جمع بندی و خلاصه مباحث روایات توسل و استغاثه از دیدگاه مذاهب اسلامی . دیدگاه اهل بیت علیهم السلام در باره توسل . دیدگاه وهابیت . دیدگاه اهل سنت . استغاثه هاجر به جبرئیل . استغاثه عبد الله بن عباس و احمد بن حنبل به ملائکه و …

به نام خداوند بخشنده مهربان

برنامه ” راه و بیراه” قسمت بیست و سوم

تاریخ : ۱۰ / ۰۶ / ۹۳

موضوع : جمع بندی و خلاصه مباحث روایات توسل و استغاثه از دیدگاه مذاهب اسلامی

 

دانلود فیلم برنامه راه و بیراه قسمت بیست و سوم

 

فهرست مطالب:

به نام خداوند بخشنده مهربان

موضوع : جمع بندی و خلاصه مباحث روایات توسل و استغاثه از دیدگاه مذاهب اسلامی

فهرست مطالب:

۱ ﴾ دیدگاه اهل بیت ﴿ع﴾‌

۲ ﴾ دیدگاه وهابیت

۳ ﴾ دیدگاه اهل سنت

× روایت حضرت هاجر (ع)

× روایت ابن عباس

× روایت احمد بن حنبل

× روایت عبد الله بن عمر

× روایت عایشه

× روایت استغاثه حضرت زینب (س)

× روایت مالک بن انس

شیخ جمیل حلیم ، از علمای اهل سنت مصر و جواز توسل

× روایت بلال بن حارث

× روایت عثمان بن حنیف

شیخ نادی البدری ، از علمای اهل سنت و جواز توسل

روایت توسل حضرت آدم (ع)

× روایت ابو ایوب انصاری

×روایت توسل پیامبر در زمان دفن حضرت فاطمه بنت اسد (س)

× روایت توسل خلیفه دوم به عباس عموی پیامبر (ص)

شیخ احمد کبیسی ، مفتی سر شناس عراق و جواز توسل

( لانه زنبور ۶  : حمایت استعمار از وهابیت ) :

شکستن پا توسط وهابیت وحشی و حیوان صفت

تماس بینندگان

 

مجری :

با سلام و صلوات بر پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلام بر شما بیننده های عزیز و ارجمند شبکه جهانی ولایت . از این باز هم بیننده برنامه ای دیگر از سلسله برنامه های راه و بیراه هستید ، ممنون و متشکریم . برنامه ای که هدف و رسالت آن تفکیک تفکرات وهابیت از سایر مذهب اسلامی است و این که به همه جهانیان چه مسلمان و چه غیر مسلمان اعلام کنیم که بین وهابیت و اسلام ناب محمدی فاصله زیادی است و اگر خشونت و جنایتی از آن ها می بینند را نباید به نام اسلام و پیامبر و اهل بیت مطهرشان (ع) گذاشت .

بنده به نوبه خودم این ایام شاد و پر سرور دهه کرامت را به شما تبریک  می گویم . طبق معمول برنامه های گذشته در خدمت کارشناس عزیز و گرامی ، استاد یزدانی هستیم .

همان طور که مستحضر هستید قریب به ده جلسه است که موضوع بحث های ما توسل و استغاثه و تفاوت دیدگاه وهابیت با سایر فرق اسلامی در این زمینه بود و استاد یزدانی توضیحات مفصلی را در این باره ارائه دادند . امشب ان شاء الله می خواهیم این ده جلسه را مرور کنیم و پرونده این موضوع را ببندیم و وارد موضوع جدیدی شویم . امیدواریم این مطالب برای کسانی که دیده اند ، یاد آوری و برای کسانی که ندیده اند ، مفید واقع  شود .

۱ ﴾ دیدگاه اهل بیت ﴿ع﴾‌

استاد یزدانی :

ما در بحث استغاثه و توسل ، ابتدا دیدگاه اهل بیت (ع) را بیان کردیم که چند روایت با سند صحیح را نقل نمودیم و بلکه سند صحیح اعلائی بود . از جمله روایت زیارت جامعه کبیره که تمام علمای شیعه در طول تاریخ به این روایت عمل کرده و بسیاری از آن ها این روایت را روزانه خوانده اند و در حال حاضر می خوانند و بر صحت آن تردیدی نیست . علامه مجلسی (ره) فرموده اند : که صحیح ترین زیارت ما ، همین زیارت جامعه کبیره است .

کتاب من لایحضره الفقیه ، تألیف شیخ صدوق (ره) ، جلد ۲ ، صفحه ۶۱۴ ، روایت را خواندیم که امام هادی (ع) به شیعیان آموزش می دهد که چگونه زیارت کنید . بخشی از این روایت آمده :

آخذ بقولکم ، عامل بأمرکم ، مستجیر بکم ، زائر لکم ، لائذ عائذ بقبورکم ، مستشفع إلی الله عزوجل بکم ومتقرب بکم إلیه ، ومقدمکم أمام طلبتی وحوائجی وإرادتی فی کل أحوالی وأموری …

شیخ صدوق (ره) ، من لایحضره الفقیه ، ج ۲ ، ص ۶۱۴

در کتاب شریف کافی ، تألیف شیخ کلینی (ره) ، جلد ۵ ، صفحه ۴۷ ، روایتی دیگر با سند صحیح بیان شده که امام صادق (ع) می فرمایند :

… وشعار الحسین یا محمد وشعار نا یا محمد .

شعار امام حسین (ع) در روز عاشورا ، یا محمد (ص) و شعار ما اهل بیت (ع) هم یا محمد (ص) است .

شیخ کلینی (ره) ، اصول کافی ، ج ۵ ، ص ۴۷ ، باب الشعار ، روایت اول

استغاثه به این صراحت و وضوحی در این دو روایت بیان شده است . سند روایت کاملا صحیح است آن هم صحیح اعلائی و شکی در آن نیست ؛ البته علی بن ابراهیم بن هاشم را بقیه حسن می دانند ؛ ولی ما این روایت را اصح الروایات می دانیم بر خلاف نظر دیگرانی که این را حسن می دانند و حسن هم باشد مهم نیست و فرقی با صحیح در حجیت ندارد .

روایت دیگری را در کتاب دلائل الامامه ، تألیف محمد بن جریر طبری ، صفحه ۳۲۳ و ۳۲۴ ، خواندیم که این هم بحث استغاثه بوده ، مستغیثا برسول الله که هشام بن سالم ، استغاثه می کند و امام کاظم (ع) پاسخ او را می دهد .

روایات زیادی در این زمینه بود که ما برای اثبات استغاثه از دیدگاه اهل بیت (ع) به همین  مقدار اکتفا می کنیم و ان شاء الله دوستان عزیز می توانند این برنامه ها را به صورت تایپ شده در سایت مؤسسه تحقیقاتی ولی عصر (عج ) و هم چنین در سایت شبکه جهانی ولایت ، مشاهده کنند .

۲ ﴾ دیدگاه وهابیت

دیدگاه وهابیت را هم توضیح دادیم که محمد بن عبد الوهاب تصریح می کند کسی که توسل و استغاثه کند ، کافر و مشرک است و باید کشته شود .

کتاب الدرر السنیه فی الاجوبه النجدیه ، تألیف عبد الرحمن بن  محمد بن قاسم العاصمی القحطانی النجدی ، که از مهم ترین کتاب های وهابیت است و دو تن از نوادگان محمد بن عبد الوهاب بر این کتاب تقریض زده است ، جلد اول ، کتاب العقائد ، صفحه ۱۴۴ :

وأما الذی أنکرناه علیهم ، وکفرناهم به ، فإنما هو : الشرک بالله ، مثل أن تدعو نبیا من الانبیاء ، أو ملک من الملائکه أو تنحر له أو تنذر له ، أو تعتکف عند قبره أو ترکع بالخضوع والسجود له ، أو تطلب منه قضاء الحاجات ، أو تفریج الکربات فهذا شرک قریش الذی کفرهم به رسول الله | …

چیزهایی که ما آن ها را انکار می کنیم و انجام دهنده آن  ها را تکفیر می نماییم ؛ زیرا شرک به خدا می ورزند مثل این که پیامبری از پیامبران را می خواند یا این که فرشته ای از فرشتگان خدا را می خواند یا این که رکوع و سجده می کند یا این که در سختی ها از آن ها کمک می   گیرند  . این همان کفر قریش است …

العاصمی القحطانی النجدی ، عبد الرحمن بن محمد بن قاسم ، الدرر السنیه فی الاجوبه النجدیه ، ج ۱ ، کتاب العقائد ، ص ۱۴۴

البته ما روایات دیگری را هم بیان کردیم که فعلا به همین مقدار اکتفا می کنیم .

۳ ﴾ دیدگاه اهل سنت

× روایت حضرت هاجر (ع)

اولین روایتی که خواندیم روایتی از صحیح بخاری است در مورد استغاثه حضرت هاجر به ملکی از ملائک خداوند ، جبرائیل (ع) است . این روایت در یکی از صحیح ترین کتاب های اهل سنت آمده و نمی توانند آن را انکار کنند . صحیح بخاری ، تألیف ابی عبدالله محمد بن اسماعیل بخاری ، چاپ دار ابن کثیر بیروت ، صفحه ۸۳۰ ، کتاب الاحادیث الانبیاء ، روایت ۳۳۶۵ :

روایت طولانی است که حضرت ابراهیم (ع) ، حضرت هاجر را در آن بیابان خشک رها می کند و آن وضعیت برای حضرت اسماعیل (ع)‌ پیش می آید ، حضرت هاجر هفت بار بین دو کوه سعی می کند و زمانی که نا امید می شود ، صدایی می شنود :

لو ذهبت فنظرت ما فعل ، فإذا هی بصوت ، فقالت : أغث إن کان عندک خیر…

صدایی شنید ، فکر کرد که انسانی در آن جاست ؛ پس گفت : به داد من برس اگر در نزد تو خیری است . که آن صدا ، صدای جبرائیل ‍(ع) بود و بعد حضرت اسماعیل (ع) با پای  خود به زمین می کوبد و در اثر همان کوبیدن ، آب جاری می شود که تا الان هم این یادگار استغاثه حضرت هاجر (ع) و معجزه حضرت اسماعیل (ع) باقی است .

بخاری ، ابی عبد الله محمد بن اسماعیل ، صحیح بخاری ، چاپ دار ابن کثیر بیروت ، ص ۸۳۰ ، کتاب الاحادیث الانبیا، روایت ۳۳۶۵

نتیجه این استغاثه را هم می بینند و حضرت جبرائیل (ع) هم به دستور خداوند حاجت هاجر (ع) را داد و به داد ایشان رسید . آیا حضرت هاجر که استغاثه کرد ، کافر بود ؟ پیامبر (ص) ما که این روایت را نقل کرده ، مسلمان بود یا کافر بود ؟ ابو هریره ای و تمام راویانی که این روایت را نقل کرده اند ، مسلمان بودند یا کافر ؟ آقای بخاری که این روایت را در کتاب خود بیان کرده ، مسلمان بوده یا کافر بوده ؟

طبق نص صریح کتاب محمد بن عبد الوهاب ، استغاثه به ملائکه کفر قریش است و حضرت هاجر هم به ملائکه استغاثه کرد ؛ پس کافر است و هم چنین همه کسانی که به صحیح بخاری اعتقاد دارند ، کافر می شوند . این مطلب طبق قاعده وهابی ها است .

این روایتی بود که به همراه استدلال علمای اهل سنت به شما نشان دادیم ؛ ولی کسی پیدا نشد که به این روایت پاسخ دهد .

× روایت ابن عباس

در ادامه استغاثه احمد بن حنبل را نقل کردیم که سند این روایت هم صحیح بود ؛ حتی البانی هم بر صحت این روایت اعتقاد داشت . بنده در این جا استغاثه احمد بن حنبل و عبد الله بن عباس به ملائکه را از کتاب الجامع لشعب الایمان نقل می کنم .

الجامع لشعب الایمان ، ابی بکر احمد بن حسین البیهقی ، متوفای ۴۵۸ هـ ، چاپ مکتبه الرشد ، جلد ۱۰ ، با تحقیق مختار احمد الندوی ، صفحه ۱۴۰ به بعد ، محقق هم سند روایت را صحیح می داند . روایت را بسیار طولانی هم هست که بنده خلاصه آن را می گویم :

عن ابن عباس قال : إن الله ـ عزوجل ـ ملائکه فی الارض سوی الحفظه یکتبون ما یسقط من ورق الشجر، فإذا أحدکم عرجه فی الارض لایقدر فیها علی الاعوان فلیصح فلیقل : عباد الله أغیثونا أو أعینونا رحمکم الله فإنه سیعان .   

  در روی زمین بنده ای از بندگان خداوند وجود دارد که هر زمان برای انسان مشکلی پیش آمد و او را فریاد بزند ، او را کمک می کند . که ای بندگان خدا به فریادم برسید و آن ها را کمک خواهند کرد .

سند روایت هم معتبر است .

× روایت احمد بن حنبل

روایت بعدی از عبد الله بن احمد بن حنبل از پدرش نقل کرده :

حدثنا عبدالله بن احمد بن حنبل قال : سمعت ابی اقول : حججت خمس حجج منها اثنتان راکبا وثلاثه ماشیا أو ثلاثه راکبا أو اثنتان ماشیا فضلت علی الطریق فی حجه وکنت ماشیا ، فجعلت أقول : یا عباد الله دلونی علی الطریق ، قال : فلم أزل أقول حتی وقفت علی الطریق أو کما قال أبی .

پدرم می گفت : من پنج بار به حج رفتم . دو بار سواره و سه بار پیاده یا این که سه بار سواره و دوبار پیاده .در یکی از این سفر های پیاده راه را گم کردم و نمی دانستم که به کجا بروم . فریاد زدم : ای بندگان خدا راه را به من نشان دهید . تا این را گفتم ، فورا راه را پیدا کردم .

البیهقی ، ابی بکر احمد بن حسین ، الجامع لشعب الایمان ، متوفای ۴۵۸ هـ ، چاپ دار المکتبه الرشد ، ج ۱۰ ، ب تحقیق مختار احمد الندوی ، ص ۱۴۰ به بعد

در این جا به احمد بن حنبل خدا کمک کرد یا عباد الله؟ .  آیا احمد بن حنبل کافر بود یا مسلمان ؟

محقق در پاورقی می گوید : اسناده جید ، سند روایت هم جید و خوب است .

آقای البانی هم می گوید : سند روایت ، حسن است .

در کتاب سلسله الاحادیث الضعیفه و الموضوعه و آثارها السیئ علی الامه ، تألیف محمد ناصر الدین البانی ، مجلد ۲ ، چاپ مکتبه المعارف ریاض عربستان ، صفحه ۱۱۱ :

أخرجه البزار عن ابن عباس بلفظ : إن الله تعالی ملائکه فی الارض سوی الحفظه یکتبون ما یسقط من ورق الشجر ، فإذا أصابت أحدکم عرجه بأرض فلاه فلیناد : یا عباد الله أعینونی .

روایت را حسن می داند و در ادامه می گوید :

این روایت ، استغاثه به ملائکه است .  

آقای البانی در این  جا فراموش کرده است که محمد بن عبد الوهاب استغاثه به ملائکه را در کنار استغاثه به انبیاء شرک و کفر می داند .

در ادامه روایت احمد بن حنبل  را بیان می کند :

سمعت ابی یقول : حججت خمس حجج منها ثنتین ….

ورواه البیهقی فی الشعب وابن عساکر من طریق عبد الله بسند صحیح .

…. این روایت احمد بن حنبل با سند صحیح نقل شده است .

البانی ، محمد ناصر الدین ، سلسله الاحادیث الضعیفه و الموضوعه و آثارها السیئ علی الامه ، چاپ مکتبه المعارف ریاض ، ج ۲ ، ص ۱۱۱

بنابراین طبق گفته محمد بن عبد الوهاب ، احمد بن حنبل کافر و مشرک است و باید کشته شود

× روایت عبد الله بن عمر

کتاب عمل الیوم و اللیله ، تألیف ابی بکر احمد بن محمد الدینوری معروف به ابن سنی ، متوفای ۳۶۴ هـ ، از بزرگان اهل سنت است و کتابش هم از کتاب های معتبر می باشد . ( همان کسی است که سنن نسائی را خلاصه کرده با نام المجتبی که در حال حاضر از صحاح سته اهل سنت می باشد ) صفحه ۸۸ :

قال : کنت أمشی مع ابن عمر فخدرت رجله ، فجلس فقال له رجل : أذکر أحب الناس إلیک ، فقال: یا محمداه ، فقام فمشی .

می گوید : با عبدالله بن عمر در سفری بودیم ، پای او دچار گرفتگی شد و نتوانست که حرکت کند . مردی به او گفت : محبوب ترین فردی که در نزد توست به فریاد بخوان  . او رسول خدا (ص) را به فریاد خواند ؛ سپس بلند شد و راه رفت .

الدینوری ( معروف به ابن سنی ) ، ابی بکر احمد بن محمد ، عمل الیوم و اللیله ، ص ۸۸

گفتیم که این روایت را بخاری هم در کتاب ادب المفرد خود نقل کرده است که در نسخه های چاپی قسمت هایی از روایت حذف شده ؛ اما ما در نسخه های خطی این روایت را به صورت کامل مشاهده کردیم :

حدثنا بخاری حدثنا عثمان بن مبارک حدثنا ابونعیم حدثنا سفیان عن ابی اسحاق عن عبد الرحمن بن سعد قال خدرت رجل بن عمر فقال له رجل : اذکر احب الناس إلیک ، فقال : یا محمد .

بخاری ، ابی عبد الله محمد بن اسماعیل ، الادب المفرد

در نسخه های چاپی حرف ندای « یا » حذف شده است .

بنابراین عبد الله بن عمر و آقای بخاری که این روایت را نقل کرده است ، کافر و مشرک شده است. حتی این روایت را ابن تیمه هم در کتاب الکلم الطیب من اذکار النبی صلی الله علیه و آله ، تألیف شیخ الاسلام ابن تیمیه ، متوفای ۷۲۸ هـ ، با تحقیق محمد قادر الارنؤوط ، فصل ۵۷ :

عن هیثم بن حنش قال : کنا عند عبد الله بن عمر : فخدرت رجله فقال له رجل : اذکر احب الناس ألیک ، فقال : یا محمد …

ابن تیمیه ، الکلم الطیب من اذکار النبی (ص) ، با تحقیق عبد القادر الارنؤوط ، متوفای ۷۲۸ هـ ، فصل ۵۷

این روایت ، چیزی که از دیدگاه خودش کفر حساب می شود را به عنوان ذکر نقل کرده است .

× روایت عایشه

عایشه دستور داده که از قبر پیامبر (ص) طلب استغاثه و حاجت کنید . کتاب مسند دارمی معروف به سنن دارمی ، تألیف ابو محمد عبد الله بن عبد الرحمن بن فضل بن بهرام دارمی ، با تحقیق حسین سلیم اسد الدارانی ، جلد اول ، چاپ دار المغنی ، صفحه ۲۲۷ ، باب ۱۵ ، روایت ۹۳ :

حدثنا ابو الجوزاء اوس بن عبد الله قال : قحط اهل المدینه قحطا شدیدا ، فشکوا إلی عایشه فقالت : انظروا قبر النبی | فجعلوا منه کوا الی السماء حتی لایکون بینه وبین السماء سقف …

در زمان عایشه مردم مدینه دچار قحطی شدند ، مردم پیش عایشه شکایت کردند که ما با این قحطی چه کار کنیم ؟

عجیب بوده که آن زمان مردم به جای این که به درگاه خداوند بروند پیش عایشه می روند . احتمالا در آن زمان صحابه گمراه بودند و این شبکه های تروریستی وهابی نبوده که مردم را هدایت کنند

عایشه هم به جای این که بگوید از خداوند طلب حاجت کنید می گوید :

بروید سراغ قبر رسول خدا (ص) و از قبر ایشان طلب حاجت کنید …

دارمی ، ابو محمد عبد الله بن عبد الرحمن بن فضل بن بهرام ، مسند دارمی معروف به سنن دارمی ، با تحقیق حسین سلیم اسد الدارانی . ج ۱ ، چاپ دار المغنی ، ص ۲۲۷ ، باب ۱۵ ، روایت ۹۳

در این جا هم طبق دیدگاه وهابیت همس رسول خدا ( ص) تکفیر می شود ؛ زیرا به جای این که از  خداوند طلب حاجت کند ، سراغ قبر رسول خدا (ص) می رود و از ایشان طلب استغاثه می کند .

اشکالات البانی را بر این روایت مفصل پاسخ دادیم و هیچ اشکالی را باقی نگذاشتیم .

× روایت استغاثه حضرت زینب (س)

که بسیار درد آور بود ؛ ولی بسیار صریح و روشن استغاثه را ثابت می کند . کتاب البدایه و النهایه ، تألیف ابی الفداء اسماعیل بن کثیر ( شاگرد ابن تیمیه ) ، متوفای ۷۷۴ هـ ، جلد ۸ ، چاپ دار ابن کثیر دمشق ، صفحه ۲۷۱ :

ما جرای کربلا را بیان می کند که در عصر روز یازدهم محرم چه اتفاقاتی برای خانواده امام حسین (ع) رخ می دهد :

واما بقیه اهله ونساؤه وحرمه فإن عمر بن سعد وکّل بهم من یحرسهم ویکلؤهم ، ثم ارکبوا علی الرواحل فی الهوادج ، فلما مروا بمکان المعرکه ورأوا … وندبت زینب أخاها الحسین واهلها فقالت وهی تبکی : یا محمدا ! یا محمدا ! صلی علیک الله وملک السماء هذا حسین بالعراء ، مزمل بالدماء ، مقطع الاعضاء ، یا محمداه ! وبناتک سبایا وذریتک مقتله …

ماجرای درد آوری که بیان می کند و می گوید : حضرت زینب (س) و خانواده امام حسین (ع) را از کنار اجساد مطهر شهدا عبور دهند …. که حضرت زینب (س) فریاد بر آورد : یا محمد ا ! یا محمدا ! …

ابن کثیر ، ابی الفداء اسماعیل ، البدایه والنهایه ، متوفای ۷۷۴ هـ ، ج ۸ ، چاپ دار ابن کثیر دمشق ، ص ۲۷۱

که صریح و روشن در چنین لحظات سختی که اگر استغاثه و توسل نمی کرد ، مطمئنا نمی توانست چنین مصیبت و درد عظیمی را تحمل کنند و ایشان با این استغاثه و توسل توانستند جان خود و خانواده امام حسین  (ع) را حفظ کنند .

در همان برنامه هم ما سند روایت را بررسی کردیم و دیدیم که سند روایت کاملا صحیح  است .

× روایت مالک بن انس

در کتاب الشفاء بتعریف حقوق المصطفی ، تألیف قاضی عیاض ابی الفضل عیاض بن موسی بن عیاض ، متوفای ۵۴۴ هـ ، جلد ۲ ، چاپ دار الحدیث قاهره ، صفحه ۲۸۸ ، فصل سوم فی تعظیم النبی (ص) بعد موته :

          که ایشان صراحتا می گوید : حرمت و احترام پیامبر (ص) بعد از وفات ایشان لازم است ؛ همان طور که در زمان حیات ایشان لازم بود .

در ادامه روایتی را نقل می کند که :

… لاترفع صوتک فی هذا المسجد ، فإن الله تعالی أدب قوما فقال : « لاترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی ولاتجهروا له بالقول کجهر بعضکم لبعض أن یحبط أعمالکم وانتم لاتشعرون » ….

وقال : یا اباعبدالله ، أأستقبل القبله وادعوا أم استقبل رسول الله | ؟ فقال : ولم تصرف وجهک عنه وهو وسیلتک ووسیله ابیک آدم علیه السلام إلی الله تعالی یوم القیامه ؟ بل استقبله واستشفع به ، فیشفعه الله ، قال الله تعالی : « ولو انهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما . (نساؤ / ۶۴)

منصور دوانقی با مالک وارد مسجد رسول خدا (ص) می شود و آن جا با صدای بلند صحبت می کند که مالک به او می گوید : صدایت را در این مکان بلند نکن ؛ زیرا خداوند گروهی را تأدیب کرده ….

که روایت آن  در صحیح بخاری آمده و بیان کرده که منظور آیه چه کسی است .

… منصور دوانقی می گوید : ای مالک رو به قبله دعا کنم یا این که رو به قبر رسول خدا (ص) ؟ مالک می گوید : … رسول خدا (ص) وسیله تو و پدرت آدم علیه السلام است در روز قیامت و حضرت آدم با توسل به او بخشیده شده . رو به قبر رسول خدا (ص) کن و از ایشان طلب شفاعت و توسل کن و جالب است که مالک بن انس به این روایت استدلال می کند که خداوند فرموده : اگر به خودت ظلم کردی (گناه ) نزد خداوند و رسول او استغفار کن و خداوند را توبه پذیر و مهربان می یابی .

قاضی عیاض ، ابی الفضل عیاض بن موسی بن عیاض ، الشفاء بتعریف حقوق المصطفی ، متوفای ۵۴۴ هـ ، ج ۲ ، چاپ دار الحدیث قاهره ، ص ۲۸۸

تمام اشکالات البانی و ابن تیمیه را در مورد این روایت پاسخ دادیم و مفصل بحث کردیم .

مجری :

کلیپی را آماده کردیم که تفاوت دیدگاه اهل سنت و وهابیت را در زمینه توسل نشان می دهد.

کلیپ   ۱ :

شیخ جمیل حلیم ، از علمای اهل سنت مصر و جواز توسل

ما مطالب و کتب و دلائل مورد اعتمادی داریم از کتبی که خود وهابی ها و پیروان آن ها تألیف کرده اند که در آن صحابه رسول خدا (ص) تکفیر کرده اند و من برخی از این مثال و ادله را که در اختیار دارم برای شما بیان می کنم از جمله سخنانی که درباره تکفیر بزرگان این امت گفته اند این است که وقتی این وهابی ها می گویند که استغاثه و توسل و طلب کردن شرک و عبادت غیر خداست ؛ پس تمام امت اسلامی و بزرگان آن را تکفیر کرده اند ، ابن کثیر که این وهابی ها خیلی دوستش دارند ؛ چون شاگرد ابن تیمیه بود .

 در کتاب البدایه و النهایه در رخداد های سال یازدهم هجری و ابن اثیر در کتاب الکامل فی التاریخ و طبری در تاریخش ، این که لشگر صحابه در زمان خلافت ابوبکر وقتی برای جنگ یمامه رفتند ، شعار آن ها  وامحمدا بود و چه کسانی در این لشکر بودند علی و خالد و در زمان خلافت ابوبکر بود یعنی به قول وهابی ها که می گویند توسل و استغاثه شرک است ، پرستش غیر خداست ؛ پس ابوبکر و عمر را تکفیر کردند . چون حاضر بود .ولی چیزی نگفت واقرار کرد و عثمان ، علی که در لشکر بودند و خالد و صحابه و تابعین که بعد از آن ها آمده اند . 

چیزی که بن باز در شرحش بر کتاب فتح الباری ذکر می کند ، در مورد بلال بن حارث المزنی که از صحابه پیامبر بود . در مورد کاری که این صحابی انجام داده بود . گفت : این کار شرک است ، چه کار کرده بلال بن حارث مزنی در سال رماده رفت نزد پیامبر ؛ پس گفت : یا رسول الله برای امتت طلب باران کن دارند هلاک می شوند .

مجری :

سخنان یکی از علمای اهل سنت را در مورد توسل شنیدید ولو این که ما اختلاف نظرهایی در خصوص توسل با اهل سنت و حتی با این عالم اهل سنت داریم ؛ زیرا روایتی نیست که امیر المؤمنین (ع) در لشکر یمامه بوده که ایشان به این موضوع اشاره کردند ، گرچه موضوعی را که در مورد توسل دارند ، مورد قبول ما است . استاد یزدانی ! ایشان اشاره ای به روایت بلال بن حارث داشت که از شما خواهش می کنم باز هم آن روایت را نقل کنید .

استاد یزدانی :

این عالمی را که دیدیم یکی از صدها عالم اهل سنت است که صراحتا توسل را می پذیرد و می گوید : هر کسی بگوید توسل کفر است در حقیقت پیامبر (ص) را تکفیر کرده است . صحابه را تکفیر کرده اند ؛ زیرا صحابه به پیامبر (ص) توسل و استغاثه می کردند و تکفیر متوسلین و کسانی که استغاثه می کنند ، تکفیر پیامبر (ص) و صحابه است و جالب است که روایت بلال بن حارث را هم می خواند .

× روایت بلال بن حارث

ما این روایت را بارها خوانده ایم ، روایتی که با سند صحیح نقل شده است . اصل روایت در کتاب مسند ابی شیبه است ؛ اما از کتاب ابن کثیر دمشقی سلفی می خوانیم :

روایت در کتاب البدایه و النهایه ، تألیف ابی الفداء اسماعیل بن کثیر ، چاپ دار ابن کثیر دمشق و بیروت ،جلد ۷ ، صفحه ۲۰۵ :

أصاب الناس قحط فی زمن عمر بن الخطاب فجاء رجل إلی قبر النبی | فقال : یا رسول الله استسق الله لأمتک فإنهم قد هلکوا . فأتاه رسول الله | فی المنام فقال : ائن عمر فأقرئه  منی السلام وأخبرهم أنهم مسقون وقل له علیک بالکیس الکیس . فأتی الرجل أخبر عمر فقال : یا رب ما آلوا إلا ما عجزت عنه ، وهذا اسناد صحیح .

در زمان عمر قحطی شد ، مردی سراغ قبر رسول خدا (ص) رفت و گفت : یا رسول الله از خداوند طلب باران کن ؛ چون امت تو در حال هلاک شدن هستند . رسول خدا (ص) در خواب به او گفت : پیش عمر برو و سلام من را برسان و به او بگو باران خواهد آمد .  به او بگو که نذری انجام دهد و به فقرا کمک کند . آن مرد به عمر خبر این کار خود را داد و به گفت : که در خواب رسول خدا (ص) را دیده …

و سند این روایت صحیح است .

ابن کثیر ، ابی الفداء اسماعیل ، البدایه والنهایه ، چاپ دار ابن کثیر دمشق و بیروت ، ج ۷ ، ص ۲۰۵

همین روایت را ابن حجر عسقلانی در کتاب فتح الباری  فی شرح صحیح بخاری ، تألیف احمد بن علی بن حجر العسقلانی ، جلد ۲ ، به دستور امیر سلطان عبد العزیز آل سعود در عربستان چاپ شده ، صفحه ۵۷۵ ، نقل کرده است :

ابن ابی شیبه روایت را از صالح السمان با سند صحیح نقل کرده است

و در ادامه گفته کسی که به قبر رسول خدا (ص) توسل کرده بلال بن حارث مزنی بوده است .

العسقلانی ، احمد بن علی بن حجر ، ج ۲ ، چاپ عربستان ( به دستور امیر سلطان عبد العزیز آل سعود ) ص ۵۷۵

ما قبلا گفتیم که استناد ما به کار آن شخص نیست مجهول باشد یا هر کسی که باشد ، کلیپ آن را هم پخش کردیم که گفته بودند آن شخص مجهول است . برای ما فرقی نمی کند مجهول باشد یا نباشد ، خلیفه دوم که این کار را تأیید کرده هم مجهول است ؟ صحابه ای که در محضر خلیفه بودند و این سخن را شنیدند و به قبر رسول خدا (ص) توسل کردند که باران بیاید هم مجهول بودند ؟

اگر بخواهند بگویند که توسل شرک و کفر است به صحابه بر می گردد ؛ زیرا صحابه این کار را انجام داده اند .

× روایت عثمان بن حنیف

این روایت در کتاب الروض الدانی فی معجم الصغیر للطبرانی معروف به معجم صغیر ، با تحقیق محمد شکور محمود الحاج امریر ، چاپ المکتب الاسلامی بیروت ، جلد اول ، صفحه ۳۰۶ ، روایت ۵۰۸ :

أن رجلا کان یختلف عثمان بن عفان حاجه له ،فکان عثمان لایلتفت إلیه ولاینظر فی حاجته ، فلقی عثمان بن حنیف فشکا ذلک إلیه ، فقال عثمان بن حنیف : ائت المیضأه فتوضأ ثم ائت المسجد فصلی فیه رکعتین ثم قال : اللهم إنی اسئلک وأتوجه إلیک بنبینا محمد | نبی الرحمه یا محمد إنی أتوجه بک إلی ربک (ربی ) جل وعز . فیضی لی حاجتی .

شخصی با عثمان کار داشت ؛ اما عثمان به کار او رسیدگی نمی کرد . آن مرد به عثمان بن حنیف صحابه جلیل القدر رسول خدا (ص) شکایت کرد . عثمان بن حنیف به او دستور داد که وضو بگیر و به مسجد برو و دو رکعت نماز بخوان و بعد از نماز این دعا را بخوان : خدایا به حق پیامبر ما که رسول رحمت است ، از تو حاجتم را می خواهم ای رسول خدا (ص) من تورا وسیله قرار دادم تا خداوند توجه کند به من تا حاجتم را بدهد . حاجت او هم برآورده شد و به خانه عثمان رفت و کار او انجام شد .

سند روایت هم صحیح است ، تصحیح علما را نشان دادیم . خود طبرانی در صفحه بعد و در انتهای روایت ، بعد از نقل سند های متعدد می گوید :

… والحدیث صحیح …

سند روایت صحیح است ….

الروض الدانی فی معجم الصغیر للطبرانی معروف به معجم صغیر ، با تحقیق محمد شکور محمود الحاج امریر ، چاپ مکتب الاسلامی بیروت ، ج ۱ ، ص ۳۰۶ ، روایت ۵۰۸

تمام اشکالات البانی و نوادگان محمد بن عبد الوهاب را طرح و پاسخ دادیم و کسی تا به حال از شبکه های وهابی به این روایت پاسخی نداده اند .

مجری :

کلیپ دیگری از یکی از علمای اهل سنت در خصوص توسل آماده شده که با هم مشاهده می کنیم.

کلیپ ۲ :

شیخ نادی البدری ، از علمای اهل سنت و جواز توسل

در قرآنی که برای همیشه و تا قیامت باقی است می خوانیم :

فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه إنه هو التواب الرحیم          

« سپس آدم از پروردگارش کلماتی دریافت کرد ( و با آن ها توبه کرد)  و خداوند توبه او را پذیرفت ؛ چرا که خداوند توبه پذیر و مهربان است . »

اکثر مفسران اهل سنت همانند ؛ ابن کثیر ، فخر رازی ، شوکانی در تفسیر فتح القدیر و آلوسی در تفسیر روح المعانی که همه تفاسیر از دیدگاه اهل سنت در تفسیر پیشتاز هستند ، حدیثی از ابن عباس نقل کرده اند که از او سؤال شد ، منظور از این کلماتی که آدم با توسل به آنان ، توبه کرد چه بود ؟ گفت : از رسول خدا (ص) سؤال کردم ، آن حضرت فرمود : خداوند به آدم وسیله او را به سوی پروردگارش نشان داد که با توسل به آن توبه کرد و بگوید : خدایا به حق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام ) تو را سوگند می دهم که توبه ام را بپذیری .

خداوند توبه او را پذیرفت و به آدم فرمود : ای آدم ! هرگاه درخواستی از من داشتی ، با توسل به این افراد از من حاجتت را بگیر .

این نام از چه زمانی مطرح شده است ؟ از روز اول خلقت آدم . این مطلبی است که اکثر مفسرین نقل کرده اند و همه این ها اشاره به مقام بلند مولای ما امیر المؤمنان علی (علیه السلام ) است که او جانشین و وصی و وارث و امام است .

مجری :

سخنان این عالم اهل سنت بسیار زیبا و شنیدنی بود . استاد یزدانی ! ایشان اشاره ای به توسل حضرت آدم داشتند . لطف کنید و باز هم مروری بر این روایت داشته باشید .

روایت توسل حضرت آدم (ع)

استاد یزدانی :

این روایت را در کتاب های متعددی بیان کرده اند از جمله حاکم نیشابوری و بقیه ؛ اما مهم ترین کسی که این روایت را در کتاب خود بیان کرده ابن تیمیه است . کتاب مجموعه الفتاوی ، تألیف تقی الدین احمد بن تیمیه حرانی ، متوفای ۷۲۸ هـ ، چاپ دار الوفا ، جلد ۲ ، صفحه ۹۵ به بعد :

… فلما أحیاه الله تعالی ، نظر الی العرش فرأی اسمی أخبره الله أنه سید ولدک ، فلما غرهما الشیطان تابا واستشفعا بإسمی إلیه .

زمانی که حضرت آدم (ع) زنده شد ، به آسمان نگاه کرد . در عرش نام من نوشته بود ، خداوند به او خبر داد که او آقای فرزندان تو خواهد شد . زمانی که شیطان آن دو را فریب داد ، توبه کردند و به اسم من از خداوند طلب مغفرت کردند .

در صفحه بعد روایت دیگری را بیان می کند :

عن عمر بن الخطاب قال : قال رسول الله | : « لما أصاب آدم الخطیئه رفع رأسه فقال : یا رب بحق محمد إلا غفرت لی ، فأوحی إلیه وما محمد ؟ ومن محمد ؟ فقال : یا رب ، إنک لما اتممت خلقی رفعت رأسی إلی العرشک ، فإذا علیه مکتوب : لا اله الا الله محمد رسول الله ، علی ولی الله … فهذا الحدیث یؤید الذی قبله وهما کالتفسیر لاحادیث الصحیحه .

رسول خدا (ص) فرمودند : زمانی که آدم آن اشتباه را انجام داد ، سرشان را بلند کردند و گفتند : پروردگارا ! به حق محمد (ص) گناهان مرا ببخش …. در عرش نوشته بود که لا اله الا الله محمد رسول الله

علی ولی الله را حذف کرده اند!!! . در ادامه روایت ابن تیمیه نظر خود را هم بیان می کند :

این روایت ، روایت قبلی را تأیید می کند و این دو روایت مثل تفسیر قرآن کریم با روایات صحیحه است ؛ یعنی این دو روایت یکدیگر را تفسیر می کنند و سند آن ها هم صحیح می باشد .

ابن تیمیه حرانی ، تقی الدین احمد ، مجموعه الفتاوا ، متوفای ۷۲۸ هـ ، ج ۲ ، چاپ دار الوفا ، ص ۹۵ به بعد

اگر توسل شرک باشد ، حضرت آدم (ع) و حضرت حوا (ع) مشرک ، رسول خدا(ص) مشرک ، خلیفه دوم هم مشرک است ؛ یعنی خلیفه دوم هم متوجه نشده که کفر است . ابن تیمیه که خدای  دوم وهابی ها می باشد هم این روایت را در کتاب خود نقل کرده و گفته که این دو روایت صحیح است ، متوجه نشده که این روایت و توسل شرک می باشد .

× روایت ابو ایوب انصاری

روایت جالبی است که در کتاب مسند حنبل آمده و طبق دیدگاه وهابی ها ثابت می کند که ابو ایوب انصاری قبر پرست بوده است . کتاب مسند ، تألیف امام احمد بن محمد بن حنبل ، با تحقیق حمزه احمد الزین ، ج ۱۷ ، چاپ دار الحدیث قاهره ، صفحه ۴۲ :

محقق در پاورقی کتاب بیان می کند که سند روایت صحیح است و بعد اشکالات وهابی ها را هم  پاسخ می دهد .

… داوود بن ابی صالح قال : أقبل مروان یوما فوجد رجلا واضعا وجهه علی القبر . فقال : لا تدری ما تصنع ؟ فأقبل علیه فإذا هو ابو ایوب فقال : نعم ، جئت رسول الله | ولم آت الحجر ، سمعت رسول الله | یقول : « لاتبکوا علی الدین إذا ولیه أهله ؛ ولکن ابکوا علیه إذا ولیه غیر أهله »

داوود بن ابی صالح گفت : روزی مروان مردی را دید که صورت خود را روی قبر گذاشته  . به او گفت : می دانی که چه کاری انجام می دهی ؟ آن شخص صورت خود را برگرداند و دید که ابو ایوب انصاری است . گفت : بله می دانم ! نزد رسول خدا (ص) آمده ام ، پیش سنگ نیامده ام ….

حنبل ، احمد بن محمد ، مسند ، با تحقیق حمزه احمد الزین ، ج ۱۷ ، چاپ دار الحدیث قاهره ، ص ۴۲

در ادامه هم روایتی از رسول خدا (ص) بیان می کند . در این جا ابو ایوب به جای  این که به درگاه خداوند پناه ببرد ، سراغ قبر رسول خدا (ص) می رود و طبق دیدگاه وهابی ها قبر پرست شده است ؛ اما مروان در این جا از صحابه بیشتر می فهمد و می گوید که این چه کاری است که  انجام می دهی .

این روایت نشانگر آن است که سر منشأ وهابیت کسی نیست غیر از بنی امیه وافرادی مثل مروان بن حکم که طبق روایتی که از خود اهل سنت بیان شده ، رسول خدا (ص) زمانی که مروان در پشت پدرش بوده ، هم او و هم پدرش و کل نسل او را لعن کرده است .

گفتیم که حاکم نیشابوری و ذهبی سند آن را صحیح می دانند .

×روایت توسل پیامبر در زمان دفن حضرت فاطمه بنت اسد (س)

که رسول خدا (ص) به پیامبران گذشته توسل می کند و در کتاب درّ السحابه فی مناقب القرابه و الصحابه ، تألیف محمد بن علی الشوکانی ( از نظر فقهی زیدی مذهبی است که زیر مجموعه حنفی ها به حساب می آید و از لحاظ اعتقادی سلفی مذهب است ) با تحقیق دکتر حسین بن عبدالله العمری ، چاپ دار الفکر دمشق ، صفحه ۵۳۹ ، باب ۱۵۵ مناقب فاطمه بنت اسد (س) :

أخرج الطبرانی فی الکبیر والاوسط ورجال إسناده ثقات غیر روح بن صلاح وقد وثقه ابن حبان والحاکم عن انس … وفی الحدیث أنه لما حفر قبرها وبلغوا اللحد حفره رسول الله | بیده وأخرج ترابه بیده ، فلما فرغ دخل دخل رسول الله | فاصطجع فیه ثم قال : الله الذی یحیی ویمیت وهو حی لایموت ، اللهم اغفر لامی فاطمه بنت اسد ، ولقنها حجتها ، ووسع علیها مدخلها بحق نبیک و الانبیاء الذین من قبلی فإنک ارحم الراحمین .

آقای شوکانی می گوید : طبرانی در کبیر و اوسط خود بیان کرده و گفته که روات این روایت ثقه هستند غیر از روح بن صلاح که ابن حبان و حاکم نیشابوری او را توثیق کرده است .

( همین  دو توثیق برای ما کفایت می کند . اگر کفایت نمی کند به ما بگویند که به آن ها بگوییم که با این حرف به چه مشکل بزرگی بر می خورند . زیرا صحیح مسلم از یک نفر نقل شده و سند آن به یک نفر می رسد و فقط او از مسلم نقل کرده و صوفی مسلک است  و هیچ کس غیر از حاکم نیشابوری او را توثیق نکرده است ؛ پس اگر توثیق حاکم کفایت نمی کند ، باید در مرحله اول صحیح مسلم را رد کنند )

این روایت برای زمانی است که رسول خدا (ص) حضرت فاطمه بنت اسد را داخل قبر گذشت و سپس لحد را قرار داد و خاک می ریزند این دعا را می خواند :

خدایی که زنده می کند و میمراند و خودش زنده است و نمی میرد . خدایا مادرم فاطمه بنت اسد را بیامرز و حجت او را تلقین کن و قبر ایشان را وسیع گردان به حق رسول تو که من هستم و به حق انبیائی که قبل از من بودند . همانا تو ارحم الراحمین هستی .

شوکانی ، محمد بن علی ، درّ السحابه فی مناقب القرابه و الصحابه ، دکتر حسین بن عبد الله العمری ، چاپ دار الفکر ، ص ۵۳۹ ، باب مناقب فاطمه بنت اسد

این توسل صریح است ، توسلی که این ها آن را شرک و کفر می دانند و رسول خدا (ص) آن را انجام داد و آقای شوکانی هم گفته که سند روایت صحیح است . در نتیجه طبق دیدگاه وهابیت کافر شد ؛ چون توحیدی که وهابیت به آن اعتقاد دارند ، توحیدی نیست که خداوند و پیامبر (ص) ما به آن دستور داده اند . توحیدی است که پیامبرشان ابن تیمیه از ارتباطش با اجنه داشته ، فهمیده و به افکار مسلمانان تزریق کرده و محمد بن عبد الوهاب آن افکار را زنده کرده است و همه را  هم از جمله صحابه و پیامبران و مسلمانان را تکفیر نمود .

× روایت توسل خلیفه دوم به عباس عموی پیامبر (ص)

این روایت در کتاب صحیح بخاری ، تألیف ابی عبد الله محمد بن اسماعیل بخاری ، چاپ دار ابن کثیر دمشق و بیروت ، صفحه ۲۴۵ ، کتاب الاستسقاء باب سؤال الناس الامام  الاستسقاء إذا قحطوا ، روایت ۱۰۱۰ :

… عن ثمامه بن عبد الله بن انس : أن عمر بن الخطاب کان إذا قحطوا استسقی بالعباس بن عبد المطلب فقال : اللهم إنا کنا نتوسل إلیک بنبینا فتسقینا وإنا نتوسل إلیک بعمّ نبینا فاسقنا قال : فیسقون.

از ثمامه بن عبدالله بن انس است که عمر بن خطاب زمانی که قحطی می شد به عباس عموی پیامبر (ص) متوسل می شد و می گفت : خدایا ما همواره به محمد پیامبرت (ص) متوسل می شدیم و باران می فرستادی . الان به عموی پیامبرت متوسل شدیم ؛ پس باران بفرست و باران هم فرستاد .

ما شبهات وهابی ها را در باره روایت پاسخ دادیم و گفتیم که توسل به ذات عباس است نه دعای عباس ؛ چون خود خلیفه دوم دعا می کند و عباس در کنار او ایستاده بود . اگر توسل به دعای عباس بود ، عباس دعا می کرد و بقیه آمین می گفتند و حال آن که طبق روایت خود خلیفه دعا کرد : خدایا به حق عموی پیامبر (ص)  ….

از زبان علمای اهل سنت جواب هم دادیم که چرا سراغ قبر پیامبر (ص) نرفته و سراغ عموی پیامبر (ص) آمده است . چندین دلیل آورده بودند که یکی از دلایل آن این بود که در نماز استسقاء نمی توان پیامبر (ص) را از قبر زنده کرد تا نماز استسقاء بخوانند ، عباس زنده بود و به او متوسل شدند .

دلیل دوم این که خودشان خواستند مقام خاندان رسول خدا (ص) را بالا ببرند . عباس هم که عموی ایشان بود و می خواست مقام او را بالا ببرد .

دلیل سوم این که خلیفه دوم تواضع کرد و با این که اگر خودش دعا می کرد ، خدا دعای او را می پذیرفت ؛ ولی تواضع کرد و به عموی پیامبر (ص) گفت که دعا کند .

دلیل چهارم این بود که ثابت کند توسل به غیر از پیامبر (ص) جایز است . مردم این زمان فکر نکنند که ما باید همیشه به پیامبر (ص) توسل کنیم و می خواست ثابت کند که توسل به غیر پیامبر (ص) جایز است .

دلیل پنجمی که علمای اهل سنت بیان کرده اند این است که توسل به مفضول با وجود افضل جایز است و افضل در آن زمان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) بود ؛ ولی طبق نظر علمای اهل سنت خلیفه دوم بوده است . امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (ع) افضل بود و به عباس که مفضول بود توسل کردند و با این کار می خواست ثابت کند که توسل به مفضول با وجود افضل جایز است .

دلیل بعدی که ابن حجر هیثمی گفته بود این است که توسل به عباس ، در حقیقت  توسل به خود پیامبر (ص) و بلکه بیشتر است ، توسل به عموی پیامبر (ص) است . چرا توسل به عموی پیامبر (ص) ؟

چرا سراغ افراد دیگری نرفتند ؟ چرا خودش دعا نکرد ؟ چون می خواستند به عموی پیامبر (ص ) می خواستند توسل کنند ، عمو بودن در این جا موضوعیت دارد و این قرابت و نسبتی که با پیامبر (ص) داشت ، به او توسل کردند و در حقیقت توسل هم به پیامبر (ص) شده و هم به عباس .

این دیدگاه بزرگان اهل سنت و برداشتی که خودشان از این روایت داشتند . مجموعه ای از روایات بود که مفصل توضیح دادیم و اشکالات و شبهات وارده بر این روایات را پاسخ دادیم . علاوه بر این روایات ، روایات دیگری هم هست که علمای اهل سنت در کتاب های خود بیان و به آن ها استدلال کرده اند ؛ ولی ما ده روایت را در ده جلسه بیان کردیم و ثابت نمودیم که توسل جایز است و اگر جایز نباشد ، در آن صورت باید پیامبر (ص) ، صحابه و خلیفه دوم و تا مسلمانان امروز تکفیر می شود و فقط محمد بن عبد الوهاب و ابن تیمیه و پیروانشان باقی می مانند .

مجری :

کلیپی آماده کردیم از آقای احمد الکبیسی که از مفتیان معروف و مطرح عراق هستند . ما با این افراد اختلاف نظر هم داریم و منکر این قضیه هم نمی شویم و ممکن است آقای کبیسی سخنان تند ی را علیه شیعیان داشته باشد ؛ اما سخنانی را ایشان در باره محمد بن عبد الوهاب و رهبر داعش بیان کرده است که با هم می بینیم .

کلیپ ۳ :

شیخ احمد کبیسی ، مفتی سر شناس عراق و جواز توسل

مجری برنامه :

این روز ها در موصل قبور انبیاء و اولیاء را منفجر می کنند .آیا این کار طبق شریعت اسلامی است ؟

شیخ احمد کبیسی ، مفتی سر شناس عراق :

من قبلا هم گفتم این داعشی ها وهابی والله یهودی هستند . این ابوبکر بغدادی سگ توله بشنود که بدتر از شمر است که امام حسین ﴿ع را کشته است ؛ حتی شمر با شرف تر از ابوبکر بغدادی است . این دست نشانده یهود است ، به خدا قسم این داعش و همه وهابی ها حتی محمد بن عبد الوهاب ، پدر وهابیت صد در صد ساخته و پرداخته یهود هستند و من در برابر حرفی که می زنم در پیشگاه خداوند مسئول هستم . اگر حرفم درست نباشد ، جهنمی هستم . به خدا قسم این وهابیت یک حرکت و برنامه ریزی یهودی برای از بین بردن امت اسلامی است و این اول کار است ﴿ وهابی ها در ادامه نمی گذارند که کسی به مسجد برود .

مجری :

ایشان در مورد محمد بن عبدالوهاب قسم جلاله خورد که یهودی بوده . شما نکته ای را در برنامه های قبل از محمد بن فیروز در باره محمد بن عبد الوهاب را بیان کردید ، لطف کنید آن مطلب را مجددا بیان کنید تا یاد آوری در این باره باشد .

استاد یزدانی :

این مطلب در کتاب دعاوی المناوئین لدعوه الشیخ محمد بن عبد الوهاب عرض و نقص ، تألیف عبدالعزیز بن محمد بن علی العبد اللطیف ، چاپ دار الطیبه ریاض ، صفحه ۳۵ :

ومع شده الخصومه وضراوتها وشناعه هذا العناد واستمراره إلا أن الشیخ رحمه الله قد کان حریصا علی الهدایه اولئک الخصوم … ویصف الشیخ الامام محمد بن فیروز ـ اثناء رسالته لأحمد بن ابراهیم مطوع مرات ـ فیقول رحمه الله : ولکن تعرف ابن فیروز أنه اقربهم إلی الاسلام وهو رجل من الحنابله وینتحل کلام الشیخ « ابن تیمیه وابن قیم خاصه …

در صفحه بعد می گوید :

بل لعل الشیخ یعنی عبد الوهاب غفل عن مواقعه أمه یعنی محمد بن عبد الوهاب فسبقه الشیطان إلیها فکان ابا لهذا المارد … انا لله وإنا الیه راجعون …

با این که مردم و علمای اهل سنت با محمد بن عبد الوهاب به شدت دشمن بودند و این دشمنی و عناد هم به شدت ادامه داشت ؛ ولی محمد بن عبد الوهاب دوست داشت که این دشمنان را هدایت کند .

  محمد بن عبد الوهاب چندین بار از محمد بن فیروز تعریف و تمجید کرده است و گفته که محمد بن فیروز در بین علمای أحساء نزدیک ترین فرد به اسلام و مردی از حنابله بوده است و او دوستدار کلام ابن تیمیه و به خصوص ابن قیم بود و به آن استدلال می کرد . ولیکن محمد بن فیروز با محمد بن عبد الوهاب خیلی دشمنی او زیاد شد تا جایی که محمد بن فیروز گفته : زمانی که عبد الوهاب می خواست مادر محمد را باردار کند ، شیطان از او سبقت گرفت و کار را انجام داد و پدر محمد بن عبد الوهاب ، عبدالوهاب نیست ؛ بلکه شیطان است .

این سخنی است که علمای حنبلی مذهبی زده اند که طرفدار ابن تیمیه و ابن قیم بوده اند . محمد بن فیروز یکی از اساتید محمد بن عبد الوهاب بوده و حرفی است که او گفته ، ما شیعیان نگفته ایم .

بنده شرح حال محمد بن فیروز را در کتاب السحب الوابله دیده ام که برای شما آن را بیان می کنم . کتاب السحب الوابله علی ضرائح الحنابله ، تألیف محمد بن عبد الله ابن حمید نجدی الحنبلی ، صفحه ۴۰۰ :

محمد بن عبد الله بن محمد بن فیروز التمیمی الاحسائی العلامه الفهامه کاشف المعضلات وموضح المشکلات ومحرر انواع العلوم ومقرر المنقول والمعقول بالمنطوق والمفهوم .

چندین صفحه تعریف و تمجید در مورد محمد بن فیروز نوشته اند که انسان بزرگی است و این انسان بزرگ و عالم گفته است که محمد بن عبد الوهاب فرزند شیطان است . خوب یا بد بودن این سخن هم به ما ارتباطی ندارد و ما قضاوتی در این مورد نمی کنیم .

مجری :

نتیجه این افکار شوم و خبیث ، خونریزهایی است که علیه مسلمان ها روا می دارند و مسلمانان در نوک پیکان تیز تکفیر و قتلشان هستند . در روز های اخیر درگیری این وهابی های با کردهای عراق و کشت و کشتاری که انجام داده بودند ، بسیار خبر ساز شده بود .

گروه داعش تصاویری را از ذبح کردن و کشتن یک کرد منتشر کرده و پیامی را برای آن ها فرستاده که ما آن را با زیر نویس تقدیم حضور شما می کنیم و قضاوت را بر عهده شما می گذاریم .

کلیپ ۴

( جنایت و حمایت ):

کارشناس وهابی :

 به نظر من اگر داعش سوریه در بگیرد ، بهتر از این است که بشار اسد آن را بگیرد و اگر داعش عراق را بگیرد ، خیلی بهتر از این است که مالکی آن را بگیرد وحتی برای ایرانی ها هم داعش بهتر است .

یک داعشی وهابی و خونخوار :

این پیام داعش به مسعود بارزانی ذلیل (رئیس کردستان عراق ) است . این سرانجام یک سرباز کرد است که در مقابل دولت اسلام ایستاد و سرانجام تمام کردهایی که در مقابل ما بایستند ، همین است …

مولوی عبد المجید مراد زهی :

دولت مرکزی حاضر نیست حقوق شهروندان و برادران اهل سنت را آن  گونه که باید و شاید بدهد و آن ها را به عنوان شهروند درجه یک بپذیرد .

کارشناس وهابی شبکه کلمه :

کار هایی که می کند درست است ، از مسلمان ها دفاع می کند ، بدعت ها را از بین می برد و مردم را با نیکی به نماز جمعه می بری ، کشور را هم به سوی پیشرفت می بری و چیزهایی که خوب هستند را داری .

داعش که به بغداد حمله نکرده ، هنوز هم که موشک هایش نرسیده . مردم بی گناه را هم نکشته است .

مجری :

طبق تعبیری که این وهابی ها دارند ، داعش مردم بیگناه را نکشته است . فقط چون کرد است باید کشته شود ، چون شیعه است باید کشته شود و چون سنی است و توسل می کند ، باید کشته شود . کسانی را که عقاید این وهابی ها را قبول ندارند ، باید کشته شود و به این کارها هم افتخار می کنند .

این فرهنگ وهابیت است و اسلامی است که وهابی ها آن را برای مسلمانان می خواهند و چیزی غیر از کشت و کشتار در پشت تفکرات محمد بن عبد الوهاب و         پیروانش نخواهد بود .

ما در هفته های گذشته کلیپ های کوتاهی را تحت عنوان لانه زنبور پخش کردیم که در آن رابطه وهابیت و استعمار نشان داده شده بود . این بار بخشی از خبر های شبکه تروریستی کلمه در خصوص تصریح حمایت استعمار از وهابی ها است و بخش دوم تعریف و تمجیدی از استعمار که تا کنون نشنیده باشید .

کلیپ ۵

( لانه زنبور ۶  : حمایت استعمار از وهابیت ) :

گوینده شبکه تروریستی کلمه :

آمریکا ، بریتانیا و فرانسه در پاریس توافق کردند که پشتیبانی از ارتش آزاد سوریه را شدت بخشند . جان کری وزیر خارجه آمریکا در بیانیه ای که در پایان جلسه وزرای خارجه سه قدرت غربی در پاریس صادر کرد ، نوشت : ما متعهد شدیم که از ارتش آزاد حمایت و پشتیبانی کنیم .

کارشناس شبکه وهابی ـ تروریستی کلمه :

شاکرم ، بار ها گفتم از ملت آمریکا بسیار متشکرم که من و میلیون ها مثل من را با آغوش باز  پذیرفت . می گویند که پول داری ، استودیو بزن ، دینت هر چه که هست تبلیغ کن و از ما هرچه خواستی انتقاد کن . از دولت و ملت آمریکا و سیتیزین آمریکا نیستی ، نباش . این جا سرزمین آزاد است و شهروند مملکت خود هستی ، باش و از ما انتقاد کن . خیلی هم متشکرم …. خداوند بر این سرزمین و ملت خیر و برکت دهد .

مجری :

ما در مورد این کلیپ هیچ سخنی نداریم و قضاوت آن بر عهده شما باشد . کلیپ دیگری که پخش می کنیم یکی از جنایت های بسیار فجیعی است که این گروه وحشی و تروریستی انجام داده اند . ما از بینندگان عزیزی که نمی توانند این تصاویر را ببینند ، لحظاتی ما را همراهی نکنند و از شما به خاطر پخش این کلیپ عذر خواهی می کنیم .

کلیپ ۶ :

شکستن پا توسط وهابیت وحشی و حیوان صفت

تماس بینندگان

بیننده : آقای محمد دخت از تهران ـ شیعه

در مورد توسل مطلبی بود که در سال گذشته شخصی عربی فرزندش بیمار شده بود . تا به حرم حضرت ابو الفضل (ع) برسد ، سه روز در راه بود . وقتی که رسید ، فرزندش مرده بود . فرزندش را مقابل حرم  انداخت و با لحن بسیار بدی با حضرت صحبت می کرد . از دوستم سؤال کردم که این مرد چه گفت ؟ گفت : اگر فرزندم زنده نشود ، من و قبیله ام عقیده خود را به شما و خاندان پیامبر (ص) از بین می رود .

این را گفت و رفت . بعد از شاید ۵ دقیقه که گذشت ، یک دفعه انگشتان پسر تکان خورد . مردم و خدام حرم همه آمدند و بچه را بردند . بعد از ۱۰ دقیقه پدرش آمد و پسر خود را در بغل گرفت و دو انگشت خود را به لبان خود زد و به طرف ضریح حضرت ابو الفضل (ع) گرفت و خدا حافظی کرد .

به آقایون وهابی می گویم شمایی که شپش های ابن تیمیه را تبرک می گرفتید ، اگر قابل هدایت هستید که هدایت و اگر قابل هدایت نیستید ، خداوند شما را از روی زمین بر دارد .

بیننده : ابو الفضل از بوکان ـ اهل سنت

در مورد این حدیثی که در هفته گذشته و در این جلسه نقل کردید ، صحبتی داشتم . روایت توسل عمر بن خطاب به عباس ، این روایت قطعا توسل را ثابت می کند و هیچ کدام از اهل سنت هم منکر این قضیه نیستند ؛ ولی توسل به اموات را رد می کند  . اولا : اگر توسل به اموات درست بود ، نیاز نبود که عمر بن خطاب به عموی پیامبر (ص) متوسل شود . ثانیا : نماز باران امام جماعت می خواهد و نمی توان امام جماعت را قبر قرار داد .

استاد یزدانی :

شما محمد عمر سربازی را می شناسید ؟ از بزرگان اهل سنت  و همه کسانی که در دار العلوم هستند ، شاگرد محمد عمر سربازی هستند . بنده جواب شما را از زبان ایشان می خوانم .

کتاب فتاوای منبع العلوم کوه ون ، تألیف محمد عمر سربازی ، صفحه ۱۶۹ ، کتاب العقائد ، باب ما یتعلق بالانبیاء و الصلحا :

جواب حدیث عمر در مسأله توسل به عباس عموی پیامبر ‍(ص)

 خود همین حدیث بزرگترین دلیل است برای ثبوت توسل از احیا و اموات ، مقصد اصلی عمر بن خطاب از این عمل این بود که امت را بیدار کند که توسل به نبی مکرم (ص) دو نوع است :

۱ ) بلا واسطه از نبی کرام (ص) توسل کرده شود .

۲) از اقرباء حسیه یا معنویه ی کرام (ص) توسل کرده شود . کما این که حضرت حکیم الامه می فرماید : از این حدیث توسل به غیر نبی هم ثابت شد . وقتی که او را به نبی تعلق حسی یا معنوی باشد ؛ پس فاروق اعظم نه به این سبب از عباس توسل کردند که بعد از وفات حضور اکرم (ص) از او توسل روا نیست ؛ چرا که در روایات دیگر جواز آن بعد از وفات هم ثابت است ـ چنان که ذکر کردیم ـ بلکه هدف دوم فاروق اعظم این بود که مسلمانان را متوجه کند که جواز توسل خاص به انبیاء (ع) نیست بلکه به دیگر صلحا هم رواست .

سخن ایشان این است که هدف از خلیفه دوم این است که توسل به غیر پیامبر (ص) هم جایز است وگرنه می توانست سراغ قبر پیامبر (ص) هم برود . این جواب علامه محمد عمر سربازی است ، اگر این جواب شما را قانع نمی کند ، جواب دیگری را از علمای اهل سنت برای شما بیان کنم .

بیننده :

اشکالی نیست ؛ اما در خود متن حدیث این گونه آمده است که عمر بن خطاب گفته  تا زمانی که پیامبر (ص) زنده بودند .

استاد یزدانی :

در کجای روایت چنین چیزی آمده ؟ جالب است که یکی از علمای اهل سنت می گوید : سال ۱۷ هـ بوده ، از کجا معلوم که سال زنده بودن پیامبر (ص) بوده باشد . می گوید : سال ۱۷ یا ۱۸ هـ که عام الرماده است تا آن زمان به پیامبر (ص) متوسل می شدیم ، الان می خواهم یک مسأله دیگر را ثابت کنیم ، این که توسل به غیر پیامبر (ص) هم جایز است و به همین دلیل به عباس متوسل می شویم . متن روایت این است که :

کان اذا قحطوا استسقی بالعباس بن عبدالمطلب فقال : اللهم انا کنا نتوسل إلیک بنبینا فتسقینا ، وانا نتوسل الیک بعمّ نبینا فسقنا ، قال : فیسقون .

در کجای روایت آمده که تا زمان زنده بودن پیامبر(ص) ؟ می گوید : ما همیشه به پیامبر(ص) توسل می کردیم . کان بر سر فعل نتوسل آمده و استمرار را ثابت می کند . نگفته زنده بوده یا زنده نبوده .

بیننده :

من این روایت را از بیشتر علما در این منطقه سؤال کردم و علمای شافعی ما این پاسخ را دادند که این روایت فقط توسل به زنده را ثابت می کند و توسل به مرده جایز نیست .

استاد یزدانی :

علمایی را که ما می شناسیم مثل محمد عمر سربازی یک مطلب را می گوید و علمای شما مطلب دیگری را می گویند . شما باید مدارکی را که ما نشان دادیم را به آن ها می دادید . بنده سخن یکی دیگر از علمای اهل سنت را برای شما می خوانم :

الجوهر المنظم فی زیاره القبر الشریف النبوی المکرم ، تألیف احمد بن حجر هیثمی ، چاپ دار الکلم قاهره مصر ، صفحه ۱۵۱ ، ایشان برای اثبات بحث توسل می گوید :

ولأن عمر بن الخطاب توسل بالعباس فی الاستسقاء ولم ینکر علیه وکأن حکمه التوسله به دون النبی | وقبره اظهار غایه التواضع لنفسه والرفعه القرابته ففی توسله به توسل بالنبی | وزیاده .

یکی از دلائل ما توسل عمر بن خطاب به عباس است و صحابه هم آن را انکار نکرده اند . حکمت توسل عمر بن خطاب به عباس نه به قبر پیامبر (ص) چند چیز بوده ؛ ۱ ) تواضع عمر ، با این که طبق نظر شما مقام عمر نسبت به عباس بالاتر بوده  ؛ اما خودش دعا نکرد و به عباس متوسل شد . ۲ ) مقام خاندان پیامبر (ص)‌ را با این کار خود بالا برد . بنا براین توسل به عباس هم توسل به پیامبر (ص) است و هم توسل به عباس وحتی بیشتر از آن .

هیثمی ، احمد بن حجر ، الجوهر المنظم فی زیاره القبر الشریف النبوی المکرم ، چاپ دار الکلم قاهره ، ص ۱۵۱

به نظر شما چرا عمر بن خطاب عباس را انتخاب کرد و ابوسفیان را انتخاب نکرد ؟

بیننده :

چون عباس عموی پیامبر (ص ) بود .

استاد یزدانی :

درست است ؛ چون عموی پیامبر(ص) بود و این قرابت و عمو بودن در این جا تأثیر داشت ؛ پس در این جا توسل به عباس نیست ؛ بلکه توسل به این قرابت و عمو بودن عباس است . بنابراین توسل کردن ربطی به زنده بودن یا زنده نبودن عباس نداشته . مگر عباس قرار بود کاری انجام دهد ؟

بیننده :

مگر عباس به عنوان امام جماعت نبود ؟

استاد یزدانی :

امام خود عمر بن خطاب بود که دعا کرد و عباس فقط در آن جا بوده .

بیننده :

پس امام جماعت خودش بوده و عباس فقط دعا می کرده . اگر این طور باشد مشکلی ندارد بنده این مطالب و مدارک را به علمای خود ارائه می دهم و پاسخ خود را از آن ها هم می گیرم .

سؤال دیگر داشتم در مورد این که ترجمه آیه ۶ سوره مائده که در آیه کلمه « الی » به چه معناست ؟ یکی از دوستان به بنده گفته که  شیعیان « الی » را به معنای « از » ترجمه کرده اند که از آرنج تا نوک انگشتان و  در پا از سر انگشتان تا قوزک پا . توضیحاتی در این باره دهید ؟

استاد یزدانی :

اگر آیت الله مکارم این ترجمه را کرده اند ؛ به دلیل این است آن ترجمه ، ترجمه امام صادق (ع) و امام باقر (ع) است ، ما که نمی توانیم طبق نظر شما آیات را ترجمه کنیم . ما روایات صحیح اعلائی از امام باقر (ع) داریم که از زراره نقل می کند و مشهور است به روایات بیانیه که در آن جا وضوی پیامبر (ص) را نشان داده و گفته که رسول خدا (ص) این کار را انجام داده است ، طبق همین وضویی که ما می گیریم . ما که نمی توانیم آیات قرآن را طبق خواسته دیگران ترجمه کنیم .

بیننده :

من این اشکال را داشتم که گفتم بپرسم و در آیه بعد گفتند منظور از کعبین ، دو قوزک پا است و مسح روی پا اصلا ربطی به کعبین ندارد .

استاد یزدانی :

کعبین به معنای برآمدگی است . چه کسی گفته کعبین کنار پا است ، شاید روی پا باشد که ما تا همان جا مسح می کنیم .

بیننده :

کعبین جمع است .

استاد یزدانی :

از دو نمی توان برای جمع استفاده کرد ؟ شما از یک هم در قرآن به عنوان جمع استفاده می کنید . من روایت به شما نشان می دهم که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) پای مبارک خودشان را در وضو مسح می کرد. روایت با سند صحیح است در کتاب های شما . در کتاب های ما ده ها روایت با سند صحیح است . ما در کتاب وسائل الشیعه بابی در مورد وضو داریم .

مجری :

ترجمه آیت مکارم این است که دست ها را تا آرنج بشویید ، نگفته اند که از آرنج بشویید . مثلا می گویند دیوار را تا آن جا رنگ بزنید ، نمی گویند به سمت فلان جا رنگ بزنید .

بیننده :

یعنی منظور آیه معین کردن حد در این جا ست .

مجری :

در چند جای قرآن است که حد را مشخص کرده . اگر این آیه جهت را نشان می داد ، علمای اهل سنت می گفتند : جهت واجب است که به سمت آرنج شسته شود که چنین عقیده ای را ندارید .

استاد یزدانی :

بنده ترجمه آیت الله مکارم را به شما نشان دهم که در این ترجمه آمده :

ای کسانی که ایمان آورده  اید هنگامی که به نماز می ایستید ، صورت و دست ها را تا آرنج بشوید و پاها را تا مفصل ( برآمدگی پشت پا ) مسح کنید . (مائده / ۶ )

بیننده :

پس استاد یزدانی این که برادران شیعه از آرنج می شویند و در این جا گفته اند که تا آرنج بشویید ، حد را مشخص  کرده است .

استاد یزدانی :

بله ، حد را مشخص کرده است . مثلا یک کارفرما می گوید : این اتاق را تا یک متر رنگ بزن ، نگفته که از بالا یا از پایین . در قرآن هم نفرموده که از بالا یا از پایین ، ما هم نمی گوییم که این مطلب از  آیه استفاده می شود . آیه نه نظر ما را ثابت می کند و نه نظر شما را ؛ ولی ما طبق حدیث شریف ثقلین  پیرو اهل بیت (ع) هستیم و اهل بیت (ع) این آیه را این گونه تفسیر کرده اند و این گونه انجام می دادند و ما هم نمی توانیم بر خلاف نظر آن ها سخنی بگوییم . البته کعبین تثنیه است که به معنای هر دو برآمدگی روی پا است ، اگر دو برآمدگی کنار پاها هم باشد ، باید جمع استفاده کند .

بیننده : احمدی از فارس ـ شیعه

کسانی که به اسم اهل سنت به استاد یزدانی توهین می کنند ، این ها اهل سنت نیستند ؛ بلکه وهابی هستند و توهین به شما یا استاد یزدانی ، توهین به خاندان پیامبر (ص) است .

این ها می گویند که شما فضائل صحابه را بخوانید مثلا یکی از فضائل صحابه در سنن ترمذی ، جلد ۴ است که می گوید : صحابه بت پرست بودند .

شما بیشتر دینتان را از صحابه می گیرید ، حال اگر بنده بخواهم سنی شوم ، باید از یک بت پرست حمایت کنم . یا این که پیامبر(ص) به عایشه می فرمایند : خیر نبینی . این ترجمه آقای ترشابی است که در صحیح مسلم ، صفحه ۱۵۳ آمده است . شما اهل سنت بیاید به این مطالب پاسخ دهید ، بنده قول می دهم که اکثر شیعیان ، اهل سنت می شوند .

اگر من دین خود را از صحابه می گرفتم و کسی به من می گفت که صحابه بت پرست هستند ، من دین خود را تغییر می دادم . بنده می خواهم به کسانی که می گویند یا علی یا حسین  گویان کافر هستند ، بگوییم که پیامبر (ص) هم کافر است ؛ چون در کتابی از کتاب های شما به نام مناقب روایتی آمده که از رسول خدا (ص) سؤال می شود که یا رسول الله ما در پایان سخنمان با کسی او را به خدا می سپاریم ، به زبان فارسی خداحافظ و به زبان عربی فی امام الله می گوییم . اگر در بین سخن بدون خداحافظی از او جدا شویم ، نوعی بی ادبی است . شما زمانی که در معراج با خداوند صحبت می کردید ، در پایان سخن گفتن که نمی توانستید به خداوند بگویید که تو را به خدا می سپارم . در پایان سخن چه فرمودید ؟ حضرت فرمودند : پایان سخن گفتن من با خداوند ، خداوند به من یاعلی گفتند . من نیز به خدای خود یا علی گفتم .

اگر این گونه که شما می گویید پس باید گفت که خداوند هم کافر است که یا علی گفت .

سؤال دیگری از استاد یزدانی داشتیم در مورد صیغه . بنده در گفتگویی که با یکی از کارشناسان وهابی داشتم ، ایشان می گفت متعه در کتب خودتان حرام شده است . من می خواستم بدانم که چنین چیزی در کتب ما موجود است که حضرت علی (ع) متعه را حرام کرده اند .

گفتند روایت در کتاب الی الشرائع ، صفحه ۱۸۵ یا ۱۸۶ است .

استاد یزدانی :

شیخ طوسی (ره) همان جا پاسخ داده اند . این روایت در الی الشرائع نیست در استبصار شیخ طوسی (ره) می باشد . روایت در استبصار ، تألیف شیخ طوسی (ره ) ، جلد ۳ ، صفحه ۱۴۲ بیان شده است :

فأما ما رواه محمد بن احمد بن یحیی عن ابی الجوزا عن الحسین بن علوان بن عمرو بن خالد عن زید بن علی عن آبائه عن علی علیهم السلام قال : حرم رسول الله | لحوم الحمر الاهلیه و نکاح المتعه .

فالوجه فی هذه الروایه أن نحملها علی التقیه لأنها موافقه لمذاهب العامه والاخبار الاوله موافقه لظاهر الکتاب والاجماع الفرقه المحقه علی موجبها فیجب أن یکون العمل بها دون هذه الروایه الشاذه .

سند روایت ضعیف است ؛ چون حسین بن علوان و عمرو بن خالد در سلسله سند است و او سنی مذهب می باشد . موثق هست ؛ اما صحیحه نیست ، موثق بودن هم برای ما حجت است . در ادامه شیخ طوسی (ره) پاسخ داده اند .

روایاتی را بیان می کند که متعه طبق قرآن کریم حلال است و در ادامه یک روایت را نقل می کند که مخالف آن روایات می باشد . روایاتی صحیحه ای که مخالف این روایات و اجماع فرقه حقه شیعه است . شیخ طوسی (ره) می گویند : که این روایات را حمل بر تقیه می کنیم .

شیخ طوسی (ره) ، استبصار ،ج ۳ ، ص ۱۴۲

ما از این روایات بسیار زیاد داریم ، از آن جایی که حسین بن علوان و عمرو بن خالد در سلسله سند ، شیعه نیستند و سنی مذهب می باشند ، سخن شیخ طوسی ﴿ره﴾ قابل توجیه است که زید بن علی به عنوان این که سنی مذهب است این روایت را نقل کرده و برای ما قابل قبول نیست و نمی توانیم این روایت را بپذیریم ؛ حتی اگر سند روایت صحیح اعلایی باشد ، زمانی که یک روایت شاذ در مقابل ده ها روایات دیگر قرار بگیرد ، نمی تواند مقاومت کند و برای ما قابل قبول نیست و چیزی را ثابت نمی کند .

بیننده : رئیسی از ایرانشهر ـ اهل سنت

سؤالی در مورد این داشتم که نحوه کشته شدن عمر بن خطاب چگونه انجام شده است ؟

استاد یزدانی :

این سؤالات را از برنامه دفاع از صحابه استاد ابو القاسمی بپرسید که به صورت مفصل بیان خواهند کرد .

در مورد سؤالی که از مسح کردن پرسیدند ، به کتاب مسند امام احمد حنبل مراجعه می کنیم .

کتاب مسند امام احمد حنبل ، با تحقیق شعیب الارنؤوط ، چاپ مؤسسه الرساله بیروت ، جلد ۲ ، صفحه ۱۳۹ ، روایت ۷۳۷ :

حدثنا وکیع حدثنا الاعمش عن ابی اسحاق عن عبدخیر عن امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (ع) قال: کنت أری أن باطن القدمین أحق بالمسح من ظاهرهما حتی رأیت رسول الله | یمسح علی ظاهرهما .

امیر المؤمنین علی (ع) می فرماید : نظر من این بود که اگر کف پا را مسح کنیم بهتر است ؛ اما دیدیم که رسول خدا (ص) روی پا را مسح می کنند . مصحح در پاورقی هم گفته که سند روایت صحیح است .

احمد بن حنبل ، مسند احمد بن حنبل ، با تحقیق شعیب الارنؤوط ، چاپ مؤسسه الرساله ، ج ۲ ، ص ۷۳۷

این روایت به راحتی ثابت می کند که باید روی پا را مسح کنیم . روایت در کتاب های اهل سنت با سند صحیح نقل شده که رسول خدا (ص) و امیر المؤمنین (ع) اعتقاد به مسح داشته و نظر شما بر خلاف ایشان می باشد و ما هم نظر رسول خدا (ص) و امیر المؤمنین (ع) را بر دیگر نظر ها ترجیح می دهیم .

این مؤیدی است بر روایات صحیح زیادی که از زراره و از امام صادق (ع) و امام باقر(ع)  و سایر ائمه (ع) نقل شده است .

مجری :

از شما استاد یزدانی تشکر می کنیم که مروری بر مطالب گذشته کردید و هم چنین از شما بینندگان عزیز هم متشکریم که تا این ساعت همراه ما بودید .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدار تان .