برنامه ” راه و بیراه ” قسمت پنجم ؛ تکفیر مسلمانان توسط وهابیت (۴)

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

برنامه ” راه و بیراه ” قسمت پنجم

تاریخ : ۱۹/۱۲/۹۲

موضوع : تکفیر مسلمانان توسط وهابیت (۴)

دانلود فیلم برنامه راه و بیراه قسمت پنجم

 

مجری :

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

عرض سلام وادب و احترام خدمت همه ی شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه ی جهانی ولایت ندای حقیقت و مودت، بسیار خرسند و خوشحالیم که بازهم توفیق حاصل شده دوشنبه شبی دیگر،میهمان منازل شما باشیم با برنامه ی راه و بی راه، برنامه ای در جهترسوا کردن وهابیت ، معرفی تاریخچه ی آن ها وبیان عقیده ی آن ها وتفاوت آن ها با سایر مذاهب اسلامی.

طبق معمول گذشته در خدمت استاد فاضل وعزیز حجت والاسلام والمسلمین یزدانی هستیم. سلام علیکم و رحمت الله

استادیزدانی :

اعوذ وبا لله من الشیطان اللعین الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
 الحمد لله الذی اظهر الوجود و منه بدأ کل حمد و الیه یعود و الصلاه و السلام علی شاهد و مشهود لکل موجود محمد المحمود و علی آله آل الله الودود خلفاء الله علی عالم الغیب و الشهود سیما الحجه بن الحسن المهدی المنتظر الموعود.

من هم عرض سلام و ادب دارم خدمت جناب عالی و تمامی بینندگان عزیز و ارجمند شبکه ی جهانی ولایت.

امیدوارم زیر سایه ی الطاف بی نهایت خداوند و توجهات خاصه یحضرت حجت ابن الحسن المهدی (عج) زندگی سرشار از موفقیت و بهروزی داشته باشید.

مجری :

در هفتههایگذشتهبرنامه ای را با عنوان راه و بی راه آغاز کردیم که به تاریخچه و بیان عقاید وهابیت پرداختیم و قرار شد در این برنامه خیلی راحت از روی برخی مسائل عبور نکنیم ومباحث را بیشتر باز کنیم و بیشتر این مسائل را توضیح دهیم و گاهی اگر در گوشه و کنارتاریخ وهابیت،نقاط تاریکی که باید معرفی شود را،سعی می کنیم بیشتر درمورد آن ها بحث کنیم و آنها را روشن کنیم.

همانگونه که استاد یزدانی هدف از این برنامه را در جلسه اول بیان فرمودند. این برنامه قطعا هم برای اهل سنت وهم برای شیعیان مفید می باشد.برای اهل سنت از این جهت که متوجه تفاوت های خود باوهابیت می شوند و برای شیعیان از این جهت که اولا متوجهتفاوت بین اهل سنت و وهابیت می گردند واینکه فرقه ی وهابیت را به خوبی بشناسند به این دلیل که برای پیروی از اهل بیت باید دشمنان آنان و پیروان دشمنان آنان را خوب بشناسیم.

استاد یزدانی خلاصه ای از مباحث گذشته را بیان می کنند تا به ادامه ی مبحث بپردازیم و سوالات جدید را مطرح کنیم.

استادیزدانی:

تا به حال بیست و چهار مدرک از کتابهای وهابیت مبنی بر این که وهابی ها تمام مسلمانان را کافر می دانند را برای شما پیدا کرده و نشان دادیم. وهابی ها صریحا از شیعیان و تمامی فرقه های اهل سنت از جمله شافعی ها ، حنفی ها ، اشاعره ، معتزله و تمام ماتریدیه که حدودا نود یا نود و پنج درصد از اهل سنت را تشکیل می دهند و همچنین صوفی ها و جماعت تبلیغ را نام برده و کافر دانسته اند و همچنین گفته بودند که هر کسی از این ها پیروی و تقلید کنند هم کافر و مشرک هستند.

 

استادیزدانی :

در کلیپی که هفته ی گذشته پخش شد، دیدیم که احمد طیب تصریح کرده بود که وهابی ها همه ما و اشاعره را کافر می دانند و تکفیر خصلتی است که از محمد بن عبدالوهاب و ابن تیمیه به ارث بردند و تمام مسلمانان را کافر می دانند.

این هفته و همچنین هفته های آینده کلیپ هایی را پخش خواهیم کرد که نشان می دهد، علمای اهل سنت اظهار می کنند که وهابیون، ما و تمامی مسلمانان را کافر می دانند.

اما مدارک ونوشته هایی رانشان می دهیم که در آن علما وبزرگان تاریخ اهل سنت دراین دو قرن ، تصریح می دارند که وهابیت همه ی مسلمانان را بلااستثنا کافر می دانند از جمله ی آنان می توان به سلیمان بن عبدالوهاب برادر محمد بن عبدالوهاب اشاره کرد که دو کتاب ارزنده در جواب برادر خود نوشته است وازاستدلال های بسیار قوی درپاسخ به برادرش استفاده کرده است که این نشان دهنده ی تسلط ایشان بر مبانی اهل سنت می باشد و هر چه هم که استدلال کرده علاوه بر روایات صحیحه اهل سنت از کلمات ابن قیم جوزیه و خود ابن تیمیه استفاده کرده و وهابیت و برادرش را محکوم کرده است.

نفر اول : سلیمان بن عبد الوهاب

 

ایشان در موارد متعددی تصریح کرده که وهابیت، همه ی مسلمانان را کافر می دانند از جمله در کتاب الصواعق الاهیه فی الرد علی الوهابیه تألیف الشیخ سلیمان بن الشیخ عبدالوهاب بن سلیمان بن احمد که یکی از کتاب های مهم اهل سنت می باشد.

همانطورکه می بینید در عنوان کتابشان،برادرش را وهابی یاد کرده است.

ایشان در صفحات مختلف این کتاب،مطالبی می آورند مبنی بر این که وهابیت ما را کافر می دانند برای مثال در صفحه ی ۳۷ :

(فان الیوم أبتلی الناس بمن ینتسب إلی الکتاب والسنه،و یستنبط من علومهما ، و لایبالی من خالفه،و اذا طلبت منه أن یعرض کلامه علی أهل العلم لم یفعل بل یوجب علی الناس الأخذ بقوله و بمفهومه ، و من خالفه فهو عنده کافر هذا ، و هو لم یکن فیه خصله واحده من خصال أهل الجتهاد ، و لا و الله عشر الواحده ، و مع هذا فراج کلامه علی کثیرمن الجهالذ ، فإنا الله و إنا الیه الراجعون.

الامه کلها تصیح بلسان واحد، و مع هذا لا یرد لهم فی کلمه بل کلهم کفار، أو جهال. اللهم إهد الضال و رده إلی الحق.

خلاصه ی مطلب این است که مردم دراین زمان گرفتار آدمهایی می شوند که خودشان را به کتاب وسنت نسبت می دهند وخود را پیرو کتاب وسنت می دانند و هر کسی مخالفآنان باشد را کافر می دانند و در آخر می گوید که اینها همه ی ما را کافر می دانند.

در صفحه ۳۸ همین کتاب، به نقل از یکی از علمای اهل سنت تصریح می کند :

( و قال ایضا: لاتکونوا کالخوارج تؤولوا آیات القرآن فی أهل القبله، و إنما نزلت فی أهل الکتاب و المشرکین، فجهلوا علمها فسفکوا بها الدماء، ونتهکوا الأموال، وشهدوا علی آهل السنه بالضلاله، فعلیکم بالعلم بما نزل فیه القرآن…انتهی)

نقل می کند: مانند خوارج نباشید، آیاتی که مربوط به مشرکین است رابه اهل قبله تعبیر می کنند و آیاتی که برای اهل کتاب و مشرکین نازل شده شما به اهل قبله نسبت می دهید.

شما به وسیله ی این آیاتی که مربوط به مشرکین است مسلمانان را کافر می دانید و خون و اموال مسلمانان را حلال می دانید و با استدلال از این آیات تمام اهل سنت را گمراه می دانید. سراغ کسب علم بروید و درس بخوانید.

در صفحه ی ۴۱ این کتاب فصلی را باز می کند با عنوان :

«الأول:شهاده أن لا إله إلا الله و أن محمد رسول الله(ص)»

وبعدمطالبیرامیآورد :

(إذا فهمتم ما تقدم فإنکم الآن تکفرون من شهد أن لا اله الا الله، و أن محمدا عبده و رسوله، و اقام الصلاه، وآتی الزکاه، وصام رمضان، وحج البیت مؤمنا بالله، وملائکته، وکتبهَ، و رسله، ملتزم لجمیع شعائر الاسلام، و تجعلونهم کفارا، وبلادهم بلاد حرب،فنحن نسألکم من إمامکم فی ذلک ? و ممن أخذتم هذا المذهب عنه؟

می گوید: شما تمام کسانی را که به وحدانیت خدا ایمان دارند و شهادت می دهند که محمد پیغمبر و رسول خداست کافر می دانید. کسانی را که نماز می خوانند و زکات می دهند و در ماه رمضان روزه می گیرند و حج بجا می آورند را کافر می دانید.

شما تمام کسانی را که به خدا و ملائکه و کتاب و پیغمبران خدا ایمان دارند و به تمام شعائر اسلام ملتزم هستند را کافر می دانید. شما شهرهای مسلمانان را بلاد حرب می دانید، چه کسی امام شماست؟ این مذهب را از چه کسی گرفتید؟ از هیچ کسی سابقه نداشته و بعد استدلال می کند که حتی ابن تیمیه هم اینطور مسلمانان را تکفیر نکرده است که شما تکفیر کرده اید.

 

باز هم در صفحه ی ۴۲ مطالبی را می آورد و می گوید که مسلمانان حتی خوارج را تکفیر نکردند اما نظر شما چیز دیگریست شما کفر را بر همه ی مسلمانان جاری می کنید در تمام مناطق اسلامی کفر را اجرا می کنید و همه ی آنان را کافر می دانید و همه ی شهرهای مسلمانان حتی شهرهای مدینه ومکه را شهر کفر وبلاد حرب اعلام کردید.

شهرهای مدینه و مکه شهرهایی هستند که پیامبر در احادیث صحیحه تصریح کرده که هیچوقت از بلاد کفر نخواهند بود و همیشه بلاد اسلام خواهند بود و در این شهرها بت پرستیده نخواهد شد و می فرمایند که در آخر الزمان زمانی که دجال حمله می کند به این شهرها کاری ندارند و شما از دجال هم بدتر هستید که حرمین را بلاد حرب و کفر اعلام کردید و خون مسلمانان مکه و مدینه را حلال اعلام کردید.

باز در صفحه ی ۶۷این کتاب تصریح می کند که صحابه خوارج را تکفیر نکردند :

 

( کما تقدم الکلام علی الخوارج، و ذکر مذهب الصحابه، و أهل السنه فیهم، و أنهم لم یکفروهم کفرا یخرج من الإسلام، مع ما فیهم بأنهم کلاب أهل النار، وأنهم یمرقون من الاسلام.

و مع هذا کله لم یکفرهم الصحابه لأنهم منتسبون ألی الأسلام الظاهر، و إن کانوا مخلین بکثیر منه لنوع تأویل.

و أنتم الیوم تکفرون من لیس فیه خصله واحده مما فی اؤلیک، بل الذین تکفرونهم الیوم، و تستحلون دماء هم، و اموالهم، و عقایدهم عقاید أهل السنه و الجماعه الفرقه الناجیه جعلنا الله منهم.)

می گویم من قبلا نظر صحابه و اهل سنت را درباره ی خوارج گفتم که آنان را کافر نمی دانند با اینکه می گویند اینها از دین اسلام خارج شدند اما هیچکس حکم کفر را برای خوارج صادر نکرده است و اگر آنها را کشتند بخاطربعدشان بوده است.

اما شما مسلمانان را کافر می دانید با اینکه مسلمانان یکی از ویژگیهای خوارج را هم ندارند؛ بلکه کسانی را که شما تکفر می کنید و خون و اموال آنها راحلال می دانید عقیده ی آنها همه عقیده ی اهل سنت وجماعت است.

منظور از جماعت، طبق نظر سلیمان بن عبدالوهاب، فرقه ی ناجیه است البته نظر ما شیعیان دراین باره متفاوت است. در واقع ایشان تصریح می کند وهابی ها، همه ی اهل سنت و جماعت را تکفیر می کنند.

در صفحه های ۷۴،۱۱۰،۱۱۱،۱۲۴ هم این قضیه را می آورد و تصریح می کند که وهابی ها همه ی مسلمانان را تکفیر می کنند. در صفحه ی ۱۲۴ می آورد :

( بل و الله لازم قولکم أن جمیع الأمه بعد زمان الإمام أحمد علماؤها، و آراؤها، و عامتها، کلهم کفار مرتدون…) فإنا لله و إنا إلیه راجعون

لازمه ی این عقیده ی شما که می گویید هر کسی که استغاثه و توسل کند کافر است این است که بعد از امام احمد همه کافر هستند چه عالمشان، چه عامه شان، و چه متفکرشان، همه و همه کافر و مرتد هستند.

اینها همه مطالبی هستند که برادر خود محمد بن عبدالوهاب بر علیه وهابی ها نوشته و آنها را محکوم کرده است و تصریح می کند چرا شما همه ی مسلمانان را تکفیر می کنید.

نفر دوم : شیخ یوسف الدجوی

از علمای سنی دیگری که وهابی ها را محکوم کردند آقای شیخ یوسف الدجوی از علمای بزرگ مصر می باشد که در کتاب خود مقالات وفتاوی مطالب زیادی بر علیه وهابیت دارد.

این کتاب در چاپ خانه ی امیریه قاهره در سال ۱۹۸۱ به چاپ رسیده است که در صفحه ی ۲۶۰ می گوید:

(و إنی اعجب لتفریقهم بین توحید الاوهیه و الربوبیه، و جعل المشرکین موحدین توحید الربوبیه مع قول تعالی(إتخذوا احبارهم و رهبانهم اربار من دون الله). و هل المراد من الارباب فی لایه الا معبودون إلی آخر ما ذکرناه ….. فإننا لم نسمع أن أحدا سمی المشرکین موحدین غیر ابن تیمیه و ابن عبدالوهاب.

یکی از بدعت هایی که وهابیت دارند این است که توحید را به توحید ربوبیت و الوهیت تقسیم کردند و بر این عقیده هستند که مسلمانان توحید ربوبیت را دارند وتوحید الوهیت را ندارند.

شیخ دجوی می گوید من تعجب می کنم که شما بین این دو، فرق می گذارید و می گویید مشرکین موحد هستند بخاطر اینکه توحید ربوبیت را دارند در حالی که خداوند این را تصریح کرده است.

ایشان می گوید تا به حال از کسی نشنیده بودم که موحدین را مشرک بداند غیر از دو نفر ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب که همه ی موحدین را مشرک اعلام کردند.

در مقدمه ی این کتاب شیخ یوسف دجوی را معرفی می کنند که از بزرگان قرن ۱۴ هجری قمری است و حافظ قرآن بوده است، در الازهر مصر درس خوانده است و از ممتازین آن جا ومتبحر در علوم دینی و عربی بوده است و از اساتید و علمای بزرگ الازهر مصر می باشد .

نفر سوم : شیخ محمد بن عبد الله نجدی حنبلی

در کتاب السحب الوابله علی ضرائح الحنابله ، نویسنده آقای شیخ محمد بن عبد الله بن حمید النجدی الحنبلی ، مفتی حنابله در مکه مکرمه ، متوفی سال ۱۲۹۵ ، چاپ مکتبه الامام احمد ، تصریح می کند که وهابی ها مسلمانان را کافر می دانند.

ایشان در صفحه ی۲۷۶و ۲۷۵ علمای بزرگ حنابله را معرفی می کند وعبدالوهاب بن سلیمان بن علی بن مشرف، که پدر محمد بن عبد الوهاب است را یکی از بزرگان حنابله یاد می کند و می گوید :

(و هو والد محمد صاحب الدعوه التی انتشر شررها فی الافاق لکن بینهما تباین مع أن محمدا لم یتظاهر بادعوه إلا بعد موت والده)

ایشان پدر همان محمدی است که صاحب یک دعوت خاصی است که شعله های آتش او همه ی عالم را فرا می گیرد که با پسر خودش به شدت مخالف بود و تا زمانی که زنده بود پسرش جرأت اظهار دعوتش را نداشت و هنگامی که پدرش از دنیا رفت شروع به دعوت وهابیت کرد .

از کسانی که هم عصر و دوره با ایشان بودند به من خبر دادند که او از پسرش به شدت غضبناک بوده

(و یتفرس فیه أن یحدث منه أمر فکان یقول للناس یاما ترون من محمد[من شر] فقدر الله أن صار ما صار

پدر محمد بن عبد الوهاب با آن هوش و ذکاوتش ، پیش بینیمی کرد روزی خواهد رسید که این فرزند من شررش همه آفاق را می گیرد و مردم از شر او به خداوند پناه می برند . پس این پیش بینی به حقیقت پیوست .

از برادرش می گوید که به شدت با او مخالفت می کند و کتابی را با عنوان فصل الخطاب فی الرد علی محمد بن عبدالوهاب برای محکوم کردن او می نویسد.

سپس مطالبی را می آورد که محمد بن عبدالوهاب همه ی مخالفان خود را اگر می توانست علنی می کشت و یا ترور می کرد و یا به هر حال شبانه نابود می کرد .

لقوله بتکفیر من خالفه واستحلاله قتله

بخاطر اینکه آنان را کافر می دانست و خون همه ی آنان را حلال می دانست.

شیخ نجدی حنبلی از علمای اهل سنت است و از شیعیان نمی باشد که تصریح کرده محمد بن عبد الوهاب همه ی مسلمانان و مخالفان خود را کافر دانسته است.

نفر چهارم : دریا دار ایوب صبری

درکتاب تاریخ الوهابیون دریادار ایوب صبری که فرمانده ی نیروی دریایی حکومت عثمانی بوده و از خاطرات خودش درباره ی وهابیت نقل می کند و در این کتاب سخنرانی محمد بن عبدالوهاب زمانی که مدینه را تصرف کرده است، می آورد.

« یا أهالی المدینه، إن دینکم الیوم قد کمل، و غمرتکم نعمه الاسلام، و رضی الله عنکم طبق قوله تعالی:« الیوم اکملت لکم دینکم» فذروا أدیان آبائکم الباطله، ولا تذکروهم بإحسان ابدا، و احذروا ان تترحموا علیهم،لانهم ماتوا علی الشرک بأسرهم. قد عینت أعمالکم و عباداتکم فی الکتب التی أودعتها العلماء. ویجب أن تدرسوا عند الشیوخ، وأن تنتصحوا بنصائحهم تنعظوا بمواعظهم، و تقدموا علی العمل بموجب إرشاداتهم.

(ای مردم مدینه، دین شما امروز کامل شده است [که آقای سجودی در مناظره با آقای شریفی می گفتند دین ما هنوز کامل نشده ولی خود محمد بن عبد الوهاب میگه کامل شده] و نعمت اسلام شما را فرا گرفته و تازه خدا از شما راضی شده که وهابی شده اید،دین های پدرانتان را که باطل بوده رها کنید و از پدرانتان به نیکی یاد نکنید و بر آنها رحمت بفرستید چون همه ی آنان بلا استثنا مشرک از دنیا رفته اند، من هستم که اعمال وعبادات شما را معین می کنم و…)

این شهادتی از یک فرمانده ی نیروی دریایی سپاه عثمانی، از بزرگان اهل سنت بود که عثمانی ها همه مسلمان و حداقل حنفی مذهب و یا شافعی مذهب بوده اند.

نفرپنجمجمیل صدق زهاوی

آقای جمیل صدقی زهاوی ، علامه ی بغداد کتابی با عنوان الفجر الصادق فی الرد علی الفرقه الوهابیه المارقه دارد که از کتاب های بسیار مهم می باشد و استدلالهای بسیار قوی در آن موجود است.

ایشان در عنوان الوهابیه و تکفیرها المسلمین می گوید:

(ثم إن الوهابیه لما کفروا جمیع المسلمین ممن خالفهم، جعلوا بلادهم بلاد حرب فهدروا دماء هم، و حللوا أموالهم، وقد قال الله تعالی:«إن الدین عند الله الاسلام» و…)

ایشان می گوید که وهابی ها تمام مسلمانان را که مخالف آنانند کافر می دانند و شهرهای آنان را بلاد حرب می دانستند و خون همه ی آنان را هدر اعلام کردند و اموال همه ی آنان را نیز حلال می دانستند.

ایشان با آوردن یکسری آیات قرآن، کار وهابیون را جایز نمی دانند و تصریح می کردند که حتی ابن تیمیه وابن القیم هم بین جاهل و خطاکار تفاوت قائل می شدند و همه ی مسلمانان را تکفیر نمی کردند اما وهابیون همه را تکفیر می کنند و خون واموال همه را حلال می دانستند.

از همه ی این افراد مهمتر آقای احمد بن السید زینی دحلان که از مفتی های مکه ونویسنده ی کتاب الدرر السنیه فی الرد علی الوهابیه می باشد. این کتاب یکی از کتاب های بسیار بسیار مهم اهل سنت می باشد و در زمان خود وهابیت نوشته شده است و دارای استدلالهای بسیار جالب وقوی است.

در مقدمه این کتاب بابی را باز می کند با عنوان التعریف بمؤلف الکتاب که در مورد نویسنده توضیح می دهد و می گوید که شیخ بزرگ مسجد الحرام بوده است و بسیاری از طلاب زیر دست او درس می خوانند. این شخصیت بزرگ اهل سنت بحثی را در مورد وهابیت باز می کند که شما وهابی ها همه ی مسلمانان را تکفیر می کنید.

در صفحه ی۱۰۴ داستانی را از صحبت بین محمد بن عبد الوهاب و برادرش سلیمان بن عبد الوهاب نقل می کند.

( و قال أخوه سلیمان یوما: کم ارکان الاسلام یا محمد بن عبد الوهاب؟ فقال خمسه، فقال أنت جعلتها سته، السادس: من لن ینبعک فلیس بمسلم هذا عندک رکن سادس للاسلام.)

روزی سلیمان بن عبد الوهاب به برادرش محمد بن عبد الوهاب گفت: ارکان اسلام چند تا است؟ جواب داد پنج تا است، سلیمان بن عبد الوهاب گفت: شما ارکان اسلام را شش تا قرار داده اید رکن ششم چیست؟ وپاسخ داد رکن ششم این است که هر کسی از ما پیروی نکند کافر است.

در صفحه ی ۹۵ مطلب دیگه ای می آورد :

( و الحاصل أن هؤلاء المانعین للزیاره و التوسل قد تجاوزوا الحد فکفروا اکثر الأمه واستحلوا دمائهم وأموالهم و جعلوهم مثل المشرکین الذین کانوا فی زمن النبی صلی الله علیه و آله و سلم )

ایشان تصریح می کنند، کسانی که می گویند زیارت وتوسل کردن جایز نیست از حد خودشان گذشته اند زیرا اکثر امت را کافر می دانند وخون واموال آنان را حلال می دانند و مسلمانان را مانند مشرکین زمان پیامبر می دانند.

و در ادامه می گوید:

( و قالوا أن الناس مشرکون فی توسلهم بالنبی صلی علیه و آله و سلم و بغیره من الأنبیاء و الأولیاء و الصالحین و فی زیارتهم قبره صلی الله و آله و سلم و ندائهم له بقوله یا رسول الله نسأل الشفاعه،….)

شما مسلمانان را به خاطر زیارت قبر رسول الله و بخاطر توسل و استغاثه تکفیر می کنید و آیاتی را در مورد مشرکین نازل شده اند را بر خواص و عوام مؤمنین تطبیق می کنید در واقع آیاتی که خداوند در مورد مشرکین فرموده اند را به مسلمانان نسبت می دهید. و سپس آیاتی را می آورد و استدلال هایی می کند که چنین کاری جایز نیست.

مطالب بسیار زیادی موجود است که به خاطر ضیق وقت از آوردن آنها خودداری می کنیم. به بینندگان عزیز توصیه می کنم که این کتاب را دانلود کرده و مطالعه کنند و اگر کسی این کتاب را بتواند به فارسی ترجمه کند خدمت بزرگی کرده زیرا اهل سنت را در برابر وهابیت بیمه می کند.

این کتاب استدلالهای بسیار جالب وقوی و به روایت صحیح بخاری و روایت صحیح دیگر در مورد توسل،استغاثه و دعا در کنار قبر و همه ی این مباحث را می آورد و با استدلال نظر اهل سنت را ثابت می کند، به همین خاطر کتاب بسیار مهمی است.

در صفحه ی ۱۱۸ همین کتاب ادامه می دهد :

( و کان أتباع محمد بن عبد الوهاب إذا أراد أحدا أن یتبعهم علی دینهم طوعا او کرها کانوا یأمرونه بالإتیان بالشهادتین أولا یقولون له أشهد علی نفسک إنک کنت کافرا و أشهد علی والدیک أنهما ماتا کافرین، و اشهد علی فلان وفلان أنه کان و….)

ایشان می گوید که تابعین محمد بن عبد الوهاب، هر کسی راکه می خواستند به زور یا به رضا وهابیت را بپذیرند و از آنها اطاعت کنند به او دستور می دادند اولا شهادتین را بخوانندوبهخودت هم شهادت بده که پیش از این کافر بوده ای وشهادت بده که پدرو مادرم کافر مرده اند و شهادت بده که فلانی وفلانی از علما یا اساتید مانند ابن حجر هیثمی ، ابن حجر عسقلانی ، نبوی، فخر الدین رازی و… کافر هستند و هیچ کدام مسلمان نیستند.

حالا خواهیم آورد که این افراد چه عظمتی داشته اند که وهابیون اینها را کافر می دانستند و می گفتند که اینها بدعت گذارند. پس باید هر کسی که این مذهب را می پذیرفت اینها را شهادتمیداد و اگر شهادت نمی داد از او قبول نمی کردند.

شخص دیگری که وهابیون را بخاطر تکفیر مسلمانان سرزنش می کند، آقای یوسف بن السید هاشم الرفاعی است.

یکی از علمای اهل سنت هستند و هم اکنون زنده اند. ایشان کتابی دارند با عنوان النصیحه لاخواننا علماء النجد که در کتابش مقدمه ای دارد در مورد دکتر محمد سعید رمضان البوطی، که وهابی ها او را در مسجد کشتند.

آقای الرفاعی نصایح خود را به برادران علمای نجد شروع می کند و در صفحه ی ۲۸ این کتاب آورده است

( لایجوز اتهام المسلمین الموحدین الذین یصلون معکم و یصومون و یزکون ویحجون البیت ملبین مرددین…)

ایشان نصیحت می کند که اصلا شرعا جایز نیست شما مسلمانان و موحدین که نماز می خوانند، روزه می گیرند، زکات می دهند و حج بجا می آورند را تکفیر کنید.

و در ادامه مطالبی می آورد و می گوید شما متأسفانه همه ی صوفی ها را تکفیر می کنید (همانطور که می بینید آقای ملا زاده برنامه بر علیه صوفی ها دارند) و همه ی اشاعره را کافر می دانید.

در صفحه ی ۲۹ ادامه می دهد :

( و استنکرتم تقلید وإتباع الأئمه الاربعه [ ابوحنیفه و مالک والشافعی و احمد بن حنبلی] فی حین أن مقلدی ….)

شما تقلید را جایز نمی دانید و پیروان الائمه ی اربعه را که ابوحنیفه و مالک و شافعی واحمد بن حنبلی هستند را کافر می دانید.

و دوباره در صفحه ی ۳۰ مطالب متعدد دیگری می آورد و استدلال می کند شما اخوان المسلمین، جماعت دیوبندیه که بزرگترین علمای هند و پاکستان و بنگلادش هستندوهمچنین جماعت بریلویه که سواد اعظم مسلمانها هستند را تکفیر می کنید

( و الاخوان المسلمین والجماعه الدیوبندیه التی تمثل ابرز علماء الهند و باکستان وبنغلادیش والجماعه البریلویه التی تمثل السواد الاعظم من عامه المسلمین فی تلک البلاد…)

و در نصیحت شماره ی ۴۰ خود می گوید:

( کفرتم الصوفیه ثم الاشاعره و الماتریدیه و هم سواد المسلمین….)

شما همه ی صوفی ها واشاعره و ماتریدیه را که بخش اعظم سواد مسلمین هستنند را کافر می دانید.

و در صفحه ی ۷۲ شماره ی ۴۱ می گوید:

(…و بعده قلتم ما مات حسن البنا شهیدا و لاکذلک الشهداء فی افغانستان لأن عقیدتهم لم تکن صحیصه و سلیمه بل کانوا احنافا مقلده تائهین هالکین وابقیتم انفسکم وحدکم الناجین…)

شما گفته اید که حسن البنا و شهدای افغانستان را شهید نمی دانید. همه ی اینها به این دلیل شهید نیستند که صوفی و حنفی و ماتریدیه هستند و از نظرشما اینها را کافر هستند وفقط شما وهابی ها مسلمانید.

در صفحه ی ۷۴ هم همین مطالب را می آورد ومطالب زیاد دیگری هم موجود در کتاب النصیحه لاخواننا علماء النجد می باشد که فرصت بیان آنها نیست.

چیزی که واضح می باشد این است که وهابی ها به اعتراف خودشان و شهادت علمای هم عصر که در حجاز و اطراف زندگی می کردند وکلیپ هایی که پخش شد، همه ی مسلمانان را کافرمی دانند.

مجری :

بینندگان عزیز با ارائه ی مدارکی که دیدیم متوجه شدیم که چطور وهابی ها همه ی مسلمانان را کافر می دانند. و ما می خواهیم اینها را به جهان معرفی کنیم و بگوییم کسانی که قتل و کشتار به راه می اندازند و هیچ کسی جز خودشان را مسلمان نمی دانند، وهابیت هستند و اینها فرقه و تافته ی جدا بافته از مسلمانها هستند و قطعا هیچ رابطه ای با شیعیان ندارند و رابطه ای با اهل سنت ندارند و قطعا اهل سنت نیز مبری از این تفکر تکفیری هستند.

این جنایاتی که در اقسی نقاط جهان از وهابی ها دیده می شود هیچ ارتباطی با اسلام وتفکر محمدی و علوی و شیعی وسنی ندارد. وهابی ها خودشان تعیین تکلیف می کنند و حتی اهل سنت راکافرمی دانند.

در جلسه گذشته گفتیم که وهابیون آذری زبانان را هم تکفیر کردند و شما در جلسات ابندایی فرمودید وهابیون بلاد اکراد را تکفیر کردند و آنجا را بلاد حرب اعلام کردند. در رابطه با این قضیه یک کلیپ آماده کرده ایم که مربوط به سخنرانی مرحوم ماموستا اسعد شکری است که می گوید وهابیون همه ی ما مسلمانان و کردها را تکفیر کردند.

کلیپ شماره ی ۲:

سخنرانی حاجی ماموستا اسعد شکری درباره خوارج قدیم و وهابیون امروز( مسلمانان را کافر می کنند، مسلمانان را و علمای آنها را در مریوان خودمان کافر می کنند، صلاح الدین ایوبی و مولانا خارف را تکفیر می کنند و اهل بدعت معرفی می کنند و چندین علمای بزرگ دیگر که سی دی های آنان در مریوان موجود است.)

مجری :

آقای اسعد شکری یکی از ماموستاهای کردستان بوده که وهابیون را بخاطر کافر دانستن کردها، محکوم می کرد. وهابیون حتی به کردهای عزیز هم رحم نمی کنند و به صرف کرد بودن و در یک استان زندگی کردن، جایز می دانند که آنها راتکفیر و توهین کنند.

استاد یزدانی:

کسانی که در کردستان زندگی می کنند ایشان را می شناسند که از ماموستاهای اهل سنت هستند. از این کلیپ ها زیاد داریم. یک مستند داریم که خود کردها درست کردند و نزدیک به یک و نیم ساعت می باشد که بخش هایی از آن را آماده کرده ایم. کلیپ هایی از خود ماموستاهای کرد داریم و می گویند وهابیون همه ی مسلمانان و کردها را تکفیر می کنند.

در کتاب الدرر السنیه که از مهمترین کتابهایی است که خود وهابی ها نوشته اند. تمام مدارکی را که در این دو یا سه قرن داشته اند جمع کرده اند. تقریبا تمام نامه هایی را که رد و بدل می شده و تمام فتواهایی که صادر شده و تمام سؤالهایی که از علمای نجد پرسیده شده و پاسخ داده اند را در این کتاب جمع آوری کرده اند به همین خاطر این یکی کتابهای بسیار مهم می باشد. و از این کتاب استفاده های زیادی خواهیم کرد که تا به حال هم استفاده های زیادی هم کرده ایم.

در این کتاب نوشته شده شهرهای نجد و حرمین شریفین، طائف، مدینه، بندر جده، نجف اشرف، مصر، یمن، حلب و سایر بلاد شام را بلاد حرب هستند.

در صفحه ی ۳۸۵ به بحث کردها می‌رسیم

(و کذلک: الموصل، وبلاد الاکراد، ظهر فیها من أصناف الشرک، و الفجور، والفساد،…)

همه ی مردم موصل کافر هستند و بعد شهرهای کرد نشین کافر هستند و می‌گوید در شهرهای کرد نشین انواع شرک و فسق و فجور و فساد رایج است. منظور اینها همه ی کردهاست چه کرد سوری، چه کرد ترکیه، چه کرد عراقی و چه کرد ایرانی همه و همه کافر هستند. این شهرها همه بلاد حرب هستند.

مجری:

امشب اولویت با کردهای عزیز هست تا پشت خط بیایند تا نظر خودشان را بیان کنند. استاد یزدانی فرمایشات شما، مرا به یاد سخنان آقای جهودی و توهینی که کرده بود، انداخت. از ایشان کلیپی داشتیم که در برنامه ی کلمه ی طیبه به دلیل الفاظ رکیکی کهبکار برده بودند اساتید اجازه ی پخش آن را ندادند. اما اگر صلاح می دانید در این خصوص هم توضیحی بفرمایید.

استادیزدانی :

ما از ایشان دو یا سه کلیپ داشتیم که متأسفانه گفته بودند در یکی از شهرهای کردنشین ۴۰۰ عدد فاحشه خانه رسمی است. حالا شما تصور کنید تنها در یک شهر اعلام کردند که این تعداد موجود است و چنین توهین بزرگی را به کردهای عزیز داشته اند. کلیپ هایش الان هم موجود است اما چون ممکن بود کردها را بسیار ناراحت کند صلاح دیدیم که این کلیپ ها پخش نشود. ولی قطعا خود بینندگان کرد که بعد از برنامه ی کلمه طیبه اینها را دیده اند.

مجری :

استاد سوالی که می تواند در ذهن بینندگان اینجا ایجاد شود این است که ممکن است منظور کردهای عراق باشد و ربطی به کردهای اربیل یا جای دیگه نداشته باشد؟ ممکن است این ایراد را به شما بگیرند.

استادیزدانی :

این از توجیحاتی است که قابل قبول نمی باشد چون تا اونجایی که ما از کردها شناخت داریم می دانیم که کردها تقریبا همه یک مذهب دارند و اکثرا شافعی هستند. و از نظر غیرت و حمیت فکر نمی کنم با هم خیلی فرق داشته باشند. ایشان می گوید در یکی از شهرهای کردنشین این قضیه هست.

چرا ایشان شهر کردنشین می گوید؟ چرا در یک شهر یا فلان شهر نمی گوید؟ نیازی نبود که کردها را بر زبان بیاورند. اگر نام یک شهر را می آوردند شاید مسأله ای نبود ولی چون نام کردها را می آورند و همانطور کهدر صفحه ی ۳۸۵ کتاب الدرر السنیه نشان دادیم که اشاره مستقیم به شهرهای کردنشین دارد.

و می گویند که در این شهرها انواع شرک وفسق وفجور وفساد وجود دارد. عینا همین حرفها را آقای جهودی بیان کرده اند و بزرگان وهابی هم پیش از این آقا همین گفتار را بیان داشته اند. پس توجیه قابل قبولی نمی باشد.

مجری :

پس اینها به صرف این که یک قبیله ی، یک زبان، یک نژاد خاص هستند باز تکفیر کردند.

استادیزدانی :

بله از اینها چیزی غیر از این نمی شود انتظار داشت.

مجری:

در مصداق های امروزی هم اگر بخواهیم اشاره کنیم در بحث سوریه داستان راس العینی و برخوردی که آنها داشتند با اکراد و قتل عام فجیعی که این وهابی ها نسبت به اکراد داشتند چه جیش الحر باشه و چه جیش النصره باشهو چهداعش که با جیش النصره درگیر شده.

برخی از تصاویر را ممکن است شما دیده باشید که واقعا دلخراش بود. و شاید شما برخورد و عکس العمل دیگر کشورها و حتی کردها نسبت به مجروحان وهابی را دیده باشید که تمام اینها در فضای مجازی منتشر شده است.

به هر حال اینها به یک شخصی به صرف اینکه ترک یا کرد هست و یا یک منطقهکردنشین است و یا یک منطقه مربوط به یک نژاد خاص می باشد به خودشان اجازه می دهند اینها را دست آویز تکفیرشان کنند و همانطور که می بینید فقط با شیعیان و یا فقط با اهل سنت کار ندارند بلکه به کردها و یا یک منطقه به صرف اینکه کردنشین است می گویند فسق و فجور وفساد در آن رواج دارد.

شاید این مطالب را در مورد نژاد دیگری می گفتند اینقدر ناراحتی به بار نمی آورد و قابل پذیرش تر بود. زیرا غیرت کردها و ترک ها مثال زدنی است و همه می دانند کردها وترک ها معروف به غیور بودن هستند که این وهابی ها به خودشان اجازه می دهند کهچنین توهین هایی را کنند.

همانطور که می دانید قرار بود اگرجسارتی که آقای عبدالحیدری به آقای جهودی کرده بودند ثابت شود ایشان دیگر نمی توانند در شبکه ی کلمه باشند که می بینیم همچنان در این شبکه هستند. آن وقت خود این آقای جهودی به کردها چنین توهین هایی را می کنند و می گویند که در یک شهر کردنشین ۴۰۰ مرکز رسمی فساد وجود دارد و می گویند کارمندان آن هم از همان منطقه هستند و روزی چند نفر را ساپورت می کنند.

یک همچین تعابیری که واقعا در شأن مسلمانها و انسانیت نیست و برگرفته از تفکرات وهابیت می باشد و زمانی که اینها را کنار هم می گذاریم به خط مشی این وهابیون پی خواهیم برد که همه را به صرف مذهب و زبان و یا نژاد خاصی خیلی راحت تکفیر می کنند و اینگونه همه را قتل عام می کنند.

از عزیزان کرد عذرخواهی می کنیم که خاطرشان مکدر شده است همه می دانند اینها دروغ است و فقط برای معرفی وشناساندن چهره ی وهابی ها به جهان مجبوریم این مطالب را بیان کنیم تا بینندگان بهتر بتوانند قضاوت کنند.

امشب اولویت با عزیزان کرد اهل سنت و شیعه است تا نظرشان را در رابطه با تکفیر کردها از دید وهابی ها و این که یک منطقه را به صرف کردنشین بودن مرکز فسق و فجور وفساد اعلام کردند، را بیان کنند.

بیننده: آقای ابوالفضل از بوکان-اهل سنت

در ابتدا خواهشی دارم که برای ما بگویید که وهابیون در کل از اسلام چه چیزی می خواهند؟ راه و روش اینها چیست؟ و در مورد تضادهایی که با اسلام و اهل سنت دارند را برای ما بیان کنید.

میخواهم بدانم در آن مقطع زمانی که این فتوا صادر شده افراد این منطقه راه و روش پیامبر را داشته اند؟برای مثال می گویم، خیلی ها می گویند اهل سنت هستند؛ ولی اعمالشان به مسلمانان و اهل سنت نمی خورد.

استادیزدانی

بله، همه ی کردهای آن منطقه مسلمان و اهل سنت و شافعی مذهب بوده اند. در هر قوم وقبیله ای آدم بد وجود دارد ولی این دلیل نمی شود که کردها همه بد باشند و فساد و فسق و فجور در آن ها رواج داشته باشد و به صرف اینکه کرد هستند، بلاد کفر باشد. پذیرش این برای ما سخت است.

بیننده: آقایابوالفضلازبوکان-اهلسنت

 

نظر بنده این است که این تفکر و مذهب اشتباه است. یک سری در برنامه ی آقای ابوالقاسمی که بحث در مورد قوم بنی امیه بود که گفتم بخاطر عمل بنی سعد نمی توان یک قوم را زیر سوال برد.

مجری:

استاد ابوالقاسمی در همان جا پاسخ شما را دادند و حدیث از پیامبر آوردند. اهل سنت آیه ای از قرآن را تفسیر کرده بودند و به بنی امیه نسبت داده بودند که پاسخش را دادند و دیدیم ریشه و آیه و روایت داریم و بحثش جدای از این می باشد.

اینکه می گویند یک سرزمین بخاطر کردنشین بودن فساد و فحشا در آن رایج است و در واقع کردها باعث فساد هستند و این می تواند خیلی سنگین باشد برای کردهای که قطعا غیور هستند. و همچنین حرف های آقای جهودی که می گوید که این تعداد مرکز فساد در یک منطقه ی کردنشین وجود دارد و چنین تعابیری که در شأن کردها نمی باشد.

ما نمی گوییم همه ی کردها و یا سایر فرقه ها معصوم هستند ولی اینکه چرا فرق می گذارند و می گویند کردها و یا ترک ها چگونه هستند مورد سوال است و این خودش نشان دهنده ی تبعیض قائل شدن است.

بیننده: آقای ابوالفضل از بوکان-اهل سنت

قطعا همینگونه است خود من باچنین اشخاصی برخورد داشته ام که در مورد بنده این تفکر را داشته اند. گفتند این روش شما اشتباه است و می گویند شما بخاط این عمل کافر هستید و مسلمان نیستید که اینگونه نمی باشد. با یک عمل که نمی شود کافر شد. زیرا خداوند می فرمایند که به غیر از شرک هر گناهی را می بخشد.

مجری:

اما وهابی ها این کار را بر خلاف میل شما کرده اند.

بیننده: آقای ابوالفضل از بوکان-اهل سنت

یک انتقاد داشتم و اینکه کلیپ ها را کامل پخش کنید چون ما خواهان حق و حقیقت هستیم. چون ما می بینیم که تکه هایی را که به نفع تان است را جدا می کنید.

مجری :

ما که کلیپ ها را نمی توانیم کامل پخش کنیم ولی اگر مورد خاصی هست که در برنامه ی ما پخش شده و بعدا ایشان نقل می کرده و این را رد کرده است حتما شما بفرمایید، ما یا اعلام می کنیم اشتباه کردیم و اصلاحش می کنیم یا اینکه شما اشتباه کرده اید. در برنامه ی راه و بی راه اگر این اتفاق افتاده بفرمایید تا شخصا رسیدگی کنم.

بیننده :

در این برنامه نبوده است ، در یکی از برنامه هایی بود که در ایام غدیر شما و آقای یزدانی اجراء می کردید . شما کلیپی از یکی از شبکه ها پخش کردید که گفته بودند که در حج ۱۲۰ هزار صحابه بودند ولی شما این تکهرا گرفتید .

من این کلیپ را کامل دیدم ، آن شخصی که در آن شبکه بود گفت ۱۲۰ هزار صحابی در حجه الوداع با پیامبر بودند و در ادامه گفت که در غدیر و قبل از سخنرانی پیامبر از همدیگر جدا شدند . ایشان گفتند وقتی به غدیر رسیدند ، فقط اهل مدینه با پیامبر بودند .

مجری :

مگر خودتان در حدیث مفصل غدیر ندیدید کهپیامبر نفرمودند آن هایی که رفتند بگویید ، بر گردند و کسانی که نرسیدند ، اجازه دهید که برسند . پس چطور شما می گویید که رسیدند بعد رفتند و بعد از آن پیامبر حدیث را فرمودند .این مخالف خود حدیث است .

بیننده :

منظور من این است که ۱۲۰ هزار نفر در حج بودند و بعد از اتمام حج از هم جدا شدند ؛ ولی در غدیر خم فقط اهل مدینه همراه پیامبر بودند که آن مسأله من کنت مولی و فعلی مولی روی داد .

منظور من کلا کلیپ بود ، شاید ایشان اشتباه کرده است و من می خواستم به همین دلیل کلیپ به طور کامل پخش شود که فردا روز انتقاد نکند که شما آن قسمترا گرفتید و گفتید بله ، ایشان انتقاد داشتند که ۱۲۰ هزار صحابی با پیامبر بودند و بعدا آن را رد کردند .

استاد یزدانی :

آن کلیپ را دقیق به خاطر ندارم ولی مدارکی که همان زمان نشان دادم ، کتاب حجه الله البالغه ، نویسنده آقای دهلوی که ایشان تصریح می کند وقتی پیامبر به طرف حج رفتند نزدیک ۱۲۴ هزار نفر با پیامبر خارج شدند یعنی این تعداد نفرات از مدینه خارج شدند .

باز هم درکتاب تذکره الخواص امام سبط بن جوزیکه یکی از بزرگان اهل سنت است ، تصریح می کند که علما اتفاق دارند که وقتی پیامبر در حجه الوداع ، ۱۸ ذی الحجه دست امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (ع) را بالا برد ، ۱۲۰ هزار نفر در غدیر خم حضور داشتند .

مجری :

یک نکته مختصر عقلانی بگویم ؛ البته آن کلیپ باید دقیق ملاحظه شود . شما می فرمایید که مردم مدینه بعد از حج با پیامبر همراه بودند ، اگر قرار باشد گروهی جدا شوند اهل یمن بودند که به جنوب بر می گشتند ، شمایی که شبهه حدیث غدیر را راجع به مردم یمن می دانید همین بحث شما و آن حرف کارشناس دقیقا این شبهه را زیر سؤال می برد ؛ چرا که اگرفلسفه صدور حدیث غدیر سعایتاز اهل یمن بوده ، پیامبر در جایی فرموده که اهل یمن از مردم جدا شده بودند .

من از این صحبت شما ممنون هستم . ان شاء الله آن کلیپ را نگاه می کنیم اگر این بحث بوده باشد ، ما می توانیم از آن استفاده کنیم ؛ چون آن جا اهل یمن با پیامبر نبودند و ایشان حدیث غدیر را در نبود اهل یمن فرمودند یعنی این سعایت اهل یمن کاملا از بین می رود .

بیننده :

از شبکه ولایت تشکر می کنم به خاطر این شهامتی که دارند و من را به عنوان یک منتقد وصل می کند .

بیننده : آقای حسین آبادی از کرمانشاه – شیعه

اگر اجازه دهید من می خواهمسؤال آقای جهودی را که در مقابل آقای شریفی پرسیدند در باره این که آقا امام زمان (عج) یک فتوا را برای یک مرجع تقلید گفت و یک فتوا را برای مرجع تقلید دیگری گفت ، را جواب بدهم .

فقه تشیع ،یک فقه پویا است . در هر زمان و در هر مکان و بنا بر مصلحتی که مرجع تقلید تشخیص می دهد ، ممکن است تغییر کند ؛ لذا این طور نیست که مثل فقه تسنن که یک فتوا دریک کتابی بوده که در آن زمان صحبت کردند و الان هم ادامه دارد ولی در تشیع این طور نیست . مثلا آقا ی میرزای شیرازی بزرگ در رابطه با تحریم تنباکو فتوا دادند و در آن زمان تحریم شد و مردم به عمل کردند .

لذا این طور نیست که آقای جهودی تصور می کند که آقا امام زمان (عج) این فتوا را به میرزای شیرازی یا آیت الله سیستانی بگویند ، این حرف ایشان یک دروغ است و دروغ گفتن برای مسلمان که اظهار مسلمان بودن می کند ، کار درستی نیست .

بنابر این نتیجه می گیریم که یک مرجع تقلید در این زمان بنا بر مصلحت مسلمانان دانسته است که اینترنت و ماهواره پیشرفت کرده است و می تواند ندای حقانیت و مظلومیت شیعه را می تواند بدون قمه زنیبه جهانیان برساند؛ ولی در آن زمان که اینترنت و ماهواره نبود و شیعیان مجبور بودند که ندای مظلومیت و حقانیت خود رابا قمه زدن به گوش جهانیان برسانند .

مجری :

البته اشکال آقای جهودی خیلی بچگانه بود که آقای شریفی جواب ایشان را دادند . ایراد ایشان این بود که اگر امام زمان (عج) است چرا اختلاف بین علما است ؟ پیامبر (ص) در بستر و در آخرین دقایق حیاتشان می فرمایند که قلم و دوات بیاورید ، صحابه با هم اختلاف می کنند ، این اختلاف صحابه دلالت بر این دارد که پیامبر وجود ندارد یا این که خداوند که بالاتر از امام زمان است ؛ پس چرا بین مسلمانان اختلاف است .

ما قصد توهین نداریم ولی ایشان آن قدر سطح فکری پایینی دارند که در حد توهین هم نیستند . بالاخره عالم جلیل القدر جهان اسلام آقای ملازاده شبکه کلمه را به تعبیری شستند و کنار گذاشتند . کلیپ این ها را در آینده نشان خواهیم داد والبته این مباحث برای ما خیر است .

در برنامه تالار ندای شیعه این مناظره بین آقای شریفی و جهودی صورت گرفته را به همراه نظرات آقای ملازاده در مورد شبکه کلمه را پخش خواهند کرد .

بیننده : آقای عباسی از کرمانشاه – شیعه

به نظر بنده شبکه ها وصال ناحق ، خبیثه کلمه و… این ها حقانیت شیعه را با این افکار باطل بیشتر نشان می دهند . من قبلا نمی دانستم که دین وهابیت این قدر دین خبیثی و باطلی است.

مجری :

شما اگر آنشبکه ها را بشناسید ، باید شیعه را بشناسید ؛ چون آن ها دشمنان شیعه و اهل بیت (ع)هستند و منطق و رفتار آن ها را می بینید . برای اوقات فراغت می توان از این شبکه ها استفاده کرد و حرکات و رفتار شان می تواند تفریحی برای انسان باشد .

در مورد این که وهابی ها و هم چنین شبکه وهابی کلمه گفتند که مناطق کرد نشین فساد و فحشا هست ، نظرتان را به طور مختصر بیان کنید .

بیننده :

الحمد لله در منطقه کرد نشین شیعه و سنی در کنار هم زندگی می کنند و هیچ گونه فسادی نداریم ؛ ولی این ها شبهه ای را می اندازند که هر شخص عادی را سؤال پیچ می کنند و اصلا نمی گذارند که کسی نظرش را بیان کند ولی اگر کسی مثل آقای شریفیباشد را اجازه صحبت نمی دهند .

این ها نه دوستدار شیعه هستند و نه دوستدار سنی . حتی اصلا من این ها را انسان هم نمی دانم با این کلیپ هایی که شما پخش می کنید به درنده خویی این ها یقین پیدا کردم .

بینندگان باید این کلیپ ها را ببینند تا به حقانیت شیعه و باطل بودن وهابیت پی ببرند . این ها هیچ حرفی برای گفتن ندارند و بر ضد رسول خدا (ص) و امیر المؤمنین (ع) و امام حسین (ع) صحبت می کنند .

بیننده : آقای ریگی از گنبد کاووس – اهل سنت

بنده برنامه امشب شما را ندیدم ؛ اما چند سؤال از استاد یزدانی داشتم . آیا امامان غیب می دانند ؟

استاد یزدانی :

منظور شما از علم غیب چیست ؟ اگر علم غیب استقلالی به این معنا که از خودشان چیزی می دانستند ، منظورتان است که ما قبول نداریم و هرکس به چنین چیزی اعتقاد داشته باشد ، ما او را کافر می دانیم ؛ اما ما اعتقاد داریم که پیامبر و امامان ما علم غیب می دانند و خداوند این علم غیب را به پیامبر عطا کرده و پیامبر (ص) به امیر المؤمنین (ع) منتقل کرده است و امیر المؤمنین (ع) به ائمه (ع) منتقل کرده اند .

علم غیبی که خداوند به آن ها داده است هیچ اشکالی ندارد ، همان طوری که در صحیح مسلم آمده که پیامبر (ص) به همه صحابه علم اولین و آخرین را یاد داد و تمام اتفاقاتی که تا روز قیامت رخ می دهد را خبر داد .

همان طورکه ابن تیمیه می گوید که من علم غیب دارم . طبق روایات شما ابوبکر و عمر علم غیب داشتند ، ائمه (ع)ما هم می توانند علم غیب داشته باشند .

بیننده :

منظور من این است که ما از قرآن نگاه کنیمکاری نداشته باشیم که چه کسی ، چه گفته . این علم غیبی که ما ادعا داریم در قرآن هست یا نه ؟

عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه أحدا إلا من ارتضی من رسول

هیچ کس علم غیب ندارد مگر کسی که رسول باشد

آیا امامان رسول هستند ؟ خداوند در قرآن می فرماید که هیچ کس نمی داند که در چه سرزمینی می میرند .امامان می دانستند که در کجا می میرند ؟

قرآن در لوح محفوظ است اگر امامان علم غیب داشته باشند که آن دیگر لوح محفوظ نمی شود .

استاد یزدانی :

این «من » ، من بعضیه نیست بلکه این «من » ، من بیانیه است .

آیه این طور معنا می شود که هیچ کس علم غیب ندارد مگر کسی مثل پیامبر که خدا از او راضی باشد . ما معتقدیم که امامان ما علم خود را از پیامبر (ص) گرفته اند .

امکان دارد که خداوند به آن ها خبر داده باشد که در کجا و در چه زمانی می می‌میرند .

ابن تیمیه چطور از لوح محفوظ خبر می دهد ؟ گفته من از لوح محفوظ خبر دارم و می دانم که چه اتفاقاتی در سال های بعد از منمی افتد ، را پیش بینی کرده . ائمه ما هم می دانستند . اگر علم غیب درست نیست ؛ پس بگویید که ابوبکر و عمر هم اشتباه کرده اند . چطور است که قرآن را فقط به ما تطبیق می دهید ؟

معنای آیه اینطور است که هیچ کس علم غیب ندارد مگر کسی که خدا از او راضی باشد مثل پیامبر یا هر کسی که خدا از او راضی باشد .

بیننده :

من سراغ سؤال بعدی می روم مثل این که شما نمی فهمید . این که شما ادعا می کنید همه افعال و رفتار پیامبربرگرفته از وحی است .

و ما ینطق عن الهوی إن هو إلا وحی یوحی

من می گویم این غلط است . من می گویم که همه افعال پیامبر از وحی نبوده . دلیل دارم .

مجری :

در مورد سؤال اول که قضاوت با بینندگان عزیز است . درباره سؤال دوم ، شما مسلمان نیستید اگر این حرف را بزنید ؟

استاد یزدانی :

خداوند در قرآن به صراحت می گوید ، چطور خلاف قرآن حرف می زنید ؟ اگر دلیل خلاف قرآن داشته باشید ، باید آن را به دیوار کوبید و اصلا نباید آن دلیل را شنید .

بیننده :

خداوند به رسولان می گوید :« لما أذنت له »: چرا به آن ها اجازه دادی . یا اینکه در جای دیگر می فرماید که « یا ایها النبی لما تحرموا » تو چرا حرام کردی ؟

اگر افعال پیامبر از وحی بوده چرا از وحی سؤال می کند ؟

استاد یزدانی :

مگر پیامبر کار خلافی کرده بود . هر انسانی می تواند بعضی چیزها را بر خود حرام کند. این عام است .پیامبر هم می تواند که بعضی چیزها را بر خود حرام کند . من هم می توانم با قسم بعضی چیزها را بر خود حرام کنم . مثلا از فردا قسم بخورم که آب نخورم و آب را بر خودم حرام کنم . پیامبر هم ، هم اینطور بودهبا قسم یک چیز را بر خودحرام کرده و حتما برای آن دلیلی داشته اند و خداوند گفته چرا این کار را کرده است ؟

مجری :

آقا ی ریگی همین آیه دلیلی است بر پیروی پیامبر از وحی . شما می خواهید بگویید که پیامبر از روی هوا و هوس حرف می زنند ؟

بیننده :

منظور من این است که اگر همه افعال پیامبر از روی وحی باشد ، پس چرا خداوند عتاب می کند ؟ مثلا خداوند می فرماید فلان چیز را بر خود حرام کن و باز به او می گوید چرا حرام کردی ؟

استاد یزدانی :

نه این طور نیست ، این اجازه است همان طور که به من و شما اجازه داده ، به پیامبرش هم اجازه داده که هر چیزی را که بخواهد بر خود حرام کند .هیچ اشکالی هم ندارد . اتفاقا در مورد حضرت یعقوب هم نص صریح قرآندارد که همه چیز بر شما حلال است مگر آن چیزهایی که اسرائیل بر خودش حلال کرد . آیه آن را حفظ نیستم .

پیامبر اجازه کلی دارد . من و شما هم اجازه داریم که با قسم و نذر یک چیز را بر خود حرام کنیم .

بیننده :

سؤال سوم : خداوند همه صحابه را در قرآن بهشتی می داند .سوره حدید ،آیه ۱۰ :

وما لکم ألا تنفقوا فی سبیل الله ولله میراث السموات والأرض لا یستوی منکم من أنفق من قبل الفتح وقتل اولئک أعظکم درجه من الذین أنفقوا من بعد وقاتلوا وکلا وعد الله الحسنی

مجری :

استدلال خود را بیان کنید که همه صحابه را در بر می گیرد حتی کسانی که به عایشه تهمت فحشا زدند ، حتی آن هایی که عثمان را کشتند ، حتی کسانی که قصد ترور پیامبر (ص) را داشتند ، حتی منافقین مثل عبد الله أبی همه این ها به تعبیری صحابه به معنای عام هستندو به نظر شمابهشتی هستند ؟

بیننده :

صحابه به تعبیر عام نه ، همان صحابه ای که در زمان پیامبر بودند و بعد از حیات ایشان هم با ایمان از دنیا رفته اند ، همه بهشتی هستند.

استاد یزدانی :

این که اصلا به آیه قرآن نیاز ندارد . زمان پیامبر مؤمن بودند ، بعد از پیامبر هم بر ایمانشان باقی بودند ، شکی نیست که بهشتی هستند ؛ اما این شامل همه صحابه نمی شود . فردا شب در برنامه آقای ابوالقاسمی در این مورد بحث کنید .

بیننده :

آخرین سؤال بنده این است که در غدیر خم به قول علما ما حدود ۱۲۰ هزار صحابه بودند ، بعد از مدت کوتاهی پیامبر از دنیا می روند .به چه علت این ۱۲۰ هزار صحابه حضرت علی (ع) را رها می کنند و سراغ ابوبکر می روند و با او بیعت می کنند ؟

مجری :

دلیل خود را بر این که می فرمایید که همه صحابه با ابوبکر دست بیعت دادند را بیاورید تا استاد یزدانی علت این اختلاف را بیان کنند .

استاد یزدانی :

در میانصحابه ای که در بیعت رضوان حضور داشتند ، طبق نص صریح صحیح مسلم ، عبد الله به ابی هم بود. پیامبر (ص) از این ها بر چه چیزی بیعت گرفت ، که چه کار نکنند ؟

بیننده :

بر این که انتقام خون عثمان را بگیرند .

استاد یزدانی :

متأسفانه شما از کتاب های خودتان هم خبر ندارید . طبق نص صریح صحیح مسلم پیامبر از این ها بیعت گرفت که در هیچ جنگی فرار نکنند .

مجری :

آقای ریگی سؤال شما در این جا خیلی بد شد . در آن جا عثمان زنده بود یا به قتل رسیده بود ؟

بیننده :

شایعه کرده بودند که عثمان به قتل رسیده .

مجری :

آیا وحی خداوند بر اساس شایعه نازل شد . شما می گویید که طبق این آیه وحی نازل شد که مردم قاتل عثمان را بکشند . پیامبر (ص) را می گویید معصوم نیست ، آیا خداوند هم تحت تأثیر این شایعه قرار گرفت و آیه نازل کرد که قاتلین عثمان را بکشند .

آقای ریگی از شما تشکر می کنم ان شاء الله شب های آینده تماس بگیرید و بحث دفاع از صحابه را مفصل تر دنبال می کنیم .

بیننده : آقای احمدی از تهران – شیعه

در مورد توهینی که آقای جهودی به کرد ها کرده بودند ،ما ضرب المثلی داریم که کافر همه را به کیش خود پندارد . این آقای ریگی هم مثل این که خواهر و مادر …

مجری :

آقای احمدی ما از شما تشکر می کنیم . ما طبق گفته استاد عزیزمان ، استاد قزوینی ما حق توهین به هیچ کس را نداریم و نوامیس همه مسلمانان حتی ریگی جنایتکار برای ما محترم هستند و از آن ها دفاع می کنیم .

بیننده : آقای دیاگو از سنندج – اهل سنت

نظر بنده در مورد این اهانت که به کرد ها کرده اند ، این است که ما یک سرودی از ۱۳۰۰ سال پیش ، زمانی که خالد بن ولید به کردستان حمله کرده بود و یک دختر سینه سپر کرده و خالد بن ولید را از اسب به زمین زده است .از همان تاریخ سلفی و وهابی با کردها بد هستند . ما کرد ها هیچ سنخیتی با وهابیت و سلفی ها نداریم و کردها چه شیعه و چه سنی و چه غیر مسلمان باهم برادر هستیم .

بیننده : آقای عاملی از کرمانشاه – شیعه

بنده بیشتر سؤال دارم در مورد این که دلیل عملی پیدایش فرقه ضاله وهابیت در حدود ۱۵۰ یا ۲۰۰ سال گذشته چه بوده است ؟ و این که آیا این فرقه درآن زمان با صهیونیسم رابطه ای هم داشته است ؟

نظر شخصی بنده در مورد این سؤال ها این است که با بالا رفتن سطح سواد مردم واینکه می توانند به این کتاب ها مراجعه کنند و بتوانند از طریق همین کتاب ها به درستی و نادرستی همه چیز و هم چنین به حقانیت امیر المؤمنین علی (ع) پی ببرند و این که ابوبکر و عمر وعثمان حق خلافت را از حضرت علی (ع) غصب کردند را می توان اثبات کرد .

به همین دلیل به فکر تشکیل این فرقه افتادند . آن ها حتی ابوبکر و عمر و حتی بعضی از آن ها پیامبر (ص) را قبول ندارند و فقط الله را قبول دارند .

در مورد مسأله غدیر خم که آن بیننده صحبت می کرد باید بگوییم که این مسأله که در کتب اهل سنت هم آمده و این که بحث می کنند که این ۱۲۰ هزار نفر قبل از صحبت پیامبر جدا شدند یا بعد از آن ، این یک مسأله خیلی واضح است ؛ ولی اگر کسی بخواهد خود را به نفهمی بزند این مسأله دیگریاست .

مجری :

اگر جریان غدیر برای افراد دیگری بود ، نه ۱۲۰ هزار نفر ، برای ۱۲ نفر گفته می شد ، این فضیلت می شد و رکن رکین خلافت ؛ اما چونبرای امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (ع) است، برخی از دوستان راجع به این قضیه کم لطفی می کنند.

استاد یزدانی درمورد حمله خالد بن ولید به ایران و وحشی گری های ایشانو هم چنین درباره رابطه وهابیت با برخی از حرکت های فکری توضیح دهید .

استاد یزدانی :

آقای ابوالفضل از بوکان پرسیدند که وهابیت چه تضادی با قرآن و سنت دارد ؟

هدف ما از این برنامه این است که ثابت کنیمآیا اهل سنت با وهابی ها تفاوت دارد یا نه ؟ افکار وهابیت با قرآن و سنت در تضاد هست یا نیست ؟ متأسفانه ایشان برنامه اول ما را ندیدند. آن جا ۲۰ مورد از اعتقادات وهابیت را نشان دادیم در حالی که قرآن خلاف آن را دارد . مثلا بحث توسل را که با آن مخالفت می کنند ، در قرآن صراحتا ثابت شده .

خیلی از مباحث دیگر که یا در سنت صحیح ثابت شده یا در قرآن و اعتقاد وهابیت دقیقا بر خلاف نص صریح آیات قرآن و نص صریح سنت پیامبر و اجماع تمام علما اهل سنت است ، که در آینده مفصلا در مورد آن ها توضیح خواهیم داد .

در مورد علم غیب هم گفتیم که ائمه ما از پیش خود هیچ چیز نمی دانند . هر چه می دانند از طریق پیامبر ، جبرئیل و خداوند یاد می گیرند یا این که خداوند خودش الهام کرده با علم لدنی که هم شیعه و هم سنی به آن قائل است . بعضی انسان ها نیازی به رفتن به مکتب ندارند و با علم لدنی خداوند مستقیما این علم را در قلب آن ها قرار می دهد .

در این باره روایات زیادی داریم که هر کس فلان کار را چهل روز انجام دهد یا فلان کار را انجام ندهد ،خداوند نور علم را در قلب او روشن می کند . ائمه ما همعلم لدنی بوده ، از خودشانعلم غیب استقلالی نداشتندو هر چه بوده خدا و پیامبر (ص) به آن هاداده بوده است .

در مورد بحث صحابه هم که مفصل جواب دادیم که هیچ آیه ای در قرآن نیست که همه صحابه را توصیف کرده باشد . هر کس مؤمن بوده و با ایمان از دنیا رفته خداوند صراحتا در قرآناعلام کرده که از او راضی است و در قیامت جایگاه او در وسط بهشت است.

در مورد حمله خالد بن ولید که قبلا هم بحث کردیم .آن ها در یک حمله خود حدود ۷۰ هزار نفر را کشتند . وقتی وارد گرگان شدند همه مردم گرگان را کشتند و همان طورکه تعهد کرده بودند که یک نفر را نکشند ، همان یک نفر را نکشتند. قبلا مدارک این ها را نشان دادیم و در سایت هم موجود است .

درباره علت عملی پیدایش وهابیت هم صحبت خواهیم کرد که چرا وهابیت به وجود آمد و چه اتفاقاتی افتاد و در چه دوره ای بود که این ها توانستند رشد کنند . در این موارد مفصل بحث خواهیم کرد .

نقش اصلیدر تشکیل وهابیت را انگلستان داشت ؛ چون نمی توانست با دولت عثمانی بجنگد و آن را شکست دهد ، یک نقشه طولانی مدت را کشیدند و محمد بن عبد الوهاب توسط یکی از جاسوس های انگلیسی پرورش یافت ؛ البته در کنار هر یک از محمد بن سعود و عبد العزیز هم یک جاسوس انگلیسی به اسم سر پرسی کوکس بوده است .

ان شاء الله مدارک این ها را در آینده نشان خواهیم داد و بحث خواهیم کرد که این ها چه نقشی در تشکیل وهابیت داشته اند . به نظر بنده تنها دلیلی که انگلیسی ها حکومت وهابیت را تشکیل دادند و بعد از ۵ یا ۶ قرن سر از خاک برداشتند و افکار وهابیت را دوباره زنده کردند ، بحث سیاسی بود و انگلستان نقش اساسی در این قضیه داشت .

این ها با مطالعه دقیق افکار ابن تیمیه توانستند آن را زنده کنند و الان هم دوامشان را مدیون کشورهای غربی هستند .

مجری :

از شما تشکر می کنیم . ان شاء الله به این مباحث به طور مفصل خواهیم پرداخت . استاد یزدانی یک آرشیو کامل در باره بحث وهابیت جمع کرده اند ، مطمئن باشید با مطالب جدید و نویی در خدمت شما هستیم . التماس دعا

 

« یا علی مدد »

 

خدانگهدار .