که او زنده باشد یا مرده ، بتواند کاری انجام دهد یا نتواند ، صدای ما را بشنود یا نشنود ، این قضیه مهم نیست . مهم این است که خداوند صدای ما را بشنود و ما یک نفر را به عنوان واسطه آورده ایم که خداوند به خاطر مقام و آبرویی که آن شخص در نزد او دارد ، حاجت ما را بدهد .

در این روایت هم به خاطر این که به ذات عباس توسل کردند و او را واسطه قرار دادند ، خداوند حاجت آن ها را داد نه به خاطر دعای بقیه افرادی که در آن جا حضور داشتند .

در این جا بنده یک مطلب دیگری را از کتاب اسد الغابه نشان دهم که روایت بسیار جالبی است .

کتاب اسد الغابه فی معرفه الصحابه ، تألیف عزالدین ابن اثیر ابی الحسن علی بن محمد الجزری ، جلد ۳ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۱۶۶ :

واستسقی عمر بن الخطاب بالعباس عام الرماده لما اشتد القحط . فسقاهم الله تعالی به وأخصبت الارض . فقال عمر : هذا والله الوسیله إلی الله ….

سأل الامام وقد تتابع جدبنا            فسقی الغمام بغره العباس

عمّ النبی وصنو والده الذی             ورث النبی بذاک دون الناس

أحیا الإله به البلاد فأصبحت         مخضره الاجناب بعد الیاس

 ولما سقی الناس طفقوا یتمسحون بالعباس ….

عمر گفت : مردم به خدا قسم عباس وسیله شما در نزد خداوند است . ( در این جا دعایش وسیله است یا خودش )

جالب است که در ادامه می گوید :

زمانی که مردم استسقاء کردند و باران بارید ، همه دور عباس را گرفتند و او را مسح می کردند و عباس تبرک می نمودند ….

الجزری ، عزالدین ابن اثیر ابی الحسن علی بن محمد ، اسد الغابه فی معرفه الصحابه ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ج ۳ ، ص ۱۶۶

این مطلب مشت محکمی است بر دهان وهابی ها . وهابی ها باید این مطالب را از کتاب های خود پاک کنند . این ها کتاب هایی هستند که اهل سنت چاپ کرده اند و شما تا بیشتر از این رسوا نشده اید ، این روایات را پاک کنید .

مجری :

در خصوص این روایت کلیپی آماده کرده ایم که قبلا هم پخش شده و علمای اهل سنت به این روایت در خصوص توسل استدلال کرده اند .

لانه زنبور (۵ )

کلیپ ۴ :

اعترافات شریف صفوری ، فرمانده گروه موسوم به لواء حرمین شریفین :

من شریف الصفوری هستم ، پنج بار به اسرائیل سفر کردم و با نظامیان اسرائیلی دیدار داشتم . یک نظامی به نام اشرف را دیدم که یک تلفن همراه اسرائیلی ۲ c به من داد .

سؤال کننده :

چند بار به اسرائیل رفتی ؟

شریف صفوری :

تقریبا ۵ بار رفتم .

سؤال کننده :

جلسات شما در کجا برقرار می شد ؟

شریف صفوری :

در طبریا

سؤال کننده :

بیشتر با چه افرادی ملاقات داشتید ؟

شریف صفوری :

اولین نفر اشرف بود ، دومین شخص یونس که نظامی بود . یک نفر هم مسئولشان بود به نام داوود و در منطقه شمالی شخصی به نام ابو عمر بود . گروه ها از آن  طریق کمک رسانی می شدند و زخمی ها را مداوا می کردند و نباید به دیوار حائل اسرائیلی نزدیک می شدیم ، مگر با هماهنگی مسئولین اسرائیلی ( باید امنیت آن جا را حفظ می کردیم ) .

مرحله دوم همکاری این رژیم با پشتیبانی ساده پزشکی آغاز شد ؛ سپس مقامات اسرائیلی ۳۰ قبضه کلاشینکف و مهمات ۴۷ موشک انداز آرپی جی و ۲۵ هزار فشنگ روسی به شبه نظامیان دادند .

مجری :

این هم بخش دیگری از لانه زنبور که ارائه شد و باز هم قضاوت با شما .

اما خبری که شاید امروز به گوش شما محبین عصمت و طهارت (ع) رسیده و قطعا قلب شما را جریحه دار کرد ، بمب گذاری بود که در کربلا صورت گرفته و خبری که تا لحظاتی پیش در خبرگزاری ها و شبکه الفرات نقل شده این است که ۸ نفر کشته و ۲۵ نفر زخمی داشته است .

ما به خانواده های این شهدا تسلیت عرض می کنیم و از خداوند متعال صبری جمیل و جزیل خواهانیم .

کلیپ دیگری از جنایات این وحشیان انسان نما آماده کرده ایم که به صورت تصاویری است که خودشان در خروجی سایت هایشان قرار داده اند .

کلیپ ۵ :

جنایات گروهی وحشی و انسان نما که حتی نام حیوان را هم نمی توان بر آن ها گذاشت ؛ زیرا حیوانات هم در این حد درنده خو و خونریز نیستند . حیوانات درنده خو هم از دیدن جنایات این گروه انگشت به دهان مانده اند .

مجری :

کشتن مسلمان ها را بسیار راحت انجام می دهند ، کسانی که از حمایت های شبکه های وهابی برخوردارند .  همه دعا کنیم برای وهابی هایی که نام اسلام را خدشه دار کرده اند و به گونه ای چهره اسلام را به جهانیان نشان داده اند که اگر کسی گرایشی به اسلام داشته باشد با دیدن این جنایات از اسلام به عنوان یک دین خونریز یاد کنند .

تماس بینندگان

بیننده : محمد از امارات ـ اهل سنت

بنده یک سؤال از شما داشتم ، آیا بوسیدن و سجده بر قبر جایز است ؟ و این که شب گذشته در یکی از شبکه های خبری کلیپی از یک امامزاده به نام امامزاده قلقلی . جریان این امامزاده چیست ؟

مجری :

صدا و سیمای ایران هم به صورت نقد این کلیپ را پخش کرد ، تفکر اشتباهی بود که در بین عده ای رواج پیدا کرده بود و در حال حاضر این منطقه مسدود شده است .

استاد یزدانی :

هر کسی که این تفکر را داشته باشد ، اشتباه کرده و ارتباطی به مذهب تشیع ندارد .

بیننده :

کسانی که به این امامزاده رفته اند ، سنی بودند یا شیعه ؟

استاد یزدانی :

ما که نمی گوییم همه شیعیان معصوم هستند ، این اعتقاد در شیعه نیست و هر کسی هم که رفته ، اشتباه کرده است و الان هم بسته شده و کسی هم نمی رود .

مجری :

خود شیعیان این کلیپ را پخش کردند تا به همه بگویند که این تفکر اشتباه است . حتی در بخش خبری شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران نمایش داد و از آن انتقاد کردند و بعد از آن بسته شد .

ولی آیا مخالفین شیعه این جنایات را پخش کرده اند و بگویند که داعش از ما نیست . امامزاده ای را که به اشتباه به زیارت آن می روند  که بالاتر از سربریدن و کشتن مسلمان ها نیست .

استاد یزدانی :

برادر گرامی ! تفاوت مذهب ما با مذهب شما در این است هر اشکالی را که می بینیم ، فورا آن را رفع می کنیم و اجازه نمی دهیم که ادامه پیدا کند ؛ اما در مذهب شما ۱۴۰۰ سال است که هزاران خرافات وجود دارد و شما همچنان آن را ادامه می دهید .  ما امر به معروف و نهی از منکر می کنیم ؛ البته ممکن است ، ما نمی گوییم که همه معصوم هستند و دچار انحراف نمی شوند .

علمای شیعه آگاه هستند و جلوی انحرافات را می گیرند . بنده شاهد بودم در کرمان شخصی کرامتی را از خود با کلک و دروغ نشان داده بود ، فقط به خاطر این که از این طریق از مردم پول بگیرند که تا امام جمعه از این مسأله آگاه شد ، بساط آن شخص را جمع کرد . شیعیان و علمای شیعه همیشه بیدار هستند و اجازه چنین کارهایی را نمی دهند .

بیننده : محمد از تهران ـ شیعه

سؤال بنده در باره پاسخ هایی است که شما به این وهابی ها می دهید مثلا توسل خلیفه دوم به عباس یا روایات دیگری را که از کتاب های خودشان می خوانید ، آیا باز هم نمی خواهند از این مطالب درس بگیرند و دست از تعصب خود بردارند ؟ شما چند سال است که این مطالب را تکرار می کنید و باز هم این ها شبهه افکنی می کنند.

مجری :

البته کسانی هستند که از این مطالب درس گرفته اند و این برنامه های ما نتیجه داده است . ما به دنبال شیعه کردن کسی نسیتیم ؛ ولی نتیجه فراوان داشته است .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! شما انتظار نداشته باشید که همه مردم دنیا یک شبه هدایت شوند . پیامبر بزرگوار اسلام (ص) ۲۳ سال زحمت کشیدند ، در آخرین لحظات عمرشان فرمودند : یک کاغذ و قلم بیاورید که مطلبی را بنویسم ، کسی سخن ایشان را قبول نکرد .

انتظار نداشته باشید که ما معجزه ای انجام دهیم و یک  روزه مردم جهان همگی برگردند . همین که در برنامه گذشته یکی از کسانی که اهل سنت بودند ، به ما زنگ زدند و گفتند که من با دیدن برنامه های شما به این نتیجه رسیدم که باید شیعه شوم یا در برنامه دکتر قزوینی ، یک از برادران اهل سنت گریه می کرد و می گفت که من وهابی بودم با دیدن برنامه های شما سنی شدم . همین مقدار که تأثیر گذار بوده ، برای ما یک دنیا ارزش دارد .

البته با برنامه هایی که در سال های اول ما پخش می کردیم ، خیلی فرق کرده است . در سال های اول زنگ می زدند و فکر می کردند که حرفی برای گفتن دارند ؛ ولی ما الان نمی بینیم که یک وهابی با جرأت به ما زنگ بزند و با ما بحث کنند . این نشانه این است که ما به آن ها فهمانده ایم که وهابی ها ! شما حرفی برای گفتن ندارید و اگر حرفی دارید زنگ بزنید و صحبت کنید .

بیننده : آقای رمضانی از خراسان ـ اهل سنت

بنده دیروز با یکی از کارشناسان شبکه وهابی کلمه در مورد توسل صحبت می کردم ، چند سؤال برای من مطرح شده است . آیا شما شیعیان که نام امام حسین (ع) یا امام علی (ع) را در توسلات خود می برید به خاطر محبتی است که نسبت به آن ها دارید یا این که نام این عزیزان را می برید که از آن ها حاجت بخواهید ؟ چون این ها می گویند شما زمانی که می گویید یا الله و یا علی (ع) ، حضرت علی (ع) را در مقام خدایی قرار داده اید و خداوند فرموده که ادعونی استجب لکم ؛ پس کسی حق ندارد که هم یا الله بگوید و هم یا علی . اما به واسطه محبت و دوستی نام آن ها را می برند ، اشکالی ندارد .

سؤال دوم درباره زیارت جامعه است که من اعتصم بکم ، فقد اعتصم بالله و من قصده توجه بکم

اعتصام به اهل بیت (ع) به چه معناست ؟

این دعای توسل که در مفاتیح است و شیعیان در شب های چهار شنبه می خوانند ، سند صحیح دارد و از امامان شیعه نقل شده است . اگر این دعا از امامان شیعه داشته باشد ، نمی توان توسل را شرک دانست .

مجری :

بنده تماس شما را با آن شبکه را به صورت رو نوشت مطالعه کردم و متوجه شدم که شما با این سؤالات خود در پی حقیقت هستید . بنده حقیقتا عرض می کنم که پاسخ هایی را که شما به آن شبکه می دادید را نمی توانست ان قلتی بیاورند . فکر می کنم که در نهایت تماس شما را قطع کردند .

بیننده :

بله ، زمانی که گفتم حضرت عیسی (ع) پشت سر امام زمان (عج) نماز می خوانند . گفتند : بخوانند . و این که گفتم شیعیان امامان خود را از تمام پیامبران بالاتر می دانند . گفتند : به چه دلیل ؟ گفتم : می گویند موسی و عیسی و همه پیامبران وصی ابراهیم (ع) بودند و امامان دوازده گانه را اوصیاء اشرف انبیاء هستند ، که در همین زمان تماس بنده را قطع کردند .

بیننده : آقای صادقی از اراک ـ شیعه

بنده دو سؤال از شما داشتم و بعد از آن نظر خود را در باره گروهک تروریستی داعش بیان خواهم کرد . آیا شأن و مقام صحابه در نزد خداوند ، یکسان هستند ؟ دوم این شخصی که به امام حسن (ع) خیانت کرد ، شخصی به نام عبید الله بن عباس بود . این شخص با ابن عباس معروف نسبتی دارد ؟ و در این خصوص توضیحاتی را بیان کنید .

اما در ادامه می خواستم نظر خود را در مورد وهابیت بیان کنم . بنده فکر می کنم وهابیت به معنای بخشیدن است و من ثابت می کنم که آن ها اسلام ناب محمدی (ص) را به اسلام وهابی بخشیده اند و هر زمان نام داعش را می شنویم کلمه وهابیت را داخل پرانتز قرار می دهیم . ما کلیپ های زیادی را در باره جنایات وهابیت دیده ایم که به بدترین صورت ، انسان ها را می کشند و مصله می کنند .

من به این وهابیت می گویم : زمانی که در جنگ احد ، کفار حضرت حمزه (ع) و بسیاری از شهدا را بکشند ، آیا خداوند چنین اجازه ای به آن حضرت دادند و خداوند ایشان را از این کار منع کردند ؛ حتی در این باره آیه ای هم نازل کردند .

از زمانی که شما مسلمانان را به بدترین وجهه می کشید و آن ها را مثله می کنید ، آیا مخالفت علنی با دستور خداوند نکرده اید یا زمانی که مسلمانی را می خواهید وهابی کنید ، مستقیما پا روی این آیه از قرآن نگذاشته اید ؟ وقتی شما می گویید که حکم فقط حکم خدا و قرآن است و سخن خوارج را تکرار می کنید ، چرا علنی با این احکام مخالفت می کنید ؟ به خدا قسم اگر کسانی را که دستگیر می کنند را یک تیر خلاص بزنند بهتر از این است که سرشان را با چاقوی ارّه ای از تن جدا کنند و آن ها را زجر دهند.

حتی اگر حیوانی را بخواهیم ذبح کنیم ، می گویند که کاری کنید که سرش را زود ببرید تا زجر نکشد . در پایان هم از شما به خاطر زحماتی که می کشید ، تشکر می کنم .

من از همه مردم اهل سنت که راه خود را از این وهابی ها جدا می کنند ، تشکر می کنم . کسانی که این جنایات را در عراق و سوریه انجام می دهند و جز خونریزی کاری نمی کنند .

این ها نه مسلمان و نه حتی اهل سنت هم نیستند .

بیننده: خانم سلیمیان از زرین شهر ـ شیعه

بنده می خواستم در مورد موضوع برنامه مطلبی را بگویم . اگر انسان مقدار کمی هم زبان عربی را بداند و به این روایت توجه کند ، به سادگی متوجه می شود که خلیفه دوم به خود عباس عموی پیامبر (ص) توسل کرده است و این که اشکال می کنند که خلیفه دوم به دعای عباس توسل کرده ، کار وهابی هاست و به جای این که به سؤالات منطقی ما پاسخ دهند ، ایرادات و شبهات مضحکی را وارد می کنند و در آخر بدون جواب دادن ، صحنه را ترک می کنند .

بنده خودم با شبکه وهابی کلمه از طریق ایمیل نامه نگاری داشتم که یکی از این افراد مسئله ای را مطرح کرد مبنی بر این که هیچ کدام از امامان دوازده گانه شما به رسول خدا (ص) و ائمه (ع) توسل نداشته اند . به کتاب صحیفه سجادیه مراجعه کردم و یکی از ادعیه ای که امام سجاد (ع) رسول خدا (ص) و امیر المؤمنین (ع) را واسطه خود و خداوند قرار داده بودند را برایشان منظور کردم . ایشان گفتند که من تا به حال این مطلب را ندیده ام و رفته اند تا جوابی برای این مطلب بیاورند .

مطلب بعد این که وهابیت با پیشرفت و تجدد مخالف هستند و این که به چه دلیل با این مسئله مخالفت می کنند ، بنده از استاد خواهش می کنم که نمونه هایی را برای بنده بیان کنند .

بیننده : آقای زارع از فارس ـ اهل سنت

برای بنده یک سؤال پیش آمده که می خواهم از شما بپرسم . به عقیده ما مسلمانان حضرت عیسی (ع) زنده هستند . ما اگر این مطلب را بپذیریم ، حضرت با امام زمان (عج) ظهور می کنند و از سپاهیان ایشان هستند . این قضیه با خاتم الانبیاء بودن حضرت رسول (ص) منافاتی ندارد ؟

استاد یزدانی :

منافات آن در چیست ؟ دین حضرت عیسی (ع) تا زمانی اعتبار داشت که پیامبر خاتم (ص) دین کامل اسلام را نیاورده بود ، زمانی که دین کامل اسلام آمد ، دین حضرت عیسی (ع) منسوخ می شود و خود حضرت عیسی (ع) اگر در زمین باشد ، وظیفه دارد که از دین رسول اکرم (ص) پیروی کند و این دو هیچ تضادی با هم ندارند . حضرت عیسی (ع) هم به عنوان یک مسلمان می آید  نه به عنوان یک پیامبر جدید و پشت سر امام مسلمان ها نماز می خوانند .

بیننده :

آقای یزدانی ! اگر بخواهیم این مطلب را قبول کنیم که جور در نمی آید . مثلا اگر من یک حاجتی داشته باشم از رسول خدا (ص) که از دنیا رفته اند بخواهم یا این که از حضرت عیسی (ع) که زنده هستند ؟

استاد یزدانی :

طبق روایتی که هفته قبل ارائه دادم حضرت عیسی (ع) با آن عظمت بر سر قبر شریف رسول اکرم (ص) می آید و از ایشان درخواست می کند . روایت در کتاب مسند ابی یعلی موصلی ، تألیف احمد بن علی بن المثنی التمیمی ، جلد یازده ، با تحقیق حسین سلیم اسد ، صفحه ۴۶۲ :

روایت را بیان می کند که حضرت عیسی (ع) می آید و کار هایی که آن حضرت انجام می دهند را بیان کرده و در آخر بر قبر مبارک حضرت رسول (ص) می آیند و می گویند :

یا محمد لاجیبنه

ای محمد جواب مرا بده ، که حضرت هم جواب حضرت عیسی را می دهند .

خود حضرت عیسی (ع) هم اولا باید پیرو پیامبر خاتم است و باید به شریعت اسلام عمل کند . دوما اگر نیازی به واسطه داشته باشند ، پیامبر بزرگوار اسلام (ص) را واسطه قرار می دهند . پشت سر امام زمان (عج) نماز می خوانند و این ثابت می کند که مقام امام زمان (عج) ما از حضرت عیسی (ع) بالاتر است ؛ چون تقدیم مفضول بر افضل جایز نیست .

بیننده :

استاد یزدانی ! یعنی با این مطلبی که شما گفتید ، مقام نبوت از حضرت عیسی (ع) گرفته می شود ؟

استاد یزدانی :

حتی اگر نبوت را داشته باشند ، مقامشان از آن واسطه فیض و حجت خدا پایین تر است .

بیننده :

یعنی مقام امامت از مقام نبوت بالاتر است ؟ یعنی مقام امام حسین (ع) و بقیه امامان شیعه از حضرت عیسی (ع) بالاتر هستند ؟

استاد یزدانی :

یقینا ، شک نکنید . نص صریح قرآن کریم است . پیامبر بزرگوار اسلام هم مقام پیامبری را دارا هستند و هم مقام امامت را . ما روایت داریم که امیر المؤمینن علی بن ابیطالب (ع)‌ نفس رسول خداست و همان طور که رسول خدا (ص ) بر همه انبیاء افضل هستند ، امیر المؤمنین (ع) هم که نفس پیامبر (ص) هستند از انبیاء دیگر بالاتر هستند .

بیننده :

منظور من از این است زمانی که شما می گویید : حضرت محمد (ص) و حضرت عیسی (ع) که هم مقام امامت را دارند و هم مقام نبوت را از مقام حضرت مهدی (عج) که فقط امام هستند ، پایین تر است ؟

استاد یزدانی :

بحث ما این نیست که چون حضرت عیسی (ع) و رسول اکرم (ص) هم مقام امامت را دارند و هم مقام نبوت را ، پس مقامشان بالاتر است ؛ بلکه بحث ما این است که مقام امامت یک مقام بالاتر از مقام نبوت است ، یک بحث جداگانه می باشد و این که ما می گوییم ائمه (ع) ما مقامشان از مقام انبیاء بالاتر است ، به دلیل آیه مباهله است ؛ چون امیرالمؤمنین (ع) نفس پیامبر (ص) هستند و بقیه ائمه (ع) ما هم همین مقام را دارند . زمانی که ثابت شد که نفس پیامبر (ص) است ، از انبیاء دیگر بالاتر هستند ؛ چون خود رسول خدا (ص) از همه بالاتر است ، امیرالمؤمنین (ع) که نفس ایشان هست ، امیرالمؤمنین (ع)‌ هم مقامشان از انبیاء بالاتر است .

بیننده :

سؤال دیگری هم داشتم ، این که توسل شیعیان به این صورت است که مثلا حاجتی دارند ، به حرم امام رضا (ع)‌می روند و می گویند : یا امام رضا (ع) به خاطر آبرویی که در درگاه خداوند داری ، حاجت مرا بده .

استاد یزدانی :

برادر گرامی ! این که شما می فرمایید استغاثه است نه توسل . شما بین توسل و استغاثه خلط می کنید . اگر ما حاجتی را از امام رضا(ع) بخواهیم ، می گوییم یا امام رضا چون خداوند  به شما قدرتی داده که بتوانی حاجت مرا بدهی ، با همان قدرت حاجت مرا بده . این استغاثه می شود . توسل این است که ما حرم امام رضا (ع)‌ برویم و به خداوند بگوییم که خدایا به حق امام رضا (ع) مثلا فلان چیز را به من بده .

حال اشکال شما در استغاثه است یا در توسل .

بیننده :

اشکال من در باره توسل است . مثلا من در یک اداره مشکلی دارم ، یک نفر آشنا را پیش رئیس اداره می برم و می گویم که به خاطر این شخص شما مشکل من را حل کن . این مورد یک مقدار خنده دار و مضحک نیست . صدای مرا هم خدا می شنود و هم رئیس اداره . زمانی که خداوند صدای مرا می شنود ، چه لزومی دارد که من یک شخص آشنا را واسطه ببرم . آیا این مسئله با عقل سازگاری دارد .

استاد یزدانی :

شما چرا قیاس می کنید . من همین سؤال را از خلیفه دوم می پرسم . آقای خلیفه دوم ! خداوند که صدای شما را می شنید ؛ پس چرا عباس عموی پیامبر (ص) را واسطه قرار دادید ؟ به نظر شما خلیفه  دوم چه جوابی به این سؤال خواهد داد ؟

این روایتی است که در صحیح بخاری آمده است . باز هم استدلال می کنم به قرآن کریم . خلیفه دوم ! خداوند در قرآن کریم فرموده است : ایاک نعبد وایاک نستعین . یا این که می فرماید : من از رگ گردن به شما نزدیک تر هستم . چرا شما سراغ عباس عموی پیامبر (ص) رفتید ؟ شما به جای خلیفه دوم پاسخ دهید .

صدها مورد از این که سراغ قبر رسول خدا (ص) رفته و حاجت گرفته را از کتاب های علمای اهل سنت بیان خواهیم کرد .

بیننده :

مگر نباید برای این موارد فیلمی باشد که اهل سنت به زیارتگاه ها رفته اند و متوسل شده اند .

استاد یزدانی :

تصویری که از این موارد فراوان است . بنده کلیپی از ملک عبدالله ، پادشاه عربستان دارم که سراغ قبر رسول خدا (ص) می رود .

بیننده :

از کجا معلوم که توسل کرده است .

استاد یزدانی :

پس ایشان سراغ قبر پیامبر (ص) می روند که چه کار کنند ؟

مجری :

دقیقا کاری که در این کلیپ انجام می دهند این است که رو به قبر رسول خدا (ص) و پشت به قبله  می ایستد و دستان خود را رو به آسمان گرفته و شروع به صحبت کردن می کند . حال به نظر شما این چه کاری است ؟

بیننده :

شما باز می خواهید از این مسئله ، توسل و استغاثه را ثابت کنید .

مجری :

برادر عزیز ! شما در جلسات قبل هم که روی خط آمدید ، گفتید که برخی از شیعیان امام رضا(ع)‌ را می پرستند .

استاد یزدانی :

بنده این کلیپ را نشان می دهم که تمام دولت عربستان سعودی همراه برخی از علمایشان آمده اند رو به  قبر رسول خدا (ص) و پشت به قبله ایستاده اند . ایشان در حال چه کاری هستند ؟

بیننده :

شاید در حال خواندن فاتحه هستند .

استاد یزدانی :

مگر از نظر وهابی ها فاتحه خواندن جایز است ؟ وهابی ها که  فاتحه خواندن را جایز نمی دانند .

بیننده:

من از فاتحه خواندن وهابی ها خبر ندارم .

استاد یزدانی :

شاید توسل می کند . اصلا پادشاه عربستان به چه دلیلی سراغ قبر رسول خدا (ص) آمده است ؟

مجری :

ایشان به چه دلیل دست های خود را به سمت بالا گرفته است ؟

بیننده :

من مدینه نرفتم ولی از کجا معلوم است که پشت به قبله ایستاده است ؟

استاد یزدانی :

شما که نرفته اید چرا قضاوت می کنید ؟

بیننده :

آقای زارع یک استدلال کوچک برای شما می آورم . در فضایی که در کلیپ نشان داده می شد ، کسی در حال نماز خواندن است ؟ شما باید یا بگویید که مسلمان ها به سمت قبر نبی مکرم اسلام (ص) نماز می خوانند که در آن صورت عربستان همه آنها را می کشت . یا این که یاید بگویید که پشت به قبر رسول خدا (ص) نماز می خوانند .

استاد یزدانی :

سؤالی که بنده از خلیفه دوم پرسیدم را چه پاسخی می دهید ؟ چرا خلیفه دوم عباس را واسطه خود قرار داد ؟ خداوند فرمودند : ایاک نعبد و ایاک نستعین ، چرا سراغ خداوند نرفته و سراغ عباس عموی پیامبر (ص) نرفت ؟ شما هیچ پاسخی به این سؤال ندارید ، اگر داشتید حتما پاسخ می دادید .

اگر شما توسل را زیر سؤال ببرید ، مخالف نص صریح قرآن است . اگر توسل به زنده جایز است ، توسل به مرده هم به همان علت جایز است .

سؤال اول این که : آیا بوسیدن و سجده بر قبر جایز است ؟

در هفته های گذشته در این خصوص این سؤال روایت ابو ایوب انصاری را نقل کردیم که در کتاب مسند امام احمد بن محمد بن حنبل ، جلد ۱۷ ، صفحه ۴۲ آمده است :

…. فوجد رجلا واضعا وجهه علی القبر

صورت خود را به صورت سجده بر قبر گذاشته بود ( اما نه سجده برای پیامبر (ص)‌ بلکه سجده برای خدا ولی بر روی قبر رسول خدا (ص) ) …

بنابراین این روایت ثابت می کند که سجده بر روی قبر و بوسیدن آن جایز است .

سؤال دوم این بود که شما همه این مطالب را بارها و بارها تکرار کرده اید ؛ پس چرا این ها عبرت نگرفته اند ؟

ما در برنامه های آینده به صورت مفصل به این سؤال پاسخ می دهیم ؛ اما وظیفه ما اتمام حجت است ، فرقی نمی کند که آن ها گوش کنند یا نکنند .

سؤال سوم این که توسل شیعیان به خاطر محبت است یا به خاطر حاجت گرفتن ؟

ایشان هم توسل و استغاثه را با هم خلط کرده اند . توسل به ذات رسول خدا (ص) برای حاجت گرفتن از خداوند است . کسی که حاجت می دهد خداوند است و پیامبر (ص) واسطه بین ما و خداوند است. فرقی نمی کند که این واسطه زنده باشد یا مرده ، آنچه مهم است این است که خداوند صدای ما را می شنود و ما شخصی را واسطه قرار داده ایم . اما بحث استغاثه فرق می کند ، در استغاثه روایت صحیح داریم که انبیاء زنده هستند ، صدای ما را می شنوند و حاجات ما را هم می دهند .

سؤال بعد در باره این بود که مقصود از «من قصده توجه بکم» چیست ؟

علمای ما تفسیر کرده اند کسی که می خواهد توحید را یاد بگیرند ، باید از طریق اهل بیت (ع) باشد و اهل بیت (ع) هستند که خداوند را به ما می شناسانند .

سؤال پنجم : در مورد این است که آیا دعای توسل سند صحیح دارد ؟

این دعایی که در مفاتیح با نام دعای توسل موجود است را بررسی نکرده ام ؛ اما ما برای دعاهای توسل خود فراوان داریم از جمله دعای جامعه کبیره است که با سند صحیح صحیح صحیح بیان شده است و تمام علمای ما بر صحت این روایت اجماع دارند .

سؤال کردند که عبید الله و عبدالله بن عباس با هم چه نسبتی دارند ؟

این دو نفر با هم برادر هستند ، عبدالله در دیدگاه شیعه و سنی مورد احترام هست ؛ اما عبیدالله متأسفانه به علت خیانتی که به امام حسن (ع) کرد و خود را به معاویه فروخت ، هیچ جایگاهی در نزد ما ندارد .

خانم سلیمیان پرسیدند که آیا هیچ کدام از ائمه (ع) توسلی به رسول اکرم (ص) داشته اند ؟

ائمه (ع) ما نیازی به توسل به رسول خدا (ص) ندارند . زمانی که خودشان امام هستند ، واسطه فیض بین بندگان و خداوند می باشند و اصلا نیازی به توسل ندارند . ثانیا در صحیفه سجادیه ، دعای ۴۷ ، صفحه ۲۱۶ ، امام سجاد (ع) فرموده اند :

وجعلتهم الوسیله إلیک و مسلک إلی جنتک …

باز در جای دیگری از این کتاب شریف در دعای ۴۹ فرموده اند :

اتقرب إلیک     بالمحمدیه الرفیعه و بالعلویه البیضاء

به هر حال بحث توسل در صحیفه سجادیه و دیگر کتاب های ما فراوان بیا ن شده است .

چرا وهابیت با تجدد و نوگرایی مخالف هستند ؟

اگر به نفعشان باشد ، بسیار هم موافق هستند ؛ اما در جاهایی که به ضررشان باشد هم به شدت مخالفت می کنند ؛ مثل بحث دموکراسی به شدت مخالف هستند و هر کسی که در مورد دموکراسی حتی صحبت کند ، کافر است و باید کشته شود ؛ چون اگر دموکراسی باشد ، کسی به آل سعود و آل شیخ رأی نخواهند داد  .

مجری :

از شما بینندگان عزیز به خاطر همراهی که با ما داشتید ، تشکر می کنم و امیدوارم که از این مطالب استفاده لازم را برده باشید .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

التماس دعا

خدا یار و نگهدارتان .