یزید شخص فاسقی بود که علاوه بر شهادت امام حسین (علیه السلام) ؛ حمله به مدینه ، تجاوز به نوامیس مسلمانان ، کشتن هفتصد قاری قرآن ، تجاوز به هزار دختر باکره ، تخریب کعبه، و…از اعمال شنیع او بود اما وهابی ها به وقاحت از او دفاع می کنند

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع : تفاوت دیدگاه وهابیت و اهل سنت درباره یزید

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۲۶ / ۰۷ / ۹۵

مجری :

با عرض سلام و ادب خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت . بعد از یک وقفه ای که به دلیل برنامه های مناسبتی تقدیم حضور شما شد ، مجددا با برنامه راه و بی راه ، با کارشناسی استاد یزدانی عزیز در خدمت شما عزیزان هستیم .

استاد یزدانی :

بنده هم خدمت حضرتعالی و هم چنین بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم.

مجری :

قطعا بسیاری از شما بینندگان عزیز در جریان موضوع برنامه هستید . از قبل از طریق کانال تلگرامی شبکه جهانی ولایت اطلاع رسانی شده است . البته ممکن است بعضی از شما هم از موضوع مطلع نباشد ، از استاد یزدانی عزیز تقاضا دارم که در خصوص موضوع امشب راه و بی راه توضیحاتی را بیان کنید .

استاد یزدانی :

موضوعی که فقط امشب در مورد آن صحبت خواهیم کرد ، تفاوت دیدگاه وهابیت تکفیری با اهل سنت و سلفی ها در مورد یزید است . ما از یک طرف وهابیت تکفیری و سلفی ها مثل ابن تیمیه ، ابن کثیر و ابن قیم را داریم که از یزید دفاع می کنند و حق را به امام حسین (علیه السلام) نمی دهند و می گویند : حق با یزید بود . عده ای هم مثل محمد خزری بک و عثمان الخمیس هم از یزید طرفداری می کنند و می گویند : شاید یزید توبه کرده باشد و به همین دلیل ما حق لعن یزید را نداریم ولو این که جنایت کرده و فاسق است . از طرف دیگر تعدادی از علمای اهل سنت به خصوص معاصرین از امام حسین (علیه السلام) دفاع کردند و علیه یزید صحبت های زیادی کردند ؛ حتی بعضی از علمای سلفی مثل آلوسی و دهلوی و تفتازانی که شدیدا مخالف شیعه هستند ؛ اما در مورد یزید تا حدودی انصاف را رعایت کرده و صراحتا گفتند : لعن یزید جایز است و بلکه کفر یزید برای ما ثابت شده است .

ما دیدگاه سلفی ها را در برنامه چالش گفتیم که خلاصه ای از آن را بیان میکنیم ؛ اما دیدگاه علمای اهل سنت را به صورت مفصل بیان می کند .

مجری :

کلیپ اول در مورد عقاید و دیدگاه وهابیت از جمله در خصوص دفاعیت آن ها از یزید بن معاویه است که جزء اصلی ترین قاتلین امام حسین (علیه السلام ) است ؛ اما شبکه های وهابی نهایت سعی خود را می کنند که آن را توجیه کنند . دفاعیات متعددی کردند که ما بسیاری از کلیپ های آن ها را در برنامه چالش ویژه ایام محرم پخش کردیم . اما این قدر این کلیپ ها زیاد است که دفاعیاتشان تمامی ندارد .

کلیپ اول دفاعیات شبکه های وهابی فارسی زبان از یزید است که با هم می بینیم .

کلیپ ۱ ) :

خدمتی ، کارشناس وهابی :

هیچ دلیلی برای این که یزید دستور به شهادت رساندن حضرت حسین داده باشد ، وجود ندارد .

سجودی ، کارشناس وهابی :

شما در مورد معاویه حرف هایی می زنید که انسان خجالت می کشد که فلان خلیفه اموی با دخترش و برادرش چه کرد . یزید هم که بر شما معلوم است .

این کار ها را چه کسی انجام داده ؟؟؟

ملازاده ، کارشناس وهابی :

یزیدی که حضرت امام حسین را شهید کرد ، یک صدم شرکیات و ضلالت ها و گمراهی های مذهب شیعه را نداشته . با این حال فقط به خاطر یک مورد …

خدمتی ، کارشناس وهابی :

من می خواهم این را بگویم که آن چیزی که در مورد یزید شایع شده که انسان شراب خوار و فاسدی بود ، غلط است و صحیح و سالم نیست !!!

یزیدی که تا به حال برای ما معرفی کردند که با میمون ها بازی می کرد و اهل شراب و عیش و نوش بود و همیشه مست بود و انسان رذیلی بود ، این چنین در واقعیت تاریخ معرفی نشده است !!!

مخالفتی که از طرف عبد الله بن زبیر و عبد الله بن عباس و حسین بن علی و عبد الرحمن بن ابی بکر و بقیه بزرگان صحابه بود ، باز خواهیم دید که این مخالفت اثری نخواهد داشت و این موضوع انتخاب یزید به عنوان جانشین را ادامه می دهند .

مجری :

این هم بخشی از دفاعیات این شبکه ها بود که همه جنایات یزید که در تاریخ ثابت است را انکار می کنند . آقای خدمتی می گوید : هیچ نقلی در هیچ جا نیست که ثابت شده باشد یزید دستور قتل امام حسین (علیه السلام) را داده باشد . از طرف دیگر ، آقای ملازاده که اعتراف می کند که یزید عامل اصلی شهادت امام حسین (علیه السلام ) بوده ؛ البته کلیپ طولانی تر بود که ما خلاصه کردیم . آقای ملازاده ادامه می دهد که یزید هیچ بدعتی در دین نذاشته و فقط همین یک مورد بود .

استاد یزدانی ! مثل این که یک مسأله ساده و پیش پا افتاده است که ملازاده می گوید : فقط همین یک مورد بود و بدعتی در دین نگذاشت .

در ادامه هم گفتند : کارهایی مثل شراب خواری و میمون بازی و سگ بازی همه دروغ و افسانه است .

استاد یزدانی :

این ها نظر آقای ابن تیمیه و ابن قیم و بقیه را می گویند . بنده این مطلب را از ابن تیمیه می گوییم که چطور از یزید دفاع می کند که اصلا لعن یزید جایز نیست . یزیدی که فسق و شرابخواری او برای همه ثابت شده است . ایشان می گوید : ما به هیچ وجه نمی توانیم یزید را لعن کنیم .

ایشان استدلال جالبی را در کتاب منهاج السنه ، جلد ۴ ، با تحقیق دکتر رشاد سالم ، صفحه ۵۷۱ به بعد ، بحث لعن یزید را مطرح می کند که جایز است یا جایز نیست :

وقد استفاضت السنن النبویه بأنه یخرج من النار قوم بالشفاعه ویخرج منها من کان فی قلبه مثقال ذره من إیمان وعلى هذا الأصل فالذی یجوز لعنه یزید وأمثاله یحتاد إلى شیئین إلى ثبوت أنه کان من الفساق الظالمین الذین تباج لعنتهم وأنه مات مصرا على ذلک والثانی أن لعنه المعین من هؤلاء جائزه والمنازع یطعن فی المقدمتین لا سیما الأولى . فأما قول الله تعالى ) ألا لعنه الله على الظالمین ( فهی آیه عامه کایات الوعید بمنزله قوله ) إن الذین یأکلون أموال الیتامى ظلما إنما یأکلون فی بطونهم نارا وسیصلون سعیرا ( وهذا یقتضی أن هذا الذنب سبب اللعن والعذاب لکن قد یرتفع موجبه لمعارض راجح إما توبه وإما حسنات ماحیه وإما مصائب مکفره فمن أین یعلم الإنسان أن یزید أو غیره من الظلمه لم یتب من هذه أو لم تکن له حسنات ماحیه تمحو ظلمه ولم یبتل بمصائب تکفر عنه ….

ما روایاتی از پیامبر (صلی الله علیه وآله) داریم که قومی با شفاعت آن حضرت از جهنم خارج می شوند و کسانی که یک ذره ایمان در دلشان باشد ، پیامبر (صلی الله علیه وآله) آن ها را شفاعت می کند و از جهنم خارج می کند . اگر ما بخواهیم لعن یزید را جایز بدانیم ، دو چیز نیاز داریم که ثابت شود یزید از افراد فاسق و ظالمی است که لعن آن ها مباح است و وقتی از دنیا رفته که بر فسق و ظلم خود مصر بوده . دومین چیزی که نیاز داریم این است که لعن شخص معین جایز است .

ما در هر دو مقدمه اختلاف داریم ،‌ به خصوص در مقدمه اول این که ثابت شده باشد که یزید از انسان های فاسق و ظالمی باشد که لعن آن جایز باشد .

چقدر باید انسان وقیح و پست باشد که شخصیتی مثل یزید را بیاورد و بگوید که ما نمی توانیم ثابت کنیم یزید از آن انسان های فاسق و ظالمی باشد که لعنش جایز باشد .

در ادامه آیاتی از قرآن کریم را می آورد :

لعنت خدا بر ظالمین باد . این آیه از آیات عامی است که خداوند به انسان ها وعده جهنم می دهد . این آیات دلیل بر آن است که اگر کسی این کارها را انجام داد ، می توان او را لعن کرد . اما این که کسی مال یتیم بخورد یا کسی که ظلم می کند ، درست است که اهل جهنم است و مستحق لعن می باشد ؛ اما معارض دارد . معارضش این است که می تواند توبه کرده باشد یا این که حسنات دیگری داشته باشد که این بدی ها را از بین می برد یا گرفتار مصیبت هایی می شود که همه این گناهان را جبران می کند و کفاره گناهانش می شود . انسان ها از کجا متوجه می شوند انسان هایی مثل یزید از ظالمان توبه نکرده باشد . ما احتمال توبه به آن ها می دهیم ، به همین خاطر اجازه لعن نداریم . یا این که از کجا معلوم که یزید حسناتی نداشته باشد که این ظلم ها را از بین برده .

بحث شهادت امام حسین (علیه السلام) کنار بگذاریم ، هیچ حسنه ای نمی تواند جنایات یزید از جمله حمله به مدینه ، تجاوز به نوامیس مسلمانان ، کشتن هفتصد قاری قرآن ، تجاوز به هزار دختر باکره ، آن همه فرزندانی که از زنا به دنیا آمدند ، آن همه کشتار مردم مدینه ، پاک کند .

پیروان یزید ! به نظر شما یزید چه حسنه ای دارد که بتواند این جنایات را پاک کند . آیا یزید حسنه ای داشته ؟ تخریب خانه کعبه جنایت کمی است . البته ما روایت صحیح داریم که آتش زدن خانه کعبه توسط عبد الله بن زبیر صورت گرفت ؛ اما یزید با منجنیق زد و خانه کعبه را تخریب کرد .

از کجا معلوم که یزید گرفتار مصیبت هایی شده باشد که کفاره این گناهانش باشد .

ابن تیمیه ،‌ منهاج السنه ، با تحقیق دکتر رشاد سالم ، ج ۴ ، ص ۵۷۱ به بعد

آقای ابن تیمیه ! شما آن مصیبت را برای ما پیدا کن . بله ، بعد از کشتن امام حسین (علیه السلام) و یاران و اصحابش گرفتار مصیبت جهنم شد که تا ابد الدهر در آن می ماند . آن جا برای همیشه در جهنم می ماند و باید کفاره گناهانش را در آن جا دهد .

بینندگان عزیز ! ببینید که چقدر ابن تیمیه بی منطق است و چقدر دلش برای یزید سوخته و چقدر برای او ناراحت است که این گونه از او دفاع میکند و این دفاعیات را از یزید می کند .

این نظر ابن تیمیه بود که بیان کردیم . بنده نظر آلوسی را هم درباره یزید می خوانم . ایشان از کسانی است که بر علیه شیعه مواضع بسیار تندی دارد و در برابر شیعه ایستادگی کرده ؛ اما در بحث یزید انصافا تا حدودی منصف بوده و نظر شخصی خود و علمای اهل سنت را در کتاب روح المعانی آورده .

روح المعانی ، جلد ۱۳ ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، با تحقیق عبد الباری مطیه ، صفحه ۲۷۷ به بعد ، ذیل آیه ۲۲ سوره محمد (صلی الله علیه وآله) :

واستدل بها أیضا على جواز لعن یزید علیه من الله تعالى ما یستحق نقل البرزنجی فی الأشاعه والهیثمی فی الصواعق إن الإمام أحمد لما سأله ولده عبد الله عن لعن یزید قال کیف لا یلعن من لعنه الله تعالى فی کتابه فقال عبد الله قد قرأت کتاب الله عز وجل فلم أجد فیه لعن یزید فقال الإمام أن الله تعالى یقول : ) فهم عسیتم إن تولیتم أن تفسدوا فی الأرض وتقطعوا أرحامکم أولئک الذین لعنهم الله ( الآیه وأی فساد وقطیعه أشد مما فعله یزید انتهى .

علمای اهل سنت به این آیه برای جواز لعن یزید استدلال کردند . برزنجی در الاشاعه و هیثمی در الصواعق نقل کردند که وقتی عبد الله از پدرش احمد بن حنبل در مورد لعن یزید سؤال کرد که آیا جایز است یا جایز نیست ، جواب داد : چطور لعنت نشود کسی که او را خدا در قرآنش لعنت کرده . عبدالله گفت : من همه آیات قرآن را خواندم ، آیه ای ندیدیم که در آن لعن یزید آمده باشد . احمد بن حنبل جواب می دهد که خداوند در قرآن کریم فرموده : کسانی که به جای صله رحم ، قطع رحم کردند ، لعنت خدا بر آن ها . چه فساد و چه قطع رحمی از کاری که یزید انجام داد ، بالاتر است .

خداوند کسی را که قطع رحم با یکی از فامیل و خویشاوندانش کند ، خداوند او را لعنت کرده . در این جا می گوید : آیا قطع رحمی بالاتر از کاری که یزید انجام داد هم وجود دارد . این ها همه از یک از قبیله قریش بودند و اجدادشان به یک نفر می رسید . در ادامه مطالب و استدلال های دیگری را می آورد تا این که می گوید :

وعلى هذا القول لا توقف فی لعن یزید لکثره أوصافه وارتکابه الکبائر فی جمیع أیام تکلیفه ویکفی ما فعله أیام استیلائه بأهل المدینه ومکه فقد روی الطبرانی بسند حسن اللهم من ظلم أهل المدینه وأخافهم فأخفه وعلیه لعنه الله والملائکطه والناس أجمعین لا یقبل منه صرف ولا عدل والطاقه الکبرى ما فعله بأهل البیت ورضاه بقتل الحسین على جده وعلیه الصلاه والسلام واستبشاره بذلک وإهانته لأهل بیته مما تواتر معناه وإن تفاصیله آحادا وفی الحدیث سته لعنتهم وفی روایه لعنهم الله وکل نبی مجاب الدعوه المحرف لکتاب الله وفی روایه الزائد فی کتاب الله والمکذب بقدر الله والمتسلط بالجبروت لیعز من أذل الله ویذل من أعز الله والمستحل من عترتی والتارک لسنتی وقد جزم بکفره وصرح بلعنه وصرح بلعنه جماعه من العلماء منهم الحافظ ناصر السنه ابن الجوزی وسبقه القاضی أبو یعلى وقال العلامه التفتازانی : لا نتوقف فی شأنه بل فی إیمانه لعنه الله تعالى وعلى أنصاره وأعوانه وممن صرح بلعنه الجلال السیوطی علیه الرحمه …

بنابر این قول ، توقفی در لعن یزید نیست ؛ چون یزید ویژگی های خبیث داشت و گناهان کبیره و اعمال زشتی را از زمانی که به تکلیف رسید را انجام داده بود . غیر از شهادت امام حسین (علیه السلام) ، کارهایی که یزید در زمان حکومتش بر علیه مردم مکه و مدینه انجا داد ، برای لعن او کفایت می کند .

واقعه حره و جنایاتی که انجام داد .

طبرانی با سند حسن روایت می کند که خدایا هر کسی که مردم مدینه را می ترساند ، بترسان و بر او لعنت خدا و ملائکه و تمام مردم باد و هیچ عملی از او پذیرفته نمی شود . آن گناه بزرگ و عمل زشتی که با اهل بیت (علیهم السلام) انجام داد و این که راضی به شهادت امام حسین (علیه السلام) شد و از این قضیه خوشحال شد و به اهل بیت (علیهم السلام)  اهانت کرد ، متواتر است . اگر چه که تفاصیلش روایت واحد است . اما همه آن تواتر معنوی دارد .

در صورتی که ابن تیمیه می گفت : از کجا معلوم ابن تیمیه توبه نکرده باشد . اما آقای آلوسی می گوید : این که یزید به شهادت امام حسین (علیه السلام) خوشحال بود و به اهل بیت (علیهم السلام) اهانت کرد ، متواتر است . در این صورت ثابت می شود که یزید به شهادت امام حسین (علیه السلام) و اهانت به اهل بیت (علیهم السلام) راضی بوده .

روایت است که خداوند شش نفر را لعنت کرده . روایت از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است که فرمودند : شش نفر لعنت شده هستند ،‌از جمله کسی که خون اهل بیت (علیهم السلام) را حلال بداند . کسانی که به کفر یزید و لعن او یقین کرده اند ، جماعتی از علما هستند . از جمله حافظ ناصر السنه ابن جوزی (ابو الفرج ابن جوزی ) قاضی ابو یعلی . علامه تفتازانی گفته است که ما در مورد یزید ایمان توقف نمی کنیم و به کفر او یقین داریم . لعنت خدا بر یزید و انصار و اعوانش باد . آقای سیوطی هم تصریح کرده که لعن یزید جایز است و خودش هم لعن کرده است .

این هم مطالب متعددی که آقای آلوسی بیان می کند و در آخر نظر خود را می آورد :

وأبو بکر بن العربی المالکی علیه من الله تعالى ما یستحق أعظم الفریه فزعم أن الحسین قتل بسیف جده صلى الله تعالى علیه وسلم وله من الجهله موافقون على ذلک ) کبرت کلمه تخرج من أفواههم إن یقولون إلا کذبا ) ….

وأنا أقول : الذی یغلب على ظنی أن الخبیث لم یکن مصدقا برساله النبی صلى الله تعالى علیه وسلم وأن مجموع ما فعل مع أهل حرم الله تعالى وأهل نبیه علیه الصلاه والسلام وعترته الطیبین الطاهرین فی الحیاه وبعد الممات وما صدر منه من المخازی لیس بأضعف دلاله على عدم تصدیقه من إلقاء ورقه من المصحف الشریف فی قذر ….

ولو سلم أن الخبیث کان مسلما فهو مسلم جمع من الکبائر ما لا یحیط به نطاق البیان وأنا أذهب إلى جواز لعن مثله على التعیین ولو لم یتصور أن یکون له مثل من الفاسقین والظاهر أنه لم یتب واحتمال توبته أضعف من إیمانه ویلحق به ابن زیاد وابن سعد وجماعه فلعنه الله عز وجل علیهم أجمعین وعلى أنصارهم وأعوانهم وشیعتهم ومن مال إلیهم إلى یوم الدین …

ابوبکر بن مالکی که هر چه از جانب خدا حقش است بر او باد ، حرف بدی می گوید که تصور کرده امام حسین (علیه السلام) با شمشیر جدش کشته شده و بعضی از جهال هم با این حرف موافقت کردند که چه حرف رکیکی از زبان این ها خارج شده . ایشان بر این حرف خود به آیه ۵ سوره کهف استدلال کرده .

سخن ابن جوزی را در برنامه های قبل بیان کردیم که در این جا فرصت بیان دوباره آن نیست . در ادامه هم نظر خود را بیان می کند :

نظر نهایی من بعد از بیان نظر تمام علمای موافق و مخالف این است که یزید خبیث رسالت پیامبر (صلی الله علیه وآله) را تصدیق نکرده و اصلا مسلمان نشده . کارهای زشتی که با اهل مکه و اهل مدینه و با خانواده رسول خدا (صلی الله علیه وآله) انجام داد ،‌ چه در حیات و چه در بعد از مرگش انجام داد ، اصلا قابل قیاس با کسی که یک ورق از قرآن کریم را در جای پستی بیاندازد و لعن او جایز شود ، نیست .

حتی تصور کنیم که یزید مسلمان باشد ، ایشان تمام گناهانی را که نمی توان بیان کرد ، انجام داده . نظر من این است که نام یزید را ببریم که خدا یزید را لعنت کند . پس خدا همه آن ها از ابن زیاد و ابن سعد و یاران و اعوان و پیروانش را و هر کسی که به سمت یزد و یزید یان تمایل پیدا نماید ، لعنت کند .

که شمامل ابن تیمیه ، ابن قیم ، خدمتی ،‌ملازاده ،‌ هاشمی و دیگرانشان هم می شود . همین هایی که در شب عاشورا در دفاع از یزید برنامه گذاشته اند . دو شب پشت سر هم شبکه ضلالت برای دفاع از یزید برنامه گذاشت . برای این که یزید را دوست داشتند . لعن آقای آلوسی ، مفسر بزرگ اهل سنت ، شامل این ها هم می شود . پس لعنت خدا بر یزید و همه دوستداران و پیروان و کسانی که به سمت یزید و یزیدیان تمایل پیدا کردند .

آلوسی ، روح المعانی ، چاپ دار الکتاب العلمیه بیروت ، با تحقیق عبد الباری العطیه ، ص ۲۷۷ ، ذیل آیه ۲۲ محمد (صلی الله علیه وآله)

مجری :

این هم کلام آلوسی از مفسرین بنام و مشهور اهل سنت است که عقیده سلفی گری بر او غالب است و این طور به کفر یزید تصریح میکند و این که برخی از علمای ما یزید را کافر دانستند . مصادیق را می آورد و لعن کردند و می گویند : می شود یزید را به اسم لعن کرد و هم چنین تمام انصار و اعوان و محبین یزید را لعن می کند .

این مطلب را با حرف های کارشناسان وهابی مقایسه کنید که به نام دکتر و استاد در این شبکه ها می آیند و برنامه اجرا می کنند و ادعای علم دارند . در کلیپ اول دیدیم که چطور از یزید دفاع می کردند و نکته تأسف آور این است که با علم به تمام جنایت های یزید که یا انکار می کردند یا می خواستند به نوعی توجیه کنند ، به نوعی امام حسین (علیه السلام) را مقصر جلوه دهند که ما در مورد این مسائل برنامه هم داشتیم . اما این که علم به جنایات یزید از او دفاع می کنند ، در کلیپ دوم کاملا مشخص است .

کلیپ ۲ ) :

خدمتی ، کارشناس وهابی :

ممکن است یزید در آن زمان به عنوان انسانی بود که به ناحق جانشین پدرش شده یا پدرش خلافت را به او داده یا خلافت را به ملوکیت تبدیل کرده ، در این حد بود ؛ اما به این فجیعی کسی یزید را نمی شناخت . عبید الله بن زیاد را کسی به این زشتی که بعد مرتکب شد ، نمی شناخت . اما وقتی حضرت حسین رضی الله عنه را به شهادت رساند ، با این روش خیلی بد و با این بی ادبی و این ظلم آشکار به خانواده رسول الله صلی الله علیه وسلم ، دیگر پرده از چهره این ها برداشت و یزید شناخته شد ، عبید الله بن زیاد شناخته شد . این ها بیشتر به دنیا شناخته شدند . دقیقا همین است .

معاویه مثل بقیه که نمی دانستند ، نمی دانست که پسرش نه این که جلوی خلاف را بگیرد ، بلکه جانوری می شود که به جان مسلمانان می افتد و نتیجه اش آن چیزی می شود که در کربلا اتفاق می افتد و پسر و دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم به شهادت میرسند . در مسأله به شهادت رساندن حضرت حسین ، دیگر توجیهی ندارد که ما بگوییم حسین العیاذ بالله اشتباه کرد و نبایست بیرون می آمد .

عقیل هاشمی ، کارشناس وهابی :

یزید مجرم و جنایت کار بود ، یزید جایی برای مدح و ثنا ندارد .

خدمتی ، کارشناس وهابی :

جرم یزید همان بس که حضرت حسین را شهید کرد . این جریمه به اندازه ای سنگین بود که در مقابل حسنات یا خیراتی که انجام داده باشد ، این جریمه این خیرات را پوشانده است .

مجری :

کلیپ بسیار واضح بود به این که اعتراف کردند : خود یزید قاتل است و چه گناهانی مرتکب شد . نکته عجیب و غریب که البته برای ما عجیب و غریب نیست ، این بود که خود آقای خدمتی در کلیپ اول گفت : حتی یک قول نیست که ثابت کند یزید قاتل امام حسین (علیه السلام) بوده ؛ اما در این کلیپ می بینیم که اعتراف کرد قاتل امام حسین (علیه السلام) یزید بود . این از تناقضاتی است که نشان می دهد ، عالمانه و عامدانه از یزید دفاع می کنند .

استاد یزدانی :

کلیپ را شما خیلی خوب درست کرده بودید ، ما هم قضاوت را به عهده بینندگان عزیز قرار می دهیم که چقدر این ها دو رو و منافق هستند که گاهی یک چیزی می گویند و فردا فراموش می کنند و چیز دیگری می گویند . به هر حال نان به نرخ روز خور هستند . یک روز به نفعشان است که یزید را بکوبند و یک روز دیگر از او به شدت دفاع کنند .

شخص دیگری که سلفی مذهب است و لعن یزید را جایز دانسته ، شاه عبد الحق دهلوی ، متوفای ۱۰۵۲ است و کتابی به نام تکمیل الایمان ، عقاید اهل سنت و جماعت ، دارد . با تصحیح و ویرایش محمد عظیم حسین بر ،‌ چاپ ایران ، صفحه ۱۷۶ ، در بحث یزید مطالب خیلی خوبی گفتند :

یزید و کارهای ننگین او

بعضی در یزید شقی توقف کنند و بعضی به راه غلو و افراط در شأن وی و موالات وی روند و گویند که وی بعد از آن که به اتفاق مسلمانان امیر شد ، اطاعت وی بر امام حسین واجب شد ـ نعوذ بالله من هذا القول ومن هذا الاعتقاد ـ که وی با وجود امام حسین امام و امیر شود و اتفاق مسلمانان بر وی کی شد ؟

جمعی از صحابه که در زمان او بودند و اولاد اصحاب هم منکر وخارج از اطاعت او بودند ، نعم جماعتی از مدینه مطهره به شام نزد وی کرها و جبرا رفتند و او را جایزه های سنی و مایده های هنی نزد ایشان نهاده .

یعنی سفره های رنگارنگ و جایزه های باارزش به صحابه می دادند و آن ها هم قبول کردند و با یزید بیعت نمودند .

بعد از آن که حال قباحت مال او را دیدند ، به مدینه باز آمدند ، خلع بیعت وی کردند و گفتند که وی عدو الله وشارب خمر و تارک الصلاه و زانی و فاسق و مستحل محارم است .

مقصودشان پسر حنظله غسیل الملائکه است که به شام رفت و دید که یزید چه انسان فاسقی است و وقتی برگشت همه این ها را برای مردم بیان کرد که من دیدم یزید شراب می خورد ، نماز نمی خواند ، زنا می کرد و فاسق بود و کارهای حلال را حرام می دانست .

و بعضی دیگر گویند که وی امر بن قتل حضرت نکرده و بدان راضی نبود و بعد از قتل وی و اهل بیت وی مسرور و مستبشر نشده و این سخن نیز مردود و باطل است . چه عداوت آن بی سعادت با اهل بیت نبوی و استبشار وی به قتل ایشان و اذلال واهانت او مر ایشان را به درجه تواتر معنوی رسیده است و انکار آن تکلف و مکابره است .

می گوید : دشمنی یزید بد بخت با اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه وآله ) و شادی او از شهادت اهل بیت (علیهم السلام) و اهانت به آن ها ، به تواتر معنوی رسیده است و هر کس این را انکار کند ، زورگویی است .

در ادامه هم مطالب دیگری می گوید :

وبعضی از علمای سلف و اعلام امت مثل احمد بن حنبل وامثال او ، بر وی لعنت کردند و ابن جوزی که کمال شدت و عصبیت در حفظ سنت و شریعت دارد ، در کتاب خود ، لعن وی را از سلف نقل کرده است و بعضی منع کرده اند و بعضی متوقف مانده اند و بالجمله ، وی مبغوترین مردم نزد ما امت و کارهایی که این بدبخت بی سعادت در این امت کرده ، هیچ کس نکرده .

بعد از قتل امام حسین واهانت اهل بیت ، لشکر به تخریب مدینه مطهره و قتل اهل آن جا فرستاده و بقیه از صحابه و تابعین را امر به قتل کرده و بعد از تخریب مدینه ، امر به انهدام مکه معظمه و قتل عبد الله بن زبیر کرده و هم در اثنای این حالت از دنیا به جهنم شتافته ، دیگر احتمال توبه و رجوع او را ، خدا داند .

شاه عبد الحق دهلوی ،تکمیل الایمان ، عقاید اهل سنت و جماعت ، با تصحیح و ویرایش محمد عظیم حسین بر ،‌ چاپ ایران ، ص ۱۷۶

این نظر یک عالم سنی که سلفی مذهب است و آن هم نظر ابن تیمیه در مورد یزید بود که می گفت : ممکن است یزید توبه کرده باشد یا حسنه ای داشته باشد که گناهانش را پاک کند . یا این که ممکن است گرفتار مصیبت هایی شده که کفاره گناهانش شده . در این جا به وضوح می توان تفاوت بین اهل سنت و وهابیت را ببینیم .

مجری :

این هم تفاوت دو دیدگاه اهل سنت و وهابیت بود که بیان شد . هم قول آقای آلوسی و آقای دهلوی را آوردیم که به کار ها و جنایات یزید تصریح کردند که کاملا برعکس شبکه های وهابی است که دفاعیات خود از یزید را با چه آب و تابی بیان میکنند .

کلیپ بعدی بیانات یکی دیگر از علمای اهل سنت در مورد یزید است که با هم می بینیم .

کلیپ ۳ ) :

بدر الدین حصون ، از علمای اهل سنت :

یزید آمد و خلافت را به زور و بیعت پنهانی گرفت و وصیت پدر خود را خواند . ای پسر ! مردم همه خلافت را قبول می کنند ، جز سه نفر عبد الله بن عمر و عبد الله بن زبیر و حسین بن علی و هر سه آن ها در مدینه هستند . کسی را به نزد آن ها بفرست و از عبد الله بن زبیر شروع کن . زیرا عبد الله بن عمر اهل عبادت است و اگر ببیند مردم بیعت کرده اند ، او نیز بیعت می کند . اگر عبد الله بن زبیر از بیعت با تو سر باز زد و فرار نکرد ، او را تکه تکه کن !

الله اکبر ! آیا این قیمت حکومت است ؟ آیا این قیمت ریاست است ؟ آیا این قیمت منصب است ؟! گفت و سومین آن ها ، سومین آن ها حسین بن علی . اگر او با تو بیعت کند ،  مردم با تو بیعت می کنند .

نوبت یزید آمد و دور خود اشقیا را جمع کرد . من دوباره می گویم : اشقیا ؛ او دور خود گروهی از افراد ناپاک را جمع کرد . کسانی که در همه زمان ها و مکان ها ، برای حکومت نفاق می کردند . نفاق می کنند و از این کار دست نمی کشند . آلوده می کنند و پاکیزه نمی کنند به یزید گفتند : اگر حسین را مجبور به بیعت نکنی ، خلافت از تو گرفته می شود .

اما یزید بعد از چهار سال « جانت سکرۀ الموت بالحق » سوره ق / ۱۹ ، به راستی که بیهوشی مرگ فرا می رسد . « ذلک ما کنت منه تحید » آن همان است که از آن می گریختی .

مردم در کنار او ایستاده بودند و می گفتند : ای امیرالمؤمنین چه می خواهی ؟ این کسانی که همیشه اهل نفاق بودند ، به جای این که یزید را به یاد توبه از کارهای خویش بیاندازند ، در پاسخ گفت : هر مشکلی داشتم ، برطرف شده است . اما از کشتن حسین راحت نمی شوم . فردا چه پاسخی به خدا بدهم اگر به من بگوید چرا حسین را کشتی ؟

ای یزید ! به زودی در مقابل خدا خواهی ایستاد و او از تو در مورد خون حسین سؤال خواهد کرد ؛ اما حسین ، پس بدانید که ماجرای او بحث شیعه و سنی و راست و چپ نیست . ما همگی اهل حرف هستیم و نه اهل عمل و آقای ما حسین است که در جهان ، تاریخ شجاعت و فداکاری را رسم کرد .

اما حاکم ، هر چقدر هم قوی باشد ، در مقابل حق نمی تواند بایستد . حاکم از بین می رود و کربلا برای راهنمایی همه پرهیزگاران باقی می ماند . اما سؤال امروز این است که ای یزید قبر تو کجا ست ؟ و تو ای حسین ! در کجا قرار داری ؟ تو در کجا هستی ای نوه گرانقدر پیامبر ! ای ابا عبد الله ! تو در همه قلب ها هستی ، تو در همه زبان ها هستی . تو در همه چیز ها هستی ، تو مدرسه حق هستی ، تو مدرسه جهاد هستی . اما تو ای حاکم سلطه طلب ظالم ! تو الان در مقابل عادل ترین عادل ها هستی و هر حاکمی اگر در مقابل دین جد حسین بایستد و در مقابل قرآن پروردگاری که آن را بر جد حسین نازل کرده است که درود خدا بر او ، همینگونه خواهد شد .

مجری :

این هم توضیحات و در حقیقت بیانات جناب بدر الدین حصون بود که نقل حقایق تاریخی را کردند . یعنی کلام خودشان هم نبود و تمام این ها در تاریخ ثابت و معتبر ثبت شده . در مورد جنایات یزید و این که با مخالفان خود به خصوص امام حسین (علیه السلام) چطور برخورد کرد .

استاد یزدانی :

یکی دیگر که تصریح به رضایت یزید و اهانتش به اهل بیت (علیهم السلام) متواتر است و جواز لعن او را بیان کرده ، آقای تفتازانی است . ایشان متکلم مشهور اهل سنت می باشد .

در کتاب شرح العقاید النسفیه ، تألیف علامه سعد الدین تفتازانی ، متوفای ۷۹۱ هـ ، چاپ کلیات الازهریه ، صفحه ۱۰۳ :

والحق : ان رضا یزید بقتل الحسین واستبشاره بذلک واهانته اهل بیت النبی علی السلام ، مما تواتر معناه ، وان کانت تفاصیله احادا فنحن لا نتوقف فی شأنه بل فی ایمانه لعنه الله علیه وعلی انصاره واعوانه .

این که یزید به شهادت امام حسین (علیه السلام) راضی بود و از این قضیه خوشحال شد و به اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه وآله) اهانت کرد ، متواتر معنوی است .

انکار متواتر هم طبق نظر خودشان ، کفر است .

اگر چه که آحادش تفصیل است ؛ اما در جمع ، متواتر هستند . پس ما در این که لعن یزید جایز است ، توقف نمی کنیم . بلکه در این که ایمانش را زیر سؤال ببریم هم توقف نمی کنیم . لعنت خدا بر یزید و بر انصار و اعوان او باد .

علامه سعد الدین تفتازانی ، شرح العقاید النسفیه ، چاپ کلیات الازهریه ، ص ۱۰۳

همین مطلب را علمای اهل سنت از او نقل کردند که مثلا ابن عماد در شذرات الذهب ، جلد اول ، صفحه ۲۷۷ گفته :

وقال التفتازانی فی شرح العقائد النسفیه : اتفقوا علی جواز اللعن علی من قتل الحسین او امر به او اجازه او رضی به ، قال : والحق ان رضی یزید بقتل الحسین واستبشاره بذلک واهانته اهل بیت رسول الله ’ مما تواتر معناه ، وان کان تفصیله آحادا ، قال : فنحن لا نتوقف فی شأنه ، بل فی کفره وایمانه ، لعنه الله علیه وعلی انصاره واعوانه .

ابن عماد ، شذرات الذهب ، ج ۱ ، ص ۲۷۷

اما جالب است با این که تفتازانی با این که در شرح نسفیه خود یزید و اعوان و انصارش را لعنت کرد ، اما در یک کتاب دیگرش می گوید : اگر ما یزید را لعنت نکنیم ، بهتر است .

در شرح المقاصد ( از مهمترین کتاب های کلامی اهل سنت است ) ، تألیف سعد الدین تفتازانی ، با تحقیق دکتر عبد الرحمن عمیره ، جلد ۵ ، چاپ عالم الکتب ، صفحه ۳۱۱ می گوید :

فإن قیل فمن علماء المذهب من لم یجوز اللعن على یزید مع علمهم بأنه یستحق ما یربوا على ذلک ویزید قلنا تحامیا عن أن یرتقی إلى الأعلى فالأعلى کما هو شعار الروافض على ما یروى فی أدعیتهم ویجری فی أندیتهم …

از علمای مذهب کسانی هستند که لعن یزید را جایز نمی دانند ، با این که یقین دارند که یزید مستحق لعن است . دلیلش این است که لعن یزید را جایز بدانیم ،‌ ممکن است که این ها همین طور بالا بروند .

سعد الدین تفتازانی ، شرح المقاصد ، با تحقیق دکتر عبد الرحمن عمیره ، ج ۵ ، چاپ عالم الکتب ، ص ۳۱۱  

چرا یزید را لعن کنیم ؟ چون یزید جنایات زیادی کرده ،‌ فاسق و شارب خمر بود . حال این یزید را چه کسی روی کار آورده بود ؟ معاویه . معاویه چه کسی بود ؟ در آن صورت باید معاویه را هم شناخت که امام حسن (علیه السلام) را به شهادت رساند ، سعد بن ابی وقاص ، عبد الرحمن بن ابی بکر ، عبد الرحمن بن خالد ، حجر بن عدی را کشت و جنایات زیاد دیگری انجام داده بود . معاویه که این قدر جانی بود را چه کسی روی کار آورد . همین طور بالا می رود . اگر بخواهند این طور استدلال کنند و به دنبال حقایق باشند ، باید دست از مذهبشان بکشند . به همین دلیل است که میگویند : یزید را هم لعن نکنید . اگر لعن یزید جایز باشد ، به همان دلیل لعن معاویه هم جایز می شود . به همین دلیل باید بقیه را هم لعن کنند که این به ضررشان می شود . این جاست که می گوید : لعن یزید جایز نیست . با این که در آن جا خودش لعن کرده بود . اما در این جا می گوید : بعضی از علما به این دلیل لعن یزید را جایز نمی دانند .

این تناقضی واضح و آشکار است که نه برای خدا ؛ حتی یزید را که بخواهند لعن کنند و لعن نکنند و تردیدی هم که دارند ،‌برای خدا نیست ؛ بلکه برای چیزهای دیگر است .

مجری :

این هم استدلال آقای تفتازانی بود و این که چرا بعضی ها اجازه لعن یزید را نداده اند .

کلیپ بعدی از آقای عدنان ابراهیم از مبلغین اهل سنت است که به یک سری حقایق تاریخی اشاره دارند که ابتدای آن توضیحی در مورد عقیده اهل سنت در خصوص یزید است . با دقت کلیپ را مشاهده کنید و اگر توضیحی لازم بود ، استاد یزدانی به آن اشاره خواهند داشت .

کلیپ ۴ ) :

عدنان ابراهیم ،‌ از مبلغین اهل سنت :

اما این قضیه که یک اهل سنت امثال یزید را دوست داشته باشند ، من معتقدم که یک اهل سنت که دینش را می فهمد و تاریخ را می شناسد ، افرادی مثل یزید خبیث و منفور و ملعون را دوست ندارند . به این دلیل که یزید بغض اهل بیت را در دل داشت و آنان را به شهادت رساند . کسی که او را دوست داشته باشد ، اصلا اهل سنت نیست . دوست داشتن یزید ، حماقت برخی از مورخین و کسانی است که متعصب بوده اند و از اعتقادات اهل سنت نیست .

به این یزید میمون حرامزاده نگاه کن ! او از راه حرام به دنیا آمد ! کسی جز یک حرامزاده ، این گونه عمل نمی کند . مادر یزید ، میسون ، الله اعلم گفته می شود که با سرجون روابط دوستی داشته اند . معلوم نیست یزید فرزند کیست . ممکن است که فرزند همین سرجون باشد . چرا که جز یک حرامزاده چنین اعمالی را مرتکب نمی شود .

مجری :

این عالم اهل سنت ، خیلی صریح گفتند که نظر من در مورد یزید این است . جدای از این که عقاید اهل سنت را در مورد یزید بیان کردند ، به نکته جالبی اشاره کردند که خیلی به آن پرداخته نشده . در موردروابط سرجون و میسون و همسر معاویه بود ، گفتند : در تاریخ بیان شده که روابط و علاقه خاصی بین میسون و سرجون بوده و این که یزید فرزند میسون از سرجون است .

استاد یزدانی :

البته شاید خیلی دور از ذهن هم نباشد . خیلی از علما گفتند که یزید فرزند معاویه نبوده و از راه نامشروع به دنیا آمده و مادرش او را در جای دیگری باردار شده . معاویه زنان زیادی داشت ؛ حتی ازدواج های موقت زیادی را بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله) و خلیفه دوم کرد . پس چرا هیچ فرزندی غیر از یزید نداشت ؟ دختر داشت ؛ اما از میسون فرزند دیگری ندارد . بعد از به دنیا آمدن یزید ، میسون را به همراه یزید به قبیله ای فرستاد که در آن قبیله بزرگ شد . حتی میسون بعد از این که به آن قبیله رفت ، رفاقت قدیمی خود را با سرجون ادامه داد و احتمال این که یزید از سرجون باشد ، خیلی زیاد است و به قول این عالم اهل سنت ،‌ غیر از حرامزاده کس دیگر نمی تواند چنین جنایاتی را انجام دهد . این استدلال ایشان بود که به نظرم استدلال بعیدی هم نیست .

مجری :

نکته جالب این است که سرجون از دربار معاویه بود تا دوره ای از خلفای اموی هم حضور داشت . البته جای تحقیق بیشتر در مورد نقش سرجون در این قضایا وجود دارد . این کلیپ ها هم کلیپ های بسیار جالبی بود که بسیاری از وهابی ها و سلفی ها و انصار معاویه و یزید از پخش این کلیپ در فضای مجازی بسیار ناراحت شدند .

تماس بینندگان

بیننده : علی از اندیمشک ـ شیعه

ما نباید تعجب کنیم که وهابی های ملعون این همه سعی کنند که عزاداری و سیاه پوشی ما را زیر سؤال ببرند . اگر قرار باشد ، این ها را جایز و مشروع بدانند ، مجبور هستند همین مراسم عزاداری و روضه خوانی را برای بزرگان و علمای خود بگیرند . در یک مجلس عزاداری هم چه مطالبی و چه روضه هایی گفته می شود که مردم اشک می ریزند . از فضائل و بزرگواری و مظلومیتی که داشتند و مصیبت هایی که کشیدند و از نحوه شهادت گفته می شود . شما فرض کنید که آقای خدمتی یا آقای ملازاده روی منبر رفتند و می خواهند روضه برای یزید (لعنه الله ) بخواند تا مردم عزاداری کنند . این ها چه چیزی برای گفتن دارند . اگر بخواهند بگویند که یزید میمون باز بود یا مشروب می خورد یا به خانه خدا حمله کرد یا پدرش مشخص نبوده ؛ چون بر سر معاویه هم دعوا بود که چه کسی پدرش است . اگر بخواهند این ها را روی منبر بگویند که مردم به جای گریه ، خنده می کنند . مشخص است که رسوا می شوند و دین و مذهبی که برای خود درست کرده اند ، بر باد می رود . علت این که آقایان وهابی با عزاداری های ما مخالفت می کنند ،‌ به همین خاطر است که کار به این جا نکشد .

آقای عقیل بی عقل ‍چند وقت پیش گفت : عزاداری نکنید ؛ چون خدا دوست ندارد که بنده های خود را ناراحت ببیند . خدا دوست دارد که بنده های خود را شاد ببیند .

بنده از ایشان یک سؤال دارم . حضرت یعقوب سال های سال برای فرزندش یوسف گریه کرد . آیا حضرت یعقوب نمی دانست که خداوند دوست ندارد بنده اش را غمگین ببیند . شما آقای عقیل بی عقل ! بیشتر می فهمید یا حضرت یعقوب بیشتر می فهمید ؟

چندی قبل هم بیننده ای به آقای ترشابی زنگ زد و گفت : چرا شما عربستان سعودی را که این همه جنایت در یمن و سوریه و عراق انجام می دهد ، محکوم نمی کنید و جنایاتشان را نشان نمی دهید ؟ گفت : من سال های سال در ایران زندگی کردم و خانواده ام هم در ایران زندگی می کنند . لزومی ندارد که در مورد کشور عربستان صحبت کنم .

اما عجیب این جا است که سایر کشورهایی که در روز عاشورا قمه زنی می کنند یا زنجیر تیغ دار می زنند یا روی زغال راه می روند را نشان می دهند . همان طور که برای آقای ترشابی ایران ملاک است و خود را ایرانی می داند ، ما هم خود را ایرانی می دانیم . از این هشتاد میلیون ایران چند درصد قمه می زنند یا چند در صد از مردم ایران روی زغال راه می روند . این ها را برای ما توضیح دهند .

روایتی هم از اصول کافی در فضای مجازی است که وهابی های ملعون روی آن خیلی مانور می دهند . بررسی سندی کردم ؛ اما متأسفانه سند آن را به خاطر ندارد ؛ ولی راوی سوم ، ام السلمه است که برای ما ثقه نیست .

مجری :

منظور شما از راوی دوم ،‌ حضرت ام المؤمنین ام السلمه (رضوان الله علیها) است ؟

بیننده :

بله ، ام السلمه است .

مجری :

اگر منظور شما همسر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است که از دیدگاه شیعه جایگاه ایشان مشخص است .

بیننده :

یعنی ما باید این روایت را بپذیریم ؟

استاد یزدانی :

ما نمی دانیم که شما چه روایتی را می گویید ؛ اما از نظر شیعه ام المؤمنین ام السلمه ، هیچ مشکلی ندارند . خود روایت را بخوانید تا ما نشان دهیم . اگر الان هم روایت را ندارید ، در برنامه های بعدی تماس بگیرید و روایت را بخوانید .

در مورد علت مخالفت وهابی ها با عزاداری و گریه بر امام حسین (علیه السلام) ، دلائل مختلفی را می توان پیدا کرد . یکی همین بود که بیننده عزیز فرمودند که از زمان بنی امیه این مخالفت وجود داشت که اگر آن ها با عزاداری موافق بودند ، دیگر کسی بر معاویه و یزید و دیگران عزاداری نمی کرد و اگر عزاداری می کردند ، قطعا برای اهل بیت (علیهم السلام) عزاداری می کردند . همان طور که گفتند : ممکن بود در این عزاداری ها از فضائل امام حسین (علیه السلام) گفته شود و این که چرا به شهادت رسید و هدفش چه بود و چه اتفاقاتی افتاد . این مسائل گفته می شد ، دست بنی امیه و یزید و یزیدیان رو می شد . وهابی های امروزی هم همین طور هستند . اگر با عزاداری مخالفت می کنند ، می ترسند که در این عزاداری ها حقایق گفته شود و در مورد این که یزید چه کسی بود ؟ یزیدیان چه کسانی بودند ؟ چرا امام حسین (علیه السلام) قیام کردند ؟ چرا ما باید از امام حسین (علیه السلام) تبعیت کنیم ؟ با این مسائل و مطالب رشته های این ها پنبه می شود .

نکته دیگر این که حسادت باعث این مخالفت می شود . چون خودشان فرد مقدسی در تاریخشان وجود ندارند که برایش عزاداری کنند . یا این که کسی را داشته باشند که به او توسل کنند . غیر از اهل بیت (علیهم السلام ) که این ها با اهل بیت (علیهم السلام) دشمنی هستند و آن ها را قبول ندارند . شما در بین بنی امیه یک فرد صالح را پیدا کن که بتوان به او توسل یا استغاثه کرد و خداوند به استغاثه و توسل این شخص توجه کند و حاجت آن شخص را بدهد . اصلا محال است چنین فردی را پیدا کنید . چون همه آن ها دشمن خدا بودند . آن ها هم چون کسی را ندارند به شیعه حسادت می کنند . شیعه اهل بیت (علیهم السلام) ، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را دارند که به آن ها توسل کرده و بر آن ها عزاداری می کنند .

حسادتشان هم باعث شده که با توسل و تبرک و استغاثه و عزاداری و سینه زنی و دیگر مسائل مخالفت کنند .

در مورد گریه حضرت یعقوب ما سال گذشته یک ویژه برنامه در ایام محرم رفتیم که روایات فراوانی در این باره وجود دارد که حضرت یعقوب چند سال گریه کردند . علمای اهل سنت تصریح کردند که حضرت یعقوب هشتاد سال هر روز بر حضرت یوسف گریه کرد و هشتاد سال از عمرش را در غم و غصه گذراند و در این سال ها نه شادی و نه خوشحالی کرد . آیا نعوذ بالله حضرت یعقوب ، پیامبر خدا ، اشتباه کرده بود ؟ طبیعی است که کسی این حرف را نمی زند و حضرت یعقوب هم به اندازه این وهابی ها می فهمید که شادی کند یا شادی نکند . حضرت یعقوب برای فرزندی که یقین داشت زنده است ، هشتاد سال گریه کرد و فقط برای دوری حضرت یوسف به حدی گریه کرد که چشمانش کور شد . آنقدر گریه کرد که طبق نص صریح قرآن کریم ، به حالت احتضار می افتاد . این خیلی غیر طبیعی است برای کسی که یازده پسر دیگر هم داشت و در عین حال برای یکی از پسرانش که می دانست زنده است ؛ اما چون دور بود به حالت احتضار می افتاد .

طبق روایاتی که در منابع شیعه است ، ائمه ما از جمله امام زین العابدین (علیه السلام) دقیقا به این مسأله استدلال کردند . در کتاب خصال شیخ صدوق (ره) ، صفحه ۵۱۷ روایتی را با سند معتبر نقل می کند:

ولقد کان بکى على أبیه الحسین علیه السلام عشرین سنه ، وما وضع بین یدیه طعام إلا بکى حتى قال له مولى له : یا ابن رسول الله أما آن لحزنک أن تنقضی ؟ ! فقال له : ویحک إن یعقوب النبی علیه السلام کان له اثنا عشر ابنا فغیب الله عنه واحدا منهم فابیضت عیناه من کثره بکائه علیه ، وشاب رأسه من الحزن ، واحدودب ظهره من الغم ، وکان ابنه حیا فی الدنیا وأنا نظرت إلى أبی وأخی وعمی وسبعه عشر من أهل بیتی مقتولین حولی فکیف ینقضی حزنی

امام زین العابدین (علیه السلام) بیست سال بر پدرش سید الشهدا (علیه السلام) گریه کرد . غذا در مقابل ایشان می گذاشتند ، گریه می کردند . یک روز غلامی از او پرسید : آیا وقت آن نرسیده که حزن شما پایان بپذیرد . حضرت فرمودند : وای بر تو ! یعقوب پیامبر دوازده پسر داشت ، خداوند یکی از پسرانش را از مقابل چشمش غایب کرد . با این که می دانست زنده است ، آن قدر گریه کرد تا این که چشمش سفید شد . موهای سرش از شدت غم و غصه سفید شد . کمرش خم شده بود . در صورتی که من با چشم خودم دیدم که پدرم ، برادرم و عمویم و هفده نفر از اهل بیتم به شهادت رسیدند . چرا باید حزن من به پایان برسد ؟

شیخ صدوق ، خصال ، ص ۵۱۷

این روایت در منابع شیعه بود . در منابع اهل سنت هم هست که حسن بصری به این قضیه استدلال میکرد و بر برادرش که از دنیا رفته بود ، به شدت گریه می کرد . وقتی به او اعتراض می کردند ، داستان حضرت یعقوب را بیان میکرد .

به هر حال این قضیه واضح و روشن است . اصلا مگر مصیبت حضرت یعقوب با مصیبت امام حسین (علیه السلام) قابل قیاس است ؟ یک میلیاردم غصه حضرت زینب (سلام الله علیها) هم نمی شود . حضرت یعقوب هشتاد سال گریه کرد و در آخر به پسرش رسید . ما چرا نباید گریه کنیم ؟ یک آن و یک لحظه از اسارت حضرت زینب (سلام الله علیها) و ورودش به مجلس ابن زیاد شرابخوار و یزید پلید ، با هزار یوسفی که در مقابل پدرش گشته شود ، برابری می کند . اما وهابی ها این مسائل را درک نمیکنند و اصلا نباید درک کنند ؛ چون تمام عمرشان را در راه باطل گذراندند و این مسائل برای آن ها قابل درک نیست .

بیننده : آقای میرزایی از کرج ـ شیعه

ما واقعا خوشحال هستیم که در بین اهل سنت علمایی مانند آقای بدر الدین حصون هستند که واقعیت تاریخی را بیان می کنند . فقط از عزیزان اهل سنت این سؤال را داریم که چرا این شبکه های وهابی امروز یک حرف می زنند و فردای آن روز همان حرف را کاملا برعکس بیان می کنند . در یکی از برنامه هایشان شنیدم که می گفت : همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله) جزء اهل بیت بودند . اما در شب بعد گفتند : نه ، جزء اهل بیت نیستند . ما از اهل سنت تقاضا داریم که در این رابطه پیگیری کنند که چرا این شبکه ها که خود را به عنوان نماینده اهل سنت معرفی می کنند ، این طور هستند ؟

بنده تقاضا دارم که از کنار بعضی از مسائل راحت عبور نکنیم . مثلا در مورد صحبت هایی امشب باز هم توضیحات بیشتر در برنامه های آینده داشته باشید .

بیننده : آقای فیضی از سراب ـ شیعه

استاد یزدانی ! شما توقع دارید که این شبکه های وهابی قبول کنند که یزید زنا زاده بوده و در شبکه های خود بیان کنند ؟

استاد یزدانی :

مقصود ما این نیست که این شبکه ها قبول کنند یا نکنند . برای ما اهمیت ندارد ، مهم برای ما این است که بینندگان شیعه و سنی هستند که حرف حق را می شنوند ، حرف باطل آن ها را هم می شنوند و قضاوت می کنند .

بیننده :

منظور من این است که این آقایان هیچ موقع قبول نمی کنند که بزرگان و پدرانشان این طور بودند . اما بیننده ها چه اهل سنت و چه شیعه می دانند که این ها چه کسانی هستند و از کجا آمده اند و چه کار میکنند . اما همان طور که حضرت امام (ره) فرمودند : اهل سنت با شیعه با هم برادر هستیم و اگر اختلاف داریم ، اختلافات جزئی است . وهابیت هم فقط می خواهند بین شیعه و سنی ایجاد اختلاف کنند و مطمئن باشند که این آرزو را به گور خواهند برد .

بیننده : آقای ناصری از بروجرد ـ شیعه

بنده در مورد عزاداری و گریه بر آقا ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) سؤالی داشتم . اما قبل از آن باید بگویم که برنامه هایی که شما در این مدت داشتید ، واقعا شبکه های وهابی را مجبور به عقب نشینی و تناقض گویی های بیشتری کرده . تا جایی که یکی سیاه و یکی قرمز می پوشد . دیگری دکور را تغییر می دهد و بعد مجبور می شوند بگویند وقتی کسی از دنیا می رود ، باید برای او گریه کرد و این از نظر ما اشکالی ندارد .

هر چند که معتقدند کسی که از دنیا می رود ، اگر اطرافیانش بر او گریه کنند ، عذاب بر مرده نازل می شود . در این خصوص این سؤال به ذهنم رسید که چطور آقای احراری در شبکه وهابی ـ تروریستی کلمه در یکی از برنامه هایشان مصاحبه های قاچاقی از اعدامی ها پخش کردند که این آقا قبل از این که آن ها اعدام شوند ، گریه می کرد . منظور آقای احراری از این گریه این بوده که قبل از این که آن ها اعدام شود ، از خدا درخواست عذاب کرده . بعد از این که اعدام هم شدند که آن همه نوحه سرایی کردند . بنده از آن ها می خواهم که این تناقض گویی را پاسخ دهند .

نکته آخر این که ، وهابیتی که سرآغازشان میسون و سرجون است ، آخرشان هم به آل سعود و داعش رو به زوال هم ختم می شود .

بیننده :آقای قلی زاده از تهران ـ شیعه

پیروان ابن تیمیه هر گونه توسل و تبرک و طلب شفاعت از اموات و زیارت قبور و ختم قرآن برای مردگان را بدعت و حرام می دانند . بنده در کتاب البدایه و النهایه ، جلد ۱۶ ، صفحه ۲۱۰ چیزی که در مورد مرگ ابن تیمیه ملعون و خوردن آب غسلش توسط مردم را چطور توجیه می کنند . گرچه که در توجیه کردن ید طولایی دارند .

 استاد یزدانی :

این قضیه را مفصلا بحث کردیم و به نظرم نیازی نیست ،‌مطالب زیادی بیان شود . بنده فقط مستند آن را در منابع وهابی ها نشان دهم . در کتاب البدایه و النهایه ، تألیف ابن کثیر دمشقی ، جلد ۱۶ ، صفحه ۲۱۰ به بعد ، بحث تاریخ وفات ابن تیمیه و اتفاقاتی که افتاد :

ابن تیمیه وقتی حرف های رکیکی علیه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) زد ، علمای اهل سنت او را به زندان انداختند . سه بار زندانی شد و بار سوم در همان زندان به درک واصل شد . بعد از این که به درک واصل شد ، می خواستند تشییع جنازه کنند که در این جا ابن کثیر دروغ های زیادی را گفته :

جلس جماعه عنده قبل الغسل وقرؤا القرآن وتبرکوا برؤیته ….

جماعت کثیری کنار ابن تیمیه قرآن خواندند و تبرک کردند . لباس ها ، کفش ها و کلاه های خود را روی جنازه ابن تیمیه می انداختند .

در صفحه بعد می گوید :

حضر نساء کثیرات بحیث حزرن بخمسه عشر ألف امرأه غیر اللاتی کن على الاسطحه وغیرهن الجمیع یترحمن ویبکین علیه فیما قیل وأما الرجال فحزروا بستین ألفا إلى مائه ألف إلى أکثر من ذلک إلى مائتی ألف وشرب جماعه الماء الذی فضل من غسله واقتسم جماعه بقیه السدر الذی غسل به ودفع فی الخیط الذی کان فیه الزئبق الذی کان فی عنقه بسبب القمل مائه وخمسون درهما …

حدود پانزده هزار زن و دویست هزار مرد در تشییع جنازه ابن تیمیه شرکت داشتند . گروهی آب غسل ابن تیمیه را خوردند و گروهی باقیمانده صدری را که بدن ابن تیمیه را با آن شسته بودند را بین خود تقسیم کردند .

آن زمان که ابن تیمیه زندانی شد ، وضعیت بهداشتی زندان مثل زندان های امروزی نبود که حمام داشته باشد . شاید ابن تیمیه از روزی که وارد زندان شد تا زمانی که جنازه نحسش از زندان بیرون آمد ،‌حمام نرفته بود . طبیعی بود که در روز های طولانی حمام نرود ، به انواع و اقسام حشرات گرفتار می شود. ابن تیمیه هم به شدت گرفتار شپش شده بود . به حدی شپش زده بود که نمی توانستند او را تشییع کنند . به خاطر همین ریسمانی را به جیوه آغشته کردند و به گردن ابن تیمیه انداختند . چون خاصیت جیوه این است که شپش را به سمت خود می کشاند . این ریسمان را به گردن ابن تیمیه ا نداختند تا مردم از دست شپش های ابن تیمیه راحت شوند و بتوانند او را تشییع کنند .

بعد از تشییع جنازه ، این ریسمان را به عنوان تبرک به مزایده گذاشتند و یک نفر به صد و پنجاه درهم خرید .

به نظر شما چرا ریسمان شپش ابن تیمیه را خرید ؟ چون می خواست وقتی که از دنیا رفت ، آن ریسمان را با خود دفن کند تا روز قیامت شپش های ابن تیمیه او را شفاعت کنند . چیزی غیر از این نمی توان تصور کرد . آن هایی هم که آب غسل ابن تیمیه را می خوردند ، نوش جانشان باشد . خلایق هر چه لایق !

کلاهی هم از ابن تیمیه باقی مانده بود که آن را به پانصد درهم فروختند .

ابن کثیر ، البدایه و  النهایه ، ج ۱۶ ، ص ۲۱۰ به بعد

این هم اتفاقاتی که در تشییع جنازه ابن تیمیه افتاد که ما بارها آن ها را گفتیم . به هر حال ابن تیمیه و پیروانشان در گفتار یک گونه عمل می کنند که تبرک ، شرک و کفر است ؛ اما در عمل خودشان حاضر هستند که آب غسل پر از شپش ابن تیمیه را نوش جان کنند . نوش جانتان خلایق هر چه لایق !!

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و هم چنین شما بینندگان عزیز تشکر و قدردانی می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان .