تمام علمای اهل سنت و حتی بسیاری از سلفی‌ها پذیرفته‌اند که مرده‌ها می‌شنوند و حتی گفته‌اند که روایات آن متواتر است؛ اما وهابی‌های امروزی …

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه(۱۰۲) 

تاریخ :   ۰۱ / ۰۶ / ۹۵

مجری :

خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام دارم . طبق روال دوشنبه شب ها رأس ساعت ۲۱ با برنامه راه و بی راه با کارشناسی استاد عزیز و ارجمند حضرت حجت الاسلام و المسلمین یزدانی عزیز در خدمت شما هستیم .

استاد یزدانی :

من هم خدمت حضرتعالی و هم چنین بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم.

مجری :

ما جلسات متعددی را به دروغ های وهابیت پرداختیم که ثابت شد مذهب علمای وهابیت چه علمای گذشته و چه علمای معاصر آن ها ، مذهب دروغ است . از امشب هم قرار است که به مبحث جدیدی بپردازیم . از استاد یزدانی عزیز تقاضا دارم که خلاصه ای از مباحث قبل و هم چنین موضوعی که قرار است به آن بپردازیم ، مطالبی را بیان کنند .

استاد یزدانی :

ما در برنامه راه و بی راه طبق برنامه ریزی که داشتیم ، قرار بود که حدود بیست موضوع از عقاید وهابیت را بررسی کنیم که تقریبا اکثر آن ها را بررسی کردیم و فقط یکی دو مورد باقی ماند که یکی از مهمترین آن ها بحث سماع موتی بود . این که آیا مرده ها می شنوند یا نمی شنوند .

بقیه مباحث را به تفصیل بحث کردیم و مطلب خاصی باقی نماند . فقط در این بین بحث دروغ های آقایان وهابی و سلفی بود که از دروغ های البانی و ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب را که شاید بیش از دویست سیصد دروغ از دروغ های آن ها را نقل کردیم . قطعا این مطالب به صورت دروغ در می آید . بنده دسته بندی کردم ، امیدوارم فرصتی پیدا کنم تا همه بینندگان بتوانند از این مطالب استفاده کنند.

موضوعی که خیلی مهم می باشد ، بحث سماع موتی است که یکی از اختلافات  اساسی وهابیت امروز با وهابیت سابق و اهل سنت است . وهابیت هر روز در حال تکمیل شدن است و اگر امروز از هر کدام از علمای وهابی در مورد سماع موتی سؤال کنیم ، آن ها می گویند : نه ، مرده ها نمی شنوند . اما ارباب آن ها ، ابن تیمیه و بعضی علمای قدیمی تر وهابیت ،‌ بحث سماع موتی را پذیرفته اند که ان شاء الله به صورت مفصل تر بحث خواهیم کرد و آن ها را نشان خواهیم داد .

کلیپ های زیادی در این زمینه داریم که ان شاء الله در این برنامه و برنامه های آتی خواهیم پرداخت .

بحث سماع موتی در تاریخ اسلام سابقه دیرینه ای دارد . ما در عصر پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم بعضی ها را می بینیم که مخالف این مسأله هستند . در عصر جاهلیت که همه کفار بر این باور بودند که وقتی از دنیا می رود ، خاک می شود و از بین می رود و هیچ ارتباطی با این دنیا نخواهند داشت . این اعتقاد کفار بود که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این فکر باطل را نابود کرد ؛ البته در بین صحابه هنوز کسانی بودند که این فکر را داشتند . ولی بعد ها فکرشان تغییر کرد ؛ اما بعد از آن این فکر توسط بنی امیه به شدت تبلیغ می شد که مقصود از این که میت نمی شنود ، نظر اصلیشان روی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است . آن های بر این مسأله خیلی تبلیغ و مانور می دادند ، به خصوص مروانی ها که روی این مسأله تأکید داشتند .

من روایتی را که بارها در این شبکه خوانده شده و ضروری است که باز هم خوانده شود تا این فکر عدم سماع موتی ریشه یابی شود که از کجا نشأت گرفته و چه کسانی در طول تاریخ تلاش کردند که این فکر را بین مردم جا بیاندازند .

روایت در مستدرک حاکم و مسند احمد و کتاب های متعدد دیگر نقل شده . مسند احمد بن حنبل ، جلد ۱۷ ، با تحقیق احمد الزین ، چاپ دار الحدیث قاهره ، صفحه ۴۲ ، روایت ۲۳۴۷۶ که محقق می گوید اسناده صحیح ، سند روایت صحیح است که در ادامه مطالب دیگری در جواب وهابیت در خصوص صحت این روایت داده است .

حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا عبد الْمَلِکِ بن عَمْرٍو ثنا کَثِیرُ بن زَیْدٍ عن دَاوُدَ بن أبی صَالِحٍ قال أَقْبَلَ مَرْوَانُ یَوْماً فَوَجَدَ رَجُلاً وَاضِعاً وَجْهَهُ على الْقَبْرِ فقال أتدری ما تَصْنَعُ فَأَقْبَلَ علیه فإذا هو أبو أَیُّوبَ فقال نعم جِئْتُ رَسُولَ اللَّهِ e ولم آتِ الْحَجَرَ سمعت رَسُولَ اللَّهِ e یقول لاَ تَبْکُوا على الدِّینِ إذا وَلِیَهُ أَهْلُهُ وَلَکِنِ ابْکُوا علیه إذا وَلِیَهُ غَیْرُ أَهْلِهِ .

روزی مروان آمد و دید که شخصی صورتش را بر روی قبر گذاشته . گفت : این شخص می داند که چه کار می کند ؟ جلو آمد ، دید که این شخص ابوایوب انصاری است . ابو ایوب گفت : من پیش رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آمدم ، پیش سنگ نیامده ام .

مسند احمد بن حنبل ، با تحقیق حمزه احمد الزین ، ج ۱۷ ، ص ۴۲ ، ح ۲۳۴۷۶

قطعا روایت به صورت خلاصه نقل شده و کامل نیست چه حرف هایی بین آن ها رد و بدل شده ؛ اما از همین خلاصه روایت هم مشخص می شود که مروان ملعون که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و صحابه او را لعنت کردند ، آمده و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را مانند سنگ می دانسته و اعتراض کرده که چرا ابو ایوب انصاری صورتش را روی قبر گذاشته و فرقی بین رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و سنگ قائل نبوده و منظورش هم این بوده که پیامبر (صلی الله علیه وآله) از بین رفته و مثل سنگ که صدای کسی را نمی شنود و جواب کسی را نمی دهد ، نعوذ بالله رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هم اینطور است . ولی ابو ایوب انصاری که صحابی جلیل القدر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و از اصحاب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است که با هیچ کدام از خلفا بیعت نکرد و بعد از آن در جنگ صفین و جمل و نهروان ، همیشه در رکاب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) شمشیر زد ، می گوید : من نزد پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) آمدم ، پیش سنگ نیامده ام . این که من صورتم را بر قبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) قرار داده ام ، با آن حضرت صحبت می کنم و از ایشان طلب حاجت می کنم .

به هر حال این روایت نشانگر این است که بنی امیه و مروانی ها به شدت این فکر را تبلیغ می کردند که پیامبر (صلی الله علیه وآله ) بعد از مرگ ، مانند سنگ هستند و هیچ چیزی را نمی شنود .

روایات دیگری هم در منابع اهل سنت وجود دارد که بسیار جالب هستند و نقل می کنند که افرادی مثل حجاج بن یوسف ثقفی هم همیشه این فکر را تبلیغ می کرد که پیامبر (صلی الله علیه وآله) نعوذ بالله مانند سنگ و ریگ بیابان است . اگر سنگ و ریگ بیابان صدای کسی را نمی شنود ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم نمی شنود .

ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه با تحقیق محمد ابراهیم ، جلد ۸ ، چاپ دار الکتاب العربی در بغداد ، صفحه ۱۵۳ ، بحث حجاج و داستان های او را نقل می کند :

فأما الکعبه فإن الحجاح فی أیام عبد الملک هدمها ، وکان الولید بن یزید یصلی إذا صلى أوقات إفاقته من السکر إلى غیر القبله ، فقیل له ، فقرأ : ‘ فأینما تولوا فثم وجه الله ‘ .

وخطب الحجاج بالکوفه فذکر الذین یزورون قبررسول الله e بالمدینه ، فقال : تباً لهم إنما یطوفون بأعواد ورمه بالیه هلا طافوا بقصر أمیرالمؤمنین عبد الملک ألا یعلمون أن خلیفه المرء خیرمن رسوله …

حجاج کعبه را در زمان عبد الملک مروان از بین برد …

حجاج در کوفه خطب خواند و در خطبه خود از کسانی که قبر پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) را در مدینه زیارت می کنند . گفت : مرگ بر کسانی که این کار را انجام می دهند و پیامبر (صلی الله علیه وآله ) را زیارت می کنند . این ها اطراف چوب و سنگ طواف می کنند . چرا اطراف قصر عبد الملک طواف نمی کنند . مگر این ها نمی دانند که خلیفه شخص بهتر از فرستاده اش  است .

شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید معتزلی ، با تحقیق محمد ابراهیم ، ج ۸ ، چاپ دار الکتاب العربی ، ص ۱۵۳

در این جا می خواست بگوید : عبد الملک خلیفه الله است و پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرستاده خدا است که تمام شد و رفت . الان با چوب و سنگ هیچ فرقی ندارد ؛ اما عبد الملک که خلیفه خدا بر روی زمین است ، زنده است و مردم باید اطراف قصر او طواف کنند نه دور قبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) .

این روایت در کتاب عقد الفرید ، تألیف ابن عبد ربه اندلسی ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۳۱۰ این مطلب را می آورد و می گوید :

ومما کفرت به العلماء الحجاج قوله ورأى الناس یطوفون بقبر رسول الله e ومنبره إنما یطوفون بأعواد ورمه ….

علما به خاطر این فکر ، حجاج را تکفیر کردند .

ابن عبد ربه اندلسی ، عقد الفرید ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ص ۳۱۰

این هم داستان هایی که ثابت می کند بنی امیه و بنی مروان به شدت مخالف شنیدن صدای مرده ها بودند ، به خصوص پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) . آن ها می خواستند ثابت کنند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) دیگر از بین رفت و ما بنی امیه خلیفه خدا بر روی زمین هستیم و باید شما از ما اطاعت کنید .     این فکر با روایات صحیح السندی که توسط صحابه نقل شده  و آیاتی که در قرآن کریم است مبنی بر این که مرده ها می شنوند ، دفن شد . ان شاء الله ما این آیات و دیدگاه بزرگان اهل سنت را بحث خواهیم کرد تا این که به علمای امروزی وهابی و افکار آن ها می رسیم که همان افکار بنی مروان و حجاج را زنده کرده و می گویند : هرگز مرده ها صدایی نمی شنوند و آیه از قرآن کریم می آوریم که ان شاء الله در خصوص آیات هم مفصل بحث می کنیم .

مجری :

خیلی واضح در این مقدمه مشخص شد که ریشه های این فکر انکار سماع موتی به بنی امیه و امثال حجاج و بنی مروانی ها برمی گردد . طبیعتا شبکه های وهابی هم از بنی امیه تبعیت می کنند و غالبا انکار می کنند که مرده ها می شنود و آن را به توسل ربط می دهند که توسل شما به صالحین و اولیای خدا ، هیچ نتیجه ای ندارد ؛ چون نمی توانند صدای شما را بشنوند تا حاجات شما را برآورده کنند .

کلیپ اول انکاری از شبکه های وهابی در خصوص سماع موتی است که با هم می بینیم .

کلیپ ۱ ) :

کارشناس وهابی :

الله تبارک و تعالی در دو آیه دیگر ، در خطاب به رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم ) می گوید : انک لا تسمع الموتی ، یقینا (ان تأکید است ) تو و مرده ها نمی توانید شنونده باشید . ولا تسمع السمع الدعا ، و نه به آن کس دعا و ثنا را شنونده می داند .

پس قسمی که کر شنوانده نمی تواند ، مرده ها هم نمی توانند بشنوند . اما ولکن الله یسمع من یشاء ، ولکن الله تبارک و تعالی چیزی را بر هر کس که بخواهد می شنواند . حسی اگر بخواهد می تواند به جامدات هم حس شنوایی بدهد . قسمی که الله تبارک و تعالی در قیامت به پا و دست انسان که الان نمی توانند سخن بگویند ، قوه سخن گفتن و صحبت کردن می دهد .

انسان مسلمان دعا برای اموات کند ، بله ، از طریق فرشتگان و ملائکه به آن ها اعلام می شود که فلانی برایت دعا کرد . فلانی برایت خیر کرده . یعنی به آن ها اعلام می شود . اما این که خودشان بدانند ، نخیر ، انک لاتسمع الموتی ولا تمسع ثم الدعا . به خاطر این که همچنان که کر را نمی تواند در دنیا شنواند ، آیا می توانیم ما فریاد بزنیم و به یک کر بشنوانیم ؟ نمی شود . یعنی چیزی که خداوند جزء سنت های دنیوی قرار داده که یک انسان کر را نمی توان با او حرف زد و باید با زبان اشاره با او صحبت کرد ، هم چنین یک انسان میت قابل شنواندن نیست . آن ها هم قدرت بینایی در این دنیا را ندارند .

مجری :

مثل همیشه که وهابیت برای ترویج افکار ضاله و باطل خود به آیات قرآن کریم متمسک می شوند ، همان طور که گاهی اوقات خوارج هم همین کار را می کردند .

استاد یزدانی ! آیا واقعا دلالت این آیه است که مردگان نمی شنوند یا چیزی دیگری است ؟

استاد یزدانی :

آیه ای که ایشان استناد می کند ، آیه ۸۰ سوره مبارکه نمل و آیه ۵۲ سوره مبارکه روم است که خداوند می فرماید :

إِنَّکَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ .نمل/ ۸۰

فَإِنَّکَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ . روم / ۵۲

دو آیه ای که دقیقا مثل هم نازل شده است . به این آیه استدلال کرده و می گویند : مرده ها صدای زنده ها را نمی شنوند و روی این قضیه تأکید زیادی می کنند . بله ، ما هم می گوییم مرده ها صدای زنده ها را نمی شنوند و کسی که کر است ، هرگز نخواهند شنید . اما مقصود از این مرده چه کسانی هستند ؟ آیا مقصود مرده های داخل قبر هستند یا مقصود همین وهابی هایی هستند که حرف حق را نمی شنوند ؟ این وهابی های پلیدی که در مقابل قرآن ایستاده و می خواهند با تحریف قرآن کریم به اهداف خود برسند . شکی نیست که تمام بزرگان اهل سنت وقتی به این آیه رسیدند ، گفتند : مقصود از مرده در این جا کفار قریش هستند . خداوند کفار قریش را به مرده مثال زده . چطور ما تصور می کنیم که مرده ها نمی شنوند ، می گوید : کفار قریش هم مثل مرده ها هستند . هر چه آن ها را صدا بزنی ، آن ها اهل هدایت نیستند و هدایت نمی شوند و حرف حق را نمی شنوند .

بنده چند نفر از علمای اهل سنت مخصوصا کسانی که سلفی مذهب هستند ، را نشان دهم که به این قضیه تصریح کردند . این آقایان آیه را توضیح داده و تصریح کردند که مقصود از آیه ، کفار قریش هستند نه مردم عادی .

تفسیر روح المعانی ، تألیف آقای سید محمود آلوسی ، جلد ۱۱ ، با تحقیق عبد الباری العطیه ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، صفحه ۳۵۸ در ذیل آیه ” وما یستوی الاحیاء والاموات می گوید :

 وما یستوی الأحیاء ولا الأموات ) تمثیل آخر للمؤمنین الذین دخلوا فی الدین بعد البعثه والکافرین الذین أصروا وأستکبروا فالتعریف کما قال الطیبی للعهد وقیل : للعلماء والجهلاء

والثعالبی جعل الأعمى والبصیر مثلین لهما ولیس بذاک ) إن الله یسمع من یشاء ) أی سمعه ویجعله مدرکا للأصوات وقال الخفاجی وغیره : ولعل فی الآیه ما یقتضی أن المراد یسمع من یشاء سماع تدبر وقبول لآیاته عزوجل ) وما أنت بمسمع من فی القبور ۲۲ ) ترشیح لتمثیل المصرین على الکفر بالأموات وأشباع فی إقناطه علیه الصلاه والسلام من إیمانهم والباء مزیده للتأکید أی وما أنت مسمع والمراد بالسماع هنا ما أرید به فی سابقه ولا یأبى إراده السماع المعروف ماورد فی حدیث القلیب لأن المراد نفی الأسماع بطریق العاده وما فی الحدیث من باب ) وما رمیت إذ رمیت ولکن الله رمى …

وما ألطف نظم هذه التمثیلات فقد شبه المؤمن والکافر أولا بالبحرین وفضل البحر الأجاج على الکافر لخلوه من النفع ثم بالأعمى والبصیر مستتبعا بالظلمات والنور والظل والحرور فلم یکتف بفقدان نور البصر حتى ضم إلیه فقدان ما یمده من النور الخارجی وقرن إلیه نتیجه ذلک العمى والفقدان فکان فیه ترق من التشبیه الأول إلیه ثم بالأحیاء والأموات ترقیا ثانیا وأردف قوله سبحانه ) وما أنت بمسمع من فی القبور .

خداوند می فرماید : انسان کور با انسان بینا مساوی نیستند و نور با ظلمات و تاریکی با هم مساوی نیستند . سایه و گرما هم با هم یکی نیستند …

مرده ها و زنده ها هم مثل هم نیستند . خداوند در این آیه مثال زده مؤمنینی را که بعد از بعثت وارد دین شدند و کافرینی که بر کفرشان اصرار دارند .

در این جا اشاره دارد به این که کسانی ایمان آوردند ، زنده شدند و کفاری که بر کفرشان اصرار داشتند ، مرده هستند .

شاید مراد از این که نمی شنوند ، مقصود شنیدن با تدبر و قبول است .

یعنی کفاری که آیات قرآن را می شنوند ، به هیچ وجه در آن ها تدبر نکرده و آن ها را قبول نمی کنند . آیه را می شنوند ؛ اما انگار که اصلا نشنیده اند .

آن هایی که در داخل قبر هستند ، آن ها اصلا نمی شنوند . خداوند آن هایی را که بر کفرشان اصرار دارند ، مثال می زند و این که آن ها به شدت در مقابل رسول خدا (صلی الله علیه وآله) مقاومت کرده و ایمان نمی آوردند . رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از آن ها ناامید است .

پیامبر (صلی الله علیه وآله) به حدی از کفار قریش ناامید است که خداوند از آن ها به منزله کسانی که در قبر هستند ، مثال زده است . در ادامه توضیح می دهد :

مقصود این است که اگر خداوند بخواهد که صدای تو را به گوش آن ها برساند و آن ها را هدایت کند ، می تواند و به این آیه مثال می زند که ” وما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی ” . آن زمانی که تو ای پیامبر تیر انداختی ، تو نبودی ؛ بلکه خدا بود .

در این جا می خواهد بگوید : ای پیامبر ! تو هیچ قدرتی نداری و هر چه قدرت داری از آن خداوند است و این خدا است که قدرت داده . تو نمی توانی صدای خودت را به گوش مرده ها برسانی ؛ اما خداوند می تواند صدای تو را به گوش مرده ها برساند .

در این جا این بحث چه ارتباطی به این قضیه دارد که مرده ها می شنوند یا نمی شنوند ؟ منظور در این آیه کفار قریش است . در ادامه می گوید :

چقدر خداوند مثال های لطیفی زده . خداوند در این آیات اول مؤمن و کافر را به دو دریا تشبیه کرده و بعد از آن به بینا و نا بینا تشبیه کرد ‌، بعد به نور و ظلمت و بعد به گرما و سرما تشبیه کرد و بعد از آن خداوند کفار و مؤمنان را به مرده ها و زنده ها تشبیه نمود و این آیه را نازل کرده و فرمود : که تو نمی توانی صدای خود را به گوش کفار برسانی .

مثل این که آن ها در قبر هستند و صدا را نمی شنوند .

آلوسی ، روح المعانی ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ج ۱۱ ، ص ۳۵۸

این هم توضیح آقای آلوسی بود که نشان دادیم . از علمای دیگری که این قضیه را به صورت مفصل توضیح دادند ، آقای شنقیطی است . ایشان متوفای ۱۳۹۳ هـ و سلفی مسلک است و در بسیاری از موارد با وهابیت امروزی هم صدا است ؛ اما در بحث سماع موتی واقعا مفصل توضیح داده و حق را در این جا گفته است س.

در کتاب اضواء البیان فی ایضاح القرآن بالقرآن ، تألیف آقای شنقیطی ، با تحقیق بکر بن عبد الله ابوزید ، چاپ دار عالم الفوائد ، جلد ۶ ، صفحه ۴۶۰ ، به آیه ۸۰ سوره نمل می رسد و توضیح می دهد :

قوله تعالى : إِنَّکَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلاَ تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَآءَ إِذَا وَلَّوْاْ مُدْبِرِینَ ( . اعلم أن التحقیق الذی دلّت علیه القرائن القرءانیّه واستقراء القرءان ، أن معنى قوله : ) إِنَّکَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَى ( ، لا یصح فیه من أقوال العلماء ، إلا تفسیران :

الأول : أن المعنى : ) إِنَّکَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَى ( ، أی : لا تسمع الکفار الذین أمات اللَّه قلوبهم ، وکتب علیهم الشقاء فی سابق علمه إسماع هدى وانتفاع ؛ لأن اللَّه کتب علیهم الشقاء ، فختم على قلوبهم ، وعلى سمعهم ، وجعل على قلوبهم الأکنه ، وفی آذانهم الوقر ،س

فاتّضح بهذه القرینه أن المعنى : ) إِنَّکَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَى ( ، أی : الکفار الذین هم أشقیاء فی علم اللَّه إسماع هدى وقبول للحق ، ما تسمع ذلک الإسماع ) إلا من یؤمن بآیاتنا فهم مسلمون ( ، فمقابلته جلَّ وعلا بالإسماع المنفی فی الآیه عن الموتى بالإسماع المثبت فیها ، لمن یؤمن بآیاته ، فهو مسلم دلیل واضح على أن المراد بالموت فی الآیه موت الکفر والشقاء ، لا موت مفارقه الروح للبدن ، ولو کان المراد بالموت فی قوله : ) إِنَّکَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَى ( ، مفارقه الروح للبدن ….

پیامبر ! تو نمی توانی صدایت را به گوش مرده ها برسانی و آن ها صدای تو را بشنوند و نمی توانی کسی را که کر است ، صدا بزنی …

بدان آن که دلائل قرآنی بر آن دلالت می کند معنای انک لاتسمع الموتی نمی تواند دو تفسیر بیشتر داشته باشد :

تفاسیر دیگر باطل است و این تفسیر به نفع شیعه و مسلمانان است که به سماع موتی معتقد هستند.

تفسیر اول این که : تو نمی توانی صدای خود را به گوش کفار برسانی ، کفاری که خداوند قلب های آنان را میرانده و خداوند مهر شقاوت بر قلب های آن ها زده و آن ها نمی توانند صدای هدایت را بشنوند و نفع ببرند . برای این که خداوند مهر شقاوت بر پیشانی آن ها زده و بر قلب ها مهر زده ، گوشهای آن ها را ناشنوا کرده ….

آن ها صدای حق را نمی شنوند و نمی توانند هدایت شوند . از قرائنی که مقصود خداوند از این آیه کفار است ، این آیه است که چه کسی می تواند صدای تو را بشنوند ، کسانی که مؤمن و مسلمان به آیات ما هستند.

آن هایی که مسلمان هستند صدای تو را می شنوند . این قرینه بهترین شاهد است بر این که منظور از آیه اول ” لا تسمع الموتی ” کفار هستند . کفاری که بر قلبشان مهر خورده ، چشمشان نابینا شده و گوششان بدهکار حرف پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیستند . حرف آن حضرت را می شنوند ؛ اما تأثیر ندارد و نفعی از حرف ایشان می برد .

با این قرینه توضیح داده شد که انک لا تسمع الموتی یعنی کفاری که بر اساس علم الهی شقی هستند و صدای هدایت را نمی شنود و حق را قبول نمی کنند مگر این که مؤمن به آیات الهی باشند که آن ها مسلمان ها هستند . این که خداوند این دو مسأْله را در مقابل هم قرار داده ، کفاری که نمی شنوند و مؤمنینی که می شنوند ، این بهترین دلیل و روشن ترین دلیل است بر این که مراد از موت در این جا ، کفر و شقاوت است نه این که روح از بدن جدا شود .

آیه واضح است که در مورد کفار قریش ، اشقیاء و وهابیت پلیدی است که حرف حق را نمی شنوند ؛ اما این ها همین آیه را بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) و صحابه و ائمه هدی (علیهم السلام) تطبیق می دهند که این ها نمی شنوند . همان طوری که مروان و حجاج تطبیق می داد ، وهابیت امروزی هم تطبیق می دهد . کفار را با پیامبر (صلی الله علیه وآله ) مقایسه می کنند ، همان طور که کفار نمی شنوند ، پس پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم نمی شنوند .

این جواب یک عالم بزرگ اهل سنت و سلفی مذهب ، آقای شنقیطی است . در همین کتاب دلائل دیگری می آورد :

ومن أوضح الأدلّه على هذا المعنى ، أن قوله تعالى : ) إِنَّکَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَى ( الآیه ، وما فی معناها من الآیات کلّها ، تسلیه له e ، لأنه یحزنه عدم إیمانهم ….

یکی از واضح ترین ادله ما که مقصود از آیه کفار است ، این می باشد که خداوند پیامبر (صلی الله علیه وآله) خود تسلی می دهد که پیامبر ! ناراحت نباش این ها ایمان نمی آورند .

این بهترین دلیل است که مقصود از آیه کفار قریش است نه آن هایی که در داخل قبر هستند . در صفحه ۴۶۳ همین را میگوید :

التفسیر الثانی : هو ان المراد بالموتی الذین ماتوا بالموتی الذین ماتوا بالفعل ولکن المراد بالسماع المنفی فی قوله :  إِنَّکَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَى ( خصوص السماع المعتاد الذی ینتفع صاحبه به ، وأن هذا مثل ضرب للکفار ، والکفار یسمعون الصوت ، لکن لا یسمعون سماع قبول بفقه واتّباع ؛ کما قال تعالى : ) وَمَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُواْ کَمَثَلِ الَّذِى یَنْعِقُ بِمَا لاَ یَسْمَعُ إِلاَّ دُعَاء وَنِدَاء ( ، فهکذا الموتى الذین ضرب بهم المثل لا یجب أن ینفى عنهم جمیع أنواع السماع کما لم ینف ذلک عن الکفار ، بل قد انتفى عنهم السماع المعتاد الذین ینتفعون به ، وأمّا سماع آخر ….

مقصود از تفسیر دوم این است که مراد از مرده ها کسانی هستند که بالفعل مردند و آیه  در خصوص کفاری است که حرف پیامبر (صلی الله علیه وآله) را می شنوند ، اما قبول نکرده و پیروی نمی کنند . همان طور که خداوند در این آیه می فرماید : ومثل الذین کفروا کمثل الذی ینعق بما لایسمع الا دعاء ونداء ، این دلیل بر این نیست که کفار هیچ صدایی را نمی شنود ؛ بلکه قبول نمی کنند و فایده ای به حالشان ندارد .

اضواء البیان فی ایضاح القرآن بالقرآن ، آقای شنقیطی ، با تحقیق بکر بن عبد الله ابوزید ، چاپ دار عالم الفوائد ، ج ۶ ، ص ۴۶۰ تا ۴۶۳

این پاسخ عالم بزرگ اهل سنت و سلفی مذهب است که مقصود از این آیه ، کفار قریش هستند ، کفاری که حرف پیامبر (صلی الله علیه وآله) را می شنیدند ؛ اما عمل نمی کردند و تأثیری در آن ها نداشت و متأسفانه وهابیت ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) را با کفار قریش مقایسه می کنند و می گویند : پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم نمی شنود . هر چه صدا بزنید ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) ، ائمه اهل بیت (علیهم السلام) و صحابه نمی شنوند . همه مرده اند . همان طور که کفار قریش معتقد بودند هر کس بمیرد ، خاکستر می شود و هیچ ارتباطی با این دنیا ندارد ، آقایان وهابی امروزی هم معتقد هستند کسی که بمیرد ، هیچ ارتباطی با این عالم ندارد ،‌مرده اند و هیچ نمی شنوند . اما علمای اهل سنت برعکس این آقایان هستند و تصریح می کنند مرده ها می شنوند .

مجری :

این هم کلام آقای شنقیطی ، شخص سلفی الاعتقادی که خیلی واضح در مورد این آیات توضیح داده بودند . افرادی که در این شبکه ها خود را کارشناس می دانند ، به این آیات در رد سماع موتی استدلال می کنند . در صورتی که این آیات چیز دیگری می گوید که مقصود کفار هستند نه مؤمنین یا حتی صالحین و اولیای خداوند .

کلیپ بعدی از یکی از افرادی است که ادعای کارشناسی دارد و ادعاهایی را در مورد سماع موتی مطرح می کند .

کلیپ ۲ ) :

کارشناس وهابی :

یکی دیگر از چیزهایی که از حدیث رسول الله (صلی الله علیه وسلم) ثابت شده در مورد این که مردگان در چه زمانی می شنوند ، روایتی از انس رضی الله تعالی عنه است که در صحیح بخاری و مسلم آمده که رسول الله (صلی الله علیه وسلم ) می فرماید : إذا وُضِعَ فی قَبْرِهِ وَتُوُلِّیَ وَذَهَبَ أَصْحَابُهُ حتى إنه لَیَسْمَعُ قَرْعَ نِعَالِهِمْ ، زمانی که مرده را دفن می کنند و مردم از قبرستان بر می گردند ، مردگان صدای پای کسانی که تشییع جنازه کردند ، می شنوند . در این زمان است که دو نفر از فرشتگان می آیند و او را می نشانند و سؤالات معروفی که در قبر است را از او می پرسند .

از این حدیث معلوم می شود که در این لحظه مردگان می شنوند . یعنی یکی از لحظه هایی که مردگان می شنوند ، آن حالتی است که در قبر برای سؤال و جواب روح به بدن مرده باز گردانده می شود . آن لحظه ، همان زمانی است که مردم او را دفن کردند و وقتی برمی گردند ، مرده صدای پای آن ها را می شنوند . زیرا در این حالت روح به بدن بر گشته و فرشتگان منکر و نکیر از او سؤال می کنند و در این زمینه هم روایت دیگری از رسول الله صلی الله علیه وسلم است که بعد از این که یکی از اصحاب را دفن کردند ، فرمودند : استغفروا لاخیکم فانه الان یسأل ، برای برادرتان طلب مغفرت کنید ، زیرا که الان از او سؤال می شود و زمان سؤال نکیر و منکر بعد از دفن است . وقتی دفن می کنند ، در روایت است که در این زمان روح به بدن برگردانده می شود و فرشتگان از او در واقع سؤال می کنند .

این یک مورد است . مورد دیگری که بیننده سؤال کرد ، در صحیح مسلم و صحیح بخاری روایت است که معروف به قلیب بدر است . بعد از این که رسول الله صلی الله علیه وسلم کشته گان بدر را که کشته شده بودند را در یک جایی دفن کردند و در چاهی انداختند ، رسول الله صلی الله علیه وسلم بالای سر آن ها ایستاد و آن ها را یک به یک با نام صدا کرد که بعضی از اصحاب گفتند : یا رسول الله ! این ها جسد های بدون روحی هستند که شما آن ها را صدا می زنید . رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند : ما أَنْتُمْ بِأَسْمَعَ لِمَا أَقُولُ منهم غیر أَنَّهُمْ لَا یَسْتَطِیعُونَ أَنْ یَرُدُّوا عَلَیَّ شیئا ، شما بهتر از آن ها صدای مرا نمی شنوید ، غیر از این که آن ها نمی توانند جواب مرا بدهند .

از این حدیث هر دو استنباط می شود . یکی این که رسول الله صلی الله علیه وسلم آن ها را صدا کرد و این که آن ها صدای رسول الله صلی الله علیه وسلم را شنیدند و این یک نوع توبیخی است برای آن کشته گان است . برای کسانی که به رسول الله صلی الله علیه وسلم ایمان نیاوردند و به عنوان توبیخ و معجزه آن ها را صدا زد و فرمودند : آن ها صدای مرا می شنوند . و از آن جایی که اصل بر این بود که مردگان نمی شنوند ، می بینیم که رسول الله صلی الله علیه وسلم گفتند که یا رسول الله ! این ها مرده اند و صدا را نمی شنوند . یعنی این که نشنیدن مرده ها یک اصل بوده . وقتی دیدند رسول الله صلی الله علیه وسلم مردگان را نمی شنوند ، تعجب کردند که یا رسول الله ! شما چطور مردگانی را صدا می زنید که اصلا صدای شما را نمی شنوند و این ها جسد های بدون روح هستند . رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند : آن ها الان صدای مرا می شنوند ؛ منتهی نمی توانند جواب مرا بدهند . جالب این است که در همین مورد کشته گان بدر ، در روایت عبد الله بن عمر که در صحیح مسلم هست ، بعد از این که این جریان را برای عایشه تعریف کردند و معروف است که عایشه جزء کسانی است که معتقد بر این هستند که مردگان صدای زنده ها را نمی شنوند ، گفتند : رسول الله صلی الله علیه وسلم این گونه آن ها را صدا کردند و گفتند این از معجزات رسول الله صلی الله علیه وسلم است که بعد از این عایشه این آیه را تلاوت کردند که انک لا تسمع الموتی و از این آیه استدلال کردند و این دلیل بر این است که مردگان نمی شنوند . انک لا تسمع الموتی ، که الله متعال به رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید : تو نمی توانی مردگان را بشنوانی و چون این یک اصل بود و از زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم صدا زدند ، صحابه بر این اصل بودند که مرده گان نمی شنوند . برایشان سؤال پیش آمد و گفتند : یا رسول الله ! این ها نمی شنوند ، چطور شما آن ها را صدا می زنید ، در حالی که نمی شنوند . ایشان فرمودند : بله ، بهتر از شما صدای مرا می شنوند . پس بنابر این به صورت کلی اصل بر این است که مردگان نمی شنوند .

مجری :

ادعاهای این به اصطلاح کارشناس وهابی را دیدیم که گفتند : آن صدای کفش را که می شنوند ، فقط همان صدای کفش است و صدای چیز دیگری را نمی شنوند . یا این که گفتند : شنیدن فقط مخصوص وقتی است که نکیر و منکر می آید و می خواهند سؤال کند که در آن زمان روح به بدن برگردانده می شود . یا گفتند : کشته گان در بدر هم این معجزه پیامبر (صلی الله علیه وآله) است که باز جای سؤال است که اصلا در آن زمان ، جای معجزه بوده یا خیر . هم چنین گفتند : عایشه هم به همین آیه ” لا تسمع الموتی ” در رد سماع موتی استدلال می کند . در پایان هم نتیجه گیری کردند که اصل بر این است که مردگان نمی شنوند . از استاد یزدانی تقاضا داریم در این زمینه هم توضیحاتی را بیان کنند .

استاد یزدانی :

ایشان اصل را دقیق می گویند که در زمان جاهلیت بر همین بود که مرده ها نمی شنوند ؛ حتی بعضی از صحابه بر همان اصل باقی مانده بودند ؛ اما پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) اصل آن ها را باطل می کند .

مطلب اولی که ایشان گفتند : این که مرده ها فقط صدای کفش را می شنوند و همان لحظه ای که نکیر و منکر می آیند . ما در این زمینه به صورت مفصل روایاتی را نقل خواهیم کرد که خود ابن تیمیه و دیگران نقل و تصریح می کنند که همیشه صدای مرده ها را می شنوند .

مطلب دومی که ایشان مطرح کردند ، روایتی در صحیح بخاری و صحیح مسلم است که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) با مشرکین قریش در بدر صحبت کرده . بعد از این که مشرکین قریش به دست مسلمانان و به دست امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام ) به جهنم واصل شدند ، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) همه آن ها را داخل چاهی انداخت و بالای سر آن ها ایستاد و صحبت کرد که ای فلانی پسر فلانی ! آیا آن چه را که به شما گفته بودم حق بود یا حق نبود ؟ بعضی از صحابه بنابر همان اصلی که از قبل در ذهنشان بود ، از پیامبر (صلی الله علیه وآله) سؤال کردند که مگر مرده ها می شنوند ؟ این ها روح از بدنشان جدا شده ، چرا شما با مرده ها صحبت می کنید که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) پاسخ آن ها را دادند .

بنده روایت از صحیح بخاری نشان می دهم که یکی از بهترین ادله ما است که مرده ها می شنوند. صحیح بخاری ، با تحقیق دکتر طیب البغاء ، جلد ۴ ، چاپ دار ابن کثیر ، صفحه ۱۴۶۱ ، باب ۷ ، حدیث ۳۷۵۷ :

حدثنی عبد اللَّهِ بن مُحَمَّدٍ سمع رَوْحَ بن عُبَادَهَ حدثنا سَعِیدُ بن أبی عَرُوبَهَ عن قَتَادَهَ قال ذَکَرَ لنا أَنَسُ بن مَالِکٍ عن أبی طَلْحَهَ أَنَّ نَبِیَّ اللَّهِ e أَمَرَ یوم بَدْرٍ بِأَرْبَعَهٍ وَعِشْرِینَ رَجُلًا من صَنَادِیدِ قُرَیْشٍ فَقُذِفُوا فی طَوِیٍّ من أَطْوَاءِ بَدْرٍ خَبِیثٍ مُخْبِثٍ وکان إذا ظَهَرَ على قَوْمٍ أَقَامَ بِالْعَرْصَهِ ثَلَاثَ لَیَالٍ فلما کان بِبَدْرٍ الْیَوْمَ الثَّالِثَ أَمَرَ بِرَاحِلَتِهِ فَشُدَّ علیها رَحْلُهَا ثُمَّ مَشَى وَاتَّبَعَهُ أَصْحَابُهُ وَقَالُوا ما نُرَى یَنْطَلِقُ إلا لِبَعْضِ حَاجَتِهِ حتى قام على شَفَهِ الرَّکِیِّ فَجَعَلَ یُنَادِیهِمْ بِأَسْمَائِهِمْ وَأَسْمَاءِ آبَائِهِمْ یا فُلَانُ بن فُلَانٍ وَیَا فُلَانُ بن فُلَانٍ أَیَسُرُّکُمْ أَنَّکُمْ أَطَعْتُمْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فانا قد وَجَدْنَا ما وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّکُمْ حَقًّا قال فقال عُمَرُ یا رَسُولَ اللَّهِ ما تُکَلِّمُ من أَجْسَادٍ لَا أَرْوَاحَ لها فقال رسول اللَّهِ e وَالَّذِی نَفْسُ مُحَمَّدٍ بیده ما أَنْتُمْ بِأَسْمَعَ لِمَا أَقُولُ منهم …

پیامبر (صلی الله علیه وآله) در روز بدر به بیست و چهار نفر از بزرگان قریش را دستور داد که آن کشته ها را در چاه بیاندازند …

پیامبر (صلی الله علیه وآله) بالای چاه رفت و آن ها را صدا زد که ای فلانی پسر فلانی ! چرا از خدا و پیامبرش اطاعت نکردید . اگر اطاعت می کردید ، چه می شد و ما آن چه را از خدا و پیامبر یافتیم ، حق بود . آیا شما آن چه را که خدا و پیامبر وعده داده بود ، حق یافتید یا نیافتید ؟ عمر گفت : یا رسول الله ! چه می کنی ؟ با جسد ها و جسم هایی که در آن ها روح نیست ، صحبت می کنی !! رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : قسم به کسی که جان محمد (صلی الله علیه وآله) در دست او است ، شما نسبت به حرف هایی که من زدم ، شنواتر نیستید .

صحیح بخاری ، با تحقیق دکتر طیب البغاء ، ج ۴ ، چاپ دار ابن کثیر ، ص ۱۴۶۱ ، ح ۳۷۵۷

یعنی آن ها از شما بهتر می شنوند یا حداقل مساوی هستند . همان طور که شما شنیدید آن ها هم شنیدند و شما از آن ها شنواتر نیستند . خیلی واضح و روشن است که مرده ها می شنوند و آقایان وهابی از این روایت هیچ جوابی نتوانستند بدهند . چون در صحیح بخاری است و من ترجمه این روایت را از خود آقای ترشابی که کارشناس همین شبکه است ، نشان می دهم .

مختصر صحیح بخاری ، با ترجمه عبد القادر ترشابی ، صفحه ۸۲۶ ، روایت ۱۵۸۴ :

آن حضرت به مسیرش ادامه داد تا این که کنار آن چاه ایستاد و هر کدام از کشته شدگان را به نام و نام پدرش صدا می زد و می فرمود : ای فلان بن فلان ! ای فلان بن فلان ! آیا بهتر نبود که از خدا و رسولش اطاعت می کردید ؟ همانا ما به آن چه که پروردگارمان وعده داده بود ، رسیدیم . آیا شما هم به آن چه پروردگارتان وعده داده بود ، رسیدید ؟

راوی می گوید : عمر گفت : ای رسول خدا ! با اجسادی که روح ندارند ، سخن می گویی ؟ رسول خدا (صلی الله علیه وسلم ) فرمودند : سوگند به ذاتی که جان محمد (ص) در دست اوست ، شما سخنان مرا بهتر از آنان نمی شنوید .

عبد القادر ترشابی ، مختصر صحیح بخاری ، ص ۸۲۶ ، ح ۱۵۸۴

باز همین روایت در صحیح مسلم ، یکی از صحیح ترین کتاب های اهل سنت بعد از قرآن کریم آمده . صحیح مسلم ، با تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی ، چاپ دار احیاء الکتاب العربیه ، صفحه ۲۲۰۲ ، حدیث ۲۸۷۳ :

حدثنی إسحاق بن عُمَرَ بن سَلِیطٍ الْهُذَلِیُّ حدثنا سُلَیْمَانُ بن الْمُغِیرَهِ عن ثَابِتٍ قال قال أَنَسٌ کنت مع عُمَرَ ح وحدثنا شَیْبَانُ بن فَرُّوخَ واللفظ له حدثنا سُلَیْمَانُ بن الْمُغِیرَهِ عن ثَابِتٍ عن أَنَسِ بن مَالِکٍ قال کنا مع عُمَرَ بین مَکَّهَ وَالْمَدِینَهِ فَتَرَاءَیْنَا الْهِلَالَ وَکُنْتُ رَجُلًا حَدِیدَ الْبَصَرِ فَرَأَیْتُهُ وَلَیْسَ أَحَدٌ یَزْعُمُ أَنَّهُ رَآهُ غَیْرِی قال فَجَعَلْتُ أَقُولُ لِعُمَرَ أَمَا تَرَاهُ فَجَعَلَ لَا یَرَاهُ قال یقول عُمَرُ سَأَرَاهُ وأنا مُسْتَلْقٍ على فِرَاشِی ثُمَّ أَنْشَأَ یُحَدِّثُنَا عن أَهْلِ بَدْرٍ فقال إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ e کان یُرِینَا مَصَارِعَ أَهْلِ بَدْرٍ بِالْأَمْسِ یقول هذا مَصْرَعُ فُلَانٍ غَدًا إن شَاءَ الله قال فقال عُمَرُ فَوَالَّذِی بَعَثَهُ بِالْحَقِّ ما أخطؤا الْحُدُودَ التی حَدَّ رسول اللَّهِ e قال فَجُعِلُوا فی بِئْرٍ بَعْضُهُمْ على بَعْضٍ فَانْطَلَقَ رسول اللَّهِ e حتى انْتَهَى إِلَیْهِمْ فقال یا فُلَانَ بن فُلَانٍ وَیَا فُلَانَ بن فُلَانٍ هل وَجَدْتُمْ ما وَعَدَکُمْ الله وَرَسُولُهُ حَقًّا فَإِنِّی قد وَجَدْتُ ما وَعَدَنِی الله حَقًّا قال عُمَرُ یا رَسُولَ اللَّهِ کَیْفَ تُکَلِّمُ أَجْسَادًا لَا أَرْوَاحَ فیها قال ما أَنْتُمْ بِأَسْمَعَ لِمَا أَقُولُ منهم ….

صحیح مسلم ، با تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی ، چاپ دار احیاء الکتب ، ص ۲۲۰۲ ، ح ۲۸۷۳

بنابراین سند کاملا صحیح است و در اعتبار روایت هیچ تردیدی نیست که پیامبر (صلی الله علیه وآله) با مشرکین قریش صحبت کرده و آن ها همان طور که زنده ها می شنیدند ، سخن رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را شنیدند .

آقایان وهابی در مقابل این روایت چه کار می کنند ؟ می گویند : این از معجزات رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بوده .

این چه معجزه ای بوده ؟ اصلا این ها معنای معجزه را می دانند ؟ آقایان کلمه معجزه را برای ما معنا کنند ؟ آیا این که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بگویند : من صدای مرده ها را شنیدم ، این معجزه می شود ؟ معجزه باید چیزی در برابر در خواست کفار باشد ، در برابر کسی که حرف رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را قبول ندارد و از آن حضرت بخواهند که اگر تو پیامبر هستی فلان کار را انجام بده . مثل شق القمر که از پیامبر (صلی الله علیه وآله) خواستند و حضرت شق القمر کردند . مثل قرآن کریم که همه کفار را در برابر آوردن قرآنی مثل خودش عاجز کرده . همه کفار در طول تاریخ اعتراف کردند که مثل قرآن کسی نمی تواند بیاورد . خداوند هم تحدی می کند که شما مثل این قرآن را بیاورید . در معجزه باید تحدی باشد .

در این جا چه کسی می تواند سخن رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را تأیید کند ؟ هیچ کس نمی تواند تأیید کند . اگر خود عمر بن خطاب هم با آن ها صحبت می کرد که آیا آنچه را که ما حق یافتیم ، شما هم حق یافتید یا نیافتید ؟ بعد هم می گفت که من پیامبر هستم . دلیل شما بر پیامبری چیست ؟ جواب می داد : من با مرده ها صحبت کردم و آن ها هم صدای مرا شنیدند . چه کسی ثابت کند که مرده ها صدای تو را نشنیدند ؟

این که صدای مرده ها را شنیده ، صرف ادعا است . اگر نبوت پیامبر (صلی الله علیه وآله) برای مسلمان ها ثابت نشده باشد ، اصلا این حرف را قبول نمی کنند و بر همان اصلی که از سابق داشتند ، باقی می مانند و در آن شکی نیست ؛ اما متأسفانه آقایان وهابی فقط توجیه باید بکنند و بگویند که این روایت معجزه پیامبر (صلی الله علیه وآله) است و کس دیگری نمی تواند بشنود .

مطلب دیگری که ایشان آورد این بود که وقتی عایشه این روایت را از عبد الله بن عمر شنید ، روایت را رد کرد و گفت این روایت با آیه قرآن کریم ” انک لا تسمع الموتی ” در تضاد است . این روایت هم در صحیح بخاری آمده .

صحیح بخاری ، با تحقیق دکتر طیب البغاء ، جلد ۴ ، صفحه ۱۴۶۲ ، روایت ۳۷۶۰ :

حدثنی عُثْمَانُ حدثنا عَبْدَهُ عن هِشَامٍ عن أبیه عن بن عُمَرَ رضی الله عنهما قال وَقَفَ النبی e على قَلِیبِ بَدْرٍ فقال هل وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّکُمْ حَقًّا ثُمَّ قال إِنَّهُمْ الْآنَ یَسْمَعُونَ ما أَقُولُ فَذُکِرَ لِعَائِشَهَ فقالت إنما قال النبی e إِنَّهُمْ الْآنَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّ الذی کنت أَقُولُ لهم هو الْحَقُّ ثُمَّ قَرَأَتْ ) إِنَّکَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى

پیامبر (صلی الله علیه وآله) بر روی چاه بدر ایستاد و با کشته های کفار صحبت کرد و فرمود : آیا آن چه را که خداوند وعده داده بود ، حق یافتید ؟ حضرت فرمود : آن ها صدای مرا می شنوند و هرچه را که گفتم ، آن ها شنیدند . این داستان برای عایشه نقل شد . به عایشه گفتند پیامبر (صلی الله  علیه وآله) چنین کار را انجام دادند . عایشه گفت : پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود : آن ها الان فهمیدند آن چه را که من گفتم حق است نه این که صدای مرا شنیده باشند . چون خداوند فرموده : انک لا تسمع الموتی ، تو صدای مرده ها را نمی شنویی .

صحیح بخاری ، با تحقیق دکتر طیب البغاء ، ج ۴ ، ص ۱۴۶۲ ، ح ۳۷۶۰

یعنی در حقیقت می خواست بگوید آقای عبد الله بن عمر تو متوجه نشدی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) چه فرموده . پیامبر (صلی الله علیه وآله) نفرموده که آن ها الان صدای مرا شنیدند ؛ بلکه فرموده آن ها فهمیدند که حرف من حق است .

ما در این جا چه کار کنیم ؟ آیا عبد الله بن عمر در فهم روایت مشکل داشته و حرف پیامبر (صلی الله علیه وآله) را اشتباهی می فهمید ؟ جالب است که در این جا دو روایت را از عبد الله بن عمر رد می کند. قال ذُکِرَ عِنْدَ عَائِشَهَ رضی الله عنها أَنَّ بن عُمَرَ رَفَعَ إلى النبی e إِنَّ الْمَیِّتَ لیعذب فی قَبْرِهِ بِبُکَاءِ أَهْلِهِ فقالت وَهَلَ بن عمر رحمه الله ..

وهل ابن عمر یعنی ابن عمر اشتباه کرده . در روایت بعد هم وقتی عبد الله بن عمر می گوید :

قال إِنَّهُمْ لَیَسْمَعُونَ ما أَقُولُ إنما قال إِنَّهُمْ الْآنَ لَیَعْلَمُونَ إن ما کنت أَقُولُ لهم حَقٌّ

باز هم می گوید : عبد الله بن عمر اشتباه کرد ؛ بلکه پیامبر (صلی الله علیه وآله) این طور گفته . در ادامه هم آیه را می خواند :

ثُمَّ قَرَأَتْ ) إِنَّکَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى ( ) وما أنت بِمُسْمِعٍ من فی الْقُبُورِ ( تقول حین تبوؤوا مَقَاعِدَهُمْ من النَّارِ .

این روایت در صحیح مسلم هم آمده . صحیح مسلم ، چاپ دار الکتب احیاء العربیه ، با تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی ، جلد ۲ ، کتاب جنائز ، حدیث ۹۳۲ :

حدثنا أبو کُرَیْبٍ حدثنا أبو أُسَامَهَ عن هِشَامٍ عن أبیه قال ذُکِرَ عِنْدَ عَائِشَهَ أَنَّ بن عُمَرَ یَرْفَعُ إلى النبی e إِنَّ الْمَیِّتَ یُعَذَّبُ فی قَبْرِهِ بِبُکَاءِ أَهْلِهِ علیه فقالت وَهِلَ إنما قال رسول اللَّهِ e إنه لَیُعَذَّبُ بِخَطِیئَتِهِ أو بِذَنْبِهِ وَإِنَّ أَهْلَهُ لَیَبْکُونَ علیه الْآنَ وَذَاکَ مِثْلُ قَوْلِهِ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ e قام على الْقَلِیبِ یوم بَدْرٍ وَفِیهِ قَتْلَى بَدْرٍ من الْمُشْرِکِینَ فقال لهم ما قال إِنَّهُمْ لَیَسْمَعُونَ ما أَقُولُ وقد وَهِلَ إنما قال إِنَّهُمْ لَیَعْلَمُونَ أَنَّ ما کنت أَقُولُ لهم حَقٌّ ثُمَّ قَرَأَتْ ) إِنَّکَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى ( الآیه ) وما أنت بِمُسْمِعٍ من فی الْقُبُورِ ( یقول حین تبوؤا مَقَاعِدَهُمْ من النَّارِ .

ابن عمر روایت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را غلط فهمیده .

صحیح مسلم ، با تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی ، ج ۲ ، چاپ دار احیاء الکتب ، کتاب الجنائز ، ح ۹۳۲

به هر حال این تضادی بین عایشه و عبد الله بن عمر و انس بن مالک است . چون روایت را انس بن مالک هم نقل کرده است . این روایت را ابو طلحه و تعداد زیادی از صحابه نقل کردند . حداقل سه نفر از صحابه عبد الله بن عمر ، انس بن مالک و ابوطلحه روایت را نقل کردند ؛ اما عایشه گفته : نه ، این ها اشتباه کردند . مقصود از روایت این است که آن ها حق را فهمیدند ؛ اما صدای پیامبر (صلی الله علیه وآله) را نشنیدند .

این وهابی هم به این روایت استدلال می کند که روایتی که پیامبر(صلی الله علیه وآله) با مشرکین قریش صحبت کرده ، اشتباه است و این آیه بر روایت پیامبر (صلی الله علیه وآله) مقدم است .

پاسخ علمای اهل سنت از این روایت

علمای اهل سنت تصریح کردند که عایشه شاید ابتدا این حرف را زده باشد ؛ اما بعدها از حرفی که زده بود ، برگشت .

ابن حجر عسقلانی در کتاب فتح الباری شرح صحیح بخاری ، چاپ مکتبه السلفیه ، جلد ۷ ، با تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی ، صفحه ۳۰۳ و ۳۰۴ :

در این جا روایت صحیح بخاری را توضیح می دهد که عایشه چه گفت و عبد الله بن عمر چه گفته تا در صفحه بعد می گوید :

أن فی المغازی لابن إسحاق روایه یونس بن بکیر بإسناد جید عن عائشه مثل حدیث أبی طلحه وفیه ما أنتم بأسمع لما أقول منهم وأخرجه أحمد بإسناد حسن فان کان محفوظا فکأنها رجعت عن الإنکار لما ثبت عندها من روایه هؤلاء الصحابه لکونها لم تشهد القصه …

در مغازی ابن اسحاق روایتی در یونس بن بکیر با سند خوب از عایشه مثل حدیث ابی طلحه که خود عایشه روایت گفتگوی پیامبر (صلی الله علیه وآله) با کفار قریش را در بدر نقل کرده . با این جمله که ” ما انتم باسمع لما اقول منهم ” شما شنواتر نیستید از آن سخنی که من با آن ها گفتم .

یعنی آن ها هم شنیدید ، شما هم شنیدید .

همین روایت احمد با سند حسن از عایشه نقل کرده .

یعنی علاوه بر انس بن مالک و ابوطلحه و عبد الله بن عمر ، خود عایشه هم این روایت را نقل کرده که در مسند احمد با سند حسن و در مغازی ابن اسحاق با سند جید نقل شده .

اگر این روایت محفوظ باشد (یکی با سند جید و دیگری با سند حسن نقل شده ) عایشه از حرف خود برگشته ؛ چون این صحابه دقیقا همین را از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل کردند و این که خود عایشه اصلا شاهد این قضیه نبوده .

ابن حجر عسقلانی ، فتح الباری ، ج ۷ ، چاپ مکتبه السلفیه ، با تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی ، ص ۳۰۴

مگر عایشه در جنگ بدر بود ؟ نه ، نبود . البته عبد الله بن عمر و انس بن مالک هم در جنگ بدر نبوده  ؛ اما ابوطلحه بوده که خودش هم روایت را دقیقا نقل می کند . به هر حال از این روایات صحابه ثابت می شود که پیامبر (صلی الله علیه وآله ) با مشرکین قریش صحبت کرده . از خود عایشه هم دو روایت با دو سند حسن و جید نقل شده که عایشه هم همان را نقل کرده . بنابر این باید عایشه از حرف خود برگشته باشد . اگر از حرف خود برنگشته باشد ، دقیقا با روایت صحیح پیامبر (صلی الله علیه وآله) مخالفت کرده .

همین مطلب را آقای سیوطی در شرح سنن نسائی ، جلد ۴ ، صفحه ۱۱۰ و ۱۱۱ نقل کرده :

ولم ینفرد بن عمر بحکایه ذلک بل وافقه والده عمر وأبو طلحه وبن مسعود وغیرهم بل ورد أیضا من حدیث عائشه أخرجه أحمد بإسناد حسن فان کان محفوظا فکأنها رجعت عن الإنکار لما ثبت عندها من روایه هؤلاء الصحابه لکونها لم تشهد القصه …

این داستان را فقط ابن عمر نقل نکرده ؛ بلکه خود عمر هم این داستان را نقل کرده . ابوطلحه ، ابومسعود و دیگران هم نقل کردند . از خود عایشه هم با سند حسن نقل شده . پس اگر این روایت ثابت باشد ، عایشه از حرف خود برگشته .

سیوطی ، شرح سنن نسائی ، ج ۴ ، ص ۱۱۰ و ۱۱۱

از همه این ها مهمتر آقای شنقیطی می آید و این روایت را کاملا باز می کند و خیلی مفصل از روایت عایشه جواب می دهد و می گوید : ما مجبور هستیم بین روایت عایشه و عبد الله بن عمر و انس بن مالک یک روایت را قبول کنیم .

کتاب اضواء البیان ، تألیف آقای شنقیطی ، جلد ۶ ، چاپ دار عالم الفوائد ، صفحه ۴۶۶ :

اعلم أن الذی یقتضی الدلیل رجحانه هو أن الموتى فی قبورهم یسمعون کلام منکلّمهم ، وأن قول عائشه رضی اللَّه عنها ومن تبعها : إنهم لا یسمعون ، استدلالاً بقوله تعالى : ) إِنَّکَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَى ( ، وما جاء بمعناها من الآیات غلط منها رضی اللَّه عنها ، وممن تبعها .

وإیضاح کون الدلیل یقتضی رجحان ذلک ، مبنی على مقدّمتین :

الأولى منهما : أن سماع الموتى ثبت عن النبیّ e فی أحادیث متعدّده ، ثبوتًا لا مطعن فیه ، ولم یذکر e أن ذلک خاص بإنسان ولا بوقت .

بدانید که آن چیزی که دلیل ثابت می کند و ترجیح می دهد این است که مرده ها در قبر ها صدای کسی را که با آن ها حرف می زنند ، می شنود . اما این حرف عایشه و پیروان او که می گویند : مرده ها نمی شنوند ، به دلیل این آیه که ” انک لا تسمع الموتی ” و آیات شبیه این آیه ، غلط و اشتباهی است که از این ها سر زده .

در این جا به صراحت به این آقایان وهابی از جمله آقای دهقان می گوید که غلط می کنید که شما به این آیه استدلال می کنید .

اگر بخواهم ثابت کنیم که این حرف اشتباه است و سخن بقیه صحابه ثابت است ، باید دو مقدمه بگویم . مقدمه اول : روایات فراوانی از پیامبر (صلی الله علیه وآله) با سند های قطعی و بدون اشکال نقل شده که فرموده اند : مرده ها می شنوند و نگفته اند که این آیه مخصوص کفار قریش یا مخصوص یک زمان خاص است و بعد از آن نیست .

مقدمه دوم : روایات صحیحی از پیامبر (صلی الله علیه وآله) در مورد سماع موتی نقل شده که در کتاب و سنت ، هیچ مخالفی در باره آن نیست . این که عایشه اجتهاد کرده و بعضی از آیات را مخالف احادیث تأویل کرده ، دلیل بر این نمی شود که واجب باشد ما به حرف ایشان مراجعه کنیم . آن آیات و روایات دیگر شایسته تر است که ما از آن ها پیروی کنیم . این که بعضی از صحابه بعضی از آیات را از پیش خود تأویل کنند ، این ها روایات صحیحه پیامبر (صلی الله علیه وآله) را نمی تواند رد کند .

یعنی این که عایشه به این آیه استدلال و اجتهاد کرده که مرده ها نمی شنوند ، نمی تواند روایات صحیح پیامبر (صلی الله علیه وآله) را رد کند . این عایشه است و این پیامبر (صلی الله علیه وآله) است . پیامبر (صلی الله علیه وآله) می فرمایند که مرده ها می شنوند و حتی بهتر از شما می شنوند ؛ اما عایشه می گوید : نه ، نمی شنوند . ما در این جا حرف پیامبر (صلی الله علیه وآله) را گوش کنیم یا حرف عایشه را ؟؟؟

آقایان وهابی می گویند : عایشه ، پیامبر خدا بود . اگر عایشه پیامبر خدا نباشد ، عبد الله بن عمر ، عمر ، عبد الله بن مسعود ، انس بن مالک و ابوطلحه نقل می کنند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند : من با کفار قریش صحبت کردم و این ها سخنان من را شنیدند . اما عایشه می گوید : نه ، انک لا تسمع الموتی ! مرده ها نمی شنوند .

حرف پیامبر (صلی الله علیه وآله) را گوش کنیم که قطعا ثابت شده یا این که حرف عایشه را گوش کنیم ؟ واضح و روشن است که به قول آقای شنقیطی ” غلط منها رضی الله عنها و من تبعه ” .

در صفحه بعد روایات صحیح فراوانی را از صحیح بخاری ، از قتاده ، از انس بن مالک و از ابوطلحه می آورد . در صفحه ۴۶۸ روایت ابن عمر و ابوطلحه توضیح می دهد :

وقد رأیته أخرج عن صحابیین جلیلین ، هما : ابن عمر ، وأبو طلحه ، تصریح النبیّ e بأن أُولئک الموتى یسمعون ما یقول لهم ، وردّ عائشه لروایه ابن عمر بما فهمت من القرءان مردود ، کم سترى إیضاحه إن شاء اللَّه تعالى .

و می گوید : طبق این روایت پیامبر (صلی الله علیه وآله) تصریح کرده که مرده ها می شنوند و این که عایشه روایت ابن عمر را می خواهد رد کند ، مردود است که در ادامه توضیح می دهم .

در ادامه هم روایاتی از صحیح بخاری و صحیح مسلم می آورد که مرده ها می شنوند و می گوید :

وإذا رأیت هذه الأدلّه الصحیحه الدالَّه على سماع الموتى ، فاعلم أن الآیات القرءانیه ؛ کقوله تعالى : ) إِنَّکَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَى ( ، وقوله : ) وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِى الْقُبُورِ ( لا تخالفها

شما دیدید که ادله صحیحی که من آوردم همه دلالت بر این دارد که مرده ها می شنوند . پس بدانید که این آیات قرآن کریم ” انک لا تسمع الموتی ” و آیه ” و ما انت بمسمع من فی القبور ” هیچ کدام مخالف روایات صحیح نیست و این روایات صحیح ثابت می کند که مرده ها می شنوند .

در ادامه سخن ابن تیمیه را هم بیان می کند که به صراحت می گوید : مقصود از این آیات این نیست که مرده ها نمی شنوند ؛ بلکه مقصود این است که کفار خودشان را به نشنیدن می زنند و حرف حق را نمی شنوند و مثل مرده می مانند . ما متأسفانه فرصت نکردیم که سخن ابن تیمیه را به صورت مفصل نشان دهیم .

باز در صفحه ۴۷۳ می گوید :

وأهل العلم بالحدیث اتّفقوا على صحه ما رواه أنس وابن عمر ، وإن کانا لم یشهدا بدرًا ، فإن أنسًا روى ذلک عن أبی طلحه ، وأبو طلحه شهد بدرًا …

اهل علم ، همه متفق هستند که روایت ابن عمر و انس صحیح است ، هرچند که آن ها در بدر نبودند . این روایت را انس از ابوطلحه نقل کرده و ابوطلحه خودش در بدر بوده .

در ادامه می گوید :

والنص الصحیح عن النبیّ e مقدّم على تأویل من تأوّل من أصحابه وغیره ، ولیس فی القرءان ما ینفى ذلک ، فإن قوله تعالى : ) إِنَّکَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَى ( ، إنما أراد به السماع المعتاد الذی ینفع صاحبه ، فإن هذا مثل ضربه اللَّه للکفار ، والکفار تسمع الصوت ، لکن لا تسمع …

نص صریح پیامبر (صلی الله علیه وآله) بر تأویل عایشه و پیروانش مقدم است و در قرآن هم هیچ دلیلی وجود ندارد که شنیدن مرده ها را نفی کند ….

توضیحاتی دیگری هم در صفحات بعد بیان می کند و در آخر نتیجه می گیرد و می گوید :

والحاصل أن تأوّل عائشه رضی اللَّه عنها بعض آیات القرءان ، لا تردّ به روایات الصحابه العدول الصحیحه الصریحه عنه e ، ویتأکّد ، ذلک بثلاثه أمور :

الأول : هو ما ذکرناه الآن من أن روایه العدل لا تردّ بالتأویل .  

اجتهاد و استناد عایشه به بعضی از آیات نمی تواند روایات صحابه عادل را که صحیح و صریح از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل کردند ، رد کند .

در ادامه دلائل دیگری می آورد . هم چنین سخن ابن حجر را که خواندیم را بیان می کند و در آخر می گوید :

واحتمال رجوعها لما ذکر قوی ، لأن ما یقتضی رجوعها ثبت بإسنادین .قال ابن حجر : إن أحدهما جیّد ، والآخر حسن .

احتمال این که عایشه از حرف خود رجوع کرده باشد ، بسیار زیاد است ؛ چون با دو سند ثابت شد . ابن حجر گفته : یکی از اسناد جید و دیگری حسن است .

شنقیطی ، اضواء البیان ، چاپ دار عالم الفوائد ، ج ۶ ، ص ۴۶۶ تا ۴۷۵

نتیجه گیری نهایی این که یا عایشه از حرف خود برگشته که خیلی بهتر است که در این صورت همه صحابه اجماع داشتند که مرده ها صدای زنده ها را می شنوند و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هم این مطلب را ثابت کرد . یا این که عایشه از حرف خود برنگشته و بر همان حرف باقی مانده و اجتهاد کرده و به این آیه استدلال نموده . حال حرف رسول خدا (صلی الله علیه وآله) مقدم است یا حرف عایشه ؟ حرف عمر و عبد الله بن عمر و انس و عبد الله بن مسعود و ابوطلحه مقدم است یا حرف عایشه ؟ شما راه خدا و پیامبر (صلی الله علیه وآله) را می خواهید بروید یا راه عایشه را می روید ؟ انتخاب با شما است . ما اصرار نمی کنیم که آقایان وهابی حتما حرف خدا و پیامبر (صلی الله علیه وآله) را گوش کنید . می توانید به راحتی سخن عایشه را گوش کنید و در برابر قرآن و پیامبر (صلی الله علیه و آله) بایستید .

مجری :

کلیپ بعدی باز هم از یکی از به اصطلاح کارشناسان وهابی است که با هم می بینیم .

کلیپ ۳ ) :

خدمتی ،‌کارشناس وهابی :

در رابطه با این که پیامبر با قتل های بدر صحبت کرده ، حدیثش صحیح است و اعتراض حضرت عمر هم همین است که چگونه با کسانی که کشته شده اند ،‌ حرف می زنید . به حضرت عمر فرمود : شما مثل ایشان می شنوید یعنی این ها مثل شما می شنوند و این دال بر این است که رسول الله صلی الله علیه وسلم توانست در آن لحظه با امر الهی به مردگان بدر در غزوه بدر برساند و این اولین و آخرین بار بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم با مردگان حرف می زند . بعد از آن آیه چنین نازل می شود که شما نمی توانید به گوش مردگان برسانید ” انک لا تسمع الموتی ” شما نمی توانید به گوش مردگان برسانید . این ها مرده اند و صدای شما را نمی شنوند .

در آن جا یک حالت های استثنایی برای پیامبر است . حالت های استثنایی به حکم الهی زیاد بوده و جزء معجزات پیامبر است .

مجری :

در این جا آقای خدمتی ادعای عجیبی را مطرح کردند . این که چرا عجیب است ، استاد یزدانی در ادامه توضیح می دهند .

استاد یزدانی :

ایشان جواب عجیب و جدیدی دادند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) یک بار با کفار قریش صحبت کردند و آن ها صدای مرده ها را شنیدند . اما بعد از آن آیه نازل شد که دیگر مرده های صدای شما را نمی شنوند و بعد از آن هم دیگر نشنیدند .

اولا ، حرف ایشان مخالف حرف عایشه است . دوما ، گفت : آیه نازل شد که ” انک لا تسمع الموتی” و تو نمی توانی صدای خود را به گوش مرده ها برسانی .

این حرف خیلی عجیب است و نشان دهنده این است که آقای خدمتی تحقیق نمی کنند . این آیه ۸۰ سوره نمل ، قبل از قضیه بدر نازل شده و تمام مسلمانان اجماع دارند که سوره نمل در مکه نازل شده . بنده در تفاسیر اهل سنت کلمه ” النمل مکیه ” را جستجو زدم . در تمام تفاسیر بلا استثناء گفته اند :

سوره النمل مکیه وآیاتها ثلاث وتسعون …

تفسیر طبری ، ج ۱۹ ، ص ۱۳۱

تفسیر سوره النمل مکیه وآیاتها ۹۳ آیه

معانی القرآن ، ج ۵ ، ص ۱۱۱

جالب است که در تفسیر سمرقندی می گوید :

سوره النمل کلها مکیه وهی تسعون واربع آیات مکیه

تمام سوره نمل مکی است .

تفسیر سمرقندی ، ج ۲ ، ص ۵۷۲

در تمام تفاسیر اهل سنت آمده که سوره نمل مکی است . ایشان یک مراجعه به کتب تفسیر نکرده که ” انک لا تسمع الموتی ” قبل از قضیه بدر نازل شده . این حرف طعنه ای به عایشه است که پیامبر (صلی الله علیه وآله ) نعوذ بالله فراموش کرده که آیه در مکه نازل شده و این که مرده ها نمی شنوند . بعد در جنگ بدر آمده و با مشرکین صحبت کرده . این خیلی عجیب است . آقای خدمتی باید مقداری دقت کند که این طور آبرو ریزی نکنند .

مجری :

امثال آقای خدمتی می توانند این طور استدلال کنند . آیه ای که قبلا نازل شده بوده را می گویند بعد از این قضیه نازل شده !!!

کلیپ بعدی هم از یکی از علمای وهابی است که نظر ایشان را هم در باره سماع موتی می بینیم .

کلیپ ۴ ) :

مجری :

بیننده می گوید : که در تفسیر ابن کثیر خوانده است که مرده صدای هر کس را که به وی سلام کند را می شنود و حس می کند تا آخر کلام . ما به او چه پاسخی می دهیم ؟

عالم وهابی :

اما در مورد این که مردگان صدای کسانی که اطرافشان هستند را می شنوند ، این دلائل بسیاری دارد و بعضی از علما دلائل شنیدن مردگان از قرآن و سنت را جمع آوری کرده اند که از جمله ی آن ها حدیث انس در صحیحین است که پیامبر فرمودند : وقتی شخصی داخل قبرش گذاشته شود ، دو فرشته می آیند و از او سؤال می کنند که پروردگارت کیست و دینت چیست و پیامبرت کیست ؟ این حدیث می گوید که شخص مرده صدای کفش اطرافیانش را می شنود یعنی وقتی که اطرافیانش و آشنایانش بر می گردند و این شنیدن بر اساس سنت است و هم چنین در حدیث از ابوهریره به نقل از ابن بطه آمده است و ابن عبد البر با سندی که بدون اشکال است آن را نقل کرده که وقتی شخص پیش قبر کسی که وی را می شناسد می آید و به وی سلام می کند ، خداوند روح را به بدن او بر می گرداند و مرده جواب سلام را می دهد و این حدیث همانطور که ابن عبد البر گفته و ابن تیمیه و گروهی از علما به آن اقرار کرده اند . سندش حسن می باشد ؛ پس سندش حسن می باشد . پس این دلالت می کند که مردگان می شنوند .

مجری :

استدلالات خالد المصلح ، عالم وهابی را دیدیم که روایات را با تصحیح سندی آوردند و گفتند : دلائلی که ارائه شده این ها است و مردگان می شنوند . این نظر یک عالم وهابی بود که با نظر امثال ابن تیمیه و ابن قیم یکسان بود .

تماس بینندگان

بیننده : علی از آمریکا ـ شیعه

چیزی که در کلیپ های پخش شده در این برنامه مشترک بود ، این است که آقایان همان طور که اصحاب خوب و بد را با هم خلط می کنند و آیه قرآن را ندید می گیرند که حق و باطل را با هم خلط نکنید و اعمال زشت را محکوم کنید و اعمال پسندیده را که اسوه آن رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) هستند را قبول کنید . اما این ها دوست دارند تحریف کنند ؛ حتی در مورد حدیثی که خواندید ، می گویند : آن ها فقط در همان زمان صدای پیامبر (صلی الله علیه وآله) را شنیدند . این زمان مشخص در حدیث نیامده !

چرا به خدا و پیامبر (صلی الله علیه وآله) دروغ می بندید که یک نشانه کفر است و باعث اذیت و آزار پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) می باشد که خود باعث لعنت دنیا و آخرت و جهنم دردناک است . در ضمن اگر ملائک این سخن را به پیامبر (صلی الله علیه وآله) می رسانند ، باید به ایشان بگوید : ای ابله ! که روسری بر سر کرده ای ! حداقل بفهم اگر ملائک این صدا را می رسانند ؛ پس پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم می شنوند . شما در این جا شما ملائکه را بدون این که قرآن و حدیث تأیید کند ، واسطه قرار داده اید تا پیامبر (صلی الله علیه وآله) بشنوند . پس چرا آن هایی را که پیامبر (صلی الله علیه وآله) را خطاب قرار می دهند را مشرک خوانده و سر می برید ؟ این نشانه آن است که می خواهید آیات قرآن را کنار گذاشته و دین خود را به جای اسلام حقیقی و واقعی بنشانید .

نکته دوم ، این که وقتی ما در نماز به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) سلام و صلوات می فرستیم ، در این صورت باید تمام مسلمانان را هم بکشند ؛ چون در این صورت همه مشرک هستیم .

نکته دیگری که از حدیث فهمیده می شود این است که کفار و مشرکینی که به درک واصل شدند ، به نوعی از خلیفه دوم بالاتر بوده . بنده از استاد تقاضا دارم که چرا رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در پاسخ به خلیفه دوم فرمودند که این ها از شما بهتر می شنوند ؟

نکته دیگر این که این ها در مورد مرگ و زندگی دچار یک خمودگی فکر شده اند و این نشانه آن است که آقایان از حق دور هستند .

استاد یزدانی :

بعضی از مسائل را این طور که برادر عزیزمان می خواهد ما باز کنیم . ممکن است که اگر بحث را باز کنیم ، بعضی ها ناراحت شوند . به همین خاطر به این مبحث نمی پردازیم و قضاوت را به عهده بینندگان عزیز می گذاریم . البته خیلی واضح است این که روح بعد از مرگ قوی تر می شود را به صورت مفصل بحث خواهیم کرد . آن هایی که می میرند قوی تر از آن هایی هستند که در این دنیا زندگی می کنند و کار های بهتر و بیشتری می توانند انجام دهند . ان شاء الله در هفته های آینده مفصل تر توضیح می دهیم . شاید به این خاطر باشد که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرموده باشند که آن ها بهتر از شما می شنوند .

بیننده : آقای میر حسینی از نکاء ـ شیعه

در مورد سماع موتی ، قضیه برای خودم اتفاق افتاد که برای شما هم بیان می کنم . پدرم حدود سیزده سال قبل از دنیا رفتند . بنده می خواستم با دختر خانمی دو سه سال قبل ازدواج کنم ، هر چه تحقیق می کردم به نتیجه ای نمی رسیدم . سر قبر پدرم رفتم و با ایشان صحبت کردم و تقاضای کمک کردم که همان شب پدرم به خوابم آمد و گفت که با این خانم ازدواج نکنم . اما بنده به حرف پدرم گوش ندادم و ازدواج کردم . که بعد از شش ماه از همسرم جدا شدم .

اگر سماع موتی حقیقت ندارد ، پس چرا پدرم به من جواب داد .

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و هم چنین شما بینندگان ارجمند تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .