از دیدگاه ابن تیمیه و پیروان او ، قسم به غیر خدا شرک است ؛ اما خود و دیگر علمای اهل سنت شهادت داده‌اند که احمد بن حنبل سوگند یادکردن به حق رسول خدا صلی الله علیه وآله نه تنها اشکالی ندارد؛ بلکه قسم شرعی و یمین به شمار می‌آید.

آیا احمد بن حنبل مشرک بوده است؟

 

تفاوت دیدگاه وهابیت با سایر مسلمانان در مبحث قسم به غیر خدا (۳)

برنامه : راه و بی راه

تاریخ : ۰۶ / ۱۰ / ۹۵

مجری:

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجّل فرجهم

خدمت شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت عرض سلام و ادب و احترام دارم . به برنامه راه و بی راه خوش آمدید . امیدواریم که برنامه دیگری را به خوبی ، با کارشناسی استاد یزدانی ، تقدیم حضور شما کنیم .

استاد یزدانی :

بنده هم به نوبه خودم خدمت حضرتعالی و هم چنین خدمت همه بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت سلام و عرض ادب دارم .

مجری :

همان گونه که در کانال تلگرامی شبکه ولایت اطلاع رسانی شده ،‌ موضوع برنامه امشب ، ادامه مبحث قسم خوردن در منابع مخالفین شیعه و اهل سنت بود که نظرات وهابیت را بررسی و نقد کرده ، کلیپ هایی از آن ها را پخش نمودیم . ان شاء الله امشب ادامه آن مبحث و هم چنین ادعایی که وهابیت در مورد نظر شیعه و مطالبی که در کتب شیعه آمده را مطرح می کنیم . از استاد یزدانی عزیز تقاضا داریم اگر توضیحی در این باره وجود دارد ، بیان کنند .

استاد یزدانی :

بحثی که جدیدا پیش آمده ،‌ بحث تعطیلی برخی از شبکه های وهابی است . شبکه کلمه مدعی شده که ما چون بودجه نداریم ، شبکه را تعطیل کردیم . متأسفانه این ها همان طور که در برنامه هایشان دروغ می گویند و تزویر و تحریف میکنند ، در بحث تعطیلی شبکه هم به بیننده های خود دروغ گفته اند . واقعا ما نمی دانیم که در مورد بیننده های خود چه فکری کرده اند که این قدر واضح و آشکار دروغ می گویند . اگر شبکه کلمه را داشته باشید ،‌ الان کالر بار پخش می کنند . این کالرباری که پخش می کنند ، از نظر فنی هیچ تفاوتی با پخش فیلم یا پخش برنامه زنده ، ندارد . یعنی فرکانس فعال است و آن ها برای این فرکانش پول می دهند ؛ اما چون در ایام کریسمس قرار داریم ، کارمندای شبکه به مسافرت رفتند . حال ببینیم که بر می گردند یا نه . اما بینندگان عزیز یقین داشته باشند که بعد از تعطیلات عید کریسمس به همین فرکانس بر میگردند . الان هم مظلوم نمایی می کنند که ما پول نداریم و همان طور که آقای ملازاده گفت هدف آن ها فقط و فقط جمع کردن پول هستند . این ها پول فراوان دارند ؛ اما چون وقت پخش برنامه را ندارند ، میگویند : بودجه نداریم !

در هر صورت کار این ها غیر از دروغ و تزویر چیز دیگری نمی تواند باشد .

مجری :

این هم در مورد شبکه وهابی ـ تروریستی ـ داعشی کلمه که ادعا کردند ما می خواهیم شبکه را تعطیل کنیم . اما شبکه آن ها برقرار و پا بر جا است و بعد از تعطیلات کریسمس بر خواهند گشت . پس فریب ادعاهای این ها را نخوریم . قبلا هم این کار سابقه داشته و همین کاری که امسال کردند ، مشابه آن ها را قبلا هم انجام دادند .

اما موضوع برنامه امشب ادامه بحث قسم خوردن به غیر الله است که برخی از نظرات علمای اهل سنت و همچنین ادعاهایی که در مورد کتب شیعه بیان کردند ، باقی مانده بود .

استاد یزدانی :

ما بحث قسم را شروع کرده بودیم که ابتدا دیدگاه علمای سلفی و محمد بن عبد الوهاب و فرزندان و پیروانش را گفتیم که بعضی از آن ها به طور مطلق گفته بودند : قسم به غیر خدا ، شرک است . بعضی از آن ها هم گفته بودند : قسم خوردن به غیر خدا ، شرک اکبر نیست ؛ بلکه شرک اصغر است . در هر صورت فرقی نمی کند که شرک اکبر باشد یا شرک اصغر ، بالاخره قسم خوردن به غیر خدا از نظر وهابیت ، شرک است .

نظر ابن تیمیه در کتاب مجموع فتاوی ، جلد اول ، چاپ در عربستان سعودی ، صفحه ۸۱ صریح می گوید :

الحلف بغیر الله شرک والحلف بالله توحید ….

قسم به غیر خدا ، شرک است و قسم به خدا ، توحید است .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، با تحقیق عبد الرحمن بن محمد بن قاسم ، ج ۱ ، ص ۸۱

محمد بن عبد الوهاب هم در کتاب التوحید خود که در حقیقت کتاب التکفیر است و به مناسبت صدمین سالگرد حکومت آل سعود چاپ شده ، در باب ۴۱ ، صفحه ۱۱۰ سومین نتیجه ای که از آیه ۲۲ سوره بقره میگیرد این است :

قول الله تعالى : فلا تجعلوا لله أندادا وأنتم تعلمون سوره البقره : ۲۲

    …. الثالثه : أن الحلف بغیر الله شرک .

سومین نتیجه این که قسم به غیر الله ، شرک است .

محمد بن عبد الوهاب ، التوحید ، چاپ دانشگاه ریاض عربستان ، باب ۴۱ ، ص ۱۱۰

توضیح هم نمی دهد که این شرک اکبر است یا شرک اصغر . فقط فتوا داده که قسم خوردن به غیر خدا ، شرک است . پس تا این جا نظر وهابیت این شد که قسم خوردن به غیر خدا ، شرک است .

اما نظر سایر علمای اهل سنت کاملا بر خلاف این است . همگی بالاتفاق گفته اند : قسم خوردن به غیر خدا ، مکروه است. بنده این بحث را هم توضیح دهم که ما دو موضوع و دو بحث داریم که متأسفانه این شبکه های وهابی تفاوتی بین آن ها قائل نمی شوند و تزویر کرده و بیننده های خود را فریب می دهند . ما یک بحث قسم شرعی است که اصطلاحا به آن عهد یمین می گویند که مثلا لازم است که کسی در دادگاهی به عنوان شاهد قسم بخورد ، در چنین جاهایی اصلا قسم به غیر خدا ، جایز نیست و بلکه معصیت است . معصیت بودن یا نبودن آن اختلافی است . اما حداکثر این است که گناه می باشد . اگر انجام ندهد ، باید کفاره آن را بدهد . اگر هم به غیر خدا قسم بخورد ، هیچ تأثیری ندارد . یعنی اگر نزد قاضی هزار بار به جان خودش یا شخص دیگری قسم بخورد ، اثری ندارد و قاضی شهادت او را نمی پذیرد.

این یک بحث است که مورد اختلاف هیچ کسی نیست . اما یک زمان بحث عادی می شود . مثلا بنده می خواهم مسأله ای را برای مردم تبیین کنم . برای این که آن مسأله ثابت وقطعی شود ،‌به جان خودم هم قسم می خورم که روایات فراوانی در منابع شیعه وسنی داریم که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به جان خودش قسم خورده یا صحابه به جانشان قسم خوردند . این مسأله ای اختلافی بین تمام مسلمانان از یک طرف و وهابیت تکفیری از طرف دیگر است که وهابیت تکفیری این مسأله را شرک می داند . اما مسلمانان آن را شرک نمی دانند و حداکثر مکروه می دانند .

بر خلاف همه مسلمانان احمد بن حنبل از آن طرف بام افتاده و گفته : اگر کسی به جان پیامبر (صلی الله علیه وآله) قسم بخورد ،‌یمین محسوب می شود . در حالی که هیچ مسلمانی غیر از ایشان ای حرف را نزده اند و حنابله هم بالاتفاق گفتند : به دلیل این که احمد بن حنبل قسم خوردن به جان پیامبر (صلی الله علیه واله) را یمین شرعی حساب کرده ، ما هم یمین شرعی حساب می کنیم . ان شاء الله امشب به صورت مفصل این مطالب را نشان خواهم داد .

بنده این حرف ها را زدم تا آقایان کارشناسان شبکه های وهابی مقداری فکر کنند . میدانم که می دانند ؛ پس مردم را فریب ندهند واین دو مسأله را با هم خلط نکنند . بحثی که مورد اختلاف بین شما و تمام مسلمانان است ،‌یمین شرعی نیست . هیچ مسلمانی غیر از احمد بن حنبل نگفته است که قسم به غیر خدا ، موجب کفاره می شود . یا قسم به غیر خدا در دادگاه پذیرفته می شود . هیچ مسلمانی این حرف را نزده غیر از احمد بن حنبل که آن هم در مورد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است . این مسأله اصلا مورد بحث ما نیست .

بحث ما قسم خوردن های عادی به غیر خدا است که نه کفاره دارد و نه یمین شرعی به حساب می آید . شما این قسم را شرک می دانید ؛ اما ما یک مسأله عادی است و هیچ اثری ندارد و حداکثر مکروه است . علمای ما هم همه روایاتی که در این بحث آورده اند را حمل بر کراهت کردند .

مجری :

این هم توضیحات مختصر استاد یزدانی بود که در برنامه های قبلی صحبت کردیم . اقوالی از علمای اهل سنت باقی مانده بود که بعد از آن هم کلیپ هایی خواهیم شد که ببینیم چگونه تزویر و تدلیس در نقل روایات شیعه کرده اند که شیعه هم چنین دیدگاهی مانند وهابیت دارد و قسم خوردن به غیر خدا را شرک می داند .

استاد یزدانی :

حتی بعضی از احناف تصریح کردند که قسم به غیر خدا مکروه هم نیست . کتاب نذر و سوگند از دیدگاه فقه حنفی ، تألیف فیض محمد فرقانی ، چاپ نیکو در زاهدان ، صفحه ۳۵ :

سوگند به غیر خدا

مسأله : برخی می گویند : سوگند خوردن به غیر نام الله مکروه است ؛ ولی از دیدگاه عموم علماء مکروه نیست ، مخصوصا در زمان ما .

این جا از دیدگاه عموم علما ، علمای احناف است . در پاورقی هم میگوید :

والیمین بغیر الله مکروهه عند البعض وعند العامه العلماء لا تکره لانه یحصل بها الوثیقه فی العهود خصوصا فی زماننا (الهندیه)

یمین به غیر خدا مکروه است . اما در دیدگاه عامه علما مکروه نیست .

فیض محمد فرقانی ، نذر وسوگند از دیدگاه فقه حنفی ، چاپ نیکو در زاهدان ، ص ۳۵

این کتاب در دسترس همه است و هر کس بخواهد میتواند سفارش دهد و تهیه کند . اما آدرسی که ایشان داده بود . الفتاوی الهندیه ، تألیف شیخ نظام و گروهی از علمای هند ، چاپ دار الکتب العلمیه ، جلد دوم ، صفحه ۵۸ ، باب اول از کتاب الایمان :

   والیمین بغیر الله مکروهه عند البعض وعند العامه العلماء لا تکره لانه یحصل بها الوثیقه فی العهود خصوصا فی زماننا کذا فی الکافی .

یمین به غیر خدا از دیدگاه عامه علمای خودشان ، مکروه نیست . چون با این قضیه اعتماد حاصل می شود . در عهد ها و قسم ها ، اگر کسی به جان خود یا فرزندش قسم بخورد ، خصوصا در زمان ما که کسی نمی خواهد قسم شرعی بخورد و برای هر مسأله ای به نام خدا قسم بخورد .

شیخ نظام ، فتاوی الهندیه ، چاپ دار الکتب العلمیه ، ج ۲ ، ص ۵۸ ، باب اول از کتاب الایمان

مثلا اگر می خواهد کفشی بفروشد ، به خدا قسم بخورد که این از فلان شهر یا فلان کارخانه است. این درست نیست . این آقا میگوید : از دیدگاه عامه علمای (حنفی ) قسم خوردن به غیر خدا مکروه هم نیست .

اما در مورد احمد بن حنبل به صورت تفصیلی وارد این بحث شوم که ایشان قسم خوردن به جان پیامبر (صلی الله علیه وآله) را قسم شرعی دانسته و اگر کسی بر خلاف آن انجام دهد ، باید کفاره دهد و اگر کسی در دادگاه به جان پیامبر (صلی الله علیه وآله) قسم بخورد ، قاضی باید شهادتش را بپذیرد . همان طور که قسم به خداوند را می پذیرد . کتاب های متعدد این قضیه را آورده اند . بنده این مطلب را از مذاهب مختلف حتی از ابن تیمیه هم نشان می دهم .

کتاب المجموع شرح المهذب ، تألیف آقای نووی ، چاپ مکتبه السلفیه ، جلد ۱۸ ، صفحه ۱۸ :

وقال القرطبی لا تنعقد الیمین بغیر الله تعالی واسمائه وصفاته وقال الاحمد ابن حنبل : اذا حلف بالنبی صلی الله علیه وسلم انعقدت یمینه لانه حلف بما لایتم الایمان الا به فنلومه الکفاره کما لو حلف بالله .

قرطبی گفته عقد یمین به غیر خدا و اسماء و صفاتش منعقد نمی شود .

یعنی عقد یمین در صورتی که به نام خدا و صفات و اسماء خدا منعقد می شود .

اما احمد گفته : اگر کسی به پیامبر (صلی الله علیه وآله) قسم خورد ، عقد یمین منعقد می شود . چون قسم به چیزی خورده که ایمان به وسیله آن کامل می شود .

ما علاوه بر شهادت بر وحدانیت خداوند ، باید به نبوت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هم قسم بخوریم . کسی که به نبوت پیامبر (صلی الله علیه وآله) معتقد نباشد ، مسلمان نیست . ولو هزار بار بگوید : لا اله الا الله . اما پیامبر (صلی الله علیه وآله) را به عنوان رسول خدا قبول نداشته باشد ، مسلمان نیست . کسی که می خواهد مسلمان شود ، باید شهادتین را بگوید .

احمد بن حنبل به این مسأله استدلال کرده که اگر کسی شهادت به پیامبر (صلی الله علیه وآله) که جزء ایمان است ،قسم بخورد ، عهد یمینش منعقد شده و اگر انجام ندهد ، باید کفاره دهد .

همان طوری که اگر به خدا قسم بخورد ، اگر خلافش را انجام دهد ،کفاره لازم می شود ،‌ به پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم اگر قسم بخورد ، خلافش را انجام دهد ،‌ کفاره لازم می شود .

نووی ، المجموع شرح المهذب ، چاپ دار السلفیه ، ج ۱۸ ، ص ۱۸

این نص کلام آقای احمد بن حنبل بود . همین قضیه را آقای قرطبی مالکی در کتاب الجامع الاحکام ، با تحقیق دکتر عبد المحسن الترکی ، جلد ۸ ، چاپ مؤسسه الرساله بیروت ، صفحه ۱۳۲ در بحث سوره مائده آیه ۸۹ ، نکته یازدهم آورده :

وقال القرطبی لا تنعقد الیمین بغیر الله تعالی واسمائه وصفاته وقال الاحمد ابن حنبل : اذا حلف بالنبی صلی الله علیه وسلم انعقدت یمینه لانه حلف بما لایتم الایمان الا به فنلومه الکفاره کما لو حلف بالله .

قرطبی گفته عقد یمین به غیر خدا و اسماء و صفاتش منعقد نمی شود . اما احمد بن حنبل خلاف این قضیه را گفته و تصریح کرده : اگر کسی به پیامبر (صلی الله علیه وآله) قسم بخورد ، قسمش منعقد می شود .

قرطبی ، الجامع الاحکام ، با تحقیق دکتر عبد المحسن الترکی ، ج ۸ ، چاپ مؤسسه الرساله ، ص ۱۳۲

از این که بگذریم ، سراغ کتاب های آقایان حنبلی و پیروان احمد بن حنبل می رویم . کتاب المغنی ، بهترین کتاب فقهی و گسترده ترین کتاب آقایان حنبلی است . تألیف ابن قدامه مقدسی ، متوفای ۶۲۰ هـ ، با تحقیق دکتر عبد المحسن الترکی ، جلد ۱۳ ، چاپ دار عالم الکتب ، صفحه ۴۷۲ :

ولا تنعقد الیمین بالحلف بمخلوق کالکعبه والأنبیاء وسائر المخلوقات ولا تجب الکفاره بالحنث فیها هذا ظاهر کلام الخرقی وهو قول أکثر الفقهاء وقال أصحابنا الحلف برسول الله e یمین موجبه للکفاره وروی عن أحمد أنه قال إذا حلف بحق رسول الله e فحنث فعلیه الکفاره …

عقد یمین با قسم خوردن به مخلوقات منعقد نمی شود . مثل قسم به کعبه و قسم به انبیاء و سایر مخلوقات و اگر خلاف آن را انجام ندهد ، کفاره ای واجب نمی شود . این ظاهر کلام آقای خرقی است .

ایشان از بزرگان حنابله است .

قول اکثر فقها در مذاهب دیگر است . اصحاب حنبلی گفته اند : قسم به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) یمین شرعی محسوب می شود و اگر خلاف آن را انجام دهد ، باید کفاره بدهد . از احمد بن حنبل روایت شده که ایشان گفته : اگر کسی به حق رسول خدا (صلی الله علیه وآله) قسم خورد و آن را شکست ، باید کفاره آن را بدهد .

ابن قدامه مقدسی ، المغنی ، با تحقیق دکتر عبد المحسن الترکی ، ج ۱۳ ، چاپ دار عالم الکتب ،ص ۴۷۲

این نظر آقای احمد بن حنبل از کتاب های خود حنبلی ها بود . آقای ابن قدامه مقدسی هم تصریح می کند که این نظر همه حنابله است که قسم به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) یمین شرعی به حساب می آید .

ابن تیمیه هم در چندین جا از کتاب های خود به این مطلب اشاره کرده است . البته به یک یا دو روایت از احمد است که دروغ می گوید . اگر آن روایت صحیح و صریح بود ، قطعا آن را می آورد ، اما آن روایت را نمی آورد و می گوید : یکی از روایت ها این است .

کتاب مجموع فتاوی ، تألیف ابن تیمیه ، جلد اول ، با تحقیق عبد الرحمن محمد بن قاسم ، چاپ به دستور ملک فهد ، صفحه ۱۴۰ :

وسئل شیخ الإسلام رحمه الله تعالى هل یجوز التوسل بالنبى أم لا ؟

فأجاب الحمد لله أما التوسل بالإیمان به ومحبته وطاعته والصلاه والسلام علیه وبدعائه وشفاعته ونحو ذلک مما هو من أفعاله وأفعال العباد المأمور بها فی حقه فهو مشروع بإتفاق المسلمین وکان الصحابه رضى الله عنهم یتوسلون به فی حیاته وتوسلوا بعد موته بالعباس عمه کما کانوا یتوسلون به .

وأما قول القائل اللهم إنى أتوسل الیک به فللعلماء فیه قولان کما لهم فی الحلف به قولان وجمهور الأئمه کمالک والشافعى وأبى حنیفه على أنه لا یسوغ الحلف بغیره من الأنبیاء والملائکه ولا تنعقد الیمین بذلک بإتفاق العلماء وهذا إحدى الروایتین عن أحمد والروایه الأخرى تنعقد الیمین به خاصه دون غیره ….

وأحمد فی إحدى الروایتین قد جوز القسم به فلذلک جوز التوسل به ….

از ابن تیمیه سؤال می شود که توسل به پیامبر (صلی الله علیه وآله) جایز است یا جایز نیست ؟

جواب می دهد : توسل به ایمان پیامبر (صلی الله علیه وآله) و به محبت و طاعت او و صلوات و سلام بر او و به دعا و شفاعت او به اتفاق همه مسلمانان مشروع است .

توسل به دعای پیامبر (صلی الله علیه وآله) به چه صورت است ؟ غیر از این است که من به پیامبر (صلی الله علیه وآله) بگویم : یا رسول الله ! اشفع لنا عند الله . راه دیگری وجود ندارد . یا این که به خداوند بگویم خدایا به پیامبرت بگو که برای من دعا کند . این که نمی شود .

صحابه در زمان حیات آن حضرت ، به ایشان توسل می کردند . بعد از وفات آن حضرت به عمویشان عباس توسل می کردند .

اما این که کسی بگوید : خدایا به تو با واسطه پیامبر (صلی الله علیه وآله) به تو توسل می کنم . علما دو نظر دارند . همان طوری که در قسم به پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم دو قول است . جمهور ائمه مثل مالک و شافعی و ابی حنیفه گفتند : قسم خوردن جایز نیست .

که در این باره هم دروغ میگوید . آن چیزی که مالک و شافعی و ابوحنیفه گفته اند ، این قسم نیست ؛ بلکه بحث یمین شرعی است که جایز نیست به غیر خدا قسم بخورد . چون اصلا تأثیری ندارد . چیزی که در دادگاه پذیرفته می شود و اثر دارد و حنث قسمش کفاره دارد ، فقط قسم به خداوند است ؛ اما ایشان باز هم خلط مبحث میکند .

به اتفاق علماء قسم به ملائکه هم عقد یمین به حساب نمی آید .

ما هم این مطلب را قبول داریم .

اما روایتی دیگری از احمد نقل شده که یمین در صورتی که به پیامبر (صلی الله علیه وآله) قسم بخورد ، منعقد می شود ؛ اما اگر به غیر پیامبر (صلی الله علیه وآله) قسم بخورد ، یمین منعقد نمی شود .

دلیلش را هم در دیگر کتاب ها خواندیم که شهادت به رسالت پیامبر (صلی الله علیه وآله) جزء ایمان است . همان طور که اعتقاد به توحید جزء دیگری از ایمان است .

احمد در یکی از روایت های خودش قسم خوردن به پیامبر (صلی الله علیه وآله) را تجویز کرده و جایز دانسته . به همین دلیل هم میگوید : توسل به پیامبر (صلی الله علیه وآله) جایز است .

ابن تیمیه ، مجموع فتاوی ، چاپ به دستور ملک فهد ، جلد اول ، ص ۱۴۰

بنابر این خود ابن تیمیه در کتاب های مختلف و در جاهای مختلف این قضیه را آورده که احمد بن حنبل طبق یک روایت ، روایت دیگر را هم نمی آورد و تدلیس می کند . اگر آن روایت وجود داشت ، حتما می آورد . از کتاب های شافعی ها و حنابله ثابت کردیم که احمد بن حنبل قسم خوردن به حق پیامبر (صلی الله علیه وآله) را بر خلاف تمام مسلمانان ، یمین شرعی می داند .

بنابراین اجماع تمام مسلمانان غیر از احمد بن حنبل این است که قسم خوردن به غیر خدا ، یمین شرعی به حساب نمی آید . در دادگاه هم اثر ندارد و اگر برخلاف قسم عمل کرد ، کفاره ندارد . در این هیچ شک و شبهه ای نیست . خیلی ها هم گفته اند : مکروه است و خیلی ها هم گفته اند : گناه دارد . اما بالاتر از این را که شرک باشد ،‌ کسی غیر از وهابیت نگفته است . غیر وهابیت ، دیگر مسلمانان قسم خوردن به غیر خدا را در مسائل عادی شرک نمی دانند .

مجری :

تا این جا تمام آنچه وهابیت به آن معتقد هستند ، چه در کتبشان و چه در شبکه هایشان مطرح کردند را مورد نقد و بررسی قرار دادیم . جمهور علمای اهل سنت هم به تصریح خودشان ، قائل به جواز هستند و حداکثر آن را مکروه دانستند .

اما شبکه های وهابی از کتب شیعه هم روایاتی را آورده اند و اقوالی از علما را نقل کردند . اما این که این اقوال صحت دارد یا نه و این که آیا تدلیس کرده اند ، در کلیپ ها مشخص خواهد شد .

کلیپ ۱ ) :

دهقان ، کارشناس وهابی :

اجماع طائفه یعنی اجماع شیعه بر این است که قسم خوردن به غیر الله متعال ، قسم و یمین شمرده نمی شود و انسان به خاطر قسم خوردن ، حانث نمی شود . واجماعهم حجۀ ، اجماع طائفه هم حجت است و ایضا مطلبی که من می خواهم نشان دهم . وایضا فلا خلاف فی ان الحالف بغیر الله تعالی عاص مخالف لما شرع من کیفیۀ‌ الیمین ، و هیچ گونه اختلافی در میان شیعه وجود ندارد . ایشان در زمان خودشان که در قرن پنجم بودند که ایشان در سال ۴۳۶ وفات کردند . همچنین هیچ گونه اختلافی وجود ندارد در این که کسی به نام غیر الله قسم بخورد ، گنهکار است . مخالفا لما شرع من کیفیۀ الیمین ، با آن کیفیت مشروع قسم خوردن مخالفت کرده . یعنی کیفیت قسم خوردنی که به نام غیر الله است ، غیر مشروع است و هر کس به غیر مشروع قسم بخورد و به نام غیر الله قسم بخورد ، در واقع این شخص ، انسان گنهکاری است . فاذا کان انعقاد الیمین حکما شرعیا ، در صورتی که انعقاد یمین و سوگند یک حکم شرعی باشد ،  لم یقع بالمعصیۀ المخالفۀ للمشروع ، وقتی که انعقاد قسم یک حکم شرعی است ، این حکم شرعی با معصیت انجام نمی شود و صورت نمی پذیرد . یعنی قسم خوردن به نام غیر الله ، گناه و معصیت است و هر کس به نام غیر الله قسم خورد ، قسم او منعقد نمی شود .

مجری :

یعنی قسم حضرت عباس منعقد نمی شود .

دهقان :

منعقد نمی شود ، این خودش یک معما است .

مجری :

طبق ادعای آقای دهقان این یک معما است . ایشان فکر کردند یک فتح الفتوح کرده اند که اجماع شیعه بر این است که قسم خوردن به غیر الله منعقد نمی شود . خود ایشان هم می گوید : منعقد نمی شود ، شریعیت نمی آورد . ما نمی دانیم چرا ایشان فکر کرده چیزی را آورده که مخالف عقیده ما است یا این که این ، عین اعتقاد ما است .

استاد یزدانی :

همان طور که توضیح دادم ، ایشان در این جا تدلیس کرده و بین انواع قسم خلط کرده که آیا این قسم ، قسم شرعی است که باید در دادگاه پذیرفته شود یا حنث دارد یا ندارد ؟ کفاره دارد یا ندارد ؟ این بحث چیزی دیگری است با قسم خوردن در حرف های عادی که می زنیم .

عرب از قدیم الایام تا امروز ، ” لعمرک و لعمری و ابیک ” در سخنان عادی آن ها وجود دارد . این که این شرک است یا نیست ، یک بحث است ؛ اما این که یمین شرعی به چه چیزهایی و با چه کلماتی محقق می شود ، بحث دیگری است . این که سید مرتضی (ره) در کتاب انتصار ، صفحه ۳۵۳ تصریح می کند و توضیح می دهد ،‌ قسم شرعی است و همان طور که خودش گفت ، منعقد نمی شود .

والدلیل على أن ذلک لیس بیمین ولا یلزم فیه حنث إجماع الطائفه وإجماعهم حجه . وأیضا فلا خلاف فی أن الحالف بغیر الله تعالى عاص مخالف لما شرع من کیفیه الیمین فإذا کان انعقاد الیمین حکما شرعیا لم یقع بالمعصیه المخالفه للمشروع ، وأیضا فإن الأصل براءه الذمه من الحقوق ، ومن أثبت ذلک کان علیه الدلیل .

دلیل بر این است که قسم شرعی نیست و اجماع تمام شیعه این است که ملزم حنث نمی شود .

این مطلب را از هر شیعه ای بپرسید ، جواب می دهد . مثلا من می خواهم در دادگاه قسم بخورم . آیا به غیر خد قسم بخورم ، قسم منعقد می شود ؟ آیا قاضی این قسم را از من می پذیرد ؟ همه شیعه می گوید : اگر می خواهید در دادگاه شاهد باشید و قاضی از شما قسم خواسته ، فقط باید والله وتالله و بالله بگویید . یا به اسماء دیگر خداوند که آن در جای خود بحث دارد . بعضی ها منحصر در همین سه لفظ کردند و بعضی ها گفتند : به اسماء و صفات هم می شود .

و اجماع تمام شیعه حجت است .

این که اجماع تمام شیعه حجت است ، خودش در بحث اصول بحث مفصلی دارد که به چه دلیل حجت است . آقای دهقان ! ما که در این شکی نداریم . چرا بحث را خلط می کنید . این را همه شیعه می دانند و اصلا این بحث ربطی به قسم های عادی و روزمره مردم ندارد . اگر کسی به غیر خدا قسم بخورد ، همه شیعیان می گویند که یمین شرعی محسوب نمی شود و کسی قسم را بشکند و خلافش را انجام دهد ، هیچ کفاره ای ندارد و باعث هیچ گناهی هم نمی شود .

اما این که أن الحالف بغیر الله تعالى عاص مخالف لما شرع من کیفیه الیمین ، در همان دادگاه و در همان جایی که قسم شرعی نیاز است و به غیر خدا قسم بخورند . شرع به ما یاد داده که کیفیت یمین چه باشد که والله ، تالله و بالله است . اگر خلاف این را انجام دهد ،‌خلاف شرعی می کند و قطعا گناه است .

سید مرتضی ، الانتصار ، ص ۳۵۳

اما این که مکروه است یا این که گناه کبیره یا صغیره است ، بحث مفصلی دارد ؛ اما این آقای دهقان هیچ فتح الفتوحی انجام ندادید . فقط تدلیس کردید و دو بحث را با هم خلط نمودید که این خلاف مباحث علمی می باشد . ما از شما انتظار نداریم که این کار ها را انجام دهید .

 مجری :

اما این هم یک تدلیس در استدلال به کتب شیعه که می توانیم در ۹/۹۹ درصد موارد اگر نگوییم صد در صد ، در نقل از کتب شیعه تدلیس می کنند که بعضی اوقات ترجمه را دستکاری می کنند ، گاهی عین قول عالم را می خوانند ؛ اما همان را ترجمه می کنند ؛ اما میخواهند به مخاطب بگویند : نه ،این همان چیزی است که ما به شما میگوییم . مثل همان چیزی که آقای دهقان خواندند که لفظ یمین هم وجود داشت و عقد یمین بود و هیچ ارتباطی به قسم خوردن به غیر الله به صورت مطلق ندارد .

دروغ ایشان در نقل قول از سید مرتضی (ره) بود . کلیپ بعدی ،‌ایشان قولی را از علما نقل کرده و باز هم تدلیس می کنند .

کلیپ ۲ ) :

دهقان ، کارشناس وهابی :

در این جا هم روایاتی است که از قسم خوردن به نام غیر الله نهی کرده ، این روایت فوق حد تواتر است . جناب آیت الله محمد رضا گلپایگانی که فوت کردند ، کتابی در مورد قضاوت و دادرسی به نام کتاب القضا دارد . در جلد ۱ از این کتاب ، صفحه ۳۷۹ و ۳۸۰ ، مطلبی در مورد قسم خوردن دارد که چه قسمی منعقد است یا چه قسمی منعقد نیست . جایز است یا جایز نیست . این مطالب را توضیح می دهد و در این مجموعه این حرف را بیان میکند :

وفی الاول یجوز الحلف بغیر الله تعالی ، سؤال می کند آیا در مورد اول که حلف لا یترتب علیه اثر اصلا ، اثری بر قسم خوردن هیچ تأثیری ندارد ،‌می گوید : این قسم خوردن جایز است یا جایز نیست ؟

میم الف :

جناب استاد ! من این مطلب را از مکتبه مدرسه الفقاهه پیدا کردم . اسم کتاب القضاء ، تألیف محمد رضا الموسوی الگلپایگانی ، جلد ۱ ، صفحه ۳۷۹ .

دهقان ، کارشناس وهابی :

بعد از این که سه نکته را ذکر می کند ،‌جواب می دهد : ففی الاول یجوز الحلف بغیر الله تعالی ،‌ این به صورت جمله سؤالی است که در آن جا علامت سؤال را گذاشته . آیا قسم خوردن به غیر الله متعالی جایز است یا جایز نیست ؟ انّ الاخبار الواردۀ فی النهی عن الیمین بغیر الله فوق حد التواتر . روایاتی که از قسم خوردن به نام غیر الله نهی کرده ،‌فراتر از حد تواتر است .

مجری :

در کلیپ قبلی دیدیم که ظاهرا چیزی برای این آقایان معما شده بود که متوجه شدید ، هیچ معمایی نیست و مطلب با آن چیزی که این ها ادعا می کنند ، هیچ ارتباطی ندارد . این جا هم گفتند : الله اکبر ! روایات در نهی قسم خوردن به غیر الله ، فوق تواتر است . اصل کلام ابتدای استدلال حضرت آیت الله گلپایگانی (ره) است که می خواهیم از زبان شما بشنویم .

استاد یزدانی :

اگر ایشان کل بحث را می خواندند ، کاملا واضح می شد و نیازی به این همه بحث کردن نداشت .

إن الیمین تکون فی موارد ثلاثه :

الأول : فی المورد الذی لا یترتب علیه أثر أصلا ، کأن یحلف الرجل على ما یقوله فی مقام التکلم مع غیره ، فهذا ما لا یترتب علیه أثر وضعی .

والثانی : أن یحلف على فعل أمر راجح فعله أو ترک أمر مرجوح

فعله ، وأثر هذه الیمین هو وجوب الکفاره علیه مع المخالفه إن کانت

بالله غز وجل .

والثالث : الیمین فی مورد المرافعه لاثبات حق أو اسقاطه .

ففی الأول یجوز الحلف بغیر الله تعالى ؟ إن الأخبار الوارده فی النهی عن الیمین بغیر الله فوق حد التواتر ، لکن الأصحاب رفعوا الید عن ظهورها فی الحرمه وحملوها على الکراهه ولم یفت أحد منهم بحرمه الیمین بغیر الله ، بل ادعی الاجماع على الکراهه ، بل لقد وجدنا فی الأخبار حلف الأئمه بغیر الله فی محادثاتهم ومحاوراتهم ۱ )  

یمین در سه جا اتفاق می افتد :

۱ . شخصی با دوستش صحبت می کند و حرف های عادی می زند و قسم می خورد . این از چیزهایی است که هیچ اثر وضعی ندارد.

۲ . قسم بخورد در کاری که انجام آن خوب است یا این که ترک کند کاری که را انجام آن خوب است . اثر این یمین این است که اگر بر خلاف آن انجام داد ، کفاره دهد . البته اگر قسم به خدا بخورد .

مثلا قسم می خورد که من فردا فلان کار خوب را انجام می دهم . اگر آن کار را انجام ندهد ، باید کفاره دهد . اگر همین قسم به غیر خدا باشد ، کفاره ندارد . فقط قسم به خدا کفاره دارد .

چرا شما این قید ها را نمی خوانید تا مردم را فریب دهید .

۳ . قسم خوردن در یک اختلاف حقوقی که می خواهد حقی را ثابت یا حقی را ساقط کند .

این قسم ، یمین شرعی است و باید به نام خدا باشد . اگر به نام غیر خدا باشد ، منعقد نمی شود .

سؤال می کند آیا در مورد اول ، قسم به غیر خدا جایز هست یا نیست ؟ اخباری که در نهی قسم خوردن به غیر خدا وارد شده ، فوق تواتر است .

بنده فوق تواتر را قبول ندارم و چنین چیزی نیست . بر فرض که فوق تواتر باشد ، چه اشکالی دارد ؟ از طرف دیگر ما روایات تواتر از اهل بیت (علیهم السلام) داریم که آن ها به غیر خدا در موارد عادی قسم خوردند . همه این ها را نشان خواهم داد . وقتی آن ها را در کنار این ها قرار می دهیم ، حتی کراهت هم به دست نمی آید ؛ حتی اگر روایات متواتر و فوق حد تواتر داشته باشیم که از قسم خوردن به غیر خدا نهی شده باشیم ، از آن طرف روایات صحیح از پیامبر (صلی الله علیه وآله) داریم که به غیر خدا قسم می خورد . ائمه اهل بیت (علیهم السلام) به غیر خدا قسم خوردند . جمع این روایات این است که قسم خوردن به غیر خدا در موارد عادی جایز است ؛ اما آن چیزی که جایز نیست ، یمین شرعی است که همه روایات نهی شده حمل بر یمین شرعی می شود و قسم خوردن به غیر خدا در یمین شرعی ، منعقد نمی شود و حداکثر مکروه است و هیچ اثری ندارد . اما این آقایان وهابی متأسفانه تدلیس می کنند .

باز توضیح میدهد :

همه شیعیان با توجه به آن روایات مخالفی که وجود دارد ،

این همه روایت در کافی و جاهای دیگر داریم که ائمه اهل بیت (علیهم السلام) به غیر خدا قسم می خوردند . یا در محضر امام (علیه السلام) شخصی قسم خورده و امام (علیه السلام) نهی نکرده . این تقریر معصوم است . وقتی این ها را در کنار هم جمع کنیم ، روایات ناهیه همه بر بحث یمین شرعی حمل می شود و روایاتی که قسم به غیر خدا خورده ، جواز را برای ما ثابت می کند .

آیت الله گلپایگانی ، کتاب القضاء ، ج ۱ ، ص ۳۷۹

این جا هم این کارشناس وهابی تدلیس کرده و دو بحث را با هم خلط کرد .

روایات فراوانی با سند های صحیح در منابع شیعه وجود دارد که ائمه شیعه به غیر خدا قسم خوردند. در کتاب شریف کافی ، جلد ۴ ، صفحه ۳۳۸ با سندی که صد در صد صحیح است :

علی بن إبراهیم ، عن أبیه ، عن ابن أبی عمیر ، ومحمد بن إسماعیل ، عن الفضل بن شاذان ، عن صفوان بن یحیى ، وابن أبی عمیر جمیعا ، عن معاویه بن عمار قال : قال أبو عبد الله ( علیه السلام ) : إذا أحرمت فعلیک بتقوى الله وذکر الله کثیرا وقله الکلام إلا بخیر فإن من تمام الحج والعمره أن یحفظ المرء لسانه إلا من خیر کما قال الله عز وجل فإن الله عز و جل یقول : ” فمن فرض فیهن الحج فلا رفث ولا فسوق ولا جدال فی الحج ” والرفث الجماع ، والفسوق الکذب والسباب ، والجدال قول الرجل لا والله ، وبلى والله.

واعلم أن الرجل إذا حلف بثلاث أیمان ولاء فی مقام واحد وهو محرم فقد جادل فعلیه دم یهریقه ویتصدق به وإذا حلف یمینا واحده کاذبه فقد جادل وعلیه دم یهریقه ویتصدق به وقال : اتق المفاخره وعلیک بورع یحجزک عن معاصی الله فإن الله عزو جل یقول : ” ثم لیقضوا تفثهم ولیوفوا نذورهم ولیطوفوا بالبیت العتیق ( ۱ ) ” قال أبو عبد الله : من التفث أن تتکلم فی إحرامک بکلام قبیح فإذا دخلت مکه وطفت بالبیت وتکلمت بکلام طیب فکان ذلک کفاره ( ۲ ) ، قال : وسألته عن الرجل یقول : لا لعمری وبلى لعمری ، قال : لیس هذا من الجدال إنما الجدال لا والله وبلى والله .

بحث در این است که آیا قسم خوردن به جان خودتان جدال به حساب می آید یا نمی آید ؟ امام (علیه السلام) می فرماید : اگر کسی با لفظ ” لعمری وبلی لعمری ” این جدال به حساب نمی آید .

اگر در این جا حرام بود ، امام (علیه السلام) هم می گفتند کسی در حج کار حرام انجام دهد ، درست نیست و در آن باره توضیح می دادند . اما حضرت می فرمایند : جدال هم به حساب نمی آید .

شیخ کلینی ، کافی ، ج ۴ ، ص ۳۳۸

در جلد ۶ از کتاب شریف کافی ، صفحه ۸۸ ، با سند صحیح نقل شده :

عن صفوان عن موسى بن بکر ، عن زراره قال : قلت لأبی جعفر علیه السلام : إنی سمعت ربیعه الرأی یقول : إذا رأت الدم من الحیضه الثالثه بانت منه وإنما القرء ما بین الحیضتین ، وزعم أنه إنما أخذ ذلک برأیه ، فقال أبو جعفر علیه السلام : کذب لعمری ما قال ذلک برأیه ولکنه أخذه عن علی علیه السلام قال : قلت له : وما قال فیها علی علیه السلام : قال : کان یقول : إذا رأت الدم من الحیضه الثالثه فقد انقضت عدتها ولا سبیل له علیها و إنما القرء ما بین الحیضتین ولیس لها أن تتزوج حتى تغتسل من الحیضه الثالثه .

در این جا امام باقر (علیه السلام) در مورد قضیه ای توضیح می دهد و قسم می خورد که به جان خودم قسم که آن شخص دروغ می گوید .

در این جا امام باقر (علیه السلام) قسم خورده به  ” لعمری ” ، به جان خودم که قسم به غیر الله است . این نظر شیعه در کتاب شیعه است . قبلا هم از روایات و قرآن ثابت کردیم که لفظ ” لعمری ” ها بالاستثناء لفظ قسم هستند .

شیخ کلینی ، کافی ، ج ۶ ، ص ۸۸

باز در کتاب شریف کافی ، جلد ۸ ، صفحه ۱۵ با سند صحیح نقل شده :

وأبصر حوادث الفتن وضلال البدع وجور الملوک الظلمه ، فلقد لعمری استدبرتم الأمور الماضیه فی الأیام الخالیه من الفتن المتراکمه والانهماک …

امام (علیه السلام) در این جا قسم می خورد که به جان خودم سوگند !

شیخ کلینی ، کافی ، ج ۱ ، ص ۱۵

باز در همین کتاب ، جلد اول ، صفحه ۱۸۰ روایت با سند معتبر نقل شده :

أحمد بن إدریس ، عن محمد بن عبد الجبار ، عن صفوان بن یحیى ، عن أبی جریر القمی قال : قلت لأبی الحسن علیه السلام : جعلت فداک قد عرفت انقطاعی إلى أبیک ثم إلیک ، ثم حلفت له : وحق رسول الله صلى الله علیه وآله وحق فلان وفلان حتى انتهیت إلیه بأنه لا یخرج منی ما تخبرنی به إلى أحد من الناس ، وسألته عن أبیه أحی هو أو میت ؟ فقال قد والله مات ، فقلت : جعلت فداک إن شیعتک یروون : أن فیه سنه أربعه أنبیاء ، قال : قد والله الذی لا إله إلا هو هلک ، قلت : هلاک غیبه أو هلاک موت ؟ قال : هلاک موت ، فقلت : لعلک منی فی تقیه ؟ فقال سبحان الله ، قلت : فأوصى إلیک ؟ قال : نعم ، قلت : فأشرک معک فیها أحدا ؟ قال : لا ، قلت : فعلیک من إخوتک إمام ؟ قال : لا ، قلت : فأنت الامام ؟ قال : نعم

به امام رضا (علیه السلام) گفتم : جانم به فدایت ! شما می دانید که چقدر من به پدرتان ارادت داشتم و چقدر نسبت به شما ارادت دارم . سپس قسم خوردم که به حق رسول الله (صلی الله علیه وآله) و حق فلان و فلان

یعنی به تک تک ائمه (علیهم السلام) قسم خورده . قسم به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، قسم به حق امام مجتبی (علیه السلام) ، قسم به حق سید الشهدا (علیه السلام) ،تا این که خود امام رضا (علیه السلام) قسم خوردم .

که حرف هایی که بین ما بیان شده ، به هیچ کس نخواهم گفت . سؤال کردم که آیا امام کاظم (علیه السلام) زنده هستند یا زنده نیستند ؟ فرمودند : قسم به خدا که پدرم از دنیا رفته است .

در ادامه هم سؤالات دیگری می پرسد :

آیا شما امام هستید ؟ فرمودند : بله ،‌من امام هستم .

شیخ کلینی ، کافی ، ج ۱ ، ص ۱۸۰

این هم یک روایت با سند صحیح از منابع شیعه که امامت امام رضا (علیه السلام) را ثابت می کند که خود حضرت ،‌خودشان را امام می دانستند .

این هم یک قسم در محضر امام (علیه السلام) که حضرت از آن نهی نمی کند که دلیل مشروعیت قسم خوردن به حق رسول الله (صلی الله علیه وآله) و ائمه اهل بیت (علیهم السلام) را ثابت می کند .

باز در کتاب شریف کافی روایت دیگری است که قبلا هم آن را خوانده ایم و بحث زیادی با آقای قفاری داشتیم که در این باره دروغ گفته بود .

وبهذا الاسناد ، عن مروک بن عبید ، عن محمد بن زید الطبری قال : کنت قائما على رأس الرضا علیه السلام بخراسان وعنده عده من بنی هاشم وفیهم إسحاق بن موسى بن عیسى العباسی فقال : یا إسحاق بلغنی أن الناس یقولون : إنا نزعم أن الناس عبید لنا ، لا وقرابتی من رسول الله صلى الله علیه وآله ما قلته قط ولا سمعته من آبائی قاله ولا بلغنی عن أحد من آبائی قاله ، ولکنی أقول : الناس عبید لنا فی الطاعه ، موال لنا فی الدین ، فلیبلغ الشاهد الغائب .

آقای قفاری قسم اول روایت را آورده بود ؛ اما قسم دوم روایت را نیاورده بود و می خواست این را الغاء کند که ائمه شیعه همه مردم را بنده خود می دانند . این دروغی بود که آقای قفاری گفته بود و ما آن را ثابت کردیم و آبرویش رفت . ما گفتیم : ادامه روایت را بخوان که میگوید :

قسم به آن قرابت و خویشاوندی که بین ما و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است .

این خود قسم به غیر خدا است . سند روایت اگر معتبر نباشد ، اما حداقل همه علمای ما در کتاب های فقهی وقتی به بحث یمین می رسند ، یکی از روایاتی که به آن استدلال می کنند ، همین روایت است .

شیخ کلینی ، کافی ، ج ۱ ، ص ۱۸۷

بنده کلمه ” ولا بقرابتی ” را در مکتبه اهل بیت (علیهم السلام) جستجو می کنم . در کتاب های فقهی از جمله جوهر در باب فی ما ینعقد الیمین ، روایاتی را بیان می کند و بعد از آن این روایت را می آورد تا ثابت کند قسم خوردن به غیر خدا هیچ اشکالی ندارد و خود امام (علیه السلام) قسم خورده .

مجری :

این هم ادعاهایی که از کتب شیعه مطرح شد و دیدیم که نظر علمای شیعه و نظر ائمه اهل بیت (علیهم السلام) در مورد قسم خوردن به غیر الله سبحانه و تعالی چیست و این ها همه تدلیس هایی است که در شبکه های وهابی می کنند . این فقط دو نمونه بود که در هر دو تدلیس و دروغ بود . در برنامه چالش هم ما به این دروغ ها و تدلیس ها پرداخته ایم که امیدواریم آن را مشاهده کنید .

کلیپ بعدی ، کلیپ بسیار جالبی است که در هفته گذشته هم آن را پخش کردیم از یکی از علمای الازهر مصر به نام یسری الحسنی که هجمه شدیدی به وهابیت داشته و هم چنین جواز قسم خوردن به غیر الله را ثابت می کنند .

کلیپ ۳ ) :

دکتر یسری جبری الحسنی ـ عالم الازهر :

حدیث به این معنا است که قسم خوردن به چیزی که به جای خدا پرستش می شود ، مطلقا جایز نیست . یعنی قسم خوردن به طواغیت این کلمه جمع طاغوت است . هر چیزی که به جای خدا پرستیده می شود ، طاغوت است . کلمه ای جامع و شامل برای هر چیزی که به جای خدا پرستش می شود و حدیث می گوید : به پدرانتان هم قسم نخورید . عادت عرب است که پدرانشان را تعظیم می کنند . پدران صحابه چگونه بودند ؟ کافر بودند و این صحابه با چنین قسم خوردنی به کافر قسم می خوردند . وقتی یک صحابه به پدر کافرش قسم می خورد ، این شدیدتر از مسلمانی است که به مسلمان قسم می خورد ؛ چون پدر او مسلمان است . مسلمان دارای کرامت است و جایگاه والایی دارد . پس بین مسلمانی را که الان به پدرش قسم می خورد ، با صحابه ای که به پدرش که بر کفر از دنیا رفته ، قسم می خورد ، مقایسه نکن . این درجه اش خفیف تر و سبک تر است ، واضح است ؟

چون این شخص به یک مؤمن مسلمان محترم قسم می خورد و دیگری به یک کافر ، تفاوت را متوجه شدید ؟ پس این حدیث حکمش در مورد صحابه شدیدتر از نسلی است که بعد از صحابه می آیند.

پس لازم است در مورد این حدیث که متوجه صحابه است یا مسلمانانی که بعد از صحابه آمدند ، تساوی قائل نشویم واضح است ؟ و این نکته ای است که بسیاری از وهابی ها به آن توجه نمی کنند . وهابی ها این حدیث را به همان اسلوب و طریقه در مورد کسانی که بعد از سیزده و چهارده قرن مسلمانند به کار می برند . این ها با یکدیگر تفاوت دارد ، حواست را جمع کن .

اگر منظور تو از این قسم خوردن ،تعظیم و مخالفت با امر الهی باشد ، مرتکب حرام شده اید و اگر قصد مخالفت با امر الهی را نداشته باشی و فقط هدف تعظیم باشد ، مرتکب امر مکروه شده ای و اگر منظورت هیچ یک از دو نباشد ، خدا تو را مؤاخذه نخواهد کرد ، متوجه شدی ؟ پس باید تو در فهم احادیث فقیه و متخصص باشی . اما عبارت والنبی (قسم به پیامبر ) باقی می ماند که این لفظ در هنگام قسم خوردن را حنبلی ها جایز دانسته اند . بر این مبنا که پیامبر قسمی از شهادتین است .

شما میگویید : اشهد ان لا اله الا الله ان محمد رسول الله و نظر دیگری وجود دارد که قسم خوردن به پیامبر مکروه است و احدی از علماء نگفته که این قسم خوردن حرام است . به جز وهابی ها که آن را شرک دانسته اند و با اجماع مسلمانان مخالفت کرده اند . به جز وهابی ها و کسانی که مانند آن ها هستند ، کسی نگفته که قسم خوردن به پیامبر ، حرام است و سپس درجه حرام بودن را به شرک رسانده اند ، لا حول ولا قوه الا بالله .

این مسأله را از فروع به عقائد و اصول انتقال داده اند روش افراد جاهل چنین است . ببین الان این ها (وهابی ها) به کسی که می گوید : قسم به پیامبر می گویند لا اله الا الله . پیامبر را هم در ردیف لات و عزی قرار داده اند . سوء تفاهم این ها را ببین تا گمان نکنی که هر کسی که حدیث خوانده آن را فهمیده است . پیامبر با لات و عزی مقایسه نمی شود و به جای خدا پرستش نمی شود . در چنین مسأله ای از خداوند طلب آمرزش می کنم . واضح است ؟

پس پیامبر با لات و عزی مقایسه نمی شود . در صدر اسلم به طواغیت قسم می خوردند ؛ چون تازه اسلام آورده بودند و هنوز هم روش طواغیت بر زبانشان جاری بود . به همین دلیل در هنگام صحبت کردنشان بدون تعمد به لات و عزی قسم می خوردند . پس وقتی بدون قصد چنین گفتند : باید لا اله الا الله بگویند تا کفاره ی این قسم خوردن غیر عمد باشد . فقط همین نه به این معنا که این شخص کافر است .

مسأله ای که باقی مانده این است که این شخص پیامبر را با لات و عزی مقایسه کرده است و چنین شخصی در پرتگاه جهنم است باید خوب به خودش مراجعه کند . این مسأله ی مشکل و خطرناکی است . چنین شخصی جاهل است ، جاهل است و عمدی در کارش نیست . ما می دانیم که او کاملا جاهل است و نسبت به زبان عربی و احکام شرع جاهل است ؛ اما مشکل این است که او در صدر مجلس نشسته و گمان کرده که عالم است . چنین شخصی نوعی توهم در وجودش است ،توهمی ذهنی که گمان کرده عالم است و بعد از زمانی که صحبت کرده ، مردم به سخنانش گوش داده اند و گمان کرده که عالم است . بعد از آن که چنین گمان کرده دوباره شروع به صحبت کرده و مردم به سویش آمده اند و دیگر یقین کرده که عالم است و بعد از این در دریاهایی که از جهل فرو رفته ؛ مگر این که خدا به او رحم کند و بیدار شود شاید بیدار شود . بعضی از این اشخاص بر همین حال می میرند از خداوند طلب سلامت و در امان ماندن می کنیم .

حدیثی که می گوید : هر کس به غیر الله قسم بخورد ، مشرک شده است یعنی چه ؟ یعنی اگر معتقد باشد که عظمت آن چیزی که به او قسم می خورد مانند عظمت خداست ، مشرک شده است . چنین شخصی حقیقتا مشرک شده است و هیچ مسلمانی وجود ندارد که چنین اعتقادی داشته باشد، واضح است؟ هیچ مسلمانی وجود ندارد که چنین اعتقادی داشته باشد . باید کلام پیامبر را بفهمیم نه مثل الان که بعضی از مردم یکدیگر را تکفیر کرده اند و اول از تکفیر مسلمانان شروع می شود و بعد از آن خودش را حلال می کنی و شما الان دیده اید که بعضی از مسلمانان خود یکدیگر را به آسانی حلال می کنند. چرا ؟ چون آن ها به راحتی یکدیگر را تکفیر کرده اند .

پس اول از تکفیر شروع می شود و به قتل و خونریزی ختم می شود . پس از خدا می خواهیم که ما را از کج فهمی و بد کرداری و کج اعتقادی سلامت بدارد .

مجری :

این هم از آقای یسری جبری الحسنی از اساتید تراز اول الازهر مصر بود که این قدر صریح علیه وهابیت با لفظ وهابیت موضعگیری کردند . در مورد قسم خوردن به غیر الله هم توضیح دادند و گفتند : به جز وهابی ها احد الناسی قسم خوردن به غیر الله را تحریم نکردند .

حال این کلام را در کنار ادعاهایی که در شبکه های وهابی هست و می گویند : این شرک است و ادعا می کنند که تمام سلف و خلف بر این اجماع داشتند که قسم خوردن به غیر الله ، شرک است . بعد هم با تدلیس و دروغ می گویند : اجماع شیعه هم بر تحریم این نوع قسم خوردن است که استاد یزدانی عزیز توضیحات لازم را بیان فرمودند . اما ظاهرا استاد در مورد قضیه ای که اخیرا در شبکه مطرح شده ،‌توضیحات دیگری را بیان خواهند کرد .

استاد یزدانی :

بنده هفته قبل هم خدمت بینندگان عزیز عرض کردم ما بحث مناظره با آقای دهقان را دنبال خواهیم کرد و هر هفته در همه برنامه های شبهاتی ، اساتید برنامه چالش این مسأله را مطرح خواهند کرد که ما آماده مناظره با آقای دهقان هستیم . فقط با شخص عبد القدوس دهقان مناظره خواهیم کرد و موضوع ما توحید ، اصلی ترین و اساسی ترین اصل در اصول دین در میان مسلمانان است .

هفته قبل هم اعلام کردیم ، این هفته هم اعلام می کنیم که کارشناسان برنامه چالش که شاگردان آیت الله قزوینی هستیم ، آماده مناظره با شخص آقای دهقان هستیم . اگر واقعا نمی ترسید و اگر یقین به صحت اعتقادات خود دارید ، بیایید و ما را محکوم کنید . در بحث توحید که شما میگویید : شیعه مشرک است ، شیعه خونش حلال است ، ثابت کنید ما مشرک هستیم . یا این که ما ثابت می کنیم توحیدی که شما مدعی آن هستید ، هرگز با قرآن و اعتقادات مسلمانان سازگاری ندارد وخدایی که شما می پرستید ، خدا نیست ؛ بلکه بنده ای ضعیف و ناتوان است .

البته شرطی هم داریم که به قول آقای ملازاده ، آن شخص دزد پارچه فروش ، هیچ نقشی در مناظره نداشته باشند . یا خودشان مستقیم با شبکه ما تماس میگیرند و ما با اسکایپ مناظره ایشان را پخش می کنیم و تصویری با ما بحث کنند . یا این که با هر شبکه ای که خودشان می خواهند ، شبکه به شبکه در بحث توحید مناظره می کنیم . بعد از تمام شدن بحث توحید ، به بحث نبوت از دیدگاه وهابیت و سایر مسلمانان می پردازیم . بعد از آن در مورد سایر اعتقادات با شما بحث و مناظره می کنیم . شما اعلام آمادگی کنید و شماره ای هم زیر نویس نمایید ، ما با شما تماس میگیریم .

مجری :

باز هم بحث مناظره از طرف استاد یزدانی اعلام شد . امیدواریم این وهابی ها و شبکه های وهابی که داعیه توحید را دارند و مدام هم از توحید و شرک استفاده میکنند و خودشان را موحد می خوانند ، اگر جرأت دارند ، در بحث توحید بحث و مناظره کنند . بعد از تمام شدن مبحث توحید سراغ سایر مباحث هم خواهیم رفت .

تماس بینندگان :

بیننده : آقای باقری از رفسنجان ـ شیعه

شما چندین بار است که اعلام مناظره کرده اید ؛ اما این ها حاضر به مناظره با شما نیستند . از آن طرف در شبکه های خود یا تهمت می زنند یا فحش می دهند یا دروغ می گویند . متأسفانه عده ای هم هستند که تحت تأثیر عقاید این ها قرار گرفته اند . امیدوارم خداوند همه آن ها را هدایت کنند .

بیننده : آقای بهادری از کرج ـ شیعه

حضرت استاد ! شما خودتان را ناراحت نکنید . این آقای میم الف ، نه در حد شما و نه حد شاگردان شما هم نیست که بخواهد با شما مناظره کند .

بنده از این آقای میم الف سؤالی داشتم . صاحبان مذاهب چهار گانه شما از قرن دوم تا قرن سوم برای شما مذهب آوردند . مثل ابوحنیفه ، مالکی ، شافعی و حنبلی . صاحبان صحاح سته هم بعد از آن ها آمدند . مثل آقای بخاری ، مسلم ،‌ترمذی ، ابن ماجه و نسائی و ابوداود . این آقایان صحاح سته گفتند ما به کل این مذاهب را قبول نداریم و همه آن ها منحرف هستند . ما این نمی گوییم ،‌علمای اهل سنت این حرف را زده اند . حال حدود یک میلیارد اهل سنت در کره زمین است . شما که به نظر بنده یک وهابی هستید ، غذایی می خورید که آقای بخاری می گوید حرام است . احمد بن حنبل به صراحت گفته حلال است . شما به کدامیک عمل می کنید ؟ اگر به صحیح بخاری عمل نکنید ، پس شما صحیح ترین کتاب خود را رد کرده اید . اگر بخواهید به فتوای احمد بن حنبل عمل نکنید ، پس چطور رهبری است ؟

اگر شما بخواهید دستور اسلامی را عمل کنید ،‌به کدام یک از آن ها عمل می کنید . جناب عمر گفته حرام است ،‌بخاری گفته مکروه است ، احمد بن حنبل هم گفته مستحب است . شما به کدامیک عمل می کنید ؟

پس به این نتیجه می رسیم که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : بعد از من اسلام واقعی نخواهد ماند . اسلام واقعی را از علی بن ابیطالب (علیه السلام) بگیرید .

بیننده : آقای محمدی از کرج ـ شیعه

بنده می خواستم در مورد آقای انصاری صحبت کنم . ایشان در یکی از برنامه های خود طوری صحبت می کردند که فکر نکنم یک لات کوچه و خیابان هم مثل ایشان حرف بزنند . بنده با ایشان تماس گرفتم و گفتم : شما به کارشناسان خانم شبکه ولایت توهین کردید . صدای بنده را قطع کردند و حرف های بسیار بدی زدند .

سؤالی هم داشتم که این وهابی ها می گویند : نیازی نیست که بعد از رسول خاتم (صلی الله علیه وآله) ، امامتی باشد . بنده می خواستم بپرسم این هایی که امامت را قبول ندارند ، گروه هایی مثل داعش و بوکو حرام را تشکیل داده اند ؛ چون این ها فقط الله می گویند . در این باره توضیحاتی بیان کنید .

نکته بعد این که آقای انصاری در مورد حدیث منزلت و حدیث ثقلین می گویند : حضرت علی (علیه السلام) در مدینه تنها بودند و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به ایشان گفته بود که به فلان جنگ نیایند . به خاطر همین حضرت علی (علیه السلام) گریه کرده بودند . به همین دلیل حدیث منزلت نازل شده . این مطلب را حتی یک بچه هم قبول نمی کند .

می گویند : روزی یک شیعه و سنی با هم در مورد امامت بحث می کردند . بعد از این که به نتیجه نمی رسند ، سنی می رود . شیعه با او تماس می گیرد که من مطلبی را فراموش کردم که به شما بگویم . سنی می آید و شیعه به او می گوید : من شما را خیلی دوست دارم . سنی می گوید : شما من را تا این جا کشانده ای که به من این مطلب را بگویید ؟ شیعه می گوید : اگر شما این را قبول ندارید ، چطور عقلتان قبول میکند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) این همه مردم را در غدیر جمع کند تا بگوید من حضرت علی (علیه السلام) را دوست بدارید ؛‌چون من او را دوست دارم .

بیننده : عبد الرزاق از یزد ـ شیعه

بنده در مورد اهل مطالعه هستم . در خصوص یکی از اعتقاداتم مشکلی پیدا کردم . هر چه سراغ آیت الله و روحانی رفتم ، در مورد حقیقت خدا به آن نکته ای که می خواستم نرسیدم . من شیعه هستم و به دوستانم هم گفته ام که اگر روزی از دنیا رفتم ، شیعه از دنیا رفتم . نه از این بابت که پدرم شیعه بوده ، من خودم می خواهم برایم ثابت شود که نزول ، وحی ، ملائکه ، حقیقت بعد از این عالم ، بفهمم و خدایی که با انسان حرف می زند ، چه کسی است ؟ من در این مسأله گیر کرده ام .

بنده با مذاهب دیگر هم زیاد نشست و برخاست کرده ام ؛ اما نتوانستم دلائل آن ها را بپذیرم . چون می دانم مذهب شیعه ، بهترین مذهبی است که می تواند پاسخگوی این مسائل باشد .

استاد یزدانی :

ما در هفته های آینده بحث توحید را شروع خواهیم کرد و به صورت مفصل خواهیم داد . اما شما برادر عزیز ! اگر تمام عمرتان را تلاش کنید ، نمی توانید حقیقت و ذات خداوند را نخواهی شناخت . بشر نمی تواند ذات خداوند را بشناسد . چون طبق روایات شیعه هر تصوری که از خداوند داشته باشید ،‌خداوند غیر از آن است . چون عقل و تصور ما محدود است و خدایی که نامحدود است ، با درک محدود قابل تصور نیست . حقیقت و ذات خداوند را هیچ کس نمی تواند بشناسد . چون او نامحدود است و مخلوقات همه محدود هستند .

اگر به دنبال ذات خداوند باشید ، نمی توانید به آن دسترسی پیدا کنید . اما از طریق صفات خداوند و مخلوقات او می توانید به وجود خدای قادر و عالم و حی و مدیر و مدرک پی ببرید .

بیننده : آقای عبدی از کرمانشاه ـ شیعه

بنده به آقای ملازاده تماس گرفتم و در مورد روایت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) که فرمودند : بعد از من امتم به هفتاد و سه فرقه تقسیم می شوند . ایشان گفتند : این درست نیست . پیامبر (صلی الله علیه وآله) گفتند : اسلام به هفتاد و سه دین تقسیم می شود . منظور حضرت دین بوده . صدای بنده را قطع کردند . باز هم تماس گرفتم و گفتم : شما می گویید : اسلام به هفتاد و سه دین تقسیم شده . شما به عنوان یک اهل سنت ، کدام یک از فرقه های اهل سنت را بر حق می دانید . متأسفانه شروع به زدن حرف های بد کردند که شما از بچه های اطلاعات هستید و باز هم تماس بنده را قطع کردند .

آیا این درست است که اسلام به هفتاد و سه دین تقسیم شده یا به هفتاد و سه فرقه ؟

بیننده : مهدی از پیشوا ـ شیعه

بنده می خواستم در مورد حدیث نبوی (صلی الله علیه وآله) که فرمودند : من مات ولم یعرف امام زمانه ، مات میتۀ الجاهلیۀ . رسول خدا (صلی الله علیه وآله) روز بیست و هشت صفر از دنیا رفتند . در صورتی که آقایان اهل سنت می گویند : ابوبکر روز اول ربیع الاول به خلافت رسید . می خواستم در این سه روز فاصله ای که از ۲۸ صفر تا اول ربیع الاول هست ، آن هایی که در جهان اسلام از دنیا رفتند ، امام زمانشان چه کسی بوده ؟ چون ما شیعیان که معتقد هستیم بلافاصله بعد از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آقا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، امام زمان بودند .

 مجری :

ان شاء الله بحث هفته آینده را دنبال بفرمایید . بحث توحید را شروع خواهیم کرد ، بحثی که بسیار بسیار کلیدی است که از یک سو عجز وهابیت و از سوی دیگر حقانیت بیش از پیش شیعه امامیه را خواهیم دید و اقوال ائمه (علیهم السلام) و از سوی دیگر اقوال وهابیت را بیان میکنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا یار ونگهدارتان .

 

برای دانلود اسکن های این برنامه روی نماد ذیل کلیک کنید

 

برای دانلود فایل صوتی برنامه ، روی نماد ذیل کلیک کنید

 

 

متن کامل برنامه در آینده نزدیک در همین جا قرار داده خواهد شد