سخنرانی ها » کلمه طیبه
کد خبر : 6101
سه شنبه - ۴ آذر ۱۳۹۹ - ۱۰:۱۱
كلمه طيبه (17) 990803

چشم چرانی صحابه در حال نماز| لعن معاویه توسط رسول خدا صلی الله علیه وآله | اهانت‌های بخاری به آن حضرت

چشم چرانی صحابه در حال نماز| لعن معاویه توسط رسول خدا صلی الله علیه وآله | اهانت‌های بخاری به آن حضرت

 

هفدهمین برنامه کلمه طیبه با موضوعات:

ـ چشم چرانی صحابه در صف نماز جماعت

ـ لعن معاویه بن هند توسط رسول خدا صلی الله علیه وآله

ـ اهانت‌های اهل سقیفه به رسول‌خدا صلی الله علیه وآله در صحیح بخاری

 

 

 

فایل تصویری

فایل تصویری

 

 

فایل صوتی

فایل صوتی

 

اسکن های برنامه

اسکن های برنامه


 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ:۰۳/۰۹/ ۱۳۹۹

برنامه: کلمه طیبه

 

مجری:

بدون فوت وقت برویم سراغ کلیپ اول و کلیپ شماره ۶۵ را با هم ببینیم.

 

کلیپ شماره ۶۵:

اینکه صحابه چشم چرانی می­کنند بله این حدیث هست که صحابه جدید که آمده چشم چرانی کرده ما که نگفتیم، این کفر نیست چشم چرانی که کفر نیست.

مجری:

این از کلیپ اول که داشتند راجع به چشم چرانی می­گفتند که چیزی خاصی نیست ظاهراً بین صحابه وجود داشته و هیچ خدشه­ای هم به عدالت وارد نمی­کند.

 

استاد یزدانی:

یک آیۀ در قرآن کریم هست جالب هست که خداوند در سوره مبارکه حجر آیه ۲۴ می­فرماید:

 

«وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِینَ مِنْکُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِینَ»

ما افرادی از شما را که پیشی می گیرند را می دانیم چه کسانی هستند و با چه انگیزه ای این کار را انجام می دهند و آنهایی که به تأخیر می­اندازند و دیر می­آیند را هم می­شناسیم.

سوره مبارکه حجر، آیه ۲۴

 

این آیه در باره چه کسانی نازل شده است؟ ببینیم در کتاب­های اهل سنت ببینیم که در این باره چه گفته­اند. در «صحیح سنن ترمذی» «آقای امام حافظ محمد بن عیسی ترمذی» متوفی ۲۷۹ با تحقیق آقای محمد تاصر الدین البانی جلد ۳ چاپ مکتبه المعارف ریاض، این کتاب جزء صحاح ستۀ شان هست و این از صحیح­ترین کتاب­های اهل سنت است . در صحیح سنن ترمذی آقای البانی سند روایت را تصحیح کرده.. روایت خیلی جالبی هست. بیننده­های عزیز توجه کنند که آقای سجودی و همفکران شان چطور صحابه ای را قبول دارند و از او پیروی می­کنند. از إبن عباس نقل شده که:

 

عن ابن عباس ، قال : « کانت امرأه تصلی خلف رسول الله صلى الله علیه وسلم حسناء من أحسن الناس ، فکان بعض القوم یتقدم حتى یکون فی الصف الأول لئلا یراها ، ویستأخر بعضهم حتى یکون فی الصف المؤخر ، فإذا رکع نظر من تحت إبطیه » ، فأنزل الله تعالى { ولقد علمنا المستقدمین منکم ولقد علمنا المستأخرین } الحجر ۲۴

 

پشت سر رسول خدا صلی الله علیه وآله زنی می­آمد و نماز می­خواند که از زیباترین زنهای زمان خودش بود.

بعضی­ها خیلی زود می­آمدند که در صف اول قرار بگیرند که آن زن را نبینند.

بعضی­ها دیر می­­آمدند که در صف آخر نماز قرار بگیرند که وقتی رکوع می­رفتند از زیر بغل خودشان این زن را نگاه کنند.

قضیه این طور بوده که زنی زیبا در نماز پشت سر رسول خدا صلی الله علیه وآله نماز می خوانده. در صف نماز جماعت مردها جلوتر هستند، زن­ها پشت سر هستند، بعضی­ها خیلی زود می­آمدند که زن­ها را نبینند،ممکن بود به فتنه بیفتند، اما بعضی از این صحابه خیلی دیر می­آمدند، اینقدر دیر می­آمدند که در صف آخر نماز قرار بگیرند، انگیزه­شان از این کار چه بود؟ که وقتی به رکوع می روند از زیر بغل خودشان بتوانند این زن را دید بزنند. بقول آقای سجودی بعضی از صحابه بودند که چشم چرانی می­کردند، خب چشم چرانی که کفر نیست، مگر حتماً باید کفر باشد؟ بعد خداوند در این باره آیه نازل کرد:

آنهایی که زود می­آیند هم ما می­دانیم با چه انگیزه­ای زود می­آیند، آنهایی که دیر می­آیند هم می­دانیم با چه انگیزه­ای دیر می­آیند.

صحیح سنن ترمذی، آقای امام حافظ محمد بن عیسی ترمذی، متوفی ۲۷۹، محقق محمد تاصر الدین البانی، چاپ مکتبه المعارف ریاض، ج ۳

 

شما خود را در مسجد پیغمبر صلی الله علیه وآله تصور کنید. جایی که شیعه و سنی گفته مقامش از عرش خدا بالاتر است، از لوح بالاتر است، از قلم بالاتر است، برترین مکان در عالم هست، چون آنجا پیغمبر صلی الله علیه وآله دفن شده، در برترین مکان عالم هستی، پشت سر اشرف مخلوقات خدا هم داری نماز می­خوانی، نماز جماعت است، در بهترین جای نماز، در حالت رکوع هستی، و در همین حالت از زیر بغلت چشم چرانی هم بکنی، آن وقت همین صحابه، همین افراد بهترین مخلوقات خدا بعد از انبیاء شوند. همین ها اولیاء الهی شوند. یا مدتی قبل از آقای عبدالرحمن سربازی کلیپی بود که می­گفت صحابه همه اینطوری هستند، آنطوری هستند، حتی وحشی از همه ما بالاتر است. خیلی عجیب بود می­گفت هزاران ابوحنیفه، هزاران جنید بغدادی، هزاران معروف کرخی فدای خاک پای حضرت وحشی!!! وحشی که در آخرین سال در فتح مکه تسلیم شده، مسلمان شده یا نشده را قطعی و قابل اثبات نیست، این ها چنین اشخاصی بودند در مدینه پشت سر پیغمبر در بهترین مکان عالم در حال رکوع نماز چشم چرانی می­کردند، بعد از همه ما هم بهتر­ هستند چرا؟ چرا باید کسی که در چنین جایی ، چنین گناهی انجام می­دهد از همه ما بهتر باشد؟ چرا همه حرف­های این افراد برای ما باید حجت باشد؟ چرا همه کارهایی که انجام می­ دهند باید برای ما مشروعیت بخش باشد؟ چرا کارهایی را که نکردند، ما انجام بدهیم بدعت است؟ این خیلی عجیب هست، یک کم باید تفکر کرد، باید دید از چه کسی باید پیروی کرد، از آنهایی که زود می­آمدند، یا از آنهایی که دیر می­آمدند، باید این ها را تفکیک کرد، آدم­های خوب را از آدم­های بد تفکیک کرد. ما صحابه خوب کم نداشتیم. طبق روایاتی که در کتاب­های شیعه هست۱۲هزار صحابی داشتیم که همه­شان آدم­های خوبی بودند و خوب هم از دنیا رفتند.

مجری:

در ضمن این سؤال که از چه کسی باید پیروی کرد، یکی از عزیزان بیننده دیشب تماس گرفته بودند و پیشنهادی دادند که چرا شما کلیپی آماده نمی­کنید و راجع به بحث عقیل هاشمی و زندان وکیل آباد و آن برنامه­هایی که در فساد جنسی بوده، صحبت نمی کنید؟ ما نمی­خواستیم به این مسائل اشاره کنیم، اما الآن با سؤال حضرت عالی واضح می­شود که اینها دارند از چه کسی پیروی می­کنند، و بزرگان اینها چه کسانی هستند.

استاد یزدانی:

ما اصلاً بنایمان بر این نیست که وارد مباحث شخصی دیگران بشویم ، کلیپ دیگری از یکی از کارشناسان شبکه وصال ناحق هم پخش شده که در افغانستان و آنجاها سر و صدا زیاد به پا کرد. بجث ما، بحث عقیدتی است. اگر اشکال عقیدتی داشته باشند وظیفه­مان هست در اینجا بگوییم و وارد مسائل شخصی­شان نمی­شویم از این جهت ضرورتی نمی­بینیم که وارد زندان وکیل­ آباد و چیزهای دیگر شویم.

مجری:

سراغ کلیپ بعد کلیپ شماره ۶۶ می رویم و آن را باهم می بینیم.

 

کلیپ۶۶:

– شما چرا کسی را که خداوند خودش را و پدرش و برادرش را لعن می­کند ایشان را امیر و رضی الله عنه خطاب می­کنید؟

+ مثلاً چه کسی را خدا لعن گفته؟ برای ما توضیح بدهید که بدانیم

– بله آقای بزّار در مسند خودش جلد ۹، صفحه۲۸۶، حدیث شماره ۳۸۳۹، می­گوید پیامبر معاویه برادرش یزید و پدرش ابو سفیان را لعن کردند، و همچنین ام المؤمنین عایشه هم ایشان را همیشه در نمازش نفرین می­کردند

+ چه کسی را نفرین می­کرده؟

– ام المؤمنین عاشیه آقای معاویه را همیشه در نمازشان لعن می­کردند

+بله دیگر؟ تمام شد فرمایش­تان؟ این چیزی که شما می­گویید نادرست است، من حالا کتاب بزّار جلویم نیست و شما که حدیث می­گویید ، من شما را می­شناسم دیگر، ما با این گفته­های شما اصلاً موافق نیستیم، و مطمئن هستیم که چنین چیزی نبوده، و حضرت عایشه لعن نکرده، پیامبر ما لعن نکرده، تا آنجایی که ما می­دانیم ایشان، و شما شیعه­ها هم قبول دارید ،حضرت معاویه کاتب وحی بوده، شما می­گویید نه کاتب نامه­ها بوده من در کتاب شب­های پیشاور خواندم، که نه می­خواهد یک کم ارزشش را پایین بیاورد، وقتی که کاتب وحی بوده، دیگر چطور می­تواند که ملعون باشد؟، خودتان را هم گول نزنید، بینندگان را هم گول نزنید، اگر که پیغمبر خدا کسی را لعنت کند ما هم او را لعنت می­کردیم، برای اینکه ما پیرو پیغمبر خدا هستیم، و حضرت عایشه هم هرگز چنین چیزی نکرده ما در این ندیدیم و حرفی که شما می­زنید حرف کاملاً غلطی است شما عادت دارید که به کتبی حواله می­دهید که اصلاً نمی­دانید که فرق بین دوغ و دوشآب چیست، حدیث ضعیف و صحیح را که نمی­دانید.

مجری:

بله فرق بین حدیث صحیح و ضعیف یا بین این دوتا را می­گویند متوجه نمی­شویم، ببینیم حدیث صحیح چیست حدیث ضعیف چیست ،حالا ایشان که داشتند می­گفتند که ما اصلاً نداریم چنین چیزی که رسول الله بخواهند معاویه را لعن بکنند، و البته آن بیننده هم دلیل خواست گفت من کتاب بزّار را ندارم ، پس دلیلی وجود ندارد، آیا چنین چیزی بوده تا ما از مصادر خودشان ببینیم.

استاد یزدانی:

نمی­دانم چرا این ها چشم بسته هر چیزی را انکار می­کنند. می­گوید من که کتاب بزّار را ندیدم، پس حتما شما دروغ می­گویید. چرا تحقیق نکرده همین طور حکم می­کنید؟ این چه استدلالی هست، این چه منطقی هست، قبلاً در ذهنت از صحابه بتی را درست کردید، بعد هر ایرادی به آن ها وارد شود، قبول نمی کنید. تحقیق کنید، روایت را ببیند، بعد حکم کنید.

من خیلی خلاصه این مسند بزّار را خدمت ایشان و همه هم فکرانش نشان می دهم.کتاب «بحر الزخار» معروف به مسند بزّار، از علمای بزرگشان، حافظ امام ابوبکر احمد بن عمرو بن عبدالخالق بزّار، متوفای۲۹۲، هست چاپ مکتبه العلوم و الحکم در مدینه منوره با تحقیق دکتر محفوظ الرحمن زین الله، جلد۹، الجزء التاسع، صفحه ۲۸۶:

 

وحدثنا حماد بن سلمه ، عن سعید بن جمهان ، عن سفینه رضی الله عنه ، أن النبی صلى الله علیه وسلم کان جالسا ، فمر رجل ، على بعیر وبین یدیه قائد ، وخلفه سائق ، ، فقال : ” لعن الله القائد ، والسائق والراکب “

 

از فلانی از فلانی از سفینه نقل شده که پیغمبر صلی الله علیه وآله نشسته بود جایی که شخصی شتر سوار از آن جا رد می شد. جلوی او کسی بود که شتر را می­کشید. پشت سرش هم کسی بود که هُل می­داد.

حضرت فرمودند لعنت خدا بر آن کسی که روی شتر نشسته، لعنت خدا بر کسی که شتر را می­کشد ، و آن کسی که از پشت سر حرکت می­دهد

بحر الزخار، معروف به مسند بزّار، حافظ امام ابوبکر احمد بن عمرو بن عبدالخالق بزّار، چاپ مکتبه العلوم و الحکم، مدینه منوره،ج۹،ص۲۸۶

 

راکب و سائق و قائد، ابو سفیان نشسته بود، یزید پسر ابو سفیان شتر را می­کشید و معاویه هم دنبال شتر راه افتاده بود. در مورد سند روایت هم آقای هیثمی در مجمع الزوائد گفته :

«رواه البزّار و رجاله ثقات»

تمام راویان این روایت ثقه هستند

محقق کتاب این مطلب را در پاورقی می­گوید و هیچ اشکالی هم به سند روایت نمی­گیرد. حالا ما از کجا بفهمیم قائد و سائق و راکب چه کسانی بودند؟ در کتاب­های دیگر هم کسان دیگر این روایت را تصریح کردند از جمله آقای سلیم حسن اسد الدارانی، در کتاب «تاریخ طبری» اسم این افراد به طور دقیق در تاریخ طبری آمده.ابو جعفر محمد بن جریر طبری، متوفای ۳۱۰، چاپ دار الکتب العلیمیه لبنان،چاپ اول، چاپ ۱۴۰۷، جلد۵، صفحه ۶۲۲، خیلی جالب هست

«و منه رسول (ص) قد رأه مقبلاً علی حمارٍ»«و معاویه یقود ویزید ابنه یسوق»«لعن الله قائد»«لعن الله قائد و الراکب و السائق»

حالا این حمار دارد آن بئیر داشت، البته فرقی هم نمی­کند حالا به هر حال سواره بوده

معاویه افسار این الاغ را می­کشید یزید هم از پشت سرش حرکت می­کرد،

ضمیر رأه به ابو سفیان برمی گردد.

لعنت خدا بر او که روی این اسب یا این مرکب نشسته، لعنت خدا بر آن کسی که این را می­کشد و لعنت خدا بر آن کسی که از پشت سر این را هُل می­دهد .

تاریخ طبری، ابو جعفر محمد بن جریر طبری، چاپ دارالکتب العلمیه، لبنان، چاپ اول، چاپ ۱۴۰۷، ج۵، ص۶۲۲

 

روایت خیلی واضح است، سندش هم صحیح است. طبیعی است که چه کسانی بودند و آن را سانسور کنند و روایاتی که در مذمت صحابه نقل شده را قیچی کنند. ولی در این جا با آقای طبری و خیلی­های دیگر هماهنگ نکرده.

جالب است از امام مجتبی (ع) هم در «معجم کبیر» طبرانی روایتی نقل شده، الجزء الثالث، متوفای ۳۶۰، جلد۳، چاپ مکتبه ابن تیمیه در قاهره، صفحه ۷۱، دقیقاً همین داستان را نقل می­کند، روایتی که سندش حسن می­تواند باشد، این روایت خیلی عجیب هست .

المعجم الکبیر، طبرانی، چاپ مکتبه ابن تیمیه، قاهره، ج۳، ص۷۱

که عمرو بن عاص و مغیره بن شعبه و یک عدۀ دیگر به معاویه پیشنهاد کردند که امام حسن علیه السلام به در مجلس بیاور تا اذیتش کنیم و دست بیاندازیم. هرچه معاویه نصیحتشان کرد، گوش نکردند. مدینه بود امام حسن علیه السلام را که در مدینه بودند را دعوت کرد، حرف­هایی زدند

«فصعد عمرو المنبر فذکر علیاً و وقع فیه»

عمرو بن عاص روی منبر رفت، نامی از امیرالمؤمنین علیه السلام برد و به آن حضرت فحاشی کرد.

مغیره بن شعبه همین کار را کرد، بعد امام حسن بالای منبر رفت و بسیار واضح و صریح الهجه دانه دانه معایب معاویه و عمرو بن عاص و بقیه را گفت :

«یا عمرو و انت یا مغیره تعلمان أن رسول الله (ص) قال لعن الله سائق و الراکب و أحدهما فلان؟»«أتعلمان أن رسول الله (ص) لعن عمرا بکل قافیه قال لعنه؟ قال اللهم بلی»

در اینجا چون بحث معاویه بوده، کلمه معاویه را به فلان تبدیل کردند، آن ها را قسم داد که

معاویه تو را قسم به خدا، مغیره تو را قسم به خدا آیا می­دانید که پیامبر صلی الله علیه وآله عمرو را به هر قافیه شعری که می گفت لعن کرد و خدا او را لعن کرد که آن ها تصدیق کردند و گفتند درست است.

عمرو بن عاص شاعر بود و علیه پیغمبر صلی الله علیه وآله شعر می­سرود و آن حضرت را هجو می­کرد و شعرهای رکیک در مذمت ایشان می­سرود. پیغمبر صلی الله علیه وآله فرمودند با هر قافیه­ای که علیه من سروده خدا او را لعنت کند و لعنت کرده و اینها هم گفتند بله، این لعنت کاملاً درست است. و بعد ادامه روایت. این روایت خلاصه است و در کتاب­های دیگر مفصلش آمده. به هر حال آقای سجودی باید دقت کند ، همینطوری نه نیست که بگوید کتاب پیشم نیست ولی می­دانم تو دروغ می­گویی. شما می توانید با یک مراجعه یک سرچ کوچک در اینترنت مطلب را پیدا کنید.

«لعن الله القائد و السائق و الراکب»

راحت پیدا می­شود، مشخص هم می­شود سندش هم مشخص می­شود.

مجری:

یک نکته دیگری که آقای سجودی بیان کردند این بود که امکان ندارد عایشه علیه معاویه صحبت کرده باشد. آیا این مطلب درست است؟

استاد یزدانی:

روایت در این باره هم زیاد هست، اما به علت کم بود وقت فقط یک آدرس خدمت ایشان نشان می­دهم. «کتاب البدایه و النهایه» ابن کثیر، جلد۷، چاپ دارابن کثیر، چاپ دوم، چاپ ۱۴۳۱، با تحقیق عبدالقادر الارنعوط و دکتر بشار عواد معروف،از چاپ­های بسیار خوب و معروف البدایه و النهایه ابن کثیر، صفحه۵۲۸، حوادث سال ۳۸، داستان بسیار دردناک شهادت محمد بن ابی بکر را نقل می کند:

معاویه بن حدیج، محمد بن ابی بکر را در مصر به شهادت رساند و جنازه ایشان را که خدا رحمتش کند را در شکم الاغی انداخت و آتش زد، کار خیلی زشتی بود، خبر به عایشه رسید.

«عایشه جزعت علیه جزعاً شدیداً»«و جعلت تدعو علی معاویه و عمر بن عاص دبر الصلاه»

 

بسیار ناراحت شد و به شدت ناله کرد

خانواده محمد بن ابی بکر را جمع کرد از جمله قاسم بن محمد بن ابی بکر را

بعد از نمازش معاویه و عمرو بن عاص را لعنت و نفرین می­کرد.

ابدایه و النهایه، ابن کثیر، چاب ابن کثیر، چاپ دوم، چاپ ۱۴۳۱، تحقیق عبدالقادر الأرنعوط، بشار عواد معروف، ج۷، ص۵۲۸

 

مجری:

برای یک بار یا برای همیشه این فعلش چطور بود؟

استاد یزدانی:

«و جعلت تدعو»

از این کلمه جعلت و تدعو با هم اثبات می شود که همیشه این کار را می­کرد؛ یعنی بعد از هر نمازی لعن معاویه و عمرو عاص را فراموش نمی کرده. اگر سرچ کوچکی در کتاب های علمای خود داشته باشید توجه می شوید که تعداد زیادی از علمای شما این داستان را نقل کردند.

مجری:

نکته دیگری که باز در استبعاد چنین امری حالا البته واضح شد که چنین چیزهایی دارند اما یک دلیل عقلی که کأنه می­خواست بیان بکند آقای سجودی این بود که بلاخره معاویه کاتب وحی بوده، چطور ممکن است که پیامبر بخواهد کاتب وحی را نفرین بکند و بخواهد لعن نسبت به کاتب وحی بکار ببرد.

استاد یزدانی:

بحث کاتب وحی بودن معاویه، باید به صورت مفصل و جداگانه بحث شود. هیچ مستندی در هیچ کتابی، نمی­توانند مستند قطعی پیدا کنند که معاویه کاتب وحی باشد، بلکه خلافش هست. در «سیر أعلام النبلاء» آقای شمس الدین ذهبی ،جلد۳، صفحه ۱۲۳، واضح آمده که

سیر أعلام النبلاء، شمس الدین ذهبی، ج۳، ص۱۲۳،

معاویه کاتب وحی نبود،

«و کان معاویه کاتباً فیما بین النبی (ص) و بین العرب»

اصلاً معاویه چه زمانی مسلمان شده؟ فتح مکه. فتح مکه چه زمانی هست؟ سال ۸، تا سال ۸ چه کسانی وحی را می­نوشتند؟ امیرالمؤمنین علیه السلام، زید بن ثابت و افرادی که سواد داشتند. بعد از فتح مکه وقتی معاویه به ظاهر اسلام آورد، آنها کجا رفته بودند؟ آنها نمی­نوشتند؟ هر کسی سواد داشت آیه­ای نازل می­شد می­نوشت. بر فرض اگر معاویه نوشته باشد، طبق این داستان معاویه کاتب نامه­های پیغمبر صلی الله علیه وآْله بین حضرت و عرب بوده، نه اینکه کاتب وحی باشد. این یک مطلب که خیلی خلاصه گفتم.

از این گذشته داستانی که اینها نقل کردند، تنها روایتی است که در صحیح مسلم هست. من این روایت را از صحیح مسلم خدمت بینندگان عزیز سرچ می کنم.

در صحیح مسلم این روایت آمده و تنها مستندی که برای اثبات کاتب وحی بودن معاویه نقل شده.

 

از فلانی از ابن عباس نقل شده که

«کان المسلمون لا ینظرون إلی ابی سفیان و لا یقاعدونه فقال للنبی (ص) «یا نبی الله ثلاث أعطیهن قال نعم قال عندی أحسن العرب و أجمله أمّ حبیبه بنت ابی سفیان أزوجکما قال نعم و قال معاویه تجعله کاتباً بین یدیک قال نعم»

 

خلاصه داستان را بگویم، می­گوید

مسلمان­ها از آن زمانی که ابو سفیان تسلیم شده بود با ابو سفیان خوب نبودند و اصلاً به او نگاه نمی­کردند. با او در یک مجلس نمی­نشستند و از دستش ناراحت بودند ؛ چون جنایاتی که ابو سفیان در این سال­ها علیه پیغمبر صلی الله علیه وآله کرده بود، کم نبود. ابو سفیان برای اینکه این مشکل را حل کند، نزد پیغمبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت:من سه تا خواسته از تو دارم، این سه­تا چیزی که من از تو می­خواهم را قبول کن. اولاً پیش من أحسن العرب وجود دارد، زیباترین زن عرب پیشم هست ( ام حبیبه دخترش) با او ازدواج کن. دوما این که معاویه را کاتب پیش خودت قرار بده.

صحیح مسلم

این جا نگفت کاتب وحی باشد، فقط کاتب باشد و اینها استدلال می­کنند از اینکه معاویه کاتب وحی بود. بر فرض قبول این روایت، بزرگان اهل سنت، بر این روایت اشکال کردند که این چه روایتی است؟ ابوسفیان چه زمانی ایمان آورده؟ بعد از فتح مکه. ام حبیبه چه زمانی با پیغمبر صلی الله علیه وآله ازدواج کرده؟ چند سال قبل از این قضیه . ام حبیبه سالهای قبل از پدرش مسلمان شده و به حبشه رفته بود و مهاجر در حبشه بود و آنجا که شوهرش را از دست داده بود وقتی به مدینه آمد، پیغمبر صلی الله علیه وآله با او ازدواج کرد. سالها قبل از اینکه ابوسفیان وارد مدینه شود و مسلمان شود و این خواسته­ها را داشته باشد. به همین خاطر از نظر تاریخی نمی­سازد. آن کسی که این روایت را جعل کرده، به این قضیه حواسش نبوده . آن کسی که می­خواسته کاتب بودن وحی معاویه را ثابت کند آمده این داستان را هم کنارش ساخته و واضح است که ام حبیبه سالها قبل از این ازدواج کرده و این داستان کاملا دروغ است.

از جمله کسانی که خیلی مفصل روی این قضیه صحبت کرده، ابن قیم الجوزیه شاگرد ابن تیمیه است. در رد این روایت، خیلی­ها این حرف را زدند که«جلاء الأفهام» آقای ابن قیم الجوزیه، جلد اول، صفحه ۲۴۴،

می­گوید این روایت به دلائل متعدد درست نیست و اصلا چنین روایتی وجود ندارد. چند دلیل وجود دارد از جمله:

«الثانی أن تزویج أم حبیبه و هی بأرض الحبشه قد جرت مجری التواتر کتزویجه خدیجه بمکه و عایشه بمکه»

جلاء الأفهام، ابن قیم الجوزیه، ج۱،ص۲۴۴

ایشان خیلی مفصل داستان را نقل می­کند که اصلاً چنین چیزی وجود ندارد. سالها قبل از این نزدیک۷-۸ صفحه در رد این روایت، ابن قیم الجوزیه، شاگر ابن تیمیه در جلد اول صفحه۲۴۴ به بعد صحبت کرده که دیگر نیاز نیست من به آن بپردازم. این تنها روایتی است که برای اثبات کاتب وحی بودن معاویه استدلال کردند، آن هم روایتی که چنین مشکل بزرگی دارد. کسی که این روایت را جعل کرده به تاریخ ازدواج­های پیغمبر صلی الله علیه وآله واقف نبوده یا فراموش کرده . از این گذشته ما کسانی داشتیم کاتب وحی بودند و مرتد شدند حتی وقتی می­خواستند دفنش کنند زمین جنازه آنها را قبول نمی­کرده که آن هم در همین صحیح مسلم آمده. افراد زیادی از کاتب­های وحی بودند که مرتد شدند. حتی یکی از آنها وقتی مرتد شد پیغمبر صلی لله علیه وآله فرمودند حتی اگر او را دیدید که خودش را به پرده کعبه آویزان کرده، بکشید.

صحیح مسلم چاپ دار الطیبه ریاض المجلد الثانی، دو جلدی چاپ شده در یک مجلد، چاپ دارالطیبه ریاض عربستان سعودی صفحه ۱۲۸۳ از انس بن مالک نقل شده که شخصی از ما از بنی نجار سوره بقره و آل عمران را خواند:

«وَکَانَ یَکتُبُ لِرَسُولِ الله(ص)»

مثل همان معاویه

«حَتّی لَحِقَ بِأَهلِ الکِتَابِ«فَوَارَوهُ ثُمّ عَادُوا فَحَفَرُوا لَهُ فَوَارَوهُ فَتَرَکُوهُ مَنبُوذًا»

ایشان یهودی و مرتد شد. وقتی از دنیا رفت، خواستند دفن کنند. چند بار زمین را کندند تا دفن کنند.

جنازه­اش را زمین قبول نمی­کرد از خودش بیرون می­انداخت. چند بار این قضیه اتفاق افتاد که بلاخره در بیابانی رهایش کردند.

صحیح مسلم، چاپ دارالطیبه ریاض عربستان سعودی، ج ۲، ص ۱۲۸۳

 

این شخص هم مثل معاویه کاتب وحی بود که زمین قبولش نمی کرد. مگر شما کاتب وحی نیستید؟ چه کسی است که الان کاتب وحی نباشد ؟ اگر قرار به نوشتن باشد، اگر بگویم معاویه تنها کاتب وحی پیغمبر صلی الله علیه وآله در همه آن سالها بود، می­شد آن را به عنوان یک فضیلت دانست. ولی وقتی در سال هشتم تازه تسلیم شده و امیرالمؤمنین علیه السلام در مورد او می فرماید که اصلاً مسلمان نشده، حال اگر در بین صد نفری که وحی را می­نوشتند ایشان هم نوشته باشد چه فضیلتی دارد؟ مگر شماها قرآن را ننوشته­اید ؟ کدام مسلمانی است که خطی از قرآن را ننوشته باشد؟ اگر او کاتب وحی است ما هم کاتب وحی هستم، چه کسی است که کاتب وحی نباشد؟ پیغمبر صلی الله علیه وآله که به او نگفت تو مأمور کتابت وحی هستی و من به خاطر این من تو را کاتب وحی کردم، اگر برای فضیلت دلیلی دارید، مستندی برایش دارید، در خدمت­تان هستیم؛ ولی مستندی وجود ندارد .حتی اگر کاتب وحی هم باشد بخاطر اینکه با امیرالمؤمنین علیه السلام جنگیده و هفتاد هزار نفر را کشته و حرف­های زیادی که درباره معاویه گفته شده، این یک فضیلت کوچک در برابر آن ها هیچ ارزشی ندارد.

مجری:

تا این جا هر مطلبی را این کارشناس وهابی بیان کرد دقیقا برعکس آن شد. شاید از در این باره بتوان به ایشان حق داد. چون واقعا مستندی در خصوص مطالب بیان شده نداشتند از این بابت گفت من کتاب ندارم تا پاسخ بیننده را بدهم.

در ادامه ، کلیپ شماره ۶۷ هست که با هم می­بینیم.

کلیپ شماره ۶۷:

-جناب آقای حسینی خسته نباشید

+وعلیکم السلام و رحمه الله بفرمایید

-جناب آقای حسینی اگر کسی معتقد باشد که پیامبر نعوذباالله سحر شده بود یا عریان به استقبال مهمانش می­رفت، یا مثلاً به شریعت خودش آشنا نبود و می­خواست یک منافقی نماز بخواند، یا هذیان می­گفت، آیا اینها را شما مصداق توهین به پیامبر می­دانید یا نه؟

+ ان شاء الله پاسخ می­شنوید، برادر عزیز ما الآن صحبت­مان، من نمی­دانم شما چقدر دوست دارید، همیشه این قضایای، بین شیعه و سنی را بوجود بیاورید، اصلاً شما هیچ گونه احساس دشمنی نسبت به یهود ونصارا اصلاً نداشتید و ندارید، آنطور که همیشه بزرگان دین می­گفتند حقیقتاً وقتی شیخ ابن تیمیه می­آورد و باقی می­گویند که اینها همیشه، روافض با یهود و نصارا بودند، همکار بودند، خب الآن شما و ما بحث این داریم می­کنیم که، اینها این اهانت­ها را می­کنند اینگونه با اسلام برخورد می­شود، بعد می­گویید که بله کسی که به پیامبر اهانت کند، می­خواهد بر گردد به آنجا، دروغ­هایی که می­بافند، یعنی دروغ بافتن، عریان ظاهر شدن پیامبر، خب پیامبر بود در آن وقتی که عریان ظاهر شد؟

مجری:

بیننده یک سؤال ساده از او می­پرسد اگر کسی بگوید العیاذ بالله پیامبر صلی الله علیه وآله سحر شده ، یا اینکه العیاذ بالله جلوی مهمان به صورت عریان آمده یا باز هم العیاذ بالله هذیان گفته، چنین فردی چه حکمی دارد، آیا کارش توهین نیست؟

کارشناس وهابی به جای این که پاسخ بیننده را بدهد، می­گوید شما با با یهود و نصاری همراهی می­کنید حالا ببینیم این همراهی را چه کسانی انجام دادند؟

استاد یزدانی:

همه بینندگان عزیز در جریان هستند که مدتی پیشدر فرانسه و آن مجله خاص که سالها است به پیامبر صلی الله علیه وآله توهین می­کند ، توهین­های رکیکی کرد و آن اتفاقاتی که افتاد. ما آن زمان خیلی نخواستیم به این مسئله بپردازیم، ولی همین آقای یزیدی، برنامه­ای در دفاع از پیغمبر صلی الله علیه وآله گذاشت که چرا این کار را می­کنید، این چطور آزادی بیان هست و حرف هایی از این دست.

حرف­هایی که می­زند درست است، ولی بیننده­ای زنگ زد گفت حرف­هایی که آن آقا در کاریکاتورش آورده ، عین همین­ها در کتاب­های شما هست، اگر توهین بد است، اگر توهین زشت است ،اینها را از کتاب­هایتان حذف کنید. این آقا به جای جواب دادن عصبانی شد و گفت شیعه همیشه با یهود بوده، شیخ الإسلام بن تیمیه گفته همیشه اینها با یهود ارتباط داشتند. این چه حرف­­هایی عجیب و غریبی هست که بیان می کنید.

چرا این مسائل را رد نمی کنید. از کتاب­هایتان نشان بدهید و بگویید که همه اینها دروغ است و هیچ کدام راست نیست. همه مطالبی که این بیننده عزیز خواند و مطالبی که خیلی وقت­ها کفار و اروپایی­ها سوء استفاده می­کنند در صحیح بخاری و کتاب­های دیگر هست و ما معتقد هستیم، همانطوری که بارها حضرت آیت الله قزوینی حفظه الله گفتند این روایات همه­شان بلا إستثناء جعلی هستند. روایاتی هستند که قطعاً یهود وارد کتاب­های اینها کردند.یهودیانی که در لباس راوی در میان مسلمان­ها جا گرفتند، و چون نتوانستند در فتح خیبر و جنگ بنی قریظه و بنی نضیر و بنی قینقاع با پیغمبر صلی الله علیه وآله مبارزه کنند و از پیغمبر صلی الله علیه وآله شکست خوردند، این طور انتقام گرفتند و این روایات جعلی را در کتاب­های شما وارد کردند. چه ضرورتی دارد شما از اینها دفاع کنید.

بنده فقط چند نمونه را نشان می­دهم و پیشاپیش هم از رسول خدا (ص) بخاطر توهین­هایی که در کتاب­هایشان آمده عذر خواهی می­کنم و همانطوری که گفتم این روایات را یهود وارد این کتاب­ها کرده و اصلاً واقعیت ندارد، من خیلی خلاصه از اینها می گذرم، صحیح بخاری، چاپ وزارت اوقاف عربستان سعودی، دار السلام، چاپ اول، چاپ ۱۴۱۷، داستان بسیار بسیار بدی و زشتی را صفحه ۱۴۰۷، کتاب التعبیر باب ۱۲، باب الرؤیا، حدیث ۷۰۰۱، از أنس بن مالک نقل کرده

«کان رسول الله (ص) یدخل علی أم حرام بنت ملحان»

کان فعل از افعال ناقصه وقتی بر فعل مضارع وارد بشود استمرار و دوام را ثابت می­کند.

پیغمبر صلی الله علیه وآله خیلی وقت­ها، یا همیشه بر ام حرام بنت ملحان وارد می­شد .

ام حرام که بود؟ همسر عباده بن صامت بود، با پیغمبر صلی الله علیه وآله چه نسبتی داشت؟ اصلاً در روایت چیزی نیامده.

«فدخل علیها یوماً فأطعمته»

روزی بر آن زن وارد شد. زن غذا برای پیامبر صلی الله علیه وآله درست کرد.

« و جعلت تفلی رأسه»

نعوذ بالله سرش را روی بالش یا روی زانو آن زن گذاشت و آن زن شروع به بافتن موی پیغمبر صلی الله علیه وآله کرد. حضرت خوابیده بود از خواب بیدار شد در حالی که می خندید.

صحیح بخاری، چاپ وزارت اوقاف عربستان سعودی، دار السلام، چاپ اول، چاپ ۱۴۱۷، ص ۱۴۰۷، کتاب التعبیر باب ۱۲، باب الرؤیا، حدیث ۷۰۰۱،

 

این توهین رکیکی است که در کتاب های شما آمده. حال اگر یهودی ها، مستشرقین، نصاری و بی دین ها این مطالب را ببینند، چه می گویند؟ کسی که هیچ نسبتی با پیغمبر صلی الله علیه وآله ندارد و اصلا زن کس دیگری هست، به چه دلیل باید پیش او برود؟ بچه حقی دارد پیش یک زن اجنبی و نامحرم برود و آن زن اجنبی و نامحرم هم موی پیغمبر را شروع به بافتن کند؟

همین روایت در صفحه ۵۶۶، «کتاب الجهاد و السیر» باب ۳، باب الدعا بالجهاد و الشهاده للرجال و النساء، حدیث ۲۷۸۸، با همان داستانش فقط مقداری طولانی­تر نقل شده . باز در همین صحیح بخاری، کتاب النکاح، باب ۴۸، باب الخطبه، باب ۴۹، باب ضرب الدف فی نکاح و الولیمه، روایت ۵۱۴۷، روایتی با همین مضمون نقل شده است.

از خالد بن زکوان از ربیع بنت معوذ بن افراه، ربیع دختر معوذ بن افراه

«جاء النبی یدخل حین بنیَّ علیه فجلس علی فراش کمجلسک منی»«فجلت جویریات لنا یضربن بالدُف»«و یندبن من قتل من آبائی یوم بدر»

با آقای زکوان نقل می­کند می­گوید آن زمانی که شب عروسی من بود، پیغمبر صلی الله علیه وآله آمد، همینطور که شما نشستی ، پیغمبر صلی الله علیه وآله هم همینطور نشست،

کجا نشست؟

روی همین تشک من نشست. این کنیزکانی که اینجا بودند شروع به نواختن دف کردند.

خیلی عجیب است، پدر این زن در جنگ بدر در لشکر مشرکین بوده و آنجا کشته شده، واین کنیزکان برای آنها نوحه می­خواندند پیغمبر هم می­شنید بعضی از این زن­ها شعری خواندند که شخصی گفت نه این ها را نخوان و مانع شد، پغمبر صلی الله علیه وآله گفت نه بخوان.

«دعی هذه و قولی بالذی کنت تقولین»

همان که می­خواند را بخواند.

صحیح بخاری، کتاب النکاح، باب ۴۸، باب الخطبه، باب ۴۹، باب ضرب الدف فی نکاح و الولیمه، روایت ۵۱۴۷

 

در یک مجلس عروسی زنانه پیغمبر صلی الله علیه وآله آمده در روی تشک این زن نشسته و زنان و دختران برایش دف می­نوازند و شعر می­خوانند، شما اگر چنین چیزی را بشنویی چه تصوری می کنی؟

جالب است علمای اهل سنت به شدت خواستند این روایت را جواب بدهند. این روایت قابل جواب نیست هم آن زن نامحرم هست هم آن ام حرام بر پیامبر صلی الله علیه وآله حرام است.

آقای ابن حجر عسقلانی در فتح الباری چاپ دار الطیبه ریاض جلد ۱۱ ،متوفی ۸۵۲ چاپ ۱۴۲۶ صفحه ۷۴۷ دقیقاً همان روایت دوم را توضیح می­دهد و می­گوید:

اینکه می گویند پیغمبر صلی الله علیه وآله نشسته، از پشت حجاب بوده. چطور از پشت حجاب پیغمبر صلی الله علیه وآله با این ها صحبت می­کرده؟ اصلاً چرا از پشت حجاب باید بیاید؟ شخص دیگری گفته قبل از نزول آیه حجاب بوده. این ها جواب های عجیب و غریبی هست که می دهند. آقای إبن حجر عسقلانی می­گوید جواب ها به دل من نمی چسبد. ایشان می­گوید:

«والذی وضح لنا بالأدله القویه أن من حصائص النبی(ص) جواز الخلوه بالأجنبیه و النظر إلیها»

عجیب است می­گوید:

از ویژگی­های پیغمبر صلی الله علیه وآله این است که می­تواند با یک زن نامحرم خلوت کند و به آن زن نامحرم نگاه کند.

اصلاً خیلی توهین آمیز است

جواب صحیح از قصه أم حرام بنت ملحان هم همین است که پیغمبر بر او وارد می­شد کنارش می­خوابید

«و نومه عندها و تفلیتها رأسه»

کنار یک زن مامحرم می­خوابید

«لم یکن بینهما محرمیه و لا زوحیه»

خانم کسی دیگر بود و هیچ گونه محرمیتی بین آن خانم و پیغمبر صلی الله علیه وآله نیست.

فتح الباری، إبن حجر عسقلانی، متوفی ۸۵۲، چاپ دار الطیبه ریاض، چاپ ۱۴۲۶، ج ۱۱، ص ۷۴۷

 

پیغمبر کنارش خوابیده و او هم به بافتن موی پیغمبرصلی الله علیه وآله کرده. می­گوید این از اختصاصات پیغمبر بود، از کجا این مطلب را می­گویی ؟ به جای که بگویی این روایت جعلی هست این روایت دروغ است این روایت را یهودی­ها ساخته­اند نصاری ساخته­اند، از روایت دفاع می­کند که از اختصاصات پیغمبر صلی الله علیه وآله است که با زن نا محرم می­تواند بنشیند، چه کسی چنین حرفی گفته؟ چه دلیلی برایش وجود دارد؟ جز این روایت جعلی که شما ساخته­اید، بعد آقا ناراحت می­شود و می­گوید شما همیشه در کنار یهود بودید، الآن معلوم است چه کسی در کنار یهود است، الآن چه کسی با یهود مبارزه می­کند چه کسی در کنار یهود است؟ همان عربستانی که به شما پول می­دهد، همین امروز یا دیروز نخست وزیر رژیم صهیونیستی برای اولین بار به عربستان رفت و با بن سلمان مذاکره کرده که حتی بی بی سی هم پخش کردند، الآن چه کسی در کنار یهود است؟ چه کسی با یهود هم دست است؟ چه کسی الآن با یهود هم دست شده علیه مسلمان­ها؟ شما یا شیعیان؟ این یک روایت از ده­ها و صدها روایت در این باره .

مجری:

در کتاب لغت هم اتفاقاً راجع به همین بحث آورده­اند که همان «تفلیت» را به معنای کشتن شپش گرفته­اند که یعنی در ضمن همین روایت هم می­خواستند اشاره­های هم به خود اصل شخص آقا رسول الله داشته باشند که چه شخص و چه شخصیتی داشته که علناً تماماً هدف­شان…

استاد یزدانی:

بله بعضی­ها «تفلید» را به معنای شپش کشتن هم گرفته­اند ولی اکثراً به معنای بافتن موی پیغمبر صلی الله علیه وآله گرفته اند، به هر حال به موی­های پیغمبرصلی الله علیه وآله دست می زده . این هم یک توهین به پیغمبر صلی الله علیه وآله است.

یک مورد دیگر باز هم از «صحیح بخاری» بخوانم. از این باب روایت در صحیح بخاری به قدری زیاد هست که اگر تا صبح بخواهم می توانم بخوانم. «صحیح بخاری» همان چاپ ریاض عربستان در اوقاف عربستان چاپ شده با بودجه اوقاف عربستان سعودی، چاپ اول چاپ ۱۴۱۷ صفحه شماره ۱۱۹۰ کتاب «الذبائح و الصید» حدیث شماره ۵۴۹۹ باب ۱۶ از این کتاب الذبائح، روایت بسیار عجیبی را از سالم از عبدالله به عمر نقل می کند:

«یُحَدِّثُ عَن رَسُولِ الله(ص) أنَّهُ لَقِیَ زَید بنَ عَمرو بن نُفَیل بِأَسْفَلِ بَلْدَحٍ»

پیغمبر صلی الله علیه وآله زید بن عمرو بن نفیل را در پایین منطقه بلده ملاقات کردند

«وَذَاکَ قَبْلَ أَنْ یُنْزَلَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ الوَحْیُ»

قبل از اینکه پیغمبر صلی الله علیه وآله به نبوت برسد و وحی بر ایشان نازل شود با هم ملاقاتی داشتند چه ملاقاتی؟

«فَقَدَّمَ إِلَیْهِ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ سُفْرَهً لَحْمٌ»

پیغمبر صلی الله علیه وآله سفره ای پهن کرد که در آن گوشتی بود

«فَأَبَى أَنْ یَأْکُلَ مِنْهَا»

زید بن عمرو بن نفیل گفت من از این گوشت نمی­خورم،

چرا نمی­خوری؟

 «ثُمَّ قَالَ: «إِنِّی لاَ آکُلُ مِمَّا تَذْبَحُونَ عَلَى أَنْصَابِکُمْ»

من از این گوشتی که شما برای بُت­ها ذبح کردید نمی­خورم

«وَلاَ آکُلُ إِلَّا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ»

من جز از آن چیزی که نام خدا در موقع ذبح بر آن گفته نشده، نمی­خورم

صحیح البخاری، الذبائح و الصید، چاپ ریاض عربستان در اوقاف عربستان، چاپ اول چاپ ۱۴۱۷، حدیث شماره ۵۴۹۹، باب ۱۶، ص ۱۱۹۰

 

این روایت چه را ثابت می­کند؟ ثابت می­کند که شخصی به نام زید بن عمرو بن نفیلی که هیچ اسم و رسمی هم در تاریخ ندارد ایشان قبل از نبوت با پیغمبر صلی الله علیه وآله ملاقات کرده، حضرت غذایی برای او آورده که برای بُت­ها ذبح کرده بوده، یعنی پیغمبر صلی الله علیه وآله نعوذ بالله قبل از نبوت­شان مشرک بوده. علاوه بر این، آن شخص به پیغمبر صلی الله علیه وآله یاد می­دهد که تو برای بُت­ها ذبح کردی من نمی­خورم؛ چون اسم خدا بر آن برده نشده. اگر آن گوشت را برای مهمانش آورده، قطعا خودشان هم خورده اند.

جالب است در «عمده القاری شرح صحیح البخاری» جلد شماره ۲۱ چاپ دار الکتب العلمیه بیروت صفحه ۱۶۸ ذیل همین روایت ۵۴۹۹ دقیقاً همین روایت را همینطور نقل می­کند و می­گوید:

این حدیث قبلاً هم گذشته، در کجا گذشته؟ در آخر کتاب «مناقب» در باب حدیث زید عمرو بن نفیل، این روایت جزء فضائل زید بن عمرو بن نفیل نقل شده که حتی قبل از اسلام هم ذبائحی که برای بُت­ها بود را نمی­خورده، ولی پیغمبر صلی الله علیه وآله چه؟ نعوذ بالله استغفر الله، بعد داستان را با جزئیات نقل می­کند و می­گوید:

«فَقَدَّمَ إِلَیْهِ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ سُفْرَهً و فی هذا الموضع اختلاف»

می­گوید: پیغمبر صلی الله علیه وآله سفر را پهن کرد یا کسانی دیگر پهن کردند اختلاف است

باید این روایت را یک طوری توجیه بکنند دیگر نمی­شود

«فروایه الأکثرین هکذا»

یعنی چه؟

یعنی «فَقَدَّمَ إِلَیْهِ» یعنی «إلی زید» «رسوال الله» پیغمبر سفره را پهن کردند و غذا را پیغمبر صلی الله علیه وآله تعارف کردند که بیا بخور و او قبول نکرد، اکثرا اینطور گفته­اند غیر از یک نفر.

«و فی روایه الکشمیهنی: فقدم إلی رسول الله(ص)»

در روایت آقای کشمیهنی آمده که این گوشت به پیغمبر صلی الله علیه وآله هدیه کرده.

می­گویند فقط این آقا نقل کرده و به صورت صیغه مجهول نقل شده، می­گوید به هر حال ما باید جمع ببندیم اکثر اینطوری گفته­اند یک نفر آنطور گفته­اند، جمع آن چه است؟

«و الجمع بینهما بأن القوم الذین کانوا هناک قدموا إلی رسول الله سفره فقدمها رسول الله(ص) إلی زید»

این که قومی که اسمش در روایت نیامده آمدند و به پیغمبر صلی الله علیه وآله غذایی دادند و پیغمبر صلی الله علیه وآله آن را پیش زید برده.

عمده القاری شرح صحیح البخاری، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت، روایت ۵۴۹۹، ج ۲۱، ص ۱۶۸

 

عجیب است، باز بحث سؤال هنوز باقی است چرا پیغمبر صلی الله علیه وآله غذایی را که برای بُت­ها ذبح شده بوده ،برای این شخص آورده و تعارف کرده؟ پیغمبر صلی الله علیه وآله مشرک بوده نعوذ باالله؟ البته این توجیهات هیچ کدام فایده ندارد چون روایت واضح است همه هم همینطوری خوانده­اند دقیقاً همینطور که الآن در صحیح بخاری هست خوانده­اند و این روایت نعوذ باالله ثابت می­کند که پیغمبر صلی الله علیه وآله مشرک بوده و برای بُت­ها ذبح می­کرده.

 

مجری:

این ها به خاطر این که صحابه را بالا بکشند و چون دلیل نداشتند، تنقیص هایی را بیان کردند و مقام رسول خدا صلی الله علیه وآله را پایین آوردند. همان طور که استاد عزیز ما حضرت آیت الله قزوینی بارها فرمودند آقایان به خاطر حقد و کینه ای که نسبت به رسول خدا صلی الله علیه وآله داشتند، آمدند و انتقام خود را از نفس پیامبر صلی الله علیه وآله، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام با غصب خلافت و کارهای دیگری که انجام دادند، گرفتند.

 

استاد یزدانی:

در آخر خدمت­ آقای حسینی و همۀ یزیدی­های شبکه­های وهابی! می گویم که شما باید خجالت بکشید و اصلاً وارد این بحث توهین به پیغمبر صلی الله علیه وآله بحث ارتباط شیعه با یهود نشوید، که اگر ما بخواهیم وارد این بحث شویم مطلب زیاد هست و اصلاً از پیغمبر صلی الله علیه وآله دفاع نکنید، شمایی که این مسائل را در کتاب­هایتان آورده­اید اصلاً نباید به خود اجازه دهید که به مکرون و کفار دیگر ایراد بگیرید، شما اول این روایات را که یهودی­ها در کتاب­هایتان وارد کرده را از کتاب­هایتان پاک کنید یا لااقل از این روایات دفاع نکنید. همانطور که خداوند در سوره مبارکه بقره آیه شماره ۴۴ می­فرماید:

«أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنفُسَکُمْ»«وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَبَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ‏»

شما همه مردم را دستور می­­دهید که کارهای خوب بکند ولی خودتان را فراموش کردید.

سوره مبارکه بقره، آیه ۴۴

 

عقل دارید یا ندارید؟ اگر عقل داشتید شما اگر قرآن خوانده بودید هرگز وارد این بحث نمی­شدید این برای شما یک خط قرمز هست. وارد این مباحث شوید همه زنگ می­زنند .شیعه هم زنگ نزند، یک مسیحی زنگ می­زند و می گوید این حرفی که شما زدید خیلی خوب است اصلاً توهین نباید شود توهین کار زشتی است اصلا عاقلانه نیست این مسائل آزادی بیان نیست، ولی چرا شما در کتاب­های­تان آورده­اید ؟ توهین هست یا نیست؟ هیچ راه فراری هم وجود ندارد. به نظر من این ها اصلاً وارد این مباحث نشوند و تنها کسی که می­تواند از پیغمبر صلی الله علیه وآله خوب دفاع کند، شیعیان امیرالمؤمنین علی یابن أبی طالب علیه السلام هستند که پیغمبر صلی الله علیه وآله را معصوم مطلق می­دانند و همۀ اینها را توهین به پیغمبر صلی الله علیه وآله می­داند و هیچ کدام این روایات در کتاب­های ما وجود ندارد.

بینندگان:

بیننده۱:

بنده سؤالی راجع به یک سری از رفتارهای که می­بینیم و خودمان هم انجام می دهیم دارم . در خصوص بوسیدن ضریح امام­ها و امام زاده­ها یا اینکه بعضی ها دست روی ضریح می کشند و به سر و صورت خود می مالند. آیا این کار درست است؟

بیننده:

بسم الله الرحمن الرحیم أللهُم جعَلنَا مِنَ المُتَمَسِّکینَ بوِلاَیَهِ أمیرِالمُؤمِنینَ وَ آلَ أمیرِالمُؤمِنینَ(ع)

بنده می خواستم در مورد متعه و تناقضاتی که در این خصوص در کتاب های اهل سنت نقل شده توضیحاتی را بیان کنید. چون در این خصوص روایات صحیح و متواتری داریم. اما در مقابل روایاتی را نقل می کنند که عمر از این کار نهی کرده و دلیلش را روایاتی از قبیل این که رسول خدا صلی الله علیه وآله در جنگ خیبر یا در جنگ تبوک یا بعد از حجه الوداع متعه را نهی کرده . سؤال من این است که این دسته از روایات به هر حال در کتب شیعه هم هست که بزرگان شیعه گفته­اند که این حمل بر تقیه است چون موافق عامه است، می­خواستم ببینم کلیت اینگونه روایاتی که در واقع گفته­اند صحیح هم هست، در کتب اهل سنت در کجاها آمده و در کتب ما شیعیان هم در کجاها آمده تکلیف این را إن شاءالله امروز برای ما مشخص کنید تا مثل همیشه حق برای همه ما عزیزان إن شاءالله آشکار بشود.

استاد یزدانی:

تفصیل این قضیه که ممکن نیست. من فقط بحث نسخ خیبر را می گویم. این خیلی عجیب هست که می­گویند پیغمبر صلی الله علیه وآله در جنگ خیبر متعه النساء را نسخ کرد. همانطور که علمای اهل سنت هم بارها در کتاب هایشان گفته­اند مگر در جنگ خیبر زن بیوۀ با مسلمان­ها رفته بود؟ با یهودی­ها که نمی­شد ازدواج مؤقت آن زمان انجام داد، طبق فتوای مذاهب شما با یهودی ها که ازدواج موقت نمی شد. پس این زن های بیوه چه کسانی بودند؟ این اصلاً قابل قبول نیست . همانطور که «إبن حجر عسقلانی» در «فتح الباری شرح صحیح بخاری» چاپ دار الطیبه جلد ۱۱ صفحه شماره ۴۱۹ همین روایت را می­آورد که پیغمبر صلی الله علیه وآْله در روز جنگ خیبر از نکاح متعه نهی کرده. ایشان از سهیلی نقل می­کند می­گوید این روایت یک اشکال مهم دارد چرا؟

«لأن فیه النهی عن نکاح المتعه یوم خیبر»

در این روایت بحث نکاح متعه آمده

«و هذا شیء لا یعرفه أحد من أهل السیر و رواه الأثر»

فتح الباری شرح صحیح بخاری، ابن حجر عسقلانی، چاپ دار الطیبه، ج ۱۱، ص ۴۱۹

 

اصلاً چنین چیزی هیچ کدام از اهل تاریخ آنهای که تاریخ را نقل کرده­اند آنهای که اثر را نقل کرده­اند چنین چیزی را نمی­شناسند با چنین چیزی برخورد نکرده­اند که پیغمبر صلی الله علیه وآْله این کار را انجام داده باشد اگر بود که می­گفتند که در فلان جنگ در جنگ خیبر فلان خانم بیوه با فلانی این کار را انجام داد و پیغمبر صلی الله علیه وآله گفته دیگر از این به بعد انجام ندهید.

اگر روایت بیشتری بخواهید در صحیح مسلم فراوان آمده من فقط آدرسش را می­توانم نشان بدهم چون فرصت کم است. صحیح مسلم چاپ دار الطبیه ریاض عربستان سعودی کتاب النکاح باب ۳ باب نکاح المتعه روایت اول، روایت شماره ۱۱، روایت شماره ۱۵، ۱۳، ۱۶، و روایات متعدد ۱۷، ۱۸، ۱۹. روایت ۱۶:

از جابر إبن عبدالله انصاری:

«کُنَّا نَستَمتِعُ بِالقُبضَهِ مِنَ التّمرِ وَ الدّقِیقِ الأیامَ عَلَی عَهدِ رَسُولِ الله(ص) وَ أَبِی بَکر حَتّی نَهَی عَنهُ عُمَرُ، فِی شَأنِ عَمرِو بنِ حُرَیثٍ»

صحیح مسلم، کتاب النکاح، چاپ دار الطبیه ریاض عربستان سعودی، باب ۳ باب نکاح المتعه، روایت شماره ۱۶

 

عمرو بن حریث را بینندگان عزیز در فیلم مختار کامل می­شناسند و جنایاتی که در آن زمان انجام داد را تا حدودی دیدند. ایشان با زنی ازدواج مؤقت انجام داده بود بچه دار شده بود بعد بچه را قبول نکرد، بچه را نزد خلیفه آوردند، خلیفه ناراحت شد. به جای این که مشکل را حل کند، گفت دیگر این کار جایز نیست. این داستان را ایشان نقل می­کند: ما در زمان پیغمبر این کار را انجام می­دادیم متعه می­کردیم با یک مشت خرما یا با یک کمی آرد، در زمان أبی بکر هم همین کار را انجام می­دادیم، تا اینکه خلیفه دوم حرام کرد. روایات دیگر هم هست که خودشان می توانند مراجعه کنند.

 

بیننده۲:

سؤالی داشتم که ما وقتی با وهابیت در بحث حدیث ثقلین یا حدیث خلیفتین صحبت می­کنیم که ابوبکر عمر و عثمان، قرآن هستند یا عترت هستند، آنها حدیثی برای ما می خوانند که در آن پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرموده بعد از من به ابوبکر عمر و عثمان اقتدا کنید. خواستم بدانم سند این روایت صحیح است یا خیر؟

استاد یزدانی:

یک روایتی در این زمینه هست که

«اقتدوا باللذین من بعدی أبی بکر وعمر»

این بحث، بحث گسترده ای هست که سر جای خودش باید جواب بدهم . ان شالله در جلسه بعد پاسخگو هستم اگر نشد، شب جمعه حضرت آیت الله قزوینی برنامه دارند از ایشان بپرسند، باز یک شنبه حضرت آیت الله قزوینی برنامه دارند از ایشان بپرسند، إن شاءالله آنجا مفصل جوابش را بگیرند.

 

بیننده۳:

ببخشید من چندتا در مورد توسل و زیارت سؤال دارم ، اول باید به آقای یزدانی بگویم که برای اثبات حقانیت شیعه به تخریب مذاهب دیگر نپردازند. بهتر است شبهاتی که در مورد تشیع هست را جواب بدهند. سؤال من در مورد این است که چرا شما برای مقبره انسان بزرگ و پاک و متقی هزینه می­کنید برای این که آن بزرگوار شما را به خدا نزدیک کند. ولی وقتی ما قرآن می­خوانیم به چنین چیزی نمی­توانیم برسیم، یعنی در قرآن زیارت و زیارتگاه جایگاهی ندارد، اگر می­توانید دلیل بیاورید برای من.

استاد یزدانی:

حتما باید از قرآن باشد؟ اگر از غیر قرآن باشد قبول می کنید؟

بیننده:

بله از قرآن باشد؛چون دلیل من برای این است که چون قرآن دست نخورده هست تحریف نشده

استاد یزدانی:

یعنی غیر از قرآن برای شما هیچ چیز حجت نیست ؟

بیننده:

سنت پیامبر (ص) برای من حجت است. اما فعلا از قرآن دلیل بیاورید.

استاد یزدانی:

بحث زیارت بحث مهمی است اما شاید به مسأله جزئی مثل زیارت قبول در قرآن نباشد.

بیننده:

حداقل باید یک اشاره­ای در مورد توسل از قرآن شده باشد.

بیننده:

وقتی ما آیات را کنار هم قرار می­دهیم دقیقا برعکش است.ً یعنی خداوند می­گوید من را بخوانید.

استاد یزدانی:

آقای بزرگوار، زیارت هم در نزد شیعه و هم در نزد اهل سنت یک عمل مستحبی است.آیا مهم هست که حتماً باید در قرآن بیاید؟ من یک سؤال از شما دارم ، لطفاً گوش کنید با دقت جواب دهید. بحث زیارت مهم­تر است یا بحث حکومت بعد از پیغمبر صلی الله علیه وآله؟

بیننده:

حرف من این است که شما اینقدر روی مسأله زیارت تأکید کرده اید که برای مردم دین شده. در حالی که چنین چیزی نیست. به خاطر همین کارهای اشتباه است که مردم از دین زده شده اند.

استاد یزدانی:

برای ما بحث زیارت بسیار مهم هست. اما شما بگویید حکومت بر مردم مهم­تر است یا زیارت؟

من می­دانم چون جواب برایش ندارید دارید تفره می­روید، چرا خدا درباره حکومت بعد از پیغمبر صلی الله علیه وآله هیچ چیز در قرآنش نگفته؟

بیننده:

من جواب­تان را می دهم، می­گویم بعد از پیامبر (ص) جماعتی از صحابه جمع شدند درست یا غلط شخصی را انتخاب کردند. الان چه فرقی می کند حضرت علی خلیفه اول باشد یا نباشد؟

استاد یزدانی:

اصلاً کار به آن بحث نداریم، من می­خواهم بدانم خدایی که به این عظمت است، چرا مهم­ترین مشکلی که بین بشریت در طول تاریخ وجود داشته و آن حکومت هست را در قرآن بیان نکرده.طبق نظر شما پیامبرش هم مشخص نکرده و هیچ حرفی در مورد آن نزده. پیغمبری که درباره مسواک زدن حرف زده، درباره نحوه توالت رفتن حرف زده، در مورد حکومت بعد از خودش و این که چه کسی این حکومت را اداره کند، حرفی نزده است.

من برای اثبات زیارت دلیل زیاد دارم، روایت صحیح السند هم از کتاب­های شما و هم از کتاب­های شیعه دارم. ولی چرا شما فقط از قرآن دلیل می خواهید؟ در صورتی که برای اثبات مشروعیت خلافت بعضی­ها از قرآن یک دلیل ساده هم ندارید.

یکی از چیزهایی که می­شود با آن تبرک کرد بوسیدن هست، دلیل مان چیست،در کتاب­های شیعه دلیل فراوان هست و کسی شک و شبهه­ای در این زمینه ندارد. من فقط یک روایت از صحیح سنن ترمذی که قبلاً هم نشان دادم را بیان می کنم. اگر قرار باشد بوسیدن شرک باشد ، که کلیپش را هم ما پخش کردیم که این ها گفتند بوسیدن شرک است، کس که شخص دیگری را ببوسد او را در واقع عبادت کرده و وتعظیم کرده. صحیح سنن ترمزی جلد۲، چاپ ریاض عربستان، مکتبه المعارف، چاپ اول، چاپ ۱۴۱۹، صفحه ۱۱، از عایشه رویات نقل شده :

«أن ابابکر قبل بین عینی النبی و هو میت»

صحیح سنن ترمزی جلد۲، چاپ ریاض عربستان، مکتبه المعارف، چاپ اول، چاپ ۱۴۱۹، صفحه ۱۱،

 

سند روایت هم صحیح هست دو روایت هم می­آورد هم از ابن عباس هم از عایشه. اگر قرار باشد بوسیدن جایز نباشد آنطوری که شبکه­های وهابی می­گویند شرک باشد، چطور می­­خواهند جواب بدهند؟ ما ده­ها دلیل علمای اهل سنت صریح واضح و روشن داریم که گفته­اند بوسیدن قبر پیغمبر صلی الله علیه وآله جایز هست. بوسیدن منبر پیغمبر صلی الله علیه وآله جایز هست. ما قبلا درباره بحث تبرک صحبت کرده ایم. إن شاءالله در یک زمان دیگری باز هم بحث تبرک را مطرح می کنیم . تبرک­های که این ها کرده­اند ،تبرک­های که سلفی­ها کرده­اند، تبرک­های که إبن تیمیه و پیروانش کرده­اند. إن شاءالله در زمانی مفصل خواهیم گفت، همین یک روایت را قبول کنند از ما کافی باشد.

 

بیننده۴:

بنده می خواستم بدانم چه کسی صحاح سته را نامگذاری کرده. دوم این که شخصی در مورد جلد اول صحیح مسلم صحبت می کرد البته در چاپ های قدیم که روایات زیادی در مورد متعه در آن آمده بود. لطفا در این باره توضیحاتی را بیان کنید.

استاد یزدانی:

تاریخ دقیق برای اینکه چه کسانی در چه زمانی صحاح سته گفته­اند وجود ندارد. ولی در مقدمۀ این کتاب­ها هم صحیح بخاری هم صحیح مسلم هم سایر کتاب­ها از این صحاح سته خود مؤلف گفته من هر چه جمع کرده­ام صحیح است به این دلیل این کتاب به صحاح معروف شده­اند. وگرنه در تعداد آن اختلاف هم هست. بعضی­ها معطه مالک را هم جزء صحاح سته می­گیرند، نسائی را جزء صحاح سته نمی­گیرند. غیر از آن بعضی­های دیگر کتاب­های صحیح دیگری مثل الاحادیث المختاره ،کتاب المستدرک علی الصحیحین حاکم نیشابوری، کتاب صحیح إبن حبان را جزء صحاح این ها می دانند. ولی معروف شده به صحاح سته که آن هم در زمان خودشان معروف نبود بعدها معروف شد. ولی امروزه قبول نمی­کنند. صحیح بخاری صحیح مسلم و بقیه را می­گویند هم صحیح دارد هم ضعیف دارد صحیح آن را جدا کرده­اند ضعیف آن جدا کرده­اند. ما طبق مبنای خودشان معمولاً برخورد می­کنیم. اگر بخواهیم استدلال کنیم معمولاً به صحیح آن استدلال می­کنیم.

مجری:

خیلی تشکر می­کنیم از محضرتان الحمدالله این جلسه هم بسیار پر بار بود و بسیار استفاده کردیم و بهرمند شدیم از فرمایشات حضرت عالی.

به امید دیدار تا برنامه آینده

«اللهم اجعل محیانا محیا محمد و آل محمد اللهم اجعل مماتنا ممات محمد و آل محمد اللهم صلی علی محمد و آل محمد».