سخنرانی ها » کلمه طیبه
کد خبر : 6119
سه شنبه - ۲۵ آذر ۱۳۹۹ - ۱۱:۰۵
كلمه طيبه (20) 990924

دستور به جنگ با ناکثین و قاسطین | همسران پیامبر صلی الله علیه وآله و آیه تطهیر

دستور به جنگ با ناکثین و قاسطین | همسران پیامبر صلی الله علیه وآله و آیه تطهیر

 

بیستمین برنامه کلمه طیبه با موضوعات:

ـ دستور رسول خدا صلی الله علیه وآله به امیرمؤمنان علیه السلام برای جنگ با عایشه، معاویه و سایر خوارج

ـ دیدگاه زید بن أرقم در باره شمولیت آیه تطهیر نسبت به همسران رسول خدا صلی الله علیه وآله و دروغگویی کارشناس وهابی در این مسأله.

 

 

فایل تصویری

فایل تصویری

 

 

فایل صوتی

فایل صوتی

 

اسکن های برنامه

اسکن های برنامه


بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: ۲۴/۰۹/۱۳۹۹

برنامه: کلمه طیبه

کلیپ شماره ۱:

-جناب آقای سجودی یک روایتی را جناب آلبانی تحقیق کرده­اند همان آلبانی که ملاک شما است در تصحیح روایت ذیل حدیث کسا که در واقع در خانه ام سلمه پیغمبر امام حسن، امام حسین، حضرت زهرا(ع) را دعوت کرد علی بن أبی طالب هم بود «فجلّله بالکساء ثمَّ قالَ اللَّهمَّ هؤلاءِ أَهلُ بیتی فأذْهِب عنْهمُ الرِّجسَ وطَهِّرْهم تطْهیرًا» که ام سلمه در واقع جلو می­آید قطعاً که می­دانید ام سلمه یکی از زنان پیغمبر بود می­پرسد «و أنا معهم یا نبی الله؟» پیغمبر جواب می­دهند «قال أنت علی مکانک و أنت إلا خیر» در واقع طبق همین روایت جناب البانی تفسیر می­کنند که زنان پیغمبر جزو اهل بیت نیستند، یک روایت را هم برایتان بخوانم شما اینها را جواب بدهید بعد ادامه مطلب، در صحیح مسلم جلد ۴، صفحه ۱۸۷۴، از زید بن ارقم می­پرسند که «فقلنا منه…. نسائه» تصریحاً می­گوید «قال لا» این هم راوی است این هم صحابی است این هم در محضر پیغمبر بودند، این سه تا روایت می­گویند زنان پیغمبر جزو اهل بیت نیستند تا ادامه مطلب؛ در خدمت هستم.

+ والله شما زیاد دروغ گفتید ما خیلی ناراحت نشدیم، من به صراحت می­گویم حالا چون که در این منبر دروغ گفتن خوب نیست آدم باید حواسش باشد، چون همین حدیث آخری که از مسلم نقل کردید آنجا می­گوید زنانش از اهل بیتش هستند ولی منظورش در اینجا کسانی است که صدقه بر آنها حرام است، زنانش از اهل بیتش هستند، «نسائه من اهل بیتی» پس شما چرا حدیث را می­گویید لا، نساء را نمی­خوانید درست؟ چرا بعدش را کامل نخواندی؟ این کارها را نکن، اما برویم دو حدیث اول

– من آدرس که دادم

+ آدرس که دارم به شما می­گویم دیگر من به شما گفتم من که هر دقیقه نمی­توانم که تا برایت همان حدیثش را پیدا کنم و لاکن من دیگر حفظ شدم از بس که شما آوردید و گفتید، در مسلم آیا چنین حدیثی نیست؟ پس اگر این را پیدا کردم دیگر بقیه حرف­های شما را جواب نمی­دهم

– نه باید جواب بدهید

+ خب پس نگو حدیث نیست، خودت هم می­دانی که حدیث است، پس وقت را نگیر، پس نگو برای من دلیل بیاور، عزیز من اگر که تو قبول داری که این حدیث است، اگر قبول داری پس چرا می­پرسی؟

– اینها از باب قائده الزام است

+ الزام چی است بابا، اینها بیا آوردمش، بیا  از او پرسیدند بیا، صبر کن حالا سر خط باش؛ عیب است قسم به خدا عیب است آخرتی هست این کارها را نکن، حدیث­ها را هم می­دانی همه کتاب­ها را هم می­دانی با هم جمع هم می­کنی، این صحیح مسلم است، گفته که زید مگر زن­هایش، یعنی تعجب کرد مگر زن­هایش مگر از اهل بیتش نیستند؟ «قال نسائه من اهل بیته» نسائش از اهل بیتش هستند، ولی اینجا دارد ما شبه در مسئله دیگر می­کنید، «نسائه من  اهل بیته» پس نگو نه، لا گفته، این یکی، صبر کنید بقیه حرف­هایتان را هم جواب می­دهم، اما آن حدیث دیگری که گفتید آن هم بریدید،  اجازه بده آن را هم بریدید دیگر، آن را چجوری بریدید، آن را اینطوری  بریدید که در یک حدیث دیگر می­آید که  ام سلمه می­گوید که بعد از اینکه برای ابن عمش و دخترش، دقیقاً دارم کلمات را برایت می­گویم از بس که گفتیم دیگر ما حفظ شدیم، و برای دوتا پسرهایش یعنی نوه­هایش دعا را گفت من هم داخل عبا شدم و برای من هم دعا خواند، ام سلمه همین را می­گوید، تمام شد و رفت ده بار این را در تلوزیون هم گفتیم علتش این بود که ام سلمه مثل حالا نبود که مردها هر کس با هر کسی می­نشیند یک قائده­ای دارد ام سلمه حرم رسو الله محرم حضرت علی که نبود دیگر آن پسر عمویش بود دیگر، محرمش که نمی­شد لذا گفت تو باش، تو بخیر هستی، باز حدیث که می­خوانی تا آخرش را چرا نمی­خوانی؟

استاد یزدانی:

یک روایتی بیننده خواند که زید بن ارقم که از اصحاب پیغمبر هست صریح می­گوید زنان پیغمبر جزء اهل بیت نیستند ولی ایشان از مسلم روایت را نشان داد که دقیقاً زید بن ارقم می­گوید زنان پیغمبر جزء اهل بیت پیغمبر هستند، من روایت را در صحیح مسلم نشان می­دهم روایتی که ایشان نشان داد، «صحیح مسلم» چاپ دارالطیبه ریاض عربستان سعودی صفحه شماره ۱۱۳۰ کتاب فضائل الصحابه حدیث شماره ۲۴۰۸ دقیقاً همان روایت هست که حدیث ثقلین را اول می­خواند

صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابه، چاپ دارالطیبه ریاض عربستان سعودی، ص ۱۱۳۰، حدیث ۲۴۰۸

«وأنَا تارِکٌ فیکُم ثَقَلَینِ: أوَّلُهُما کتابُ اللّهِ فیهِ الهُدى والنّورُ»

تا آخر، بعد حصین که راوی هست می­گوید از زید پرسیدم

«وَمَنْ أَهْلُ بَیْتِهِ؟»

اهل بیت پیغمبر چه کسانی هستند؟

«یَا زَیْدُ أَلَیْسَ نِسَاؤُهُ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ؟»

ای زید آیا زنان پیغمبر جزء اهل بیتش هستند یا نیستند

ایشان گفت بله

«نِسَاؤُهُ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ»

بله زنان پیغمبر جزء اهل بیت پیغمبر هستند

دیگر واضح شد زنان جزء اهل بیت پیغمبر هستند، اما نامردیی که می­کند ادامه روایت را نمی­خواند

«وَلَکِنْ أَهْلُ بَیْتِهِ مَنْ حُرِمَ الصَّدَقَهَ بَعْدَهُ»

گفت چه کسانی هستند؟ گفت فلانی فلانی فلانی، ادامه روایت را چرا نخواندی؟ ببین ما یک اهل بیت داریم اهل پیغمبر اهل خانه پیغمبر، چه کسانی هستند؟ زنان ایشان هستند، بقیه هستند، غلامان ایشان هستند، کنیزها هستند، همه هستند هر کس در خانه پیغمبر زندگی می­کند، هر کسی در خانه من زندگی بکند اهل من است، هر کسی در خانه شما است اهل شما است پدر، مادر، برادر هر کسی که هست، ولی اهل بیتی که خداوند در اینجا پیغمبر فرموده

«إنی تَارِکٌ فِیکُمْ ثَقَلَیْنِ»

این دیگر جزء آنها نیست، اهل بیتی که در اینجا پیغمبر گفته چه کسانی هستند؟

«مَنْ حُرِمَ الصَّدَقَهَ بَعْدَهُ»

کسی که صدقه بر آنها حرام هست

حالا به این کاری نداریم ما این اجتهاد زید دارد دروغ می­گوید، ولی ایشان متأسفانه اینجا تقطیع کرد خودش روایت را و بعد به بیننده می­گفت که، قیامتی هم هست، چرا دروغ می­گویی؟ تو دروغ گفتی، اما دروغ بزرگ­ترش چیست؟ این صفحه ۱۱۳۰، بود، حالا صفحه ۱۱۳۱، دقیقاً همان روایت هست ولی یک طور دیگر نقل شده، حدیث، شماره ۳۷، از باب  پنجم

صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابه، چاپ دارالطیبه ریاض عربستان سعودی، ص ۱۱۳۱، حدیث ۳۷

« عَنْ زَیْدِ بْنِ أَرْقَمَ، قَالَ: دَخَلْنَا عَلَیْهِ فَقُلْنَا لَهُ: لَقَدْ رَأَیْتَ خَیْرًا، لَقَدْ صَاحَبْتَ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَصَلَّیْتَ خَلْفَهُ، وَسَاقَ الْحَدِیثَ بِنَحْوِ»

که گفت

«إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ ثَقَلَیْنِ»

پیغمبر فرمود من در میان شما دو ثقل می­گذارم  یکی از آنها کتاب خدا است که حبل الله المتین هست، هر کس از کتاب خدا تبعیت کند هدایت می­شود،

«وَمَنْ تَرَکَهُ کَانَ عَلَى ضَلَالَهٍ»

هر کس هم از کتاب خدا تبعیت نکند گمراه می­شود

خب پیغمبر گفته بود ثقلین، ثقل بعدی کجاست؟ ثقل بعدی را زید بن ارقم قورت داده یا راوی یا مصلح، و بعد ادامه­اش را ببین چه می­گوید

«وَفِیهِ فَقُلْنَا: مَنْ أَهْلُ بَیْتِهِ؟ نِسَاؤُهُ؟»

پیغمبر و قتی گفت

« إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ ثَقَلَیْنِ وَ عِترَتی أهلَ بیتی»

که متأسفانه راوی حذف کرده این اهل بیت زنانش هستند؟

«قال لا»

این لا را قشنگ ببین آقای سجودی عینکت را هم بزن اگر عینکت مشکل داره یکم نمره­اش را ببر بالاتر که قشنگ ببینی «قال لا» بعد دلیلش چیست؟، می­گوید بابا زن یک روزی با مرد هست، فردایش طلاق می­گیرد می­رود پیش خانواده­اش

«أَهْلُ بَیْتِهِ أَصْلُهُ، وَعَصَبَتُهُ الَّذِینَ حُرِمُوا الصَّدَقَهَ بَعْدَهُ»

اهل بیت پیغمبر که در اینجا گفته در کنار کتاب خدا قرار داده شده و گفته ثقلین هست و طبعیت از او واجب هست، آنهایی هستند که از ریشه پیغمبر هستند، زن­هایش که نیستند زن­هایش امروز زن پیغمبر است فردا طلاق می­گیرد، خب پیغمبر چندتا از زن­هایش را  طلاق داده آنها هم جرء اهل بیت هستند؟ بعضی از زنهای پیغمبر کافر شدند مثل قتیله، بعد از پیغمبر کافر شد رفت شوهر کرد خب او هم جزء اهل بیت است؟ نیست دیگر، اهل بیت پیغمبر آنهایی هستند که در کنار قرآن تبعیت از آنها واجب است، حالا متأسفانه مسلم سر روایت را زده وسط روایت را زده آخر روایت را زده ولی همین هم کافی است برای ما، زنها جزء اهل بیت نیستند «قال لا» باز هم تأکیید می­کنم که ببینی و اینقدر دروغ نگو تو را به خدا، یک صفحه روق می­زدی این روایت را هم می­دیدی، ولی خب بیننده را متأسفانه اذیت کرد

یک عنوان است دوتا روایت پشت سر هم است، یک روایت را نشان می­دهد روایت بعدی را نشان نمی­دهد، آن که بیننده خوانده آن را نشان نمی­دهد، بعد به بیننده توصیه می­کند قیامتی هم هست، قیامت هست واقعاً شما به قیامت اعتقاد داری آقای سجودی، اگر واقعاً به قیامت اعتقاد داری این چه تحریفی است که داری انجام می­دهید، این چه دروغی است که داری می­گویی؟

بعد به بیننده توصیه می­کند که دروغ نگو ولی خودش همینجا صریح دروغ می­گوید.

مجری:

می­گفتند اینکه رسول الله اجازه ندادند تا ام سلمه هم تحت کساء قرار بگیرد بخاطر این بود که ام سلمه با حضرت امیرالمؤمنین محرمیت نداشتند، پس چنین چیزی هیچ استبعاد ندارد، یعنی و جه اینکه ام سلمه وارد در زیر کساء نشد این بوده که محرمیتی وجود نداشته پس دیگر مابقی صحبت­هایی که شیعه به آن استدلال می­کند اینطوری پوچ می­شود دیگر ، آیا این گونه نیست؟

استاد یزدانی:

بله اول گفت که دلیل اینکه حضرت ام سلمه وارد کساء نشد بخاطر اینکه با حضرت علی نامحرم بود، ولی بلافاصله یعنی پنج ثانیه هم نکشید، گفت بعد از اینکه پیغمبر دعا کرد آن دعا را خواند ام­سلمه وارد شد، یعنی آن دعا باعث شد که ام سلمه با حضرت امیرالمؤمنین محرم بشوند؟ عقد خواند مگر؟ یک دعا کرد خدایا اینها از اهل بیت من هستند «فذهب عنهم الرحس و طهرهم تطهیرا» خب این چه استدلال احمقانه­ای است که این آقا انجام می­دهد واقعاً آدم تعجب می­کند چطور این را گذاشتند کارشناس، می­گوید ام­سلمه چرا وارد شند؟ چون نامحرم بود بلافاصله می­­گوید بعدش وارد شد ، خب بعدش که محرم نشد دیگر، تازه مگر هر کسی زیر یک عبا باشد دلیل بر این است که، پیغمبر هم هست کنار  پیغمبر می­نشست، حضرت زهرا هم بود کنار حضرت زهرا می­نشست، این بهانه عجیبی است، و بعد یک روایتی را خواند که حضرت ام سلمه وارد شده، من این روایت را خدمت ایشان نشان بدهم، در کتاب مسند احمد بن حنبل هست، جلد۴۴، با تحقیق آقای شعیب الأرنعوط وهابی، صفحه ۱۷۳، حدیث ۲۶۵۵۰،

مسند احمد بن حنبل، تحقیق شعیب الأرنعوط وهابی، ج۴۴، ص۱۷۳، حدیث۲۶۵۵۰

از فلانی از فلان از ام سلمه همسر پیغمبر که وقتی، همان روایتی که ایشان خواند، وقتی خبر شهادت امام حسین می­رسد به ام سلمه، حالا روایت طولانی است ما به آنهایش کاری نداریم تا به اینجایی که وقتی این آیه نازل شد

«قلت یا رسول الله ألست من أهلک؟»

آیا من جزء اهل تو هستم یا نیستم

پیغمبر گفت «بلی» بله جزء کساء هستی وارد کساء شو

«قالت فدخلت فی الکساء بعد ما قضاء دعائه لإبن عمه علی و ابنیه و بنته فاطمه»

بعد از اینکه دعا کرد من وراد شدم ، خب اگر نامحرم بود چرا وارد شد؟ مگر قبلش نامحرم بود بعدش محرم شده؟ حالا کاری نداریم روایت سندش چیست محقق کتاب می­گوید «اسناده ضعیف»، سند این روایت ضعیف است آقای سجودی حداقل برو نظر محققین سنی را ببین این می­گوید «إسناده ضعیف» سند وقتی ضعیف هست به چه دردی می­خورد؟ یک روایت ضعیف به درد می­خورد؟ ارزش دارد، به قول آقای هاشمی آن قدیم­ها می­گفت آنهایی که می­آیند وارد کتاب­های ما می­شوند اینها فقط روایات ضعیف را پیدا می­کنند، مثل آن خرمگسی که وارد باغ می­شود میوه و گل را رها می­کند  مستقیم می­رود یک جای دیگر می­نشیند، ایشان هم خودش را مصداق آن حرف دانسته، حالا من در جوابش، علاوه بر اینکه این حدیث سندش ضعیف است من روایات دیگر دارم در منابع اهل سنت مثل همان روایتی که این بیننده خواند، بیننده روایت خواند که اقای البانی هم تصریح کرده بود، کجا بود؟ «صحیح سنن ترمزی» جلد ۳، چاپ مکتبه المعارف ریاض عربستان سعودی، صفحه ۳۰۶، حدیث ۳۲۰۵،

صحیح سنن ترمزی، چاپ مکتبه المعارف ریاض عربستان سعودی، ج ۳، ص ۳۰۶، حدیث ۳۲۰۵

از عمر بن أبی سلمه از ام سلمه

«لمّا نزلت هذه الآیه فی بیت ام سلمه فدعا فاطمه و حسناً و حسیناً فجللهم بالکساء و علی خلف ظهره فجلله باکساءٍ ثم قال اللهم هؤلاء أهل بیتی فأذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا»

بعد ام سلمه گفت آیا من هم جزء اینها هستم  یا نیستم یا رسول الله،

«قلت أنتِ علی مکانک»

سر جایت بمان

«و أنت علی خیر»

تو حق نداری وارد این کساء بشوی

تو نباید واردش بشوی حدیث سندش صحیح است آن سندش ضعیف بود، این حدیث سندش صحیح است، چرا یک روایت ضعیف را می­گیرید ویک روایت صحیح را کنار می­گذاری؟ این هم یک روایت که خدمت­تان گفتم، باز همین روایت در صحیح مسلم آمده، یک بیننده در همین هفته روایاتی را می­خواند می­گفت عین این در مسلم هست ما روایات مسلم را بیشتر قول داریم ، خب این روایت صحیح مسلم، چاپ دارالطیبه ریاض عربستان سعودی باب فضائل اهل بیت النبی، کتاب فضائل الصحابه فقط یک روایت نقل کرده همین روایت است که

صحیح مسلم، چاپ دارالطیبه، ریاض عربستان، باب فضائل اهل بیت النبی

«خرج النبی غداهً  و علیه مرطٌ مرحل من شعر أسود فجاء الحسن بن علی فأدخله ثم جاء الحسین فدخل مع، ثم جاءت فاطمه فأدخلها ثم جاءعلی فأخله ثم قال: إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَیتِ وَیُطَهِّرَکُم تَطهیرًا»

خب در این روایت دارد که عایشه وارد شد؟ وارد نشد دیگر تنها روایت باب فضائل اهل بیت النبی همین یک دانه روایت هست، در این هم نیامده که زن­ها جزء اهل بیت باشند، خلافش داشتیم از ام سلمه که وارد نشده؛ من یکی دوتا روایت هم بخوانم که حالا که اینطوری هست فرصت هست من یکی دوتا روایت زیبای دیگر هم در این زمینه بخوانم، «شرح مشکل الآثار آقای تحاوی» با تحقیق آقای شعیب الأرنعوط وهابی ،جلد۲، چاپ مؤسسه الرساله،

شرح مشکل الأثار، تحاوی، شعیب الأرنعوط وهابی، چاپ مؤسسه الرساله، ج۲،

ابی معاویه بجلی، از عمره همدانیه، خانمی هست می­گوید من رفتم پیش ام سلمه سلام دادم، از من سؤال کرد چه کسی هستی گفتم من فلانی هستم، گفتم

«یا ام المؤمنین أخبرینی عن هذا الجرل الذی قتل بین أظهرنا»

شخصی آنجا می­جنگید

«فمحب و مبغض ترید علی بن ابی طالب»

اینجا یک شخصی دارد می­جنگ با امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب، میدان جنگ است

«قالت ام سلمه أتحیبنه، أم تبغضینه»

علی که دارد می­جنگد را دوست داری یا دوست نداری؟

«قالت ما أحبه و لا یبغضه،»

نه دوستش دارم نه بدم می­آید

«فقالت أنزل الله هذه الآیه: إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَیتِ وَیُطَهِّرَکُم تَطهیرًا، و ما فی البیت إلّا جبریل و رسول الله و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام فقلت یا رسو الله أنا من أهل البیت؟ فقالت إن لک عند الله خیراً»

تو پیش خدا خیر کثیر داری جایگاه والایی داری، می­گوید

«فودت أنه قال نعم»

دوست داشتم بگوید نعم

تو جزء اهل بیت هستی

«فکان أحب إلّی مما تطلع علیه الشمس و تغرب»

دوست داشتم به من بگوید که تو جزء اهل بیت هستی برای من بهتر بود از تمام آن چیزی که خورشید بر او می­تابد

یعنی تمام منظومه شمسی، از همه اینها بهتر بود، فقط پیغمبر می­گفت بله تو جزء اهل بیت من هستی، باز یک روایت دیگر بخوانم که این هم روایت قشنگی هست، که این را بارها هم نشان دادیم «کتاب الأربعین»، آقی ابن عساکر دمشقی شافعی، چاپ دارد الفکر، صفحه ۱۰۵، حدیث ۳۶،

کتاب الأربعین، ابن عساکر دمشقی شافعی، چاپ دارد الفکر، ص ۱۰۵، حدیث ۳۶،

از إبن سعید خدری، از ام سلمه

«نزلت هذه الآیه فی بیتی: إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَیتِ وَیُطَهِّرَکُم تَطهیرًا، قلت یا رسو الله ألست من اهل البیت؟»

من جزء اهل بیت نیستم مگر، همه را عبا کشیدی مگر من جزء اهل بیت نیستم من چرا نیستم

«قالت إنک  إلی خیر»

ولی جزء اهل بیت نیستی؟

«إنک من ازواج رسول الله»

تو همسر پیغمبر هستی، اهل بیت من اینها هستند،  اصلاً  پیغمبر چرا عبا می­کشد؟ برای چه عبا می­کشید در یک اتاقی که فقط اهل بیت هستند و یک ام سلمه هست، یا اهل بیت هستند و عایشه هست، چرا عبا می­کشد؟ خب همینطور  در خانه می­گفت دیگر، فلانی و فلانی جزء اهل بیت من هستید

«إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَیتِ وَیُطَهِّرَکُم تَطهیرًا»

چرا عبا می­کشد، چرا عبا را، گاهی روایت دارد از بعضی­ها می­کشد

مجری:

کأن یک محدوده­­ای می­خواهند مشخص بکنند که غیر از این نیست

استاد یزدانی:

فقط اینها هستند بله، «إنک من ازواج رسول الله» ام سلمه چه می­گوید؟ اهل بیت چه کسانی هستند؟ رسول خدا است، (ص) امیرالمؤمنین، فاطمه زهرا،  امام حسن و امام حسین، «رضی الله عنهم اجمعین»

«هذا حدیثٌ صحیحٌ»

سند این روایت هم صحیح است، تو یک روایتی آوردی که خود سنی­ها گفتند سندش ضعیف است من ده­ها روایت دیگر می­آورم که سندش صحیح است و ثابت می­کند زن­های پیغمبر جزء اهل بیت نیستند، حالا تو قیامت حالیت می­شود؟ تو که به بیننده توصیه می­کردی تقطیع کرده، کجا را تقطیع کرده؟ یک روایت از البانی خواند که از اول تا آخرش را هم خواند تقطعی نبود، قرار نیست هرچه روایت ضعیف در کتاب­های شما است همه را بخواند که.

حتی از نظر دلالی هم به ضررشان هست، خودش گفته بود نامحرم است دیگر، محرم که نشده هنوز، حالا اینها اینقدر نامحرم نامحرم می­کنند، بعضی­ها هستند با سند صحیح هم نقل شده که با پیغمبر سر یک سفره نشسته بودند یک شخصی از آنجا رد می­شد پیغمبر صدایش زد آمد سر یک سفره با پیغمبر نشستند و از یک کاسه غذا خورد با همسر پیغمبر و دست به دست هم دیگر خوردند، خیلی هم ناراحت شد که چرا من سر این سفره نشستم چرا دستم به دست همسر پیغمبر خورد ناراحتی کرد و آیه حجاب نازل شد حتی روایت دارد که بعضی­ها حتی وارد لحاف پیغبر هم شدند، از این دسته روایات است من نمی­خواهم به اینها بپردازم، بحث محرمیت را نمی­خواهم بپردازم حالا اگر خیلی ایشان اصرار کرد هفته­های بعد از این دست روایات ما شاء الله خیلی زیاد داریم در کتاب­های شما و فقط همین قدر توصیه می­کنم که واقعاً هم  قیامتی هست آقای سجودی، خدایی هم هست، پل صراطی هم هست، آنجا یقه­ات را می­گیرد، چرا دروغ می­گویی؟ یک روایت را نقل می­کنی صفحه بعدش را نقل نمی­کنی؟، چرا متهم می­کنی بیننده را به دروغ گویی، خودت دورغ می­گویی بقیه را به دروغ گویی متهم می­کنی.

مجری:

بله متأسفانه این روش و منهج اینها بر همین منوال استوار شده، حالا بنده هم سعی کردم همان اول کاملاً دفاع بکنم از این آقای سجودی اما خب وقتی که محرز می­شود این دروغ گویی اینها و به قول خودشان این هجم از دروغ گویی دیگر نمی­شود کاریش کرد، کلیپ بعد کلیپ شماره ۷۵، هست با هم می­بینیم.

کلیپ۲:

– اما شما آمدید صحبت کردید گفتید پیش گویی­های پیامبر، گفتید پیامبر ما هیچ پیش گویی غلط نکرده و  یک طوری احادیث شیعه را می­خواستید تعلیل کنی، اول پیامبر یک پیش گویی کرده نسبت به مولا علی (ع)، فرمود

«کما أُمِرتَ بِقِتَالِ النَّاکِثِینَ وَالْقَاسِطِینَ وَالْمَارِقِینَ»

با ناکسین و قاسطین و مارقین بجنگ

شما چرا وقتی پیامبر دستور به نفس خودش داده که با اینها مبارزه کند با اینها جنگ کند باز هم شما پیرو ناکثین و قاسطین و مارقین هستید؟

+سؤالی که فرمودید در مورد قاسطین و مارقین و اینها؛ اینها را من حدیث به این معنی ندیده­ام و فکر نمی­کنم  باشد که پیامبر به حضرت علی گفته باشند تقریباً یقین دارم که نیست تقریباً یقین دارم چون احادیث مثل این را من دیده­ام.

-من هفته پیش خدمت­تان زنگ زدم در رابطه با جنگ امیرالمؤمنین با آقای معاویه در جنگ جمل که پیامبر فرموده بودند «هر کسی با شما می­جنگد با من می­جنگد» شما آیه­ی از قرآن آوردید که هر موقع دو گروه از مؤمنین با هم جنگیدند در بین­شان صلح انجام بدهید درست است یا نه؟

+بله آیه قرآن است دیگر باید درست باشد

-من می­خواستم بگویم چرا پیامبر به این آیه قرآن عمل نکردند و به علی(ع) سفارش کردند که با ناکثین و قاسطین و مارقین بجنگ؟ پیامبر آیا این آیه قرآن را نخوانده بودند؟ یا خودشان عمداً عمل نکردند؟

+من این حدیث را به این صورت نشنیده­ام ولی این را شنیده­ام که حضرت علی

_من الآن آدرسش را می­دهم

+اجازه بدهید

-من خواهش می­کنم از شما جوابی که می­دهید مستند بدهید، من این را ندیده­ام، این دروغ است، من الآن می­گویم مسند بزار جلد ۳ حدیث ۷۷۴ آقای هیثمی هم بعد از نقل روایت می­گوید که این روایت صحیح است، خواهش می­کنم شما مستند جواب بدهید اینکه این صحیح نیست، این را من ندارم، بالاخره کامپیوتر خدمت­شما هست انجا بزنید ببینید.

+نگاه کنید در همین فرصت من این حدیث را آوردم نگاه کنید همان هیثمی که می­گوید، والله این آدم چقدر دروغگو هست خدایا یعنی من انسان از این دروغگوتر ندیده­ام، ببینید ناکسین و قاسطین و مارقین، همان هیثمی که می­گوید «فیه من لم أعرفه» کسی که در آن است من نمی­شناسم، یعنی ضعیف است، بزار می­گوید «حدیث صحیح و إسناده ضعیف» إسناده ضعیف حکیم بن جبیر ضعیف، بفرما، البانی همه اینها را جمع می­کند جواب می­دهد حالا ببینیم نظر آلبانی در اینجا کجا آمده؛ ذهبی می­گوید صحیح نیست فهمیدید همه می­گویند غلط است این روز روشن را می­گوید شب تاریک.

استاد یزدانی:

اولش می­گوید اصلاً این روایت نیست من یقین دارم چنین روایتی نیست تقریباً یقین دارم که همچین روایتی نیست، بعد بیننده هفته­های بعد تماس می­گیرد که همچین روایتی هست بزار گفته فلان هست، می­گوید نه نیست باز هم دوباره سرچ می­کند بالاخره پیدا می­کند می­گوید چرا دروغ گفتی، شما گفتی هیثمی روایت را تصحیح کرده درحالی که روایت ضعیف است به بیننده تهمت دروغگویی می­­زند، حالا من روایت را خدمت بینندگان عزیز نشان بدهم ببینیم که روایت چطوری هست؛ کتاب «البحر الزخان المعروف بمسند البزار» همین است که بیننده خواند، مکتبه العلوم القرآن و مکتبه العلوم و الحکم در مدینه منوره این را چاپ کرده چاپ اول چاپ ۱۴۰۹ المجلد الثالث، جلد شماره ۳  صفحه شماره ۳۶ حدیث ۷۷۴

البحر الزخان المعروف بمسند البزار، چاپ مکتبه العلوم القرآن و مکتبه العلوم و الحکم در مدینه منوره، چاپ اول چاپ ۱۴۰۹، ج ۳، ص ۳۶، حدیث ۷۷۴

عباد بن یعقوب از ربیع بن سعد از سعید بن عبید از علی بن ربیعه از امیرالمؤمنین که امیرالمؤمنین می­فرماید

«عهد إلیَّ رسول الله(ص) فی قِتَالِ النَّاکِثِینَ وَالْقَاسِطِینَ وَالْمَارِقِینَ»

پیغمبر از من عهد گرفت که با اینها بجنگم، وصیت کرد که مبادا یک وقت نشود با ناکثین نجنگی، با ناکثین حتماً بجنگ با قاسطین حتماً بجنگ با مارقین حتماً بجنگ، و پیغمبر عهد می­گیرد، حالا محقق یک حرف­های می­زند کاری به آن نداریم من از هیثمی نقل می­کنم از خود هیثمی نشان بدهم؛ کتاب «مجمع الزوائد و منبع الفوائد»، آقای سجودی سرچ زد پیدا کرد این روایت را در مجمع الزوائد که الآن می­بینید با تحقیق حسین سلیم اسد الدارانی، المجلد الثالثُ عشر، چاپ دار المنهاج در عربستان سعودی در جده، چاپ اول چاپ ۱۴۳۶

مجمع الزوائد و منبع الفوائد، هیثمی، محقق حسین سلیم اسد الدارانی، چاپ دار المنهاج عربستان سعودی در جده، چاپ اول چاپ ۱۴۳۶، المجلد الثالثُ عشر

ایشان این روایت را نشان داد که

«أَمَرَ رسول الله (ص) بِقِتَالِ النَّاکِثِینَ وَالْقَاسِطِینَ وَالْمَارِقِینَ»

«رواه الطبرانی و فیه من لم أعرفه»

این روایت را طبرانی نقل کرده و در سند آن کسانی هستند که من نمی­شناسم

بعد به بیننده گفت چرا تو دروغ می­گویی؟ آقای هیثمی گفته سندش ضعیف است من نمی­شناسم روات آن را چرا می­گویی صحیح است؟ ببینید چه کلکی می­زند چطوری تدلیس می­کند چطوری دروغ می­گوید این وهابی، حالا محقق کتاب در پاورقی سندهای متعدد آن را می­آورد که این سند است فلان سند هست ولی آخرش می­گوید

«لکن الحدیث صحیح بشواهده»

درست است یک سند آن حسن هست یک سند آن ضعیف است، هفت هشت­تا سند مختلف دارد این روایت از هفت نفر از صحابه نقل شده من خدمت­تان نشان می­دهم، می­گوید درست است اینها ضعیف است ولی «لکن الحدیث صحیح بشواهده» این حدیث صحیح است شواهد دارد، چرا اینها را نشان نمی­دهی؟ تو که آن را نشان دادی چرا پاورقی را نشان ندادی؟ البته شاید مکتب شامله­اش نداشت ولی خب این موجود هست در شامله­های جدید همین کتاب با همین ترتیب موجود است، اما بیننده کجا را خواند؟ ببینید ایشان از جلد ۱۳ صفحه شماره ۵۶۴ خواند، بیننده از جلد ۱۵ همان چاپ همان مشخصات صفحه شماره ۱۷۹

مجمع الزوائد و منبع الفوائد، هیثمی، محقق حسین سلیم اسد الدارانی، چاپ دار المنهاج عربستان سعودی در جده، چاپ اول چاپ ۱۴۳۶، ج ۱۵، ص ۱۷۹

«و أن علیٍّ رضی الله عنه قال: عَهِدَ رَسُول الله (ص) فِی قِتَالِ النَّاکِثِینَ وَالْقَاسِطِینَ وَالْمَارِقِینَ»

«رواه البزار والطبرانی فی الأوسط، و أحد إسناده البزار رجاله رجال الصحیح»

غیر از آقای ربیع بن سعید

«و وثقه بن حبان»

که راوی را هم إبن حبان توثیق کرده­

غیر از آن چندتای دیگر در همین سند هست؟ چندتا سند دیگر هم هست باز روایت بعدی هست، روایت بعدی هست و کاملاً مشخص هست بیننده این را می­خواند او از یک جای دیگر نشان می­دهد می­خواهد بیننده را دروغگو کند خودش دروغ می­گوید، برای چه تو اینقدر دروغ می­گویی؟ ناف این بدبخت را انگار بریده­اند با دروغگویی، اول می­گوید اصلاً یقین دارم همچین روایتی نیست بعد که می­آید مجبور می­شود متن را خوانده بیننده، سرچ می­زند می­گوید نه ضعیف است چرا دروغ گفتی، بیننده دارد اینجا را می­خواند تو یک روایت دیگر را سرچ می­زنی به دروغ یک روایت دیگر را نشان می­دهی، این کارها چیست؟ این دروغگویی­ها چیست؟ برای چه هست؟ اگر انسانی یقین داشته باشد به حقانیت مذهب خودش متوصل نمی­شود به دروغگویی ولی این بدبخت­ها چون مذهب­شان دروغ هست چون پایۀ مذهب­شان به دروغ بنا شده مجبور هستند دروغ بگویند و بیننده­ها را متهم می­کنند به دروغگویی.

استاد یزدانی:

ببینید این روایت از امیرالمؤمنین بود، همین روایت از أبو عیوب انصاری نقل شده کتاب­های متعدد، من فقط دانه دانه سریع سریع کسان دیگر که این روایت را نقل کرده­اند نشان بدهم؛ «المستدرک حاکم نیشابوری» جلد ۳ صفحه شماره ۱۵۰ از أبو عیوب انصاری همین روایت را نقل کرده

المستدرک حاکم، نیشابوری، ج ۳، ص ۱۵۰

دوتا روایت با دوتا سند متعدد از أبو عیوب انصاری که

«أَمَرَ رسول الله (ص) علی یابن أبی طالب بِقِتَالِ النَّاکِثِینَ وَالْقَاسِطِینَ وَالْمَارِقِینَ»

و باز روایت بعدی که

«سمعت نبی (ص) یقول لعَلی بن أبی طالب تقاتل النَّاکِثِینَ وَالْقَاسِطِینَ وَالْمَارِقِینَ بالطرقات والنهروانات وبالسعفات»

و بعد می­گوید أبو عیوب می­گوید من به پیغمبر گفتم من با چه کسی باشم وقتی امیر المؤمنین با ناکثین و قاسطین و مارقین می­جنگد من کدام طرفی باشم؟ پیغمبر فرمودن:

«مع علی بن أبی طالب»

با علی بن أبی طالب

این هم روایتی که از أبو عیوب انصاری نقل شده.

روایت بعدی از أبو سعید خُدری نقل شده، خیلی­ها نقل کرده­اند من روایت أبو سعید خُدری را هم از «البدایه و النهایه إبن کثیر» نقل کنم؛ البدایه و النهایه إبن کثیر چاپ وزارت اوقاف قطر، جلد ۷ چاپ ۱۴۳۶،

البدایه و النهایه، إبن کثیر، چاپ وزارت اوقاف قطر، چاپ ۱۴۳۶، ج ۷، ص ۵۱۶

خیلی مفصل این روایت را چندین روایت ایشان نقل کرده صفحه ۵۱۵ از أبی سعید خدری، بالا روایت عبدالله بن مسعود، روایت أبو عیوب انصاری، ولی من از اینجا روایت أبو سعید خدری را نشان بدهم؛

«أَمَرَنا رسول الله بِقِتَالِ النَّاکِثِینَ وَالْقَاسِطِینَ وَالْمَارِقِینَ فقلت: یا رسول الله!»

من به پیغمبر گفتم دستور دادی من با چه کسی باشم در این جنگ؟

«فقال: مع علی بن أبی طالب، معه یُقتل عمار بن یاسر»

با امیرالمؤمنین باش عمار هم با امیرالمؤمنین هست

که اشاره دارد به آن روایتی که عمار را چه کسی می­کشد؟ «تقتل الفئه الباغیه» که صحیح بخاری نقل کرده.

همین روایت از عبدالله بن مسعود نقل شده؛ «المعجم الکبیر طبرانی» جلد شماره ۱۰ مکتبه إبن تیمیه در قاهره چاپ کرده صفحه ۱۱۲ از جلد ۱۰

المعجم الکبیر، طبرانی، چاپ مکتبه إبن تیمیه در قاهره، ج ۱۰، ص ۱۱۲

از عبدالله که:

«أُمِرَ علیٌ بِقِتَالِ النَّاکِثِینَ وَالْقَاسِطِینَ وَالْمَارِقِینَ»

به امیرالمؤمنین دستور داده شد که با ناکثین و قاسطین و مارقین بجنگند

حالا از عمار بن یاسر هم نقل شده، أبو یعلی موصلی حنبلی متوفی ۳۰۷ الجزء الثالث با تحقیق حسین سلیم اسد، دارالثقافه در دمشق چاپ کرده، چاپ دوم صفحه ۱۹۴

أبو یعلی موصلی حنبلی، متوفی ۳۰۷، محقق حسین سلیم اسد، چاپ دارالثقافه در دمشق، چاپ دوم، ج ۳، ص ۱۹۴

از عمار یاسر

«أُمِرت أن یقاتل النَّاکِثِینَ وَالْقَاسِطِینَ وَالْمَارِقِینَ»

می­گوید:به ما دستور داده شده بود، پیغمبر نه به امیرالمؤمنین، به عمار هم دستور داده که با ناکثین و قاسطین و مارقین بجنگد.

حالا من بقیه روایات را نمی­خوانم فقط یکی دوتا متن از علمای اهل سنت بخوانم که ببینید چه کار کرده­اند اینها، چقدر قشنگ زیبا توضیح داده­اند این روایت را:

«إبن حجر عسقلانی» در کتاب «التلخیص الحبیر» خودش، این کتاب بسیار خوبی هست و روایات بسیار قشنگی در تأیید اعتقادات شیعه در این کتاب آمده، چاپ اضواء السلف ریاض عربستان سعودی جلد شماره ۶ صفحه شماره ۲۷۰۵

التلخیص الحبیر، إبن حجر عسقلانی، چاپ اضواء السلف ریاض عربستان سعودی، ج ۶، ص ۲۷۰۵

بحث جنگ جمل را پیش می­کشد می­گوید: جنگ جمل در سال ۳۶ اتفاق افتاد، جنگ صفین در ربیع الاول سال ۳۷ و سه ماه طول کشید، حالا این تیکه­اش

«قوله: ثبت أنّ أهل الجمل و صفّین و النهروان  بغاه»

ثابت شده قطعی است این مطلب که کسانی که در جنگ جمل بودند صفین و نهروان در برابر امیرالمؤمنین جنگیده اینها همه باغی هستند

اینها همه تاغی هستند، إبن حجر می­گوید

«هو کما قال»

بله واقعاً همین است

دلیلت چیست؟ دلیلش این روایت هست؛ حدیث امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب

«أُمِرت بقاتل النَّاکِثِینَ وَالْقَاسِطِینَ وَالْمَارِقِینَ»

به من دستور داده شده که با ناکثین و قاسطین و مارقین بجنگم

این روایت را چه کسی نقل کرده؟ نسائی در خصائص نقل کرده، بزار نقل کرده، طبرانی نقل کرده، ناکثین چه کسانی هستند؟ اهل جمل، چرا؟ چون بیعت­شان را شکستند، با امیرالمؤمنین بیعت کردند بیعت­شان را شکستند، قاسطین چه کسانی هستند؟ اهل شام هستند، چرا؟ اینها از حق عبور کردند بیعت نکردند حق این بود که با امیرالمؤمنین بیعت کنند ولی بیعت نکردند اینها قاسطین هستند، مارقین هم که اهل نهروان هستند

«لثبوت الخبر الصحیح فیهم أنهم «یَمْرُقُونَ مِنَ الدِّینِ کَما یَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرِّمْیَهِ»»

این آقای إبن حجر عسقلانی واضح و روشن استدلال می­کند به این روایت که حدیثی  از امیرالمؤمنین از پیغمبر نقل شده که دستور داده شده به امیرالمؤمنین که با اینها بجنگند.

استاد یزدانی:

اصلاً این را جزء علامات نبوت پیغمبر جزء معجزات پیغمبر نقل کرده­اند علمای اهل سنت، ببینید آقای شوکانی چه می­گوید؛ کتابی دارد به نام «الفتح الربانی من فتاوی الامام الشوکانی»، ایشان سلفی هست دیگر سلفی العقیده است و سلفی­ها خیلی حرفش را قبول دارند، الجزء الثانی، مکتبه الجیل الجدید در یمن چاپ کرده در صنعاء.

در این فتح الربانی کتاب­های متعدد آقای شوکانی را جا داده­اند، در کتاب الدرایه فی مسأله الوصایه که صفحه ۹۴۹ می­شود شروع این کتاب، مطلبی که من می­خوانم صفحه ۹۷۶ هست ببینید چه می­گوید

الفتح الربانی من فتاوی الامام الشوکانی، کتاب الدرایه فی مسأله الوصایه، چاپ مکتبه الجیل الجدید در یمن در صنعاء، ج ۲، ۹۴۹-۹۷۶

«فقد ثبت»

این دیگر کامل قطعی شده یقینی هست چنین روایتی ثابت شده که

«أنه أَمرهُ بقاتل النَّاکِثِینَ»

که پیغمبر امیرالمؤمنین را دستور داد مأمور کرد با چه کسانی بجنگید؟ با ناکثین با قاسطین با مارقین و علامات­شان را هم گفت، علامت­های ناکثین را گفت، علامت­های قاسطین را گفت، علامت­های مارقین را گفت، دانه دانه برای همه اینها تک تک روایت هست برای ناکثین روایت صحیح است که کلاب حوأب هست که حالا یک وقت دیگر باید به آن مفصل بپردازیم، این آقای شوکانی.

حالا من از آقای تفتازانی و امیر صنعانی هم برای­تان بخوانم:

آقای تفتازانی در «شرح المقاصد» خودش همین روایت را آورده، شرح المقاصد عالم امام مسعود بن عمر بن عبدالله تفتازنی  متوفی ۷۹۳ جلد ۵ چاپ عالم الکتب بیروت چاپ دوم چاپ ۱۴۱۹ صفحه شماره ۳۰۶

شرح المقاصد، عالم امام مسعود بن عمر بن عبدالله تفتازنی،  متوفی ۷۹۳، چاپ عالم الکتب بیروت، چاپ دوم چاپ ۱۴۱۹، ج ۵، ص ۳۰۶

خیلی قشنگ است عجب استدلال­های می­کند و سؤالات عجیبی را در ذهن خواننده واقعاً اینجاد می­کند که پیغمبر فرمود

«قتال المسلم کفر و سبابه فسق»

هر کس با مسلمانی بجنگد کافر است

روایتش در صحیح بخاری است درصحیح مسلم است جاهای متعدد نقل شده هر کسی به مسلمانی فحش بدهد فاسق می­شود، جایز نیست حلال نیست که مسلمانی سه روز بیشتر با برادر مسلمان خودش قهر باشد، امیرالمؤمنین مسلمان بود یا نبود؟ مسلمان بودن امیرالمؤمنین را که دیگر قبول دارید حد اقل این را قبول کنید، هر کس هم با مسلمانی بجنگد کافر است، چه کسی جنگیده با امیرالمؤمنین؟ خودش می­گوید، خود ایشان در ادامه می­گوید: جنگ جمل اتفاق افتاد، جنگ صفین اتفاق افتاد، جنگ خوارج اتفاق افتاد، علی بن أبی طالب با چه کسانی جنگیده؟

«قاتل علیٌ ثلاث فرق من المسلیمن»

امیرالمؤمنین با سه­تا فرقه از فرقه­های مسلمان جنگیده که چنانچه پیغمبر هم فرموده

«علی ما قال النبی إنک تقاتل الناکثین و المارقین و القاسطین»

پیغمبر خودش پیش بینی کرد گفت تو با اینها خواهی جنگید با اینها بجنگ، ناکثین چه کسانی هستند؟

«فالناکثون هم الذین نکثوا العهد و البیعه»

چقدر واضح است چقدر روشن است

«و خرجُوا إلی البصره»

پیش قراول این جنگ چه کسی بود؟ طلحه و زبیر، چه کسانی بودند؟

«و قاتلوا علیاً»

با علی جنگیدند، با کدام لشکر؟ با لشکری که فرمانده­اش چه کسی بود؟ مشخص است در یک هودجی سوار شتری شده بود و …، قاسطین چه کسانی هستند؟ معاویه و پیروانش

«الذین اجتمعوا علیه و عدلوا عن طریق الحق الذی هو بیعه علی و الدخول تحت الطاعه»

اصلاً حرف­ها همه نابود کننده است برای کسانی مثل آقای سجودی، پیغمبر به امیرالمؤمنین دستور داده با اینها بجنگ، شما به جای اینکه از پیغمبر پیروی کنید به جای اینکه طرفدار امیرالمؤمنین باشید پیرو چه کسی هستید؟ با آنهای که امیرالمؤمنین با آنها جنگیده، چرا؟ چرا از آنها طرفداری می­کنید؟ چرا از آنها پیروی می­کنید؟ پیغمبر صریح دستور داده با اینها بجنگ، جنگیدن هم با مسلمان کفر است، اگر اینها مسلمان بودند پیغمبر دستور نمی­داد با اینها بجنگ، خیلی واضح است مطلب خیلی روشن است ولی چرا اینها قبول نمی­کنند؟ مگر قیامتی نیست؟ دوباره باید توسیه­های خودش را بکنیم، مگر صراطی نیست؟ مگر میزانی نیست؟ مگر حساب و کتابی نیست؟ همه چیز واضح است همه چیز روشن است شما چرا لج می­کنید؟ و از اینها جالب­تر آقای امیر صنعانی سلفی مسلک کتابی دارد به نام«الروضه الندیه شرح التحفه العلویه» خیلی کتاب خوبی است خیلی مطالب نابی در این کتاب وجود دارد برای اینکه شیعه بتواند از آن استفاده کند، سلفی مسلک هست یک شعری را می­خواند

الروضه الندیه شرح التحفه العلویه، امیر صنعانی،

«و سل الناکث و القاسط و المارقه و المارقه  الآخذ بالإیمان غیّا»

حالا توضیح می­دهد ناکس چه کسانی، ناکس چه هست، منظور از بیت چه کسانی هستند

«و البیت إشاره إلی قتال امیر المؤمنین ثلاث طوائف بعد إمامته»

این بیتی که الآن خواندم اشاره دارد به امیرالمؤمنین که جنگید با سه طائفه بعد از اینکه امام شد، چه کسانی بودند، ناکسین بودند قاسطین بودند، مارقین بودند و بعد حرف ابن حجر عسقلانی را می­آورد همان که خدمت­تان نشان دادم و بعد صفحه ۱۵۸، از این کتاب می­گوید این از معجزات پیغمبر است

«فمن المعجزات إخبار الرسول لعلی بأنه یقاتل الناکثین و القاسطین و المارقین»

این از معجزات پیغمبر است، پیغمبر پیش بینی کرد که چه کسانی با امیرالمؤمنین می­جنگند به امیرالمؤمنین دستور داد با اینها بجنگ

«ففیه الإخبار بالغیب»

این اخبار غیبی هست

«و إعلام امیرالمؤمنین بما یجریه الله علی یده من القتال و الجهاد لتلک الثلاث الفرق»

اصلاً این جهاد بود، کاری که امیرالمؤمنین کرد، با اینهایی که جنگید با اهل جمل با صفین و اهل نهروان جهاد بود پیغمبر دستور داده بود با اینها بجنگ، طبق دستور پیغمبر کسی با کسی بجنگد قطعاً آن جهاد است دیگر، خب وقتی امیرالمؤمنین با اینها جهاد کرده شما چرا طرف امیرالمؤمنین را نمی­گیرید؟ چرا طرف آنها هستید، بیننده سؤال خیلی خوبی پرسیده بود، ولی جوابی برایش نداشت، هیچ کس برایش جوابی ندارد، هیچ کدام از اینها جوابی برای این سؤال ندارند، پیغمبر به امیرالمؤمنین دستور داده با اینها بجنگ، شما چرا اینها را تبرعه می­کنید؟ پیغمبر دستور بی­خود می­دهد؟ پیغمبر با کسی که مسلمان­ هست دستور جنگ می­­دهد؟ خب نمی­دهد که ، با کسی که مسلمان باشد پیغمبر نمی­گوید بجنگ بکش اینها را، امیرالمؤمنین در این جنگ نزدیک ۳۰ هزار نفر از لشکریان عایشه را  کشت، در جنگ صفین نزدیک ۴۵ هزار نفر از لشکریان معاویه را کشت، ۴۵ هزار نفر را امیرالمؤمنین در جنگ صفین طبق نقل اهل سنت کشته، خب اینها کجا هستند، کشته­های اینها جایش کجا است؟ اینها را دیگر اینها جواب بدهند ولی جوابی برایش وجود ندارد، یک بن بست بسیار سختی برای اینها است نه راه پیش دارند نه راه پس دارند و امیدوار هستیم که خدا همه ما را هدایت کند و  اینها را هدایت کند ان شاء الله راه راست که واضح و روشن است  اینها بیایند به راه راست و  راه اهل بیت و راه امیرالمؤمنین را ان شاءالله پیروی کنند.

قرار شد، که ان شاء الله ما هم در سایت شبکه  جهانی حضرت ولیعصر تمام این اسکن­هایی که  خدمت بینندگان عزیز نشان می­دهم آنجا بگذاریم ان شاء الله به مرور حتی اسکن­هایی که قبلاً گذاشتیم، این بیستمین برنامه ما است آن نوزده­تا برنامه دیگری هم که تا حالا برگذار شده اسکن­هایی که من نشان دادم همه را ان شاء الله در سایت مؤسسه تحقیقایت حضرت ولیعصر در سایت شبکه جهانی حضرت ولیعصر  در همان ذیل برنامه کلمه طیبه ان شاء الله همه را بار گذاری می­کنیم، همه اینها در سایت خودم که هست، هفته به هفته گذاشتم، حالا سایت شبکه جهانی حضرت ولیعصر آنجا دیگر راحت­تر است می­توانند استفاده کنند.

بیننده۱:

آنجا که فرمودید اهل بیت حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) و امیرالمؤمنین و حسنین هست، می­خواستم ببینیم این «تسعه المعصومین من زریه الحسین» مگر اینها جزو اهل بیت نیستند، جزو معصومین نیستند، پس چرا اسامی اینها نیامده اگر آمده آن را به ما نشان بدهید؛  و من نمی­دانم این را چطور بگویم دیگر «اظهر من الشمس» است، همه چیز دیگر واضح است، امروز یک روزی است که همه چیز آشکار شده، همه حق آشکار شده واقعاً الآن جای سؤال است برای من، دیگر الآن لازم نیست شبهه مطرح کنیم، دیگر همه چیز را شما واضح کردید در همه جا، فقط سؤال اساسی من این است، اینها که الآن اینقدر کتاب نوشتند، ذهبی ، ابن حجر و بزرگان اینها، خب اینقدر کتاب نوشتند بعد تازه خودشان هم گفتند صحیح است، و آن احادیثی که دقیقاً در نقطه مقابل آن چیزی که برادران اهل سنت دارند در واقع آن احادیث در مقابل آنها قرار دارد، بعد آنها ار هم می­گویند صحیح است، و نقل هم شده و متواتر هم هست بعد در مقال آن چیزی که آنها قبول دارند احادیث ضعیفی است، خب این یعنی چه؟ خب چرا خودشان قبول نکردند، بعد علمای عصر حاظر که این را می­خوانند اینقدر مسلمان از شرق تا غرب ما داریم، خب اینها چرا قبول نمی­کنند؟ مگر خودشان نگفتند، خودشان هم اعتراف می­کنند بعد آنچه که شیعه ادعا می­کند را متواتر است صحیح هم است خودشان در کتب­شان نوشتند، ولی آن چیزی که خودشان قبول دارند می­گویند ضعیف است، واقعاً خدا گاهی اوقات اینها را گرفته، واقعاً این را برای ما مشخص کنید، دیگر امروز جای طرح شبهه نیست، دیگر کلاً تکلیف شبهه­ها معلوم است،

بیننده۲:

می­خواستم بپرسم اینکه یا علی و یا خدا چه فرقی دارد باهم

بیننده۳:

آقای یزدانی نمی­دانم  من این احادیثی که شما دارید اینجا می­خوانید، اصلاً هیچ مسلمانی هم قبول ندارد، من نمی­دانم شما هدف­تان از آوردن یک همچین احادیثی چیست؟ می­خواهید ثابت کنید که مثلاً شیعه حق است؟ و اهل سنت ناحق هستند

استاد یزدانی:

این روایاتی که الآن من از کتاب­های اهل سنت خواندم علمای اهل سنت تصحیح کرده بودند هیچ مسلمانی قبول ندارد؟

بیننده:

این احادیث اکثراً ضعیف هستند و شما می­روید همین احادیث ضعیف را می­آورید

استاد یزدانی:

تصریحش را آوردم خب علمای اهل سنت می­گویند صحیح است، شما می­گویید ضعیف است؟

بیننده:

نه اینها اکثراً ضعیف هستند و هیچ، عالمی اینها را قبول ندارد، شما همیشه می­آورید اینها را اینجا نشان می­دهید که ثابت کنید که شیعه برحق است و اهل سنت ناحق هستند، من به عنوان یک اهل سنت افتخار می­کنم که سنی هستم و طبق همان گفته­ای که امام جعفر صادق می­فرماید که پشت سر اهل سنت نماز خواندن مثل این است که پشت سر پیامبر نماز خواندی، همین برای ما ثابت می­کند ما اهل سنت مذهب بر حق هستیم، و در طی این ۱۴۰۰ سالی که  از اسلام به ما رسیده ما تا به حال هیچ گونه احکامی نه از اسلام کم کردیم نه به آن اضافه کردیم، طبق همان احکامی که از طریق صحابه به ما رسیده ما همان را عمل کردیم،  ولی تشیع ببینید مثلاً در طی همین چند سال چقدر فرق کرده از اول انقلاب تا حالا هر سالی یک نوع بدعت اضافه شده و یک عبادتی وسطش آمده و هزاران عبادت­های دیگری که اصلاً وجود ندارد، این برای یک مسلمان اصلاً قابل قبول هم نیست، خداوند می­گوید من شما را فرستادم که عبادت کنید خداوند را،

استاد یزدانی:

روایتی که من از صحیح مسلم خواندم، ضعیف است؟

بیننده:

این را فردای قیامت از احادیث از من و شما سؤال نمی­کنند حاج آقا

استاد یزدانی:

یعنی روایاتی که در صحیح مسلم هست ضعیف است؟

بیننده:

می­گویم این اگر ضعیف هم باشد و درست هم باشد ولی فردای قیامت از من و شما سؤال نمی­کنند.

استاد یزدانی:

چرا فردای قیامت هر کسی با امام خودش محشور می­شود، نص صریح قرآن کریم است؛ این روایتی که من از صحیح مسلم خواندم کجایش ضعیف است؟

بیننده:

می­گویم اگر درست هم باشد برای ما فایده ندارد

استاد یزدانی:

آقای نارویی، الآن این روایتی که من از صحیح مسلم خواندم چاپ ریاض عربستان سعودی این کجایش ضعیف است، روایت صحیح مسلم کجایش ضعیف است؟

بیننده:

می­گویم همه­شان صحیح هستند ولی فردای قیامت از من و شما سؤال نمی­کنند

استاد یزدانی:

چرا خود خدا گفته «أطیعوا الله و أصعوا الرسول»

بیننده:

خداوند می­گوید من شما را فرستادم که عبادت من خداوند را انجام بدهید نگفته شما بروید دنبال این حدیث و آن حدیث

استاد یزدانی:

خدا مگر نگفته «أصعوا الرسول»؟

بیننده:

ما «أصعوا الرسول» هستیم

استاد یزدانی:

خب «أصعوا الرسول» یکیش همین است که اهل بیت چه کسانی هستند، از اهل بیت پیروی کنید

بیننده:

اهل بیت را قبول داریم حضرت علی، فاطمه، حسن و حسین همه اینها را قبول داریم

استاد یزدانی:

ما چهارده­تا آیه در قرآن کریم داریم که اطاعت از پیغمبر را برای ما واجب می­کند، شما چرا از پیغمبر تبعیت نمی­کنید؟

بیننده:

ما تبعیت می­کنیم.

استاد یزدانی:

خب پیغمبر می­گوید اهل بیت من اینها هستند از اینها تبعیت کنید، تبعیت نمی­کنید؟

بیننده:

ما همه را قبول داریم و همه اینها را دوست داریم، خب چکار کنیم؟

استاد یزدانی:

ببینید من یک روایت به شما نشان می­دهم، ببینیم شما حرف پیغمبر را قبول می­کنید یا نمی­کنید، روایتی که در «صحیح و جامع الصغیر» آقای البانی آمده، سندش هم صحیح است آقای البانی گفته صحیح است، پیغمبر گفته:

خلیفه من کتاب خدا است و اهل بیت من است

شما چرا حرف پیغمبر را گوش نمی­دهید؟

بیننده:

می­گویم هر حرفی هر حدیثی روایتی که پیامبر گفته ما همه را به روی چشم قبول داریم،

استاد یزدانی:

خب چرا این را قبول ندارید؟ ببینید سندش صحیح است پیغمبر گفته خلیفه من یکی کتاب خدا است و دو اهل بیت من هست، شما چرا حرف پیغمبر را گوش نمی­دهید؟

بیننده:

چطوری باید ما ثابت کنیم که ما حضرت علی را دوست داریم

استاد یزدانی:

دوست داشتن که نه، ببینید پیغمبر چه می­گوید «إنی تارکم فیکم خلیفتین»  من در میان شما دوتا خلیفه می­گذارم، خلیفه من کتاب خدا است و اهل بیت من هست، شما چرا حرف پیغمبر را گوش نمی­دهید؟

بیننده:

خب حالا ما کتاب خدا را قبول داریم، خب ما حالا چکار کنیم

استاد یزدانی:

اهل بیت را چرا قبول ندارید؟

بیننده:

ما قبول داریم چکار کنیم

استاد یزدانی:

خب اگر قبول دارید که بایدخلیفه پیغمبر اهل بیت باشند

بیننده:

خب من می­گویم چه راهی بروم که شما قبول کنید که من حضرت علی را دوست دارم

استاد یزدانی:

دوست داشتن نیست ببینید، پیغمبر می­گوید خلیفه بعد از من اهل بیت من هستند، شما چرا خلیفه پیغمبر را قبول ندارید، حرف پیغمبر را گوش نمی­کنید

بیننده:

می­گویم ما قبول داریم

استاد یزدانی:

خب اگر قبول دارید این چیست؟ آقای نارویی پیغمبر گفته خلیفه من کتاب خدا است، و اهل بیت من، تو چرا این حرف پیغمبر را گوش نمی­دهی؟ سندش هم صحیح است

بیننده:

الآن به نظر شما اگر من بیایم دو وعده نماز را سه وعده کنم به نظر شما این خلیفتین می­شود

استاد یزدانی:

پیغمبر گفته خلیفه من اهل بیت من است ، شما چرا گوش نمی­دهی؟

بیننده:

من مانده­ام چکار کنم مثلاً

استاد یزدانی:

خلافت اهل بیت را قبول کن

بیننده:

قبول می­کنم بابا

استاد یزدانی:

قبول کردی دیگر تمام است دیگر این همه جار و جنجال ندارد؛ الآن شما قبول کردی خلیفه پیغمبر اهل بیت پیامبر هستند؟

بیننده:

درست است من قبول دارم

استاد یزدانی:

خب پس خلافت بقیه را نباید قبول داشته باشی؛ خلافت ابوبکر عمر عثمان را هم قبول داری؟

بیننده:

دیگر اینطور در تاریخ اتفاق افتاده حالا ما چکار کنیم؟

استاد یزدانی:

نه در تاریخ اتفاق افتاده که خیلی چیزها اتفاق افتاده در تاریخ، هرچه در تاریخ اتفاق افتاد که  مطابق میل پیغمبر نبوده، دستور پیغمبر چه بوده؟ شما چرا حرف پیغمبر را گوش نمی­دهی؟

بیننده:

من می­گویم فردای قیامت می­پرسند از شما حضرت علی خلیفه اول بوده یا چهارم؟

استاد یزدانی:

فردای قیامت سر پل صراط پیغمبر ایستاده می­گوید من گفتم خلیفه من کتاب خدا است اهل بیت من هست شما چه جوابی داری برایش؟ الآن فرض کن، تصور کن صراط پل صراط است، پیغمبر هم نشسته آنجا هم جلوی تو را گرفته ، پیغمبر می­گوید من گفتم خلیفه من  کتاب خدا است و اهل بیت من چرا گوش نمی­دهی؟ شما جواب بده الآن

بیننده۴:

خسته نباشید حاج آقا، حاج آقای یزدانی شما که به قیامت اعتقاد دارید چرا دروغ می­گویید

استاد یزدانی:

کجا دروغ گفتم؟

بیننده:

الآن من می­گویم، در همین شبکه شما هزاران دروغ نسبت به اهل سنت می­گویید، توهین می­کنید، فحش می­دهید بعد می­گویید شما همه­اش دروغ می­گویید.

استاد یزدانی:

شما گفتید دروغ می­گویم یک دانه از دروغ­ها را بگو

بیننده:

هر کس به مسلمان­ها توهین کند کافر است دیگر

استاد یزدانی:

روی یک موضوع بحث کن آقا امین گفتید من دروغ گفتم، یک دانه از دروغ­ها را بگو، هیچ جای دیگری نرو بحث دیگری نکن، شما گفتید من دروغ گفتم یکدانه از دروغ­ها را بگو

بیننده:

آقا جان اجازه بده یک لحظه دیگر خب نمی­­گذارید من حرفم را بزنم

استاد یزدانی:

خب صدتا بحث را می­خواهی مطرح کنی همان اولین حرفی را که زدی ثابت کن

بیننده:

مخالف­ها را قطع می­کنید بعد می­گویید قطع شد، آقای مرعشی هم کلی کیف می­کند که شما جواب دادید تمام شد رفت

مجری:

آقا امین ما همه را قطع کردیم که شما وصل بشوی

مجری:

بله احسنتم سر یک مطلب بحث بکنیم، اولین چیزی که شما مطرح کردید حاج آقای یزدانی دورغ می­گویند، خب حالا بفرمایید این را ثابت بکنید

بیننده:

حاج آقای یزدانی را نمی­گویم می­گویم در شبکه شما

استاد یزدانی:

الآن گفتی من دروغ می­گویم، ثابت کن

بیننده:

نه گفتم در شبکه شما

استاد یزدانی:

شبکه نگفتید اول گفتی شما دروغ می­گویی، به من گفتی دروغگو الآن باید ثابت کنی.

بیننده:

خیلی خب حالا گوش کن دیگر

استاد یزدانی:

باشه ثابت کن من دروغ گفتم بعد، یا بگو اشتباه کردم توبه کن یا ثابت کن من دروغ گفتم

بیننده:

الآن نوبت می­رسد که شما دروغ می­گویی یا من، الآن من دروغ­های شما را می­گیرم دیگر، ابن ملجم شیعه بود یا سنی؟

استاد یزدانی:

ابن ملجم نه شیعه بود نه سنی

بیننده:

در سریال امام علی که پخش خود ایران است شیعه بود، این دروغ شما

استاد یزدانی:

کجا شیعه بود؟

بیننده:

در سریال امام علی را نگاه کن

استاد یزدانی:

خب چه نشان داد در این سریال ما بدانیم

بیننده:

ابن ملجم داشت نماز می­خواند مهر هم گذاشته بود، این دروغ اول شما

استاد یزدانی:

ما ندیدیم همچین چیزی در سریال اصلاً اگر همچین چیزی در سریال بوده اشتباه کردند

بیننده:

سریال امام علی را دانلود کن کاری ندارد که، ببین ابن ملجم نماز می­خواند مهر گذاشته یا نه؟ این دروغ شما

استاد یزدانی:

خب اگر از صحابه کسی را پیدا کنیم که مهر می­گذاشته چه می­شود؟

بیننده:

خب دستش هم باز بود شیعه علی بود دیگر، خودتان می­گویید شیعه علی بود

استاد یزدانی:

نه شیعه امیرالمؤمنین نبوده، قاتل امیرالمؤمنین است، آقای امین قاتل امیرالمؤمنین است ابن ملجم، کی می­گوید شیعه امیرالمؤمنین بوده، چون آن زمان اصلاً اهل سنتی نبوده ، هیچ سنی در آن قرن نداشتیم پس سنی نبوده، شیعه هم نبوده چون قاتل امیرالمؤمنین بوده، چطور می­تواند قاتل شیعه باشد؟

بیننده:

ابن ملجم شیعه بود خوارج هم همه شیعه هستند

استاد یزدانی:

قاتل امیرالمؤمنین بود، شیعه مگر می­شود قاتل باشد؟

بیننده:

زن امام حسن هم شیعه بود

استاد یزدانی:

کجا شیعه بود اینها قاتل بودند

بیننده:

قاتل بود شیعه بود، آقاجان چرا داری می­پیچانی؟ اینطوری ارزش ندارد بحث کردن مستند حرف بزن

استاد یزدانی:

می­گوید زن امام حسن شیعه بود، فلانی شیعه بود، قاتل اهل بیت مگر می­شود شیعه باشد؟ این اصلاً چه منطقی است، چه کسی این حرف را باور می­کند؟ ابو لوء لوء هم اینطوری باشد سنی بوده دیگر.

مجری:

ان شاء الله جلسات بعد حواستان باشد دیگر آن چیزی که  می­خواهید بیان بکنید یک بحث کارشناسی باشد که  کاملاً هم قابل اتکا باشد نه اینکه در فلان فیلم آمده و شما دارید دروغ می­گویید، و معلوم نباشد سر تهش کجا است؛  بسیار خب آقای علیزاده از تهران پشت خط هستند بفرمایید.

بیننده:

در یکی از شبکه­های شیعه که از قم هم پخش می­شود من زنگ زده بودم آنجا کتاب «اصول کافی» دست­شان بود یک بحثی در مورد ازدواج شیعه با سنی بود که یکی از افراد امام جعفر صادق رفتند خدمت  امام گفتند که ما نمی­خواهیم با سنی­ها ازدواج کنیم و اینها  و امام گفتند که نه بکنید اشکالی ندارد یک دلیلی آوردند که پیامبر هم  دخترشان را به ازدواج عثمان در آوردند، منظور من این آخرین کلامم بود که آنجا حاج آقا فکر کردند که من می­گویم مثلاً اهل سنت با شیعه ازدواجش، نه  می­خواستم ببینم چنین روایتی در اصول کافی اگر داریم

استاد یزدانی:

حالا اصل ازدواج که مشکلی ندارد، اصل ازدواج که گفتند جایز است  با اهل سنت ازدواج جایز است ولی خب همه احتیاط کردند، همه فقهای شیعه، همه مراجع فعلی همه گفتند احتیاطاً همچین ازدواجی صورت نگیرد چون واقعاً از نظر منطق هم درست نیست کسیانی که باهم اختلاف شدید عقدیتی دارند ازدواج قطعاً به خوشبختی منجر نمی­شود و از آن طرف هم ممکن است فرزندان اینها ، ممکن است یک دختری با یک سنی ازدواج کند فرزندانش بعداً سنی بشوند، و این مشکل ساز می­شود

بیننده:

نه من منظورم آن آخرش بود که گفت پیامبر دخترش را به ازدواج عثمان در آورد من کاری به آن ندارم،

مجری:

راجع به همین مطلب یک مقاله­ای هست آیا ازدواج دو دختر پیامبر (ص) با عثمان صحت دارد یا خیر، در سایت مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر(عج)  مفصل آمده  آنجا می­توانید مراجعه بکنید و پاسخ­تان را بصورت مستدل دریافت بکنید، بله سؤال دوم­تان را بفرمایید.

بیننده:

یک حدیثی است این را بخوانم قطع می­کنم، در «تاریخ طبری» جلد ۲، صفحه ۴۴۰-۴۴۱، در رابطه با آخرین نمازی که  در بیماری پیامبر که عایشه گفت ابوبکر برود پیامبر فرمودند که برود به جای من نماز بخواند و پیامبر خودشان با آن حالشان رفتند به جای ابوبکر ایستادند و نماز را تمام کردند، نوشته که بعد از نماز یا قبل از نماز آقای ابوبکر به حالت قهر رفتند به روستای­شان سنع که بیرون از مدینه بوده و برنگشتند تا خبر شهادت پیامبر را شنیدند، می­خواستم ببینم این هم صحت دارد یا نه ، خیلی ممنونم تشکر می­کنم از برنامه

بیننده۵:

این آقا امین عزیز برو عزیزم مطالعه کن اینجا مغلطه نکن، شما اول گفتی که آقای یزدانی شما دروغ می­گویی من خودم شنیدم،  از این شاخه به آن شاخه هم نپر، من جواب سؤال این آقا را که گفت راجع به صحت ثقلین  متأسفانه حضرت آقای یزدانی بعد از شهادت رسول اکرم، بعد از ثقیفه هرچه ساخته شد گفتند اسلام رسول خدا هم اینقدر این جمله را تکرار فرمودند که  اهل سنت و شیعه با هم اتفاق نظر دارند

«اِنّی تارِک فِیکُمُ الثَّقَلَیْن کِتابَ اللهِ وَ عِتْرَتی»

اهل سنت هم فرمودند و سنتی، ما قبول می­کنیم اگر به سنت واقعی رسول خدا باشد نه سنت شیخین،  غیر از اهل بیت کسی سنت واقعی پیغمبر را به رسمیت نمی­شناسد، رسول خدا فرمود اسلام دو پایه دارد یکی کتاب خدا، و دیگر مفسرین،  مجریان این کتاب یعنی اهل بیت  اهل عترت، اهل سنت فرمودند نخیر «کتاب الله و سنتی» ما می­گوییم باشد آقای خلیفه دوم گفت «حسبنا کتاب الله» پس اهل سنت که می­گوید «کتاب الله و سنتی» این را چکار کنیم، یعنی سر تا پت تناقض، پیامبر می­گوید انسان دو سرچشمه دراد  یکی از طرف خدا نازل شده  قرآن و یکی تفسیری که من از قرآن دارم سنت، برویم پش جناب خلیفه بگوییم جناب خلیفه این روایت را کل علمای اهل سنت قبول دارند صحابه هم قبول کرند که رسول خدا فرموده  معادل کتاب سنت است، کجا؟ قرآن فرموده «أطیعوا الله و أطیعو الرسول»  «أطیعوا الله فی القرآن و أطیعو الرسول فی السنه مآتی کم الرسول و خذوه» بین کل علمای اهل سنت و جناب خلیفه جنگ عقیدتی رخ نمی­دهد؟ چرا رخ خواهد داد، برای اینکه آقای عمر گفت «حسبنا کتاب الله» علمای اهل سنت هم فرمودند خیر قرآن و سنت رسول الله  این را چکار کنیم این را به ما جواب بدهند، و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

استاد یزدانی:

ایشان گفت چرا پیغمبر نام آنها را نبرد خب نبودند، اگر همه دوازده امام آن زمان بودند قطعاً پیغمبر همه را زیر عبا می­آورد ولی چون نبودند دیگر، همین­هایی که بودند همین­ها را وارد عبا کرد، و همان زمان حضرت زینب (س) زنده است ولی حضرت زینب را نبردند زیر عبا، ابراهیم پسر پیغمبر هست ولی زیر عبا نیامد، این اختصاص دارد به این افراد، از این گذشته ما از حدیث ثقلین عصمت این پنج نفر را ثابت می­کنیم، و بعد از کلمات این پنج نفر از روایاتی که از این پنج نفر رسیده ثابت می­کنیم که بقیه هم جزء این اهل بیت هستند، خب فراوان است روایت، خود امام سجاد(ع) خود امام حسن مجتبی(ع)  امام حسین (ع)  وبقیه همه استدلال کردند که ما  جزء اهل بیت آیه تطهیر هستیم ، حالا من از کتاب­های شیعه چون ایشان شیعه هستند، من یک روایت با سند صحیح از کتاب شریف «عیون اخبار الرضا» جلد اول، صفحه ۶۰،  حدیث شماره ۲۵، خیلی روایت قشنگی است، سندش  صحیح است.

عیون اخبار الرضا، ج۱، ص ۶۰،  حدیث ۲۵

از امام صادق، از امام باقر، از اما علی بن الحسین، از امام حسین از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب

«سئل امیرالمؤمنین عن معنی قول رسول الله إنی مخلف فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی، من العتره؟»

سؤال شد، حال ما از این دست از روایات خب خیلی زیاد داریم من یک دانه نشان می­دهم، وقتی پیغمبر فرمود من در میان شما  دوتا ثقل می­گذارم یکی کتاب خدا یکی هم عترتم، عترت چه کسانی هستند؟ از امیرالمؤمنین، امیرالمؤمنین فرمود

«أنا و الحسن والحسین و الأئمه تسعه من ولد الحسین»

من هستم، حسن هست، حسین، هست، ائمه نه گانه از فرزندان حسین هستند

«تاسعه مهدیهم و قائمهم لایفارقون کتاب الله و لا یفارقهم حتی یردوا علی رسول الله  حوضه»

سند روایت کاملاً صحیح است مشخص می­شود که مقصود از اهل بیت چه کسانی هستند همین طور استدلال ائمه (علیهم السلام) را مثلاً استدلال امام سجاد (علیه السلام ) را  خیلی ها نقل کردند من از «تفسیر طبری» جلد۲۰، چاپ دار ابن جوزی در قاهره  صفحه ۱۱۹، ذیل همین آیه ۳۳، سوره مبارکه احزاب

«تفسیر طبری»، چاپ دار ابن جوزی، قاهره، ج۲۰، ص ۱۱۹

از امام علی بن الحسین نقل کرده که به شخصی از اهل شام گفت

«أما قرأت فی الأحزاب «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً»»

آیا نخواندی این آیه را در قرآن کریم،

گفت آیا شما همین­ها هستید

«ولأنتم هم؟»

شما این اهل بیت هستید؟

«قال نعم»

بله من جزء اهل بیت هستم

از امام مجتبی با سند صحیح داریم، از امام حسین(ع) داریم از بقیه داریم، از ائمه روایات صحیح فراوان داریم از امیرالمؤمنین از امام حسن از امام حسین، که مقصود از اهل بیت چه کسانی هستند ۱۲، نفر هستند بنابر این آن زمانی که آیه نازل شد پیغمبر عبا کشید و دعا خواند، همین پنج نفر بیشتر نبودند و گر نه شامل حال بقیه هم می­شود با استناد به روایات همین پنج تن ثابت می­کنیم که بقیه هم جزء اهل بیت هستند.

این دوست عزیزمان جناب آقای امین می­خواست ثابت کند که شیعه بوده ابن ملجم ولی خب کتاب­های شما ، ما قبلاً این را نشان دادیم کتاب­های شما صریح گفتند ابن ملجم صحابی بوده، حالا اگر در بین صحابه یک شیعه پیدا کنید که دیگر مشکل­تان چند برابر می­شود «التوضیح لشرح جامع الصحیح» آقای سراج الدین شافعی، چاپ اوقاف قطر، صفحه ۳۰۴، در بحث امیرالمؤمنین

التوضیح لشرح جامع الصحیح، آقای سراج الدین شافعی، چاپ اوقاف قطر، ص ۳۰۴

«قتله عبد الرحن ابن ملجم  الفاتک و إن ذکر فی الصحابه»

هرچه او از صحابه بوده ولی قاتل امیرالمؤمنین بوده؛ ذهبی در «تجرید اسماء الصحابه» خودش جلد اول،  صفحه ۳۵۶، شرح حال ۳۷۸۲، عبد الرحمن بن ملجم را جزء اصحاب پیغمبر آورده؛ ابن حجر عسقلانی در «الإصابه فی تمیز الصحابه» عبد الرحمن بن ملجم مرادی را جزء صحابه آورده و حرف ذهبی را هم نقل کرده، اگر ابن ملجم شیعه باشد مهر استفاده کرده باشد جزء اصحاب پیغمبر است پس این خیلی به ضرر شما بیشتر می­­شود یک صحابی قاتل امیرالمؤمنین «أشق الأولین و الآخرین»  رواریت صحیح شیعه و سنی داریم، که او شقی­ترین اولین و آخرین است چون قاتل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب هست، و بعد جزء اصحاب پیغمبر هم هست عادل هم هست حتماً دیگر، اهل بهشت هم هست ، قاتل امیرالمؤمنین هم هست، خب این  تضادها این تناقضاد؛ من از ایشان خواهش می­کنم هر وقت می­آیند تماس می­گیردند با برنامه، دوستان اولاً اینطوری به توپ پر نیایند با توهین نیایند، تو دروغ گفتی کجا دروغ گفتم، می­گه نه من منظورم تو نبودی ،خودت گفتی من دروغگو هستم، بعد که می­گویم آقا ثابت کن من کجا دروغ گفتم ، می­گوید نه تو، شبکه­تان دروغ گفته کجا؟ فیلم سریال امام علی که پخش کردید مهر نشان داده، خب بابا این چجور بحث کردنی است  روی یک موضوع خاص بیایید بحث کنید، ده دقیقه، بیست دقیقه، نیم ساعت وقت می­دهیم حرف بزنید، ولی نه اینطوری، مؤدبانه قشنگ بیایید بحث کنید دلیل بیاورید استدلال کنید، دلیل بخواهید مستند بخواهید ما  خدمت­تان هستیم.

مجری:

خدا نگهدار.