بررسی تطبیقی دیدگاه مسلمانان و وهابیت در باره شنیدن مردگان و پاسخ به استدلال وهابی به آیات قرآن

 

بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۰۸ / ۰۶ / ۹۵

مجری :

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی ولایت دارم . دوشنبه شب دیگری با برنامه راه و بی راه با کارشناسی استاد یزدانی عزیز در خدمت شما بزرگواران خواهیم بود .

استاد یزدانی :

بنده هم خدمت حضرتعالی و هم چنین خدمت بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم .

مجری :

اگر خاطر شما باشد ، در برنامه قبلی راه و بی راه به موضوع سماع موتی یا این که مردگان هم می شنوند ، پرداختیم و کلیپ هایی هم پخش کردیم . استاد یزدانی عزیز هم توضیحات کافی و وافی را در این مورد دادند . امشب هم به ادامه موضوع با کلیپ های جدید ، می پردازیم .

اما قبل از این که کلیپ را پخش کنیم ، از استاد یزدانی تقاضا داریم که اگر نکته خاصی در این باره وجود دارد ، مطرح کنند .

استاد یزدانی :

در هفته گذشته گفتیم که یکی از اختلافاتی که بین همه مسلمان ها و وهابیت امروزی وجود دارد ، بحث این است که آیا مرده ها می شنوند یا نمی شنوند . تمام مسلمانان در تمام اعصار بر این مسأله اتفاق دارند که مرده ها می شنوند و صدای کسی را که در قبرستان به مرده ها سلام می کند ، می شنوند . وقتی قرآن می خوانند یا اعمالی در آن جا انجام می دهند ، می شنوند و می فهمند و حتی از اعمالشان خبر دارند. این اتفاق همه مسلمان ها و حتی سلفی های قدیمی مثل ابن تیمیه است که تصریح می کند ، مرده ها می شنوند و روایات فراوانی در منابع اهل سنت این را تأیید می کند . ابن قیم الجوزیه کتابی به نام الروح دارد که از اول تا آخر کتاب ، همین مباحث روح است که آیا روح می بیند یا نمی بیند ، می شنود یا نمی شنود ؟ یا قدرت بر انجام کاری دارد یا ندارد . اگر فرصت شد بخش هایی از این کتاب را نشان می دهیم .

اما وهابیت امروزی و شبکه های وهابی و مفتی های امروزی وهابی می گویند : مرده ها نمی شنوند . دلیلشان هم یکی دو آیه است که هفته گذشته آن ها را خواندیم .

بنده فتوای لجنه دائمه عربستان سعودی را نشان می دهم . فتاوی اللجنه الدائمه ، جلد اول ، صفحه ۱ آورده است :

الاصل ان الاموات صالحین کانوا او غیر صالحین لا یسمعون کلام البشر لقوله تعالی : إِنْ تَدْعُوهُمْ لَا یَسْمَعُوا دُعَاءَکُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَکُمْ وَیَوْمَ الْقِیَامَهِ یَکْفُرُونَ بِشِرْکِکُمْ وَلَا یُنَبِّئُکَ مِثْلُ خَبِیرٍ . فاطر / ۱۴ . و قوله سبحانه : وَمَا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِی الْقُبُورِ . فاطر / ۲۲ . ولکن قد یسمع الله الموتی صوت رسول من رسله لحکمه من الحکم کما اسمع سبحانه قتلی بدر من الکفار صوت رسول الله صلی الله علیه وسلم اهانه و تبکینا لهم وتکریما لرسوله صلی الله علیه وسلم …

اصل بر این است که مرده چه پیامبر باشد و چه غیر پیامبر باشد ، کلام بشر را نمی شنوند . دلیلش هم آیه ۱۴ و أیه ۲۲ از سوره فاطر است .طبق این آیاتی که استدلال کرده و آورده ، هر کس معتقد باشد که مرده ها می شنوند ، شرک است و آن مرده هایی که ما تصور می کردیم صدای ما را می شنوند ، از شرک ما ابراز بیزاری و برائت می جویند.

از این جا تختصیص می زند :

بعضی چیز ها است که شرک نیست . مثل صحبت کردن پیامبر با کشته های مشرکین قریش در چاه بدر است که این حکمتی داشت و آن حکمت این است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) با آن ها صحبت کرد تا عذابشان بیشتر شود .

فتاوی اللجنه الدائمه ، ج ۱ ، ص ۱

این استدلال های عجیب و غریب را می آورند که آیات هیچ ارتباطی به مرده ها ندارد ؛ بلکه در مورد بت ها است و کلمه دعا هم در این آیه به معنای پرستش است که می فرماید : بت هایی را که شما عبادت می کنید ، اصلا متوجه نمی شوند . نه می بینند و نه می شنوند و حتی اگر خداوند قدرت شنوایی و بینایی به این ها بدهد ، باز فایده ندارند و آن ها از شرک شما بیزار هستند .

این چه ارتباطی دارد که ما معتقد باشیم رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می شنود . یا این که چه ربطی به این دارد که ما بگوییم شهدا صدای ما را می شنوند و از اعمال این دنیا با خبر هستند . ان شاء الله ما از کلام بزرگان اهل سنت و از کلام سلفی ها مثل ابن کثیر و ابن قیم ثابت خواهیم کرد که این آیات هیچ ارتباطی به این بحث ندارند . هر چند که در هفته گذشته هم در این باره توضیحات مفصلی دادیم .

مجری :

کلیپ اول امشب را با هم می بینیم .

کلیپ ۱ ) :

میم الف ، کارشناس وهابی :

در مورد کشته های بدر فراموش کردم بگویم . من نگفتم این معجزات برای کسانی بود که در آن جا بودند ؛ بلکه گفتم این عذابی بود برای کسانی که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را اذیت کرده بودند و اموال مسلمین را به غارت برده بودند و آن جا آمده بودند تا پیامبر و صحابه را به شهادت برسانند . الله سبحانه وتعالی آن ها را عذاب کرد و این یکی از معجزات پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم بود که پیامبر بزرگوار اسلام از آن ها سؤالاتی کردند و آن ها نمی توانستند جواب دهند . این هیچ وقت دلیل نمی شود که بگوییم فلان مرده ای می شنود و این شنیدن مرده دلیل کرامتی است که آن مرده می تواند مشکلات ما را حل کند . اگر مرده ای می توانست مشکل کسی را حل کند ، آن هایی که در چاه بدر افتاده بودند ، می توانستند از خودشان دفاع کنند و پیامبر صلی الله علیه وسلم این گونه آن ها را مورد خطاب قرار نمی داد و می فرمود : ای اصحاب من ! ابوجهل جواب داد که بله ، حرف تو درست بود .

چنین روایتی ما را داریم ؟ نه ، نداریم .

مجری :

ادعای این آقای میم الفی که القاب زیادی به عنوان هدیه از آقای ملازاده دریافت کرده ، دیدیم که به مسائلی اشاره کرد . در مورد همون مسأله جنگ بدر و کشته های آن ، که این قضیه اصلا معجزه بوده . البته ما هفته قبل هم اشاره کردیم ؛ اما باز هم اشاره کنید که آیا این قضیه معجزه محسوب می شود و آیا تعریف معجزه در این جا صادق و واقع است ؟ و این که گفتند : خداوند می خواست آن ها را عذاب کند و از این باب رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با آن ها صحبت کرد تا عذابشان زیاد شود و این که اصلا آن ها از خودشان دفاع نکردند .

استاد یزدانی :

ما ابتدا روایت را از صحیح بخاری نشان می دهیم . با این که هفته گذشته به صورت مفصل خواندیم . اما چون مناسبت دارد باز هم می خوانیم و در خود روایت تحلیل می کنیم .

کتاب صحیح بخاری ، با تحقیق دکتر مصطفی طیب البغاء ، جلد ۴ ، چاپ دار ابن کثیر ،  صفحه ۱۴۶۱ ، باب ۷ ، حدیث ۳۷۵۷ :

حدثنی عبد اللَّهِ بن مُحَمَّدٍ سمع رَوْحَ بن عُبَادَهَ حدثنا سَعِیدُ بن أبی عَرُوبَهَ عن قَتَادَهَ قال ذَکَرَ لنا أَنَسُ بن مَالِکٍ عن أبی طَلْحَهَ أَنَّ نَبِیَّ اللَّهِ e أَمَرَ یوم بَدْرٍ بِأَرْبَعَهٍ وَعِشْرِینَ رَجُلًا من صَنَادِیدِ قُرَیْشٍ فَقُذِفُوا فی طَوِیٍّ من أَطْوَاءِ بَدْرٍ خَبِیثٍ مُخْبِثٍ وکان إذا ظَهَرَ على قَوْمٍ أَقَامَ بِالْعَرْصَهِ ثَلَاثَ لَیَالٍ فلما کان بِبَدْرٍ الْیَوْمَ الثَّالِثَ أَمَرَ بِرَاحِلَتِهِ فَشُدَّ علیها رَحْلُهَا ثُمَّ مَشَى وَاتَّبَعَهُ أَصْحَابُهُ وَقَالُوا ما نُرَى یَنْطَلِقُ إلا لِبَعْضِ حَاجَتِهِ حتى قام على شَفَهِ الرَّکِیِّ فَجَعَلَ یُنَادِیهِمْ بِأَسْمَائِهِمْ وَأَسْمَاءِ آبَائِهِمْ یا فُلَانُ بن فُلَانٍ وَیَا فُلَانُ بن فُلَانٍ أَیَسُرُّکُمْ أَنَّکُمْ أَطَعْتُمْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فانا قد وَجَدْنَا ما وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّکُمْ حَقًّا قال فقال عُمَرُ یا رَسُولَ اللَّهِ ما تُکَلِّمُ من أَجْسَادٍ لَا أَرْوَاحَ لها فقال رسول اللَّهِ e وَالَّذِی نَفْسُ مُحَمَّدٍ بیده ما أَنْتُمْ بِأَسْمَعَ لِمَا أَقُولُ منهم …

پیامبر (صلی الله علیه وآله) در روز بدر به بیست و چهار نفر از بزرگان قریش را دستور داد که آن کشته ها را در چاه بیاندازند …

پیامبر (صلی الله علیه وآله) بالای چاه رفت و آن ها را صدا زد که ای فلانی پسر فلانی ! چرا از خدا و پیامبرش اطاعت نکردید . اگر اطاعت می کردید ، چه می شد و ما آن چه را از خدا و پیامبر یافتیم ، حق بود . آیا شما آن چه را که خدا و پیامبر وعده داده بود ، حق یافتید یا نیافتید ؟ عمر گفت : یا رسول الله ! چه می کنی ؟ با جسد ها و جسم هایی که در آن ها روح نیست ، صحبت می کنی !! رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : قسم به کسی که جان محمد (صلی الله علیه وآله) در دست او است ، شما نسبت به حرف هایی که من زدم ، شنواتر نیستید .

صحیح بخاری ، با تحقیق دکتر طیب البغاء ، ج ۴ ، چاپ دار ابن کثیر ، ص ۱۴۶۱ ، ح ۳۷۵۷

یعنی همان طور که شما الان می شنوید ، آن ها هم می شنوند و حرف های مرا فهمیدند و متوجه شدند که من چه گفتم . در مختصر آقای ترشابی هم این مطلب آمده که دقیقا همین روایت را ترجمه میکنند :

آن حضرت به مسیرش ادامه داد تا این که کنار آن چاه ایستاد و هر کدام از کشته شدگان را به نام و نام پدرش صدا می زد و می فرمود : ای فلان بن فلان ! ای فلان بن فلان ! آیا بهتر نبود که از خدا و رسولش اطاعت می کردید ؟ همانا ما به آن چه که پروردگارمان وعده داده بود ، رسیدیم . آیا شما هم به آن چه پروردگارتان وعده داده بود ، رسیدید ؟

راوی می گوید : عمر گفت : ای رسول خدا ! با اجسادی که روح ندارند ، سخن می گویی ؟ رسول خدا (صلی الله علیه وسلم ) فرمودند : سوگند به ذاتی که جان محمد (ص) در دست اوست ، شما سخنان مرا بهتر از آنان نمی شنوید .

عبد القادر ترشابی ، مختصر صحیح بخاری ، ص ۸۲۶ ، ح ۱۵۸۴

در صحیح مسلم هم همین روایت آمده :

صحیح مسلم ، با تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی ، چاپ دار احیاء الکتاب العربیه ، صفحه ۲۲۰۲ ، حدیث ۲۸۷۳ :

حدثنی إسحاق بن عُمَرَ بن سَلِیطٍ الْهُذَلِیُّ حدثنا سُلَیْمَانُ بن الْمُغِیرَهِ عن ثَابِتٍ قال قال أَنَسٌ کنت مع عُمَرَ ح وحدثنا شَیْبَانُ بن فَرُّوخَ واللفظ له حدثنا سُلَیْمَانُ بن الْمُغِیرَهِ عن ثَابِتٍ عن أَنَسِ بن مَالِکٍ قال کنا مع عُمَرَ بین مَکَّهَ وَالْمَدِینَهِ فَتَرَاءَیْنَا الْهِلَالَ وَکُنْتُ رَجُلًا حَدِیدَ الْبَصَرِ فَرَأَیْتُهُ وَلَیْسَ أَحَدٌ یَزْعُمُ أَنَّهُ رَآهُ غَیْرِی قال فَجَعَلْتُ أَقُولُ لِعُمَرَ أَمَا تَرَاهُ فَجَعَلَ لَا یَرَاهُ قال یقول عُمَرُ سَأَرَاهُ وأنا مُسْتَلْقٍ على فِرَاشِی ثُمَّ أَنْشَأَ یُحَدِّثُنَا عن أَهْلِ بَدْرٍ فقال إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ e کان یُرِینَا مَصَارِعَ أَهْلِ بَدْرٍ بِالْأَمْسِ یقول هذا مَصْرَعُ فُلَانٍ غَدًا إن شَاءَ الله قال فقال عُمَرُ فَوَالَّذِی بَعَثَهُ بِالْحَقِّ ما أخطؤا الْحُدُودَ التی حَدَّ رسول اللَّهِ e قال فَجُعِلُوا فی بِئْرٍ بَعْضُهُمْ على بَعْضٍ فَانْطَلَقَ رسول اللَّهِ e حتى انْتَهَى إِلَیْهِمْ فقال یا فُلَانَ بن فُلَانٍ وَیَا فُلَانَ بن فُلَانٍ هل وَجَدْتُمْ ما وَعَدَکُمْ الله وَرَسُولُهُ حَقًّا فَإِنِّی قد وَجَدْتُ ما وَعَدَنِی الله حَقًّا قال عُمَرُ یا رَسُولَ اللَّهِ کَیْفَ تُکَلِّمُ أَجْسَادًا لَا أَرْوَاحَ فیها قال ما أَنْتُمْ بِأَسْمَعَ لِمَا أَقُولُ منهم ….

صحیح مسلم ، با تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی ، ج ۴ ، چاپ دار احیاء الکتب ، ص ۲۲۰۲ ، ح ۲۸۷۳

در دیگر صحاح و مسانید اهل سنت هم آمده است . جالب است که ابن قیم اولین استنادی که می کند به همین روایت است ؛ اما آقایان وهابی که برای این مسأله جوابی ندارند ، می گویند : این قضیه معجزه پیامبر (صلی الله علیه وآله) بود .

ما هفته قبل گفتیم که معجزه تعریف خاصی دارد و اصلا چه ربطی به این قضیه دارد . پیامبر (صلی الله علیه وآله) در آن جا نجوا کند و بعد بگوید : این ها حرف های مرا شنیدند . این سخن را چه کسی قبول می کند ؟ معجزه باید یک مسأله آشکار و همراه با تحدی باشد و دیگران توانایی انجام آن را نداشته باشند و ثابت کننده رسالت ایشان باشد . این که شخصی بالای چاه برود و با آن کشته ها صحبت کند که آن ها هم بشنوند ، معجزه نیست . این ادعا را هر کسی که در آن جا بود می توانست بکند . حتی آن مشرکینی که زنده بودند ، می توانستند بالای چاه بروند و با اجداد و پدرانشان صحبت می کردند و ادعا می کردند که این ها صدای مرا شنیدند و گفتند که ما حق هستیم ، پس من هم پیامبر هستم . می توانستند چنین ادعایی بکنند .

معجزه باید ملموس و عینی باشد ، مثل شق القمری که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) انجام داد و همه دیدند . مثل قرآن کریم که چهارده قرن است که همه را به تحدی دعوت می کند که یک سوره مثل من بیاورید . در این هزار و چهارصد سال تا به حال کسی نتوانسته یک سوره مثل قرآن بیاورد . این بهترین دلیل است که قرآن معجزه جاویدانه پیامبر (صلی الله علیه وآله) است . اما این که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در کنار چاه صحبت کرده باشد ، چه معجزه ای است !!!

خیلی عجیب است که گفتند : اگر این دلیلی برای شنیدن مرده ها بود و می توانستند کاری انجام دهند ، مشرکین قریش می شنیدند و می توانستند کاری انجام دهند !!!

مگر رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) به آن ها توسل کرد که بخواهند کاری انجام دهند ؟ مگر آن ها در نزد خداوند آبرویی دارند که کسی به آن ها توسل کند یا از آن ها استغاثه کند ؟ قطعا در این دنیا پرونده اعمال بسته می شود ؛‌اما می توانند بشنوند و می بینند . این که دنیا را ببینند و بشنوند ، عذابشان هم بیشتر می شود . می بینند که مسلمان ها پیروز شدند و در حال شادی هستند و این خود عذابی برای آن ها است .

اگر آقایان وهابی عقل داشتند چنین استدلال های سخیفی نمی کردند . در صورتی که این روایت خیلی صریح و واضح مطلب را بیان می کند ؛ اما آقایان وهابی نمی پذیرند .

مجری :

این توضیحات کلیپ اولی بود که از آقای میم الف دیدیم . کلیپ بعدی را هم با هم ببینیم .

کلیپ ۲ ) :

کارشناس وهابی :

ذلکم الله ربکم ، این است الله پروردگارتان . له الملک ، پادشاهی از او است . والذین تدعون من دونه ما یملکون من قطمیر . کسانی که غیر از الله می خوانید ، مالک پوست نازک هسته خرما هم نیستند . ان تدعوهم لا یسمعوا دعاءکم ، اگر شما این ها را بخوانید ، صدا و دعای شما را نمی شنوند . ولو سمعوا ما استجابوا لکم ، اگر بر فرض محال شنیدند ، نمی توانند شما را اجابت کنند . ویوم القیامه یکفرون بشرککم ، و روز قیامت به این شرکی که می خواهید انجام دهید ، کافر می شوند . یعنی رد می کنند .

الان برادرمان آقا مهدی به این آیه اشاره کردند . وقتی این آیه را دلیل می آورند که پیامبر در روز بدر که مردگان کفار در چاه بدر افتاده بود ، آن ها را مخاطب قرار داده .

این یک مصیبتی است که کسانی که در دل هایشان بیماری شرک هستند ، همیشه به دنبال این مسائل می گردند . وقتی با قرآن جوابش را دادیم ،‌ در میان روایت ها ، روایتی را پیدا می کند که بر اساس هوا و هوس خودش از آن روایت چیزی را برداشت کنند . خدای نکرده منظور من برادرمان آقای امینی و امثال ایشان نیست . منتها انسان نباید در جایی که قول صریح الله سبحانه و تعالی است و دلائل عقلی و نقلی و منطقی وجود دارد ، به دنبال چیزی دیگری باشد . مثلا روایتی می آورند که بیست نفر آن را تصحیح کرده است . خدا کند که صد نفر آن را تصحیح کرده باشد ، وقتی که اکابری مثل طبرانی در اصل این قصه طعن وارد می کنند که این قصه اصلا یک قصه جعلی و ساختگی و ضعیف است ، شما آن چه را که هیچ شک و شبهه ای در صحت آن نیست ، قرآن کریم را قبول می کنید یا روایتی که صد نفر تصحیح کردند و صد نفر تضیعف کردند . یا بر فرض محال صد نفر تصحیح کردند و یک نفر تضعیف کرده .

مجری :

ما از فردی که دزدی می کرده و نتوانسته در شغل پارچه فروشی در آمد حلالی کسب کند و هیچ سوادی هم ندارد و همه این مطالب را آقای ملازاده اطلاع دارد و بارها گفته اند ، چنین استدلال های مخالف قرآن می کند و اتفاقا در ظاهر هم به قرآن استدلال می کند ، عجیب نیست .

استاد یزدانی ! ایشان ادعاهایی در مورد قصه چاه بدر بود که مثلا طبرانی گفته این داستان قریب به جعل است . حتی اگر بیست نفر هم تصحیح کرده باشد ، مهم نیست و قرآن با این قضیه مخالفت می کند .

استاد یزدانی :

اگر این روایت صحیح بخاری با قرآن در تضاد باشد ، خیلی قشنگ است . ما از این استقبال می کنیم که مطلبی را در صحیح بخاری پیدا کنید که نه فقط صحیح بخاری و صحیح مسلم ؛ بلکه تمام صد در صد کتاب های روایی اهل سنت که داستان بدر را نقل کردند ، این روایت را هم آورده اند . چه در کتاب های تاریخی و چه کتاب های روایی این داستان را آوردند .

آیا شما این را می پذیرید که روایتی در صحیح بخاری باشد که کفر و شرک را ثابت کند و این که ثابت کند این عمل کفر و شرک را رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را انجام میدادند ؟ اگر شما این را قبول کنید ، مسأله جالبی می شود و حرف جدیدی است . تا به حال کسی از اهل سنت یا حتی از بین وهابی ها پیدا نشده که بگوید : این روایت که در صحیح بخاری که در چندین جا نقل شده و در صحیح مسلم هم آمده و این شرک و کفر را بیان میکند و صراحتا مخالف آیه قرآن کریم است . آیا این قابل قبول است ؟ آیا آن هایی که صحیح بخاری و مسلم را اصح الکتب بعد کتاب الله ، این است ؟ !!! کتابی که کتاب شرک و کفر و کتاب قبر پرستی باشد ، می تواند اصح الکتب بعد کتاب الله باشد ؟ طبیعی است که این حرف اصلا قابل قبول نیست و نمی توانیم آن را بپذیریم .

این ادعای اول ایشان بود . اما گفتند که علما از طبرانی ، به این روایت طعن وارد کردند . بنده روایت را جستجو کردم و جایی ندیدیم که طبرانی روایت را در جایی طعن کرده باشد . آِیا طبرانی می تواند به روایتی که در صحیح بخاری است طعن وارد کند و بگوید : جعلی و دروغ و ساختگی است ؟ طبیعی است که در این جا حرف آقای طبرانی را کسی نمی شنود . چون روایت متفق علیه است و بالاترین درجه حدیث در اهل سنت را دارد . بالاترین درجه نزد اهل سنت این است که روایت متفق علیه باشد یعنی هم بخاری و هم مسلم نقل کرده باشد . آیا طبرانی می تواند چنین روایتی را ساختگی و دروغ و مخالف با قرآن بداند ؟؟؟!!!

می گوید : ما که به آیات قرآن می رسیم ، شما سراغ روایت می روید .

سند روایت که صد در صد صحیح است و از دیدگاه اهل سنت می تواند متواتر هم باشد و شکی در آن نیست . آیا پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله ) این آیه را خوانده بود یا نخوانده بود ؟ پیامبری که آیه را از جبرئیل گرفته و برای مردم نقل کرده ، آیا متوجه این آیه بود یا نبود ؟ آیا پیامبر (صلی الله علیه وآله) می فهمید که صدا زدن مشرکین شرک است یا نمی فهید ؟ البته شاید شخصی مثل آقای خدمتی پیدا شود که بگوید آیه بعد از این قضیه نازل شد . ما هفته قبل کلیپ پخش کردیم که آقای خدمتی می گفت : اول پیامبر (صلی الله علیه وآله) با مشرکین در بدر صحبت کرد و بعد از آن آیه نازل شد که این ها صدای شما را نمی شنوند .

در حالی که ما ثابت کردیم که آیه مورد نظر آقای خدمتی ، مکی است و در مکه نازل شده و اگر این طور بگوییم ، نعوذ بالله قطعا رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) قرآن را فراموش کرده و با مشرکین صحبت کرده و مشرک شده .

علمای اهل سنت که به این آیه استدلال کردند

اما آیه ای که بسیاری از علمای اهل سنت آن را آورده اند و صریح و واضح گفتند : این آیه در مورد صالحین و مؤمنینی که مرده اند ، نیست ؛ بلکه صریح و واضح گفتند که آیه در مورد مشرکینی است که بت ها را می پرستند .

۱ . ابن کثیر دمشقی

در تفسیر قرآن العظیم ، تألیف ابن کثیر دمشقی ، متوفای ۷۷۴ هـ ، چاپ دار الطیبه عربستان ، جلد ۶ ، صفحه ۵۴۰ ذیل آیه ۱۴ سوره مبارکه فاطر :

والذین تدعون من دونه ) أی من الأصنام والأنداد التی هی على صوره من تزعمون من الملائکه المقربین ….

آن هایی را که شما می خوانید یا عبادت می کنید ، مقصود بت ها و مجسمه هایی است که به شکل ملائکه مقربین ساخته اید ، است .

نه این که صالحین و پیامبر (صلی الله علیه وآله) و شهدا و پدر و مادرتان مقصودش باشد .

در صفحه بعد ادامه می دهد و می گوید :

( إن تدعوهم لا یسمعوا دعاءکم ) یعنی الآلهه التی تدعونها من دون الله لا تسمع دعائکم لأنها جماد لا أرواح فیها ( ولو سمعوا مااستجابوا لکم ) أی لا یقدرون على شیء مما تطلبون منها ….

آن هایی را که می خوانید ، صدای شما را نمی شنوند یعنی خدایانی که خودتان ساخته اید را اگر بخوانید ، من دون الله هستند و صدای شما را نمی شنوند و خواندن شما را متوجه نمی شوند ؛ چون این ها جماد هستند و از سنگ و چوب و آهن درست شده اند . این ها روح ندارند که بشنوند . اگر هم خداوند به آن ها قدرت شنیدن بدهند ، نمی توانند آن چیزی را که از آن ها خواسته اید ، اجابت کنند .

ابن کثیر ، تفسیر قرآن العظیم ، چاپ دار الطیبه ، ج ۶ ، ص ۵۴۰ و ۵۴۱

خیلی واضح است که ابن کثیر هم از این آیه می فهمد که در مورد بت ها نازل شده ، بت هایی که از سنگ و چوب هستند و ما نباید آن ها را بخوانیم . در این جا می خواهد یک قاعده  عقلی را به مشرکین قریش بگوید : این هایی که صدا می زنید ، نمی شنوند . نه این که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) که روح مطهرشان در اعلی علیین است ، او صدای شما را نمی شنود . صالحین ، انبیاء ، اولیاء الهی ، شهدا و پدر و مادر و امواتی که می شناسید ، صدای شما را نشنوند .

۲ . ابن تیمیه

جالب است که خود ابن تیمیه حرانی در کتاب منهاج السنه که به حق منهاج البدعه است ، در جلد اول ، صفحه ۴۶ ، دقیقا همین آیه را می آورد و می گوید :

إن تدعوهم لا یسمعوا دعاءکم ولو سمعوا ما استجابوا لکم ویوم القیامه یکفرون بشرککم ولا ینبئک مثل خبیر ( سوره فاطر ۱۳ ۱۴ هذا مع أن الأصنام موجوده ….

مقصود از این آیه بت ها است .

ابن تیمیه ،‌ منهاج السنه ، ج ۱ ، ص ۴۶

در این جا ابن تیمیه مطالب بسیار زشت و چرندیاتی را در مورد حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشیریف ) بیان می کند ؛ اما چیزی که مرتبط به بحث ما است ، این است که گفته : مقصود از آیه بت ها هستند . نه پیامبران ، نه اولیای الهی و نه شهدا و صالحین .

۳ . ابن ابی حاتم

ایشان در کتاب تفسیر قرآن العظیم ، ج ۵ می گوید :

ان تدعوهم لا یسمعوا دعاءکم قال : هی الالهه لا تسمع دعاء من دعاها وعبدها من دون الله تعالى ولو سمعوا ما استجابوا لکم قال : ولو سمعت الالهه دعاءکم ما استجابوا لکم بشیء من الخیر ویوم القیامه یکفرون بشرککم قال : بعبادتکم ایاهم ,

آن خدایان ساختگی ، دعای کسانی را که آن ها را عبادت می کنند ، نمی شنوند .

تفسیر ابن ابی حاتم ، ج ۵ ، ذیل آیه ۱۴ فاطر

آیا مسلمانان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را عبادت می کنند ؟ واضح است کسی که پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) را عبادت کند ، مشرک و کافر هستند و از بت پرست ها هم بت پرست تر هستند . هیچ مسلمانی در طول تاریخ پیدا نشده که گفته باشد : من پیامبر را عبادت می کنم . بلکه مشرکین بودند که بت ها را عبادت می کردند . ابن ابی حاتم هم در ذیل این آیه به صورت صریح و واضح می گوید : مقصود بت هایی است که عبادت می کردند .

آقای بغوی هم در تفسیر خود ، جلد ۶ ، چاپ دار الطیبه عربستان سعودی ، صفحه ۴۱۷ همین را می گوید :

ان تدعوهم یعنی ان تدعو الاصنام ، لا یسمعوا دعاءکم ولو سمعوا ما استجابوا لکم ، ما اجابوا ، ویوم القیامه یکفرون بشرککم ، یثبرؤون منکم ومن عبادتکم ایاها یقولون : ما کنتم ایانا تعبدون .

اگر آن ها را بخوانید ، یعنی بت ها را بخوانید نه پیامبر را ….

تفسیر بغوی ، ج ۶ ، چاپ دار الطیبه عربستان سعودی ، ص ۴۱۷

واضح و روشن می گوید : مقصود از این آیه بت ها هستند .

۴ . طبری

در تفسیر خود ، جلد ۱۷ ، صفحه ۳۵۰ به بعد تصریح می کند :

یقول تعالى ذکره للمشرکین به الآلهه والأوثان فکیف تعبدون من دون الله من دونی ما کانت ….

یقول تعالى ذکره للمشرکین من عبده الأوثان ویوم القیامه تتبرأ آلهتکم التی تعبدونها من دون الله ….

مقصود خداوند در این آیه ،‌ بت ها و خدایان ساختگی بودند که آن ها داشتند . چطور این بت ها را را عبادت می کنید .

مقصود خداوند مشرکینی است که بت ها را می پرستند

نه مسلمانانی که پیامبر (صلی الله علیه وآله ) را دوست دارند و واسطه خود و خدای خود قرار می دهند .

روز قیامت بت هایی را که شما می پرستید ، از شما ابراز بیزاری می کنند .

نه این که خدای نکرده حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) روز قیامت از مسلمان ها ابراز بیزاری کنند .

تفسیر طبری ، ج ۱۷ ، ص ۳۵۰ به بعد

۵ . فخر الدین رازی

ایشان هم در تفسیر خود ، جلد ۲۶ ، چاپ دار الفکر ، صفحه ۱۲ استدلال جالبی را در مورد این آیه بیان می کند :

إِنْ تَدْعُوهُمْ لَا یَسْمَعُوا دُعَاءَکُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَکُمْ وَیَوْمَ الْقِیَامَهِ یَکْفُرُونَ بِشِرْکِکُمْ وَلَا یُنَبِّئُکَ مِثْلُ خَبِیرٍ .فاطر/ ۱۴

…. ابطالا لما کانوا یقولون ان فی عباده الاصنام عزه من حیث القرب منها …

خداوند خواست تا با این آیه فکر بت پرستانی را که تصور می کردند ، عبادت بت ها آن ها را به خدا نزدیک می کند .

تفسیر فخر رازی ، چاپ دار الفکر بیروت ، ج ۲۶ ، ص ۱۲

۶ . قرطبی

در کتاب الجامع الاحکام ، تألیف آقای قرطبی ، جلد ۱۷ ، با تحقیق دکتر عبد الله بن عبد المحسن الترکی ، چاپ مؤسسه الرساله ، صفحه ۳۶۵  :

 ( والذین تدعون من دونه ) یعنی الأصنام …

قوله تعالى : ( إن تدعوهم لا یسمعوا دعاءکم ) أی إن تستغیثوا بهم فی النوائب لا یسمعوا دعاءکم لأنها جمادات لا تبصر ولا تسمع ( ولو سمعوا ما استجابوا لکم ) إذ لیس کل سامع ناطقا وقال قتاده : المعنى لو سمعوا لم ینفعوکم وقیل : أی لو جعلنا لهم عقولا وحیاه فسمعوا دعاءکم لکانوا أطوع لله منکم ولما استجابوا لکم على الکفر .

کسانی که آن ها را از غیر خدا می خوانید یعنی بت ها .

در ادامه توضیح می دهد :

اگر آن ها را عبادت کنید ، صدای دعای شما را نمی شنوند . برای این که آن ها همه جمادات و از سنگ و چوب هستند که نمی بینند و نه می شنوند .

به قول بعضی ها خرما هستند که خرما را شب زیر سر می گذارند تا از آن ها مراقبت کنند و وقتی صبح می شد به عنوان صبحانه آن خرما را می خوردند .

حتی اگر خداوند به آن ها قدرت شنیدن بدهد ، باز هم فایده ای به حال شما ندارد و نمی توانند برای شما کاری انجام دهند .

قرطبی ، الجامع القرآن ،‌ ج ۱۷ ، با تحقیق دکتر عبد الله بن عبد المحسن الترکی ، چاپ مؤسسه الرساله ، ص ۳۶۵

در این جا هم آقای قرطبی مقصود بت ها هستند نه پیامبر (صلی الله علیه وآله) و صالحین . آیه ای را که اصلا ارتباطی به این بحث ندارد را تطبیق می دهند . بت را با پیامبر (صلی الله علیه وآله) مقایسه می کنند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) نمی شنوند . دلیلش چیست ؟ چون بت ها نمی شنوند . آیا این استدلال عاقلانه است ؟ چرا پیامبر (صلی الله علیه وآله) نمی شنوند ؛ چون خداوند گفته بت ها نمی شنوند. این استدلال ، استدلال مسخره ای است که با عقل جور در نمی آید ؛ مگر این که کسانی مثل این کارشناس تن فروش و خود فروش به قول آقای ملازاده ، این استدلال را قبول کنند ، وگرنه عقل انسان عاقل چنین استدلالی را نمی پذیرد .

مجری :

این هم توضیحات کامل در مورد این فرد معلوم الحال بود . این یکی از ویژگی های خوارج و کفار و منافقین در طول تاریخ بود که به بخشی از آیات قرآن کریم استدلال می کنند برای این که عقیده صحیح مسلمین را رد کنند .

کلیپ بعدی یکی دیگر از این آقایان وهابی است که به گمان خودش به یکی از آیات قرآن کریم در رد سماع موتی ، استدلال می کند .

کلیپ ۳ ) :

بیننده :

در رابطه با این که مرده ها نمی شنوند ، ابن کثیر در تفسیر خود در مورد آیه ۵۲ سوره مبارکه روم ، اجماع سلف صالح را می آوردند که مرده ها می شنوند و حدیث در این باره به حد تواتر رسیده است .

ترشابی ،کارشناس وهابی :

سؤال من این است بحث این که مردگان می شنوند یا نمی شنوند ، یک بحث فقهی است و من می دانم که بین علما اختلاف وجود دارد . بعضی ها می گویند : مرده ها می شنوند . بعضی ها هم می گویند : مرده ها نمی شنوند . صحبت ما این نیست ، صحبت ما قرآن کریم است که می گوید : ان الذین تدعون ، کسانی که شما صدا می زنید از غیر الله ، لا یسمعونکم ، نمی شنوند . و ان سمعوا ، اگر هم بشنوند ، شما را اجابت نمی کنند .

بحث من این است که اگر شما مطلب را نگرفته اید ، این که شما می فرمایید : مرده ها می شنوند یا نمی شنوند ، یک بحث جدایی است . بحث من این است که اگر شما یا عده ای می گویید یا علی مدد ، یا عبد القادر گیلانی مدد ، آیا این دلیل قرآنی دارد . به علی گفته که این حرف را بزنید یا این که خودتان درست کرده اید ؟

قطع کردید !! یا این که متأسفانه باید بگوییم که فرار کردید !! وگرنه صبر می کردید و سخنتان را می گرفتید .

مجری :

این هم استدلالی دیگر به یکی از آیات قرآن کریم در نقد سماع موتی بود . از استاد یزدانی تقاضا داریم که توضیحاتی در این باره بیان کنید .

استاد یزدانی :

خیلی عجیب بود که ما این آیه را تا به حال نشنیده بودیم . فکر کنم نصف آیه را از یک جا و نصف دیگر آیه را از جای دیگری خواندند .

این هم خیلی واضح و روشن است و ما به صورت مفصل در هفته گذشته جواب دادیم که این آیه هم ربطی به مردگان صالح و اولیایی که از دنیا رفتند ، ندارد . بلکه این آیه هم در مورد کفار است که به صورت صریح به پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) فرمود : این کفاری که شما می بینید ، هر چه با آن ها صحبت کنید ،‌ صدای شما را نمی شنوند .

نه این که نمی شنوند ؛ بلکه هر چه بگویید ، قبول نمی کنند و هیچ فایده ای به حال آن ها ندارد . هر چه فریاد بزنید ، مثل این که کر باشد ، صدای شما را نمی شنود . این ها هم خود را به کری زده اند و صدای شما را نخواهند شنید .

ما در هفته گذشته از زبان آلوسی و بقیه گفتیم که مقصود آن کفار هستند . از زبان ابن کثیر هم این مطلب را نشان می دهم .

تفسیر ابن کثیر ، چاپ دار ابن کثیر ، جلد ۶ ، صفحه ۵۴۳ ، دقیقا همین را می آورد :

وقوله تعالى ) إن الله یسمع من یشاء ( أی یهدیهم إلى سماع الحجه وقبولها والأنقیاد لها ) وما أنت بمسمع من فی القبور ( أی کما لا ینتفع الأموات بعد موتهم وصیرورتهم إلى قبورهم وهم کفار بالهدایه والدعوه إلیها کذلک هؤلاء المشرکون الذین کتب الشقاوه لاحیله لک فیهم ولا تستطیع هدایتهم .

خداوند هر کس را بخواهد ، شنوا می کند . یعنی خداوند هر کس را که بخواهند حجتش را بر او القاء می کند ؛‌ اما ای رسول ! تو نمی توانی و قدرتش را نداری .

اما خداوند می تواند . و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی ، خدا بود که تیر را انداخت . دقیقا همان تفسیر است .

یعنی این اموات بعد از مرگشان و بعد از این که وارد قبر شدند ، فایده ندارند و صدای تو را نمی شنوند .

مقصود ابوجهل ها و ابولهب عموی تو است که هر چه فریاد بزنی : عمو ! قیامت و خدایی است و این عالم بدون ناظم خلق نشده . اما آن ها نمی شنوند .

این ها مشرکانی هستند که هدایت و دعوت نمی شنوند . این ها مهر شقاوت بر پیشانی آن ها خورده و تو هیچ راهی و هیچ قدرتی بر هدایت آن ها نداری .

تفسیر ابن کثیر ، چاپ دار ابن کثیر ، ج ۶ ، ص ۵۴۳

این آیه اصلا ارتباطی به مرده ها ندارد . چه ارتباطی به پیامبری دارد که الان درون قبر است و صدای تمام مسلمانان را هنگام سلام به آن حضرت می شنوند . ما در هنگام نماز که سلام می دهیم یا در زمان هایی غیر از نماز که می گوییم السلام علیک یا رسول الله ! یقین داریم که الان پیامبر (صلی الله علیه وآله) صدای ما را می شنوند و جواب می دهند ، نمی شود که جواب ندهند . چون جواب سلام واجب است .

پس ای وهابی های پلید ! این آیه هم ارتباطی به مرده ها ندارد . حداقل کلام ابن کثیر را بشنوید . حداقل از ابن تیمیه بشنوید که صراحتا میگوید : مرده ها می شنوند و روایاتش را هم بیان می کند .

ان شاء الله اگر هفته آینده فرصت شد ، نظر ابن کثیر و ابن قیم و ابن تیمیه و سلفی هایی که به صراحت گفتند : مرده ها می شنوند و استدلال کردند را می خوانم .

مجری :

کلیپ بعدی از عالم جلیل القدر این آقایان است که ایشان هم به آیه دیگری استدلال کرده که با هم می بینیم .

کلیپ ۴ ) :

ملازاده ، کارشناس وهابی :

آیا مردگان می شنوند ؟ نخیر ، نمی شنوند . مردگان وقتی زنده بودند ، قوی تر بودند یا وقتی مردند؟ به عقل خودتان مراجعه کنید ، معلوم است که زنده از مرده قوی تر است . مرده نمی تواند تکان بخورد ، نمی تواند غذا بخورد ، هیچ کاری نمی تواند انجام دهد . یک پشته هم که روی او بنشیند ، نمی تواند آن را دور کند . حداقل عقلتان را به کار بگیرید . و ما انت بمسمع من فی القبور ، ای محمد ! کسانی که در قبر هستند ، تو نمی توانی آن ها را بشنوانی . یعنی نمی شنوند . ولو سمعوا ما استجابوا لکم ، قرآن می گوید : اولا ، نمی شنوند . ثانیا ، اگر بشنوند هم نمی توانند استجابت کنند .

قرآن می گوید : نه می شنوند و نه استجابت می کنند . اگر غیر خدا را بخوانید ، شما گمراه ترین مردم هستید . اما آخوند می گوید : مرده هم می شنود ، نه این که گمراه تر نیستیم ؛ بلکه ما هدایت شده ترین مردم هستیم و همه کاره هم هستند .

مجری :

این هم استدلال آقای ملازاده با آن رفتار و حرکات خاص خودشان بود که سماع موتی را کلا انکار کردند که ان شاء الله در هفته آینده کلیپ هایی از ایشان را هم نشان خواهیم داد که تناقض خود آقای ملازاده را هم شما عزیزان تماشا کنید . در یک جا رد می کند و در جای دیگری آن را قبول می کند و حتی دلیل می آورد که سماع موتی مطابق با سنت است .

استاد یزدانی :

ایشان دقیقا به همان آیه ای که الان پاسخ دادیم ، استدلال کرد و نظرشان کاملا بر خلاف تمام مفسرین اهل سنت است . بنده همین عبارت تدعوهم و اصنام را با هم در نرم افزار جامع الکبیر جستجو کردم که حدود صد و سه نفر از مفسرین اهل سنت به صورت صریح گفته بودند که منظور بت ها هستند .

در تفسیر مقاتل بن سلیمان ، جلد ۳ ، صفحه ۷۴ می گوید :

 إن تدعوهم لا یسمعوا دعاءکم ولو سمعوا ما استجابوا لکم ( یقول : لو أن الأصنام سمعوا ما استجابوا لکم …

تفسیر مقاتل بن سلیمان ، ج ۳ ، ص ۷۴

آقای واقدی ، غریب الحدیث ابن سلام ، تفسیر طبری ، معانی القرآن و دیگر تفاسیر اهل سنت همین مطلب را بیان کرده اند . این آیه از آیاتی است که آن آیه را تفسیر می کند که اگر شما این بت ها را بخوانید که هدایت شوند ،‌ آن ها صدای شما را نمی شنوند . به شما نگاه می کنند ؛ اما نمی بینند . یعنی در مقابل بت ایستادید ، صحبت می کنید ، با این که برای بت ، چشم گذاشتید ؛ اما نمی بیند .

بینندگان عزیز هم اگر خواستند در این باره تحقیقی داشته باشند ، می توانند این تفاسیر را نگاه کنند و مطالب را پیدا کنند . از آقای ملازاده هم تقاضا می کنیم که در همین مکتبه جامع الکبیر جستجو کنید ، تمام مفسرین اهل سنت بلا استثناء ، وقتی به این آیه رسیدند ، گفتند : مقصود از آیه ، بت ها هستند نه این که مقصود پیامبران و اولیای الهی باشند .

مجری :

کلیپ بعدی هم بسیار جالب است که در یکی از شبکه های دزد و تروریستی پخش شده که وقتی به فضائل صحابه می رسند ، داستان هایی را نقل می کنند که ظاهرا در آن جا سماع موتی هیچ اشکالی ندارد ؛ اما وقتی به شیعه می رسند ، به آیه قرآن استدلال می کنند که این کار ، کار بیهوده و عبثی است و هیچ فایده ای ندارد . اما ببینیم که وقتی به صحابه می رسند ، چه داستان هایی را تعریف می کنند .

کلیپ ۵ ) :

کارشناس وهابی :

زمانی که صدیق اکبر رضی الله عنه ، وقتی می آیند ، مستقیم وارد حجره ام المؤمنین عایشه صدیقه رضی الله عنها می شوند . می بینند که جسد مبارک رسول معظم اسلام صلی الله علیه وسلم را گذاشته و روی مبارک را پوشانده اند . صدیق اکبر آن پارچه را از رخسار مبارک کنار می زنند و پیشانی رسول الله صلی الله علیه وسلم را می بوسند و ابوبکر صدیق گریه می کنند و اشک می ریزانند . بعدا حضرت ابوبکر صدیق وقتی جسد مبارک را بوسیدند و گریه نمودند ، رو به جسد مبارک می کنند و می فرمایند : پدر و مادرم فدایت ای رسول خدا ! به خدا سوگند ، خداوند تو را بار دیگر نمی میراند . موتی که برای تو مقدر بود ، فرا رسید !!!

مجری :

این هم داستانی که برای صحابه نقل کردند . وقت به ابوبکر می رسد ، می گویند : ابوبکر این کار را کرده و ظاهرا کار عبث و بیهوده ای نیست ، والا واقعا مرده نشنود ، این کار باید یک کار بیهوده باشد . اما در مورد ابوبکر ، فضیلت می شود و حتی تعریف و تمجید هم می کنند و مخالف با قرآن هم نیست .

استاد یزدانی :

کاش می گفتند : این کار بیهوده ای است و شما شیعیان این کار بیهوده را انجام ندهید . ما می گفتیم : به شما هیچ ارتباطی ندارد ، ما این کار بیهوده را انجام میدهیم ؛ اما این ها می گویند : شما مشرک و کافر هستید و کار مخالف قرآن انجام می دهید . اگر ما کار مخالف با قرآن انجام دادیم و ما مشرک هستیم ، این داستان هایی که شما در مورد ابوبکر نقل می کنید ، این ها چه هستند ؟ آیا حاضر هستید که در خصوص این موارد هم این فتاوا را بدهید و آن حرف ها را بزنید ؟ طبیعی است که جواب شما منفی است .

اگر آن ها مشرک نیستند ، ما هم مشرک نیستیم . اگر آن ها مخالف قرآن انجام ندادند ، ما هم مخالف قرآن انجام نمی دهیم .

مجری :

قبل از این که کلیپ بعدی را که در مورد عقلانیت این قضیه از طرف بعضی از این وهابی ها از جمله آقای میم الف مطرح شد ببینیم ، این سؤال مطرح می شود که الدعاء هو العباده ، دعا همان عبادت است . آقایان از این استفاده می کنند و می گویند : وقتی ما استغاثه می کنیم ، طبیعتا چون عبادت است و عبادت غیر الله ، شرک است ، استغاثه هم شرک است .

آیا این استدلال صحیح است که چون دعا ، عبادت است ، خواندن معصومین (علیهم السلام) هم شرک است .

استاد یزدانی :

یکی از شبهاتی که این ها همیشه در شبکه های خود مطرح می کنند و حضرت آیت الله قزوینی به صورت مفصل در چندین برنامه جواب دادند ، من خلاصه ای از حرف هایی که استاد ما گفتند ،‌بیان می کنم .

در منطق ، قضیه ای به نام نسب اربع داریم . حال آیا بین دعا و عبادت از نسب اربع ، تساوی است؟ یعنی آیا دعا همان عبادت است و عبادت همان دعا است ؟ تساوی یعنی این که هر عبادتی دعا است و هر دعایی ، عبادت است . آیا می توان چنین مطلبی را قبول کرد ؟

بین دعا و عبادت باید یا تساوی باشد یا تباین یعنی کاملا مخالف هم باشد یا عموم و خصوص مطلق است یا عموم و خصوص من وجه است ؟

وهابی ها که میگویند : الدعاء هی العباده ، الدعاء مخ العباده ، نظرشان این است که دعا همان عبادت است یعنی بین دعا و عبادت ، تساوی برقرار است . یعنی هر دعایی ،‌عبادت است و هر عبادتی ، دعا است .

در حالی که این اشتباه است و ادعایی است که آن ها مطرح می کنند . هر دعایی ، عبادت نیست و هر عبادتی هم دعا نیست . مگر همه عبادت ها دعا است و هر عبادتی ، دعا است . وقتی این نباشد یعنی بین این ها تساوی برقرار نیست ؛‌ بلکه بین این ها عموم و خصوص من وجه است . دلیلش هم این است که ما این همه آیه در قرآن کریم داریم که مثلا خداوند می فرماید :

وَالرَّسُولُ یَدْعُوکُمْ فِی أُخْرَاکُمْ فَأَثَابَکُمْ غَمًّا بِغَمٍّ …

داستان جنگ احد و بالا رفتن بعضی ها از بالای کوه و صدا زدن پیامبر (صلی الله علیه وآله) از دنبال آن ها بود که بر گردید . آیا پیامبر (صلی الله علیه وآله) کسانی را که بالای کوه رفته بودن را عبادت می کرد ؟

واضح است که هر دعایی عبادت نیست . این دعا به معنای خواندن است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آن ها را صدا می زد . اگر هر صدا زدنی ، عبادت باشد و هر دعایی ، عبادت باشد ، یعنی نعوذ بالله رسول خدا (صلی الله علیه وآله) مشرک بوده و فراریان جنگ احد و آن هایی که از کوه بالا رفتند را عبادت کرده . خیلی واضح است که چنین مطلبی قابل قبول نیست .

در آیات دیگری که کلمه یدعوکم آمده :

قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِی اللَّهِ شَکٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یَدْعُوکُمْ لِیَغْفِرَ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ …

خداوند شما را می خواند …

در این جا یعنی خداوند بندگانش را عبادت می کند ؟ کدام انسان عاقلی می پذیرد که خداوند بنده های خود را عبادت می کند !!!

باز در آیه ۵۲ از سوره مبارکه اسراء خداوند می فرماید :

یَوْمَ یَدْعُوکُمْ فَتَسْتَجِیبُونَ بِحَمْدِهِ وَتَظُنُّونَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا قَلِیلًا .

واضح است که در این جا هم یدعوکم نمی تواند به معنای عبادت باشد .

یا در سوره مبارکه حدید ، آیه ۸ می فرماید :

وَمَا لَکُمْ لَا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالرَّسُولُ یَدْعُوکُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّکُمْ وَقَدْ أَخَذَ مِیثَاقَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ .

پیامبر (صلی الله علیه وآله) نعوذ بالله شما را عبادت می کرد تا شما به خداوند ایمان بیاورید . آیا کسی می تواند این حرف را بیان کند ؟ ” والرسول یدعوکم ” در این آیه فقط به معنای خواندن عادی است. الدعاء مخ العباده ، آن دعا با این دعایی که در آیه آمده ، فرق می کند .

یا کلمه دعوت را در قرآن کریم جستجو کنیم که به چه معنایی آمده .

قَالَ رَبِّ إِنِّی دَعَوْتُ قَوْمِی لَیْلًا وَنَهَارًا . نوح / ۵

حضرت نوح می فرماید : خدایا من قوم خودم را شبانه روز صدا زدم .

آیا کسی می تواند بگوید : حضرت نوح شبانه روز قومش را عبادت کرده ؟

پس بین دعا و عبادت ، از نسب اربع منطق تساوی برقرار نیست . بعضی از دعا ها عبادت است و بعضی از دعا ها عبادت نیست . شکی در این باره نداریم . این عموم و خصوی من وجه است . اما آقایان وهابی نه اصول نه منطق نه تفسیر نه رجال می خوانند . ای کاش این علوم را می خواندند ، مقداری هم عقل داشتند ، در آن صورت ما هیچ مشکلی با آن ها نداشتیم .

دعایی عبادت است که شخصی را که می خوانیم ، خداوند از خودش قدرت داده و با آن قدرت می تواند حاجت ما را بدهد . اگر مسلمانی پیدا شود و در مقابل قبر مطهر رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) برود و از ایشان حاجتی طلب کند یا او را شفاعت کند یا این که مالی به او بدهد ، با این اعتقاد که پیامبر (صلی الله علیه وآله) با قدرت خودش می تواند و در این کار استقلال دارد ، مشرک و کافر است .

اما اگر کسی نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله ) یا امام رضا (علیه السلام) یا ائمه دیگر بروند یا اهل سنتی که نزد عبد القادر گیلانی می روند و اعتقاد دارند که خداوند حاجت می دهد . همان خدایی که حاجت همه بندگان را می تواند بدهد ، همان خدا به پیامبرش قدرت داده که حاجات بندگانش را بدهد . این چه اشکالی دارد ؟ قدرت از آن خداوند است ؛ اما پیامبر (صلی الله علیه وآله) در این بین واسطه است و وسیله ای از وسایلی است که خداوند در اختیار ما قرار داده تا بتوانیم به وسیله پیامبر (صلی الله علیه وآله) حاجاتمان را از خداوند بگیریم .

چه دلیلی از قرآن و روایات وجود دارد که چنین استغاثه ای شرک است ؟؟؟ اگر این استغاثه شرک باشد ، آن هایی که در صدر اسلام آمدند و مردم را سراغ قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرستادند ، انظروا قبر النبی (صلی الله علیه وآله) ، باید مشرک باشند . آن هایی که وقتی پایشان فلج می شد و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را صدا می زدند که یا محمداه ! یا مسلمانانی که در جنگ شعارشان این بود که یا محمداه ! همه باید مشرک باشند . همه مسلمانانی که در طول تاریخ رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را صدا می زدند که یا رسول الله اشفع لنا عندالله ، همه باید مشرک و کافر باشند . در صورتی که این حرف اشتباه است .

کسانی که مشرک هستند همین آقایان وهابی هستند که خود را کر بودن و نابینا بودن زدند و نه آیات و روایات را می بینند و نه نظر ابن تیمیه و ابن کثیر و ابن قیم را می بینند . فقط دهانشان را باز می کنند و میگویند که مرده ها نمی شنوند .

بنابراین دو نوع دعا داریم . دعایی که عبادت است و مخصوص خداوند است و دعایی که عبادت نیست که هر دو نوع آن در قرآن کریم وارد شده است .

مجری :

اما این که گفتیم وهابی ها عقل ندارند ، چیزی است که خودشان گفته اند و ما نمی گوییم . یعنی جدای از این که خود آقای ملازاده عقیل بی عقل گفته یا به آن آقای میم الف ، نسبت های متعدد داده ، از جمله بی سوادی و بی عقلی ، خودشان هم اقرار می کنند که ما اصلا به عقل کاری نداریم .

جالب است که آقای میم الف در یکی از کلیپ هایی که پخش کردیم ، گفت : این قضیه با عقل و قرآن مخالف است . آقای ملازاده هم همین مطلب را تکرار کردند .

حال ببینیم که این آقای میم الف در مورد استدلال به عقل چه میگوید ؟

کلیپ ۶ ) :

میم الف ، کارشناس وهابی :

انسان نباید وقتی در جایی که قول صریح الله سبحانه و تعالی هست و دلائل عقلی و نقلی و منطقی باشد ، حتی اگر این روایت را بیست نفر تصحیح کرده باشند .

کارشناس وهابی :

برای اثبات یک امر الهی و یک منسب الهی و یک حکم شرعی که باید مصدرش الله متعال باشد ، نیازی به عقل نیست . عقل به هیچ عنوان برای ما حجیت ندارد !! موردی که باید از نقل و از قرآن و حدیث ثابت شود ، اگر از قرآن و حدیث ثابت نبود ، ولو این که با دلیل عقلی ثابت شود ، ولو این که عقل حکم کند که فلان چیز واجب است ، برای ما حجت شرعی نیست .

ملازاده :

مرده نمی تواند تکان بخورد ، نمی تواند غذا بخورد ، هیچ کاری نمی تواند انجام دهد . یک پشه روی او بنشیند ، نمی تواند از خودش دور کند . حداقل عقلتان را به کار بگیرید .

مجری :

تا امروز که واضح بود وهابیت چیزی به نام عقل را نمی شناسند و از آن استفاده نکرده . اما این هم اقرار لسانی خودشان است که ما اصلا به عقل کاری نداریم یعنی اگر آقای ملازاده می گوید : عقیل بی عقل ! واقعا ایشان بی عقل است . اگر می گوید : این آقای میم الف ، بی عقل و بی سواد است و چیزی نمی فهمد ، واقعا همین طور است . در مورد آقای ملازاده هم طبیعتا صدق می کند ؛ چون دوستشان گفت که عقل اصلا برای ما حجیت ندارد و نمی تواند مسائل شرعی را ثابت کند .

تماس بینندگان

بیننده : آقای بابایی از کرمانشاه ـ اهل سنت

بنده از کارشناس محترم سؤالی داشتم . آیا رسول خدا (صلی الله علیه وآله) شخصا برای نزدیکی به خدا یا طلب حاجات و نیاز خودشان یا برای حل مشکلی به قبر پیامبران گذشته یا شخص صالحی که از دنیا رفته ، مراجعه کرده یا نه ؟ اگر در این باره حدیث صحیحی وجود دارد ، بیان کنید .

استاد یزدانی :

آقایان سلفی روایت در این زمینه بیان کردند و گفتند که سند روایت معتبر است .

اولا ، برادر عزیز ! پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) از نظر تمام مسلمانان ، خودشان واسطه فیض و اشرف مخلوقات عالم است و هیچ وقت برای این که به خداوند نزدیک شود ،‌ از واسطه استفاده نمی کند ؛ چون خودش نزدیک ترین شخص به خداوند است و لحظه ای از خداوند جدا نیست .

این نظر شیعه است که هیچ پیامبر (صلی الله علیه وآله) و هیچ کدام از ائمه ما نیازی به وساطت ندارند و این کار ها و دعاهایی که از ائمه ما نقل شده ، از باب تعلیم و آموزش است . پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) نیازی به واسطه ندارد و خودش واسطه است ؛ اما در عین حال در منابع اهل سنت و منابعی که آقایان سلفی قبول دارند ، روایتی نقل کردند که پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) به پیامبران گذشته توسل کردند .

کتاب در السحابه فی مناقب القرابه و الصحابه ، تألیف محمد بن علی الشوکانی (سلفی مذهب است و تقلید را قبول ندارد ) ، با تحقیق دکتر حسین بن عبد الله العمری ، چاپ دار الفکر دمشق ، صفحه ۵۳۹ ، باب ۱۵۵ مناقب حضرت فاطمه بنت اسد (رضوان الله تعالی علیها ) مادر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) :

اخرج الطبرانی فی الکبیر والاوسط ورجال اسناده ثقات غیر روح بن صلاح وقد وثقه ابن حبان والحاکم عن انس قال : لما توفیت فاطمه بنت اسد بن هاشم ، ام علی ، دخل علیها رسول الله ’ فجلس عند رأسها فقال : رحمک الله یا امی کنت امی بعد امی تجوعین وتشبعیننی وتعرین وتکسیننی وتمنعین نفسک طیبها وتطعمیننی تریدین بذلک وجه الله والدار الآخره .

طبرانی در کبیر و اوسط نقل کرده که رجالش همه ثقه هستند ، غیر از روح بن صلاح که او را ابن حبان در ثقاتش توثیق کرده و حاکم از انس نقل می کند که وقتی فاطمه بنت اسد (سلام الله علیها ) از دنیا رفتند . پیامبر (صلی الله علیه وآله) وارد قبر ایشان شد و بالای سرشان نشستند . و فرمودند : ای خدایی که می میرانی و زنده می کنی و خودت هیچ وقت نمی میری و همیشه زنده هستی . مادرم فاطمه بنت اسد را بیامرز و حجتش را بر او تلقین کن . خدایا قبرش را برای او گشاده بگردان . به حق من پیامبر و پیامبرانی که قبل از من بودند .

محمد بن علی شوکانی ، السحابه فی مناقب القرابه و الصحابه ، با تحقیق دکتر حسین بن عبد الله العمری ، چاپ دار الفکر دمشق ، صفحه ۵۳۹ ، باب ۱۵۵

این یک توسل واضح به مقام و جاه انبیای الهی گذشته و به حق خودشان است که علمای شما راویان روایت را ثقه می دانند .

بیننده :

آیا این حدیث صحیح السند است ؟

استاد یزدانی :

عالم سلفی مذهب شما این روایت را صحیح السند می داند .

بیننده :

یعنی این روایت در صحیح بخاری و صحیح مسلم هم نقل شده ؟

استاد یزدانی :

نه در صحیح بخاری و مسلم نیامده است . مگر حتما باید در صحیح بخاری و مسلم بیاید ؟

بیننده :

نه ، فقط می خواستم ببینم در آن کتاب ها هم نقل شده یا نشده .

استاد یزدانی :

در صحیح بخاری و مسلم ، روایات دیگری آمده که مثلا حضرت هاجر مادر حضرت اسماعیل به جبرئیل (علیه السلام) استغاثه کرده است . یا عمر بن خطاب به عباس ، عموی پیامبر (صلی الله علیه وآله) توسل کرده . اما این روایت نیامده و ضرورتی هم ندارد که حتما در بخاری و مسلم بیاید . بخاری خودش توضیح می دهد که من سیصد هزار حفظ بودم که دویست هزار آن غیر صحیح بود و صد هزار از آن ها صحیح بود . از بین صد هزار حدیث صحیح ، دو هزار و هفتصد و شصت و دو روایت صحیح را در این کتاب آورده . بقیه را چه کرده ؟ نمی دانیم . حتما همین روایات بوده و هم چنین روایات فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و ائمه معصومین (علیهم السلام) بوده که همه را حذف کرده و روایاتی را آورده که در خیلی از آن ها ، باز هم نظر شیعه ثابت می شود .

بیننده : محمد از ایرانشهر ـ اهل سنت

استاد یزدانی ! شما قضیه آمدن حضرت ابوبکر زمانی که حضرت رسول از دنیا رفته بودند و صحبت ایشان با پیامبر را طوری بیان کردید مثل این که پیامبر می شنود . اگر اینطور باشد ، در قرآن آمده که حضرت ابراهیم یک بت را خطاب قرار می دهد . آیا مخاطب قرار دادن یک بت ، نشان دهنده این است که آن بت می شنود ؟

استاد یزدانی :

اگر امکان دارد آیه مورد نظرتان را بیان کنید .

بیننده :

آیه را در ذهن ندارم .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! توصیه می کنم وقتی به شبکه ولایت زنگ می زنید ، آیات مورد نظر را مشخص کنید تا جواب خود را به صورت کامل دریافت کنید .

بیننده :

سؤال دوم بنده این است که حضرت علی در خطبه ۱۰۹ نهج البلاغه افضل ترین توسل را بیان می کند ؛ اما نمی گویند که به قبر توسل کنید .

استاد یزدانی :

برادر عزیز ! افضل به چه معنا است ؟ ما زمانی یک چیز خوب داریم و یک چیز خوب تر . اگر چیز خوب تری داشته باشیم ، آیا چیز خوب هم داریم یا نداریم ؟

بیننده :

دقیقا داریم .

استاد یزدانی :

نظر ما هم همین است . همه مسلمان ها می گویند : توسل خوب ، عمل صالح است . اما یک توسل خوب تر هم داریم . توسل خوب تر هم این است که به پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) متوسل شوند . اتفاقا این توسل را ثابت می کند . کسی که توشه اعمالش پر باشد ، اصلا نیازی به توسل پیدا نمی کند .

بیننده :

نکته دیگر ، در مورد کلام آقای ملازاده است . ایشان درست می گویند ، چطور کسی که زنده است نمیتواند صدایی که از فاصله ده متری می آید ، بشنوند ؛ اما زمانی که از دنیا می رود ، می تواند صداهای کل جهان را بشنود . این چطور با عقل و منطق جور در می آید ؟

استاد یزدانی :

پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) بهتر می فهمید یا آقای ملازاده ؟

پیامبر (صلی الله علیه وآله) با کشته های مشرکین قریش صحبت می کند و می فرماید : این ها از شما بهتر می شنوند . آیا نعوذ بالله پیامبر (صلی الله علیه وآله) به اندازه ملازاده نمی فهمید ؟ شما حرف رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را رها می کنید و حرف ملازاده را می گیرید ؟

 بیننده :

آن جا فرق می کند . شما به این جا که می رسید ، این طور می گویید . اما در کجا آمده که حضرت علی به قبری متوسل شد ؟

استاد یزدانی :

حضرت علی بعد از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خودش واسطه فیض است و اصلا نیازی به واسطه ندارد . اما از صحابه و از عایشه روایت می آوریم که خودش به قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) متوسل شد و از قبر استغاثه کرده . این ها برای شما حجت است و باید این ها را بپذیرید .

بنده خیلی واضح گفتم که پیامبر (صلی الله علیه وآله) بهتر می فهمد یا آقای ملازاده ؟ پیامبر (صلی الله علیه وآله) با مشرکین صحبت می کند و صراحتا می فرماید : این ها از شما بهتر می فهمند و صدای من را از شما بهتر می شنوند .

بیننده :

اصلا حرف من این نیست که پیامبر در آن جا چه گفت .

استاد یزدانی :

شما چرا از حرف پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرار می کنید ؟

بیننده :

شما فرار می کنید . بنده می گویم : چطور حضرت علی زنده بود ، نمی توانست فارسی صحبت کند و مثلا قاصد یا کسان دیگر را می فرستاد . اما بقیه صدا ها را می شنود .

استاد یزدانی :

شما از کجا می دانید که حضرت علی (علیه السلام) فارسی نمی دانستند ؟ این که فارسی می دانست یا نمی دانست ، موضوع بحث ما نیست . ما باید اول قضیه سماع موتی را حل کنیم بعد می رسیم به این که حضرت امیر (علیه السلام) به همه زبان های دنیا وارد بودند .

مجری :

بنده می خواست از این بیننده عزیز بپرسم که شما فرمودید : این قضیه چطور با عقل جور در می آید ، آیا عقل برای شما حجت است یا خیر ؟ چون در شبکه ها کسانی که خود را عالم وکارشناس می دانند ، می گویند : اصلا عقل در مسائل شرعی ، هیچ حجیتی ندارد .

استاد یزدانی :

این مبنای تمام اشاعره است غیر از شیعه و معتزله که حسن و قبح عقلی را قبول دارند و می گویند : عقل درک می کند که چه چیز خوب است و چه چیز بد ،‌ بقیه مذاهب اسلامی عقل را حجت نمی دانند و می گویند : نباید به عقل استدلال کنیم .

نکته دیگر این که ، روایتی که تقریبا در تمام کتاب های روایی اهل سنت آمده :

افضل الصلوات صلاه اللیل …

بهترین نماز ها ، نماز شب است .

آیا این روایت دلیل بر این است که غیر از نماز شب ، ما نماز دیگری نداریم ؟ آیا کسی می تواند این را قبول کند ؟ خیلی واضح است که روایت می گوید : بهترین نماز ها ، نماز شب است . اما نماز ظهر و نماز عصری و نماز مغرب و نماز صبح هم هست ؛ اما نماز شب ، بهترین نماز ها است .

در آن جا هم همین است ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می فرماید : بهترین توسل ، عمل صالح است . ما هم همین را می گوییم ، اول عمل صالح است . همه فریاد ما این است که ای مسلمان ها ! تقوا داشته باشید و عمل صالح انجام دهید . کسی که عمل صالح دارد ، نیازی به توسل ندارد. علاوه بر این که توسل به معصومین (علیهم السلام) خود از مصادیق عمل صالح و از عبادت است .

بیننده : آقای آقایی از قزوین ـ شیعه

بنده می خواستم در مورد بحث امشب به بیننده عزیز اهل سنت نکته ای را بگویم . برادر عزیز ‍! این که آقایان وهابی مثل ملازاده و دیگران صحبت از عقل می کنند ، واقعا مضحک و خنده دار است . چون کم عقلی وهابی ها برای همه ثابت شده . بنده این قضیه را به صورت دیگری بیان می کنم . عقلی که ملازاده و انصاری بیان می کند ، عقلی است که فلاسفه غربی مطرح می کنند و مبنای فکر آن ها ماتریالیسم و معمولا لائیک هستند . اگر بخواهند بر این اساس قضیه سماع موتی را زیر سؤال ببرند ، باید کل دین و رسالت رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) را زیر سؤال ببرند . همان طور که ماتریالیسم ها و لائیک ها این کار را می کنند . یعنی ملازاده و انصاری و عقیل بی عقل و امثال این ها ، وقتی می گویند : بیننده ! به عقل خود رجوع کن ، دقیقا مثل این است که یک ماتریالیسم و لائیک هستند که می خواهند دین را زیر سؤال ببرند . عقلی که این ها می گویند ، به ضرر دین است و جایگاهی ندارد .

چند شب قبل استاد قزوینی مثال زدند که اشخاصی از اهل سنت به زیارت قبر امام رضا (علیه السلام ) می روند و این قضیه را زیر سؤال نبردند . در صورتی که ابن تیمیه و امثال ایشان این قضیه را زیر سؤال می برند . در مورد علمای معاصر اهل سنت هم بنده به همین آقای عقیل بی عقل ! گفتم که آقای محمد سربازی در کتاب خود گفته که توسل به قبر جایز است  و این قضیه را قبول دارد .

آقای عقیل بی عقل هم چون جوابی برای این مسأله جوابی نداشت ، شروع به توهین کردن نمودند. نکته دیگر ، در جواب این آقای میم الف می گویم که به سایت ندای شیعه مراجعه کنید . چون آقای مبین رفیعی پاسخ کاملی به این کلیپ داده . اگر مرد هستید ، پاسخ ایشان را نشان دهید .

بیننده : محمود از بوشهر ـ شیعه

به نظر بنده احساس می کنم که حضور وهابی در عصر ما ، یک نعمت است . چون برای بسیاری باور این قضیه سخت است باور کنند که تحجر و انجماد و تعصب به حدی باشد که جای مهر روی پیشانی مردم باشد ؛‌ اما به جای این که به سوی ولی خدا بروند ، اما اتهام بی نمازی را به ولی خدا می زنند .

شاید برای بعضی ها قابل تصور نباشد که شقاوت به حدی برسد که به گلوی کودک شش ماهه تیر بزنند . اما وقتی در قرن بیست و یکم جنایات این جانیان را می بیند ، یقین می کند که انجام جنایت از دین بدون تحقیق و مذهب ساخته دست بشر ، طبیعی است .

اما امثال آقای تن فروش و مغز متحجر این ها ، دکتر جاهل ملازاده ، ادعای علم دارند و این قدر جاهلانه به آیات و روایات استناد می کنند . واقعا باید به خدا پناه برد از انسان هایی که شیعه و سنی را به خاک و خون می کشند . این ها درست می گویند : مرده نمی شنوند . چون لاشه متعفن خود را می بینند که از شنیدن حرف حق عاجز هستند .

بنده از استاد یزدانی سؤالی داشتم این که طبق مستندات موجود از جمله شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ،‌ابوبکر نامه ای به پدرش نوشت و پدرش با تمسخر پاسخ داد . اگر امکان دارد آدرس مستندات این قضیه را بیان کنید .

استاد یزدانی :

بنده قصد ورود به این قضیه را ندارم . نامه ابوبکر به پدرش ، فقط در کتاب الاحتجاج طبرسی آمده و من غیر از این کتاب ، حتی کتاب های اهل سنت ، در کتاب دیگری ندیدم . در هر صورت مطلب خاصی در آن نیست .

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و شما بینندگان ارجمند تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار ونگهدارتان .