برنامه ” راه و بیراه ” قسمت سوم ؛ تکفیر مسلمانان توسط وهابیت (۲)

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

برنامه ” راه و بیراه ” قسمت سوم

تاریخ :۵ /۱۲ /۹۲

موضوع : تکفیر مسلمانان توسط وهابیت (۲)

 

دانلود فیلم راه و بیراه قسمت سوم

مجری :

بسم الله الرحمن الرحیم

درود و سلام و صلوات بر پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی – صلی الله علیه و آله و سلم – و سلام و رحمت خداوند بر شما بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت .

بسیار خوشحال و خرسندیم از این که باز هم در خدمت شما هستیم با برنامه راه و بیراه ، برنامه ای که چند هفته است که به حضورتان ارائه می شود . ان شاء الله این هفته هم مطالب تازه ای ارائه خواهیم داد . طبق معمول هفته های گذشته در خدمت استاد یزدانی هستیم بنده عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت استاد بزرگوار ، سلام علیکم و رحمت الله .

استاد یزدانی :

سلام علیکم و رحمت الله

اعوذ بالله من الشیطان اللعین الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله الذی اظهر الوجود ومنه بدأ کل حمد والیه یعود والصلاه و السلام علی شاهد و مشهود لکل موجود محمد محمود و علی آله آل الله الودود خلفاء الله علی عالم الغیب والشهود سیما الحجه بن الحسن المهدی المنتظر الموعود

من هم سلام و عرض ادب دارم خدمت جنابعالی و تمامی بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت امیدوارم که باز هم امشب بتوانیم برگی دیگر از جنایات وهابیت و اعتقادات باطل و دشمنی آن ها با اهل سنت ورق بزنیم و چهره واقعی آن ها را برای مردم و مسلمان ها و سایر ملت های بشری نشان دهیم.

مجری :

ما چند هفته ای هست که برنامه راه و بیراه را آغاز کردیم ، برنامه ای که به بحث وهابیت به صورت موشکافانه می پردازد و اگر بیننده ی ما در هفته های گذشته بوده باشید ، ما بحثی را دنبال می کردیم با عنوان تکفیر علمای اهل سنت توسط وهابیت.

بنده از استاد یزدانی خواهش می کنم خلاصه ای از بحث های گذشته را که گفته شد را بیان کنند .

استاد یزدانی:

هدف ما در این برنامه اثبات تفاوت بین اهل سنت با وهابیت است . اولین تفاوت آن ها این بود که وهابی ها همه اهل سنت ؛ چه شافعی و حنبلی ، مالکی و یا حنفی همه را کافر می دانند و با همین عنوان اهل سنت را در طول تاریخ کشته اند.

ما فتاوایی را از کتاب خود محمد بن عبد الوهاب و دیگر کتاب های وهابی ها نقل کردیم که همه اهل سنت کافر هستند . هر کس توسل کند ، تصریح کرده بودند چه شیعه و چه سنی فرقی نمی کند کافر است و باید کشته شود ، در طول تاریخ هم این گونه عمل کرده اند.

بحث دوم تکفیر جماعت تبلیغ بود . مدارک زیادی نشان دادیم . البته در طول هفته گذشته افراد زیادی با بنده تماس گرفته اند که باز هم از این مطالبی که علیه جماعت تبلیغ گفته اند را دو باره تکرار کنید ؛ چون جماعت تبلیغ رکن اساسی تبلیغ اهل سنت در ایران ، افغانستان ، پاکستان و هندوستان و حتی در عراق و مصر را تشکیل می دهند .

این ها تبلیغ خود را خانه به خانه و رو در رو و بدون هیچ چشمداشتی از مردم انجام می دهند . علت تکفیر آن ها توسط وهابی ها شاید به خاطر برخی مسائل اعتقادی مثل توسل و شفاعت باشد . مدارک دیگری هم هست که اگر خواستید نشان خواهم داد .

مجری :

با توجه به این بحث که در هفته گذشته مطرح شد که وهابی ها جماعت تبلیغ که بخش عمده ای از مبلغین اهل سنت را در بر می گیرد را کافر دانسته اند ، عزیزی هم در آن برنامه تماس گرفتند و اشتباه برداشت کرده بود که ما جماعت تبلیغ را ما تکفیر می کنیم و تماس هایی که در طول هفته با ما داشته اند ، دغدغه این شد که این بحث را بیشتر مطرح کنید.

بحثی که تا کنون این گونه در شبکه ولایت مطرح نشده که وهابی ها جماعت تبلیغ را کافر می دانند . در برنامه قبل استاد مدارکی را ارائه دادید ، اگر مدارک جدید دیگری هم هست ، لطف کنید و آن ها را بیان کنید .

استاد یزدانی :

در این باره مطالب زیاد هست که یکی دو مورد را بیان می کنم .

کتاب مجموع فتاوا و مقالات متنوعه ، نویسنده آقای بن باز ، چاپ دار القاسم ریاض که دکتر محمد بن سعد الشویعر جمع آوری کرده و سخنرانی های آقای بن باز را به صورت کتاب در آورده است . جلد هشت ، صفحه ۳۳۱ :

آقای م . ع از امریکا سؤالی می پرسد : که من با جماعت تبلیغی که در پاکستان و هندوستان بودند ، رفتم . ما در مسجد جمع می شدیم ، نماز می خواندیم در مساجدی که در آن قبر بود … نظر شما در مورد جماعت تبلیغ و تبلیغ رفتن با آن ها چیست ؟

ج : جماعه التبلیغ لیس عندهم بصیره فی مسائل العقیده فلا یجوز الخروج معهم

جماعت تبلیغ اعتقاد درستی ندارند ؛ پس خارج شدن با آن ها جایز نیست؛ مگر برای کسی که عقیده صحیح داشته باشد و از اهل سنت و جماعت هم باشد .

یعنی جماعت تبلیغ از اهل سنت و جماعت نیست چون عقائد اهل سنت وجماعت را ندارد .کسی می تواند با این ها خارج شود که عقیده صحیح اهل سنت و جماعت را داشته باشد تا بتواند آن ها را ارشاد و راهنمایی کند . این هم یک مطلب از آقای بن باز در مورد جماعت تبلیغ .

مطلب دوم : در روزنامه الریاض که روزنامه مشهوری هم هست بحث مفصلی درباره جماعت تبلیغ دارد . در این روزنامه آقای علی بن یحیی الحدادی مقاله ای نوشته با عنوان این که جماعت تبلیغ خطری است که وحدت اسلامی را تهدید می کند . دلائلی هم برای تکفیر آن ها بیان کرده است .

جماعه التبلیغ لا تقوم علی منهج کتاب الله و سنه رسوله علیه السلام و ما کان علیه سلفنا الصالح ، و إذا کان الأمر کذلک ؛ فلا یجوز الخروج معهم

راهی که جماعت تبلیغ می رود راه کتاب خدا و سنت رسول خدا (ص) و گذشتگان صالح ما نیست .این ها فتاوایی را از علمای بزرگ اهل سنت نقل می کند .

مثلا از آقای شیخ عبد الرزاق عفیفی نائب رئیس الجنه الدائمه للإفتاء : که جماعت تبلیغ ، جماعت مبتدئه و منحرف هستند و خروج آن ها برای تبلیغ در راه خدا نیست ؛ بلکه در راه الیاس می روند . ( الیاس یکی از رهبران جماعت تبلیغ است )

ما باید از جماعت تبلیغی که در جنوب وشرق ایران ، افغانستان و پاکستان هستند سؤال می کنیم که شما در راه خدا خارج می شوید یا در راه الیاس ؟ وهابی ها می گویند شما در راه خدا خارج نمی شوید و هدفتان تبلیغ از الیاس است . شما مردم را به کتاب وسنت دعوت نمی کنید .

بعد مطلبی از ابن عثیمین، شیخ حمود التویجری و شیخ عبد القادر الأرناؤوط را می آورد . خواندن این مقاله خیلی جالب است ؛ چون دیدگاه بزرگان وهابیت را درباره جماعت تبلیغ در آن بیان کرده است که آن‌ها همه جماعت تبلیغ را به صراحت تکفیر کرده اند ، جماعت تبلیغی که رکن اساسی انتشار اهل سنت است ؛ همان طور که هفته گذشته بیان کردیم .

مجری :

امیدوار هستم این مطالب قابل توجه کسانی که از جماعت تبلیغ بودند و در این هفته با ما تماس گرفتند ، واقع شده باشد . در برنامه قبل مدارکی ارائه شد در این برنامه هم مدارک جدیدی استاد یزدانی نشان دادند هم از کتب آن ها و هم روزنامه ای که سخنان علمای وهابی را بیان می کند . قطعا این مطالب کمک می کند که بینش این عزیزان نسبت به وهابیت بیشتر شود .

اما بحثی که آغاز کردیم در مورد تکفیر علمای اهل سنت از دیدگاه وهابیت بود . بعضی از منابع ارائه شد ، امشب هم از استاد یزدانی استدعا داریم که اگر منابع دیگری هم موجود هست را بیان کنند تا هم برای اهل سنت و هم شیعیان ثابت شود که تا چه اندازه وهابیت با اهل سنت دشمنی دارد .

استاد یزدانی :

مدارک در این مورد زیاد هست اما شاید نتوانیم به طور مفصل به آن بپردازیم ؛ ولی تا جایی که زمان به ما اجازه دهد آن ها را بیان می کنیم . اما مطلبی که خیلی مهم است :

کتاب الدرر السنیه فی الأجوبه النجدیه ، یکی از مهم ترین کتاب های وهابی ها است که علمای بزرگ وهابی در مقدمه این کتاب تقریض نوشته اند و از این کتاب تعریف و تمجید کرده اند . این کتاب مجموعه ای از نامه ها و دست نوشته ها و سؤال هایی که از علمای نجد از زمان محمد بن عبد الوهاب تا امروز گفته شده را در آن جمع آوری کرده اند .

یکی از مطالب مهمی که در جلد اول ، کتاب العقائد آورده شده منشور علمای مکه و مدینه در زمان تصرف این دو شهر توسط محمد بن عبد الوهاب و سایر پیروانش می باشد . وقتی این ها مکه و مدینه را تصرف کردند منشوری نوشتند که علمای اهل سنت آن را امضاء کردند . این منشور در صفحه ۳۱۴ :

نشهد – و نحن علماء مکه ، الواضعون خطوطنا ، و أختامنا فی هذا الرقیم – أن هذا الدین ، الذی قام به الشیخ : محمد بن عبد الوهاب ، رحمه الله تعالی ، و دعا إلیه امام المسلمین : سعود بن عبد العزیز ، من توحید الله ، و نفی الشرک ، الذی ذکره فی هذا الکتاب ، أنه هو الحق ، الذی لا شک فیه و لا ریب ؛ وأن ما وقع فی مکه و المدینه ، سابقا ، و مصر والشام وغیرهما من البلاد ، الی الان من أنواع الشرک ، المذکوره فی هذا الکتاب ، وأنه : الکفر ، المبیح للدم ، والمال والموجب للدخول فی النار

شهادت می دهیم – ما علمای مکه هستیم کسانی که این نامه را امضاءکردیم- به این که دینی که محمد بن عبد الوهاب آورده و امام المسلمین سعود بن عبد العزیز مردم را به آن دعوت کرده که توحید خدا و نفی شرک داشته باشیم ، حق است و شکی در آن نیست ؛ اما قبل از این هر آنچه در مکه و مدینه اتفاق افتاده و هم چنین در مصر و شام و شهر های دیگر بوده ، از انواع شرک و کفر است که در این کتاب ذکر شده است ، کفری که خون ومال آن ها را حلال می کند و علتی شده که آن ها وارد جهنم شوند .

ومن لم یدخل فی هذا الدین ، ویعمل به ، ویوالی أهله و یعادی أعداء ه ، فهو عندنا کافر بالله و الیوم الاخر و واجب علی إمام المسلمین ، والمسلمین جهاده و قتاله ، حتی یتوب إلی الله مما هو علیه ، ویعمل بهذا الدین

و هر کس وارد این دین جدید آقای محمد بن عبد الوهاب نشود و به آن عمل نکند و با دوستان آن ها دوستی نکند و با دشمنان آن ها دشمنی نکند ؛ او از دیدگاه ما کافر به خدا و روز قیامت است . اگر وهابی نشود بر امام مسلمین یعنی محمد بن سعود و بر مسلمان ها واجب است که با او جهاد کنند و او را بکشند تا این که توبه کند و به این دین جدید عمل کند .

خلاصه مطلب این که : علمای مکه همه شهادت دادند که ما قبل از این همگی کافر و مشرک بودیم در حدی که خون و مال ما حلال بود ، اگر با این وضعیت می مردیم وارد آتش جهنم می شدیم . این هم از منشوری که بعد از تصرف مکه و مدینه امضاء شد . این مطلب خیلی مهم است از جهت این که تیر خلاصی بر پیکر وهابیت است.

چه کسانی این منشور را امضاء کردند :

اشهد بذلک ، وکتبه الفقیر إلی الله تعالی : عبد الملک بن عبد المنعم ، القلعی ، الحنفی ، مفتی مکه المکرمه عفی عنه ، و غفر له

شهادت می دهد به آن و فقیر به خداوند متعال می نویسد : عبد الملک بن عبد المنعم مفتی حنفی ها در مکه مکرمه .

قبلا گفتیم که قبل از آمدن وهابی ها به مکه هر مذهبی برای خودش یک دار الافتاء داشتند . بزرگترین مفتی زمان احناف در مکه ، در خانه خدا در اتاق خاصی می نشسته و فتوی می داده ؛ ولی بعد از آمدن وهابی ها این کارها ممنوع شد .

این مفتی بزرگ حنفی ها شهادت داده که ما قبل از این کافر بودیم و باید به این دین جدید وارد شویم و اگر این دین را نمی پذیرفتیم ، باید کشته می شدیم .

اشهد لذلک ، وأنا الفقیر إلی الله سبحانه : محمد بن صالح بن ابراهیم ، مفتی الشافعی بالمکه، تاب الله علیه

نفر بعدی آقای محمد بن صالح بن ابراهیم مفتی شافعی ها در مکه

اشهد بذلک ، و أنا الفقیر إلی الله تعالی : محمد بن محمد عربی ، البنانی ، مفتی المالکی بالمکه المشرفه ، عفی الله عنه وأصلح شأنه

آقای محمد بن محمد عربی البنانی مفتی مالکی ها در مکه

اشهد بذلک ، وأنا الفقیر إلی الله تعالی : محمد بن أحمد المالکی ، عفی الله عنه .

آقای محمد بن احمد مالکی به آن شهادت داده است .

اشهد بذلک ، وأنا الفقیر إلی الله تعالی : محمد بن یحیی ، مفتی الحنابله بمکه المکرمه ، عفی الله عنه أمین

محمد بن یحیی مفتی حنابله در مکه مکرمه

این ها تعدادی از علمای مکه بودند که شهادت دادند که پیش از این کافر و مشرک بودند و به طوری که خون و مالشان حلال بوده و دینی که محمد بن عبد الوهاب آورده حق بوده است و باید به آن دین عمل شود . این منشور نه تنها در مکه ؛ بلکه در همه شهرهایی که تصرف کردند ، این منشور توسط وهابی ها نوشته شده و علمای هر شهر آن را امضاء می کردند .

در صفحه بعد علمای مدینه شهادت می دهند :

ونحن : علماء المدینه المنوره ، وندین الله به ، ونسأله تعالی الموت علیه

دقیقا همان منشوری که علمای مکه امضاء کردند ، همان را علمای مدینه هم امضاء کردند .

نشهد بهذا الذی قام به الشیخ : محمد بن عبد الوهاب ، رحمه الله ، و دعانا إلیه إمام المسلمین : سعود بن عبد العزیز ، من توحید الله عزوجل ، ونفی الشرک ، هو الدین الحق ، الذی لا شک فیه ، ولا ریب ، وأن ما وقع فی : مکه و مدینه سابقا ، والشام ، و مصر و غیرها ، من البلدان إلی الان ، من أنواع الشرک المذکوره ، فی هذا الکتاب ، أنها : الکفر المبیح للدم و المال ….

دقیقا همان کلمات را علمای مدینه هم نوشتند و امضاء کردند در ذیل آن هم نام امضاء کنندگان هم آورده شده است .

وکتبه الفقیر إلیه عز شأنه : محمد صالح رضوان ، شهد بذلک و کتبه : محمد بن إسماعیل …

محمد صالح رضوان و محمد بن اسماعیل و سایر علمای مدینه آن منشور را امضاء کرده اند ، علمای اهل سنت که در مدینه بودند و شهادت دادند که ما قبل از این کافر بودیم و باید این دین جدید را بپذیریم و اگر ما و دیگران نپذیریم محمد بن سعود می تواند ما را بکشد و کشته اند .

نکته جالب این است که این ها چه زمانی شهادت دادند ؟

خودشان در همین کتاب و در کتاب عنوان المجد فی تاریخ النجد آورده اند که مردم مدینه چندین سال در محاصره بودند و بعد از تصرف این منشور و تعهد نامه را امضاء کردند و مردم مکه حاضر شدند گوشت سگ بخورند اما تسلیم نشوند ؛ ولی بعد از تسلیم شدن شهادت دادند که ما کافر و مشرک بودیم و خون ما حلال بود . نه تنها ما ؛ بلکه مردم مصر ، عراق ، شام و سایر بلاد کافر بودند و تنها کسی که اسلام را آورده محمد بن عبد الوهاب است.

مجری :

کلیپی آماده کردیم که از یکی از شبکه های وهابی پخش شده است . همان طور که خود وهابی ها همه را کافر می دانند ، شبکه هایی را تأسیس کردند که همین رویه را در پیش گرفته اند و همه را کافر و مشرک می دانند به جز خودشان و اصلا این تکفیر را بد نمی دانند ، غیر از تکفیر شیعه و سنی بقیه ادیان را هم تکفیر می کنند .

کلیپ ۰۴ :

نفس تکفیر بد نیست ، چون مسیحیان و یهودیان کافرند و کسانی که غیر خدا را صدا می کنند کافر و مشرکند .

هاشمی مجری شبکه کلمه:

منظور از کسانی که غیر خدا را می خوانند چه کسانی هستند ؟

خدمتی کارشناس شبکه کلمه:

دقیقا همان اشکالی که ما از مذهب شیعه می گیریم ، همان اشکال از برادران سنی هم گرفته می شود که شما هر وقت مدد خواستید یا الله بگویید . یا عبد القادر گیلانی ، یا عمر ، یا ابوبکر و یا رسول الله نگویید ، زمانی که ندای استغاثه و استعانت خواستید الله را نام ببریید . این ایراد وارد است ، درست گفته اند اگر ما از جهان تشییع ایراد می گیریم که این ها در ندا و استغاثه خود حسن و حسین و علی می گویند ، قسمتی از اهل سنت در جهان هم هستند که عبد القادر گیلانی را به عنوان یک یاری دهنده و شفا دهنده و چیزی که شیعیان از قبر حضرت رضا (ع) و حضرت حسین (ع) می خواهند ، سنی ها هم بعضا از عبد القادر گیلانی می خواهند . هر دو اشتباه است و هر دو باید اصلاح شود و باید هر دو طرد شود و به جای آن فقط الله باشد .

مجری :

شما بینندگان عزیز ملاحظه فرمودید که در بخش ابتدایی گفتند یهودیان و مسیحیان مرتد هستند و هم چنین کسانی که ندای غیر خدا را دارند کافر و مشرک هستند . در بخش دوم گفتند که همان اعتراضی که به شیعه می شود ، به اهل سنت هم وارد است ؛ چون این ها هم غیر خدا را می خوانند چرا یا رسول الله را می گویند ، این ها هم مثل شیعه هستند . در این جا نتوانستند بگویند سنی هم کافر و مشرک است .

استاد یزدانی باز هم مدرک دیگری هست که این ها اهل سنت را کافر دانسته باشند ؟

استاد یزدانی :

مدرک زیاد است و تا جایی که امکان داشته باشد آن ها را مطرح می کنیم . همان طور که می دانیم وهابی ها اکثرا اهل حدیث هستند و خود را پیرو احمد حنبل می دانند . این ها تمام مذاهب کلامی دیگر را مثل معتزله ( که آن ها را از همه چیز خارج می دانند ، همان طور که در شبکه های خود گفته اند ؛ اما به علت این که تعدادشان کم است از آن می گذریم )، اشاعره که بخش اعظم اهل سنت امروزی را تشکیل می دهند و هم چنین ماتریدیه که شاید بزرگ ترین فرقه کلامی باشد .

شرق و جنوب ایران ، پاکستان ، افغانستان ، هندوستان ومصر همه ماتریدی هستند . وهابی ها کتاب نوشتند که ماتریدی ها کافر هستند حتی نام کتابشان همین است .

کتاب الماتریدیه ، نویسنده آقای شمس السلفی الأفغانی که یکی از تندرو ترین وهابی های امروزی است . چاپ مکتبه الصدیق الطائف ، جزء الأول ، صفحه ۴۳۳ آورده که اصلا ماتریدیه جزء اهل سنت نیستند .

المبحث الثانی : فی بیان أن الماتریدیه و زملاء هم الأشعریه فرقه مبتدعه کلامیه من أهل القبله ، ولیسوا من أهل السنه المحضه

در این باب مفصل بیان می کند که ماتریدیه و اشاعره یک فرقه بدعت گذار کلامی هستند ، مسلمانند ؛ ولی از اهل سنت خالص نیستند . این ها سنی نیستند اشعری هستند.

از طرف دیگر عکس این مطلب را داریم که آقای زبیدی می گوید هر وقت اهل سنت و جماعت می گویید منظور اشاعره و ماتریدی ها هستند و بقیه شامل اهل سنت و جماعت نمی شوند . بنده مدرک آن را فراموش کردم که بگیرم ؛ اما وهابی ها می گویند اهل سنت به کسانی می گویند که ماتریدی و اشعری نباشند .

مدرک دوم : کتاب فتاوی و رسائل سماحه الشیخ محمد بن ابراهیم بن عبد اللطیف آل الشیخ ، مفتی المملکه و رئیس القضاه و الشؤؤن الإسلامیه

این مفتی قبل از بن باز بوده ؛ چون خودش نابینا بوده کتاب را ننوشته ، سخنرانی کرده و دیگران نوشتند . این کتاب را محمد بن عبد الرحمن بن قاسم جمع آوری ، تحقیق و مرتب کرده است . الطبعه الاولی ، الجزء الأول کتاب العقائد و فیها خمسه اقسام طعن می کند بر أحناف :

العجیب و المصیبه أن المتأخرین من الأحناف یطعنون فی أبی مطیع

عجیب و مصیبت این است که احناف جدید به ابو مطیع ایراد می گیرند

و هذا کله من متأخری الأحناف الذین غرقوا فی البدع کما غرق غیرهم

این مطالبی که درمورد ابو مطیع می گویند همه را احناف جدید گفته اند کسانی که در بدعت غرق شده اند همان طور که غیر از آن ها غرق شده اند ؛ چون آن ها همه اشعری هستند و غرق در بدعت ها .

کسی هم که بدعت گذار باشد وضعیتش مشخص است . ببینید در همین یک مطلب ( الذین غرقوا فی …. ) چقدر توهین کرده اند و حتی اسم هم می برند که این شخص مفتی اعظم اسبق عربستان سعودی و یکی از نوادگان محمد بن عبد الوهاب است .

مدرک سوم : کتاب الدرر السنیه فی الأجوبه النجدیه ، الجزء الاول ، صفحه ۱۵ :

در مقدمه کتاب مفصل بحث می کند که تاریخ عقیده اسلامی چگونه بوده است قبل از این ابن تیمیه حرف هایی می زند که نمی تواند تصریح کند که آن ها قبل از این کافر بودند یا نبودند .

إلی أن أقام الله تعالی : العالم الربانی ، مفتی الامه ، بحر العلوم ، شیخ الإسلام : أحمد بن تیمیه ، المجتهد المطلق ، المجمع علی فضله …

عالم ربانی ، مفتی امت ، دریای علوم وشیخ الاسلام احمد بن تیمیه ، مجتهد مطلق و …. تعریف های زیادی که می کند

وبعدهم انتقضت عری الإسلام : وعبدت الکواکب و النجوم ، و عظمت القبور ، بنیت علیها المساجد ، و عبدت تلک الضرائح ، والمشاهد

بعد از ابن تیمیه، ستون اصلی اسلام شکست ، مردم به جای پرستش خدا ستاره ها را می پرستیدند ، به جای تعظیم الهی قبرها را تعظیم می کردند ، بر قبرها مسجد می ساختند مردم ضریح و حرم می پرستیدند

فبعث فی القرن الثانی عشر ، عند من خبر الأمور و سبر ، ووقف علی ما قرره أهل العلم … الأیه الباهره والحجه الظاهره شیخ الإسلام والمسلمین …

تا این که در قرن دوازدهم یعنی از قرن هشتم سال ۷۲۸ که ابن تیمیه از دنیا رفت تا قرن دوازدهم که حدود ۵ قرن می شود ، چه کسی آمد ؟ آیت باهره و حجت ظاهره شیخ الاسلام و مسلمان ها محمد بن عبد الوهاب آمد و اسلام را زنده کرد .

مجری :

شما در بیانات خود فرمودید که کتاب الدرر السنیه یکی از کتب معتبر آن ها است . آیا منبع و مدرکی هست که به ما نشان دهد که این کتاب به چه صورت در نزد این ها معتبر است ؟

استاد یزدانی :

بنده مقدمه این کتاب را به طور مفصل ذخیره کردم که در آن تقریظات بزرگان وهابیت نوشته شده است . و اما تقریظات الکتاب ( یعنی مطالبی که علما وهابی درباره کتاب نوشته اند) :

۱ – تقریظ الشیخ : محمد بن عبد اللطیف ، آل الشیخ

یکی از نوادگان محمد بن عبد الوهاب بر این کتاب تقریظ نوشته است . بعد از ستایش خداوند می گوید :

وأما بعد : فإنی نظرت فی هذا المجموع الفائق ، الرائق ، الذی جمعه ورتبه الابن : عبد الرحمن بن محمد بن قاسم ، فرأیته قد جمع علوما مهمه و مسائل کثیره جمه ، مما أوضحه علماء أهل هذه الدعوه الإسلامیه ، فی مسائلهم ورسائلهم ، الساطعه أنوارها ، الواضحه أسرارها ، لمن أراد ألله هدایته

مفصل تعریف و تمجیداتی که در صفحه بعد هم گفته که مسائل مهمی در این کتاب است . تقریظ بعدی در صفحه ۷ :

۲ – تقریظ العلامه الشیخ : محمد بن ابراهیم آل الشیخ

یکی دیگر از نوادگان محمد بن عبد الوهاب است که بعد از حمد و ستایش خداوند همان مطالب را آورده که این کتاب مهم است . به هر حال اگر تقریظات علمای آن ها را در ذیل بیاوریم اهمیت کتاب مشخص می شود .

مجری :

بنده به طور کامل جواب خود را گرفتم ؛ اما در مورد این که فرمودید بعد از ابن تیمیه ستاره پرست شدند و در خرافات و بدعت ها فرو رفتند کلیپی آماده کردیم که همین شبکه های وهابی چنین صحبت هایی را گفته اند .

کلیپ ۰۳ :

بگذارید یک حقیقت تلخ را بگویم و آن این که جامعه ما به نام اهل بیت ، به نام اسلام از مشرکین مکه هم بدتر شده است .

مجری :

ملاحظه فرمودید که جامعه ما از زمان مشرکین مکه بدتر شده . این تعبیر آقایان وهابی در شبکه ماهواره ای است و تعبیری که در کتاب الدرر السنیه است . استاد یزدانی شما فرمودید که منابع زیاد دارید ما خواهش می کنیم که باز هم از این منابع بیان کنید .

استاد یزدانی :

مدرک بعدی : باز هم درکتاب فتاوی و رسائل سماحه الشیخ محمد بن ابراهیم بن عبد اللطیف آل الشیخ ، مفتی اعظم عربستان سعودی قبل از بن باز .

الجزء الثانی اصول فقه ، طهاره و صلاه ، سؤال ۶۸۵ : امامه الأشاعره بالسنیین

شخصی سؤال می کند که آیا ما پشت سر اشاعره نماز بخوانیم یا نخوانیم ؟

مردمی از نجد برای ما امامتی را از خودشان انتخاب کرده اند ؛ چون شخصی که این مسجد را وقف کرده ، در وقف نامه خود ذکر کرده که نسل اندر نسل افراد خاصی در آن موقوفه نماز بخوانند و اداره آن را به عهده بگیرد و کسی غیر از آن ها نتوانند تصرفی در آن داشته باشند و هم چنین گفته که قاضی ها و حاکمان حق ندارند که این امام جماعت را که از نسل خاصی هستند را عزل و دیگری را نصب کند.

و کوچک ترین مشکل او این است که از اشاعره است .

الجواب : لایجوز تقدم مبتدع إماما فی الصلاه و إن کان نص الواقف وشرطه کما ذکرت ، فإن : قضاء الله أحق وشرط الله أوثق وغیر خاف علیک حکم إمامه الفاسق فکیف بالمبتدع .

انسان بدعت گذار را نمی توان به عنوان امام جماعت قرار داد ؛ حتی اگر واقف گفته باشد که امام جماعت از اشاعره باشد ؛ چون خداوند فرموده که انسان بدعت گذار نمی تواند امام جماعت باشد . فاسق نمی تواند امام جماعت باشد چه برسد به بدعت گذار . یعنی اشاعره از فاسق ها هم بدتر هستند .

مدرک مهم دیگری که در این جا بیان می کنیم : کتاب تاریخ نجد است ، نویسنده آقای السید محمود شکری الآلوسی از وهابی های بسیار سر شناس و سلفی مذهب است که شبکه های وهابی از این آقا مطالب زیادی بیان می کنند . محقق این کتاب محمد بهجه الأثری است ، چاپ مکتبه مدبولی در قاهره ، صفحه ۹۴ مطلبی را نقل می کند :

ثم خلف عبد العزیز ( سعودا ) وهو أیضا قد قاد الجیوش علی الخیل العتاق والرکائب النجب …

منع الناس عن الحج ، و خرج علی السلطان ، و غالی فی التکفیر من خالفهم و شدد فی بعض الأحکام

وقتی که عبد العزیز به حکومت رسید ، مردم را از رفتن به حج منع می کرد ، و بر سلطان زمان خود خروج کرد و در تکفیر مخالفانش هم خیلی زیاده روی می کرد و در بعضی از احکام هم بسیار سختگیری می نمود .

این مطلب از شکری آلوسی وهابی است ، این غیر از آن صاحب روح المعانی می باشد .

مدرک بعدی از آقای البانی است . این هم از مدارک مهم می باشد که آقای البانی به احناف کنایه می زند و فقه احناف را در کنار تورات تحریف شده قرار می دهد .

مختصر صحیح مسلم با تحقیق محمد ناصر الدین الألبانی ، چاپ مکتبه الاسلامی ریاض :

در باب روایتی که درباره ی حضرت عیسی علیه السلام آورده که وقتی حضرت عیسی ظهور کند عادل است ، صلیب را می شکند ، خنزیر را می کشد و ….

روایت بعد را هم درباره حضرت عیسی بیان می کند . در پاورقی شماره ۴ می گوید :

هذا صریح فی أن عیسی علیه السلام یحکم بشرعنا ، ویقضی بالکتاب والسنه ، لا بغیرهما من الإنجیل أو الفقه الحنفی و نحوه

این روایت صریح است در این که حضرت عیسی علیه السلام به شرع ما وهابی ها حکم می کند و به کتاب و سنت خدا قضاوت می کند ، نه بر اساس انجیل یا فقه حنفی .

یکی دیگر از مدارک مهم کتاب سر تأخیر العرب و المسلمین ، نویسنده آقای محمد الغزالی از علمای مشهور اهل سنت است که بر علیه وهابی ها مطالب زیادی دارد . الطبعه الاولی ۱۴۰۵ هجری – ۱۹۸۵ م ، درصفحه ۵۳ این مطلب را بیان کرده :

إن زعیم السلفیه الأسبق فی مصر الشیخ حامد الفقی حلف بالله أن أبا حنیفه کافر

رهبر سابق سلفی های مصر شیخ حامد الفقی قسم یاد می کرد به خدا که ابو حنیفه کافر است .

خود غزالی چنین عقیده ای ندارد این مطلب را نقل می کند ، که سلفی ها ابو حنیفه را کافر می دانند . باز هم داریم از البانی که علیه ابوحنیفه صحبت کرده و او را در روایت ضعیف دانسته است .

در کتاب السنه ، للحافظ ابی بکر أحمد بن عمرو بن أبی عاصم ، با تحقیق محمد ناصر الدین الألبانی ، چاپ مکتبه الاسلامی ریاض عربستان سعودی ، صفحه ۷۶ :

روایتی را از رسول أکرم (ص) نقل کرده است ؛ ولی در حکم آن آورده که :

اسناده ضعیف ، رجال ثقات رجال البخاری غیر ابی حنیفه ، فإنه علی جلالته فی الفقه ضعفه الأئمه لسوء حفظه

سند این روایت ضعیف است ؛ چون همه راویان آن راویان بخاری است غیر از ابوحنیفه ، با این که در فقه بسیار انسان بزرگی است ؛ ولی علمای اهل سنت او را تضعیف کردند ؛ چون حافظه اش ضعیف بوده است .

در ادامه بیان کرده که اسم کسانی که ابوحنیفه را تضعیف کردند را در کتاب الأحادیث الضعیفه خود آورده است در حالی که ایشان به حرف آقای ابن حجر خیلی توجه می کند و آن را قبول دارد .

در کتاب تهذیب التهذیب ابن حجر در شرح حال ابوحنیفه توثیقات علما را در مورد ابوحنیفه آورده و هم چنین این که حافظه او خیلی قوی بوده و خودش تصریح می کند که ابوحنیفه روایتی را نمی خواند مگر این که حفظ باشد ، هیچ زمانی روایت را از روی کتاب نمی خواند و نقل نمی کرد . روایتی را می خواند که حفظ باشد .

ولی آقای البانی به خاطر این که وهابی است و با احناف و اشاعره شدیدا مشکل دارند و آن ها را کافر می دانند ، ابو حنیفه را با این که امام اعظم اهل سنت است ؛ اما به اندازه راویان صحیح بخاری برای وهابی ها ارزش ندارد . چگونه است که در این ۱۴۰۰ سال به فقه او عمل کرده اند ؟ طبق نظر ایشان همه کسانی که به فقه ابوحنیفه عمل کردند ، اشتباه کرده اند .

مجری :

کلیپی آماده شده که یکی از کارشناسان وهابی ادعا کرده که در ایران علمای شیعه و علمای اهل سنت جمع شدند و علیه اهل سنت حکم تکفیر صادر کرده اند .

مشخص است که اهل سنت علیه خودش حکم تکفیر نمی دهد ، این تکفیر علیه وهابیت بوده است . آقایان وهابی این را می دانستند ؛ اما الان علنی کرده اند .

کلیپ ۰۳ :

کنگره ای در چهار شنبه گذشته در قم تشکیل شد . در آن تعدادی از علمای شیعه که در رأس آن ها آیت الله سبحانی و آیت الله مکارم شیرازی بودند و تعدادی از علمای اهل سنت که شناخته شده نبودند و افراد مطرحی در میان آن ها دیده نمی شد ، شروع به کار کردند و در این کنگره چنین به نظر می رسید که بیداری اسلامی و اهل سنت را اساسا جزء گروه های تکفیری معرفی می کنند .

مجری :

این کارشناس ادعا دارد که علمای شیعه و اهل سنت جمع شده اند که اهل سنت را جزء فرق تکفیری معرفی کند . اصولا با عقل انسان جور در می آید که عالم اهل سنت بگوید من فرقه تکفیری هستم یا این که نه ، علمای شیعه و اهل سنت جمع شده اند تا بگویند که شما وهابی ها فرقه تکفیری هستید ؟

وقتی بهانه ای برای رد آن پیدا نکردند می گویند که این علما اصلا سرشناس نیستند ، شما آقای ترشابی چقدر در بین اهل سنت شناخته شده هستید؟ این علما ، علمایی بودند که در زمینه فقه شافعی و حنفی حداقل به هر کدام از دانش آموخته های اهل سنت ایران که نام این بزرگواران را می بردیم ، می شناختند .

این شماید که تافته جدا بافته از اهل سنت هستید و خوشبختانه این گونه اعتراف می کنید که اهل سنت و شیعیان به این نتیجه می رسند که فرقه های تکفیری جدا از اهل سنت هستند و وهابی ها هستند که مردم را تکفیر می کنند و می کشند .

استاد یزدانی چگونه است که اهل سنت متوجه نشدند که وهابی ها آن ها را تکفیرکردند یا اگر متوجه شدند آیا منبعی است که گفته باشند وهابی ها ما را تکفیر کرده اند؟

استاد یزدانی :

این مبحث یک برنامه جداگانه لازم دارد . علمایی که تصریح کرده اند که وهابی ها همه ما را کافر می دانند به این دلیل علیه وهابی ها فتوا صادر کرده اند که باید با آن ها مقابله شود . کتاب های متعددی است که علمای بزرگ اهل سنت در طول تاریخ علیه وهابیت نوشته اند . اگر فرصت شد یکی دو مورد را بیان می کنم و در هفته آینده به طور مفصل مطرح می کنیم .

در این جا یک مدرک نشان می دهم از علمای بزرگ اهل سنت آقای امام علامه شیخ محمد بن عبد الله بن حمید نجدی حنبلی مفتی حنابله در مکه مکرمه . ایشان مطالبی را علیه محمد بن عبد الوهاب می آورد و این که ایشان هر کسی را که با او مخالفت می کرد اگر زورش می رسید ، روز روشن او را می کشت و اگر نمی شد ، شبانه کسی را می فرستاد تا او را بکشد . با همه مخالفینش همین کار را می کردند ، حتی برادرش را می خواست بکشد .

کتاب السحب الوابله علی ضرائح الحنابله ، نویسنده آقای امام علامه شیخ محمد بن عبدالله بن حمید نجدی حنبلی ، مفتی حنابله در مکه مکرمه ، متوفی سال ۱۲۹۵ هـ

در همان زمانی که حکومت وهابی ها منقرض شد ، چاپ مکتبه الأحمد ، در صفحه ۲۷۵ شرح حال پدر محمد بن عبد الوهاب را بیان می کند .شرح حال ۴۱۵ :

عبد الوهاب بن سلیمان بن علی بن مشرف …

وهو والد محمد صاحب الدعوه التی انتشر شررها فی الآفاق

عبد الوهاب بن سلیمان بن علی بن مشرف پدر همان محمد بن عبد الوهاب صاحب دعوتی است که شعله های آتش آن تمام آفاق را گرفته است .

لکن بینهما تباین مع أن محمدا لم یتظاهر بالدعوه إلا بعد موت والده و أخبرنی بعض من لقیته عن بعض أهل العلم عن من عاصر الشیخ عبد الوهاب هذا أنه کان غضبانا علی ولده محمد لکونه لم یرض أن یشتغل بالفقه کأسلافه و أهل جهته

اما بین محمد بن عبدالوهاب و پدرش فرق است . تا پدرش زنده بود جرأت نداشت که مردم را به مذهب خودش دعوت کند . کسانی که از اهل علم او را ملاقات کرده بودند برای من شهادت داده بودند که آقای عبد الوهاب بر فرزندش خشمگین شده بود ؛ چون او فقه را طور دیگری می خواند ، مثل گذشته ها نمی خواند .

ویفترس فیه أن یحدث منه أمرا فکان یقول للناس یا ما ترون من محمد {من الشر }

پدرش با آن هوش و ذکاوت پیش بینی کرد ، روزی فرا می رسد که مردم می گویند این چه شری بود که از محمد بن عبد الوهاب به ما رسید.

فقدر الله أن صار ما صار

و خداوند مقدر کرد که همان طور که پدرش پیش بینی کرده بود ، شد و بعد در ادامه می گوید که برادرش هم با او مخالف بود و حرف های او را قبول نمی کرد .

و سمی الشیخ سلیمان رده علی أخیه فصل الخطاب فی الرد علی محمد بن عبد الوهاب و سلمه الله من شره و مکره

و برادرش سلیمان کتابی به نام فصل الخطاب در رد محمد بن عبد الوهاب نوشت . و جالب است که در ادامه می گوید خداوند از شر و مکر او حفظ کند .

فإنه کان إذا باینه أحدا ورد علیه ولم یقدر علی قتله مجاهره یرسل إلیه من یغتاله فی فراشه أو فی السوق لیلا لقوله بتکفیر من خالفه و استحلاله قتله

عادت محمد بن عبد الوهاب این بود که اگر نمی توانست کسی را آشکارا بکشد ، شخصی را می فرستاد تا او را در رختخوابش ترور کند .

این ترور هایی که می بینید همه و همه دستور محمد بن عبد الوهاب و سنت او است . اگر قدرت داشت در روز مخالفش را می کشت و اگر قدرت نداشت ، او را شبانه می کشت ؛ چون فتوا داده بود هر کس مخالف او باشد کافر است و خونش حلال است .

در ادامه داستانی را بیان می کند که محمد بن عبد الوهاب دیوانه ای را اجیر کرد و به او سلاح داد تا سلیمان برادر خود را بکشد . وقتی این دیوانه وارد بر برادرش شد ، معجزه ای از او دید که همین باعث شد تا سلیمان را نکشد .

این تصریح یکی از بزرگان اهل سنت است در باره محمد بن عبد الوهاب و این که وهابی ها همه ما را کافر و کشتن ما را واجب دانسته اند .

إن شاء الله در هفته آینده مفصل تر این مباحث را دنبال می کنیم .

مجری :

سؤالی که امشب از بینندگان شیعه و سنی وحتی وهابی داریم این است که چرا وهابی ها این گونه ابوحنیفه نعمان بن ثابت را که امام اعظم اهل سنت است و با واسطه یا بی واسطه از اساتید سایر ائمه خود می دانند را طعنه زدند و ضابط بودن او زیر سؤال بردند و حتی فقه او را در کنار تورات و انجیل تحریف شده قرار دادند ؟

بیننده : آقای دانش راد از تهران – شیعه

با عرض سلام به هر دو بزرگوار . تشکر می کنم از این که حوزه علمیه را به خانه های ما آوردید با برنامه های خوبی که ارائه می دهید . ما با دیدن این برنامه ها تازه متوجه می شویم که پیامبر اسلام و ائمه معصومین (ع) چه زجری کشیده اند ؛ چون معنی مارقین ، منافقین و ناکثین را می فهمیم .

در جواب سؤال شما باید بگویم که این ها یک تفکری برای خود دارند که غیر از این تفکر را قبول ندارند ، فرقی نمی کند این تفکر شیعی باشد یا اهل سنت .

بیننده : آقای رئیسی از رفسنجان – شیعه

ما در شرق ایران زندگی می کنیم و بارها دیدیم که این وهابی ها چه فجایعی را به وجود آورده اند . این که یک عالم اهل سنت را تکفیر کنند ، مسأله جدیدی نیست . از اول که به وجود آمدند همین کار را می کردند و تا الان هم این گونه عمل کرده اند . این ها فقط و فقط زبان تکفیر را می دانند .

سؤالی که دارم این است که مدتی است در شبکه های وهابی بزرگان ایرانی مثل سعدی و حافظ را از هم کیشان خود معرفی می کنند . صحبت این ها تا چه حدی درست است ؟

مجری :

ان شاء الله استاد یزدانی پاسخ خواهند داد اما کارشناسان ما گفتند که برای ما شعرا دین و مذهب نمی آورد و ما از باب تدین به شعرا نگاه نمی کنیم . یکی از برنامه های تالار ندای شیعه به همین بحث تعلق دارد که به صورت زیبایی بحث شده که در جمعه شب پخش خواهد شد .

استاد یزدانی :

این بحث ، یک بحث تخصصی است که برنامه ای در این مورد پخش خواهد شد . این ها گفته بودند که شاعری قبل از قرن هفتم یا نهم نشان دهید که شیعه باشد و از امیر المؤمنین علی (ع) تعریف و تمجید کرده باشد و از ابوبکر و عمر نکرده باشد .

ما از اولین شاعر مسلمان سلمان فارسی نام بردیم که شما یک شعر از سلمان فارسی بیاورید که درباره خلفا گفته باشد ولی دیدیم که درباره امیرالمؤمنین (ع) شعر دارد . هم چنین از حافظ شعر آوردیم که حضرت را مدح و ستایش می کند ؛ اما حتی یک کلمه از سایرین حرفی نمی زند . در مورد کتاب فردوسی هم بحث های است.

حتی اگر این شعرا هم که در مذهب شما باشند به حال ما فرقی نمی کند ؛ چون ما امیرالمؤمنین (ع) ، صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س) و سایر ائمه را داریم که پیرو رسول أکرم (ص) هستند و ما هم پیرو آن ها هستیم . ما بزرگانی مثل شیخ مفید ، شیخ مرتضی و سید رضی داریم و هیچ احتیاجی به مولوی و غیره نداریم وهمه این ها مال شما باشد و از لحاظ دینی حرف شاعر برای ما سودی ندارد .

بیننده : حسن از بندر عباس – اهل سنت

صفحاتی که ابوحنیفه را کافر گفته اند را نشان دهید .

بیننده : آقای عزیزی از مشهد مقدس – اهل سنت

در مورد سؤال شما نظری ندارم . اگر آن ها ابوحنیفه را کافر می دانند ، خودشان کافر هستند .

استاد یزدانی :

البته علمای اهل سنت وهابی ها را تکفیر نکردند ، فقط تکفیر های آن ها را نقل کردند . مطالب زیادی درباره محمد بن عبد الوهاب و ابن تیمیه دارند ؛ اما این که علمای اهل سنت فتوی به تکفیر عموم وهابی ها داده باشند را ندیدیم .

آنچه واضح است فرقه تکفیری فرقه وهابیت است و آن ها هستند که اهل سنت را تکفیری می کنند . در مورد شیعیان که از تکفیر گذشتند و خیلی مطالب بدتری گفتند . این وهابیت است که اهل سنت را تکفیر می کنند ؛ ولی ما ندیدیم که اهل سنت وهابیت را تکفیر کنند .

مجری :

در مورد فردوسی که اشاره شد ، بد نیست که چند بیت از اشعاری که منسوب به این شاعر نامی است را بخوانیم ، به عنوان این که گفتند فردوسی اهل سنت است :

فرخنده نمود است علی ماه رجب را

از اوج ادب درس بداد است ادب را

سنی ز چه رو ، رو به سوی کعبه نمودی

دانی که علی زاده بود خانه ی رب را

اگر قرار باشد که اشعار تند علیه شیعیان را منسوب بدانید ، باید از این طرف این اشعار را هم مد نظر داشته باشید .

آقای فارابی از یاسوج – شیعه

در جواب سؤال شما باید بگویم که علت این که وهابی ها بزرگان اهل سنت را مثل ابوحنیفه تکفیر می کنند ، این است که ابوحنیفه وهابی نبود . این ها عادت دارند که هرکس وهابی نبود را تکفیر کنند ، غیر مسلمان بخوانند و تنها خودشان را به عنوان مسلمان به دنیا معرفی کنند ، با این همه افتضاحاتی که در دنیا به وجود آوردند .

خواهشی که از استاد یزدانی داشتم این بود که یک مختصر زندگینامه از پیامبر و صحابه بیان کنید ؛ چون بسیاری از بینندگان هستند که از این سیر تاریخی که این انحرافات به وجود آمده تا شهادت امام حسین (ع) و ائمه اطهار (ع) را مطلع نیستند ، مثلا وقتی در باره جنگ ها صحبت می کنید ، نمی دانند که کدام جنگ زودتر بوده یا کدام جنگ دیرتر .

بر اساس همین زمان بندی حوادث و وقایع را بیان کنید تا بینندگان هم به عمق مطالب شما پی ببرند . ما از برنامه های شما تشکر می کنیم ؛ چون با همین برنامه ها می توانید پاسخ شبکه های وهابی را بدهید .

استاد یزدانی :

به این بیننده عزیز که تاریخچه ای از زندگی پیامبر و ائمه (ع) را می خواستند باید بگویم که این چنین برنامه ای به عهده گروه شبهات نیست؛ بلکه به عهده گروه تاریخ است که قطعا در مناسبت ها ی مختلف این برنامه ها را داشته اند . امیدوارم دست اندر کاران شبکه صحبت های این عزیز را به گروه تاریخ منتقل کنند تا در یک برنامه مختصری از سیر تاریخی پیامبر اکرم (ص) تا شهادت امام حسین (ع) را بیان کنند و این که چه اتفاقی افتاد که مسیر مردم عوض شد و به کشتنن فرزند رسول خدا (ص) انجامید .

بیننده : آقای صادقی از کرمانشاه – اهل سنت

با عرض سلام و خسته نباشید . بنده مسلمانم . به این معنا که هیچ تعهدی ندارم که شافعی باشم یا حنبلی یا حنفی . اهل سنت هستم و با دست باز نماز می خوانم ؛ البته با دست بسته هم می شود نماز خواند .

این برنامه هایی که در این شبکه های وهابی گذاشتند مثل همین فیلم که در باره خلیفه دوم ساختند ، متأسفانه بیشتر حضرت وحش است . این فرد در تاریخ اسلام شرم آور است .کسی که سید الشهدا حضرت حمزه عموی پیامبر (ص) را کشته این قدر بها می دهند .

از مادر معاویه فاسق کسی که همه مشکلات مسلمانان از همین بنی امیه است فیلم ساختند و مسأله مهمی مثل خیبر و غدیر را که به هرصورت که باشد ما قبول داریم ، را نشان نمی دهند ؛ ولی قسمت اعظم فیلم را اختصاص داده اند به وحشی و هند که آن بلاها را به وجود آوردند. مسائل حاشیه ای که در اسلام هیچ جایی ندارند .

در ضمن به نظر من وخیلی های دیگر خلافت یک امر دنیایی است ؛ ولی امامت جدا از خلافت است . در بین اهل سنت هم این یک واقعیت است . اگر در شهرهای سنی نشین هم ببینیم ، اسم علی بیشتر از اسم عمر و ابوبکر است ، این یک مثال ساده است. من نمی گویم که آن ها را دوست ندارم ؛ ولی این دوست داشتن فرق دارد و با هم فاصله دارد .

در مورد عقیده وهابیت باید بگویم که این ها با پول هایی که می گیرند و معلوم هم هست که از کجا تأمین می شوند و این فتوا ها را می دهند ، خودشان مرتد و کافر هستند .

جامعه اهل سنت هم آن طور که می گویند ، نیست . اهل سنت ائمه (ع) را دوست دارند . شما اگر فقط کردستان را ببینید ، مشاهده می کنید که در شب های سه شنبه و جمعه در تکایا و خانقاه ها هزاران نفر ذکر ائمه (ع) را می گویند . اگر مشکلی دارند اول در جامعه خودمان این مسائل را حل کنند و بعد دیگران را تکفیر نمایند .

استاد یزدانی :

اول این که ایشان گفتند که من تقلید نمی کنم ، این حرف نادرستی است ؛ چون ما مجبور هستیم که در فقه تقلید کنیم ؛ البته در عقائد هم شیعیان و هم سایرین تقلید نمی کنند .

اگر کسی بخواهد احکام شریعت اسلامی را به واقع پیدا کند باید یا مجتهد باشد که این کار هم با یک عمر درس خواندن و تحقیق حاصل می شود و یا این که باید تقلید کند . مثلا یک کارگر نمی تواند برای تک تک مسائل شرعی خود که نزدیک به ۶۰۰۰ مسأله ریز است ، کتاب ها را بخواند ، علوم مختلف را بداند . یک فرد عادی نمی تواند چنین کاری را انجام دهد پس باید تقلید کند. خود علمای اهل سنت تصریح کرده اند که واجب است از یکی از مذاهب اربعه تقلید کنیم .

یکی از تفاوت های اهل سنت با وهابیت همین است که اهل سنت تقلید را واجب می دانند؛ ولی وهابیت مقلدین را کافر می دانند . در این باره مدرکی را به بینندگان عزیز نشان می دهم .

کتاب عقائد اهل سنت و جماعت در رد وهابیت و بدعت ، نویسنده مولانا احمد سهارنپوری ، ترجمه مولانا عبد الرحمن سربازی مدیر مدرسه عربیه اسلامیه چابهار ، از بزرگان اهل سنت است که خیلی هم برای اهل سنت شرق و جنوب شرقی ایران قابل احترام است . اصل کتاب به نام المهند علی المفند است و ترجمه شده به کتاب عقائد اهل سنت وجماعت . سؤال ۸ و۹ و۱۰ :

آیا درست است که کسی در تمام اصول و فروع مقلد یکی از ائمه اربعه باشد ؟ درصورت صحت ، تقلید مستحب است یا واجب ؟ شما در فروع و اصول شما مقلد کدام امام هستید ؟

جواب : تقلید یکی از ائمه اربعه واجب است و علمای دیوبند مقلد ابوحنیفه هستند . در این زمان بر انسان لازم؛ بلکه واجب است که مقلد یکی از ائمه اربعه باشد ؛ زیرا به تجربه دریافته ایم که عاقبت ترک تقلید ائمه ، اتباع نفس و هوا و سقوط در سیاه چال الحاد و زندقه است و خداوند ما را از آن در امان دارد . به همین جهت ما و مشایخ ما در اصول و فروع مقلد امام المسلمین حضرت ابوحنیفه هستیم . خداوند بر همین راه به زندگی های ما پایان بدهد .

پس کسی که تقلید نکند ، نمی تواند احکام شرعی را خودش به دست بیاورد .

درباره فیلمی که ساخته شده ، باید بگویم که درست است بیشتر فیلم بر شخصیت وحشی و دوستش ریحانه است ، در صورتی که اصلا در تاریخ وجود ندارد .

بیننده : آقای لک زایی از زابل – شیعه

ما با اهل سنت خویشاوند هستیم . ما با آن ها مشکلی نداریم ؛ ولی آن ها با ما تعصب دارند می خواستم سؤال کنم رفتار ما با اهل سنت چگونه باید باشد ؟

استاد یزدانی :

بنده کوچکتر از این هستم که به بیننده های عزیز توصیه ای داشته باشم ؛ اما متن استفتاء از حضرت آیت الله وحید خراسانی ( حفظه الله ) را که در سایت تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج) و هم چنین در سایت آیت الله وحید وجود دارد، می‌خوانم .

استفتاء از آیت الله وحید خراسانی درباره شیعه و سنی :

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله وحید خراسانی ، در پی برخی سؤالات در خصوص کافر دانستن شیعیان توسط برخی از علمای وهابی و این که شیعیان نیز متقابلا می توانند اهل سنت را کافر بدانند ؟

این سؤال به عنوان یک استفتاء به دفتر معظم له ارسال گردید اینگونه پاسخ داده شد :

بسمه تعالی

ما جمعی هستیم ساکن در محلی که اهل سنت زندگی می کنند و آن ها ما را کافر می دانند و می گویند که شیعه کافر است .در این صورت ما هم می توانیم با آن ها معامله به مثل کنیم و همان طوری که آن ها ما را کافر می دانند ما هم با آن ها معامله کفار کنیم . مستدعی است وظیفه شرعی ما را در مقابل این حملات بیان کنید ؟

امضاء جمعی از مؤمنین

جواب :

بسم الله الرحمن الرحیم

هر کس شهادت به وحدانیت خداوند متعال و رسالت خاتم انبیا – صلی الله علیه و آله – بدهد ، مسلمان است و جان و عرض و مال او مانند جان و عرض و مال کسی که پیرو مذهب جعفری است ، محترم است و وظیفه شرعی شما آن است که با گوینده شهادتین ، هرچند شما را کافر بداند به حسن معاشرت رفتار کنید و اگر آن ها به ناحق با شما رفتارکردند شما از صراط مستقیم حق و عدل منحرف نشوید . اگر کسی از آن ها مریض شد ، به عیادت او بروید و اگر از دنیا رفت ، به تشییع جنازه او حاضر شوید و اگر حاجتی به شما داشت ، حاجت او را برآورید و به حکم خدا تسلیم باشید که فرمود :

و لا یجر شنأن قوم علی ألا تعدلوا إعدلوا هو أقرب للتقوی

و به فرمان خداوند متعال عمل کنید که فرمود :

ولا تقولوا لمن ألقی إلیکم السلام لست مؤمنا .

والسلام علیکم و رحمت الله وبرکاته .

این متن فتوای یکی از بزرگ ترین مراجع ماست که هرکس که مقلد این مرجع هستند ، به این فتوا عمل می کنند . حضرت آیت الله مکارم شیرازی و حضرت آیت الله سیستانی همین فتوا را دادند ، همه مراجع ما هم این فتوا را داده اند . ما کسی را کافر نمی دانیم با هرکسی که شهادتین را بگویند ، معامله مسلمان را می کنیم . هم مالش و هم جانش برای ما محترم است و رفتار ما هم همان رفتاری باشد که مراجع ما گفتند و نمی توانیم چیزی بیشتر از آن را عمل کنیم .

بیننده : آقای جامی از تربت جام – اهل سنت

کسی که چنین بی احترامی هایی به بزرگان مذاهب می کنند ، خودشان نه دین دارند و نه مذهب . در طول ۱۴۰۰ سال شیعه و سنی در کنار هم زندگی کردند و این گونه صحبت ها را کسی نشنیده است .

مجری :

بسیار متشکریم از شما استاد یزدانی به خاطر این برنامه مستند و مستدل ارائه شد و راه دیگری را نشان دادید در جهت شناخت بهتر وهابیت و فرق آن ها با اهل سنت و فراتر از آن که تکفیر اهل سنت توسط وهابیت بود .

در مورد فردوسی بحثی مطرح شد و بنده شعری را خواندم . اگر بنا بر انتساب شعر باشد ، یکی از وهابی ها شعر بسیار تند و رکیکی را از فردوسی بر علیه شیعه خواند . ما هم می توانیم بگوییم که این شعر به فردوسی نسبت داده شده است ؛ اما آن چیزی که از بینندگان عزیز می خواهیم که به آن مراجعه کنند ، شعری است که من یک بیت از آن را می خوانم و بیت بعدی را به خاطر این که مقداری تند است را خودتان مراجعه کنید .

هر آن کس که در دل به بغض علی ست

از او خوارتر در جهان زار کیست

یک بیت بعدی دارد که خیلی تند است و من دوست ندارم که در برنامه این بیت شعر را بخوانم .

اما در آخر برنامه دعا می کنیم برای آن امام غایب از نظر ، امامی که بسیار مظلوم است .

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست

هر کجا هست ، خدایا به سلامت دارش

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

خدا نگهدار .