برنامه ” راه و بیراه ” قسمت ششم ؛ تکفیر مسلمانان توسط وهابیت (۵)

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

 برنامه ” راه و بیراه ” قسمت ششم

تاریخ : ۱۸/۰۱/۹۳

موضوع : تکفیر مسلمانان توسط وهابیت (۵)

دانلود فیلم برنامه راه و بیراه قسمت ششم

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

افوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی ولایت . خیلی ممنون هستم که پای گیرنده های خودتان نشسته اید تا شاهد برنامه دیگری از سلسله برنامه های راه و بیراه باشید ، برنامه ای که رسالت آن رسوا کردن وهابیت و نشان دادن تفاوت های این فرقه ضاله با سایر فرق مسلمین چه شیعیان و چه عزیزان اهل سنت است .

ما طبق معمول برنامه های سال گذشته در خدمت کارشناس محترم و عزیز ، خار چشم وهابیت حجه الاسلام و المسلمین یزدانی هستیم . بنده عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما استاد عزیز

سلام علیکم و رحمت الله

استاد یزدانی :

سلام علیکم و رحمت الله

اعوذ بالله من الشیطان اللعین الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله الذی أظهر الوجود و منه بدأ کل حمد و إلیه یعود و الصلاه و السلام علی شاهد ومشهود لکل موجود محمد المحمود و علی آل الله الودود خلفاء الله علی عالم الغیب و الشهود سیما الحجه بن الحسن المهدی المنتظر الموعود

من هم سلام و عرض ادب دارم خدمت جنابعالی و تمامی بینندگان عزیز شبکه جهانی ولایت . بعد از یک ماه تعطیلی برنامه راه و بیراه ، امروز درخدمت شما هستیم و امیدواریم که باز هم برگی دیگر از جنایات وهابیت و افکار باطل آن ها را رو کنیم و به همه مسلمان ها نشان دهیم که این ها چه طور آدم هایی هستند .

مجری :

ان شاء الله از شما استاد یزدانی متشکرم ؛ اما از آن جایی که مقداری فاصله زمانی افتاد بین این برنامه و برنامه های گذشته ، برای این که یاد آوری مجددی باشد برای بیننده ها ی عزیز و ارجمند ، خلاصه ای از مباحث گذشته را بیان کنید .

استاد یزدانی :

هدف ما از این برنامه رو کردن دست وهابیت و نشان دادن چهره واقعی آن ها به تمام جهانیان است . ما طبق این هدفی که داشتیم تا الان ، اولین و مهمترین عقیده آن ها که کافر دانستن همه مسلمان ها است را بیان کردیم . نزدیک به ۲۵ سند از کتاب های خود وهابی ها به بینندگان عزیز نشان دادیم ، که گفته بودند همه مسلمان ها ، همه اهل سنت ، همه اشاعره ، همه معتزله ، همه ماتریدیه و همه جماعت تبلیغ کافر هستند .

در برنامه قبلی هم از زبان علما بزرگ اهل سنت که در دوره وهابیت می‌زیستند خصوصا در دوره خود محمد بن عبد الوهاب ، مدارکی را نشان دادیم که آن ها تصریح کرده بودند که وهابی ها ، همه ما را کافر و کشتن ما را جایز می دانند و این عمل را انجام دادند.

همان طور که خدمت شما عرض کردیم ما با وهابی ها مشکل اساسی داریم و این مشکل اساسی ، کافر دانستن و حلال کردن خون ومال ما است . کاری که تا به حال انجام دادند و روش آن ها همین بوده است ؛ اما با اهل سنت قضیه ما فرق می کند . ما با اهل سنت اختلاف داریم ؛ اما اختلاف ما آن قدر اساسی نیست که کشتن همدیگر را جایز بدانیم و خون و مال یکدیگر را حلال بشماریم .

همان گونه که استادمان ، آیت الله قزوینی بارها گفتند ، اختلاف ما با اهل سنت مثل اختلاف بین مذاهب اهل سنت است . شافعی با حنبلی اختلافات زیادی دارد . حنبلی با مالکی اختلافات زیادی دارد . اختلافات بین این چهار مذهب زیاد است ؛ اما این طور نبوده که خون و مال یکدیگر را حلال بدانند .

ما هم با اهل سنت به همین اندازه اختلاف داریم ، همان اندازه که حنبلی با مالکی اختلاف دارد ، ماهم با این ها اختلاف داریم ؛ اما همدیگر را مسلمان می دانیم و خون و مال یکدیگر را محترم می شماریم . شیعه تا به حال همین طور عمل کرده است .

بنده کلیپی آماده کردم که قدیمی است ، از بزرگان اهل سنت است که در این کلیپ ایشان تصریح می کند که اختلاف ما با شیعه ، اختلاف مالکی با حنبلی یا شافعی یا حنفی است .

کلیپ ۰۰۱ :

سخنان احمد الطیب شیخ الأزهر مصر : اختلاف شیعه با سنی مثل اختلاف من سنی مالکی با سنی حنفی و سنی شافعی است این راهی است که می رویم و آن را از سیاست های باطل حفظ می کنیم .

مجری :

اگر بخواهیم این نگرش را خلاصه کنیم ، بین ما و اهل سنت اختلاف است و منکر این اختلافات هم نیستیم ؛ اما بین ما و وهابی ها مشکل هست و نه اختلاف . بین اهل سنت و وهابیت هم مشکل است که این روزها در صحنه های جهانی بیشتر دیده می شود .

اما پیرو تکفیرهایی که استاد یزدانی در جلسات گذشته به آن ها اشاره کردند ، هم از کتاب های اهل سنت آوردند و هم از کتاب ها ی خود وهابی ها در مورد تکفیر علمای اهل سنت و فرقه های خاصی که اهل سنت دارند ، چه از لحاظ کلامی و چه از لحاظ فقهی .

نکته ای را استاد یزدانی فرمودند که برای شخص بنده بسیار جذاب و جالب بود و باید اعتراف کنم که تا به حال چنین عنوانی را نشنیده بودم و این که ایشان فرمودند که وهابیت پا را از تکفیر مسلمان ها فراتر گذاشته و حتی انبیاء الهی را هم تکفیر کرده اند .

در این جلسه از استاد یزدانی خواهش می کنیم که مصادری را در این رابطه ارائه دهید . قطعا برای بینندگان عزیز هم جالب خواهد بود که بدانند نوک تیز پیکان تکفیری ها تا کجا رفته و حتی انبیاء را هم هدف گرفته است .

استاد یزدانی :

همان طور که شما فرمودید تکفیر این ها از مسلمان ها گذشته و به انبیاء رسیده است و بدون هیچ مشکلی و بر خلاف همه مسلمان ها ، در مورد عده ای از پیامبران گفته اند که آن ها زمانی کافر بوده اند . شما می دانید که ابن تیمیه حرانی لیدر اصلی فکر وهابیت در قرن هشتم است .

ایشان در کتاب مجموعه فتاوای خودش ، چاپ دار الوفا ، جلد ۱۵ در تفسیر یکی از آیات قرآن کریم تصریح می کند که حضرت شعیب (ع) ، پیامبر بزرگ خداوند یک زمانی کافر بوده و بعد مسلمان شده و سپس به نبوت رسیده است .

قال الملأ الذین استکبروا من قومه لنخرجنک یا شعیب والذین آمنوا معک من قریتنا أو لتعودن فی ملتنا قال أو لو کنا کارهین .

آن گروهی از قوم حضرت شعیب (ع) که استکبار می ورزیدند به حضرت شعیب گفتند که یا از شهرمان تو را اخراج می کنیم یا این که شما و کسانی که از تو پیروی می کنند ، به ما بر گردید ( یعنی کافر شوید )

ابن تیمیه از کلمه ” لتعودن فی ملتنا ” استفاده کرده که عود و باز گشت حتما باید گذشته ای داشته باشد ؛ چون هر بازگشتی ، گذشته ای دارد تا به آن برگردد . این کلمه هم دلالت بر این دارد که حضرت شعیب زمانی پیرو قوم و ملت خودش بوده یعنی کافر بوده و بعد مسلمان شده .

ظاهره دلیل علی أن شعیبا والذین آمنوا معه کانوا علی مله قومهم

ظاهر آیه این است که حضرت شعیب و کسانی که به او ایمان آورده بودند بر دین قوم خود بودند یعنی کافر بودند . دلیلش هم کلمه « أو لتعودن فی ملتنا » است . یا شما را اخراج می کنیم یا این که به دین ما بر می گردید . بر می گردید یعنی که قبلا کافر بودند .

و لقول شعیب : أنعود فیها « ولو کنا کارهین »

آیا ما بر گردیم در حالی که خوشمان نمی آید یعنی مجبور هستیم که بر گردیم .

و لقوله : « قد إفترینا علی الله کذبا إن عدنا فی ملتکم » فدل علی أنهم کانوا فیها

در این جا هم کلمه « عاد » استفاده شده و این دلالت می کند که حضرت شعیب و قومش همه کافر بودند .

فدل علی أن الله أنجاهم منها بعد التلوث بها

این جمله دلالت می کند که خداوند حضرت شعیب ، پیامبر خود را بعد از این که به کفر آلوده شد ، نجات داد .

بعد استدلال می کند که جایز نیست که ضمیر« لتعودن » به قومش برگردد بلکه به خود حضرت شعیب برمی گردد و ایشان قبلا کافر بوده و خداوند او را از کفر نجات داده و به پیامبری رسید .

در ادامه آیه دیگری هم می آورد . آیه ای از سوره ابراهیم :

و قال الذین کفروا لرسلهم لنخرجنکم من أرضنا إو لتعودن فی ملتنا فأوحی إلیهم ربهم لنهلکن الظالمین

خداوند می فرماید : کسانی که کافر بودند به پیامبرانشان می گفتند که یا ما شما را از شهرمان خارج می کنیم یا این که به دین ما بر می گردید .

یعنی این که همه پیامبران کافر بوده اند و الان به خداوند ایمان آوردند .

مجری :

استاد یزدانی یک نکته ای در این میان است که با این استدلال که پیامبران ، در ابتدا کافر بودند و بعد موحد شدند ، نشان نمی دهد که اگر با این دید ، از این زاویه نگاه کنیم قطعا امیرالمؤمنین (ع) از انبیاء بالاتر بودند ، چون چنین چیزی در مورد ایشان نبوده که قبلا کافر بوده باشند و بعد موحد شود . پس امیر المؤمنین که این گونه هستند ، از همه انبیا بالاتر است .

استاد یزدانی :

طبق این نظریه ابن تیمیه همه پیامبران کافر بودند و بعد موحد شدند و بعد از آن به نبوت رسیدند . این استدلال فقط و فقط از ابن تیمیه و پیروانش دیده شده است .

شما اگر کتاب های تفسیری شیعه را ببینید ، از اولین تفاسیر شیعه تا تفسیر المیزان و نمونه و تفاسیری که تا الان موجود است ، هر شیعه ای که به این آیه از قرآن رسیده ، بلا استثناء به این مسأله توجه کردند و همگی جواب دادند که در این جا عاد به معنای صار است .

البته جواب زیاد دادند که عاد به این معنا نیست که حتما قبلا کافر بودی و بعد مسلمان شدی . عاد از افعال ناقصه است و به معنای صار می آید یعنی یا شما را از این جا خارج می کنیم یا این که کافر شوید نه این که قبلا کافر بودید و به کفر بر گردید .

تمام تفاسیر شیعه بلا استثناء به این مسأله پاسخ دادند . من همه را جستجو کردم ؛ ولی فرصت نیست که همه آن ها را نشان دهم . تمام تفاسیر اهل سنت از تفسیر قرطبی و تفسیر زمخشری و بقیه تفاسیر را که نگاه کنیم همه بلا استثناء گفتند که این « لتعودن » به معنای بازگشت به کفر نیست بلکه به معنای صار است .

جواب های زیادی دادند مخصوصا فخر رازی که نزدیک به هشت جواب در این جا می آورد که عاد به معنا ی صار است .او از زبان خودش نگفته از زبان قوم خودش گفته است . ضمیر وقتی هزار نفر و دو هزار نفر می شود ، این جماعت بر یک فرد غلبه کرده و تغلیب است

حتی لغت شناس ها .

اگر کتاب مغنی اللبیب ابن هشام انصاری که از بهترین کتاب های نحویی است را ببینید در این مورد صحبت زیادی کرده که عاد همیشه به معنای بازگشت نیست بلکه به معنای صار است و آن جا مفصل توضیح داده که این از باب تغلیب می تواند باشد .

حتی اگر عاد به معنای خودش باشد در عین حال نمی تواند دال بر کفر پیامبر باشد؛ بلکه می تواند به معنای تغلیب باشد و معانی دیگر.

بهترین تفسیر اهل سنت فخر رازی است و از شیعیان تفسیر المیزان علامه طباطبایی که در این مورد مفصل بحث کرده اند ؛ ولی ابن تیمیه و پیروانش بدون هیچ فکری فقط و فقط می گویند کافر بوده . فلان پیامبر کافر بوده و طبق این آیه و با تفسیر آن ها همه پیامبران و به خصوص حضرت شعیب کافر بوده و بعد مسلمان شده .

این یک مورد که خدمت شما نشان دادم . مطلب دیگری که در مورد یکی دیگر از پیامبران خدا گفته اند و ایشان را کافر خوانده اند ، حضرت آدم و حضرت حوا (ع) پدر و مادر همه بشریت است که در کتاب های خود گفته اند که این ها مشرک بودند و دلیلی بر توبه آن ها نیست .

در کتاب التوحید ( یا کتاب الضلال که سرتاسر آن مطالب ضد قرآن و ضد دین است و ما قبلا بحث آن را کرده ایم ) نویسنده محمد بن عبد الوهاب متوفی سال ۱۲۰۶ است که کتاب های تخصصی زیادی بر رد این کتاب نوشته شده است و جالب این که خود وهابی ها در مقابل این فتوا موضعگیری کرده اند به خصوص ابن عثیمن در این مورد پاسخ های زیادی داده است .

این کتاب به مناسبت جشن سالگرد صدمین سال تأسیس حکومت عربستان چاپ شده است . در باب ۴۹ روایتی را نقل می کند که ابن حزم گفته همه مسلمان ها اتفاق دارند که اگر انسانی اسمی را بگذارد و از آن عبادت غیر خدا را ثابت کند ، حرام است . مثل عبد عمرو ، عبد الکعبه حق ندارد که این اسم ها را بگذارد .جالب است که عبد الکعبه یک اسم رایج در اوایل اسلام بود .

روایتی را از ابن عباس نقل می کند که آیه ای از قرآن کریم را می خواند و بعد از این آیه استدلال می کند که حضرت آدم و حوا (ع) کافر شدند . چطور ؟

ابلیس پیش آدم و حوا می آمد و می گفت من همان دوست شما هستم که باعث اخراج شما از بهشت شدم و اگر کارهایی که به شما می گویم را انجام ندهید چنین و چنان می کنم . آن ها را ترساند . آدم گفت چه کار کنیم ؟ . شیطان گفت بچه ای که به دنیا آمد اسمش را عبد الحارث بگذارید . آن ها گفتند که نه این شرک است و ما نمی توانیم چنین کاری کنیم .

بچه ای به دنیا آمد ولی مرده بود . دوباره حوا باردار شد و شیطان گفت که حرف من را گوش کنید و گرنه بچه را نمی بینید . حرف شیطان را گوش نکردند و دو باره بچه مرده به دنیا آمد .

دفعه سوم دو باره حضرت حوا باردار شدند و این بار حب فرزند بر این ها غلبه کرد و اسم فرزند خود را عبد الحارث گذاشتند

فذلک قوله (جعلا له شرکا ء فیما آتاهما)

به این آیه استدلال کردند و گفتند که آدم و حوا (نعوذ بالله ) برای خداوند شریک قائل شدند .

گفتند که ابن أبی حاتم این روایت را نقل کرده و سند صحیح است که شرک آن ها شرک در عبادت نیست ؛ ولی شرک در اطاعت است .

در حالی که وقتی عبد الحارث می گذاریم ، شرک در اطاعت نیست ، فرزند خود را بنده حارث گذاشتند نه بنده خدا ، این شرک در عبادت است . هم شرک در عبادت است و هم شرک در اطاعت . این آقا تصریح کرده که آدم و حوا طبق این آیه مشرک بوده اند .

بقیه علما وهابی هر کدام آمدند و این کتاب را شرح زده اند از جمله شرح جامع الفرید که در این جا آمده و در صفحه ۱۸۱ تصریح کرده همین قضیه را :

بل أشرکا فی طاعه الله حیث عبدا و ولدهما لغیر الله فسمیاه عبد الحارث

حضرت آدم و حوا مشرک شدند و شرک آن ها ، شرک در اطاعت بوده و غیر خدا را عبادت کردند و نام فرزند خود را عبد الحارث گذاشتند نه عبد الله و نه عبد المجید … و از غیر خدا اطاعت کردند و شرک در اطاعت انجام دادند .

سؤال :

 

آقای محمد بن عبد الوهاب از شما سؤال داریم . حضرت آدم و حوا مشرک شدند و خداوند هم در قرآن خود آن را ثابت کرد . توبه آن ها را هم برای ما ثابت کن . آیه ای از قرآن برای ما بیاور که ثابت کند که آن ها توبه کرده اند .

چنین آیه ای در قرآن وجود ندارد ؛ پس حضرت آدم و حوا مشرک از دنیا رفتند الان جای مشرک کجاست ؟ (نعوذ بالله جهنم ) چون خداوند فرموده که از هر گناهی بگذرد ، از گناه شرک نمی گذرد .

حضرت آدم و حوا یک ترک اولی در بهشت انجام دادند که سال ها برای آن گریه کردند ؛ اما برای این شرکشان ، دلیلی بر توبه آن ها نیست . خداوند شرکشان را ( نعوذ بالله ) در قرآن ثابت کرده ؛ ولی توبه آن ها را ثابت نکرده است ؛ پس آن ها مشرک از دنیا رفته اند .

این سؤالی است که باید جواب بدهند . طبق نظریه این ها جایگاه پیامبر خدا در جهنم است .

درکتاب الدین الخالص ، نویسنده محمد الصدیق حسن القنوجی البخاری ، متوفی سال ۱۲۵۷ هـ ، چاپ دار الکتاب العلمیه ، جلد اول ، صفحه ۲۶۰ :

و أقول الصحیح أن الشرک إنما وقع من حواء فقط دون آدم علیه السلام لأنه نبی و خلیفه .

فقط حوا مشرک شد ، ( این در حالی است که در آن آیه از قرآن هر دو مشرک شده بودند ) آدم مشرک نشده برای این که او نبی و خلیفه خدا بود و نمی تواند مشرک باشد .

محقق در این جا تصریح می کند و طعنه می زند که حرف این آقا کاملا نادرست است و چنین چیزی قابل قبول نیست .

ولا شک أن هذا طعن قبیح فی السیده حواء

شکی نیست که این طعن بسیار زشتی است که به مادر همه بشریت حضرت حوا نسبت داده اند .

اما محمد بن عبد الوهاب گفته هم حضرت آدم و هم حضرت حوا مشرک شده اند .

خود وهابی ها هم به این مسأله اعتراض کرده اند و تصریح کردند که چنین چیزی قابل قبول نیست . از جمله ابن عثیمین در کتاب القول المفید علی کتاب التوحید بحث می کند که چنین قضیه ای کاملا باطل است . با شش دلیل ثابت می کند که این حرف درست نیست و حضرت آدم و حوا مشرک نشدند و این روایت جعلی و ساختگی است .

همچنین ابن حزم اندلسی در کتاب الفصل فی الملل و الأهوء و النحل ، تصریح می کند که این روایت خرافه و جعلی است و کسانی این روایت را درست کرده اند که اصلا دین و حیا نداشته اند و سند آن صحیح نیست . این آیه در باره مشرکین وارد شده نه در باره حضرت آدم و حوا (ع) .

مجری :

استاد یزدانی این ها احیانا خدای خود را تکفیر نکرده اند . از این وهابی ها هیچ چیز بعید نیست ، وقتی که در مورد پیامبر خدا حضرت شعیب گفتند که اول کافر بودند و بعد موحد شدند و بعد از آن به نبوت رسیدند . در باره حضرت آدم و حوا هم گفتند که مشرک شدند بدون این که دلیلی بر توبه آن ها باشد یعنی مشرک از دنیا رفتند .

استاد یزدانی :

آیه دیگری استدلال کرده اند که همه پیامبران را به طور عام مشرک دانسته اند .

مجری :

دیدید که نوک تکفیر وهابیت تا کجا پیش می رود . انبیاء الهی را هم تکفیر می کند ؛ پس ما نباید انتظاری داشته باشیم که مسلمان ها را هم تکفیر نکنند . کلیپی آماده کردیم ما قرار است که در این برنامه به جنایت های وهابیت بپردازیم و آن ها را هم ببینیم . در این روزها بیش از بیش بر طبل رسوایی وهابیت کوبیده می شود به خصوص در جریانات سوریه .

کلیپ ۰۰۲ :

قسمت اول : کشتار وحشیانه مسلمانان توسط وهابیت

قسمت دوم : به خاطر خدا توبه اش بده ، برادر یک لحظه صبر کن بچه کوچک است ، ۱۰ سال بیشتر ندارد . به خدا قسم شهادت می دهم اشهد أن لا اله الا الله

مجری :

ملاحظه فرمودید که وهابی ها ، دوستان شبکه های وهابی که به دنبال آزادی بیان و لطافت و نرمی در گفتار هستند ، چه جنایت هایی را می کنند و خودشان تصاویر آن را پخش می کنند و خدا می داند که چه جنایت های دیگری انجام می دهند و از آن تصویر نمی گیرند . البته این کلیپ هایی که ما پخش می کنیم از بین هزارانی است که ما انتخاب می کنیم تا معذوریت کمتری داشته باشند و با این حال آن ها را سانسور می کنیم .

چهره وهابیت این است . فقط خودشان را مسلمان می دانند ؛ البته جدیدا خودشان را هم تکفیر می کنند که به آن هم می رسیم .

در ادامه مباحثی که قبلا داشتیم ، گفتیم که نوک تکفیر وهابیت فقط شیعیان نیستند اهل سنت و حتی علما اهل سنت را هم در برمی گیرد . از استاد یزدانی خواهش می کنیم که نمونه های دیگری که آماده کردند در خصوص تکفیری های که نسبت به بزرگان اهل سنت است را معرفی کنید .

استاد یزدانی :

موارد زیادی است که این ها به شخصه نام بردند از بزرگان اهل سنت و گفتند که این ها مرتد و کافر شده اند .

شخصیتی مثل فخر رازی .

وقتی انسان کتاب او را می خواند به فکر و علم و دانش فراوان او پی می برد ؛ البته انحرافات زیادی داشته به شیعه فحاشی های فراوانی کرده ؛ ولی انصافا در بین علما اهل سنت مفسری مثل فخر رازی نیامده و نخواهد آمد .

بهترین تفسیر اهل سنت از دید گاه خودشان ، تفسیر فخر رازی است . بعد از آن تفاسیر قرطبی و آلوسی و ابن کثیر و… است . با آن عظمت و با آن تمجید هایی که بزرگان اهل سنت در باره فخر رازی گفتند ؛ ولی درعین حال ابن تیمیه ، محمد بن عبد الوهاب و سایر وهابی ها تصریح کردند که فخر رازی کافر بوده و مرتد شده است .

من چند نمونه را خیلی سریع نشان می دهم . محمد بن عبد الوهاب در کتاب خودش مؤلفات شیخ محمد بن عبد الوهاب در بخش الرسائل الشخصیه ، این کتاب از مهم ترین کتاب های او است . نامه هایی که شخصیت های مختلف نوشته در این کتاب جمع آوری شده با مقدمه وتصحیح صالح بن فوزان و محمد بن صالح العلیقی .

در این کتاب ، درنامه ای که به احمد عبد الکریم می نویسد در صفحه ۲۱۶ :

من محمد بن عبد الوهاب به احمد عبد الکریم سلام علی المرسلین والحمد لله رب العالمین .

سلام هم نمی کند فقط بر پیامبران سلام می کند وستایش خداوند را می کند .

ظاهرا این آقا نامه ای نوشته بوده و اشکال گرفته بوده که چرا شما همه مسلمانان را تکفیر می کنید .

بعد می گوید می خواهم این اشکال را از ذهن تو رفع کنم که تکفیر کردن کار بدی نیست . در صفحات متعدد در باره این که چه کسانی کافر شدند و چه کسانی منافق بودند و کافر شدند تا جایی که می رسد به آن جایی که در صفحه ۲۲۲:

وأبلغ من ذلک أن منهم من صنف فی الرده کما صنف الفخر الرازی فی عباده الکواکب و هذه رده عن الإسلام باتفاق المسلمین هذا لفظه بحروفه

از همه این ها رساتر این است که علمای اهل سنت کتاب هایی در دفاع از ارتداد نوشته اند مثل این که فخر الدین رازی در باره عبادت ستارگان کتاب نوشته است و این کار فخر الدین رازی به اتفاق همه مسلمین ارتداد از اسلام است . این حرف های ابن تیمیه است که من کلمه به کلمه آن را بیان می کنم .

یعنی فخر الدین رازی کتاب نوشته که باید ستاره ها را عبادت کنیم واین کفر آشکار است . من زیاد گشتم که ببینم ابن تیمیه در کدام یک از کتاب های خود گفته فقط یک مورد پیدا کردم . درکتاب مجموعه الفتاوای خودش ، صفحه ۹۷ :

صنف الرازی کتابا فی عباده الکواکب والأصنام وعمل السحر ، سماه السر المکتوم فی السحر و مخاطبه النجوم .

کتابی در مورد عبادت ستاره ها و بت ها و سحر نوشته …

در کتاب الدرر السنیه فی الأجوبه النجدیه ، جلد ۱۰ ، صفحه ۴۰۴ ، ۴۰۵ ، ۷۲ ،۳۵۵ ،۳۷۲ متعدد می آورد که فخر الدین رازی در باره عبادت بت ها و ستاره ها کتاب نوشته و کافر شده است .

کتابی که نوشته در باره این نیست که ستاره ها را عبادت کنیم ؛ چون کتاب الآن در دسترس ما نیست آن طور که نقل کردند فخر الدین رازی کتابی نوشته در باره تأثیر ستاره ها بر زمین . اگر ستاره فلان جا باشد ، فلان تأثیر را دارد و گردش و نوع آن ها …

به هر حال این ها در این عالم تأثیر گذار است و این ثابت شده که نظم این عالم در دست خداوند است و خداوند آثار برخی از چیزها را در ستاره ها قرار داده است مثلا اگر ماه فلان طور شود ، جزر و مد می شود . این ها همه ثابت شده است .

آن زمان علم تا این حد پیشرفت نکرده بود و ثابت نشده بود ؛ اما فخر الدین رازی این کتاب را نوشت که فلان ستاره در فلان اتفاق زمین تأثیر دارد . ولی ابن تیمیه آمده و گفته چون این کتاب را نوشته ، او کافرشده است .

شخصیت بعدی ابوعلی سینا است .

افتخار همه فارسی زبان ها ست . کتاب الدرر السنیه فی الأجوبه النجدیه ، جلد ۹ ، صفحه ۴۲۲ مطلبی را می آورد :

وقال ابو العباس : حدثنی ابن الخضیری عن والده الشیخ الخضیری إمام الحنفیه فی زمنه قال کان فقهاء بخاری یقولون فی إبن سینا ، کان کافرا ذکیا ، فهذا الإمام الحنفیه فی زمنه حکی عن فقهاء بخاری جمله کفر ابن سینا و هو رجل معین مصنف یتظاهر بالإسلام

ابن تیمیه نقل می کند با یک سندی که خودش درست کرده ، که فقهای بخارا در باره ابن سینا می گفتند که ابن سینا یک کافر باهوش بود . این امام حنفی ها در زمان خودش بوده که از فقهای بخارا کفر ابن سینا را نقل کرده .

ابن سینا یک مرد مشخصی بود که کتاب می نوشت و به اسلام هم تظاهر می کرد ؛ اما همه فقهای بخارا او را تکفیر کردند .

پس تکفیر کار بدی نیست ، اگر بد بود فقهای بخارا ابن سینا را تکفیر نمی کردند!!! .

برای این حرف خود یک مدرک و سند بیاورید که فقهای بخارا این کار را کرده باشند . این ها دروغ هایی است که از خودش می سازد تا تکفیر مسلمان ها را توجیه کند.

فخر الدین رازی با آن عظمتش از دیدگاه اهل سنت ، هر چند که دشمن شیعه بوده و به شیعه در کتاب های خود فحاشی های زیادی کرده ؛ ولی برای اهل سنت خیلی قابل احترام است و در تفسیر اهل سنت بهترین کتاب را نوشته ، تکفیر می شود . ابن سینا با آن کتاب هایی که نوشته تا الان در دانشگاه ها و حوزه های مختلف تدریس می شود ، ولی کافر باهوش است .

مجری :

این وهابی ها را دیدید که تکفیرشان به چه صورت بود مسلمان ها ، انبیاء و حتی خودشان را تکفیر می کنند . اتفاقاتی که در سوریه می افتد و بر سر مال دنیا به جان هم افتادند و یکدیگر را تکفیر می کنند و می کشند . مصداق بارز اشتغال ظالمین به ظالمین است .

کلیپ ۰۰۳ :

کشتار نیروهای جبهه النصره ( لواء التوحید ) توسط گروه داعش

تصاویر بعد از ورود عناصر جبهه النصره (لواء التوحید )

مجری :

تکفیری هایی که یکدیگر را می کشند و بعد بالای سر اجساد آن ها می گویند که این ها داعش نیستند یعنی دولت اسلامی عراق و شام نیستند ، این ها دولت اسلامی کفر هستند ؛ چون داعش مخفف دولت عراق و شام است .

دیدید که چگونه لواء التوحید داعشی ها را تکفیر می کرد و داعشی ها هم آن ها را تکفیر می کنند که اخبار شان امروزه به شما می رسد . این ها همه را تکفیر کردند ، به بحث خدای وهابی ها که رسیدیم ، آن جا پنبه خدای وهابیت را خواهیم زد که چگونه خدایی است .

استاد یزدانی شما درباره تکفیر علما اهل سنت گفتید ؛ اما از این خود تکفیری ها نمونه دیگری هم دارید که به ما ارائه دهید .

استاد یزدانی :

البته موضوع ما تکفیر علما اهل سنت است ؛ اما در این مورد از کتاب های خود وهابی ها نمونه هایی داریم که وهابی ، وهابی را اهل بدعت خوانده و تکفیر کرده است

کتاب تحفه المجیب عن أسئله الحاضر و الغریب ، نویسنده مقبل بن هادی الوادعی یکی از وهابی های معاصر و بسیار تند رو که کتاب های متعددی نوشته و در این کتاب به خیلی از علما توهین و جسارت کرده که در ادامه آن ها را نشان خواهیم داد .

این کتاب چاپ دار الآثار صنعا است ، صفحه ۸۹ : سؤالی کرده

ما هو القول الفصل فی یوسف القرضاوی و هل هو مبتدع أم لا ؟ و ما رأیکم فیمن یقول بأنه عدو الله و من أبناء الیهود و یلقبه بالقرظی نسبه إلی بنی قریظه

حرف آخر درباره یوسف قرضاوی چیست ؟ آیا او بدعت گذار است یا نه ؟

الجواب : یوسف القرضاوی منذ عرفناه و سمعنا به و هو حزبی مبتدع أما أنه عدو للسنه فلانستطیع أن نقول إنه عدو للسنه و لا نستطیع من أبناء الیهود

یوسف قرضاوی را از زمانی که می شناسم و حرف های او را شنیدم او یک سیاستمدار بدعت گذار است ؛ اما این که بگویم دشمن سنت است نمی توانم بگویم و نمی توانم بگویم که از فرزندان یهود است

باز هم این آقا در کتاب رفع اللثام عن مخالفه القرضاوی للشریعه الاسلام ، نویسنده احمد بن محمد بن منصور العدینی که شیخ الوادعی مقدمه ای در این کتاب نوشته واین مطلب از خود اوست ، صفحه ۴ :

و من بین دعاه الضلاله فی زمننا هذا یوسف بن عبدالله القرضاوی مفتی قطر فقد أصبح بوقا لأعداء الإسلام

از بین کسانی که مردم را به گمراهی و ضلالت دعوت می کند در این زمان شخصی است به نام یوسف بن عبدالله قرضاوی مفتی مردم قطر . او امروز بوقی شده برای دشمنان اسلام و زبان وقلمش را در اختیار دشمنان اسلام برای جنگ با اسلام قرار داده است .

از این خود تکفیری ها زیاد است اما در یک فرصت دیگر آن ها را نشان خواهم داد . اما در مورد توهین هایی که به بزرگان اهل سنت کردند را چند نمونه نشان دهم :

ابن قیم الجوزیه که شاگرد ارشد ابن تیمیه بوده کتابی به نام شرح القصیده النونیه دارد که توهین بسیار عجیب به یکی از بزرگان اهل سنت به نام آمدی می کند . در جلد ۲ ، صفحه ۳۲ :

حتی أتی من أرض آمد آخرا         ثور کبیر بل حقیر الشأن

تا این که از سرزمین آمد شخصی دیگری آمد ، که گاو بسیار بزرگی بود ولی مقامش خیلی پایین بود .

در صفحه بعد محقق این شعر را شرح داده است که منظور از این شعر چه بوده است :

و هو المعروف بالآمدی صاحب کتاب ( أبکار الافکار ) فی علم الکلام

این شخصی که شاگرد ارشد ابن تیمیه است ، آمدی را گاو بزرگ خوانده او همان آمدی معروف صاحب کتاب ابکار الافکار .

شرح حال آمدی در کتاب عیون الانباء فی طبقات الاطباء ، نویسنده آقای خزرجی معروف به ابن أبی اصیبعه :

هو الإمام الصدر العالم الکامل سیف الدین ابوالحسن …

أوحد الفضلاء و سید العلماء کان أذکی أهل زمانه و أکثرهم معرفه بالعلوم الحکمیه و المذاهب الشرعیه و المبادی الطبیه ….

چنین انسانی با این شهرت را گاو بزرگ معرفی می کند .

آقای شمس الدین ذهبی در کتاب سیر اعلام النبلاء ،جلد ۲۲ ، صفحه ۳۶۴ :

العلامه المصنف فارس الکلام سیف الدین علی بن أبی علی بن محمد بن سالم الآمدی الحنبلی ثم الشافعی

این آقا به این بزرگی که عالم ، علامه ، کامل…. بوده از دیدگاه ابن قیم الجوزی یک گاو بزرگ است . دلیلش این است که اشعری می باشد و از اشاعره پیروی می کند .

کتاب فضائح و نصائح ، نویسنده مقبل بن هادی الوادعی ، چاپ دار الحرمین قاهره است . از او سؤال می کنند: نظر شما در باره کسی که بقیه طلاب مبتدی را ترغیب می کند به خواندن کتاب « فی ضلال القرآن » چیست ؟ ( این کتاب برای سید قطب است )

الجواب : أما کتاب الضلال و کتابات سید قطب ….

فتفسیره تفسیر شخص عاش فی الإلحاد بإعترافه إحدی عشره سنه فکیف یکون ذلک التفسیر ؟

این کتاب تفسیر ، کتاب شخصی است که یازده سال کافر بوده ، چطور می‌تواند چنین شخصیتی کتاب تفسیر کند ؟

ولکن الدعایات من قبل الإخوان المفلسین فهم الذین یرفعون الشخص و لو کان لا یساوی بصله مثل قال الدکتور و کذا یا دکتور و هو ثور و لیس بدکتور

به جای این که بگوید اخوان المسلمین می گوید اخوان المفلسین . این ها انگیزه دارند که آدم های بی ارزش را بزرگ کنند مثلا به او می گویند دکتر . این هایی را که دکتر می گویند دکتر نیستند بلکه گاو هستند .

مجری :

بینندگان عزیز این برخورد وهابیت با بزرگان اهل سنت است . برخوردی که فقط همراه است با کفر ، مشرک بودن ، کشتن و خون و خونریزی . این پیام وهابیت چیزی است که در شبکه های وهابی پیاده می شود . تحریک مردم به خاطر راه انداختن جنگ های داخلی در کشورها ، دفاع از گروه های تکفیر ی که مسلمانان را به راحتی می کشند .

این تفکری است که توسط وهابیت گسترش پیدا می کند ؛ اما قطعا با نگرش عمیقی که مسلمان ها دارند ، جلوی این حرکت ایستاده اند و باز هم خواهند ایستاد .

علامه احمد محمود کریمه ، یکی از بزرگان اهل سنت است . سخنانی را دارد برعلیه وهابیت که قبلا هم از ایشان کلیپ پخش کردیم . آن وهابی هایی که وهابی شدند و تفکرات وهابیت و سلفیت دارند ؛ اما احساس می کنند که هنوز از اهل سنت شمرده می شوند این کلیپ را با دقت بیشتری ببینند شاید نگرش آن ها تغییر کرد .قطعا این عالم اهل سنت بیشتر از عوامی که وهابی هستند ، می دانند و برای آن ها بیشتر از شبکه ها ی وهابی دلسوز هستند .

کلیپ ۰۰۴ :

سخنان علامه احمد محمود کریمه : خداوند متعال با علم قدیمش راه و روش خوارج را برای تمام بشریت معین کرده است .در سوره بقره می فرماید :

ومن الناس من یعجبک قوله فی الحیاه الدنیا

تفسیرش می کنم یعنی یک شعارهای شرعی می دهند مثل این شعارها خلافت ، راه حل اسلامی ، سلف ، صحابه ، حاکمیت ، البرائه ، ولاء ، این شعار های وهابی ها که این ها مسلمان نیستند .

ومن الناس من یعجبک قوله فی الحیاه الدنیا و یشهد الله علی ما فی قلبه و هو الد الخصام و إذا تولی سعی فی الأرض لیفسد فیها و یهلک الحرث والنسل والله لا یحب الفساد

گمان می کنم این خصوصیات کاملا منطبق بر این وهابیت و عملیات تروریستی این ها ست و فرقی ندارد بین کسی که این عملیات را مستقیما انجام می دهد یا باعث آن می شود . سپس خداوند متعال در سوره جاثیه می فرماید :

افرأیت من اتخذ إلهه هواه

یعنی مردم سؤال می کنند این هایی که تمام مدت در مورد انفجار فکرمی کنند و منتظر می مانند ؛ پس دین این ها کجاست ؟ این ها دین ندارند همان فرمایش خداوند است

افرأیت من اتخذ إلهه هواه

خداوند علم دارد

وختم علی سمعه و قلبه وجعل علی بصره غشاوه فمن یهدیه من بعد الله أفلا تذکرون

مجری :

پس استاد بزرگوار این ها دین ندارند .

از جمله فتاوای قرضاوی مباح دانستن خون مصری ها است ؟

علامه احمد محمود کریمه :

من نمی دانم که قرضاوی خوانده است یا نخوانده است ؛ البته که حتما خوانده است فرمایش پیامبر (ص) را کسی که یاری کند بر ریختن خون مسلمانی و با یک کلمه یا با نصف کلمه روی پیشانی او نوشته می شود از رحمت خداوند نا امید است .

این روایت را امثال قرضاوی و خون ریزان دیدند ؛ چون که این ها جنایت های وراثتی دارند که برای این ها به ارث رسیده از جنگ صفین و جمل و نهروان وکربلا

این جنایت های وراثتی است که در خون این ها جریان دارد . این ها اسلام را با شاخه گل و امنیت و امان معرفی نکردند؛ بلکه اسلام را به عنوان یک دین خونریز معرفی کردند . هرکس کلام این ها را می شنود می گوید این از علمای مسلمانان است .

آیا پاپ در واتیکان چنین حرفی می زند ؟ نه اصلا آیا پاپ در کلیسا می تواند چنین حرفی بزند ؟ حتی خاخام یهودی در ملإ عام چنین حرفی نمی زند ؛ چون این ها حکمت دارند؛ ولی این وهابی ها حماقت دارند و درد بی درمان دارند .

من قرضاوی و کسانی که گمراه شدند را به خواندن موسوعه الفقهیه الکویتیه دعوت می کنم که لفظ استحلال را جستجو کنند . در این موسوعه کل علما اجماع دارند که کسی که حرامی را استحلال کند از اسلام خارج می شود.

یعنی اگر کسی بیاید و بگوید که خون فلان مسلمان مباح است یا این که زنا حلال است یا این که قمار حلال است و عالما و عامدا این کار را انجام دهد از اسلام خارج می‌شود . چرا؟

چون خداوند را تکذیب کرده است . پیامبر و صحابه را تکذیب کرده و از اجماع مسلمانان خارج شده است . کسی که خدا و پیامبر را تکذیب کند و وقتی که فتوا می‌دهد که خون فلانی مباح است من به قرضاوی می گویم که از اسلام خارج شدی و مرتد شدی.

من به او گفتم که موسوعه الفقهیه الکویتیه را باز کن و ببین تو خون انسان بی گناهی را حلال دانستی سپس از اسلام خارج شدی .

در تکمله عرایضم می گویم کسانی که خون مسلمانان را مباح می دانند خودشان مرتد هستند .

مجری ( آقای حسینی ) :

سخنان رک و بی پرده این عالم اهل سنت را شنیدید که دیگر جای هیچ شک و شبهه ای را نمی گذارد .اگر این ها اهل سنت هستند ؛ پس این کسانی که تکفیر می کنند چه کسانی هستند .

امشب بیشتر حول تکفیر صحبت کردیم .این ها مسلمان ها ، انبیاء و حتی خودشان را تکفیر کردند .استاد یزدانی آیا کسانی هستندکه از غربال تکفیر این ها رد شده باشند.

استاد یزدانی :

بله کسانی هستند گفتند که این ها کافر نبودند . نمونه ای از آن را نشان می دهم . کتاب کیف نفهم التوحید ، نویسنده محمد احمد باشمیل ، ایشان یکی از علما معاصر وهابی است . در این کتاب سیر مناظره خودش را درباره توحید با یکی از علما اهل سنت نقل می کند . در صفحه ۱۲ : با عنوان توحید أبی جهل و أبی لهب :

ابوجهل و ابولهب ومن علی دینهم من المشرکین ، کانوا یؤمنون بالله و یوحدونه فی الربوبیه خالقا و رازقا ، محییا وممیتا ، ضارا و نافعا ، لایشرکون فی ذلک شیئا ؟

آیا به نظر شما ابوجهل و ابولهب که مشرک بودند به خدا ایمان داشتند ، آیا خداوند را در ربوبیت و رازقیت و حیات و ممات قبول داشتند ؟

عجیب و غریب ، أن یکون أبوجهل و أبولهب أکثر توحید الله و أخلص ایمانا من هؤلاء المسلمین الذین یقولون لا اله الا الله و محمد رسول الله ؟

این بسیار عجیب است که ابوجهل و ابولهب از نظر ایمان و اخلاص از مسلمان هایی که لا اله الا الله و محمد رسول الله می گویند بالاتر باشند .

فقلت : لیس هذا عجیب و لا غریبا بل هذا هو الواقع الذی ستعرفه و ستسلم به

من می‌گویم: این که عجیب و غریب نیست ، بلکه واقعیتی است که ان شاء الله آن را به شما معرفی می کنم . دلیل می آورد ….

تا این که در صفحه ۱۴ می گوید :

المشرکون الاولون کانوا اکثر ایمانا من مشرکی هذا الزمن :

مشرکین در صدر اسلام از مشرکین امروز ( مسلمان هایی که لا اله الا الله می گویند ) توحیدشان بیشتر بوده است . آیاتی از قرآن کریم را به عنوان دلیل می آورد (نعوذ بالله) این ها را به مشرکین تطبیق می دهد و بعد آیات دیگری را به مسلمان ها تطبیق می دهد و می گوید این هایی که غیر خدا را می خوانند از ابوجهل و ابولهب هم مشرک تر هستند .

پس کسانی در این بین سالم ماندند که کافرنشوند . از جمله این ها ابوجهل و ابولهب است که از مسلمان های امروزی مسلمان ترهستند .

مطالب زیادی درباره توهین های که این ها به ابن حجر عسقلانی ، نبوی ، امام تهاوی ، ابن حجر هیثمی داشتند که به خاطر ضیق وقت نمی توانم آن ها را نشان دهم . ان شاء الله در یک برنامه دیگر توضیح خواهم داد .

مجری :

ما بارها گفتیم که شبکه های وهابی کاری جز دروغگویی و تدلیس و توهین و تکفیر ندارند این راه و روش وهابی ها است . متأسفانه در روزهای گذشته شاهد توهین های فراوان این ها بودیم . نمی دانیم به علت این که ایام فاطمیه بود و حضور عزاداران فاطمی را می‌دیدند یا بحث های دیگری بود .

یکی از آن توهین های وقیحانه ای که انجام شد ، جسارت به عزیزان تبریزی بود ، آذری زبان های عزیزی که به غیرت و شرافت و بزرگ مردی در ایران زمین معروف هستند . ما امشب کلیپی را آماده کردیم که قبل از آن از آذری زبان ها و ترک هایی که در تبریز هستند عذر خواهی می کنم ؛ اما به خاطر این که چهره واقعی وهابی ها را نشان دهیم ، مجبور به پخش آن هستیم . امشب اولویت را به بینندگان آذری زبان می دهیم تا پیغام خود را به این شبکه های وهابی برسانند .

کلیپ ۰۰۵ :

جهودی کارشناس وهابی شبکه وهابی کلمه :

اما در مورد تبریزی ها که گفتیم و من ارادت خاصی به آن ها دارم . من مجبور هستم که این را برای مردم آذربایجان بگویم ، آذربایجان تحت اشغال ترک هایی بود که از آناتولی آمدند . آن ها توسط عثمانی ها بیرون شدند و آذربایجانی ها را قتل عام کردند و آن هایی که از آذربایجانی ها ماندند ، لهجه خود را عوض کردند و ترکی شدند آذربایجانی .

لهجه آن ها ، لهجه دیگری بود . لهجه ای بین گیلکی و کردی . گیلکی و کردی لهجه هایشان به هم نزدیک است حتی کردی و بلوچی هم به یکدیگر نزدیک است .

ولی آذربایجانی یگ دفعه آن طرف شده ؛ چون آن ها یاغیانی بودند که از حکومت عثمانی فرار کردند و با بی رحمی همه مناطق ایران را گرفتند و آن هایی که ماندند زبان خود را عوض کردند . شنیدم بعضی از زبان شناس ها که در بعضی از مناطق ایران ، زبان اصیل آذری را هنوز هم دارند . چند جا در خلخال هست .

مجری :

اگر آذری زبان های عزیز از افاضات این وهابی ناراحت شدند ، من از آن ها واقعا معذرت خواهی می کنم ؛ اما بدانید که جسارت ها ی آن ها یکی دو تا نیست . کارشناسان آن ها گفتند که صادرات غیر نفتی ایرانی ها ، دختران ایرانی هستند که برای فحشا به جاهای دیگر می روند یا همین جهودی گفته بود که ایرانی ها وحشی بودند . کلیپ آن هم موجود است و نمی تواند آن را انکار کند .

به بلوچ ها گفتند که شما نمی فهمید به خاطر همین توهین برداشت کردید و به کردها گفتند که در محله هایشان صدها فاحشه خانه وجود دارد . نسبت به ترک ها هم این جسارت را کردند که آن ها یاغیانی هستن که از حکومت عثمانی فرار کردند . به نظام ایران ، به مراجع تقلید ، به علامه مجلسی ، به شیخ کلینی جسارت می کنند و رکیک ترین الفاظ را به کار می برند .

دیدید که نسبت به سید مرتضی چگونه صحبت کردند ، نسبت به مادران شیعه هم دیدید که چه توهینی کردند . فراموش نمی کنیم که نسبت به خانواده ابوبکر که چه حرف هایی زدند در باره شأن نزول یکی از آیات قرآن کریم . درمورد ام المؤمنین عایشه گفتند که سفیه بوده و اصلا خجالت نکشیدند از به کار بردن این کلمه در باره ایشان .

نسبت به علما اهل سنت گفتند که آن ها مزدور هستند و تعبیری که داشتند گفتند که زهرمارتان شود آن غذایی که در مجمع جهانی تقریب خوردید .

به علمایی که با شبکه جهانی ولایت همکاری داشتند جسارت کردند .

نسبت به امیر المؤمنین (ع) بارها جسارت کردند .

کاریکاتور حضرت صدیقه طاهره (س) را باز هم کشیدند و به ساحت مقدس ایشان توهین و جسارت کردند و این در حالی بود که کسانی که در همه موارد سریع عکس العمل نشان می دهند ، در این باره سکوت را اختیار کردند .

همین جهودی نسبت به حضرت زینب (س) جسارت کردند .

نسبت به تشنگی امام حسین (ع) آن جسارت وحشتناک را کردند .

نسبت به امام رضا (ع) آن جسارت را کردند که ما صلاح ندانستیم که پخش کنیم .

نسبت به حضرت بقیه الله بارها و بارها جسارت کردند و ما نشان دادیم و شیعیان از این بابت بسیار ناراحت شدند . این ها را عرض کردم که بگویم عجیب نیست که به آذری زبان ها هم جسارت کنند .

استاد یزدانی :

همان طور که شما لیستی از توهین های این ها را گفتید ، ما قبلا هم تصریح داشتیم از یکی از بزرگان وهابی به نام ابا بطین که به ترک ها توهین کرده بود و ما قبلا آن را نشان دادیم .

باز هم این توهین را نشان بدهم . کتاب الدرر السنیه فی الاجوبه النجدیه ، نویسنده محمد بن قاسم العاصمی النجدی ، جزء ۹ در کتاب حکم المرتد :

سؤالی کرده از شیخ ابا بطین که اگر بعضی جاهلان بگویند از شرط های امام این است که قرشی باشند و محمد بن عبد الوهاب که قرشی نبوده ؛ بلکه عارضی بوده او چگونه امام شده ؟ در این باره از پیامبر روایت زیاد داریم .

إذا قال بعض الجهال ذلک فقل له : و لم یقل ترکیا

اگر بعضی از جاهلان پرسیدند به آن ها بگو که اگر قرشی نیست ترک هم نیست .

فإذا زال هذا الأمر عن قریش فلو رجع إلی الإختیار لکان العرب اولی به من الترک ، لأنهم أفضل من الترک ولهذا لیس الترکی کفوا للعربیه

اگر حکومت از قریش گرفته شود به عرب برمی گردد ؛ زیرا عرب بهتر و شایسته تر از ترک است . به همین دلیل ترک با زن عرب کفو نیست . اگر یک مرد ترک با یک زن عرب ازدواج کند و یکی از اولیاء راضی نباشد می تواند نکاح را فسخ کند و نیازی به طلاق نیست .

مجری :

سلام علیکم ، نظرتان را در مورد این جسارتی که نسبت به آذری زبان های عزیز کردند را بفرماید و اگر سؤالی هم دارید کارشناس محترم برنامه پاسخ می دهند .

بیننده : آقای افخمی از مراغه – شیعه

آقای جهودی کلا با شیعیان مشکل دارند ، مخصوصا زمانی که به امام حسین (ع) آن جسارت وقیحانه را کردند که مو به تن انسان راست می شد . این شخص ترک ها را نشناخته ، ما غیرت داریم ، ما عاشق اهل بیت هستیم .

مجری :

فکر می کنم یکی از دلائلی که این جسارت را کردند این بود که یک عزیز آذری زبان زنگ زد و گفت که ما ارادت خاصی نسبت به اهل بیت داریم . بلافاصله جهودی   گفت باید نکته ای را بگویم که آن توهین را کرد .

با این کار اوج کینه خود را این وهابی و شبکه وهابی کلمه نشان دادند .

بیننده : امیر از تبریز – شیعه

آقای جهودی حرف هایی را زد که می خواهند خلط مبحث کنند و می خواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند . در مورد آذربایجان و مردم آن که الحمدلله و المنه شیعه بودند و اولین شهری که مذهب شیعه را در ایران رواج داد ، تبریز بود . ایشان خلط مبحث می کنند و می خواهند یک قومیتی را به هم می ریزند .

در مورد زبان آذری که از صفویه به این طرف ترک شد ، من موافق هستم در کتاب ها هم این را نوشته اند ؛ ولی مبحث تاتی را که در زمان سلجوقیان در آذربایجان رواج پیدا کرد را باهم خلط می کند . ایشان با شیعه و مقدسات شیعه مشکل دارند و می خواهند قومیت های ایرانی را به جان هم بیندازد .

برای ما فرقی نمی کند که زبان ما ترکی باشد یا کردی یا هر زبان دیگر ی چیزی که برای ما مهم است ، این است که محبت اهل بیت (ع) در روح و قلب و جان ما رسوخ کرده است .

مجری :

قصد ما از بیان این بحث این نیست که آن ها بیایند عذر خواهی کنند بلکه هدف ما این است که به شما بگوییم که هیچ کس از زیر چنگال توحش وهابیت جان سالم به در نبرده است نه شیعه و نه سنی و نه هیچ کس دیگر ی .

بیننده : صفا از تبریز – شیعه

از وهابیت نباید انتظاری غیر از این داشت . کسانی که به خودشان و به دیگران توهین و جسارت می کنند و اصلا دیگران را آدم نمی دانند . انتظار نباید داشته باشیم که آن ها به دنبال اختلاف انداختن نباشند .

ولی ما در این موارد بحث های تاریخی داریم و نباید وارد این بحث ها شد. شاید قسمتی از حرف های آن ها درست باشد . این که می گویند زبان آذری تغییر کرده ، یک بحث علمی است و درست می باشد . عثمانی ها به تبریز حمله کردند و آن جا را اشغال کردند و کشتار زیادی انجام دادند و این که آذری ها همه ایرانی هستند هم بحث علمی است .

مجری :

اما نکته ای که در صحبت های این شخص بود این است که در پاسخ شیعه ای که گفت ما محب اهل بیت هستیم ، این توهین را کرد .

بیننده :

ایشان که تکلیفشان روشن است و ما انتظاری از آن ها نداریم ؛ ولی انتظاری که از شبکه ولایت که یک شبکه باوقار است و ما در این سال ها دیدیم ، این است که مباحث تاریخی را اظهار نکنید . من هر چه می خواهم بگویم که ایشان اشتباه کردند ولی جاهایی را هم درست گفتند ؛ اما توهین ایشان خیلی بد بود . نظر بنده این است که باید به این مباحث خیلی علمی و دقیق نگاه کنیم .

مجری :

برای ما اشخاص مهم نیستند هر کسی که باشد و بخواهد توهین کند به اهل بیت در نزد ما مبغوض است و برای ما اهل بیت مهم و ملاک هستند . موضوع ما همان عبارت یاغی خواندن آذری زبان ها است و به مباحث تاریخی آن کاری نداریم .

بیننده : آقای نوری از میانه – شیعه

من می خواهم نظر خود را درباره کلیپ ها یی که پخش کردید بیان کنم . تاریخ نشان می دهد کسانی که بر پیکر مطهر امام حسین (ع) اسب دوانی کردند ، این ها هیچ کدام فرزند پدر خود نبودند .

در مورد توهین جهودی به آذری زبان ها عرضم این است که آقا ی جهودی مواظب باش به خاطر کم آوردنتان در مناظره با آقای شریفی ، آقای هاشمی جگر شما را در نیاورد و نخورد ؛ چون شماها از نسل هند جگر خوار هستید .

در باره دفاع از اهل بیت چند بیت را به ترکی بخوانم و ترجمه کنم :

تقدیر می کنم از کسی که رفته و صدایش نمی آید

امام حسین (ع) خیلی وقت است شهید شده

شیطان در خباثت به پای چنین افرادی نمی رسد

وهابی ها نمی دانند که شهدا زنده اند و خونشان ضایع نمی شود

ای شیعه ( به خصوص آذری عزیز که تعصب خاصی به اهل بیت داری ) که سیه پوش هستی ، قرآن مدرک ماست نه مزدور وهابی .

خداوند در قرآن می فرماید :

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

این نشان از آن دارد که شهدا نمی میرند و در نزد خداوند روزی می خورند .

از قول یک برادر جانباز می گویم :

من سمع رجلا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم

اگر کس فریاد کمک خواهی مسلمانی را بشنود و به او جواب ندهد ، مسلمان نیست .

به وهابی ها بگویید وای به حالتان اگر رهبرم حکم جهادم دهد . به آقای هاشمی از طرف شیعیان :

از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر .

بیننده : آقای قاسمی از تبریز – شیعه

می خواستم به جهودی بگویم که ما یاغی نیستیم ، ما آذری هستیم و ما محب اهل بیت (ع) هستیم . عبدالله حیدری به ناموس شما توهین کرد ، اگر غیرت داشتی و جواب او را می دادی برای آذری ها کافی بود .

ما آیت الله حجت و علمای بزرگ دیگری را داریم که شما فقط برای لیسیدن پای آن ها هم ارزش نداری .

بیننده : آقای حبیبی مهر از شیراز – شیعه

من می خواهم حقیقتی را از تماس هایی که با همه اقشاری که در طول چندین سال خدمت در دانشگاه داشتم ، را بگویم به این آقای جهودی که شما در عمرت قرآن خوانده ای ؟ نخوانده ای که :

إنا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا إن أکرمکم عند الله أتقاکم

آیا نخوانده ای که :

امر حق را حجت و دعوا یکی ست

خیمه های ما جدا ، دل ها یکی ست

از حجاز و چین و ایرانیم ما

شبنم یک سفره خندانیم ما

آیا نخوانده ای که :

ای بسا هندو و ترک هم زبان

ای بسا دو ترک چون بیگانگان

هر زبان هم دلی خود دیگر است

هم دلی از هم زبانی خوش تر است

یا آن کتابی که برادر عزیزمان مستند نشان دادند و آن آقای به ظاهر محقق وهابی می گوید اگر پیامبر (ص) از قریش نبود ، از عرب بود و عرب از ترک یا فارس و امثال ذلک برتر هستند .

کسی نیست به ایشان بگوید اگر واقعا آمدن پیامبر (ص) اسلام در قوم عرب دلیل برتر ی عرب است ؛ پس شما این قضیه را بپذیرید که این همه پیغمبری که درقوم بنی اسرائیل آمده است ، بنی اسرائیل برتر از عرب و باقی اقوام است . آیا این ها ملاک برتری است در شرایطی که امر عقلی ایجاب می کند که آن قومی که عقب افتاده ترند ، نیاز بیشتر به هدایت دارند . خداوند تبارک و تعالی وقتی در قرآن این همه تأکید می کند :

یا بنی اسرائیل اذکروا نعمتی التی أنعمت إلیکم …

یعنی شما به علت فراموشکاری نیازمند این هستید که مدام به گوشتان پیام الهی خوانده شود و این دلیل کرامت یک قوم بر قوم دیگر نیست .

خلاصه عرض کنم تجربه ای که بنده در این مدت دارم عزیزان و همکاران ترک من و استادان و در واقع شاگردانم از نظر هوش و ذکاوت به فضل پروردگار توانا از نبوغ بالایی برخوردار بودند و هم چنین بقیه اقشار جامعه ما .

مگر می شود مسائل نژادی را ملاک درک و فهم قرار داد . این آقایان به علت این که کم می آورند برای ایجاد تفرقه بین شیعه دست به این قضایا می زنند . از قول ما به این جهود ی بگویید

برو این دام بر مرغ دگر نه

که عنقا بلند است این آشیانه

عزیزان شیعه ما و پیروان زهرای مرضیه (س) این قدر درک و شعور دارند که با این شیطنت های شما که باز هم این شیطنت ها را از انگلیس ملعون به ارث برده اید ، که تفرقه بیانداز و حکومت کن . شیعیان هوشیار باشند و فریب انگلیس و امریکا و صهیونیسم و وهابی هایی که دست پروده ی این ها هستند را نخورند .

بیننده : خانم جهانی از تهران – شیعه

وقتی من توهین وقیحانه آن ها را نسبت به حضرت زهرا (س) شنیدم و وقتی که به ترک ها هم توهین کردند زیاد غصه نخوردم .خدا را هزاران هزار بار شکر کردم که شیعه امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (ع) هستم و باعث ناراحتی و عذاب آن ها می شوم .

همین که از ما به عنوان محبان امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (ع) ترس دارند ، برای ما کافی است و از آن ها می خواهم هرچه می توانند به ما توهین کنند ، ما اصلا به آن ها اهمیت نمی دهیم . ما آذری هستیم و اگر هر زبان و قومیتی که باشیم ،

محب امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (ع) هستیم .

تا آخرین قطره خونمان از شیعه بودن خود دفاع می کنیم و اگر لازم باشد با این ها می جنگیم .

استاد یزدانی :

بینندگان عزیز جواب توهین آقای جهودی را دادند . هدف ما بحث های تاریخی نبود ، فقط منظور ما آن عبارتی که درباره کل ترک های ایران به کار برده بودند ، بود .

ان شاء الله در هفته های آینده مطالبی را در مورد توهین های این ها به بزرگان اهل سنت کردند را بیان خواهیم کرد .

مجری :

از شما استاد یزدانی بسیار تشکر می کنم و هم چنین از شما بینندگان عزیز و ارجمند که امشب از سخنان شما حظ فراوان بردیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی مدد

                                                           خدایار و نگهدار .