سلفی‌ها و وهابی‌ها مدعی هستند که قسم به غیر خدا شرک است ؛ اما روایاتی وجود دارد که رسول خدا صلی الله علیه وآله و برخی از همسران آن حضرت، به غیر خدا قسم یاد کرده‌اند، آیا پیامبر خدا و همسرانش مشرک بوده‌اند؟ .

 

موضوع : تفاوت دیدگاه وهابیت با سایر مسلمانان در مبحث قسم به غیر خدا

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۱۵ / ۰۹ / ۹۵

برای دانلود اسکن های برنامه روی نماد ذیل کلیک کنید :

Download (2)

برای دانلود فایل صوتی برنامه روی نماد ذیل کلیک کنید:

 

Download (2)

 

مجری :

خدمت شما بینندگان عزیز شبکه ولایت سلام و عرض ادب دارم . بعد از حدود یک ماه وقفه در برنامه راه و بی راه ، به دلیل مناسبت هایی که در این ایام وجود داشت ،‌ باز هم برگشتیم تا باز هم با این برنامه با کارشناسی استاد بزرگوار استاد یزدانی عزیز در خدمت شما خواهیم بود که هدف اصلی و اساسی آن ، بررسی و نقد عقاید وهابیت و تأکید و اثبات وجود تفاوت های بی شمار و پرشمار بین این مکتب جعلی و سایر مذاهب اسلامی است .

استاد یزدانی :

من هم خدمت حضرتعالی و هم چنین خدمت بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم . امیدواریم امشب باز هم کتاب قطور تفاوت های وهابیت با بقیه مسلمانان را ورق بزنیم .

مجری :

امشب قصد داریم بحث جدیدی را آغاز کنیم که به احتمال بسیار زیاد تا هفته آینده ادامه خواهد داشت . موضوعی است که در سال های اخیر در شبکه های خود خیلی مطرح کردند و مانور دادند . از استاد یزدانی عزیز خواهش می کنیم که در مورد این موضوع و ادعای وهابیت توضیح دهید . ضمن این که کلیپ های قابل توجهی از شبکه های وهابی و علمای اهل سنت هم در این باره داریم .

استاد یزدانی :

یکی از تفاوت های مسلمانان با وهابیت در بحث قسم به غیر خدا است که ما ان شاء الله در این برنامه و هفته آینده خواهیم پرداخت .

از دیدگاه وهابیت قسم خوردن به غیر خدا ، شرک است که مفصل توضیح دادند و استدلال کردند و روایت آوردند که قسم خوردن به خدا ، شرک است . این مطلب را هم ابن تیمیه و هم محمد بن عبد الوهاب و هم بقیه پیروان این دو نفر گفته اند . اما حداکثر چیزی که مسلمانان گفته اند که در بحث قسم به غیر خدا ، کراهت است . هم تعدادی از علمای شیعه و هم تعداد زیادی از علمای اهل سنت گفته اند که کراهت دارد . از آن طرف هم عده ای بر خلاف آن اجماع دارند که حتی مکروه هم نیست . اما وهابیت می گویند که شرک است . در صورتی که مسلمانان می گویند : نه این طور نیست ؛ بلکه حداکثر مکروه است. البته بیشتر علمای ما جواز را گفته اند و در بین علمای اهل سنت کسانی هستند که گفته اند : مکروه است.

این تفاوت اساسی است که آن ها به هر بحثی که برسند آن را شرک و کفر می دانند . در حالی که در قرآن کریم این همه آیه داریم که خداوند به ماه و خورشید و ستاره و چیز های دیگر قسم خورده . یا این که میگویند : خدا می تواند قسم بخورد ؛ اما بنده ها نباید قسم بخورند . روایاتی می آورند که به صورت مفصل آن را بیان و نقد می کنیم . دلیلش هم این است که آن ها به حسن و قبح عقلی ، معتقد نیستند و به قبح و حسن ذاتی اشیاء اعتقاد ندارند . مثلا این که دروغ قبیح است ، آن ها می گویند : دروغ قبح ذاتی ندارد ؛ بلکه اگر خداوند هم دروغ بگوید ، قبیح و زشت نیست . اگر ما دروغ بگوییم زشت و قبیح است . یا در مورد ظلم میگویند که قبح ذاتی ندارد یا راستگویی حسن ذاتی ندارد . در حالی که شیعه قائل به حسن و قبح عقلی است و معتقد است که بعضی چیزها ذاتا خوب است و بعضی چیزها ذاتا بد است و خداوند هیچ وقت و در هیچ زمانی کار قبیح انجام نمی دهد . آن ها می گویند : اگر انجام دهد ، قبیح نیست. در صورتی که ما میگوییم : اصلا خداوند کار قبیح انجام نمی دهد .

اگر قسم به غیر خدا شرک و کفر است و سبب حلال شدن خود و مال مردم شود ، این کار قبیح است و خداوند هم کار قبیح انجام نمی دهد . اگر خدا قسم به غیر خدا خورده ، قبیح نیست . این نظر ما همه ما و مسلمانان است ؛ اما وهابیت می گویند : نه ، این که خدا قسم خورده ، شما حق قسم خوردن ندارید . مثلا خداوند می تواند پیامبرانش را وارد جهنم کند و قبیح نباشد ، خدا می تواند شیطان و پیروانش را در جهنم مخلد کند ، هیچ اشکلی ندارد . این استدلالی است که این ها می کنند و ما در این جلسه و جلسه بعد به صورت مفصل بحث خواهیم کرد .

مجری :

کلیپ اول از همین شبکه های وهابی است که در سال های اخیر در خصوص قسم خورد به غیر الله چه گفته اند ؟

کلیپ ۱ ) :

دهقان ،کارشناس وهابی :

ما باید یک اصل مسلمی را که مورد اتفاق اهل سنت و جماعت است را در نظر بگیریم و آن این است که قسم خوردن به غیر نام و صفات الله متعال ، ناجایز و حرام است . هیچ کس اجازه ندارد به غیر نام الله یا صفات الله متعال می توانند قسم بخوردند . به غیر از این ، نه به نام پیامبر و نه به نام کعبه و نه به نام جان پدر و مادر و نه به شرافت و کرامت فلانی و نه به اولیاء الله و پیر و پیغمبر و چیز هایی که معروف و مشهور است ، به نام هیچ کس قسم خوردن جایز نیست و این جزء شرک محسوب می شود .

هر کسی به غیر الله قسم خورد ، این قسم باعث می شود که این فرد کافر و مشرک شود که بسیار خطرناک است .

ما بارها گفتیم قسم خوردن به غیر خدا ، ممنوع است . مثلا میگویند به ارواح خاک آقای بزرگ ، این شدیدترین و بزرگ ترین قسم است . نمی دانند که این قسم ، شرک است . قسم در قرآن فقط به نام خدای متعال خورده شده .

مجری :

از سه نفر از کارشناسان وهابی پخش کردیم که گفته بودند قسم خوردن به غیر الله ، شرک است و باعث مشرک شدن و شرک می شود و جایز نیست که شما به پیامبر (صلی الله علیه وآله) قسم بخورید . به غیر الله ، هر چه که باشد ، مقدس باشد یا نباشد ، به جان پدر و مادر یا جان خودشان ، طبق ادعای شبکه های وهابی ، این ها شرک و کفر است و بعضا شاید مشاهده کرده باشید که به یک روایاتی استدلال کردند که در مورد آن روایات هم توضیح خواهیم داد و همین طور در خود کلیپ هایی که هم این هفته و هم در هفته آینده پخش خواهد شد ، علمای اهل سنت خیلی واضح و بین توضیح دادند که مقصود از این روایات چیست .

استاد یزدانی عزیز ! کلیپ خیلی واضح است که هر کس به غیر الله قسم بخورد ، مشرک است و آیا واقعا علمای اهل سنت هم این را گفته اند ؟

استاد یزدانی :

بنده دیدگاه اربابان این ها را از ابن تیمیه به بعد نشان می دهم که این ها دقیقا هیمن حرفی که کلهر و دهقان و دیگرانشان زدند ، آن ها هم همین حرف ها را زده اند .

ابن تیمیه در کتاب مجموع فتاوی ، در چندین جا این قضیه را بررسی کرده و تصریح کرده که شرک و کفر است . مجموع فتاوی ، با تحقیق عبد الرحمن بن محمد بن قاسم ، جلد اول ، چاپ به دستور فهد در عربستان ،‌صفحه ۸۱ :

در باب ایمان به خداوند که چه کار هایی انجام ندهیم . تا این که روایت را نقل می کند :

وعن بن مسعود ( لأن أحلف بالله کاذبا أحب إلى من أن أحلف بغیره صادقا ) لأن الحلف بغیر الله شرک والحلف بالله توحید ….

از ابن مسعود نقل شده که اگر من به خدا قسم دروغ بگویم ، بهتر از این است که به غیر خدا و راست قسم بخورم . ابن تیمیه می گوید : دلیلش این است که قسم به غیر خدا ، شرک است و قسم به خدا ، توحید است .

این قضیه را دقیقا مقابل هم قرار می دهد که قسم به غیر خدا ، شرک است و قسم به خدا ، توحید است .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، با تحقیق عبد الرحمن بن محمد بن قاسم ، ج ۱ ، ص ۸۱

محمد بن عبد الوهاب در کتاب التوحید خود ، چاپ دانشگاه ریاض عربستان ، باب ۴۱ ، صفحه ۱۰۹ ، آیه ۲۲ از سوره نقره را می آورد و از این آیه نتایجی می گیرد :

قول الله تعالى : ) فلا تجعلوا لله أندادا وأنتم تعلمون ( سوره البقره : ۲۲

      …. الثالثه : أن الحلف بغیر الله شرک .

سومین نتیجه این که قسم به غیر الله ، شرک است .

محمد بن عبد الوهاب ، التوحید ، چاپ دانشگاه ریاض عربستان ، باب ۴۱ ، ص ۱۰۹

این که چه ارتباطی به این آیه دارد ،‌فقط خودش می داند . یک سری روایات را هم از منابع خود بیان می کنند که برای ما هیچ ارزشی ندارد .

فرزندان محمد بن عبد الوهاب هم همین حرف را زده اند . در کتاب اخطاء فی العقیده ، تألیف عبد الله بن یوسف العجلان ، چاپ دار الصمیعی عربستان ، صفحه ۴۱ ، نظرات فرزندان محمد بن عبد الوهاب را آمده :

قال الشیخ حسین وعبد الله ولدی شیخ الاسلام محمد بن عبدالوهاب رحمهم الله تعالی : الحلف بغیر الله من انواع الشرک الاصغر وقد یکون شرکا اکبر بحسب قائله ومقصده .

شیخ حسین و عبد الله دو پسر محمد بن عبد الوهاب گفتند : قسم خوردن به غیر خدا ، از انواع شرک اصغر است . گاهی هم شرک اکبر است به شرط این که نیت قائل و مقصدش چیست .

عبد الله بن یوسف العجلان ، اخطاء فی العقیده ، چاپ دار الصمیعی ، ص ۴۱

مثلا اگر نیتش این باشد کسی که قسم به او می خورد و بگوید در برابر خداوند عظمت دارد ، شرک اکبر است . ما هم همین اعتقاد را داریم . اما اگر کسی این اعتقاد را هم نداشته باشد ، شرک اصغر است که شرک اصغر هم گناه کبیره است و فقط فرقش این است که انسان را از اسلام خارج نمی کند و نجس نمی شود .

ابن عثیمن در کتاب های متعدد خود بحث قسم را آورده . از جمله در کتاب مجموع فتاوی ، چاپ دار الثریا عربستان ، جلد ۲ ، با تحقیق فهد بن ناصر ابراهیم السلیمان ، صفحه ۲۱۵ ، سؤال ۲۸۰ :

وسئل فضیله الشیخ : عن حکم الحلف بغیر الله تعالی ؟ وهل منه ما روی عن النبی صلی الله علیه وسلم من قوله : افلح وابیه ان صدق ، افتونا مأجورین ؟

فاجاب بقوله : الحلف بغیر الله عزوجل مثل ان یقول وحیاتک او حیاتی ، او والنبی ،او والسید الرئیس ، او والشعب ، اوما اشبه ذلک، کل هذا محرم بل هو من الشرک ، لان هذا النوع من التعظیم لا یصلح الا الله عزوجل ومن عظم غیر الله بما لایکون الا الله فهو شرک ، لکن لما کان هذا الحالف لا یعتقد ان عظمه المحلوف به کعظمه الله لم یکن الشرک شرکا اکبر بل کان شرکا اصغر، فمن حلف بغیر الله فقد اشرک شرکا اصغر ….

در مورد قسم خوردن به غیر الله از ایشان سؤال شد که چه حکمی دارد ؟ و روایتی که از پیامبر نقل شده که رستگار شد ، قسم به جان پدرش اگر راست گفته باشد . در این باره فتوا دهید .

جواب : قسم به غیر خدا ، این که کسی بگوید : قسم به زندگی تو یا قسم به زندگی من یا به جان پیامبر ، یا جان رئیس … همه این ها حرام است ؛ بلکه شرک است . چون تعظیم است و تعظیم فقط برای خداوند جایز است و کسی غیر از خدا را تعظیم کند ، شرک است . اما اگر همانند عظمتی که برای خداوند معتقد است ، برای آن شخص قائل نباشد ، شرک اکبر نیست ؛ بلکه شرک اصغر است .

دلیل شما چیست ؟ شما میگویید که اعتقاد ندارد که آن شخص مثل خدا عظمت دارد . پیامبر ما عظمت دارد ؛ اما نه به اندازه خداوند ، این که نباید شرک باشد .

هر کس به غیر خدا قسم بخورد ، به راستی که مشرک شده ، آن هم شرک اصغر .

ابن عثمین ، مجموع فتاوی ، با تحقیق فهد بن ناصر ابراهیم سلیمان ،‌ چاپ دار الثریا، ج ۲ ، ص ۲۱۵ ، س ۲۸۰

در ادامه هم به صورت مفصل توضیح می دهد ، آن هم توضیحات عجیب و غریب . واقعا باید خداوند را به خاطر علما و فقهای خود شاکر باشیم که علمای ما کجا و علمای آن ها کجا !! می گوید : این روایت ” افلح وابیه ان صدق ” را از متشابهات می داند ! البته بنده با این روایت در آینده به صورت مفصل کار دارم . جواب هایی که این ها برای این روایت دارند را بیان خواهم کرد .

سؤالات بعدی هم در همین خصوص است و باز هم ایشان میگوید که قسم به غیر خدا شرک است و جایز نیست مسلمانی به غیر خدا قسم بخورد .

این خلاصه نظر وهابیت و سلفیت و پیروان ابن تیمیه است که می گویند : قسم به غیر خدا ، شرک است که بعضی از آن ها قید زده بودند و گفته بودند که شرک اصغر است . بعضی از آن ها هم اصلا قید نزده بودند مثل ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب ؛ اما پیروانشان قید زده و آن را شرک اصغر دانسته اند .

اما دیدگاه علمای اهل سنت بالاستثناء این است که حداکثر مکروه است که بعضی ها حتی گفته اند که مکروه هم نیست که ان شاء الله خدمت شما توضیح خواهم داد .

مجری :

نظر علمای اهل سنت را در این باره ببینیم که در مقابل این مواضع وهابیت در خصوص قسم خوردن به غیر الله بیان شده .

کلیپ ۲ ) :

شیخ علی جمعه ، از علمای بزرگ اهل سنت مصر :

اما حدیث اول که می گوید : هر کس که می خواهد قسم بخورد به الله ، قسم بخورد و الا ساکت بماند ، حدیث صحیح است . اما حدیث دوم که می گوید : هر کس به غیر الله قسم بخورد، مشرک شده است ، ابوداود آن را با سند ضعیف نقل کرده است و به همین دلیل زیاد به آن نمی پردازیم و آن را قبول هم نمی کنیم ؛ چرا که این حدیث نیاز به تأویل دارد و ما بعد از این که ضعف حدیث ثابت شد ، نیاز به تأویل نداریم . اما حدیث صحیح آن است که می گوید : هر کس که می خواهد قسم بخورد به الله قسم بخورد و الا سکوت کند . در این جا نه به شرک اشاره کرده است و نه به چیزی دیگری ؛ بلکه به یک امر نیکو اشاره می کند و به همین دلیل امام جوینی می گوید : قسم خوردن به پیامبر قطعا مکروه است و این بدان معنا است که اگر این طور قسم نخوری و سخنت را از این قسم خالی گردانی این خوب است و به سبب آن ثواب می بری ؛ چون امر مکروه اگر آن را ترک کنی به سبب این ترک ثواب می بری و اگر آن را انجام دهی ، نه ثواب می بری و نه به سبب آن مجازات خواهی شد .

قسم خوردن به پیامبر حرام نیست ؛ بلکه مکروه است و این قول امام جوینی که گفته است” قطعا” راه را بر کسانی که قسم خوردن به پیامبر را حرام می دانند ، می بندد . شافعی ها و مالکی ها و حنفی ها به جز کراهت ، چیز دیگری نمی گویند . حنبلی ها با اختلافی که در بین آن ها در این مسأله وجود دارد ، دو روایت از احمد بن حنبل موجود است . روایتی مطابق قول جمهور است و در روایت دیگر ، امام احمد می گوید : قسم خوردن به پیامبر مکروه نیست ؛ بلکه عقد یمین هم به وسیله آن برقرار می شود یعنی مانند قسم خوردن به الله .

چرا ؟ احمد بن حنبل گفته است : چون که پیامبر یکی از دو رکن شهادتین است که انسان به وسیله آن وارد اسلام می شود .

بنابراین پیامبر واسطه بین خداوند و ما می باشد . چرا که او صاحب وحی شریف است و به همین دلیل این شرک نیست که به سمت خداوند و رسولش مهاجرت و مسافرت کنیم و این شرک نیست که خداوند و پیامبرش را اطاعت کنیم . این شرک نیست که خدا و رسولش را دوست داشته باشیم و این شرک نیست که داخل در اسلام نشوی مگر زمانی که شهادتین را بر زبانت جاری کنی . یعنی اگر یکی از شما فقط به وحدانیت خداوند شهادت دهد ، داخل اسلام نمی شود و به همین دلیل امام احمد بن حنبل ، قسم خوردن به پیامبر را جایز دانسته است و گفته است چنین قسم خوردنی منعقد و بر قرار می شود؛ چون پیامبر یکی از ارکان شهادتین است . شهادتین کامل نمی شود ؛ مگر با شهادت به نبوت پیامبر .

پس وقتی یک نفر می گوید : قسم به پیامبر ! از دید امام احمد قسم او صحیح است و منعقد می شود . چرا ؟ مگر کسی که به غیر خدا قسم بخورد ، مشرک نیست ؟ در مورد چنین شخصی خیر ،او سید المرسلین است ، او رکن اسلام است . این حدیث در اول صحیح بخاری است که هر کس هجرتش به سوی خدا و رسولش باشد ، این حدیث در مورد نیت است که پیامبر را نیز در آن شریک می دانیم .

ای جاهل ساکت شو ! نیتت صحیح نیست ؛ مگر با محبتت به پیامبرت . او کسی است که در قیامت دستت را می گیرد و کمکت می کند و تمام خلق را شفاعت می کند .

مجری :

شیخ علی جمعه ، مفتی سابق مصر و در حال حاضر در بخش فقهی دانشگاه الازهر مشغول هستند. این نظر اهل سنت و یک عالم اهل سنت است . ایشان نظر علمای اهل سنت و مذاهب اربعه را در این زمینه نقل کردند . ایشان در ابتدا به دو روایتی که در شبکه های وهابی مورد استناد است ، اشاره کردند . یک روایت که کاملا ضعیف است که می گوید : اگر کسی به غیر الله قسم بخورد ، مشرک است . این روایت را رد کردند .

روایت دیگر این بود که اگر کسی خواست قسم بخورد ، به خدا قسم بخورد و اگر غیر از این بود ، سکوت کند . ایشان در مورد این روایت توضیح دادند و دیدگاه اهل سنت در مورد این روایت که اصلا علمای مذاهب اربعه ، در واقع حرمت را اصلا قبول ندارد ؛ بلکه قائل به کراهت هستند . اما کراهت به چه معنا ؟ به این معنا که اگر کسی قسم به غیر الله نخورد ، بهتر است ؛ اما اگر کسی به پیامبر (صلی الله علیه وآله) قسم بخورد ، اشکالی ندارد و گناهی ندارد و به خاطر این عمل عذاب هم نخواهی شد .

در این جا نظر احمد بن حنبل خیلی جالب بود که حتی بر خلاف شیعه عقد شرعی هم جاری می شود . اما شیعه میگوید : فقط باید قسم به الله باشد تا عقد شرعی جاری شود .

ما منتظر هستیم که آیا شبکه های وهابیت و علمای آن ها ، احمد بن حنبل را به خاطر این نظر، که از دید آن ها تعظیم احمد بن حنبل در حد الله است ، او را تکفیر خواهند کرد یا خیر ؟

پایان کلیپ هم خیلی جالب بود که لفظ جاهل را در مورد کسانی که این نظرات عجیب و غریب را می دهند ، به کار برد که طبیعتا متوجه وهابیت بود . در بخش دوم هم که شفاعت و توسل را هم در بر داشت .

استاد یزدانی :

بنده نظر احمد بن حنبل را به صورت مفصل از کتاب های خودشان و کتاب های حنابله و دیگر علمای اهل سنت خواهم آورد که تصریح کردند نظر احمد بن حنبل همین بوده که به تفصیل خواهیم پرداخت .

بنده یک روایت از منابع اهل سنت با سند صحیح از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بخوانم که آن حضرت قسم یاد کرده اند . روایات در این زمینه فراوان است و پیامبر (صلی الله علیه وآله) در منابع متعدد به جان خود یا به جان بعضی افراد قسم یاد کرده اند .

کتاب مسند امام احمد بن حنبل ، متوفای ۲۴۱ ، با تحقیق شعیب الارنؤوط وهابی ، چاپ مؤسسه الرساله بیروت ، جلد ۲۳ ،‌صفحه ۱۴۸ ، روایت ۱۴۸۲۴ که داستان مفصلی دارد تا این که در صفحه ۲۵۱ کلامی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را نقل می کند :

فقال لعمری ما نَفَعْنَاکَ لِنُنْزِلَکَ عنه …

پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) به شخصی که در مقابلشان است ، قسم می خورند که به جانم قسم .

پیامبر (صلی الله علیه وآله) در این جا به جان خود قسم می خورد که جان پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم که غیر از خداوند است و این روایت صریح و واضح و روشن ثابت می کند که قسم به جان پیامبر (صلی الله علیه وآله) جایز است . محقق هم در پاورقی می گوید :

اسناده صحیح

سند روایت صحیح است .

مسند احمد ، با تحقیق شعیب الارنؤوط وهابی ، چاپ مؤسسه الرساله ، ج ۲۳ ، ص ۲۵۱ ، روایت ۱۴۸۲۴

بعضی از شبکه های وهابی فریاد می زدند که هیچ روایت صحیحی از پیامبر (صلی الله علیه وآله) وجود ندارد که به غیر خدا قسم خورده باشند . این هم روایتی که سندش صحیح است و دقیقا به غیر خدا قسم خورده اند .

مجری :

شاید در این جا اشکالی یا سؤالی مطرح شود که لفظ ” لعمری ” قسم به حساب می آید ؟

استاد یزدانی :

ما در بحث قسم دو موضوع داریم که یک بحث قسم شرعی است که اگر در این بخش ، کسی که قسم می خورد و انجام ندهد ، باید کفاره آن را پرداخت کند که مقدار کفاره در فقه همه مذاهب آمده که آن قسم باید کلمه والله و بالله وتالله است . تمام مسلمانان بر این مسأله اجماع دارند غیر از احمد بن حنبل که آقای علی جمعه هم گفتند . همه اعتقاد دارند که در بحث قسم شرعی که می خواهد قسم بخورد ، باید حتما با صیغه والله وبالله وتالله باشد . مثلا در دادگاه وقتی می خواهند قسم بخورند ، باید قسم با این صیغه یاد شود . در این بحث هیچ کس شک و شبهه ای ندارد و مسلمانان همه بر آن اتفاق نظر دارند .

اما یک قضیه دیگر در بحث های عادی است که مثلا من در دادگاه نیستم که قسم بخورم یا نمی خواهم قسم بخورم که حتما این کار را انجام می دهم ، این قسم شرعی نیست . در گفتگو های عادی می توانم مثلا بگویم به جانم قسم ، یا به کعبه قسم ، یا به قرآن قسم ، آیا چنین قسم خوردنی جایز هست یا نیست . این بحثی است که بین وهابیت و مسلمان ها اختلافی است و تمام مسلمانان آن را جایز می دانند و حداکثر مکروه است ؛ اما وهابی ها آن را شرک می دانند .

اما در مورد لفظ ” لعمرک ” قسم هست یا نیست ، یکی از کارشناسان وهابی ، آقای دهقان که کلیپ آن را هم پخش کردیم ، گفتند : لعمری اصلا قسم نیست . چه کسی گفته قسم است ؟

شما آقای دهقان ! چون اهل تدلیس هستید ، در این جا هم تدلیس کردید . بله ، قسم هست ؛ اما قسم شرعی نیست . ما هم نگفتیم که قسم شرعی است . کسی که به جان خودش قسم بخورد ، عقد یمین نمی شود و کفاره ندارد . مثلا در دادگاه بگوید : آقای فلانی ! اگر این کار را انجام ندادی ، قسم بخور. آن شخص هم بگوید : به جان خودم یا به جان آقای قاضی انجام ندادم . جان تو که برای هیچ کس ارزش ندارد . این قسم که شرعی نیست و هیچ کس برای آن اعتباری قائل نیست . بلکه قسمی که می خورد باید با صیغه والله و تالله و بالله باشد .

اما در مورد این که قسم به غیر خدا هست یا نیست ، این حرف کاملا غیر منطقی است . بنده برای آقای دهقان احترام قائل هستم ؛ چون مؤدبانه صحبت می کند . اگر در کنار آن دزد پارچه فروش بی دین تن فروش نبود ، بنده مفصل با ایشان وارد بحث می شدم و همه مواردی را که با هم اختلاف داریم را بحث می کردیم . اما چون در شبکه ای است که یک ناصبی پلید در آن جا است ، حتی نمی توانیم از ایشان کلیپی پخش کنیم .

ایشان می گفت ” لعمرک ” قسم نیست . در قرآن کریم آیه ای است که تمام مسلمانان بالاستثناء آورده اند که این قسم است . در سوره مبارکه حجر ، آیه ۷۲ از زبان حضرت لوط مطالبی را خداوند مطرح می کند که وقتی آن ها می خواستند آبروی حضرت لوط را ببرند ، ایشان فرمودند :

قَالَ هَؤُلَاءِ بَنَاتِی إِنْ کُنْتُمْ فَاعِلِینَ (۷۱) لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ

این ها دختران من هستند .

علما گفته اند که آیه بعدی جمله معترضه است که خداوند خطاب به پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) می فرماید :

قسم به جان تو ای پیامبر !

بعضی ها هم گفته اند : لعمرک ، خطاب به حضرت لوط یا ملائکه است که ملائکه آمدند و به جان حضرت لوط قسم خوردند که آن ها در همان سکرت و دیوانگی و غفلت خود غرق هستند . واضح و روشن است که ” لعمرک ” قسم است . آیا قسم هست یا نیست ؟

بنده نظر مفسرین اهل سنت را نشان می دهم که تصریح کردند کلمه ” لعمرک ” قسم است . تفسیر روح المعانی ، تألیف آلوسی سلفی ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، جلد ۷ ،‌ صفحه ۳۱۵ ذیل آیه ۷۲ حجر می گوید :

) لعمرک ) قسم من الله تعالى بعمر نبینا صلى الله تعالى علیه وسلم ما علیه جمهور المفسرین .

وأخرج البیهقی فی الدلائل وأبو نعیم وابن مردویه وغیرهم عن ابن عباس رضی الله تعالى عنهما قال : ما خلق الله تعالى وما ذرأ وما برأ نفسا أکرم علیه من محمد e وما سمعت الله سبحانه أقسم بحیاه أحد غیره

لعمرک ، خداوند در این جا به جان و عمر پیامبر ما قسم خورده . این نظر جمهور مفسرین است . بیهقی در دلائل و ابونعیم و ابن مردویه از ابن عباس نقل کرده است که می گفت : خداوند کسی را خلق نکرده که گرامی تر از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) باشد و من نشنیدم که خداوند به جان کسی غیر از پیامبر (صلی الله علیه وآله) قسم بخورد .

آلوسی ، روح المعانی ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ،‌ ج ۷ ، ص ۳۱۵ ، ذیل آیه ۷۲ حجر

واضح است که کلمه لعمرک در آیه ۷۲ سوره حجر بیان شده ، قسم به جان پیامبر (صلی الله علیه وآله) است . علاوه بر این در صفحه بعد توضیح می دهد که بعضی ها ” لعمرک ” قسم خوردن ملائکه به جان حضرت لوط است که اگر این باشد ، خیلی به نفع ما است ؛ اما یک نظر است و دیدگاه همه نیست .

از طرف دیگر ، قاضی عیاض در کتاب الشفاء بتعریف حقوق المصطفی ، جلد اول ، با تحقیق عامر الجزار ، صفحه ۲۵ ، فصل ۴ می گوید :


فی قسمه تعالى فی عظیم قدره

 قال الله تعالى : لعمرک إنهم لفی سکرتهم یعمهون [ سوره الحجر – ۱۵ : الآیه ۷۲ ] . اتفق أهل التفسیر فی هذا أنه قسم من الله جل جلاله بمده حیاه محمد e ، وأصله ضم العین ، من العمر ، ولکنها فتحت لکثره الإستعمال . ومعناه : وبقائک یا محمد وقیل : وعیشک . وقیل : وحیاتک .

اهل تفسیر همه اتفاق نظر دارند که خداوند در این آیه قسم به مدت زندگانی رسول الله (صلی الله علیه وآله) خورده است . معنای آن این است که قسم به حیات تو ای رسول من !

در این جا ” واو ” واو قسم است که قسم به زندگی تو ، قسم حیات تو می باشد .

قاضی عیاض ، الشفاء ، ج ۱ ، با تحقیق عامر جزار ، ص ۲۵ ، فصل ۴

آقای قرطبی هم این مطالب را به صورت مفصل در کتاب جامع الاحکام القرآن ، متوفای ۶۷۱ هـ ، با تحقیق دکتر عبد الله بن عبد المحسن الترکی ، چاپ مؤسسه الرساله ، جلد ۱۲ ، صفحه ۲۲۸ در ذیل آیه ۷۲ حجر می گوید :

فیه ثلاث مسائل : الأولى قال القاضی أبو بکر بن العربی : قال المفسرون بأجمعهم أقسم الله تعالى ها هنا بحیاه محمد e تشریفا له أن قومه من قریش فی سکرتهم یعمهون وفی حیرتهم یترددون قلت : وهکذا قال القاضی عیاض : أجمع أهل التفسیر فی هذا أنه قسم من الله جل جلاله بمده حیاه محمد e وأصله ضم العین من العمر ولکنها فتحت لکثره الاستعمال ومعناه وبقائک یامحمد وقیل وحیاتک وهذا نهایه التعظیم وغایه البر والتشریف قال أبو الجوزاء : ما أقسم الله بحیاه أحد غیر محمد e لأنه أکرم البریه عنده .

در این آیه سه مسأله است . مسأله اول : قاضی ابوبکر بن عربی گفته : تمام مفسرین اجماع دارند که خداوند در این آیه ،‌به حیات رسول خدا (صلی الله علیه وآله) قسم خورده تا به آن حضرت شرافت بدهد و ایشان را تکریم کند .

همه علمای اهل سنت گفته اند : لعمرک ، قسم است .

هم چنین قاضی عیاض هم گفته : اهل تفسیر همه اتفاق نظر دارند که خداوند در این آیه قسم به مدت زندگانی رسول الله (صلی الله علیه وآله) خورده است .

در صفحه بعد از دیگران نقل می کند :

ابوجوزا می گوید : خداوند در این آیه به جان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) قسم خورده .

قرطبی ، جامع الاحکام القرآن ، با تحقیق دکتر عبد الله بن عبد المحسن الترکی ، چاپ مؤسسه الرساله ، ج ۱۲ ، ص ۲۲۸

ابوحیان اندلسی هم دقیقا همین مطلب را بیان کرده . در تفسیر بحر المحیط ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، جلد ۵ ، با تحقیق شیخ عادل احمد عبد الموجود و شیخ علی محمد معوض ، صفحه ۴۴۹  ذیل آیه ۷۲ از سوره حجر می گوید :

. واللام فی لعمرک لام الابتداء ، والکاف خطاب للوط علیه السلام ، والتقدیر : قالت الملائکه للوط لعمرک ، وکنى عن الضلاله والغفله بالسکره أی : تحبرهم فی غفلتهم ، وضلالتهم منعهم عن إدراک الصواب الذی یشیر به من ترک البنین إلى البنات . وقیل : الخطاب للرسول e ) ، وهو قول الجمهور ابن عباس ، وأبو الحوراء ، وغیرهما . أقسم تعال بحیاته تکریماً له .

کاف در این جا خطاب به حضرت لوط است و تقدیر این است که ملائکه به حضرت لوط گفتند : قسم به جان تو . بعضی ها هم گفته اند که خطاب به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است که این قول جمهور ابن عباس و ابن حوراء و دیگران است که خداوند در این جا به حیات پیامبر (صلی الله علیه وآله) قسم خورده تا ایشان را تکریم کند .

ابوحیان اندلسی ، بحر المحیط ، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت ، ج ۵ ، با تحقیق شیخ عادل احمد عبد الموجود و شیخ علی محمد المعوض ، ص ۴۴۹

نتیجه بحث این است که طبق روایتی که در مسند امام احمد بن حنبل نقل و شعیب الارنؤوط وهابی تفسیر کرده ، پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) به جان خود قسم خورده . پس حداقل یک روایت با سند صحیح ثابت شد که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به جان خود قسم خورده و اگر قسم به غیر خدا ، شرک باشد ، نعوذ بالله اولین مشرک خود رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است که حاشا و کلا مشرک آن هایی هستند که به پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) اتهام و توهین می کنند .

مجری :

پس هم طبق قرآن کریم و هم طبق روایات که یکی از آن ها مطرح شد ، هم پیامبر (صلی الله علیه وآله) به جان خود قسم خورد و هم خداوند به جان مبارک ایشان قسم خورده و ثابت است که اجماع مفسرین اهل سنت است که در این آیه قسم رخ داده و خداوند قسم خورده .

کلیپ بعدی ، یکی دیگر از علمای اهل سنت از الازهر است که نظر خود را در مورد قسم خوردن به غیر الله را بیان می کند .

کلیپ ۳ ) :

ابراهیم الشرقاوی ، عالم الازهر :

زمانی که یک نفر به شما می گوید : مثلا تو را به پیامبر قسم می دهم که یک لیوان آب به من بده ، اول باید بررسی کنیم آیا منظورت این است که در خواست می کنی یا برای تأکید بر کلامت چنین می گویی . مثلا به خاطر پیامبر یا به خاطر فرزندت این کار را انجام بده . یعنی درخواست یا تأکید بر کلام یا تقدیر کلام یا این که مثلا این کلمه است که از روی عادت ان را میگویی و یا این که منظورت تعظیم است . یعنی مثلا می گویی به جان پدرت و منظورت تعظیم پدر آن شخص است و این که او به منزله ی الله و در مقام الله است . این اولین چیز است که باید بررسی کنیم .

فرض کنیم منظور شخص درخواست یا تأکید بر کلامش یا تقدیر کلام و یا از روی عادت است . اگر این طور باشد به هیچ وجه اشکال ندارد . من این را از کجا می گویم ؟

بشنو که پیامبر همانطوری که در صحیح مسلم است ، هنگامی که کسی به نزد ایشان آمد و از ایشان سؤال کرد که یا رسول الله ! کدام صدقه پاداش بیشتری دارد ؟ پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند : به پدرت سوگند پاسخت را دریافت می کنی به کلمه ابیک ( به پدرت سوگند ) بسیار دقت کنید . پیامبر به پدر این مرد قسم می خورد و می فرمایند : به پدرت سوگند پاسخت را می گیری . هم چنین در صحیح مسلم ، ما الان فقط در مورد صحیح مسلم صحبت می کنیم ، حدیثی که در صحیح مسلم وارد شده است ، پیامبر زمانی که شخصی آمدند و پرسیدند : چه کسی سزاوارترین مردم به حسن صحبت و هم نشینی است ؟ فرمودند : به پدرت سوگند پاسخت را می گیری . آن شخص مادرت می باشد یعنی مادرت سزاوارترین مردم به حسن صحبت است .

مجری :

این هم یکی دیگر از علمای اهل سنت که گفتند : مطلقا اشکالی ندارد کسی که به غیر الله قسم بخورد و هیچ عقوبتی هم ندارد و شرک و کفر هم نیست ؛ مگر این که کسی به شیوه ای قسم بخورد که منظورش این باشد که آن شخص یا چیزی که به آن قسم می خورد ، همتراز خداوند است که احدی از مسلمانان هیچ گاه چنین قصدی نداشته و نخواهد داشت . پس قسم خوردن به غیر الله طبق نظر علمای اهل سنت ، هیچ اشکالی ندارد چه به ذوات مقدسه معصومین باشد یا پیامبری یا به اشیاء مقدسه مثل حجره الاسود یا کعبه و مانند آن اشکالی ندارد . فقط تفاوتی که وجود دارد این است که قسم به غیر الله ، شرعیت ایجاد نمی کند و موجب عقد یمین نمی شود ؛ هر چند که قول احمد بن حنبل در این زمینه ، مخالف سایر مسلمین است که اگر کسی به پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم قسم خورد ، موجب عقد شرعی می شود . اما روایتی که از صحیح مسلم آوردند ، استاد یزدانی عزیز به صورت مفصل توضیح خواهند داد .

استاد یزدانی :

دو روایتی که این عالم اهل سنت نشان داد را در آینده نشان خواهیم داد . قسم خوردن پیامبر (صلی الله علیه وآله) است که در صحیح مسلم نقل شده . حال چون بعضی های دیگر بیشتر از پیامبر (صلی الله علیه وآله) قبول دارند ،‌ یک روایت از صحیح بخاری بخوانم که قسم به جان خودش یاد شده است .

کتاب صحیح بخاری ، با تحقیق دکتر مصطفی دیب البغاء ،‌ چاپ دار ابن کثیر ، جلد ۴ ، صفحه ۱۷۳۱ ، کتاب التفسیر ، باب ۱۸۴ قوله حتی اذا استیأس الرسل ، روایت ۴۴۱۸ و ۴۴۱۹ :

روایت را نقل می کند که بحث است در این جا خداوند کذبوا گفته یا کذّبوا گفته ؟ در نسخه های امروز قرآن کریم کذبوا است ؛ اما روایتی که در این جا نقل شده ، عایشه قسم می خورد که کذّبوا بوده . توضیح روایت مربوط به بحث ما نیست .

قالت أَجَلْ لَعَمْرِی لقد اسْتَیْقَنُوا بِذَلِکَ …

عایشه گفت : قسم به جانم که پیامبران به این مسأله یقین دارند .

صحیح بخاری ، با تحقیق دکتر مصطفی دیب البغاء ، چاپ دار ابن کثیر ، ج ۴ ، ص ۱۷۳۱ کتاب التفسیر ، باب ۱۸۴ ، ح ۴۴۱۸ و ۴۴۱۹

عایشه به جان خودش قسم خورده . آیا عایشه خدا است یا غیر خدا است ؟ واضح است که غیر خدا می باشد . مگر وهابی ها چیز دیگری بگویند . این جا عایشه به جان خودش قسم خورده و ما هم از قرآن ثابت کردیم و مفسران اهل سنت و ده ها نفر از دیگران گفته بودند : لعمری یا لعمرک ، لفظ قسم است .

ترجمه صحیح بخاری ، تألیف عبد العلی نور احراری ، جلد ۵ ، انتشارات شیخ الاسلام احمد جام ، صفحه ۲۳۵ ، کتاب التفسیر ، باب ۶ ، روایت ۴۶۹۵ :

  قالت أَجَلْ لَعَمْرِی لقد اسْتَیْقَنُوا بِذَلِکَ …

در صفحه بعد ترجمه کرده :

عایشه گفت : به زندگیم سوگند که پیامبران آن را به یقین دانسته بودند .

ترجمه صحیح بخاری ، تألیف عبد العلی نور احراری ، ج ۵ ، انتشارات احمد جام ، ص ۲۳۵ ، کتاب التفسیر ، باب ۶ ، ح ۴۶۹۵

دیگر نمی توانند بگویند که این جا قسم نیست ، ما ترجمه آقای نور احراری را نشان دادیم که تصریح بود در این جا قسم است . به نظر شما آقایانی که می گویید قسم خوردن به غیر خدا شرک است ، عایشه به جان خودش قسم خورده ، در این جا چه حکمی دارد ؟ آیا این حکم را می توانید برای همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) استفاده کنید یا خیر ؟

این یک روایت در صحیح بخاری ، صحیح ترین کتاب شما و باترجمه ای که خودتان کرده بودید . همین روایت در صحیح مسلم در یک داستان دیگر بیان شده . صحیح مسلم ، جلد ۲ ، با تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی ، چاپ دار احیاء الکتب العربیه ، کتاب الحج ، باب ۳۵ ، حدیث ۲۱۹ روایتی را نقل می کند که در خصوص تعداد عمره هایی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) اختلاف دارند :

فقالت یَغْفِرُ الله لِأَبِی عبد الرحمن لَعَمْرِی ما اعْتَمَرَ فی رَجَبٍ ….

عبد الله بن عروه بن زبیر نقل می کند که من با عبد الله بن عمر به حجره عایشه تکیه داده بودیم و صدای مسواکش را می شنیدیم . من از او سؤال کردم که آیا پیامبر (صلی الله علیه وآله) در ماه رجب هم انجام داده . عمر گفت : بله انجام دادند . می گوید : به عایشه گفتم ای مادر ! شنیدی که عبد الله بن عمر چه گفت ؟ عایشه گفت : چه گفته ؟ گفت : پیامبر(صلی الله علیه وآله) در ماه رجب عمره انجام داده . عایشه گفت : خدا ابی عبد الرحمن (عبد الله بن عمر ) را ببخشد . قسم به جانم که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در ماه رجب عمره انجام نداده .

صحیح مسلم ، ج ۲ ، با تحقیق محمد فؤاد عبد الباقی ، چاپ دار احیاء الکتب ، کتاب الحج ، باب ۳۵ ، ح ۲۱۹

در یک مسأله ساده تاریخی که انجام داده یا نداده ، عایشه به جان خودش قسم خورد . آیا ایشان از نظر شما مشرک شده ؟

بعضی ها هم گفته اند که لفظ ” لعمری ” در این روایت قسم نیست . آقای نووی در شرح صحیح مسلم ، جلد ۸ ، چاپ مؤسسه قرطبه ، کتاب الحج ، باب ۳۵ ، حدیث ۲۱۹ ، صفحه ۳۲۴ :

فقالت یَغْفِرُ الله لِأَبِی عبد الرحمن لَعَمْرِی ما اعْتَمَرَ فی رَجَبٍ ….

قوله : (عن عائشه قالت : لعمری ما اعتمر فی رجب ) هذا دلیل علی جواز قول الانسان : لعمری وکره مالک لانه من تعظیم غیر الله تعالی ومضاهاته بالحلف بغیره .

این که عایشه گفت : به جانم قسم که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در ماه رجب عمره نرفته ، این جمله دلیل است که انسان می تواند به جان خودش قسم بخورد . اما مالک گفته : این قسم مکروه است . برای این که تعظیم غیر خدا است و خود را در برابر خدا قرار می دهد که این جایز نیست و مکروه است .

شرح صحیح مسلم ، تألیف نووی ، ج ۸ ، چاپ مؤسسه قرطبه ،‌کتاب الحج ، باب ۳۵ ، ح ۲۱۹ ، ص۳۲۴

البته در این جا نگفته اند که شرک است . عایشه هم که قسم خورده . آقایان وهابی به نظر شما عایشه کار بدی انجام داده ؟ آقای مالک عایشه کار مکروه انجام داده ؟ حداکثر مکروه است ؛ اما شرک نیست . مثل ابن تیمیه نیست که بگوید : قسم به غیر خدا ،‌شرک و قسم به خداوند ، توحید است . چرا در این جا عایشه به خدا قسم نخورد ؟ چون واضح است که قسم به غیر خدا ، اشکالی ندارد . اگر اشکال داشت و عایشه هم حتما به خداوند قسم می خورد .

پس تا این جا دو روایت ، یک روایت از صحیح بخاری و روایت دیگر از صحیح مسلم خواندیم که عایشه همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله) به جان خودش قسم خورده است .

مجری :

در برخی از کتب و برخی مقالات و سایت ها به روایت صحیح مسلم اشکال گرفته و گفته اند : آن بخشی که عایشه به جان خودش قسم خورده ، شاذ است و صحیح نمی باشد . آیا این اشکال وارد است ؟

استاد یزدانی :

اتفاقا بنده امروز برنامه آقای دهقان را می دیدم که ایشان هم همین اشکال را می گرفتند . شاذ است ؛ چون مسلم دو روایت آورده که در یک روایت این جمله را آورده و در روایت دیگر ، آن جمله را نیاورده است . نسائی همین روایت را آورده ؛ اما این جمله در آن نیست . البته این روایت عایشه را نمی گفت . ایشان روایتی را که عالم سنی در کلیپ خواند و در صحیح مسلم هست که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به جان خودشان قسم خورده بودند را می گفت . بنده آن روایت را به صورت مفصل نشان می دهم و بحث خواهم کرد .

ایشان می گفت : چون این جمله در یک روایت هست و در روایت دیگر این جمله نیست ، پس شاذ است . پس قابل پیروی نیست و ما به روایات مخالف آن را مراجعه می کنیم ؛ پس در این صورت شرک است . ایشان حدود یک ساعت در باره این روایات صحبت کرد که این روایات شاذ است .

آقای دهقان عزیز ! شما معنای کلمه شاذ را نفهمیده اید . در خود کلمه شاذ این معنا خوابیده که باید به روایات مخالف آن مراجعه کنید . علاوه بر این که صحیح بودن روایت شاذ ، اجماعی و قطعی است . تمام روات آن باید ثقه باشند ، از نظر حفظ روایت همه کامل باشند . در این شکی نیست . اما ما باید دو دسته روایت داشته باشیم . یک دسته روایاتی که مثلا گفته : نماز واجب است . یک دسته روایت یا یک روایت هم باید داشته باشیم که نماز واجب نیست . یعنی متن روایت مخالف داشته باشد که اگر مخالف نباشد ،‌شاذ محسوب نمی شود و تفرد می شود . روایتی که یک نفر نقل کرده و این شاذ مردود نیست .

بنده معنای شاذ را به آقای دهقان یاد دهم . در کتاب تدریب الراوی فی شرح تقریب النواوی ، تألیف جلال الدین سیوطی ، با تحقیق دکتر ابو معاذ طارق بن عوض الله بن محمد ، چاپ دار العاصمه ،‌ جلد اول ، صفحه ۳۶۷ نوع سیزدهم از انواع حدیث را نقل می کند :

النوع الثالث عشر الشاذ


هو عند الشافعی وجماعه من علماء الحجاز
ما روى الثقه مخالفا لروایه الناس لا أن یروی ما لا یروی غیره .

شاذ ، نزد شافعی و جماعتی از علمای حجاز این است که ثقه یک روایتی را نقل کند که مخالف و متضاد روایات بقیه باشد .

مثلا تمام مردم نقل کردند که مسواک زدن در فلان جا حرام است ؛ اما یک نفر بگوید : جایز است. این یک نفر روایتی را نقل کرده که دقیقا مخالف روایت بقیه مردم است . به این معنا نیست که یک روایتی را نقل کرده که دیگران نقل نکردند . دقیقا مثل همین روایتی که در صحیح مسلم از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل شده که مسلم در یک روایت این جمله را دارد و در روایت قبلی و بعدی ندارد . بخاری ندارد ، نسائی و ابوداود ندارد و فقط در صحیح مسلم آمده و این جمله را از یک راوی نقل کرده که ثقه است و در حقیقت همه روات آن ثقه هستند و در حفظ قوی هستند . اما روایتی و جمله ای را نقل کردند که بقیه نقل نکردند . این شاذ نمی شود و اصلا شامل تعریف شاذ نیست . این حرف شما کاملا خلاف نظر علمای اهل سنت است .

در ادامه آقای سیوطی نظرات دیگران را هم نقل می کند :

وقال الحاکم هو ما انفرد به ثقه ولیس له أصل بمتابع ) لذلک الثقه …

حاکم می گوید : منفرد باشد ومتتابع نداشته باشد .

تا این که در صفحه ۳۶۹ همه تعریف های قبلی را رد می کند و می گوید این نظرات صحیح نیستند . صحیح این است که ما تفصیل دهیم :

فالصحیح التفصیل فإن کان بتفرده مخالفا أحفظ منه وأضبط کان شاذا مردودا وإن لم یخالف الراوی فإن کان عدلا حافظا موثوقا بضبطه کان تفرده صحیحا …

اگر شخصی روایتی را نقل کند که مخالف روایاتی باشد که آن ها حافظ تر و ضابط تر از او هستند ، شاذی است که مردود می باشد .

مثلا روایتی را یک نفر نقل کند که دیگران مخالف آن را نقل کرده باشند و آن دیگران از نظر حفظ هم از این شخص قوی تر و ضابط تر هستند . این شاذ مردود می شود و مردود است .

اگر مخالفی نداشته باشد و اگر این شخص که تنها نقل کرده ، عادل و حافظ و موثوق باشد ،

مثل همین روایتی که در مسلم هست ، مخالف نداریم ؛ ولی راوی هم عادل هست و هم موثوق به است و هم از نظر ضعف هیچ اشکالی ندارد ،

در این صورت نقل به تفرد ایشان صحیح است .

جلال الدین سیوطی ،‌تدریب الروای ،‌ با تحقیق دکتر ابو معاذ طارق بن عوض الله بن محمد ، چاپ دار العاصمه ، ج ۱ ، ص ۳۶۷  به بعد

روایت صحیح می شود . بقیه نقل نکردند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به جان پدر آن شخص قسم خورده ، اما یک راوی نقل کرده . اگر بقیه مخالفش را نقل می کردند ، مثلا می گفتند پیامبر (صلی الله علیه وآله) قسم نخورد و این شخص بگوید : قسم خورد ، این دو متضاد می شود و چون شاذ است و در برابر آن ها کم است ؛ پس آن ها مقدم می شوند . اما در این جا چنین چیزی نیست . بقیه نقل نکردند ؛ اما این راوی شنیده و نقل کرده ، به خاطر همین کان تفرده صحیحا .

باز هم آقای دهقان همین کتاب را مطالعه کنند و معنای کلمه شاذ را یاد بگیرند و بعد از آن یک ساعت در مورد شاذ صحبت کنند و بخواهند روایت صحیح مسلم را رد کنند . روایت کاملا واضح و روشن است که ما هفته آینده روایت را هم نشان خواهیم داد .

مجری :

این هم در مورد اشکالی که برخی از باب شوذوذ بر قسمتی از متن روایت وارد می کنند . چون طبیعتا به دلیل این که در صحیح مسلم است ، نمی توانند اشکال سندی بگیرند . از همین جهت روی متن اشکال وارد می کنند که دیدم در حقیقت خلط بین دو بحث شوذوذ بخشی از روایت و تفرد یک راوی بود که تفرد راوی ثقه و ضابط و عادل هیچ اشکالی وارد نمی کنند و طبق نظر جمهور علمای اهل سنت قابل قبول است .

تماس بینندگان

بیننده : حسین از خوزستان ـ اهل سنت

استاد یزدانی ! منظور از قسمی که ما میگوییم مشکل دارد ، این است بگویم خدایا من تو را به ام المؤمنین عایشه قسم می دهم یا تو را به حضرت علی قسم می دهم .

استاد یزدانی :

شما بین توسل و قسم خوردن خلط کرده اید . این که شما بگویید خدایا قسم می دهم به جان رسول الله یا قسم به جان شخص دیگر ، توسل است نه قسم که علمای شما به آن اشکال نگرفته اند . ما در این باره کلیپ پخش کردیم . اما این قسم به آن قسم کاملا متفاوت است و شما خلط مبحث کرده اید .

بیننده :

استاد یزدانی ! من الان خدا را قسم می دهم .

استاد یزدانی :

این توسل است و علما آن را جایز دانسته اند .

بیننده :

مثلا برای من قضیه ای پیش می آید . من قسم می خورم که به جان خودم این قضیه درست است.

استاد یزدانی :

این قضیه را می گویند : قسم به غیر خدا است و شرک می دانند . مثلا شما قسم بخور که من سنی هستم ، در این صورت شما کافر می شوید . بنده از ابن عثیمن نشان دادم که می گوید :

الحلف بغیر الله عزوجل مثل ان یقول وحیاتک او حیاتی ، او والنبی ،او والسید الرئیس ، او والشعب ، اوما اشبه ذلک، کل هذا محرم بل هو من الشرک ….

قسم به غیر خدا ، این که کسی بگوید : قسم به زندگی تو یا قسم به زندگی من یا به جان پیامبر ، یا جان رئیس … همه این ها حرام است ؛ بلکه شرک است .

بیننده :

یعنی اگر من به جان خودم قسم بخورم ، شرک انجام دادم .

استاد یزدانی :

وهابیت این کار را شرک می دانند .

بیننده :

توسل این است که من می گویم خدایا به خاطر حضرت علی کاری انجام بده .

استاد یزدانی :

این که توسل به غیر ذات است و خیلی ها آن را جایز می دانند . حتی ما از شبکه های وهابی پخش کردیم که توسل به غیر ذات اشکالی ندارد .

بیننده :

یعنی اگر من بگویم خدایا من تو را به حضرت علی قسم می دهم ، مشکلی ندارد ؟

استاد یزدانی :

نه ، چه اشکالی دارد . شما خدا را به کسی قسم می دهید که نزد خداوند با ارزش است . در قرآن هم آمده که لعمرک ، خداوند قسم می خورد .

استاد یزدانی :

امام حسین (علیه السلام) برای ما اهمیت دارد و حضرت را دوست داریم . بنده این را می گویم که اگر کسی را قسم دهم ،‌ این کار اشتباه و شرکی است .

استاد یزدانی :

نظر شما کاملا محترم و مخالف نظر تمام وهابیت می باشد . ابن عثیمن می گوید : قسم به غیر خدا ، این که کسی بگوید : قسم به زندگی تو یا قسم به زندگی من یا به جان پیامبر ، یا جان رئیس … همه این ها حرام است ؛ بلکه شرک است . چون تعظیم غیر خدا است .

بیننده :

بنده به این شبکه ها زنگ می زنم و می خواستم از این شبکه ها سؤال کنم .

استاد یزدانی :

شما اگر خواستید که با آن شبکه ها تماس بگیرید ، آدرس این مطلب را هم بیان کنید که مجموع فتاوی ، تألیف ابن عثیمن ، جلد ۲ ، چاپ دار الوطن ، صفحه ۲۱۵ ، استفتاء ۲۸۰ .

بیننده :

بنده برنامه شما را می دیدم که سؤال مطرح شد که چه اشکالی دارد که من بگویم به جان خودم .

مجری :

شما با آن ها تماس بگیرید و بپرسید که این چه دلیلی دارد که باعث شرک می شود ؟ ببینید که جواب آن ها چه است . بر خلاف نظر علمای اهل سنت که گفته اند : هیچ شرکی نیست و هیچ اشکالی مطلقا ندارد .

استاد یزدانی :

توسلی هم که شما می گویید : توسل به جاه است که حتی کارشناسان وهابی هم آن را جایز می دانند . اگر هم بعضی از آن ها شرک می دانند ،‌ شرک اصغر است . خدایا تو را به مقام پیامبر (صلی الله علیه وآله) قسم می دهم . این که اشکالی ندارد ، تو از خدا می خواهی .

بیننده : جناب قزل از گلستان ـ اهل سنت

بنده اهل سنت هستم و می خواستم در مورد توسل مطلبی را بیان کنم . ما در این جا در کنار برادران شیعه زندگی می کنیم . حدود ده سال است که ازدواج کردم ؛ اما هنوز بچه دار نشدم . همسایه ای دارم که به همسرم اصرار کردند که به سفر مشهد برویم . ابتدا بنده تمکین نمی کردم ؛ اما در آخر به سفر مشهد رفتیم . با توجه به چیزی که ما عقیده داشتیم ، به امام رضا توسل کردیم . سال آینده خداوند به من یک دختر عطا کرد و این مسأله را با توسل به امام رضا برایم اتفاق افتاد . شاید خیلی از دوستان به این قضیه اعتقادی نداشته باشند ؛ اما برای بنده ثابت شد .

مجری :

ما هم خدا را شکر می کنیم که الطاف و معجزات اهل بیت (علیهم السلام) شامل همه انسان ها چه شیعه و چه سنی و حتی غیر مسلمان ها می شود و هر کس در هر جای دنیا به آن عزیزان توسل کنند ، حتما پاسخ می گیرند .

استاد یزدانی :

ما از این برادر عزیز تشکر می کنیم که حقایق را بیان کردند . ائمه ما قطعا همین طور هستند . ما نه تنها از اهل سنت که در حرم های ائمه (علیهم السلام) شفا گرفتند ؛ بلکه غیر مسلمان ها هم بودند که شفا گرفتند که داستان های آن ضبط شده و مفصل است .

 

بیننده : علی از آمریکا ـ شیعه

در مورد مسأله شرک ، خود این هایی که صحبت از شرک می کنند ، باید بدانند که خودشان مشرک هستند ؛ چون آمده اند و خود را شریک خدا و پیامبر (صلی الله علیه وآله) قرار داده و قوانین اسلامی را می خواهند بیان یا تبین کنند . این ها خودشان هیچ حقی از لحاظ شریعت و قوانین اسلامی ندارند که در مورد این قوانین صحبت کنند ؛ چون خداوند عظیم الشأن همان خدایی که این ها سنگش را به سینه می زنند ، همانند شیطان که سنگ خدا را به سینه می زد ، این ها هم همین طور هستند .       قوانین اسلامی یا از خداوند در قرآن آمده یا از پیامبر (صلی الله علیه وآله ) می آورد که سنت واضح است و آن هم بیان کرده که هم به قرآن و هم به عترت چنگ بزنید . یعنی اگر شما در مورد قرآن صحبت می کنید که عترت بیان نکرده ، سندیتی ندارد . شما نمی توانید رجوع کنید و بخواهید دیگران را متهم به غیر از آن کنید .

بنده از برادران و خواهران اهل سنت تقاضا می کنم و آن ها را به مقدساتشان قسم می دهم که آیا قرآن و عترت ، هردو را چنگ می زنند ؟ آیا از هر دو آگاه هستند ؟ آیا مطالعه می کنند ؟ اگر چنین است که واقعا اهل سنت هستند ؛ اما اگر نیست ، خواهش می کنم که به خدا و پیامبر (صلی الله علیه واله) تهمت نزنید . چرا که ما هر چه با آن ها صحبت میکنیم ،‌ قرآن و سنت را بیان می کنند . این را پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلی الله علیه وآله) مطرح نکرده اند . چرا این تهمت را می زنید . شما باید فردای قیامت جواب گوی ایشان باشید .

آیا شما خواهران و برادران اهل سنت می خواهید از کسانی که نه تنها به قرآن و عترت چنگ نزدند ؛ بلکه با آن ها جنگیدند ،‌ پیروی کنید و انتظار سعادت دنیا و آخرت را داشته باشید .

استاد یزدانی :

جمع بندی مطالب امشب این است که ما ابتدا دیدگاه علمای وهابی از جمله ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب را گفتیم که همه مدعی بودند قسم به غیر خدا ، شرک است . مثلا اگر کسی بگوید : قسم به جان خودم یا قسم به جان تو ! این شرک و کفر است . کلیپ هم پخش کردیم که کارشناسان وهابی هم دقیقا همین را گفتند که قسم به غیر خدا ، شرک است .

ما روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خواندیم که آن حضرت به جان خودشان قسم خورده بودند . سند روایت هم کاملا صحیح بود . از قرآن هم ثابت کردیم که لفظ ” لعمری یا لعمرک ” قسم است و خداوند در آیه ۷۲ از سوره حجر به جان پیامبر (صلی الله علیه وآله) قسم خورده و از ماده لعمرک استفاده کرده که قطعا لام در این کلمه ، لام قسم است و علمای اهل سنت و مفسران آن ها تصریح کرده بودند که قسم به جان پیامبر یا قسم ملائکه به جان حضرت لوط است .

هم چنین دو روایت از صحیح بخاری و صحیح مسلم خواندیم که روایت صحیح بخاری واضح بود که عایشه به جان خودش قسم می خورد که آیه به این صورت است . در حالی که آیه در قرآن های امروزی به صورت دیگر و قرائت دیگری است . هم چنین در صحیح مسلم روایت دیگری خواندیم که باز هم عایشه در آن به جان خودش قسم خورده بود که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در رجب به عمره نرفته .

گفتیم که ممکن است به این روایت اشکال کنند که این روایت شاذ است . ما گفتیم به هیچ وجه نمی تواند این روایت شاذ باشد و حداکثر تفرد راوی است که تفرد راوی ثقه ضابط عادل ، اشکالی ندارد . همانطوری که علمای شما در کتاب های خود گفته اند که تفرد راوی ثقه صحیح است . انکار روایت صحیح ، خصوصا روایت صحیح بخاری و صحیح مسلم ، طبق گفته علمای وهابی کفر است و حداقل اگر استحباب آن را ثابت نکند ، جواز آن را ثابت می کند .

ان شاء الله در هفته های بعد دیدگاه احمد بن حنبل و سایر علمای اهل سنت و دیدگاه اهل بیت (علیهم السلام) را مطرح خواهیم کرد و به برخی از روایاتی که علمای وهابی در شبکه های خود بیان کردند ، پاسخ خواهیم داد .

بنده باز هم تأکید می کنم که اگر آقای دهقان از این شبکه دزدان دریایی و از این شبکه نواصب و پلید و خبیثی که به اهل بیت (علیهم السلام) جسارت کردند ، بیرون بیایند ، حاضر هستم که همه این مباحث اختلافی بین مسلمانان و وهابیت را بحث کنیم و هیچ ابایی هم از بحث کردن نداریم و اگر حرفی را بتوانند ثابت کنند ، آن را می پذیریم . اما در آن شبکه به هیچ وجه نمی توانیم ؛ چون آن ها ناصبی هستند و با انسان های ناصبی نمی شود بحث کرد .

مجری :

از شما استاد یزدانی عزیز و شما بینندگان ارجمند که ما را تا این ساعت از برنامه همراهی کردید ، تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار و نگهدارتان