برنامه ” راه و بیراه ” قسمت چهارم ؛ تکفیر مسلمانان توسط وهابیت (۳)

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

برنامه ” راه و بیراه ” قسمت چهارم

تاریخ ۱۲/۱۲/۹۲

موضوع : تکفیر مسلمانان توسط وهابیت (۳)

دانلود فیلم برنامه راه و بیراه قسمت چهارم

بسم الله الرحمن الرحیم

درود و سلام و صلوات خداوند بر پیامبر خاتم محمد مصطفی ـ صلی الله علیه و آله ـ وسلام و رحمت خداوند بر شما بینندگان عزیز و ارجمند و همراهان همیشگی شبکه جهانی ولایت .

بسیار خوشحال و خرسندیم که باز هم توفیق حاصل شد تا دوشنبه شب دیگری با برنامه راه و بیراه در خدمت شما باشیم . برنامه ای که درجهت رسوا کردن وهابیت ، ورود به تاریخچه وهابیت و مشخص کردن تفاوت آن ها با سایر فرق اسلامی در شبکه ولایت شروع شده است و باز هم طبق هفته های گذشته در خدمت استاد عزیز ، استاد یزدانی هستیم .

سلام علیکم و رحمت الله

استاد یزدانی :

اعوذ بالله من الشیطان اللعین الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله الذی اظهر الوجود و منه بدأ کل حمد و إلیه یعود والصلاه والسلام علی شاهد و مشهود لکل موجود محمد المحمود و علی آله آل الله الودود خلفاء الله علی عالم الغیب و الشهود سیما الحجه بن الحسن المهدی المنتظر الموعود

من هم سلام و عرض ادب دارم خدمت جنابعالی و هم چنین بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت . امیدوار هستم که امشب هم برنامه مفیدی در جهت اتحاد و وحدت بیشتر میان مسلمان ها داشته باشیم و هم چنین بار دیگر کتاب وهابیت و جنایت های آن ها را ورق بزنیم .

مجری :

در هفته های گذشته این بحث را مطرح کردیم که تاریخچه وهابیت چیست و از کجا آغاز شده و مؤسسان فکری و سیاسی آن چه کسانی هستند ؟ و به طور مفصل تر به بحث تکفیر اهل سنت ، علمای اهل سنت و حتی تکفیر ابوحنیفه امام اعظم آن ها توسط وهابیت پرداختیم . از استاد یزدانی خواهش می کنم که خلاصه ای از مباحث برنامه گذشته بیان کنند تا بنده سؤال خود را بپرسم .

استاد یزدانی :

همان طور که شما فرمودید در برنامه های گذشته بحث تکفیر تمام اهل سنت را از دیدگاه وهابیت بیان کردیم و مدارکی را از کتاب های خود وهابی ها نشان دادیم که گفته بودند ما همه مسلمان ها ؛ ماتریدیه ، اشاعره و معتزله را کافر می دانند ، رافضی ها هم که شکی در آن نیست که کافر می دانند و کشتن آن ها واجب می باشد . این مدارک از صحیح ترین کتاب های وهابی ها است .

مهم ترین مدرکی که در هفته گذشته نشان دادیم این بود که وهابی ها وقتی مکه و مدینه را تصرف کردند ، متنی را نوشتند که همه علمای مکه و مدینه ، همه مفتی های حنابله ، حنفی ها ، مالکی ها و شافعی ها آن را امضاء کردند و گفتند تا امروز همه ما کافر و مشرک بودیم و این شرک ما طوری بود که خون ومال ما حلال بود و این دین جدید محمد بن عبد الوهاب ، دینی است که باید آن را بپذیریم و به آن اعتقاد داشته باشیم .

مهم ترین از این ها ، کافر دانستن ابوحنیفه بود و یکی از سلفی ها قسم خورده بود که ابوحنیفه کافر است . در ادامه هم مدارک جدیدی نشان خواهیم داد و ثابت می کنیم که وهابی ها همه مسلمان ها را کافر می دانند .

مجری :

در جلسه قبل گفتیم اهل سنت تصریح کرده اند که وهابی ها ما را کافر می دانند . اما با توجه به این که استاد یزدانی فرمودند مدارکی که در مورد تکفیر اهل سنت و علمای آن ها بسیار زیاد است ، این جلسه هم قصد دارند بحث تکفیر را که قطعا برای شما بینندگان عزیز چه شیعیان و چه اهل سنت جالب خواهد بود ، را ادامه دهند .

استاد یزدانی :

البته شاید این بحث مدارک تکفیر همه مسلمانان در جلسه بعد هم تمام نشود ؛ اما تلاش می کنیم که این مطالب را زودتر جمع کنیم و خلاصه ای از آن را باز هم به بینندگان نشان دهیم .

اما اولین مدرک : شرح کتاب التوحید من صحیح البخاری ، نویسنده آقای عبد الله بن محمد الغنیمان از علمای مشهور وهابی در حال حاضر و رئیس قسم الدراسات العلیا بالجامعه الاسلامیه بالمدینه المنوره ، چاپ دار العاصمه ریاض عربستان ، جلد اول ، صفحه ۱۹ :

و قد إنتسب إلی الأشعری أکثرالعالم الاسلامی الیوم من أتباع المذاهب الأربعه

اکثر پیروان مذاهب اربعه در جهان اسلام ، امروز از اشاعره هستند .

وهم یعتمدون علی تأویل نصوص الصفات تأویلا یصل إحیانا إلی التحریف …

آن ها به نصوصی اعتماد می کنند که صفات خداوند را تأویل می برند که گاها این تأویل بردن به تحریف آن صفات منجر می‌شود.

وقد إمتلأت الدنیا بکتب هذا المذهب و إدعی أصحابها أنهم أهل السنه

دنیا از کتاب های این مذهب پر شده و این اشاعره ای که اکثر مسلمان های جهان از آن ها هستند ، فکر می کنند که اهل سنت می باشند .

و نسبوا من آمن بالنصوص علی ظاهر ها إلی التشبیه و التجسیم

این ها که اکثر مردم هستند ، وهابی هایی را که روایات صفات را بر ظاهر حمل می کنند را اهل تشبیه و تجسیم می دانند .

هذا ولابد لعلماء الاسلام – ورثه رسول الله – من مقاومه هذه التیارات الجارفه علی حسب ما تقضیه الحال ، من المناظرات ، أو بالتألیف و بیان الحق بالبراهین العقلیه و النقلیه و قد یصل الأمر أحیانا إلی شهر السلاح .

این علما اسلام (علمای وهابی ) وارثان رسول خدا (ص) هستند – از جمله آقای بن باز ، آقای عصیمن ، فوزان ، براک غیر از علما اشاعره که شامل اکثر مردم می شوند ، هستند – باید در مقابل این چرندیات مقاومت کنند . این گونه که مناظره کنند یا کتاب بنویسند و حقیقت را برای اشاعره که خود را سنی می دانند ، با برهان های عقلی و نقلی روشن کنند ( در صورتی که غیر از معتزله که عقل را قبول دارند ، وهابی ها ، اشاعره و اهل حدیث اصلا عقل را قبول ندارند ) ولی اگر نپذیرفتند ، باید از اسلحه استفاده کنند .

این مطلب را یک وهابی معاصر ، رئیس قسمت دکترای دانشکده مدینه منوره می گوید . پس در این کتاب صراحتا می گوید : اشاعره اکثر اهل سنت هستند و خودشان را سنی می دانند ؛ ولی ما علمای اسلام باید در مقابل این ها بایستیم ، با آن ها مناظره و گفتگو کنیم . اگر نشد همه را بکشیم .

واقعا وهابی ها منطق و استدلال عجیبی دارند .

مدرک بعدی : کتاب مؤلفات الشیخ الإمام محمد بن عبد الوهاب ، القسم الثالث مختصر سیره الرسول ، نویسنده محمد بن عبد الوهاب که ناصر البراک با دو نفر از مفتی های بزرگ وهابی بر این کتاب مقدمه نوشتند . در این کتاب مطلبی را در صفحه ۸ می آورد :

و أعرف ما قصه أهل العلم من أخبار النبی صلی الله علیه و قومه و ماجری له معهم فی مکه و ماجری فی مدینه.

مردم قصه هایی را که علما از داستان های پیامبر و قوم ایشان گفته اند و همچنین اتفاقاتی که در مکه و مدینه برای پیامبر افتاده را بخوانید .

و أعرف ما قص العلماء عن أصحابه و أحوالهم و أعمالهم . لعلک أن تعرف الإسلام و الکفر . فإن الاسلام غریب ، وأکثر الناس لا یمیز بینه و بین الکفر و ذلک هو الهلاک الذی لایرجی معه الفلاح

داستان هایی که علما از اصحاب پیامبر گفته اند و هم این طور احوالات و اعمال آن ها را بخوانید تا اسلام و کفر را بشناسید . امروز اسلام غریب است ، اکثر مسلمان ها اسلام و کفر را از همدیگر تشخیص نمی دهند و این هلاکتی است که امیدی به رستگاری آن نیست .

در این کتاب صراحتا گفته که مسلمان ها درک درستی از اسلام ندارند . مطلبی است که شیعه نگفته ؛ بلکه آقای محمد بن عبد الوهاب در کتاب خودش آورده است .

مدرک سوم : کتاب رسائل الشخصیه از مؤلفات شیخ محمد بن عبد الوهاب است . نامه های شخصی محمد بن عبد الوهاب به افرادی که نوشته است را در این کتاب جمع آوری کرده است ، آقای صالح بن فوزان بن عبد الله بن الفوزان و محمد بن صالح العلیقی این کتاب را تصحیح کرده . مطلبی از ابن تیمیه در این کتاب نقل شده است :

فأما کلام الحنابله فقال الشیخ تقی الدین رحمه الله علیه لما ذکر حدیث الخوارج : فإذا کان فی زمن النبی صلی الله علیه و سلم و خلفائه ممن قد إنتسب إلی الاسلام من مرق منه مع عبادته العظیمه ، فیعلم أن المنتسب إلی الاسلام والسنه قد یمرق أیضا

اما کلام حنابله در مورد تکفیر مسلمان ها ، نماینده حنابله آقای ابن تیمیه در بحث خوارج می گوید : وقتی در زمان پیامبر (ص) و خلفا ء ایشان کسانی به اسلام نسبت داده می شدند ؛ ولی با این که عبادت زیادی انجام می دادند از اسلام خارج بودند ؛ پس چه اشکالی دارد که اهل سنت و مسلمان ها هم از دین اسلام خارج شده باشند .

روایتی که پیامبر اسلام در مورد خوارج و وهابی ها فرمودند ، که این ها از دین خارج می شوند همان طورکه تیر از کمان بیرون می رود و بر نمی گردد ، را مثال می زند .

این مطلب خیلی مهمی است که در کتاب محمد بن عبد الوهاب آمده است . ما اگر بگوییم مسلمان ها و اهل سنت کافرند هیچ اشکالی ندارد ؛ چون صحابه هم خوارج را تکفیر کردند و پیامبر (ص) دستور داد خوارج را بکشند .

چه منطق و استدلال محکمی و چه قیاس جالبی است .

مدرک چهارم : کتاب الدرر السنیه فی الأجوبه النجدیه ، نویسنده آقای محمد بن عبد الوهاب ، جلد ۹ ، القسم الثانی من کتاب الجهاد و أول کتاب حکم المرتد ، صفحه ۴۴۰

فتأمل رحمک الله : أحادیث الغربَه وبعضها فی الصحیح مع کثرتها وشهرتها حتی قال ابن القیم : الإسلام فی زماننا أغرب منه فی ظهوره ، فتأمل هذا تأمل جیدا.

احادیثی که در مورد غربت اسلام در صحیح بخاری آمده و بسیار زیاد و مشهور هم هست را تأمل کنید . ابن قیم گفته است که اسلام در زمان ما بسیار غریب تر از زمانی است که ظهور کرد ، خیلی به این مطلب توجه کنید .

لعلک أن تسلم من الهوه الکبیره ، التی هلک فیها أکثر الناس ، وهی الإقتداء بالکثره والسواد الأکبر

برای این که از این هلاکت بزرگ سالم بمانیم ، هلاکتی که بیشتر مردم در آن گرفتار هستند . و آن هلاکت اقتدا کردن به کثرت و سواد اعظم (جماعت و اهل سنت و اشاعره) و همچنین نفرت از اقل است و این قابل قبول نیست .

والنفره علی الأقل . فما أقل من سلم منها ، ما أقل ، ما أقل ،ما أقل

چقدر کم هستند کسانی که از این هلاکت بزرگ سالم ماندند ، چقدر کم هستند ، چقدر کم هستند ، چقدر کم هستند .

این مطلب مهمی است ، از طرفی فتوای علمای اهل سنت را داریم که به سواد اعظم استدلال کردند . کلیپی از شیخ الازهر مصر است که در خیلی از موارد استدلال می کند که فلان کار جایز است یا جایز نیست . جواب اولش این است که سواد اعظم این کار را انجام داده ؛ یعنی اکثر مسلمان ها انجام می دهند . مثلا نماز خواندن در مسجدی که در آن ضریح می باشد ، جایز است یا نه ؟

جواب اول : چون سواد اعظم در ۱۴۰۰ سال قبل در این مساجد نماز خواندند؛ پس جایز است . ما نمی توانیم بگوییم اکثر مسلمان ها کافر هستند ؛ بلکه کاری که اکثر مسلمان ها انجام می دهند ، درست است .

اما این آقا (محمد بن عبد الوهاب) وقتی می بیند وهابی ها در برابر اشاعره ، معتزله و ماتریدی ها بسیار کم هستند ، می گوید چه کسی گفته سواد اعظم درست است . اکثر اوقات اتفاق افتاده که اقل بر حق بوده اند .

این کلیپ احمد الطیب را ببینیم که خیلی جالب است .

کلیپ ۱ : سخنان احمد الطیب ریئس الأزهر مصر که علیه وهابی ها صحبت کرده اند .

مجری : شما فرمودید که سلفیون خوارج این زمان هستند .

طیب : این موضوع به بحث کردن در مورد تاریخ این جریان احتیاج دارد و البته این برنامه تحمل این بحث را ندارد و وقت برای آن تنگ است تا این که برای شما تبیین کنم که بیشتر و جمهور مردم بر این مذهب نیستند .

بیشتر مسلمانان مالکی ، شافعی و حنفی بودند ؛ اما احمد بن حنبل که امام اهل سنت است یکی از ائمه سلف هستند . امام مالک هم از ائمه سلف است . ابوحنیفه و شافعی هم از ائمه سلف بودند . بیشترشان از ائمه سلف بودند و سلف ، مذهب نیست .

و می شود یک برنامه بگذاریم در مورد این که معنای کلمه سلف چیست ؟

مجری : منظور سلف صالح است ؛ یعنی پیامبر (ص) و صحابه و تابعین ؟

طیب : کلمه سلف اصلا در قرآن نیامده است مگر در یک جا و آن هم برای مذمت کردن بوده است :

فلما آسفونا انتقمنا منهم فأغرقناهم أجمعین فجعلناهم سلفا و مثلا للآخرین (زخرف ۵۵ و۵۶ )

در سوره زخرف یعنی این ها را مثالی برای کفار امت پیامبر قرار دادیم .

ونیز هم کلمه سلف به معنای فعل هم آمده است . مثلا :

إلا ما قد سلف إن الله کان غفورا رحیما ( نساء ۲۳ )

هیچ روایتی از پیامبر (ص) وجود ندارد که اگر اختلاف کردید به مذهب سلف رجوع کنید ؛ بلکه روایت است که اگر اختلاف کردید با جماعت باشید . روایاتی که دستور به اتباع جماعت می دهد « سنت من و سنت خلفای بعد از من » .

مذهبی که الان وجود دارد آیا واقعا پیرو سلف صالح است ؟ یا این که وقتی می گوید : فقط از مذهب امام احمد حنبل پیروی کن و بقیه مذاهب باطل است و باید قبر ها را ویران کرد و این که بگویند نماز در مساجدی که ضریح دارند باطل است و این که واجب است که لباس خود را کوتاه کنید و بقیه مذاهب فاسق و بدعت گذار هستند این مذهب سلف نیست.

این مذهب غالیان است ؛ حتی این که آن ها را غالیان مذهب حنبلی می نامیدند و این تاریخی دارد که گروهی از غالیان مذهب حنبلی بودند که خود را منتسب به مذهب سلف کردند ، کتاب هایی را تألیف شده است از خود حنبلی ها که مسلمانان باید توجه داشته باشند که این گروه وهابی را باور نکنند .

زیرا این ها پیرو احمد حنبل نیستند ؛ بلکه این ها در این جا حرفی زدند که من نمی توانم آن را بگویم که این ها چگونه این مذهب را نجس کردند و آن را تغییر دادند همان گونه که آب دریا را تغییر می دهند .

متأسفانه بیشتر حرف هایی را که از این افراطی ها می شنویم و تأکید می کنیم روی افراطی های غالی ، برادران و فرزندان سلفی ما از غلات حنابله پیروی می کنند و از سلف صالح پیروی نمی کنند. در استفاده از این اصطلاح « سلف » تدلیس و کلاهبرداری و دروغ است ؛ همان گونه که همه مسلمانان و الأزهر پیرو سلف صالح است .

مجری : اجازه دهید یک مسأله را ذکر کنم می خواهم درباره ویران کردن ضریح ها سؤال کنم و اختلافی که الان وجود دارد که سلفی ها می گویند جایز نیست در مسجدی که ضریح در آن باشد نماز خواند و بعضی ها می گویند که پیامبر بعضی از ضریح ها را ویران کرده است ؛ شما بفرماید که من به عنوان یک مسلمان در حرم حضرت نفیسه یا حرم حضرت زینب (س) نماز می خوانم آیا نماز من صحیح است یا باطل ؟

طیب : من دو جواب دارم : جواب اول : همان جوابی است که پیامبر (ص) داده و فرموده است اگر اختلافی دیدید ؛ پس باید از جماعت پیروی کنید ، باید ببینید جماعت مسلمانان چه کار می کنند ؛ چون اجماع مصدری از مصادر تشریع است و این عجیب است که برادران سلفی ما به این نکته توجه ندارند .

این سلفی ها نسبت به تمام مسلمانان که یک میلیارد و خورده ای هستند ، این سلفی ها صفر هستند ، خیلی کم هستند . پیامبر (ص) فرموده است : در اختلافات به سلفی ها نگاه نکنید ؛ بلکه از جماعت پیروی کنید ، ببینید جماعت چه کار می کند ، آیا ضریح ها را خراب می کند یا این که در مساجدی که درآن ضریح است نماز می خوانند ؟ من توجهی به حرف سلفی ها نمی کنم .

جواب دوم : جواب عملی ، شما فرمودید که اگر در مسجد حضرت نفیسه یا حضرت زینب (س) و امام حسین (ع) و مسجدی که در آن ضریح است آیا نماز صحیح است یا باطل ؟

جواب عملی : واضح است که از ۱۴۰۰ سال قبل حکم نماز مردم در مسجد پیامبر (ص) و حال آن که در آن ضریح است و قبر پیامبر (ص) و ابوبکر و عمر هستند ؛ پس به خدا قسم اگر بگویید که نماز در مسجد امام حسین (ع) باطل است چون در آن ضریح وجود دارد ؛ پس باید بگویید که نماز مسلمانان در طول ۱۴۰۰ سال باطل است و بر ما واجب است که این ضریح ها را خراب کنیم و البته این جنایاتی است که انسان را از اسلام خارج می کند ؛ چون باطن این اعمال جرأت و اهانت به پیامبر (ص) و قبر مطهر ایشان است و بلکه در مسجد امام حسین (ع) و مسجد حضرت زینب (س) ضریح ها جدا هستند ؛

یعنی طرف آن ها نماز خوانده نمی شود ولی در مسجد پیامبر (ص ) مردم در پشت قبر ها به طرف قبر ها نماز می خوانند و طرف راست وچپ و عقب و جلو قبرها نماز می خوانند و نماز صحیح است و کسی جرأت پیدا نکرده که بگوید نماز در مسجد پیامبر باطل است .

الحمدلله خداوند یک جواب عملی برای ما قرار داد که روزانه در این مسجد نماز می خوانند یکی از مساجد سه گانه است که سفر کردن به سمت آن ها برای نماز خواندن در آن ها مستحب است ؛ همان گونه که پیامبر (ص) فرمودند ، و حال این که در این مساجد ضریح است و سه قبر در آن است . این جواب عملی است برای کسانی که از اسلام خارج می شوند و ضریح ها را خراب می کنند و فتوا به بطلان نماز در این مساجد می دهند .

مجری :

سخنان احمد الطیب را ملاحظه فرمودید که علیه وهابی ها و تند رو های سلفی بیان کرده بود . چند نکته در این صحبت ها خیلی جالب است :

نکته اول این که ایشان گفتند علمای حنابله کتاب نوشتند علیه حنبلی هایی و کسانی که خودشان را حنبلی می دانند ؛ اما تندرو هستند یعنی همین وهابی ها و گفته اند که این ها مذهب ما را نجس کرده اند .

نکته دوم این که گفتند وهابی ها در مقابل این یک میلیارد مسلمان هیچ هستند و به چشم نمی آیند . نظر شیعه هم قطعا همین است که این وهابی هایی که الان در عالم سر و صدا می کنند و در حال جنایت کردن هستند در دریای مسلمان ها گم می شوند و با توجهی که اهل سنت و شیعه به این مسأله دارند گم خواهند شد .

نکته سوم اگر کسی بخواهد ایراد بگیرد به اقامه نماز در کنار قبر مثلا در کربلا نماز بخواند بگویند نمازش باطل است به دلیل این که قبر امام حسین (ع) در آن جا هست ؛ پس در این ۱۴۰۰ سال که مسلمان ها در مسجد النبی نماز می خواندند ؛ چون قبر پیامبر هم بوده نمازشان باطل است .

نکته چهارم بحث تخریب است که گفتند اگر کسی فتوا به تخریب را بدهد از اسلام خارج است ؛ زیرا باطن این موضوع اهانت و جسارت به ساحت مقدس رسول اکرم (ص) است . همین فتوایی که آقای دمشقیه صراحتا در مورد تخریب گنبد و بارگاه حضرت زینب (س) دادند .

استاد یزدانی :

بحث اصلی که آقای احمد الطیب داشتند این بود که وهابی ها خوارج زمان هستند و آن چیزی که ما قصد استفاده از آن را داشتیم استدلال ایشان به سواد اعظم بود ، این که وهابی ها در مقابل یک میلیارد و اندی مسلمان صفر هستند . این همه مسلمان می گویند فلان چیز جایز است ولی وهابی ها می گویند جایز نیست ؛ اما محمد بن عبد الوهاب می گفت چه کسی گفته سواد اعظم همیشه بر حق است . گاهی گروه اقل بر حق است و راه درست را در پیش گرفته است .

ان شاء الله در بحث ضریح که رسیدیم دوباره این کلیپ را پخش می کنیم این که استدلال می کند که نماز خواندن در مسجدی که ضریح باشد هیچ اشکالی ندارد ، همان طور که در مدینه هست و ۱۴۰۰ سال بوده ، ۱۴۰۰ سال مساجد زیادی در سراسر کشورهای اسلامی هست که مسلمان ها در آن نماز خوانده اند و هیچ کس هم نگفته که حرام است ؛ اما این صفر درصد وهابی ها می گویند که این کفر است .

مطلب بعدی که خیلی مهم است و در بهترین کتاب های وهابیت آمده ، کتاب الدرر السنیه فی الأجوبه النجدیه ، جلد ۹ ، صفحه ۲۵۶ :

وقال الشیخ : حمد بن عتیق

یکی از بزرگان وهابی است که مطالب متعددی را می گوید تا صفحه ۲۵۹ که مناظره ای دارد با یکی از علما مبنی بر این که آیا شهر مکه که حرم امن الهی در آن است جزء بلاد کفر به حساب می آید یا جزء بلاد مسلمان ها ؟!!!

جرت المذاکره فی کون مکه بلد کفر،أم بلاد اسلام ؛

آیا شهر مکه جزء بلاد کفر است یا بلاد اسلام ؟

استدلال های زیادی را می کند تا این که در صفحه ۲۶۳ به طور خلاصه می گوید :

وجماع الأمر : أنه إذا ظهر فی بلد دعاء غیر الله و توابع ذلک ، و إستمر أهلها علیه ، و قاتلوا علیه ، وتقررت عندهم عداوه أهل التوحید ، وأبوا عن الإنقیاد للدین، فکیف لا یحکم علیها بأنها بلد کفر ؟

خلاصه بحث : اگر در شهر اتفاق بیافتد که مردم غیر خدا را صدا کنند مثلا بگویند یا رسول الله و همیشه مردم بر این کار استمرار داشته باشند و برای دفاع از این عقیده بجنگند و این ها دشمن اهل توحید یعنی وهابیت باشند و از این که دین را قبول کنند سر باز بزنند ، چرا ما این ها را بلد کفر نخوانیم ؟

و لو کانوا لاینتسبون لأهل کفر ، و أنهم منهم بریئون من أهل مکه و غیرهم ، مع مسبتهم لأهل التوحید.

اگر چه این ها منتسب به کفر نیستند و از کفار هم بری هستند ؛ اما این ها به اهل توحید (وهابی ها) فحش می دهند .

وتخطیئتهم لمن دان به و حکم علیهم بأنهم خوارج أوکفار ، فکیف إذا کانت هذه الأشیا ء کلها موجوده ؟ فهذه مسأله عامه .

هرکسی را که اهل توحید (وهابی) باشد ، تخطئه می کنند و حکم خوارج و کافر بودن را می دهند ….

به هر حال استدلال می کند که شهر مکه شهر کفر است باید با این شهر کفر جنگید و تخریب کرد . همین کار را هم کردند ، شهر مکه را به مدت طولانی محاصره کردند و به حدی که مردم مکه مجبور شدند گوشت سگ بخورند و بعد هم که تسلیم شدند ، آن منشور را نوشتند و گفتند که ما وهمه کشورهای اسلامی کافر بودیم .

مطلب مهم دیگری در همین کتاب ، صفحه ۲۶۴ :

قال الإمام : سعود بن عبد العزیز بن محمد بن سعود

این آقا در جواب نامه شخصی این مطالب را می نویسد که شامل چند صفحه می شود از صفحه ۲۶۴ شروع شده تا صفحه ۲۸۵ ، در همین صفحه می گوید :

وما ذکرت : من جهه الحرمین الشریفین ، الحمدلله علی فضله و کرمه ، حمد کثیرا کما ینبغی أن یحمد ، وعز جلاله ، لما کان أهل الحرمین آبین عن الإسلام ، و ممتنعین عن الإنقیاد لأمر الله و رسوله و مقیمین علی مثل ما أنت علیه الیوم ، من الشرک و الضلال و الفساد

اما حرف هایی که درباره حرمین شرفین گفتید ، خدا را شکر به خاطر فضل و کرمش ….

وقتی مردم حرمین مکه و مدینه اسلام را قبول نمی کنند و از پذیرش امر خدا و رسولش امتناع می کنند و بر اعتقاداتی که دارند ، تلاش می کنند که به همان شرک و گمراهی و فساد خود بمانند

وجب علینا الجهاد بحمد الله فیما یزیل ذلک عن حرم الله و حرم رسوله ، من غیر إستحلال لحرمتهما

بر ما واجب است که با مردم آن جا جهاد کنیم ؛ اما حرمت آن حرم ها را نگه داریم .

این سخن سعود بن عبد العزیز بن محمد بن سعود از حاکمان دوره سوم حکومت آل سعود است که صراحتا گفته مردم مکه و مدینه همه مشرک هستند و این سر زمین ها ، بلاد کفر می باشند .

مطلب مهم بعدی از مؤلفات الشیخ الإمام محمد بن عبد الوهاب ، کتاب الرسائل الشخصیه ، صفحه ۲۷۰ به بعد :

نامه ای است از محمد بن عبد الوهاب :

من محمد بن عبد الوهاب إلی من یصل إلیه من الإخوان

از محمد بن عبد الوهاب به هر کس از برادران ….

نامه مفصل است تا این که درصفحه ۲۷۲ :

وقد من الله علیکم بإقرار علماء المشرکین بهذا کله سمعهم إقرارهم أن هذا الذی یفعل فی الحرمین و البصره و العراق والیمن أن هذا شرک بالله

خداوند برشما منت نهاد ، که علما مشرکین خودشان اقرار کردند . همه علمای مکه ومدینه وبصره وعراق و یمن اقرار کردند که ما همه مشرک هستیم .

فأقروا لکم أن هذا الدین الذی ینصرون أهله و یزعمون أنهم السواد الأعظم أقروا لکم أن دینهم هو الشرک

اهل سنت ، پیروان همین دینی که فکر می کنند سواد اعظم هستند ، خودشان اقرار کردند که ما مشرک بودیم .

در حالی که این ها علما ، همان علمای مدینه و مکه و بصره و یمن بودند که اقرارکردند که ما مشرک بودیم .

اقرار علما مکه و مدینه در کتاب الدرر السنیه فی الأجوبه النجدیه ، جلد اول ، صفحه ۳۱۴ :

ما علما مکه هستیم ، کسانی که این نامه را امضاء کردند و مهرشان در ذیل این نامه است . این دین جدیدی که محمد بن عبد الوهاب آورده و سعود بن عبد العزیز مردم را به آن دعوت می کند ، این ها همه حق هستند ، بدون هیچ شک و تردیدی .

آن اتفاقاتی که در مکه و مدینه و مصر و شام و دیگر سر زمین های مسلمانان قبل از این افتاده ، تا به امروز همه شرک بوده است ، شرکی که خون و مال آن ها را حلال می کرد .

چه کسانی امضاء کردند : آقای عبد المالک بن عبد المنعم القلعی الحنفی ، مفتی حنفی ها در مکه . آقای محمد بن صالح بن ابراهیم ، مفتی شافعی ها در مکه .

آقای محمد بن محمد عربی ، مفتی مالکی ها در مکه . آقای محمد بن أحمد مالکی و آقای محمد بن یحیی ، مفتی حنابله در مکه و سایر کسانی که اقرار کرده بودند که ما قبل از این مشرک بودیم .

محمد بن عبد الوهاب هم دقیقا به همین استدلال می کند که چرا به ما ایراد می گیرید که شما همه مسلمان ها را کافر و مشرک می دانید ، درحالی که خودشان شهادت دادند که ما تا به امروز کافر بودیم .

مطلب بعدی باز هم در همین کتاب است ، جلد ۹ ، القسم الثانی من کتاب الجهاد و اول کتاب حکم المرتد ،صفحه ۲۵۲ : سؤال کردند از فرزندان محمد بن عبد الوهاب که سرزمین هایی که تحت اختیار شما نیستند آیا دار الکفر و دار الحرب حساب می شوند ؟

جواب دادند که : این طور نیست ؛ اگر کسی به دین ما اعتقاد داشته باشد در هر شهری که باشد کافر شمرده نمی شود . لازم نیست که حتما در دائره حکومت ما باشد ، مهم این است که به توحید ما اعتقاد داشته باشد .

اما در صفحه بعد مطلب دیگری بیان می کند :

و أبی أن یدخل فی ذلک ، و أقام علی الشرک بالله ، وترک فرائض الإسلام ، فهذا نکفره و نقاتله و نشن علیه الغاره ، بل بداره و کل من قاتلناه فقد بلغته دعوتنا ، بل الذی نتحقق ونعتقده : أن أهل الیمن و تهامه و الحرمین و الشام و العراق ، قد بلغتهم دعوتنا

اگر کسی دعوت ما به او برسد ؛ اما قبول نکند و بر شرک خود باقی بماند و فرائض اسلام را ترک کند ، ما آن ها را تکفیر می کنیم و با آن ها می جنگیم و به خانه هایشان هجوم می بریم و غارت می کنیم و هر کسی که با آن ها جنگیدیم ، دعوت ما به آن ها رسیده است ؛ بلکه ما معتقدیم که به مردم یمن و تهامه و شام و مکه و مدینه و عراق دعوت ما رسیده

و بعد با آن ها جنگیدیم

وننکر ما علیه أکثر الناس

ما مخالف اعتقاداتی هستیم که اکثر مردم دارند ، اکثر مردم برای خدا شریک قرار می دهند و غیر خدا را می خواند ، در سختی ها به غیر خدا استغاثه می کنند ، از خدا درخواست حاجت می کنند . ما از فحشا نهی می کنیم .

ومثل هؤلاء لا تجب دعوتهم قبل القتال

کسانی که این کار ها را می کنند واجب نیست قبل از قتال آن ها را دعوت کنیم ، در عین حال ما آن ها را دعوت کردیم

فإن النبی (ص) أغار علی بنی المصطلق وهم غارون و غزا اهل مکه بلا إنذار و لا دعوه

پیامبر (ص) به بنی مصطلق ( یک قبیله از یهود ) حمله کرد ، هنوز آن ها حمله نکرده بودند و قصد حمله داشتند ، پیامبر با آن ها جنگید . ( این حرف دروغ است ؛ چون پیامبر (ص) آن ها را دعوت کرد و حجت را بر آن ها تمام نمود ؛ ولی زمانی که نپذیرفتند به آن ها حمله کرد ) به مردم مکه هم بدون انذار و دعوت ، حمله کرد و با آن ها جنگید .

این تهمتی است که این آقا به پیامبر (ص) می زند ، در حالی که رسول خدا (ص) ۲۳ سال مردم مکه را به اسلام دعوت و انذار کرد.

اما بحث دولت ترکیه

این ها مردم ترکیه و همه عثمانی ها را کافر می دانند . کشور های ترکیه ، قبرس ، فلسطین ، شام ، مصر ، حجاز تا بغداد و خیلی از کشورهای اسلامی تحت سیطره دولت عثمانی بود و وهابیت هم در درعیه مستقر بودند . این دو با هم به شدت دشمن بودند حتی یک بار وهابیت از عثمانی ها شکست بدی خوردند .

این ها فتوا دادند که عثمانی ها همه کافر هستند و هر کس در سیطره حکومت عثمانی باشد هم کافر است و هر کس آن ها را تکفیر نکند ، او هم کافراست و باید کشته شود .

کتاب الدرر السنیه ، جلد ۹ ، صفحه ۲۸۹ :

وقال بعضهم : أما بعد : فإنه قد بلغنی أن بعض الناس ، قد أشکل علیه جهاد المسلمین لأهل حائل ، هل هو شرعی أم لا ؟

عده ای از علما نجد گفتند به ما خبر رسیده که برای بعضی از مردم شبهه ایجاد شده که ما با اهل حائل بجنگیم یا نجنگیم ؟

در صفحه ۲۹۱ :

الأمر الثانی : مما یوجب الجهاد لمن اتصف به ، عدم تکفیر المشرکین ، أو الشک فی کفرهم ، فإن ذلک من نواقص الإسلام و مبطلاته ،

برای این که انسان مسلمان شود دو چیز لازم است : ۱ ) بگوید خدا یکی است. ۲) کسی که غیر خدا را بپرستد ، او مشرک است .

تکفیر یکی از اصول مذهب وهابیت است ؛ اگر تکفیر نکند یا در کفر آن ها شک کند ، این از نشانه های ناقص بودن اسلام است و باعث باطل شدن اسلام او می شود .

فمن اتصف به فقد کفر ، وحل دمه و ماله و وجب قتاله حتی یکفر المشرکین

اگر کسی مشرکین را تکفیر نکند ، جان و مالش حلال است و کشتن او واجب می باشد ؛ تا این که مشرکین را تکفیر کند .

فمن لم یکفر المشرکین من الدوله الترکیه و عباد القبور ، کأهل مکه و غیرهم ، ممن عبد الصالحین و عدل عن توحید الله إلی الشرک فهو کافر مثلهم

هر کس مشرکین دولت ترکیه و کسانی که قبر ها و بندگان صالح را می پرستند مثل مردم مکه و غیر از آن ها که از توحید خداوند دور هستند را تکفیر نکند ، مثل آن ها کافر هست .

فإن القرآن قد کفر المشرکین ، و أمر بتکفیرهم و عداوتهم و قتالهم

قرآن مشرکین را تکفیر کرده و امر به تکفیر ، دشمنی کردن و کشتن آن ها داده است .

در صفحه بعد در مورد مردم حائل صحبت کرده که به دلائلی که گفتیم مردم حائل کافر هستند و باید کشته شوند .

مطلب بعدی باز هم در همین کتاب ، جلد ۹ ، صفحه ۴۲۹ :

از شیخ عبد الله بن عبد اللطیف که یکی از نوادگان محمد بن عبد الوهاب است، سؤال شده کسانی که دولت ترکیه را تکفیر نکنند ، حکم آن ها چیست ؟

جواب می دهد : کسی که کفر این ها را نشناسد و بین آن ها و بغات مسلمین فرقی نگذارد

لم یعرف معنی لا اله الا الله ، فإن إعتقد مع ذلک : أن الدوله مسلمون ، فهو أشد و أعظم و هذا هو الشک فی کفر من کفر بالله و أشرک به

کسی که دولت ترکیه و ترک ها را تکفیر نکند ، معنای لا اله الا الله را نفهمیده است و اگر اعتقاد داشته باشد که دولت عثمانی ، دولت مسلمان هست ، کارش بدتر از آن هایی است که تکفیر نمی کنند .

باز مطلب بعدی هم توهین به ترک زبان ها است . در همین کتاب ، جلد ۹ ، صفحه ۸ : از أبا بطین (پدر شکم گنده) سؤال شد :

إذا قال بعض الجهال : إن من شروط الإمام أن یکون قرشیا ،

اگر بعضی از جهال بگویند که یکی از شرایط امام این است که قریشی باشد چه جوابی می دهید ؟ این ها روایت زیاد دارند که پیامبر (ص) فرمودند امامت فقط در قریش است و کسی غیر قریش حق این که بگوید امام است را ندارد . آقای محمد بن عبد الوهاب که قریشی نیست .

فأجاب : إذا قال بعض الجهال ذلک ، فقل له : ولم یقل ترکیا ، فإذا زال هذا الأمر عن قریش ، فلو رجع إلی الإختیار لکان العرب أولی به من الترک ، لأنهم أفضل من الترک ، و لهذا لیس الترکی کفوا للعربیه

اگر سؤال شد ؛ پس بگو محمد بن عبد الوهاب اگر قریشی نیست ، ترک هم نیست . اگر حکومت به قریشی ها نرسد ، به عرب ها می رسد ؛ زیرا عرب ها بهتر از ترک ها است . عرب هرچه که باشد از ترک بهتر است . به همین دلیل است که ترک کفو برای عرب نیست .

و لو تزوج ترکی عربیه کان لمن لم یرض من الأولیاء فسخ هذا النکاح

و اگر یک مرد ترک با یک زن عرب ازدواج کند و یکی از اولیاء راضی نباشد این ازدواج فسخ می شود و نیازی هم به طلاق نیست .

این مطلب خلاف نص صریح قرآن کریم و روایاتی است که ائمه معصومین به ما رسیده است . خلاصه عبارت این است که امامت به هر کس که برسد ، به ترک ها نمی رسد. روایت صحیحی از اهل بیت (ع) که فرمودند :

من کان فی قلبه کحبه خردل من عصبیه حشره الله یوم القیامه مع اعراب الجاهلیه

هر کس به اندازه یک سر سوزن قوم گرایی در او باشد ، خداوند او را روز قیامت با اعراب جاهلیت محشور می شود . این روایت از امام صادق (ع) است و سند آن درکافی موجود می باشد . قابل توجه کسانی که بین ایرانی و افغانی و پاکستانی و ترک فرق می گذارد ، این حرف امام صادق (ع) که غلو هم نمی کنند و این هم حرف وهابی ها .

مجری :

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

یا ایها الناس إنا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا إن أکرمکم عند الله اتقاکم

بر خلاف گفته وهابی ها که عزیزان ترک را آن قدر از لحاظ شأن و مقام پایین آوردند که اگر محمد بن عبد الوهاب قریشی نیست ، ترک هم نیست . این یک جسارت وقیحانه نسبت به عزیزان ترک زبان است . از آن ها خواهش می کنیم که با ما تماس بگیرند و صحبت کنند .

همان طور که استاد یزدانی فرمودند بلاد حرمین را با شرکستان اشتباه گرفتند و همه اهل سنت آن جا را کافر دانستند . یکی از کار های جالبی که در آن جا شکل می گیرد این است که برای این عملیات ها انتحاری خرید و فروش انسان می کنند یعنی بعضی از این وهابی ها فرزندان خود را می فروشند تا عملیات انتحاری بر ضد اهل سنت و شیعیان انجام دهند.کلیپی در این خصوص آماده شده است .

کلیپ دوم :

کلیپ های در اینترنت پخش شده که نشان می دهد که در بعضی از هتل های جده عربستان ، خرید و فروش انسان با مبلغ های هنگفت می کنند برای منفجر کردن خود ( عملیات های انتحاری ) در سوریه و در یکی از این کلیپ ها شخصی به نام ابوصلاح دیده می شود که پسر دوم خود را در معرض فروش می گذارد و این مزایده تا یک میلیون ریال سعودی رسید که اجازه می دهد پسرش را برای عملیات انتحاری به سوریه ببرد .

دویست هزار ریال برای ابتدای مزایده برای پسر ابو صلاح که در این جا ایستاده است ، چه کسی بیشتر از دویست هزار می دهد ؟ سیصد هزار ، چهار صد هزار ریال ، جوانان بیشتر بگویید این ها می خواهند جان خود را بدهند ، بخل نورزید بیشتر بگویید پانصد هزار ریال ، ششصد هزار ریال ، جوانان بیشتر بدهید خداوند بیشترش را به شما می دهد .

ششصد هزار ریال ، بیشتر بدهید نترسید این نعمت و برکت است برای شما یک میلیون ریال ، یک میلیون ریال …

مجری :

انسان فروشی برای عملیات های ضد انسانی . از این کلیپ ها آن قدر زیاد است و پخش خواهیم کرد و آبرویی از وهابیب خواهیم برد و تنفری را که در دل مسلمین بوده توسط این برنامه بیشتر خواهیم کرد با همکاری شما بینندگان عزیز که پیشنهاد ها و انتقادات خود را به ما می رسانید .

کلیپ سوم در مورد جنایت های وهابیت است از شما خواهش می کنم کسانی که توانایی دیدن این صحنه ها را ندارند برای چند لحظه شبکه را عوض کنند . با این که بعضی قسمت ها را سانسور کرده ایم ولی ناگزیریم از پخش این کلیپ ها .

کلیپ سوم :

خدایا برای تقرب به تو و برای دفاع از دینت و برای دفاع از مذهب اهل سنت و جماعت و خدایا به وسیله این کار به تو نزدیک می شویم ، خدایا این قربانی ها را از ما بپذیر خدایا از ما قبول کن ، خدایا از ما قبول کن .

بسم الله و الله اکبر

مجری :

جنایاتی را که در حق مردم بیگناه انجام دادند را ملاحظه فرمودید استاد یزدانی در این خصوص توضیح دهید .

استاد یزدانی :

در اول فیلم گفت که ما قربت الی الله این مردم را می کشیم ، قربت الی الله جوان های مردم را می کشند و در اینترنت پخش می کنند و این آبرو ریزی را برای خودشان به بار می آورند .

کلیپ دیگری این هفته در اینترنت پخش شد که جوان سوری را به طور فجیعی می کشند ، اول قبر برای او می کنند و بعد سر او را مقداری می برند و داخل قبر می گذارند تا زجر کش شود . می خواستم پخش کنم اما صلاح ندیدم که پخش شود .

کلیپ دیگری که فراموش کردم بیاورم این بود که زن شیعه ای را در سوریه فقط به جرم این که شیعه است در ملاء عام خفه می کنند .

بیننده : آقای محمدی از سنندج – اهل سنت

بنده اشعری مذهب هستم و باید بگویم که این ها همه بشریت را تکفیر می کنند ، شامل سنی و شیعه می شود . من از برنامه شما تشکر می کنم . در مورد کلیپی که از احمد طیب پخش کردید خیلی جالب بود .

من کتابی در مقابلم هست به نام خوارج و سلفی ووهابی ، نویسنده آقای عبد العزیز حسنی یکی از علمای شافعی و اهل اربیل عراق است . ایشان هم وهابی ها را خوارج دانسته است . این کتاب حدود ۲۰ سال قبل نوشته شده و به فارسی هم ترجمه شده است .

سؤالی خدمت استاد داشتم این شبکه های اهل سنت که به زبان عربی هستند در شبکه صوفیه هم هست که درآن مناظره پخش شده بود را اگر امکان دارد معرفی کنند ؟

استاد یزدانی :

بنده در مورد شبکه های اهل سنت عربی زیاد مسلط نیستم . دوست عزیزم آقای ابوالقاسمی و موسوی بیشتر مسلط هستند و شبکه های اهل سنت را می شناسند . شبکه های وهابی که مشخص است : وصال ، صفا ، نور … ولی شبکه های اهل سنت را ندیدم .

بیننده : آقای بدر خانی از خوی – شیعه

اول این که ما افتخار می کنیم آیت اله خویی (ره) همشهری ما است . دوم این که یکی از شهدای کربلا ترک زبان بودند . خیلی از علما بزرگ و شهدای عزیز ما هم ترک بودند. این وهابی ها هر چه می خواهند بگویند اشکالی ندارد . ما به شیعه بودن و ترک بودنمان افتخار می کنیم .

استاد یزدانی :

ما برای ترک زبان ها احترام زیادی قائل هستیم و برای ما فرقی ندارد ترک باشد یا هر زبان و نژاد دیگری داشته باشند تا زمانی که مسلمان باشند ، ما هم به آن ها افتخار می کنیم .

در مورد یکی از شهدای کربلا که ترک بودند ، درست است . یکی از شهدای کربلا به نام اسلم ترک و از غلامان امام حسین (ع) بوده است .

بیننده : آقای ابوجبرئیل از خرمشهر – شیعه

شنیدن گفته های محمد بن عبد الوهاب خیلی جای سؤال دارد . إن أکرمکم عند الله أتقاکم .

بنده معتقدم کسی که ناسیونالیست است ، یک بیماری دارد مثل هیتلر و استالین که نسبت به یهود و بقیه اقلیت ها رفتار می کرد . کسی که به خدا ایمان نداشته باشد این ناسیونالیست بودن به جانش می افتد و او را می خورد . بعضی ها نسبت به عرب ها یا افغان ها یا ترک ها خیلی بد نگاه می کنند . واقعا درست است که : إنا خلقناکم من ذکر أوانثی و جعلنا کم شعوبا و قبائل لتعارفوا إن أکرمکم عند الله أتقاکم .

زیبا ترین و با تقوا ترین مردم در نزد رسول خدا (ص) بلال حبشی بود و عمار که از یک خانواده پایین دست بود ، آنچنان مقامی پیدا کرد که چشم وهابیت را کور کرد .

مقاومت در مقابل این چیز ها خیلی مهم است . ما یک امت واحده هستیم و باید درمقابل این قضایا مثل تکفیر مقاومت کنیم . اگر مقاومت نکنیم به قول رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ای شیرازه امت واحده از هم می پاشد و اگر این طور شد مشکلات زیادی به وجود می آید .

من از علمای تراز اول حوزه علمیه می خواهم که همه ما چه عرب ، چه فارس و چه ترک را با هم متحد کند ، ما با هم برادریم .

بیننده : آقای بابایی از تهران – شیعه

بنده سؤال کوچکی از محضر استاد داشتم این عهد نامه ای که علما اهل سنت آن را امضاء کردند آیا در همین زمان هم علما وهابی به مطالبی که در آن عهد نامه آمده یعنی کفر مردم مکه و مدینه معتقد هستند ؟

بیننده : آقای رشیدی از آبادان – شیعه

از همه دست اندر کاران شبکه ولایت تشکرمی کنم . به تمام مردم ایران با هر زبان و نژادی که ما زیر یک پرچم زندگی می کنیم ، آن هم پرچم جمهوری اسلامی ایران و یک پرچم دار ، داریم که منتظر هر دستوری از او هستیم که اجرا ء کنیم .

بیننده : آقای صمدی از میاندو آب – شیعه

در مورد یکی از یاران امام حسین (ع) که ترک بود و در کربلا به شهادت رسیدند ، صحبت کنم . اسم ایشان اسلم ترک بود .

بیننده : آقای موسوی از سنندج – اهل سنت

در مورد سر زمین مسلمانان باید بگویم که آیت اله مطهری گفته سر زمین هایی که قبلا برای مسلمین بودن و الان در دست یهودیان و مسیحیان است را باید پس بگیریم.

حالا که ما این قدر نسبت به این سر زمین ها متعصب هستیم چرا در مورد سر زمین فلسطین که قبل از اسلام مال یهودیان بوده و الان ما می گوییم که یهودیان باید این سر زمین را ترک کنند .

مجری :

این موضوع مربوط به مباحث ما نیست ولی اگر استاد یزدانی خواستند جواب شما را می دهند . نظر شما در مورد کفر خواندن سر زمین های مکه و مدینه چیست ؟

آقای موسوی :

به نظر من حرف وهابی ها در مورد کفر بودن مکه و مدینه آن قدر مهم نیست که ما بخواهیم وقت خود را برای آن تلف کنیم .اصلا حرف هایی که این وهابی ها می زنند ، ارزش پاسخ دادن ندارد .

مجری :

در این مورد شما تا این حد روشن هستید ؛ با این حال سؤالی از شما دارم. شما مدت هاست که بیننده شبکه ولایت هستید البته به شبکه های وهابی هم زنگ می زدید که آن ها تماس شما را قطع می کردند .آیا شما از اول می دانستید که این شبکه ها وهابی هستند یا این که بعدا به این مسأله پی بردید ؟

آقای موسوی :

بنده از اول نمی دانستم ولی از وقتی شبکه شما را دیدم ، آگاه و روشن شدیم .

از شما خواهش می کنم مطلبی را که می خوانید به علت این که همه به زبان عربی وارد نیستند ، آدرس آن مطلب را از ترجمه صحیح بخاری که به طور مختصر است ، بدهید . من هر چه در اینترنت گشتم ترجمه کاملی از صحیح بخاری ندیدم .

استاد یزدانی :

ترجمه صحیح بخاری را به طور کامل در یک کتابخانه در زاهدان و خنج دیدم.

بیننده : آقا محمد از تهران – شیعه

این هایی که در مورد ترک ها حرف می زنند ، از سر نفهمی این حرف ها را می زنند .

استاد یزدانی :

از ایشان تشکر می کنیم و از خداوند می خواهیم به حق صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س) بیماری ایشان شفا پیدا کند و ان شاء الله سالم و سلامت باشند و این غیرت و حمیت خود را همیشه حفظ کنند .

مجری :

در مورد کلیپی که درآن سرباز ها را می کشتند این ها شیعه نبودن ، اهل سنت بودند و چون ما همه کلیپ را نشان ندادیم ، قبل از این صحنه ها که پخش شد آن ها اعلام برائت از شیعه کرده بودند .

وقتی ما اهل بیت و پیامبر (ص) را واسطه قرار می دهیم ، طبق مشربی که خود اهل بیت (ع) و صحابه و حتی عایشه داشته است ، ما را مشرک می دانند ولی آن ها کشتن مسلمان ها را واسطه برای قرب به خداوند می دانند و با تکبیر هایی که در هنگام شلیک گلوله می گویند ، صدای این ها گوش انسان را اذیت می کنند و می خواهند که اسلام را این گونه به جهان معرفی کنند .

بیننده : ابوالفضل از بوکان – اهل سنت

در مورد بحث برنامه باید بگویم که ملاک تقرب به خداوند تقوا است نه انسان کشتن است نه زبان و نه پول و نه قدرت است . تقوا هم با اخلاق نیکو به دست می آید ، همان طور که پیامبر اسلام (ص) با اخلاق نیکو در قلب مردم نفوذ کردند نه با زور و زر .

موضوع دیگری که هست این است که شما بیشتر در مورد کتاب های محمد بن عبد الوهاب صحبت کنید ؛ چون در این صورت استنادش قوی تر است نه این که اشخاصی بیایند و درباره او نظر دهند . آن زمان می توانید ثابت کنید که محمد بن عبد الوهاب ناصبی بوده و افکارش غلط بوده است .

مجری :

این برداشت شما برخاسته از این است که برنامه را به طور کامل ندید ؛ چون امشب از کتاب رسائل شخصیه ایشان چند مطلب را خواندند .

بیننده

نکته دیگر این است که بنده با صحبت های احمد طیب موافق هستم . مشکل بیشتر جوانان ما چه شیعه و چه سنی این است که افراط می کنند . ما همیشه باید پیامبر را به عنوان الگو در نظر بگیریم و از خودمان فتوا صادر نکنیم ؛ همان طور که خداوند می فرماید که اطیعوا الله و اطیعوا الرسول .

خداوند تا آخرین لحظه توبه انسان را قبول می کند و من نمی توانم بگویم که چون فلان کار را ، فلان شخص انجام داده ، مشرک است . حکم آن در دست من نیست و باید حاکم اسلامی حکم دهد .

مجری :

شما که اشعری مذهب هستید نظرتان درباره برنامه هفته گذشته ما که اشاعره را تکفیر کردند و اصلا آن ها را جزء مسلمان ها ندانستند ، چیست ؟

ابوالفضل :

نظر بنده این است کسانی که به نام دین با دین تضاد دارند ، تا زمانی که با آن ها مناظره نشود و برهان خودشان را نیاورند معلوم نمی شود . اگر برهان آن ها با کتاب وسنت هماهنگی داشت قبول می شود و گرنه قبول نمی شود . من متأسفم برای کسانی که بدون هیچ دلیلی دیگران را تکفیر می کنند.

استاد یزدانی :

ما از روز اول تا به حال چندین مورد از کتاب های خود محمد بن عبد الوهاب نشان دادیم که اهل سنت و همه مذاهب آن را کافر دانسته است . فرقی نمی کند از پیروانش هم مدارک زیادی نشان دادیم که همه اشاعره ، ماتریدی ها و … همه را تکفیر کرده بودند . همین امشب هم مدرکی از آقای غنیمان نشان دادیم که گفته بود اشاعره اکثر اهل سنت است و باید با این ها مناظره کرد ، اگر حرف ما را قبول کردند که کردند وگرنه با اسلحه آن ها را باید قانع کرد .

روش ما این است که از کتاب های وهابی ها مدرک بیاوریم و اگر از کتب اهل سنت آوردیم که این ها همه را کافر می دانند به این دلیل است که معتقدیم علمای اهل سنتی که علیه وهابیت کتاب نوشتند ، دروغگو نیستند . هر چه گفتند مطابق واقع بوده است و این ها هم نمی توانند بگویند علمایی که این حرف را زدند ، دروغ گفتند ؛ چون در آن صورت دو تهمت می شود یکی مشرک بودن . دوم دروغگویی.

نظر ما همین است که اول از وهابی ها و بعد از اهل سنت نشان داد . از شیعه هم تا به حال کتابی نشان ندادیم .

مجری :

از شما استاد یزدانی تشکر می کنیم و همچنین از شما بینندگان عزیز که با ما همراه بودید . همچنان منتظر انتقادات و پیشنهادات شما هستیم .

خدا نگهدار

یا علی مدد .